اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Jul 29 2015

بين ما پزشكان و جامعه ايران چه اتفاقى افتاده است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خودنویس: امير شبيرى؛ متخصص مغز، اعصاب و روانپزشكى، هانور آلمان

وقتى بيمار سيگارى چاق فشارخونى كم‌تحرک ولى پراسترس ما كه هواى شهرهاى بزرگ مثل تهران را هر لحظه به درون شش‌هايش مى‌كشد، درگذشت، قاتل كيست؟ پزشک يا خدا؟ يا گرفتگى يک رگ حياتى؟ اصلا چرا قاتل، امام رضا نيست؟ مگر نذر نكرده بودند؟ پول را گرفته، سرويس را تحويل نداده است. ولى واقعا چه شد كه بحران اعتماد و اعتبار پزشک به اينجا رسيد؟

وقتى خبر دستگيرى خانم دكتر فروغ رزمجويى [2] را در صفحات اپوزيسون خواندم فكر كردم بايد مواظب باشم خبر اشتباه را پخش نكنم. شرايط و رفتار بازپرس به نظرم غيرطبيعى و كمدى مى‌آمد. بين ما پزشكان و جامعه ايران چه اتفاقى افتاده است؟

كامنت‌هاى زير خبر قتل دكتر اصغر پيرزاده [3] من را سخت متعجب كرد. برخى نوشته بودند انتقام ما را گرفت. بعضی ديگر نوشته بودند اين‌همه از ما كشتيد حالا نوبت شماست. اين چه جامعه بيماری است؟ علت بحران چيست؟ تبليغات دولتى؟ القاپذيرى مردم ما؟ حسادت اجتماعى؟ رفتار پول‌دوستانه و به دور از اخلاق حرفه‌ای بعضى پزشكان؟

خودم البته پزشكان باشرفى را مى‌شناسم كه از سيستم بيمار ايران زجر كشيدند و چند نفرشان هم اواخر دل‌سوخته و دل‌خسته از ايران خارج شدند. پزشكانى كه از بى‌اخلاقى حرفه‌اى بعضى همكارانشان هم با تاسف ياد مى‌كردند و سعى مى‌كردند بيمارانشان را از عمل‌هاى جراحى غيرلازم نجات دهند. ولى وقتى كسى مى‌نويسد عزيزان ما را شما كشتيد، آيا اين یک واكنش روانى نوروتیک و فرافكنى نيست؟

ايرانيان يكى از غيرسالم‌ترين خُلق‌ها بعد از بيافرا [4]، هم از پرخورى و نمک و فشار خون و اضافه وزن رنج مى‌برند و هم كمبود مواد لازم. خورشيد و ويتامين D را هم كه با غبار و دود و حجاب و بى اطلاعى از خودشان دريغ مى‌كنند. ورزش هم نمى‌كنند. سيگار هم مى‌كشند. فكر هم مى‌كنند آب ترب بخورند هزار جور خواص داره و آلودگى هوا با بنزن و سرب سرطان‌زا را جبران مى كند. دكتر هم كه مى‌روند به دكتر زور مى‌گويند كه آنتى بيوتیک و كورتيزون براى يک سرماخوردگى ساده بده. پزشک تحقير و بى‌اخلاق شده هم مى‌گويد اگر ننويسم مى‌رود پيش يک دكتر ديگر!

نهايتا اگر دخترخاله‌اش به او بگويد بابا اينها چيه؟ همه‌اش زهر است. يا عسل بخور با بيا ببرمت طب سنتى، دستور پزشک فراموش مى‌شود؛ دخترخاله‌هاى بيماران من در آلمان از ايران برايشان واليوم / دياسپام معتادكننده مى‌فرستند، چه رسد به ايران! مقدار اطلاعات ايرانى‌ها از سير بيماری، دلايل و تشخيص و پيش‌آگاهى آن، يعنى سرنوشت بيمار، كم است. ولى به جايش قيمت جديدترين گوشى را فورا مى‌داند.

وقتى بيمار سيگارى چاق فشارخونى كم‌تحرک ولى پراسترس ما كه هواى شهرهاى بزرگ مثل تهران را هر لحظه به درون شش‌هايش مى‌كشد، درگذشت، قاتل كيست؟ پزشک يا خدا؟ يا گرفتگى يک رگ حياتى؟ اصلا چرا قاتل، امام رضا نيست؟ مگر نذر نكرده بودند؟ پول را گرفته، سرويس را تحويل نداده است. ولى واقعا چه شد كه بحران اعتماد و اعتبار پزشک به اينجا رسيد؟

تبليغات دولتى؟ مردم تلقين‌پذير؟ پس چرا تلقين اسلام و حجاب نتيجه نمى‌دهند؟ رفتار متكبرانه پزشكان؟ اخلاق پزشكى. پول زيرميزى؟ كه اتفاقا در يونان فعلى هم رسمى قديمى است با همه مشكلات مشابه آن‌ها. زيرميزى براى پزشكان بد است؟ زيرا سوگند خورده‌اند؟ معلمى كه به طمع تدريس خصوصى شاگرد را تجديد مى كند چى؟ پليس رشوه‌گير؟ قاضى و نماينده مجلس چى؟ آنها كه قدرت دارند و جاى خوبى نشسته‌اند، رشوه مى‌گيرند. آنهايى كه پول ما دست آن‌هاست و بیش‌تر مى‌خواهند، بيش‌تر رشوه مى‌دهند. مردم را تشويق مى‌كنند به شكايت از پزشک متخلف. كار صحيحى است. ولى در كشورى كه قوانينش نه انسانى بلكه اسلامى است. كشورى كه قواى مقننه، قضاييه و مجريه‌اش خودشان از توليدكنندگان اصلى ظلم هستند.

من اواخر متوجه كمى از شرايط دانشجويان پزشكى و پزشكان در ايران شده‌ام. من فكر مى‌كردم خودم در آلمان سختى كشيده‌ام. وقتى شرايط فشار كارى و بيگارى و مناطق بد آب و هوا و حقوق نگرفتن در دوران تخصص گرفتن را خواندم، متوجه عمق ظلم شدم. كشورى افرادش را به زور و با گرو گرفتن مداركشان به مناطق بد آب و هوا و بى امكانات مى‌فرستد كه حقوق انسانى و شهروندى نداشته باشد.

بيشتر كار بيمارستان بر گردن كسانى است كه در حال گرفتن تخصص هستند. از آنها بيگارى كشيدن ظلم است. آنها بايد حداقل به اندازه پزشكان عمومى حقوق بگيرند. انتظار اضافه‌كارى بى‌حد، غيرانسانى است، و اين رفتار را پزشكان مافوق با زيردستان‌شان مى‌كنند. كبر و غرور، بدترين زهر براى شخصيت هر فردى است. از كسانى كه از دوران مدرسه مورد ظلم و مغزشويى و بدفرهنگى بوده‌اند، حتما عده‌ای هم انسان‌هاى مهربان و دل‌رحم و اخلاقی نخواهند بود.

ولى همين اخلاق پزشكان را با اخلاق بقيه جامعه مقايسه كنيم. صحيح است كه مسووليت پزشک بسيار بالاست؛ ولى مسووليت اخلاق حرفه‌اى بقيه چى؟ كارخانه‌هاى اتوبوس‌سازى كه اتوبوس با تقص فنى توليد مى‌كنند، هواپيماى اوكراينى كه موتورهايش در ايران داغ مى‌كنند، اتوموبيل‌هايى كه سيستم ايمنى آن‌ها از بقيه دنيا ۳۰ سال عقب است، كسانى كه به اين وسايل اجازه كار و پرواز مى‌دهند چه؟ سم ممنوعه در پرورش ماهى، در غذا، در آرد، در شير؟ ۲۰ هزار كشته در جاده‌ها كه ۹۶ درصدشان خطاى انسانى هستند؛ يعنى بى‌شعورى و بى‌مسووليتى انسانى. با اين حساب، پزشكان باوجدان ما گل سرسبد اين جامعه بيمار هستند.

در آلمان ما هم مقدارى از تحريكات سياسى بر ضد پزشكان را تجربه كرده‌ام. پزشكان آلمان ۳۰ سال پيش فكر مى‌كنم دو سه برابر الان درآمد داشتند. البته من آن موقع مشغول ماشين‌بپايى و شستن بیماران در بيمارستان بودم و اطلاع دقيق از درآمد پزشكان ندارم. زمانى احزاب آلمان شروع كردند به درآمد پزشكان توجه نشان دهند. يک قشر مرفه ولى كم‌جمعيت كه خوب مى‌شود به آنها حمله كرد.

برعكس مديران و منيجرهاى شركت‌هاى بزرگ كه كارگران تماسى با آنها ندارند، بيماران، پزشكان‌شان را مى‌شناسند. شايد همسايه‌شان باشند يا بچه‌هايشان با هم به مدرسه بروند. با اين حال، تبليغات انتخاباتى بر عليه درآمد پزشكان موفقيت‌آميز بود. هر چند كه همچنان در نظرسنجی‌ها پزشكان آلمان بهترين حس احترام را در ميان مشاغل مختلف دريافت مى‌كنند. درآمد پزشكان را در چند مرحله آن‌قدر كم كردند و شرايط كارى را سخت، كه به زودى مهاجرت پزشكان شروع شد. امريكا، بريتانيا، هلند، دانمارک، سویيس و كشورهاى اسكانديناوى مورد علاقه پزشكان خسته و كارزده و دل‌زده آلمانى هستند.

نتيجه اينكه وقتى تحصيل من تمام شد، ۱۰ هزار پزشک بيكار بودند و الان در به در دنبال پزشک مى‌گردند. پزشكان چندى هم از ايران به آلمان آمده‌اند. هنوز هم عوام‌فريب‌ها دست از سر ما بر نمى‌دارند. حزب سوسيال دمكرات یک متخصص بهداشت عامه و پزشكى دارد كه خودش پست مهمى در يكى از كنسرن‌هاى بيمارستانى بزرگ دارد. همه علاقه‌اش هم اين است كه پزشکان مطب‌دار مستقل بيايند كارمند شركت‌هاى بزرگ شوند، مثل شركت خودش؛ در یک مصاحبه تلوزيونى مى‌گفت چند هزار يورو براى پزشكان بس است. مجرى پرسيد چرا براى منيجرها و مديران هر حقوقى بدون كنترل، ممكن و خوب است ولى براى پزشكان كه مسووليتى مهم و تحصيلى طولانى دارند خير. جوابش را يادم نمى‌آيد.

خوشبختانه پزشكان آلمان متحد هستند، حالا كه بسيارى، فكر مى‌كنم یک‌سوم، پزشكان از آلمان رفته‌اند و كمبود پزشک داريم، اعتصاب‌هاى قانونى پزشكان نتيجه بهتر مى‌دهند. اى كاش پزشكان ايران نیز متحد با هم در اعاده احترام اجتماعى و تمرين و كنترل اخلاق پزشكى مى‌كوشيدند و از طرف ديگر، در شرايط كمى اميدبخش فعلى خواسته‌هاى صنفى خود را محكم‌تر از هميشه بيان مى كردند.

اگر احساس دائمى مظلوم بودن نباشد شايد پايبندى به اخلاق پزشكى يا اخلاق مالى راحت‌تر باشد. بعضى مى‌گويند علت مشكل جامعه پزشكى ورود هر بى سروپابى با سهميه به دانشگاه است. من فکر نمى‌كنم بتوانيم مشكل جامعه پزشكى را به سهميه‌ای‌ها محدود كنيم و همه را بى سروپا بخوانيم. سهميه‌اى‌ها هم زير دست استادان قبلى تعليم ديدند. شايد ديدند روحيه ظلم‌پذيرى و ترس استادانشان را و فرصت رشد پيدا نكردند.

انحطاط رژيم و فرهنگ مذهبى فاشيستى و فشارهاى همه اين سال‌هاى بد را انكار نمى‌كنم، ولى انگار ما آماده اين نوع رفتار بوديم. هنوز درصد بالايى از مظلوميت! ارثى فرهنگى در خون‌مان بود. اى كاش جامعه پزشكى به عنوان گل سرسبد جامعه، ظلم سيستم به پزشک و ظلم بالادست به پايين‌دست را محكوم مى‌كردند. از احترام بيهوده به بزرگترها! دست مى‌كشيدند و به همه افراد جامعه حتى یک معتاد كارتن‌خواب هم احترامى مشابه به وزير و رهبر مى‌گذاشتند.

من از فرهنگ جامعه بيش از ۳۰ سال است كه دور هستم. گاهى كه صحنه‌هاى مكالمه پزشكان و فرودستان را مى‌بينم از لحن ارباب‌رعيتى آنها تعجب مى‌كنم. البته نوعى صميميت لابد در آن مستتر است، ولى لحن صحبت كمى سخت و سر خرمنى مى‌شود؛ «كجات درد مى‌كند مادر؟»؛

كشور ما دچار عميق‌ترين بحران‌هاى فرهنگى، مذهبى، سياسى و اقتصادى است. آخرين ريزش، فروريزى اخلاقيات است. من در اين نوشتار بيشتر به اخلاقيات پزشكى توجه كردم بدون اينكه اميدى داشته باشم بتوانيم به وجدان كسانى كه از مرگ یک پزشک شادى مى‌كنند دسترسى داشته باشيم. من به خودم اجازه گمانه‌زنى‌هايى دادم بدون اينكه از شرايط پيچيده ايران مطلع باشم. ولى گاهى هم فردى كه خارج از يک سيستم پيچيده است و كمى هم بى‌اطلاع و ساده‌انگار است، ممكن است به ديدگاهى دست پيدا كند كه براى كسانى كه در غرقآب دست و پا مى‌زنند منظرى جديد باشد.

من فكر مى‌كنم بزرگ‌ترين لطمه جمهورى اسلامى و عقب‌ماندگى اسلامى/ شيعى، آسيب جدى به همه ابعاد اخلاقيت ايرانيان بوده است. فكر مى‌كنم بايد از اينجا پاكسازى ايران را شروع كنيم؛ و از آنجايى كه اخلاق مطلق نداريم، بهتر است زودتر بحث را شروع كنيم. نمونه مذاهب و جمهورى اسلامى نشان مى‌دهند كه اخلاقى كه از بالا اجبار شود، مسووليت فرد براى اخلاق شخصى را كاهش مى‌دهد. بايد شروع كنيم اخلاقيات فردى خودمان زير سوال ببريم، و تا وقتى جواب سوال را نمى‌دانيم به فرزندانمان ياد ندهيم كه «اگر مى‌خواهى خورده نشوى بايد گرگ باشى!»

No responses yet

Jul 16 2015

«دستگیری عامل اسیدپاشی» به سه زن در شهر بوکان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: در حالی که پرونده اسیدپاشی زنجیره‌ای در اصفهان هنور به سرانجام نرسیده، خبرگزاری برنا و روزنامه دولتی ایران خبر دادند که «گروهی ناشناس» در «شب شادی هسته‌ای» روی سه زن در شهر بوکان در استان آذربايجان غربی «با سرنگ» اسيد پاشيده‌اند.

در همين حال، به گزارش خبرگزاری دولتی ايرنا، فرمانده نيروی انتظامی استان آذربايجان غربی شامگاه چهارشنبه، ۲۴ تير، خبر داد که «عامل» اين اسيدپاشی «در کمتر از ۲۴ ساعت» دستگير شده است.

جمال خسروی، فرماندار بوکان، نیز به خبرگزاری برنا گفت که اين اسيدپاشی با هدف «ايجاد رعب در ميان مردمی که در بازاری در بلوار کردستان بوکان حضور پيدا می‌کنند» انجام شده است.

به گفته آقای خسروی، سه زن در ساعت ۱ بامداد روز چهارشنبه، ۲۴ تير، و در فاصله «چند دقيقه» در تماس با پلیس ۱۱۰ از سه مورد اسيدپاشی جداگانه خبر داده‌اند.

وی با اشاره به اين که در این تماس‌ها يک زن ۲۸ ساله از پاشيده شدن اسيد روی «آرنجش» خبر داده افزود: «اين زن بعد از احساس سوختگی در آرنج دستش به عقب برمی‌گردد و مردی را می‌بيند که با عجله سوار يک خودرو شده است.»

به گفته آقای خسروی، یک زن ۵۱ ساله نيز گفته است که مانتویی که به تن داشته به دليل «پاشيدن اسيد» از «ناحيه پشت به پايين سوراخ‌سوراخ شده» و يک زن ۳۱ ساله نيز ماجرای مشابهی را گزارش کرده است.

وی همچنین از بررسی فیلم‌های «دوربین‌های مداربسته محل حادثه» خبر داد.

ساعاتی پس از این گفته‌های فرماندار بوکان، ناصر اصلانی، فرمانده نيروی انتظامی استان آذربايجان غربی، خبر داد که «عامل» اين اسيدپاشی دستگير شده است.

وی به جزئيات دستگيری اين فرد اشاره‌ای نکرد و گفت که «تحقيقات و بازجويی» در اين باره ادامه دارد.

در همین حال وب‌سایت «کردپا» از سوسنه اسماعیل‌نژاد، دانشجوی رشته عمران و از مسئولان کتابخانه «مانگ»، به عنوان یکی از قربانیان این اسیدپاشی‌ها نام برده است.

علی اسماعیل‌نژاد، برادر سوسنه، نیز به این وب‌سایت گفته است: «مکانی که در آن حادثه اسیدپاشی روی داده، مکانی پر رفت و آمد و شلوغ بوده و افراد عادی توانایی اسیدپاشی در آن را ندارند.»

این در حالی است که وب‌سایت «دانا»، نزدیک به گروه‌های اصولگرا در ایران، با اشاره به دستگیری متهم این حادثه نوشته است: «متهم که جوانی ۲۴ ساله است در حين اقدام جرم و اسيدپاشی به سه شهروند بوکانی به دليل مصرف روان‌گردان تعادل روانی نداشته و بدون هيچ انگيزه‌ای دست به اين اقدام زده است.»

رخ دادن اين اسيدپاشی زنجيره‌ای در بوکان در حالی است که پرونده اسيدپاشي‌های زنجيره‌ای در اصفهان پس از گذشت ۹ ماه هنوز به فرجام نرسيده و گزارش‌های متناقضی از دستگير شدن عامل يا عوامل اين اسيدپاشی منتشر شده است.

حسين عليزاده، وکيل سه نفر از قربانيان این اسیدپاشی‌ها، روز پنج‌شنبه، ۲۸ خرداد، ضمن تاکيد بر دستگيری يک متهم به اسيدپاشی اعلام کرده بود که تاکنون دو نفر از موکلانش فرد مظنون را ديده و او را شناسايی کرده‌اند.

با اين حال احمد خسروی وفا، رئيس کل دادگستری اصفهان، روز سه‌شنبه، دوم تير، اعلام کرد که این پرونده همچنان در حال بررسی است و اکنون نمی‌توان «در اين زمينه به يقين اظهار نظر کرد».

در همان روز ستار خسروی، رئيس پليس آگاهی استان اصفهان، نيز تاکيد کرده بود که تاکنون مظنونان «زيادی» در اين ارتباط دستگير شده‌اند، ولی هيچ يک «به‌صراحت به اين جرم اعتراف نکرده و شواهد نيز بيانگر اين امر نيست».

No responses yet

Jul 15 2015

جنبش خزینه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: فریبا داوودی مهاجر

“خزینه” حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستندو آب می کشیدند و غسل می کردند. البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود. بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد. معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردندو مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود. تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد.

اماداستان به اینجا پایان نیافت. بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد. آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد واسلام سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی و اعلام کردند. این علما معظم تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح “کرّ” میدانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند. آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه “غیرشرعی” است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد. بنا براین ممنوع کردن خزینه “عمل خلاف شرع رضا شاه” اعلام شد. انها آب «کرّ» را آبی میدانستند که در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد. هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند. در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد. به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سر زیر شود.

بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه “دوش حمام” آغاز شد. جنبش خزینه و مخالفت های پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چه گونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبانها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند. تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند. بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند. بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.

اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا. علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غربزده و طاغوتی اعلام میفرمودند. جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است.

در نهایت یک سوال اساسی باقی است. اگر رضا شاه نبود هنوز خزینه بود؟

No responses yet

Jul 06 2015

بحران آب در ایران رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس را “وحشت‌زده” کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: کاظم جلالی، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، پس از شرکت در جلسه هم اندیشی این مرکز با فعالان بخش‌های آب و محیط زیست ایران گفت: «از شنیدن گزارش وضعیت آب در کشور وحشت زده شدم».

بحث بحران بی‌آبی در ایران رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس را “وحشتزده” کرده است. به گزارش سایت “انتخاب”، کاظم جلالی در یک میهمانی افطاری در شاهرود، با اشاره به جلسه اخیر مرکز پژوهش‌های مجلس با فعالان محیط زیست اظهار داشت: «در واپسین روزهای ماه شعبان میزبان فعالان بخش آب کشور در مرکز پژوهش‌های مجلس بودم که به واقع از گزارش‌های آنها وحشتزده شدم.»

نماینده شاهرود در مجلس ایران همچنین یادآور شد که فعالان حوزه محیط زیست به نمایندگان مجلس نشان داده‌اند که چه میزان از اراضی شاهرود نشست کرده و چه شکاف‌ها و گسل‌هایی در زمین پدیدار شده است. به گفته آنها بسیاری از پل‌‌ها نیز دچار ترک خوردگی شده‌اند.

این نماینده مجلس با اشاره به حوزه انتخابی خود اظهار داشت که زمانی در منطقه بسطام شاهرود با حفر چاهی ۴۵ متری آب پدیدار می‌شد، اما الان در همان منطقه برای رسیدن به آب باید زمین را تا ۲۵۰ متر حفر کرد.

بحران آب در ایران “خطرناک‌تر از دشمنان خارجی”

اخیرا یک اندیشکده آمریکایی فعال در زمینه صلح نیز در گزارشی بحران آب در ایران را بسیار جدی ارزیابی کرد. در این گزارش تصریح شده که “در حال حاضر خطری که از جانب بحران قریب‌الوقوع زیست‌محیطی و آب و هوایی ایران احساس می‌شود، به مراتب بیش از خطر دشمنان خارجی و منازعات سیاسی داخلی است”.

این گزارش که ترجمه کامل آن را مرکز رصد اندیشکده‌های استراتژیک “اشراف”، ترجمه و منتشر کرده به قلم دیوید میشل، سرپرست برنامه امنیت زیست‌محیطی در اندیشکده مرکز “استیمسون” نوشته شده است.

گزارش این اندیشکده بر اساس اطلاعات داخلی ایران و نیز اطلاعات سازمان‌های بین‌المللی تهیه شده است. از جمله به گزارش “سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری ایران” که در اواسط سال ۲۰۱۳ منتشر شده بود، اشاره شده است.

در این گزارش از قول عیسی کلانتری مشاور رئیس جمهوری وقت آمده است: «مشکل اصلی‌ای که ما را تهدید می‌کند و از اسرائیل و آمریکا و دعواهای سیاسی و… خطرناک‌تر است، این است که فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می‌شود، اگر وضعیت اصلاح نشود، ایران ۳۰ سال دیگر کشور ارواح می‌شود.»

بر اساس گزارش اندیشکده استیمسون، ۹۰ درصد خاک ایران را سرزمین‌های خشک یا نیمه خشک تشکیل می‌دهند و تقریباً دو سوم حجم بارندگی کشور پیش از آنکه بتواند رودها را پر آب کند، تبخیر می‌شود. در نتیجه، ایران بیش از نیمی از آب مورد نیاز خود را با برداشت از آبخوان‌ها تأمین می‌کند و مصرف عمومی به سرعت در حال تحلیل بردن منابع زیرزمینی است.

این گزارش نتیجه می‌گیرد که با نرخ کنونی مصرف بی‌رویه آب در ایران، ۱۲ استان از ۳۱ استان این کشور، ظرف ۵۰ سال آینده ذخایر آبی خود را به پایان خواهند رساند.

سدهایی که دریاچه‌ها را خشک کردند

وضعیت آب‌های سطح زمین نیز بهتر از آب‌های زیرزمینی نیست. این گزارش با اشاره به رودخانه‌هایی که در عرض چند سال گذشته خشک شده‌اند به خشک شدن دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه خاورمیانه اشاره کرده و نوشته است: «در شمال غربی ایران، احداث سدها (مانند کارون ۳)، سیستم نادرست آبیاری و خشکسالی منجر به کاهش حجم ۱۳ رودی شده است که دریاچه ارومیه را سیراب می‌کردند و اکنون این دریاچه، که بزرگ‌ترین دریاچه خاورمیانه محسوب می‌شود بیش از ۶۰ درصد حجم خود را نسبت به سال ۱۹۹۵ از دست داده است. »

اندیشکده استیمسون همچنین به دریاچه بختگان در جنوب غربی ایران اشاره کرده که دومین دریاچه بزرگ ایران بود، اما به دلیل احداث سد بر روی رودخانه کر، اکنون کاملا خشک شده است.

بروز تنش‌های داخلی و مرزی به دلیل بی‌آبی

دیوید میشل نویسنده این گزارش بحران آب در ایران را دلیلی بر بالا گرفتن تنش‌ها‌ و درگیری‌های داخلی و مرزی دانسته و به عنوان شاهد مدعایش به اعتراض کشاورزان اصفهان نسبت به انتقال آب زاینده‌رود به یزد اشاره کرده است.

در ادامه این گزارش آمده است: «همچنین در سال ۲۰۱۱ مرزبانان ایرانی پس از عبور از مرز افغانستان و تلاش برای باز کردن یک کانال آب ۱۸ مایلی (۳۰ کیلومتری) از رود هلمند به ایران، با نیروهای افغان درگیر شدند.»

وقوع جنگ ایران و عراق نیز به زعم نویسنده این گزارش بر سر ادعای دو کشور بر کنترل آبراهه اروند رود در گرفت.

گزارش این اندیشکده آمریکایی به نقش سوءمدیریت در تشدید بحران آب نیز اشاره کرد و نوشته است: «شهرهای ایران یک سوم منابع آب خود را از طریق نشتی لوله‌های آب از دست می‌دهند. سیستم آبیاری این کشور نیز ناکارآمد بوده و از بازدهی بسیار پایینی برخوردار است. بیش از نیمی از حجم آب منابع تجدیدشونده ایران که در بخش کشاورزی مصرف می‌شود، به هدر می‌رود.»

نویسنده این گزارش البته به طرح هدفمندی یارانه‌ها به عنوان گامی مثبت در جهت پرداخت هزینه‌های واقعی آب و ایجاد انگیزه در مصرف‌کنندگان برای صرفه‌جویی در آب اشاره کرده اما متذکر شده که درآمد ناشی از این طرح که قرار بود صرف پشتیبانی از طرح‌هایی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و آلودگی هوا شود، به دلیل توقف این طرح عملا در این مسیر هزینه نشده است.

این اندیشکده در پایان گزارشش تاکید کرده که ایران برای مقابله با بحران قریب‌الوقوع زیست محیطی نیاز به “انقلابی فراگیر در سیاست‌گذاری‌های ملی” دارد.

No responses yet

Jul 03 2015

عذرخواهی به خاطر یک توئیت؛ بهرام رادان، همجنس‌گرایان و روزنامه کیهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: انتشار متنی از بهرام رادان بر روی توئیتر در مورد قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در آمریکا و به دنبال آن انتقاد روزنامه کیهان و عذرخواهی این بازیگر از مدیرمسئول این روزنامه، حواشی زیادی را در دنیای مجازی و رسانه‌ها ایجاد کرده است.

یک روز پس از آن‌که ‌دیوان عالی آمريکا در روز جمعه، پنجم تیرماه (۲۶ ژوئن)، ازدواج همجنس‌گرايان را در سراسر اين کشور قانونی اعلام کرد، بهرام رادان، بازیگر ایرانی بر روی توئیتر خود نوشت: «رای دیروز دیوان عالی آمریکا در قانونی اعلام کردن ازدواج همجنس‌گراها اتفاقی تاریخی بود، ‌شاید به اندازه لغو برده‌داری…از لینکلن تا اوباما…».

این توئیت البته تنها چند ساعت بیشتر بر روی توئیتر این بازیگر دوام نیاورد و از ابتدا مشخص بود که ابراز نظر در مورد چنین تابویی در جامعه ایرانی آنهم از سوی یک چهره شناخته شده با واکنش‌های مختلفی روبرو خواهد شد.

روزنامه کیهان از جمله رسانه‌هایی بود که واکنش تندی نسبت به توئیت بهرام رادان داشت.

​​

این روزنامه در مطلبی نوشت: «بهرام رادان، بازیگر تبعه کانادا به تازگی به استقبال از قانونی شدن ازدواج “همجنس‌بازان” در آمریکا رفته است. او نه تنها این اتفاق را “تاریخی” توصیف کرده، بلکه از آن به عنوان “شکسته شدن تابو” یاد کرده است.»

نویسنده این روزنامه همچنین در ادامه مطلبش این سئوال را مطرح کرده بود که «چرا می‌بایست تصویر چنین بازیگری به عنوان آگهی تبلیغاتی در سطح شهر نصب شده باشد.»

همچنین این روزنامه مدعی شد که بهرام رادان در روز نهم تیرماه برای برخی توضیحات به وزارت ارشاد احضار شده است.

برخی انتقادها در شبکه‌های اجتماعی و البته مطلب روزنامه کیهان باعث شد تا بهرام رادان دهم تیرماه متنی را بر روی صفحه اینستاگرامش منتشر کند.

او در بخشی از این متن آورده بود: «هرچند در آخر همه از یک پیکریم اما مواظب یکدیگر باشیم؛ با سوءبرداشت و سوءتفاهم باهم مقابله نکنیم، با اعتبار و آبروی همدیگر بازی نکنیم،حتی به شوخی! چرا که یک شوخی به ظاهر کوچک، صدمات جبران ناپذیری را به حیثیت فرد و سلامت روانی جامعه وارد می‌کند … سعی کنیم با یکدیگر همدل و مهربان بمانیم و دست به نیت خوانی از یکدیگر نزنیم…»

به‌غیر از این پیام ایسنتاگرامی،‌ این بازیگر یک یادداشت جدی‌تر هم درباره توئیت‌اش منتشر کرد.

بهرام رادان در بخشی از یادداشت خود نوشت: «در مطلب منتسب که تنها چندی پس از انتشار و به منظور جلوگیری از سوءاستفاده حذف شد، فقط اشاره به “تاریخی بودن” تصویب این قانون شده بود و به هیچ وجه کلامی از تأیید و حمایت در آن نبود؛ پرواضح است که چنین رفتارهایی در قانون، عرف و شرع ما محکوم است، لذا حرکت غیرمسئولانه برخی سایت‌ها در بد تیتر کردن، به خود انگاشتن و بزرگ‌نمایی این مسأله، تنها آب به آسیاب دشمن ریختن بود و نیت من فقط کنجکاوی از پس پرده ماجرا و دلایل این اقدام بود نه تایید و حمایت از آن.»

اما این متن بهرام رادان نه تنها باعث کم شدن انتقادات نویسندگان روزنامه کیهان نشد، ‌بلکه واکنش دوباره این نشریه را درپی داشت.

این روزنامه در مطلبی دیگر نوشت: «رادان در یادداشت خود نه تنها نسبت به حمایت از اوباما و تصویب قانون ازدواج “همجنس‌بازان” عذرخواهی نکرد، بلکه به رسانه‌ها بابت انتشار نظرش حمله کرد.»

اما قائله به همین‌جا ختم نشد و گویا فشارهای وارد شده به این بازیگر، او را واداشت در یادداشت دیگری، این‌بار به طور صریح اعلام کند که اظهارنظرش اشتباه بوده و بابت آن عذرخواهی هم بکند؛ آن هم در نامه‌ای خطاب به حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان.

به گزارش ایسنا، بهرام رادان در یادداشت ارسالی به روزنامه کیهان نوشت: «آنچه که به عنوان نظر بنده در فضای مجازی در خصوص رأی دیوان آمریکا در خصوص قانون همجنس‌گراها منتشر شد، اشتباه بوده و در شأن ملت ایران نبوده است که از این بابت عذرخواهی می‌کنم.»

این بازیگر همچنین در توضیح یادداشت قبلی‌اش که آن هم با انتقاد روزنامه کیهان مواجه شده بود،‌ در یادداشت جدیدش نوشت: «منظور از بزرگ‌نمایی بد تیتر زدن، اشاره به رسانه‌های بیگانه خارج از کشور بود که منتظر فرصت هستند تا از یک هنرمند وطنی نماد مخالفت و جدایی‌طلبی بسازند».​

​​فعالیت‌های علیه هراس از همجنس‌گرایان یا دوجنس‌گرایان طی سال‌های گذشته در سراسر جهان گسترش پیدا کرده است.

برای نمونه از سال ۲۰۰۴ میلادی، روز ۱۷ ماه مه، به عنوان روز جهانی مبارزه با همجنس‌گراهراسی و دوجنس‌گراهراسی، شناخته می‌شود و هدف از آن جلب توجه رسانه‌ها، سیاست‌مداران و مردم به بی‌عدالتی‌هایی‌ست که علیه این گروه‌های جنسی، در سراسر جهان می‌شود.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز در سال ۱۳۹۰ با صدور قطعنامه‌ای برای نخستین بار از حقوق برابر برای تمامی انسان‌ها، بدون توجه به گرایش جنسیتی آنها، حمایت کرد.

No responses yet

Jun 26 2015

تلاش‌های پی‌گیر بهاییان ایران برای دستیابی به آموزش عالی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: “دویچلند فونک” گزارشی درباره تلاش بهاییان ایران برای دسترسی به آموزش عالی پخش کرد. این گزارش می‌گوید، تاسیس یک مؤسسه مستقل آموزشی، پاسخی شایسته و دور از خشونت به سیاست تبعیض‌آمیز دولت ایران در قبال بهاییان بوده است.
تظاهرات ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱ در ریو دو ژانیرو علیه بازداشت بهاییان در ایران

تظاهرات ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱ در ریو دو ژانیرو علیه بازداشت بهاییان در ایران

برخورداری از آموزش حقی بشری است. اما تمامی شهروندان ایران از این حق برخوردار نیستند. بهاییان که با جمعیت سیصد هزار نفری، بزرگترین اقلیت مذهبی ایران را تشکیل می‌دهند، به طور سیستماتیک از تحصیل عالی محروم هستند. از این رو آنها خود اقدام به ایجاد “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” کرده‌اند که مخفیانه و در شرایطی سخت و خطرناک آموزش دانشجویان بهایی را هدف خود قرار داده است.

رادیوی آلمانی “دویچلند فونک” روز چهارشنبه (۲۴ ژوئن / ۳ تیر) گزارشی درباره محرومیت تحصیلی بهاییان در ایران و تلاش و موفقیت این گروه از اقلیت مذهبی ایرانی برای دستیابی به تحصیلات عالی پخش و در سایت اینترنتی خود منتشر کرد.

در این گزارش توضیح داده شده که پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران هزاران تن از بهاییان از کار اخراج شدند و دارایی‌شان مصادره شد. این گزارش سپس به طور خاص به وضعیت تحصیلی بهاییان در ایران پرداخته است. بسیاری از بهاییانی که پس از انقلاب از کار بیکار شدند، استاد یا کارمند دانشگاه بودند. از آن زمان بهاییان اجازه نداشته‌اند شغلی در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی داشته باشند یا به تحصیل عالی بپردازند.

نیسان رأفت (Neysan Rafat)، رئیس تحقیقات در باره یاخته‌های بنیادی در بیمارستان آموزشی هایدلبرگ، به “دویچلند فونک” گفته است: «در ایران دانش‌آموزان باید برای ورود به دانشگاه در امتحانی سراسری شبیه کنکور فرانسه شرکت کنند. یک دانش‌آموز بسته به اینکه نتیجه امتحان کنکورش چه باشد، می‌تواند به رشته‌ها و دانشگاه‌های مختلف راه بیابد. بهایی‌ها مدام در این امتحان رد می‌شوند چون دولت ایران از شرکت‌کنندگان در کنکور می‌پرسد چه مذهبی دارند. بدین ترتیب بهایی‌ها را به اصطلاح تصفیه و به طور سیستماتیک از ادامه تحصیل محروم می‌کنند.»

در سال ۱۳۷۲ (۱۹۹۳) یک یادداشت محرمانه جمهوری اسلامی ایران افشا شد که نشانگر هدف دولت برای در تنگنا قرار دادن بهاییان از نظر اقتصادی و اجتماعی بود. در این یادداشت آمده بود که بهاییان نباید به لحاظ تحصیلی پیشرفت کنند، سطح زندگی آنها باید پایین نگاه داشته شود و همواره باید در ترس از دستگیری یا اتفاق‌های بدتر به سر برند. سندی که ۲۹ اردیبهشت امسال (۲۰۱۵) منتشر شد نیز نشانگر آن بود که سیاست تبعیض سیستماتیک علیه بهاییان همچنان در ایران ادامه دارد. طبق سندی که «سحام نیوز» منتشر کرد، فرمانده نیروی انتظامی در دوران احمدی‌نژاد با صدور دستورالعملی حدود ۳۰ شغل را بر بهاییان ممنوع کرده و قصد کنترل آنان، نظارت بر فعالیت‌شان و جلوگیری از حضور آنان در جامعه را داشته است.

اینگو هوفمان، فیزیکدان و کارشناس مسائل ایران در جامعه بهاییان آلمان، در باره محروم کردن بهاییان از تحصیل در ایران و راهی که آنان برای رهایی از این تنگنا یافته‌اند به “دویچلند فونک” گفت: «طبیعی است که محرومیت از تحصیل به‌خصوص نسل جوان را به شدت هدف قرار داده است. در کشوری که نرخ بیکاری جوانان آن بسیار بالاست، تنها تحصیلات می‌تواند شانس افراد را برای پیدا کردن شغل افزایش دهد. البته باید گفت که بهایی‌ها نگذاشته‌اند که این شانس از آنها گرفته بشود و راه حل‌هایی پیدا کرده‌اند. آنها در طول سال‌ها نهاد آموزشی خود را به وجود آورده‌اند که نام آن “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” (Bahai Institute of Higher Education، مخفف آن BIHE) است.»

بیشتر بخوانید: بهاییان ایرانی و تحصیل بر لبه‌ی تیغ

کمک دانشگاهیان سراسر جهان

“دویچلند فونک” می‌نویسد که تاسیس این شبکه آموزشی پاسخ خلاق و عاری از خشونتی به تلاش‌های مداوم دولت ایران برای جلوگیری از تحصیلات عالی بهاییان بوده است. این شبکه از سال ۱۳۷۰ (۱۹۸۷) ایجاد شده و از آن زمان با دشواری‌های بسیار روبرو بوده است.

تدریس واحدهای آموزشی در ابتدا به وسیله نامه و سپس به کمک اینترنت و ای‌میل صورت می‌گرفته است. به دلیل خطرناک بودن شرایط، دانش‌آموزان این مؤسسه نام استادان خود را نمی‌دانند. تا کنون چندین نفر در این رابطه دستگیر شده‌اند. در سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱) هفت مدرس را دستگیر کردند. یک سال پس از آن، رئیس این نهاد آموزشی و همه رؤسای دانشکده‌های آن دستگیر و در یک دادگاه انقلاب در تهران به چهار تا پنج سال زندان محکوم شدند.
DW.COM
سازمان ملل: ایران به وعده‌های روحانی در مورد حقوق اقلیت‌ها عمل نکرد

سازمان ملل متحد در گزارش سالانه خود در باره وضعیت حقوق بشر در ایران با اشاره به شمار بالای اعدام در ایران اعلام کرد، در ایران سرکوب اقلیت‌ها، فعالان و آزادی‌ها و نقض حقوق بشر همچنان ادامه دارد.
گزارش عفو بین‌الملل درباره سرکوب در دانشگاه‌های ایران
آمریکا از آزار پیروان مذاهب غیرشیعه در ایران انتقاد کرد

نیسان رأفت می‌گوید که ماموران دولت ایران بارها به ساختمان‌هایی که در آن کتاب‌ها یا وسایل مربوط به درس “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” نگهداری می‌شده، حمله برده و همه چیز را از جمله آزمایشگاه‌ها را توقیف و مصادره کرده‌اند. به گفته رئیس تحقیقات درباره یاخته‌های بنیادی در بیمارستان آموزشی هایدلبرگ، در حال حاضر چندین مدرس این مؤسسه در زندان به سر می‌برند تنها به خاطر آنکه به دانشجویان درس‌هایی چون ریاضیات، زیست‌شناسی، شیمی یا دیگر رشته‌ها را آموزش می‌داده‌اند.

با وجود حمله‌های دولت، این مؤسسه به کار خود ادامه می‌دهد. کادر آموزشی استادان و مدرسانی هستند که دولت آن‌ها را به دلیل بهایی بودن چند دهه پیش از تدریس محروم کرده بود. این استادان و مدرسان برای تدریس خود دستمزدی دریافت نمی‌کنند و هدف‌شان بهره‌مند کردن بهاییان جوان از تحصیلات عالی است.

به گزارش “دویچلند فونک”، بسیاری از دانشگاهیان جهان به دانشجویان بهایی کمک می‌کنند. از جمله نیسان رأفت از بیمارستان آموزشی هایدلبرگ در آلمان به گروهی تعلق دارد که از دانشجویان بهایی برای راه یافتن به دانشگاه‌های آلمان حمایت می‌کند.

رأفت می‌گوید که دریافت پذیرش از دانشگاه‌های آلمان برای کسانی که در “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” درس خوانده بودند در ابتدا کار دشواری بود. او می‌گوید: «در سال ۲۰۰۹ دانشگاه بن نخستین دانشگاهی بود که مدرک مؤسسه آموزش عالی بهائیان را به رسمیت شناخت. رئیس دانشکده الهیات در دانشگاه بن که با بهاییت و مشکل بهاییان در ایران آشنایی داشت در این زمینه کمک کرد. از آن زمان اوضاع ساده‌تر شده و بسیاری از دیگر دانشگاه‌ها هم حاضر به پذیرش فارغ‌التحصیلان انستیتوی بهایی برای تحصیلات عالی شده‌اند.»

آموزش به عنوان هدف زندگی

به نوشته “دویچلند فونک”، برنامه IBHE موفقیت‌آمیز بوده و بر شمار دانشگاه‌های جهان که حاضر به پذیرش مدرک این مؤسسه هستند مدام افزوده شده است.

به گزارش این رادیوی آلمانی‌، استادان بسیاری از دانشگاه‌های برجسته اروپا و آمریکا به این مؤسسه نامه نوشته و از آن پشتیبانی کرده‌اند. آنان از کیفیت و توانایی دانشجویانی که با وجود شرایط سخت تحصیل در ایران در این مؤسسه دانش آموخته‌اند ابراز تعجب و خوشحالی کرده‌اند.

به نوشته “دویچلند فونک”، بسیاری از دانشجویان پس از تحصیل در دانشگاه‌های خارج به ایران برمی‌گردند، چون “وظیفه مقدس و هدف زندگی” خود می‌دانند که از نسل بعدی در ایران حمایت کنند و برای این نسل امکان تحصیلات عالی را فراهم آوردند.

No responses yet

Jun 24 2015

“ابلاغ شیوه‌های اسلامی زندگی” برای کاهش اسیدپاشی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: یک عضو کمیسیون قضایی مجلس ایران با اشاره به ۳۰۰ مورد اسیدپاشی در سال می‌گوید که این شیوه به ابزار مجرمانه عادی بدل شده است. ولی او می‌گوید که به جای “تشویش اذهان عمومی” باید شیوه‌های زندگی اسلامی را “ابلاغ” کرد.

از مهرماه گذشته که ماجرای اسیدپاشی بر چند دختر در اصفهان به یکی از دردناک‌ترین خبرهای ایران تبدیل شد، هنوز حتی یک نفر در این رابطه محاکمه و مجازات نشده است. این درحالی است که سایت «خانه ملت»، خبرگزاری مجلس شورای اسلامی از قول ابوالفضل ترابی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نوشته است: «متاسفانه امروز اسید مانند چاقو شده است و همانگونه که بزهکاران از چاقو برای ضربه زدن به مال و جسم افراد استفاده می کنند، اسید هم ابزار مجرمانه دم دستی شده است.»

ترابی با بیان این که ۳۰۰ مورد اسیدپاشی در یک سال اخیر رخ داده، این امر را ناشی از افزایش اختلافات عاطفی و معضل فرهنگی دانسته است. به عقیده عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس «در مجازات اسیدپاشی کاستی دیده نمی‌شود.» و اگر هدف اسیدپاشی «ضربه به نظام و محاربه» باشد، مجازاتش اعدام است، وگرنه قصاص و دیه و حبس اعمال می‌شود.

بیشتر بخوانید: مرگ یک قربانی اسیدپاشی همزمان با “پیگیری” پرونده‌ای جنجالی

ترابی یکی دیگر از دلایل رواج اسیدپاشی در سال‌های اخیر را «مباحث تبلیغاتی و پرداختن بیش از اندازه رسانه ها به موضوع اسیدپاشی» عنوان کرده است. او از رسانه‌ها خواسته است که “در این زمینه کمک کرده و بدون دلیل تشویش در اذهان عمومی ایجاد نکنند، بلکه با ابلاغ شیوه های زندگی ایرانی –اسلامی سعی در کاهش این جرم کنند.”

درباره انگیزه اسیدپاشی به زنان در اصفهان و دیگر شهرهای ایران گمانه‌زنی‌های متفاوتی مطرح می‌شود. برخی از این حادثه‌ها با انگیزه‌های شخصی رخ داده و احتمال می‌رود در مواردی مبارزه با آنچه “بدحجابی” خوانده می‌شود انگیزه اصلی بوده باشد.

«مجرم با مهارت عمل کرده است»

در مجموع خبرهای منتشر شده در رسانه‌های ایران در رابطه با پرونده متهمان اسیدپاشی ناروشن و مبهم هستند. خبرگزاری ایرانا روز سه‌شنبه ۲ تیر به نقل از احمد خسروی وفا، رئیس کل دادگستری اصفهان اعلام نوشت: «تاکنون مظنونان زیادی در این ارتباط دستگیر شده اند ولی هیچ یک بصراحت به این جرم اعتراف نکرده و شواهد نیز بیانگر این امر نیست.»

به نوشته ایرنا پلیس شمار زیادی مظنون را به عنوان متهم احضار کرده است اما تاکنون گزارشی مبنی بر دستگیری عامل اسید پاشی بطور رسمی منتشر نشده است. وکیل شاکیان پرونده اسید پاشی نیز هفته گذشته از «دستگیری فردی خبر داد که گفته می شود به احتمال قوی متهم اصلی اسیدپاشی است اما این موضوع نیز هنوز در حد احتمال و گمانه زنی است و رسما تایید نشده است.»

بیشتر بخوانید: قربانیان اسیدپاشی؛ فراموش شده و بدون پشتیبانی

در گزارش امروز ایرنا هم‌چنین آمده است که «خبرهایی مبنی براعتراف فرد دستگیره نیز شنیده می شود که صحت این اخبار از سوی منابع مسئول رد شده و تصریح شده که هنوز بطور قطع و یقین نمی توان فرد دستگیر شده و تحت بازجویی را عامل اسیدپاشی اصفهان معرفی کرد.»

معاون فرماندهی انتظامی استان اصفهان به ایرنا گفته است: «تلاش برای شناسایی و دستگیری عوامل اسید پاشی سال گذشته در اصفهان همچنان ادامه دارد و این پرونده هنوز به قطعیت نرسیده و خبر دستگیری فردی که بطور قطعی ثابت شده باشد که عامل اسید پاشی است درست نیست.»

[زنانی که سال هدف اسیدپاشی قرار گرفته‌اند، سال‌ها باید تحت درمان باشند. ]

زنانی که سال هدف اسیدپاشی قرار گرفته‌اند، سال‌ها باید تحت درمان باشند.

و بالاخره حسین علیزاده که وکالت سه قربانی حادثه اسید پاشی، سمیه مثماریان، مینا آزاده و مرضیه ابراهیمی را برعهده دارد گفته است: «از ابتدای کار متهم های زیادی برای روشن شدن این قضیه دستگیر شدند و پلیس از یک سال قبل درحال بررسی است اما مجرم با مهارت عمل کرده به همین جهت، روند بررسی‌ها بطول انجامیده و نیاز به زمان دارد.»

دو روزنامه‌ی “شرق” و “شهروند” نیز در گزارش‌های مشابهی که روز شنبه (۳۰ خرداد/ ۲۰ ژوئن) منتشر کردند از قول وکیل پرونده اسیدپاشی‌ها در اصفهان جزئیات تازه‌ای از شناسایی احتمالی مظنون اصلی این حادثه را بازتاب داده‌اند. روزنامه شهروند از قول علیزاده نوشته که “تا کنون ٢ نفر از قربانیان اسیدپاشی این فرد مظنون را دیده و وی را تأیید کرده‌اند”.

بیشتر بخوانید شناسایی احتمالی مظنون اصلی اسیدپاشی اصفهان توسط دو قربانی

خبرگزاری مهر دو روز پیشتر گزارش داده بود که وکیل پرونده، ده ماه پس از این حادثه حاضر به پاسخ‌گویی به پرسش‌های خبرنگاران شده و درباره مظنون اصلی گفته است: «تاکنون یکی از قربانیان به صورت کامل متهم را دیده و شناسایی کرده است و یکی دیگر از متهمان نیز تنها صدای این فرد را شنیده و پس از دیدن می‌تواند در خصوص وی اظهار نظر کند.» او هم‌چنین به روزنامه‌های شرق و شهروند گفته است که مظنون اصلی پرونده اسیدپاشی، پرونده سنگینی در ارتباط با “خشونت علیه زنان در اصفهان و انواع جنایت‌ها” دارد.

مهرماه گذشته خبر اسیدپاشی بر صورت دست‌کم هفت یا هشت زن در اصفهان موجی از نفرت و اعتراض در ایران به راه انداخت. اما واقعیت این است که در سال‌های گذشته موارد متعددی از اسیدپاشی در ایران رخ داده است. زنانی که قربانی اسیدپاشی می‌شوند، هرگز به زندگی گذشته خود بازنمی‌گردند. روند درمان قربانیان اسیدپاشی طولانی و پرهزینه است. روندی که به گفته پزشکان ممکن است تا ۱۰ سال هم طول بکشد.

No responses yet

Jun 22 2015

وزارت ارشاد ٦٠٠ “خانه مد” را در ایران شناسایی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفرانسه: در ایران، برگزاری هر “شوُی لباس” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” وابسته به وزارت ارشاد با صدور اطلاعیه‌ای از شناسایی خانه‌های مد (مِزون) در ایران خبر داده و گفته که قصد دارد با آموزش مسئولان این خانه‌ها، فعالیت آنها را “ساماندهی” کند.

در این اطلاعیه که در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده، آمده است: «تاکنون ٦٠٠ مزون فعال و مولد شناسایی شدند و به زودی برای حضور در جلسات کارشناسی دعوت می شوند.»

هدف این اقدام دولت ایران، «هویت‌بخشی به آثار ارائه شده در جامعه و نیز حمایت از تولیدکنندگان و طراحان داخلی» عنوان شده است.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” تأکید کرده که خانه‌های مد با ساماندهی، می‌توانند از مهم ترین مراکز ترویج «مد اسلامی و ایرانی» در جامعه باشند.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” ، زیر نظر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره و جلسات آن به صورت ماهیانه با حضور وزیر ارشاد برگزار می‌شود.

علی رغم تلاش جمهوری اسلامی، بر اساس گزارش‌های منتشر شده، روند تأسیس خانه‌های مد در ایران رو به افزایش است. اغلب این خانه‌های مد که به صورت “زیرزمینی” به فعالیت می‌پردازند، برنامه های ویژه ای با عنوان “شوُی لباس” دارند که گاهی شركت‌های تجاری نیز از این مزون ها پشتیبانی می‌كنند.

خبرگزاری مهر، چندی پیش گزارش داد که آخرین قیمت‌های برگزاری “شوی لباس” نشان می‌دهد كه برگزاری هر “شوُ” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

بر اساس این گزارش، در برخی از سایت‌ها هم بدون اینكه جنسیت مرد یا زن مشخص باشد، با ثبت نام اینترنتی مانكن جذب می‌كنند.

No responses yet

Jun 17 2015

صدها هزار زن سرپرست خانوار در ایران بدون کار، درآمد و بیمۀ تأمین اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: عباس صلاحی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی ایران، خبر داد که به دلیل کمبود منابع و اعتبارات، طرح بیمۀ تأمین اجتماعی ۲۰۰ هزار تن از زنان سرپرست خانوار در ایران تحقق نیافت. عضو مجلس شورای اسلامی ایران بی آنکه در مورد شمار زنان بیکار و به ویژه زنان بیکار سرپرست خانوار در این کشور اظهار نظری بکند، افزایش شمار آنان را معضلی مهم و نگران کننده خواند و گفت : حتا “کمیتۀ امداد امام خمینی” نمی تواند حمایت از زنان سرپرست خانوار در ایران را برعهده بگیرد.

مقامات جمهوری اسلامی از اعلام آمار زنان سرپرست خانوار در ایران که غالباً بیکار نیز هستند خودداری می کنند. با این حال، سرشماری سال ۱۳۸۵ شمار زنان سرپرست خانوار در ایران را یک میلیون و ۶۰ هزار نفر اعلام کرده بود. بر پایۀ همین سرشماری کسانی “زنان سرپرست خانوار” شناخته می شوند که سرپرستی دست کم پنج نفر دیگر را برعهده داشته باشند. با این حال، بالاترین مبلغی که “کمیتۀ امداد امام خمینی” یا بهزیستی ایران به عنوان کمک یا مستمری به این زنان در سال ۱۳۹۱ پرداخت کرده اند از ۶۰ هزار تومان فراتر نرفته است. در روزهای اخیر پرویز فتاح، رییس کمیتۀ “امداد امام خمینی” اعتراف کرد که پول هایی که این نهاد تحت عنوان “زکات” جمع آوری کرده به هیچ وجه صرف فقرا و از جمله زنان سرپرست خانوار نشده، بلکه توسط استانداری ها و با رأی امامان جمعه صرف فعالیت های باصطلاح عمرانی شده است.

اگر چه اکبر ترکان، مشاور ارشد رییس جمهوری و رییس شورای هماهنگی مناطق آزاد کشور، خواستار ایجاد یک میلیون شغل برای زنان سرپرست خانوار در ایران شده است، اما شهیندوخت مولاوردی، معاون رییس جمهوری ایران در امور زنان و خانواده، به تازگی اعلام کرد که دولت محمود احمدی نژاد ۴۷ هزار نفر از زنان کارمند کشور را اخراج کرد. خانم مولاوردی در ادامه نرخ بیکاری زنان ایران را دو برابر نرخ بیکاری مردان اعلام نمود.

No responses yet

Jun 17 2015

گزارش تکان دهندۀ “فارس” از بیابان شدن ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفرانسه: به گزارش فارس، خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران ایران، گری لوئیس، نمایندۀ برنامۀ عمران سازمان ملل در همایشی در تهران گفت که ۸۰ درصد سرزمین ایران را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل می دهند و فرسایش سالانۀ خاک در این کشور ۱۵ تن در هکتار گزارش شده است.

گری لوئیس در ادامه گفته است که میزان فرسایش خاک مهمترین شاخص در تخریب سرزمین است و از این منظر فرسایش خاک در ایران سه برابر متوسط فرسایش خاک در دنیا است. گری لوئیس در ادامه افزوده است میزان تبخیر در ایران نیز سه برابر متوسط جهانی است، در حالی که میزان بارندگی در ایران یک سوم متوسط بارندگی در دنیا است.
به گفتۀ نمایندۀ برنامۀ عمران سازمان ملل، ایران با پدیدۀ تغییر اقلیم روبرو است که هم نتیجۀ کاهش بارندگی است و هم ریشه در عوامل انسانی دارد. او در اردیبهشت ماه گذشته نیز هشدار داده بود که با ادامۀ روند کنونی تغییرات اقلیمی در ایران، این کشور باید در انتظار آینده ای به مراتب خشک تر و گرمتر باشد.
به گفتۀ گری لوئیس شمار واحدهای دامی در ایران بسیار بیشتر از ظرفیت مراتع کشور است و افزایش جمعیت در این کشور فشار مضاعفی بر منابع طبیعی ایران وارد می آورد.
برای نمونه، گری لوئیس به کشاورزان خرده پا اشاره کرده که بخش بزرگی از جمعیت کشاورزی ایران را تشکیل می دهند که البته، به گفتۀ او، از دانش و فنون لازم برای فعالیت کشاورزی پایدار بی بهره اند. وی همچنین با اشاره به کاربری اراضی در جمهوری اسلامی ایران گفته است : بیابان زایی در همه جای ایران در حال وقوع است و نه تنها گریبان کشاورزان ایران را گرفته، بلکه آسیب های بزرگی برای ساکنان حاشیه های بیابان ها در کشور به بار آورده است. اکنون نیمی از روستاهای ایران خالی از جمعیت شده اند که شامل یازده میلیون نفر از کسانی می شود که از این پس در فقر مطلق در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می کنند.
برای مقابله با پدیدۀ بیابان زایی، گری لوئیس بر اولویت استفاده از روش های نوین در کشاورزی و بهینه سازی مصرف آب و همچنین مدیریت اراضی در ایران تأکید کرد. قریب ۹۰ درصد منابع آبی در ایران صرف کشاوورزی این کشور می شود یا در واقع به وسیلۀ روش های منسوخ آبیاری به هدر می رود. عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی، به تازگی هشدار داد که در صورت ادامۀ روند کنونی تغییر اقلیم در ایران، به زودی ۵۰ میلیون نفر ایرانی به دلیل کمبود یا نبود آب برای زنده ماندن ناگزیر از مهاجرت خواهند شد.
طبق آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران مساحت خشکی این کشور ۱۶۵ میلیون هکتار است که ۳۲ میلیون هکتار آن را بیابان ها تشکیل می دهند. همین آمار اعلام می کنند که از آغاز تأسیس حکومت اسلامی در ایران شش میلیون هکتار از جنگل های این کشور نابود شده اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .