اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for July, 2014

Jul 22 2014

حسین شریعتنداری خفت ناطق نوری را گرفت: نادیده‌ها و ناگفته‌ها !

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کیهان: «علی‌علیه‌السلام در امر خلافت و حکومت‌داری و اداره کشور با هیچکس تعارف نداشت. جناح، گروه و خط برای او اهمیتی نداشت و معیار او در حکومت‌داری حق و عدل بود. به همین دلیل می‌گفت؛ اگر من خلافت را بپذیرم کسانی را که پیش از من در حکومت‌داری ظلمی به مردم کرده‌اند و از بیت‌المال برای خود هزینه کرده‌اند، رها نمی‌کنم و حساب آنها را هم می‌رسم… شخصی مسئولیتی را در کشور برعهده می‌گیرد- اشاره به آقای احمدی‌نژاد- و هر طور دلش خواست بیت‌المال را خرج می‌کند، آن وقت می‌گویند تا زمانی که بر مسند است، مصلحت نیست جلوی او را بگیریم وقتی هم که از مسندش کنار رفت می‌گویند حالا که رفته است و دیگر مرده را لگد نزنیم، پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم»؟
بخشی از سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق‌نوری است که در مراسم احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در حرم مطهر حضرت امام(ره) ایراد کرده‌اند. اظهارات آقای ناطق با استقبال گسترده رسانه‌های بیگانه و جریانات ضدانقلاب روبرو شد و روزنامه‌های زنجیره‌ای تیتر اول خود را همراه با عکس و تقدیر فراوان به نقل سخنان ایشان اختصاص دادند که طبیعی! بود و حق! داشتند. این نوشته اما، اظهارات آن شب جناب ناطق را از زاویه‌ای دیگر می‌نگرد، زیرا با توجه به سوابق آقای ناطق بر این باوریم که ایشان مثل همیشه حسن‌ ظن داشته‌اند و بی‌آن که متوجه باشند مورد سوءاستفاده یک جریان آلوده سیاسی قرار گرفته‌اند، وگرنه ارادت شناخته شده آقای ناطق به اسلام و انقلاب و امام(ره) نمی‌تواند ایشان را با طیفی همراه کند که نه فقط ارادتی به امام راحل(ره) ندارند بلکه سابقه‌ای سیاه از وطن‌فروشی و دشمنی با حضرتش در کارنامه آنان ثبت است… و در این‌باره گفتنی است که؛
1- بخشی از سخنان آقای ناطق به ادعای ایشان درباره حیف و میل بیت‌المال از سوی آقای احمدی‌نژاد اختصاص داشت که بدون قضاوت نسبت به صحت و سقم این اتهام باید گفت جناب ناطق از برخورد آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ انتخاباتی سال 88 به شدت برافروخته بود که چرا یکسویه به ایشان اتهام زده‌اند و حالا آقای ناطق‌نوری به همان روشی متوسل می‌شود که آن را بسیار مذموم و ناپسند معرفی کرده بود.
اما این بخش از اظهارات آقای ناطق‌نوری موضوع یادداشت پیش‌روی نیست و گفتنی است که کیهان اولین رسانه و در بسیاری از موارد، تنها رسانه‌ای بود که به برخی از پلشتی‌ها، قانون‌شکنی‌ها و سوءاستفاده از بیت‌المال در دولت سابق پرداخته و هزینه آن را هم متحمل شده است، اگرچه تخلفات و پلشتی‌های دولت سابق با انبوه تخلفات و سوءاستفاده‌های اقتصادی و قانون‌شکنی‌ها در دولت‌های سازندگی و اصلاحات، قابل مقایسه نیست و اساسا باید گفت؛ انحراف دولت سابق دقیقا از هنگامی شروع شد که آقای احمدی‌نژاد و حلقه انحرافی پیرامون ایشان راه و رسم اصولگرایی را کنار گذاشته و به دنباله‌روی از بینش و روش مدعیان اصلاحات و حزب کارگزاران روی آوردند… و این رشته سر دراز دارد که در آینده به آن خواهیم پرداخت.
اما، سخن این وجیزه با برادر عزیزمان جناب آقای ناطق‌نوری در دو بخش خلاصه می‌شود. اول؛ آنچه از ایشان انتظار می‌رفت که بگویند و نگفتند. دوم؛ آنچه باید می‌دیدند و متاسفانه ندیدند! بخوانید!
2- آقای ناطق می‌فرمایند معیار حضرت‌ امیرالمومنین‌علیه‌السلام درحکومت و کشورداری حق و عدل بود که استناد شایسته‌ای به کلام حضرت امیر است. اما حضرت درباره حق و عدل بیان حکیمانه دیگری هم دارند و تاکید می‌فرمایند که؛ الحق اوسع الاشیاء فی‌التواصف و اضیقها فی التناصف- وقتی پای سخن گفتن از حق در میان باشد، میدان آن وسیع است و می‌توان درباره آن داد سخن داد. اما هنگامی که نوبت عمل به حق می‌رسد، دامنه آن بسیار تنگ و محدود است، یعنی آنچه شایسته و درخور تقدیر است، عمل به حق است وگرنه، سخن گفتن درباره آن به آسانی ممکن است و صدالبته ارزش چندانی ندارد (ترجمه آزاد با امانت‌داری در محتوا).
اکنون و با عرض پوزش باید از جناب ناطق پرسید، چرا آنهمه سوءاستفاده از بیت‌المال، فساد اقتصادی، فرار از قانون و دهها و بلکه صدها پلشتی‌ دیگر که برخی از مدعیان اصلاحات و داعیه‌داران حزب سازندگی در طول حاکمیت خود بر قوه مجریه مرتکب شده بودند را وانهاده و از میان انبوه آن جرایم مشهود و اثبات شده، تنها به یک نمونه – بر فرض صحت- هنوز اثبات نشده بسنده کرده‌اید؟ آیا فساد اقتصادی 3 هزار میلیارد تومانی که اطرافیان کنونی حضرتعالی از متهم ردیف اول آن- بعد از اثبات جرم- با عنوان «کارآفرین»! یاد کرده و شایسته تقدیر دانسته بودند و نه مجازات، قابل ذکر نبود؟ بابک زنجانی در مصاحبه با روزنامه توقیف شده آسمان- متعلق به کارگزاران- به صراحت اعتراف کرده بود که آغاز کار وی در دوران مرحوم نوربخش در دولت آقای هاشمی بوده است، چرا به این واقعیت تلخ اشاره‌ای نفرمودید. مگر دهها نفر از نمایندگان مدعی اصلاحات مجلس ششم در زد و بند با شهرام جزایری دست نداشتند؟ فساد اقتصادی کلان «مارین‌سرویس»، ماجرای پلشت «پترو پارس» در صنعت نفت، قرارداد ننگین کرسنت که دهها‌میلیارد دلار خسارت به بیت‌المال مسلمین تحمیل کرده است. فساد معروف به «استات اویل»، و دهها نمونه دیگر از این دست، ارزش اشاره نداشت که بدون کمترین اشاره از کنار آنها عبور کردید؟
گله فرموده‌اید که وقتی احمدی‌نژاد در مسند مسئولیت بود به بهانه مسئولیت ایشان و بعد از کنار رفتن از مسئولیت هم با این بهانه که نباید به مرده لگد زد از رسیدگی به پرونده حیف و میل بیت‌المال از سوی ایشان خودداری شده است! و اعتراض کرده‌اید که «پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم»؟ گلایه جنابعالی می‌تواند به جا و بایسته باشد- البته در صورت اثبات اتهام- ولی پرسش این است که چرا از معطل ماندن پرونده سوءاستفاده آقای مهدی هاشمی سخنی به میان نیاورده‌اید؟! چرا نسبت به تأخیر غیرقابل توجیه در رسیدگی به پرونده «کرسنت» و کسانی که این قرارداد خسارت‌آفرین را به نظام تحمیل کرده‌اند و هم‌اکنون نیز برخی از آنان بر مسند مسئولیت نشسته‌اند، سکوت فرموده‌اید؟ انتظار آن بود که به ماجرای دادگاه رسیدگی به اتهامات شهردار اسبق نیز اشاره می‌فرمودید و صدا به اعتراض بلند می‌کردید که چرا در جلسات دادگاه وی نزدیک به 20 تن از وزرا و مسئولان بلندپایه وقت در حمایت از ایشان حضور پیدا می‌کردند و… آیا این موارد قابل اشاره نبود؟
حضرتعالی در صفحه 51 از جلد دوم کتاب خاطرات خویش به ماجرای استیضاح خود به عنوان وزیر کشور وقت اشاره کرده و آورده‌اید چند تن از نمایندگان به این علت که نسبت به واگذاری زمین‌های اطراف تهران از سوی حاکم‌ شرع وقت شهرداری بی‌تفاوت بوده‌اید، در پی استیضاح شما بودند و نوشته‌اید «روز‌استیضاح که به مجلس رفتم، آقای هاشمی خیلی نگران بود و گفت؛ آقای‌ناطق! استیضاح‌کنندگان خیلی قوی برخورد می‌کنند و من گفتم؛ نگران نباشید، لیست اکثریت نمایندگان مجلس که زمین گرفته‌اند را تهیه کرده‌ام، حتی اسم آقای هاشمی رفسنجانی هم بود، شروع کردم به خواندن اسامی و نمایندگان که دیدند دارم اسامی همه را می‌خوانم و آبروریزی می‌شود، گفتند نخوانید… و رأی آوردم».
خب! جناب ناطق‌عزیز، چرا در جایگاه وزیر کشور، از رسیدگی به جرایم نمایندگانی که به ناحق زمین‌های اطراف تهران را تصاحب کرده بودند، چشم‌پوشی کردید؟! و به قول خودتان «پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم»؟! … و البته کسی در مصلحت‌اندیشی حضرتعالی برای نظام کمترین تردیدی ندارد.
3- و اما، آنچه آقای ناطق در سخنرانی شب بیست و یکم ندیده است و باید می‌دید، یعنی از شخصیت آزمون داده‌ای نظیر ایشان انتظار می‌رفت که ببیند، هویت واقعی کسانی است که برای اظهارات آن شب ایشان در محافل و رسانه‌های خود هورا کشیده و به‌به گفته‌اند و هنوز هم این هورا کشیدن‌ها ادامه دارد. آقای ناطق این جریان سیاسی همان است که حضور شما را در ریاست‌مجلس با هو و جنجال و اهانت نفی می‌کرد. همان‌ها که شعار «مجلس زوری نمی‌خوایم، ناطق‌نوری نمی‌خوایم» سر داده بودند. همان طیفی که در فتنه 78 علیه اسلام و امام و نظام شمشیرها را از رو بسته بودند تا آنجا که حضرتعالی- به حق- اعلام کردید؛ «باید آنها را به سینه دیوار گذاشت و تیرباران کرد». همان‌ها که در فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 آشکارا دست به وطن‌فروشی زدند. به ساحت مقدس امام‌حسین(ع) اهانت کردند. مسجد را به آتش کشیدند، صف عزاداران نمازگزار عاشورا را سنگ‌باران کردند، تصویر مبارک حضرت امام(ره) را پاره کرده و زیر پا لگدمال کردند، به نفع اسرائیل شعار «نه غزه نه لبنان» سر دادند وطن‌فروشی و خباثت را تا آنجا کشاندند که نتانیاهو آنان را «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» نامید و اوباما، حمایت همه جانبه از آنها را یکی از اهداف استراتژیک آمریکا اعلام کرد و…
جناب ناطق، از شما بعید بود و هنوز هم بعید و تعجب‌آور است که چرا اینهمه زشتی و پلشتی و خباثت جریان یاد شده را ندیده‌اید و چرا با مشاهده کف زدن و هورا کشیدن آنان برای اظهارات آن شب خود، با عصبانیت علیه آنها نشوریده و خروش برنداشته‌اید که شما را با آنان کاری نیست و…
4- برادر گرامی، جناب آقای ناطق‌نوری، مدعیان اصلاحات با آن کارنامه سیاهی که دارند- و حلقه انحرافی- با انحراف آشکار و خسارت‌هایی که به بار آورده‌اند- در نهایت و البته با برخی از تفاوت‌ها، در کنار هم قابل تعریف هستند. و شایسته نیست حضرتعالی در مخالفت با آقای احمدی‌نژاد – صرفنظر از این که حق با شما باشد یا ایشان- مورد سوءاستفاده اصحاب فتنه قرار بگیرید.
و بالاخره از ارادت نگارنده به خویش باخبرید و به یقین می‌دانید که کمترین آسیب و خدشه به سوابق حضرتعالی و جایگاهی را که داشته‌اید و باید برای همیشه داشته باشید، نمی‌پسندیم. از این روی امید است بر نگارنده در نگارش‌ این وجیزه خرده نگیرید، و خدای نخواسته اگر جسارتی هم در میان بوده است، ناخواسته بدانید، و تنها به این حساب بنویسید، که حضرتعالی را مثل همیشه متعلق به اسلام و نظام و امام می‌خواهیم و مشاهده سوءاستفاده احتمالی از شخصیت شما را سخت و تلخ و ناگوار تلقی می‌کنیم.
حسین شریعتمداری

No responses yet

Jul 22 2014

محمد مومن٬ عضو فقهای شورای نگهبان: صلاحیت همه اعضای فعلی خبرگان تائید نمی‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محمد مومن٬ عضو شورای نگهبان گفته همه اعضای کنونی مجلس خبرگان رهبری برای انتخابات آینده این مجلس «تائید صلاحیت» نخواهند شد و این شورا مقابل برخی «آدم‌های ناباب» خواهد ایستاد.

آقای مومن به شماره این هفته نشریه «۹ دی» گفته شورای نگهبان در تائید صلاحیت نامزد‌های انتخابات مجلس خبرگان رهبری به «کهولت سن» و «شرایط ذهنی» آن‌ها نیز توجه خواهد کرد.

وی افزوده اگر فردی «به دلیل کهولت سن، شرایط ذهنی او دچار مشکل شده باشد» شورای نگهبان او را آدم «نابابی» می‌داند و «جلوی آن خواهد ایستاد.»

مومن اضافه کرده فردی {محمدعلی دستغیب} که قرار بود از مجلس خبرگان کنار گذاشته شود٬ اگر بخواهد نامزد این دوره از مجلس خبرگان شود «جلوی او خواهیم ایستاد.»

وی افزوده شورای نگهبان در انتخابات مراقب خواهد بود تا نامزد‌هایی که قرار است انتخاب شوند «آدم بی‌پدر و مادری» نباشند.

محمد مومن در بخش دیگری از این گفتگو به مطالب نقل شده از وی در کتاب محسن کدیور با عنوان «فراز و فرود آذری قمی» واکنش نشان داده و کدیور را متهم به دروغگویی کرده است.

کدیور در این کتاب نوشته علی خامنه‌ای در واکنش به درخواست محمد مومن برای رفع حصر احمد آذری قمی و هشدار درباره عواقب مرگ وی در حصر گفته است: «به دَرَک.»

مومن افزوده به یاد نمی‌آورد چنین درخواستی از خامنه‌ای کرده باشد و «این‌ها جعلیات دروغ است.»

این عضو شورای نگهبان محسن کدیور را آدم «بدبختی» دانسته که «پدر و مادر بیچاره٬ او را فرستادند عوض اینکه طلبه‌ای شده باشد که به درد اسلام بخورد حالا در دام یک افرادی افتاده که مخالف اسلام هستند.»

No responses yet

Jul 22 2014

اشتباه اصلاح‌طلبان معرفی کارگزاران به عنوان اصلاح‌طلب بود/ کارگزاران فرزندخوانده سیاسی رفسنجانی و پدرخوانده فرزندان سر راهی جبهه اصلاحات است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

فارس: نماینده مجلس ششم با بیان اینکه از اشتباهات اصلاح‌طلبان پس از دوم خرداد این بود که کارگزاران را برادرخوانده خود و اصلاح‌طلب معرفی کردند، گفت: کارگزاران فرزندخواندگان سیاسی هاشمی رفسنجانی و یکی از احزاب دولت‌ساخته هستند که با استفاده از رانت و امکانات وسیع قدرت بوجود آمدند.
خبرگزاری فارس: اشتباه اصلاح‌طلبان معرفی کارگزاران به عنوان اصلاح‌طلب بود/ کارگزاران فرزندخوانده سیاسی رفسنجانی و پدرخوانده فرزندان سر راهی جبهه اصلاحات است

اکبر اعلمی نماینده مجلس ششم و فعال اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس درباره پدرخواندگی کارگزاران برای اصلاح‌طلبان اظهار داشت: شخصاً در جائی ندیده و نشنیده‌ام که حزب کارگزاران برای خود از عنوان پدرخواندگی سیاسی جبهه اصلاحات استفاده کرده باشند هرچند که در مواردی برای فرزندان سرراهی جبهه موسوم به اصلاحات که فاقد هویت و سابقه سیاسی اصلاح طلبانه‌ای هستند عملاً نقش پدرخواندگی را ایفا کرده‌اند.

* کارگزاران فرزند خواندگان سیاسی هاشمی رفسنجانی هستند

این فعال اصلاح‌طلب با بیان اینکه در واقع کارگزاران خود فرزند خواندگان سیاسی هاشمی رفسنجانی و یکی از احزاب دولت ساخته هستند تصریح کرد: این حزب در اوایل دهه 70 با انگیزه اولیه گنجاندن 5 نفر از طرفداران رئیس جمهور وقت در لیست انتخاباتی جامعه روحانیت و با محوریت یک خانواده نوعاً کرمانی و هدایت و حمایت آشکار و پنهان آقای رفسنجانی رئیس جمهور وقت و به منظور تثبیت و تحکیم قدرت و نفوذ ایشان و خودشان بعنوان کارگزاران دولت هاشمی و با استفاده از رانت و امکانات وسیع قدرت بوجود آمد.

* کارگزاران بدون حمایت هاشمی محلی از اعراب ندارد

وی با اشاره اینکه حزب کارگزاران بدون اینکه از منشور سیاسی خاصی برخوردار و یا در مقام دفاع از منافع و حقوق مردم باشند این حزب را تشکیل دادند افزود: اگر از دو یا سه نفر از افراد منصوب یا نزدیک به کارگزاران که از نیروهای ارزشمند و دارای سابقه روشن هستند صرف‌نظر کنیم، کارگزاران اغلب افرادی کاسب‌کار سیاسی محسوب می‌شوند که شخصیت حقوقی و هویت سیاسی کنونی خود را مرهون هاشمی‌رفسنجانی هستند و بدون حمایت وی محلی از اعراب ندارند و البته پس از نفوذ در دولت خاتمی هم اکنون کم و بیش مستظهر به حمایت‌های آقای خاتمی و حواریون ایشان هم هستند.

اعلمی اظهار داشت: بدلیل همین فقدان هویت سیاسی لازم و خنثی بودن اکثریت گروه کارگزاران، آنها این امکان را یافته‌اند تا متناسب با شرایط زمانی تغییر حالت داده و مانند مومی به هر شکلی درآیند.

این فعال اصلاح‌طلب تاکید کرد: اگر از دو سه شخصیت استخوان‌دار نزدیک به این حزب صرفنظر کنیم، بقیه اعضای کارگزاران علیرغم تعداد کم عُده و عِده خود و تنها بدلیل برخورداری پشتوانه ای بنام هاشمی، موج‌سوارانی هستند که کاسبکارانه بیشترین سهم را در قدرت چه در زمان هاشمی، چه در زمان خاتمی و چه در زمان روحانی از آن خود کرده‌اند .

وی ادامه داد: متاسفانه این حزب در بسیاری از موارد هم منویات گروهی و شخصی خود را بر هر سه دولت تحمیل کرده اند بدون اینکه هزینه فعالیت های سیاسی را مانند دیگران بپردازند.

*اشتباه اصلاح‌طلبان معرفی کارگزاران به عنوان اصلاح‌طلب بود

این حقوق‌دان یادآور شد: یکی از اشتباهات اصلاح‌طلبان پس از دوم خرداد هم این بود که کارگزاران را برادرخوانده خود محسوب و آنها را بعنوان اصلاح‌طلب به جامعه معرفی کرد و در نتیجه آنها هم با نفوذ در جبهه موسوم به اصلاحات باعث انحراف این جبهه از مسیر واقعی اصلاحات که باید برگرفته از نه بزرگ مردم به وضع موجود آنروز بود و کارگزاران خود در پدید آمدن آن نقش موثری داشتند شدند و همین امر باعث شد تا دوباره مردم دچار سرخوردگی شده و در انتخابات سال 84 در دام پدیده ای مثل احمدی نژادی افتادند که هیچ شناختی از او نداشتند و بر سرما و کشور آن آمد که نباید می آمد.

*سه دلیل حیات یافتن مجدد کارگزاران

این فعال اصلاح‌طلب در پاسخ به این سوال که حیات یافتن حزب کارگزاران در دولت یازدهم ناشی از ضعف اصلاح‌طلبان است یا نزدیکی آنها به دولت روحانی، آنرا ناشی از سه عامل برشمرد و گفت:

اولین دلیلش این است که حزب اعتدال و توسعه به ریاست آقای روحانی و همچنین حزب کارگزاران هردو فرزند خواندگان آقای هاشمی هستند که به توصیه ایشان یکی در سال 74 و دیگری در سال 78 اعلام موجودیت کردند.

* روحانی از حیث سیاسی از ابتدای انقلاب جزء حواریون هاشمی بوده است

نماینده دوره‌های ششم و هفتم مجلس با بیان اینکه از طرفی آقای روحانی پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری اخیر را بیش از هرچیز مرهون ردصلاحیت آقای هاشمی و حمایت وی از خود می‌داند در تبیین دلیل سوم افزود: روحانی از حیث سیاسی هم از ابتدای انقلاب جزء حواریون آقای هاشمی بوده و قبل از رئیس جمهور شدنش هم از دستیاران ویژه وی محسوب می شد و دلبستگی و ارادت خاصی به آقای هاشمی دارد.

این وکیل پایه یک دادگستری برهمین اساس تصریح کرد: بنابراین همین سه دلیل کافیست که در دولت روحانی کارگزاران که کم و بیش جزء گروه های محافظه کار و میانه رو تلقی می شوند از حیات سیاسی دوباره برخوردار گردند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی افزود: عدم حضور اصلاح طلبان در کابینه روحانی را هم نباید به حساب ضعف آنان گذاشت بلکه این امر می تواند ناشی از روحیه محافظه کارانه آقای روحانی و عدم تمایل وی به پرداخت هزینه حضور اصلاح طلبان و همچنین ضعف و یا عدم تمایل پدرخوانده جریان رسمی موسوم به اصلاح طلب به لابی با روحانی جهت نفوذ دادن عوامل خود در دولت یازدهم باشد.

* نقش‌آفرینی کارگزاران و جریانات سیاسی خنثی در انتخابات آینده

وی درباره پشتوانه‌های فکری و سیاسی حزب کارگزاران و محوریت آنها برای انتخابات آینده نیز اظهار داشت:از یک‌طرف باتوجه به نقش کارگزاران در دولت یازدهم و دسترسی آسان‌تر آنان به وزارت کشور، استانداران و فرمانداران و بخشداران و هیات های اجرائی و از طرف دیگر بدلیل برخورداری این گروه از روحیه محافظه کارانه و حساسیت کمتر شورای نگهبان نسبت به آنها و مهمتر از همه بدلیل ردصلاحیت شدن احتمالی چهره های شاخص اصلاح طلب در انتخابات و دوری جستن مردم از کاندیداهای جریان اصولگرا و اقتدارگرا پیش بینی می کنم که جریانات سیاسی خنثی و نزدیک به دولت نقش بیشتری در انتخابات آینده مجلس خواهند داشت.

اعلمی در عین حال تاکید کرد: البته نباید این موضوع را به حساب قابلیت و پشتوانه فکری و سیاسی این جریان (کارگزاران) گذاشت.

No responses yet

Jul 22 2014

حماس واقعاً چه می‌خواهد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

فیسبوک: این مقاله گیدیون لوی روزنامه‌نگار اسرائیلی است که امروز ۲۰ جولای در هاآرتص منتشر شده است. دیدگاه یک اسرائیلی است در مورد شرط‌هایی که گفته می‌شود حماس برای آتش‌بس اعلام کرده است. این مقاله را سایرا رفیعی ترجمه کرده استاین مقاله گیدیون لوی روزنامه‌نگار اسرائیلی است که امروز ۲۰ جولای در هاآرتص منتشر شده است. دیدگاه یک اسرائیلی است در مورد شرط‌هایی که گفته می‌شود حماس برای آتش‌بس اعلام کرده است. این مقاله را سایرا رفیعی ترجمه کرده است

ما هر آن‌چه را که می‌شد در مورد حماس گفت گفته‌ایم: بنیادگراست، غیردموکراتیک است، خشن است، اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد، غیرنظامیان را هدف قرار می‌دهد، تسلیحاتش را در مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها مخفی می‌کند، در محافظت از مردم غزه نمی‌کوشد؛ ما همه این حرف‌ها را زده‌ایم و درست هم گفته‌ایم. اکنون باید لحظه‌ای درنگ کنیم و به حماس گوش بدهیم. حتی می‌توانیم خود را جای آن بگذاریم، شاید حتی بتوانیم شهامت و استقامت حماس، این دشمن خونی‌مان را در وضعیت‌های طاقت‌فرسا بستاییم.

اما اسرائیل ترجیح می‌دهد که گوش‌هایش را بگیرد و تقاضاهای طرف مقابل را نشنود. حتی زمانی‌که آن‌ تقاضاها برحق‌اند و سازگار با منافع بلندمدت اسرائیل. اسرائیل ترجیح می‌دهد با بی‌رحمی به حماس حمله کند، بی‌هیچ هدفی مگر انتقام. این‌بار مقصود کاملاً روشن است: اسرائیل می‌گوید نمی‌خواهد حماس را از صحنه گیتی محو کند – حتی اسرائیل هم می‌فهمد که در این صورت سومالی دیگری در انتظارش نشسته است – اما اسرائیل هنوز نمی‌خواهد به تقاضاهای حماس گوش دهد. آیا همه آن‌ها »حیوانند«؟ فرض کنیم هستند. اما آن‌ها آن‌جا باقی خواهند ماند و اسرائیل نیز این را می‌داند، پس چرا گوش نمی‌دهد؟

هفته گذشته ۱۰ شرط منسوب به حماس و جهاد اسلامی برای ایجاد آتش‌بسی ده ساله منتشر شد. می‌توان شک کرد که این‌ها واقعا تقاضاهای این دو سازمان باشند، اما آن‌ها می‌توانند مبنایی منصفانه برای توافق به شمار روند. حتی یک شرط بی‌پایه در میان آن‌ها وجود ندارد.

حماس و جهاد اسلامی خواهان آزادی برای غزه هستند. آیا تقاضایی منصفانه‌تر و معقول‌تر وجود دارد؟ جز پذیرش این شرط هیچ راهی برای پایان بخشیدن به دور باطل کشتار وجود ندارد؛ کشتاری که هم‌اکنون جریان دارد و چند ماه دیگر هم دوباره از سر گرفته خواهد شد. هیچ عملیات نظامی زمینی، هوایی یا دریایی مساله‌ای را حل نخواهد کرد. فقط تغییر نگرشی بنیادین درباره غزه می‌تواند چیزی را تضمین کند که همگان در پی‌اش هستند: آرامش.

فهرست تقاضاها را بخوانید و صادقانه قضاوت کنید که آیا یک تقاضای غیرمنصفانه در آن وجود دارد یا نه: عقب‌نشینی نیروهای دفاعی اسرائیل و رخصت دادن به کشاورزان برای کشت زمین‌هایشان تا محدوده خط حائل، آزادی همه زندانیانی که در جریان مبادله گیلعاد شلیط آزاد شده بودند و مجدداً دستگیر شده‌اند، پایان محاصره و باز شدن گذرگاه‌ها، باز شدن بندر و فرودگاهی تحت مدیریت سازمان ملل، گسترش محدوده ماهی‌گیری، نظارت بین‌المللی بر گذرگاه رفح، تعهد اسرائیل به آتش‌بسی ده ساله و عدم پرواز هواپیماهای اسرائیلی در محدوده هوایی غزه، اجازه دادن به ساکنان غزه برای دیدار از اورشلیم و نماز خواندن در مسجدالاقصی، تعهد اسرائیل به عدم دخالت در سیاست داخلی فلسطینیان از جمله تشکیل حکومت واحد، و باز کردن بخش صنعتی غزه.

این شروط مدنی هستند، اما راه رسیدن به آن‌ها نظامی، خشن و جنایت‌کارانه است. اما حقیقت (تلخ) آن است که زمانی که غزه راکتی به اسرائیل شلیک نمی‌کند کسی به آن اهمیتی نمی‌دهد. به سرنوشت رهبری فلسطینی نگاه کنید که از خشونت خسته شده بود. اسرائیل هر چه در چنته داشت کرد که محمود عباس را نابود کند. نتیجه اسف‌انگیز چه بود؟ فقط زور راه می‌گشاید.

جنگ جاری انتخابی بود، انتخابی که ما کردیم. درست است که پس از آنکه حماس راکت‌پراکنی را شروع کرد اسرائیل می‌بایست پاسخ می‌داد. اما برخلاف پروپاگاندایی که اسرائیل می‌خواهد به فروشش برساند، راکت‌ها بی‌جهت از آسمان نباریدند. چند ماه به عقب برویم: بی‌نتیجه ماندن مذاکرات که مقصر آن اسرائیل بود، جنگ علیه حماس پس از قتل سه نوجوان در کرانه باختری، که هنوز در مورد آنکه حماس در آن دست داشته تردید وجود دارد، نیز دستگیری نسنجیده پانصد نفر از اعضای حماس، ممانعت از پرداخت حقوق کارگران حماس که در غزه کار می‌کنند، و مخالفت اسرائیل با تشکیل حکومت واحد که می‌توانست این سازمان را وارد عرصه سیاست کند. هر کس که فکر می‌کند می‌شد حماس در برابر همه این‌ها سر تسلیم فرود آورد دچار کبر و نخوت و نابینایی است.

میزان خونی که در غزه – و به میزان کمتری در اسرائیل – در حال ریخته شدن است خوف‌ناک است. این خون بیهوده ریخته می‌شود. حماس را اسرائیل زمین‌گیر کرده و مصر تحقیرش کرده است. تنها بخت برای راه حلی واقعی درست خلاف کاری است که اسرائیل می‌کند. بندری در غزه برای صدور توت‌فرنگی‌های بی‌نظیرش؟ چه ارتدادی از نظر اسرائیلی‌ها! بار دیگر ارجحیت با [ریختن] خون فلسطینی‌هاست تا [صدور] توت‌فرنگی‌هایشان.

پیوند به مقاله اصلی در هاآرتص

No responses yet

Jul 22 2014

اصلاح‌طلبان از راهبرد موسوی و کروبی دور می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: می‌توان سخنان حجاریان را برگ تاییدی دانست که اصلاح‌طلبان در فضای کوتاه مدت سیاسی با طرح مطالبات حداقلی دنباله روی دولت اعتدال خواهند بود و می‌کوشند تا ائتلاف نیروهای میانه دو جناح قدیمی را سامان دهند.

مصاحبه اخیر سعید حجاریان با خبرگزاری مهر نشان می‌دهد محافظه‌کاری عمق و شدت بیشتری در بین اصلاح‌طلبان پیدا کرده است. اگر تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، اعضاء وابسته به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که خود را اصلاح‌طلبان پیشرو نام می‌نهند، بیشتر می‌کوشیدند در کنار موسوی و کروبی باشند، اما اینک کثیری از آنها نیز روی‌کردی مشابه سید محمد خاتمی و بخش راست مجمع روحانیون مبارز در پیش گرفته‌اند. رصد کردن مواضع محمد رضا خاتمی نیز هم‌سویی آشکاری با مواضع جدید حجاریان دارد.

حجاریان در بخشی از مصاحبه می‌گوید:

«کاری که دولت قبل کرد باعث نزدیکی همه این افراد به هم شد. همه هم دیگر را یافتند. ما قبلا هم رفیق بودیم و سابقه همراهی و رقابت با هم را داریم. در سال ۸۴ گروهی بالا آمده‌اند به نام آبادگران، که معلوم نبود چه پایگاه و ریشه‌ای دارند. کشور داشت مضمحل می‌شد. در این شرایط حتی از جامعتین هم خبر دارم که اعضای زیادی از آن‌ها به آقای روحانی رای دادند. هم برخی اعضای مجمع روحانیون قم و تهران و جامعه روحانیت مبارز به روحانی رای دادند. همه عقلا جمع شدند و معتقد شدند که نمی‌شود مملکت را رها کرد لذا یک همدلی به وجود آمد. ما با اصول‌گرایان هم قبلا در زمان ۷۶ همدل بودیم و سر مسائل ملی اختلاف نداشتیم اما کم کم یک گروه آمدند و منافع ملی را به هم زدند و کارهای ضد ملی انجام دادند.»

سعید حجاریان هم به اندازه کافی اطلاع دارد و هم آنقدر هوش و فهم سیاسی دارد که تشخیص دهد اتفاقات ۸ ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد تابع تصمیمات وی و یا گروه آباد گران نبود، بلکه جریان اصول‌گرایی مدافع گفتمان سوم تیر محصول برنامه درازمدت خامنه‌ای و سازمان‌دهی نهادهای تحت امر وی چون سپاه، بسیج، حلقه‌های عقیدتی و اتاق‌های فکر امنیتی بود. ارجاع مشکلات گذشته به احمدی‌نژاد که هنوز نیز کم و بیش برقرار هستند و دولت یازدهم در سال اول فعالیت خود نتوانسته تغییر بزرگی در وضع موجود سیاسی کشور ایجاد کند، صورت‌بندی کاذب از اوضاع سیاسی کشور است.

حجاریان این مساله را می‌داند اما مصاحبه وی یک ترفند سیاسی برای گسترش شکاف در بین اصول‌گرایان و دادن چراغ سبز به بخش سنتی و پراگماتیست برای اتحاد است. البته بر خلاف تصور وی علی اکبر ناطق نوری دیگر جایگاه سابق را در بین اصول گرایان سنتی ندارد. او نیز مانند روحانی در حد وسط اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان قرار گرفته و بیشتر یک فرد یا حلقه کوچکی را نمایندگی می‌کند.

ادعای حجاریان مبنی بر اینکه «با اصول‌گرایان هم قبلا در زمان ۷۶ همدل بودیم» با واقعیت‌ها تطبیق نمی‌کند. اتحاد شکننده آنها تنها در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ بر علیه گروه‌های دگراندیش و غیر خط امام اعم از چپ، ملی، ملی- مذهبی و لیبرال بود. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بین آنها در زمینه مسائل کلیدی اختلاف نظر جدی برقرار بود. حداقل جناح راست نسبت به طیف چپ سازمان مجاهدین انقلاب نظر منفی شدیدی داشت و آنها را خودی محسوب نمی‌کرد.

اگر دخالت‌های آیت‌اله خمینی و موازنه قوا نبود دو جناح به سمت حذف خشن و خونین یکدیگر حرکت می‌کردند. البته شکاف بین آنها به میزان بعد از سال ۱۳۷۶ نبود. اما اساسا گفتمان حاکم بر دو جناح تا پیش از دوم خرداد منافع ملی نبود بلکه دیدگاه ایدئولوژیک بود. همچنین از ابتدا دیدگاه‌های آنها در سیاست خارجی تفاوت‌های بارزی داشت. اختلاف نظر بین مهندس موسوی و علی اکبر ولایتی نمایان‌گر شکاف دو دیدگاه بود. روی‌کرد محتشمی با دیدگاه مهدوی کنی و علی اکبر ناطق نوری در سیاست خارجی تفاوت‌های چشمگیری داشت. در سیاست داخلی، اقتصاد و مذهب نیز دو دیدگاه تا آستانه نفی یکدیگر و برخورد‌های آنتاگونیستی پیش رفتند. هنوز حافظه جمعی فراموش نکرده است چه کسانی در انتخابات مجلس سوم جناح راست را مروج اسلام آمریکایی معرفی کردند. همچنین جناح راست نیز رای دادن به جناح چپ در انتخابات مجلس چهارم را «پرتاب تیر به خیمه اباعبدالله» نامید.

از این‌رو سخنان حجاریان نسبتی با واقعیت ندارد وی طرحی سیاسی را جلو می‌برد تا در آرایش جدید سیاسی کشور در سال ۱۳۹۳ اصلاح‌طلبان با عقب نشینی چشم‌گیر و ائتلاف با اصول‌گرایان سنتی در سال‌های ۵۷ تا ۶۰ برسند. او با بزرگ‌نمایی جریان احمدی‌نژاد و اصول‌گرایان افراطی در واقع می‌خواهد با برجسته کردن دشمن مشترک اتحادی بین دو رقیب قدیمی برقرار نماید.

البته اینکه چنین ائتلافی صورت بگیرد محل تردید است و حتی در صورت تحقق نیز شکننده خواهد بود. اصول‌گرایان سنتی تا کنون ضمن مرزبندی با بخش تندرو اما در عین حال شکاف خود با اصلاح‌طلبان و به‌خصوص بخش رادیکال آن را بیشتر از منازعات داخلی اصول‌گرایان دانسته‌اند. هیچیک از شخصیت‌های کلیدی متعلق به جامعه روحانیت مبارز و یا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و یا موتلفه حاضر به گفتگو با سید محمد خاتمی نشده‌اند.

آنها همچنین سعی می‌کنند تا در مقابل مواضع رهبری بایستند و خطوط قرمز وی را رعایت نمایند. مقاومت آنها در برابر یکه تازی ولی فقیه محدود است. رفتن آنها به سمت ائتلاف با اصلاح‌طلبان بدون عدم مخالفت با رهبری دور از انتظار به نظر می‌رسد. رهبری شاید با بخش محافظه‌کار اصلاح‌طلبان چون کارگزاران، چهره‌هایی از مجمع چون مجید انصاری، حزب همبستگی ،مردم سالاری، خانه کارگر و مشکلی نداشته باشد اما با توجه به مشکل دیرینه وی با اصلاح‌طلبان پیشرو، باور به موافقت وی امر تخیلی خواهد بود. مگر آنکه اصلاح‌طلبان پیشرو موضعی تسلیم طلبانه در برابر وی اتخاذ نمایند که باز با توجه به بدبینی و بی‌اعتمادی او بعید خواهد بود تغییری در روابط آنها ایجاد شود.

در مجموع می‌توان سخنان حجاریان را برگ تاییدی دانست که اصلا‌ح‌طلبان در فضای کوتاه مدت سیاسی با طرح مطالبات حداقلی دنباله روی دولت اعتدال خواهند بود و بیشتر از راهبرد موسوی و کروبی فاصله خواهند گرفت. آنها همچنین باز می‌کوشند تا ائتلاف نیروهای میانه دو جناح قدیمی را سامان دهند.

ماه‌های آینده و به‌خصوص نزدیک شدن به انتخابات مجلس نشان می‌دهد این راهبرد چگونه جواب خواهد داد، اما رصد کردن تحولات حاکم بر فضای سیاسی کشور موفقیت آن را با تردید‌های جدی مواجه می‌سازد.

No responses yet

Jul 22 2014

آبهاي درياچه هامون در پشت سد افغانستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی,محیط زیست

دانشجوآنلاين: با ساخت سد کمال خان در ولایت نیمروز افغانستان و رسیدن سهم آب هامون به حدود یک دهم ورودی طبیعی آن، آغاز مرگ هامون کلید خورد.
همچنین سدهای دیگری مانند “سد کجکی” در ولایت هلمند و “سد بغرا” در قندهار ساخته شده و برداشت های بی حساب دیگر هم در طول رودخانه، به دلیل افزایش جمعیت و افزایش سطح زیر کشت در افغانستان صورت می گیرد که مجموع این عامل ها، رمق هیرمند را کشیده است.
با این وضع، انداختن گناه خشک شدن هامون به گردن تغییرات اقلیمی و خشکسالی های چند سال اخیر چنان که معمولا عادت مقام های رسمی کشور است.ساده سازی مساله، گریز زدن از واقعیت ضعف دستگاه دیپلماسی در احقاق حق ایران، و انکار آسیب های ناشی از سد سازی است. در این میان، محمد باقر صدوق معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست، از معدود مقام های رسمی است که به گوشه ای از واقعیت اشاره می کند: «…در حالی که آب هیرمند در پشت مرزهای ایران به وسیله ی تلمبه و کانال های آب به زمین های کشاورزی بخصوص کشتزارهای خشخاش می ریزد، مقامات افغانستان معتقداند این که تالاب در مرزهای ایران خشکیده، مشکل ایران است.

No responses yet

Jul 22 2014

توقيف خودروبه جرم آدامس جويدن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دانشجوآنلاين: روز چهارشنبه 25 تيرماه مأموران انتظامي خودروي يكي ازشهروندان را به جرم جويدن آدام توقيف كردند. راننده كه درحال رانندگي در اتوبان همت بود به بهانه اينكه درماه رمضان پشت فرمان آدامس مي جويده و روزه خواري كرده توسط مأمورين متوقف ميشود و خودروي وي توقيف و به پاركينگ منتقل مي گردد.

No responses yet

Jul 22 2014

درآمد 50 میلیون دلاری ایران از سقوط هواپیمای مالزی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,روابط بین‌المللی,سیاسی

ایلنا: اتفاق ناگواری که در اکراین رخ داد به نفع ایران رقم خورد و موجب شد که ICAO(سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری) و IATA (انجمن بین‌المللی حمل‌ونقل هوایی) از ایران برای آمادگی پرواز به اروپا و خاور دور درخواست‌های کتبی ارسال کنند.

سرپرست فرودگاه‌های کشور گفت: سقوط هواپیمای مالزی در خاک اکراین موجب شد تا یاتا و ایکائو به دلیل امنیت مسیر های هوایی کشور راه ایران را در پیش گیرند و از ما در خواست کرده اند تا مسیر هوایی ایران جایگزینی برای پرواز به اروپا و خاور دور شود. همچنین باید توجه داشت کاهش مسیرهای عبوری افزایش 30 درصدی پروازهای عبوری را به همراه دارد که این مهم سالیانه رقمی بالغ بر 50 میلیون دلار به درآمدهای کشور اضافه می کند.

محمدعلی ایلخانی؛ سرپرست فرودگاه‌های کشور در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در خصوص کاهش مسیرهای عبوری کشور گفت: در سه ماه ابتدایی سال جاری شاهد افزایش 9 درصدی پروازهای عبوری در فضای کشور بوده ایم.
وی کاهش محدودیت‌ها در مسیرهای عبوری را از عمده دلایل افزایش دانست و افزود: سانحه اخیری که در اکراین رخ داده است موجب نگرانی شرکت‌های هواپیمایی خارجی شد چرا که دیگر آنان علاقه ای برای عبور از آن مسیرها را ندارند.
ایلخانی با بیان این مطلب که ظرف چند روز گذشته درخواست‌هایی را از جوامع بین‌المللی برای عبور از مسیرهای هوایی ایران دریافت کرده‌ایم تصریح کرد: اتفاق ناگواری که در اکراین رخ داد به نفع ایران رقم خورد و موجب شد که ICAO(سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری) و IATA (انجمن بین‌المللی حمل‌ونقل هوایی) از ایران برای آمادگی پرواز به اروپا و خاور دور درخواست‌های کتبی ارسال کنند.
سرپرست شرکت فرودگاه‌های کشور در پاسخ به این سئوال که عملیاتی شدن این طرح چه مدت زمانی به طول خواهد انجامید گفت: به دلیل اینکه این مسائل به امنیت کشور مربوط می‌شود باید با شورای عالی امنیت ملی مکاتبات لازم صورت گیرد و پس از تصویب ستاد کل نیروهای مسلح اقدام به اصلاح مسیرها کنند که این پروسه زمان بر است.
ایلخانی با تاکید بر اینکه ایران باید از این فرصت پیش‌آمده نهایت استفاده را ببرد افزود: در صورتیکه موفق به کاهش این مناطق و محدودیت‌ها شویم همچنین با اطلاع‌رسانی‌ وسیع به شرکت های هواپیمایی خارجی موفق به افزایش 30 درصدی مسیرهای عبوری می‌شویم.
سرپرست فرودگاه‌های کشور ادامه داد: این افزایش منجر به افزایش سالیانه 50 میلیون دلار درآمدهای کشور می‌شود.
وی در پاسخ به این سئوال که آیا این درآمدها در فرودگاه‌ها هزینه می شود گفت: بهتر است که این درآمدها در زیرساخت‌ها، به روزرسانی دستگاه‌ها و رادارها هزینه شود.

No responses yet

Jul 21 2014

آیا گمرک کانادا ‘شهرفرنگ’ هنرمند ایرانی را تخریب می‌کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: اثر یک هنرمند ایرانی که قرار بود در چند گالری و موزه در کانادا به نمایش در آید در گمرک فرودگاه شهر مونترئال توقیف شده است.

صدف فروغی فیلم‌ساز ساکن مونترئال به بی بی سی فارسی گفت وقتی هشتم تیر برای تحویل گرفتن جعبه های حامل آخرین کار هنری خود به اداره گمرک مراجعه کرده با برخورد بسیار تند و توهین آمیز یکی از ماموران مواجه شده است.

اثر توقیف شده یک شهرفرنگ بزرگ است که در آن فیلم های کوتاه به نمایش درمی آید. او این سرگرمی کودکانه که نخستین پنجره مردم تهران قدیم به عکس های رنگی بود را بازسازی کرده است.

شهرفرنگ خانم فروغی با حمایت شورای هنر کانادا به سرانجام رسیده است. خانم فروغی پس از دو سال کار بر روی این اثر آن را از طریق پست هوایی (فریت) از ایران به کانادا فرستاد.

به گفته خانم فروغی، هنگامی که مامور گمرک گذرنامه اش را دید با لحنی بی ادبانه گفت: “تو ایرانی هستی. براساس تحریم ها حق نداری چنین وسیله ای را از ایران وارد کانادا کنی.”

خانم فروغی در ادامه گفت: “سعی کردم به او توضیح بدهم که این ها قطعات یک کار هنری هستند و برای فروش هم نیست و من از آن پولی درنمی آورم. ولی او حتی به من اجازه حرف زدن را هم نمی داد.”

صدف فروغی می گوید اراِئه مدارک مختلف از جمله نامه شورای هنر کانادا موثر واقع نشد و کارمند اداره گمرک گفت: “اگر تا صبح هم اینجا بمانی جواب من تغییر نمی کند. این جعبه ها به مدت ۳۰ روز در انبار ما می ماند و سپس نابود و دور ریخته می شود.”

اثر توقیف شده یک شهر فرنگ بزرگ برای نمایش فیلم‌های کوتاه است

دامنیک مکنیلی، یک سخنگوی اداره خدمات مرزی کانادا که مسولیت ترخیص کالا در گمرک این کشور را برعهده دارد در پاسخ به بی بی سی فارسی گفت اجازه ندارد در مورد جزئیات آنچه گذشته صحبت کند.

او همچنین به این که آیا “شهرفرنگ” خانم فروغی ترخیص می شود یا آن طور که یکی از همکارانش گفته که پس از ۳۰ روز نابود خواهد شد پاسخ نداد.

آقای مکنیلی گفت: “قانون به ما اجازه نمی دهد در مورد آنچه توقیف شده صحبت کنیم.”

صدف فروغی می گوید مامور اداره گمرگ گفته فقط در صورتی که شخص وزیر خارجه کانادا اثر هنری او را از قوانین تحریم مستثنی کند، آن را ترخیص خواهند کرد.

وزارت خارجه کانادا هم پس از آنکه یکی از روزنامه های اصلی این کشور خبر توقیف شهرفرنگ را منتشر کرد، در بیانیه ای ضمن دفاع از تحریم ها علیه ایران نوشت افراد می توانند از وزیر تقاضا کنند به طور موردی پرونده ای را بررسی و دستورترخیص کالا را صادر کند.

دستور ویژه ای که ونسان والایی وکیل خانم فروغی می گوید بی معنیست چون توقیف یک اثر هنری توسط اداره خدمات مرزی نقض صریح قانون موجود برای تحریم ایران است.

به گفته او، “بند ۴ قوانین تحریم دولت کانادا پیشاپیش وارد کردن اجناس شخصی و هنری را که ارزش تجاری ندارند، مجاز دانسته است و نیازی نیست که وزیر دستور خاصی بدهد.”

این وکیل ساکن شهر مونترئال گفت امیدوار است این مساله پیش از ضرب العجل ۳۰ روزه حل شود، در غیر این صورت ممکن است از این اداره دولت کانادا در دادگاه شکایت کند.

ونسان والایی گفت: “این رفتار نتیجه اصرار یک مامور گمرک برای اجرا کردن دقیق قانون نیست بلکه سوء برداشت از قانون است. این خانم دو سال از عمرش را صرف ساخت یک اثر هنری کرده که شورای هنر کانادا سفارشش را داده و حالا نه تنها اثر را بر خلاف قوانین توقیف کرده اند بلکه به او می گویند بعد از سی روز آن را نابود خواهند کرد و تازه می خواهند روزی ۱۰۰ دلار هزینه انبار جعبه های شهرفرنگ را هم از موکل من بگیرند.”

صدف فروغی که هنوز از بهت این برخورد و توقیف اثر هنری خود خارج نشده می گوید امیدش برای تصحیح رفتار اداره گمرک کانادا و ترخیص شهرفرنگش را از دست نداده است.

No responses yet

Jul 21 2014

وزير ارشاد: ۵ ميليون کاربر وايبر و واتس‌اپ داریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: علی جنتی، وزير ارشاد، از حدود ۵ ميليون کاربر شبکه‌های ارتباطی چون وايبر و واتس‌اپ در ايران خبر داد و گفت که «در مورد فيلتر يا رفع فيلتر شبکه‌هايی که مورد اقبال ميليونی مردم قرار گرفته بايد با احتياط برخورد کرد».

وایبر و واتس‌اپ دو سرویس پیام‌رسانی است که از طریق اینترت صورت می‌گیرد و برای تلفن‌های هوشمند طراحی شده‌ است.

علی جنتی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۲۸ تير ماه در گفت‌و‌گو با خبرگزاری خانه ملت، وابسته به مجلس، از تدوين آيين‌نامه جديد برای «کميته تعيين مصاديق مجرمانه» خبر داد و افزود: «در صورت تصويب آئين‌نامه جديد فيلتر هر سايتی بايد ضمن اخذ نظر ۱۳ عضو يا اکثريت اعضای کميته تعيين مصاديق مجرمانه صورت بگيرد.»

دادستان کل کشور رئيس «کارگروه تعيين مصاديق محتوای مجرمانه» است که مسئوليت فيلترينگ در ايران را عهده‌دار است.

فرمانده نيروی انتظامی، رئيس سازمان تبليغات اسلامی، رئيس سازمان صدا و سيما، نماينده دبيرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و دو نفر به انتخاب کميسيون‌های صنايع و قضايی مجلس در اين کارگروه عضويت دارند.

۶ نماينده از دولت شامل وزير يا نمايندگان وزارتخانه‌های اطلاعات، ارشاد، دادگستری، علوم، ارتباطات و فناوری اطلاعات و آموزش و پرورش نيز دراين کارگروه حضور دارند.

آقای جنتی يادآور شد که «در گذشته مسئوليت رفع فيلتر و فيلتر کردن برخی سايت‌ها از اختيارات خاصی بود که به هياتی ۵ نفره سپرده شده بود».

محمدعلی اسفنانی، عضو ناظر مجلس در کميته تعيين مصاديق محتوای مجرمانه، ۲۰ ارديبهشت گفته بود: «کارگروه تعيين مصاديق ۱۳ عضو دارد که حداقل ۷ عضو بايد حضور داشته باشند تا جلسه رسمی شود و در حضور ۷ عضو با ۴ رأی می‌توان تصميم‌گيری کرد».

وی گفته بود: «گروهی ۵ نفره از ۱۳ عضو کارگروه فيلترينگ برای تشکيل جلسات فوری و تصميم‌گيری‌های ضروری انتخاب شده‌اند.»

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه تاکيد کرد که «بعيد نيست برخی اختلاف سليقه‌هايی در اعمال فيلتر و يا رفع آن بين اعضای کميته تعيين مصاديق مجرمانه در زمينه‌های شبکه‌های ارتباطی باشد مانند وايبر٬ واتس آپ و شبکه‌های اجتماعی هم مانند فيس بوک و تویيتر و امثال اينها وجود داشته باشد».

در ماه‌های گذشته تعدادی از مقام‌های مختلف دولتی خواستار رفع فيلتر شبکه‌های اجتماعی شده‌اند. در مقابل برخی از ائمه جمعه و نمايندگان مجلس به اين اظهارات واکنش نشان داده‌اند.

حسن روحانی، رئيس جمهور ايران ۲۷ ارديبهشت‌ماه از حضور مردم در شبکه‌های اجتماعی استقبال و تاکيد کرده بود که «دوران استبداد و رساندن پيام از طريق بلندگو، منبر و تريبون‌های يک‌طرفه و سنتی» به سر آمده است.

در مقابل ۱۰ نماينده مجلس ۱۵ تير ماه ۱۳۹۳ در تذکری خطاب به محمود واعظی، وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات، «پهنای باند و رفع فيلترينگ» را موضوعات فرعی خوانده و خواستار عدم پرداختن به اين موضوعات شدند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .