اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for October, 2014

Oct 31 2014

محی‌الدین حائری شیرازی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری: انسان با ولایت ساخته می‌شود نه نماز٬ روزه و حج

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محی‌الدین حائری شیرازی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری گفته این «نماز»٬ «روزه» و «حج» نیست که انسان را می‌سازد بلکه «ولایت» است که «انسان» را می‌سازد.

آقای حائری شیرازی این ادعای کم‌سابقه را دو روز پیش مطرح کرده و مدعی شده تنه درخت خوش اخلاقی «ولایت الله» است و تنه درخت بداخلاقی «ولایت طاغوت و استکبار» است.

وی افزوده اگر ولایت «الهی» باشد نماز انسان را اصلاح می‌کند و اگر ولایت «طاغوت» باشد از انسان «حرمله» می‌سازد.

اظهارات این روحانی محافظه‌کار در سال‌های اخیر یکی از کم‌سابقه‌ترین ادعا‌ها و تعریف و تمجید‌ها از علی خامنه‌ای و ولایت فقیه در جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

در پنج سال گذشته که دامنه تعریف و تمجید‌ها از رهبر جمهوری اسلامی گسترش بی‌حد و مرزی یافته است٬ چنین تعابیری از جایگاه ولایت فقیه در اظهارات حامیان خامنه‌ای کمتر دیده و شنیده شده بود.

این عضو مجلس خبرگان رهبری به صراحت ولایت فقیه را اصلی واجب‌تر و مهم‌تر از «نماز» و «روزه» در شرع اسلام دانسته که در نوع خود کم‌سابقه و ادعایی بزرگ است.

No responses yet

Oct 31 2014

غلامعلی صادقی٬ دادستان مشهد اعلام کرد: بازداشت‌شدگانی که همچنان به اسیدپاشی‌ها معترض باشند٬ در زندان خواهند ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: غلامعلی صادقی٬ دادستان انقلاب مشهد گفته تجمعات برگزار شده در اعتراض به اسید‌پاشی‌ها به دعوت «دشمن» بوده و بازداشت‌شدگانی که به اعتراض خود اصرار دارند در زندان به‌سر می‌برند.

آقای صادقی با تائید گزارش‌ها درباره بازداشت تعدادی در جریان برگزاری تجمعات اعتراضی گفته افراد پشیمان از شرکت در این تجمعات آزاد شده‌اند.

این مقام قضایی اعلام نکرده که معترضان به اسید‌پاشی‌ها به چه اتهامی بازداشت و در زندان نگهداری می‌شوند.

در اعتراض به ناتوانی نهاد‌های امنیتی در بازداشت عامل یا عاملان اسید‌پاشی‌های اصفهان تجمعاتی در برخی شهر‌های ایران برگزار شده که برخی از آن‌ها با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد.

مقام‌های امنیتی و قضایی تائید کرده‌اند در جریان این تجمعات «غیرقانونی» گروهی را دستگیر کرده و با تجمعات دیگر هم برخورد خواهند کرد.

در حاشیه پرونده اسید‌پاشی‌های اصفهان دست‌کم ۶۰ نفر از جمله پنج خبرنگار و عکاس بازداشت شده‌اند و تعدادی از آن‌ها همچنان در بازداشت به‌سر می‌برند.

دادستان قزوین هم جرم کسانی که با پاشیدن آب قصد شوخی و مزاح دارند را سه ماه تا یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق اعلام کرده است.

No responses yet

Oct 31 2014

عیسی سحرخیز: شکل دادن دشمن جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: حدس من این است که هاشمی رفسنجانی وقتی قلم به دست گرفت تا نامه ای برای پادشاه عربستان بنویسد و خواستار توقف اعدام شیخ نمرباقر النمر، روحانی زندانی شیعه شود، به گونه ای خاطرات سه دهه روابط پر فراز و نشیب تهران و ریاض را با خود مرور می کرد؛به ویژه آن رویداد مهم سال ١٣٦٥ که پیامد آن فاجعه ی خونبار مرداد ماه ٦٦ بود و سخنان بسیار تند آیت الله خمینی خطاب به سران سعودی.

حال که مرحوم آیت الله العظمی منتظری بین ما نیست شاید هیچ مقامی در ایران چون آیت الله رفسنجانی از پشت پرده ی روابط سیاسی ایران و عربستان آگاه نباشد و چون او درک نکند که اوج گیری دوباره ی تنش بین دو کشور چه پیامدهای سنگینی می تواند در پی داشته باشد که “جنگ نفت” کمترین آن ها خواهد بود.

رویدادهایی چون انفجار پایگاه نظامی الخبر در سال های آخر ریاست جمهوری رفسنجانی که در پی آن انگشت های اتهام به سوی ایران نشانه رفت و بهانه ی لازم به دست آمد تا بیش از ٤٠٠ مرکز نظامی، راهبردی و زیرساخت های صنعتی و اقتصادی ایران هدف بالقوه ی موشک های تهاجمی غرب قرار گیرد؛ و اگر پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ نبود و سران ریاض به نشانه ی حسن نیت در برابر دولت اصلاحات در برابر نتایج تحقیقات کوتاه نمی آمدند و با برنامه ی حملات نظامی تلافی جویانه ی آمریکا و متحدانش مخالفت نمی کردند، بدون شک تاریخ دوران اخیر ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد.

لابد با بازخوانی چنین بحران هایی بوده است که رفسنجانی برغم تمام جوسازی های جریان اقتدارگرا، دست به قلم شد و بی خیال فشارهای تبلیغاتی ستیزه جویان داخلی، خطاب به ملک عبدالله تاکید کرد که جلوگیری از اجرای حکم اعدام شیخ نمرباقر النمر “باعث یأس تفرقه‌افکنان و تقویت وحدت شیعه و سنی در جهان اسلام خواهد شد” و از این رو “انتظار می‌رود در این برهه که فتنه‌ها کیان امت اسلامی را نشانه گرفته، عدم اجرای حکم آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر، تفرقه‌افکنان را مأیوس ‌کند و باعث تعامل و حل مشکلات جهان اسلام ‌شود. مسلمانان اتخاذ چنین تصمیمی را از جناب‌عالی انتظار دارند.”

اگرچه روابط جمهوری اسلامی و کشورهای عرب جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی پس از انقلاب 22 بهمن ایران به شدت تیره شد و تجاوز صدام حسین به خاک ایران و حمایت مالی و نظامی اکثر قریب به اتفاق کشورهای عرب از رژیم بعث عراق بر تیرگی آن هرچه بیشتر افزود، اما جنایت هولناکی که در غروب روز نهم مرداد ١٣٦٦ ( ششم ذیحجه) در شهر مکه، پس از راهپیمایی مراسم برائت از مشرکین روی داد، اوج تنش در روابط تهران و ریاض و عامل بیان سخنان تند و غیرقابل انتظار آیت الله خمینی علیه “حاکمان حجاز” بود:

“اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه كسانى كه به ما بدى كردند بگذريم، نمى‏توانيم [از] مسئله حجاز بگذريم. مسئله حجاز يك باب ديگرى است، غير [مسائل] ديگر”.

بازخوانی تاریخ نشان می دهد که این رویداد خونین ریشه در ماجراهای پیدا و پنهان مراسم حج سال ٦٥ داشته است و جاسازی وانتقال مواد منفجره در ساک های زوار بی گناه و از همه جا بی خبر حجاج “نجف آباد”، توسط جریان های تندرویی که در پی صدور فیزیکی انقلاب در خارج از ایران بودند و ایجاد نمونه های مشابه جمهوری اسلامی در اقصی نقاط جهان.

این سالی است که میرحسین موسوی در ایران نخست وزیر است و سید علی خامنه ای رئیس جمهور و آیت الله خمینی رهبر ایران. این یکی از ماجراهایی است که باعث اعتراض آن زمان نخست وزیر وقت می شود و در بالاترین سطوح کشور تنش سیاسی ایجاد می کند و در پی آن موجب دخالت مستقیم آیت الله خمینی می شود و به ظاهر آتش اختلاف ها خاموش می شود، اما گدازه های آن زیر خاکستر می ماند تا دو دهه بعد، که بار دیگر در انتخابات سال ٨٨ شعله ور گردد.

در آن سال قرعه به نام من و یکی از دوستان همکار در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) افتاد تا به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار و گزارش های مراسم حج به عربستان سفر کنیم، اما طبق معمول مقام های سعودی روی خوش به روزنامه نگاران نشان نمی دادند و از این رو در آخرین ساعات، در شرایطی که تنها چند ساعتی به آخرین پروازهای تهران-ـ جده باقی مانده بود، روادید سفر ما دو نفر را صادر کردند؛ سفری استثنایی و پرهیاهو.

غروب که آخرین پرواز ایران ایر به عربستان در فرودگاه بین المللی جده نشست و پس از بازرسی های شدید و طولانی وارد محل اسکان موقت زوار کشورهای مختلف شدیم برای عزیمت به سوی مکه و مدینه، دشداشه نخریده و لباس عوض نکرده، یکی از همکاران مستعفی خبرگزاری به من نزدیک شد و خبر آورد که “تمام زوار یک گروه نجف آبادی به دلیلی نامعلوم دستگیر و در داخل فرودگاه در شرایط بسیار بد حبس شده اند.”

پرس و جوها موید این رویداد بود، اما هیچ مقام رسمی عربستان حاضر نبود در مورد آن سخن بگوید و رسانه های رسمی سعودی نیز طبق دستور، سیاست سکوت را دنبال می کردند. وضعیت ارتباطی با خارج هم به گونه ای بود که نمی شد از فرودگاه با ایران تماس تلفنی داشت و خبر را مخابره کرد یا اطلاعات محتمل را از دفتر مرکزی در تهران دریافت کرد.

راه آخر این بود که با وجود ممنوعیت خروج از فرودگاه و ورود به شهر جده، خود را به این شهر توریستی برسانیم و به تلفن بین المللی دسترسی پیدا کنیم. پنهان شدن در خودروی حامل شام و مواد غذایی مسوولان دولتی ایران مستقر در فرودگاه، تنها راه موجود برای رفتن به شهر بود و به احتمال زیاد از خیر مراسم حج گذشتن. این کاری بود که با موفقیت انجام شد.

تا به جده برسیم و از محلی مناسب با دفتر تهران تماس بگیریم، روز اول سفر به پایان رسیده بود و بامداد روز بعد بود و شروع به کار شیفت شب خبرگزاری به سردبیری “احمد. خ”. از سر اتفاق احمد آن زمان روزها نیز در دفتر نخست وزیر وقت کار می کرد و به صورت شبانه روزی دسترسی مستقیمی به میرحسین موسوی داشت.

پیامد مخابره ی خبر پخش آن در بخش ساعت شش رادیو بود و اعلام این موضوع که دولت عربستان به دلایل نامعلوم تعدادی از زوار ایرانی را دستگیر کرده است. تازه در پی خوانده شدن این خبر بود که سکوت رسانه های رسمی سعودی شکسته و اعلام شد که افراد دستگیر شده با خود مواد منفجره حمل می کرده اند و آن ها را در ساک های خود جاسازی کرده بودند؛ ادعایی شگفتی آور، آن هم در مورد زواری روستایی یا شهرستانی که بسیاری از آنان بالای پنجاه سال سن داشتند و افراد جوان در میان آن ها اندک بود.

با پخش این اخبار از یک سو نگرانی ها در جمع ایرانیان بالا رفت و از سوی دیگر هراس مقام های امنیتی و نظامی عربستان چندبرابر شد، چون احتمال می دادند که زوار دیگری توانسته باشند محموله های دیگری از مواد منفجره ی جاسازی شده را به مکه و مدینه انتقال داده باشند؛ آن هم در شرایطی که چون روزهای منتهی به انقلاب ایران، شعارنویسی با رنگ و اسپری بر روی دیوارها و پایه های پل ها در مکه و مدینه مشهود بود؛ امری که به نوعی حکومت نظامی محسوس در این دو شهر زیارتی انجامید و استقرار گسترده نیروهای مسلح و ادوات جنگی در کوچه و خیابان، به ویژه در ساعت های پایانی شب.

این وضعیت ادامه داشت و دائم هم بدتر می شد تا به روز مراسم برائت از مشرکین نزدیک شدیم. اوایل روز بود که در بعثه ی مکه خبر پیچید که مقام های نظامی عربستان زوار را به بیابان های اطراف شهر برده و مواد همراه آنان را منفجر کرده اند. در اواسط روز نیز خبر رسید که اغلب اعضای کاروان پس از مشاهده ی آن انفجارهای هولناک آزاد شده و تنها چند جوان مشکوک در زندان باقی مانده اند.

ساعتی بعد افراد آزاد شده ی این گروه صد و ده بیست نفره، رنجور و بیمار، وحشت زده و هراسان وارد ساختمان بعثه ی رهبری شدند و مورد استقبال شیخ مهدی کروبی قرار گرفتند تا در مکانی امن سکنی گزینند و شرح دهند که در این چند روز چه بر آن ها رفته و ماجرا از چه قرار بوده است؛ ماجرای هولناکی که نه آن گروه بی نوا از پشت پرده ی آن خبر داشتند و نه نماینده ی آیت الله خمینی در بعثه و نه نخست وزیر رسمی کشور در تهران، تا چند ماه بعد معلوم شود که چه کسانی پشت ماجرا بوده و چه اهدافی را دنبال می کرده اند!

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در خصوص رویدادهای سال ١٣٦٥ در این ارتباط می نویسد: “آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلام کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساک های خود تی ان تی داشته‌اند”.

این پیش آمد و پیامدهای تبلیغاتی آن از هر دو سو خود مقدمه ی جنایت هولناک سال بعد مکه بر روی پل حجون در کنار قبرستان ابوطالب شد که در جریان آن حدود چهارصد زائر ایرانی شهید شدند و بیش از هزار نفر مجروح و مصدوم که بسیاری از آن ها خانواده های شهداو مفقودان جنگ تحمیلی بودند. برخی از آمار و ارقام میزان تلفات این حادثه را این گونه نشان می دهد:

شهدا و کشته ها: ٢٧٥ حاجی ایرانی، ٨٥ نیروی امنیتی سعودی، ٤٥ حاجی از سایر ملیتها

مجروحان: ٣٠٣ حاجی ایرانی، ١٤٥ نیروی امنیتی عربستانی، ٢٠١ حاجی از سایر ملیتها

پیامد این امر آن شد که عربستان در جایگاه دشمن اصلی جمهوری اسلامی قرار گرفت، حتی در مقامی بالاتر از “رژیم صدام”، “دشمن صهیونیستی” و “شیطان بزرگ” و همان گونه که گفته شد اظهاراتی تند از سوی آیت الله خمینی در مورد این کشور و سران آن: “اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفرو نفاق و ازادی کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد.”

البته این سخنان و تهدیدها هیچگاه جنبه ی عملی نیافت و روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور، هرچند سرد و پرتنش، پس از مدتی از سر گرفته شد؛ در شرایطی که برخی مقام های رسمی ایران نیز اعتراف کردند که در بروز این فاجعه برخی جریان های تندرو جمهوری اسلامی نیز بی تقصیر نبوده اند. از جمله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در سال ۱۳۶۶ از یک گزارش عبدالله نوری یاد می‌کند که در آن ضمن غیرقابل گذشت بودن کار عربستان، به تندروی نیروهای داخلی نیز اشاره شده است.

در این زمینه مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری که از نزدیک اوضاع داخلی و خارجی را به دقت رصد می کرد قضاوت موثق تری داشته است. وی چند ماه بعد از این واقعه ی تاسف برانگیز در نامه ای به آیت الله خمینی نسبت به عملکرد مسئولان ایرانی در این واقعه اعتراض کرد:

“بسیاری از افراد مورد اطمینان كه خود ناظر جریان و در خط مقدم راهپیمایی بوده‌اند می‎گویند همه گناه گردن سعودی‌ها نیست و ممكن بود راهپیمایی آبرومندانه انجام شود و به این‌جا هم منجر نشود، ولی در اثر تندی بچه‌ها و بی برنامگی اجمالاً هجوم و حمله از طرف بچه‌های نپخته ما شروع شد و سوژه به دست دشمن داد، هر چند دشمن مجهز و مهیا بود و دنبال بهانه می‎گشت تا ما را سركوب كند. دشمن در سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساكهای حجاج با ما عاقلانه برخورد كرد و تا اندازه‌ای اغماض كرد و ما موضوع را رسيدگی نكردیم بلكه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد”.

این مشتی بود نمونه ی خروار از تنش های روابط ایران و عربستان که به طور مسلم آیت الله رفسنجانی اکنون اطلاعات دقیق تری از آنرا در اختیار یا در حافظه ی خود دارد، همچنین دیگر مواردی را که در دوران ریاست جمهوری او توسط نیروهای دخیل در ماموریت های برون مرزی روی داده است.

حال که باز تنش در روابط دو کشور بالا گرفته است، در صورت عدم برخورد مناسب و به موقع، هر آن مواردی مشابه با دخالت جریان های تندرو و آشوب طلب می تواند تکرار گردد؛ آن هایی که با بالا رفتن احتمال بهبود روابط ایران و غرب، دنبال دشمن جدید می گردند تا بر اساس آن بتوانند به تشدید فشارهای داخلی ادامه دهند.

هاشمی خوب آگاه است که بین کدام جناح های ایران با حاکمان عربستان همگرایی در جهت از بین بردن دشمنی بین شیعه و سنی وجود دارد و بین کدام ها کینه و عداوت فراموش نشدنی؛ آن هایی که دوستی رفسنجانی را با شاه سعودی برنمی تابند و عربستان را منبع تامین مالی رهبر اصلاحات معرفی می کنند و آن هایی که احمدی نژاد را “ولد” (بچه) می خواندند و رضایت ندادند که یک مقام روحانی ایران در جایگاه امام جماعت خانه ی خدا قرار گیرد، حتی به بهای لغو سفر برنامه ریزی شده!

طبیعی است که جریان تمامیت خواه در ایران با امید دستیابی به اهداف شوم خود، به صورت حساب شده تلاش می کند که دوستان را به دشمنان مبدل سازد، چون خوب می داند حتی حاکمان ریاض نیز دل به “امنیت” دارند و “آسایش”.

افراد تندرویی چون حسین شریعتمداری به حتم گزارش سفر هیات مطبوعاتی ایران به عربستان متشکل از چند مدیر، سردبیر و خبرنگار ایرانی از نشریات مستقل، محافظه کار و اصلاح طلب ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی را دیده و خوانده اند، به ویژه این نکته ی بسیار جدی بسته بندی شده درون کلامی درظاهر شوخی از زبان ملک عبدالله بن عبدالعزیز، در اوج روابط مناسب دو کشور: “حیف که سن و سال من اجازه نمی دهد که زنی ایرانی بگیرم تا با این پیوند خانوادگی عقد مودت و دوستی دائمی بین ایران و عربستان منعقد شود!”

No responses yet

Oct 30 2014

دیدار سینماگران با قربانی اسیدپاشی اصفهان/ سهیلا جورکش: وقتی خوب شدم از من تست بازیگری بگیرید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

خبرآنلاین: مهتاب کرامتی، حمید فرخ‌نژاد، جعفر پناهی و محسن امیریوسفی به دیدار سهیلا جورکش قربانی اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان رفتند.

الهه خسروی‌یگانه:ساعت هشت شب، درب شرقی بیمارستان چمران. حمید فرخ‌نژاد، محسن امیریوسفی و جعفر پناهی ایستاده‌اند تا فرصت دیدار با سهیلا جورکش، قربانی اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان فراهم شود.

دختری که هم صخره‌نورد بود هم سوارکار، عاشق هنر و دانشجوی حقوق. دیروز وزیر بهداشت چشم‌های سهیلا را عمل کرده است اما این آخرین عمل نیست. تا درمان قطعی راهی سخت و پرفراز و نشیب در راه است. راهی که این دختر ۲۷ ساله باید آن را طی کند.

همه از خودشان می‌پرسند باید به سهیلا چه بگویند؟ اصلا چطور دلداری‌اش بدهند؟ چطور به او بگویند خوب می‌شوی؟

مهتاب کرامتی هم به جمع می‌پیوندد و دکتر حلی‌ساز، رییس بیمارستان چمران از راه می‌رسد تا سینماگران را پیش سهیلا ببرد. توی راه می‌گوید که ۲۴ ساعته داروهایی به او داده می‌شود که مدام در حالت خواب و بیداری باشد و درد نکشد.

آیا زیبایی سهیلا باز می‌گردد؟ آیا صورتش لااقل حالت عادی به خود خواهد گرفت؟ پاسخ دکتر حلی‌ساز منفی است: «صورت هشت درصد سوخته است. بهرحال زیبایی باز نمی‌گردد.» می‌گوید که خانواده‌اش عکس او را پیش از واقعه نشان داده‌اند و او بسیار زیبا بوده است. اما حالا هیچ خبری از آن زیبایی نیست.

ــ و آیا سهیلا در صورت لزوم به خارج هم فرستاده می‌شود؟

ــ چرا که نه. اگر لازم باشد حتما این اتفاق می‌افتد.

او توضیح می‌دهد که بیمارستان چمران بدون گرفتن کوچکترین وجهی و فقط با یک تماس تلفنی سهیلا را بستری کرده است: «هزینه‌ها خیلی بالاست. یک حمام پانسمان که می‌کنند هفتصد هزار تومان هزینه دارد. یعنی هفتصد هزار تومان پول موادی است که برای استحمام مصرف می‌شود. می‌خواهم بگویم از نظر مالی هیچ مشکلی وجود ندارد و دیروز خود وزیر هم از ما خیلی تشکر کرد.»

پوششی پلاستیکی روی کفش‌ها کشیده می‌شود. حالا توی راهرویی هستیم که سهیلا جورکش در یکی اتاق‌هایش بستری است. پرده کنار می‌رود و ما سهیلا را از پشت شیشه می‌بینیم. تمام بدن و سرش باندپیچی شده. فقط لب‌هایش پانسمان ندارد. پرستارها می‌گویند خوابیده. همه سکوت کرده‌اند. هیچ کس حرفی نمی‌زند.

اجازه وارد شدن به اتاق را به سینماگران نمی‌دهند. حتی گل هایی که حمید فرخ‌نژاد هم برای سهیلا آورده بیرون می‌ماند و پرستارها می‌گویند آن را به دست خانواده‌اش خواهند رساند. اتاق قرنطینه است با سه فیلتر بزرگ مکنده که امکان ورود کوچکترین میکروبی به اتاق را نمی‌دهد. اما با وساطت دکتر حلی‌ساز مهتاب کرامتی اجازه می‌یابد که وارد اتاق شود.

کرامتی لباس مخصوص می‌پوشد و به اتاق می‌رود. او به سمت سهیلا خم می‌شود، سهیلا با او حرف می‌زند. دیدار چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد، اما وقتی که مهتاب کرامتی بهت‌زده از اتاق خارج می‌شود، می‌گوید که «از همه تشکر کرد. بسیار به هنر علاقمند است و آرزویش همیشه این بوده که در جمع دوستان سینمایی باشد. از من قول گرفتند که وقتی حالش بهتر شد باز هم به دیدارش برویم.»

محسن امیریوسفی برای سهیلا نسخه‌ای از فیلم «آتشکار» را آورده است. کرامتی می‌گوید: «فیلم را پذیرفتند و بسیار تشکر کردند. به همه سلام رساندند، بسیار امیدوارند. از من خواستند که وقتی خوب شدند امکانی برایش فراهم کنیم که تست بازیگری بدهند.»

روحیه سهیلا همه را شوکه کرده است. حمید فرخ‌نژاد می‌گوید باید همه بدانند که او چه روحیه قوی و عجیبی دارد. این روحیه واقعا ستودنی است و دکتر حلی‌ساز هم قول می‌دهد که وقتی حال سهیلا بهتر شد دوباره امکان دیدار با او را فراهم کند: «فعلا برایش سخت است. به ما گفته تو را به خدا فقط بگذاریم بخوابم.»

صحبت‌های رییس بیمارستان چمران بر تعجب و البته احترام ما به سهیلا جورکش، قربانی اسیدپاشی‌های اصفهان می‌افزاید: «جالب است بدانید کوچکترین حس انتقام در این دختر نیست. خودش می‌گوید در وهله اول فقط می‌خواهم بینایی‌ام بازگردد و بعد زیبایی‌ام. فعلا به چیز دیگری فکر نمی‌کنم.»

جعفر پناهی اما نگران وقتی است که بینایی سهیلا بازگردد و باندها از روی صورتش برداشته شود: «امیدوارم وقتی که این باندها را برداشتند روحیه‌اش به همین صورت باشد. چون آدم احساس می‌کند تازه بعد از برداشتن باندهاست که باید کمک روحی و حمایت اصلی آغاز شود.»

سینما گران از راهرو بیرون می‌روند تا مزاحم سهیلا نباشند. مهتاب کرامتی می‌گوید: «متاسفانه ما مردمی هستیم که اتفاق‌های بد خیلی زودتر برای‌مان عادی می‌شود. همیشه از اتفاق‌های خوب خیلی راحت و ساده می‌گذریم اما اتفاقات بد را مدام تکرار می‌کنیم. امیدوارم این بار این اتفاق نیفتد و این ماجرای وحشتناک درس عبرتی برای همه ما باشد.»

محسن امیریوسفی هم می‌گوید: «باید همیشه درباره آن‌ها حرف زد و فراموش‌شان نکرد. امیدوارم نیروی انتظامی هر چه زودتر عاملان این قضیه را دستگیر کند. به نظرم روحیه سهیلا و حرف‌هایی که زد می‌تواند برای همه الگو باشد.»

در فاصله این یک ساعت از برهوت ناامیدی به ساحل امیدواری رسیده‌ایم. سهیلا جورکش ما را به این نقطه رسانده. دختری که نمی‌تواند لبخند بزند ولی همه وجودش لبخند به زندگی‌ست.

No responses yet

Oct 30 2014

جایزه “آزادی و مسئولیت علمی” برای امید کوکبی، فیزیک‌دان زندانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: جایزه‌ی سال ۲۰۱۴ انجمن جهانی “پیشبرد علم” به امید کوکبی، فیزیک‌دان و زندانی سیاسی تعلق گرفت. مسئولان این انجمن ایستادگی کوکبی در دفاع از “آزادی علمی” و تن ندادن او به همکاری با آن‌چه به آن اعتقاد ندارد را ستودند.

جایزه‌ی “آزادی و مسئولیت علمی” متعلق به انجمن جهانی “پیشبرد علم” به امید کوکبی، فیزیک‌دان و زندانی سیاسی ایرانی، تعلق گرفت.

در بیانیه‌ی این انجمن جهانی علمی ضمن تقدیر از تلاش‌های کوکبی در دفاع از حق آزادی علمی محققان آمده است: «اتفاق رایجی نیست که یک دانشمند جوان در دفاع از حق آزادی آکادمیک و علمی، آزادی خویش را به خطر بیاندازد. امید کوکبی اما این خطر را کرد.»

بیانیه می‌گوید این جایزه به دلیل “شجاعت” کوکبی و “ایستادگی او در دفاع از حق آزادی علمی” و این‌که ترجیح داد حبس را تحمل کند اما از دانش خود در راهی که به آن باور ندارد استفاده نکند، به این محقق جوان تعلق می‌گیرد.

امید کوکبی کیست؟

امید کوکبی یکی از برگزیدگان المپیاد فیزیک و دانشجوی نخبه‌ی ایرانی است که در دانشگاه تگزاس آمریکا به عنوان محقق مهمان در رشته‌ی فیزیک اتمی با گرایش لیزر به تحقیق مشغول بود.

او در بهمن ماه ۱۳۸۹ هنگامی که بعد از سفری کوتاه به ایران قصد بازگشت به آمریکا را داشت در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد. کوکبی به اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” و ” کسب درآمد نامشروع” در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

دادگاه به این دلیل که دانشگاه آمریکایی هزینه‌ی سفرهای تحقیقاتی و مطالعاتی کوکبی به ایران را پرداخت می‌کرد، او را به “کسب درآمد نامشروع” متهم کرد. دلیل اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” نیز این است که کوکبی پیش از این حاضر نشده بود بورسیه جمهوری اسلامی شود و ترجیح داده بود با بورسیه دانشگاه آمریکایی برای ادامه‌ی تحصیل به خارج از کشور برود.

پرهیز کوکبی از همکاری با برنامه اتمی ایران

امید کوکبی در نامه‌ای که از زندان به بیرون فرستاد اعلام کرد که چندین بار از سوی مقامات امنیتی و نظامی ایران به دلیل تخصص‌اش به فعالیت در برنامه‌ی اتمی ایران دعوت شد و هربار این دعوت را رد کرد. او نوشت که او به “حق آزادی شخصی در انتخاب مسیر حرفه‌ای زندگی” باور دارد و تمایلی نداشته تا عضوی از برنامه‌ی اتمی چالش‌برانگیز ایران باشد.

گزارش‌ها از داخل بند ۳۵۰ زندان اوین حاکی از آن است که امید کوکبی در زندان به دیگر زندانیان علاقه‌مند، زبان انگلیسی و فیزیک درس می‌دهد.

در سپتامبر گذشته ۱۸ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل در نامه‌ی سرگشاده‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار آزادی کوکبی شدند. سعید خلیلی، وکیل مدافع کوکبی پیش از این اعلام کرد که با درخواست او برای برگزاری مجدد دادگاه مخالفت شده است.

No responses yet

Oct 30 2014

هولیگان علیه سلفی‌؛ مخالفت با اسلام‌گرایی در آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: تظاهرات چندهزار هولیگان که گفته می‌شود با گروههای راست افراطی آلمان ارتباط دارند، به خشونت کشیده شد

تظاهراتی که روز یکشنبه تحت عنوان “هولیگان (هواداران افراطی فوتبال) علیه سلفی”‌ در شهر کلن آلمان برگزار شد، بنا به گزارش پلیس و رسانه‌های آلمان، به بروز درگیری و خشونت در مرکز شهر کلن تبدیل انجامید.

چند هزار تظاهرکننده که گفته می‌شود با احزاب و گروه های راست افراطی ارتباط دارند که بعضی از آنها به داشتن تمایلات نژادپرستانه متهم هستند، خسارات زیادی به شهر وارد کرده‌اند.

نزدیک به پنجاه مامور پلیس در این زد و خوردها مجروح شده و شماری از هولیگان‌ها بازداشت شده‌اند.

عده ای می گویند که تظاهرکنندگان با دادن شعارهایی مانند “آلمان برای آلمانی‌ها” و “خارجی‌ها بیرون” از یک سو تمایلات “نژادپرستانه” خود را آشکار کردند و از سوی دیگر آب به آسیای احزاب دست راستی نوظهور آلمان ریختند که به نظر می‌رسد در صددند از آب گل‌آلود “اسلام‌هراسی” در جوامع اروپایی ماهی بگیرند.

افراطیونی که معمولا بعد از بازی‌های فوتبال دست به خشونت می‌زنند، اینبار به “فعال اجتماعی” بدل شده و علیه دشمنی واحد به نام “سلفی‌گری” متحد شده‌اند.

رسانه‌ها از حضور فعالان احزاب دست‌راستی در کنار هولیگان‌ها که معمولا بر سر تیم‌های فوتبال مشاجره می‌کنند، خبر داده‌اند.

هفته‌نامه “تسایت” در وبسایت خود از حضور هولیگان‌ها و نئونازی‌ها (نو نازی‌ها) در کنار هم خبر می‌دهد و می‌گوید با وجودی اینکه انتظار می رفت حدود ۱۵۰۰ نفر در گردهم‌آیی شرکت کنند، عملا بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر در محل تظاهرات حضور یافتند که از سراسر آلمان و از حتی از خارج از آلمان به کلن آمده بودند.

جمعیتی نزدیک به ۵۰۰ نفر هم در مخالفت با تظاهرات هولیگان‌ها در همان محل جمع شده بودند که از همان آغاز تظاهرات مورد هجوم طرف مقابل قرار گرفتند.

۱۰۰۰ نفر مأمور پلیس برای کنترل شرایط به محل تظاهرات آمده بودند که با افزایش شمار هولیگان‌ها کنترل شرایط از دست آنها خارج شد و تظاهرات به خشونتی بی‌سابقه کشید.

گفته شده که برخی از شرکت‌کنندگان در این تظاهرات علائم مشخص “نژادپرستانه” بر لباس یا بدن خود داشته‌اند.

موج اسلام‌هراسی در کشورهای غربی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در نیویورک به اوج خود رسید.

اخیرا با قدرت گرفتن گروه موسوم “دولت اسلامی” در عراق و سوریه و آشکارشدن کمک‌های سیاسی-فکری-پرسنلی به آنها از شهروندان کشورهای غربی، که عمدتا از خانواده‌های مهاجر هستند، “اسلام‌هراسی” هم ابعادی تازه یافته است.

درگیری‌ها در کلن و حضور چندهزار جوان آماده به خشونت در آن هشداری است تازه به آلمان که دهه‌هاست با پدیده راست افراطی خشونت‌طلب با تمایلات نژادپرستانه در مبارزه است.

این ماجرا همچنین می‌تواند هشداری به کشورهای دیگر اروپایی مانند بریتانیا و فرانسه باشد که در جوامع خود با مشکلات مشابهی مواجهند.
سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان می‌گوید جنگ در سوریه و عراق حالا خود را در خیابان‌های آلمان نشان می‌دهد.

از آنجایی که هولیگان‌ها معمولا سازمان ندارند و در فعالیت‌های سیاسی شرکت نمی‌کنند، به نظر می‌رسد گروه‌های سیاسی در آلمان در صدد استفاده از آنها برای رسیدن به اهداف خود هستند.

افراطیون خشونت‌طلب که معمولا بعد از بازی‌های فوتبال دست به خشونت می‌زنند، اینبار به “فعال اجتماعی” بدل شده و با یکدیگر علیه دشمنی واحد به نام “سلفی‌‌گرایی” متحد شده‌اند.

مجله اشپیگل گزارش می‌دهد که در تظاهرات و حملات افراطیان فوتبال‌دوست در روز یکشنبه، به جز تخریب و صدمه زدن به خیابانها و خودروها، فریادهای “خارجی بیرون” هم از لابلای تظاهرکنندگان شنیده می‌شد.

هولیگان‌ها چند هفته پیش تظاهراتی مشابه، اما کوچکتر در شهر دورتموند آلمان علیه سلفی‌ها براه انداخته بودند.

در ماه سپتامبر امسال هم در شهر ووپرتال آلمان شماری از جوانان مسلمان با جلیقه‌های یکسان نارنجی‌رنگ که بر پشت آنها “پلیس شریعت” نوشته شده بود به خیابان‌ها آمدند و کوشیدند با لحنی مهربان شهروندان را از کارهای به باور آنها ناشایست بازدارند.

این کارهای “ناشایست” خوردن الکل، بازی قمار، تماشای فیلم‌های پورنوگرافی و استفاده از مواد مخدر بود.

چند هفته پیش هم خیابان‌های شهر هامبورگ صحنه درگیری‌های وسیعی بین کردهای تظاهرکننده علیه جنگ در مناطق کردنشین سوریه از طرف گروه دولت اسلامی و جوانان مسلمان طرفدار آن گروه بود.
سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان

جای نگرانی وجود دارد که درگیری‌ بین افراطی‌ها خشونت‌گرا با طرزتفکرهای گوناگون در خیابان‌های ما افزایش یابد.

در آن زمان اعمال گروه پلیس شریعت به سلفی‌های تندرو نسبت داده شد که یک نوع “تحریک هدفمند” و سربازگیری برای “جنگ مقدس”را دنبال می‌کند.

سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان حالا هشدار داده است که درگیری‌ بین افراطی‌های خشونت‌گرا با طرز تفکرهای گوناگون در خیابان‌های این کشور می‌تواند افزایش یابد.

هانس-جورج مَسِن، رئیس این سازمان گفته که جنگ در خاک سوریه و عراق دارد خود را در خیابان‌های آلمان نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد که رویارویی جدید شهروندان خشونت‌طلب افراطی در خاک کشورهای غربی که دست در دست هم ارزش‌های دمکراتیک و آزادی‌های مدنی این کشورها را در خطر قرار می‌دهند، این جوامع را با مشکلی تازه روبرو کرده است.

امام جمعه یک مسجد در شرق آلمان که به نظر می‌رسد از هواداران گروه‌های اسلام گرای سوریه باشد، اخیرا شکایت کرده است که چرا کسی از رفتن کردها یا ایزدی‌های اروپا که برای جنگ با گروه دولت اسلامی به سوریه می‌روند جلوگیری نمی‌کند، و تنها اسلام‌گرایان زیر ذره‌بین هستند.

آلمان و کشورهای دیگر غربی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ با یک جنبش چپ‌گرایانه وسیع که گاهی به خشونت هم گرایید، روبرو بودند. این جنبش در آن زمان افراطی ولی سکولار بود.

در دهه‌های اخیر اما این جوامع با موجی نو روبرو شده‌اند که یک سوی آن راستگرایی و نژاد پرستی است و سوی دیگر آن جزم‌اندیشی با ایدئولوژی دینی.

صرف‌نظر از اینکه این گروه‌ها از آینده چه تصوری دارند، گویی هر دو خشونت را وسیله قرار داده و ارزش‌های دمکراتیک را هدف گرفته‌اند.

No responses yet

Oct 30 2014

دبیر ستاد احیای امر به‌ معروف قم: پنج‌هزار ناهی از منکر در قم سازماندهی شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی سلیم‌زاده‌٬ دبیر ستاد احیای امر به‌ معروف قم از سازماندهی پنج هزار آمر به‌ معروف و ناهی از منکر در این شهر خبر داده است.

آقای سلیم‌زاده با اعلام این خبر گفته امر به‌ معروف و نهی از منکر در جامعه بر‌تر از «جهاد» است و «جهاد» در مقایسه با امر به‌ معروف مانند قطره‌ای در برابر دریا است.

چند روز پیش نیز فتح‌الله جمیری٬ فرمانده سپاه استان بوشهر از آموزش و سازماندهی ۴۰۰ تیم در زمینه امر به‌ معروف و نهی‌ از منکر در این استان خبر داده بود.

ریاست کل ستاد احیای امر به‌ معروف و نهی از منکر بر عهده احمد جنتی دبیر شورای نگهبان است و در هر استان نیز نماینده علی خامنه‌ای ریاست این ستاد را بر عهده دارد.

محمد سعیدی امام جمعه شهر قم نیز ریاست ستاد احیای امر به‌ معروف و نهی از منکر این شهر را بر عهده دارد.

این ستاد در سال ۱۳۷۳ از سوی علی خامنه‌ای به نام ستاد «احیای امر به‌ معروف و نهی از منکر» نام‌گذاری شده است.

No responses yet

Oct 30 2014

گزارشگران بدون مرز: برخی روزنامه‌نگاران درباره پوشش خبر اسیدپاشی‌ها تهدید شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: سازمان گزارشگران بدون مرز روز چهارشنبه هفتم آبان خبر داد که بر اساس اطلاعات گردآوری شده از سوی این سازمان، تعدادی از روزنامه‌نگاران به ویژه در دو شهر تهران و اصفهان از سوی نهادهای امنیتی با «احضار یا تماس تلفنی تهدید شده‌اند» تا پرونده اسیدپاشی در شهر اصفهان را «پیگیری نکنند و در این باره ننویسند».

رضا معینی، مسئول دفتر ایران و افغانستان سازمان گزارشگران بدون مرز، نیز با اشاره به بررسی دوره‌ای وضعیت حقوق بشر جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل که ٣١ اکتبر در ژنو برگزار می‌شود، خواهان توجه شورای حقوق بشر به «وضعیت نگران کننده» فعالان رسانه‌ای در ایران شد.

به گزارش وب سایت گزارشگران بدون مرز، آقای معینی بیلان چهار سال گذشته‌ ایران در عرصه آزادی اطلاع رسانی را «فاجعه‌بار» دانست.

وی تصریح کرد: «حمله‌های نظام‌مند مسوولان جمهوری اسلامی علیه رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران حرفه‌ای یا شهروندخبرنگاران نشانگر عدم تعهد مسوولان این نظام در برابر الزامات بین‌المللی کشور در عرصه حقوق بشر است».

به گفته گزارشگران بدون مرز، جمهوری اسلامی ایران یکی از «سرکوبگر‌ترین» کشورهای جهان در عرصه آزادی اطلاع‌رسانی، و با ۴٨ زندانی یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران است.

بر اساس گزارش این سازمان، ایران در رده بندی جهانی آزادی مطبوعات در سال ٢٠١۴، از میان ۱۸۰ کشور در رده ۱۷۳ قرار دارد.

گزارشگران بدون مرز با اشاره به سخنان برخی از مقامات جمهوری اسلامی از جمله محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه و احمد خاتمی، امام جمعه تهران، نوشت که واکنش بسیاری از مسوولان جمهوری اسلامی ایران به رویداد اسیدپاشی‌های اصفهان «حمله به رسانه‌ها و تهدید و بازداشت روزنامه‌نگاران است».

این سازمان همچنین به سخنان عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، اشاره کرده که سوم آبان گفته بود: «به برخی رسانه‌ها درباره ماجرای اسید‌پاشی‌های اصفهان تذکر داده شده و برخی هم احضار شده‌اند که در صورت لزوم با آن‌ها نیز برخورد خواهد شد».

سازمان گزارشگران بدون مرز همچنین «قربانیان اسیدپاشی‌های» اصفهان را هفت نفر ذکر کرده است. این در حالی است که مقامات رسمی جمهوری اسلامی می‌گویند که از ۱۵ شهریور تا ۲۳ مهر چهار مورد اسیدپاشی در اصفهان گزارش شده است.

گزارشگران بدون مرز در گزارش خود همچنین به بازداشت تعدادی از خبرنگاران خبرگزاری ایسنا در اصفهان اشاره کرده است.

آریا جعفری، عکاس خبرگزاری ایسنا در اصفهان روز اول آبان و در پی انتشار عکس‌های تجمع اعتراضی مردم اصفهان علیه اسیدپاشی بازداشت شد.

همچنین یک منبع خبری به رادیو فردا گفته بود که زهرا محمدی، سردبیر ایسنای اصفهان و صنم فارسی، دبیر اجتماعی ایسنا نیز بازداشت شده‌اند.

سازمان گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه خود خبر داده است که این دو خبرنگار خبرگزاری ایسنا پس از ۴۸ ساعت بازداشت، آزاد شده‌اند.

۱۲۹ روزنامه‌نگار ایرانی روز چهارشنبه در نامه‌ای ضمن درخواست برای آزادی آریا جعفری، از مسئولان جمهوری اسلامی خواستند که حق قانونی رسانه‌ها برای اطلاع رسانی آزاد و دقیق، محترم بشمارند.

No responses yet

Oct 30 2014

عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار در یک نشست خبری در برلین پرده از برخی جزییات پرونده ریحانه برداشت. وی تصریح کرد که ریحانه در زندان مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و اعدام او را “قتلی دولتی” خواند.

در یک نشست مطبوعاتی فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار پیرامون پرونده برادرزاده خود دست به روشنگری زد.

در این نشست خبری که با حضور رسانه‌های آلمانی و فارسی‌زبان در روز چهارشنبه (۷ آبان/۲۹ اکتبر) در محل کانون پناهندگان سیاسی در برلین تشکیل شد، فریبرز جباری به تشریح پرونده ریحانه پرداخت.

فریبرز جباری تصریح کرد که از زمان بازداشت تا اعدام ریحانه و حتی در مراسم خاکسپاری وی موارد متعددی از نقض حقوق بشر رخ داده است.

ابهام فراوان در پرونده ریحانه

فریبرز جباری که به زبان آلمانی در نشست خبر سخن می‌گفت، نخست به ماجرای قتل و نحوه بازداشت ریحانه و سپس به روند محاکمه و اجرای مجازات اعدام وی پرداخت.
0:04:05|0:05:21

به گفته فریبرز جباری گرچه ظاهراً پرونده ریحانه موردی سیاسی نبوده است، اما نحوه برخورد مقامات قضایی و امنیتی با آن بسیار شبهه‌برانگیز است. بطور مثال ریحانه پس از بازداشت به مدت بسیار طولانی در “سلول انفرادی” به سر برده و از همان آغاز، بازجوها خواهان گرفتن “اعترافات دروغین” از ریحانه بوده‌اند.

به گفته عموی ریحانه، بازجوها و ماموران بارها از وی خواسته بودند در سه مورد سخنان خود را تغییر دهد. “نخست آنکه مقتول، مرتضی عبدالعلی سربندی قصد تجاوز به وی را نداشته، دوم آنکه چاقو (آلت قتل) از جانب ریحانه خریداری و به محل جرم آورده شده و سوم آنکه در آپارتمانی که جرم در آن رخ داده، باز بوده و ریحانه همواره امکان خروج از آنجا را داشته است.”

عموی ریحانه تاکید کرد که ریحانه تنها سه بار پیش از حادثه با مقتول گفت‌وگو داشته و هیچ آشنایی دوستانه‌ای میان آنان وجود نداشته است. به گفته فریبرز جباری، قرار بر این بوده که ریحانه دکوراسیون آپارتمانی را به یک مطب برای مرتضی سربندی انجام دهد.

به گفته عموی ریحانه، مرتضی سربندی گرچه مدرک پزشکی داشته، اما به کار طبابت مشغول نبوده و بیشتر سرگرم کار معامله دارو و تجهیزات پزشکی بوده است. فریبرز جباری تاکید کرد که برای خانواده‌ی ریحانه روشن نیست که آیا مرتضی سربندی واقعاً از عضویت وزارت اطلاعات بیرون آمده بود یا خیر.

وی هر گونه آشنایی قبلی میان ریحانه و مقتول را نادرست خواند. وی تصریح کرد، گرچه حکم اعدام ریحانه از سوی دادگاه صادر شده، اما “انگیزه قتل برای دادگاه نامعلوم” عنوان شده است. به گفته عموی ریحانه این امر بدین معناست که دادگاه نیز نمی‌تواند آشنایی قبلی و ساختگی میان ریحانه و مقتول را توضیح دهد.

عموی ریحانه افزود که در ملاقات ریحانه با سربندی ‌شخصی دیگر نیز با نام‌خانوادگی “شیخی” حضور داشته که در روند بازپرسی و محاکمه هیچ‌گونه ردپایی از وی بدست نیامده است.

فریبرز جباری به شدت این ادعا که مرتضی سربندی در حین نماز مورد حمله قرار گرفته را رد کرد و آن را نادرست خواند.
نشست خبری با حضور فریبرز جباری (نفر وسط) در کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین

نشست خبری با حضور فریبرز جباری (نفر وسط) در کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین

مراسم خاکسپاری در فضایی امنیتی

خانواده ریحانه جباری از اعدام وی در روز شنبه، ۳ آبان اطلاعی نداشته‌اند. به گفته فریبرز جباری، وکیل مدافع ریحانه نیز اجازه ملاقات با وی پیش از اجرای حکم اعدام را نداشته است. خانواده ریحانه تنها پس از اجرای حکم مطلع می‌شوند که ریحانه اعدام شده است.

فریبرز جباری گفت که حتی کمی پیش از اجرای حکم، ماموران در زندان می‌خواستند که ریحانه در برابر دوربین بگوید که “متقول قصد تجاوز و تعرض به وی را نداشته است، اما ریحانه تن به این کار نمی‌دهد”.

ریحانه جباری در پیامی تلفنی که به “وصیت‌نامه شفاهی” وی معروف شده و در رسانه‌ها نیز با صدای خود ریحانه منتشر شده، صریحاّ خواسته است که پس از اعدام “ارگان‌های بدنش” را بطور ناشناس در اختیار بیماران نیازمند قرار دهند، اما به این آخرین خواست ریحانه نیز عملی نشده است.

به گفته خانواده ریحانه، در روز مراسم خاکسپاری نیز ماموران با ایجاد فضای امنیتی، مانع از دیدن پیکر بی‌جان ریحانه شدند. تنها شعله پاکروان، مادر ریحانه برای لحظاتی اجازه یافت، صورت دخترش را ببیند.

عموی ریحانه جباری از تمامی فعالان حقوق بشر، شخصیت‌های ایرانی و خارجی که در کارزار نجات ریحانه اقدام کرده‌ بودند، سپاسگزاری کرد. وی نقش رسانه‌ها برای اطلاع‌رسانی در ربطه با پرونده‌ی ریحانه را مفید دانست.

No responses yet

Oct 29 2014

گاف اساسی جمهوری اسلامی در ماجرای اسیدپاشی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


خودنویس: به نظر می‌رسد گمانه‌زنی کارشناسان و رسانه‌ها و قضاوت وجدان جمعی جامعه و افکار عمومی در مورد دست داشتن چهره‌های پرنفوذ حکومتی در نقش فتوادهنده اسیدپاشی‌ها و تلاش نظام برای لاپوشانی ماجرا، به دور از واقعیت نباشد
به گزارش بخش فارسی خبرگزاری «فرانس ۲۴» ، صبح امروز برخی از رسانه‌های ایرانی از جمله خبرگزاری نیمه‌رسمی مهرنیوز با انتشار تصویری با زیرنویس «تصویر متهم احتمالی اسیدپاشی» مدعی شدند پلیس با استفاده از تکنیک‌های چهره‌نگاری موفق به بازسازی تصویر متهم اسیدپاشی در اصفهان شده است. حتی سردار اسماعيل احمدی‌مقدم رییس پلیس ایران نیز طی مصاحبه‌ای درباره تصویر منتشر شده صحبت کرده و گفته بود این تصویر صد درصد نیست و فقط برآوردی است از اظهارات قربانیان اسیدپاشی درباره هویت فرد مهاجم.

فرمانده نیروی انتظامی در خصوص انتشار تصویری از متهم احتمالی اسیدپاشی همچنین گفته بود: «با مشخصاتی که قربانیان و  یا آنهایی که در معرض تهدید قرار گرفته بودند، از متهم تصویری ترسیم و تصویرنگاری کرده و آن را بررسی می‌کنیم. این عکس‌ها تنها به عنوان سرنخ‌ هستند و ما فعلا نمی‌توانیم در این خصوص مطلبی را قطعی اعلام کنیم چرا که متهم در همه جا با چهره باز دیده نشده است و ما تمام سرنخ‌ها را دنبال می‌کنیم و امیدواریم به زودی به نتیجه برسیم.»

از اولین دقایق انتشار این عکس، سوالات زیاد و شک و شبهه‌های زیادی نسبت به واقعی بودن آن ایجاد شد. سوالاتی از این دست که چرا فرد چهره‌نگاری‌شده در تصویر منتشرشده کراوات دارد؟ همچنین این نکته نیز مورد توجه قرار گرفت که عکس منتشرشده نمی‌تواند نتیجه یک نرم‌افزار شبیه‌سازی باشد چرا که عکس کاملا تمام‌رخ نیست و بیشتر شبیه یک عکس است که کیفیت آن پایین آمده و سیاه و سفید شده است تا ظاهری شبیه به تصاویر چهره‌نگاری شده داشته باشد.

بر اساس مشخصاتی که در عکس منتشرشده در خبرگزاری مهر مشخص است، این عکس ساعت ۱۱:۷ دقیقه شب گذشته برای این خبرگزاری فاکس شده است.
اما حالا مشخص است که این تصویر نه تنها قبلا در اینترنت منتشر شده بلکه متعلق به فرد معروفی نیز هست: دکتر علی جلالی، عضو هیات مدیره سازمان استاندارد ایران، مدیر عامل کمپانی D.A.S در انگلیس و همچنین نماینده سازمان جهانی IRCA نیز هست.
نکته مهم آن‌که تقریبا تمامی رسانه‌های منتشرکننده تصویر، همچون تابناک و خبرگزاری مهر، این تصویر را از خروجی‌های خود حذف کردند.
اما این پایان ماجرا نبود، خبرگزاری مهر ساعت ۱۷:۵۸ به وقت تهران، دوباره عکس فاکس شده دکتر جلالی را منتشر کرد، اما این بار همراه با یک مصاحبه قدیمی از وی با موضوع «استفاده از استانداردهای مدیریتی برای ساخت تخت جمشید» و این مصاحبه را دقیقا همان‌جایی قرار داد که برای اولین بار عکس آقای جلالی را با عنوان مظنون به اسیدپاشی منتشر کرده بود.

هر چند در بخش سمت راست این گزارش، که جایگزین عکس به اصطلاح متهم اسیدپاشی شده بود، همچنان عکس پیشین قرار دارد.

لازم به توضیح است که پس از انتشار تصویر دکتر جلالی به عنوان متهم اسیدپاشی، برخی رسانه‌ها ابهام‌های جدی‌ای را در این زمینه مطرح کردند؛ به عنوان نمونه، وب‌سایت دیگربان، در گزارشی نوشت:

در تصویر ساخته شده از سوی پلیس، متهم از کراوات استفاده کرده که پیش از این در هیچ یک از گزارش‌ها به این مساله اشاره‌ای نشده بود. این تصویر در شرایطی ساخته و منتشر شده که قربانیان گفته بودند فرد اسیدپاش صورت خود را پوشانده بود. این اقدام پلیس، احتمال دست داشتن نیروهای حزب‌الله در اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان را قوت می‌بخشد. پلیس با طراحی این تصویر تلاش کرده عامل اسید‌پاشی‌های اخیر اصفهان را فردی با پوشش غربی و یا احتمالا وابسته به نهاد‌های جاسوسی غرب نشان دهد.

این در حالی است که در چند روز گذاشته، مقامات قضائی، سیاسی، امنیتی و نیز دولت حسن روحانی ، شدیدا منکر ارتباط اسیدپاشی‌ها با بحث امر به معروف و نهی از منکر شده‌اند و عوامل اسیدپاشی‌ها را به خارج از مرزهای کشور ارتباط داده‌اند و حتی خبرنگاران و «آشوب‌گران فضای مجازی» را در اسیدپاشی‌ها مقصر دانسته‌اند.

در همین حال، در روزهای گذشته احتمال دست داشتن آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد، امام جمعه و نماینده ولی فقیه و مجلس خبرگان در استان اصفهان به عنوان آمر و فتوا دهنده اسیدپاشی‌ها به صورت جدی مطرح شده است؛ در این زمینه می‌توانید به گزارش‌های پیشین خودنویس مراجعه کنید:

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .