اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سانسور' Category

Oct 11 2019

«هاچ‌بک قرمز»؛ رسول اف، سینماگر اجتماعی و نقد اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


رادیوفردا: محمد رسول اف نمونه سینماگری اجتماعی است که انتقاد اجتماعی‌اش -با چاشنی انتقاد سیاسی- از درون فیلم‌هایش بیرون آمده و شخصیت سینماگری را شکل داده که به رغم تجربه زندان، ممنوع‌الخروجی، ممنوع‌الکاری و حکم قضایی برای زندان طولانی‌مدت، از پا ننشسته و به طور مداوم به اشکال مختلف به کارش ادامه می‌دهد.
حال که رسول اف امکان کارگردانی در ایران را ندارد (همین‌طور امکان خروج از کشور را ندارد)، در مقام تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس مشترک، انتقاد اجتماعی‌اش را در فیلم «هاچ‌بک قرمز» (و البته «پسر-مادر» با فیلمنامه ای از او) ادامه می‌دهد.
این فیلم به کارگردانی اشکان نجفی، به تازگی در جشنواره ‌هامبورگ نمایش داده شد؛ فیلمی که چه در ساختار و فضاسازی، و چه در داستان و روایت، شباهت‌هایی به آخرین فیلم رسول اف، «لرد»، دارد.
این جا هم همان مایه اصلی روبه‌رو هستیم: یکی در برابر جمع. روایت شخصیتی که شباهتی به دیگران ندارد و نمی‌خواهد همرنگ جماعت شود.
عصاره فیلم در سکانس‌های نزدیک به انتها گنجانده شده، جایی که این آبدارچی شرکت، پیشنهاد معامله رئیس احتمالاً دزدش را نمی پذیرد و ترجیح می‌دهد «شریف» بماند و احتمالاً به زندان برود.
از این رو فیلم روایت احوال شخصی فیلمسازی هم هست که می‌خواهد تن به خواسته‌های ناصواب یک سیستم ندهد و از تیزی انتقادش نکاهد؛ انتقادی که در فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» به طور مستقیم متوجه نیروهای امنیتی و قتل‌های زنجیره ای بود؛ بدعتی تازه و جسورانه در سینمای ایران.
«هاچ‌بک قرمز» داستان زندگی ساده این مرد را تصویر می‌کند؛ مردی که با پسرش زندگی می‌کند و به او قول داده تا یک اتوموبیل‌ هاچ‌بک قرمز برایش بخرد.

این قول، محور اصلی فیلم را شکل می‌دهد و پیش می‌برد؛ جایی که نوسانات اقتصادی و گران شدن دلار و سکه طلا -الهام‌گرفته از مناقشات سیاسی که به طور مستقیم در پس‌زمینه جریان دارد و ما با صدای اخبار تلویزیون در جریان آن هستیم- مانع از به ثمر رسیدن این قول می‌شود و تلاش یک تنه این مرد برای عملی کردن قولش، ناخواسته مشکلات متعدد دیگری را پیش می‌آورد که پایان تلخی را رقم می‌زند.
فیلم در کنار یک سیم‌خاردار آغاز می‌شود. پدر و پسر در کنار آن قرار دارند. جایی که این سویش -وطن- پر از اتوموبیل است (با آروزی یک ‌هاچ‌بک قرمز) و سوی دیگرش هواپیماها در حال رفت و آمدند با وسوسه رفتن (به یک معنی روی زمین ماندن یا روی هوا رفتن). فیلم یک چرخه تلخ را روایت می‌کند تا باز به همین نقطه می‌رسد در کنار همان سیم‌خاردارهایی که به بخشی از این سرنوشت بدل می‌شوند.
اما فیلمساز با فاصله می‌ایستد و نمی‌خواهد تماشاگر را در صحنه‌های احساسی شریک کند. حاصل تلاش او روایت سردی است از جامعه که در آن فیلمساز می‌خواهد تنها به عنوان ناظر عمل کند. اما این نوع فاصله‌گذاری گاه به فیلم آسیب می‌زند و فضای سرد آن -با بازی‌هایی عمدتاً عاری از احساس- مهم‌ترین مشکل فیلم را رقم می‌زند.
جز این مساله دزدی به عنوان گره فیلم، بسیار دیر اتفاق می‌افتد. در واقع شروع این ماجرا -که سرنوشت شخصیت‌ها را دگرگون می‌کند- در چهل دقیقه پایانی است و پیش از آن (حدود یک ساعت و ده دقیقه)، در شکل فعلی طولانی به نظر می‌رسد. هرچند بخش اول را نباید تنها یک مقدمه برای فصل دوم تلقی کرد، اما خواه‌ناخواه، مساله دزدی، فیلم را به سمت و سوی دیگری می‌برد که به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود.
بچه اما به نمادی از نسلی بدل می‌شود که با حسرت و آرزو رشد می‌کند و پدر و مادری که یا به دلیلی غایب هستند (مادر) یا در حسرت زندگی بهتر برای فرزندشان هستند. حسرتی که تصمیم نهایی را شکل می‌دهد بی آن‌که فیلم به ما می‌گوید اساساً آینده بهتری در انتظار اوست؛ آینده ای مبهم، پرخطر و احتمالاً توام با تنهایی.

No responses yet

Oct 04 2019

فساد در قوه قضاییه و “سایه کینه توزی” بر پرونده هنگامه شهیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: از زمان روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، پرونده فساد کارکنان دستگاه قضایی خبرساز شده است. هنگامه شهیدی، خبرنگاری که رئیس سابق قوه قضاییه را به فساد متهم کرده بود، همچنان در زندان است و اجازه مرخصی ندارد.

در حساب کاربری منتسب به خانواده هنگامه شهیدی در توییتر آمده است: «یکی از مقامات قضایی با بی اعتنایی به دستور رئیسی از اعطای مرخصی به هنگامه شهیدی مخالفت کرده و گفته صلاح نمی‌دام به وی مرخصی بدهم»

هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگار، عضو حزب اعتماد ملی و از مشاوران سابق مهدی کروبی تیرماه سال گذشته بازداشت شد.

او اردیبهشت سال ۹۸ به جرم نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و انتقاد از رییس سابق قوه قضاییه، صادق لاریجانی و همچنین درخواست گزارش عملکرد نه‌ساله‌ او مجموعا به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شد. وکیل هنگامه شهیدی آن زمان اعلام کرد که موکلش یازده ماه تمام در سلول انفرادی بوده است.

هنگامه شهیدی، پیش از بازداشت یکی از نخستین خبرنگاری بود که در پیام‌هایی توئیتری، صادق لاریجانی را به فساد و بی‌کفایتی در دستگاه قضایی متهم کرده بود. برخورد قضایی سنگین با هنگامه شهیدی سکوت شماری از منتقدان صادق لاریجانی را به دنبال داشت.

اما پس از برکناری صادق لاریجانی و روی کار آمدن ابراهیم رئیسی بحث فساد در دستگاه قضایی ابعاد تاز‌ه‌ای به خود گرفت. ابراهیم رئیسی که اسفند سال ۹۷ ریاست قوه قضاییه را بر عهده گرفته، بارها بر مبارزه قاطع با فساد تأکید کرده است.

هنگامه شهیدی شش ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود

هنگامه شهیدی شش ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود

او هشتم مهر‌ماه مدعی شد که این قوه “دست کسانی که به بیت المال دست درازی کرده‌اند را نه از مچ، بلکه از بازو قطع می‌کند”. این سخنان رئیسی و قطعی شدن حکم ۵ سال زندان برای حسین فریدون، برادر حسن روحانی بازتاب گسترد‌ه‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشت.

بسیاری می‌‌پرسند تکلیف برادران لاریجانی چه می‌شود؟ یکی از این برادران، فاضل لاریجانی است که از دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، اتهاماتی علیه او در پرونده رشوه‌خواهی مطرح است.

از آن مهمتر، اتهاماتی است که علیه رئیس سابق قوه قضاییه، صادق لاریجانی مطرح است. علاوه بر مطرح شدن دوباره ماجرای ۶۶ حساب بانکی متعلق به صادق لاریجانی، پای او به پرونده فساد علی‌اکبر اتباعی طبری هم کشیده شده است.

علی‌اکبر اتباعی طبری معاون اجرایی دفتر صادق لاریجانی بود و بر  طیف وسیعی از مجموعه‌های خدماتی، درمانی، رفاهی و اداری که استفاده از آنها برای کارکنان دستگاه قضایی رایگان است، نظارت داشت.

برخی از این مجموعه‌ها در دوره طبری ساخته شدند. به عنوان مثال ساخت‌وساز ۱۴ مجتمع قضایی تهران در سال ۱۳۹۴ و بیمارستان ۱۶۵ تختخوابی حوزه ریاست قوه قضاییه از جمله پرو‌ژه‌هایی هستند که تحت نظر طبری پیش برده شده‌اند. طبری که از او به عنوان یکی از مردان در سایه دستگاه قضایی نام می‌بردند، حال به اتهام فساد مالی در بازداشت به سر می‌برد.

پس از بازداشت او علیرضا زاکانی، نماینده پیشین مجلس ایران طبری را “بیچاره کننده دو رئیس قوه قضائیه” و “مایه بدنامی” و “زد و بند” خوانده بود. اکبر طبری در دوران ریاست هاشمی‌شاهرودی بر قوه قضاییه نیز مدیر کل امور مالی این قوه بوده است. خبرگزاری ایرنا این سخنان را منتشر کرده بود.

در واکنش به این سخنان، دفتر صادق لاریجانی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است، فساد مالی معاون اجرایی سابق او “کذب محض” و “ابزاری برای پروژه تخریب” صادق لاریجانی خوانده بود.

دفتر آقای لاریجانی در جوابیه‌ای به خبرگزاری ایرنا، اعلام کرده بود که برخی از اتهامات مطرح در مورد معاون اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه “قبلاً در دادسرا بررسی شده و کذب بودن آن محرز شده بود”.

با این حال نه تنها طبری آزاد نشده است بلکه ۱۷ نفر دیگر که با پروند‌ه‌های فساد مالی دستگاه قضایی مرتبط هستند، از جمله بیژن قاسم‌زاده هم بازداشت شده‌اند.

بیژن قاسم‌زاده بازپرسی است که پرونده هنگامه شهیدی سال ۹۶ زیر دست او بوده است. هنگامه شهیدی در آن سال ۶ ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود.

او پس از آزادی، با انتشار این جزییات، دادستان تهران را به “کینه‌توزی شخصی” با خودش متهم کرد. او در نام‌های به رئيس‌دستگاه قضاییه نوشته بود که دادستان او را بدون هیچ مدرکی به ارتباط با کانال خبری “آمدنیوز” متهم کرده بود.

حال مخالف “یکی از مقامات قضایی” با مرخصی او، علی‌رغم موافقت رئیس‌قوه قضاییه، بار دیگر ظن برخوردهای شخصی با افرادی که به فساد مسئولان اشاره می‌کنند را تقویت کرده است.

محمد مساعد، روزنامه‌نگار و پژوهشگر، پیشتر در گفت‌وگویی با دویچه‌وله فارسی در مورد کمپین قوه قضاییه با شعار مبارزه با فساد، گفته بود: «رئیس‌قوه قضاییه تغییر کرده اما مدیران رده‌های پایین‌تر هنوز سر کار هستند.»

No responses yet

Oct 01 2019

بازداشت بازپرس صادر کننده دستور فیلترینگ تلگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دیچه‌وله: علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری می‌گوید بیژن قاسم‌زاده بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شده و در زندان اوین است.

او در حساب کاربری توییتر خود نوشت: «از خوش خدمتی‌های او علاوه بر صدور قرارهای سنگين برای بسياری فعالين يکی هم فيلتر تلگرام بود.»

خبرگزاری تسنیم هم با اشاره به بازداشت “ب ق” نوشت: « بر اساس این گزارش، بازداشت این بازپرس سابق دادسرای کارکنان دولت در راستای برخورد با فساد در درون قوه قضائیه صورت گرفته است.»

گويا دست انتقام الهی گريبان #بيژن_قاسم_زاده بازپرس پر حرف و‌حديث دادسرای فرهنگ و رسانه را هم گرفته و اکنون در زندان است از خوش خدمتيهای او علاوه بر صدور قرارهای سنگين برای بسياری فعالين يکی هم #فيلتر_تلگرام بوده نامبرده بيشتر مجری دستورات دادستان وقت بود تا مقام قضائی مستقل

— ali mojtahedzadeh (@alimojtahedzad3) October 1, 2019

No responses yet

Sep 22 2019

نامه چهارنفره از زندان اوین؛ میل به آزادی امیدبخش لحظه‌های ماست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کارگری


ایران وایر: مرضیه امیری روزنامه نگار بازداشت شده روزنامه شرق، ندا ناجی فعال مدنی از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر همراه با دو تن از بازداشت شدگان اعتراضات هفت‌تپه یعنی ساناز الله‌یاری و عسل محمدی در نامه‌ای از زندان اوین فعالان و جامعه مدنی را مخاطب قرار دادند. در متن این نامه که توسط کمپین حمایت از بازداشت شدگان روز کارگر منتشر شده آمده است: هرچند تاکنون جز بی‌عدالتی نصیبمان نشده، هرچند در بازداشت‌های «موقت» طولانی به سر می‌بریم، هرچند احتمال اجرای احکام ناعادلانه و سنگین از جان و روانمان می‌کاهد، اما شوق به زندگی، میل به آزادی، و شعف دوباره زیستن در کنار عزیزانمان امیدبخش لحظه‌های ماست.متن کامل نامه این نامه را بخوانید:

تأمین نان، امروز به بزرگ‌ترین دغدغه‌ی مزدبگیران بدل شده است. تعمیق انبان مفسدان اقتصادی، اختلاس‌گران و طراران اقتصادی از یک سو و تحریم‌های ضدانسانی زورمندانِ اقتصاد جهانی از سوی دیگر سفره‌ی زحمتکشان را بیش از پیش کوچک کرده است. فرودستان جامعه در جدالی نابرابر برای کسب و حفظ کار و همچنین برای دریافت دستمزد معوق، سعی می‌کنند از اندک‌داشته‌هایشان در برابر صاحبان قدرت و ثروت، محافظت کنند. اعتراضات کارگران هفت‌تپه نمونه‌ای از این جدال بود که بر پایه‌ی مطالبات به‌حق کارگران شکل گرفت؛ اعتراضاتی که پژواک خواسته‌های صنفی جامعه و گریز از درد بود. آنها نسبت به وضعیتی معترض بودند که با شدت و ضعف متفاوت، زندگی تمامی مزدبگیران ازجمله ما را به بن‌بست اقتصادی کشانده. ما نیز به‌عنوان بخشی از جامعه که متأثر از این شرایط اقتصادی بودیم خواسته‌های به حق کارگران را خواسته‌های خود می‌دانستیم و از آنها حمایت کردیم.

اما برخوردی که نیروهای امنیتی با بهانه‌ی ضد «امنیت ملی» بودن اعتراضات کارگران، با کارگران و با حامیان کارگران کرد، شدیدتر از حد سابق بود. برخوردی که منجر شد به بازداشت‌های طولانی‌مدت (به عنوان مثال از بازداشت موقت ساناز اللهیاری و امیرحسین محمدی‌فر بیش از هشت ماه می‌گذرد)، تحمل سلول‌های انفرادی حتی بعد از انجام مراحل بازجویی، انتقال خواهرانمان، عاطفه رنگریز و سپیده قلیان، به زندان قرچک (به‌عنوان تنبیه بیشتر یا تبعید)، تعیین وثیقه‌های سنگین دو میلیاردی و اجرایی نکردن آن و دست آخر صدور احکام سنگین.

شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب در یک روند کاملاً ناعادلانه بدون کوچک‌ترین توجهی به دفاعیات ما و وکلایمان، صرفاً با تکیه بر توصیه‌های ضابطین پرونده، احکام سنگین و کم‌سابقه از ده سال و نیم تا هجده سال صادر کرد و در این میان، ندا ناجی، دیگر بازداشتی روز کارگر، منتظر برگزاری دادگاه است و در بلاتکلیفی به سر می‌برد.

زندانی‌شدنمان و این احکام، در یک لحظه هر آن چیزی را در آستانه‌ی فروپاشی قرار داد که برای به دست آوردنش به درازای عمرمان تلاش کرده بودیم؛ عشق‌هایی که به فراق انجامید، تحصیلاتی که ناتمام ماند و سرپناه‌ها و شغل‌هایی که از دست رفت، جسم‌هایی که تحلیل رفت… و بعد رد اشک مادران منتظر عدالت، همراه لحظه‌هایمان شد.
اما آنچه این رنج را دوچندان می‌کند دیدن تبعیض عریانی است که در مواجهه با برخی مفسدان اقتصادی و رانتخواران در نسبت با پرونده‌ی فعالان اجتماعی، کارگری و روزنامه‌نگاران در پیش گرفته شده است؛ تبعیضی که فرد را چنان ناامید از برقراری عدالت می‌سازد که در مقابل عدالتخانه ناگزیر به قمار با جان خود می‌شود.

هرچند تاکنون جز بی‌عدالتی نصیبمان نشده، هرچند در بازداشت‌های «موقت» طولانی به سر می‌بریم، هرچند احتمال اجرای احکام ناعادلانه و سنگین از جان و روانمان می‌کاهد، اما شوق به زندگی، میل به آزادی، و شعف دوباره زیستن در کنار عزیزانمان امیدبخش لحظه‌های ماست؛ چونان خواهران و برادران برابری‌طلبمان که سال‌ها، روزهای تاریک حبس را با همین امید سپری کرده و می‌کنند.

صدای دادخواهی شما از قوه قضاییه، واکنش‌های بسیاری را برانگیخت، ازجمله واکنش رئیس این قوه مبنی بر رسیدگی منصفانه به احکام صادره از شعبه‌ی ۲۸. صدای حق‌خواهی‌تان روزنه‌ای از امید را نه فقط در دل ما بلکه برای تمام کسانی گشود که به ناحق دربندند. تسکین ما، تداوم صدایی است که به دادخواهی از بطن جامعه برخاسته و امیدواریم که شنیدن این صدا از سوی متولیان قضایی منجر به اجرای عدالت انسانی شود.
دلگرمیم به صداقت تلاش‌های شما برای آزادی بی‌قید و شرطمان.

شهریور ۹۸ زندان اوین

ساناز اللهیاری
عسل محمدی
مرضیه امیری قهفرخی
ندا ناجی

No responses yet

Sep 17 2019

حسین محمدی؛ سردسته گروهی خشن در بیت خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ایران وایر: حسین محمدی، معاون بررسی بیت خامنه‌ای است. محمدی به نوعی رابط نهاد‌های فرهنگی به ویژه صداوسیما با رهبر ایران است.
از وحید جلیلی باید به عنوان یکی از بنیانگذاران «جنبش عدالت‌خواه دانشجویی» در دهه ۷۰ شمسی در مشهد نام برد
وحید جلیلی در دو نامه خود به غیر از حسین محمدی، به نام فرد دیگری اشاره نکرده است، اما قرائن و شواهد نشان می‌دهد که عزت‌‌الله ضرغامی یکی از آنهاست.

وحید جلیلی برادر سعید جلیلی و مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، با انتشار دو نامه پرده از وجود یک «گروه خشن» در دفتر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران به رهبری حسین محمدی، معاونت بررسی‌های این دفتر برداشت.

جلیلی در اقدامی بی‌سابقه افشا کرده که حسین محمدی به همراه تیمش در دفتر خامنه‌ای اقدام به تشکیل باندی کرده که انحصار صدا و سیما را در اختیار دارد.

نامه اول جلیلی به بهانه نقد سریال «عروس تاریکی» نوشته شد، عروس تاریکی که با نام «بوی باران» از تلویزیون ایران پخش شد، یکی از پر انتقادترین سریالهای صداو سیما بود. بی اخلاقی شخصبت اول این سریال یکی ا زموارد انتقاد دلواپسان بود. جلیلی نیز پیشتر در یک سخنرانی در مشهد گفته بود: « 15 میلیارد خرج این سریال شده است تا چهره‌ای سیاه و کثیف از جمهوری اسلامی نشان داده شود.» او به بهانه نقد همین سریال نامه‌ای نوشت که حاوی برخی اشارات و کنایه‌ها درباره افرادی بود که طی ۲۶ سال حضور در بیت آیت‌الله خامنه‌ای، بدر تمام امور صداو سیما دخالت دارند. جلیلی از آن‌ها با عنوان «گروه خشن» نام برده و آن‌ها را عامل ناکارآمدی سازمان صدا و سیما می‌داند

وحید جلیلی البته به کلیات اکتفا نکرد و جزئیات بیشتری از این « جماعت سیاست باز» ارائه داده و به طور ویژه از حسین محمدی، معاون بررسی‌های دفتر رهبری سخن به میان آورد که برخی رفقای خود پس از پایان ریاست محمد هاشمی رفسنجانی بر صدا و سیما، این سازمان را دست گرفته‌اند و در سیطره خود در آورده‌اند.

پیش از جلیلی هم محمد سرافراز، رئیس سابق صدا و سیما در چند مصاحبه‌ی متوالی و همین‌طور در کتاب خاطراتش از محمدی نام برده بود که به همراه اصغر حجازی از تاثیر‌گذارترین افراد در اداره سازمان صدا و سیما هستند.

سرافراز از این افراد به عنوان کسانی نام برده که باعث برکناری‌اش از صدا و سیما شده‌اند و نفوذ گسترده‌ای در بخش‌های کلان این سازمان دارند.

وحید جلیلی هم همسو با سرافراز از محمدی و یارانش به عنوان « این گروه خشن» نام برده که «توانایی خنثی‌سازیِ تند‌ترین تاکیدات و تذکرات رهبری را دارند و سایر منتقدین را نیز با انگ‌ها و برچسب‌هایی مانند « افراطی‌گری» و «هتاکی»، از میدان به در می‌کنند.»

این نامه و محتوای آن کافی بود که جنجالی سیاسی در میان محافظه‌کاران را رقم بزند، به طوری که پرویز امینی، تحلیل‌گر سیاسی که گفته می‌شود مسئول دفتر حسین محمدی هم هست با انتشار یادداشتی از سعید جلیلی، برادر وحید جلیلی خواست به شبهاتی که برادرش مطرح کرده پاسخ بدهد.

سعید جلیلی اما تاکنون به این درخواست امینی پاسخی نداده و حاضر نشده وارد دعوای برادرش با معاونت بررسی‌های دفتر رهبر جمهوری اسلامی شود.

علاوه بر امینی، گروه دیگری به نامه نخست جلیلی واکنش نشان داده و او را مورد حمله قرار داده‌اند که در نهایت منتهی به انتشار نامه دوم جلیلی می‌شود که حاوی نکات و اطلاعات تازه دیگری درباره این «گروه خشن» است.

جلیلی در نامه دوم به صراحت این گروه را عامل برکناری محمد سرافراز از ریاست بر سازمان صدا و سیما معرفی می‌کند و انتقاد‌های تازه‌ای متوجه آن می‌کند.

جلیلی در این نامه از تیمی سخن به میان آورده «که نزدیک به سه دهه مناصب صداوسیما را بین خود دست به دست کرده‌اند و به طور کاملا اتفاقی همگی بچه‌های دو کلاس از یک دبیرستان در تهران دهه پنجاه‌اند.»

حرف اصلی این فعال فرهنگی محافظه‌کار این است که برخی در دفتر خامنه‌ای سال‌هاست که در امور فرهنگی به خصوص صدا و سیما دخالت می‌کنند و به کسی هم پاسخگو نیستند و این مناسبات باید برچیده شود. او این افراد را تحت عنوان «این گروه خشن» تقسیم‌بندی کرده است.

اعضای «این گروه خشن» کیستند؟

وحید جلیلی در دو نامه خود به غیر از حسین محمدی، به نام فرد دیگری اشاره نکرده است، اما قرائن و شواهد نشان می‌دهد که اصغر حجازی، مرتضی میرباقری، عزت‌‌الله ضرغامی، علی عسکری و مهدی فضائلی اعضای این گروه را تشکیل داده‌اند.

حسین محمدی کیست؟

حسین محمدی، معاون بررسی بیت خامنه‌ای است. محمدی به نوعی رابط نهاد‌های فرهنگی به ویژه صداوسیما با رهبر ایران است. در واقع محمدی نقش یک رئیس دفتر فرهنگی را ایفا می‌کند.

محمدی در دوران ریاست علی لاریجانی بر صداوسیما به عنوان معاون سیاسی لاریجانی فعالیت می‌کرد و پس از آن بود به بیت خامنه‌ای رفت.

در هر دوره انتخاب رئیس سازمان صدا و سیما او یکی از نام‌های مطرح برای تصدی ریاست این سازمان بود که هیچ‌گاه نتوانست یا نخواست چنین مسئولیتی را قبول کند.

محمدی در حال حاضر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است و در مورد نقش او در تحولات صدا و سیما ادعا‌های زیادی مطرح شده که نامه‌های جلیلی و کتاب خاطرات سرافراز به بخشی از این نقش‌آفرینی‌ها را فاش کرده‌اند.

محمدی به قدری در سازمان صدا و سیما نفوذ دارد که سرافراز گفته مانع برکناری عبدالعلی علی عسکری معاون فنی وقت صدا و سیما شده بود، فردی که در حال حاضر رئیس سازمان صدا و سیما است.

در روایت سرافراز آمده است که به‌جز مناقشه بر سر عزل علی عسکری، موضوع مزایده و واگذاری بخش بازرگانی صدا و سیما نیز سبب تعمیق اختلافات او با حسین محمدی شده است.

در زمان عزت‌الله ضرغامی، بخش بازرگانی صدا و سیما در اختیار شرکت سروش بود و تمام مزایده‌های مربوط به آگهی‌های بازرگانی را در اختیار می‌گرفت. مسئول این شرکت یکی دیگر از اعضای این «گروه خشن» به نام مهدی فضائلی است که در حال حاضر معاون دفتر حفظ و نشر آثار خامنه‌ای است.

از حسین محمدی اطلاعات زیادی در دست نیست، اما وحید اشتری یکی از فعالان عدالت‌خواه اخیرا با انتشار یادداشتی برخی موارد مهم درباره او مطرح کرده است. فعالان عدالت‌خواه افرادی هستند که خودرا فراجناحی می‌دانند و رفع مشکلات اجتماعی نظام اسلامی را از دغدغه‌های خود می‌شمارند.

اشتری نوشته که «آقای حسین محمدی ۲۶ سال است در بیت رهبری نشسته و تاثیرگذارترین آدم روی فرهنگ و سبک زندگی کشور یعنی رئیس صدا و سیما را مشخص می‌کند.»

وی افزوده که «هیچ دسترسی به محمدی وجود ندارد که بشود در مورد مقدار مسئولیت‌شان و شهرنویی که به اسم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخته‌اند سوال پرسید.»

اشتری اضافه کرده «ما حتی عکس این آقا {محمدی}ا را هم تا چند روز پیش درست و حسابی ندیده‌ بودیم که بدانیم اصلا چه شکلی هستند. حتی نمی‌دانیم تخصص‌ و رزومه‌شان در فرهنگ و هنر و رسانه چیست و این پدرخواندگی با کدام‌ کارنامه عملی و از کجا و برحسب کدام توانمندی‌ها کسب شده است.»

یاسر جبرائیلی یکی از فعالان رسانه‌های محافظه‌کار هم درباره محمدی نوشته که «مسئولیت بخش قابل توجهی از گزارش‌های کارشناسی از عملکرد دستگاه‌ها گرفته تا بررسی‌های موضوعی که به رهبر ارائه می‌شود، با محمدی است.»

جبرائیلی افزوده «بسیاری از گزارش‌ها و نامه‌هایی که خدمت رهبری تقدیم می‌شود، برای بررسی و پیگیری به محمدی ارجاع می‌شود.»

گزارش شده که حسین محمدی با خانواده علی خامنه‌ای هم نسبت دارد که در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی وابسته به بیت رهبر، اهمیت دارد. دختر محمدی در واقع عروس محمدحسن خامنه‌ای، برادر رهبر جمهوری اسلامی است.

همچنین گفته شده که حسین محمدی پدر زنِ حامد خامنه‌ای، برادرزاده علی خامنه‌ای هم هست. علی خامنه‌ای برادری به نام حسن دارد که گفته شده حامد فرزند اوست.

از حسین محمدی همچنین به عنوان ذی‌نفوذ ترین مشاور آیت‌الله خامنه‌ای در حوزه رسانه و به خصوص صدا و سیما در میان همه معاونان وی نام برده می‌شود که هیچ مصاحبه‌ای از وی در دست نیست.

از وحید جلیلی باید به عنوان یکی از بنیانگذاران «جنبش عدالت‌خواه دانشجویی» در دهه ۷۰ شمسی در مشهد نام برد، جنبشی که در این ماه‌ها به اندازه‌ای قدرت گرفته که می‌تواند صاحب‌قدرتان به نامی را سرنگون کند.

محمدجواد معتمدی‌نژاد یکی از اعضای این جنبش است که به عملکرد حسین محمدی اعتراض کرده و نوشته که «برخی دیگر می‌گویند دست حسین محمدی هم کوتاه شود، چه میشود؟ و البته نمی‌شود منکر دخالت و قدرت بیتی‌ها (در امور صدا و سیما) شد.

کاربر توییتری به نام مسعود طوسی هم نوشته که «آقای محمدی تماس می‌گیرد که چرا فلان دانشجو که قبلا، در فلان کار گروه فلان اردو، مسئولیتی داشته، عکس اخیر پروفایل توییترش بد است این‌که چه کسی پرونده را به آقای محمدی داده و او را به بازی گرفته بماند: شاید رییس جمهور شد.»

هنوز مشخص نیست با این حجم دفاع از حسین محمدی از سوی طیف دیگری از اصول‌گرایان، آیا جلیلی و عدالت‌خواهان می‌توانند دامنه اختیارات و قدرت محمدی را محدود کنند یا نه؟

مطالب مرتبط:
رازهای کشورداری آیت‌الله خامنه‌ای به روایت یکی از منصوبان او

No responses yet

Sep 13 2019

بالانشین‌های نادیده و ناشنیده”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

توییتر وحید اشتر: ۱. آقای #حسین_محمدی ۲۶ سال است در بیت رهبری نشسته و تاثیرگذارترین آدم روی فرهنگ و سبک زندگی کشور یعنی رئیس صدا و سیما را مشخص می‌کند. فقط یک رئیس علی‌الظاهر خلاف میل ایشان روی صندلی صدا و سیما نشست و می‌خواست قدری لفت و لیس‌های مالی و …

۲. وضعیت اداری سازمان تنبل را متحول کند که آنهم به شکل عجیبی دو سال نشده کله‌پا شد. ولایت فقیه #اصلی حداقل سالی یک نشست با دانشجوها یا شعرا یا اقتصاددان‌ها یا اهالی فرهنگ و هنر و امثالهم دارد و می‌شود بالاخره بالا و پایین برخی سوال ‌ها را کرد و برخی پاسخ‌ها و نکته نظرات را شنید.

۳. ولی این ولایت فقیه‌های #موازی شان‌شان اجل از این حرفهاست. نه تنها هیچ دسترسی بهشان وجود ندارد که بشود در مورد مقدار مسئولیت‌ و شهرنویی که به اسم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخته‌اند سوال پرسید، حتی همان دیدار سالیانه که بشود یک سری از اهالی فرهنگ و رسانه و فعالان دانشجویی…

۴. …بروند خدمت‌ حضرت همایونی و در یک جلسه عمومی نقدی کنند و از نکته نظرات‌شان بهره‌مند شده و در حوزه‌های مختلف سوال بپرسند و جوابی بشنوند هم وجود ندارد.
ما حتی عکس این آقا را هم تا چند روز پیش درست و حسابی ندیده‌ بودیم که بدانیم اصلا چه شکلی هستند.

۵. حتی نمی‌دانیم تخصص‌ و رزومه‌شان در فرهنگ و هنر و رسانه چیست و این پدرخواندگی با کدام‌ کارنامه عملی و از کجا و برحسب کدام توانمندی‌ها کسب شده است.
بعد از سالها هم که یک نفر پیدا شد و برای اولین بار خطاب به برادر چند خط نقد نوشت یک دوجین آدم و یک گونی پر خبرگزاری و سایت و …

۶. …چندتا کارتن پیج اینستاگرامی بسیج کرده‌اند که از خوبی‌های برادر #مدحیه بنویسند بدون اینکه خودشان خنده‌شان بگیرد. دست بردارید رفقا.

پی‌نوشت:
در رابطه با این مطلب این لینک زیر و این چند تا مطلب که قبلا نوشته‌ام را بخوانید؛
….

یادداشت‌های وحید جلیلی در نقد #حسین_محمدی :
https://t.me/maktubat/10918

کودتای قماربازان و هولوکاستی به نام #سرافراز :
https://t.me/ghabl_enghelab/1174

چند خط در مورد اختلاف آقای سرافراز با #اصحاب_سررسید:
https://t.me/c/1060974826/1888

بازنشانی #جریان_موازی رهبری:
https://t.me/ghabl_enghelab

“گزیده‌هایی خواندنی از دومین یادداشت وحید جلیلی در مورد لابی پرنفوذ بیت”

متن کامل یادداشت

اگر سازمان صداوسیما در کمتر از ۱۸ ماه می‌تواند به نتیجه برسد که مثلاً #سرافراز به درد ریاست رسانه ملی نمی‌خورد (احتمالاً نقدهای تند حقیر در دوره آقای سرافراز را که به شدت مورد استقبال و تشویق برخی بزرگواران هم قرار می‌گرفت، یادتان نرفته است) چطور در بیش از ده سال نه تنها به نتیجه نمی‌رسد که فلان ضدانقلاب و فلان سکولار معاند و فلان سادیست بی هنر و …. به درد رسانه ملی نمی‌خورد بلکه سال به سال بر ارج و قربشان در سازمان هم اضافه می‌شود. آیا این نتیجه همان جریان نقد مؤدبانه و پرثمر است؟ آیا دارم اتهام می‌زنم؟ شما که خبر داری که چه خبر است.

برادر غلامی عزیز! دوربین مخفی تعریف نمی‌کنم، خود شما دقیقاً در جریان این ماجرا هستی. بین خودت و خدا قضاوت کن واقعاً اگر اراده‌ای در بعضی بزرگواران برای مقابله با این وضعیت وجود می‌داشت از مانع شدن عاجز بودند؟! من به این وضعیت فاجعه آمیز می گویم: رفیق بازی و ترجیح مصلحت دوستان بر مصلحت انقلاب. یا سپر دوستان بودن به جای شمشیر آقا بودن. از این نام گذاری ناراحتی؟ شما نام دیگری رویش بگذار تا ما هم یاد بگیریم. و از این گام‌های بلند و منحصر به فرد؛ کم در خاطر نداریم.

مگر #گاندو را به هر دلیل بایکوت نکردید؟ مگر به همه واحدهای صداسیما ابلاغ نشد که حتی یک کلمه در نعت گاندو نباید پخش شود؟
اصلاً رفتارتان با گاندو درست؛ این جور کارناوال راه انداختن برای عروس تاریکی و منتسب کردنش به رهبری چرا؟!

ده روز گذشت و غیرت هیچ کس نجنبید و خامنه‌ای آن قدر برای کسی از خیل به جوش و خروش آمدگان امروز، اهمیت نداشت که چنین تهمتی را از او دور کنند.
از قرار معلوم بیت برای دوستان، اهمیتی بیش از صاحب البیت یافته است!
یکی از چهره‌های رسانه ملی رسماً اعلام می‌کند عروس تاریکی به سفارش شخص رهبری ساخته شده و جزئیاتش را هم ایشان تأیید کرده‌اند و کسی کوچکترین عکس العملی از ما برای دفع این تهمت نمی‌بیند.

تعجب می‌کنم در دفاع از یک شخص (حسین محمدی) این همه سراسیمه می‌شوید که حتی تاسوعا، عاشورا هم آتش بس نمی‌دهید؛ متنی اینچنین منتشر می‌کنید ولی من چه بگویم که درست یا غلط نه یک شخص؛ که انقلاب را به خاطر تعارفات فردی و این جور رفاقت‌ها در معرض اتهام می‌بینم.

بعضی دل بچه حزب اللهی‌ها را می‌لرزانند که اگر به فلانی انتقاد کنی به رهبری ضربه می‌خورد.
پس در دعوای آقایان یزدی و لاریجانی یا دو نفردیگر در داخل بیت هم نه تنها سکوت کنیم بلکه اصلاً قضاوت نکنیم چون بالاخره به اثبات عیبی در یکی از منصوبین آقا خواهد رسید و العیاذ باالله مگر می‌شود کسی سال‌ها منصوب آقا باشد و عیب هم داشته باشد؟

پانصد سال نگذشته است؛ آیا همین دو سه سال پیش نبود که در حالی که ما نقدهای تند خود به برخی برنامه‌های دوره آقای سرافراز را غیر علنی به مراجع ذیربط منتقل می‌کردیم؛ برخی دوستان اصولگرا و ولایی علیه ایشان کانال راه انداخته بودند و در حالی که منصوب آقا بود وآقا بیشترین صفات مثبت در بین روسای سازمان در سی سال گذشه را در مورد ایشان به کار برده بودند برای فروانداختنش تلاش می‌کردند و جالب اینکه نه من نه آقای غلامی نه هیچکدام از بزرگوارانی که امروز نگران انتقادات وحید جلیلی‌اند به ذهنمان نرسید که حمله به سرافراز منصوب رهبری در آن جایگاه مهم؛ به معنای زیر سؤال بردن رهبری است.

متن یادداشت اول:
https://t.me/maktubmed/14523

#گروه_خشن
#اصحاب_سررسید

@maktubat

Telegram

رسانه مکتوبات
حمله تند #وحید_جلیلی به حسین محمدی ، معاون بررسی‌های دفتر رهبر معظم انقلاب

ملیجک‌های قسطنطنیه که برای لبخند نشاندن بر لب باندهای قدرت، منتقدان #حسین_محمدی و مرتضی میرباقری و عزت ضرغامی و علی عسگری را با ابن ملجم برابر می‌کنند و برایشان شیشکی می‌کشند، به…

t.me/maktubat/10918

No responses yet

Sep 12 2019

دستور بازداشت یک بازیگر به خاطر حمایت از دختر آبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,مذهب

استان‌وایر: دستور بازداشت صبا کمالی، بازیگر سینما و تئاتر به خاطر انتشار پستی در حمایت از دختر آبی صادر شد.

خبرگزاری فارس گزارش کرده که «در پی اهانت یک هنرپیشه زن سینما به ساحت امام حسین، دستور جلب این بازیگر صادر شده است.»

این خبرگزاری نوشته که این بازیگر «نه چندان مطرح سینما امروز با انتشار پستی در حمایت از سحر خدایاری دختری که اخیرا خودکشی کرده، در مطلبی بی شرمانه به ساحت امام حسین توهین کرد.»


خودکشی و مرگ سحر خدایاری معروف به «دختر آبی» طی دو روز گذشته با خشم گروه زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است.

صبا کمالی هم در اعتراض به ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها که علت اصلی مرگ این دختر بود با انتشار پستی در اینستاگرام خود نوشته که سخر خدایاری را «مظلوم‌تر از امام حسین» می‌داند.

این پست با واکنش تعدادی از نیرو‌های محافظه‌کار مواجه شد و آنها هم از قوه قضائیه درخواست برخورد با وی را مطرح کردند.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

متن خبر خبرگزاری فارس:
دستور بازداشت هنرپیشه هتاک صادر شد

در پی اهانت یک هنرپیشه زن سینما به ساحت امام حسین (ع) ، دستور جلب این بازیگر صادر شد.
ص. ک از بازیگران نه چندان مطرح سینما امروز با انتشار پستی در حمایت از سحر خدایاری دختری که اخیرا خودکشی کرده است، در مطلبی بی شرمانه به ساحت امام حسین (ع) توهین کرد.
@Farsna

No responses yet

Sep 10 2019

عدم ثبت سیم‌کارت‌‌های نیروهای حزب‌الله در ایران؛ جهرمی در مجلس چه گفت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

ایران وایر: در شرایطی که اکثر فیلترشکن‌های امن و معتبر خارجی با مشکل ارتباط روبه‌رو هستند، افرادی در داخل کشور اقدام به ساخت و فروش فیلترشکن از طریق درگاه‌های بانکی می‌کنند. گفته می‌شود تراکنش‌های مالی این افراد میلیاردی است و وابسته به برخی چهره‌های خاص و نهادهای امنیتی هستند.

تجارت فروش قانونی فیلترشکن و مافیای اقتصادی آن، یکی از موضوعاتی بود که «محمدجواد آذری جهرمی»، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات روز دوشنبه در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوالات «نصرالله پژمان‌فر» به آن اشاره کرد. در این جلسه، بر ضرورت احراز هویت افراد در فضای مجازی و قطع سیم‌کارت‌های مجهول برای اتباع غیرایرانی نیز تاکید شد.

پژمانفر، نماینده مردم مشهد در مجلس و عضو «جبهه پایداری» در این جلسه گفت: «امروزه در فضای مجازی ما شرایطی حکم‌فرما است که بسیاری از افراد برای استفاده از آن باید از فیلترشکن‌ها استفاده کنند؛ ابزاری که نسبت به استفاده از آن برنامه مشخصی نداریم.»

او برای از بین بردن این مشکلات، دو کار پیشنهاد داد: «اول مشخص کردن سطح دسترسی برای افراد مختلف در فضای مجازی و دوم احراز هویت افراد در این فضا.»

پژمانفر در این جلسه به مشخص نبودن سرنوشت بیش از دو میلیون سیم‌کارت مجهول هم اشاره کرد و گفت: «دسترسی اتباع خارجی به امکانات سیم‌کارت و فضای مجازی همانند افراد ایرانی است و برای آن‌ها محدودیتی وجود ندارد. البته کارهای کمی در این خصوص صورت گرفته اما تاثیر آن‌چنانی ندارد.»

آذری جهرمی در پاسخ به پرسش‌های این نماینده مجلس، مساله تعیین هویت افراد در استفاده از اینترنت را امری مهم عنوان کرد و گفت: «در رابطه با بحث هویت در فضای مجازی، مجددا می‌گویم تکلیفی برای مساله کلی هویت تاکنون در شورای عالی فضای مجازی تصویب نشده و هنوز هم به وزارت ارتباطات ابلاغ نشده است. بنابراین، هر دو بحث مطرح شده توسط آقای پژمان‌فر از حوزه اختیارات وزیر خارج است.»

مافیای فروش فیلترشکن در ایران

وزیر ارتباطات در ادامه با اشاره به مافیای فروش فیلترشکن‌ها گفت: «سوالی که فکر می‌کنم آقای پژمانفر در نوبت بعدی مطرح می‌کند، این است که چرا وزارت ارتباطات فیلترشکن‌ها را نمی‌بندد؟ بر اساس قانون، این کار وظیفه ما نیست و ارایه‌کنندگان خدمات دسترسی موظف به این کار هستند. فرض کنید صبح فردا فیلترشکن‌ها از دسترس خارج شوند، به اتفاقاتی که رخ می‌دهد فکر کرده‌اید؟ با این حجم از محدود بودن عمومی دسترسی‌ها، استاد دانشگاه نمی‌تواند وارد سایت مقالات و پژوهش‎های مورد نظرش شود، تاجران که تحریم هستند، نمی‌توانند وارد شبکه‌های بانکی شوند و توسعه‌دهنده‌های نرم افزار به مشکل برمی‌خورند. مگر می‌شود بدون سامان‌دهی رفت و با همه ابزارها مقابله کرد؟»

آذری جهرمی اضافه کرد: «بارها گفته‌ایم که دسترسی عمومی باید برای اقشار مختلف جامعه طبقه‌بندی شود. فیلترشکن به راحتی در کشور فروخته می‌شود و هیچ برخوردی با آن صورت نمی‌گیرد. معلوم است چه کسی پشت این کار قرار دارد؟ چه کسی تجارت فیلترشکن می‌کند؟ وقتی به این مساله اعتراض می‌کنم، برخی‌ها به من می‌گویند ما قانونی نداریم که فروش فیلترشکن جرم است. این یک تجارت چند صد میلیاردی در این حوزه است. می‌گویند تو برو همه را ببند و اگر زندگی مردم مختل شد، خودت جواب بده!»

سیم‌کارت‌های حزب‌الله

آذری جهرمی در ادامه این جلسه و در پاسخ به سوال مربوط به سیم‌کارت‌ها، به حضور نیروهای «حزب‌الله» لبنان در ایران هم اشاره کرد و گفت: «درباره مدیریت سیم‌کارت‌ها طی دو سال گذشته باید بگویم با همکاری فشرده‌ای که با مرکز ملی فضای مجازی، اپراتورها و سازمان ثبت احوال داشتیم، بیش از ۱۷ میلیون سیم کارت فاقد هویت یا مخدوش از شبکه خارج شده است.»

او اضافه کرد: «نکته دوم، بحث اتباع خارجی است. اتباع بیگانه زمان ورود به کشور با پاسپورت سیم‌کارت تهیه می‌کنند. برای این‌که مشکلی در این زمینه به وجود نیاید، باید بانک اطلاعاتی ناجا به سیستم هویتی اپراتورها متصل شود. این اتفاق هم رخ داد اما به دلیل ملاحظاتی که در طراحی شبکه ناجا وجود داشت، دسترسی به بانک اطلاعاتی آن‌ها آفلاین و با ۲۴ ساعت تاخیر امکان‌پذیر بود. این مشکل به جایی رسید که حزب‌الله پیغام دادند و گفتند امریکا ما را تحریم کرده و شما هم به ما سیم‌کارت نمی‌دهید. به همین دلیل این فرآیند را متوقف کردیم و به ناجا اعلام کردیم هر زمان سیستم‌شان به‌روز و آنلاین بود، از آن استفاده می‌کنیم. نمی‌دانم وزارت ارتباطات بر امنیت ارجح‌تر است یا ناجا؟»

اگرچه در این جلسه در نهایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی از پاسخ‌های آذری جهرمی قانع شدند اما چند موضوع مهم در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است؛ نخست آن که مافیای فروش فیلترشکن‌ در ایران وابسته به چه کسانی یا گروه‌هایی است که آذری جهرمی از پرداختن به جزییات آن در دفاع از خود طفره می‌رود. دوم این‌که احراز هویت افراد قرار است به چه شکلی انجام شود و با توجه محدودیت‌های کنونی برای دسترسی به اینترنت، پس از اجرایی شدن آن، شرایط عمومی دسترسی شهروندان به اینترنت چه گونه خواهد بود.

مورد دیگر مربوط به حضور نیروهای حزب‌الله در ایران است که آذری جهرمی در مجلس شورای اسلامی به آن اشاره کرد. او گفت پیامی از سوی حزب‌الله گرفته و فرآیند هویتی ثبت‌نام سیم‌کارت‌ها را متوقف کرده است. این موضوع به این معنا است که سیم‌کارت‌های خریداری شده توسط نیرو‌های حزب‌الله ثبت نمی‌شوند و دلیل آن به‌روز نبودن سامانه هویتی ناجا اعلام شده است. در واقع، از آن جایی که نیروهای حزب‌الله به‌طور مستقیم با نیروی «قدس» سپاه پاسداران در تعامل هستند و ورود و خروج آن‌ها توسط سازمان‌های اطلاعاتی سپاه هماهنگ می‌شود، ناجا نمی‌تواند در این موضوع ورود کند.

در چنین شرایطی، این سوال مطرح می‌شود که چرا جمهوری اسلامی برای این افراد یا گروه‌ها، امکان تهیه سیم‌کارت به‌صورت ناشناس فراهم می‌کند و چه لزومی دارد که اطلاعات این افراد در سیستم مخابراتی ایران موجود نباشد؟

No responses yet

Sep 09 2019

۳۵ سال زندان برای فعالیت در تلگرام و واتس‌اپ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


ایران وایر: عباس نوری شادکام، مهندس عمران و شهروند ساکن یزد با حکم قطعی دیوان عالی کشور به دلیل فعالیت‌هایش در «تلگرام و واتس‌اپ» با پنج اتهام به ۳۵ سال حبس محکوم شد.

«عباس نوری شادکام»، مهندس عمران و شهروند ساکن شهر بافق در استان یزد با حکم قطعی دیوان عالی کشور به دلیل فعالیت‌هایش در «تلگرام» و «واتس‌اپ»، با پنج اتهام به ۳۵ سال حبس محکوم شد.
«محمد مقیمی»، وکیل او به «ایران‌وایر» می‌گوید دیوان عالی کشور حکم دادگاه کیفری استان یزد را عینا تایید کرده و براساس این حکم، موکلش برای هر کدام از پنج اتهام به هفت سال زندان و دو سال تبعید قطعی به «نیک شهر» در استان سیستان و بلوچستان محکوم شده است.

علاوه بر این، دادگاه او را به دلیل داشتن ماهواره در منزل، به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت نیز محکوم کرده است.

محمد مقیمی درباره موکلش می‌گوید عباس نوری شادکام متولد ۱۳۵۳، مهندس عمران و دارای همسری پزشک و دو فرزند پسر است و در شهرستان بافق در استان یزد زندگی می‌کند: «آقای نوری بسیار انسانی با مطالعه و باسواد و خوش برخورد است که متاسفانه به این حکم ناعادلانه و سنگین محکوم شده است.»

محمد مقیمی با بیان این که حکم عباس نوری شادکام ناعادلانه است، می‌گوید: «اما باز جای شکرش باقی است که او از اتهام “سب‌النبی” تبرئه شد و حداقل دادگاه حکم به اعدام او نداد.»

نوری شادکام در ابتدای بازداشت، در شعبه یک دادگاه کیفری به اتهام سنگین «سب‌النبی» نیز متهم شده بود اما از این اتهام تبرئه شد.
در فقه اسلامی، سب‌النبی به معنای اهانت به پیامبر اسلام و امامان است. طبق قانون، مجازات این اتهام اعدام است.

به گفته محمد مقیمی، هنوز حکم موکلش به او ابلاغ نشده است: «به من از طریق پیامکی اطلاع داده شد که حکم موکلم به دایره اجرای احکام فرستاده شده است. خود آقای شادکام پی‌گیری کرد و متوجه تایید حکم شد اما هنوز این حکم به من ابلاغ نشده است.»

عباس نوری شادکام پیش از بازداشت، مدیر یک کانال تلگرامی به نام «سیاوش» و یک گروه به نام «جوانه سبز» در واتس‌اپ بوده که مطالب و نظراتش را در آن‌جا می‌نوشته است.

ماموران حفاظت اطلاعات سپاه یزد او را در مرداد ۱۳۹۵ به دلیل نوشته‌هایش بازداشت و پس از ۹ ماه حبس، اوایل خرداد ۱۳۹۶ با قرار وثیقه سنگین یک میلیارد و نیم تومان، تا صدور رای قطعی آزاد کردند.
جلسات دادگاه نوری شادکام  در خرداد ۱۳۹۷ برگزار و بلافاصله به حکم ۳۵ سال حبس محکوم شد. حکم او حالا قطعی شده است.

دفتر حفاظت اطلاعات سپاه یزد که شاکی پرونده نوری شادکام است، عکس‌ها و مطالب منتشر شده در کانال تلگرامی و واتس‌اپ او را مبنای توهین به پیامبر و ائمه دانسته است. او ابتدا متهم به اتهام سنگین سب‌النبی بود اما در جلسات دادگاه و با دفاع وکیلش، از این اتهام تبرئه شد. دادگاه در نهایت او را به اتهام «اهانت به پیامبر» به هفت سال حبس، اتهام «اهانت به داوود نبی» به هفت سال حبس، اتهام «اهانت به حضرت زهرا» به هفت سال حبس، اتهام «اهانت به حضرت موسی» به هفت سال حبس و اتهام «اهانت به حضرت خدیجه» به هفت سال حبس محکوم کرد.

در متن حکم شعبه یک دادگاه کیفری استان یزد، اتهامات او «اهانت به پیامبر اسلام، حضرت داود نبی، حضرت صدیقه طاهره، حضرت موسی‌بن جعفر و حضرت خدیجه از طریق انتشار مطالب، مقاله و تصاویر توهین آمیز در فضای مجازی» ذکر شده است.

محمد مقیمی با اشاره به ماده ۱۳۴ «قانون مجازات اسلامی» می‌گوید: «طبق این ماده، باید متهم بالاترین مجازات خود را بگذراند و چون همه مجازات آقای شادکام هفت سال زندان است، بنابراین نهایتا او به هفت سال زندان محکوم است.»

این وکیل دادگستری اضافه می‌کند: «آقای شادکام به دلیل این که در ابتدا با اتهام سب‌النبی مواجه بود، پرونده او را به شعبه یک دادگاه کیفری استان یزد ارجاع کردند. خوش‌بختانه طی سه، چهار جلسه دادگاه، موکلم از اتهام سب‌النبی تبرئه اما برای اتهامات دیگر به ۳۵ سال حبس محکوم شد. اکنون هم این رای در دیوان عالی کشور تایید شده و اجرای آن قطعی است.»

در بخشی از حکم صادره از سوی دادگاه شعبه یک کیفری استان یزد درباره دلیل تبرئه او از اتهام سب‌النبی آمده است: «خصوصا نظریه کارشناس سایبری سازمان اطلاعات سپاه استان یزد که در صفحه ۶۷۲ پرونده منعکس می‌باشد مبنی بر این که کلیه مطالب توهین‌آمیز نسبت به پیامبر اکرم و ائمه اطهار که توسط متهم مذکور در گروه تلگرامی سیاوش و نیز گروه اجتماعی جوانه سبز در شبکه اجتماعی واتس‌‌اپ بازنشر شده است، توسط خود متهم تولید نشده و از سایت‌ها و کانال‌های دیگر نقل شده، لذا صدق عنوان فقهی سب‌النبی متهم مورد تردید و شبهه است.»
به همین دلیل هم رای برای برائت او در این مورد صادر شد. براساس این بخش از حکم، نوری شادکام دارای پرونده قطوری با بیش از ۶۰۰ صفحه است. در بخش دیگر این حکم در مورد مصادیق دیگر اتهامات شادکام آمده است: «مطالب و تصاویر به صورت اتوماتیک‌وار و غیرارادی توسط ایشان دانلود و در گوشی موبایلش ذخیره شده است.»

در ابتدای بازداشت، عباس نوری شادکام متهم به «تبلیغ علیه نظام» نیز بود که در دادگاه انقلاب شهرستان بافق یزد از این اتهام تبرئه شد.

تا به حال بسیاری از شهروندان از سوی اطلاعات سپاه و یا وزارت اطلاعات به دلیل نوشته‌های خود در شبکه‌های مجازی به اتهامات امنیتی محکوم شده‌اند. «سهیل عربی» یکی از شهروندانی است که به دلیل نوشته‌هایش در شبکه‌های مجازی، ابتدا به اتهام سب‌النبی، به اعدام محکوم شد. پس از آن، این حکم در دادگاه تجدیدنظر به هفت سال و نیم زندان و مطالعه ۱۳ جلد کتاب در حوزه دین شناسی، مذهب شناسی و رفع شبهات دینی و تهیه خلاصه‌ای از هر کتاب تا حداکثر ۱۰ صفحه تغییر کرد.

پایگاه اطلاع‌رسانی فرماندهی امنیت سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آبان ۱۳۹۵ طی اطلاعیه‌ای خبر از احضار و دستگیری مدیران ۴۵۰ صفحه، کانال و گروه نرم‌افزارهای پیام‌رسان و شبکه‌های اجتماعی داد.

پیش از آن، در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، «مصطفی علیزاده»، سخن‌گوی «مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری»، وابسته به سپاه پاسداران در برنامه‌ای در شبکه دوم سیما گفته بود ۱۷۰ شهروند در پروژه‌ای با عنوان «عنکبوت ۲» شناسایی شدند. این ۱۷۰ شهروند براساس ادعای او، اداره‌کنندگان صفحات اجتماعی در حوزه‌های مدلینگ، عکاسی و طراحی لباس بودند.

No responses yet

Aug 29 2019

«از مجتبی تشکر کن»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: «صداوسیما مجموعه‌ای است که در دنیا نمونه‌اش به این شکل گسترده و پراکنده وجود ندارد.» این یکی از توصیفات محمد سرافراز از سازمانی است که او پس از ۱۸ ماه ریاست بر آن مجبور به کناره‌گیری از آن شد و حالا روایت خودش از پشت‌پرده برخی بی‌انضباطی‌های مدیریتی و فساد مالی و ساختار قدرت سیاسی این سازمانِ «گسترده و پراکنده» را در قالب یک گفت‌وگوی ۲۷۰ صفحه‌ای و با عنوان «روایت یک استعفا» در فضای مجازی منتشر کرده است.

محمد سرافراز وقتی در سال ۱۳۹۳ با حکم علی خامنه‌ای به ریاست صداوسیما رسید، سال‌های طولانی سابقه معاونت برون‌مرزی سازمان را پشت سر داشت با کارنامه‌ای آکنده از فعالیت‌های رسانه‌ای تبلیغی گسترده برای جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی، اما ستاره دولتش یک سال و نیم بیشتر روشن نماند و عاقبت به دلیل آن‌چه خود کارشکنی نهادهای امنیتی، به‌خصوص سازمان اطلاعات سپاه به ریاست حسن طائب، در مبارزه با فساد مالی در صداوسیما و دخالت ساختاری در مدیریت این سازمان می‌خواند، استعفا کرد.

اینهم لینک کتاب روایت یک استعفا برای اهالی رسانه و جویندگان آگاهی ودانایی.https://t.co/xnS2AaB92c

— Mohamad Sarafraz (@sarafrazmohamad) August 28, 2019

علی خامنه‌ای در جواب استعفای محمد سرافراز حرفی نزد اما در حکم عبدالعلی علی‌عسگری نوشت که «تلاش‌های انقلابی و ارزشیِ دلسوزانه‌» او « هرگز نباید فراموش شود». رئیس جدید سازمان از معاونان قبلی صداوسیما بود که به‌دستور سرافراز برکنار شده بود.

برخلاف سنت معمول مدیران جمهوری اسلامی پس از استعفا، محمد سرافراز پس از کناره‌گیری ساکت نماند و بارها از پشت‌پرده استعفایش گفت.

طرح جلد کتاب «روایت یک استعفا»

طرح جلد کتاب «روایت یک استعفا»

بخش اصلی کتاب «روایت یک استعفا» فصل آخر آن است که سرافراز ماجرای استعفا را با جزئیات شرح می‌دهد. پیش از این، او همین روایت را، کمی خلاصه‌تر، در برنامه اینترنتی «اتاق شیشه‌ای» و سال گذشته در مصاحبه‌ با روزنامه شرق بیان کرده بود و از نقش اطلاعات سپاه و فشار امنیتی‌ها در به هم خوردن قرارداد سنگین واگذاری آگهی‌های سازمان و نیز برخورد با شهرزاد میرقلی‌خان، بازرس ویژه‌ او در کشف چند مورد فساد مالی، گفته بود.

ازجمله جزئیات بیشتر، یکی اشاره صریح به نقش پشت‌پرده مجتبی خامنه‌ای در این ماجراست:

در تعطیلات فروردین ماه ۹۵ [قبل از اعلام استعفا] جلسه‌ای با آقای طائب [رئیس سازمان اطلاعات سپاه] داشتم و گفتم که من تشکر می‌کنم از شما و چون ممکن است آقایان را نبینم، از طرف من از آقای حسین محمدی [معاون بررسی دفتر رهبری] و حاج‌آقا مجتبی تشکر کنید، زیرا زمینه را فراهم کردید که من از صداوسیما بروم و این جای تشکر دارد و من راحت می‌شوم. او به‌جای این‌که تکذیب کند، گفت خوب می‌خواهی بعدش چی کار کنی؟ گفتم بازنشسته می‌شوم.»

مجتبی خامنه‌ای، سیاسی‌ترین فرزند رهبر جمهوری اسلامی است و حسین محمدی، معاون سیاسی صداوسیما در دوره لاریجانی نیز در سال‌های اخیر با سمتِ معاونت بررسی بیت رهبر جمهوری اسلامی، از متنفذترین مدیران پشت پرده صداوسیما و عرصه فرهنگ در جمهوری اسلامی به شمار می‌آید.

مجتبی خامنه‌ای (وسط)، سیاسی‌ترین فرزند رهبر جمهوری اسلامی

مجتبی خامنه‌ای (وسط)، سیاسی‌ترین فرزند رهبر جمهوری اسلامی

جدا از فصل آخر کتاب «روایت یک استعفا»، بخش عمده کتاب شرح فعالیت ۲۴ سال حضور محمد سرافراز در سازمان صداوسیماست از آغاز تا رسیدن به صندلی ریاست بر آن، که سرشار است از اطلاعاتی که تنها کارکردش معرفی او به‌عنوان یکی از کارامدترین و همه‌فن‌حریف‌ترین مدیران جمهوری اسلامی است.

در همین بخش است که محمد سرافراز به موضوع راه‌اندازی شبکه‌های پرس‌تی‌وی و العالم می‌پردازد و ازجمله می‌گوید که وزارت خارجه با راه‌اندازی این شبکه‌ها مخالف بوده چراکه از نظر آن‌ها صداوسیما حکومتی است و همه برنامه‌های این شبکه‌ها به حساب جمهوری اسلامی نوشته می‌شود.

در همین زمینه، او همچنین از مخالفت حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، با راه‌اندازی شبکه العالم یاد می‌کند و می‌گوید نصرالله معتقد بود مقام‌های ایرانی اطلاعات دقیقی از شرایط کشورهای عربی ندارند، اما در نهایت خودش او را راضی کرده است.

دیگر بخش‌های این کتاب نیز مکتومات چندانی برای اهل خبر و سیاست ندارد، اما بیان برخی از آن‌ها با جزئیات بیشتر از زبان کسی که با حکم رهبر جمهوری اسلامی رئیس سازمان صداوسیما بوده است تازگی دارد.

تعطیلی برنامه ۹۰ به‌خواست دفتر رهبری

حسین محمدی از چهره‌های متنفذ دفتر رهبر جمهوری اسلامی

حسین محمدی از چهره‌های متنفذ دفتر رهبر جمهوری اسلامی

پرسروصداترینِ این موارد که جذابیت عمومی و هنوز تازه دارد، مربوط می‌شود به تعطیلی برنامه ۹۰ و اخراج عادل فردوسی‌پور از این برنامه به‌خواست دفتر رهبری که محمد سرافراز پیشینه آن را تا مصاحبه فردوسی‌پور با محمدجواد ظریف برای این برنامه عقب می‌برد.

آقای سرافراز نخست با این استدلال که «مجری نباید در این برنامه به همه مسائل کشور بپردازد»، می‌گوید: «در ماه‌های اول چند بار شفاهی و بعد کتبی تذکر دادم… موافق نبودم آقای فردوسی‌پور در مورد موضوعات سیاسی-فرهنگی جامعه در این برنامه اظهارنظر کند.» به همین دلیل خود او مانع پخش این مصاحبه در ویژه‌برنامه ۹۰ در یلدای سال ۱۳۹۴ می‌شود. سپس این نکته کلیدی اضافه می‌کند: «بعد از این اتفاقات، درخواست تعطیلی برنامه ۹۰ از طرف دفتر رهبری مطرح شد، اما من زیر بار آن نرفتم.»

فهرست چندهزارنفره ممنوع‌‌‌‌شدگان

در باب ممنوعیت‌ها در سازمان صداوسیما، محمد سرافراز به موارد ناگفته دیگری هم می‌پردازد که از آن‌ جمله است فعالیت دوباره چند مجری که فعالیت‌شان در سازمان ممنوع شده بود. آقای سرافراز از قراردادی به‌عنوان راه‌حل یاد می‌کند که آن را در مشورت با مدیران تلویزیون تهیه می‌کند و همه مجریان، ازجمله ممنوع‌شده‌هایی چون مهران مدیری، رضا رشیدپور و فرزاد حسنی، آن را امضا می‌کنند تا به «وظایف خود و انتظارات سازمان» متعهد شوند و مراقب «حاشیه‌ها»ی زندگی و رفتار خود باشند.

البته در مورد مهران مدیری که «هم خودش و هم کلیه سریال‌هایش غیرقابل‌پخش بودند»، محمد سرافراز می‌گوید: «برای ساخت سریال جدیدش بنام “در حاشیه” به دفتر رهبری رفتم و صحبت کردم تا ساخته شود.»

به‌روایت محمد سرافراز، فهرست ممنوع‌شدگان در صداوسیما به چند مجری و بازیگر محدود نیست. او از فهرستی چندهزارنفره از استادان دانشگاه‌ها، هنرمندان، مجریان و دیگران می‌گوید که حراست سازمان متولی تهیه و اعلام آن بوده است. «آقای مروتی مدیرکل حراست پرسنلی که نماینده وزارت اطلاعات بود، به‌صورت خودمختار، افرادی را ممنوع‌الورود به سازمان یا غیرقابل‌پخش اعلام می‌کرد.»

محمد سرافراز، در پی بالاگرفتن اعتراض شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، از حراست فهرست ممنوع‌شدگان را طلب می‌کند. «تا مدت‌ها مشخص بود لیست منسجمی ندارند و اسامی را کم و زیاد می‌کردند تا بتوانند به یک لیست قابل ارائه برسند. وقتی لیست دادند، شامل چند هزار نفر از اساتید دانشگاه، هنرمندها، مجری‌ها و افراد متفرقه می‌شد… برخی از افراد این لیست فوت شده بودند، برخی‌ها یک خطای مربوط به سال‌های دور مرتکب شده بودند و بدون دلیل تمدید شده یا در لیست مانده بودند. برای اساتید دانشگاه که اصولاً توجیهی نداشتند.»​

تتلو در تلویزیون

امیرحسین مقصودلو، معروف به تتلو، ظاهراً تنها کسی است که محمد سرافراز، به‌رغم «درخواست سپاه»، اجازه پخش صدا و تصویرش را نمی‌دهد. ماجرا به کلیپ «هسته‌ای» مربوط می‌شود که سازمان «اوج» وابسته به سپاه آن را با خوانندگی و اجرای تتلو و با صرف هزینه بسیار می‌سازد، اما نهایتاً فقط در فضای مجازی پخش می‌شود.

«در مورد امیرحسین تتلو از دفتر گزارش خواستم، فهمیدم خوش‌سابقه و خوشنام نیست و مجوز پخش ندادم. وقتی در تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری به ملاقات آقای رئیسی رفت و عکس آن منتشر شد تعجب کردم، اما وقتی خبرگزاری فارس با کمک شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی مراسم تجلیل و قدردانی برایش گذاشت خیلی بیشتر متحیّر شدم.»

محمد سرافراز سپس صراحتاً ابراز تعجب می‌کند از این‌که «چرا یک بخش خاص از سپاه این‌قدر برای او سرمایه‌گذاری کرده است».

جولان امنیتی‌ها در فراقوه صداوسیما

محمد سرافراز علاوه‌بر شرح نقش سازمان اطلاعات سپاه و همکاری چهره‌های امنیتی دولت، از جمله علی ربیعی با رئیس اطلاعات سپاه در ماجرای استعفا، جزئیاتی از حضور چندلایه امنیتی‌ها در اجزای سازمان صداوسیما هم به دست می‌دهد.

او رقابت دو طیف امنیتی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در سازمان زیرنظرش را رد می‌کند و از هماهنگی آن‌ها خبر می‌دهد و می‌گوید: «آقای مروتی، مدیرکل پرسنلی حراست، نیروی وزارت اطلاعات بود اما با اطلاعات سپاه هماهنگ بود. بعد از مدتی هم که تغییر کرد، از سوی رئیس مرکز حراست برآورد شده بود حدود ۳۰ نفر نیرو در بخش‌های مختلف سازمان خصوصاً سیما داشت که مستقیماً از وزارت اطلاعات با آن‌ها تماس می‌گرفت. آن‌ها شبکه‌ای درست کرده بودند و با توجه به اختیارات گسترده‌ای که برای خودشان تعریف کرده بودند، در مورد مدیران، کارشناسان، برنامه‌ها و بسیاری از مسائل سازمان نقش داشتند و با اطلاعات سپاه هماهنگ بودند.»

حسن (حسین) طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه

حسن (حسین) طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه

محمد سرافراز در دوره ریاستش بر صداوسیما از نتایج «مثبت» این هماهنگی در فعالیت‌های سازمانی بی‌بهره نبود، اما این اتحاد چاقوی دولبه‌ای است که به‌هنگام مزایده صداوسیما برای واگذاری آگهی‌ها دست آقای سرافراز را برید: «وقتی قرار شد جلوی مزایده صداوسیما را بگیرند، با هم هماهنگ عمل کردند. یکی به دفتر رهبری گزارش داد که انجام مزایده یعنی آنتن‌فروشی صداوسیما و دیگری کاری کرد که برنده مزایده به‌صورت غیرقانونی از مزایده کنار بکشد.»

ازجمله اقدامات محمد سرافراز تغییر عنوان معاونت سیاسی صداوسیما به معاونت خبر و ایجاد برخی تغییرات صوری در ساختار این معاونت بود، با این حال و به‌گفته خودش ساختار امنیتی حاکم بر «ساختمان شیشه‌ای» جام‌جم همچنان پایدار ماند.

او درباره ارکان این معاونت که نقش راهبر اصلی را در بخش‌های خبری و برنامه‌های سیاسی ایفا می‌کنند می‌گوید: «سه چهار نفر هستند که بر خبر تلویزیون سلطه دارند و مورد اعتماد دفتر رهبری و آقای حسین محمدی هستند و تصور می‌کنند که از این‌ها بهتر دیگر وجود ندارد.»

و این جدا از نیروهایی است که دستگاه‌های امنیتی در بدنه سازمان صداوسیما به شکل مأمور یا همکار دارند و رئیس پیشین صداسیما در این گفت‌وگو بر وجود و فعالیت آن‌ها صحه گذاشته است.

فساد مالی در پیام‌رسان سروش

محمد سرافراز مدعی اصلاح برخی مفاسد مالی در صداوسیماست و به‌هنگام شرح جزئیات از پیام‌رسان سروش و نقش محمدرضا علی‌عسگری، فرزند رئیس کنونی صداوسیما، مثال می‌آورد که اتفاقاً گزارش مالی آن را بازرس ویژه‌اش، شهرزاد میرقلی‌خان، به او رسانده بود.

«زمانی که ایشان گفت این اپلیکیشن آماده بهره‌برداری است، راستی‌آزمایی کردم آیا چند میلیون مخاطب همزمان می‌توانند در آن پیام مکتوب، صوتی وتصویری رد و بدل کنند؟ جواب منفی بود.»

به‌گفته آقای سرافراز، در کنار شرکت سروش رسانه، بدون مجوز، شرکت دیگری برای انجام کار تأسیس می‌شود که ۴۹ درصد سهام آن متعلق به فرد حقیقی، ازجمله محمدرضا علی‌عسگری، است: «آن شرکت هم اغلب پول‌ها را به کارکنان شرکت مُهیمن می‌داد که مربوط به مدیرکل خود ایشان بود.» پس از محرز شدن تخلف، شکایتی از سوی رئیس صندوق بازنشستگی صداوسیما تسلیم دادسرای فرهنگ و رسانه می‌شود، اما عاقبت، به‌گفته‌ محمد سرافراز، پس از منصوب شدن رئیس کنونی صداوسیما این شکایت هم پس گرفته می‌شود.

مورد ویژه رحیم‌پور ازغدی

محمد سرافراز در حاشیه بحث پیرامون استفعای جنجالی غلامرضا غلامی، مدیر وقت شبکه چهار، در اعتراض به دخالت‌های مدیر بالادستی و نیز «حجم فساد مالی»، به پشت‌پرده برنامه‌های حسن رحیم‌پور ازغدی اشاره می‌کند و می‌گوید که آقای رحیم‌پور ازغدی خودش تیم تولید برنامه تشکیل داده بود و در عین حال همزمان در سه شبکه برنامه داشت. «نظر آقای غلامی این بود که هم در مورد موضوعات و هم در مورد کیفیت فنی می‌بایست با شبکه هماهنگی شود و آقای رحیم‌پور ازغدی زیر بار نمی‌رفت.»

برخلاف تصور عمومی، برخی برنامه‌های سخنرانی تلویزیون، ازجمله برنامه هفتگی محسن قرائتی که با عنوان «درس‌هایی از قرآن» سابقه چنددهه‌ای دارد، برنامه‌‌هایی هستند که تهیه‌کننده آن‌ها خود سخنرانان‌اند و برآورد مالی جداگانه‌ای دارند که سود آن بنابه‌قاعده به جیب تهیه‌کننده و تیمش واریز می‌شود.

محمد سرافراز در مورد ویژه حسن رحیم‌پور ازغدی از دفتر رهبر جمهوری اسلامی نیز یاد می‌کند و می‌گوید آقای رحیم‌پور ازغدی «با دفتر رهبری ارتباط داشت و به آن‌ها گزارش می‌داد، آقای غلامی هم جواب می‌داد».

سخنرانی‌های ازغدی، که اصولگرایان از او به‌عنوان «نظریه‌پرداز انقلاب اسلامی» یاد می‌کنند، همچنان و هفتگی از شبکه‌های گوناگون پخش می‌‌شود.

همه راه‌ها به دفتر رهبری ختم می‌شود

در یکی از آخرین روزهای بهمن ۹۴ محمد سرافراز به دفتر رهبر جمهوری اسلامی می‌رود و در دیدار دونفره با علی خامنه‌ای به او می‌گوید «یک حکومت پنهانی در حکومت که هم پول دارد، هم رسانه در داخل و خارج دارد و هم ابزار امنیتی دارد، علیه سازمان در حال برنامه‌ریزی است» و از او درخواست حمایت می‌کند و می‌گوید در غیر این صورت «من استعفا می‌دهم و می‌روم برای این‌که این سازمان برای شما بماند و حفظ شود»، و استعفایش را مکتوب می‌کند و به‌هوای حمایت برمی‌گردد سر کارش.

در اردیبهشت‌ماه ۹۵، پس از انتشار شایعاتی درباره استعفایش، به علی‌اصغر حجازی در دفتر رهبری گله می‌برد و آقای حجازی در جواب می‌گوید در جریان ملاقات او با خامنه‌ای بوده و با استعفای او موافقت شده است.

محمد سرافراز در روز ۱۸ اردیبهشت ۹۵ آخرین نامه‌اش در مقام رئیس صداوسیما را برای علی خامنه‌ای می‌نویسد و اتفاقات مهم پس از آخرین ملاقاتش با او را توضیح می‌دهد و در پایان می‌نویسد «هر تصمیمی که بگیرید، دعاگو هستم». اما علی خامنه‌ای که تنها ۷ ماه پیش از آن «۱۳ صفت مثبت و بعضاً اختصاصی» را نصیب او کرده بود، هیچ‌گاه هیچ جوابی به این نامه نمی‌دهد.

عکسی از دیدار مدیران صداوسیما با رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۴ که حسین محمدی نیز در آن حضور دارد (نفر اول سمت چپ)

عکسی از دیدار مدیران صداوسیما با رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۴ که حسین محمدی نیز در آن حضور دارد (نفر اول سمت چپ)

کسی که ۱۸ ماه از ۲۴ سال حضورش در صداوسیما را در مقام ریاست بر آن گذرانده، این سازمان را مجموعه‌ای «گسترده و پراکنده» توصیف می‌کند؛ توصیفی که «بی‌دروپیکر بودن» آن را به ذهن می‌آورد. سازمان عریض و طویل صداوسیما شاید در برخی مسائل و مفاسد مالی بی‌دروپیکر به ‌نظر برسد، اما در ساختار مدیریتی و سیاسی نه‌تنها بی‌دروپیکر نیست که دروازه‌‌ها و مردانی آهنین دارد؛ مردانی که راه‌شان جملگی به دفتر رهبری ختم می‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .