اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Apr 27 2015

مجله زنان امروز به دلیل ‘ترویج ازدواج سفید’ توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


بی‌بی‌سی: هیئت نظارت بر مطبوعات ایران مجله زنان امروز را به دلیل “ترویج ازدواج سفید” توقیف کرد.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران برخی از مطالب نشریه زنان امروز مصداق “ترویج و توجیه این ناهنجاری” و “مغایر با عفت عمومی” تشخیص داده است.

بر همین اساس هیئت نظارت بر مطبوعات در جلسه امروز، دوشنبه ۷ اردیبهشت، این مجله را توقیف و پرونده آن را به دادگاه ارجاع داد.

“ازدواج سفید” اصطلاحی است که برای توصیف زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی به کار می‌رود.

منتقدان این پدیده با هشدار درباره رواج آن در ایران، زندگی مشترک بدون ازدواج را از عوامل کاهش آمار ازدواج رسمی و باعث “سست شدن نظام ارزشی” می‌دانند.

محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر ایران زندگی مشترک بدون ازدواج را “شرم‌آور” خوانده و گفته است “دیری نمی‌رسد که مردمی که این نوع زندگی را برمی‌گزینند، نسل حلال‌شان از بین می‌رود و حرام‌زاده می‌شوند. حاکم اسلامی باید با شدت با این نوع زندگی مقابله کند.”

دبیر هیئت نظارت بر مطبوعات ایران امروز به خبرگزاری ایرنا گفت که توقیف ماهنامه زنان امروز بر اساس بند ۲ ماده ۶ قانون مطبوعات صورت گرفته است.

این بند “اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس‌ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی” در نشریات را از موارد ” اخلال به مبانی و احکام اسلام” عنوان می‌کند.

انتشار ماهنامه زنان امروز با مدیرمسئولی شهلا شرکت، خردادماه ۱۳۹۳ بعد از حدود هفت سال توقیف از سر گرفته شده بود.

No responses yet

Apr 24 2015

پورشه له‌شده پسر امیر قلعه‌نویی بعد از تصادف با درخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی

خبرآنلاین: بامداد امروز یک دستگاه پورشه که متعلق به پسر امیر قلعه نویی بود با درخت برخورد کرد و یکی از سرنشینان آن در دم فوت شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ سید جلال ملکی ، سخنگوی سازمان آتش‌نشانی درباره جزئیات این حادثه گفت: در ساعت 4:50 صبح امروز یک مورد حادثه رانندگی در مسیر شمال به جنوب خیابان شریعتی نرسیده به پل صدر به سامانه 125 آتش‌نشانی تهران اعلام شد و به دنبال آن ستاد فرماندهی عوامل ایستگاه شش را به محل حادثه اعزام کرد.

وی با بیان اینکه پس از حضور آتش‌نشانان در محل حادثه مشاهده شد یک دستگاه خودروی پورشه به دلیل نامشخصی از مسیر اصلی منحرف و با درختان حاشیه بزرگراه برخورد کرده است، گفت: بنا به گفته شاهدان، این خودرو پس از طی کردن مسافت 500 متری در محل متوقف شده بود.

ظاهرا بدنبال سرعت زیاد خودرو و عدم کنترل آن، خودرو به شدت با درخت برخورد کرده است.در این حادثه یک زن جوان کشته و مرد راننده به شدت مصدوم شده است

اما خبری که بلافاصله در فضای مجازی پیچید تعلق این اتومبیل به پسر مربی تیم استقلال بود امان هوتن قلعه نویی که در سلامت کامل به سر می برد گفت که خودرویش را به شخص دیگری فروخته بوده و چون هنوز کارهای نقل و انتقال سند را انجام نداده است باعث شده تا این شایعه به وجود بیاید که فرد فوت شده پسر سرمربی استقلال است.

او دراین باره به نسیم گفته است: «خوشبختانه این حادثه برای من اتفاق نیفتاده و من سالم هستم؛ هر چند فرد فوت شده در سانحه تصادف دوست صمیمی‌ام بوده و از این ماجرا خیلی ناراحت هستم. ماشینی که تصادف کرده مدتی قبل برای من بود که آن را به دوست صمیمی‌ام فروخته بودم اما از آنجایی که خیلی‌ها می‌دانستند آن ماشین متعلق به من بوده،‌ تصور کردند من در این تصادف بوده‌ام.»

هوتن قلعه‌نویی در پایان گفت: «این ماشین یک پورشه زرد رنگ بود که همانطور که گفتم خیلی‌ها آن را با من می‌شناختند. این‌طور که شنیده‌ام علت اصلی حادثه سرعت بالا بوده که باعث انحراف و چپ کردن ماشین و در ‌‌نهایت منجر به فوت دوست صمیمی‌ام شده است.»

No responses yet

Apr 24 2015

کشته شدن نوه آیت الله ربانی شیرازی در تصادف پورشه زرد رنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر


سحام: بامداد روز سه شنبه اول اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ یک دستگاه پورشه زرد رنگ در خیابان شریعتی تهران تصادف کرد و باعث مخابره اخبار زیادی در رسانه‌ها گردید.

یک منبع آگاه دراین زمینه به خبرنگار«سحام» گفت: فردی که سرنشین کنار راننده این اتومبیل گران قیمت بوده، «محمدحسین ربانی» فرزند مهندس محمدمهدی ربانی و نوه شهید آیت‌الله ربانی شیرازی بوده است.

«محمدحسین ربانی» به همراه بانوی جوانی با نام پریوش اکبرزاده دراین تصادف جان خود را از دست دادند.

گفتنی‌است ساعت ۴ صبح خودروی حامل این دو جوان با سرعت سرسام آور ۲۰۵ کیلومتر درخیابان به یک مانع برخورد و راننده(پریوش اکبرزاده) در دم فوت کرده است. نفر دوم(محمدحسین ربانی) نیز پس از ساعاتی بی‌هوشی(کما) جان خود را از دست می‌دهد.

پس از انتشار خبر تصادف این خودروی گران قیمت زرد رنگ، هجوم فعالان مجازی به حساب اینستاگرام «پریوش اکبرزاده» با سیر تصاعدی مواجه شده و موافقان و مخالفان نسبت به انتشار اخبار و اطلاعات مختلف درباره این سانحه اقدام کرده اند.
Mohamad-Hosein-Rabani-shirazi-saham-news

براساس این گزارش درهفته گذشته سه خودروی گران قیمت در تهران دچار آسیب‌های جدی شده است.

یک دستگاه خودروی مازراتی درخیابان(آفریقا) جردن تهران، یک دستگاه خودرو ب ام و متعلق به هوتن قلعه نویی پسر امیر قلعه نویی و خودروی سوم نیز یک دستگاه پورشه متعلق به نوه آیت الله ربانی شیرازی بوده است.

آیت الله عبدالرحیم ربانی شیرازی از زندان سیاسی قبل از انقلاب بوده که پس از پیروزی انقلاب با فرمان امام خمینی(ره) برای حل مشکلات ناشی از غائله کردستان، به آن دیار عزیمت کرد.

وی‌ پس‌ از انقلاب‌ چند بار مورد سوء قصد قرار گرفت‌ که‌ همه‌ آن‌ ترورها نافرجام‌ بود.

سرانجام‌ درتاریخ‌ ۱۷ اسفند ۱۳۶۰ در حین‌ عزیمت‌ به‌ جلسه‌ شورای‌ نگهبان‌، براثر تصادف‌ در جاده‌ دلیجان‌ ـ محلات‌ ـ به دیار باقی شتافت.

No responses yet

Apr 21 2015

بازداشت دبیرکل سازمان معلمان ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: دبیرکل سازمان معلمان ایران از قرار معلوم بر اساس حکمی بازداشت شده که در سال ۱۳۸۹ علیه او صادر شده بود. او از جمله به دلیل “دیدار با خانواده معلمان زندانی” و به اتهام “تبلیغ علیه نظام” محاکمه و محکوم شده بود.

به نوشته خبرگزاری کار ایران (ایلنا) علیرضا هاشمی، دبیرکل سازمان معلمان ایران، روز یکشنبه (۱۹ آوریل/ ۳۰ فروردین) بازداشت شده است. این خبرگزاری به نقل از طاهره نقیئی، قائم مقام سازمان معلمان ایران، نوشت: «ماموران حوالی ساعت ۷ صبح امروز [یکشنبه] به منزل دبیرکل سازمان معلمان ایران وارد شدند، اما آقای هاشمی در آن زمان در مدرسه بوده است. همسر آقای هاشمی در پی ورود ماموران به منزل با او تماس می‌گیرد و آقای هاشمی خود را به سرعت به منزل می‌رساند و در نهایت بازداشت می‌شود».

علیرضا هاشمی از قرار معلوم به زندان اوین منتقل شده است.

هاشمی در سال ۱۳۸۹ برای “پیگیری مطالبات صنفی” و “دیدار با خانواده‌های معلمان زندانی” به ۵ سال زندان محکوم شد. اجرای این حکم تا کنون به تأخیر افتاده بود. به گفته‌ی طاهره نقیئی، “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” از جمله اتهام‌های هاشمی در دادگاه یاد شده بوده است.

دبیرکل سازمان معلمان ایران در ۲۳ اسفندماه ۱۳۸۵ هم در پی تجمع معلمان مقابل مجلس شورای اسلامی به همراه گروهی از فعالان صنفی بازداشت شد. او در‌‌ آن زمان به ۳ سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر لغو شد.

پایگاه اینترنتی سازمان معلمان ایران با انتشار بیانیه‌ای به بازداشت دبیرکل این سازمان واکنش نشان داده است. در بخشی از این بیانیه آمده است: «به گمان ما این اقدام برای دور نمودن حرکت صنفی معلمان از مسیر مدنیت و عقلانیت و سوق دادن آن به سمت افراطی‌گری و تندروی ‌است.»

در روزهای اخیر معلمان در شهرهای مختلف ایران دست به تجمع سکوت زدند. در نتیجه این تجمع‌ها برخی مدارس به حالت نیمه‌تعطیل درآمد. تجمع‌کنندگان در بیانیه‌ای خواستار افزایش دستمزد، آزادی معلمان زندانی و لغو احکام فعالان صنفی فرهنگی شدند.

No responses yet

Apr 20 2015

چه کسی مد را به ایران آورد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,هنر

پارسینه: در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

از بوتیک های شانزه لیزه تا خیاطخانه امیریه
حتی از همان آغازین سال های دهه ۲۰ خورشیدی که برای اولین بار حرف ازمد و سالن های مد بین زنان خانواده های اعیان تهرانی به میان آمد ، موضع غالب جامعه به این قضیه با دیده اکراه بود ؛ پس چندان غیرعادی نیست که اولین شوهای لباس روزگار ما هم به صورت کاملاً محدود و با تبلیغاتی اندک برگزار شود . کما این که پیش تر هم، سالن های مد و نمایش های زنده لباس ، به همین سبک بلکه بسیار بی صداتر و به قولی خزنده، کار خود را شروع کرده بودند !

به گزارش پارسینه،چند سالی است که این شوها به راه افتاده و حتی عصر یکی از آخرین روزهای بهمن ماه در سال گذشته ، سالنی در هتل همای تهران، پذیرای عده معدودی از اهالی شهر بود که به تماشای تجربه ای تازه یعنی همان نمایش مد آقایان نشستند.

شروع داستان
در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

سال ها پیش از آن یعنی حدود ۱۹۳۱ میلادی، او که تا کلاس دوم متوسطه در دبیرستان ژاندارک تحصیل کرده بود، به همراه پدرش سرهنگ حبیب الله فرود سرپرست محصلان وزارت جنگ آن روزها ایران را به مقصد آلمان ترک کرد . سرهنگ برای مأموریت به برلن رفت و دخترش را به مدرسه دخترانه لته فراین که یک آموزشگاه بین المللی معروف بود، سپرد . لته فراین جایی بود که دخترها با علم خانه داری تکمیلی، آشنا می شدند و علاوه بر آن باید چیزهایی را مثل تندنویسی و ماشین نویسی، هم یاد می گرفتند . به مدت یک سال و نیم علوم قضائی، آشپزی ، پرنده شناسی، حیوان شناسی و حتی نحوه ذبح و تمیز کردن و پختن جانوران، خیاطی، لباسشویی، اتو و رفو ، وصله کردن لباس و … هم در این مدرسه به زینت جوان تعلیم داده شد. بعد از آن او با یک افسر ازدواج کرده و برای اقامتی که دو سال و نیم طول کشید راهی برن پایتخت سوئیس شد.

آنجا بود که زینت علاقه خود را به هنر خیاطی جدی تر از گذشته دنبال کرده و یک سال تمام را صرف یادگرفتن روش برش روی مانکن از یک خانم سوئیسی کرد. گرچه وابستگی نظامی شوهرش باعث شد آنها سوئیس را هم ترک کنند اما در عوض به شهری پاگذاشتند که یکی از مراکز اصلی صدور مد به تمام دنیا بوده و هنوز هم هست ؛ پاریس.

از بوتیک های پاریس تا خیاطخانه تهران
زینت جهانشاه تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت. او چنان در کار خود ورزیده شد که لباس های رسمی خودش را هم می دوخت و با آن لباس ها در جمع آشنایان به زنی خوش پوش، معروف شد.
پیش از آن که جنگ جهانی آغاز شده و او و خانواده اش به سوئیس برگردند، زینت خبردار شد که پیر بالمن طراح معروف سال های دور برای مادرش بوتیکی باز کرده و برای خیاطخانه های پاریس لباس طراحی میکند. البته بالمن آن روزها چندان شناخته شده و معروف نبود و آشنایی دخترک ایرانی با او به این خاطر بود که زینت از مشتریان مادر بالمن به حساب میآمد.

جهانشاه از این مادر و فرزند هنرمند، خواست که مدتی در کنارشان با طرز برش و دوخت آنها آشنا شود. با این تقاضا موافقت شد و در مدت یک ماه این دختر ایرانی به رموز خیاطی مدرن وقت، همین طور طرز اداره یک بوتیک پی برد. همین قضایا به او کمک کرد تا یک سال پس از بازگشت به وطنش بتواند اولین بوتیک ایرانی را در تهران تأسیس کرده و نام خود را به عنوان اولین کسی که پای مد را به ایران باز کرد، در تاریخ ثبت کند.

نمایشی که خیاطخانه او را معروف کرد
با فرستادن کارت دعوت و پیغام و چند تلفن به خانم های معتبر ، زینت موفق شد پای حدود ۱۵ نفر از زنان سرشناس شهر را به نمایش افتتاحیه خیاطخانه اش باز کند. بیشتر این خانم ها، از فرنگ رفته ها بودند و با نمایش مد لباس، آشنایی داشتند .

در این مراسم ۹۰ دست لباس زنانه مخصوص صبح، عصر و شب به نمایش گذاشته شد . معرفی لباس ها را هم خود جهانشاه برعهده داشت و موقع نمایش هر کدام، اسم و توضیحاتی درباره شان میداد. جالب است بدانید نام تمام این لباس های ایرانی از روی فصول سال یا گل ها انتخاب شده بود. هر چند که جنس پارچه هایشان مثل تمام پارچه های مصرفی آن سال ها، فرنگی بود و متری ۲۰ تا ۲۵ تومان، قیمت داشتند.

مد لباس های طراحی شده توسط جهانشاه هم، بیشتر مطابق مد کریستین دیور بود. او در این باره می گوید: دیور در آن موقع مد جدیدش را با دامن های بلند عرضه کرده بود و اغلب لباس ها دامن بلند، با ترکهای باریک بودند. مثلاً خانم صفیه فیروز که در برنامه حضور داشت چون تازه از پاریس به تهران آمده بود، لباسی به همین مدل به تن داشت.

البته این لباس ها نه تقلید از دیور، بلکه آمیزه ای از طرح های او و دید شخصی جهانشاه بود؛ پالتوها گشاد و آزاد بودند با آستین های سرخود گشاد و یقه های بسته. کت و دامن ها مناسب اعتقادات زنان ایرانی طراحی شده بود و پیراهن های شب به سبک دکولته ؛ و به جلوی این لباس ها قسمتی اضافه می شد که به تن بایستد !

در این لباس ها از مخمل استفاده شده و بازار لمپه هم گرم بود . کفش ها نوک گرد و بی پاشنه و باریک بودند. اما از پالتو پوست و کلاه در این مجموعه خبری نبود ؛ چرا که قیمت پوست گران بوده و در نتیجه امکان فروش وجود نداشت . از طرف دیگر جهانشاه، کلاهدوز خوبی سراغ نداشت تا طرح هایش را به او بدهد و برای نمایش خود از آن کلاه ها استفاده کند، در عوض کیف های مدل موت که هر دو دست در داخل کیف قرار می گیرد به نمایش گذاشته شده بود و روی لباس های شب پولک و منجوق دوزی دیده می شد.

این لباس ها بیشتر به رنگ سیاه و قهوه ای و قیمتشان به عنوان مثال برای پیراهن بعدازظهر ۵۰ تومان و پالتوها ۱۰۰ تومان بود . نمایش دو ساعت و نیم طول کشید و اتفاقاً نه تنها خانم های حاضر در مجلس، بلکه تمام آنها که وصف نمایش خیره کننده خیاطخانه جهانشاه را شنیده بودند ، استقبال زیادی از جادوی مد او کردند.

مانکن های باحیا
مانکن هایی که باید لباس های این برنامه در تن آنها نمایش داده می شد از بین خانم ها و دختران دوست و آشنا انتخاب شده بودند. خوشبختانه چون محیط خیاطخانه و این برنامه خاص کاملاً زنانه بود، از طرف خانواده این مانکن های آماتور و خودشان مخالفتی صورت نگرفت. اما به هر حال آموزش طرز راه رفتن ، ایستادن و نمایش لباس دردسرهای زیادی داشت.

این دخترخانم ها بین ۱۸ تا ۲۵ سال سن داشتند و پرو و آماده کردن لباس هایشان ۳ ماه طول کشید. البته برخلاف تصور گیسوان مانکن ها ساده و بی آرایش بود، چون در آن زمان سلمانی رفتن و آرایش مثل امروز، امری عادی نبود. طفلی ها نه تنها بابت این مانکن شدن از زینت جهانشاه دستمزدی نگرفتند، بلکه تعدادی از لباس ها را هم خریدند و رفتند!

البته تخفیف مناسبی به آنها داده شد، ولی اجرت دوخت لباس در خیاطخانه برای دیگران به این شرح بود: لباس روز از ۱۱۰ تا ۱۵۰ تومان ، لباس شب بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ تومان ، کت و دامن یا پالتو با روسری۳۰۰ تومان.

مد، زیبایی نمی آورد
زمانی که من کار خیاطی را شروع کردم وسایل به حد کافی نبود. ۱۲ سال از شروع کارم می گذشت که خانمی به نام آنتوانت که همکلاسم در دوران دبیرستان ژاندارک بود، دستگاهی به ایران آورد که قلاب کمر تهیه می کرد و منگنه می زد. حتی کسی نبود که کمر درست کند و مجبور بودیم کمر لباس ها را خودمان با دردسر زیاد در خیاطخانه تهیه کنیم.

گفتنی های جهانشاه از شروع کار بوتیکش زیاد است. اما ۱۰ سال پس از افتتاح خیاطخانه بود که او به فکر استفاده از طرح لباس های قدیمی در کار خود افتاد: با الهام از لباس های موزه مردم شناسی، مانتویی طراحی کردم که شبیه ردای مردان قدیمی بود و آستین های راسته گشاد داشت. این مانتو با استقبال زیادی روبه رو شد.

زینت جهانشاه عقیده جالبی در مورد مد و بازگشت آن در دوره های زمانی متوالی دارد. او می گوید: طی سال ها خیاطی به این نتیجه رسیدم که مد سیر دورانی دارد، مثلاً خیلی از مدل های مجموعه من بعد از سال ها دوباره متداول شدند.

اما نظر یک لیدر مد و طراحی که به مردم خوراک پوشاکی ! می دهد، درباره پدیده مد چیست؟ جهانشاه می گوید:شیک پوشی خیلی خوب است ولی نباید خیلی آلامد شد و دربست و چشم بسته از مد پیروی کرد. همیشه پیرو مد بودن، زیبایی نمی آورد بلکه رعایت اعتدال و شخصیت در لباس پوشیدن است که یک خانم را برازنده جلوه می دهد . به اعتقاد من یکی از اصول شیک پوشی خانم ها، همان ساده پوشی و رعایت تعادل مد است.

آخر داستان
زینت جهانشاه تا سال ۱۳۴۷ کار خیاطی را ادامه داد. در این مدت چندباری محل خیاطخانه اش را تغییر داد، تا این که بالاخره بعد از تولد دخترش زهراکم کم خود را بازنشسته کرد. او شروع کننده راهی بود که با تأسیس خیاطخانه های متعدد و رواج مد و مدگرایی در ایران، آرام آرام رشد کرده و حالا از مرز ۶۰ سالگی هم گذشته است.

No responses yet

Apr 17 2015

گروهی از شهروندان شیراز در اعتراض به کشتار سگ‌ها در این شهر تجمع کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,محیط زیست

رادیوفردا: گروهی در شيراز در اعتراض به کشتار سگ‌ها در اين شهر روز پنج شنبه، ۲۷ فروردين، در برابر اداره کل حفاظت محيط زيست استان فارس تجمع کردند.

بر اساس گزارش خبرگزاری‌های داخلی، شرکت کنندگان در این تجمع خواستار توقف کشتار سگ‌ها، تغيير سريع روش‌های کنترل جمعيت حيوانات و مجازات عاملان کشتار اخير سگ‌ها در شیرازشده اند.

اعتراض‌های اخير ابتدا در شبکه‌های اجتماعی و با انتشار يک فيلم کوتاه آغاز شد. در اين فيلم که توسط گروه‌های حامی حقوق حيوانات در ايران منتشر شده، چهار نفر تعدادی سگ را با تزريق نوعی ماده شیمیایی اسیدی می کشند.

شهرداری منطقه پنج شیراز در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفته است که مسئولیت کشتار سگ‌ها در شهرک صنعتی شیراز به عهده شهرداری نیست.

انجمن حمایت از حیوانات ایران نیز روز سه شنبه در نامه ای به استاندار فارس خواستار پیگیری این ماجرا و برخورد با خاطیان شد.

No responses yet

Apr 15 2015

نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت: خبر تجاوز به دو نوجوان ایرانی دروغ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: ملای مکار برای رسیدن به منافع اش هر دروغی را سر هم می کند! حتی دروغی برای انکار تجاوز
دیگربان: علی قاضی عسکر، نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت گفته که خبر «تجاوز» ماموران فرودگاه جده به دو نوجوان ایرانی «دروغ» است.

آقای قاضی عسکر برخی افراد٬ رسانه‌ها و سایت‌ها را در دامن زدن به این «دروغ» موثر دانسته و گفته آن‌ها «به راحتی حرمت مردم را می‌شکنند.»

وی اضافه کرده با «هوشیاری» دو نوجوان ایرانی «تجاوزی» صورت نگرفته و عاملان تلاش برای «تعرض جنسی» از سوی مقام‌های عربستان سعودی دستگیر شده‌اند.

به گفته قاضی عسکر برخی افراد از روی «بی‌اطلاعی» یا «تسویه حساب‌های شخصی و سیاسی» مطالبی را مطرح کرده‌اند که خانواده‌های این دو نوجوان را متأثر و پریشان کرده است.

این روحانی در بخش دیگری از سخنان خود از حاشیه‌های مذهبی و قومی به وجود آمده درباره این مساله انتقاد کرده و افزوده گروهی در پی عملی کردن «نقشه شوم» در لغو سفر‌های زیارتی هستند.

در پی افزایش اعتراض‌ها به واقعه فرودگاه «جده» دولت حسن روحانی اعلام کرد سفر‌های حج عمره را لغو کرده است.

در چند روز گذشته شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان و رسانه‌های ایران سرشار از حملات٬ انتقاد‌ها و اعتراض‌ها به دولت عربستان سعودی شده است.

بخش قابل توجهی از این واکنش‌ها به صراحت توهین آشکار به ملت عرب بوده که با تاسف گروهی از فعالان مدنی٬ سیاسی و رسانه‌ای در ایران مواجه شده است.

No responses yet

Apr 15 2015

سگ کشی دردناک با تزریق اسید + فیلم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

خبرگزاری فارس گروه جامعه: در یکی از شهرک‌های صنعتی شیراز، سگ‌ها به روشی غیرانسانی با تزریق اسید کشته می‌شوند و پیمانکاران در ازای ارائه هر لاشه ۱۵ هزار تومان دریافت می‌کنند.

یکی از فعالان دفاع از حقوق حیوانات فیلمی دو دقیقه‌ای از کشتار سگ‌ها را در اختیار خبرنگار فارس قرار داده است که به گفته این فعال حقوق حیوانات در شیراز، این اقدام، توسط پیمانکاران شهرک صنعتی شیراز انجام گرفته است.

پیمانکارانی که در ازای تحویل لاشه هر قلاده سگ، 15 هزار تومان دریافت می کنند و حتی از سوزاندن جسم نحیف یک توله سگ با اسید هم دریغ نمی‌کنند.

فیلم این سگ کشی دردناک را در اینجا می‌توانید ببینید.

قاسم اکبری، شهردار منطقه 5 شیراز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، اعلام می‌کند: علی‌رغم واقع بودن شهرک صنعتی شیراز در محدوده شهرداری منطقه 5، شهرک‌های صنعتی تحت نظارت سازمان پسماند اداره می‌شوند و مسئولیت کشتار سگها در این شهرک‌ها به عهده شهرداری نیست.

از سوی دیگر، روح الله خوشبخت مدیرعامل سازمان پسماند شهرداری شیراز نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، ضمن ساختگی خواندن این کلیپ، تاکید می‌کند: شهرکهای صنعتی به هیچ وجه تحت نظارت شهرداری و یا سازمان پسماند نیستند و هر شهرک به طور مجزا توسط مدیر مربوطه اداره می شود.

اما این در حالی است که جعفر امیدی، مسئول دفتر شهردار شیراز ضمن اشاره به تماس‌های مکرر هموطنان معترض به این اقدام، تاکید می‌کند: شهرک صنعتی شیراز تحت نظارت شهرداری شیراز بوده و این کشتار بی‌رحمانه توسط شهرداری شیراز در حال پیگیری است.

سگ‌ها و گربه‌ها اگر چه از نگاه بعضی از ما انسانها تبدیل به موجودات مزاحمی شده‌اند که باید از سطح شهرها جمع شوند و این وظیفه معمولاً در حیطه اختیارات شهرداری‌ها قرار می‌گیرد اما برای رهایی از هر مسئله و معضلی، راه‌حل‌های منطقی و اصولی وجود دارد که قطعاً کشتار با اسید، در هیچ کدام از این دسته‌بندی‌های اصولی قرار نمی‌گیرد.

No responses yet

Apr 14 2015

«کوثر» نهالی که سحابی کاشت/دکتر گفت کار سیاسی آخر و عاقبت ندارد، باید مدرسه بسازیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

وقتی که گه و گند با هم مخلوط می‌شوند نتیجه‌اش می‌شود آنچه امروز در جامعه ایرانی داریم
منظورم از گه و گند چیزی نیست جز روشنفکری دینی.
گفت‌گو: خیابان ایرانشهر، دبیرستان پسرانه کوثر؛ صدای گوش‌نواز زنگ شنیده می‌شود: «زنگ تفریح»؛ همان صدای نشاط‌‌آور چندسال قبل است که به‌سوی حیاط پر می‌کشیدیم برای بازی و تفریح

گفت و گو نیوز:خیابان ایرانشهر، دبیرستان پسرانه کوثر؛ صدای گوش‌نواز زنگ شنیده می‌شود: «زنگ تفریح»؛ همان صدای نشاط‌‌آور چندسال قبل است که به‌سوی حیاط پر می‌کشیدیم برای بازی و تفریح. از خندیدن و گفتن خسته نمی‌شدیم. صدا همان صداست؛ در چندثانیه حیاط پر می‌شود از همهمه دانش‌آموزان. فردی که به‌نظر ناظم دبیرستان می‌رسد، از دانش‌آموز می‌خواهد ما را تا اتاق «حاج‌آقا» همراهی کند؛ اتاقی نسبتا بزرگ و نورگیر، پر از تصاویر آشنا از مردان تاریخ‌ساز ایران؛ نقاشی‌‌ای از چهره مهندس بازرگان، آیت‌الله طالقانی و دکترسحابی، یادگاری «فراهانی» از شاگردان سابق مدرسه. پشت‌سر مدیر مدرسه، عباس صاحب‌زمانی، تصاویری از شاگردان ممتاز و معلمان به دیوار آویخته شده و روبه‌رو عکسی از دکتر سحابی و نوشته‌ای در کنار عکس؛ «جستن، یافتن و آن‌گاه به اختیار برگزیدن و از خویشتنِ ‌خویش بارویی پی‌افکندن..». حیاط پر است از نغمه نشاط و مدیر دبیرستان از سال تأسیس کوثر می‌گوید: ١٣٦٩؛ یعنی یک‌دهه بعد از پیروزی انقلاب‌اسلامی. دبیرستان ٢٥ساله است و هفت‌دهه‌ونیم از عمر مدیر مدرسه می‌گذرد. او از ٢١سالگی تدریس را در دبیرستان کمال آغاز کرده است؛ زمانی‌که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دانشجوی سال سوم بود، تدریس تاریخ، جغرافیا و تعلیمات اجتماعی را به پیشنهاد دکتر سحابی شروع می‌کند. معلمان مدرسه سیدمحمود طالقانی، دکتر رجایی، محمدجواد باهنر، دکتر بهشتی، جلال‌الدین فارسی، سیدمحمد خامنه‌ای و… بودند. می‌گوید: «در سال ١٣٣٤، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. روزی دکتر ستوده، استاد جغرافیای‌ تاریخی، گفت دکتر سحابی با شما کار دارد. به دانشکده علوم رفتم و فردی را درحال وضوگرفتن در زیرزمین دانشکده دیدم و از او سراغ دکتر سحابی را گرفتم. خود دکتر بود و ما با هم به آزمایشگاه سنگ‌شناسی رفتیم. دکتر سحابی گفت من سراغ دانشجوی شهرستانی، باحجب و حیا و درس‌خوانی را گرفتم و ستوده شما را معرفی کرد». صاحب‏‌زمانی می‌گوید «دکترسحابی طوری با من برخورد کرد که نتوانستم بگویم آمادگی معلمی ندارم و پیشنهاد را قبول کردم و به‌سمت دبیرستان کمال راه افتادم. خود را به ابومحمد فرنیا، از شاگردان سابق دکتر، معرفی کردم و تابه‌امروز معلم ماندم». کوثر، دبیرستانی است بزرگ که دکتر سحابی کتابخانه خود را به آنجا اهدا کرده، سالن مطالعه، آزمایشگاه، سالن سخنرانی، نمازخانه بزرگی که سال‌ها مراسم شب‌های احیا در ماه رمضان در آنجا برگزار می‌شد ‌ و اتاق آرشیوی که صاحب‌زمانی از زمان فوت دکتر مطالب روزنامه‌ها را در آنجا نگهداری کرده.

ایده تأسیس دبیرستان کوثر زمانی شکل می‌گیرد که دکترسحابی به صاحب‌زمانی می‌گوید: «کارهای سیاسی آخر و عاقبت ندارد. باید به فکر مدرسه و مدرسه‌سازی باشیم». به یاد می‌آورد ذهن سحابی همیشه درگیر مدرسه بود و عاشق معلمی. روزی دکترسحابی به صاحب‌زمانی تأکید می‌کند که «اگر زمین مناسبی برای دبیرستان دیدی، خبرم کن» و صاحب‌زمانی به‌همراه پسر کوچک دکتر سحابی، مدرسه مناسبی را در نزدیکی نارمک به نام مدرسه نوین پیدا می‌کند. مدیر مدرسه به‌دلیل شناختی که از دکتر داشته می‌خواسته نصف مدرسه را وقف کند. «اما دکتر استخاره می‌کند و استخاره بد می‌آید و قبول نمی‌کند آن زمین را بخرد». تا اینکه یک‌روز دکتر سحابی او را از خریدن مدرسه‌ای باخبر می‌کند؛ ساختمانی که دکتر آن را خریده و وقفش کرده بود. آن ساختمان ابتدا در اختیار سفارت لیبی قرار می‌گیرد و می‌شود «مدرسه عمرمختار» و بعدها که بحث مدارس غیرانتفاعی مطرح می‌شود، این ساختمان در اختیار مدرسه غیرانتفاعی کوثر قرار می‌گیرد: «دبیرستان پسرانه کوثر». دکترسحابی از موافقان مدرسه غیرانتفاعی بود. او می‌گفت باید کسانی که تمکن مالی دارند، برای آموزش خود خرج کنند. اما این فکر آن زمان مخالفانی جدی داشت. «آن زمان شهیدرجایی معتقد بود که آموزش باید رایگان و دولتی باشد؛ آنها طرفدار یکسان‌سازی آموزش بودند و این فکر را غیرانقلابی می‌دانســتند».صاحب‌زمانی می‌گوید: «به‌خاطر دارم زمانی که دکترسحابی گفت اگر خانواده‌هایی برای تحصیل بهتر فرزندانشان معلم خصوصی بگیرند، دولت چه‌کاری انجام می‌دهد؟ رجایی پاسخ داد مأمور می‌گذاریم تا از تدریس معلمان خصوصی جلوگیری کنیم». او به یاد می‌آورد: «از حضور او و خسروی، مدیر دبیرستان البرز به‌دلیل منفی‌بافی در جلسات آموزش‌وپرورش جلوگیری می‌کردند». سرانجام مجلس‌شورای‌اسلامی، قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی را تصویب می‌کند و سفارت لیبی مدرسه عمرمختار را از خیابان ایرانشهر به داخل سفارت منتقل می‌کند و دبیرستان کوثر با پیام دکترسحابی آغاز به کار می‌کند؛ پیامی که تا قبل از تعطیلی مدرسه کمال توسط ساواک در هجدهم اسفندماه ١٣٥٢، هرسال در آنجا خوانده می‌شد و بعد از تأسیس مدرسه کوثر در اول سال تحصیلی هرسال تا زمان حیات دکتر توسط خود و بعدها توسط مدیر مدرسه قرائت می‌شد. می‌گویند دکتر یدالله سحابی حاج‌عباس را چون فرزند خود دوست داشت و او را «فرزند فرهنگی» خود می‌نامید. به‌گفته صاحب‌زمانی، او هم دکترسحابی را به‌عنوان مرشد و مراد خود قبول داشت.
با صدای «الله‌اکبر»، مدیر و عده‌ای از دانش‌آموزان و معلم‌ها به سمت نمازخانه به راه می‌افتند و من به سمت خیابان نارمک؛ دبیرستان کمال، پلاک ١٢، سال تأسیس ١٣٣٧. مدیر دبیرستان پشت تلفن از نبود سواد و اطلاعات تاریخی دانش‌آموزان فعلی دبیرستان می‌گوید: «باید از فارغ‌التحصیلان قدیم دبیرستان کمال درباره دکترسحابی بپرسی. آنها بهتر می‌توانند پاسخ دهند. یا از عباس صاحب‌زمانی که مدیران سابق اینجا بود». می‌گوید «مجله پایتخت‌کهن در شماره ٢٠ خود گزارشی از دبیرستان کمال دارد» و خود از صحبت‌کردن امتناع می‌کند. به بهانه گرفتن مجله و به قصد رفتن به داخل دبیرستان به میدان هلال‌احمر حرکت می‌کنیم.
قاب‌هایی بر دیوار
تابلوی بزرگی بالای درِ دبیرستان نصب شده؛ «دبیرستان غیردولتی کمال»، «جامعه تعلیمات اسلامی». در راهروی ورودی، مردی در اتاق سانترال مجله را تحویل می‌دهد. از او می‌خواهیم محیط دبیرستان را به ما نشان‌ دهد؛ ساختمانی با زیربنایی حدود شش‌هزارمترمربع. درباره جامعه تعلیمات اسلامی و وابستگی آن به مؤتلفه اسلامی می‌پرسم و او تأیید می‌کند. آن طرف حیاط ساختمان قدیمی کمال قرار دارد و درِ آن بسته است. می‌گوید قرار است به‌زودی آنجا کوبیده و تبدیل شود به دبستان و پیش‌دبستانی کمال یا احمدیه. مرد جوان ما را به اتاق هیأت‌امنا راهنمایی می‌کند. چراغ را روشن می‌کند و چند عکس آشنا بر روی دو تابلو: «اینها مدیران سابق مدرسه هستند: مهندس مهدی بازرگان، دکتریدالله سحابی، رجایی، عباس صاحب‌زمانی و… درباره تابلوی بعدی می‌پرسم و تأکید می‌کند «من خیلی عقبه آنها را نمی‌دانم». می‌گوید «هیچ‌جای دیگر عکسی از این افراد نداریم و همه عکس‌ها همین است». نشان دیگری از مؤسس دبیرستان در راهرو و حیاط دیده نمی‌شود؛ جز ساختمان قدیمی. به خود می‌گویم «محمود بهلولی» مدیر دبیرستان راست می‌گوید. شاید دانش‌آموزان اینجا کمتر از تاریخ بدانند. باید تا ساعت سه‌ونیم بعد از ظهر، برای پایان ساعت درسی دبیرستان صبر کنم. به قصد رفتن به مسجد نارمک حرکت می‌کنم. مسجدی با گنبد و مناره‌ای خاکستری‌رنگ سیمانی که چون مدرسه کمال، کمتر گذشته ٦٠ ساله خود را به رخ می‌کشد و بیشتر به پایگاه یاران احمدی‌نژاد شناخته شده؛ اگرچه آرا و عقاید او ربطی به سازندگان این مسجد و اندیشه‌های‌شان ندارد. این مسجد چون مدرسه کمال تاریخ چند دهه‌ای دارد و رد پای آن را باید در تشکیلاتی جست به نام «متاع».
از غروب داغ ٢٨مرداد١٣٣٢، تا صبح تأسیس «متاع»، «مکتب تربیتی اجتماعی عملی» مهندس مهدی بازرگان سه سال می‌گذشت. نهادی مدنی که فکر تشکیل آن محصول فعالیت‌های سیاسی بازرگان بعد از کودتا، در نهضت مقاومت ملی ایران بود. قبل از کودتا، مهدی بازرگان بیشتر با عنوان استاد دانشکده فنی یا مدیر برخی از سازمان‌های اداری، نظیر ریاست هیأت‌مدیره شرکت نفت ملی ایران در دوره دکترمحمد مصدق مشهور بود. اما روزهای بعد از کودتا و تشکیل نهضت مقاومت ملی و حضور مهندس بازرگان در آنجا باعث شناخت «احتیاج روز» جامعه ایران شد. نهضت مقاومت تا اواخر سال ١٣٣٨-١٣٣٩به فعالیت خود ادامه داد اگرچه از سال ١٣٣٦ به بعد تحرک سال‌های اول را نداشت و به‌تدریج از هیجان‌های اولیه کاسته شده بود. خیلی از احزاب و فعالان سیاسی در زندان بودند یا تبعید شدند یا دلسرد و ناامید به‌دنبال کار روزانه خود رفتند. درست همین زمان بود که بازرگان«در پنج ماهی که در سال ١٣٣٤ زندانی بود، به فکر تأسیس نهادهای مدنی افتاد؛ نهادهای کوچک اما تأثیرگذار. مهندس بازرگان چاره راه را نه یک برنامه کوتاه‌مدت بلکه در یک برنامه درازمدت می‌دید. برنامه‌ای برای تغییر و تحول در روحیات و خلقیات مردم و آن را در قالب متاع تدوین و اجرا کرد». بعدها مهندس بازرگان در دانشکده کشاورزی کرج که انجمن اسلامی دانشجویان به‌مناسبت عید فطر مراسمی را در آنجا برگزار کرده بودند از مصدق سخن به میان آورد- درست در همان زمانی که کسی جرأت بر زبان‌آوردن نام مصدق را نداشت- و از احتیاج روز گفت: «نهادهای مدنی». «مرض بزرگ و موجب بدبختی‌ها و عقب‌ماندگی ما همان علت و عللی است که در خاصیت انفرادی و خلقت بدبینی و خودپرستی ما منعکس و متمرکز گردیده است… باید کاری کنیم که افراد و افکار و اعمالمان اتحاد و ارتباط یافته و در جهت مثبت و صحیحی پیش برود..».بازرگان آن‌موقع از لزوم اصلاح تعلیم و تربیت گفت «تعلیم و تربیت امروز با گفتن و بحث و استدلال انجام نمی‌شود، با عمل و تمرین باید اجرا شود. تربیت اجتماعی و تمرین همکاری نیز در اثر مجتمع‌شدن و همکاری‌کردن حاصل می‌شود. بنابراین دور هم جمع شویم و کارهای انفرادی را به‌صورت اجتماعی و با مشارکت و همکاری یکدیگر انجام دهیم».
برای همین مهندس مهدی بازرگان، دکتریدالله سحابی، دکترابراهیم یزدی، آیت‌الله مطهری، سیدغلامرضا سعیدی، احمد آرام، عزت‌الله سحابی، آیت‌الله مهدی حائری‌یزدی، کاظم حاج‌طرخانی، مصطفی کتیرایی، کاظم متحدین، کاظم یزدی و سیدباقر رضوی دور هم جمع شدند برای برطرف‌کردن «احتیاج روز». جلسات متاع در منزل مؤسس‌های آن برگزار می‌شد با محور مشکلات جوانان و چالش‌های فکری و عقیدتی. متاع از نوزدهم بهمن ١٣٣٤، فعالیت خود را با اصول دهگانه-«هدف زندگی، مقام فرد، اختیار و آزادی، اجتماع، نظام و اداره اجتماع، وظیفه فرد در مقابل اجتماع، مراتب و روابط فرد در اجتماع، کسب و کار، تعلیم و تربیت و شرایط توفیق»- که از متن قرآن گرفته شده بود و اساس‌نامه ٢٥ ماده‌ای شروع کرد. فعالیت‌هایی چون احداث و بازسازی مساجد، تأسیس مدارس، احداث کارخانه و شرکت‌های صنعتی، شرکت سهامی انتشار (١٣٣٨)، مؤسسه اسلامی نارمک (١٣٣٧)، انجمن اسلامی مهندسین (١٣٣٦)، انجمن اسلامی پزشکان (١٣٣٧)، انجمن اسلامی بانوان (١٣٣٨)، انجمن اسلامی معلمان (١٣٣٨) هنرستان کارآموز (١٣٤١) و دبیرستان کمال (١٣٣٧) که با همت یدالله سحابی، مهدی بازرگان، احمد آرام، احمد بازرگان برادر بزرگ مهندس بازرگان، حاج‌کاظم طرخانی از تجار سرشناس، حاج حسین مزینی از بنیان‌گذاران بانک صادرات و کاظم یزدی انجام شد.

دکترسحابی بعد از اینکه با مهندس بازرگان و یاران دیگر گروه فرهنگی اخلاق (١٣٣٥) را تأسیس کردند، برای ساخت دبیرستان کمال اقدام کرد. سحابی تجربه تعلیم و تربیت هم داشت. از تدریس در دانشگاه تهران، دانشسرای عالی، ریاست اداره فرهنگ تهران گرفته تا اداره آموزشگاه تربیت‌معلم تعلیمات دینی. او برای ساخت مدرسه از هر کسی کمک گرفت. دکترمصدق هم کمک کرد. سحابی نامه‌ای هم به آیت‌الله بروجردی نوشت و پرسید: «آیا من و امثال من که سهم امام در ذم خود داریم می‌توانیم این را در ساخت مدرسه خرج کنیم؟» و آیت‌الله بروجردی در پاسخ نوشتند: «اشکالی ندارد، در این راه خرج کنید». مدرسه ساخته شد. زمان ساخت نمازخانه مسجد، دکتر سحابی زندان بود. صاحب‌زمانی به خواست دکتر ساخت مسجد را شروع کرد و هربار که به ملاقات دکتر در زندان می‌رفت عکسی از پیشرفت مسجد را به ایشان نشان می‌داد و تاییدش را می‌گرفت. سحابی می‌خواست پایین مسجد قبری برای خود بسازد و بالای مسجد کتابخانه و قرائت‌خانه‌ای ساخته شود. بعدها جلسات گروه فرهنگی اخلاق در اینجا برگزار می‌شد. در افتتاح مسجد دبیرستان، دکتر سحابی، آیت‌الله مطهری، آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان حضور داشتند و مؤذن‌زاده اردبیلی اولین اذان مسجد را گفت.
با فعالیت مدرسه کمال و حضور مخالفان نظام به‌عنوان معلم در آنجا، حساسیت‌ ساواک هم بیشتر می‌شد. تا اینکه مقدمات انحلال فراهم و پرونده با هدف انحلال مدرسه قطور شد. روزی مدیرکل آموزش‌وپروش تهران به نام نبوی، پسر حاج‌‌شیخ‌بهاالدین نبوی پیش‌نماز مسجد سرچشمه به دبیرستان آمد و گفت: «کار شما مصدقی‌ها با بخش‌نامه درست نمی‌شود». به خانم مینایی دستور انحلال داد و دانش‌آموزان به مدرسه دیگر منتقل شدند. بعد از انحلال دبیرستان، زمانی که دکتر در زندان بود خمسی، رئیس انجمن اسلامی پزشکان می‌خواست ساختمان دبیرستان را به بیمارستان تبدیل کند؛ دکتر اجازه استفاده داد اما اجازه تغییر نه. تا اینکه بعد از انقلاب عده‌ای از بازاری‌ها که در رأس آنها حاج حسین کاشانی‌فرید، رئیس مدرسه احمدیه بود خواستند دبیرستان کمال به آنها واگذار شود تا کار خود را شروع کند. دکتر گفت: «به شرطی که همه دبیرستان را وقف کنید و یک‌دانگ‌ونیم هم به اسم گروه فرهنگی اخلاق باشد». بعدها دبیرستان از کمال به احمدیه تغییر نام داد. دکتر به تغییر نام راضی نبود و مردم هم کمال را بهتر می‌شناختند. دکتر سحابی، صاحب‌زمانی را به‌عنوان نماینده یک‌چهارم موقوفه به گروه احمدیه معرفی کرد. اما دبیرستان کمال راه و روش دکتر را دنبال نکرد. تا زمان حیات دکتر هر سال نماینده گروه فرهنگی اخلاق در جلسات هیأت مؤسس شرکت می‌کرد؛ اما بعد از فوت دکتر سحابی نه. فریدون سحابی می‌گوید: «بعد از فوت پدر گفتند گروه فرهنگی اخلاق سهمی ندارد و آن یک‌چهارم بلوکه شد. با حاج‌طرخانی که مؤتلفه‌ای‌ها ایشان را قبول داشتند موضوع را مطرح کردم. ایشان گفتند اگر اینها گرفتند ولشان کن. چون دسترسی به آنها خیلی مشکل است».
عقربه‌های ساعت زنگ پایان کلاس را نشان می‌دهد. دانش‌آموز می‌گوید: «اولین مؤسس مدرسه ما آقای رجایی است و دیگری می‌گوید نه باهنر بود!» پسرکی دیگر با چشمان نافذ رنگی شروع می‌کند به گفتن از دکتریدالله سحابی… اطلاعاتش دقیق نیست اما می‌گوید خیلی از همکلاسی‌هایش او را می‌شناسند؛ دکتریدالله سحابی مؤسس دبیرستان‌های پسرانه کمال و کوثر. /منبع:شرق

No responses yet

Apr 12 2015

وزیر کار ایران: نرخ بیکاری زنان دو برابر مردان شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با بیان اینکه سن زنان سرپرست خانوار پایین آمده، توضیح داد که وزارت کار باید در زمینه سیاستگذاری‌های جنسیتی کار زیادی انجام دهد.

به گزارش ایسنا وزیر کار ایران گفته است کارفرمایان به استخدام زنان مجرد بیش از زمان متاهل تمایل دارند. او البته درباره دلیل این استقبال توضیحی نداده است.

تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران که در پاییز سال ۹۳ منتشر شده، نشان می‌دهد بخش عمده کاهش فعالیت اقتصادی در ایران در سال منتهی به پاییز ۱۳۹۳ مربوط به زنان بوده است.

در یک سال منتهی به پاییز ۱۳۹۳ بیش از ۵۵۳ هزار نفر از زنان از چرخه فعالیت‌های اقتصادی خارج شده‌اند و تعدادشان از چهار میلیون و ۳۰۲ هزار نفر در تابستان ۱۳۹۲ به سه میلیون و ۷۴۹ هزار نفر در تابستان ۱۳۹۳ کاهش پیدا کرده است.
کار در مزرعه برای زنان کاری فصلی به شمار می‌رود و در تابستان یا زمستان به طور مقطعی بر آمار بیکاری اثر می‌گذارد

به این ترتیب، سهم زنان در فعالیت‌های اقتصادی ایران کمتر از سه میلیون و ۷۵۰ هزار نفر و سهم مردان بیشتر از ۲۰ میلیون نفر است. درباره دلایل خروج زنان از بازار کار اینجا بیشتر بخوانید.

بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران در پاییز ۱۳۹۳ نرخ بیکاری در میان زنان بین ۱۵ تا ۲۹ سال، ۳۹ درصد و در میان مردان همین رده سنی حدود ۱۸ درصد بوده است.

بر اساس این آمار حدود پنج میلیون و ۲۵۰ هزار نفر از زنانی که بین ۱۵ تا ۲۹ سال دارند، بیکار هستند. تعداد بیکاران مرد در همین رده سنی جوانان به یک میلیون و ۳۴ هزار نفر می‌رسد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .