اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2017

Mar 15 2017

بازی یارانه‌ای شهردار تهران و یار احمدی‌نژاد، بقایی: یارانه‌ نقدی را به ۲۵۰ هزار تومان می‌رسانم/قالیباف: می‌توان یارانه نقدی را تا سه برابر افزایش داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

آفتاب: حمید بقایی مدعی شد که در صورت رئیس‌جمهور شدن، مبلغ یارانه‌ها را به ۲۵۰ هزار تومان خواهد رساند.
آفتاب‌‌نیوز :
سرویس سیاسی- حمید بقایی که قصد دارد در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ کاندیدا شود امروز (دوشنبه) در نشستی اعلام کرد: یارانه را در گام اول ۱۱۳ هزار و ۵۰۰ تومان، در گام دوم تا ۲۰۰ هزار تومان و در گام سوم به ۲۵۰ هزار تومان می‌رسانم.

به گزارش آفتاب‌نیوز؛ وی مبلغ یارانه قابل پرداخت در شرایط فعلی در گام اول را ۱۱۳ هزار و ۵۰۰ تومان عنوان کرد.

بقایی همچنین از اجرای طرح بیمه بازنشستگی زنان خانه‌دار در صورت پیروزی در انتخابات خبر داد.

بقایی: یارانه‌ نقدی را به ۲۵۰ هزار تومان می‌رسانم/قالیباف: می‌توان یارانه نقدی را تا سه برابر افزایش داد

قالیباف: می‌توان یارانه نقدی را تا سه برابر افزایش داد

در همین حال، شهردار تهران نیز گفته است: معتقدم با مدیریت بهینه منابع مالی و هزینه های دولت می توان یارانه نقدی را تا سه برابر افزایش داد.

محمدباقر قالیباف در بخشی از مصاحبه تفصیلی خود با سالنامه همشهری گفته است: ارزش یارانه‌ای که در سال 89 به مردم داده شد، الان در آستانه سال 96 به یک سوم کاهش پیدا کرده ‌در حالی که هزینه‌ها سرسام‌آور شده. مردم حق دارند بگویند که حداقل باید ارزش یارانه نقدی مطابق با تورم افزایش پیدا می‌کرد و من معتقدم با مدیریت بهینه منابع مالی و هزینه‌های دولت می توان یارانه نقدی را تا سه برابر افزایش داد.ممکن است بگویند که الان پول نداریم؛ بله‌، چون درست مدیریت نکرده ایم چون در اقتصاد به شیوه منتظران منفعل عمل کرده ایم؛ زلف همه معضلات را به حل و فصل چالش های بین المللی گره زدیم و سفره دولت را از سفره مردم بزرگتر کردیم. من معتقدم بیشتر از آن که باید به فکر بردن نفت بر سر سفره مردم باشیم باید به فکر حذف نفت از سفره دولت باشیم.

No responses yet

Mar 15 2017

دیدار جانشین ولیعهد عربستان سعودی با ترامپ، توافق دو طرف: “ایران مشکل امنیت منطقه است” / خوشحالی بی نهایت سعودی ها از ترامپ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی

عصرایران: مشاور جانشین ولیعهد عربستان سعودی گفت: دیدار شاهزاده محمد بن سلمان و ترامپ بسیار موفقیت آمیز بود.

شاهزاده محمد بن سلمان جانشین ولیعهد عربستان سعودی در سفر به واشنگتن با دونالد ترامپ رئیس ایالات متحده آمریکا دیدار و گفتگو کرد.

به گزارش عصرایران، این نخستین دیدار این دو مقام سعودی و آمریکایی است.

رویترز نوشت: مشاور جانشین ولیعهد سعودی این دیدار را نقطه تحول تاریخی توصیف کرد.

این مشاور اضافه کرد: جانشین ولیعهد سعودی و ترامپ بر این نکته توافق کردند که ایران یک مشکل امنیتی در منطقه است.

این ملاقات روز سه شنبه در کاخ سفید واشنگتن برگزار شد.
شاهزاده محمد پسر پادشاه سعودی است و علاوه بر سمت جانشین ولیعهد، سمت های وزیر دفاع و رئیس دفتر پادشاه را برعهده دارد.
در سلسله مراتب حکومت عربستان سعودی، شاهزاده محمد بن سلمان، بعد از پادشاه و ولیعهد، نفر سوم است اما به لحاظ واقعیت های موجود، او هم اکنون بعد از پادشاه، پرقدرت ترین مقام دولت ریاض است.

مشاور جانشین ولیعهد عربستان سعودی گفت: دیدار شاهزاده محمد بن سلمان و ترامپ بسیار موفقیت آمیز بود. این ملاقات، نقطه تحول تاریخی در روابط میان دو کشور است؛ به ویژه بعد از اینکه در دوره ای مواضع دو کشور در برابر پرونده های مختلف فاصله داشتند. این ملاقات روابط دو کشور را در مسیر صحیح خود بازگرداند.

مشاور جانشین ولیعهد عربستان سعودی در بیانیه ای اضافه کرد: این ملاقات انتقال بزرگی در روابط میان دو کشور در همه زمینه های سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی است. این موضوع به دلیل درک بالای رئیس جمهور ترامپ از اهمیت روابط میان دو کشور و نگاه شفاف او به مشکلات منطقه است.

No responses yet

Mar 15 2017

وزیر اطلاعات: در اسلام، ورود به حریم خصوصی ممنوع است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، سخنرانی‌های تبلیغی اعضای دولت و حضور آنها در همایش‌های انتخاباتی افزایش یافته است. محمود علوی وزیر اطلاعات، با شرکت در یک همایش انتخاباتی در اصفهان، تأکید کرد که کار وزارت اطلاعات باید مطابق با اخلاق باشد. او مداخله در حریم خصوصی مردم را از نظر دین اسلام “معصیت” دانست.

روز سه شنبه ٢۴ اسفند/١۴ اسفند، حجت الاسلام محمود علوی، وزیر اطلاعات در همایشی به اسم “انتخابات ٩۶” که در اصفهان برگزار شد بر مسئلۀ امنیت تأکید کرد و گفت: “تامین امنیت همراه با سرور و نشاط باعث شکوفایی جامعه به ویژه علم، فناوری، فرهنگ و هنر می‌شود”.
او گفت “هرنوع حرکتی که به امنیت روانی جامعه آسیب برساند، ممنوع است”.
به گفتۀ وی کار اطلاعاتی باید “اخلاق‌محور” باشد و نباید مردم را بترساند. به گفتۀ علوی “ایجاد رعب فقط باید در مقابل دشمن باشد…  داعش باید از نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بترسد نه شهروندان داخلی”.

وزیر اطلاعات همچنین بر لزوم احترام به “حریم خصوصی” تأکید کرد و گفت: “با معصیت نمی توان امنیت برقرارکرد. اسلام اجازۀ ورود به حریم خصوصی مردم را نمی‌‌دهد و این کار معصیت است و معصیت ما را به جایی نخواهد رساند”.
به گفتۀ علوی “نیت‌ خوانی” ممنوع است و نباید با آبروی مردم بازی شود.
وزیر اطلاعات تذکر داد که در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری، “حضور و مشارکت مردم” عامل تعیین‌کننده‌ای است و افزود: “وزارت اطلاعات با اقدام‌های قانونی و اخلاق‌محور تلاش خواهد کرد تا از ایجاد فضای تخریبی در انتخابات جلوگیری شود”.

No responses yet

Mar 15 2017

ادامه خشک‌سالی در ایران، به رغم بارندگی‌های شدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: در ماه‌های پایانی سال ۹۵ بارش شدید باران باعث جاری شدن سیل در برخی از استان‌های ایران شد اما خشک‌سالی همچنان ادامه دارد. میزان بارندگی در کل سال در شماری از استان‌ها بسیار کمتر از سال قبل بوده است.

میانگین بارندگی در مناطق مختلف ایران از ابتدای سال آبی جاری تا روزهای پایانی اسفند ماه ۱۵۰ میلی‌متر بر مترمربع بوده که در مقایسه با دوره مشابه سال آبی گذشته چهار درصد کاهش داشته است.

سال آبی یک دوره دوازده ماهه است که ابتدای پائیز هر سال آغاز و تا پایان تابستان سال بعد ادامه دارد. مقام‌های وزارت نیرو میانگین بارندگی در سرتاسر یک سال آبی در ایران را بین ۲۴۰ تا ۲۵۰ میلی‌متر اعلام کرده‌اند که بخش اصلی آن به دو فصل پایانی سال مربوط است.

به‌گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نیرو، رحیم میدانی معاون آب و آبفای این وزارت‌خانه روز گذشته (دوشنبه ۲۳ اسفند) با استناد به آمار بارش‌های سراسر ایران نوشت: «از شش حوضه اصلی کشور چهار حوضه در مقایسه با دوره درازمدت با کاهش بارش‌ها روبرو بوده و تنها دو حوضه بارش‌هایی بیشتر از متوسط بلندمدت را تجربه کرده‌اند.»

بیشتر بخوانید: هشدار معاون وزیر نیرو درباره جنگ و درگیری بر سر آب

حوضه آبریز دریای خزر یکی از مناطقی است که با پنج درصد کاهش بارندگی در دو فصل گذشته نسبت به میانگین درازمدت روبرو بوده و بیشترین کاهش به میزان ۲۷ درصد در حوضه مرزی شرق ایران رخ داده است.

خوزستان در صدر استان‌های کم باران

در نیمه نخست سال آبی جاری تنها حوضه‌های آبریز فلات مرکزی و قره قوم ۴ و ۱۱ درصد افزایش بارندگی داشته‌اند. حوزه قره قوم در شمال شرقی ایران قرار دارد و شامل مناطقی در مرزهای مشترک با افغانستان و ترکمنستان می‌شود.

بررسی آمار ارائه شده از میزان بارندگی در بخش‌های مختلف کشور حاکی است که از ۳۱ استان ایران ۲۱ استان در دو فصل گذشته در قیاس با دراز مدت به لحاظ کم‌آبی در وضعیت نامناسبی قرار دارند.

بیشتر بخوانید: یازده استان ایران در معرض سیل و سرما

بیشترین کاهش بارندگی در شش ماه گذشته با ۵۰ درصد به استان بحران‌زده خوزستان تعلق دارد که مدت‌هاست با معضلاتی چون آلودگی آب و افزایش شدید ریزگردها دست به گریبان است. استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و ایلام با ۳۷ درصد کاهش بارندگی در ردیف بعدی قرار دارند.

در حالی که میانگین بارندگی در شش ماه گذشته افت داشته، در بسیاری از مناطق بخش بزرگی از بارش‌ها در چند روز رخ داده و به جاری شدن سیل در استان‌هایی مانند فارس، بوشهر، کهکیلویه، لرستان، خوزستان، هرمزگان و کرمان در پایان بهمن ماه منجر شده است.

کاهش آب ورودی به سدها

به گفته‌ معاون وزیر نیرو به دلیل کاهش بارندگی در پائیز و زمستان که فصل‌های اصلی بارش محسوب می‌شوند حجم آب ورودی به دخیره‌گاه سدها نیز دچار افت محسوسی شده و آب ورودی به سدی مانند سد درودزن شیراز که تأمین کننده اصلی آب شرب این شهر است نسبت به سال گذشته ۴۴ درصد و به سد سفیدرود ۵۲ درصد کاهش داشته است.

رضا انصاری رئیس مجمع نمایندگان استان فارس گفت که برآورد اولیه میزان خسارت ناشی از سیل تخریب ۵ هزار واحد مسکونی در استان فارس است.

رحیم میدانی می‌گوید به دلیل “مدیریت آب خروجی از سدها”، به رغم کاهش شدید بارندگی حجم آب ذخیره شده در پشت اغلب سدها در وضعیتی مشابه سال گذشته قرار دارد. این “مدیریت” به طور معمول با کاهش جریان آب در پائین‌دست رودخانه‌ها انجام می‌شود که یکی از علت‌های مهم کم‌آبی و خشک شدن بسیاری از تالاب‌ها و دریاچه‌ها به شمار می‌رود.

اگر میانگین بارندگی در ایران را بالاترین حد اعلام شده یعنی ۲۵۰ میلی‌متر در نظر بگیریم باز هم کمتر از یک سوم متوسط جهانی خواهد بود. مطابق داده‌های وزارت نیرو بین ۸۰ تا ۹۰ درصد مساحت ایران را مناطق فراخشک، خشک و نیمه‌خشک تشکیل می‌دهند.

خشک‌سالی انباشته و ادامه کم‌آبی

در کنار کم آبی و طولانی‌تر شدن دوره‌های خشک‌سالی، تغییرات اقلیمی و آب و هوایی نیز از عواملی هستند که تهدیدی جدی برای ساکنان مناطق خشک و نیمه‌خشک به حساب می‌آیند.

شاهرخ فاتح، رئیس مرکز ملی خشک‌سالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی ابتدای امسال به خبرگزاری ایسنا گفته بود: «همه ۳۱ استان کشور در ماه گذشته (اسفند ۹۴) از حدود یک تا چهار و نیم درجه سلسیوس گرم‌تر از شرایط طبیعی و مورد انتظار این ماه خود بوده‌اند.»

بیشتر بخوانید: خشک‌سالی و آلودگی هوا؛ دو دشمن اصلی سلامت مردم ایران

فاتح خاطر نشان کرد که عمده مناطق مرکزی، نیمه جنوبی و شرقی ایران و حتی بخش‌هایی از مازندران، البرز و قزوین درگیر “خشک‌سالی بلندمدت و انباشته” هستند و این شرایط با بارندگی‌های مقطعی بهبود پیدا نمی‌کند.

به نظر می‌رسد که با کاهش بارندگی در پائیز و زمستان تامین آب شرب کلان‌شهری مانند تهران بزرگ که بیش از یک هفتم جمعیت ایران را در خود جا داده در سال آینده با مشکل جدی روبرو شود. مطابق آمار وزارت نیرو میزان آب ورودی به پنج سد اصلی اطراف تهران در دو فصل گذشته ۲۸ درصد کمتر از مدت مشابه در سال قبل بوده است.

No responses yet

Mar 14 2017

وقتی آمارها برای آیت‌الله خامنه‌ای سخن نمی‌گویند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: زیر سئوال بردن آمارهای اقتصادی دولت از سوی رهبر جمهوری اسلامی امری بی سابقه است اما گویا آیت الله خامنه ای حاضر است به خاطر انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ برخی رویه های سابق خود را نیز نقض کند. او ۸ سال پیش اما از «دروغگو» خوانده شدن محمود احمدی نژاد توسط نامزدهای معترض و تشکیک آنان درباره آمارهای دولت، برآشفته شده و سخنان آنان را « خجالت‌آورترین اهانت‌ها و تهمت‌ها»خوانده بود.

حتی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هم میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی کمتر اصل آمارهای دولت را زیر سئوال بردند و انتقادشان بیشتر به «وارونه نمایی»آمارها بود. از جمله آنان می گفتند احمدی نژاد بر خلاف روال معمول تورم نقطه به نقطه را به جای تورم سالانه که معیار اصلی تورم است،جا می زند.

پس از حوادث سال ۸۸ نیز یکی از سئوالهای مطرح شده در بازجویی از روزنامه نگاران زندانی، زیر سئوال بردن آمارهای اقتصادی دولت احمدی نژاد و انتقاد از سیاست‌های اقتصادی او بود.

آیت الله خامنه ای در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری آمارهای دولت حسن روحانی را زیر سئوال برد

با این حال آیت الله خامنه ای در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری آمارهای دولت حسن روحانی را زیر سئوال برده و گفته که « بیان شاخص‌های کلان خوب است، البته اگر آمارها قابل خدشه نباشد، اما به هر حال اینها در زندگی و معیشت مردم در کوتاه‌مدت و میان‌مدت اثر نمی گذارد».

به جز ابراز تردید درباره آمارهای دولت،این بخش از سخنان رهبر جمهوری اسلامی که این آمارها در «زندگی مردم اثر نمی گذارد» نیز خارج از عرف معمول است. شاید از یک فرد عادی بتوان پذیرفت که وضعیت اقتصادی را با سفره خود بسنجد نه آمارهای دولت،اما برای مقامات آمارهای کلان نشاندهنده وضعیت اقتصادی کشور است و به جز آن مکانیسم دیگری وجود ندارد.

از دولت هاشمی رفسنجانی به بعد، شعار دولت ها «آمارها سخن می گویند» بوده و آیت الله خامنه ای نیز درسخنرانیهای خود بارها این آمار را نشانه «حرکت رو به جلوی» انقلاب ۵۷ خوانده است.

آیت الله خامنه ای در دوره مشابه در دولت احمدی نژاد، یعنی یک سال قبل از پایان رسمی دولت اول او و در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری با استناد به همان آمارهای دولت گفته بود که «قطار پیشرفت کشور به‌سرعت در حال حرکت است؛ اگرچه برخی مسافران آن، این حرکت را احساس نمی‌کنند».

او در آن دیدار همچنین از «تلاشِ دشمنان برای القای شیطان ناامیدی و اهریمن بدبینی» و «تزریق ناامیدی» سخن گفته بود. سخنانی که با گفته های امروزش هیچ نسبتی ندارد. گویا در دولت حسن روحانی دیگر آمارها برای رهبر جمهوری اسلامی سخن نمی گویند و او به این نتیجه رسیده که به صورت علنی آمار دولت را زیر سئوال ببرد.

احمدی نژاد دو بیانیه در دفاع از خود و زیر سئوال بردن آمارهای روحانی منتشر کرده بود. او پس از آن نیز تهدید کرد که به روحانی «پاسخ‌های کوبنده و پی‌درپی»خواهد داد.

بیشتر بخوانید:

جهانگیری به انتقادها از عملکرد دولت در ‘اقتصاد مقاومتی’ پاسخ داد

آیت‌الله خامنه‌ای: نباید به انتظار سرمایه‌گذاری خارجی نشست

احمد جنتی خطاب به حسن روحانی: اگر اقتصاد مقاومتی محقق نشده عذرخواهی کنید

روحانی در پاسخ به جنتی: ما پیروز اقتصاد مقاومتی هستیم

رمز این رفتار متفاوت البته در همان جمله مشهور نهفته است. «نظر من به نظر» احمدی نژاد«نزدیک تر» است. گویا با وجود «منع» احمدی نژاد از نامزدی در انتخابات، باز هم نظر خامنه ای به او «نزدیک تر» است. پیش از سخنان رهبر جمهوری اسلامی، احمدی نژاد دو بیانیه در دفاع از خود و زیر سئوال بردن آمارهای روحانی منتشر کرده بود. او پس از آن نیز تهدید کرد که به روحانی «پاسخ‌های کوبنده و پی‌درپی»خواهد داد.

آقای خامنه ای هر چند که احمدی نژاد را از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری «منع» کرده اما گویا مخالفتی با فعالیت او و نزدیکانش برای انتخابات ندارد. شاید از دیدگاه او آنان مدتی به حسن روحانی حمله می کنند و درنهایت پس از آنکه وظیفه خود را برای تضعیف دولت انجام دادند، حمید بقایی رد صلاحیت خواهد شد.

درکنار احمدی نژاد، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و رئیس مجلس خبرگان رهبری و امامان جمعه نیز درچند روز گذشته به حسن روحانی تاخته اند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری درنشست این مجلس از حسن روحانی خواسته که «اگر به اقتصاد مقاومتی عمل نکرده، حتی المقدور از مردم عذرخواهی کند».نشست این مجلس هم به محلی برای استیضاح برنامه های اقتصادی دولت تبدیل شد،از سخنان برخی از اعضای این مجلس گرفته تا سخنان فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا سپاه پاسداران به عنوان مهمان ویژه نشست.

درخواست اسحاق جهانگیری،معاون اول حسن روحانی، برای شرکت درنشست مجلس خبرگان رهبری و ارائه گزارشی از عملکرد اقتصادی دولت هم بی پاسخ ماند

درخواست اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی، برای شرکت درنشست مجلس خبرگان رهبری و ارائه گزارشی از عملکرد اقتصادی دولت هم بی پاسخ ماند.

اما چرا رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکانش این بار اقتصاد را هدف گرفته اند.آنان در دولت محمد خاتمی نیز در مقابل برنامه های سیاسی دولت اعلام می کردند، دغدغه اصلی مردم اقتصاد است نه سیاست. این بار اما انگیزه دیگری در میان است. توافق اتمی وین و اقتصاد دو برگ برنده اصلی دولت حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ است چرا که دولت در حوزه های سیاسی نتوانسته چندان به وعده های خود عمل کند.

از این روز نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی از چند ماه پیش حمله به این دو برگ برنده را آغاز کرده اند. امامان جمعه، فرماندهان سپاه و دیگر نهادهای وابسته به رهبر جمهوری اسلامی در ماه های گذشته بارها تکرار کرده اند که «برجام هیچ نتیجه ای نداشته است». آقای خامنه ای نیز بارها گفته که سفر هیاتهای اروپایی به ایران پس از توافق اتمی وین «دستاورد محسوسی نداشته است».

درمقابل اما دولت روحانی نه صدا و سیما را در اختیار دارد که به انتقادها پاسخ دهد و نه حتی درسالهای گذشته برای خود یک تیم اطلاع رسانی قوی تدارک دیده است.

هدف رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکانش از این حملات ممکن است یک دوره ای شدن ریاست جمهوری حسن روحانی نباشد و اصل ریاست جمهوری دوباره او را پذیرفته باشند. هدف آنان اما می تواند کاهش آرای روحانی و به طور کلی وجود یک رئیس جمهور ضعیف در چهار سال دوم باشد.

حمله به روحانی می تواند عاملی برای اتحاد اصولگرایان و تقویت روحیه نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی نیز باشد.

درکنار این فواید برای آیت الله خامنه ای و نزدیکانش، زیر سئوال بردن آمار دولت روحانی این زیان را برای رهبر جمهوری اسلامی خواهد داشت که دیگر آمارهای قبلی و بعدی او از پیشرفتهای جمهوری اسلامی نیز قابل تردید خواهد بود، چرا که تنها مرجع تولید آمار در ایران دولت است.

از سوی دیگر اصرار آیت الله خامنه ای بر ادامه جریان سازی علیه دولت روحانی به معنای دخالت او در انتخابات ریاست جمهوری تلقی شده و در فضای سیاسی، خاطره درگیریهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را بار دیگر زنده خواهد کرد.

No responses yet

Mar 14 2017

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی

چهارشنبه سوریبی‌بی‌سی: هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان و تاجیکستان انجام می‌شود.هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت.

نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ – ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «…و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون “شب سوری” چنان که “عادت قدیم” است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»

فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد “چارشنبه” هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند.

بیشتر بخوانید:

چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟

بازگشت ثمین باغچه‌بان با ‘چهارشنبه سوری’

مراسم چهارشنبه سوری در هرات

آیت‌الله مکارم: چهارشنبه سوری یک بدعت خرافی است

یلدا از کجا میآید

در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم.

خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است.

چهارشنبه سوریحق نشر عکس Mehr Image caption نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است.اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند.

نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد.

به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به “الله اکبر” روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.»

از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.»

چهارشنبه سوریحق نشر عکس Tasnim Image caption امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود.اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.»

عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.»

در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ – ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند.

هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است.

امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت…».

No responses yet

Mar 14 2017

محمدباقر قالیباف در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری: می‌توانیم یک‌ساله به سوئد برسیم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی


خُسن آقا: البته ایشان نفرمودند با خر قرار است ما را برسانند به سوئد یا با لاغ
آمدنیوز: محمدباقر قالیباف شهردار تهران که قرار است در سومین دوره از سلسله کاندیداتوری‌های خود برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ نامزد شود، در بخشی از گفت‌وگوی خود با ویژه نامه نوروزی همشهری مانند سایر کاندیداها روی به وعده‌های پوچ آورده و گفته است: در آستانه سال ۹۶ به یک‌سوم کاهش پیدا کرده؛ درحالی‌که هزینه‌ها سرسام‌آور شده است. مردم حق دارند بگویند که حداقل باید ارزش یارانه نقدی مطابق با تورم افزایش پیدا می‌کرد و من معتقدم با مدیریت بهینه منابع مالی و هزینه‌های دولت می‌توان یارانه نقدی را تا ۳ برابر افزایش داد!

به گزارش «آمدنیوز»، بخش‌هایی از گفت‌وگوی محمدباقر قالیباف با ارگان رسانه‌ای شهرداری تهران را با هم می‌خوانیم:

– واقعه پلاسکو برای همه ما تجربه‌های جدیدی به همراه داشت. این حادثه به اندازه یک هزارم زلزله‌های منجیل و بم هم خسارت‌های جانی و مالی نداشت اما فضای عاطفی و اجتماعی آن هزاران برابر آن ۲ واقعه بود. بعد از واقعه پلاسکو، ملت ایران آنچنان واکنش عاطفی از خود نشان دادند که نظیر آن را فقط در دوران دفاع‌مقدس شاهد بوده‌ایم. شهادت مظلومانه فرزندان آتش‌نشان ما، روحیه ایثار و فداکاری و جوانمردی را بار دیگر در جامعه ما زنده کرد.

– من معتقدم بازنده‌های این جریان [پلاسکو] چند دسته بودند؛ اول از همه، تروریست‌های جنایتکار داعش بودند که از ریختن خون هم میهنان ما ابراز خوشحالی کردند. سعودی‌ها را نیز باید در همین ردیف به‌حساب آورد که اعلام کردند از ریخته شدن خون مجوس‌ها خوشحالند. دسته بعدی منافقین و ضد‌انقلاب‌ها و طرفداران رسانه‌ای آنها بودند که سقوط پلاسکو را بهانه‌ای برای حمله به‌نظام قرار دادند. اما دسته آخر این مردودین، سیاست‌بازانی بودند که نقش ستون پنجم را در این واقعه ایفا کردند. همان افراد، جریان‌ها و رسانه‌هایی که از پشت جبهه، آتش‌نشانان ما را هدف قرار دادند.

– بنده سال‌هاست که به چنین بداخلاقی‌ها و تخریب‌ها عادت کرده‌ام اما همکاران من که چنین تجربه‌ای نداشته‌اند. همکاران بنده در شرایطی کار می‌کردند که پیکرهای ده‌ها تن از بهترین دوستانشان زیرآوار مانده بود. در شرایطی که یکجا دمای زیرآوار به ۴۸۰درجه می‌رسید و در یک جای دیگر تا زانو زیرآب بودند. در شرایطی کار می‌کردند که دودسفید خفه‌کننده‌ای تمام فضا را گرفته بود و نفس‌کشیدن عادی هم سخت بود چه برسد به‌کار کردن در چنین فضایی. در شرایطی که هر لحظه امکان داشت بار لودرها و جرثقیل‌ها بر رویشان بیفتد و فاجعه دیگری رقم بخورد. در شرایط خستگی، کم‌خوابی، دلهره و اندوه شدید. در چنین شرایطی یک عده در خانه‌های گرم و راحت خودشان پشت کامپیوتر نشسته بودند و دائما از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیغام می‌دادند که فلان کار آتش‌نشانان اشتباه بوده است، مدیریت بحران دروغ می‌گوید، آمارها اشتباه است یا فلانی باید استعفا بدهد.

– در زلزله بم و رودبار هیچ‌کس به فکر این نبود که حالا از این فرصت برای تضعیف دولت استفاده کنیم. بیاییم از این فرصت برای تخریب رقیبان سیاسی‌مان استفاده کنیم. در آن دوران هیچ فرد، حزب و جریانی به‌خودش اجازه نمی‌داد که به رزمندگان خط مقدم جبهه از پشت خنجر بزند. در منجیل و بم همه مردم و مسئولان در یک جبهه می‌جنگیدند و هیچ‌وقت نگران توطئه‌های پشت سرمان نبودیم. در آنجا هیچ وقت دل‌نگران دسیسه‌های سیاست بازان نبودیم. آن موقع هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم که در یک جامعه دینی و انقلابی عده‌ای از یک فاجعه ملی به‌دنبال ماهیگیری سیاسی باشند.

– واقعه پلاسکو برای بنده به‌عنوان شهردار و برای همه نهادهای نظام این تجربه را به همراه داشت که «مدیریت واحد شهری» یک ضرورت حتمی برای ایران است. بدون مدیریت واحد شهری، شهرداران هیچ‌گونه مسئولیت و اختیاری برای پیشگیری از بحران‌ها و حوادث شهری ندارند. بدون مدیریت واحد شهری، هر حادثه کوچک شهری در این کشور می‌تواند به یک فاجعه بزرگ تبدیل شود.

– شهرهای دیگر ایران حتی بیش از تهران به مدیریت واحد شهری نیازمندند. شهرهای دیگر به‌واسطه کمبود امکانات مالی و مادی بسیار بیش از تهران نیازمند توجه مسئولان هستند. اختیارات شهرداران در تمام ایران از تمام مقامات محلی کمتر است. در یک شهرستان فرمانده نیروی انتظامی یا دادستان یا خیلی از مقامات اداری و اجرایی دیگر اختیارات بسیار بیشتری از شهردار دارند.

– آلودگی هوا هم مانند ترافیک و واقعه پلاسکو و زلزله احتمالی تهران یک واقعیت است که تنها از پشت میز و کامپیوتر حل نمی‌شود. تا مستقیما وارد میدان نشویم و مشکلات و مسائل را از نزدیک نبینیم نمی‌توانیم برای آنها راه‌حلی بدهیم. بنده به‌عنوان شهردار هر قدر هم مترو و بزرگراه و تونل بسازم باز هم نمی‌توانم مشکل ترافیک و آلودگی هوای شهر بزرگی مثل تهران را حل کنم. چنین کاری نیاز به اقدامات دولتی دارد. بنده هیچ کنترلی بر تولید خودروهای بی‌کیفیت ندارم. بنده هیچ اختیاری درباره جمع‌آوری خودروها و موتورسیکلت‌های فرسوده که بار اصلی آلودگی هوای تهران بر دوش آنها است، ندارم. اما با وجود این اگر مسئولیت حل آلودگی هوای تهران و سایر کلانشهرهای کشور با اختیارات مربوطه به بنده واگذار می‌شد، در کمترین زمان ممکن این مشکل را حل می‌کردیم.

– با اطمینان می‌توانم بگویم پروژه متروی تهران بزرگ‌ترین پروژه عمرانی کشور است، بگونه‌ای که بین ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر به‌صورت شبانه روزی در این کارگاه بزرگ مشغول به‌کار هستند. بسیاری از مقامات خارجی که از تهران دیدار داشته‌اند متروی تهران را یکی از پیشرفته‌ترین متروهای جهان عنوان کرده و آن را یکی از افتخارات بزرگ ایران در سطح جهانی می‌دانند.

– در تمام سال‌های قبل که کشور به‌خاطر تحریم‌ها و البته تعطیلی برخی از ارکان دولت در تعطیلی کامل بود و هیچ اقدام مهمی در کشور صورت نمی‌گرفت، فعالیت‌های عمرانی و زیربنایی در تهران حتی برای لحظه‌ای متوقف نشد. ما در اوج تحریم‌ها و بی‌پولی، بزرگ‌ترین پروژه‌های شهری را در تهران اجرا کردیم؛ به‌طوری که هر که در این سال‌ها وارد تهران شده آن را شبیه به یک کارگاه بزرگ دیده است. به اعتقاد بنده آنقدر ظرفیت‌های بزرگ در این کشور وجود دارد که اگر کمی همت، انگیزه و تدبیر داشته باشیم باز هم می‌توانیم کارهای بزرگ انجام دهیم.

– سال ۹۶ سال سرنوشت‌سازی‌ برای همه ملت ایران است. در ۲۹ اردیبهشت ۲ انتخابات بزرگ پیش رو داریم که نتایج آن می‌تواند هم در عرصه مدیریت شهری و هم در عرصه مدیریت کلان اجرایی کشور تأثیرات زیادی داشته باشد.

– ما متأسفانه نتوانسته‌ایم منابع کشورمان را به‌درستی مدیریت کنیم. یک درصد جمعیت دنیا در ایران است اما ۷ درصد ذخایر کشف‌شده معدنی جهان را در اختیار داریم. کشورهای زیادی که عکس این نسبت را دارند توانسته‌اند با مدیریت بهینه منابع به پیشرفت و رفاه اقتصادی برسند.

– اینکه برای رسیدن به این مرحله ما نیاز به سرمایه گذاری خارجی، رفع همه تحریم ها و… داریم یک آدرس غلط است. آدرس واقعی معضل ریشه ای عرصه توزیع است نه تولید. این البته به معنای بی توجهی به معضلات عرصه تولید ثروت نیست اما مشکلات تأمین حداقل معاش و حاشیه‌های آن که چندین دهه است مسئولان گرفتار آن هستند وابسته به این حوزه نیست که البته این موضوع بحث مفصلی دارد و اینجا جای آن نیست؛ به عنوان نمونه درخصوص حمایت از اقشار کم‌درآمد مردم حرف حقی دارند که ارزش یارانه‌ای که در سال ۸۹ به مردم داده شد، الان در آستانه سال ۹۶ به یک‌سوم کاهش پیدا کرده؛ درحالی‌که هزینه‌ها سرسام‌آور شده است. مردم حق دارند بگویند که حداقل باید ارزش یارانه نقدی مطابق با تورم افزایش پیدا می‌کرد و من معتقدم با مدیریت بهینه منابع مالی و هزینه‌های دولت می‌توان یارانه نقدی را تا ۳برابر افزایش داد.

– چون درست مدیریت نکردیم؛ چون در اقتصاد به شیوه منتظران منفعل عمل کردیم؛ زلف همه معضلات را به حل و فصل چالش‌های بین‌المللی گره زدیم و سفره دولت را از سفره مردم بزرگ‌تر کردیم. من معتقدم بیشتر از آنکه باید به فکر بردن نفت به سر سفره مردم باشیم باید به فکر حذف نفت از سفره دولت باشیم.

– مطابق با آمار دولت امروزه مناطقی در کشور ما وجود دارند که نرخ بیکاری در آنها بیش از ۶۰ درصد است. هم‌اکنون حدود ۲ میلیون نفر معتاد در کشور زندگی می‌کنند که اعتیاد اکثر آنها از مواد سنتی به سمت مواد صنعتی و پرخطر رفته است. ۶۰ درصد از تعداد زندانی‌های موجود در کشور به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با اعتیاد و مواد‌ مخدر در ارتباط هستند؛ همچنین عامل ۵۰ درصد از طلاق‌ها اعتیاد است. مطابق با آمار رسمی امروز ۳۶درصد از ازدواج‌ها منجر به طلاق می‌شود که این تعداد در شهرهای بزرگ بیشتر است و هم‌اکنون حدود ۲٫۵ میلیون نفر زن سرپرست خانوار در کشور زندگی می‌کنند. به‌خاطر همین مشکلات اقتصادی و اجتماعی هر سال ۶۰۰ هزار نفر عازم زندان‌ها می‌شوند که از این تعداد ۲۰۰ هزار نفر در زندان‌ها باقی می‌مانند. در همین تهران ما هرشب ۱۵ هزار کارتن‌خواب را ساماندهی می‌کنیم.

– وزیر بهداشت مردادماه گفت ۳۰ درصد مردم گرسنه‌اند. متأسفانه آمار خودکشی هم در کشور افزایش یافته است و آمار مربوط در این زمینه بسیار نگران‌کننده است؛ در سال گذشته بیش از ۴ هزار نفر در اثر خودکشی در کشور فوت کردند و این آمار نشان می‌دهد که وضعیت سلامت روانی جامعه مطلوب نیست.

– برای حل این مسائل ما نیازمند یک انقلاب بزرگ اقتصادی هستیم که مهمترین گام آن نیز تامین معیشت اولیه مردم است. در همه دنیا، مهمترین وظیفه همه دولتها، تامین معیشت اولیه مردم آن کشور است. برنامه بسیاری از کشورهای پیشرفت دنیا مثل سوییس، آمریکا، آلمان، فرانسه و …. را مطالعه کرده ام و با اطمینان می گویم که مهمترین اولویت یک دولت تامین معیشت اولیه مردم است و سایر برنامه‌های دولت در اولویت‌های بعدی قرار می گیرند. در کشوری که مردم در تامین معاش اولیه خود مشکل دارند، هیچ برنامه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی قابل اجرا نیست.تا معیشت اولیه مردم یک کشور تأمین نشده است هیچ دولتی حق ندارد منابع اقتصادی خود را در جای دیگری هزینه کند. هر دولتی در گام اول خود باید جامعه را بگونه ای قوی کند که امکان تداوم داشته باشد. باید معیشت مردم را به‌گونه ای تامین کنیم که بتوانند در برابر بحران‌ها مقاومت کنند.

– به آنهایی که دچار فقر مطلق هستند نمی شود وعده داد که صبر کنید قرار است ۴ سال دیگر یا ۸ سال دیگر ما مشکلات کشور را حل می کنیم. این افراد به کمک اورژانسی دولت نیازمندند. در همه جای دنیا، دولت‌ها موظف هستند که به این افراد کمک کنند.

No responses yet

Mar 14 2017

صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه: اسلام در کلام برخی مسئولان کمرنگ شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه گفته که «اسلام و تحقق اهداف اسلامی در کلام برخی مسئولان کشور کمرنگ شده است.»

آقای لاریجانی افزوده «متاسفانه امروزه با کثرت رسانه‌هایی که از ناحیه غرب ایجاد، تغذیه و تقویت می‌شوند، القائاتی صورت می‌گیرد که موجب فاصله گرفتن دغدغه‌های اشخاص از اهداف متعالی می‌شوند.»

رئیس دستگاه قضایی اضافه کرده «همه باید هوشیار باشند که قطعاً دشمن با صرف هزینه‌های گزاف به دنبال ایجاد همبستگی ملی و استحکام بنیان خانواده در کشور ما نیست.»

لاریجانی همچنین با انتقاد از برخی «رو در بایستی‌ها و شرمندگی‌ها» از اجرای «احکام نورانی اسلام» به «بهانه‌های مختلف نظیر مسائل حقوق بشری» هم گفته «شاخص ما برای حقوق بشر، شاخص‌های مبتنی بر نگاه مضمحل و منحط فرهنگ ماتریالیستی و لیبرالیستی نیست.»

وی افزوده «همه دستگاه‌ها و از همه مهمتر دستگاه اجرایی باید در مسیر تحقق احکام اسلام قدم بر دارند و بر این اساس نباید مدیرانی به کار گماشته شوند که احکام و معیارهای اسلامی را از صمیم قلب قبول ندارند.»

No responses yet

Mar 13 2017

«شاه در یک دوره انتقالی تاریخ گرفتار شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

رادیوفردا: تازه‌ترین کتاب تحقیقی و تاریخی در باره محمدرضا شاه پهلوی با عنوان (ترجمه شده) « زوال بهشت»* حاصل پنج سال پژوهش اندرو اسکات کوپر، تاریخ نگار و استادیار دانشگاه کلمبیا که بیش از شش ماه پیش در نیویورک انتشار یافته، همچنان مورد بحث رسانه ها، دانشجویان تاریخ و بویژه آمریکاییان ایرانی تبار است.

در مقدمه ناشر براین این کتاب چنین آمده است: در ارایه تصویر استثنایی محمدرضا شاه پهلوی، یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های قرن بیستم، اندرو اسکات کوپر، تمامی زوایای زندگی او از دوران کودکی تا رسیدن به پادشاهی در سال ۱۹۴۱ میلادی ونیز دوران پرتلاطم پس از جنگ جهانی دوم را که طی آن شاه از چندین تلاش برای ترورش جان بدر برد، و ساختن یک کشور مدرن هوادار غرب و ورود قدرتمند ایران به صحنه جهانی را با موشکافی بررسی کرده است».

آقای کوپر که تبار نیوزلندی دارد و پیش از این کتاب دیگرش با عنوان «پادشاهان نفت» یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها بوده، در گفتگویی اختصاصی با رادیو فردا به پرسش هایی چند، در باره کتاب تازه خود پاسخ داد.

– کتاب نخست شما در باره ایران با نام « پادشاهان نفت» به نقش محمدرضا شاه پهلوی در شطرنج سیاسی – اقتصادی نفت در عرصه جهانی پرداخته بود و این بار برای دومین کتابی که به زندگی این شخصیت خبرساز قرن بسیتم اختصاص دارد، عنوان معناداری برگزیده اید. دلیل و انگیزه انتخاب چنین عنوانی چه بوده؟

برای نویسندگان، انتخاب عنوان کتاب، کار نامتعارفی است، این کار معمولا توسط ناشران و یا دبیران آنها انجام می شود ولی این مهم برعهده من واگذار شد و من باید عنوانی جذاب و گویا بر می گزیدم که مفهوم دوگانه داشته باشد. هم از نظر بازرگانی جلب توجه کند و هم گویای متن کتاب باشد؛ با توجه به نوستالژی بسیاری در باره دوران پیش از ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ خورشیدی) این عنوان در همانحال برای برخی از ایرانیان پایان یک دوران طلایی را تداعی می کند و من خود درپی عنوانی بودم که بازگوکننده یک عصر تاریخی باشد؛ سرانجام به این نتیجه رسیدم که پایان زندگی شاه ایران، پایان دوره‌ای تاریخی در تاریخ ایران نیز هست.

– شما پژوهشگر تاریخ و مدرس تاریخ در دانشگاه کلمبیا هستید. چگونه از میان موضوع‌های فراوان تاریخی، به زندگی پادشاه ایران علاقمند شدید؟ چه عامل و یا عواملی موجب اشتیاق و کشش شما به پژوهش و نوشتن زندگی محمدرضا شاه پهلوی شد؟

از دیگاه تاریخی، انقلاب ایران یک رویداد جهانی بود. من در آن هنگام ۹ ساله بودم و با هزاران فرسنگ فاصله در نیوزیلند، انقلاب ایران در زندگی من هم اثرگذارده بود. هنگامی که شاه، ایران را ترک گفت و خمینی وارد صحنه شد،

ما می دانیم که برای از میان برداشتن شاه، [معمر] قذافی رهبر وقت لیبی، منابع مالی را تامین می کرد و [یاسر] عرفات [رهبر وقت سازمان آزادیبخش فلسطین] آموزش چریک‌ها [ی ایران] را در لبنان برعهده داشت. ما می دانیم که سلاح‌های بسیار مدرن، تنها می توانست از زرادخانه‌های بلوک شرق تامین شوند. این اطلاعات اکنون از اسناد محرمانه منتشر شده دولت آمریکا بدست آمده که در دولت [جیمی] کارتر جزو اسناد طبقه بندی قرار گرفتنند.

او بیدرنگ ورود گوشت گاو و گوسفند و سایر فرآورده‌های گوشتی را ممنوع کرد به دلیل آنکه تهیه آنها طبق موازین شرعی نبوده است. در همانحال کشور ما به یک شوک نفتی دچار آمد چرا که صدور نفت از ایران به خاطر اعتصاب‌ها متوقف شده بود؛ اینگونه پیآمدهای انقلاب [اسلامی ایران] دوران کودکی و نوجوانی من را هم تحت تاثیر قرار داد و من همواره به خود می گفتم که روزی، شخصی در مورد انقلاب ایران و چگونگی آغاز و آنجام آن خواهد نوشت و دلایل آن برمن روشن خواهد شد، ولی چنین نشد و کتابی در این مورد انتشار نیافت و آنچه بود، کامل نبود.

سالها بعد در مسیر انتخاب حرفه آینده‌ام در منهتان نیویورک به پژوهش رویدادهای خاورمیانه پرداختم؛ دوره‌ای که با ماجرای ۱۱ سپتامبر [۲۰۰۱ میلادی] آغاز شده بود. نتیجه این پژوهش، گذراندن دوره دکترا در رشته تاریخ و نخستین کتابم، «پادشاهان نفت» بود و نوشتن آن در واقع سکویی برای پرش به سوی کاری بزرگتر شد، ولی هنوز آماده این کار بزرگتر نبودم و اطلاعات کافی و منابع لازم را در اختیار نداشتم، تا اینکه سه سال بعد، پیشنهاد نوشتن کتاب « زوال بهشت» را به ناشرم ارایه دادم که پذیرفته شد و این درست زمانی بود که فیلم سینمایی «آرگو» به بازار آمده و مورد استقبال قرار گفته بود ولی من با آن دشواریهای فراوانی داشتم، چرا که عاری از دقت و صحت تاریخی بود.

– از دیدگاه شما به عنوان یک تاریخ نگار که به گفته خودتان، پژوهش‌های فراوانی در زندگی و دوران پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی انجام داده اید، چه بخش یا بخش هایی از زندگی او و بازیگران دوران او در ایران، جالبتر و جذابتر بوده است؟

فکر می کنم ارزش فراوان کتاب این است که یک غیرایرانی آن را نگاشته و برای من نکته شگفت انگیز در این کتاب، این بود که انتظار نداشتم چهره پادشاه ایران این چنین باشد؛ یک میهن پرست قدرتمند که در مسایل گوناگون برای آمریکا مشکل ساز بود. ایرانیانی که کتاب را خوانده اند از آنچه در روابط پنهان [ایران و آمریکا] روی داده، مبهوت و متحیر شده اند.

برای ترسیم چهره شاه ایران، با همسرش فرح پهلوی و بسیاری از کسانی که در دوران او در عرصه سیاسی ایران حضور داشتند، گفتگو کردم و به عنوان یک تاریخ نگار هرگز درپی آن نبودم که به هرطریقی، تفکری ویژه، یک جهان بینی خاص و یا نوعی ایدیولوژی را در هر فرم و چارچوبی به ذهن آنها تزریق کنم. بیشتر صحبت‌ها و قول‌ها برمحور رویدادها بود و من با این رویدادها به عنوان روزنامه نگار حرفه‌ای برخورد کردم. از تفسیر و تحلیل گفته‌ها نیز پرهیز کردم و بخش جداگانه‌ای را به این منظور اختصاص دادم. کتاب در واقع بازتاب رویدادها و دلایل آنهاست. خوشبختانه من فرصت چند ساله‌ای در اختیار داشتم تا واقعیت‌های تاریخی را چندین و چند بار بررسی کنم. و اما تکان دهنده‌ترین بخش کتاب برای من، هنگامی است که شاه شاهد ازدست رفتن کشور است. همچنان که در شاهنامه، شاه به سرنوشت اعتقاد داشت.

داستان او تنها به عصر مدرن حاضر تعلق ندارد و صدها سال دیگر نیز در باره آن بحث و فحص خواهد شد. من برای گفتگو با صدها تن اشخاص مختلف، با زمان در مسابقه بودم. از آغاز این کار تا کنون سه تن از کسانی که با آنها گفتگو کردم، در گدشته اند.

به عنوان یک تاریخ نگار، از دیدگاه شما دلایل سقوط پادشاهی محمدرضا پهلوی در ایران کدامها بودند؟

این پرسش بزرگی است و تنها می توانم به این اکتفا کنم که شاه در یک دوره انتقالی تاریخ گرفتار شد. از دیدگاه ما تاریخ نگاران، این دهه، [دهه ۷۰ میلادی] پُل انتقالی از دوران جنگ سرد به دوره پسا جنگ سرد و تجدید حیات اسلام [سیاسی] بود؛ از هرجهت چه سیاسی و چه اجتماعی، شاه محصول یک پادشاهی پیشرو، لیبرال و مدرن قرن بیستم [ایران] بود.

پادشاهی او ۳۷ سال بطول انجامید که از منظر زمانی، پنجمین پادشاهی طولانی در تاریخ شاهنشاهی ایران بود و این خود، امتیازی است که توانست در یکی از مخاطره آمیزترین دوره‌های تاریخی پایداری کند و دستآوردهای فراوانی بجای بگذارد. فکر می کنم همه توافق دارند که پدر شاه (رضا شاه) پایه‌های یک ایران نوین را استوار کرد و فرزندش محمدرضا شاه برروی این پایه‌ها ایران پیشرو را بنا کرد. روشن نیست که شاه می توانست [در چنان دوره گذرایی] دوام آورد. ایران کشوری بود که در زمانی ناگوار در خط گسل پایان جنگ سرد و تجدید حیات اسلام بنیادگرا قرار داشت و شاه نخستین قربانی این تحول تاریخی بود.

آیا شما در پژوهش‌های خود به عوامل خارجی در انقلاب اسلامی هم پرداختید؟

بخش مهمی از پژوهش‌های من که از آن بسیار راضی هستم، پرداختن به عوامل خارجی انقلاب بود و بویژه نگاه به ورود سلاح‌های بسیار مدرن به ایران و منابع مالی که در اختیار مجاهدین [خلق] و فداییان [خلق] قرار می گرفت، در این زمینه پژوهشگران اولیه غفلت کردند و آن را کم اهمیت دانستند.

ما می دانیم که برای از میان برداشتن شاه، [معمر] قذافی رهبر وقت لیبی، منابع مالی را تامین می کرد و [یاسر] عرفات [رهبر وقت سازمان آزادیبخش فلسطین] آموزش چریک‌ها [ی ایران] را در لبنان برعهده داشت. ما می دانیم که سلاح‌های بسیار مدرن، تنها می توانست از زرادخانه‌های بلوک شرق تامین شوند. این اطلاعات اکنون از اسناد محرمانه منتشر شده دولت آمریکا بدست آمده که در دولت [جیمی] کارتر جزو اسناد طبقه بندی قرار گرفتنند. ما حتی از میزان دلارهایی که قذافی از طریق سفارت لیبی در بیروت در اختیار عوامل انقلاب ایران قرار می داد آگاهیم؛ بنابراین تلاش‌های سازماندهی شده‌ای برای بی‌ثبات کردن ایران و سرنگونی نظام پادشاهی در آن کشور وجود داشت.

بحران اعراب و اسراییل هم بخشی از این امر بود، بدین معنا که شاه با اسراییل روابط بسیار خوبی داشت. عرفات و قذافی از توافق صلح کمپ دیوید [که بین انورالسادات رییس جمهوری وقت مصر و مناخیم بگین نخست وزیر وقت اسراییل] امضا شده بود، بسیار ناخشنود بودند و فکر نمی کنم که در آن زمان پشتیبانی از چریکهای [ایرانی] تصادفی بوده همچنان که در دیدار و گفتگو با یکی از این چریک‌ها در ایران، این امر برای من تایید شد. شاه نفت در اختیار اسراییل قرار می داد و از پرزیدنت سادات پشتیبانی می کرد و از میان برداشتن او معادل بی‌ثبات کردن تمام منطقه [خاورمیانه] بود.

در ادامه این گفتگوی طولانی، نویسنده کتاب «زوال بهشت» به پرسش هایی در باره امام موسی صدر رهبر مقتول شیعیان لبنان و زندگی فرح پهلوی در ایران و غربت پاسخ داد؛ در مرگ امام موسی صدر، احمد خمینی، آیت الله بهشتی و برخی اطرافیان آیت الله خمینی را سهیم و دخیل دانست و زندگی شهبانوی پیشین ایران را یکی از تکان دهنده‌ترین داستان‌های اندوهبار پس از انقلاب اسلامی نامید.

ریک گلداستون منتقد روزنامه نیویورک تایمز، پل پیلار پژوهشگر ارشد دانشگاه جورج تاون و انستیتوی بروکینگز در واشینگتن و منتقدان نامدار دیگری، کتاب تاریخی اندرو اسکات کوپر را با صفاتی چون نافذ، روشن، درون بین و با بصیرت و صمیمی توصیف کرده اند.

———————————————-

*The Fall of Heaven: The Pahlavis and the Final Days of Imperial Iran

No responses yet

Mar 13 2017

یوحنا نجدی و سعید قاسمی‌نژاد: ابراهیم رییسی، در سودای «ولایت» با ۳۸ سال سابقه جنایت

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ملیون: دست‌ پرورده محمد بهشتی، معتمد روح‌الله خمینی و شاگرد علی خامنه‌ای کیست؟

مرکز مطالعات لیبرالیسم – یوحنا نجدی و سعید قاسمی‌نژاد

این روزها نام ابراهیم رییسی بیش از گذشته در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است. مطرح بودن نام او برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، احتمال نشستن بر صندلی خالی اکبر هاشمی رفسنجانی در ریاست “مجمع تشخیص مصلحت نظام” و بالاخره مهم‌تر از همه، یکی از جدی‌ترین گزینه‌های جانشینی علی خامنه‌ای، همه و همه باعث شده تا رییسی اینک در کانون توجه تحلیلگران و افکار عمومی قرار گیرد. اما این روحانی ۵۶ساله کیست؟ در پشت این چهره بی‌احساس، کم‌حرف و تندخو چه کسی نشسته است؟

سیدابراهیم رییس‌السادات (معروف به رییسی) سال ۱۳۳۹ خورشیدی در محله نوغان مشهد متولد شد. پدرش را که روحانی بود در پنج سالگی از دست داد. در پانزده سالگی به طلبگی روی آورد و ابتدا در مدرسه نواب و سپس تا سال ۱۳۵۴ در حوزه علمیه آیت‌الله موسوی‌نژاد در مشهد به تحصیل حوزوی پرداخت. پس از آن، عازم حوزه علمیه آیت‌الله بروجردی در قم شد و در آنجا با شماری از روحانیون انقلابی و رادیکال همنشین گردید. در طی سال‌های طلبگی، او شاگرد روحانیون شناخته‌شده‌ای همچون مرتضی مطهری، سیدعلی محقق داماد، علی مشکینی، حسین نوری همدانی و ابوالقاسم خزعلی بود.

مطالعه و بررسی سوابق ابراهیم رییسی، حتی روایت‌هایی که در حمد و ثنای وی نوشته شده حاکی از آن است که او در دوران اوج تحرکات انقلابیون علیه نظام شاهنشاهی در دهه ۱۳۵۰ فعالیت چندانی جز حضور در برخی تجمع‌ها نداشت و تنها در شهرهای مشهد و قم که هسته اصلی فعالیت روحانیون علیه محمدرضا پهلوی به شمار می‌رفتند، با انقلابیون نشست و برخاست داشت.

بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ اما ابراهیم رییسی، مسیر متفاوتی را از سر گذراند و خیلی زود در مسیر نزدیکی هرچه بیشتر به هسته اصلی قدرت و ماشین سرکوب در نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی قرار گرفت.

آغاز آدم‌کُشی پیش از بیست سالگی؛ تداعی‌گر اعدام و سرکوب

سیدمحمد بهشتی، از روحانیون پرنفوذ، بلافاصله بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ با هدف کادرسازی برای مدیریت نظام، یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰ نفر از طلاب قم در “مدرسه عالی شهید مطهری” بر پا کرد. این ۷۰ نفر، کسانی بودند که به نظر بهشتی، از ویژگی‌های لازم برای تصدی مسوولیت در حکومت برخوردار بودند و ابراهیم رییسی جوان نیز یکی از این افراد بود. حسن آیت، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی خامنه‌ای از جمله مدرسان این دوره به شمار می‌رفتند. محمد بهشتی که ابراهیم رییسی را پسندیده بود در تاسیس دفتر “حزب جمهوری اسلامی” در استان خراسان نیز از این روحانی جوان کمک گرفت.

آن‌گونه که در بیوگرافی رییسی نوشته شده، وی در نخستین روزهای استقرار نظام جمهوری اسلامی با دعوت شیخ هادی مروی، نماینده آیت‌الله خمینی در شهر مسجدسلیمان، عازم این شهر شد و «کلید ارتباط وی با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همان‌جا زده شد». مسجدسلیمان در آن روزها یکی از پایگاه‌های نیروهای چپ‌گرا به شمار می‌رفت که با حضور امثال رییسی و هادی مروی، این گروه‌ها به شدت سرکوب و بسیاری از آنها اعدام شدند.

ابراهیم رییسی کمتر از دو سال بعد و در آستانه بیست سالگی ابتدا به عنوان “دادیار کرج” و سپس با حکم علی قدوسی “دادستان کل انقلاب” به عنوان دادستان همین شهر منصوب شد. بعد از انقلاب اسلامی و سپس آغاز جنگ ایران و عراق، بسیاری از فعالان سیاسی به ویژه از شهرهای جنوبی به کرج در نزدیکی پایتخت مهاجرت کرده بودند و برخی تحرکات سیاسی در این شهر آغاز شده بود. از این رو حضور فردی بی‌رحم در قلع و قمع مخالفان سیاسی در کرج برای حکومت انقلابی حیاتی بود.

رییسی چندی بعد به صورت هم‌زمان و با حفظ سمت، به عنوان “دادستان همدان” نیز منصوب شد. او با توجه به فاصله حدودا ۳۴۰ کیلومتری این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان به سر می‌برد تا این‌که بعد از چهارماه از کرج دل کند و به طور کامل در همدان مستقر شد.

رییسی تا سال ۱۳۶۳ به عنوان “دادستان استان همدان” مشغول به فعالیت بود. او در سال ۱۳۶۴ در اوج سرکوب منتقدان و مخالفان سیاسی توسط حکومت به سمت “جانشین دادستان انقلاب تهران” منصوب شد و سه سال بعد در تابستان ۱۳۶۷ به عنوان عضو «هیات مرگ» منصوب آیت‌الله خمینی، و در کنار نیری، پورمحمدی و اشراقی، اعدام مخفیانه چندین هزار نفر از زندانیان سیاسی را در کارنامه‌ی خود ثبت کرد.

طبق اسناد موجود در وب‌سایت “جماران”، روز اول دی‌ ۱۳۶۷ رهبر وقت جمهوری اسلامی که چند ماه بیشتر از عمرش باقی نمانده بود، طی حکمی ضمن انتقاد از اینکه «پرونده‌‏هایی در شورای عالی قضایی راکد مانده» و «اجرای حکم خدا تأخیر افتاده است» دستور داد تا تمامی این پرونده‌ها در اختیار حجت‌الاسلام حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت در زندان اوین) و ابراهیم رییسی قرار گیرد تا این دو «هرچه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند» چرا که «درنگ جایز نیست».

آیت‌الله خمینی تنها ده روز بعد نیز در حکمی دیگر، به حسینعلی نیری و ابراهیم رییسی ماموریت قضایی داد تا «به گزارش‌های شهرهای سمنان، سیرجان، اسلام‌آباد و دورود رسیدگی کنند» و «با دقت و سرعت آنچه حکم خداست» اجرا نمایند. رهبر وقت جمهوری اسلامی روز ۲۳ دی ماه نیز بار دیگر از نیری و رییسی خواست تا «حکم خدا» را به اجرا درآورند.

روح‌الله خمینی چندماه بعد از این احکام پیاپی درگذشت اما این تنها آغاز راه ابراهیم رییسی بود. او بلافاصله بعد از آغاز رهبری علی خامنه‌ای و وقوع برخی جابجایی‌ها در سِمَت‌های مهم حکومت، با حکم شیخ محمد یزدی، رییس وقت “قوه قضاییه” در ۲۹سالگی به سمت “دادستان تهران” ارتقا یافت و برای مدت پنج سال تا سال ۱۳۷۳ در این مقام باقی ماند. پس از آن، برای ده سال (۱۳۷۳-۱۳۸۳) به ریاست “سازمان بازرسی کل کشور” منصوب شد و ده سال بعدی را نیز (۱۳۸۳-۱۳۹۳) “معاون اول قوه قضاییه” بود. وی بعد از آن با حکم صادق لاریجانی به سِمَت “دادستان کل کشور” منصوب شد و این سمت را نیز نزدیک به دو سال بر عهده داشت.

پیش از این، در خردادماه ۱۳۹۱ علی خامنه‌ای در حکمی ابراهیم رییسی را با حفظ سمت، به عنوان “دادستان کل ویژه روحانیت” منصوب کرده بود که وی تاکنون این سمت مهم را در اختیار دارد.

ابراهیم رییسی همچنین از سال ۱۳۸۵ تاکنون در “مجلس خبرگان رهبری” عضویت دارد و در حال حاضر یکی از ۱۱ عضو کمیسیون “تحقیق موضوع اصل صد و یازده قانون اساسی” این مجلس است. این اصل از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به انتخاب رهبر جدید در صورت فوت یا عزل رهبر فعلی مربوط است.

سیدعلی خامنه‌ای در آخرین حکم خود برای ابراهیم رییسی، در روز ۱۷ اسفند ۱۳۹۴ وی را به سمت “تولیت آستان قدس رضوی” منصوب کرد تا او جانشین عباس واعظ طبسی شود که چند روز قبل از آن در سن ۸۰سالگی از دنیا رفته بود. رییسی البته با اداره نهادهای اقتصادی بزرگ بیگانه نیست آن‌چنان‌که سال‌ها قبل نیز به مدت ده سال از سوی علی خامنه‌ای به عضویت در هیات امنای “ستاد اجرایی فرمان امام” درآمده بود.

دبیری نخستین دوره “ستاد اجرای امر به معروف و نهی از منکر”، عضویت در “هیات عالی گزینش کشور”، تولیت “امام‌زاده صالح” تهران و ریاست “شورای نظارت بر صداوسیما” از دیگر سمت‌های ریز و درشت این روحانی تندرو در این سال‌ها بوده که اکثرا به نوعی با سرکوب و خفقان مربوط هستند.

همزمان با همه این مسوولیت‌ها، وی در کلاس‌های حوزوی روحانیون پرنفوذی همچون محمود هاشمی شاهرودی و آقا مجتبی تهرانی نیز حاضر شد و در عین حال، ۱۴سال شاگرد مستقیم علی خامنه‌ای بود. وی از سال ۱۳۷۶ نیز به پیشنهاد محمدرضا مهدوی کنی و محمد یزدی، به عضویت “جامعه روحانیت مبارز تهران” درآمد و هم‌اکنون عضو شورای مرکزی آن است.

آنگونه که در زندگی‌نامه ابراهیم رییسی نوشته شده، او مدرک دکترای خود را در رشته “فقه و حقوق خصوصی” از “مدرسه عالی شهید مطهری” در تهران اخذ کرده است. هرچند مشخص نیست که وی با این همه تعدد مسوولیت، چه زمانی و چگونه وقت کرده که در مقطع دکترا تحصیل کند.

سال ۱۳۶۷ و «هیأت مرگ»: خشم و کینه انقلابی

در تابستان ۱۳۶۷ و به دنبال فرمان آیت‌الله خمینی، هزاران نفر از زندانیان سیاسی عمدتا در زندان‌های اوین تهران و گوهردشت کرج اعدام شدند. ابراهیم رییسی که در آن زمان “معاون دادستان تهران” بود، همراه با حسین‌علی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران) و مصطفی پورمحمدی (معاون و نماینده وزارت اطلاعات) اعضای کمیته‌ مرکزی تصمیم‌گیرنده در خصوص این اعدام‌ها موسوم به “هیات مرگ” بودند. این هیات از سوی آیت‌الله خمینی ماموریت یافته بود تا تکلیف آن دسته از زندانیان سیاسی را که همچنان “سر موضع” بودند، روشن کند و بدین‌منظور اغلب بین دو زندان یادشده، در رفت و آمد بود.

آیت‌الله منتظری در خاطرات خود می‌نویسد: «اول محرم شد؛ من آقای نیری، آقای اشراقی، آقای رییسی و آقای پورمحمدی را خواستم و گفتم “الان محرم است حداقل در محرم از اعدام‌ها دست نگه دارید”؛ آقای نیری گفت: ما تا الان ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام کرده‌ایم، دویست نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده‌ایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید.»

ابراهیم رییسی اما در کنار سایر همکاران جنایتکار خود، گوش به فرمان رهبر وقت جمهوری اسلامی بود که در فرمان خود ضمن تاکید بر اینکه «رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است» از هیات مرگ خواسته بود تا با «خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام» در نهایت بتوانند “رضایت خداوند متعال” را جلب کنند.

در ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ احمد منتظری، فرزند بزرگ آیت‌الله منتظری نوار جلسه مورخ ۲۴ مرداد سال ۱۳۶۷ پدرش با “هیأت مرگ” را بر روی وب‌سایت آیت‌الله قرار داد. حسینعلی منتظری، قائم‌مقام وقت رهبری، در این دیدار ضمن انتقاد شدید از اعدام‌ها، خطاب به هیات مرگ می‌گوید: «تاریخ ما را محکوم خواهد کرد و نام شما را به عنوان “جنایتکاران تاریخ” ثبت خواهد کرد.»

به این ترتیب، رییسی در ۲۸سالگی آستین‌ها را بالا زد و به عنوان یکی از چهار عضو “هیات مرگ”، یکی از اصلی‌ترین نقش‌ها را در حمام خون «نظام مقدس» جمهوری اسلامی بر عهده گرفت. برخی جان‌به‌در‌بردگان از آن اعدام‌ها روایت کرده‌اند که رییسی را در راهروها و شکنجه‌گاه‌های زندان دیده‌اند که بدون عبا و عمامه، با لباس راحتی، به کارهای مربوط به اعدام‌ها می‌پرداخت.

با این وجود، آیت‌الله خمینی که خود چندماهی بیشتر از عمرش باقی نمانده بود، هنوز از شمار اعدام‌ها راضی نبود چنان‌که تصمیم‌گیری در خصوص اعدام سایر زندانیان را به اعضای وقت “مجمع تشخیص مصلحت نظام” سپرد: «به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفتم. در مورد مجازات ضد انقلاب مذاکره شد. امام تصمیم را به مجمع محوّل کرده‌اند. قرار شد مطابق معمول، قبل از حوادث اخیر عمل شود. وزارت اطلاعات چنین نظری داشت و قضات اوین، نظر تندتری داشتند.» (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۶۷، “پایان دفاع و آغاز بازسازی”، ص ۳۲۸)

عضو ثابت کمیته‌های تحقیق؛ از انفجار دفتر نخست‌وزیری تا حوادث ۱۳۸۸

یکی از عجیب‌ترین نکات در سابقه ابراهیم رییسی، عضویت وی در شمار قابل توجهی از کمیته‌های تحقیق و تفحص است به طوری که پس از اغلب اتفاق‌های بحث‌برانگیز در جمهوری اسلامی، نام این روحانی تندرو در چنین کمیته‌هایی قرار می‌گرفته است.

به عنوان مثال، او مسوول سومین گروهی بود که در فاصله سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵، پرونده انفجار ساختمان نخست‌وزیری در سال ۱۳۶۰ را مورد بررسی قرار دادند. رییسی که در آن زمان “معاونت سیاسی دادسرای انقلاب تهران” بود، در جریان این مسوولیت و به ویژه بازجویی از متهمان پرونده، همکاری‌های نزدیکی با اسدالله لاجوردی (دادستان انقلاب وقت) داشت. سرانجام بعد از پنج سال بررسی بی‌نتیجه، آیت‌الله خمینی شخصا و به دلایلی که تاکنون آشکار نشده، دستور مختومه شدن این پرونده را صادر کرد.

رییسی همچنین عضو “کمیته ویژه بررسی وقایع کوی دانشگاه تهران” در سال ۱۳۷۸ زیر نظر “شورای عالی امنیت ملی” بود. عباسعلی فراتی (دادستان وقت دادسرای نظامی استان تهران)، مرتضی رضایی (فرمانده وقت حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران)، مصطفی تاج‌زاده (معاون سیاسی وقت وزیر کشور) و علی ربیعی (عضو وقت شورای عالی امنیت ملی) برخی دیگر از اعضای این کمیته بودند. ابراهیم رییسی و دیگر اعضای کمیته مزبور به شدت از سوی محمدخاتمی، رییس وقت جمهوری اسلامی مورد حمایت قرار گرفتند به گونه‌ای که خاتمی، گزارش این کمیته را “توأم با انصاف و دقت” توصیف کرد و گفت: «کمیته تحقیق، مصوب شورای عالی امنیت ملی است و لطمه خوردن این رکن به معنای لطمه خوردن اساس نظام است.»

سال‌ها بعد و به دنبال افشاگری مهدی کروبی درباره تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان بعد از حوادث سال ۱۳۸۸ نیز کمیته‌ای با حکم صادق لاریجانی، رییس “قوه قضاییه” برای بررسی اظهارات کروبی ایجاد شد که طبق معمول، نام ابراهیم رییسی نیز در میان اعضای آن به چشم می‌خورد. این کمیته، همان‌گونه که انتظار می‌رفت، اظهارات کروبی را رد کرد و مدعی شد که مستندات او “کاملاً ساختگی”، “عاری از حقیقت” و “برای انحراف افکار عمومی” تنظیم شده است.

ابراهیم رییسی، در مقام معاون وقت قوه قضاییه البته پا را فراتر نهاد؛ غریزه سرکوبش بار دیگر به جوش آمد و هشدار داد که «دستگاه قضا با قاطعیت، سران فتنه را محاکمه می‌کند». او در حال حاضر نیز از مدافعان حصر رهبران جنبش سبز است و می‌گوید «نظام جمهوری اسلامی با سران فتنه با رافت رفتار کرده» چرا که «حصر خانگی آنها به منظور تأمین امنیت خود آنها است».

روز ۱۷ آذرماه امسال نیز اسامی هفت عضو «هیأت نظارت بر صحت انتخابات ریاست جمهوری» سال ۱۳۹۶ از سوی “شورای نگهبان” اعلام شد. نام ابراهیم رییسی در حالی به عنوان یکی از اعضای این هیات دیده می‌شود که شش عضو دیگر، همگی از اعضای کنونی و یا سابق “شورای نگهبان” هستند.

«حکم قطع دست از افتخارات بزرگ ماست»

علاوه بر پیشینه و مناصب، نگاهی هرچند گذرا بر مواضع و سخنان ابراهیم رییسی آشکارا نشان می‌دهد که تا چه اندازه‌ای، خشونت، کینه و بی‌رحمی در وی نهادینه شده به طوری که برای حفظ نظام، حاضر است دست به هر جنایتی بزند.

رییسی در ستایش از دو رهبر جمهوری اسلامی کم نمی گذارد. وی مدعی است که «ملت‌های مسلمان به انقلاب اسلامی و امام راحل عشق می‌ورزند».

او در عین حال به شدت، ضد اسراییل و امریکا است: «مثلث شوم آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی منفورترین پدیده در نزد همه مردم جهان است». وی نه تنها وعده نابودی اسراییل که بشارت آزادی عربستان سعودی را نیز می‌دهد: «به‌زودی نه تنها قدس شریف بلکه حرمین شریفین نیز از لوث وجود استکبار پاک می‌شود.»

رییسی ضمن تاکید بر ضرورت “حمایت همه‌جانبه” از بشار اسد، صراحتا سوریه را “مرز” ایران می‌داند: «سوریه، مرز جمهوری اسلامی برای دفاع از امنیت و هویت خود به حساب می‌آید.»

او گه‌گاه همچون شمار دیگری از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی، با ادبیاتی مبهم دست به رویاپردازی می‌زند و برای مثال از «شاخصه‌های آرمان‌شهر اسلامی» سخن می‌گوید؛ خواستار جایگزینی «پیشرفت» به جای «توسعه» و همچنین “بازتعریف فقه” در عرصه “فضای مجازی” می‌شود و می‌گوید که «اسلام به دولت هدایتگر معتقد است نه دولت رفاه».

ابراهیم رییسی، در ابتدای قرن ییست و یکم، مشخصا از “استبداد” دفاع می‌کند و می‌گوید که «در جامعه دینی همه باید یک نظر داشته باشند» و بلافاصله اضافه می‌کند که “ولایت فقیه” همان حکومت امام اول شیعیان است.

وی در آبان‌ ۱۳۸۹ در واکنش به اجرای حکم قطع دست یک سارق در شهر یزد، آن را “بر اساس قانون و حدود الهی” توصیف کرده و هشدار داده بود که چنین حکم‌هایی «در آینده نیز در صورت تشخیص قاضی و طبق قانون تکرار می‌شود».

رییسی در همان زمان حکم قطع دست را از «افتخارات بزرگ» جمهوری اسلامی دانسته بود.

او پنج روز بعد از عاشورای خونین ۱۳۸۸ نیز در روز ۱۱ دی‌ماه به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های “نماز جمعه” تهران، معترضان را “محارب” خوانده و گفته بود: «با کسانی که امنیت را از بین ببرند، به عنوان “محارب” برخورد می‌کنیم.» با توجه به این‌که حکم “محاربه” در جمهوری اسلامی، “اعدام” است، رییسی با این اظهارات عملا زمینه را برای اعدام معترضان فراهم کرد.

او در عین حال نخستین کسی بود که از دستگیری صدها نفر در روز عاشورای خونین سال ۱۳۸۸ خبر داد و از «دستگاه‌های ذی‌ربط و نیروی انتظامی» خواست چنان «با قدرت با فتنه‌جویان برخورد کنند» تا «دیگر کسی جرأت ایجاد نا‌امنی نداشته باشد».

نشسته بر ثروت آستان قدس

ابراهیم رییسی، اینک به عنوان “تولیت آستان قدس رضوی” بر ده‌ها شرکت ریز و درشت و صنایع و بخش‌های اقتصادی گسترده‌ای تسلط دارد به طوری که حجم دقیق دارایی‌ها و ثروتی که تحت کنترل وی قرار دارد، قابل تخمین نیست.

“آستان قدس رضوی” با بیش از پنجاه شرکت اقتصادی و پانزده موسسه و بنیاد فرهنگی و اجتماعی در شهر مشهد، زیر نظر “تولیت” آرام‌گاه امام هشتم شیعیان اداره می‌شود. این “بزرگ‌ترین هلدینگ اقتصادی شرق کشور” از جمله نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی است که از پرداخت مالیات به دولت معاف هستند. آیت‌الله خامنه‌ای در حکم انتصاب ابراهیم رییسی به این “تولیت” صراحتا از وی خواست تا به “بنگاه‌های اقتصادی و خدماتی” آستان قدس رضوی، “سامان” دهد.

در یکی از آخرین موارد گسترش نقش آستان قدس رضوی در طرح‌های اقتصادی ایران، روزنامه “خراسان” در شماره روز ۲۹ آبان ماه خود در گزارشی از قول علی‌رضا رشیدیان، “استاندار خراسان رضوی” نوشت که پنج «پروژه بزرگ عمرانی» به این “آستان” واگذار شده است. او این پنج پروژه را “طرح انتقال آب دریای عمان به سه استان شرقی کشور”، خطوط آهن “مشهد-زاهدان” و “مشهد-گرگان”، “آزادراه مشهد-چناران-قوچان” و “واگذاری زمین پنج هکتاری مورد نیاز برای ساخت بیمارستان ۵۴۰ تخت‌خوابی در شرق مشهد” معرفی کرد.

ابراهیم رییسی داماد احمد علم‌الهدی (امام‌جمعه تندروی مشهد و نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی) است. به این ترتیب قدرت سیاسی و اقتصادی خراسان عملا بین داماد و پدرزن تقسیم شده؛ هرچند صاحب اصلی این ثروت و جبروت، کسی جز سلطان علی خامنه‌ای نیست.

زنگ‌ها برای رییسی به صدا در خواهند آمد؟

اتاق سیاست در نظام‌های استبدادی اگرچه شیشه‌ای نیست و اغلب، اصلی‌ترین روابط و مناسبات سیاسی، دور از نظرها شکل می‌گیرد اما با این وجود، می‌توان گفت که ابراهیم رییسی با چنین پیشینه و خوش‌خدمتی‌هایی به دو رهبر نظام و مجموعه نهادهای امنیتی و قضایی، اینک نه به “تولیت آستان قدس” راضی است و نه به عضویت در “مجلس خبرگان”. این‌چنین است که به تازگی در برخی از نشست‌های فرماندهان سپاه و نیروهای بسیجی، پوستری منقش به تصویری از وی در کنار دو رهبر پیشین و کنونی نظام توزیع شده است. او بیش از گذشته با سپاهیان نشست و برخاست دارد و هم‌زمان، مقام‌های دولتی را به حضور می‌پذیرد.

رییسی در حال حاضر، هفته‌ای سه روز در حوزه “علمیه نواب” در مشهد، درس خارج فقه می‌دهد و به این ترتیب، از لحاظ سطوح حوزوی هم از پتانسیل و شرایط لازم برای تصدی رهبری جمهوری اسلامی برخوردار است. از سوی دیگر، رسانه‌های حکومتی به ویژه وب‌سایت‌ها و خبرگزاری‌های نزدیک به نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران از میانه‌های سال ۱۳۹۵ در اقدامی هماهنگ از عنوان “آیت‌الله” برای وی استفاده می‌کنند تا از همه طریق، زمینه را برای ارتقای موقعیت سیاسی او حتی تا گزینه جانشینی علی خامنه‌ای فراهم سازند.

ابراهیم رییسی، به هر پست و مقامی که دست یابد یا بر هر ثروت و قدرتی که تکیه زند، یک نکته درباره وی روشن است: دست وی به خون هزاران نفر آلوده است. او این جنایت‌ها را در زمانی انجام داد که از موقعیت سیاسی و اقتصادی امروزش برخوردار نبود. تصور کنید که او روزی بر صندلی سومین رهبر جمهوری اسلامی، جان و مال مردم در کنترلش باشد؛ یا حتی مناصب موقتی چون ریاست جمهوری و تشخیص مصلحت نظام به وی سپرده شود.
از: گویا

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .