اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for July, 2013

Jul 21 2013

در میانه تهدید و دعوا بر سر ارگ ساسانی انار و مقبره شهید گمنام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: دعوا بر سر ساخت قبر شهید گمنام در جوار ارگ انار ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. در حالیکه پس از حرکت‌هایی اعتراضی ساخت مقبره برای مدتی متوقف شده بود، تهدید علیه فعالان میراث فرهنگی بار دیگر آغاز شده است.

ارگ انار بنایی خشتی و گلی است که در زمینی به مساحت حدود ۱۱ هزار و ۱۷۹ متر مربع در مرکز شهر تاریخی انار واقع شده است. این شهر کویری در شمال استان کرمان حدود ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد.

براساس پژوهش‌های انجام شده، تاریخ احداث ارگ انار به دوران سلسله ساسانیان، یعنی به پیش از اسلام می‌رسد. اما بخش‌هایی از این بنا در دوره صفویه تکمیل و از آن استفاده شد. در گذشته، ارگ انار کاربرد مسکونی و دفاعی داشت و بخشی از داد و ستد مردم نیز در آن انجام می‌گرفت. ارگ انار در سال ۱۳۸۹ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.

فعالان میراث فرهنگی انتقاد می‌کنند که بی‌توجهی به میراث تاریخی بویژه آثار پیش از اسلام در چند سال اخیر بیشتر شده است.

دعوا بر سر ارگ ساسانی و آرامگاه شهید گمنام

فیروزه رمضان‌زاده، روزنامه‌نگار و فعال میراث فرهنگی، به دویچه وله می‌گوید بیش از ۳ سال است که ساخت مقبره شهید گمنام در حریم ارگ تاریخی انار اعتراض دوستداران میراث فرهنگی را برانگیخته و ساخت این مقبره متوقف مانده بود، اما روز یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲ (۷ ژوئیه ۲۰۱۳) عملیات ساخت و ساز آن با نصب اسکلتی فلزی دوباره آغاز شد.
فیروزه رمضان‌زاده، فعال میراث فرهنگی فیروزه رمضان‌زاده، فعال میراث فرهنگی

وی تاکید می‌کند: «به خصوص در شهرستان‌‌هایی مثل انار که تمام مسئولین محلی‌اش دید فوق‌العاده بسته‌ای دارند، قصد دارند برای شهید گمنام گنبد و بازاری به حالت اما‌مزاده درست بکنند.»

رمضان‌زاده پیش‌بینی می‌کند که تلاش دوستداران میراث فرهنگی در روزهای پایانی دولت دهم به جایی نخواهد رسید و ریاست فعلی میراث فرهنگی کشور هم کاری از پیش نخواهد برد، چون طرف مقابل آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

اعتراض دوستداران میراث فرهنگی نتیجه داد

پس از نصب تیرآهن‌های فلزی و ساخت و ساز دوباره در حریم ارگ انار شماری از روزنامه‌نگاران، فعالان و دوستداران میراث فرهنگی طی نامه‌ای خطاب به خانم توسا مومنی، معاون سازمان میراث فرهنگی کشور، خواهان دخالت فوری وی برای جلوگیری از تعرض به حریم این ارگ تاریخی شدند.

امضاکنندگان این نامه می‌نویسند: «ساخت مقبره آن هم با زیربنای ۳۶۰ متر مربع و ۱۲ متر ارتفاع در ۸۰ متری ارگ انار که در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده، اقدامی غیرقانونی و خطرساز است که باید برای آن چاره‌ای فوری اندیشید.»

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «متاسفانه در سال‌های اول پس از انقلاب برخی افراد از روی نادانی، تعدادی از بناهای داخلی ارگ انار را تخریب کردند و امروز هم اگر سازمان میراث فرهنگی اقدامی نکند، حریم این ارگ تاریخی برای همیشه آسیب خواهد.»

بدنبال اعتراض فعالان، خبرگزاری میراث فرهنگی از توقف ساخت و ساز مقبره شهید گمنام در حریم ارگ تاریخی انار خبر داد. آتوسا مومنی، معاون سازمان میراث فرهنگی کشور، در۲۶ تیر ۱۳۹۲ در بازدید از ارگ انار گفت: «فعلا باید ساخت و ساز در حریم ارگ انار متوقف بماند تا شورای فنی تصمیم نهایی را بگیرد و سپس وارد مرحله اجرا و عملیاتی شود.»

تهدید فعالان و دوستداران میراث فرهنگی

مسئولین سایت‌های محلی از جمله “انارپرس”، اولین سایت خبری شهرستان انار به دلیل پوشش اخبار مربوط به ساخت و ساز در اطراف ارگ از سوی دفتر حجت الاسلام ابراهیمی امام جمعه این شهر مورد تهدید قرار گرفته‌اند.

دفتر امام جمعه انار در ۲۱ تیر ۱۳۹۲ با انتشار اطلاعیه‌ای، محمدرضا نسب عبداللهی، سردبیر انارپرس را فردی “هتاک و معلوم‌الحال” خطاب کرد و تهدید کرد با مدیر سایت انارپرس برخورد قضایی شود. اما در اطلاعیه دفتر امام جمعه انار درباره توهین انارپرس توضیحی داده نشده است.

روز شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۲ سایت انارپرس از “حملات شدید سایبری” خبر داد. انارپرس می‌نویسد: «در حال حاضر روزانه بیش از ۱۰۰ حمله سایبری علیه انارپرس صورت می‌گیرد تا به هر شکل ممکن این سایت از نظر فنی دچار مشکل شود و از کار بیفتد.»

افراد محلی به دویچه وله گفتند که تهدید علیه رسانه‌ها و فعالان میراث فرهنگی بویژه در این شهرستان بسیار جدی شده است. فیروزه رمضان‌زاده که از مسائل ارگ انار آگاه است درباره تهدید مقام‌های محلی به دویچه وله گفت: «کار به رسانه‌ها کشیده شود حساسیت‌ها بیشتر می‌شود و وقتی سایت‌های خارج از ایران هم به این موضوع بپردازند، حساسیت‌شان دوچندان می‌شود و متاسفانه بعضی از کارشناسان را که دلسوزانه پیگیر این ماجرا هستند به بی‌بی‌سی نسبت می‌دهند و افراد نفوذی معرفی می‌کنند. من متاسفم که حکایت ارگ انار به جای باریک کشیده می‌شود. من نگران کسانی هستم که پیگیری و اطلاع‌رسانی‌ می‌کنند و آنها را به دشمنان فرضی جمهوری اسلامی منتسب می‌کنند.»

«تخریب‌کنندگان ارگ انار از مردم حلالیت بطلبند»

بنا به نوشته منابع خبررسانی محلی، برخی افراد سپاه پاسداران انار “از روی نادانی در اوایل انقلاب”، بخشی از ساختمان‌های داخلی ارگ انار را تخریب کرده‌اند. در تخریب این اثر تاریخی ساختمان‌های داخلی ارگ صدمه دیدند.

منابع خبری محلی می‌نویسند که این اقدام آنها جرم محسوب می‌شود و کسانی که در آن ماجرا نقش داشته‌اند بایستی خسارت مالی تخریب این بنای تاریخی را نیز پرداخت کنند. یک سایت محلی دراین مورد می‌نویسد: «همه کسانی که در ماجرای تخریب ساختمان‌های داخلی ارگ انار دست داشته‌اند، بهتر است پیش از آنکه دیر شود، از مردم حلالیت بطلبند. چون این ارگ، یک بنای ملی و متعلق به همه مردم است و جزو حق‌الناس محسوب می‌شود که روز حساب و کتاب در برابر اقدام به تخریب آن باید پاسخگو باشند.»

اعتراض بسیجیان به برچیده شدن قبر شهید گمنام

از سوی دیگر بسیجیان کرمانی نیز “برای مقابله با برچیدن حرم شهید گمنام” در ۲۵ تیر ۱۳۹۲ در دفتر مدیرکل میراث فرهنگی استان کرمان جمع شدند. آنها “خواستار مقابله با توهین و هتک حرمت حرم شهید گمنام” شدند.
“صبح زرند”، یک پایگاه خبری محلی، نامه‌ی طرفداران ساخته‌شدن حرم قبر شهید گمنام در جوار ارگ را منتشر کرده‌است. در این نامه آمده است که در برخی رسانه‌ها از “تاریخچه دروغینی که از این ارگ مخروبه و رو به زوال در رسانه‌‌هایشان منتشر کرده‌اند”، صحبت می‌شود.

امام جمعه انار: رقاص‌خانه می‌ساختیم حمایت می‌کردند

حجت‌الاسلام ابراهیمی، امام جمعه شهرستان انار، گفته است: «من مطمئنم اگر می‌خواستیم یک سینما بسازیم‌، یک رقاص‌خانه بسازیم، نه تنها مخالفت نمی‌کردند بلکه حمایت هم می‌کردند همانطور که قبلا انواع ساخت و سازها در حریم ارگ انجام شد و اینها کوچک‌ترین اعتراضی نکردند.»
DW.DE
اعتراض به دفن اجساد قربانیان جنگ در اماکن تاریخی یزد

خبرگزاری “میراث فرهنگی” گزارش داده به‌رغم مخالفت میراث فرهنگی یزد، قرار است جنازه ۸ تن از کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق در محوطه تاریخی امیرچخماق یزد خاک شود. پیش‌تر اعلام شد ۱۴۳ دانشگاه نیز در نوبت دفن “شهدا” هستند.
ساخت حرم کنار ارگ ساسانی در شهری که بیمارستان ندارد
در ۷۰ متری ارگ دوره ساسانی حرم می‌سازند

اشاره امام جمعه احتمالا به نصب وسائل بازی و ورزشی است که شهرداری انار آن را در ۵ متری دیوار ارگ، و بنا به گفته‌ برخی از کارشناسان، روی قبرهای تاریخی نصب کرده است.

فعالان میراث فرهنگی گزارش می‌دهند که چندین اثر تاریخی انار به زباله‌دانی تبدیل شده و داخل آنها حتی سرنگ‌هایی مشاهده می‌شود که معتادان برای تزریق استفاده می‌کنند. آنها از تردد موتورسواران در داخل ارگ نیز خبر می‌دهند.

دکتر علیرضا جعفری‌زند، باستان شناس و استاد دانشگاه، درباره تعرض به حریم ارگ انار و نصب وسائل بازی به روزنامه “شرق” گفت: «این اقدام فوق‌العاده برای یک محوطه تاریخی خطرناک است. ضمن اینکه چهره اثر را مخدوش کرده و به لایه‌هایی که می‌توان در کاوش‌ها از آن برای تاریخ‌گذاری این ارگ نتیجه موثری گرفت، آسیب می‌زند.»

به گفته جعفری‌زند، نصب این وسایل بازی و ورزشی در ضلع شمالی ارگ انار در تخریب لایحه‌های زیرین این اثر باستانی موثر است. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تا کنون کاوشی در ارگ انار انجام نداده است.

علیرضا جعفری‌زند ابراز امیدواری کرده است که ارزش‌های تاریخی این اثر به نمایش گذاشته شود و زیر نوسازی مدفون نگردد.

No responses yet

Jul 20 2013

واشينگتن پست: کنگره آمريکا ارسال طرح جدید تحريم ايران را به تعويق انداخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,انتخاباتی,تحریم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: آفرین بر رای دهندگان که موفق شدند مجددا رژیم را از سقوط حتمی نجات دهند به این می گویند هوش و ذکاوت!!
رادیوفردا: روزنامه واشينگتن پست گزارش داده است که کنگره آمريکا ارسال طرح جدید تحريم های ايران به کاخ سفيد را به تعويق انداخته است.

روزنامه واشينگتن پست روز جمعه ۲۸ تيرماه نوشته است: معمولا کنگره هر تابستان لايحه ای برای تشديد تحريم ها عليه ايران، به کاخ سفيد ارسال می کرد،‌صرفنظر از اين که کاخ سفيد با چنين تحريم هايی موافق يا مخالف باشد.

این گزارش اضافه کرده است: اما امسال، اعضای کنگره سنت شکنی کرده و طبق گزارش فصلنامه کنگره اين لايحه تحريم ها به تعويق افتاده و حتی اگر در سال جاری ميلادی چنين لايحه ای آماده شود، زودتر از اکتبر به کاخ سفيد فرستاده نمی‌شود.

طبق این گزارش اين تلاش ها با نامه ۱۳۰ عضو مجلس نمايندگان آمريکا به باراک اوباما، رييس جمهوری اين کشور، برای مذاکره با دولت حسن روحانی برای حل اختلاف بين دو کشور همزمان شده است.

در نامه ای که توسط ديويد پرايس، نماينده دمکرات از کارولينای شمالی و چارلز دنت، نماينده جمهوريخواه از پنسيلوانيا تهيه شده و ۱۳۰ عضو مجلس نمايندگان آمريکا آن را امضا کرده اند، از باراک اوباما خواسته شده است که با توجه به انتخاب حسن روحانی به عنوان رييس جمهوری ايران، برای حل اختلافات موجود بين دوکشور با وی وارد مذاکره شود.

در بخشی از اين نامه آمده است: «اين نخستين باری نيست که ايران يک رئيس جمهوری را بر بستر ميانه روی و اصلاح انتخاب می کند، تاريخ به ما نشان داده که در قبال چشم انداز تحولی معنادار در اين کشور بايد هوشيارانه برخورد کرد.»

در ادامه اين نامه تصريح شده است: «با در نظر گرفتن وزن واقعی [تحولات اخير ايران] برای ايالات متحده آمريکا، اسرائيل و جامعه جهانی، اشتباه خواهد بود اگر انتخاب دکتر روحانی را به مجالی برای آزمودن فرصت حقيقی پيشرفت به سوی توافقی سنجش پذير و قابل اجرا تبديل نکنيم، فرصتی که [در نهايت] منجر به پيشگيری از دستيابی ايران به جنگ افزار هسته ای شود.»

اگرچه نامه ياد شده موضع مشخصی درباره مسأله تحريم ها يا استفاده احتمالی از نيروی نظامی توسط ايالات متحده و هم پيمانانش ندارد، نويسندگان در بخشی از اين نامه تنها به هشداری ضمنی بسنده می کنند: «بايد هوشيار بود که با اقداماتی تحريک آميز امکان چنين پيشرفتی را از بين نبريم و زمينه تضعيف احتمالی رئيس جمهوری منتخب جديد ايران را در برابر محافظه کاران ايجاد نکنيم.»

هفته گذشته يک مقام ارشد دولت آمريکا تأييد کرد که ايالات متحده و کشورهای عضو ۱+۵ در پاييز امسال گفت و گوهای خود بر سر پرونده هسته ايران را ادامه خواهند داد و اين بار تيم جديد مذاکره کننده از سوی ايران با نمايندگان کشورهای فوق به مذاکره خواهد نشست.

در همين زمينه، دیوید پرایس به رادیو فردا گفته است:«تحولی که ما به دنبال آن هستیم، رویکرد جدی ایران در گفت‌وگوها است که به توافقی میان ایران و جامعه جهانی برای توقف [تلاش] برای ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای منجر شود و البته از همین رهگذار و به واسطه عادی‌سازی روابط ایران با دیگر کشورهای جهان، دستاوردهای بزرگی عاید این کشور خواهد شد.»

آقای پرایس اضافه کرده است:«هدف از نگارش نامه فراحزبی ما به رئیس جمهوری ایالات متحده هم تشویق ایشان و دیگر مذاکره‌کنندگان به آزمودن شرایط ناشی از تحولات اخیر بود که ببینیم چه امکاناتی برای پیشبرد نوعی دیپلماسی موفقیت‌آمیز ایجاد شده است.»

No responses yet

Jul 20 2013

درخواست ۱۳۰ نماينده کنگره آمریکا از اوباما برای مذاکره با ايران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: گزارش ها حاکی است که ۱۳۰ عضو مجلس نمايندگان آمريکا در نامه ای خطاب به باراک اوباما، رييس جمهوری اين کشور، از وی خواسته اند با توجه به انتخاب حسن روحانی به عنوان رييس جمهوری ايران، برای حل اختلافات موجود بین دوکشور با وی وارد مذاکره شود.

اين نامه توسط ديويد پرايس، نماينده دمکرات از کارولينای شمالی و چارلز دنت، نماينده جمهوريخواه از پنسيلوانيا تهيه شده است.

دفتر ديويد پرايس در پاسخ به پرسش راديو فردا، گزارش ها در خصوص اين نامه را تاييد کرد.

گفته می شود اين نامه مهم ترين اقدام در کنگره آمريکا در راستای حمايت از حل ديپلماتيک اختلافات با ايران است.

به گزارش دفتر دیوید پرایس تا روز جمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۰ نماینده مجلس نمایندگان امریکا از دو حزب جمهوریخواه و دمکرات این نامه را امضا کرده اند.

طبق این گزارش قرار است نامه نمايندگان امروز به کاخ سفيد ارسال شود.

در بخشی از این نامه که با عبارت «همکاران عزيز» آغاز و به قلم ديويد پرايس و چارلی دنت نگاشته شده، آمده است: «اين نخستين باری نيست که ايران يک رئيس جمهوری را بر بستر ميانه روی و اصلاح انتخاب می کند، تاريخ به ما نشان داده که در قبال چشم انداز تحولی معنادار در اين کشور بايد هوشيارانه برخورد کرد.»

در ادامه اين نامه تصریح شده است: «با در نظر گرفتن وزن واقعی [تحولات اخير ايران] برای ايالات متحده آمريکا، اسرائيل و جامعه جهانی، اشتباه خواهد بود اگر انتخاب دکتر روحانی را به مجالی برای آزمودن فرصت حقيقی پيشرفت به سوی توافقی سنجش پذير و قابل اجرا تبديل نکنيم، فرصتی که [در نهايت] منجر به پيشگيری از دستيابی ايران به جنگ افزار هسته ای شود.»

اگرچه نامه ياد شده موضع مشخصی درباره مسأله تحريم ها يا استفاده احتمالی از نيروی نظامی توسط ايالات متحده و هم پيمانانش ندارد، نويسندگان در بخشی از اين نامه تنها به هشداری ضمنی بسنده می کنند: «بايد هوشيار بود که با اقداماتی تحريک آميز امکان چنين پيشرفتی را از بين نبريم و زمينه تضعيف احتمالی رئيس جمهوری منتخب جديد ايران را در برابر محافظه کاران ايجاد نکنيم.»

هفته گذشته يک مقام ارشد دولت آمريکا تأييد کرد که ايالات متحده و کشورهای عضو ۱+۵ در پاييز امسال گفت و گوهای خود بر سر پرونده هسته ايران را ادامه خواهند داد و اين بار تيم جديد مذاکره کننده از سوی ايران با نمايندگان کشورهای فوق به مذاکره خواهد نشست.

در همین زمینه، کيث اِليسون، نخستين مسلمان راه يافته به کنگره آمريکا، نيز که اين نامه را امضاء کرده به راديو اروپای آزاد- راديو آزادی گفته است: پيروزی حسن روحانی شايد بتواند فرصتی برای امريکا در راستای ترميم روابط خود با ايران فراهم کند.

کيث اليسون گفته است:«تضمينی وجود ندارد، تضمين و فرصت يکی نيستند. ولی من فکر می کنم حتی اگر يک شانس برای ايران و امريکا برای راوبط تازه وجود داشته باشد، بايد از آن استفاده کرد.»

وی با اشاره به دشمنی بين دو کشور طی سال های گذشته اضافه کرده است:«چرا نبايد با توجه به انتخاب حسن روحانی ببنيم آيا می توانيم روابط خود را از نو آغاز کنيم و حداقل گفت وگو را شروع کنيم.»

No responses yet

Jul 20 2013

“چرا جمهوری اسلامی را نباید برانداخت؟”

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: جستار پیش رو ستایشی است از رویه‌ اصلاح‌گری، تغییرات معین و اثباتی در برابر تغییرات بنیان‌کن، اهداف کلی و انتزاعی جنبش هایی که بر براندازی نظام مستقر ختم می شوند.

جنبش‌های برانداز تقریبا همیشه با شکست همراه بوده‌اند و اصلاح‌گری در صورت‌های گوناگون آن قرین توفیق، و یا دست کم شکستش فاجعه‌ای به همراه نیاورده است.

وقایع اخیر مصر، با شروعی خونین، اهمیتی حیاتی به اندیشیدن به این امور بخشیده است.

بسیاری از ایرانیان با شبیه‌سازی شرایط امروز مصر با دوران پس از انقلاب ایران، با کودتای ارتش همدلی نشان داده و شاید آرزو کنند ایکاش چنین کودتایی در ایران رخ داده و از پی‌ریزی جمهوری اسلامی جلوگیری شده بود.

اما چرا مخالفان مبارک، به ویژه جوانان انقلابی، مجبور به ائتلاف با ارتشی شدند که حُسنی مُبارک نماینده‌ و مدافع منافع اقتصادی_ سیاسی آن بود؟ پاسخ را باید در عدم رویکرد اصلاح‌گرانه و تلاش برای تغییرات بنیادین جست، تلاش‌هایی که امروز می‌توان نتیجه شکستشان را دید.

“مشروطه جنبشی بود که توافق حول اموری نبود که مردم نمی‌خواهند، بلکه آنها می‌دانستند که قانون اساسی، مشروطه‌ سلطنتی، و عدالتخانه می‌خواهند. اما انقلاب ۱۳۵۷ ائتلافی بود بزرگ از همه‌ گروه‌ها و طبقات اجتماعی جامعه‌ که علی‌رغم تفاوت‌های بسیار بنیادین در یک هدف با هم متحد بودند، شاه باید برود.”

با تجربه‌ آشنای دو انقلاب در ایران آغاز کنیم، انقلاب مشروطیت و انقلاب ۵۷؛ علی‌رغم این که هر دو پدیده را انقلاب نامیده‌اند، ولی مشروطه در واقع جنبشی اصلاح‌گرانه بود با اهداف بسیار معین و مشخص؛ در ابتدا تأسیس عدالتخانه و در ادامه درخواست مشروط کردن سلطنت قاجار و برقراری مجلس شورا.

این حرکت مدنی غیربرانداز به همه‌ خواسته‌های خود دست یافت، یعنی سلطنت استبدادی، مشروطه، مجلس شورا تشکیل، و نخستین قانون اساسی ایران تصویب شد.

می‌توان سه خصیصه‌ بسیار مهم برای جنبش اصلاح‌گر مشروطیت برشمرد، خصایصی که در همه‌ جنبش‌های موفق دیگر نیز دیده می‌شوند.

نخست این که جنبش مشروطه تنها در صدد بود که سیستم موجود را اصلاح کند (نه براندازی قاجار)؛ دوم این که اهداف جنبش مشروطیت تعین کامل داشتند، به گونه‌ای که می‌شد آنها را یک به یک برشمرد؛ سومین ویژگی جنبش مشروطه اثباتی بودن اهداف آن بود؛ اهداف یک جنبش می‌توانند مُتعین باشند ولی اثباتی نبوده و تنها انکار چیزی باشند؛ یعنی توافق همه‌جانبه‌ حول امری شکل بگیرد که مردم در نخواستنش با هم توافق دارند.

اما مشروطه جنبشی بود که در آن توافق حول اموری نبود که مردم نمی‌خواهند، بلکه آنها می‌دانستند که قانون اساسی، مشروطه‌ سلطنتی، و عدالتخانه می‌خواهند.

اما انقلاب ۱۳۵۷ ائتلافی بود بزرگ از همه‌ گروه‌ها و طبقات اجتماعی جامعه‌ که علی‌رغم تفاوت‌های بسیار بنیادین در یک هدف با هم در توافق کامل بودند؛ شاه باید برود.

براندازی حکومت شاهنشاهی نیز؛ هدفی است که علی‌رغم تعیُن، هدفش اثباتی نیست، یعنی گروه‌های انقلابی تنها در نخواستن شاه با یکدیگر هم‌نظر بودند.

“در کتاب دموکراسی در ایران، ولی‌رضا نصر و علی قیصری این نکته را به خوبی پرورده‌اند؛ آنها یکی از اشتباهات بنیادین شاه را عدم جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف میان گروه‌هایی می‌دانند که از اساس با هم اختلاف داشتند، ولی در نخواستن شاه با هم متحد بودند.”

به یاد داشته باشیم که جنبشی که اهداف معین و اثباتی داشته باشد نمی‌تواند ائتلاف بزرگی را شکل دهد، چرا که سازه‌ عظیمی که قرار است پس از انقلاب ساخته شود به قدری بزرگ است که توافق فراگیر بر سر آن غیر ممکن است و بنابراین انقلابیون بر اموری که در نخواستنش با یکدیگر هم‌عقیده‌اند ائتلاف می‌کنند.

در کتاب دموکراسی در ایران، ولی‌رضا نصر و علی قیصری یکی از اشتباهات بنیادین شاه را عدم جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف میان گروه‌هایی می‌دانند که از اساس با هم اختلاف داشتند، ولی در نخواستن شاه با یکدیگر هم‌نظر بودند؛ از نظر نویسندگان، شاه باید این تفاوت‌ها را پیش چشم آنها آورده و از ائتلافشان جلوگیری می کرد.

تفاوت سوم آن که برخلاف جنبش مشروطه، انقلابیونِ۵۷ در پی براندازی کامل سیستم موجود بودند؛ بنابراین پس از انقلاب باید منتظر تولد موجودی جدید بودند.

سیستمی که هر یک از انقلابیون، تصوری متفاوت از آن در سر داشت، حکومت فقهی اسلامی، حکومت لیبرال دموکرات، حکومت سوسیالیستی اسلامی، و گروه‌هایی به حکومتی کمونیستی کارگری می‌اندیشیدند؛ و در این میان گروه بزرگی که هیچ تصوری از آن‌چه می‌خواهند ندارند، تنها می‌دانند که چه نمی‌خواهند، مثلا این که شاه باید برود.

وقتی از براندازان بپرسید که در پی چه هستید با کلماتی روبه‌رو می‌شوید انتزاعی و کلی‌ مانند آزادی، استقلال، دموکراسی، عدالت، از بین بردن فساد.

این قبیل مفاهیم تا زمانی که تصور نسبتا واضحی از چگونگی و سازوکار برآوردنشان پیش نهاده نشود از حد شعار فراتر نمی‌روند.

ممکن است برخی استدلال کنند که مشروطیت در برآوری اهداف خویش ناکام بود. اگر این ادعا را بپذیریم، ضروریست بدانیم که جنبش‌های اصلاحی حتی اگر در برآوری اهدافشان ناکام باشند، منجر به خلق موجود ناخواسته‌ مهیب‌تری نخواهند شد.

اگر جنبش مشروطیت شکست هم خورده باشد وضعیت اسف‌بارتری خلق نکرد، در صورتی که از پس انقلابِ ۵۷ موجودی سربرکشید که برای بسیاری از انقلابیون فاجعه‌ای ورای باورشان بود و باعث سرخوردگی.

با ملاحظه‌ برخی جنبش‌های موفق، می‌توان سه خصیصه‌ پیش‌گفته را در آنها جست: اصلاح‌گرانه‌اند، تعیُن داشتن اهدافشان، اثباتی بودن این هدف‌ها.

“تأکید اصلی انقلاب های عربی نه بر سر سازوکارهای برخی اهداف مشخص و اثباتی که فریاد کردن مفاهیمی انتزاعی و کلی مانند آزادی، دموکراسی، عدالت، مبارزه با فساد و اموری از این دست بوده و هست.”

جنبش همبستگی(Solidarity Movement) در لهستان، از طریق مقاومت مدنی توانست حزب کمونیست را به پای میز مذاکره کشانده و خواسته‌های خود را بر سیستم تحمیل کند و سرانجام بدون توسل به خشونت این حزب را مجبور به برگزاری انتخابات آزاد چندحزبی کند.

در واقع، جنبش همبستگی بدون این که براندازی سیستم کمونیستی را هدف قرار داده باشد، با فعالیت در جهت اهدافی بسیار معین و اثباتی، یعنی تشکیل اتحادیه‌های کارگری در ابتدا و سپس برگزاری انتخابات چندحزبی، توانست اصلاحات مورد نظر خود را برآورده و لهستان را به سوی یک دموکراسی پایدار ببرد.

در آفریقای جنوبی، جنبش مبارزه با نژادپرستی، در یک مبارزه‌ طولانی سه دهه‌ای از طریق مقاومت مدنی، سیستم آپارتاید را مجبور به برگزاری انتخابات آزاد کرد؛ و سرانجام موفق شد در یک انتخابات دموکراتیک از طریق سازوکار موجود انتخاباتی، نلسون ماندلا را به کاخ ریاست جمهوری بفرستد.

هدف جنبش بسیار مشخص بود؛ از بین بردن سیستم آپارتاید و برابری کامل مردم سیاه و سفید در حقوق مدنی، سیاسی و اقتصادی.

به همین ترتیب جنبش خشونت‌پرهیز جوانان در صربستان، و نیز جنبش مخالفان ژنرال پینوشه در شیلی؛ در هر دو کشور نظام‌های سرکوب را مجبور به برگزاری انتخابات آزاد و استفاده از سازوکار انتخاباتی موجود برای دست‌یابی به قدرت کردند.

بهارهای عربی از چند جهت با جنبش‌های برشمرده‌ بالا متفاوت هستند و به انقلاب ۵۷ ایران نزدیک.

در جنبش‌های عربی مانند انقلاب ایران تنها امری که بر آن توافق حاصل بود رفتن راس هرم قدرت، مبارک، بن علی و قذافی بود.

تأکید اصلی نه بر سازوکارهای برخی اهداف مشخص و اثباتی که فریاد کردن مفاهیمی انتزاعی و کلی مانند آزادی، دموکراسی، عدالت، مبارزه با فساد و اموری از این دست بود.

برخلاف جنبش‌های اصلاح‌گر، بهارهای عربی تأکید بیش از اندازه ای بر نوشتن قانون اساسی‌ کردند، گویی می‌خواستند با نوشتن قانون اساسی جدید، دموکراسی را به سرعت خلق کنند.

نلسون ماندلا در ۱۹۹۴ به قدرت رسید ولی قانون اساسی فعلی آفریقای جنوبی در فرایندی شش ساله نوشته و تصویب شد؛ در شیلی تنها به اصلاح قانون اساسی اکتفا شد؛ در لهستان هشت سال پس از به قدرت رسیدن احزاب غیرکمونیست، قانون اساسی جدیدی نوشته شد.

“وقتی اخوان المسلمین در سه انتخابات پیاپی برنده شدند، تصویر موجود با تصویری که گروه‌های گوناگون انقلابی در سر داشتند متفاوت از آب درآمد و برخی به این نتیجه رسیدند که فاجعه‌ای در راه است و موجودی ناخواسته در حال به وجود آمدن. بنابراین دست به دامان ارتشی شدند که تا چندی پیش آن را مهمترین ریشه‌ مشکلات مصر می‌دانستند.”

این در حالیست که بنیاد قانون اساسی مصر یا تونس بسیار دموکراتیک بوده و تنها اصلاح موادی از این قوانین اساسی می‌توانست نیاز به نوشتن قانون اساسی جدید را رفع کند.

حرکت‌های براندازانه عادت دارند که همه چیز را در مقیاس‌های بزرگ بخواهند.

مهدی حائری یزدی نقل می‌کند که به آیت الله خمینی پیشنهاد می‌کند که با برخی اصلاحات، قانون اساسی پهلوی را که همان قانون اساسی مشروطیت است می‌توان به صورت دلخواه در آورده و نیازی به نوشتن قانون اساسی جدید نیست؛ که با واکنش تند آقای خمینی روبه‌رو می‌شود.

نوشتن قانون اساسی جدید، آغاز بروز اختلاف میان انقلابیونی است که تا چندی پیش اتحادشان ناگسستنی به نظر می رسید.

سردرگمی انقلابیون مصری و تونسی و لیبیایی در این است که حرکت خویش را نه بر امور معین و اثباتی که درخواست‌هایی منفی همچون، رفتن مبارک، بن‌علی، قذافی و مفاهیمی انتزاعی-کلی مانند آزادی و دموکراسی و عدالت بنیاد کرده اند.

برای مثال در مصر و پس از تصویب قانون اساسی جدید، وقتی اخوان المسلمین در سه انتخابات پیاپی برنده شد، تصویر موجود با تصویری که گروه‌های گوناگون انقلابی در سر داشتند متفاوت از آب درآمد و برخی به این نتیجه رسیدند که فاجعه‌ای در راه است و موجودی ناخواسته در حال تولد و رشد و تثبیت.

بنابراین دست به دامان ارتشی شدند که تا چندی پیش آن را مهمترین دلیل مشکلات مصر می‌دانستند.

در رخدادهای اخیر، مصری‌ها دوباره در همان دام براندازی افتادند. تظاهر‌کنندگان ضد مُرسی بر طبق حقوق بشر از حق به رسمیت شناخته‌شده‌ برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز برخوردار بودند و می‌توانستند در خیابان‌ها بمانند و با مقاومت مدنی و فشار بر مُرسی خواهان برگزاری انتخابات زودرس شده یا تغییرات وسیع در کابینه را مطالبه کنند، اهدافی معین، اثباتی، و اصلاحی.

در عوض آن ها اخوان المسلمین را از دایره‌ سیاست دموکراتیک مصر بیرون رانده و ارتش را با جشن و سرور به سریر قدرت نشاندند و این ابتدایِ ویرانی است.

No responses yet

Jul 19 2013

بانک جهانی: ایران شش ماه است قسط وام‌هایش را نمی‌دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: بانک جهانی می‌گوید ایران بیش از ۷۹ میلیون دلار بدهی خود را در شش ماه گذشته به این سازمان پرداخت نکرده است.

به گفته بانک جهانی این میزان مجموع اقساطی است که ایران موظف بوده در شش ماه گذشته بابت وام‌هایی دریافتی از بانک بازسازی و توسعه بین المللی به این سازمان پرداخت کند.

بر اساس محاسبه بانک جهانی تا پایان ماه ژوئن سال جاری میلادی بدهی ایران به این سازمان بین المللی بیش از ۶۹۷ میلیون دلار است.

بانک جهانی می‌گوید از آنجا که ایران هیچ کدام از اقساط خود را در شش ماه گذشته پرداخت نکرده این کشور را در وضعیت «بدحسابی» قرار داده و وام‌های ایران را «ناکارآمد» معرفی کرده‌اند.

به جز ایران، زیمبابوه تنها کشور «بدحساب» در جمع مشتریان بانک جهانی است و نزدیک ۱۳ سال است که قسط وام‌هایش را به این سازمان نپرداخته است.

بدحساب معرفی شدن یک کشور توسط بانک جهانی، دریافت وام‌های بیشتر از این سازمان را غیرممکن می‌کند و تاثیر مستقیم بر اعتبار مالی کشور در معاملات مالی با وام دهندگان دیگر دارد. اگرچه بانک جهانی می‌گوید هشت سال است که هیچ درخواست وام تازه‌ای را از سوی ایران تایید نکرده است و خود را متعهد به رعایت قوانین تحریم ایران می‌داند.

در سال ۲۰۱۲ میلادی، صندوق بین‌المللی پول اعلام کرد که اقتصاد ایران برای اولین‌بار در دو دهه اخیر وارد دوره رکود شده است.

هفته گذشته حسن روحانی رییس جمهوری منتخب ایران گفت برای اولین بار پس از جنگ ایران و عراق، رشد اقتصادی کشور برای دو سال متوالی‌ منفی بوده است.

ایران با مشکلات مدیریت اقتصادی در داخل و تحریم‌های بین المللی روبروست.

بر اساس گزارش‌های رسمی صادرات نفت ایران در سال گذشته به شدت کاهش پیدا کرده و از دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در سال ۱۳۹۰ به یک میلیون بشکه در سال ۱۳۹۱ رسیده است.

در یک سال اخیر که تحریم‌های نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران اجرایی شده‌اند، ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا نیز به کمترین میزان در طول تاریخ تنزل پیدا کرده است.

No responses yet

Jul 19 2013

عشق‌های دکتر «استرنج‌لاو» سمنانی-۱

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: و چگونه یاد گرفتم مدرک دکترایم را دوست داشته باشم، و بی‌خیال زحمت نوشتن رساله بشوم

جانم برای‌تان بگوید…داستان من طولانی است…بیست سال پیش، نقطه‌ای در شمال لندن…من علاقه زیادی به کسب علم و مدرک رسمی دارم… به عنوان دانشجوی سابق کارشناسی که از ۲۰ سال پیش لای کتاب را باز نکرده، می‌گویند نمی‌توانم کتره‌ای سر کلاس بنشینم…احتمالا چون در دانشگاه تهران درس خوانده‌ام، استادان باید مطمئن باشند که «زبان انگلیسی» را در حد دانشجویان هم‌رده درک می‌کنم. چون نظام درسی ما متفاوت است، برخی از دروس و مفاهیم را احتمالا باید از نو بگذرانم…

متاسفانه رشته درسی من یک چیز بوده اما رشته کاری‌ام چیز دیگری…همه چیز هم یادم رفته! حالا البته حاج آقا گفته به فکر این برنامه هسته‌ای هم باید باشیم…چند روز بعد از بیست سال پیش، در دانشگاه آزاد شعبه گلاسکومسوولان که دوستان و یاران یک استاد ویژه هستند که مرا به دانشگاه جدید کشانده، به خاطر نبوغ ویژه من امتیازهایی می‌دهند که به عنوان «محقق» کارم را دنبال کنم…لابد اینقدر مقاله تخصصی چاپ شده دارم که لایق چنین امتیازی هستم. ۱۷ سال پیش، خیابان پاستورچون حیف است وقتم را در دانشگاه تلف کنم، نیازی به حضورم نیست و هر وقت رساله‌ام آماده شد، خب، می‌آیم و از رویش می‌خوانم و از آن دفاع می‌کنم، و البته چون محتوای تحقیقم ربطی به «فقه» دارد و ملت هم نمی‌فهمند و استاد راهنما کارش در حوزه‌های حقوقی نفت است (یادم باشد به حاج آقا معرفی‌اش کنم) و در دفتر کارم چند نفر کارشناس استخدام کرده‌ام که خوب بلدند بنویسند (البته فکر بد نکنیدها، من از آنها نمی‌خواهم از روی دست کسی کپی کنند!) رساله مورد نظر سر موقع حاضر می‌شود و اینقدر عالی است که آقای محققی که داماد لاریجانی‌هاست، می‌گوید «به به»!۱۵ سال پیش، ژنو دست بر قضا، آقای محقق داماد لاریجانی‌ها، کتاب یک نفری که در مالزی است را می‌دهد به عزیزانی که کلید گاو صندوق رساله‌ام دست‌سان است و کتاب می‌شود منبع کار من… اینقدر کتاب طرف را دوست دارم که نخوانده، نزدیک به یک پاراگراف «ابسترکت» تز من که باید کاملا نتیجه تحقیق خودم باشد، عینا از روی متن کتاب اوست…البته باور کنید دوستان آن زمان گوگل نداشتند و کل این قسمت را تایپ کردند.۱۴ سال پیش، وینمن ۶ سال آزگار دو شغل سنگین داشته‌ام و دائم پای تلفن در باره «میکونوس» و «آمیا» و «اسلام‌شهر» و «شیراز» و فلان و بهمان و بهمدان و این آخری‌ها در باره کوی دانشگاه زحمت کشیده‌ام، اما دارم تمام ساعت‌های مقرر مورد نظر دانشگاه برای تکمیل رساله دکترایم را سپری می‌کنند! (نه سپری می‌کنم). من هر روز از قبل از خروس‌خوان باید بولتن‌های وزارت‌خانه‌های مختلف را بخوانم، گزارش بنویسم، گزارش بدهم، در مجلس حاضر باشم، منشی‌ام را ببینم، به برادرم در مالزی تلفن بزنم و بگویم چیزهایی شنیده‌ام و باید بیشتر مراقب باشد…اما چون روزهای من ۳۴ ساعت دارد، کار تحقیق رساله دکترا را هم به خوبی انجام داده‌ام…هم مترجم و هم حروفچین رساله حاضرند تایید کنند! یادم باشد که فقط از کارمندانی که منابع و ماخذها را کامل کردند یک قدردانی ویژه بکنم…۱۴ سال پیش، گلاسکوحالا آمده‌ام در دانشگاه و البته در مراسمی «فارغ» می‌شوم و مدرک رسمی می‌گیرم…سفارش کرده‌ام فیلم فقط از خودم باشد و از بقیه نباشد و احیانا حضور خانم‌های بدحجاب باعث نشود که بینندگان فیلم وضوی‌شان باطل شود…یک مسوول دانشگاه خیالم را راحت می‌کند که تمامی مدارک و مستندات عدم حضورم در دانشگاه به سرنوشت کسانی دچار می‌شود که نمی‌خواهند توی قبر بروند و خاکستر می‌شوند…قرار است خاکستر برگه‌هایی که وجود ندارد به دریایی در شما اسکاتلند ریخته شود…آخر نمی‌فهمم، برگه‌ای نیست که بسوزانند!من عاشق مدرکم هستم! مال من از مال حسین موسویان بهتره!۱۴ سال پیش، تهراناین هیات نمایندگی انگلیس می‌آید و یک آقایی که لرد هم هست، فارسی حرفی می‌زند چون اسم زنش هم ایرانی است…به به…من برایش ادای مستر بین را در می‌آورم، می‌گوید انگلیسی‌ام «پرفکت» است! نمی‌داند توی پروازها همه‌اش مستر بین تماشا کرده‌ام و مستر بین حرف نمی‌زند!۱۰ سال پیش تهران

این جل استرا خیلی انسان خوبی است. دین‌دار است، ختنه کرده…فکر بد نکنیدها! مذاکرات و بعد از مذاکرات خیلی خوب بود…اینقده خندیدیم…فارسی‌اش خوب است. این دالتون چند وقتی فارسی بهش یاد داده تا مرا ضایع نکند. من البته انگلیسی‌ام خوب است‌ها…«وات ایز دیس، سرش پهنه نوکش تیز»…«ایت از گود، اوت اوز بد»…«گاد سیو د کویین انشالله»…یادم باشد جمکران ببرمش…البته نه، فکر می‌کند چاه‌ها، سیلوی موشک هستند!سال‌ها بعد، بعد از انتخابات ۹۲

خب سال ۱۳۵۸ روزنامه اشتباهی نوشته من دکترا دارم از دانشگاه لندن…چرا کش می‌دهید؟ الکی نوشتند و من دیدم روزنامه و حزب جمهوری اسلامی ضایع می‌شود اگر تکذیب کنم…آقای جنتی که استاد سابقم بود نیز به همراه مرحوم بهشتی به نبوغ من «آورین» گفتند و همه جا دیگر مرا دکتر می‌خواندند…خب نباید دل عزیزان را می‌شکستم، که بزرگان گفته‌اند: «دروغ مصلحت نظام، به از راست فتنه انگیز!». بعدتر!

من نمی‌فهمم چرا یاران ما جواب این فضول‌های وابسته به استکبار که حتما جنگ‌طلب هستند و از نئوکان‌های اسرائیلی خط می‌گیرند و عزیزان دل ما، جناب گری سیک و حمید دباشی آن کلیددار اعظم، گنجی عزیز و غیره را هم ناراحت می‌کنند را نمی‌دهند! پس Track II Diplomacyبه چه دردی می‌خورد؟ یادم باشد سفارش کنم خبرنگارانی که در نیویورک می‌آیند برای گفتگو، سوال‌‌هایشان را از قبل با داش حسین ما چک کنند که بتوانم با زبان انگلیسی به آنها جواب قاطع بدهم، اما اگر از خبرنگارهایی که بخواهد سوال‌های سخت بپرسد آمدند جلو و خواست مترجم از اتاق بیرون برود، بگویید ممکن است خدایی ناکرده خیر نبیند و آینده خوشی در انتظارش نباشد و از این حرف‌ها…—–

در شماره بعدی می‌خوانید: چگونه دکتر استرنج‌لاو سر اروپا و آمریکا را شیره مالید و برنامه‌های هسته‌ای را ادامه داد

No responses yet

Jul 19 2013

بی‌بی‌سی فارسی و اسطوره‌سازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: بخش فارسی سرویس جهانی غول رسانه‌ای بی‌بی‌سی به گفته آقای هاشمی حرفه‌ای عمل می‌کند. قسمتی از سخنان آقای رفسنجانی در کتاب صراحت‌نامه:
«در مورد شبکه بی‌بی‌سی فارسی صحبت می‌کنید؟

– هم عربی و هم فارسی. اینها حرفه‌ای عمل می‌کنند. خبرنگاران و گوینده‌های ورزیده‌ای دارند و از لحاظ جامعه‌شناسی و روابط عمومی مطلعند. در خیلی از جاها خبرنگار دارند و با سیاستی که خودشان دارند، خبرها را انتخاب می‌کنند و به خورد مردم می‌دهند، یعنی از لحن و شیوه‌هایی که تجربه شده استفاده می‌کنند. حرف‌ها را فشرده می‌زنند و سعی می‌‌کنند موذیانه اهداف خود را القا کنند.»
سخنان آقای رفسنجانی بسیار دقیق و متین است و فقط باید نکته‌ای بدان اضافه شود. این نکته ظریف که مخاطبان رسانه‌ای به صورت عام با وجود این‌همه گوشی‌های هوشمند، تبلت ها و فناوری ارتباطات دیگر آن موجودات زبان بسته و یک سویه سال‌های پیش نیستند.
پدران و مادران ما بارها گفته‌های آقای رفسنجانی در مورد بی‌بی‌سی فارسی را تجربه کرده‌اند، تجربه‌ای که از آقای خمینی در روزگاران بی‌رسانه اسطوره‌ای ساخت.

بی‌بی‌سی به راستی حرفه‌ای کار می‌کند و ما به عنوان مخاطب نیز به‌راستی هوشمند! یکی از زرنگی‌های بی‌بی‌سی فارسی، ایجاد دنبالک‌هایی در صفحه اصلی است به نام «ناظران می‌گویند…»

[چنین به‌نظر می‌رسد] حرف دل بی‌بی‌سی فارسی را در این صفحات راحت‌تر و با پیچیدگی کمتری میتوان به خوبی فهمید. از یک سو بی‌بی‌سی فارسی با این عنوان که این مطالب فقط بیان دیدگاه نویسندگان آن است از مسولیت محتوای آن شانه خالی می‌کند و از سویی دیگر پیچ این صفحات و کلید ورود مطالب بدانجا در دست آقای صبا و همفکران محترم است.

یادداشت اخیر زیر نام واپسین تصمیم؛ هاشمی کیش و مات می کند؟ و ساختن اسطوره از آقای هاشمی را نیز به همین چشم باید نگریست، ساختن و پردازش اسطوره‌های اصلاح‌طلب!

در قسمت هایی از این یادداشت می‌خوانیم:

«علیرغم دستیابی به اهداف مذکور، پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری اما نه پایان ماموریت او که تنها نخستین گامش خواهد بود در ایجاد تغییرات بنیادین در نظام.»

زهی خیال باطل که ما سخت گمراه بودیم! سخنان معمار و مغز متفکر انقلاب اسلامی، اکبر رهبرساز و سردار سازندگی را که حفظ نظام را غایت هدف خویش می‌داند، در همه این سال‌ها اشتباه برداشت کردیم.
اما نکته‌ای متناقض در این مقاله به چشم می‌آید و آن اینکه آقای هاشمی که در این مقاله به درستی ملایی چموش و زیرک ترسیم شده است و حتما هم اینگونه است، نظامی را طراحی و اجرا کرده است و حال میخواهد آنرا ویران یا بازسازی کند؟!
اینجاست که باید گفت آدم خردمند که این نمی‌کند، آنهم در فاصله ده سال بعد از طراحی و ساخت یک نظام! اگر هاشمی زیرک است می‌دانسته چه می‌ساخته و اگر زیرک نیست که اصل مقاله منتشر شده در آیت الله بی‌بی‌سی فارسی از بیخ و بن غلط است.
به نظر می‌رسد با زیاد شدن دست در رسانه‌ها و رشد بی‌نظیر رسانه‌های دولتی کمتر وابسته‌ و هم‌تراز از لحاظ اعتبار نظیر بخش فارسی صدای آلمان و فرانسه، بی‌بی‌سی راه دشواری در جذب و یا نگاه داشتن مخاطبان خود با توجه به سازوکار «اصلاحات‌دوستی» خود خواهد داشت.

—–

مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس

No responses yet

Jul 19 2013

“مردم فریبی” حسن روحانی؛ ماجرا از 19 اسفند 58 شروع شد! (سند دیده نشده) حسن روحانی و سند شماره ۶۵!

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ناگفته های ایران:

حسن روحانی، ۲۰ سال قبل از دریافت مدرک بحث
برانگیز دکترا از دانشگاه کالدونین گلاسکو، مدعی داشتن مدرک دکترا بوده است؛ از
دانشگاه لندن

چهارشنبه، ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ در حال جستجوی آرشیو روزنامه جمهوری اسلامی برای یافتن یکی از
سخنرانی‌های مرداد ۱۳۵۹ آیت‌الله خمینی بودم که به گفتگوی حسن روحانی(نماینده مجلس اول از
شهر سمنان) در صفحه ۱۱ شماره پانزدهم مرداد ۱۳۵۹ برخوردم


با کمال تعجب دیدم که با وجود بحث‌های زیادی که بر سر نحوه گرفتن مدرک دکترای ایشان در سال ۱۹۹۹ از دانشگاه تازه تاسیس کالدونین گلاسکو وجود دارد، در این گفتگو، که ۱۹ سال پیش از اخذ مدرک از اسکاتلند انجام شده، «دکتر روحانی» معرفی شده‌اند.
بر آن شدم که به بررسی دقیق شماره های اسفند 1358 (مقطعی که انتخابات نخستین مجلس برگزار شد) روزنامه جمهوری اسلامی بپردازم، بلکه بتوانم درباره تحصیلات دکترای ایشان اطلاعاتی کسب کنم. بررسی های دقیق نشان داد که ایشان در لیست اسامی نامزدهای حزب جمهوری اسلامی بوده اند و در شماره های یکم، دوم، هشتم، یازدهم، دوازدهم، شانزدهم، هجدهم اسفند 58 با عنوان «حسن فریدون(روحانی)» معرفی شده اند:














ولی به ناگاه در لیست نوزدهم اسفند حزب جمهوری، مندرج در روزنامه «جمهوری اسلامی» عنوان «دکتر» به حسن فریدون(روحانی) اضافه شده است. همچنین در گفتگویی که در همین شماره روزنامه برای معرفی نامزد حزب جمهوری اسلامی از شهر سمنان انجام گرفته، او را در مقدمه مصاحبه چنین معرفی کرده‌اند:

«حسن فریدون روحانی معروف به دکتر روحانی در سال 1327 در بخش سرخه سمنان به دنیا آمد و در سال 1339 به تحصیل علوم دینی پرداخت و تا سال 1348 در حوزه علمیه قم به تحصیل فقه و فلسفه و اصول و منطق مشغول بود. در سال 1348 وارد دانشگاه تهران شد و در رشته حقوق قضائی فارغ التحصیل گردید. در سال 58 از دانشگاه لندن در رشته جامعه شناسی حقوقی دکترا گرفت»



از این نقطه به بعد، در دو روز آخر تبلیغات یعنی ۲۱ و ۲۲ اسفند نیز در لیست نامزدهای حزب جمهوری اسلامی، با عنوان «دکتر حسن فریدون(روحانی)» معرفی شده‌اند:




بررسی بسیار دقیق آرشیو روزنامه جمهوری اسلامی از اسفند ۱۳۵۸ تا پایان تیرماه ۱۳۵۹ نشان می‌دهد که ادعای دکترای جامعه شناسی حقوقی از دانشگاه لندن نه تنها در آن مقطع تکذیب نشده، بلکه مجددا در صفحه ۷۹۱ جلد نخست خاطرات ایشان (گفتگوی ۱۹ اسفند ۱۳۵۸ با روزنامه جمهوری اسلامی)، تحت عنوان سند شماره ۶۵ به چاپ رسیده است:



عکس از روی نسخه موجود در کتابخانه کنگره آمریکا
قاعدتا مدارک مورد استفاده در کتاب خاطرات که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال ۱۳۸۷ منتشر شده، مورد تایید آقای روحانی بوده است. در هیچ جا از جمله در شماره‌های بعد روزنامه جمهوری اسلامی، اثری از تکذیبیه دریافت دکترای «جامعه شناسی حقوقی» از دانشگاه لندن از سوی آقای حسن فریدون(روحانی) مشاهده نمی‌شود.

مراجعه به روزنامه جمهوری اسلامی، بعد از برگزاری انتخابات نشان می دهد که ایشان با 19107 رای از مجموع آرای 30629 نفر، تحت عنوان «دکتر حسن فریدون روحانی» بعنوان نماینده سمنان وارد مجلس شورای اسلامی شدند.



همچنین، بر اساس مدارک ثبت شده در معرفی نمایندگان مجلس اول که در سایت رسمی مجلس شورای اسلامی نیز وجود دارد، آقای روحانی دارای مدرک دکترای حقوق معرفی شده‌اند.


این مساله در مجالس دوم، چهارم و پنجم تکرار شده که بر اساس آنچه اعلام شده است، در تاریخ‌های مذکور فاقد مدرک دکترا بوده‌اند. در مجلس سوم نیز صاحب مدرک فوق لیسانس معرفی شده‌اند که دلیل این تغییر هم اعلام نشده است.
با این تفسیر، آقای حسن فریدون(روحانی) اگر در سال‌های پیش از ۱۳۷۸ (۱۹۹۹) با استفاده از عنوانی که فاقد آن بوده‌اند (خارج از مباحث موجود در باره نحوه گرفتن دکترا از دانشگاه کالدونین گلاسکو) آرای مردم را بر اساس اعتماد عمومی کسب کرده باشند، مرتکب جعل عنوان شده‌اند و اگر مدرکی به جز آنچه واقعا داشته‌اند را به مسوولان برگزاری انتخابات و مجلس و ارائه کرده باشند، مسوولیت قانونی دارند که بر اساس قانون مجازات اسلامی که در زمان حضور ایشان در هیات مدیره مجلس به تصویب رسیده، باید با ایشان برخورد شود.

No responses yet

Jul 18 2013

وزیر ارشاد: مجوز کتاب‌های باقیمانده ظرف ۴۵ روز تعیین تکلیف می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می گوید که تصمیم‌گیری درباره صدور مجوز برای کتاب‌ها حداکثر ۴۵ روز است و این وزارتخانه در تلاش است که تا پایان دوره دولت احمدی‌نژاد، بیش از دو هفته دیگر، کتاب‌هایی را که در وزارت ارشاد بلاتکلیف مانده‌اند، تعیین تکلیف کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد حسینی روز چهارشنبه، ۲۶ تیرماه، در مراسمی با حضور برخی از اهالی چاپ و نشر در تالار وحدت تهران گفت: «قرار شده دوستان ما در اداره کتاب با همتی مضاعف برخی از کتاب‌هایی را که بلاتکلیف مانده بودند تعیین تکلیف کنند تا ما در پایان دوره کاری خود کار زمین‌مانده‌ای نداشته باشیم.»

آقای حسینی در ادامه گفت: «صدور مجوز باید این‌گونه باشد که کتاب‌ها در یک روز، نهایتا یک هفته و حداکثر ۴۵ روز تعیین تکلیف شوند.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که در موارد بسیاری اعلام نظر وزارت ارشاد در مورد کتاب‌های ارسالی به این وزارتخانه، ماه‌ها و گاه تا دو سال نیز طول کشیده است، امری که پیش از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد نیز غیرمنتظره نبود.

حال وزیر ارشاد می‌گوید قرار بر این است که برای کتاب‌های در انتظار مجوز تا پایان دوره دولت دهم تعیین تکلیف شود. ۱۲ مردادماه، کمی بیش از دو هفته دیگر، دوره دولت محمود احمدی‌نژاد به پایان می‌رسد.

محمد حسینی روز چهارشنبه گفت: «در بحث صدور مجوز کتاب نمی‌توانیم مرزهای اعتقادی، اخلاقی و منافع ملی را نادیده بگیریم، چون گاهی حتی یک جمله و جابجایی یک کلمه می‌تواند تبعات زیادی به دنبال داشته باشد، بنابراین باید حساسیت‌ها را در نظر گرفت.»

در این مراسم از وزیر ارشاد به دلیل آن‌چه «تلاش‌هایش در راه بهبود وضعیت چاپ و نشر» خوانده شد، قدردانی به عمل آمد.

قدردانی از ویر ارشاد در حالی صورت می‌گیرد که طبق آمار ارائه شده از سوی محمد حسینی در همین مراسم، نشر کتاب در سال ۱۳۹۱ نسبت به سال پیش از آن پنج هزار عنوان کاهش داشته و از ۶۹ هزار عنوان در سال ۱۳۹۰ به ۶۴ هزار عنوان در سال ۱۳۹۱ رسیده است.

در عین حال در سال‌های گذاشته ناشران مختلفی در ایران تحت فشار بوده‌اند، مجوز برخی انتشاراتی‌ها لغو و برخی دیگر به حال تعلیق در آمد و شماری از ناشران در این مدت از شرکت در نمایشگاه بین‌المللی کتاب منع شدند.

No responses yet

Jul 18 2013

بحران خانه سینما؛ خبر برکناری شمقدری تکذیب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

رادیو زمانه: پس از آنکه روزنامه شهروند، چاپ تهران در صفحه نخست‌اش به نقل از “یک مقام عالی‌رتبه” از برکناری جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی ایران به دلیل مقاومت در برابر خواست سینماگران ایران نسبت به بازگشایی خانه سینما و همچنین اقدامات خودسرانه، خبر داده بود، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر برکناری شمقدری از معاونت سینمایی را تکذیب کرد.

تجمع روز گذشته سینماگران ایران در مقابل ساختمان خانه سینما

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محمد حسینی، وزیر ارشاد در حاشیه جلسه هیأت دولت در پاسخ به خبرنگار ایسنا در مورد خبرهای منتشر شده در برخی از روزنامه‌ها در مورد برکناری شمقدری از معاونت سینمایی، گفت: چنین موضوعی صحت ندارد.

وی همچنین در مورد بحث پلمپ خانه سینما و مطالبی که در ارتباط با آن در روزهای گذشته مطرح شده، گفت: “دوستان سینمایی در حال پیگیری این موضوع هستند.”

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از ارائه توضیحات بیشتر درباره این موضوع خودداری کرد.

محمود احمدی‌نژاد: پلمپ خانه سینما کار غلطی بود و ان‌شاءالله خانه سینما باز می‌شود.

محمود احمدی‌نژاد هم پس از برگزاری جلسه هیأت دولت گفت: “پلمپ خانه سینما کار غلطی بود و ان‌شاءالله خانه سینما باز می‌شود.”

جواد شمقدری هم در واکنش به خبر عزل‌اش از سازمان سینمایی گفت: “این خبر منطقی نیست و بعید می‌دانم در کمتر از یک ماه باقی‌مانده از عمر حضورم در سازمان سینمایی چنین اتفاقی بیفتد.”

او در واکنش به انتشار خبر عزل‌اش در روزنامه شهروند گفت: “خودشان می‌نویسند و خودشان هم جواب دهند و اگر آن‌ها نزدیک‌تر از من به دولت هستند، بگویند. تاکنون خود من چیزی در این مورد نشنیدم و در پایان عمر دولت چنین چیزی معنی ندارد. شاید چنین نشریاتی می‌خواهند از این طریق مطرح شوند.”

عزت‌الله انتظامی، بازیگر سینمای ایران، امروز در یادداشتی که در روزنامه شرق منتشر شد از پلمپ خانه سینما انتقاد کرد و نوشت: ” همه مشاغل در کشورها دارای سندیکا و اتحادیه‌اند و به فکر پیشرفت صنوف‌شان هستند. اصلا اتحادیه و صنف، نشان پیشرفت و تحول در جامعه مدنی است. آیا انحلال این خانه عظیم و بزرگ جلوه‌دادن برادر ناتنی کوچک، در مقابل برادر بزرگ‌تر که حق برادری هم دارد نشان از تحول است؟”

انتظامی افزود: “من به‌عنوان یکی از خادمان سینمای ایران و به‌عنوان سپیدموی هنر شریف و فاخر سینما، از فرزندان با عقل و درایت خودم انتظار دارم، با تعامل، همفکری و دوستی هنرمندانه و به دور از اختلافات و سلیقه‌های شخصی این مشکل را حل کنند و برای ما قوم و خویش درست نکنند.”

پس از پلمپ درِ ساختمان خانه سینما در شامگاه ۲۴ تیر ماه، گروهی از سینماگران ایران در مقابل خانه سینما تجمع کردند.

تجمع روز گذشته سینماگران ایران در مقابل ساختمان خانه سینما

به گزارش منابع خبری ایران، شامگاه ۲۴ تیر ماه به این دلیل که باید خانه سینما در اختیار “خانه اصناف سینمای ایران” قرار گیرد، وزارت ارشاد، درِ خانه سینما را پلمپ کرد.

“خانه اصناف سینمای ایران” که با نام “خانه سینما ۲” فعالیت خود را آغاز کرده، به تازگی مجمع عمومی خود را برگزار کرده و از سوی وزارت ارشاد نیز به رسمیت شناخته شده است.

“خانه اصناف سینمای ایران”، نهاد تازه تأسیس شده مورد حمایت وزارت ارشاد خانه سینما را جزو اموال خود می‌داند. این گروه مدعی است بر اساس اساسنامه خانه سینما باید اموال و ساختمان آن در اختیار این نهاد قرار گیرد.

در پی این رویداد، اهالی خانه سینما یک تجمع اعتراضی مقابل ساختمان این نهاد صنفی در خیابان سمنان تهران برگزار کردند که در ‌‌نهایت و با توافق با نیروی انتظامی به پایان رسید.

فرهاد توحیدی، رئیس هیأت مدیره خانه سینما گفته بود که با سعید منتظرالمهدی، معاون اجتماعی نیروی انتظامی تلفنی تماس گرفته و وی گفته است تا ۴۸ ساعت آینده هیچ کس حق تصرف خانه سینما را ندارد و از این لحظه به بعد خانه سینما تحت حفاظت پلیس است.

شورای مرکزی اصناف خانه سینما پس از این ماجرا با انتشار بیانیه‌ای ضمن حمایت از هیأت مدیره خانه سینما در مورد مهلت ۴۸ ساعته برای حل موضوع نوشت: “این فرصت علی‌رغم همه صداقت‌ها از سوی اهالی سینما و سوءاستفاده‌ها از سوی مدیران سینمای کشور که به‌وضوح و حسب سوابق و اسناد موجود تاکنون بر ما ثابت گردیده است، قطعا آخرین فرصت برای حل مشکل خواهد بود.”

عزت‌الله انتظامی: به دور از اختلافات و سلیقه‌های شخصی این مشکل را حل کنند و برای ما قوم و خویش درست نکنند

هیأت مدیره و مدیرعامل خانه‌ سینما نیز نامه‌ای خطاب به مسئولان نوشتند. در این نامه آمده است: “در کشوری که از صدر تا ذیل آن سخن از رعایت قانون می‌گویند چه ضرورت و یا چه توجیهی وجود داشته که در نیمه شب و خارج از وقت اداری، عده‌ای به نام حراست ارشاد به درون خانه سینما بریزند و در اقدامی غیرمعقول و غیرقانونی و حتی خلاف عرف رویه‌های انتظامی و قضائی به چنین عملی مبادرت کنند.”

هیأت مدیره و مدیرعامل خانه‌ سینما هشدار دادند که “تا دیر نشده و این بحران چند ساله، به وضعیت بدتری نرسیده، حل مشکل را عاقلانه تدبیر کنند.”

در همین حال جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی، روز گذشته در نشست رسانه‌ای خود در محل وزارت ارشاد، با بیان این‌که “طبق ضوابط و مقررات قانونی، خانه‌ سینما تعطیل دائم شد”، ‌ افزود: “این تعطیلی تا این لحظه به قوت خودش باقی است، به معنای این است که تشکیلاتی به نام خانه‌ سینما نداریم.”

شمقدری ضمن آن‌که نمایندگان خانه سینما را به عمل نکردن مصوبات نشست‌های مشترک قبلی متهم ساخت، گفت حق بازگشایی خانه سینما در اختیار وزارت ارشاد است و قرار شد این حق به هیأت مدیره‌ جدید واگذار شود.

به‌گفته وی “برای این‌که طرفین سرخود وارد ساختمان خانه‌ سینما نشوند، وزارت ارشاد آن‌جا را پلمپ کرد.”

سینماگرانی که تجمع اعتراضی برگزار کرده بودند اعلام کردند که اگر طی ۴۸ ساعت مشکلات حل نشد تمامی اهالی خانه سینما پنج‌شنبه ساعت هشت صبح دوباره در کوچه سمنان تجمع کنند.

پیش از این وقایع، جواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی کشور اعلام کرده بود که با محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران بر سر بازگشایی خانه سینما تفاهمی به‌وجود آمده، اما در همان حال بلافاصله اختلافات تازه‌ای بین سازمان سینمایی و خانه سینما بر سر اساسنامه‌ خانه سینما و تفاهم‌نامه بین سازمان سینمایی و خانه سینما به وجود آمد. چنین بود که محمود احمدی‌نژاد، ۱۶ تیر ماه در نامه‌ای به رییس سازمان سینمایی کشور بر بازگشایی خانه سینما تأکید کرد.

احمدی‌نژاد در این نامه نوشته بود: “وجود یک نهاد صنفی مانند خانه سینما برای هم‌افزایی توان سینمای ایران و رسیدگی به مشکلات و موانع ضروری و طبیعی است که این نهاد باید غیردولتی باشد و بماند و مراقبت شود به هر دلیلی این نهاد با اهمیت تعطیل نشده و جامعه هنری از مزایای وجود آن بی‌بهره نشوند.”

جواد شمقدری هم پس از دریافت نامه احمدی‌نژاد مبنی بر ضرورت بازگشایی خانه سینما، جلسه‌ای با اعضای هیأت مدیره خانه سینما و اعضای هیأت نظارت سازمان سینمایی برگزار کرد با این هدف که اختلاف نظرها را از میان بردارد.

شمقدری پیش‌بینی کرده بود که حداکثر بین دو تا سه هفته آینده مراحل بازگشایی خانه سینما طی شود و در خانه سینما باز شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .