اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for July, 2017

Jul 11 2017

فشار شورای نگهبان؛ مجلس طرح حذف اعدام از جرایم مواد مخدر را تغییر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رصدای آمریکا: در حالیکه انتظار می رفت مصوبه کمیسیون قضایی مجلس در حذف مجازات اعدام از برخی جرایم مربوط به مواد مخدر در صحن علنی به رای گذاشته شود، این طرح به کمیسیون بازگشت و دستخوش تغییر شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اصلاح طرح الحاق يک ماده به قانون مبارزه با موادمخدر، کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس روز یکشنبه ۱۸ تیر تصویب کرد که تولید، واردات، توزیع و فروش مواد مخدر و روانگردان مانند تریاک، شیره، سوخته و… در صورتی که بیش از یکصد کیلوگرم باشد مجازات اعدام دارد.

همچنین برای تولید، توزیع، واردات و فروش مواد مخدر نظیر هروئین، کوکائین، مرفین و مشتقات شیمیایی، در صورتی که بیش از دو کیلوگرم باشد مجازات اعدام در نظرگرفته می‌شود.

ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین آمار اعدام در جهان را دارد و از این رو همواره مورد انتقاد برخی از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر قرار گرفته است.

دستگاه قضایی ایران اعلام کرده است که بیشتر این افراد به دلیل قاچاق مواد مخدر اعدام شده‌اند، اما زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در گزارش اسفند گذشته خود با بیان اینکه اکثر محکومیت‌های اعدام در ایران مربوط به قاچاق مواد مخدر هستند گفت که این جرایم طبق استاندارد بین‌المللی در زمره «جرائم بسیار جدی» محسوب نمی‌شوند.

تغییرات کمیسیون مجلس در حالی است که زمستان گذشته کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تصویب طرح الحاق يک ماده به قانون مبارزه با موادمخدر مجازات اعدام برای جرایم حمل و فروش مواد مخدر را که صورت باندی و مسلحانه نباشد و متهم سابقه بیش از ۱۵ سال زندان نداشته باشد، حذف کرد.

به نوشته خبرآنلاین، حسن نوروزی سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با اشاره به جلسه روز یکشنبه ۱۸ تیر دلیل اصلاح طرح الحاق یک ماده به قانون مبارزه با مواد مخدر را«درخواست‌های مکرر مسئولان اجرایی و دستگاه قضایی» عنوان کرد.

نوروزی خرداد ماه نیز به روزنامه شرق گفته بود که طرح آماده رای گیری در صحن علنی مجلس بود اما نامه‌ای از طرف «نهادهای دولتی و امنیتی مربوط به مواد مخدر» موجب شد تا طرح به صحن ارائه نشود. ضمن اینکه خبرآنلاین نیز نوشته است شورای نگهبان با طرح مخالفت کرده بود.

چندی پیش پلیس مبارزه با مواد مخدر نیز با حذف مجازات اعدام از جرایم موادمخدر مخالفت کرده بود.

No responses yet

Jul 11 2017

نباید مردم ایران را با حکومت نامحبوب این کشور متحد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا، با اشاره به تمایز مردم و حکومت جمهوری اسلامی گفته است، نباید رویکردی در پیش گرفت که مردم ایران را با حکومت نامحبوب این کشور متحد کند.

گزارش روز دوشنبه رسانه های آمریکا حاکی است که جیمز متیس در مصاحبه ای با آیلندر، یک نشریه دانش آموزی در حومه سیاتل در ایالت واشینگتن، به پرسش ها در حوزه های مختلف پاسخ داده است.

وی در پاسخ به پرسشی در خصوص بهتر شدن روابط ایران و آمریکا گفته است: تا زمانی که مردم ایران این حکومت دینی را تغییر بدهند و از شر کسانی که به مردم می گویند چه کسانی می توانند کاندید بشوند و چه کسانی را باید انتخاب کنند خلاص شوند، این مساله خیلی، خیلی دشوار خواهد بود.

وزیر دفاع آمریکا سپس اضافه کرده است: این رژیمی است که عواملش را مانند حزب‌الله لبنان وادار می کند تا اسرائیل را تهدید کند، یا نخست‌وزیر سابق لبنان را به قتل برساند و توریست‌های اسرائیلی را بلغارستان بکشد.

جیمز متیس گفته است: مسلما مشکل،مردم ایران نیستند بلکه این رژیم (ایران) است که عواملش را می فرستد سفرا را در واشینگتن یا پاکستان به قتل برسانند. این رژیم (ایران) است که موشک در اختیارحزب الله لبنان یا حوثی ها در یمن قرار می دهد.

جیمز متیس پیشتر در ششم خردادماه سال جاری نیز به موضوع طرح ترور سفیر عربستان در واشینگتن توسط ایران اشاره کرده بود که واکنش ایران را در پی داشت.

سخنگوی وزارت امورخارجه ایران در ۹ خردادماه سخنان جیمز متیس در مورد اقدام تهران برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشینگتن را رد کرد و آن را «ساختگی» دانست.

وزیر دفاع آمریکا همچنین در خصوص ویژگی های حکومت ایران گفته است: این یک رژیم قاتل است، شمار زیادی ازایرانی ها را کشته است و جوانان بسیاری را در جریان انقلاب سبز (جنبش سبز) در چند سال پیش علیه آنها دست به تظاهرات زدند، زندانی کرد.

اشاره وزیر دفاع آمریکا به اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ است. در این اعتراضات در تهران و شهرستان ها ده ها نفر کشته و هزاران نفر زندانی شدند.

جیمز متیس در ادامه تصریح کرده است: نباید مردم ایران را با این رژیم نامحبوب متحد کنید، برای این که اگر شما به هر دو فشار وارد کنید، در نتیجه آنها کنار هم قرار خواهند گرفت. ما می بایست اطمینان حاصل کنیم که مردم ایران بدانند ما هیچ گونه اختلاف و درگیری با آنها نداریم. من از اینجا آغاز خواهم کرد.

«ایران بزرگ‌ترین عامل بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه »

وزیر دفاع آمریکا در بخش دیگری از مصاحبه به نقش ایران در منطقه پرداخته و گفته است: بشار اسد الان تنها به دلیل ایران در قدرت است. روسیه در شورای امنیت مانع قطعنامه های این شورا می شود و بشار اسد تاکنون صد ها هزار شهروند سوری را کشته و میلیون ها نفر را آواره کرده است، تنها دلیلش ایران است.

وی اضافه کرده است،در خاورمیانه از قاهره تا تل آویو تا ریاض از عرب گرفته تا یهودی همه ایران را بزرگترین عامل بی ثباتی منطقه می دانند.

جیمز متیس در خصوص بازیگران در سوریه گفته است: اگر حمایت نظامی ایران و وتوی روسیه و همچنین حمایت نظامی کنونی روسیه نبود، همان پنج سال پیش مردم سوریه بشار اسد را از قدرت به پایین می کشیدند.

اعتراضات علیه حکومت بشار اسد در سال ۲۰۱۱ به صورت مسالمت آمیز آغاز شد، اما در نهایت این اعترضات به جنگ داخلی در سوریه منجر شد. روسیه از سال ۲۰۱۵ به نفع نیروهای بشار اسد وارد جنگ داخلی سوریه شده است.

گزارش ها حاکی است که ایران نیز علاوه بر حمایت تسلیحاتی و مالی، شبه نظامیان شیعه را در منطقه به نفع حکومت بشار اسد سازماندهی کرده است.

این در حالی است که حکومت سوریه می گوید، درحال نبرد با تروریسم است.

No responses yet

Jul 11 2017

مکالمه تلفنی روحانی و خاتمی در 18 تیر 78 به روایت سرلشکر فیروزآبادی: برخورد سپاه با شورش‌های 18 تیر با مجوز شورای عالی امنیت و شخص خاتمی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,شورش,ملای حیله‌گر

فارس: رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح گفت: مقابله نیروهای مسلح با شورش‌های خیابانی در جریان 18 تیر سال 78 با مجوز شورای عالی امنیت ملی و شخص رئیس شورای عالی امنیت ملی که خود آقای خاتمی بود، صورت گرفت.

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- سالگرد فتنه 18 تیر سال 78 بهانه‌ای شد تا به بازخوانی بخشی از گفت‌وگوی سردار سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی مشاور عالی نظامی فرمانده معظم کل قوا و رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح که چند ماه قبل با خبرگزاری فارس صورت گرفته بود بپردازیم.

سرلشکر فیروزآبادی در زمان فتنه 18 تیر هم رئیس ستادکل نیروهای مسلح و هم عضو شورای عالی امنیت ملی بود.

سرلشکر فیروزآبادی درخصوص هجمه‌هایی که به نیروهای مسلح خصوصا سپاه و ناجا در برخورد با فتنه‌گران وارد می‌شد، گفت: من اینجا به عنوان عضو شورای امنیت ملی عرض می‌کنم که مقابله نیروهای مسلح با شورش‌های خیابانی در جریان 18 تیر سال 78 با مجوز شورای عالی امنیت ملی و شخص رئیس شورای عالی امنیت ملی که خود آقای خاتمی بود، صورت گرفت.

رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح تاکید کرد: وقتی چالش، تبدیل به قضیه امنیت ملی می‌شود نمی‌توان نیروهای نظامی را محکوم کرد که چرا درگیر شدید. خب چالش امنیت ملی بوده. ولی حالا خود رئیس جمهوری(خاتمی) که دستور داده و آن را تصویب کرده بود، یا سکوت کرده یا بیانیه می‌دهد بعد مردم خیال می‌کنند که سپاه تنها بوده است.

وی افزود: خودشان تصویب کردند، خود شورای عالی امنیت ملی اجازه برخورد را داد و بعد دبیر شورای عالی امنیت ملی بیانیه داد و آن را محکوم کرد و تصور می‌شد که سپاه یا نیروهای مسلح مسئول آن بوده در صورتی که اینطور نبود، این تصمیم شورای عالی امنیت ملی و تائید رئیس جمهور بود.

فیروزآبادی ادامه داد: آن زمان جلوی خود بنده آقای روحانی با آقای خاتمی تماس گرفتند و گفتند وضع اینگونه و جمع‌بندی این است و ایشان گفتند که دیگر هر تصمیمی که گرفتید انجام دهید، از این به بعد هم همینطور خواهد بود.

مشاور عالی نظامی فرمانده معظم کل قوا اظهار داشت: وظیفه رسانه‌هاست که این موضوعات را برای مردم تبیین کنند، اگر برای مردم تبیین شود، هم کسانی که می‌خواهند چالش درست کنند موفق نمی‌شوند و هم تجدیدنظر طلب‌ها بهتر شناخته می‌شوند، هم انقلابیون تکلیف خودشان را می‌دانند هم بعضی از افراد که در این وسط سرگردانند می‌فهمند که بالاخره حق با کیست.

No responses yet

Jul 11 2017

خرید و فروش کودکان؛ با کامیون یا اشانتیون

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: درهای کامیون نارنجی حمل گوشت در اتوبان «مدرس» تهران باز می شود و به ناگهان چشم های سرنشینان ماشین های پشتی حدود 50 کودک کار را می بینند که در هم لولیده اند. تصمیم می گیرند با پلیس تماس بگیرند اما پلیس 110 به این گزارش پاسخ می دهد: «خب چیه؟ الان چی می خوای شما؟»
تماس با آگاهی و سازمان بهزیستی و دیگر ارگان های مسوول هم بی فایده می ماند. کودکان بی هیچ مداخله ای می روند تا سرنوشت شان در کوچه پس کوچه های شهر گم شود.

«فاطمه دانشور»، عضو شورای اسلامی شهر تهران بارها درباره خرید و فروش کودکان، قاچاق اعضای بدن آن ها و گم شدن‎شان در محله های تهران خبر داده است. بیش تر این کودکان، والدین فقیر یا معتادی دارند که گاه هیچ وقت دنبال یافتن فرزندان خود هم نمی روند. به گفته او، در بسیاری از موارد، اعضای بدن این کودکان قاچاق شده و بعد از مدت ها، جسد برخی از آن ها در بیابان ها بدون کلیه و چشم رها می شود.

دانشور پیش تر هم نسبت به خرید و فروش و قاچاق اعضای بدن کودکان هشدار داده بود. او دو سال پیش به خبرنگاران گفته بود در حاشیه های شهر تهران کودکان با قیمت 100 هزار تومان فروخته می شوند و برخی از این موارد در بیمارستان ها اتفاق می افتد. با وجود تماس های مکرر مددکاران بیمارستان ها با سازمان بهزیستی اما هیچ اقدامی در این خصوص انجام نشده است.

فقر مالی و اعتیاد دلیل اول فروش کودکان اعلام شده است؛ چه دختران فراری که ناخواسته باردار شده اند و به دلیل ممنوعیت سقط جنین در ایران، تن به فروش فرزندان خود می دهند و چه مادران کارتن خواب و معتاد که در روابط زناشویی یا برای تهیه مواد تن به هم‎خوابگی داده اند اما از پس تامین هزینه معیشت نوزادان خود بر نمی آیند. خریداران اما دو گروه عمده را تشکیل می دهند؛ خانواده های نابارور یا متکدیان که کودکان را برای کار یا گدایی خریداری می کنند.

فرآیند اجرایی فرزندخواندگی در ایران مستلزم هماهنگی میان ارگان های مختلفی است که گاه سال ها به طول می انجامد و به هیچ کجا هم نمی رسد. در این پروسه، سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضاییه، نیروی انتظامی، مراکز درمان ناباروری و سازمان پزشکی دخیل هستند؛ آن هم در کنار فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک. در این مسیر، برخی از خانواده های نابارور روی به خرید نوزاد یا کودک می آورند.

طبق آمار سازمان بهزیستی، سالیانه بین 800 تا یک هزار کودک به فرزندی سپرده می شوند، در حالی که 23 هزار کودک در خانه های کودک و نوجوان سازمان بهزیستی هستند که «سرپرست با صلاحیت و موثر» ندارند. 87 درصد از این کودکان، بد سرپرست نام گرفته اند.

گزارش های بسیاری وجود دارد که نشان می دهند بسیاری از نوزادانی که به فروش می رسند، به گدایان سپرده می شوند تا دل رهگذران را به درد آورده و دست به جیب شان کنند. گاه بدن این نوزادان برای دردآورتر شدن قصه هایشان، خشونت های خریدار را متحمل می شود؛ چشم هایی که نابینا می شوند و بدن هایی که با آتش می سوزند. هرچه ظاهر کودکان آسیب دیده تر باشد انگار پول بیش تری به جیب سردسته آن ها می رود.

قیمت این نوزادان و کودکان تا پنج میلیون تومان هم می رسد. دخترها یک میلیون تومان بیش تر از پسرها قیمت دارند و خانواده های نابارور باید پول بیش تری برای خرید آن ها بپردازند. نوزادان و کودکانی که برای گدایی در نظر گرفته می شوند، قیمت کم تری دارند. در بسیاری موارد هم اعضای بدن آن ها قاچاق می شود یا برای گدایی ماهیانه اجاره داده می شوند.

اما کودکانی که از خانواده های معتاد خریداری می شوند، گاه نوزادانی گرفتار اعتیاد هستند که مادرانشان هنگام بارداری و پس از آن مواد مخدر مصرف کرده اند. در نتیجه، دچار بدن هایی ضعیف یا بیمار هستند. این نوزادان عمر چندانی ندارند و گاه بدون گذر از کودکی، در آغوش گدایان یا خریداران جان می سپارند.

در سال 1385 اصفهان یکی از پر سر و صداترین پرونده ها را در این خصوص داشت. در آن سال، باندی در این شهر کشف شد که برای هفت سال به خرید و فروش کودکان مشغول بود. در آن باند یک پزشک، سه ماما، سه پرستار و دو کارمند ثبت احوال فعالیت می کردند. ماماها فروشنده و زوج های نابارور را شناسایی می کردند و زنان باردار در کلینیک شخصی پزشکِ این گروه بستری می شدند. کارمندان ثبت احوال نیز شناسنامه های کودکان را به اسم خریداران صادر می کردند. قیمت هر نوازد در آن پرونده، 10 میلیون تومان ذکر شده بود که یک میلیون تومان به فروشنده ها می رسید.

به گفته اعضای آن باند، بیش تر مشتری ها از اهالی کشورهای خلیج فارس بودند که اغلب هم تقاضای نوزاد دختر داشتند.

برخی گزارش های دیگر حاکی از خرید و فروش کودکان در شهرهای مرزی و جنوب ایران است. دلالان، این کودکان را گاه تا پنج میلیون تومان خریداری می کنند و سپس به کشورهای عربی خلیج فارس می فرستند. در برخی موارد، دختران تا سن بلوغ نگه‎داری می شوند و سپس به ازدواج خریدار در می آیند.

اما کودکان اجاره ای حکایت دیگری دارند. آن ها هر روز صبح جمع آوری شده و در محله های مختلف شهرها رها می شوند. این کودکان موظف هستند در طول روز مبلغ مشخصی را از شهروندان گدایی کنند و اگر نتوانند این مبلغ را تهیه کنند، ناچار به کارهای دیگری می شوند؛ از کار در کارگاه های غیرقانونی تا هم خوابگی با صاحبان کار.

به گفته مددکاران این کودکان، پرونده هایی هم وجود دارد که این دختران به ازای فروش بیش تر الکل و مواد مخدر، به خریداران پیشنهاد داده می شوند. تن و بدن آن ها جایزه ای است برای خریداران نمونه که گاهی هم در ازای این هم خوابگی اجباری، به کودکان یک شیشه لاک یا یک وعده غذایی می دهند.

عامل این خشونت ها بر کودکان در بسیاری موارد، خود خانواده ها هستند که برای تامین هزینه زندگی یا تهیه مواد مخدر، فرزندانشان را برای کار به خیابان می فرستند اما پس از اطلاع از سوء استفاده های جنسی، حاضر به پذیرفتن آن ها نیستند. آبرو در این جا بالاتر از سرنوشت کودکان است. در نتیجه، یا آن ها را برای همیشه در خیابان ها رها می کنند یا می فروشند.

در میان کودکان خیابان و کوچه پس کوچه ها که نه شناسنامه ای دارند و نه گاه نام پدر یا مادرشان را می دانند، گروهی هم مهاجرند. بیش تر آن ها تبعه های افغانستان هستند و برای کسب درآمد به ایران فرستاده شده اند.خیلی از آن ها در خانه های تیمی به همراه یک سرپرست که گاه تنها چند سالی از آن ها بزرگ ترند ، زندگی می کنند و مورد آزار و اذیت های فیزیکی و جنسی قرار می گیرند.

بنا به گزارش کمیسیون حقوق بشر افغانستان، قاچاق کودکان به ایران در سال های جاری بیش تر از 10 درصد افزایش داشته است.

«انستیتو جنگ و صلح» نیز در گزارشی مربوط به سال 2011 خبر داد این کودکان پس از جمع آوری توسط ماموران، مدتی در کمپ ترانزیت برای پس فرستاده شدن نگه‏داری می شوند و بدون دریافت وعده ای غذا مجبور به کار هستند. برخی از این کودکان در حالی به افغانستان برگردانده می شوند که خانواده هایشان در ایران هستند و هیچ کس را در مقصد ندارند.

تا پیش از سال 1381 هیچ قانونی به مقابله با خرید و فروش کودکان در ایران نپرداخته بود. در آذر ماه آن سال، مجلس شورای اسلامی با تایید شورای نگهبان، «قانون حمایت از کودکان و نوجوانان» را به تصویب رساند که در ماده 3 آن هر گونه خرید، فروش، بهره کشی و به کار گیری کودکان به منظور ارتکاب اعمال خلاف از قبیل قاچاق، ممنوع و مجازات مجرمان برای جبران خسارات تنها شش ماه تا یک سال زندان یا جزای نقدی از یک تا دو میلیون تومان تعیین شده است.

در کنار این قانون، مسوولان طرح های ضربتی را هم اجرا کرده اند؛ به عنوان نمونه، مناطق «خاک سفید» و «اتابک» تخریب شدند تا بلکه دیگر مکانی برای خرید و فروش کودکان وجود نداشته باشد. طرح هایی مثل عقیم سازی زنان کارتن خواب هم در مجلس شورای اسلامی مطرح شد اما هیچ کدام از این طرح ها به آن چه بر سر این نوزادان و کودکان می آید، پایان نداده اند. آن ها هم‎چنان در کوچه پس کوچه ها یا بر سر چهار راه ها مشغول گدایی هستند، با وجود سن کم به کار مشغول شده اند یا گاه بدن های زخم خورده شان در اطراف شهر پیدا می شود. شب های بی ستاره این کودکان یکی پس از دیگری می گذرد بی آن که کودکی را تجربه کنند. بدن های آن ها به ناگاه در دستان بزرگ‎سالان بالغ می شود و در کامیون های حمل بار، جا به جا می شوند.

No responses yet

Jul 10 2017

ناگفته‌های پوری حسینی از واگذاری‌ها در دولت‌ نهم و دهم:سکوت نمی‌کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

سحام: رئیس سازمان خصوصی سازی می‌گوید از وزارت اقتصاد و هیات عالی واگذاری‌ها خواسته تا اجازه دهند پرونده واگذاری مخابرات را باز کند، او می‌گوید چک مخابرات بار دیگر برگشت خورده است، پوری حسینی معتقد است عده‌ای در برابر رای قطعی دادگاه و روند خصوصی‌سازی‌ها مقاومت می‌کنند. او همچنین برای اولین بار از بدهی صدرا به سازمان خصوصی‌سازی حرف می‌زند.

میر علی اشرف عبدالله پوری حسینی در گفت‌وگو با خبرنگاران ایسنا و ایرنا در پاسخ به اینکه این روزها در مورد واگذاری‌ها هجمه‌هایی صورت گرفته از طرفی از وزیر امور اقتصادی و دارایی هم خواسته شده بود درباره تعدادی از واگذاری‌ها در مجلس پاسخ دهد. در این موارد توضیحاتی دهید، اظهار کرد: این هجمه ها در مجلس شورای اسلامی یکبار برای سوالِ نماینده مجلس درباره واگذاری المهدی و هرمزال از وزیر اقتصاد بود که وی آن سوال را جواب دادند، ولی آن نماینده قانع نشدند و بعد از آن مجلس شورای اسلامی وارد شور شد و رای دادند و صحبت‌های آقای وزیر را قانع‌ کننده دانسته و موضوع منتفی شد.

وی ادامه داد: یک بحث دیگر درباره پالایشگاه نفت کرمانشاه وجود دارد که نمایندگان مجلس شورای اسلامی نامه‌ای نوشته بودند، اعتراض کردند و سوالی در آن مورد مطرح کردند و همچنین درخواست تحقیق و تفحص در مورد واگذاری پالایشگاه نفت کرمانشاه دادند. البته این موضوعات به قبل از انتخابات ریاست جمهوری مربوط می‌شد.

وظیفه می‌دانم از کسانی که به آن‌ها تهمت زده شده رفع اتهام کنم

رئیس سازمان خصوصی سازی اضافه کرد: در هفته گذشته نیز در کمیسیون اقتصادی سوال نمایندگان مطرح شد که وزیر اقتصاد به آن سوال جواب داد، ولی آن جلسه با خوش‌کامی تمام نشد بلکه با تلخ‌کامی به پایان رسید. آن جلسه به جروبحث در مجلس شورای اسلامی کشیده شده و در فضای رسانه‌ای صحبتی شد که نمایندگان تبریز نامه‌ای را در مورد ماشین سازی به رئیس جمهوری نوشتند و درخواست کردند که این مجموعه به شستا واگذار شود. در آن مورد اعتراض، پیشنهاد و درخواست زیاد بود ولی بعد از صحبت‌های رئیس جمهوری در جمع بخش خصوصی و آن صحبت‌ها درباره “دولت با تفنگ و دولت بی‌تفنگ” و موضوع مربوط به اقتصاد، یکی از خبرگزاری‌ها خبری را از قول یکی از آقایان منتشر کرد که قبلا مدتی در سازمان خصوصی سازی سمتی داشتند و عنوان آن مطلب را فجایع خصوصی‌سازی در دولت یازدهم گذاشتند. متاسفانه عبارت‌هایی را در آن مصاحبه گفتند که بسیار بسیار عبارت‌های ناصحیح، ناروا و غلطی بود. من علاقه‌مندم که امروز به بعضی از آن صحبت‌ها اشاره کنم، چرا که انصافا در مورد سازمان خصوصی سازی بسیار جفا شد و همچنین به دولت یازدهم و بعضی از عزیزان که در دولت هشتم سمت داشتند تهمت‌های بدی زده شد که وظیفه می‌دانم از آنها رفع اتهام کنم.

۲۳ ماهِ تمام مشغولِ پاسخ گویی به نهاد های نظارتی بودیم

پوری حسینی در مورد بحث واگذاری المهدی هرمزال، گفت: از آن جایی که در مورد المهدی و هرمزال مجلس قانع شد فقط همین را بگویم که فقط ۲۳ ماهِ تمام ما مشغول پاسخگویی به نهادهای نظارتی بودیم و به انواع دادگاه‌ها، هیات داوری و دادگاه تجدید نظر پاسخ دادیم و هیات داوری ابتدای سال ۱۳۹۵ و دادگاه تجدید نظر انتهای سال ۱۳۹۵ کاملا حق را به هیات واگذاری دادند و واگذاری را کاملا قانونی دانستند.

چرا آقایان به رایِ دادگاه تمکین نمی‌کنند؟

وی ادامه داد: من نمی‌دانم که چه اصراری است که وقتی شکایتی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی دوره قبل به دستگاه قضایی و هیات داوری می‌شود و همه مطالبی که به ذهنشان می‌رسید که شائبه خلاف داشته باشد در آن دادخواست می‌آورند و هیات داوری وارد شور می‌شود و بعد از ماه‌ها رسیدگی همه آن موارد را ناوارد تشخیص می‌دهند و کار هیات واگذاری و سازمان خصوصی سازی را صحیح می‌دانند و بعد از دادگاه تجدید نظر نیز نظرخواهی می‌کنند و دادگاه تجدیدنظر هم قرار رد دعوی بدوی را صادر می‌کند، چرا دوستان به آن تمکین نمی‌کنند و همچنان دوست دارند فضای اجرای اصل ۴۴ را ملتهب نشان دهند. آیا این خود مخالفت و مقاومت در برابر خصوصی سازی نیست؟

رئیس سازمان خصوصی سازی با اشاره به سوال‌های نمایندگان مجلس شورای اسلامی از سازمان خصوصی سازی و وزیر اقتصاد، گفت: یک عده حق دارند اعتراض و سوال کنند. آنها حق دارند که اگر اطلاع ندارند بپرسند تا اطلاع‌ پیدا کنند، ولی وقتی سوال کردند محکمه رفتند و جواب گرفتند چرا ادامه می‌دهند؟

از دوستان خواستیم تا اگر شائبه ای درباره واگذاری پالایشگاه کرمانشاه دارند به هیات داوری شکایت کنند

پوری حسینی افزود: در مورد پالایشگاه نفت کرمانشاه هم از اول به دوستان عرض کردیم که اگر شائبه و ایرادی دارند به هیات داوری مراجعه و شکایت کنند. در هیات داوری هفت نفر مستقر هستند که پنج نفرشان توسط دولت دهم انتخاب شده اند. همچنین دو نفر از آن هفت نفر روسای اتاق‌ها هستند که دولت یازدهم و سازمان خصوصی سازی در انتخابشان هیچ تاثیری نداشته است. در نتیجه در انتخاب هیچ کدام از اعضای هیات داوری دولت یازدهم نقشی نداشته که کسی بخواهد بگوید که آن هیات هواداری دولت یازدهم را حمایت می‌کند، در نتیجه اگر دوستان شائبه‌ای دارند می‌توانند نزد این هیات بروند و شکایت کنند.

چرا برخی به جای مراجعه به دادگاه اتهام می‌زنند و فضا را آلوده می‌کنند؟

وی تاکید کرد: این هفت نفر هیچ کدام توسط سازمان خصوصی‌سازی دولت یازدهم و وزارت اقتصاد انتخاب نشده‌اند و به شکایت آن دوستان رسیدگی می‌کنند. من نمی‌دانم که چرا آنها اصرار دارند که به جای مراجعه به محکمه پشت بلندگو حرف‌هایشان را بزنند و جار و جنجال ایجاد کنند. اتهام وارد کنند و فضا را آلوده کنند.

پوری‌حسینی با اشاره به موضوع واگذاری ماشین‌سازی تبریز گفت: در مورد ماشین‌سازی تبریز با یکی دو نفر از نمایندگان تبریز جلسه‌ای داشتیم و به آنها توضیح داده شد که اساسا واگذاری‌های سهام شرکت‌های دولتی به نهادهای عمومی غیردولتی و شرکت‌های تابعه و وابسته آنها که شستا هم یکی از آنها است، به موجب قانون مصوب تیرماه ۱۳۹۳ ممنوع اعلام شده است و این ممنوعیت در شهریور ۱۳۹۵ توسط همین مجلس فعلی تایید و قوی‌تر شده و دامنه ممنوعیت گسترش پیدا کرده است.

رئیس سازمان خصوصی‌سازی تاکید کرد: اصلا امکان اینکه سازمان خصوصی‌سازی شرکت دیگری را غیر از ماشین‌سازی تبریز جای بدهی دولت به یک نهاد عمومی غیردولتی یا شرکت‌های تابعه بدهد، وجود ندارد. با وجود این ممنوعیت دوستان چه اصراری دارند که یک کار خلاف قانون را تعقیب کنند؟

وی ادامه داد: این فضا، فضای مناسبی برای اجرای اصل ۴۴ نیست. وزیر اقتصاد هم گفت که در جلسه‌ای که قبل از پایان سال ۱۳۹۵، خدمت مقام معظم رهبری بوده‌اند، رهبری از نحوه اجرای اصل ۴۴ گلایه شدید داشتند. البته نه اینکه بد اجرا می‌شود بلکه کُند اجرا می‌شود. ایشان گلایه کرده‌اند که چرا این همه شرکت هنوز در اختیار دولت باقی مانده در حالی که قرار بود به بخش خصوصی واگذار شود. چرا دولت مجددا در برخی از زمینه‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند و چرا دولت شرکت‌هایش را از لیست واگذاری خارج می‌کند.

عده‌ای اصرار دارند شرکت‌ها واگذار نشوند

معاون وزیر اقتصاد خاطرنشان کرد: گلایه مقام معظم رهبری این مواردی که عرض کردم بود. اما در عین حال دقیقا عده‌ای اصرار دارند که شرکت‌ها واگذار نشود و اگر هم واگذار می‌شود به سمت دولت برگردد. آن ها برای واگذاری‌ها مانع‌تراشی می کنند و دقیقا خلاف سیاست‌های کلی اصل ۴۴ عمل می‌کنند. این فضا برای ما فضای خوبی نیست و امیدواریم عزیزان به این موضوع توجه داشته باشند.

پوری‌حسینی با اشاره به لزوم اجرا شدن سیاست‌های اصل ۴۴ گفت: خود مجلس که قانون اجرای سیاست اصل ۴۴ را در سال ۱۳۸۷ تصویب کرده، بیشتر از همه برای اجرای این قانون باید تعصب داشته باشد. کمااینکه به تازگی نامه‌ای با امضای حدود ۱۵۰ الی ۱۶۰ نماینده مجلس برای تسریع اجرای اصل ۴۴ و خصوصی‌سازی نوشته‌اند که از تمام نمایندگان محترم از این بابت تشکر می‌کنم. من علاقه‌مندم این فضا بیشتر حاکم شود چرا که اگر خصوصی‌سازی در این میدان تنها بماند، بعد از مدتی انگیزه‌اش را از دست می‌دهد. قرار نیست ما با همه بر سر اجرای اصل ۴۴ بجنگیم. باید یک عده ما را کمک کنند و اگر اشتباه می‌کنیم، ما را راهنمایی کنند.

وی در پاسخ به این سوال ایسنا که پرسید به تازگی یکی از مدیران سابق سازمان خصوصی‌سازی مدعی شده مقدار رد دیون‌هایی که در دولت روحانی و در زمان تصدی‌گری شما در سازمان خصوصی‌سازی، در قالب خصوصی‌سازی انجام شده، بسیار زیاد است و حتی از دولت‌های گذشته نیز بیشتر است. در این مورد توضیحاتی دهید؟ گفت: فرمایشات ایشان را موضع سازمان خصوصی‌سازی آن زمان قلمداد نفرمایید. اگر موضعی وجود داشته باشد باید رئیس سازمان خصوصی سازی آن زمان آن موضع را اعلام کند. اینکه یکی از مدیران سابق سازمان خصوصی‌سازی ادعایی را مطرح کند، آن ادعا نظر سازمان خصوصی‌سازی دولت نهم و دهم نبوده و نیست.

آمارهای اشتباه می دهند، مجموع واگذاری ها تا پایان دولت دهم ۶۰ هزار میلیارد تومان بود

معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی ادامه داد: ایشان گفته‌اند که «مشاوران آقای رئیس‌جمهوری چرا تاکنون زحمت جست‌وجوی این آمار را به خود نداده‌اند و شاید رئیس‌جمهوری از این گزارش‌ها اطلاعات کافی داشته و با علم به اینکه دولت نهم و دهم در مجموع ۱۴۳۰۰۰ میلیارد تومان از طریق مختلف واگذار شده، مدعی لنگ زدن اصل ۴۴ می‌شوند.» در تمام سطور این اظهارات، غلط‌های بزرگی نهفته است.

وی ادامه داد: آنچه که از اول سازمان خصوصی‌سازی تا پایان دولت دهم واگذار شده، در مجموع به ۱۴۳۰۰۰ میلیارد تومان نمی رسد بلکه حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان بود که شامل دولت نهم و دهم هم می‌شود و تاکید می‌کنم که این آمار تنها مربوط به دولت نهم و دهم نیست بلکه از ابتدای تاسیس سازمان خصوصی‌سازی است. داخل این ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی که عرض کردم، ۳۰ هزار میلیارد تومان سهام عدالت بود و علاوه بر این سهامی که برای رد دیون داده شده بود داخل این ۱۰۰ هزار تومان بوده است که آن هم بالغ بر ۲۰ و خورده‌ای هزار میلیارد تومان بود. یعنی اگر سهام عدالت و رد دیون را کنار بگذاریم، آنچه که عملا از سال ۱۳۸۰ تا نیمه اول سال ۱۳۹۲ واگذار شده، کمتر از ۶۰ هزار میلیارد تومان بود که در آن مصاحبه آن مدیر سابق سازمان خصوصی‌سازی این مبلغ را ۱۴۳۰۰۰ میلیارد تومان عنوان کرده که کاملا این عدد اشتباه است.

پوری‌حسینی توضیح داد: اینکه ایشان می‌گویند چرا تاکنون مشاوران رئیس‌جمهوری زحمت جست‌وجو به خود نداده‌اند باید بگویم که ای کاش خودشان زحمت جست‌وجو را به خود می‌دادند. خیلی واضح عرض می‌کنم در دولت نهم و دهم بالغ بر ۹۰ مصوبه هیات دولت صادر شده که من تک تک این مصوبات را نگهداری می‌کنم. ارزش مصوبات غیرتکراری دولت نهم و دهم برای واگذاری در قالب رد دیون بالغ بر ۱۵۷۰۰۰ میلیارد تومان است. یعنی اگر قرار می‌شد که سازمان خصوصی‌سازی فقط مصوبات دولت نهم و دهم را در قالب رد دیون اجرا کند، باید به اندازه دو برابر آنچه که تا آن روز در طول ۱۲ الی ۱۳ سال واگذار شده بود، فقط در قالب رد دیون به طلبکارهای دولت می‌داد.

نمی‌دانم چرا بعضی‌ها چشم‌شان را در برابر واقعیت‌ها می‌بندند؟

رئیس سازمان خصوصی‌سازی تاکید کرد: مجلس در مقابل این خواسته افکار عمومی که خصوصی‌سازی به معنی رد دیون نیست، همراهی کرده‌اند و ابتدای دولت یازدهم هم مجلس و هم دولت رد دیون را ممنوع کردند و دولت یازدهم هم نزدیک ۹۰ مصوبه دولت نهم و دهم که در قالب رد دیون داده شده بود را لغو کرد. نمی‌دانم چرا بعضی‌ها چشم‌شان را در برابر این واقعیت‌ها می‌بندند؟

در دولت یازدهم درِ رد دیون را گِل مالیدیم

وی توضیح داد: نزدیک به ۱۶۰ هزار میلیارد تومان مصوبه رد دیون در دولت قبل تولید شده بود، حدود ۲۷۰۰۰ میلیارد تومانش که انجام شده بود و ۱۲۰۰۰ میلیارد تومانش را دولت یازدهم انجام داد که روی هم می‌شود حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان. مصوبات باقی مانده دولت نهم و دهم را دولت یازدهم لغو کرد که این یک گام بسیار زیبا بود. اگر دولت یازدهم ادعا دارد که دارد و ما ادعا داریم که داریم که درِ رد دیون را گِل مالیدیم، درست می‌گوییم. چرا که اگر چنین کاری را انجام نمی‌دادیم، ۱۲۰ هزار میلیارد تومان رد دیون دیگر غیر از اینها باید رد دیون انجام می‌دادیم. یعنی دو برابر مقداری که در ۱۲ سال هر چه که خصوصی سازی انجام شده بود.

پوری حسینی ادامه داد: ما با فرض اینکه تیرماه ۱۳۹۳ ممنوعیت رد دیون تولید شد، شروع کردیم و مصوبات را ملغی شده قلمداد کردیم و آنها را به بخش خصوصی واگذار کردیم ولی مصوبات دولت نهم و دهم را هم از هیات دولت گرفتیم که مطمئن باشیم که کارمان در این زمینه درست بوده لذا اظهارات آن مدیر سابق سازمان خصوصی‌سازی کاملا غلط است.

رئیس سازمان خصوصی‌سازی در پاسخ به این سوال ایسنا که ایشان در بخشی از صحبت‌هایشان گفته‌اند که دولت نهم و دهم بعد از دو بار آگهی کردن و پیدا نشدن مشتری آنها را از طبق رد دیون واگذار می کرده بر فرض که این موضوع درست باشد، آیا دولت قانونا می‌توانست در قالب خصوصی‌سازی رد دیون کند یا در این مواقع باید قیمت را پایین می آورد؟ گفت: اساسا ما در دولت یازدهم هیچ مصوبه رد دیون تولید نکردیم که آن را اجرا کنیم یا نکنیم. ایشان کاملا به غلط گفته‌اند که در دولت یازدهم چنین روالی بوده. در صورتی که در دولت یازدهم هیچ مصوبه رد دیونی تولید نشد که من بخواهم آن را اجرا کنم که حالا بعدش برای اجرا چانه‌زنی کنم و بگویم که آن را چگونه اجرا کردم.

وی با بیان اینکه در دولت یازدهم در مجموع دو موضوع رد دیون به مجلس رفت، گفت: یکی از آن رد دیون‌ها موضوع رد دین وزارت صنعت و معدن به صندوق بازنشستگی فولاد که استناد قانونی آن بند ۵۹ قانون بودجه ۱۳۹۱ مجلس شورای اسلامی بود یعنی سال مربوط به دولت دهم. آن موقع گفته بودند که ۱۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان باید از دارایی‌های وزارت صنعت، معدن و تجارت به صندوق بازنشستگی فولاد داده شود. دولت یازدهم مهرماه سال ۱۳۹۲ مصوبه‌ای تولید کرد که مصوبه مهرماه ۱۳۹۱ دولت دهم را که در این رابطه مستند به قانون بودجه تسریع و تصریح کرد که تا پایان سال سریع‌تر انجام شود. چرا که بازنشسته‌ها جلوی مجلس و دولت بست می‌نشستند و دولت برای اینکه پاسخگوی بازنشستگان فولاد باشد، تاکید کرد که این مصوبه دولت دهم زودتر انجام شود که صندوق بتواند زودتر تعهداتش را انجام دهد.

پوری‌حسینی تصریح کرد: یک مصوبه دیگر اواخر دولت نهم و اوایل دولت دهم وجود داشت که مربوط به سال ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ و درباره تامین اجتماعی بود که دولت حدود ۱۱ شرکت را بابت دیون خود به تامین اجتماعی داده بود که در اجرای آن برای قیمت با تامین اجتماعی به مشکل برخورده بودیم و اختلاف‌نظرهایی وجود داشت که بعد از دو الی سه سال جر و بحث هیات دولت دعوای ما را با تامین اجتماعی بُرید و در مورد قیمتش حَکَمیت کرد. دولت یازدهم فقط در مقام اینکه تعیین تکلیف مصوبه را با طلبکارانش انجام دهد، کار انجام داد و غیر از آن دولت نه مصوبه‌ای می‌توانست صادر کند و نه صادر کرده بود. این دو به ارث مانده دولت دهم بود که انجام شد و دوستان متاسفانه کم‌لطفی فرمودند و چنین عبارت‌هایی را به کار بردند.

با قیمت بالا عرضه می کردند و اگر فروش نمی رفت با همان قیمت به عنوان رد دین به طلبکار دولتی واگذار می کردند

رئیس سازمان خصوصی‌سازی توضیح داد: اما در مورد دولت قبل هم که سوال فرمودید، بله، روال این بود که مزایده برگزار می‌کردند و اگر فروش نمی‌رفت و با همان قیمت به طلبکاران می‌دادند. البته اتفاق افتاده بود که برخی از سهم‌ها قیمت‌گذاری شود و همین‌طور بدون انجام مزایده به طلبکار داده شود و این طور نیست که برای تک تک آنها حتما دو مزایده انجام شده باشد. البته اینکه شرکت را با همان قیمت که به فروش نمی‌رفت به طلبکار می‌دادند، یکی از آسیب‌های خصوصی‌سازی بود چرا که سازمان خصوصی‌سازی و هیات واگذاری عادت کرده بودند به اینکه قیمت‌گذاری بالایی انجام دهند چرا که می‌گفتند اشکالی ندارد با این قیمت در بازار عرضه می‌کنیم اگر خریدار بود نمی‌خرد و اگر خریدار نبود که با همان قیمت به دست طلبکاران دولتی می‌دهیم که این خود یکی از آسیب‌های بسیار بزرگ خصوصی‌سازی در دولت نهم و دهم بود چرا که خیال سازمان خصوصی‌سازی و هیات واگذاری در دولت نهم و دهم راحت بود که یک طلبکار دولتی برای این سهم وجود دارد و برای همین دیگر دنبال درست کردن قیمت و نحوه قیمت‌گذاری آن نمی‌رفتیم. در صورتی که آن سهم باید به بخش خصوصی واگذار می‌شد.

صدرا توسط سازمان خصوصی سازی به قرارگاه خاتم واگذار نشد

وی با اشاره به بخشی از صحبت‌های آن مدیر سابق سازمان خصوصی‌سازی گفت: ایشان در قسمتی از صحبت‌هایشان گفتند که «صدرا به قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران واگذار شده» و ادامه دادند: «بزرگترین بدهی دولت به شرکت صدرا بود که با دستور صفدر حسینی وزیر اقتصاد دولت اصلاحات به طور دستوری و با هدف جبران کسری بودجه به سرمایه‌گذاری توسعه ملی وابسته به بانک ملی به ۹ برابر قیمت واگذار شد.» در همین چند سطری که اشاره کردم همکار سابق ما چندین غلط داشته‌اند. اولا در ماجرای واگذاری صدرا به قرارگاه خاتم هیچ واگذاری‌ از سهام صدرا توسط سازمان خصوصی‌سازی به قرارگاه خاتم‌الانبیا صورت نپذیرفته است. اگر الان قرارگاه خاتم مالک صدرا است، توسط ما مالک صدرا نشده است. ایشان در سطرهای بعدی خود نیز گفته‌اند که سازمان خصوصی‌سازی در سال ۱۳۸۲ در بورس عرضه کرده و خریدارش شرکت سرمایه‌گذاری بانک ملی ایران، مدیریت سرمایه‌گذاری بانک ملی ایران، بانک مسکن و بیمه ایران بوده است. این چهار نفر خریدار سهم صدرا بوده‌اند. حالا ۶ سال دیگر این آقایان سهامشان را به یک شرکت دیگری فروخته‌اند. این موضوع دیگر به ما ربطی ندارد. اینکه آنها ارزان فروخته‌اند یا گران فروخته‌اند به ما ربطی ندارد. در نتیجه واگذاری ما به بانک ملی بوده است و نه به قرارگاه خاتم.

پوری‌حسینی تاکید کرد: موضوع دیگر اینکه در سال ۱۳۸۲ اصلا موضوع بدهی دولت مطرح نبوده است. در آن زمان اصلا واژه تهاتر و این صحبت‌ها وارد واژگان سازمان خصوصی‌سازی نشده بود. سوما اینکه اگر دولت به شرکتی بدهکار است، اگر سهام آن شرکت را بفروشد، شخص دیگری آن را می‌خرد و خریدار باید طلبکار دولت باشد تا بدهی‌اش با آن دارایی‌ها تهاتر شود. من تعجب می‌کنم که چطور یکی از مدیران سابق سازمان خصوصی‌سازی به این نکات بسیار ابتدایی توجه نکرده است.

رئیس سازمان خصوصی‌سازی اضافه کرد: نکته عجیب‌تر اینکه ایشان از صفدر حسینی نام برده. اول اینکه وی در اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۳ وزیر اقتصاد شد و هم آذرآب و هم صدرا آذرماه سال ۱۳۸۲ واگذار شدند. چطور ایشان که از مدیران سابق سازمان خصوصی‌سازی بودند، این اتفاق ساده را خاطرشان نیست. مگر می‌شود آدم اینقدر بی‌دقت باشد که زمان واگذاری صدرا و آذرآب را نداند. وزیر اقتصاد دولت اصلاحات در زمان واگذاری صدرا و آذرآب آقای مظاهری بود نه سیدصفدر حسینی.

صدرا در بورس عرضه شد، توهین و اتهام برای چیست؟

وی ادامه داد: وقتی صدرا و آذراب به مزایده گذاشته شدند، در بورس به مزایده گذاشته شدند در نتیجه مذاکراتی وجود نداشت که ما بگوییم دستوری این کار انجام شده. همچنین آن مدیر سابق سازمان خصوصی‌سازی در آن گفت‌وگو یک واژه عجیبی استفاده کرده و گفته که صدرا به ۹ برابر قیمت واقعی واگذار شده بود. من واقعا تعجب می‌کنم که ایشان این اعداد را از کجا درمی‌آورند. من از دوستانم خواهش کرده‌ام که به من بگویند که در سال ۱۳۸۲ قیمت صدرا و آذرآب روی تابلوی بورس چقدر بوده است. من این قیمت‌ها را از سه ماه قبل از مزایده و سه ماه بعد از مزایده رصد کرده‌ام. جالب است که عرض کنم یک بلوک صدرا که در شش بهمن ۱۳۸۲ در بورس معامله شده، ۳.۷ درصد از قیمت تابلوی بورس بالاتر معامله شده است که آن هم برای بلوک ۳۵ درصدی، کاملا طبیعی است چرا که در این موارد خودمان معمولا قیمت را ۲۰ الی ۳۰ درصد بالاتر منظور می‌کنیم. چطور می‌شود یک سهمی بلوک ۳۵ درصدی‌اش ۳.۷ درصد از قیمت خرد بالاتر معامله شود بعد شخصی بگوید ۹ برابر یعنی ۹۰۰ درصد بالاتر فروخته شده است.

معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی افزود: اینقدر این اتهامات خلاف بودنش آشکار است که من تعجب می‌کنم و با خودم می‌گویم که نکند این مصاحبه صحبت‌های همکار سابق ما نیست چرا که این اظهارات واقعا عجیب است. ایشان در قسمت دیگری از این مصاحبه گفته است که «جالب اینکه همچنان تا به امروز تاوان چشم‌پوشی از جرایم دیرکرد پرداخت اقساط این واگذاری بر گردن مدیران وقت باقی مانده است.»

تخفیف ۱۰۵ میلیارد تومانی برای واگذاری سهام ۳۵ درصدی صدرا در سال ۸۶

پوری‌حسینی در پاسخ به آن جمله گفت: هیات واگذاری در سال ۱۳۸۶، ۱۰۵ میلیارد تومان تخفیف و بخشودگی قائل شده است. ۵۸ میلیارد تومان تخفیف داده و ۴۷ میلیارد تومان هم بخشودگی جرایم داده است. حالا دولت هشتم باید تقاص پس دهد؟ این موضوع تبدیل شد به یک پرونده در دیوان محاسبات علیه هیات واگذاریِ وقت، چرا که آن ها همچنین اختیاری نداشتند.

گفتیم آذرآب را پس می گیریم اما قبول نکردند!

وی درباره واگذاری آذر آب نیز گفت: ۳۵ درصد شرکت صنایع آذر آب در اول آذر ماه ۱۳۸۲ از طریق برگزاری مزایده در بورس با مقداری بالاتر از قیمت بورس فروخته می شود مثلا قیمت ریز آن موقع حدود ۷۵۰ تومان بوده است ۳۵ درصدش را ۹۵۰ تومان معامله کردند. این ۳۵ درصد را شرکتی به نام صدرا خریداری کرده است و آن وقت ۳۵ درصد شرکت صدرا برای ایمیدرو بود و هیچ واگذاری برای صدرا اتفاق نیافتاده بود آن زمان صدرا ۳۵ درصد آذرآب را می خرد در آن مصاحبه تاکید شده بود که آذر آب را خیلی گران فروختند. من از حافظه تاریخی خودم استفاده کردم و به شما عرض می کنم که وقتی من در تیر ماه سال ۱۳۸۳ رئیس سازمان خصوصی سازی شدم یکی از پرونده‌های ما این بود که علیه خریداران شرکت آذر آب که شرکت صدرا بود در هیئت داوری دعوا داشتیم. بنده به هیئت داوری رفتم و آقایان ادعایشان این بود که می گفتند سازمان خصوصی سازی این سهم را به ما گران فروخته اند. من گفتم که شما که آمدید و در بورس شرکت کردید و آن سهم را خریدید آن ها گفتند که گزارش هایی که شرکت آذر آب به بورس داده بود غلط بوده است. ما به آن ها گفتیم که اگر الان فکر می کنید که سهم را گران خریدید و گزارش ها غلط بوده است سهم را به ما پس دهید. چرا دعوا کنیم اگر ناراضی هستید، آن سهم را پس می‌گیریم. ۳۵ درصد ما را برگردانید، ما هم پولتان را برمی‌گردانیم اما آن ها قبول نکردند.

بدهکاری صدرا به سازمان خصوصی‌سازی

رئیس سازمان خصوصی‌سازی خاطرنشان کرد: منِ پوری‌حسینی که در آن زمان در سال ۱۳۸۳ رئیس سازمان خصوصی‌سازی بودم، جملاتم کامل خاطرم هست و به آن آقایان گفتم که اگر گران خریدید، پس دهید. ولی آنها گفتند، پس نمی‌دهیم اما دعوا می‌کنیم تا از قیت بِکَنیم. در صورتی که اگر کسی معتقد بود که گران خریده، سزایش این بود که گران‌فروش معامله‌اش را اقاله کند. من برای همین گفتم که اگر گذشتگان من به شما گران فروخته‌اند، من حاضرم پس بگیرم. همین الان صورت جلسه کنید و سهم را پس دهید ولی آنها حاضر به پس دادن سهم نشده‌اند و همین خریداران سهام آذرآب که شرکت صدرا هستند، همین الان بابت همین قرارداد نزدیک به ۱۰۰ میلیارد تومان بابت آن قرارداد به ما بدهکارند.

وی در پاسخ به این سوال ایسنا که از زمان فروش آذرآب چقدر گذشته بود که این ادعا مطرح شد، اظهار کرد: حدود ۷ الی ۸ ماه. آذر ۱۳۸۲ معامله صورت گرفته بود و من در تیر ماه ۱۳۸۳ به سازمان خصوصی‌سازی آمده بودم. البته اینکه چندمین ماه بود که من به هیات داوری رفته بودم، دقیق یادم نیست ولی کاملا خاطر دارم که آنها گفتند گزارشی که آذرآب به بورس داده بود، غلط بود و ما فریب خوردیم و این سهم را خریدیم. ما هم گفتیم سهم را پس دادیم ولی آنها پس ندادند و تا به امروز هم صدرا با سازمان خصوصی‌سازی تسویه نکرده است.

طیب‌نیا به ربیعی گفت اگر فکر می کنید سرتان کلاه رفته سهم را برگردانید

پوری‌حسینی اضافه کرد: عین همین ادعاها درباره دخانیات هم گفته شد. ایشان گفته است که شما دخانیات را به صندوق بازنشستگی فولاد گران فروخته‌اید. من باز هم خدمت ایشان و خدمت افکار عمومی عرض می کنم که من در جلسه ای بودم که آقای طیب‌نیا- وزیر اقتصاد – خطاب به آقای ربیعی درباره آن پک ۱۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومانی بدهی دولت به صندوق بازنشستگی فولاد که بعضا از این اعتراض‌ها در موردش شنیده می‌شد گفتند که اگر فکر می کنید که گران خریده‌اید و این بسته این قیمت را ندارد، همین الان اقاله‌نامه را امضا کنید و سهم را برگردانید. وقتی که گفته می‌شود که اقاله کنیم و برگردانید کسی از سهام دل نمی‌کند ولی و وقتی سهام در اختیار خودشان قرار می‌دهند، می‌گویند این گران است.

وی ادامه داد: جالب این است که کسی که آن سهم را خریده، در حال حاضر خود وزیر است و هر گاه که آقای ربیعی و هیات دولت به این نتیجه برسند که به هر دلیلی این ۱۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان صلاح نبوده، مصوبه‌ای تولید می‌کنند و آن سهم را برمی‌گردانند. من خودم از کسانی بودم که از ابتدا اعتقادی نداشتم که ۱۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان سهم به صندوق بازنشستگی فولاد داده شود. خودم دو سال پیش به سازمان مدیریت توصیه و پیشنهاد کردم این مصوبه را لغو کنند و نیازمندی صندوق را خود دولت تامین کند.

اگر سکوت کنم در حق افکار عمومی جفا کرده‌ام

پوری‌حسینی اضافه کرد: من علاقه‌ای به این بحث‌ها ندارم اما از آنجایی که ایشان درِ صحبت را باز کرده‌اند من اگر سکوت کنم در حق افکار عمومی جفا کرده‌ام. ایشان در قسمتی دیگر از صحبت‌هایش گفته «اگر دولت با تفنگ اقتصاد مورد اشاره رییس‌جمهوری را بلعیده، پس چرا در همین دولت یعنی دولت آقای روحانی سهام فولاد خوزستان به همان کسانی که مخابرات را واگذار کرده‌اند، فروخته شده است.» این جمله در حالی بیان شده که تاریخ انجام معامله فولاد خوزستان مربوط به ۱۲ اسفند سال ۱۳۹۱ بود و قراردادش ۱۷ فروردین سال ۱۳۹۲ بسته شده است، یعنی انتهای دولت دهم. چطور ایشان مدعی شده که فولاد خوزستان را دولت یازدهم واگذار کرده است.

عضو سابق هیات عامل خصوصی سازی از واگذاری مخابرات دفاع کند

رئیس سازمان خصوصی‌سازی ادامه داد: من خطاب به آن همکار سابقمان عرض می‌کنم که ایشان از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۹۰ عضو هیات عامل سازمان خصوصی‌سازی بوده‌اند. در آن دوران مخابرات واگذار شده است. ایشان عضو هیات عامل بوده. پس بیاید از این واگذاری دفاع کند و بگوید که درست بوده. اگر توانست توضیح دهد که هیچ. ولی اگر نتوانست توضیح دهد، آن وقت قبول کند هم دولت نهم و دهم مخابرات را واگذار کرد و هم دولت نهم و دهم فولاد خوزستان را واگذار کردند. ایشان فرار رو به جلو و فرافکنی نکند. البته من در مورد واگذاری فولاد خوزستان هیچ عیبی نمی‌بینم. این یک مزایده‌ای بوده که در بورس انجام شده و هیچ ایرادی ندارد. اینکه اول خریداران چه کسانی بودند و اکنون این سهم را بین خودشان چگونه تقسیم کرده‌اند و این موضوعات به کدام سمت چرخیده، اینها هم به نظر من هیچ عیبی ندارد.

اجازه می‌خواهم تا پرونده مخابرات را مطرح کنم

پوری‌حسینی تاکید کرد: ایشان ادعا می‌کند که دوستان در سپاه، فولاد خوزستان را خریده‌اند. مگر عیب است؟ سپاه هم بیاید خریداری کند ولی اینکه ایشان آن موضوع را به صحبت‌های آقای روحانی متصل کرده است و می‌گوید که آن را خود شما واگذار کرده‌اید، غلط است. اگر چه اگر در این دوران هم اتفاق می‌افتاد، از نظر من عیب نداشت. اما چنین اتفاقی در این دولت نیفتاده و این شائبه‌ای است که ایشان درست می‌کند تا صحبت‌های آقای رئیس‌جمهوری را زیر سوال ببرد، آن صحبت ها بسیار نسنجیده بود. من به خاطر صحبت‌های ایشان مجبور شدم از عزیزانمان در مجمع‌مان در سازمان خصوصی‌سازی در وزارتخانه و هیات عالی واگذاری اجازه بخواهم و اگر اجازه دهند، پرونده مخابرات را مطرح خواهم کرد. تا به امروز من سکوت کرده‌ام ولی به خاطر اینکه داریم به یکسری کارها متهم می‌شویم، پرونده مخابرات را مطرح می‌کنم تا وی از کارش دفاع کند و اثبات کند که کار درستی انجام داده است.

وی در پاسخ به سوالی درباره کشمکش سازمان خصوصی‌سازی با مخابرات که چند ماه پیش صورت گرفته بود، گفت: آن کشمکش به خاطر آن بود که آقایان در مخابرات پول بلوک خریداری شده را به ما نداده بودند. آنها ۹۵۰ میلیارد تومان به ما بدهی داشتند و چکشان برگشت خورده بود و ما هم هر چه خواهش کردیم، آن پول را به ما ندادند و ما مجبور شدیم فسق قرارداد را ابلاغ کنیم که آنها خدمت آقای رئیس‌جمهوری رفتند و از او برای ما دستور آوردند که ۱۵ روز دیگر به آنها وقت داده شود که اگر در آن فاصله آنها پول‌شان را دادند، ما از فسق‌مان صرف نظر کنیم. آقایان هم در آن فاصله، کاری را که باید از قبل انجام می‌دادند و ندادند، انجام دادند و پول را به ما دادند و ما هم فسق را پس گرفتیم.

چک مخابرات برگشت خورده، پول ندهند برخورد قانونی می کنیم

رئیس سازمان خصوصی‌سازی در پاسخ به اینکه در حال حاضر مبلغ کامل آن ۹۵۰ میلیارد تومان به ما داده شده است، گفت: برای سال گذشته بله ولی امسال مجددا یکی از چک‌هایشان که برای اردیبهشت‌ماه است، برگشت خورده که مبلغ آن حدود ۶۰۰ میلیارد تومان است و الان که برج چهار هستیم، تقریبا دو ماه است که چک آنها برگشت خورده و ما هم اظهارنامه خدمت آنها دادیم تا اگر پولمان را ندادند، آن وقت برخورد قانونی انجام دهیم.

پوری‌حسینی در پاسخ به اینکه در حال حاضر چند چک از آنها باقی مانده است، گفت: من فکر کنم دو چک باقی مانده که یکی مربوط به اردیبهشت‌ماه و یکی مربوط به آبان است که اگر آن دو چک را پرداخت کنند، فکر می‌کنم اقساط‌شان تمام می‌شود.

کنار گذاشتن من از سازمان خصوصی‌سازی به خاطر سهام عدالت بود

وی در پاسخ به این سوال ایسنا که پرسید شما اگر به زمان گذشته برمی گشتید آیا سهام عدالت را به شکل کنونی اجرا می کردید یا اصلا آیا این طرح را عملی می‌کردند؟ گفت: زمانی که سهام عدالت روزهای اول اش را تجربه می کرد، من رئیس سازمان خصوصی‌سازی بودم و اولین مصوبه سهام عدالت در دولت اصلاحات انجام شد و مردادماه سال ۱۳۸۴ اولین مصوبه تحت عنوان آیین‌نامه افزایش ثروت خانوارهای ایرانی را خود سازمان خصوصی‌سازی تهیه کرد و بردیم هیات وزیران و هیات وزیران آن را تصویب کرد که بنده هم در آن زمان در سازمان خصوصی‌سازی بودم. آن آیین‌نامه را برای هیات وزیران بردیم و هیات وزیران آن را تصویب کرد و اولین خشت را دولت هشتم گذاشته بود. اتفاقا کنار گذاشته شدن من از سازمان خصوصی‌سازی هم به خاطر سهام عدالت بود. یعنی وقتی وارد دولت نهم شدیم، در همان چند هفته یا چند ماه اول با عزیزانی که در آن زمان مسئولیت داشتند دوست داشتند سهام عدالت به یک شکل خاصی اجرا شود، به شدت اختلاف زاویه داشتیم من هر چه تلاش کردم با وزیر وقت اقتصاد، قائم مقام وزیر و سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقتِ دولت نهم صحبت کنم و ابهامات خود را برطرف کنم بلکه زاویه من به زاویه عزیزانی که در آن زمان سر کار بودند، نزدیک شود دیدم که آنها همه اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و یک آینده‌ بسیار مبهمی پیش روی ما است. من در آن زمان مکاتباتی با آقای دانش جعفری وزیر اقتصاد وقت انجام دادم. ما از اول دوست داشتیم که سهام عدالت با یک منطق کارآمدتر بنا گذاشته شود که ظاهرا آن وقت سوالات زیاد ما سبب اذیت دوستان شد و به جای اینکه جواب داده شود، صورت مسئله پاک شد.

معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی توضیح داد: بله سازمان خصوصی سازی دبیر هیات واگذاری است و آن موقع هم نه اینکه فهم‌مان را تعطیل کردیم بلکه فهم‌مان را به دوستان بیان کردیم و دوستان تصمیم گرفتند که ما را کنار بگذارند. اتفاقا آن تصمیم، تصمیم خوبی هم بود. چرا که اگر بنده بودم که نمی‌توانستم آن طور جلو بروم و بعد موضوع باز هم به مشکل برمی‌خورد.

درباره واگذاری استقلال و پرسپولیس از اتفاقی که افتاد دل خوشی ندارم

پوری‌حسینی در پاسخ به این سوال ایسنا که پرسید شما بارها در نشست های خبری تان در پاسخ به پرسش ها فرمودید من مجری هستم و این جمله شما شاید این موضوع را به اذهان متبادر کرده باشد که شما خود انتقاداتی به کارهایی که در آن مجری هستید دارید آیا اینطور است؟ گفت: در این چهار ساله که در سازمان خصوصی‌سازی هستم غیر از یک مورد که این عبارت مجری بودند درباره من ساری و جاری است، ولی برای باقی خیر که آن موضوع مربوط به واگذاری استقلال و پرسپولیس بود. من درباره بحث واگذاری استقلال و پرسپولیس مجموعا از آنچه که اتفاق افتاد، دل خوشی ندارم. چون ما رفتیم به هیات وزیران و سوال کردیم که آیا اجازه هست ما این ها را واگذار کنیم؟ بعد از یک سال به ما اجازه دادند که واگذاری انجام شود ما سه الی چهار بار به مزایده رفتیم و روز آخر هیئت وزیران مصوبه اش را پس گرفت و آن را غیر قابل واگذاری اعلام کرد. غیر از این یک مورد که من گله ام را تلویحا و تصریحا هم همه جا اعلام کردم که از این اتفاق خوشم نیامد و کاش از همان اول این را به ما می گفتند که این کار را نکنید نه روز آخر و بعد از چهار مزایده. غیر از این یک مورد، بقیه جاها اگر بنده نظری داشتم و فکر می کردم که آنچه به من دستور داده می شود خلاف است رفتم با آن دستور دهنده صحبت کردم و با هم حرف هایمان را یکی کرده ایم.

از هر آنچه در سازمان خصوصی سازی در زمان مسئولیتم رخ داده دفاع می کنم

او ادامه داد: از هرآنچه که در سازمان خصوصی سازی اتفاق افتاده دفاع می کنم البته خارج از سازمان خصوصی سازی و خارج از هیئت واگذاری مصوبه هیئت وزیران هم وجود دارد. یک زمان هایی به هر دلیلی امکان دارد با مصوبه زاویه داشته باشم ولی وقتی هیئت وزیران دستور می دهد آن را اجرا می کنم از جمله همین مصوبه تامین اجتماعی. وقتی در مورد تامین اجتماعی آقایان دستور دادند ما نظرات دیگری داشتیم و یک سال و نیم هم با هم جر و بحث کردیم. بر خلاف نظر ما هم دستور داده شد ولی وقتی دستور داده شد ما اجرا کردیم این موردی خارج از بحث خصوصی سازی است ولی درون خانواده خصوصی سازی که بنده دبیر هیئت واگذاری هستم انصافا از همراهی عزیزان لذت بردم و از آن ها تشکر می کنم البته جاهایی بود که پیشنهاد ما تصویب نشده، نه اینکه ما هر چه پیشنهاد دادیم تصویب شده ولی آنچه که تصویب شده و ما اجرا کردیم نوعا تا جایی که من یادم است هیچ موردی که من خلافی در آن ببینیم و تمکین کنم یادم نیست. بعضا هم پیشنهاد های ما تصویب نشده ولی برای آن نشده ها که الزامی وجود ندارد.

پوری حسینی در پاسخ به اینکه فارغ از این موضوع که آقای طیب نیا در کابینه باشد یا خیر آیا با شرایط موجود علاقه دارید در دولت دوازدهم حضور داشته باشید در سازمان خصوصی سازی بمانید، گفت: این که در آینده چه اتفاقی می افتد غیر از خداوند متعال هیچ کس نمی داند و جواب سوال شما هم یک تا سه ماه دیگر مشخص می شود باید دید که وزرا چه ترکیبی دارند. خواست ما ۵۰ درصد است که آن ۵۰ درصد دوم به آن ۵۰ درصد اول می چربد.

منتظر مصوبه شورای عالی اجرایی سیاست های اجرای اصل ۴۴ در مورد سهام عدالت هستم

رئیس سازمان خصوصی سازی در پاسخ به سوالی درباره سهام عدالت، گفت: من منتظر یک مصوبه از شواری عالی اجرایی سیاست های اجرایی اصل ۴۴ در مورد سهام عدالت هستم آن مصوبه را اگر بتوانیم از آن عزیزان دریافت کنیم من آنوقت برای نحوه توزیع سهام عدالت و جزییاتش اطلاع رسانی خواهم کرد. ما حقوق مالکانه سهام عدالت را به مشمولین منتقل کردیم هنوز ورقه سهم منتقل نشده و چون آزاد سازی صورت نگرفته همچنان مصوبه هیئت دولت پابرجا است.

خصوصی‌سازی تا پایان سال تمام نمی‌شود

وی در پاسخ به این سوال ایسنا که آیا خصوصی سازی در سال ۱۳۹۶ تمام می شود؟ اظهار کرد: خیر، هئیت دولت یک سری از شرکت ها را کنار گذاشته به خاطر اینکه کالا یا خدماتی که ارایه می کنند یارانه ای است و قیمت تکلیفی دارند. کسی تا حالا جرات اینکه وارد بحث شود و این قیمت تکلیفی و یارانه را بردارد، نداشته است. فعلا چنین همتی در مجموعه عزیزانمان نیست. تا زمانی که قیمت برق و گاز آزاد نشده امکان واگذاری این شرکت ها نیست. مثلا شرکت های آب منطقه ای و آب و فاضلاب شهری و روستایی تجاری و سود ده نیستند و به نوعی یارانه در آن ها دخیل است. مگر اینکه بگویند تا ابد این اتفاق نخواهد افتاد آن وقت بحثش جداست و فکر دیگری می شود و چه من باشم دوستان هستند و علاقه دارند با نهایت تلاش شرکت ها را آماده واگذاری کنند. مقاومت‌ها که وجود دارد، واقعا هیچ کس از صندلی‌ها دست نمی کشد و هیچ کس از این سهام دل نمی کَند. تا آدم به یک جا وارد می شود همه به آدم حمله می برند. ولی تا به امروز وزیر اقتصاد، هیئت واگذاری سازمان خصوصی سازی و ریاست جمهوری و هیئت وزیران در مقابل فشارها تحمل کردند. گرچه در مورد استقلال و پرسپولیس من عرض کردم که آن یک مورد بحث اش به دلم ننشسته ولی من که باشم که به دلم بنشیند یا ننشیند.

No responses yet

Jul 10 2017

درآمد ده‌ها میلیاردی کارچاق‌کن‌های دستگاه قضائی

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: مطابق گزارش‌های رسمی گردش مالی کارچاق‌کنی‌های کشف شده دستگاه قضائی در سال گذشته بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان بوده است. یک عضو کمیسیون قضائی مجلس از فعالیت شبکه‌ای کارچاق‌کن‌ها زیر پوست دستگاه قضا سخن می‌گوید.

بر پایه برآوردهای پلیس و کارشناسان، از کل حجم مواد مخدر وارد شده به ایران، آنچه توسط ماموران کشف می‌شود حدود ۱۰ و حداکثر ۱۵ درصد کل این مواد است.

اگر میزان کشف جرایم در دیگر حوزه‌ها در همین حدود باشد، تازه‌ترین گزارش مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه عمق و گسترش فساد در این دستگاه را بر ملا می‌کند.

تازه‌ترین گزارش این مرکز حاکی است که در سال گذشته ۳۴۴ مورد کارچاق‌کنی با ارزش بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان کشف شده است.

بنابر این گزارش نیروهای حفاظت و اطلاعات دستگاه قضائی در سال ۹۵ موفق به کشف ۲۰۴ مورد رشوه‌خواری شده اند که در جریان آن اندکی بیش از ۱۴ میلیارد تومان رد و بدل شده است.

بیشتر بخوانید: دادستان کل کشور فساد در قوه قضائیه را “مسئله خانوادگی” دانست

جلیل رحیمی جهان‌آبادی، نماینده تربت‌جام در مجلس شورای اسلامی می‌گوید “فعالیت شبکه‌ای کارچاق‌کن‌ها زیر پوست دستگاه قضا” موضوعی است که قوه قضائیه باید پاسخگوی آن باشد.

عضو هیات رئیسه کمیسیون قضائی‌ وحقوقی، یک‌شنبه ۱۸ تیر ماه به خبرگزاری مجلس گفت: «گویا کارچاق کن توانایی انجام کاری را دارد که مردم در حالت عادی از انجام آن ناتوانند، قوه قضاییه وضعیت کار در دادگستری‌ها و نحوه تعامل قضات و رفتار سیستم قضائی با مردم را باید آسیب‌شناسی کند.»

این نماینده مجلس آسیب‌شناسی را لازمه برخورد با فساد اداری عنوان کرد و با اشاره به گزارش مرکز حفاظت و اصلاعات قوه قضائیه تاکید کرد که این فعالیت‌ها باید در حوزه وسیع‌تری انجام شود.

درآمد ۴۴ میلیارد تومانی کارچاق‌کنیخبرگزاری مجلس می‌نویسد، با در نظر گرفتن موارد کشف شده از کارچاق‌کنی و پول رد و بدل شده “در واقع به ‌طور میانگین، هر کارچاق‌کنی ٤٤میلیارد تومان درآمد به دست آورده است”.

محسن بهرامی‌ارض‌اقدس، از اعضای اتاق بازرگانی به روزنامه شرق گفته است: «اساسا كارچاق‌كنی به مفهومی كه مستند به گزارش قوه‌ قضائیه است، با این حجم بالا، هیچ معنایی جز گسترده‌ترشدن فساد، ناامن‌شدن اقتصاد، بدبینی و شفاف‌نبودن فضا ندارد.»

بیشتر بخوانید: روایت فرمانده سابق ناجا از فساد در نیروی انتظامی

بهرامی اطلاعات تازه‌ترین گزارش مرکز یاد شده را “فاجعه‌آمیز” خوانده و می‌گوید اگر قرار باشد هر فعالی برای رسیدن به حقش، ارقامی نجومی به واسطه‌هایی به عنوان كارچاق‌كن بپردازد، اوضاع اقتصاد كشور “بسیار تأسف‌برانگیز” است.

محمدقلی یوسفی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی نیز درباره گزارش مرکز حفاظت قوه قضائیه به روزنامه شرق گفت: «این آمار تكان‌دهنده، مجموعا [بیانگر] ضعف قانون و ضعف نظام اداری كشور است. به ‌هر روی برخی از صاحب‌نظران معتقدند در برخی نظام‌هایی كه قانون به‌خوبی كار نمی‌كند، اینها نوعی روان‌كننده چرخ فعالیت‌ها هستند.»

جرایم کشف شده، دو برابر بودجه قوه قضائیه

ابعاد این فساد زمانی اشکارتر می‌شود که در نظر بگیریم گردش مالی کشف شده در تخلف‌های کارچاق‌کن‌ها بیش از دو برابر کل بودجه سال گذشته قوه قضائیه است.

خبرگزاری ایلنا ۱۷ تیرماه به نقل از مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه گزارش داد که در سال ۹۵ میزان تخلف‌هایی که به این مرکز گزارش شده نسبت به سال پیش از آن ۴۱ درصد افزایش داشته است.

بنابر این گزارش در سال گذشته همچنین ۷۸ قاضی از کار خود تعلیق شده‌اند که این آمار نیز در قیاس با موارد مشابه در سال قبل ۲۰ درصد افزایش را نشان می‌دهد.

مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه یک دستگاه نظارتی در درون دستگاه قضایی است که یکی از مهم‌ترین وظایف خود را فراهم کردن “محیط سالم برای همکاران قضایی و اداری” تعریف می‌کند.

بیشتر بخوانید: چرا فساد مالی در جمهوری اسلامی علاج‌ناپذیر است؟

رئیس کنونی این مرکز، حجت‌الاسلام اسماعیل خطیب است که ۲۳ اریبهشت ۹۱ توسط رئیس قوه قضائیه صادق لاریجانی به این سمت منصوب شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، ابراهیم رئیسی نامزد شکست خورده‌ی انتخابات ریاست جمهوری که آن زمان معاون اول قوه قضائیه بود در توجیه این انتصاب گفته است: «حجت‌الاسلام خطیب بهترین گزینه برای این پست بود ولی چون در دفتر رهبری سمت داشتند به سختی توانستیم ایشان را به این سمت بگماریم.»

اکنون و پس از پنج سال که خطیب در این سمت مشغول به کار بوده، همانگونه که عضو اتاق بازرگانی گفته ابعاد فسادهای کشف شده “هیچ معنایی جز گسترده‌ترشدن فساد” در دستگاه قضائی ندارد.

No responses yet

Jul 10 2017

مشورت روحانی با ‘ارکان نظام’ (آلت تناسلی رژیم منظور هست) برای انتخاب وزرا

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: امروز اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور ایران اعلام کرد که حسن روحانی در حال “مشورت با ارکان نظام برای تشکیل کابینه دوازدهم است”.

هفته پیش، عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان گفت آقای روحانی “پس از دو هفته که نتوانسته به دیدار رهبری برود”، قرار است دوشنبه ۱۹ تیر به دیدار آیت‌الله خامنه‌ای برود و در این ملاقات، احتمال دارد “در مورد کابینه هم صحبت شود”. وی البته مشخص نکرد که دلیل وقفه مورد ادعای وی در دیدارهای هفتگی چه بوده است.

در هر حال، اظهارات امروز ۱۷ تیر معاون اول رئیس جمهور در مورد “مشورت با ارکان نظام برای تشکیل کابینه”، قاعدتا حکایت از رایزنی‌هایی دارد که مهمترین طرف آنها، رهبر جمهوری اسلامی ایران است.

در مرداد ۱۳۸۸ حمیدرضا حاجی بابایی، عضو سابق هیات رئیسه مجلس، تصریح کرده بود: “انتخاب وزیران اطلاعات، کشور، امورخارجه، دفاع و فرهنگ و ارشاد اسلامی باید با هماهنگی مستقیم رهبر معظم انقلاب باشد”.

در مرداد ۱۳۸۸ حمیدرضا حاجی بابایی، عضو سابق هیات رئیسه مجلس، اعلام کرد: ‘انتخاب وزیران اطلاعات، کشور، امورخارجه، دفاع و فرهنگ و ارشاد اسلامی باید با هماهنگی مستقیم رهبر معظم انقلاب باشد’

موضوع دخالت رهبر در انتخاب این ۵ وزیر، البته برای اولین بار نبود که در فضای رسانه‌ای ایران مورد اشاره قرار می‌گرفت. هرچند اعلام این سازوکار غیررسمی از سوی یک عضو هیات رئیسه مجلس، تحول جدیدی محسوب می‌شد.

این سازوکار، از آنجا غیررسمی محسوب می‌شود که در قوانین ایران، اشاره‌ای به لزوم موافقت رهبر جمهوری اسلامی با اعضایی مشخص از کابینه نشده است.

تجربه‌های قبلی دخالت رهبر

در مرداد ۱۳۹۲ و در هنگام نهایی شدن فهرست وزرای نخستین کابینه حسن روحانی، شایعات و اخباری در مورد مخالفت آیت‌الله خامنه‌ای با انتخاب علی یونسی برای وزارت اطلاعات، احمد مسجد جامعی برای وزارت ارشاد، جعفر توفیقی برای وزارت علوم و حسین علایی برای وزارت دفاع منتشر شد.

این اخبار، البته در منابع رسمی منتشر نشد، اما در سال‌های بعد، اتفاقاتی افتاد که احتمال صحت آنها را تقویت می‌کرد.

به عنوان نمونه، در فروردین ۱۳۹۶، آقای علایی در گفتگویی با سایت تاریخ آنلاین، در پاسخ به یک سوال حسین دهباشی تایید کرد که گزینه آقای روحانی برای پست وزارت دفاع بوده و البته در مورد دلیل عدم انتصاب خود توضیح بیشتری نداد.

در مهر ۱۳۹۲ هم، علی مطهری نماینده مجلس خبر داد که “به طور حتم دولت روحانی مصمم به معرفی توفیقی به‌عنوان وزیر پیشنهادی علوم، تحقیقات و فناوری بوده” اما آیت‌الله خامنه‌ای “با معرفی وی به‌عنوان وزیر پیشنهادی مخالفت کرده‌است”.

علی لاریجانی رئیس مجلس بعدا این خبر را نادرست دانست، اما با ذکر این ملاحظه که سخن گفتن از دخالت رهبری در تعیین وزرا “فایده‌ای برای کشور ندارد”؛ که تصور وجود نوعی مصلحت سنجی را در موضع‌گیری خود ایجاد می‌کرد.

در مهر ۱۳۹۲، علی مطهری نماینده مجلس خبر داد که ‘به طور حتم دولت روحانی مصمم به معرفی توفیقی به‌عنوان وزیر پیشنهادی علوم، تحقیقات و فناوری بوده’ اما آیت‌الله خامنه‌ای ‘با معرفی وی به‌عنوان وزیر پیشنهادی مخالفت کرده‌است’

بحث های مرتبط با وزارت علوم جعفر توفیقی، از آنجا اهمیت داشت که وزارت علوم، از جمله پنج وزارتخانه‌ای نبود که موضوع دخالت رهبر در تعیین مسئول آنها، از گذشته خبرساز شده باشد.

موضوع دخالت رهبر در انتخاب برخی وزرا، اولین بار زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی در برخی رسانه‌ها مورد اشاره قرار گرفت.

یکی از خبرسازترین اشاره‌ها به این دخالت، بعد از انتخاب غیرمنتظره یک سیاستمدار جناح مخالف دولت وقت، قربانعلی دری نجف‌آبادی، به سمت وزیر اطلاعات انجام شد.

در آن زمان برخی روزنامه‌های اصلاح طلب خبری را منتشر کردند که حکایت داشت آقای دری نجف‌آبادی، که بعدها بر سر ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای مجبور به کناره‌گیری شد، چهاردهمین گزینه محمد خاتمی برای پست وزارت اطلاعات بوده است.

در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، حتی مشخص شد که یکی از وزیرانی که بعدها مغضوب رهبر واقع شد یعنی عطاءالله مهاجرانی، پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای بوده است.

خود آقای مهاجرانی، در خرداد ۱۳۸۹ تایید کرد که با پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان وزیر ارشاد انتخاب شده بوده، اما بعدها روابطش با او، به دنبال مقاومت در مقابل توصیه‌های رهبر برای تعطیلی برخی روزنامه‌های اصلاح طلب، تیره شد.

مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با عطاءالله مهاجرانی، نهایتا باعث ایجاد فشار بی وقفه برای برکناری وزیر ارشاد و پذیرش استعفای او از سوی محمد خاتمی در اسفند ۱۳۷۹ شد.
دیگر نهادهای تاثیرگذار

در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی برخی روزنامه‌های اصلاح طلب نوشتند قربانعلی دری نجف‌آبادی، که بعدها بر سر ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای مجبور به کناره‌گیری شد، چهاردهمین گزینه آقای خاتمی برای پست وزارت اطلاعات بوده است

موضوع نقش آفرینی نهادهای خارج از دولت در انتخاب وزرا، تنها به دخالت رهبر جمهوری اسلامی ایران محدود نمی‌شود.

مشخص‌ترین نمونه از تاثیر این نهادها در انتخاب کابینه، سازوکار انتخاب وزیر دادگستری است که رئیس جمهور، به لحاظ قانونی نقش چندانی در تعیین او ندارد.

مطابق اصل ۱۶۰ قانون اساسی، وزیر دادگستری “از میان‏ کسانی‏ که‏ رئیس‏ قوه‏ قضائیه‏ به‏ رئیس‏ جمهور پیشنهاد می‏‌کند انتخاب‏ می‏‌شود”.

به عبارت دیگر، رئیس قوه قضاییه “قانونا” می‌تواند حتی رئیس جمهور را به انتخاب وزیری ناهمسو با دولت مجبور کند.

یکی دیگر از نهادهایی که، البته به درجاتی کمتر از نهادهای رسمی حکومتی، در فرایند انتخاب وزرا نظر می‌دهد، نهاد مرجعیت است.

مراجع تقلید، البته تاکنون روسای جمهور ایران را برای انتخاب افراد مشخص در پستهای وزارتی تحت فشار قرار نداده‌اند. اما برخی از آنها، با رسیدن گروههایی از شهروندان به پست‌های وزارتی مخالف بوده‌اند.

بزرگترین گروهی از جامعه که ماجرای مخالفت برخی مراجع با وزرات آنها خبرساز شده، زنان بوده‌اند.

این مخالفت بیش از همه، زمانی رسانه‌ای شد که محمود احمدی‌نژاد، در آستانه تشکیل دولت دهم، سه زن را برای وزارتخانه‌های رفاه، بهداشت و آموزش و پرورش به مجلس پیشنهاد کرد. اقدامی که در میانه اعتراضات خیابانی به انتخابات ۱۳۸۸ صورت گرفت و منتقدان آقای احمدی نژاد، هدف آن را ترمیم چهره آسیب دیده دولت در داخل و خارج کشور می‌دانستند.

رئیس جمهور، به لحاظ قانونی نقش چندانی در تعیین وزیر دادگستری ندارد. مطابق اصل ۱۶۰ قانون اساسی، وزیر دادگستری ‘از میان‏ کسانی‏ که‏ رئیس‏ قوه‏ قضائیه‏ به‏ رئیس‏ جمهور پیشنهاد می‌ کند انتخاب‏ می‌شود’

در آن مقطع، تعدادی از روحانیون سنتی با انتخاب وزرای زن مخالفت کردند و محمد‌تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون مجلس، مشخصا خبر داد که دو تن از مراجع تقلید یعنی آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نسبت به انتخاب وزیر زن “شبهه فقهی دارند”.

با وجود این، آقای احمدی نژاد، که هنوز به شدت مورد حمایت آیت‌الله خامنه‌ای قرار داشت، حاضر به تجدید نظر در تصمیم خود نشد.

به گفته رئیس فراکسیون روحانیون مجلس نهم، رهبر جمهوری اسلامی در آن زمان، حتی نامه آیت‌الله صافی گلپایگانی به رهبر در مخالفت با انتصاب وزیر زن را به محمود احمدی‌نژاد ارجاع داده بود که البته، منجر به تغییرنظر آقای احمدی‌نژاد نشد.

نهایتا هم، اگرچه مجلس دو نفر از زنهای پیشنهاد شده را برای پست وزارت رد کرد، اما یکی از آنها، مرضیه وحید دستجردی، موفق به کسب رای اعتماد از مجلس برای پست وزارت بهداشت شد.

خانم وحید دستجردی البته بعدها به شدت با رئیس دولت دهم مشکل پیدا کرد و در دی ماه ۱۳۹۱، از سوی آقای احمدی‌نژاد عزل شد.
کابینه دوازدهم

تا این لحظه مشخص شده که مراسم تحلیف حسن روحانی در مجلس، روز ۱۴ مرداد برگزار خواهد شد.

رئیس جمهور ایران، طبق قانون تا دو هفته بعد از مراسم تحلیف وقت دارد تا اعضای کابینه خود را برای رای اعتماد به مجلس معرفی کند.

در زمان دولت دهم، محمد‌تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون مجلس، خبر داد که دو تن از مراجع تقلید یعنی آیت‌الله حسین صافی گلپایگانی و آیت‌الله ناصر مکارم نسبت به انتخاب وزیر زن ‘شبهه فقهی دارند’؛ هرچند درنهایت، مرضیه وحید دستجردی به مقام وزارت رسید

آقای روحانی در سال ۱۳۹۲، در اقدامی غیرمنتظره کابینه خود را در همان روز تحلیف به مجلس معرفی کرد.

مشخص نیست که آیا او امسال نیز وزاری پیشنهادی خود را در همان روز تحلیف به مجلس معرفی می‌کند یا اینکه از دو هفته فرصت قانونی خود برای معرف وزرا استفاده خواهد کرد.

ولی در هر صورت رئیس جمهور، امسال، بر خلاف سال ۱۳۹۲، با مجلسی مواجه است که اکثریت اعضایش به لحاظ سیاسی با او همسو هستند.

در نتیجه به نظر می‌رسد که مهمترین چالش پیش روی حسن روحانی در انتخاب وزرای خود، در ارتباط با نهادهایی غیر از مجلس، و در راس آنها، رهبری باشد.

شاید در چنین شرایطی، اظهارات معاون اول رئیس جمهور در مورد “مشورت” آقای روحانی با “ارکان نظام” بر سر وزرا، مفهوم واضح‌تری داشته باشد.

No responses yet

Jul 09 2017

خرید اینترنت از مرداد نامحدود می شود/ توقف فروش اینترنت حجمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

مهر نیوز: سفر علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری به گرگان

وزیر ارتباطات گفت: به دلیل افزایش میزان استفاده کاربران از اینترنت، فروش حجمی اینترنت متوقف می شود و کاربران می توانند با خرید اشتراک ثابت هر میزان که بخواهند از حجم اینترنت مصرف کنند.

محمود واعظی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تصمیم برای توقف فروش اینترنت به صورت دانلود حجمی گفت: این تصمیم برای فروش اینترنت ثابت ADSL و اینترنت ثابت TD LTE در نظر گرفته شده است.

وی توضیح داد: با توجه به افزایش میزان سرعت دسترسی به اینترنت از طریق موبایل، اپراتورهای موبایل روشهای مختلفی را برای کاربران درنظر گرفته اند که به کاربر این امکان را می دهد تا با پرداخت یک مبلغ ثابت به صورت قرارداد، ماهانه و سالانه هر میزان اینترنت که بخواهد استفاده کند. هم اکنون کاربران موبایل می توانند با پرداخت مبلغ اشتراک، برای مثال هر تعداد فیلم که خواستند تماشا کنند. اما این موضوع هنوز برای اپراتورهای اینترنت ثابت اتفاق نیافتاده است.

وزیر ارتباطات با بیان اینکه به دنبال این هستیم که این اتفاق در اینترنت ثابت نیز بیافتد، گفت: با توجه به جدی شدن بحث استفاده از سایتهای ویدئویی و محتوای چندرسانه ای در کشور، اینترنت حجمی دیگر کاربردی نبوده و به سرعت به اتمام می رسد و کاربران فکر می کنند که حجم خوری و گیگ خوری اتفاق افتاده است.

واعظی ادامه داد: اما ما معتقدیم که حجم خوری اینترنت وجود ندارد. چرا که در گذشته سرعت دسترسی به دیتا، کند بود و به همین دلیل یک ویدئو با سرعت پایین دانلود می شد اما هم اکنون کاربران ویدئو را به صورت آنلاین می بینید و متوجه میزان مصرف حجم اینترنت نمی شوند.

وزیر ارتباطات خاطرنشان کرد: به همین دلیل درصدد تغییر سیاست فروش اینترنت هستیم. اپراتورهای موبایل را تشویق کردیم که سیاست گذشته خود را ادامه دهند و با شرکتهای حوزه محتوا در حال قرارداد هستند تا ترافیک بر بستر شبکه ملی اطلاعات با سرعت و کیفیت بالا و باقیمت مناسب به کاربران ارائه شود. در همین حال برای تدوین دستورالعمل توقف فروش حجمی اینترنت ثابت نیز کمیته ای در سازمان تنظیم مقررات ارتباطات تشکیل شده است که در حال بررسی موضوع است.

وی افزود: باید اپراتورهای اینترنتی متقاعد شوند که به جای فروش حجمی اینترنت، به کاربران اشتراک ثابت و اینترنت نامحدود بدهند تا کاربران مجبور نباشند در طول ماه چند بار گیگ اینترنت خریداری کنند.

واعظی تصریح کرد: این تصمیم در راستای افزایش استفاده نامحدود حجم اینترنت از شبکه ملی اطلاعات صورت گرفته است تا با تسهیلات تعرفه ای مردم بتوانند از سایتهای داخلی با سرعت و کیفیت و تعرفه مناسب استفاده کنند. قرار است این دستورالعمل مردادماه به کمیسیون تنظیم مقررات ارائه و مطرح شود.

No responses yet

Jul 09 2017

حمید مهدی‌زاده؛ اسحاق جهانگیری و دوستانش کتاب‌ها را در زمین بسکتبال آتش زدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: ناشران ایرانی خارج از کشور در دهه‌های گذشته مستقل و بدون نظارت ارگان‌های دولتی و امنیتی مشغول به فعالیت بوده‌اند در حالی که استقلال در صنعت نشر کتاب و عدم دخالت ارگان‌های دولتی یکی از بزرگ‌ترین امیال برخی از ناشرین فعال در ایران است. با توجه به وجود سانسور و خفقان در چاپ و عرضه کتاب، مخاطب و مولف به ناشران دولتی و خصوصی فعال در ایران اعتماد بیشتری نسبت به ناشران مستقل دارد. در خصوص مشکلات نشر و سانسور کتاب تا کنون با نویسندگان، مترجمین و مولفین متعددی گفت‌وگو کرده‌ایم. اغلب مصاحبه شوند‌ها مخالف با سانسور‌های دولتی هستند اما پیش از انتشار، کتاب‌هایشان را برای صدور مجوز نشر و عرضه به اداره سانسور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌سپارند. اغلب این مولفین، مترجمین و نویسندگان حاضرند تن به سانسور بدهند ولی با ناشران مستقل خارج از کشور همکاری نداشته باشند. در حالی که می‌توانند بدون دغدغه و با اطمینان از عدم سانسور با این ناشرین همکاری کنند. این عدم همکاری علت‌های متعددی مانند ترس از برخورد‌های امنیتی و قضایی، عدم اعتماد به کیفیت انتشار آثار و ممنوعیت پخش آثار منتشر شده توسط این ناشران مستقل، در بازار کتاب ایران دارد. ایران‌وایر با برخی از ناشران مستقل و فعال در اروپا و امریکا گفت‌وگو کرده است. در این سلسله گفت‌وگو‌ها چند موضوع مانند علت اعتماد یا عدم اعتماد مولف و مخاطب به این ناشران، راهکارهای مبارزه با سانسور، اهمیت عمومی شده کتاب‌های الکترونیک و اقتصاد هنر را محوریت قرار داد‌ایم. در حال حاضر بیش از نوزده ناشر در خارج کشور فعالیت می‌کنند. از میان این ناشران می‌توان به انتشارات باران، فروغ، اچ‌اند‌اس مدیا، نوگام و نشر ناکجا اشاره کرد. در ادامه گفت‌‌وگو با حمید مهدی‌‌‌زاده، مدیر انتشارات فروغ در آلمان را می‌خوانید. آقای مهدی‌زاده متولد ۱۳۳۶ و زاده شهر کرمان است.
اقتصاد در صنعت نشر یکی از مهمترین‌ دغدغه‌ ناشران است. به باور من یکی از نکاتی که سبب شده است مخاطب کمتر به کتاب‌های منتشر شده توسط ناشران مستقل خارج از کشور اهمیت بدهد و ناشران در حوزه اقتصادی موفقیت کمتری داشته باشند نحوه عرضه آثار در گرافیک و صفحه بندی کتاب‌هاست.
انتشارات فروغ برای جلب رضایت مخاطب و مولف تا کنون چه کارهایی کرده‌اید؟
ـ بهتر است اول بگویم که چرا یک ناشرم. ما مدعی هستیم که کتاب‌ها را بدون سانسور به دست مخاطب می‌رسانیم. این یعنی کاری که یک حکومت در زمانی نزدیک به چهار دهه مخاطب را از آن محروم کرده است. از دو دهه پیش که انتشارات فروغ را تاسیس کردم، هدف‌ من و همکارانم این بود که نگذاریم ایرانی‌های خارج از کشور، فرهنگ و زبان فارسی به عنوان پایه‌ای‌ترین عنصر هویت زنده و مانا آن را فراموش کنند. دقیقا کاری که شما در حال آنجام آن هستید. وقتی اصلی‌ترین عنصر هویت ما زنده بماند ما در دیگر فرهنگ‌ها و جوامع حل نمی‌شویم و سبب انتقال آن به نسل‌های بعد از خود خواهیم بود. این هویت یک جسم جامد نیست و با گذشت زمان و بسته به نیاز‌های انسان پالایش و به روز می‌شود. شما در ابتدای این مصاحبه یک‌سری قوانین و شرایطی را مطرح کردید. بیان این قوانین از جانب شما یک عنصر فرهنگی در آن نهفته است. قاعدتاً در گفت‌وگوهایی که تاکنون طی سال‌های گذشته تهیه و منتشر کرده‌اید، آن‌قدر مشکلات حقوقی و حاشیه‌ای بوده که به این نتیجه رسیده‌اید که قبل از هر مصاحبه قوانین و شرایط خود و رسانه را برای مصاحبه شونده بازگو کنید. این را قاعدتاً شما از زندگی در اروپا آموخته‌اید، شاید دو دهه پیش و یا همین حالا در ایران کمتر و یا اصلا کسی این‌گونه پیش از مصاحبه قوانین و شرایطش برای گفت‌و‌گو با مصاحبه شونده را بیان نمی‌کند. این‌ موارد اتفاقات خوب فرهنگی است که ما از دنیای غرب آموخته‌ایم و کمک می‌کند که در فرهنگ خودمان مفید و موثر باشیم. من به عنوان مصاحبه شونده و شما به عنوان مصاحبه کننده پیش از شروع حق و حقوق خود را می‌دانیم. این یک کار فرهنگی است و زبان فارسی اساسی‌ترین عنصر فرهنگ است. اما جواب پاسخ شما، فرزندان ایرانیان خارج از کشور قاعدتاً یا زبان فارسی را نمی‌شناسند و یا اطلاعات اندکی از زبان و فرهنگ ایران دارند، ما کتاب‌های دو زبانه منتشر می‌کنیم. این دو زبانه بودن کتاب‌، به زبان ایرانیانی که زبان فارسی را کم می‌دانند کمک‌ می‌کند و یا ایرانیانی که بر فرض زبان آلمانی را خوب نمی‌شناسند. از طرفی دیگر هم به آلمانی‌ها برای شناخت فرهنگ و آثار ایرانی کمک می‌کنیم، این حرکت به تنهایی یک کار فرهنگی و در راستای جلب رضایت مخاطب است.
بخشی از جلب رضایت مخاطب همان موضوع گرافیک است که شما در طرح پرسش بیان کردید. کتاب قاعدتاً یک کالاست و ما در نحوه عرضه یک کالا باید همه این موارد را در نظر بگیرم، حتی قیمت عرضه برای جلب رضایت مخاطب اهمیت دارد. ناشران جوان از لحاظ طراحی و شکل ظاهری و انتخاب فونت نسبت به ما ناشران قدمی بهتر عمل کرده‌اند. دنیای امروز امکانات بهتری در اختیار ناشران می‌گذارد خوب ما هم خودمان را به روز کرده‌ایم.

خودسانسوری را یک بد‌اخلاقی فرهنگی می‌دانید یا محافظه‌کاری؟
ـ سانسور همزاد حکومت اسلامی است. از همان اوان شکل‌گیری انقلاب اسلامی ما شاهد اعمال سانسور به صورت‌های مختلف بودیم. فراموش نخواهم کرد که با همکاری تعدادی از دوستانم در دانشگاه کرمان و برخی شهرهای دیگر نمایشگاه‌های کتاب برگزار می‌کردیم. در آن‌ زمان انجمن اسلامی دانشگاه کرمان که از قضا تعدادی از مسئولین فعلی حکومت اسلامی از جمله معاون رئیس جمهور فعلی، آقای اسحاق جهانگیری هم‌ از اعضای اصلی آن بودند. به شیوه‌های مختلف با برگزاری نمایشگاه کتاب ما مخالفت می‌کردند و یک روز در اقدامی کم‌سابقه دست به بسیج مردم شهر زدند و در یورشی ناگهانی تمام کتاب‌های ما را جمع کردند و در وسط زمین بسکتبال دانشگاه روی هم ریخته و به آتش کشیدند. صحنه‌ای ناباورانه و دردناک بود. کسانی که دم از آزادی و برابری و… می‌زدند چندهزار جلد کتاب مختلف را روی هم ریختند و به آتش کشیدند. ما و چند صد دانشجویی که شاهد این اتفاق بودند در خشم و بهت‌زدگی ماندیم. طبعا قبل از آن با کشمکش فراوان و ضرب و شتم همه ما توانستند کتاب‌ها را از روی میزها و قفسه‌ها جمع‌آوری کنند. آن‌ها با این اقدام از فعالیت ما جلوگیری کردند.
سانسور در آن زمان این‌گونه بود. یعنی محو و نابود می‌کردند، بعد شروع کردن به نابود و محو کردن خالق اثر یعنی نویسندگان. در دنیای امروز اما نوع سانسور به قول شما عوض شده است. آنها هم عوض شده‌اند و به شکلی امروزی سانسور می‌کنند. مانند اوایل انقلاب اثر و مولف را نابود نمی‌کنند بلکه می‌گویند آثار باید توسط موسسات نیمه‌دولتی و دولتی بازخوانی بشود اگر ما موافق بودیم و یا به پیشنهادهای ما عمل کردید بعد منتشر می‌شود. در یک دوره ناشران و نویسندگان تن دادند و بعد گفتند که هم زمان بر است و هم خسته کننده برای اینکه خودشان را از این روند خلاص کنند شروع کردند به شکلی اتوماتیک تمام آن خط قرمز‌ها را هنگام خلق و پیش از ارائه به سانسور‌چی‌ها خودشان رعایت کردند. این روند آغاز خودسانسوری است و انقلابی در راستای نابودی فرهنگ. به باور من یکی از علت‌های پایین‌ آمدن تیراژ کتاب‌ها و زمان مطالعه مردم در ایران سانسور دولت و خودسانسوری مولفین و مترجمین ایرانی است. در حال حاضر جمعیت ایران نزدیک به هشتاد میلیون نفر است. در زمان ناصر‌الدین‌شاه ۷ یا ۸ میلیون نفر بودیم. در آن زمان که حتی صنعت نشر به ایران نیامده بود کتابان دربار می‌نشستند و ۵۰ نسخه از هر کتاب دست‌نویس می‌کردند. آن ۵۰ نسخه برای ۷ یا ۸ میلیون ایرانی بود در حال حاضر هم تیراژ در ایران ۵۰۰ جلد است برای هشتاد میلیون نفر.
_ ناشران و نویسندگان نمی‌توانند بیکار باشند، باید کار کنند، دولت جمهوری اسلامی هم که نمی‌گذارد راحت بنویسند و چاپ کنند. تعداد کمی هستند که ترجیح می‌دهند کار نکنند تا اینکه به سانسور تن بدهند. برخی که تعدادشان هم کم نیست باید کار کنند، در نتیجه به آن قوانین تن می‌دهند.

شبکه‌های اجتماعی در دنیای امروز اهمیت زیادی دارند. گستردگی شبکه‌های اجتماعی و عمومی شدن کتاب‌های الکترونیک و pdf آیا در دور زدن سانسور موثر هستند؟
ـ بخشی از فعالیت‌ها در شبکه‌های اجتماعی حول محور ادبیات است. اما عمده اتفاقات و فعالیت‌ها در شبکه‌های اجتماعی انتقال اخبار و به اشتراک گذاشتن اتفاقات اجتماعی است. فعالین شبکه‌های اجتماعی تلاش می‌کنند به واسطه این امکان اخبار درست و سانسور نشده را بدون واسطه سیستم‌های نظارتی و دولتی با هم به اشتراک بگذارند. بخش کمی از مخاطبین ادبیات که اغلب آنها نسل جوان هستند با کتاب‌هایی که به صورت الکترونیک عرضه می‌شوند، ارتباط برقرار کرده‌اند. خوشبختانه در عرضه الکترونیک کتاب، سانسور دولتی کمتر وجود دارد. دولت در عرضه کتاب به شکل سنتی، یعنی چاپ می‌تواند اعمال نفوذ و قدرت نمایی ‌کند. شاید یکی از دلیل‌هایی که تیراژ کتاب در سال‌های گذشته پایین آمده است همین باشد که نسل فعال و جوان ما نمی‌خواهد تن به سانسور بدهد. هم آثارشان را الکترونیک عرضه می‌کنند و هم خود مخاطب کتاب‌های الکترونیک سانسور نشده هستند. من نگران پایین آمدن تیراژ کتاب‌‌های چاپی نیستم. در آلمان هم کتابفروشان و ناشران آلمانی از پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها می‌گویند. درست است که صنعت نشر کتاب سنتی کم‌رونق شده است اما این نباید سبب دلسردی باشد. دنیا در حال دگرگونی و انقلابی در صنعت نشر و چاپ است. اینترنت در حال ساخت فضا‌های جدید معالعاتی است. دو دهه پیش کسی تصور نمی‌کرد کتاب به شکل الکترونیک عرضه شود.

برخی براین باورند که سانسور کتاب، یکی از علت‌های عدم استقبال مخاطب و در نهایت پایین آمدن تیراژ کتاب‌ در ایران است.
ـ علت پایین آمدن تیراژ کتاب‌‌های چاپی فارسی فقط سانسور نیست. سانسور بخش مهمی از دلسرد شدن مخاطب نسبت به آثار منتشر شده است، اما همه ماجرا نیست. کتاب‌‌های الکترونیک و ایبوک‌ها در حال دگرگونی جهان مطالعه هستند. در اروپا، دولت‌ها سانسور و نظارتی بر آثار منتشر شده ندارند، اما ما شاهد پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها هستیم. این اتفاقی جهانی است.

اغلب نویسندگان ایرانی با سانسور مخالف‌اند. اما در نهایت آثارشان را برای انتشار به تیغ سانسور می‌سپارند در حالی که ناشران مستقل، بیرون از ایران بدون نظارت دولت و سانسور فعالیت می‌کنند. در گفت‌وگوهایی که با برخی از این نویسندگان داشته‌ام، مشکل آنها و عدم همکاریشان با ناشران مستقل خارج از کشور عدم اعتماد به نحوه پخش، پایین بودن کیفیت اجرایی و چاپ آثار در خارج از کشور بوده است. چرا مولفین به ناشران مستقل اعتماد ندارند و شما برای جلب اعتماد مولفین چه تلاشی کرده‌اید؟
ـ ممکن است در آینده این همکاری شکل بهتری به خود بگیرد. اما موضوع این است که وقتی کسی در ایران و در جامعه‌ هشتاد میلیونی زندگی می‌کند، برای من روشن نیست که کتابش را بفرستد در اروپایی که چند میلیون ایرانی وجود دارند منتشر کند. چرا که سوال مهم این است کتاب چگونه بعد از انتشار به ایران برسد. ارسال کتاب‌هایی که ما به شکل سنتی منتشر می‌کنیم به ایران کار ساده و راحتی نیست، شاید به همین دلیل باشد که شما به عنوان نویسنده و روزنامه‌نگار محوریت گفت‌وگو و فکرتان را در ایران‌وایر به کتاب‌های الکترونیک اخصاص داده‌اید و من به عنوان ناشر با انتشار و گستردگی این کتاب‌‌ها موافق‌ام. در حال حاضر نویسنده ایرانی انگیزه قوی و محکمی برای ارسال و انتشار کتابش در خارج کشور ندارد، مگر مخالفت با سانسور باشد. خوب وقتی نویسنده می‌تواند کتابش‌ را بدون سانسور به صورت الکترونیک در ایران به واسطه شبکه‌ها و سایت‌ها منتشر و عرضه کند. چه نیازی به من ناشر دارد؟ در فرهنگ ما موضوع اقتصادی هنری، چیزی که شما برآن تاکید دارد نهادینه نشده است.
گاهی هم موضوع و پردازش داستان برای ناشر در بیرون از ایران جذابیت ندارد. ناشر به عنوان یک بنگاه اقتصادی در عرصه چاپ، به سلیقه مخاطب نگاه می‌کند، برفرض فلان نویسنده که داستان‌نویس خوبی‌ است، به فلان موضوع در کتابی پرداخته اما آن موضوع برای مخاطب من که در اروپا زندگی می‌کند اهمیت ندارد و آن موضوع برایش دغدغه نیست. در نتیجه چرا من باید آن را منتشر کنم وقتی مخاطب آن موضوع در ایران است و من امکان پخش آن کتاب در ایران را ندارم؟ این نکات ظریف، اما مهم هستند و قابل تامل. مگر اینکه این دسته از کتاب‌ها را، ما به صورت الکترونیک منتشر کنیم و مخصوص مخاطب داخل ایران باشند که تازه آن موقع ما با مشکل نحوه فروش رو‌به‌رو هستیم. ایران سیستم بانکی درستی ندارد. اگر هم قرار باشد به صورت رایگان عرضه شود، اقتصاد هنر چه می‌شود؟ اقتصاد ناشر و مولف چه می‌شود؟ محوریت نمایشگاه‌های کتابی که در اروپا برگزار می‌شود برای تجارت کلان بین تولیدکنندگان فکر و اندیشه است. یک نویسنده اثری را تولید کرده است، ناشر براساس سیاست‌های خود با مولف قرارداد تجاری می‌بندد و هر دو به سودی اقتصادی می‌رسند. در حالی که در نمایشگاه کتاب تهران فقط کتاب فروخته می شود. کتاب‌ها با ۲۰ درصد و ۳۰ درصد تخفیف به فروش می‌رسند نمایشگاه کتاب تهران فروشگاه بزرگی است. آنجا کسی به اقتصاد کلان تولیدات فکری اهمیت نمی‌دهد. در اقتصاد کلان فکر، اندیشه رواج پیدا می‌کند. خود شما، اگر رسانه‌تان شما را از لحاظ مالی تامین نکند، آیا حاضر به تهیه و عرضه این همه گفت‌وگو در حوزه سانسور و خودسانسوری هستید؟

قاعدتا تاکنون خود‌سانسوری داشته اید. تمایل دارید یک نمونه از خودسانسوری‌هایتان را هم‌رسانی کنید؟
ـ در عرضه نشر، فکر نمی‌کنم کاری به دست ما رسیده باشد و آن را به خاطر محافظه‌کاری سانسور کرده باشیم و بگوییم نه منتشر نمی‌‌کنیم. دلیلی ندارد، من یک ناشرم و وظیفه من جدا از ملاحظه‌های اقتصادی، عرضه افکار و نگاه‌های مختلف است. سانسور در صنعت نشر جهان جایگاهی ندارد. شاید خود نویسندگان به دلیل مشکلات فرهنگی و عادت‌های فرهنگی، خودسانسوری داشته باشند اما من به عنوان ناشر نه نداشته‌ام.

No responses yet

Jul 09 2017

اعدام چهار زندانی در زندان مرکزی ارومیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سازمان حقوق بشر: سازمان حقوق بشر ایران، ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۶: چهار زندانی که با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند در زندان مرکزی ارومیه (دریا) اعدام شدند.

بنا به اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز جاری، شنبه ۱۷ تیر ماه حکم اعدام چهار زندانی در زندان مرکزی ارومیه به اجرا درآمد.

این چهار زندانی که همگی با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند، «خلیل موسوی کوسی»، «میرحاج عبدی»، «خیرالدین مشمول» و «صوفی کلونک‌زاده گنگچین» نام داشتند. این زندانیان صبح روز جمعه از بند ۱۵ این زندان به سلول‌های انفرادی منتقل شدند.

اعدام زندانیان با جرائم مربوط به مواد مخدر در حالی ادامه دارد که طرح لغو مجازات اعدام برای این جرائم در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است و نمایندگان از قوه قضاییه خواسته بودند تا زمان پایان بررسی این طرح، از اعدام دست کم پنج هزار زندانی که با این اتهام به اعدام محکوم شده‌اند خودداری شود.

گفتنی است، اعدام این زندانیان تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانه‌های رسمی اعلان نشده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .