اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Apr 30 2020

پایان عمر سیاست اصلاح‌طلبی و ضرورت “کن فیکون” شدن این جریان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان معتقد است عمر سیاسی احزاب اصلاحطلب با توجه به ظرفیت‌ها و نیازهای موجود به اتمام رسیده و این جریان تا “کن فیکون” نشود، توان نقش‌آفرینی تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور را نخواهد داشت.

عبدالکریم حسین‌زاده، نایب رئيس فراکسیون امید مجلس و عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا (۱۰ اردیبهشت) از تمام شدن عمر سیاسی احزاب اصلاح‌طلب و ضرورت نوسازی سیاسی این جریان گفته است.

او می‌گوید: «نوعی پدرسالاری کشنده و روابط ناسالم مبتنی بر نوچه‌پروری و سایر دافعه‌ها باعث شد از احزاب موجود دوری کنیم و به این نتیجه برسیم که این احزاب و نه فعالیت حزبی اتفاقا از موانع اصلاح‌طلبی در ایران هستند و در رنجاندن پایگاه اجتماعی و از دست رفتن باورها به اصلاح طلبی تاثیرگذارند.»

احزاب اصلاح‌طلب و چهره‌های مطرح این جریان دستکم تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و به‌رغم تمام انتقاداتی که به برخی رهبران آنان، از جمله محمد خاتمی، رئيس جمهور اصلاحات، مطرح می‌شد، هنوز توانایی تاثیرگذاری بر اذهان عمومی را داشتند. پیروزی حسن روحانی مدیون همین نفوذ سیاسی بود.

از پاییز سال ۹۶ و آغاز جنبش‌ مال‌باختگان و پابرهنه‌‌هایی که خود زمانی پایگاه حکومت بودند تا اعتراضات خونین آبان ۹۸، میزان ریزش محبوبیت این جریان در جامعه و محدود شدن گستره نفوذ آن نیز آشکارتر از همیشه شد. حالا این عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان به ایسنا می‌گوید که جریان اصلاح‌طلبی تا “کن فیکون” نشود و «در چهره‌ها، احزاب، ایده و رویه‌های آن تغییرات اساسی ایجاد نشود، دیگر توان نقش‌آفرینی تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور را نخواهد داشت‌‌».

به نظر او این آسیب‌شناسی باید خیلی زودتر از طرف اصلاح‌طلبان انجام می‌گرفت و “نه تنها معطوف به انتخابات که معطوف به ارتباط با پایگاه اجتماعی و آسیب‌شناسی عملکردها پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و چند انتخابات دیگر” نیز می‌شد.

خواب غفلت عمیق اصلاح‌‌‌طلبان

شاید هنوز هم هیچ چهره‌ای مانند محمد خاتمی محک و معیار سنجش میزان محبوبیت اصلاح‌طلبان نباشد. انتقادها به جریان اصلاح‌طلبی از دور اول ریاست جمهوری او آغاز شد و پس از دومین دور آن به جایی رسید که سرخوردگی از جریان اصلاح‌طلبی عملا به روی کار آمدن چهره‌ای مانند محمود احمدی‌نژاد انجامید.

عبدالکریم حسین‌زاده، عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان

رویگردانی از اصلاح‌طلبی در سطح جامعه اگرچه در ابتدا از سوی پایگاه جوان‌ این جریان آغاز شد، اما هرچه اصلاح‌طلبان از میزان مخالفت با دستگاه سرکوب و چپاول نظام کم کردند، بر شمار کسانی که از اصلاح‌طلبان ناامید شدند، افزوده شد. تنها در جریان انتخابات ۸۸ و به میدان آمدن میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد جریان اصلاح‌طلب به صحنه مبارزات انتخاباتی بود که بخت دوباره به این جریان روی کرد و میلیون‌ها نفر را برای انتخابی دیگر، راهی مجزا از گذشته به خیابان‌ها کشاند.

دستگیری چهره‌های مطرح اصلاح‌طلبان پس از این انتخابات و سرکوب شدید جنبش سبز عملا چهره‌های کم‌تر محبوب یا شناخته شده آنان را به عرصه بازی قدرت پرتاب کرد. اصلاح‌طلبی از نفس افتاده و در حاشیه قدرت تنها به “گله‌مند” بودن اکتفا کرد. سمت و سوی شکایت‌ها نیز دیگر نه حول خواست‌های پایه‌ای مردم که عمدتا دور سهم ناچیز آنان از قدرت متمرکز شد. انتخابات مجلس یازدهم نمایش بارز این سراشیب بود.

نایب رئيس فراکسیون امید مجلس به ایسنا می‌گوید: «متاسفانه اصلاح‌طلبان به خواب غفلت عمیقی فرو رفتند و دچار همان مشکل قدیمی شدند که گویا جامعه و به طور ویژه پایگاه اجتماعی آنها اعم از طبقه متوسط و اقشار مختلف همیشه آنها را با هر نوع رفتار و عملکردی می‌خواهد.»

او بر این باور است که اصلاح‌طلبان بالاخره باید درک کنند که میان مردمی که “رای خودشان را خرج اصلاح‌طلبان و اصلاحات می‌کنند” بده بستانی برقرار است. یعنی مردم انتظار دارند به ازای خرج کردن اعتماد و رای خود “تحقق وعده‌ها یا دست کم عملکرد قابل توجیه” از “بازیگران اصلاح‌طلب چه در حوزه اشخاص و چه در حوزه تشکل‌ها” را ببینند.

این فعال اصلاح‌طلب به تفکری در این جریان انتقاد می‌کند که تصور می‌‌کند «جامعه مجبور به انتخاب آنهاست؛ یعنی امکان انتخاب جنس دیگر یا رفتار سیاسی دیگری را برای آنها تصور نمی‌کند و به همین دلیل دست به اصلاح محصولات خودش اعم از ایده و بازیگران و عملکردها نمی‌زند. در همین فضاست که یک چهره معروف اصلاح‌طلب که از قضا باید مصدر اصلاح درونی در این جریان باشد، می‌گوید جامعه پس از تجربه اصولگرایان دوباره به اصلاح‌طلبان بازخواهد گشت.»

او این نوع تفکر را “نهایت سقوط بینش اصلاح‌طلبی” می‌داند که به گفته وی «متاسفانه در برخی از سران اصلاحات هم دیده می‌شود و همین موضوع باعث شده که من به این دوستان عرض کنم در شرایط فعلی اصلاح اصلاحات و اصلاح‌طلبان از این رویه‌ها و تفکرهای ضد اصلاحی اوجب واجبات این جریان و شرط ادامه حیات آن است.»

“بیایید تعارف را کنار بگذاریم”

عبدالکریم حسین‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا این سوال را مطرح می‌کند که «کدام حزب اصلاح‌طلب است که به معنای درست حزب باشد و با بدنه اجتماعی مشخصی ارتباط هدفمند و برنامه‌دار داشته باشد یا ساز و کارهای درونی‌اش برای ناظران بیرونی شفاف باشد؟ کدام حزب است که دچار پدرسالاری نباشد و شاخه‌های شهرستان آن به واقع فعال باشند و در مجموع جاذبه‌اش از دافعه‌اش بیشتر باشد؛ بیایید تعارف را کنار بگذاریم».

به باور این نماینده مجلس، چند پیروزی انتخاباتی “با تکیه بر وضعیت رقیب در جامعه از سال ۹۲ به بعد باعث شد اصلاح‌طلبان کمتر متوجه ضعف‌های اساسی خودشان باشند”.

حسین‌زاده به ساختار تشکل اصلاح‌طلبان نیز انتقاد کرده و معتقد است: «شورای سیاستگذاری مادامی که فاقد مرامنامه باشد، بحران‌های ذکر شده را از بین نبرد، احزاب به تصمیمات آن تمکین نکنند، بخش‌های اصلاح‌طلب حاضر در قدرت نظارت‌پذیر نباشند و انتخاب افراد حاضر در شورا بدون رای مستقیم اصلاح‌طلبان کشور باشد، امکان حیات ندارد». از نظر او، در غیر این صورت شورای عالی سیاستگذاری هم “وجودش فاقد ارزش و اعتبار است و عمر آن قطعا به سر رسیده است”.

No responses yet

Apr 28 2020

مردم طلا می‌فروشند نان بخرند؛ روایت طلافروشان از کسادی بازار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: از شنبه همین هفته مغازه‌شان را باز کرده‌اند، می‌گوید: «اصلا تا شنبه کل پاساژ تعطیل بود. الان هم هیات مدیره پاساژ تصمیم گرفته تا آخر ماه رمضان فقط تا ساعت ۶ باز باشیم.» دستبند کارتیه‌ای را که به یک مشتری نشان داده، توی ویترین می‌گذارد و می‌گوید: «والا من که با این اوضاع می‌گویم کاش باز نکرده بودیم. تو همین سه روز فقط جنس‌هایی را که در بهمن و اسفند فروخته بودیم، دوباره خریدیم.» «علی»، صاحب یک مغازه طلافروشی در یکی از پاساژهای اطراف میدان هروی تهران است. او می‌گوید: «مردم آن‌قدر که این روزها دنبال فروش طلا هستند دنبال خرید نیستند، راستش ما هم وقتی نفروشیم پول برای خرید نداریم.»

قیمت طلا روزانه تغییر می‌کند و روز دوشنبه قیمت هر گرم طلا ۶۴۲ هزار تومان است. علی می‌گوید: «مردم کار ندارند، پول ندارند، طلا می‌فروشند که نان بخرند، برنج و گوشت بخرند.» او تاکید می‌کند که برای این حرفش دلیل دارد: «ما مغازه‌ای نیستیم که جنس‌های سنگین داشته باشیم. کارهای ما اغلب از زیر یک گرم تا ۵ گرم است. وقتی یک نفر می‌آید و یک آویز دو گرمی را می‌فروشد که یک میلیون دویست سیصد دستش را بگیرد یعنی لنگ نان است؛ یعنی اوضاع انقدر خراب شده که کار به این یک تکه طلای کوچک رسیده است.» او توضیح می‌دهد که در روزهای عادی کمتر مشتری‌ای دیده که طلای زیر ۵ گرم را بفروشد: «مشتری‌ها معمولا طلاهای ریز را زمانی می‌فروشند که بخواهند طلای بزرگ‌تر بخرند در حقیقت تعویض می‌کنند. یعنی چند تکه طلای کوچک می‌دهند و یک طلای بزرگ‌تر می‌گیرند اما وقتی طلای یک گرمی را می‌دهند و پول می‌خواهند یعنی اوضاع اقتصادی خیلی خراب است و مردم لنگ مایحتاج‌اند.»

«محمد کشتی‌آرای»، رییس اتحادیه طلافروشان هم روز گذشته از مشاجره مردم در طلافروشی‌ها برای فروش طلا خبر داده بود. او گفته بود دهک‌های پایین تا بالای جامعه در روزهای اخیر برای فروش طلا و جواهر به مغازه‌های طلا و جواهرفروشی مراجعه کرده‌اند. این در حالی است که به دلیل تعطیلی ۵۰ روزه مغازه‌ها نقدینگی در طلافروشی‌ها وجود ندارد و نمی‌توانند طلا را بخرند.

«نرگس» یکی از افرادی است که برای فروش طلایی که بهمن‌ماه خریده به مغازه طلافروشی مراجعه کرده است. او می‌گوید: «یک دستبند ده گرمی خریده بودم و الان پولش را نیاز داشتم. سه روز رفتم و آمدم تا توانستم پولم را بگیرم. هر وقت رفتم فروشنده می‌گفت حاج‌خانم دست نکردیم برو فردا بیا. آخرسر گفتم از خودتان خریدم باید پس بگیرید.»

طبق عرف مرسوم طلافروشی‌ها موظف به پس گرفتن جنسی که از خودشان خریده شده باشد، هستند. علی توضیح می‌دهد که خرید طلا از مشتری برای مغازه‌دار سود است به شرطی که پول داشته باشد: «ما وقتی طلا را می‌فروشیم اجرت کار می‌گیریم اما وقتی آن را پس بیاورند دیگر به مشتری اجرت نمی‌دهیم چون طلا دست‌دوم است و طلای مشتری را به قیمت طلای خام می‌خریم بعد از خرید در مغازه بسته به نوع طرح طلا و قدیمی و جدید بودنش با اجرت به مشتری بعدی می‌فروشیم. پس ما از خریدن طلا بدمان نمی‌آید اما موضوع الان این است که پول خرید نداریم و خودمان منتظر فروش هستیم که پول اجازه مغازه و آب و برق و خرج زن و بچه را کنار بگذاریم.»

«امین»، یک مغازه کوچک را در حوالی میدان امام حسین تهران اداره می‌کند. او می‌گوید: «من تعطیلی نداشتم اما اگر فکر کنید فروختم دروغ است، فقط پس گرفتم.» می‌خندد و می‌گوید: «مغازه که تا همین چند روز پیش بسته بود اما من یک کانال تلگرامی هم دارم که اعضای فامیل و خیلی از مشتری‌هایم کانال را فالو می‌کنند و از این طریق هم خرید می‌کنند.»

او در مدت تعطیلی چند بار از مشتری‌ها و آشناهایش پیام گرفته: «پیام‌ها برای خرید نبود، همه می‌خواستند بفروشند.» امین می‌گوید «چند نفر اول را پول داشتم و خریدم اما بعد‌ی‌ها را مجبور شدم بسپرم به بعد تعطیلات یا به همکاران دیگر معرفی کنم.»

امین توضیح می‌دهد که دولت نه‌تنها برای این تعطیلی پنجاه‌وچند روزه کمکی به آن‌ها نکرده بلکه نمک هم روی زخمشان پاشیده است: «روز هفتم یا هشتم فروردین بود که از شرکتی که کارهای مالیاتی مغازه را به آن سپرده‌ام تماس گرفتند که اظهارنامه مالیات بر ارزش‌افزوده زمستان را تکمیل کنند، گفتم والا ما که اسفند و شب عید کار نکردیم مگر مالیات بر ارزش‌افزوده‌مان چقدر می‌شود. گفتند: دست دولت خالی است و گفته تمام اظهارنامه‌ها باید تا آخر فروردین تسلیم شوند و تا آخر اردیبهشت‌ماه هم مالیات بر ارزش‌افزوده زمستان پرداخت شود.»

شرکت‌های خصوصی مالیاتی واسطه بین کسبه یا مودیان مالیاتی و اداره مالیات هستند. آن‌ها هرسال از مودیان دستمزد می‌گیرند تا اظهارنامه‌های مالیاتی آنان را پر کنند.

«حمیرا»، مدیر امور مالی یکی از شرکت‌های خصوصی مالیاتی است او می‌گوید: «ما در شرق تهران کار می‌کنیم و مودیان مالیاتی ما کسبه چند پاساژ و مجتمع تجاری بزرگ در این منطقه هستند. قراردادی که ما با آن‌ها داریم بسته به سابقه و قدمت و شغل آن‌ها فرق می‌کند اما اکثر آن‌ها نصف مبلغ قرارداد را این‌ور سال می‌پردازند و نصف دیگر را بعد از تعطیلات عید. امسال با توجه به کسادی کسب‌وکارها بیشتر مودیان قادر به پرداخت هیچ پولی نبودند و ما هم با دو ماه طلب حقوق و عیدی شب عید به خانه‌هایمان رفتیم. اما نکته جالب اینکه به‌موجب دستورالعمل اتاق اصناف مجبور شدیم در اوج روزهای شیوع کرونا برای تسلیم به‌موقع اظهارنامه مودیان که مهلتش تا پایان فروردین ذکر شده بود از ۷ فروردین بیاییم سرکار با هرکدام از مودیان که تماس می‌گرفتم با تعجب می‌گفتند واقعا در این شرایط با توجه به تعطیلی مجتمع‌های تجاری شما دنبال تسلیم اظهارنامه و گرفتن پول قرارداد از ما هستید؟! ما هم فقط می‌گفتیم این دستورالعمل اتاق اصناف است و ما تقصیری نداریم.»

مالیات بر ارزش‌افزوده زمستان مغازه امین نزدیک چهار میلیون تومان است. او می‌گوید: «امیدوارم تا آخر ماه خدا برساند.» بعد مکثی می‌کند و می‌گوید: «کار کردن در ایران مثل دویدن روی تردمیل است. هر چه می‌دویم نه‌تنها جلو نمی‌رویم بلکه به عقب برمی‌گردیم.»

No responses yet

Apr 26 2020

امیر تتلو به اینستاگرام برنمی‌گردد؛ گزارش آزار آنلاین او در پلیس بریتانیا به ثبت رسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: ماجرا از چند پست اینستاگرامی «امیر مقصودلو»، معروف به «امیر تتلو»‌ شروع شد. خواننده و آهنگسازی که می‌توان او را با توجه به مخاطبانش در شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب‌ترین در میان جوانان دانست. در روزهای گذشته، تتلو پست‌هایی در صفحه‌ رسمی‌اش منتشر کرد که از دختران زیر سن قانونی دعوت کرده بود برای پیوستن به «حرم‌سرا»ی شخصی او ثبت‌نام کنند. بار اولش نبود اما این ماجرا این بار، به بسته شدن صفحه اینستاگرامش، ثبت‌ گزارش آزار آنلاین در پلیس بریتانیا و تشکیل کارگروه‌هایی از روزنامه‌نگاران، وکلا و فعالان حقوق بشری و دریافت گزارش‌های آزارگری او و طرفدارانش در دنیای واقعیت و شبکه‌های اجتماعی انجامید. اگرچه این کارزار همچنان ادامه دارد، اما «امیر تتلو» با وجود ممنوعیت حضورش در اینستاگرام، به اظهاراتش در کانال‌های دیگر شبکه‌های مجازی ادامه می‌دهد.

امیر تتلو چند ساعت پس از انتشار استوری‌های اینستاگرامی‌اش در دعوت از کودکان برای برقراری رابطه جنسی، استوری‌ها را پاک کرد اما پیش از آن، تصاویر استوری‌های او ثبت شده بود و آن‌قدر دست‌به‌دست شد تا در اختیار سازمان‌های حمایت از حقوق زنان، روزنامه‌نگاران و وکلای ایرانی و ترک قرار گرفت. حالا سخن‌گوی شرکت «فیس‌بوک» که شبکه اجتماعی «اینستاگرام» هم از آن اوست، به خبرگزاری‌ها گفته است: «ایمنی اعضا اولویت اصلی ماست و ما محتوایی که از کودکان بهره‌برداری می‌کند یا آن‌ها را به خطر می‌اندازد تحمل نمی‌کنیم. ما حساب امیر تتلو را به دلیل نقض سیاست‌های خود از کار انداختیم و او دیگر اجازه حضور در اینستاگرام را نخواهد داشت.»

صفحه اینستاگرام امیر تتلو هم‌زمان با کمپین رسانه‌ای، با پیگیری مستقیم دو سازمان «کندو» و «آرتیکل ۱۹» بسته شد؛ سازمان غیرانتفاعی «کندو» خدمات امنیت سایبری و حریم خصوصی را برای جوامع آسیب‌پذیر ارایه می‌دهد و سازمان «آرتیکل ۱۹» نیز در زمینه آزادی بیان و حقوق دیجیتال فعالیت می‌کند.

«نیما فاطمی» بنیان‌گذار سازمان کندو با اشاره به بسته شدن صفحه اینستاگرام تتلو به «ایران‌وایر»‌ می‌گوید: «تا الان بیشتر از ۲۰ اکانت اینستاگرام در همین رابطه مسدود شده‌اند و ما تا ریشه‌کن شدن این فساد و گرفتن تمام پلتفرم‌ها از این شبکه که دست به تخریب جامعه با گسترش فرهنگ تجاوز به کودکان برداشته، به فعالیت خود ادامه می‌دهیم. ما در خصوص امیر تتلو و موارد مشابه با فاجعه‌ای مواجهیم که تجاوز به کودکان و زن‌ستیزی را در جامعه عادی‌سازی می‌کند. قطعا گرفتن پلتفرم از چنین شخص و شبکه‌ای، قدم نخست است.»

این فعال امنیت دیجیتال معتقد است وظیفه اجتماعی همه شهروندان این است که با جلوگیری از گسترش چنین ویروسی، از آسیب به کودکان جلوگیری کنند: «درعین‌حال، بایستی در جهت آگاه‌سازی و آموزش عمومی، به جامعه‌شناسان و فعالان حقوق کودک و زنان فرصت دهیم تا در جهت بهبود سلامت جامعه، یاری دهند. خوشبختانه قوانین سختی علیه گسترش کودک‌آزاری وجود دارد و شبکه‌های اجتماعی هم آن را جدی می‌گیرند.»‌

نیما فاطمی هم مثل بسیاری از تحلیل‌گران در این مورد، یعنی کمپینی که علیه تتلو به راه افتاده، معتقد است پرداختن به این مساله منحصر به امیرحسین مقصودلو نمی‌شود: «مساله فراتر از یک فرد خاص است. او شاید تنها نوک یخی یک کوه باشد که از عدم آموزش کافی در فضای بسته ایران ‌و به قیمت تخریب زندگی و روح و روان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه، سودجویی می‌کند.»

در پیگیری‌هایی که برای بسته شدن حساب کاربری امیرحسین مقصودلو در اینستاگرام درگرفت، شخص دیگری هم نقش کلیدی داشت؛ «آزاده اکبری»، فعال حقوق‌بشر که همسرش «سروش هیچکس» خواننده و رپر معروف ایرانی از اولین افرادی بود که نسبت به پست‌های اینستاگرامی تتلو، واکنش نشان داد. تتلو از اکانت رسمی خود آزاده اکبری را مورد حمله‌های جنسی و جنسیتی قرار داد. آزاده اکبری در صفحه‌های خود در شبکه‌های مجازی مثل اینستاگرام و توییتر نسبت به استوری‌های تتلو واکنش نشان داده و اقدام او را کودک‌آزاری توصیف کرده بود.

طبق تحقیقاتی که در بریتانیا صورت گرفته است، تاثیرگذارترین محفل آنلاین برای آزار کودکان «اینستاگرام» معرفی شده است. مساله‌ای که آزاده اکبری در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» عامل اصلی اعتراض خود می‌داند: «ما در برابر کودک‌آزاری قرار داریم و من مدام به کودکانی فکر می‌کنم که طعمه افرادی مثل تتلو می‌شوند. هدف ما این است که بگوییم نباید سکوت کرد و با شهادت دادن در این ‌خصوص می‌توان با کمک ابزارهای حقوقی و قانونی، در جهت دفاع از حقوق کودکان تاثیر گذاشت. در این چند روز عده‌‌ای از زنان داخل ایران با من تماس گرفتند که راهی برای رساندن صدا و اعتراضشان باشیم.»

اگرچه به خاطر ساختار قضایی و سیاسی جمهوری اسلامی ممکن است ثبت شکایت از موارد کودک‌آزاری و خشونت علیه زنان در ایران ثبت و پیگیری نشود، اما خارج از مرزهای ایران، این مسائل قابل‌پیگیری حقوقی هستند. همان‌طور که آزاده اکبری هم تاکید دارد: «اینجا دیگر ایران نیست که ساختار حقوق و قضایی به قربانی کمک نکند. در تعاریف بین‌المللی از حقوق کودکان و آزارگری آنلاین، اقدامات تتلو قابل‌پیگیری است و می‌تواند پاسخ بگیرد. برای همین با پلیس بریتانیا تماس گرفتم تا در دستگاه قضایی، اقدامات این فرد ثبت شود.»

این فعال حقوق‌بشر با مدارکی که از اقدامات تتلو در شبکه‌های اجتماعی علیه خود داشت، به پلیس بریتانیا گزارش داد: «حتی پلیس از من پرسید که سن قانونی داشتن رابطه جنسی در ایران چند است؟ گفتم ۹ سال! مامور پلیس شوکه شد و گفت «بهتر بود که نمی‌پرسیدم.» باورش شاید برای دیگران سخت باشد که کودکان در ایران از این سن مورد استفاده جنسی قرار می‌گیرند. از سوی دیگر برایم مهم بود که آزارگری آنلاین توسط این فرد به پلیس بریتانیا گزارش شود. استوری‌های او را درباره کودکان تحویل پلیس دادم و نام و مشخصات کامل او حالا در دستگاه پلیس به عنوان آزارگر ثبت شده است.»

گفته می‌شود مقصد امیرحسین مقصودلو بریتانیاست و برخی منابع گفته‌اند که او حتی ویزای این کشور را دارد. برای همین از نظر آزاده اکبری و کارگروه پیگیری رفتار اخیر تتلو در اینستاگرام و ثبت این مساله در دستگاه پلیس این کشور، موثر است.
همچنین برخی از اعضای وزارت کشور بریتانیا مشغول پیگیری وضعیت حقوقی او در همین خصوص هستند.

صفحه امیرحسین مقصودلو در اینستاگرام بیش از چهار میلیون مخاطب داشت که برای دومین بار بسته شد. صفحه تلگرامی او بیش از یک میلیون دنبال‌کننده دارد و برنامه‌های لایوش در یوتیوب با بیش از ده هزار بیننده، منتشر می‌شود. او ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی داشته که در آن کودکان زیر سن قانونی حضور داشته‌اند. در تماس‌هایی که برخی زنان ساکن ایران که مورد آزار آنلاین قرار گرفته‌اند در تماس با کارگروه معترض به رفتار تتلو گفته‌اند: «وقتی به پلیس فتا مراجعه کردیم به ما گفتند که به خاطر داشتن عکس‌های بی‌حجاب در شبکه‌های اجتماعی خودمان مقصر شناخته خواهیم شد. ما هم پیگیری نکردیم.»

در پیغام‌هایی که این کارگروه در شبکه‌های اجتماعی دریافت کرده‌اند بسیاری خود را پدر و مادرهایی معرفی کردند که نگران فرزندان خویش هستند. تعدادی معلمان مدرسه هستند و برخی بدون عنوان هویت خویش، صرفا خواستار پیگیری بیشتر و اقدامات قانونی علیه امیر تتلو شده‌اند؛ و شماری هم بوده‌اند که صرفا فحاشی کرده‌اند.

هم‌زمان با کارزاری که برای بسته شدن حساب‌های کاربری امیرحسین مقصودلو در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد، روزنامه‌نگاران، سازمان‌های حقوق بشری و فمینیستی، وکلای ایرانی و ترک هم حاضر به همکاری شدند و با کارگروه‌های پیگیری این مساله ارتباط گرفتند.

«نوسین مونگو»، از روزنامه‌نگاران تاثیرگذار ترک در همان ساعات نخست انتشار استوری‌های تتلو در صفحه اینستاگرام، در حساب کاربری توییتر خود نسبت به این موضوع اعتراض کرد. گروه فمینیستی چپ در ترکیه هم نسبت به همین موضوع واکنش نشان داد. گروهی از روزنامه‌نگاران ترک در ارتباط با کارگروه پیگیری این ماجرا اعلام آمادگی کردند که اقدام اخیر تتلو را در رسانه‌ها منتشر کنند و از طریق سازمان‌های حقوق بشری پیگیر شوند. به‌تازگی «الحره» ازجمله رسانه‌های عربی هم گزارشی از بسته شدن حساب کاربری اینستاگرام تتلو منتشر کرد و این اقدام را دعوت به کودک‌آزاری خواند.

درعین‌حال،‌ وکلایی که در این خصوص پیگیری اقدام اخیر تتلو را پیش گرفته‌اند، می‌گویند ساختار قضایی ترکیه می‌تواند در مقابله با پست‌های امیر تتلو در راستای دعوت از کودکان برای پیوستن به «حرم‌سرا» اقدام قانونی انجام دهند. این گروه حقوقی هم وکلای ایرانی ساکن ترکیه هستند و هم وکلای ترک. همچنین عده‌ای از وکلای خارج از ترکیه و ایران هم اعلام آمادگی کرده‌اند که در این مساله همکاری کنند. از سوی دیگر، عده‌ای هم برای حمایت مالی اعلام آمادگی کرده‌اند.

به گفته وکلا پست‌های اخیر او می‌تواند ترویج «پدوفیلی» توصیف شود. پدوفیلی به فعالیت جنسی با کودکان گفته می‌شود.

پس از دعوت اعضای کمپین علیه اقدامات تتلو از کاربرانی که مورد آزار از سوی او و طرفدارانش قرار گرفته‌اند،‌ گزارش‌هایی هم به دست این کارگروه رسیده است. افرادی که مدعی شده‌اند در سال‌های اخیر مورد آزار آنلاین تتلو قرار گرفته‌اند. همچنین افرادی هم بوده‌اند که حاضر شده‌اند در خصوص آزارهایی که سال‌های پیش در خصوص آن‌ها اتفاق افتاده است، با تیم وکلا همکاری کنند. در کنار این موارد، کاربرانی هم بوده‌اند که از این حرکت تتلو دفاع کرده‌اند شماری از آن‌ها که عکس و هویت زنان را داشته‌اند خطاب به اعضای این کارگروه گفته‌اند بنا به میل خود، به امیر تتلو پیوسته‌اند یا در نظر دارند که این اقدام را عملی کنند.

به گفته اعضای این کارزار، پیگیری‌های حقوقی علیه امیر تتلو همچنان در جریان است؛ هم در جهت اقدامات قانونی و هم ادامه پیگیری‌ها برای اخراج او از شبکه‌های اجتماعی. آن‌ها معتقدند شرکت‌هایی مثل کمپانی‌های موسیقایی که با این خواننده همکاری می‌کنند، در حمایت از حقوق کودکان بایستی اقدامی موثر انجام دهند. آ‌ن‌ها همچنین از سازما‌ن‌های حقوق بشری و فعالان حقوق کودکان نیز دعوت کرده‌اند به این کارزار بپیوندند و نه‌فقط در خصوص امیرحسین مقصودلو، بلکه در رابطه با هرآنکس که در شبکه‌های اجتماعی کودکان را مورد حمله و آزار قرار می‌دهد یا زمینه این اقدام را فراهم می‌کند، پیگیری حقوقی انجام دهند.

No responses yet

Apr 24 2020

صحبت‌های نوشنده ادرار شتر پس از دستگیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 19 2020

رضا منصوری، فیزیکدان سرشناس ایرانی درباره کرونایاب سپاه: احتیاج نیست تقیّه کنیم، جهان به ما می‌خندد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رضا منصوری: وظیفهء ما: گفتن واقعیت به اهل قدرت[1]!
دور-ویروس‌یاب، طرح جامع انرژی کشور، و جرم صداقت علمی — در علم کشور چه خبر است؟

جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹

این روزها یادداشت‌های سال ۱۳۹۳ خودم را می‌‌خواندم از طرح رصدخانهء ملی ایران. اعتبارات ما در سال به ۲ میلیارد تومان نمی‌رسید؛ به مدیران عالی کشور می‌گفتم حتی اگر سالی ۷ میلیارد تومان هم به ما بدهند ۱۰ سال طول خواهد کشید تا طرح تمام شود و نورگیری تلسکوپ انجام شود. همان موقع در مصاحبه‌ها گفته شد سال دیگر نورگیری خواهیم کرد! چرا؟ تحلیل جامعه‌شناسان ما چیست؟ دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی این رفتار سیاسی را چگونه تحلیل می‌کنند؟ در مقابل باید تقیّه کرد؟ مصالح اجتماعی در کار است؟ در جامعه باید اخبار خوش پراکند؟ دروغ مصلحتی؟ وای برما از این رفتار! آموزش عالی ساکت است. علم هم که‌ نداریم.

در یادداشت قبلی هم نوشتم چگونه صداقت علمی در کشور منجر به دو حکم قضایی وحشتناک شده است: یک مورد ۸۰ ضربه شلاق، و یک مورد ۹ ماه زندان؛ به جرم صداقت؟ باز هم تقیّه؟ وقاحت تا این حد؟ دانشگاه باز هم ساکت است؟ دانشگاه از این وقاحت دفاع می‌کند که آبرویش نرود؟

یادم هم نمی‌رود، چندین دههء پیش، هنگامی را که معاون رییس‌جمهورِ وقت لقب «دانشمند سال» جهان را با چند صد دلار خرید و شبکهء یک سیما در اخبار ساعت ۲۱ خود با آب و تاب آن را گزارش داد. هنگامی هم که در رسانه‌ها توضیح دادم این عنوان چگونه خریداری می‌شود، همان خریدارِ مقامْ در هیئت دولت به شکایت از من برخاست که فلانی کفار را به دور خود جمع کرده است. آن وقت بودند کسانی در دولت که خندیدند و باعث شدند به من آسیبی نرسد. عریانیِ وقاحت را همهء دانشگاهیان دیدند. باز هم تقیّه کردند. جامعه‌شناسان ما کجا هستند که این وقاحت مدنی را تحلیل کنند؟ مدافعان علوم اسلامی هم که لابد کیف می‌کردند از این مقام‌های بین‌المللی برای ایرانیان در جمهوری اسلامیِ ناسوتی. حماقت تا کجا؟ خدایا شهیدان انقلاب از دست ما چه می‌کشند؟ چه نازنینانی را برای توسعهء کشور، و برای آزادی از جهل و حماقت و وقاحت و پلیدی، از دست دادیم.

دیشب اما اوج همهء اینها بود. تقیّه لازم شدم؟ اخبار ساعت ۲۱ شبکهء یک سیما سران بزرگترین قدرت نظامی خاورمیانه، ابر قدرت منطقه، و مدافعان راستین کشورمان را نشان داد. دیگر می‌ترسم حرفی بزنم. حرمت نیروهای نظامی ما کجا رفته؟ بسیج علمی دانشگاه شریف کجاست که به دادِ علم برسد؟ می‌ترسم! این همه بی‌تدبیری در عالی‌ترین سطح قدرت؟ دلمان را پس به‌چه خوش کنیم؟ حاج قاسم کجایی که در آن دنیا تنت می‌لرزد: ویروس دو قطبی؟ از فاصلهء صد متری؟ در ۵ ثانیه؟ چه حکمتی در این ۵ ثانیه است؟ خارق‌العاده است؟ بله تقیّه می‌کنم، تقیه‌ای خارق‌العاده! می‌ترسم. نگران ایرانم!

قبل از عید به بسیج دانشگاه خودمان در یک مصاحبه گفتم بسیج یعنی این که مدافع مردم باشد نه مدافع قدرت و مقابل مردم. حالا بسیج دانشگاهی کجا است تا از منِ مردم در مقابل شیادی و حماقت علمی و وهن انقلاب و علم ایران، و آبروریزی در جهان، حمایت کند؟ اگر بسیج دانشگاه شریف، به دانشگاه‌های دیگر کاری ندارم، در مقابل این وهن علم و دانشگاه و انقلاب و اسلام سکوت کند، آن هم در این دورهء کرونایی که مردم حمایت همه جانبه می‌خواهند، باید خجالت کشید از این عنوان شریف!

بله! آموزش عالی می‌ترسد. دانشگاهی می‌ترسد. دانشگاهی مانند اهل علمِ حوزوی تقیّه می‌کند. دانشگر هم که نداریم تا مانند دانشگران جهانی اجازه ندهد کسی شیادی علمی بکند. و چه راحت شیادان در دنیا و ایران کلاه بر سر قدرت‌مداران ما گذاشته‌اند. بسیار! کلاه تتلو بر سر روحانیت یک جور و کلاه شیادان علم و فناوری بر سر اهل قدرت جور دیگر. من که خوب یادم هست در تمام دوران انقلاب چه کسانی چه کلاه‌ها بر سر اهل مذهب و اهل قدرت گذاشته‌اند! وظیفهء اصلی ما به عنوان دانشگر یادمان نرود که گفتن واقعیت است به اهل قدرت! می‌ماند مدعیان بسیج علمی. کجایند؟

اما خیالتان را راحت بکنم. کرونا بسیار جنبه‌های مثبت برای تحولات اجتماعی ایران داشت. این فقط نوع‌دوستی مردم ما نبود که دوباره مانند دورهء جنگ ظاهر شد. این مصادرهء احمقانهء همین حس نوع‌دوستی توسط قدرت‌مداران هم لازم بود ظاهر شود. نترسید! تحولات عمیق و بنیادی در ایران در حال رخ دادن است. احتیاج هم نیست تقیّه کنیم. بخندیم. همه می‌خندند، و جهان به ما می‌خندد. آن کس که نفهمیده همان مدعی است! دورهء پساکرونا موتور آموزش عالیِ راکد ما را در جهت علم واقعی به‌حرکت در خواهد آورد. بسیج اساتید هم اگر بسیج باشد در این جهت گام بر می‌دارد و گرنه آب راکد است. اما من می‌ترسم.

اما در همین قیل و قال کرونا و دور-کرونایابِ نظامی، دولت طرح جامع انرژی کشور را تصویب کرد. من شک ندارم هیچ کس در دولت آن را به قصدِ نقد نخوانده است، مگر کارشناسان یا قدرت‌هایی که آنها هم به این منظور که ببینند کجا چقدر دلار برای آنها تَهَش می‌ماند؛ که از الان به فکر «وثوقانهء» خودشان باشند. حتی ده در صد از ۵۰۰ میلیارد دلاری که قرار است هزینه شود لقمهء چربی است، چه رسد به کل مبلغ. دریغ از کمی دوراندیشی. دریغ از مسئولیت برای نسل‌های آینده. متن نوشتهء همکار متخصص‌مان را در دانشگاه شریف پیوست می‌کنم بخوانید!

نکند این قیل و قال این روزهای انواع و اقسام کشفیات ضد کرونایی برای رد گم کردن باشد تا به راحتی بشود غنیمتی را به‌موقع تقسیم کرد؟ غنیمتی که پشت عنوان فخیم طرح جامع انرژی مخفی است! ما را سرِ کار گذاشته‌اند؟

خداوندا نسل بعد را از این بی‌تدبیری‌ها و وقاحت‌ها برحذر بدار؛

وای برما!

شرمندهء نسل بعدم. شرمنده!

امروز طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد[2]

یدالله سبوحی

دانشکده انرژی- دانشگاه صنعتی شریف

۲۴/۱/۱۳۹۹

جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیم‌گیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب می‌کند.

گزارش طرح انرژی را وزیر نفت در اسفند ۹۷ به سازمان برنامه و بودجه ارسال کرد و نوشت سناریوی بهینه‌سازی گزارش مورد تائید وزارت نفت است. در سناریوی بهینه‌سازی سرمایه‌گذاری لازم برای بخش انرژی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار و برای بهینه‌سازی ۱.۳ تریلیون دلار در ۲۰ سال آینده برآورد شده‌است.

حال اگر یک فرض خیالی و خیلی خوش‌بینانه داشته باشیم که درآمد صادرات نفت ایران ۵۰ دلار برای یک بشکه باشد و صادرات نفت ۲/۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰ سال آینده فرض گردد، کل درآمد صادرات نفت در ۲۰ سال برابر ۸۰۰ میلیارد خواهد بود که تنها سرمایه‌گذاری جدید در بخش انرژی ۶۵٪ این مبلغ درآمد را لازم دارد و بر اساس اطلاعات گزارش دیگر منابعی برای بهینه‌سازی باقی نخواهد ماند.

اگر واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم قیمت نفت ایران کمتر از ۳۰ دلار برای یک بشکه نفت خواهد بود و بسیار بعید است صادرات نفت ایران به سهولت به ۲ میلیون بشکه نفت در روز برسد. در این حالت کل درآمد صادراتی نفت در ۲۰ سال آینده کمتر از ۴۲۰ میلیارد دلار خواهد بود که حتی برای تامین سرمایه لازم برای بخش عرضه انرژی در سناریوی بهینه‌سازی (یعنی مصرف کمتر انرژی) نیز کفایت نمی‌کند.

حتی تهیه‌کنندکان گزارش توان یا علاقه این را نداشته‌اند که امکان‌پذیری این سناریو را بررسی کنند و راهکار مناسب را شناسائی نمایند. بنابراین اجرای این تصمیم غیرممکن خواهد بود و تنها یک شعار تبلیغاتی!

در این گزارش توضیح داده نمی‌شود که این سناریو چگونه اجرا خواهد شد! سناریوئی که سازوکار اجرائی آن مشخص نباشد یک گزارش حرفه‌ای و راهگشا نخواهد بود.

در این گزارش به سرمایهء لازم برای بخش نفت تاکید می‌شود. به نظر می‌آید وزارت نفت با این مصوبه در صدد آن است نیاز به سرمایه‌گذاری را مورد تاکید قرار دهد و بر اساس این مصوبه در نظر دارد بعد در جذب منابع از سازمان برنامه و دولت برای طرح‌های داخلی خود اقدام نماید. به نظر وزارت نفت اگر بهینه‌سازی هم صورت نگیرد اشکالی ندارد. این همان رفتاری است که وزارت نفت در مورد مادهء ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر مصوب سال ۱۳۹۴ انجام داد.

این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشم‌انداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد! در طرح جامع وزارت نفت معلوم نیست انرژی ایران در بازارهای منطقه‌ای و جهان چه جایگاهی خواهد داشت. چرا ۶ برنامه توسعهء کشور هرگز مطابق برنامه به انجام نرسید؟ چرا کاهش شدت انرژی در سال ۹۹ به ٪۵۰ سال ۹۰ صورت نپذیرفت؟ (مصوب قانون اصلاح الگوی مصرف در سال ۱۳۸۹). چرا قانون اصلاح الگوی مصرف و هدفمندسازی یارانه‌ها تا کنون بعد از گذشت ۱۰ سال از تصویب آنها اجرا نشده است؟ حالا که قیمت بنزین در داخل بیشتر از قیمت صادراتی شده است دولت دیگر چه ابزار و توجیهی برای اصلاح بازار انرژی دارد؟

همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیم‌گیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد. بدون تغییر ساختار در بازار انرژی هرگونه تغییر در قیمت‌ها و تصمیم‌ها تحولی در بخش انرژی ایجاد نخواهد کرد.

آیا می‌توان بدون ایجاد محیط رقابتی و توانمندسازی بخش خصوصی واقعی (نه شرکت‌های دولت ساخته با هدف استفاده از قانون تجارت برای حذف هر گونه نظارت) انتظار داشت که تحولی در بخش انرژی روی دهد؟ آیا می‌توان بیان ایده‌آل‌های عامه‌پسند در گزارشی در مورد جزئی از اقتصاد را راه‌حل دانست؟ آیا می‌توان بخش انرژی را بر اساس طرح جامع صوری و خارج از تعادل عمومی اقتصاد سامان داد؟ آیا می‌توان تغییر در یک بخش را بدون توجه به تعادل عمومی اقتصاد و بردار تعادلی قیمت‌ها ایجاد کرد؟ آیا اقتصاد ایران می‌تواند در ۲۰ سال آینده ۵۲۰ میلیارد دلار به بخش عرضه انرژی و حدود ۱.۲ تریلیون دلار فقط به صرفه‌جوئی انرژی اختصاص دهد؟

چرا وزارت نفت در هنگام ارسال گزارش به هیات دولت به این تناقض‌ها نمی‌پردازد؟ مگر نه اینکه وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه باید تقش حاکمیتی داشته باشند!

چرا کارشناسان این کشور همواره می‌خواهند توجیه‌گر تصمیم‌گیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیم‌گیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟ چرا در کارها و بررسی‌ها امکان‌پذیری و تدوین راه‌کارهای واقعی برای ایجاد تغییر ساختاری منظور نمی‌شود؟

استفاده از اعداد مجازی یا غیرواقعی و ارائه نتایج امکان‌ناپذیر در یک تز کارشناسی شاید مجاز باشد چون آموزش روش‌شناسی آنجا هدف است. ولی آیا این کار می‌تواند در یک گزارش فنی برای تصمیم‌سازی مجاز باشد؟ سیستم آموزش عالی ما در شکل‌گیری این وضعیت کارشناسی چقدر نقش داشته است؟ سیستم آموزش عالی و دانشگاه ما چقدر در ایجاد زیرساخت‌های واقعی مطالعاتی و تحقیقاتی نقش داشته است؟ حذف مراکز تحقیقاتی و توسعهء شرکت‌ها در دانشگاه و حذف نهادهای تحقیقاتی دانشگاه یا جایگزینی مراکز پژوهشی با شرکت‌ها تحت عنوان مراکز فناوری چه اندازه در تضعیف علم و توان کارشناسی و فنی جامعه نقش دارد؟ مسئولیت دانشگاه ما در این مورد چقدر است؟ اجاره دادن ساختمان یک نهاد پژوهشی به شرکت‌های خصوصی و از کار انداختن یک نهاد پژوهش انرژی چه تاثیری بر آیندهء دانشگاه خواهد داشت؟ تخریب تجهیزات آزمایشگاهی یک پژوهشکده که ده‌ها میلیارد تومان ارزش آنها است و بلااستفاده کردن آنها بر آینده دانشگاه چگونه تاثیر خواهد گذاشت؟

آیا نباید کارشناس و متخصص مسئولیت اجتماعی خود در رابطه با بیان واقعیت و ارائه راه‌کارهایی که به تحول ساختاری برای توسعهء پایدار منجر شود اقدام نماید؟ آیا نیروی متخصص و حرفه‌ای جامعه باید از این مسائل و از این تصمیم‌ها بی‌تفاوت عبور کند؟

فقط اگر به یک نکته مشخص توجه کنیم اختلاف دانشگاه‌ها، سیستم آموزش عالی و تصمیم‌گیری کشور ما با دنیا خیلی روشن می‌شود. در اتحادیه اروپا دولت‌ها هزینهء کلانی را در رابطه با کرونا متحمل شده‌اند. ولی توجه کنید که این دولت‌ها چگونه از کاهش قیمت نفت بهره‌برداری می‌کنند. درآمد مالیاتی آنها از نفت و فرآورده‌های نفتی به‌طور وسیع افزایش یافته و بخشی از هزینه‌های دولت‌ها در مورد کرونا را می‌خواهند از این منبع بازیافت کنند و همزمان اجازه نمی‌دهند راهبردهای آنها در بخش انرژی به مخاطره بیفتد و سیاست‌های راهبردی قبلی را با قدرت بیشتری پیش می‌برند.

واقعیت آن است که در کشوری مثل آلمان هرگز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را به شرکت تبدیل یا از دانشگاه حذف نکردند. آنها شرکت‌ها را در پارک‌های علم و فناوری و از طریق بنیادها و صنایع مورد حمایت قرار دادند.

در دانشگاه فنی برلین در انستیتو انرژی ۱۰ نفر پروفسور و دکتری، تعداد زیادی پسادکتری و حدود ۱۵۰ نفر دانشجوی دکتری در زمینه سیستم‌های انرژی کار می‌کنند و همهء اینها نهادهای پژوهشی هستند نه به اصطلاح مراکز فناوری و شرکت‌ها! همین تعداد محقق در پوتسدام، در دانشگاه فنی برلین، دانشگاه مونیخ، در انستیتو ووپرتال، در دانشگاه درسدن، در انستیتو اقتصاد آلمان، در دانشگاه لایپزیک، در دانشگاه اشتوتگارت، دانشگاه فرایبورگ، در انستیتو ماکس پلانگ و غیره فعالیت می‌کنند. هیچ‌کدام از آنها شرکت یا مرکز فناوری نیستند، هیچ‌کدام از آنها تابعی از نظرات و سیاست‌های پول‌دهنده نیستند بلکه آنها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی سازمان‌یافته و نهادهای علمی هستند.

به این ترتیب است که گذر از بحران‌ها در جوامع مختلف متفاوت می‌شود.

[1] ر.ک. مصاحبه‌ام به عنوانی مشابه چاپ‌شده در مجلهء نگاه نو، شمارهء ۹۶، زمستان ۱۳۹۱.

[2] این متن به ایمیل استادان دانشگاه شریف ارسال شده است.

No responses yet

Apr 13 2020

۱۰ هزار قبر جدید در تهران برای قربانیان کرونا آماده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: معاون خدمات شهری شهرداری تهران خبر داد که در بهشت زهرا قطعه جدیدی برای جان‌باختگان مبتلا به کرونا آماده شده و تاکنون قبرچینی ۱۰ هزار قبر جدید در این قطعه انجام شده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا مجتبی یزدانی روز یکشنبه ۲۴ فروردین در جلسه شورای شهر تهران گفت که چند سردخانه جدید و دو کانتینر ۱۲ متری یخچال‌دار به تجهیزات بهشت زهرا اضافه شده است.

وی اعلام نکرد که تاکنون چند نفر از جان‌باختگان بر اثر ابتلا به کرونا در تهران دفن شده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی تعداد افراد جان‌باخته بر اثر ابتلا به بیماری کرونا در تهران و دیگر شهرهای ایران را به تفکیک اعلام نکرده‌اند.

پیش‌بینی ۱۰ هزار قبر برای قربانیان احتمالی کرونا در بهشت زهرای تهران در حالی انجام شده که بر اساس آمار اعلام شده از طرف وزارت بهداشت ۴۴۷۴ نفر در کل ایران جان باخته‌اند.

اما آماری که رادیو فردا از اظهارات پراکنده مقام‌های رسمی محلی و منابع وزارت بهداشت جمع‌آوری کرده است، نشان می‌دهد​ تاکنون حدود ۱۰ هزار نفر در ۳۱ استان ایران جان خود را از دست داده‌اند.

در همین حال تعدادی از نمایندگان مجلس دولت را به پنهانکاری در اعلام تعداد جان‌باختگان و مبتلایان واقعی کرونا متهم می‌کنند.

از سویی دیگر، مقام‌های وزارت بهداشت ایران در روزهای اخیر بارها از افزایش ترددهای شهری ابراز نگرانی کرده‌اند.

همچنین یک گزارش این وزارتخانه عنوان می‌کند که در صورت کاهش فاصله‌گذاری اجتماعی، تعداد جان‌باختگان تا اواسط اردیبهشت به ۳۰ هزار نفر افزایش خواهد یافت.

روز یکشنبه همچنین حسن خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر تهران، گفت که برخی از جان‌باختگان کرونا در قبرستان‌های شهرری از جمله شاه عبدالعظیم و ابن بابویه که در منطقه مسکونی است، دفن شده‌اند.

آقای خلیل‌آبادی گفت که بهتر است پیکرهای قربانیان کرونا در بهشت زهرا دفن شود.

وی همچنین اعلام کرد که منطقه کهریزک یکی از نقاط قرمز شیوع کرونا در تهران است و ساکنان این منطقه بیشتر از کارکنان بهشت زهرا و مرکز دفع پسماندهای ری هستند.

در برخی از شهرهای ایران قطعه‌های مخصوصی برای دفن جان‌باختگان مبتلا به کرونا ایجاد شده و در برخی شهرها همراه با دیگر افراد فوت شده دفن می‌شوند.

در همین حال مدیر بهداشت محیط مرکز بهداشت اصفهان گفت که جان‌باختگان کرونا در قطعه جداگانه به خاک سپرده نمی‌شوند اما همه دستورهای بهداشتی برای کفن و دفن آنها رعایت می‌شود.

مهدی میرجهانیان اعلام کرد که اجساد این افراد در عمق دو متری زمین دفن شده و از آهک در کف قبر استفاده نمی‌شود.

در برخی از شهرهای ایران اما در کف قبر قربانیان کرونا آهک ریخته می‌شود.

روزنامه واشینگتن‌پست روز ۲۲ اسفند با انتشار تصاویری، از حفر خندق‌های «بزرگ و غیرمعمول» در قبرستان بهشت معصومه قم برای دفن قربانیان ویروس کرونا خبر داد و نوشت که وسعت این گورهای دسته‌جمعی به حدی بزرگ است که از فضا قابل مشاهده است.

No responses yet

Apr 09 2020

ستاد مخفی بازگرداندن آبِ رفته به جوی قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,سیاسی,محیط زیست,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: احمد خاتمی، امام جمعه تهران، روز سه‌شنبه، ۱۹ فروردین، از ضرورت تشکیل ستادی برای مدیریت امور معنوی، در کنار ستاد ملی مبارزه با کرونا، گفت و تأکید کرد باید به مردم فهماند که حدیثِ «الدعاء شفاء من کل داء» همچنان حرف آخر را می‌زند.

نگاهی به اخبار پراکنده از فعالیت‌های اخیر برخی نهادهای دینی و نظامی و رسانه‌ای جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که ستادِ مدنظر آقای خاتمی عملاً در پشت‌پرده و با هزینه‌های ناپیدای بسیار شروع به کار کرده است.

اندیشمندان و دانشمندان جهان از یک سو و سیاستمداران و دولتمردان و اقتصاددانان برخی کشورها از سوی دیگر به این فکر می‌کنند که دنیای پساکرونا چگونه دنیایی خواهد بود و از هم‌اکنون برای آن مهیا می‌شوند.

اما از برخی اقدامات حکومتی ایران و گفتار برخی مقامات آن چنین برمی‌آید که بزرگ‌ترین نگرانی جمهوری اسلامی در دوران پساکرونا، نه اقتصاد و سلامت و رفاه و عدالت اجتماعی، که فروریختن باورهای دینی و مذهبی در میان جامعه و پاره شدن آخرین رشته‌های اتصال توده مردم مذهبی به نظام اسلامی است.

هنگامی که کانون شیوع کرونا بودن قم از پرده بیرون افتاد، در اوایل اسفند ۹۸، نماینده علی خامنه‌ای در قم حرم معصومه را دارالشفاء اعلام کرد و گفت «باید این‌جا باز باشد و مردم با قوت بیایند». و حالا، در آستانه نیمه شعبان، معاون فرهنگی مسجد جمکران اعلام کرده است که تمامی خیابان‌های ورودی به این مسجد و مسیرهای اطراف مسدود است و هیچ کس نیاید.

در این فاصلهٔ چهل‌واندی روزه، ویروس کرونا نه‌تنها تمام ایران را درنوردیده که باورهای دینی و مذهبی اسلام و به‌خصوص تشیع در موضوع «دعا و شفا و توسل به امامان شیعه» را نیز در ذهن باورمندان به مسلخ برده است. چه، به‌گفته عبدالکریم سروش، «هیچ دلیل عقلی و نقلی معتبری» وجود ندارد که «این خفتگان در خاک… صدای زائران را می‌شنوند و به آنها پاسخ می‌دهند و یا اساساً قدرت برآوردن حاجت آنها را دارند».

مثل هر رویداد غیرمترقبه سیاسی یا اجتماعی یا حتی طبیعی در ایران، کمی طول کشید تا مقامات جمهوری اسلامی از سردرگمی درآیند، و اکنون در این موضوع نیز گویی تازه به خود آمده‌اند و می‌کوشند با انواع فعالیت‌های تشکیلاتی دینی و مذهبی، از نوع پرسروصدا و تبلیغاتی، آب رفته را به جوی برگردانند.

هفته‌ها پس از انتشار ویدئوهای چالش رقص زنان و مردان پزشک و پرستار با ماسک در بیمارستان‌ها، که به‌رغم «غیرشرعی بودنش» جمهوری اسلامی چاره‌ای جز «کظم‌غیظ» در برابر آن نداشت، حالا احمد خاتمی از «شاد نگه داشتن مردم به هر قیمتی» انتقاد می‌کند و از ضرورت تشکیل ستاد معنوی می‌گوید، با این استدلال که «به‌شدت نیازمند بالا آوردن فاز دینی و اعتقادی مردم در فضای مجازی و در رسانه هستیم».

اگر از پراکنده‌کاری‌های پایگاه‌های بسیج محلات در ضدعفونی کردنِ غیراستاندارد و حتی زیان‌بار مکان‌های عمومی و انتشار گسترده اخبار آن که عملاً به ضدتبلیغ انجامید بگذریم، و نیز اگر چشم‌مان را ببندیم بر بردن پارچه‌های «متبرک به حرم معصومه و رضا» که همان هم واکنش منفی اجتماعی گسترده‌ای را برانگیخت، اکنون با موجی از فعالیت‌ها برای مبارزه با چیزی مواجه هستیم که جمهوری اسلامی آن را «قم‌هراسی و اسلام‌هراسی» در موضوع کرونا نامیده است.

«گروه‌های جهادی طلاب» برای حضور در بیمارستان‌ها و آرامستان‌ها جهت غسل دادن اموات و پاسخگویی در باب ابهامات دینی در بسیاری شهرها شکل گرفته است و علیرضا اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه، از آنان تقدیر می‌کند و می‌گوید که «تاریخ پیشگامی حوزویان در مبارزه با کرونا را گواهی خواهد داد».

آقای اعرافی که عضو منصوب رهبر جمهوری اسلامی در شورای نگهبان هم هست، به آیسسکو (سازمان علمی، فرهنگی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) نیز نامه می‌نویسد و آن را در رسانه‌ها منتشر می‌کند تا تأکید کند که «نهاد و مرجعیت دینی هرگز اسیر دوقطبی‌های ساختگی میان علم و دین و درمان و دعا نبوده و نخواهد شد».

با برگزاری میزگردهایی با حضور برخی پزشکان قمی ادعا می‌شود که قم نه‌تنها منشأ شیوع ویروس کرونا در ایران نبوده است که «به‌ دلیل شناسایی نخستین مبتلایان در این شهر، قم بزرگ‌ترین خدمت را در مبارزه با کرونا در ایران انجام داد».

رئیس انجمن هنرهای تجسمی طلاب دفتر تبلیغات اسلامی از انتشار فراخوان پویش «نذر هنری» هنرمندان طلبه و غیرطلبه برای «معرفی ارزش‌ها و زیبایی‌های شهر قم و مبارزه با قم‌هراسی» خبر می‌دهد و و فروریختن قدسی بودن قم و مراکز مذهبی در ذهن باورمندان را ویروسی «خطرناک‌تر از ویروس کرونا» معرفی می‌کند.

انتشارات وابسته به «آستان قدس رضوی» کتابی را مخصوص نوجوانان و جوانان در قالب پرسش و پاسخ بین یک دختر و پدرش منتشر می‌کند برای پاسخ دادن به «شبهات دینی، تعطیلی اماکن مذهبی، اهمیت مقدسات و شعائر دینی، مناجات و توسل و…»، و این کتاب را علاوه‌ بر نسخه کاغذی رایگان در اینترنت نیز پخش می‌کند.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی تهران از مردم می‌خواهد شب نیمه‌شعبان، همزمان با بلندگوی مساجد و اماکن عمومی، به پشت‌بام‌ها بروند و فریاد بزنند «یا مهدی ادرکنی»، و از راه‌اندازی ۷۵۰ کاروان شادی در تهران به‌ مناسبت تولد امام دوازدهم شیعیان با کمک سپاه و بسیج و «انتشار تولیدات محتوایی در فضای مجازی و فضای رسانه‌ای» خبر می‌دهد.

این‌ها فقط برخی موارد از فعالیت‌های تشکیلاتی جمهوری اسلامی برای ترمیم و بازسازی باورها و اعتقادات مذهبی درهم‌شکسته است.

واکنش‌های دینی و اعتقادیِ غیرعقلانی و غیرعلمی به موضوع ویروس کرونا مختص ایران نیست.

اگر در ایران یک آیت‌الله عضو مجلس خبرگان رهبری مبتلا به کرونا، چند روز پس از آن‌که می‌گوید با خوردن «تربت امام حسین» حالش خوب شده، می‌میرد؛ در آمریکا هم یک کشیش می‌کوشد با فوت کردن در برابر دوربین تلویزیون ویروس کرونا را از مردم آمریکا دور کند. در اورشلیم هم پلیس با یهودیانی که حاضر به ترک اجتماع دینی خود در اماکن مذهبی نیستند، با خشونت برخورد می‌کند.

مسئله اما این است که کشیشان و خاخامان زمام اداره هیچ کشوری را در دست ندارند، اما در ایران، زمام امور، سراپا، در دست روحانیتی است که بیش از ۴۰ سال است یکسره و به هر طریق بر تزریق احکام و باورهای دینی به‌طور عام و آموزه‌های شیعی به‌طور خاص بر همه شئون سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پای فشرده‌ است.

ستاد مخفی مدیریت معنوی کرونا که امام‌جمعه تهران می‌کوشد ابعاد آن را گسترده‌تر کند، برآمده از همین حرص‌ومیل چهل‌سالهٔ روحانیت در حفظ و اِعمال قدرت از طریق دین و مذهب است.

No responses yet

Apr 09 2020

کرونا در ایران؛ اوضاع تهران “نگران‌کننده” است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: علیرضا زالی از افزایش آمار مبتلایان به کووید−۱۹ در تهران خبر داده است و اوضاع پایتخت را “نگران‌کننده” خوانده است. جهانپور علی‌رغم اینکه از ۸۰ مورد بهبودیافته در روز گذشته در تهران خبر داده، این فاز را شکننده می‌داند.

علیرضا زالی، فرمانده مدیریت و مقابله با کرونا در تهران، از افزایش مبتلایان به ویروس کرونا طی سه روز گذشته در پایتخت خبر داده و اوضاع این کلان‌شهر را “نگران کننده” برشمرده است.

به گزارش ایسنا، در جلسه شورای فرماندهی عملیات مدیریت کرونا در تهران، زالی پایتخت را یکی از مهمترین مراکز داغ بیماری کووید-۱۹در ایران  خواند واز این رو اظهار داشت وضعیت استان تهران با دیگر شهرها “غیر قابل قیاس” است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

آمار صعودی مبتلایان در تهران

در جلسه فرماندهی مدیدریت کرونا، که چهارشنبه ۲۰ فروردین برگزار شد، دکتر زالی به طور کلی آمار بیماران درگیر کووید-۱۹ در تهران را تصاعدی دانست و افزود در سه روز گذشته آمار کلی بیماران در رابطه با ویروس کرونا افزایش نشان داده است و شامل همه کسانی بوده که به صورت سرپایی در مراکز درمانی تحت درمان قرار گرفته‌اند یا بستری شده‌اند.

سن قرباینان کرونا در تهران

فرمانده مدیریت و مقابله با کرونا در تهران میانگین سن قربانیان ویروس کرونا در تهران را ۶۹ سال و دو ماه عنوان کرد و گفت این عدد نسبت به متوسط کشوری بالاتر است.

به گفته دکتر زالی، بیمارانی که بر اثر کووید-۱۹ در بیمارستان‌های تهران بستری هستند بین ۴۰ تا ۵۰ سال سن دارند.  زالی درادامه نتیجه گرفت سن کمتر بستری‌شدگان نشان می‌دهد افراد سالمند بنا به توصیه‌ها خود قرنطینگی پیشه کرده و کمتر منزل را ترک کرده‌اند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

زالی در جلسه علنی شورای شهر تهران  در روز سه‌شنبه ابزار نگرانی کرده بود که در هفته آینده تهران با تعداد بیشتر مبتلایان روبه‌رو خواهد بود و افزود تردد پرازدحام شهروندان در سه روز گذشته در سطح شهر عواقب خود را به دنبال خواهد داشت.

Iran Corona-Kranker im Krankenhaus

به گفته دکتر زالی آمار کلی بیماران ویروس کرونا پس از ۱۵ فروردین در تهران تصاعدی بوده است

به گفته زالی، «آثار این حضور پنج تا نه روز آینده مشخص می‌شود، تلفات آن نیز تا دو هفته آینده معلوم می‌شود و نباید گفت شلوغی دو روز پیش در پایتخت هیچ اثری نداشت.»

از شانزدهم فروردین تصاویر تردد شهروندان در معابرعمومی و متروها و هم چنین سوار بر خودرو در تهران برروی شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شوند که به گفته کاربران افراد کم در آمد و آسیب‌پذیر را نشان می‌دهند که منبع در آمد ثابتی ندارند و اغلب به صورت روزمزد و یا دستفروشی امرار معاش می‌کنند.

کارشناسان عدم حمایت دولت از قشرهای آسیب‌پذیر را دلیل نقض طرح فاصله‌گذاری اجتماعی از سوی آنان دانسته‌اند. دغدغه معیشت و تامین هزینه‌های خانوار، عده‌ای را بر آن داشته تا کسب در آمد را بر تامین سلامت فردی و بهداشت عمومی ارجح بدانند.

ویژگی‌های منحصربه فرد تهران

علیرضا زالی در ادامه به یکنواخت نبودن پراکندگی جمعیتی در تهران اشاره کرد و گفت تراکم جمعیت در مناطق مرکزی و جنوبی تهران بالاست و در بسیاری از شهرهای کشور چنین جمعیتی وجود ندارد.

او همچنین عدم دسترسی یکسان ساکنان شهرستان‌های اقماری تهران به امکانات بهداشتی را از مشکلات تهران دانست و بر لزوم دست یافتن به برنامه‌ای راهبردی و جامع تاکید کرد.

معتادان یکی از عوامل گسترش کرونا
زالی  در ادامه “معتادان متجاهری” که پیش‌تر به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از مراکز نگهداری رها شده بودند، را یکی از عوامل گسترش آلودگی دانست و خواستار بازگشت آنها به مراکز بازپروری ویا نهادهای ذی‌ربط شد.

به گفته زالی این معتادان پروتکل‌های بهداشتی و پیش‌گیرانه در مقابله با ویروس کرونا را به کار نمی‌بندند.

۸۰ بهبودیافته از کرونا در تهران

کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران، در کنفرانسی با خبرنگاران روز چهارشنبه خود به ۸۰ مورد بهبود یافته از بیماری کووید-۱۹ درتهران اشاره کرد و گفت این رقم بیش از یک و نیم برابر افراد مشکوکی بود که روز گذشته در مراکز درمانی بستری شدند.

جهانپور اما تاکید کرد که این فاز “شکننده” است و نسبت به عدم رعایت سفت و سخت هشدارها و توصیه‌های بهداشتی توسط شهروندان هشدار داد.

No responses yet

Apr 05 2020

بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی: خامنه ای مسئول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

ایران امروز: بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی
آقای خامنه‌ای شما مسئول اول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی هستید!

بنا به گفته مقامات رسمی وزارت بهداشت در ایران حدودا هر دقیقه یک ایرانی به ویروس کووید ۱۹ مبتلا و هر ده دقیقه یک نفر فوت می‌شود. آمار مرگ و میری که رسما اعلام می‌شود از سوی پزشکان ایران و نیز مقامات سازمان بهداشت جهانی بسیار کمتر از میزان واقعی ارزیابی می‌شود. آن چه از قرائن برمی‌آید این است که ما داریم به سمت یک فاجعه ملی پیش می‌رویم.

اینک همگان می‌دانند که پنهانکاری‌های اولیه توسط حکومت و نیروهای امنیتی‌اش چه فرصت طلایی را از مردم ایران برای مهار این ویروس خطرناک گرفت. فدا کردن غیرمسئولانه و ضد انسانی جان ایرانیان پای مصالح سیاسی حکومت در داخل (از جمله راهپیمایی ۲۲ بهمن، انتخابات مجلس و قرنطینه نکردن به موقع شهر قم) و خارج از کشور (از جمله سیاستهای مرتبط با حکومت چین) چه ضربات مهلکی بر ما ایرانیان وارد کرده است. و برخورد غیرمسئولانه حکومت و دولت در برابر ارتجاع سنتی چگونه به شیوع تصاعدی این ویروس کمک کرده و…

اینک نیز شاهد هستیم بالاترین و قدرتمندترین فرد حکومت که همه تصمیم‌های مهم از سوی او اتخاذ می‌گردد، با نگاه توطئه محور و برای توجیه تصمیم نابخردانۀ رد کردن بعضی کمک‌های جهانی از نظریه مضحک ترور بیولوژیک دفاع می‌کند. در بحبوحه این بحران که رهبر نظام اجنّه را هم برای پیوستن به دشمنان همیشگی‌اش به میدان می‌کشد، کمک پزشکان بدون مرز پس زده می‌‌‌‌شود. و در شرایطی که مراسم تشییع برای همه شهروندان ممنوع اعلام شده، نظامیان تحت امر رهبر وسط شهر برای مرگ کرونایی سردارسپاه مراسم تشییع راه می‌اندازند و این عمل را با توهین به شعورشهروندان، با فریبکاری تمام، خودجوش می‌نامند!

اینک جان و حیات تک تک شهروندان ایران به گروگان رهبر نظام، مشاورانش و نیروهای نظامی- امنیتی درآمده است. دولت گوش به فرمان نیز دنباله رو همین سیاست شده و علیرغم همه هشدارهایی که مسئولان بهداشتی و پزشکی می‌دهند اقدامات ضروری را انجام نمی دهد. در این میان مردم ایران و کادر درمانی فداکار کشور است که هزینه این نوع بلاهت‌‌ها و ناتوانی‌ها را می‌پردازند. در رابطه با گروه های کم درآمد نیز فعلا جز وعده چیزی به آنان تحویل داده نمی‌شود.

در همه جای جهان سیاست‌مداران گوش به سخنان و رهنمودهای متخصصان داده‌اند. در ایران اما این کارشناسان هستند که باید گوش به فرامین و رهنمودهای مقامات سیاسی و نظامی بدهند!

اینک خانه را آتشی دربرگرفته و وظیفه مقدم بر هر کار دیگری خاموش کردن آن است. بنا به نظر کارشناسان برجسته ایران و جهان آنچه امروز بیش از پیش اولویت دارد:

الف- جلوگیری از گسترش شتابان این ویروس برای انطباق آن با گنجایش سیستم درمانی کشور
ب-حل مسئله کمبود منابع مالی و تجهیزات برای مقابله با این بیماری
پ- حمایت مالی ازاقشار آسیب پذیر است.

مواجهه مؤثر با این بحران و سه معضل یاد شده در گرو مدیریتی کارا همراه با برجسته سازی نقش کارشناسی پزشکی، همیاری مردم و بکارگیری نهادهای مدنی و کمک گرفتن از نهادهای بین المللی و دولت‌هاست.

ما جمعی از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی با گرایشات مختلف فکری و سیاسی با توجه به مجموعه اتفاقات جاری آقای خامنه‌ای را مسئول اصلی کنونی و آینده بحران ویروس کووید ۱۹ در ایران می‌دانیم که اگر به صورت فوری و ضربتی تصمیمات کارشناسانه‌ای در باره آن اتخاذ نگردد می‌تواند به یک فاجعه ملی بیانجامد.

اینک بیش از پیش آقای خامنه‌ای در افکار عمومی ایرانیان مورد پرسش و استیضاح است که :

* آیا صندوق توسعه ملی (صندوق ذخیره ارزی) که متعلق به همه شهروندان ایران است اما تحت سیطره ولی‌فقیه قرار گرفته می‌بایست صرف سپاه قدس گردد و نباید در امر حیاتی سلامت مردم هزینه شود تا شرایط برای به حداقل رساندن تردد مردم فراهم شود، بیمارستانها تجهیز گردند و گروه های کم درآمد دچار تنگدستی بیشتری نشوند؟

* آیا حکومتی که کوچکترین اعتراض مردمی را سرکوب می‌کند نمی‌تواند تردد درون شهری و بین شهری را کنترل و به حداقل ممکن برساند؟

* آیا سرمایه‌ها و امکانات فراوان اَبَرموسسات اقتصادی زیرمجموعه آقای خامنه‌ای (مثل آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و …) که در اصل همگی متعلق به ملت ایران است، تنها باید در راهپیمایی اربعین و مخارج گسترده بیت ولی‌فقیه بکار رود و نه در این امر خطیر ملی؟

* چرا در حالی که شخص رهبر (و دیگر مقامات بالای حکومت) در بهترین شرایط قرنطینه هستند با خودخواهی و استبدادِرای و لجبازی تمام و بهانه‌های مضحک کمک‌های بین‌المللی از مردم ایران دریغ می‌شود؟

* چرا در زلزله بم کمک‌های آمریکایی‌ها و حضور مستقیم آنها در منطقه پذیرفته شد و بیمارستان صحرایی‌شان تا مدتها به خدمات رسانی مشغول بود و اینک حتی نیروهای سازمان معتبر پزشکان بدون مرز از ایران رانده می‌شوند؟

* چرا رهبر و نیروهای امنیتی و قوه قضائیه تحت فرمانش درارتباط با آزادی همه زندانیان سیاسی لجبازی و مانع‌تراشی می‌کنند؟ چرا در این شرایط نیز دست به بازداشت کسانی می‌زنند که به گردش آزاد اطلاعات یاری می‌رسانند؟

* چرا صدا و سیمای ضدملی مطیع ولی‌فقیه در این امر حیاتی به جای شفاف سازی، اطلاع رسانی دقیق و موثر و هماهنگ جهت گسترش همکاری ملی در مبارزه با کرونا به پنهانکاری، خرافه پروری، مقصر جلوه دادن مردم و… دست می‌زند؟

* چرا در ماجرای افزایش قیمت بنزین که می‌خواست مشکلات بودجه‌ای را بر مردم تحمیل کند، شخص رهبر بلافاصله به صحنه آمد و دهان همه منتقدان از جمله بعضی مراجع تقلید سنتی دولتی را بست اما در مورد بحرانی که جان مردمان را نشانه گرفته است رهبر نظام در مقابل خرافه پرستان و ارتجاع سنتی که هفته‌ها زمان طلایی برای تعطیلی تجمعات و قرنطینه قم را گرفتند، فرصت‌طلبانه سکوت کرده است؟

نیازی به طرح انتقادات بنیادی بیشتری که در باره پنهانکاری و دروغگویی‌های آغازین (و مستمر) وجود دارد و امروزه دیگر برای همگان آشکار شده، نیست.

از نظر امضاکنندگان این بیانیه مسئول اصلی تبدیل بحران کنونی به یک فاجعه ملی شخص ولی‌فقیه است.

حسن روحانی نیز با همسویی با آقای خامنه‌ای در پنهانکاری و مرتبط کردن بحران کرونا به توطئه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دشمن در تشدید این روند سهیم بوده است.

در پایان سخنی نیز با هم میهنان آگاه، پرتلاش اما در خطر و نگران مان:

هموطنان عزیز!
در غیاب حکومتی مسئول، کارآمد و راستگو، تنها کارشناسان و کارکنان بخش پزشکی و بهداشت کشور هستند که با ازخودگذشتگی از شهروندان در برابر این ویروس دفاع می‌کنند و می‌توانند با وجود همۀ محدودیت‌ها مرجع شهروندان درشکل دادن رفتار روزمره شان باشد.

یاری‌های خودانگیخته مردم در بسیاری از شهرها به نظام درمانی کشور و کمک آنان به اقشار کم درآمد بیکار شده در روزهای اخیر ستودنی است.

اما همچنان جای تاکید است که:

حساسیت کامل و رعایت تک تک هشدارهای ایمنی به خصوص رعایت بهداشت و کاهش حداکثری ترددهای بیرون از منزل بالاترین نقش را در قطع زنجیره انتشار شتابان این ویروس و همیاری با کادر درمانی فداکار اما تحت فشار و ریزش در کشور دارد.

همیاری عمومی از طریق نهادهای مردمی برای کمک رسانی به مراکز درمانی جهت تجهیز هر چه بیشتر برای مقابله با این ویروس یک وظیفه ملی و انسانی است. پشتیبانی همه جانبه و حمایت گسترده از کادر فداکار درمانی یکی دیگر از این وظایف است.

همیاری تا سرحدامکان با هموطنان کم درآمدی که از قرنطینه‌ها، تعطیلی کسب و کارها و کاهش شدید ترددها لطمه می‌بینند نیز بخشی از نوع دوستی ما ایرانیان است که به خصوص در آغاز سال نو بس ضروری است.

غلبه بر شیوع ویروس کشنده و ویرانگر کرونا تنها در گرو جدی گرفتن این خطر و افزایش همیاری ملی و بین المللی است. به امید آن روز!

اسامی به ترتیب حروف الفباء:

سیامک آرام، تورج ابوذرخانی، مهرداد احمدزاده، حمید احمدی، مانی اخوان، اردوان ارشاد، نائله اروجی، خالف اسفند، فرید اشکان، بیژن افتخاری، محمدجواد اکبرین، نسرین الماسی، مهدی امینی، وهاب انصاری، عبدالعلی بازرگان، حسین بحیرایی، فرزانه بذرپور، نسترن بزازی، یدی بلدی، مهرداد بهارآراء، بهروز بیات، کوروش پارسا، احمد پورمندی، محمود تجلی مهر، مریم تنگستانی، رسول تیهوئیان، مهدی جامی، نقی حمیدیان، بهروز خلیق، مهرداد درویش‌پور، عبدالستار دوشوکی، اسماعیل زرگریان، حسن زرهی، حسن زهتاب، فرج سرکوهی، مریم سطوت، مجید سیادت، معصومه شاپوری، ناصر شاهین‌پر، منصوره شجاعی، محمد شوشتری، رضا شیرازی، جعفر صدیق، اسماعیل صفرزاده، اسفندیار طبری، پیمان عارف، مجید عبدالرحیم‌پور، نادر عصاره، کاظم علمداری، رضا علوی، احمد علوی، محمدصادق علی‌اصغری، رضا علیجانی، محمد علیزاده لسانی، مناف عماری، مسعود فراز، سیامک فرید، کامبیز قائم مقام، سیاوش قائنی، ناهید قاجار، یدی قربانی، رضا کاویانی، اسفندیار کریمی، رضا کریمی، علی کلایی، پروین کهزادی، منوچهر گلشن، علی گوشه، نصرالله لشنی، منوچهر مختاری، پروین ملک، کیوان ملکی، غنی مجیدی، پرویز مختاری، رضا مسموعی، مهران مصطفوی، منوچهر مقصودنیا، فهمیه ملتی، امیر ممبینی، مهدی ممکن، فریبرز مهران ادیب، محمود مهران ادیب، همایون مهمنش، سیروس میرزایی، مهران میرفخرایی، میرعلی رضا میرمویدی، حسن نایب‌هاشم، احمد نجاتی، مهدی نخل احمدی، آرسن نظریان، محسن نکومنش، داود نوائیان، مهدی نوربخش، توران همتی، محسن یلفانی

No responses yet

Apr 05 2020

دفاع استقلالی‌ها از سپهبد خسروانی در برابر اتهامات صدا و سیما

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی,ورزش


رادیوفردا: سپهبد پرویز خسروانی یک هکتار زمین بالاتر از میدان ونک، ساختمان ده طبقه در خیابان شاهرضا، و همچنین خانه خیابان فرشته را که ارث مادری‌اش بود نیز وقف باشگاه تاج کرده بود

اتهامات برنامه نوروزی صدا و سیما به سپهبد پرویز خسروانی بنیانگذار باشگاه تاج (استقلال)، اعتراض این باشگاه و هوادارانش را در پی داشت.

خسروانی از امرای ارتش شاهنشاهی بود و پنج سال معاونت نخست‌وزیری و سرپرستی سازمان تربیت بدنی را به عهده داشت. او در سال ۱۳۴۹ به درجه سپهبدی ارتقا یافت.

در این برنامه گفته شده است که به خاطر «اعتراض تند خسروانی» به آتابای رئیس قدراسیون، عبده مالک پرسپولیس از باشگاه‌داری منصرف شده است.

تمجید از خود عبده نیز با گذشت چهار دهه از انقلاب، در صداوسیما امکان پذیر نیست. نشریات جمهوری اسلامی در سالیان نخست انقلاب، عبده را قاتل تختی معرفی می‌کردند.

موضوعات عنوان شده در برنامه نوروزی صدا و سیما سندیت تاریخی ندارد. در این برنامه حتی درجه نظامی خسروانی نیز به اشتباه، سرهنگ گفته می‌شود.

فرهاد مجیدی سرمربی استقلال در اینستاگرام نوشت: «چیزی که پخش شد بسیار بی‌ ارزش، بدون سند و همراه با جهالت بود و اهانت به تاریخ پرافتخار یک باشگاه مردمی. تصحیح و پوزش، حداقل توقعی است که انتظارش را داریم.»

واکنش‌ چهره‌های رسمی و شناخته شده در ایران در حمایت از یک مقام عالی‌رتبه و نظامی پیش از انقلاب اسلامی، برای نخستین بار است که در چنین سطح گسترده‌ای رخ می‌دهد.

پندار توفیقی معاون سابق باشگاه در اینستاگرام نوشت: «خسروانی در برابر یاوه‌گویان نیازی به مدافع ندارد. اموالی که او وقف استقلال کرد اول انقلاب به تاراج رفت. خدمتگزاران این آب و خاک با هر مسلکی همیشه جاویدانند. صدا و سیما هم تکلیفش روشن است.»

پیشتر حسین کلانی به عنوان یکی از اسطوره‌های تاریخ باشگاه پرسپولیس نیز اتهامات حکومتی درباره نقش خسروانی در انحلال باشگاه شاهین را رد کرده بود.

امیر قلعه‌نویی که سه بار استقلال را به قهرمانی لیگ برتر رسانده، درباره خسروانی می‌نویسد: «آدم‌های بزرگ یادگاری‌های بزرگ به جا می‌گذارند. قدرشناس انسان‌های بزرگ باشیم و با حرف‌های نسنجیده زحمات‌شان را زیر سوال نبریم. یاد آنها در دل کسانی که معنی غرور و افتخار را می‌دانند باقی است.»

تاج، یکی از بزرگترین سازمان‌های ورزشی جهان در دهه ۷۰ میلادی و در زمره مجهزترین و ثروتمندترین مجموعه‌های ورزشی در آسیا بود.

کاخ مرکزی تاج در بهارستان، دفتر مرکزی تاج در پل چوبی، مجموعه دیهیم، کلوپ رضا پهلوی، ورزشگاه کن، کلوپ بانوان تاج، مجموعه تنیس تاج، کتابخانه تاج و مجتمع بزرگ پوشاک تاج فقط بخشی از این سازمان عظیم بود که با وقوع انقلاب اسلامی مصادره شد.

خسروانی یک هکتار زمین بالاتر از میدان ونک، ساختمان ده طبقه در خیابان شاهرضا روبروی دبیرستان دخترانه رضا شاه، و همچنین خانه خیابان فرشته را که ارث مادری‌اش بود نیز وقف باشگاه تاج کرده بود.

این باشگاه که در سه ماه اخیر سه مدیر مختلف به خود دیده، اینک با مشکلات شدید اقتصادی مواجه است و حتی توان پرداخت حقوق کادر فنی و بازیکنانش را هم ندارد.

مهدی رحمتی کاپیتان سابق استقلال، سازندگان برنامه جنجالی صدا و سیما را به «عقده‌های شخصی» برای تحریف تاریخ باشگاه استقلال متهم کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .