اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for December, 2015

Dec 10 2015

مرگ «بیش از هفت هزار» مبتلا به ایدز در ایران طی ۳۰ سال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: شکرالله سلمان‌زاده، رئیس مرکز بهداشت استان خوزستان از مرگ هفت هزار و ۳۸۷ نفر از مبتلایان به بیماری ایدز در ایران خبر داده که ۶۶۲ نفر از آنها در استان خوزستان زندگی می‌کردند.

به گزارش «ایسنا»، آقای سلمان‌زاده این «آمار تجمعی» را در همایش روز جهانی ایدز که روز دوشنبه ۱۶ آذر در اهواز برگزار شد، بیان کرده است.

آمار تجمعی، همه مبتلایان و قربانیان این بیماری از سال ۱۳۶۵ تاکنون را دربرمی‌گیرد.

سلمان‌زاده آمار مبتلایان شناخته‌ شده به ویروس ایدز در خوزستان را دو هزار و ۳۳۲ نفر اعلام کرده و گفته «شتاب ابتلا به ایدز از شتاب درمان بیشتر است.»

آمار قربانیان جان باخته بر اثر بیماری ایدز در شرایطی از سوی این مقام مسئول بیان شده که وزارت بهداشت سال ۱۳۸۸ تعداد قربانیان آن را تا سه ماهه دوم سال ۸۸ حدود سه هزار و ۴۰۹ نفر اعلام کرده بود.

انتقال ویروس ایدز در ایران آن‌طور که مقام‌های بهداشتی می‌گویند از سه طریق استفاده از سرنگ مشترک، روابط جنسی و از مادر به کودک شتاب فراوانی گرفته است.

سلمان‌زاده هم نسبت به افزایش مبتلایان به ویروس ایدز از طریق «رفتار پر خطر جنسی» اظهار نگرانی کرده و گفته «انتقال ویروس HIV از راه تماس جنسی در کشور به دو برابر» افزایش داشته است.

مقام‌های بهداشتی در ایران از زنان و کودکان به عنوان دو گروهی نام می‌برند که آمار بیماری ایدز در میان آن‌ها رو به گسترش است.

۱۰ آذر ماه امسال مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات ایدز اعلام کرد به خاطر تغییر روش انتقال ویروس ایدز، رشد ابتلای زنان به این بیماری در ایران ۱۰ برابر شده است.

خانم محرز گفته آمار زنان مبتلا به بیماری ایدز در ایران به ۱۹ درصد رسیده که همین مسئله موجب افزایش کودکان مبتلا به این بیماری در کشور شده است.

براساس گزارش وزارت بهداشت، انتقال از طریق مادر به کودک ۳ درصد از موارد ابتلا به ایدز در سال ۹۲ را تشکیل داده‌ است.

وزارت بهداشت ایران، آمار مبتلایان به ایدز در سال ۹۲ را ۲۷ هزار و ۸۸۸ نفر اعلام کرده که براساس این آمار، ۸۸.۷ درصد مبتلایان به این بیماری مرد و ۱۱.۳ درصد زن هستند.

No responses yet

Dec 10 2015

سردار نقدی: خاتمی شیعه نیست، نوعی از داعش است/ او از ملک عبدالله شرابخوار پول گرفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :سردار نقدی ادعا کرد که خاتمی در سال ۸۸ نزد شاه سعودی رفته و برای انتخابات ایران از وی کسب تکلیف کرده است. او در سخنانی که از سوی پایگاه اطلاع رسانی بسیج برای رسانه ها ارسال شده، ملک عبدالله را شرابخوار نامیده و خاتمی را به پول گرفتن از دولت امارات متهم ساخته است!…

کلمه – گروه خبر: رئیس سازمان بسیج مستضعفین، سید محمد خاتمی را متهم کرد که شیعه نیست و نوعی از داعش است!

سردار نقدی ادعا کرد که خاتمی در سال ۸۸ نزد شاه سعودی رفته و برای انتخابات ایران از وی کسب تکلیف کرده است.

او در سخنانی که از سوی پایگاه اطلاع رسانی بسیج برای رسانه ها ارسال شده، ملک عبدالله را شرابخوار نامیده و خاتمی را به پول گرفتن از دولت امارات متهم ساخته است!

با توجه به ممنوع بودن انتشار نام خاتمی در رسانه ها، مشخص نیست روزنامه های فردا چگونه می خواهند این اتهام پراکنی ها را منعکس کنند.

هرچند توهین به سران پیشین دولت در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی جرم نیست و شایسته تقدیر هم هست، اما بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی، توهین به سران دیگر کشورها ممنوع و قابل پیگرد است.

حال باید دید شورای عالی امنیت ملی که مطبوعات را به خاطر نقض مصوباتش تا تعطیلی می برد، با این توهین فرمانده بسیج چه برخوردی خواهد داشت.

No responses yet

Dec 10 2015

رونمایی از چهره امنیتی رابط بابک زنجانی با دولت احمدی نژاد: نوبت به کارمند سابق وزارت اطلاعات رسید؛ دادگاه غیرعلنی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

کلمه: چکیده :فلاح که یکی از مهره‌های اصلی برای ارتباط شبکه‌ی فساد داخل و خارج از حکومت است در دادگاه ادعا کرده که در هیچ جای کیفرخواست سندی ارائه نشده و فقط کلی‌گویی شده است. او میگوید که دادسرا سخنان زنجانی را مبنی بر اینکه مسئول همه ی مسائل خودش است را نادیده گرفته است. او که رابط معامله چهار میلیارد یورویی بابک زنجانی با مرتضوی و هماهنگ کننده‌ی امضای سه وزیر و رئیس بانک مرکزی بوده است، در این جلسه مدعی شده که در جلسه حضور نداشته و صرفا پشت در جلسه نشسته بوده است….

کلمه – گروه خبر: بیست و یکمین جلسه دادگاه پرونده متهمان نفتی امروز با حضور سومین متهم این پرونده، حمید فلاح هروی از ماموران وزارت اطلاعات دولت احمدی‌نژاد، ادامه پیدا کرد تا رد پای فساد دولت نهم و دهم باز هم برگی دیگر از خود را نمایان کند.

شاید این پرونده‌ی حجیم فساد یکی از معدود اشتراکات سپاه و دولت نهم و دهم است که اختلافات قدرت را کنار گذاشته و توانسته‌اند با در نظر گرفتن منافع مالی مشترک در غارت بیت‌المال دست در دست یکدیگر به چپاول کشور بپردازند.

نکته‌ی قابل تامل ذیگر در این جلسه آن بود که پس از تشکیل ۲۱ جلسه، اینک که نوبت به کارمند سابق وزرات اطلاعات رسیده، دادگاه قرار است شکل غیرعلنی گیرد. اتفاقی که نتیجه‌ی آن از امروز قابل حدس است و می‌توان پیش‌بینی کرد که چه ردهایی از فساد و غارت گم خواهد شد.

فلاح که یکی از مهره‌های اصلی برای ارتباط شبکه‌ی فساد داخل و خارج از حکومت است در دادگاه ادعا کرده که در هیچ جای کیفرخواست سندی ارائه نشده و فقط کلی‌گویی شده است. او میگوید که دادسرا سخنان زنجانی را مبنی بر اینکه مسئول همه ی مسائل خودش است را نادیده گرفته است.

او که رابط معامله چهار میلیارد یورویی بابک زنجانی با مرتضوی و هماهنگ کننده‌ی امضای سه وزیر و رئیس بانک مرکزی بوده است، در این جلسه مدعی شده که در جلسه حضور نداشته و صرفا پشت در جلسه نشسته بوده است.

فلاح همچنین خاطرنشان می‌کند که زنجانی را به مدیرعامل وقت بانک مسکن و مهدی شمس در سال ۸۸ شرکت بهدیس، سازمان حج و زیارت، هواپیمایی جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات در سال ۸۹ معرفی کرده است.

قاضی صلواتی در پایان جلسه امروز گفت: در راستای اجرای ماده ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری و با توجه به تقاضای مکرر متهم ردیف اول و نیز تقاضای متهم ردیف دوم جلسه بعدی دادگاه روز یکشنبه هفته آینده به صورت غیرعلنی برگزار می‌شود.

کیفرخواست به منظور بی‌آبرو کردن تنظیم شده است

بیست‌ویکمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان نفتی صبح امروز با حضور هر سه متهم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و به صورت علنی برگزار شد.

حمید فلاح در دفاع خود اظهار کرد: متاسفانه در کیفرخواست نکته‌ها و کلمات به منظور بی‌آبرو کردن دیگران به هم وصل و فقط نکات منفی دیده شده و این دور از انصاف است.

وی اضافه کرد: در صفحه ۳۴ کیفرخواست آمده که پذیرش ادعا در نزد مراجع قضایی باید مستند به سند باشد و پذیرفتن هر ادعایی از جانب مراجع قضایی بدون سند، غیرقانونی و غیرعقلایی است اما همین نکته از سوی مقام تحقیق رعایت نشده است و بارها در جملات مختلف به این نکته اشاره شده که من زنجانی را به نفت، شرکت فال، شبکه بانکی کشور و سایر کشورها معرفی کرده‌ام بدون اینکه سندی وجود داشته باشد.

در کیفرخواست کلی گویی شده است

متهم ردیف سوم پرونده نفتی ادامه داد: متأسفانه در هیچ جای کیفرخواست سندی ارائه نکردند بلکه کلی‌گویی شده و سعی کردند در هر ۱۰ صفحه به موضوع معرفی زنجانی توسط من به نفت و شبکه بانکی کشور اشاره شود تا ادعای تشکیل شبکه از سوی مخاطب فراموش نشود.

وی با بیان اینکه هیچ سند و مدرکی مبنی بر نقش من در معرفی زنجانی به نفت وجود ندارد، گفت: حتی اگر فرض به محال ادعای کیفرخواست را درست بدانیم اگر منفعتی برای فرد وجود نداشته باشد و اگر دخالت در قراردادها و خرید و فروش موجود نباشد، جرم کسی که معرفی را انجام داده چیست؟ مثلا در کیفرخواست بحث جعل و استفاده از سند مجعول را ذکر کردند اما هیچ سندی ارائه نشده که نشان بدهد حتی یک نقطه را جعل کرده‌ام.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی در ادامه اظهارات خود گفت: بارها در کیفرخواست اعلام شده که تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز در تمامی موارد شخص خود زنجانی بوده و هیچ کس دخالتی نداشته است و در این رابطه به اعترافات زنجانی اشاره شده است اما دادسرا اظهارات و یقین خود را در این موضوع را زیر پا گذاشته و طور دیگری عمل کرده است.

وی ادامه داد: من در سال ۸۷ در شرکت غدیر با معرفی یکی از افراد با زنجانی آشنا شدم. شرکت غدیر بیش از ۱۵۰ شرکت تحت پوشش دارد. اگر صرف معرفی جرم باشد می‌توان نتیجه گرفت که کل جامعه مجرم است.

من در تامین اجتماعی نیروهای مسلح مشغول به کار شدم نه شرکت بابک

متهم ردیف سوم پرونده نفتی اضافه کرد: بعد از خروج از هیئت مدیره شرکت غدیر به درخواست سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح در یکی از شرکت‌ها به عنوان عضو هیئت مدیره مشغول شدم و اینکه گفته می‌شود بعد از منفک شدن از شرکت غدیر به مجموعه زنجانی رفتم دروغی بیش نیست.

وی اضافه کرد: یکی از رنج‌آورترین اتهامات این است که ادعا شده عالمانه و عامدانه علیه نظام اقدام کردم. در حالی که قریب به ۳۰ سال در یکی از استراتژیست‌ترین سازمان‌های وفادار به نظام کار کردم و ۴ سال در جبهه‌ها فرمانده گردان‌های عملیاتی بودم.

همه اش دروغ است

متهم ردیف سوم پرونده نفتی اضافه کرد: موارد ادعا شده در خصوص معرفی، حمایت، هدایت و معرفی زنجانی به بانک‌ها، شرکت‌ها، نهادها و شبکه بانکی سایر کشورها به غیر از مواردی که ذکر می‌کنم، دروغ و کذب است.

وی با بیان اینکه زنجانی را به آقای ش مدیرعامل وقت بانک مسکن و آقای مهدی شمس در سال ۸۸ شرکت بهدیس، سازمان حج و زیارت، هواپیمایی جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات در سال ۸۹ معرفی کرده است، گفت: علی‌رغم ادعاهای زیادی که در کیفرخواست مطرح شده هیچ جا نتوانستند مستندی ارائه کنند.

من با مدیرعامل بانک مسکن در یک شرکت کار می کردیم

حمید فلاح در ادامه قرائت دفاعیات خود در بیست و یکمین جلسه محاکمه متهمان پرونده نفتی به نحوه معرفی زنجانی به آقای ش مدیرعامل بانک مسکن اشاره کرد و گفت: در سال ۸۸ همراه آقای ش که بعدها مدیرعامل بانک مسکن شد در یک شرکت مشغول بودیم.

وی اضافه کرد: پس از آن من با زنجانی آشنا شدم و بر اساس گفته آقای ش که پس از انتصاب به عنوان مدیرعامل بانک مسکن گفته بود افراد فعال اقتصادی را به من معرفی کن، زنجانی را پیش وی بردم و گفتم او یک فعال اقتصادی است. جلسه من با آقای ش که برای تبریک سمت مدیرعاملی پیش او رفته بودیم، فقط ۲۰ دقیقه طول کشید و در این جلسه نه چیزی بین ما ردوبدل شد و نه تفاهمنامه‌ای انعقاد شد.

وی ادامه داد: در کیفرخواست ادعا شده من از نفوذ خود استفاده کرده و زنجانی را به بانک مسکن معرفی کردم و فساد از همانجا شروع شده است در حالی که در آن زمان اصلا بحث ارز و مسئله نفت مطرح نبود.

فلاح ادامه داد:‌ آیا بابت این اقدام و معرفی بابک زنجانی به بانک مسکن منافعی برای منظور شده یا پرداختی صورت گرفته است؟ آیا در هیئت مدیره آنها حضور داشتم و آنها را وادار کردم که وام یا ارز به زنجانی بدهند؟ آیا بابت این معرفی در بانک مسکن حساب باز کرده‌ام؟ من حتی در آن بانک حساب هم ندارم.

روزی میلیاردها نفر به هم معرفی می شوند آیا همه متهم هستند؟

متهم ردیف سوم پرونده نفتی گفت: به غیر از آقای ش دیگر با چه کسی مراوده و مذاکره کرده‌ام؟ آقای زنجانی قبل از معرفی من، با بانک مسکن ارتباط داشت و فقط به دلیل تغییرات مدیریتی می‌خواست آشنایی حاصل شود و اگر من معرفی نمی‌کردم خود به خود آشنایی حاصل می‌شود. اگر اینگونه معرفی جرم است بنابراین از نگاه بازپرس همه افراد جامعه مجرم خواهند بود.

وی ادامه داد: در فضای اقتصادی و اجتماعی کشور روزانه میلیاردها نفر به هم معرفی می‌شوند آیا همه اینها متهم هستند؟ آیا برای معرفی با نیت خیر در زمانی که همه قصد خدمت به نظام را دارند باید حکم مجرمیت صادر کرد.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی ادامه داد: آقای مهدی شمس به دلیل باز بودن فایل‌هایش و برخی مسائل خانوادگی نمی‌تواند خیلی از حرف‌ها را بزند اما نفوذی که رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز از آن یاد کردند از همین جنس است که به دست خودی افرادی که به نظام خدمت می‌کنند از صحنه خارج شوند.

حمید فلاح افزود: من کسی نبودم و هویتی نداشتم ولی به نیت دشمن تا جایی که می‌توانستم آگاه بودم به طوری که روزی از وزارت خارجه با من تماس گرفته شد و از من خواستند به آنجا بروم.

وی افزود: پس از حضور در وزارت خارجه و وقتی علت احضارم را پرسیدم، گفتند براساس اقداماتی که انجام داده‌ای در لیست دستوری‌های آمریکا قرار گرفته‌ای بنابراین تاکید می‌شود به خارج سفر نکنید.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی ادامه داد:‌ به آنها گفتم اگر موضوع تحریم است چرا در لیست اعلام نکردند که پاسخ دادند شیوه‌هایشان متفاوت است و برخی تحریم و برخی دیگر را دستگیر می‌کنند.

فلاح افزود: من که مستقیم کار نمی‌کردم مورد توجه واقع شده بودم چه برسد به افرادی که به صورت مستقیم در دور زدن تحریم‌ها به نظام کمک می‌کردند.

وی اضافه کرد: روزی که برای تمدید قرار بازداشت به خدمت قاضی مقیسه آمدیم به ما گفتند مگر شما به خدا اعتقاد ندارید و چرا از لطف خدا غافل می‌شوید. اگر در خارج از کشور دستگیر و در آنجا گرفتار می‌شدید هیچ کس نمی‌توانست به شما کمک کند. از آنجا بود که به خودم آمدم و موضوع را به گونه‌ای دیگر دیدم.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی در ادامه دفاعیات خود به ماجرای معرفی زنجانی به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: بعد از اینکه زنجانی به اطلاعات معرفی شد و قبل از ارتباط مستقیم با آنها طی یک تماسی اعلام شد که هواپیمایی جمهوری اسلامی برای پرداخت هزینه بنزین در اروپا مشکل دارد و اینکه آیا بابک زنجانی می‌تواند کمک کند یا خیر که به آنها گفتم احتمال دارد زنجانی بتواند کمکی انجام دهد.

ماجرای جلسه بابک زنجانی در هواپیمایی کشوری

حمید فلاح هروی ادامه داد: موضوع را به بابک زنجانی گفتم و ساعت ۱۰ شب همان روز در دفتر هواپیمایی جمهوری اسلامی جلسه‌ای برگزار شد و مسئولان هواپیمایی اعلام کردند که کشورهای اروپایی خدمات نمی‌دهند و ما توانسته‌ایم برای سوختگیری در سایر کشورها فرودگاه‌هایی را شناسایی کنیم اما با مشکل نقل و انتقال پول مواجه هستیم. در آن جلسه عنوان شد از طریق خلبان‌ها و در داخل چمدان پول برای سوخت‌گیری و دادن به فرودگاه‌ها برده می‌شود اما قبول نمی‌کنند و می‌گویند باید به حساب‌شان واریز شود و در غیر این صورت خدمات نمی‌دهند.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی ادامه داد: مسئولان هواپیمایی اعلام کردند که در خارج از کشور پول دارند اما مشکل انتقال وجود دارد. زنجانی در آن جلسه برای پرداخت وجوه اعلام آمادگی کرد و فردای آن روز تقریبا همه آنهایی که در جلسه حضور داشتند به دفتر زنجانی آمدند.

فلاح ادامه داد: زنجانی از دفتر تهران و در کمتر از یک ساعت وجوه را به حساب‌ها واریز کرد و موجب خوشحالی و تعجب مسئولان هواپیمایی جمهوری اسلامی شد و آنها بارها اظهار کردند بانک مرکزی و بانک‌های داخلی توانایی چنین کاری را ندارند. اگر این معرفی‌ها جرم است پس همه دست‌اندرکاران مجرم هستند در حالی که این کار منافعی برای من نداشت و حتی چون مسئولان هواپیمایی جمهوری اسلامی مطالبات خود را سر وقت به زنجانی نداده بودند پس از مدتی زنجانی به من زنگ زد و گفت نتیجه خدمات به دوستان شما این است؟ و بابت این مسئله مرا سرزنش می‌کرد.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی افزود: معرفی زنجانی به وزارت اطلاعات منفعتی برای این وزارتخانه نداشت جز اینکه بخشی از مشکلات نظام را حل کند.

سازمان حج ارز ها را در داخل کیف زائران می گذاشت تا منتقل کند

وی در ادامه به موضوع معرفی زنجانی به سازمان حج و زیارت اشاره کرد و گفت: در شورای عالی امنیت ملی مشکلات سازمان حج و زیارت برای انتقال ارز به عربستان مطرح شد، به من گفتند فکر می‌کنی زنجانی بتواند کمک کند یا خیر، که پاسخ دادم شاید بتواند کمکی انجام دهد و در نهایت زنجانی را به سازمان حج و زیارت معرفی کردم. از طریق شورای عالی امنیت ملی زنجانی را به سازمان حج و زیارت معرفی کردم و متوجه شدیم این سازمان برای انتقال ارز به عربستان به منظور پرداخت هزینه حجاج با مشکلات بسیاری مواجه هست. به طوری که حتی در ساک‌های هر زائر ۲ هزار دلار می‌گذاشتند و بعد از ورود به عربستان دریافت می‌کردند یا اینکه به یکسری چترباز دلارها را می‌دادند تا از راه‌های مختلف به عربستان ببرند. حتی توسط سفارت و همراه بارها ارز‌ها را به عربستان می‌بردند.

فلاح ادامه داد: جلسه‌ای با مدیران ارشد سازمان حج و زیارت برگزار شد که در آن جلسه زنجانی اعلام کرد پول‌ها را نمی‌تواند به حساب سازمان حج و یا بعثه واریز کند اما می‌تواند واریز‌ها را به حساب مشتریان سازمان حج انجام دهد. در آن جلسه زنجانی نرخ خدمات را ۷ در هزار بیان کرد که موجب تعجب مسئولان سازمان حج و زیارت شد و آنها گفتند کمتر از ۴ یا ۵ درصد کارمزد نتوانستند پیدا کنند. مسئولان حج و زیارت اعلام کردند چون ممکن است ذیحسابی ایراد بگیرد ما به شما یک درصد می‌دهیم.

عربستان آن سال ۳۰۰ میلیون دلار پول برای حج ایرانی ها می خواست

متهم ردیف سوم پرونده نفتی ادامه داد:‌ موعد تمتع فرا رسید و هواپیمایی عربستان تقاضا کرد پول خود را به دلار و در یک بانک آمریکایی دریافت کند. مبلغی که باید واریز می‌شد ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیون دلار و طی ۴ قسط بود. اشاره شد که عربستان برای آزار ایران چنین کاری کرده است زیرا تا پیش از این پرداخت‌ها به صورت یورو و در کشورهای دیگر انجام می‌شد اما آنها می‌خواهند از کانال‌های سازمان حج مطلع شوند.

وی افزود: در آن سال به همراه همسرم که پیشتر در سال ۸۳ ثبت‌نام کرده بودیم عازم حج بودیم و این عزیمت نیز امتیازی نبود که از طرف سازمان حج و زیارت داده شده باشد. مسئولان حج از من خواستند دیرتر بروم تا کارها حل شود. همسرم به اتفاق اقوام عازم سرزمین وحی شدند و زنجانی طی ۲۰ روز اقدامات را انجام داد. وقتی به عربستان رفتم ۱۰ میلیون دلار برای پرداخت به یکی از شرکت‌ها باقی مانده بود و چادرهای ایران را تحویل نمی‌دادند. به زنجانی زنگ زدم که او پاسخ داد ۶ بار اقدام کرده اما مرتب ریجکت می‌شود. زنجانی به من گفت راهی برای پرداخت پیدا کرده به شرطی اینکه به محض دریافت سوئیفت‌ها، اعلام نشود تا رد پرداخت را پاک کند.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی ادامه داد: در عملیات اجرایی این مسائل من دخالت نداشتم و منافعی از این مسائل به من تعلق نگرفت. آیا این اقدام اخلال در نظام اقتصادی کشور است.

ماجرای شرکت بهدیس و بابک زنجانی

حمید فلاح هروی در ادامه دفاعیات خود به نحوه معرفی زنجانی به شرکت بهدیس اشاره کرد و گفت: شرکت بهدیس متعلق به گروهی است که برای یکسری از شرکت‌ها خدماتی را انجام می‌دهد. این شرکت اقدام به واردات برخی کالاها از جمله جو و گندم کرده بود و برای تحویل ارز مورد نیاز به مشکل خرده بود.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی اضافه کرد: سال ۹۰ پیش من آمدند و گفتند زنجانی را به ما معرفی کن تا شاید بتواند کاری انجام دهد. این کار را انجام دادم و قراردادی بین طرفین امضا شد و من در جابه‌جایی‌ها دخالتی نداشتم.

وی ادامه داد: قرار بود ظرف مدت ۷۵ روز شرکت بهدیس مطالبات زنجانی را پرداخت کند اما در آن ایام با مشکل واریز وجه از سوی بانک مرکزی مواجه شد و بانک مرکزی به تعهدات خود عمل نمی‌کرد.

فلاح افزود: چند ماه گذشت تا اینکه زنجانی تماس گرفت و گفت سرش شلوغ است و از من خواست امورات مربوط به دریافت مطالبات را پیگیری کند. شرکت بهدیس را تحت فشار قرار دادم و ظرف مدت ۱۱ ماه یک سوم از تعهدات معادل یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان دریافت کردم و در زمان بازداشت پرداخت شد. در این ماجرا منافعی برای من وجود نداشت و بعید می‌دانم در این معامله بتوانم اخلال در نظام اقتصادی کشور پیدا کرد.

وی گفت: متاسفانه در کیفرخواست سعی شده القا شود که من با نفوذ خود زنجانی را به بانک‌ها و بانک مرکزی معرفی کردم در صورتیکه ورود آقای زنجانی به بانک‌ها توسط من و نفوذ من صورت نپذیرفته است.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی گفت: به غیر از آقای ش در بانک مسکن، بقیه موارد دروغ محض و کذب است و مسئولان بانک مرکزی و سایر بانک‌ها را نه می‌شناسم و نه رابطه‌ای با آنها داشتم تا بتوانم نفوذی انجام دهم.

وی به ادعای کیفرخواست مبنی بر معرفی زنجانی به بانک مرکزی اشاره کرد و گفت: اگر آقایان مستندی پیدا می‌کردند به طور قطع هزاران بار آن را اعلام می‌کردند در حالیکه من نه مدیران بانک مرکزی و نه رئیس آن را نمی‌شناسم و آشنایی با آنها ندارم.

حضور من در امضای سه وزیر صحت ندارد

متهم ردیف سوم پرونده نفتی افزود: زنجانی موقعی با بانک مرکزی آشنا شد که توسط بانک‌های دیگر به اندازه کافی شناخته شده بود و بانک مرکزی خود به خود از طریق بانک ملت که شریک زنجانی بود وی را شناخت. یک مصداق بیاورند که من زنجانی را به بانک مرکزی معرفی کرده باشم. در جایی از کیفرخواست ذکر شده که زمان امضای مصوبه توسط ۳ وزیر و رئیس بانک مرکزی من در جلسه حضور داشتم. در حالی که این مسئله صحت ندارد و تنها می‌خواهند نشان دهند وزرا و رئیس بانک مرکزی تحت نفوذ من بودند.

وی گفت: نه زنجانی و نه من در زمان امضای مصوبه وارد جلسه نشدیم و فقط پشت در بودیم و به غیر از ما ۶۰ نفر دیگر نیز پشت در منتظر بودند زیرا این جلسه فقط مختص زنجانی نبود بلکه مربوط به سیاست‌های اقتصادی کشور بود.

متهم ردیف سوم پرونده نفتی ادامه داد: در این تصمیم وزرا نه دخالت داشتم و نه ارتباطی گرفتم و نه نفوذی بر روی وزرا و رئیس بانک مرکزی داشتم و حتی نمی‌دانستم چه تصمیمی می‌خواهند بگیرند و اولین بار بود که آنها را حضوری می‌دیدم.

صمدی یزدی وکیل مدافع متهم ردیف دوم در بیست و یکمین جلسه محاکمه متهمان پرونده نفتی در دفاع از مهدی شمس اظهار کرد: بعد از اتمام جلسه روز گذشته، آقای احمدی‌پور (وکیل بانک مسکن) مرا خواست و گفت که بانک مسکن هیچ شکایتی از مهدی شمس نداشته و ندارد و منظور من از سایر افراد، کارمندان بابک زنجانی بود که در امر جعل دخالت داشتند.

وکیل مدافع متهم ردیف دوم پرونده نفتی همچنین در خصوص وکالت موکلش به مسئولان نفت برای پیگیری امور خارج از کشور گفت: وکیل شرکت نفت مدعی شد که موکلم در این ارتباط، وکالت بدرد بخوری نداده است در حالی که موکلم در حبس به سر می‌برد و چهار وکالت ارائه کرده که نخستین وکالت مربوط به چهارم اسفند ماه سال ۹۱ است.

صمدی‌یزدی گفت: نگرانی ما این است که آقایان نروند آنجا و دعوا را خراب کنند و بعد به پای موکل بنویسند زیرا موکلم مدعی است که می‌تواند کوزه را سالم از آب دربیاورد و مسئله را حل کند.

وی در ادامه به موضوع معرفی زنجانی توسط مهدی شمس به مسئولان نفت اشاره کرد و افزود: بدون هیچ تردیدی، م.ش معرف زنجانی نبوده است و نمی‌توان گفت معرفی وی، سبب، علت و غایت تحویل محموله‌های نفتی به زنجانی بوده است.

وکیل مدافع پرونده نفتی ادامه داد: تکرار نام مهدی شمس به عنوان محمل ورود زنجانی به مجموع نفت لحاظ شده در حالی که موکل نقشی در رابطه زنجانی با شرکت نفت نداشته و در کیفرخواست، تکرار نام موکل، دلیل توجه اتهام به وی ذکر شده است.

صمدی یزدی یادآور شد: جلسه «ا.و.د»، زنجانی و آقای شمس جلسه معارفه نبوده و موضوع ۳۰۰ میلیون یورو اختلاف بین شرکت HK و صندوق بازنشستگی کارکنان نفت بوده است بنابراین آقای م.ش، محمل ورود زنجانی به مجموعه نفت و به تبع آن فروش محمولات نفتی به زنجانی نبوده است.

وی تاکید کرد: ادعای واهی و بی اساس شرکت نفت دلیل بر دخالت موکل در جعل، صرفا ادعای بلاوجه است.

وکیل مدافع مهدی شمس به نامه بابک زنجانی به دادستان تهران اشاره کرد و گفت: در این نامه بابک زنجانی به دادستان نوشته که تمام افراد بازداشت شده بی گناه هستند و حمید فلاح هروی و مهدی شمس سر سوزنی تصمیم نگرفتند و اگر جرمی بوده، مرا مجازات کنید.

صمدی یزودی افزود: مستفاد از اقرار زنجانی این است که شمس صرفا کارمند وی بوده است. آقای شمس نه تنها نقشی در تشکیل و اداره شبکه سازمان یافته ادعایی در کیفرخواست، جعل و استفاده از سند مجعول نداشته بلکه در هیچ یک از اتهامات منتسبه، مداخله نداشته است.

وکیل مدافع متهم ردیف دوم پرونده نفتی گفت: طبق اظهارات س. ج، قرارداد محموله‌های نفتی بین HK و ISO بوده است. زنجانی بیش از ۷۶ شرکت در ایران، مالزی، ترکیه و تاجیکستان و دو بانک داشته و همه این شرکت‌ها و بانک‌ها در مالکیت زنجانی بوده و کارمندان، تحت امر او بوده‌اند. موکل من در این شرکت‌ها نه سهمی داشته و نه کارمنده بوده و نه دخالت داشته است.

وی به اظهارات نماینده دادستان تهران در جلسه هفدهم دادگاه اشاره کرد مبنی بر اینکه یک میلیارد و ۴۲۸ میلیون یورو به حساب زنجانی نزد بانک FIIB واریز می‌شود و او صرفا ۶۶۰ میلیون یورو را به پیمانکاران پرداخت کرده و ۷۶۷ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو را صرف هزینه‌های شخصی خود می‌کند. همان طور که می‌بینید در اینجا هم نامی از موکل من نیست. موکل من در کدام تطهیر و پولشویی بوده است؟

صمدی یزدی گفت: با این حساب، اتهام مشارکت در پولشویی و عواید حاصل از کلاهبرداری بر چه اساسی استوار است و بر چه اساسی این اتهامات را گردن آویز موکل کرده‌اند؟

وی به عدم حضور موکلش در جلسات دفاع بابک زنجانی اشاره کرد و افزود: ریاست دادگاه، حضور مهدی شمس به هنگام دفاع زنجانی را ضروری ندانست زیرا آثارش را در اعمالی که زنجانی مرتکب شده، دخیل تشخیص نداد. ریاست دادگاه عدم حضور موکل در جلسات دادرسی را رد اتهام مشارکت موکل تلقی کرده است.

وکیل مدافع شمس گفت: در جلسه هفدهم دادگاه، نماینده دادستان وابستگی و همبستگی متهمان را سکوت آنها بیان و عنوان کرد با گذشت شش ماه از زمان دستگیری، حرف نمی‌زدند و پس از کشف کامپیوتر لب به سخن گشودند. سکوت متهم از مواردی است که قاضی تکلیف دارد تحقیق و تفحص کند و علت و سبب را بیاید. هیچ چیزی را به سکوت نمی‌توان نسبت داد مگر در یک مورد و آن هم سکوت باکره در خطبه عقد است.

وی ادامه داد: اولاً موکل چند ماه قبل از بازداشت، با صداقت تمام، همه سئوالات بازپرس را پاسخ داده و این مسئله در بازجویی‌ها منعکس است. ثانیاً آقای زنجانی در تاریخ نهم دی ماه سال ۹۰ و آقای حمید فللاح در تاریخ ۲۸ اسفند ماه سال ۹۲ دستگیر شدند. ۲۵ بهمن ماه سال ۹۲ آقای ش بنا به دعوت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ایران می‌آید و ۹۰ روز بعد از آن زمان به شهادت گذرنامه، بین ایران و انگلیس در تردد بوده است. موکل در این مدت خبر بازداشت آقای زنجانی و ح.ف.ه را داشته و می‌دانسته ممنوع‌الملاقات هستند. با این شرایط کدام عقل شیطانی، تصمیم می‌گیرد به کشور بازگردد مگر جنود‌الرحمان که به انسان می‌گوید چون ریگی در کفش ندارد، بازگردد.

صمدی یزدی گفت: پر واضح است که موکل ریگی به کفش نداشته وگرنه چوب بلند شده، گربه دزد را فراری می‌دهد. کدام دلیل از این بالاتر که نشان می‌دهد موکلم پایبند به اخلاق و بوده و اعتبار و شرف و حیثیت خانوادگی خود را برتر از مال و منال دنیا دانسته و بدون واهمه‌ای به ایران آمده و تمامی حقیقت را بدون کوچکترین کتمان، بیان کرده است. در نتیجه، کشف کامپیوتر و سکوت دیگران ارتباطی به موکل ندارد و این موضوع علیه موکل، حجیت ندارد.

وی در ادامه به موضوع فال اشاره کرد و گفت: بگذارید بی‌پرده بگوییم که این موضوع از ابتدا مشکل داشت. اگر اینها قصد داشتند نفت را ببرند و بخورند به کشور باز نمی‌گشتند. اینها نفت را به فال می‌برند و همه هم می‌دانند ایران در تحریم است و نفت ایران از گاو پیشانی سفید و کفر ابلیس مشهورتر است به گونه‌ای که افراد کاربلد، از ۳۰ فرسخی نفت ایران را بو می‌کشند و می‌شناسند.

وکیل مدافع متهم ردیف دوم پرونده نفتی گفت: در نهایت، نفت در فال انبار می‌شود و آن‌هم برای ترخیص کالا، اسناد نمی‌دادند. متاسفانه هم ریش را گرفتیم و هم قیچی و هم محاکمه می‌کنیم. انصاف هم خوب چیزی است. آقای زنجانی دوستی به نام براتی داشت و خود وی نوشته که آقای حلمی و هاکان، پتراویل را معرفی کردند و آنها هم فال را معرفی می‌کنند. زنجانی می‌گوید از م.ش خواستم برود و شرکت فال را بررسی کند. موکل نیز این کار را انجام می‌دهد. زنجانی می‌گوید به م.ش گفتم نظارت داشته باشد تا حقه‌بازی نکنند و بعد از موکل می‌خواهد یک جلسه با فال بگذارد.

وی افزود: زنجانی از موکل می‌خواهد که فال را درگیر کند. همان‌طور که می‌بینید، حرف‌های زنجانی به موکل، امری است. در اصل، م.ش، مستخدم زنجانی بوده است. فال که می‌بیند بازار آشفته است و ایران در گرفتاری است با خود می‌گوید چرا از این نمد، کلاهی نسازد. اینکه وکیل مدافع شرکت نفت می‌گوید فال ورشکست بوده، دلیلش چیست؟ اگر فال ورشکست بود، چطور ۵۰۱ میلیون دلار یا یورو داد.

صمدی‌یزدی درباره پول فروش نفت نیز گفت: پول را به دست موکل من نمی‌دهند زیر مالک نیست و مالک فرد دیگری است. فال، پول‌ها را به حساب‌هایی که زنجانی معرفی کرده واریز می‌کند. در کیفرخواست، علم موکل به تحصیل وجوه و مصرف آن در خرید کشتی و هواپیما، تحقق اتهام انتسابی عنوان شده در حالی که موکل من از زنجانی می‌پرسد آیا پول را به نفت دادی یا نه که او پاسخ می‌دهد ال سی دادم. موکل من از کجا می‌دانست مشکل وجود دارد در حالی که همچنان به زنجانی، محموله‌های نفتی داده می‌شد و سه وزیر و رئیس بانک مرکزی، مصوبه‌ای صادر می‌کنند تا پول به زنجانی داده شود. در آن زمان، خیلی از مقامات در نزدیک شدن به زنجانی از هم سبقت می‌گرفتند.

وکیل مدافع م.ش گفت: گفته می‌شود در مصوبه صادر شده امضای وزیر کشور وجود ندارد و به امضای رئیس جمهور هم نرسیده است و به کارگروه نرفته و اعتبار ندارد. چرا این موضوع را از همان ابتدا نگفتند. وقتی یک مطلبی پیروز می‌شود، ۱۰۰ پدر دارد اما وقتی شکست می‌خورد صاحب ندارد.

وی توضیح داد: اولاً سند مذکور مصوبه هیئت دولت نیست. اگر تشکیل کارگروه لازم بود چرا آقایان قبل از تشکیل کارگروه امضا کردند. این سند یک امریه از سوی سه وزیر به بانک مرکزی برای واریز ارز مورد نیاز نیکو به بانک FIIB و تایید بر ناتوانی بانک داخلی است. در اصل این سند امریه بوده نه مصوبه. کدام عقل سلیمی می‌پذیرد سه وزیر در این برهه حساس بیایند یک سندی را امضا کنند و بعد بگویند این سند نبوده است. اگر این سند نبود چرا به همه بانک‌ها ابلاغ کردند؟. آقای بهمنی چرا این سند را به همه بانک‌ها ابلاغ کرد؟.

صمدی‌یزدی گفت: سند مذکور عامل بسیار مهمی بر وجاهت فعالیت‌های زنجانی بوده است. وقتی چنین مسائلی وجود دارد چطور موکل من متوجه شود، مشکلاتی وجود دارد؛ آصف برخیا که نیست.

وکیل مدافع مهدی شمس افزود: دولت ایران خیلی قوی‌تر از آن است که فکر می‌کنیم و ایمان دارم اگر بخواهند می‌توانند مشاور اوباما را بردارند و به ایران بیاورند. آیا دولت قبلی از انجام تحقیق در خصوص بابک زنجانی عاجز بوده که موکل من با علم و دانش اقدام کند. چرا خودشان درباره ال‌سی‌ها تحقیق نکردند.

No responses yet

Dec 08 2015

آیت‌الله لاریجانی: برخی‌ به دنبال فشار به شورای نگهبان هستند/ راه‌یافتگان به مجلس باید از سلامت فردی و فکری برخوردار باشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

فارس: نایب رئیس کمیسیون عمران مجلس اعلام کرد که در نشست با آیت‌الله آملی لاریجانی، وی گفته است برخی‌ به دنبال فشار به شورای نگهبان هستند.
خبرگزاری فارس: آیت‌الله لاریجانی: برخی‌ به دنبال فشار به شورای نگهبان هستند/ راه‌یافتگان به مجلس باید از سلامت فردی و فکری برخوردار باشند

محمدرضا رضایی کوچی نماینده مردم جهرم در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، با اشاره به جلسه اعضای کمیسیون عمران مجلس با رئیس قوه قضاییه گفت: رئیس دستگاه قضا در این جلسه ارزیابی مثبتی از عملکرد مجلس داشت و عنوان کرد که عملکرد مجلس نهم هم در حوزه تقنین و هم در حوزه نظارت مثبت می‌دانم.

وی افزود: رئیس قوه قضاییه در این دیدار بر همدلی و نزدیک شدن دو قوه به یکدیگر تاکید کرد و گفت، دو قوه مقننه و قضاییه اگرچه استقلال دارند اما نباید جزیره‌ای عمل کنند و باید در کنار هم و با هم کار کنند.

نایب رئیس کمیسیون عمران مجلس اظهار داشت: آیت‌الله آملی لاریجانی خاطرنشان کرد برخی از جریانات به دنبال این هستند که به شورای نگهبان برای تائید کاندیداهایشان فشار بیاورند و می‌گویند ما آنقدر کاندیدا به شورای نگهبان معرفی می‌کنیم که شورای نگهبان ناچار به تائید تعدادی از این افراد شود که این رویه، رویه صحیحی نیست.

رضایی خاطرنشان کرد: رئیس قوه قضاییه گفت که اعضای شورای نگهبان افرادی مسلط به مسائل شرعی و حقوقی هستند و اگر کسی شرایط احراز را داشته باشد وی را تائید می‌کنند و ما نباید شورای نگهبان را از نظر سیاسی تحت فشار قرار دهیم و اجازه دهیم کار خود را انجام دهد، مجلس از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و کسانی که می‌خواهند به مجلس راه پیدا کنند باید افرادی باشند که از شاخصه‌های سلامت فردی و فکری برخوردار باشند.

وی گفت: در این دیدار قوه قضاییه درخواست داشت تا در اعتبارات پروژه‌های عمرانی قوه قضاییه در بودجه سال 95 و برنامه ششم مساعدت‌هایی را با این قوه داشته باشند.

نایب رئیس کمیسیون عمران مجلس اظهارداشت: در این جلسه این تقاضا از سوی نمایندگان مطرح شد که سازمان ثبت اسناد که پیش از این تنها برای زمین‌های کشاورزی بالای 5 هکتار سند صادر می‌کرد برای زمین‌های کشاورزی با متراژ کمتر نیز سند صادر کند تا مشکل مردم مرتفع شود.

رضایی در پایان گفت: همچنین تقاضایی از سوی نمایندگان مطرح شد که همکاری مناسبی میان دو قوه در راستای پروژه‌های نظارتی در بحث طرح‌های عمرانی در مجلس وجود داشته باشد.

No responses yet

Dec 08 2015

متقاضیان تحصیل در رشته‌ علوم انسانی فقط باید در مدارس «اقوام رهبر ایران» تحصیل کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

آمدنیوز:گروه سیاسی– صبح امروز مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران در پاسخ به ایسنا اعلام کرد که: «ثبت‌نام در رشته علوم انسانی در مدارس دولتی ممنوع شده است.» با اعلام این خبر از سوی یک مقام ارشد آموزش و پرورش در پایتخت کشور نشانه‌های اجرای دستورات رهبری نظام در مخالفت با علوم انسانی به سطوح این وزارتخانه و آموزش متوسطه رسید. صحبت‌های این مقام دولتی دو بخش داشت که در زیر به آن‌ها می پردازیم:

مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران در نشست خبری خود با روزنامه نگاران، با این توجیه که از سال آینده هدایت تحصیلی در پایان دوره اول متوسطه انجام خواهد شد اضافه کرد: «سال آینده ثبت نام در رشته ادبیات و علوم انسانی را در مدارس دولتی عادی نخواهیم داشت. دانش‌آموزان متقاضی رشته علوم انسانی باید در دبیرستان‌های فرهنگ ثبت نام کنند. تلاش می‌کنیم دبیرستان‌های فرهنگ را توسعه دهیم.» صحبت‌های او بیشتر از آن‌که نشانه یک برنامه ریزی در خصوص رشته علوم انسانی برای آموزش متوسطه باشد، نشانه توجه به مخالفت آیت الله خامنه‌ای با علوم انسانی است.

مخالفت رهبری با علوم انسانی

رهبر جمهوری اسلامی در شهریورماه ۱۳۸۸ و در یک سخنرانی به وضوح از آموزش بسیاری از علوم انسانی در دانشگاه‌ها ابراز نارضایتی کرده و گفته بود: «بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه‌هایی است که مبانی آنها مادی گری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می‌شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاه‌ها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.» او در همین سخنرانی از مراکز تصمیم‌گیری از جمله دولت، مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی خواسته بود تا به این موضوع رسیدگی کنند.

سابقه مخالفت آیت الله خامنه‌ای با علوم انسانی و انتقادات او به شهریور ۸۸ خلاصه نمی‌شود و او از سال ۱۳۷۹ تا امروز در مقام رهبر جمهوری اسلامی به طور مداوم مسیر انتقادات خود را علنی کرده است. او در اسفندماه ۱۳۷۹ در جمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با دنبال کردن موضوع تهاجم فرهنگی – که تاکنون بارها در سخنرانی‌های خود بدان اشاره کرده است – گفته بود: «برای به زنجیر کشیدن یک ملت، هیچ چیزی ممکن‌تر و سهل‌تر از این نیست که قدرتمندان عالم بتوانند باورهای آن ملت و آن کشور را بر طبق نیازهای خودشان شکل دهند. هر باوری که یک ملت را به اتّکای به خود، اعتماد به نفس، حرکت به جلو و تلاش برای استقلال و آزادی وادار کند، دشمن خونی آن، کسانی هستند که می‌خواهند با قدرت متمرکز، همه‌ی دنیا را در اختیار بگیرند و به نفع خودشان همه‌ی بشریت را استثمار کنند. لذا با آن فکر مبارزه می‌کنند. در نقطه‌ی مقابلش، سعی می‌کنند با راه‌ها و شیوه‌های مختلف، افکار و باورها و جهت‌گیریهایی را در میان آن ملت ترویج کنند که به گونه‌ای بیندیشد که آنها می‌خواهند. وقتی آن‌طور اندیشید، آن‌گونه هم عمل و حرکت خواهد کرد. این یک ابزار بسیار رایج است؛ تئوری‌سازی استعماری. این کار را از اوّلِ انقلاب در ایران کرده‌اند و امروز هم می‌کنند. در جاهای دیگر دنیا هم انجام داده‌اند؛ مخصوص این دوران هم نیست.» سایر انتقادات او را می توانید در وب‌سایت رسمی او در این‌جا دنبال کنید. سخنان او در حوزه علوم انسانی منتهی به دانشگاه نیست. چرا که وی همچنین درباره تحول بنیادین آموزش و پروش هم بارها سخن گفته که در اینجا قابل مطالعه است.

شائبه اجرای دستوری و عجولانه منویات رهبری در سطح آموزش متوسطه و وزارت آموزش و پرورش آن‌جا شدت می گیرد که مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران رسما اعلام می کند که زیرساخت موجود برای اجرای برنامه محدودیت علوم انسانی وجود ندارد! او در همین گفتگو با رسانه‌ها از کمبود مدارس برای اجرای همین طرح سخن رانده و گفته است: «در حال حاضر حدود ۱۲ مدرسه فرهنگ در سطح شهر تهران داریم که با توجه به اینکه باید هر منطقه آموزشی دارای یک دبیرستان فرهنگ باشد، حداقل ۲۴ مدرسه دیگر تا سال آینده راه‌اندازی می‌کنیم.»

مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران با بیان این‌که براساس آنچه در سند تحول بنیادین آمده است، ارتقای کیفی رشته علوم انسانی مد نظر است نه ارتقای کمی، اظهار کرد: «در سند تحول بنیادین بر شناسایی استعدادهای برتر و هدایت آن‌ها به ادامه تحصیل در رشته‌های علوم انسانی تأکید شده است. بنابراین تلاش می‌کنیم مدارس فرهنگ را تقویت کنیم تا به ارتقاء کیفیت تحصیل در این رشته بیانجامد.»

دبیرستان‌های فرهنگ

نکته مهم دیگری که در سخنان آقای چهاربند، مدیرکل آموزش و پرورش تهران درباره ممنوعیت ثبت نام مدارس دولتی در رشته علوم انسانی وجود دارد، صحبت و معرفی دبیرستان‌های خاصی برای رشته علوم انسانی است.

دبیرستان‌های فرهنگ به مجموعه دبیرستان‌های گفته می شود که توسط مجتمع تربیتی فرهنگ بوده و در مالکیت و نظارت دکتر غلامعلی حدادعادل قرار دارد با توجه به سخنان مدیرکل درباره واگذاری و تحصیل انحصاری در این رشته به دبیرستان‌های فرهنگ، به شکل انحصاری موضوع آموزش متوسطه در رشته علوم انسانی به فردی سپرده شده که ضمن تصدی مسئولیت فرهنگستان زبان فارسی از طرف رهبری، دارای نسبت خویشاوندی هم با او بوده و پدر عروس مجتبی خامنه‌ای است. حدادعادل سال‌هاست مدارس غیر انتفاعی فرهنگ را تاسیس نموده و به تازگی با حضور در برنامه خندوانه، خبر از راه اندازی شعبات این مجتمع آموزشی در استان سیستان و بلوچستان هم داده بود.

«در حال حاضر ۱۲ دبیرستان فرهنگ در تهران وجود دارد. ساختمان اصلی مدرسه در حاشیه شمالی پل سیدخندان قرار گرفته؛ جایی که محل استقرار مدیران این مدارس است. «فریدالدین حدادعادل»، پسر و «طیبه ماهروزاده»، همسر غلامعلی حدادعادل اداره این مدارس را برعهده دارند. «زهرا حدادعادل»، همسر مجتبی خامنه‌ای و «بشری خامنه‌ای»، دختر علی خامنه‌ای هم در این مدرسه تدریس می‌کنند.»

با توجه به سابقه اظهارات حدادعادل و نزدیکی او به رهبر جمهوری اسلامی خبر این واگذاری ضمن آن‌که منافع مادی سرشاری را از بودجه وزارتخانه به مجتمع تحت مدیریت او واریز خواهد کرد، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی همان‌طور که با تاسیس دانشگاه امام صادق قصد کادرسازی و تربیت نیروی مطلوب نظر خویش را در ۳۷ سال گذشته دنبال نموده، این بار گستره گزینش نیروهای آینده خود را با تعلیمات مدنظر خود، از سطح دبیرستان‌ها آغاز کند. چیزی که پیشتر هم با خبر تاسیس مدارس قرآنی در همه سطوح و واگذاری مدیریت آنها به حوزه‌های علمیه و اعزام هادیان سیاسی در همه مدارس از طرف سپاه شاهد بوده‌ایم. به نظر می‌رسد رهبر جمهوری اسلامی در ادامه روند تغییرات حکومتی از شکل جمهوری اسلامی به سیستم مطلوب نظر خود پس از اعطای اختیارات فراقانون به سپاه و تشکیل نهادهای موازی اقتصادی، اطلاعاتی و امنیتی و قضایی، حالا قصد دارد با ورود به حوزه آموزش به تحکیم قدرت مطلقه خویش بپردازد.

No responses yet

Dec 08 2015

ترکیه از خارج کردن نیروهایش از شمال عراق «امتناع کرده است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: بنا بر گزارش‌ها، ترکیه از خارج کردن نیروهای ارتش خود از شمال عراق امنتاع کرده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز ترکیه روز دوشنبه ۱۶ آذر گفت نیروهای ارتش خود را که به شمال عراق فرستاده، از این کشور خارج نخواهد کرد.

رسانه‌های ترکیه نیز از قول نعمان کوتولوموش، معاون نخست‌وزیر آن کشور، نقل کرده‌اند که «ترکیه به تمامیت ارضی عراق احترام می‌گذارد… بر شمار نیروهای ما در عراق افزوده نخواهد شد».

مولود چاووش‌اغلو، وزیر خارجه ترکیه، در مصاحبه‌ای با کانال ۲۴ ترکیه، گفته است «همه در عراق حضور دارند. هدف همه هم روشن است. آموزش و ارائه تجهیزات در حال انجام است. حضور ما در عراق مخفیانه نیست».

نخست‌وزیر عراق می‌گوید از ارتش ترکیه دعوت نکرده است به این کشور بیاید و آنها باید طی ۴۸ ساعت خارج شوند.

حضور ناگهانی صدها سرباز ترک در پایگاهی در شمال عراق، رخداد بحث‌برانگیز تازه‌ای در میانه وضعیت پیچیده خاورمیانه و نبردها علیه گروه موسوم به «حکومت اسلامی» به شمار می‌رود.

آنکارا گفته سربازهای ترکیه در قالب نیروهای ائتلاف برای آموزش ارتش عراق است که به شمال آن کشور فرستاده شده‌اند.

پیشتر خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که احمد داود اوغلو، نخست وزیر ترکیه، در نامه‌ای به همتای عراقی خود تاکید کرده است کشورش اعزام نیرو به اردوگاه آموزشی در شمال موصل را متوقف می‌کند.

البته در آن نامه نیز به در خواست دولت عراق برای خروج نیروهای مستقر در خاک آن کشور پاسخی داده نشده بود. [بیشتر بخوانید]

بنا بر گزارش‌ها گروه‌های سیاسی شیعه خواستار خروج فوری سربازان ارتش ترکیه شده و فشارهایی را در این زمینه بر حیدر عبادی وارد می‌کنند.

بخش بزرگی از گروه‌های سیاسی و شبه‌نظامی شیعه از حمایت ایران برخوردار هستند. کشوری که در نقشه سیاسی منطقه در کنار روسیه از حامیان بشار اسد است، در حالی‌که ترکیه از مخالفان سرسخت رئیس‌جمهوری سوریه به شمار می‌رود. تهران از حضور نیروهای ترک در عراق انتقاد کرده است.

نیروهای ارتش ترکیه در پایگاهی واقع در اقلیم کردستان عراق، در نزدیکی موصل، شهری که کنترلش در دست «حکومت اسلامی» است، مستقر شده‌اند. آنها تانک و ادوات سنگین نیز همراه دارند.

به گزارش رویترز آنکارا با وجود اختلافات عمیقش با کردهای سوریه، اما روابط نزدیکی با مسعود بارزانی در شمال عراق دارد.

ترکیه تاکید کرده است که حضور قوایش برای ایجاد امنیت برنامه‌های آموزشی‌ست که در نزدیکی مرز در جریان است.

ایالات متحده از بغداد و آنکارا خواسته تا مسائل پیش آمده را حل و فصل کنند. واشینگتن در عین حال تاکید کرده از حضور نیروهای خارجی در عراق، بدون رضایت دولت مرکزی در بغداد، حمایت نمی‌کند.

No responses yet

Dec 07 2015

نزدیک به ۱۶۰ هزار دختر در سیستان و بلوچستان از تحصیل محرومند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: نماینده زاهدان در مجلس گفته ۱۵۶ هزار دختر در سیستان و بلوچستان از تحصیل بازمانده‌اند. نماینده سراوان نیز مدعی شده مختلط بودن کلاس‌های دختران و پسران در مقطع دبیرستان و فقر، علل ترک تحصیل دختران در این منطقه است.

ناصر کاشانی نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی ایران در نطق پیش از دستور روز دوشنبه ۱۶ آذر (۷ دسامبر) درباره مشکلات آموزشی در استان سیستان و بلوچستان به وزیر آموزش و پرورش تذکر داد.

به گزارش خبرگزاری مجلس شورای اسلامی ایران “خانه ملت”، این نماینده گفته که در استان سیستان و بلوچستان ۱۵۶ هزار دختر از تحصیل باز مانده‌اند. او البته به دلایل این بازماندگی اشاره نکرده است.

ناصر کاشانی نماینده زاهدان در ادامه سخنانش به وضعیت نامناسب مدارس زاهدان که بزرگترین شهر سیستان و بلوچستان است اشاره کرده و گفت: «در بازدیدی که از حاشیه شهر زاهدان داشتم شاهد اوضاع اسف‌بار مدارس این ناحیه بودم. در مدرسه‌ای مسیر فاضلاب از میان مدرسه می‌گذشت که موضوع عجیبی است. بسیاری از والدین دانش آموزان از این تبعیض‌ها گلایه‌مندند حتی میز و صندلی برای آنها نیست و بسیاری از دانش آموزان روی زمین و کنار تخته سیاه با ظاهری مندرس که ناشی از فقر این مناطق است می‌نشینند.»

بیشتر بخوانید: هر سال ۱۴ میلیون دختر نوجوان، قربانی ازدواج‌های زودهنگام

به گفته او حتی در برخی از مدارس زاهدان آب آشامیدنی و سرویس بهداشتی وجود ندارد و وضعیت این مدارس از مدارس روستایی هم بدتر است.

این نماینده مجلس یک مشکل دیگر آموزشی در این منطقه را نبودن مدیران بومی دانست و از آموزش و پرورش خواست تا مدیریت آموزشی این منطقه را که اکثریت آن بلوچ هستند، به افراد بومی بسپارد. کاشانی ادامه داد: «توجه به این امر و انتخاب افراد شایسته این جامعه نقش بسزایی در حل مشکل مدارس این منطقه خواهند داشت. متأسفانه از این عزیزان به اندازه ظرفیت‌هایی که دارند تا کنون بهره برداری نشده است.»

او به عنوان پیشنهاد گفت که شرط معدل از دانشگاه فرهنگیان برداشته شده و به جای آن سهمیه برای جوانان بومی در نظر گرفته شود.

به دلیل مختلط بودن کلاس‌ها، دختران مدرسه نمی‌روند

چند روز پیش از این سخنان، یکی از اعضای مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان مدعی شد که به دلیل مختلط بودن کلاس‌های دبیرستان در این استان، بسیاری از خانواده‌ها از ثبت‌نام دخترانشان در دبیرستان خودداری می‌کنند.

هدایت‌الله میرمرادزهی روز شنبه ۱۴ آذر در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت گفت: «از آنجا که دختران و پسران در مقطع دبیرستان در مناطق محروم تفکیک نمی‌شوند، دختران از ثبت نام در این مقطع خودداری می‌کنند.»

نماینده سراوان، فقر را نیز یکی دیگر از علل ترک تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم دانست و گفت: «در استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان به‌خصوص روستاها امکانات اولیه تحصیل بسیار ناچیز است و دانش‌آموزان به ویژه دختران در میان راه ترک تحصیل می‌کنند.»

بیشتر بخوانید: قطعنامه‌ “منع ازدواج کودکان” در کمیته حقوق بشر سازمان ملل تصویب شد

ترک تحصیل یا بازماندن از تحصیل دختران البته منحصر به استان‌های محروم نیست. روز یک‌شنبه ۱۵ آذر خبرگزاری آنا در گزارشی از محله هرندی در جنوب شرقی تهران به این نکته اشاره کرده بود که به علت نامناسب بودن و ناامنی فضای شهری در این منطقه و نیز تعداد بالای کارتن‌خواب‌ها و معتادان، بسیاری از خانواده‌ها از فرستادن دخترانشان به مدرسه خودداری می‌کنند.

در این گزارش به اظهارات فاطمه دانشور رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران اشاره شده که گفته محله هرندی با پیچیده‌ترین مدل مسائل اجتماعی مواجه هست که در جهان کم‌نظیر است، چرا که در این محلات فقر، فحشا و اعتیاد در هم آمیخته و با یکدیگر تنیده شده‌اند.

طبق آمار رسمی وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۱۳۹۳-۹۴ نزدیک به ۱۸۰ هزار دانش‌آموز تنها در مقطع متوسطه ترک تحصیل کرده‌اند.

No responses yet

Dec 07 2015

عزت‌الله سحابی: برنامه‌های شاه به نفع ایران بود و ما متوجه نمی‌شدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

خودنویس: عزت‌الله سحابی، فعال سیاسی مخالف رژیم شاه و از نیروهای ملی-مذهبی که مدتی ریاست سازمان برنامه و بودجه را در دولت مهدی بازرگان در دست داشت، در کتاب خاطرات* خود نوشته که بسیاری از برنامه‌های محمدرضا شاه، از نظر اصولی به نفع ایران بوده اما اغلب مخالفان، از جمله خودش، این را متوجه نمی‌شدند.

سحابی می‌نویسد: «بسیاری از کارشناسان صدیق اذعان می‌کنند که تعدادی از برنامه‌های شاه از نظر اصولی به نفع ایران بود. مثلاً وقتی که قرارداد ۱۹۷۵ میان شاه و صدام حسین بسته شد، دو دولت امضاء کردند، در دو مجلس نیز تصویب شد و به سازمان ملل رفت و بسیار در آن محکم‌کاری شد. این قرارداد خیلی به نفع ایران بود و خطی را به عنوان خط مرز تعیین کردند که قسمت پرعمق اروندرود بود. شرق این خط به ایران تعلق گرفت ولی ما این را متوجه نمی‌شدیم».

سحابی درباره خریدها و ساخت‌وسازهای نظامی رژیم سابق ایران نیز با ذکر مثال پایگاه‌های هوایی وحدتی و شاهرخی، نوشته است: «از دهه ۴۰ رژیم شاه در غرب کشور شروع به ایجاد استحکاماتی نمود. پایگاه وحدتی و پایگاه شاهرخی که در حقیقت شهری زیرزمینی است و فرودگاه آن نیز زیر زمین است. من خود در زمان جنگ پایگاه وحدتی دزفول را دیدم. هواپیماهای جت اف-۱۴ از زیر زمین با سرعت تمام بیرون می‌آمد و به هوا می‌رفت یا از بالا می‌آمد،‌ چتری پشت آن باز می‌شد و یک‌راست به زیر زمین می‌رفت؛ تشکیلات عظیمی بود».

مهندس سحابی افزوده است:‌ «در آن روزها یعنی حاکمیت مطلقه شاه، بیشتر دوستان و حتی خود من می‌گفتیم شاه خیانت می‌کند و می‌خواهد جنگ اصلی ما را که باید اسرائیل باشد، به جنگ با اعراب بدل کند! باری انقلاب شد و عراق به ایران حمله کرد، آن روز دانستیم که در اساسنامه حزب بعث «وحدت سرزمین‌های عربی زبان» یک اصل شمرده شده است. سرزمین‌های عربی زبان منظور همین استان‌های عربی زبان بود که در ایران است. یعنی ایلام، گیلان‌غرب و خوزستان. پس عراق به طور ذاتی به ایران نظر داشت و می‌خواست قسمتی از ایران را ضمیمه خاک خود نماید. شاه این را فهمیده بود و در غرب استحکامات می‌ساخت اما ما به او ناسزا می‌گفتیم».

عزت الله سحابی مسأله منابع طبیعی را مثال آورده و نوشته است: «منصور روحانی وزیر کشاورزی وقت، یک زمان اعلام کرد که باید هشت میلیون رأس دام، از مراتع کشور خارج شود والا مرتع از بین می‌رود. خود شاه نیز در سخنرانی خود گفت حیوان شریری به نام بز وجود دارد که ریشه‌های گیاهان را می‌کند. این حیوان باید از بین برود. من در زندان این مطالب را در روزنامه خوانده بودم و پیش خود تحلیل می‌کردم که شاه با این کار می‌خواهد روستاییان را وابسته نماید».

او افزوده: «روستاییان از بز، پشم و شیر به دست می‌آورند و از همه چیز و حتی شاخ و گوشت آن استفاده می‌کنند. این حیوان اساس زندگی روستاییان است و آنان با همین حیوانات و زندگی ساده‌شان از دولت مستقل‌اند. و ما فکر می‌کردیم شاه می‌خواهد به این دسیسه روستاییان را به دولت وابسته کند».

سحابی در ادامه می‌نویسد: «در حالی که پس از انقلاب هنگامی‌ که به عنوان نماینده مردم به مجلس راه یافتیم، در کمیسیون برنامه و بودجه مسوولین وزارت کشاورزی پس از انقلاب به کمیسیون می‌آمدند، برخی از آنان مسوولان سازمان جنگل‌ها بودند و می‌گفتند باید سی میلیون رأس دام از مراتع خارج شود، تا کنون مراتع از بین رفته است و برای احیای باقی‌مانده آن این کار باید انجام بشود، و ما دانستیم که واقعاً در کنار گود بودن و شعارهای بزرگ دادن با مسوولیت اجرایی داشتن تفاوت دارد».

—————-

* جلد دوم خاطرات مهندس سحابی (سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۹) به نام «نیم قرن خاطره و تجربه» که در ایران اجازه چاپ نیافته، از سوی نشر خاوران پاریس منتشر شده و در کتاب‌فروشی‌های خارج از کشور در دسترس است. متن بالا از صفحات ۲۶ و ۲۷ کتاب مذکور نقل قول شده‌اند.

No responses yet

Dec 07 2015

پزشک و پرستاری که بخیه کودک ۵ ساله را باز کرده بودند، بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

روز: مقامات قضایی خمینی‌شهر در مرکز ایران می‌گویند که پزشک و پرستاری که بخیه یک کودک ۵ ساله را به دلیل ناتوانی خانواده‌اش از پرداخت هزینه درمان باز کرده بودند، تفهیم اتهام و راهی بازداشتگاه شده‌اند.

یوسف کریمی، معاون دادستان خمینی شهر گفته است که احضار این دو نفر در پی شکایت مادر پسر بچه ای به نام “صدرا” صورت گرفته و مراجع قضایی “با قاطعیت” به اتهامات آنها رسیدگی خواهند کرد.

او از رسانه ها خواسته که پیش از صدور حکم قضایی برای متهمان از اظهارنظر در این مورد خودداری کنند.

اعضای خانواده صدرا روز جمعه ششم آذر او را که چانه اش زخمی شده بود به بیمارستان اشرفی اصفهانی خمینی‌شهر که زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اداره می شود بردند و کادر درمانی چانه او را بخیه زدند، اما بعد که متوجه شدند که خانواده صدرا توانایی پرداخت هزینه درمانی را ندارند، بخیه او را باز کردند.

انتشار خبر این ماجرا در رسانه ها، از جمله در تلویزیون استان اصفهان، واکنش های گسترده ای را برانگیخت.

حمیدرضا طلوعی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت که یک پزشک و یک پرستار که به گفته او اصول اخلاقی و منشور حقوق بیمار را زیر پا گذاشته بودند، از سمت های خود معلق و به مراجع قضایی معرفی شدند.

به گفته آقای طلوعی، چانه صدرا درمان شده و روی آن جراحی پلاستیک هم صورت گرفته است.

حسن قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت ایران هیئتی را برای بررسی موضوع به خمینی شهر فرستاده و گفته است که دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از مردم عذرخواهی کرده است.

No responses yet

Dec 07 2015

جمعی از اساتید حوزه علمیه قم خطاب به مکارم شیرازی: چرا دروغ می‌گویید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

آمدنیوز: جمعی از اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه و شاگردان، مقلدین و علاقمندان آیت‌الله محمدرضا نکونام در جوابیه‌ای که آن را برای انتشار در اختیار پایگاه خبری «آمدنیوز» قرار دادند، نسبت به مطلبی با عنوان «تکذیب یک شایعه» که در وب‌سایت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی منتشر شده است، واکنش نشان دادند.

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در مطلب منتشر شده اعلام کرده است که «بعضی از مراجعه کنندگان به پایگاه اطلاع‌رسانی معظم له می‌گویند، شنیده‌ایم که آقای (آیت‌الله) نکونام گفته مشکلات و محکومیت‌های من در دادگاه ویژه به توصیه آیت‌الله مکارم شیرازی انجام شده است. به اطلاع می‌رساند این سخن دروغ محض است و این قضیه هیچ ارتباطی به معظم له ندارد. عزیزانی که مایل هستند علت محکومیت‌ها را بدانند می‌توانند پرونده ایشان را در دادگاه ویژه روحانیت مطالعه نمایند.»

این اساتید در بخشی از نامه خود خطاب به ناصر مکارم شیرازی آورده‌اند: تعجب نیست از چون شمایی که ارتباط خودتان را با پرونده سازی برای حضرت آیت‌الله العظمی نکونام و محکومیت ایشان، انکار کنید و نتوانید با شجاعت و جسارت به میدان مبارزه و کارزار علمی وارد شوید؛ زیرا هم توان مبارزه ندارید و هم سابقه‌ی چنین تکذیب‌هایی در سخنان‌تان موجود است؛ آن‌جایی که در روزهای آخر سال ۹۳ بر فراز منبر رسول خدا و در جوار حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) به طور کلی انکار کردید که، حضرت استاد را نه می‌شناسید و نه اگر هم ببینید، خواهید شناخت! در صورتی که کتاب «تحریف ناپذیری و حجیت قرآن کریم» ایشان در روزهای بهاری سال ۸۷، تبدیل شده بود به دغدغه‌ی عمده‌ی جنابعالی، به‌ طوری‌که در اجلاسیه‌ی سراسری علمای بلاد همان سال و در حضور سران سه قوه، به شدت و حدّت به ایشان و کتاب‌شان اعتراض کردید. (تمام اسناد و مدارک این ماجرا موجود است و در صورت لزوم منتشر می‌گردد.)

متن کامل نامه جمعی از اساتید، طلاب و شاگردان آیت‌الله محمدرضا نکونام، مرجع تقلید در بند ویژه روحانیت زندان اوین، به شرح زیر است:

باسمه تعالی
حضرت آیت‌الله آقای ناصر مکارم شیرازی

سایت اطلاع‌رسانی وابسته به دفتر جنابعالی خبری در مورخ ۱۰/۹/۹۴ منتشر کرده است که عنوان آن «تکذیب یک شایعه» است. دفتر شما در آن خبر مدعی شده است که محکومیت‌های آیت‌الله العظمی نکونام هیچ ارتباطی با شما ندارد!

ما هم بسیار امیدواریم که شما در این مسأله دخیل نباشید؛ زیرا تمام کارهای کوچک یا کلان‌تان، به پای مرجعیت شیعه نوشته می‌شود نه شخص آقای مکارم. این قبیل پرونده سازی‌ها و تلاش برای حذف رقیب، نه تنها در شأن جایگاه پراهمیتی که شما در آن قرار گرفته‌اید نیست، بلکه به قداست و صلابت آن نیز ضربه سختی می‌زند و در نتیجه دین و دین‌مداری، سست و ضعیف می‌گردد. اما چه کنیم که اساس منش و روش شما در اقتدا به فقه اهل ظاهر و قشری‌گرایان و ترویج آن اندیشه، نه تنها انجام چنین کارهایی را جایز بلکه ضروری می‌داند تا حسادت و کینه‌ی قلبی صاحب آن را در پس توجیهات شرعی و فتوایی پنهان کند؛ شما و فقهای اهل ظاهر، قائلین به وحدت وجود را کافر و نجس می‌دانید. وحدت وجودی که نظر فلسفی – عرفانیِ علمای ربانی و حکمای حقیقی هم‌چون مرحوم امام (قدس سره) و حضرت آیت‌الله العظمی نکونام می‌باشد. این در حالی است که شما هرگز استادی نه در فلسفه و نه درعرفان به خود ندیده‌اید اما سخن از این مقوله را نیز به اهل آن واگذار نمی‌کنید!

تعجب نیست از چون شمایی که ارتباط خودتان را با پرونده سازی برای حضرت آیت‌الله العظمی نکونام و محکومیت ایشان، انکار کنید و نتوانید با شجاعت و جسارت به میدان مبارزه و کارزار علمی وارد شوید؛ زیرا هم توان مبارزه ندارید و هم سابقه‌ی چنین تکذیب‌هایی در سخنان‌تان موجود است؛ آن‌جایی که در روزهای آخر سال ۹۳ بر فراز منبر رسول خدا و در جوار حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) به طور کلی انکار کردید که، حضرت استاد را نه می‌شناسید و نه اگر هم ببینید، خواهید شناخت! در صورتی که کتاب «تحریف ناپذیری و حجیت قرآن کریم» ایشان در روزهای بهاری سال ۸۷، تبدیل شده بود به دغدغه‌ی عمده‌ی جنابعالی، به‌ طوری‌که در اجلاسیه‌ی سراسری علمای بلاد همان سال و در حضور سران سه قوه، به شدت و حدّت به ایشان و کتاب‌شان اعتراض کردید. (تمام اسناد و مدارک این ماجرا موجود است و در صورت لزوم منتشر می‌گردد.)

آقای آیت‌الله مکارم شیرازی!

چرا حضرت آیت‌الله العظمی نکونام از آقایان دیگر شکایت نکرده‌اند و تنها به شما اشاره داشته‌اند؟ متن شکایت ایشان که در دادگاه ویژه‌ی تهران موجود است به عنوان خبری غیرقابل تکذیب از حقایق پشت پرده‌ی وقایع اخیر، پرده بر می‌دارد؛ آن‌جا که ایشان می‌فرمایند: «نمی‌دانم به چه کس یا ارگانی عرض‌حال داشته باشم! آن‌قدر می‌دانم که تنها بی‌کسی‌ام، موجب سی‌سال انگ زدن و پرونده‌سازی دیروز و امروزی گشته است، بدون آن‌که کوچک‌ترین اعتراضی نسبت به آن داشته و یا از خود دفاعی کرده باشم؛ زیرا آن‌ها که باید کاری را انجام دهند که می‌دهند و من نیز نسبت به آن‌ها نه قدرتی و نه اعتمادی داشته‌ام که واقعیتی را بیان کنم. تنها عرض‌حالم را به آقا امام‌زمان (عجل‌اللّه تعالی فرجه الشریف) عنوان می‌کردم تا یاران آن‌ حضرت، به کمک آیند و حال فردی را جویا شوند که شصت‌وشش سال دارد و تا به حال، بیش از پنجاه سال تدریس مداوم داشته است و اینک هم‌چون گذشته به چنگال اختاپوسی نامریی مبتلاست که از چند سال پیش، به جنگ افتاده‌ای آمده است. من جز علم و تخصص، چیزی ندارم و پدری معنوی چون امام را داشته‌ام که از دوازه سالگی همراهی‌اش کرده‌ام بدون آن‌که وابستگی گروهی در جانم رخنه کرده باشد؛ بلکه همیشه، اندیشه‌ای علمی و فرهنگی نسبت به تشیع ولایی، انقلاب و افکار مردمی داشته‌ام. آنان روزهایی، بیش از ده‌ساعت از من پرسش می‌کردند و می‌خواستند هرچه را که می‌گویند، تنها بگویم بله و هم‌چون طایفه مصوّبه، حرف خود را حق مطلق می‌پنداشتند و دیگر شنوای حرف دیگری نبودند. برای مثال، می‌گفتند به شما وحی می‌شود! تا حرف‌های بیهوده دیگری چون مسایل منافی اخلاق! با غذاهای پر نمک و چرب که بسیار زیان‌آور و نامناسب من بود، مرا به سکته و فشار خون و زیادی قند خون مبتلا ساختند و هرچه گفتم طبیب و دکتر، جوابی نمی‌دادند. این در حالی است که من در طول عمر، هیچ‌گونه دارویی مصرف نمی‌کردم و دفترچه بیمه من گویای آن است و با ورزش زندگی می‌کردم. این برخوردها، تمامی موجب سکته و امراض گوناگونی شد که هم‌اینک به آن مبتلا هستم و رخش توانمند و پهلوانی را به بستر بیماری کشانده‌اند. این بود مزد بیش از پنجاه سال خدمت به انقلاب و امام و تدریس و نبوغ! می‌گویند کاری می‌کنیم تا شما از کشور بروید. ولی به قول مرحوم بهشتی: من هسته‌ام و به ریش این مردم بسته‌ام! جایی و کسی را ندارم که آن‌جا بروم. دکتر و بیمارستان و حتی پزشک قانونی، سکته و امراض مرا دنبال و تأیید کرده است. در این مدت، بی‌آن که حرف‌های آن‌ها را زیاد شنیده باشم یا اعتراض کرده باشم، آن‌ها را پذیرفته‌ام؛ بدون این‌که قدرت استماع داشته باشم. دادستان ویژه قم گفت: خدمت آقایی بودم، گفت نابودش کنید و من به ایشان گفتم: سلام مرا به آن آقا برسانید و بگویید نابودش کردم. هرچه پرسیدم آن آقا کیست، جواب ندادند. اگر دادرس حقی وجود داشته باشد، از آقای مکارم شیرازی و دادستان ویژه مجتهدزاده و بازپرس آقای انصاری و آقای قاضوی و قاضی پرونده که نام وی را نمی‌دانم، نسبت به زمینه‌های گوناگون و برخوردهای نامناسب و ناآگاهی از مسایل علمی و شرعی و اجبار و انکاری که نسبت به این‌جانب روا داشته‌اند، شکایت دارم تا ناگفته‌های فراوانی را مطرح سازم و موقعیت دادگاه ویژه در قم مشخص گردد که چگونه طیفی و گروهی اداره می‌شود. زیاده عرضی نیست.»

علاوه بر این سخن قابل پیگیری در هر محکمه و دادگاهی و وجود اسناد متقن و گذشته از انگیزه‌های علمی و سیاسی شما در برخورد پنهان با مرجع تقلید و استاد ما، شواهد و مدارک غیرقابل انکاری مبنی بر این‌گونه دخالت‌ها وجود دارد که یکی از آن‌ها سخنان آقایان موحدی؛ دادستان ویژه‌ی تهران و آشتیانی، نماینده‌ی مردم قم در مجلس شورای اسلامی و نیز شاگرد شماست که مدعی بوده‌اند رساله‌ی حضرت استاد، کپی برداری و سرقت علمی از رساله‌ی جنابعالی‌ است! این ادعای سخیف وقتی رنگ باخت که شاگردان آیت‌الله العظمی نکونام افراد فوق‌الذکر را نسبت به اختلاف بسیار شدید در مبنای فقهی ایشان با فتواهای شما توجه دادند. (مراجعه به رساله حضرت استاد و جنابعالی و تطبیق آنها، بطلان ادعای مذکور را بدیهی می‌نماید.)

ما بسیار مایلیم که علت محکومیت ایشان را بدانیم، اما نه تنها پرونده ساختگی حضرت استاد را نشان‌مان نمی‌دهند، بلکه تهدید می‌شویم و تحت فشار قرار داریم. شما هم خوب واقفید که اساساً قوانین قضایی اجازه مطالعه‌ی پرونده را به کسی جز وکیل پرونده نمی‌دهد، آن‌هم در چارچوبی خاص و تعریف شده؛ از این روست که شاگردان، مقلدین و علاقمندان ایشان را به امر غیر ممکنی حواله می‌دهید تا انگشت اتهام از خودتان دور شود. شما اگر واقعاً مقصر نیستید و خود را دلسوز حوزه‌ها می‌دانید، چرا در این مدت یک‌ساله، با تقاضای ملاقات شاگردان حضرت استاد موافقت نکرده‌اید و حتی حاضر نشده‌اید سخنان ایشان را بدون واسطه بشنوید! امروز نیز آن‌ها را به جایی ارجاع می‌دهید که از همان‌جا آسیب دیده‌اند. شما اگر راست می‌گویید باید برای اثبات بی‌گناهی خود و ایفای درست مسئولیت خودتان، کمک کنید تا صدای حق خواهی شاگردان آیت‌الله العظمی نکونام به گوش مسئولین ارشد نظام برسد و ایشان بتوانند مدارکِ مبنی بر پرونده سازی‌ها و هتک حرمت‌ها را در دادگاهی صالح ارایه دهند. در این‌صورت است که حرف‌تان مسموع می‌باشد و بدهکار آقا امام عصر (ارواحنا فداه)، حوزه‌های علمی‌ی شیعه، مردم و انقلاب نخواهید بود.

علاوه بر آن‌چه گفته شد، انتقادهای شدیداللحن و البته عالمانه‌ی حضرت آیت‌الله العظمی نکونام نسبت به برخی از فتواهای شما؛ مانند حرمت استعمال سیگار، تحریم نسل چهارم از اینترنت پرسرعت، تحریم ارتباط تصویری رایتل، تحریم استفاده از شبکه‌ی اجتماعی فیس بوک و مواردی از این دست و از طرفی عدم توانایی جنابعالی بر دفاع علمی و منطقی از فتواهای خودتان، می‌تواند قوی‌ترین انگیزه برای دخالت در تخریب شخصیت و سعی بر آبروریزی ایشان باشد. و گرنه هر مجتهد عادل و منصفی، وقتی نقدی را متوجه فتاوا و نظریات خود می‌بیند، یا به آن نقدها پاسخ می‌گوید یا نظرات اشتباه و فتاوای نادرست خویش را اصلاح می‌نماید.

سخن بسیار است و شرح ماجرای دیرین درگیری‌های گاه خون‌بار، میان علمای ظاهرمدار با مجتهدین عارف و حکیمان فیلسوف به درازا می‌کشد. تنها به ذکر این نکته بسنده می‌شود که چه خوب و بسیار به‌جاست، آیت‌الله مکارم شیرزای، اولویت‌ها را در کارها و دل نگرانی‌های‌شان مدّنظر قرار دهند و در عوض نامه نگاری‌های مختلف به علمای اسلام در موضوعات مختلف دنیای اسلام، ابتدا تکلیف خودمان را روشن کنند و اجازه دهند با تن دادن به طرح «امتحان و اختبار در سطح اعاظم و مدعیان حوزه‌ی علمیه‌ی قم» میزان صحت ادعا و درون مایه‌ی حقیقی هرکس روشن شود، تا شاید علمای اهل سنت و دانشمندان جهان اسلام، انگیزه‌ی علمی و رغبت عملی برای تعامل و تبادل نظر با حوزه‌ی علمیه‌ی قم بیابند.

در صورت لزوم، صورت تفصیلی مدارک مخالفت‌های جنابعالی با حضرت آیت‌الله العظمی نکونام و دخالت‌های‌تان در امور جاری تدریس و نشر کتاب‌های‌شان، منتشر خواهد شد.

والسلام علی من اتبع الهدی
۱۴/۹/۹۴
جمعی از اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه
شاگردان، مقلدین و علاقمندان حضرت آیت الله العظمی نکونام

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .