اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for September, 2017

Sep 15 2017

بازداشت دوباره یک معلم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: محمود بهشتی سخنگوی کانون​ صنفی معلمان در حال انتقال به زندان علامت پیروزی نشان می دهد.

«محمود بهشتی لنگرودی» روز گذشته در منزلش بازداشت شد. تصویر او در حالی که همراه مامور اجرای حکم می رود و دست‏بند به دست، از پشت علامت پیروزی نشان می دهد، از جمله تصویرهایی است که در شبکه های اجتماعی خیلی مورد توجه قرار گرفته است.

او یک معلم بازنشسته است. سال‌ها در مدارس عربی درس داده و در کنارش برای حق وحقوق صنفی معلم‌ها تلاش کرده است. این اولین بار نیست که این معلم بازداشت می‌شود؛ او یکی از اعضای اصلی «کانون صنفی معلمان» است که بارها به خاطر اعتراضات صنفی، گلایه از وضعیت معلمان و تلاش برای بهتر شدن معیشت و زندگی آن‌ها دستگیر شده است.

بهشتی از سال 83 تا کنون بارها به دادگاه رفته و حکم گرفته، زندانی شده، اعتصاب غذا کرده و… . او در سه حکم جداگانه که توسط قاضی «صلواتی» و قاضی «مقیسه» صادر شده‌اند، در مجموع به 14 سال زندان محکوم شده است. «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی» و «تبلیغ علیه نظام» به عنوان اتهامات اصلی او مطرح شده‌اند؛ همه به خاطر فعالیت‌های صنفی که داشته است.

او اردیبهشت ماه سال 95 و در پی یک اعتصاب غذای طولانی، از زندان آزاد شد. پسرش، «ابوذر بهشتی» به ‌«ایران وایر» می‌گوید: «پدر به خاطر وضعیت وخیمی که داشتند، بیمارستان بودند که نامه آزادی ایشان آمد. از ما وثیقه‌ای نخواستند چون از قبل وثیقه برای دستگیری ایشان در سال 83 در دادستانی موجود بود و پدر از بیمارستان به خانه آمد.»

اعتصاب غذای او به خاطر اعتراض به حکمی که گرفته و نادیده گرفته شدن اصل 168«قانون اساسی» درباره اش بوده است:«پدر می‌گفت طبق اصل 168 قنون اساسی، زندانیان سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه محاکمه شوند اما در مورد من هیچ‌کدام رعایت نشده است؛ پس من حکم دادگاه را قبول ندارم. او می‌گفت اگر هم من را زندانی سیاسی نمی‌دانید، چرا به اتهامات سیاسی محکوم کردید. من که نمی‌توانم اتهامات سیاسی داشته باشم اما شرایط زندانی سیاسی را نداشته باشم.»

در پی این اعتصاب غذا، کلیه‌ها، صفرا و کبد بهشتی لنگرودی آسیب دیده اند: «کیسه صفرایش را که در آورده اند، وضعیت کبدی ایشان هم اصلا خوب نیست.»

به گفته ابوذر، وقتی در اردیبهشت 95 و بعد از اعتصاب غذا، پدرش را آزاد می کنند، هیچ توضیحی در مورد این آزادی به خانواده بهشتی نداده اند: «اصلا به ما نگفتند که ایشان آزاد هستند یا به مرخصی آمده‌اند.»

اما درست از یک ماه پس از آزادی، نامه‌هایی مبنی بر اخطار برای ضبط وثیقه از سوی دادستانی ارسال می‌شود: «پدر هر دوشنبه به دادستانی مراجعه می‌کرد و می‌گفت من با پای خودم به زندان بر نمی‌گردم اما این جا آمده‌ام و شما می‌توانید من را دستگیر کنید. یک بار “حاجی مرادی”، معاون حقوقی دادستانی داخل زندان “اوین” به او می‌گوید ما با شما کار نداریم، برای چه این جا می آیید؟ پدرم هم می‌گوید برای این که نامه ضبط وثیقه می‌دهید. همین صحبت باعث می‌شود فرستادن این نامه‌ها قطع شود.»

بهشتی پس از قطع شدن نامه‌ها هم به دادستانی مراجعه می‌کند اما نه برای پی گیری کار خودش بلکه برای اطلاع از وضعیت رفیق و همکارش، «اسماعیل عبدی» که اعتصاب غذا کرده بود: «در جلسه‌ای در دادستانی که آقای عبدی هم حضور داشته و پدر هم بوده، آقای حاجی مرادی به آقای عبدی گفته بود شما هم اعتصاب غذایت را بشکن، ما کاری می‌کنیم که شرایطی مثل شرایط آقای بهشتی برایت مهیا شود؛ ببین! آقای بهشتی الان آزاد است.»

اما چند روزی از این حرف نگذشته که نامه‌ای به عنوان اخطار آخر برای ضبط وثیقه به خانواده بهشتی می‌رسد: «پدرم بازهم گفت من که با پای خودم نمی‌روم، بیایند و مرا بازداشت کنند. اما در چند روز اخیر آدم‌های مختلف به ساختمان مسکونی پدر و مادرم مراجعه می‌کردند و از همسایه‌ها و سرایدار ساختمان درباره پدرم سوال می‌پرسیدند. آن ها عکس ‌او را نشان می‌دادند و می پرسیدند که او را می‌شناسید؟ چه طور آدمی است و… .»

خانواده بهشتی متوجه این که هدف از این کار چه بوده، نشده‌اند اما روز گذشته زمانی که محمود بهشتی لنگرودی و همسرش از بیرون وارد ساختمان می‌شوند، دو فرد غریبه را می بینند که پشت سرشان وارد می‌شوند: «سراغ سرایدار رفته بودند و بعد سرایدار با خانه تماس گرفته بود که با آقای بهشتی کار دارند. برخوردشان خوب بوده و گفته‌اند ما فقط ضابط اجرایی هستیم.»

آن‌ها ابتدا محمود بهشتی را به دادستانی می‌برند: «مادرم هم همراه پدر می‌رود. سراغ آقای حاجی مرادی را می‌گیرند و دلیل دستگیری را می‌پرسند اما پاسخی نمی‌گیرند. آقای حاجی مرادی هم در جلسه بوده. با کلانتری تماس می‌گیرند تا پدرم را به زندان اوین منتقل کنند.»

او تصویر پدرش را با دست‌بندی در دست، در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده و نوشته است: «او فقط یک معلم است، چرا باید به 14 سال زندان محکوم شود؟»

اشاره ابوذر به نامه‌ای است که پدرش چهاردهم اردیبهشت ماه سال جاری از زندان اوین خطاب به رییس قوه قضاییه، «صادق آملی لاریجانی» نوشته بود. در بخشی از این نامه آمده است: «آیا تا‌کنون از خود پرسیده‌اید که معلمان بی‌سلاح چه گونه می‌توانند امنیت ملی را خدشه‌دار کنند؟ آیا حضور در تجمعات مسالمت‌آمیز، آن‌هم در‌ مقابل خانه‌ ملت، موجب اخلال در امنیت ملی می‌شود؟ آیا پذیرفتنی است که در آزاد‌ترین کشور دنیا، معلمان را به اتهام دفاع از حقوق همکاران خود به حبس و تبعید محکوم نمایند؟ به راستی کدام کشور استبداد‌زده را می‌شناسید که چنین احکامی را برای معلمان جامعه خود صادر کرده ‌باشد؟ آیا زندانی کردن انسان‌های بی‌گناه به مصلحت جامعه، ملت و یا حتی نظام است؟»

No responses yet

Sep 14 2017

رای مجلس نمایندگان آمریکا به متمم‌های منع فروش هواپیمای تجاری به ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: مجلس نمایندگان آمریکا به متمم‌هایی رای داده‌است که اگر در سنا نهایی و با امضای رئیس‌جمهوری اجرایی شود، مانع از فروش هواپیماهای تجاری به ایران می‌شود. نمایندگان دمکرات هشدار داده‌اند تصویب نهایی مصوبه می‌تواند به تلاش‌های بین‌المللی در پیوند با توافق اتمی ضربه بزند.

متمم‌ها را پیتر روسکام، نماینده جمهوری‌خواه، ارائه کرده و ۲۲ شهریور ماه در روند بررسی لایحه دفاعی سال آینده آمریکا، مطرح شده‌است.

به گزارش وب‌سایت هیل، متمم‌ها مانع از استفاده از منابع مالی برای صدور مجوزهای مربوط به نقل‌وانتقلات پولی و نیز مانع از صدور مجوز فروش هواپیماها توسط اداره کنترل دارایی‌های خارجه وزارت خارجه آمریکا می‌شود.

پیتر روسکام با اشاره به آنچه سابقه جمهوری اسلامی در استفاده از هواپیماهای تجاری، برای انتقال سلاح و نفرات در حمایت از بشار اسد، عنوان شده، خواستار جلوگیری از از فروش هواپیما شده بود.

روسکام گفته است «تا زمانی که ایران به استفاده از هواپیماهای تجاری برای حمایت از تروریست‌ها و جنایت‌کاران جنگی خاتمه ندهد، شرکت‌های غربی نباید مجاز به فروش آن‌ها به شرکت‌های هوایی ایران باشند؛ هواپیماهایی که به جنگ خشونت‌بار راه‌افتاده توسط [بشار] اسد کمک می‌کنند».

ایران حمایت از تروریسم را رد کرده‌است. تهران و مسکو، مهم‌ترین حامیان بشار اسد، می‌گویند به درخواست دولت مرکزی آن کشور و برای مقابله با آنچه «گروه‌های تروریستی» می‌نامند در سوریه حضور دارند. ایران و روسیه در عین حال مخالفان اسد را عامل جنگ داخلی سوریه می‌دانند.

جنگ سوریه هفت سال پیش و با سرکوب شدید اعتراضات عمدتا مسالمت‌آمیز به دولت سوریه آغاز شد و تا کنون بین ۳۷۰ هزار تا نیم میلیون قربانی و بیش از ده میلیون آواره برجای گذاشته‌است.

دمکرات‌ها در مجلس نمایندگان در مورد متمم‌های ارائه شده هشدار دادند. وب‌سایت هیل از ارل بلومناور، یکی از نمایندگان دمکرات، نقل کرده است که این مصوبه «بدون هیچ دلیل مناسبی، شرکت‌های آمریکایی را هدف جریمه‌شدن قرار می‌دهد» و به توافق اتمی میان ایران، آمریکا و پنج قدرت جهانی، ضربه می‌زند.

بلومناور گفته است «به نظر من پایبندی به تعهدات ما در ارتباط با توافق اتمی مهم است. توافق اتمی با ایران، یکی از اندک نقاط روشن در (رخدادهای) منطقه است».

رای‌گیری به متمم‌های آقای روسکام به‌صورت شفاهی (یک‌صدایی) انجام شده‌است. این نماینده جمهوری‌خواه سال گذشته نیز متمم‌هایی را به لایحه بودجه خدمات مالی ارائه کرده بود که هدف از آن‌ها نیز جلوگیری از فروش هواپیما به ایران است.

در پی توافق هسته‌ای و اجرای برنامه جامع اقدام مشترک، باراک اوباما رییس‌جمهوری وقت به وزیر خارجه‌اش اختیار داد تا مجوز صدور هواپیمای مسافربری به ایران را صادر کند. در تیر ماه ۱۳۹۵ وزارت خارجه آمریکا، با استقبال از بیانیه شرکت هواپیماسازی بوئینگ درباره توافق با ایران‌ایر، گفته بود، این توافق در چارچوبی که «برجام» مشخص کرده، انجام می‌شود.

مصوبه فعلی باید به رای سنا و سپس امضای رئیس‌جمهوری آمریکا برسد تا نهایتا اجرایی شود. وب‌سایت هیل به این موضوع نیز اشاره کرده که تصویب مصوبه مشابهی در سال گذشته، به بررسی در سنا نرسید.

No responses yet

Sep 14 2017

استفاده از نرم‌افزارهای کاسپرسکی در آمریکا ممنوع شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,روسیه,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: مقامات آمریکا استفاده از نرم‌افزارهای شرکت روسی “کاسپرسکی لب” را در ادارات دولتی این کشور ممنوع کردند. فعالیت‌های این شرکت روسی در زمینه امنیت سایبری و تولید نرم‌افزارهای آنتی ویروس است.

آمریکا علت اتخاذ این تصمیم را نگرانی از درز اطلاعات سری اعلام کرده است. الین دوک، وزیر امنیت داخلی آمریکا از احتمال ارتباط شرکت روسی کاسپرسکی با سازمان‌های امنیتی و نهادهای دولتی روسیه ابراز نگرانی کرده است.

وزیر امنیت داخلی آمریکا استفاده از نرم‌افزارهای شرکت کاسپرسکی را خطری برای امنیت داده‌های سری در آمریکا دانسته و از احتمال دسترسی دولت روسیه به اطلاعات محرمانه و همچنین سوءاستفاده دولت روسیه از تکنولوژی اطلاعاتی آمریکا به سود خود سخن گفته است.

Elaine Duke (picture-alliance/AP Photo/A. Harnik) الین دوک، وزیر امنیت داخلی آمریکا

دوک در اظهارات خود عنوان کرده که سازمان‌های امنیتی روسیه قانونا می‌توانند شرکت کاسپرسکی را وادار به دادن اطلاعات و همکاری بکنند.

منع استفاده در ادارات و موسسات دولتی

به مسئولان دولتی آمریکا دستور داده شده است ظرف ۶۰ روز، برنامه‌هایی برای جایگزین کردن نرم‌افزارهای شرکت کاسپرسکی پیش‌بینی بکنند. آنگاه ادارات و نهادهای دولتی آمریکا ۹۰ روز فرصت خواهند داشت تا این برنامه‌ها را به  مورد اجرا بگذارند.

در ماه ژوئیه نیز دولت آمریکا محدودیت‌هایی برای استفاده از نرم‌افزارهای شرکت کاسپرسکی پیش‌بینی کرده بود. بر همین اساس نام شرکت کاسپرسکی از لیست شرکت‌های مجاز برای تهیه نرم‌افزارهای مربوط به امنیت اینترنتی حذف شده بود.

اعتراض مسئولان کاسپرسکی

شرکت کاسپرسکی در واکنش به تصمیم دولت آمریکا اعلام کرده است که “این شرکت هرگز با هیچ دولتی در جهان در زمینه جاسوسی سایبری همکاری نداشته و نخواهد داشت.”

بیشتر بخوانید: خرید تبلیغات فیس‌بوک از سوی روسیه، موضوع قانون‌گذاران آمریکا

مسئولان شرکت کاسپرسکی همچنین اعلام کرده‌اند که دولت آمریکا برای اثبات ادعای خود هیچ سند و مدرکی ندارد. باید یادآور شد که ۸۵ درصد فروش محصولات شرکت کاسپرسکی به مشتریان خارجی و در خارج از روسیه صورت می‌گیرد.

Eugene Kaspersky (picture alliance/AP Photo/P. Golovkin) یوجین کاسپرسکی پایه‌گذار شرکت روسی کاسپرسکی

بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی شرکت کاسپرسکی، بیش از ۴۰۰ میلیون نفر در جهان از نرم‌افزارهای این شرکت و از جمله از برنامه آنتی‌ویروس آن استفاده می‌کنند. در ضمن ۲۷۰ هزار شرکت نیز برای تامین امنیت اینترنتی خود از نرم‌افزارهای کاسپرسکی بهره می‌گیرند.

شرکت کاسپرسکی در سال ۱۹۹۷ توسط یوجین کاسپرسکی تاسیس شد. یوجین کاسپرسکی در سال‌های دهه هشتاد در آموزشگاه عالی “کا‌‌گ‌ب” در مسکو و در رشته ریاضیات فنی تحصیل کرده بود.

No responses yet

Sep 14 2017

در حمله داعش به تهران چهار نفر از مهاجمان کرد ایرانی بودند. داعش چطور در فضای امنیتی کردستان ایران نفوذ کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

حمله تهران

هفدهم خرداد ۱۳۹۶ پنج عضو گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) مسلح به سلاح‌های سبک و جلیقه‌های انفجاری، همزمان به آرامگاه آیت الله خمینی و مجلس شورای اسلامی حمله کردند.

درحالی که حمله در جریان بود، داعش تصویرهایی را از داخل ساختمان اداری مجلس منتشر کرد. مهاجمان به عربی و کردی حرف می‌زدند.

یک هفته بعد، وزارت اطلاعات ایران اسامی پنج مهاجم داعش را منتشر کرد. چهار نفر از آنها از کردهای ایران بودند.

 تصویرهایی که ایران از سه مهاجم داعش به ساختمان مجلس منتشر کرد
تصویرهایی که ایران از سه مهاجم داعش به ساختمان مجلس منتشر کرد

حمله به تهران، بعد از تهدیدهای پیاپی داعش انجام شد. مقام‌های ایران پیش از این بارها از متلاشی کردن گروه‌های مرتبط با داعش قبل از انجام حمله خبر داده بودند.

اما این حمله تهران عملیاتی نمادین برای نشان دادن نفوذ داعش در ایران بود.

تصویرهایی که داعش از پنج مهاجم حمله تهران منتشر کرد
تصویرهایی که داعش از پنج مهاجم حمله تهران منتشر کرد

در فضای امنیتی مناطق کرد نشین ایران، داعش چطور موفق به نفوذ و عضو گیری شده است؟

چهار مهاجمان کرد ایرانی این حمله، چطور با اندیشه‌های داعش آشنا شده بودند؟

برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها، راهی جز سفر به کردستان عراق نبود.

جستجو در حلبچه

نام حلبچه، یادآور بمباران شیمایی این شهر، در دوران صدام حسین است.

اواخر اسفند ماه ۱۳۶۶، مرگ بین سه تا پنج هزار نفر (براساس منابع مختلف) از
ساکنان غیر نظامی این شهر، فاجعه‌ای تاریخی بود.

اما جامعه جهانی به محکوم کردن این جنایت بسنده کرد و حلبچه فراموش شد.

تا آنکه از چهار سال پیش، داعش در عراق و سوریه قد علم کرد و موصل، در نزدیکی مناطق کرد نشین عراق به دست این گروه افتاد.

داعش از بیشتر کشورهای مسلمان یارگیری کرد، از جمله از میان کردهای ایران و عراق، و نام حلبچه باز به خبرها آمد.

براساس برآورد مقام‌های محلی کردستان عراق، از حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ کردی که به داعش پیوستند، تعداد قابل توجهی از منطقه حلبچه و مناطق کردنشین مرزی ایران از جمله پاوه و جوانرود در استان کرمانشاه بوده‌اند

مردم حلبچه، که بعد از حدود ۳۰ سال، هنوز داغدار عزیزانشان هستند، حالا باید داغدار فرزندانی باشد که در صف نیروهای داعش دربرابر برادرانشان جنگیده‌اند.

یکی از این جنگجویان جوان اهل حلبچه “کاروان جمال” است. در حلبچه به دیدار نسرین، مادرش رفتم.

کاروان دو سال پیش وقتی که ۲۴ ساله بود، به موصل رفت و به داعش پیوست.

نسرین نسخه شش سال پیش یکی از روزنامه های کردستان عراق را نشان داد.

در صفحه اول عکسی از کاروان بود که دستش را در اثر انفجار مین از دست داده بود. این حادثه کاروان را از نظر روانی تحت تاثیر قرار داده بود.

نسرین، مادر ۶۰ ساله کاروان، در بمباران شیمیایی حلبچه یکی از پسران خردسالش را از دست داد.

او که هنوز رخت سیاه عزای فرزندش را از تن در نیاورده حالا چشم به راه کاروان است.

می‌گوید، پارسال با پدر کاروان به موصل رفتند، اما داعش اجازه نداد فرزندشان را بازگردانند.

سه ماه پیش نیروهای امنیتی کردستان عراق، کاروان و چند همراهش را با جلیقه‌های انفجاری و سلاح‌های سبک در یکی از ایست‌های بازرسی کرکوک دستگیر کردند.

نیروهای امنیتی می گویند هدفش انجام عملیات انتحاری در اقلیم کردستان بود.
چگونه ممکن است فرزند یکی از قربانیان حلبچه، به داعش بپیوندد؟

نسرین می‌گوید کاروان مسجد می‌رفت و همانجا هم تفکراتش تغییر کرد.

بعضی از مساجدی که مادر کاروان از آن‌ها سخن می‌گوید، مسجدهایی هستند که گفته می‌شود منبرهایشان در اختیار امامان تندرو است.

آنطور که مردم محلی می‌گویند، تفکراتی که در این مسجدها تبلیغ می‌شد با آنچه مردم این منطقه از اسلام می‌شناختند تفاوت دارد.

اما حلبچه و مناطق کوهستانی اطرافش، مثل طویله و بیاره در نزدیکی مرز ایران، زادگاه طریقت نقشبندی است که برداشتی صلح جویانه و غیر سیاسی از اسلام دارد.

چه شد که تفکرات سلفی و وهابی به این منطقه نفوذ کرد؟

برای یافتن پاسخ راهی بیاره در نزدیکی مرز ایران و عراق شدم.

در بیاره به خانقاهی رفتم که محل تربیت و عبادت پیروان طریقت نقشبندی است.

پیروان این طریقت، مانند بسیاری از روحانیون مناطق کردستان عراق و ایران، اهل مدارا و اسلام غیر سیاسی هستند.

آنها میلیون‌ها مرید در مناطق کردنشین منطقه و سراسر جهان دارند. روحانیان این طریقت از تنش با دولت‌ها خودداری می‌کنند.

در این خانقاه با “ئامانج نقشبندی” از نوادگان شیخ سراج الدین نقشبندی ملاقات کردم.

او گفت که بعد از بمباران حلبچه، فضای مذهبی منطقه دچار تحول شد.

در آن زمان، به گفته او این منطقه زود فراموش شد. اما خیریه‌هایی از کشورهای عرب منطقه خلیج فارس برای کمک به حلبچه رفتند.

از جمله از عربستان سعودی، البته نه برای ساخت مدرسه و بیمارستان، بلکه بیشتر برای ساخت اماکن مذهبی.

مسجدی در حلبچه
مسجدی در حلبچه

ئامانج نقشبندی اعتقاد دارد که تفکرات سلفی و وهابی که ریشه اعتقادات گروه‌های سنی تندروی عربستان سعودی است از این طریق وارد مناطق کردنشین شد.

او می‌گوید، بعضی کشورهای عرب خلیج فارس میلیون‌ها دلار برای ترویج وهابیت و اندیشه‌های سلفی خرج کردند، و موفق هم بودند.

ظهور انصار الاسلام

آمریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی به افغانستان حمله کرد.

حکومت طالبان، که در آن زمان افغانستان را به محل امنی برای جهادی‌ها تبدیل کرده بود سقوط کرد.

گروهی از نیروهای جهادی کرد، عرب، افغان و ترکمن، از راه ایران، از افغانستان رفتند.

مقصد آنان، شمال عراق بود؛ اقلیم کردستان که به نظر می‌رسید از تیررس ارتش آمریکا و متحدانش دور باشد.

یک روحانی تندروی کرد، در سازماندهی آنان نقش مهمی داشت.

نجم الدین فرج احمد شناخته شده به ملا کریکار. او یکی از جهادی‌های کرد عراق بود که سال‌ها در افغانستان و پاکستان جهاد و تدریس کرده بود.

او از شاگردان عبدالله عزام، روحانی تندرو سنی فلسطینی تبار در پاکستان بود که به پدر جهاد بین المللی شهرت داشت. اسامه بن لادن رهبر القاعده هم تحت تاثیر افکار سلفی-جهادی عبدالله عزام بود.

ملا کریکار که در سال ۱۹۹۱ میلادی به عنوان پناهنده به اسلو پایتخت نروژ رفته بود، همزمان با سقوط طالبان به عراق بازگشت.

او فرمانده نظامی حرکت اسلامی کردستان عراق بود. جنبشی اسلامی که بیشتر کنگره‌های آن در ایران برگزار می‌شد و از حمایت مالی و تسلیحاتی ایران برخوردار بود.

اما ملا کریکار در بازگشت به عراق، از حرکت اسلامی جدا شد و در سال ۲۰۰۱ به کمک همراهان جهادی مهاجرت کرده از افغانستان انصار الاسلام را تشکیل داد.

این گروه، حکومتی همچون طالبان در منطقه مرزی بیاره و خرمال، در مرز عراق و ایران تشکیل داد. سه سال حکومت کردند و در این مدت کتاب‌ها را سوزاندند، تلویزیون‌ها را شکستند و مردم را در ملا عام حد زدند.

در این دوران انصار الاسلام با پیشمرگه‌ها در جنگ بود. اما این گروه از کجا پشتیبانی می‌شد؟

ئامانج نقشبندی می گوید، آنها از ایران پشتیبانی می‌شدند.

در مصاحبه‌ای که با ملا کریکار در اسلو داشتم این ادعا را مطرح کردم. او ارتباط با ایران را رد کرد و گفت حتی ایران با گروهش دشمنی می‌کرده است

بمباران مواضع طالبان سال ۲۰۰۱ میلادیبمباران مواضع طالبان سال ۲۰۰۱ میلادی

سلفی‌ها در مناطق کردنشین ایران

سه سال پیش به سفارش وزارت کشور حسن روحانی گزارشی درباره رشد سلفی‌ها در مناطق کردنشنین ایران و عراق تهیه و منتشر شد.

این گزارش بسیاری از گفته‌های مردم بیاره را تائید می کند.

از جمله ورود جهادی‌های انصار الاسلام به ایران را پس از حمله آمریکا تایید می‌کند و می‌گوید آنان آشکارا تفکر خود را میان کردهای ایران تبلیغ می‌کردند.

گزارش وزارت کشور ایران می گوید داعش انشعابی از سلفی‌های این منطقه بوده است.

گزارش وزارت کشور ایران، فعالیت انصار الاسلام را در کردستان ایران تایید می‌کند
گزارش وزارت کشور ایران، فعالیت انصار الاسلام را در کردستان ایران تایید می‌کند

سئوال اینجاست که چرا جمهوری اسلامی ایران از گروه های تندرو سنی حمایت کند؟

بعضی از تحلیل‌گران می‌گویند موفقیت آمریکا در عراق، خطری برای آینده حکومت ایران بود.

برای همین هم دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی ایران، از بعضی از نیروهای مخالف آمریکا در عراق حمایت کردند.

بسیاری از احزاب قدیمی کرد مخالف جمهوری اسلامی ایران چپگرا و سکولار هستند. اما امروز صدها روحانی کرد افکار سلفی را در میان جوانان این منطقه ترویج می دهند.

در گزارش تهیه شده به سفارش وزارت کشور ایران هم آمده است:

“متاسفانه شاهد نسل جدیدی از روحانیون کرد هستیم که هیچ شباهتی با روحانیون سنتی که مشهور به مدارا و تساهل بودند ندارند.”

بعضی از احزاب کرد مخالف، حکومت ایران را متهم می‌کنند که عمدا به گروه‌های سلفی میدان داده تا در این مناطق رشد کنند با این هدف که هواداری از گروه‌های چپگرای سکولار کاهش پیدا کند.

اگر تبلیغات گروه‌های سلفی را زمینه ساز نفوذ این تفکر در مناطق کردنشان ایران بدانیم، با قدرت گرفتن داعش در همسایگی ایران، این پیش زمینه، امکان جذب نیرو را برای داعش فراهم کرده است.

کردهایی که به داعش پیوستند

اکثر جوانان کردی که به داعش پیوسته‌اند از مناطق مرزی بین ایران و عراق هستند، جایی که انصار الاسلام آنجا بود.

درمیان آنان سه چهره شناخته شده وجود دارد.

خطاب الکردی

بازوی داعش در این منطقه، خطاب الکردی بود. یکی از اعضای این گروه که اهل حلبچه بود. او نقش مهمی در جذب جوانان کرد ایرانی و عراقی داشت.

خطاب الکردی که عضو انصار الاسلام بود، بعد از حمله آمریکا به این گروه در سال ۲۰۰۳ به مناطق کردنشین مرزی ایران رفت.

پس از ظهور داعش او به سوریه رفت و فرمانده گردان “صلاح الدین” داعش شد.
همگی اعضاء این گردان کرد بودند.

خطاب الکردی یکی از فرماندهان داعش بود که در محاصره کوبانی نقش مهمی داشت. او در سال ۲۰۱۵ در کوبانی به دست نیروهای کرد سوریه کشته شد.

سریاس صادقی

سریاس صادقی یکی از اعضاء تیم داعش بود که در عملیات تهران نقش مهمی داشت، او از اهال پاوه بود.

فعالیت‌های سریاس صادقی در پاوه بر کسی پوشیده نبود. حدود سه سال پیش، حزب دمکرات کرستان “حدک” در گزارشی از سریاس صادقی و چند تن دیگر نام برد.

در این گزارش آمده بود که او آزادانه مقابل چشمان نیروهای امینتی ایران برای داعش تبلیغ و یارگیری می‌کرد.

محمد ابراهیمی

محمد ابراهیمی، جوانی از شهرستان کامیاران بود. جایی که سال‌ها محل فعالیت گروه‌های اسلامی کردستان عراق بود.

محمد ابراهیمی در کامیاران بیشتر اوقاتش را صرف بازی‌های کامپیوتری و شرط بندی می کرد. او به “حمه شرطی” شهرت داشت.

سه سال پیش او به داعش پیوست و در ویدیوهای تبلیغاتی این گروه ظاهر شد و پیشمرگ‌های اسیر را سر برید.

با نگاهی به روند ظهور داعش از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳ میلادی می بینیم که بعضی از گروه‌ها و افرادی که زمانی در ایران بودند، بعدها نقش مهمی در تاسیس داعش داشتند
مانند بعضی از اعضای سابق انصار الاسلام.

سندی برای اثبات اینکه حکومت ایران، به صورت سازمان یافته از گروه‌های سلفی در مناطق کرد نشین حمایت کرده باشد در دست نیست. گزارش تهیه شده به سفارش وزارت کشور ایران، تنها تصویری از حضور مبلغان این تفکر در این مناطق می‌دهد.

اما آنچه مخالفان حکومت ایران در مناطق کردنشین ایران و عراق می‌گویند این است که در مناطقی که به شدت تحت کنترل دستگاه‌های امنیتی ایران است، و حتی اصلاح طلبان هم برای فعالیت با مشکل مواجهند، گروه‌های سلفی چگونه سال‌ها آزادانه و آشکارا فعالیت کرده‌اند؟

No responses yet

Sep 13 2017

برکناری یک شهردار زن و ابقای خواننده‌ی رپ و نوه‌ی آیت‌الله در شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کیهان لندن: مرتضی رحمان‌زاده جایگزین نرگس معدنی، تنها زن شهردار منطقه‌ای تهران شده است.
– حامد مجتهدی تهرانی نوه آیت‌الله مجتهدی خواننده‌ی رپ زیرزمینی بود ولی پس از مدتی شکل و شمایل خود را عوض کرد و مداح شد.
– این خواننده‌ی رپ سابق و مداح فعلی از دوران قالیباف و از ۲۵ سالگی شهردار منطقه شش تهران بوده.
– آقازاده‌ها پس از آنکه با اتومبیل‌های آنچنانی ویراژهای خود را در خیابان‌های شمال تهران دادند، برای مرد زندگی شدن اینجا و آنجا به مقامات دولتی منصوب می‌شوند!

محمدعلی نجفی با انتصاب شهرداران شش منطقه تهران، نرگس معدنی تنها شهردار زن یکی ار مناطق تهران را برکنار کرد. همچنین برخی رسانه‌های فارسی‌زبان نوشته‌اند که نوه آیت‌الله مجتهدی که یک خواننده رپ است، از سوی محمدباقر قالیباف شهردار ناحیه شش تهران بوده است.

در حالی که محمدعلی نجفی شهردار تازه تهران، شش شهردار مناطق تهران و دو مدیر شهرداری را معرفی کرد، در فضای مجازی خبر انتصاب نوه آیت‌الله مجتهدی به عنوان شهردار یکی از مناطق تهران در دوران محمدباقر قالیباف دهان به دهان می‌چرخد.

پست و مقام گرفتن برخی فرزندان و نوادگان مقامات حکومت جمهوری اسلامی چندی است که در رسانه‌های رسمی کشور نیز منتشر می‌شود. این آقازادگان که تحت عنوان استفاده از نسل جوان در مدیریت کشور، به پست‌های دولتی و حکومتی می‌رسند، به قول خودشان «ژن‌های خوب» رشدیافته در جمهوری اسلامی و نوادگان چهره‌های مذهبی و سیاسی حکومت هستند.

این افراد که پیش از این، در برخی مناطق مرفه تهران با اتومبیل‌های چند میلیارد تومانی ویراژ می‌دادند، حالا برای مرد زندگی شدن و حفظ آبروی خاندان خود، بدون تحصیلات مرتبط و تخصص کافی، به مقامات مدیریتی گمارده می‌شوند.

این بار، رسانه‌های اجتماعی فارسی‌زبان با انتشار تصاویری از حامد مجتهدی تهرانی، می‌گویند او نوه آیت‌الله مجتهدی است که به مقام شهرداری ناحیه شش تهران رسیده است. این در حالیست که مجتهدی تهرانی از سال ۱۳۹۳ و در دوران شهرداری قالیباف جایگزین اسفندیار آزاده شهردار سابق ناحیه شش شده بود.

در همان زمان هم انتصاب نوه آیت‌الله مجتهدی با واکنش‌هایی روبرو بود، چرا که او خواننده‌ی رپ زیرزمینی بود ولی پس از مدتی به عنوان مداح کار موسیقی را ادامه داد.

مجتهدی در دوران مدیریت محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، ۲۵ سال بیشتر نداشت ولی با تغییر ظاهر و پوشیدن کت و شلوار به جای کلاه کپ و کت چرم، به شهرداری تهران قدم گذاشت.

از سوی دیگر، محمدعلی نجفی شهردار تهران در جلسه امروز، شهرداران مناطق ١٢، ۴، ١٣، ٩، ٢١ و ١۵ را معرفی و بر ضرورت دقت در انتخاب افراد شایسته و صاحب نظر در پست‌های مدیریتی شهرداری تاکید کرد. همزمان اما یک شهردار زن را برکنار کرد. این برکناری در حالی رخ می‌دهد که اصلاح‌طلبان ادعای سپردن پست‌های مدیریتی و دولتی را به زنان و جوانان مطرح کرده‌اند.

در این انتصاب‌ها، امین عارف‌نیا‌ رئیس مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران شد. وی پیش از این مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.

حسن رباطی نیز قائم‌مقام شهردار و معاون امور مناطق شهرداری تهران شد. وی پیش از این مدیرعامل شرکت مادر تخصصی توسعه ایرانگردی و جهانگردی بوده است.

حسینی نوکنده شهردار منطقه ۴ و علی مفاخریان، شهردار منطقه ۹ شدند؛ مفاخریان پیش از این قائم‌مقام شهرداری منطقه ۹ بود. پیمان حسین محسنی شهردار منطقه ۱۲ شد که پیش از این معاون فنی و عمرانی شهرداری منطقه ۱۲ بود.

مرتضی رحمان‌زاده شهردار منطقه ۱۳ شد؛ وی پیش از این قائم‌مقام شهردار منطقه ۴ بود. رحمان‌زاده جایگزین نرگس معدنی، تنها زن شهردار منطقه‌ای تهران شده است.

وحیدرضا انارکی محمدی شهردار منطقه ۱۵ شد؛ وی پیش از این قائم‌مقام شهردار منطقه ۱۱ بود. حسن رحمانی شهردار منطقه ۲۱ تهران شد و حمیدرضا قالیباف هم مدیرکل حراست شهرداری تهران شد.

به نظر می‌رسد نجفی در انتصاب شهرداران مناطق مختلف تهران، فقط مدیران سابق را جا به جا کرده باشد و نیروی تازه‌ای به بدنه شهرداری اضافه نکرده است.

شهردار تهران پس از اعلام این انتصاب‌ها، پایبندی به ضوابط و قوانین را از نکات مهم مورد توجه این دوره از مدیریت شهری معرفی و بیان کرد: «در حال حاضر یکی از مشکلات اساسی شهرداری تهران فرار از قانون است. گاه اقداماتی صورت گرفته که شاید ٨٠ درصد آن با نیت خیر بوده باشد اما در درازمدت به ضرر شهرداری و کشور منجر می شود.»

نجفی همچنین نظافت تهران را یکی از مشکلات شهرداری دانست و گفت که «در این خصوص من قبلا هم احساس می کردم که وضعیت قابل قبول نیست و در حال حاضر هم افت کرده است که البته بخشی از این موضوع به دلیل بحث های مربوط به نقل و انتقالات طبیعی است.»

وی با اشاره به سد معبر میوه‌فروشی‌ها و سوپرمارکت‌ها گفت: «در شرایط فعلی این مشکل بسیار از هم گسیخته است؛ به طوری که باب شده تمام سوپرمارکتی‌ها و میوه‌فروشی‌ها پیاده‌روی جلوی مغازه خود را به تصرف در می‌آورند که باید به آنها فرصت دهیم تا وسایل خود را از پیاده رو جمع کنند و با این موضوع برخورد کنیم. البته من می‌دانم که برخی در شهرداری از این افراد پول می‌گیرند!»

خبر دیگری در همین زمینه
ماجرای خوانندگی نوه آیت‌الله مجتهدی، انتشار یک آلبوم برای قالیباف

No responses yet

Sep 13 2017

احمدی‌نژاد یکی از برگ برنده‌‌هایش را رو کرد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آمدنیوز: درست چند روز پس از اینکه مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق دادگستری دولت حسن روحانی و وزیر معزول کشور در دولت محمود احمدی‌نژاد، در مصاحبه‌ای خواستار تسریع رسیدگی قضایی به پرونده‌ی رئیس سابق خود در دولت نهم شد، رسانه‌های منتسب به احمدی‌نژاد در اقدامی شروع به انتشار اسنادی کردند که در آن‌ها امضاء و دستور صریح وزیر اسبق کشور ذیل چک‌ها و نامه‌هایی درج شده که بر اساس قوانین موضوعه کشور فساد اداری و مالی محسوب می‌شوند.

به‌گزارش «آمدنیوز»، سایت دولت بهار که مجموعه‌ای از هواداران رئیس جمهوری پیشین ایران است در آخرین دفاع خود از احمدی‌نژاد خطاب به مصطفی‌پور محمدی سعی کرده تا نسبت به زمزمه‌هایی که پیرامون بحث بازداشت رئیس دولت‌های نهم و دهم در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران مطرح شده پاسخی قاطع دهد.

گفتنی‌ست این واکنش پس از انتشار خبری در سایت «آمدنیوز» صورت می‌گیرد که در آن پرده از یک سناریوی بزرگ در قوه‌قضائیه برداشته شد. در این سناریو قرار است به‌صورت همزمان «حسین فریدون» برادر رئیس دولت تدبیروامید و «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور محبوب و هم‌نظر با رهبری در سالهای اخیر بازداشت شوند و برای کم کردن ضرب این دو بازداشت مهم، درنهایت «فاضل لاریجانی» برادر رؤسای دو قوه‌ی مقننه و قضائیه که اخیرا به فساد‌های کلانی متهم شده، نیز دستگیر شود تا در جامعه چنین القاء شود که قوه قضائیه در مواجهه با فساد با هیچ ‌کسی مماشات نمی‌کند.

«دولت بهار» دربادی امر به پرونده پرداخت غیرقانونی ۱۰۵ میلیارد ریال به شرکت صوری خودروسازی پرسان سپاهان احیاء به نمایندگی فردی به‌نام کاووس یدایی سیاهپوش، به دستور پورمحمدی در سال ۱۳۸۵ اشاره کرده، به‌نقل از مهدی دواتگری، نماینده دوره نهم مجلس از حوزه مراغه و رئیس هیئت تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد مدیریت حمل‌ونقل و سوخت کشور به بازخوانی پرونده فساد پورمحمدی پرداخته است.

این نماینده مجلس حدود دوسال پیش در ۱۳ بهمن ۹۴ به خبرگزاری صدا و سیما گفته بود: حسب دستور وزیر وقت کشور و چکی که رئیس وقت ستاد حمل‌ونقل سوخت در سال ۸۵ صادر کرده است، مبلغ ۱۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان یا ۱۰۵ میلیارد ریال در اختیار یک شرکت صوری به نام پرسان سپاهان احیا قرارگرفته است.

دواتگری افزود: بااینکه در قانون پیش‌بینی‌شده بود ستاد تبصره ۱۳ باید با شرکت‌هایی که تولیدکننده خودرو هستند اقدام به خرید اتوبوس‌های حمل‌ونقل عمومی کند، یکی دو شرکت صوری شکل‌گرفته که هیچ‌گونه فعالیتی در امر خودروسازی نداشتند حتی بعضاً بعد از پرداخت قرارداد ۱۰۵ میلیارد ریالی شکل گرفتند و تابه‌حال نیز این وجوه به‌حساب خزانه برگشت داده نشده است.

وی خاطرنشان کرد: در همین خصوص، پرونده‌ای در دادسرای عمومی و انقلاب تهران تشکیل شد که بنده در آن زمان به‌عنوان بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب تهران به تعقیب برخی از متهمان و بازداشت آنها اقدام کردم که در ادامه بعد از اینکه بنده به مجلس آمدم به سایر همکاران محترم قضایی ارجاع شد.

دواتگری همچنین خاطرنشان کرد: در سال ۸۵ کسی که وزیر کشور بوده (مصطفی پورمحمدی) در آن موقع ۱۰۵ میلیارد ریال بدون قرارداد به شرکت سپاهان احیا داده‌شده که چنین شرکتی وجود خارجی نداشته و بعد از پرداخت این پول منعقدشده، وزیر کشور وقت دستور پرداخت ۱۰۵ میلیارد ریال را صادر کرده و رئیس سازمان شهرداری‌ها چک را امضا کرده و قرارداد به امضای ایشان تنظیم‌شده است.

دواتگری درباره تخلف مصطفی پورمحمدی، وزیر وقت کشور نیز اظهار داشت: خود من قاضی پرونده ۱۰۵ میلیارد ریال بودم شخصا دو نفر از متهمان را بازداشت کردم. کسی که دستور پرداخت این وجه را داده وزیر وقت کشور بوده است.

وی صراحتا در یادداشتی دستور پرداخت وجه را داده است. در یک کاغذ دو برگ یادداشت اداری نوشت که مبلغ ۱۰۵میلیارد ریال در اختیار فلانی قرار بگیرد. این دستور صریح وزیر کشور است. از نظر قانون محاسبات عمومی کشور، هم وزیر کشور، هم اشخاصی که این چک را امضا کردند همگی پاسخگو هستند.

وی درباره تشکیل پرونده برای مصطفی پورمحمدی، وزیر وقت کشور نیز اضافه کرد: ‌با توجه به اینکه این موضوع در حوزه ‌صلاحیت دادسرای ویژه روحانیت است؛ قطعا دادسرای عمومی انقلاب تهران صلاحیت بررسی ندارد و در مورد این موضوع دادسرای ویژه روحانیت باید پاسخگو باشد.

سایت دولت بهار در ادامه خلاصه‌ای از آنچه که  به زعم گردانندگانش پرونده فساد مالی وزیر دادگستری دولت اول روحانی محسوب می‌شود، ارائه کرده به مستندات قانونی آن نیز نقبی زده است تا در نهایت با طرح پرسش‌هایی کلیدی به این نکته مهم انگشت تأکید بگذارد که در این سیستم حتی مدعیان مبارزه با فساد نیز خود بدان آلوده هستند.

در خلاصه‌ی پرونده‌ای که سایت دولت بهار ارايه کرده، آمده است:

موضوع: خرید ۵۰۰ دستگاه اتوبوس توسط وزارت کشور
استناد قانونی: تبصره ۱۳ برنامه‌وبودجه سال ۱۳۸۵ در راستای توسعه و نوسازی ناوگان حمل‌ونقل عمومی کشور
تاریخ عقد قرارداد: ۹/۱۲/۱۳۸۵
خریدار: سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور
فروشنده: شرکت خودروسازی پرسان سپاهان احیاء به نمایندگی آقای کاووس یدایی سیاهپوش
توجیهات وزارت کشور برای ترک تشریفات مناقصه: محدودیت زمانی و تعداد اندک واجدین شرایط
نحوه پرداخت: به دستور مستقیم آقای پورمحمدی وزیر کشور وقت مبلغ ۱۰میلیارد و ۵۰۰میلیون تومان به‌عنوان پیش‌پرداخت به آقای یدایی پرداخت‌شده است.

به زعم نویسنده‌این گزارش، در پرونده فوق باید به چندنکته توجه داشت:

۱- فروشنده از تأمین ضمانت‌نامه خودداری ورزیده است.
۲- در زمان عقد قرارداد (۹/۱۲/۱۳۸۵)، شرکت خودروسازی پرسان سپاهان احیاء وجود خارجی نداشته است.
۳- شرکت مزبور در سال ۸۶ تأسیس‌شده و از خود نسبت به قرارداد خرید اتوبوس سلب مسئولیت کرده است.
۴- پس از گذشت تقریبی یک سال از زمان عقد قرارداد و عدم اجرای تعهدات از سوی فروشنده، مسئولان وقت وزارت کشور، با الحاق متمم به قرارداد اولیه، اقدام به افزایش ۲۰ درصد به قرارداد اولیه می‌کند.
۵- هیچ‌گونه مدرکی دال برافزایش مبلغ قرارداد از سوی کشور تولیدکننده اتوبوس موجود نبوده است.

نویسنده‌ی این گزارش در نهایت از پورمحمدی ۱۵ سؤال پرسیده است:

۱- آقای پورمحمدی با چه انگیزه‌ای دستور غیرقانونی پرداخت ده و نیم میلیارد تومان پول بیت‌المال به‌حساب شخصی مشاور خود را صادر کرده است؟!
۲- چرا آقای پورمحمدی در موضوعی که قانونا به ایشان هیچ ارتباطی نداشته، دخالت کرده است؟
۳- استناد قانونی آقای پورمحمدی برای پرداخت مبلغ مزبور به‌حساب فردی به نام یدایی تحت عنوان مدیرعامل شرکت خودروسازی “پرسان سپاهان احیاء” چه بوده است؟
۴- منشاء و دلیل اعتماد آقای پورمحمدی به شرکت خودروسازی مزبور که در موقع عقد قرارداد وجود خارجی نیز نداشته، چه بوده است؟
۵- آقای پورمحمدی چرا شرکت موهوم مزبور را واجد صلاحیت برای ترک تشریفات مناقصه دانسته است؟
۶- چرا قرارداد منعقده با آقای یدایی به مهر شرکت “پرسان سپاهیان احیاء” ممهور نشده است؟
۷- چرا آقای پورمحمدی قبل از تسجیل اسناد و مدارک فروشنده، دستور پرداخت مبلغ مزبور را به‌حساب وی صادر کرده است؟
۸- وزارت کشور با کدام استناد قانونی ۲۰ درصد به مبلغ قرارداد اولیه اضافه کرده است؟
۹- آقای پورمحمدی چرا به نامه‌های وزرای کشور پس از خود درباره این قرارداد پاسخ نداده است؟
۱۰- آیا دستور آقای پورمحمدی برای واریز پول بیت‌المال به‌حساب شخصی مشاور خود، مصداق تخلف تلقی نمی‌شود؟
۱۱- رسیدگی قضایی در ارتباط با این دستور به کجا رسیده است؟
۱۲- دستگاه‌های مسئول برای بازگرداندن این مبلغ به بیت‌المال چه اقدام مؤثری را به انجام رسانده‌اند؟
۱۳- دیوان محاسبات به هنگام رسیدگی به حساب‌های وزارت کشور در دوره آقای پورمحمدی، درباره این مبلغ و دستورات صادره پیرامون آن، چه گزارشی را به مجلس شورای اسلامی ارسال کرده است؟
۱۴- نامه رئیس‌جمهور وقت برای بازگرداندن مبلغ مزبور به آقای پورمحمدی و دستگاه‌های ذی‌ربط ارسال‌شده است، بااین‌وجود، دلیل انتصاب آقای پورمحمدی به ریاست سازمان بازرسی کل کشور چه بوده است؟

۱۵- چرا بدون توجه به سوابق مزبور، آقای پورمحمدی در دولت یازدهم به‌عنوان وزیر دادگستری به مجلس معرفی شد؟
۱۶- چرا نمایندگان مجلس شورای اسلامی به هنگام بررسی سوابق آقای پورمحمدی، به این مسئله توجه نکردند و به وی رأی اعتماد دادند؟
۱۷- سرنوشت این مبلغ به کجا رسیده است؟ آیا این مبلغ به بیت‌المال بازخواهد گشت؟ چرا دستگاه‌های ذی‌ربط، در این زمینه اطلاع‌رسانی نمی‌کنند؟

No responses yet

Sep 12 2017

آستان قدس مالک ۴۳ درصد وسعت مشهد است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وزیر راه‌وشهرسازی ایران از آنچه «رشد بادکنکی» شهر مشهد خواند٬ انتقاد کرد و مدیر طرح جامع مسکن مشهد هم از تملک ۴۳ درصد «وسعت» این شهر از سوی آستان قدس رضوی خبر داد.

روزنامه شرق در شماره روز دوشنبه٬ ۲۰ شهریور خود نوشته که عباس آخوندی در مراسم تودیع و معارفه مدیرعامل شرکت عمران شهرهای جدید در مشهد٬ از افزایش وسعت و جمعیت این شهر گلایه کرد.

آقای آخوندی گفت که زمان تصویب طرح جامع شهر مشهد در سال ۷۴ قرار بر این شد که وسعت این شهر در ٢٢‌ هزار هکتار و جمعیت آن در یک‌ میلیون‌ و ٨٠٠‌ هزار نفر کنترل شود.

وی افزود این در حالی است که «امروز وسعت این شهر به ٣١‌ هزار هکتار و جمعیت آن به سه میلیون نفر افزایش یافته است».

وزیر راه اضافه کرد که از سال ٧٤ تاکنون٬ «وسعت شهر مشهد ٩‌ هزار هکتار افزایش یافته است که بیش از چهار هزار هکتار آن در منطقه حاشیه‌نشین و بیش از چهار هزار هکتار دیگر در منطقه بافت فرسوده افزایش وسعت داشته است».

آن‌طور که آخوندی اعلام کرده است، ۳۶ درصد جمعیت شهری استان خراسان رضوی و ۱۹ میلیون از جمعیت کل کشور٬ از نظر مسکن٬«در وضع نابهنجار زندگی می‌کنند».

آستان قدس یکی از مالکان بزرگ مشهد است

روزنامه شرق نیز با لیلا نوروزی، مدیر طرح جامع مسکن مشهد٬ نیز گفت‌وگو کرده که وی این شهر را دارای رتبه نخست حاشیه‌نشینی در ایران معرفی کرده است.

خانم نوروزی افزود ارقام متفاوتی از ٦٠٠ هزار تا یک‌ میلیون نفر حاشیه‌نشین برای مشهد مطرح شده است.

وی با رد نقش مستقیم آستان قدس در توسعه بی‌رویه مشهد گفت که «آستان قدس خود یک بزرگ‌ مالک در مشهد به شمار می‌رود و بیش از ٤٣ درصد وسعت شهر در مالکیت آستان است، البته نه به این مفهوم که همه را در ید اختیار دارد، اما بخشی از این اراضی در ید اوست و در بخشی، مستأجر دارد».

نوروزی افزود که به همین دلیل٬ این آستان «قطعا در شکل و شمایل توسعه نقش دارد. از سویی نهادهای برنامه‌ریز توسعه هم در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در گسترش حاشیه‌نشینی نقش دارند».

مدیر طرح جامع مسکن مشهد افزوده است که درباره حاشیه‌نشینی در مشهد، دیگر نه تنها «با نسل‌اولی‌ها مواجه نیستیم….{بلکه} اکنون حاشیه‌نشین‌های مشهد بعضا نسل دوم و سوم هستند».

نوروزی افزود که این نسل‌ها٬ «دیگر خودشان را حاشیه‌نشین نمی‌دانند و معتقدند مشهدی‌ هستند و خودشان را محق می‌دانند و می‌خواهند از تمام حقوق شهروندی برخوردار باشند».

به گفته وی٬ «آنها معتقد به حاشیه‌نشینی نیستند؛ خودشان را حتی از مشهدی‌ها، مشهدی‌تر می‌دانند. پس با جامعه مخاطبی طرف هستیم که اساسا قائل به این مفهوم که حاشیه‌نشین هستند و ساخت‌وساز آنها غیرمجاز است، نیستند و همین امر، کار را سخت می‌کند».

دی‌ماه سال ۹۵ تازه‌ترین آمار حاشیه‌نشینان از سوی رئیس سازمان بهزیستی کشور ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر اعلام شد و این مقام مسئول نسبت به گسترش پدیده حاشیه‌نشینی در ایران هشدار داد.

انوشیروان محسنی بندپی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فارس این آمار را اعلام کرد و «رشد غیر منطقی» پدیده حاشیه‌نشینی و بیکاری را به عنوان دو تهدید در کشور نام برد.

بر اساس اعلام اسفند سال ۹۳ عليرضا محجوب، عضو کميسيون اجتماعی مجلس٬ حاشیه‌نشینی در ایران رشدی ۱۷ برابری داشته است.

در پی گسترش این پدیده در ایران٬ آیت‌الله علی خامنه‌ای با برگزاری چند جلسه با روسای قوا و سایر مقام‌های مسئول٬ دستور پیگیری این مسئله را داد و از آنها خواست که برای کاهش آسیب‌های اجتماعی برنامه‌ مدونی داشته باشند.

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران، سال ۹۵ در صحن علنی مجلس گفت که رهبر جمهوری اسلامی در جلسه‌ای با حضور وی گفته‌ که ایران در زمینه کاهش آسیب‌های اجتماعی و رفع آنها «۲۰ سال» عقب است.

وی الویت‌های آقای خامنه‌ای برای مقابله با معضلات اجتماعی را به ترتیب چنین بر شمرد: مبارزه با مواد مخدر و رفع معضل اعتیاد، حاشیه‌نشینی، طلاق، مبارزه با بزهکاری و مسائل مربوط به موارد خاص و بحرانی.

No responses yet

Sep 12 2017

صد سال پیش در سرزمین شیر و خورشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی


رادیوفردا: عباس جوادی
پیشگفتار
در سلسله گفتار پیش‌رو می‌خواهیم کتابی را به شما معرفی می‌کنیم به‌نام «زندگی در شرق مسلمان»؛ نویسنده این کتاب «پیر پونافیدن» است که آن را به روسی نوشته و همسرش «اما کوشران پونافیدن» نیز آن را به انگلیسی برگردانده است. ترجمه انگلیسی کتاب در سال ۱۹۱۱ یعنی کمی بیش از ۱۰۰ سال پیش چاپ شده و حاوی خاطرات نویسنده از ۳۶ سال کار و زندگی به‌عنوان کنسول پادشاهی روسیه در ایران و عثمانی، و سفرهای او به مناطق مختلف ایران، «عربستان ترکی» (حجاز، بغداد و بصره و بخشی از مناطق کردی عراق عرب) و «هندوستان» می‌شود.
کتاب پونافیدن اوضاع و احوال اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را شرح می‌دهد که این در ایران با اواخر قاجار و کمی قبل از انقلاب مشروطه همزمان است.
کتاب بیشتر مربوط به زندگی، آداب و رسوم، فرهنگ و جوانب مختلف زندگی مانند رسوم و باور‌های دینی، غذا و پخت و پز، بهداشت، وضع زنان، نظام عدلیه و طرز کار قوه قضائیه، مجازات و خون‌بها، شیعه و سنی و وهابی‌ها، سیاحتنامه مکه و مدینه، زیارت عتبات شیعه در عراق، عزاداری در ایران، عید‌های ملی و دینی، رشوه و فساد، مهمان‌نوازی، ورزش، تفریحات و یا استعمال فراگیر حشیش و تریاک می‌شود که خواندن هر کدام فوق‌العاده جالب است.
بخش ایران عنوان «در سرزمین شیر و خورشید» را دارد. اما در بخش‌های دیگر نیز اشاره‌هایی به موضوع‌های مرتبط با ایران وجود دارد، از جمله وضع زنان ایران در چهارچوب شریعت و عُرف و همچنین وضع کلی کُرد‌ها که در آن دوره از نظر تابعیت دولتی در دو کشور ترکیه عثمانی و ایران زندگی میکردند. این اثر در ضمن حاوی عکس‌های بسیار جالبی است که نویسنده خود و همسرش از ایران، عثمانی و هندوستان گرفته اند.
تا جایی که اطلاع دارم، این کتاب به فارسی ترجمه نشده است که در آن صورت واقعا مایه تاسف است.
شاید هم جای توضیح نیست که وقتی فردی، چه ایرانی و چه خارجی، مثلا از مشاهداتش در مشهد سخن میگوید اولا این، مشاهدات مشخص آن فرد معین است که بسته به شخصیت و دانش و هویت و احساسات و تجربیات و یادمانده‌های اوست. این هم احتمالا در مورد هر شخص فرق میکند. ثانیا آنچه که شخصی در مشهد و یا فلان نقطه دیگر ایران مشاهده کرده، لازم نیست در باره سرتاسر ایران و ایرانیان معتبر باشد. نکته سوم اینکه باید دانست لازم نیست هرکس با این خاطره‌ها و گفته‌ها موافق باشد. لازم هم نیست شخص نویسنده را بپسندد. با اینهمه، بنظر من پونافیدن با وجود نگاه‌هایی گاه انتقادی که مبتنی بر مقایسه ایران با جوامع غربی و مسیحی است، در مجموع از زاویه ای هم منصفانه ودانشمندانه و هم با پس زمینه ای همراه با تفاهم (اگرچه نه همیشه توافق) از جامعۀ مسلمان و ایرانی صد سال پیش سخن میگوید و در این رهگذر اطلاعاتی فوق العاده جالب به خواننده ایرانی امروز میدهد که جای دیگری به این صورت یافت نمیشود.

کتاب:
زندگی در شرق مسلمان (۱۹۱۱)

نوشته:
پیر پونافیدن‌
ترجمۀ انتخابی و آزاد:

عباس جوادی

مطالعۀ تمام کتاب یعنی از جمله بخش‌های مربوط به عثمانی (شامل ترکیه، عراق و عربستان کنونی) و هندوستان نیز بسیار جالب هستند. شاید حتی بدون دانستن آن محیط اجتماعی و جغرافیایی، درک وضع بخصوص جامعۀ ایرانی در آن دوره ممکن هم نیست. اما شامل کردن آن بخش بزرگ کتاب به این ترجمه، کار را مشکل تر و شاید هم غیر ممکن می نمود. بنا بر این شما در شش گفتار با خلاصه ای بسیار فشرده از فصل‌ها و بخش‌های مربوط به ایران این کتاب آشنا خواهید شد. اگر مایل به مطالعه کامل این اثر به زبان انگلیسی بودید، میتوانید آن را از طریق اینترنت زیر این عنوان و بصورت پی‌دی‌اف و یا چاپ شده بیابید:
Pierre Ponafidine: Life in the Muslim East, New York 1911
عکس‌هایی که در متن این نوشتار می‌بینید از خود کتاب برداشته شده و کار خود مولف و همسرش هستند.
در نهایت لازم به توضیح می‌دانم که منظور من از این تعبیر «ترجمۀ انتخابی و آزاد» چیست. آنچه خواهید خواند ترجمۀ کلمه به کلمۀ «زندگی در سرزمین شیر و خورشید» و یا بخش‌های دیگر مربوط به ایران این کتاب نخواهد بود. من از آن میان هرآنچه را که بنظرم برای خوانندۀ ایرانی جالب تر است، با سلیقۀ شخصی خود انتخاب کرده، خلاصه و ترجمه خواهم نمود. در ترجمۀ متن نیز خود را آزادتر حس خواهم نمود تا کارم آسان‌تر و زبانم روان تر باشد. اما به هر حال از آنچه که نویسنده گفته و نوشته عدول نخواهم کرد. با این ترتیب هرچه خواهید خواند، همان است که پیر پونافیدن صد و چند سال پیش در ایران ومنطقه دیده و تجربه کرده است. من از خودم چیزی اضافه نکرده ام، اگرچه آنچه که از متن کامل کتاب انتخاب شده و طوری که بیان شده، کار و مسئولیت من خواهد بود.
⇠—⇢
بخش یکم: روستا و شهر
روستاها، نقطه‌های سبز
از دور که نگاه کنید، روستا‌های ایران مانند نقطه‌های سبز در یک متن زردرنگ و خشک جلوه می‌کنند. وقتی نزدیک شوید، می‌بینید که این رنگ سبز محدود به کنار رودخانه و یا جویباری است که معمولا از وسط ده می‌گذرد. خانه‌های اکثر روستاها همانند شهرها در پشت دیوارهای بلند گِلی پنهان هستند و این هم به روستا‌ها منظره ای خسته‌کننده می‌بخشد. بارزترین مشخصۀ روستا رودخانه است، البته اگر آن روستا اصولا دارای رودخانه ای باشد. در دوطرف رودخانه درخت‌های بید و یا تبریزی را می‌بینید که شاخه‌هایشان در زمستان‌ها برای گرم کردن خانه‌ها بریده می‌شود. اما منبع اصلی گرمای خانه‌ها در زمستان پهِن یعنی سرگین گاوهاست که جمع‌آوری می‌شوند، با آب و کمی ‌کاه مخلوط شده بصورت تکه‌هایی پَـهن درآورده شده در زیر آفتاب خشکانده می‌شوند. بعد اینها را روی هم انبار کرده برای سوزاندن در زمستان نگهداری می‌کنند.
خانه‌های روستایی معمولا تنها یک اتاق دارند که برای زن و شوهر و فرزندانشان هم نشیمن و هم اتاق خواب است. اما گاه این خانه‌ها دارای دو اتاق و یا دو بخش جداگانه در داخل خانه است: یکی برای مردان و دیگری برای زنان. طویله‌ها معمولا در مرکز روستا قراردارند. این هم باعث می‌شود که وقتی عصر گلّه از صحرا برمیگردد، با همۀ سروصدا و گرد و خاکش از جلوی خانه‌ها و اتاق خواب روستاییان بگذرد. بام‌ها صاف و مسطح هستند و در وسطشان سوراخی تعبیه شده تا دود اتاق‌ها از آنجا به بیرون برود.
روستاهایی که در سینه و یا دامنۀ کوه‌ها ساخته شده‌اند، جالب‌تر و رنگین‌تر هستند. روستاهای بزرگ دارای دکان، مسجد و حتی حمام عمومی خود هم هستند. مزرعه‌ها بلافاصله در دور و بر روستاها قرار دارند.
باید به‌طور خلاصه بگویم که کشاورزی ایران در وضعی بسیار ابتدایی قرار دارد. اکثرا آنچه که انجام می‌شود عبارت از شخم زمین با یک خیش چوبی و سپس آبیاری زمین است. در بعضی جا‌ها کود طبیعی و یا حتی کود خاکستر به خاک داده می‌شود. مثلا در دشت‌های ارومیه از تل‌های خاکستر که از آتشکده‌های قدیمی ‌زرتشتیان باقی مانده است، برای بارور کردن خاک استفاده می‌شود. در مناطق دیگر مانند تبریز، اصفهان و خراسان روستاییان برای تامین کود طبیعی به پرورش کبوتر می‌پردازند.
غله معمولاً در ماه مه و ژوئن می‌رسد. غله را که بیشتر عبارت از گندم و یا جو است با دست درو کرده به کمک ارّابه‌های دوچرخه و یا گاو و خر به مرکز ده می‌آورند. هر روستایی غلۀ خود را در جای مستقل خود باز به کمک گاو و خر و با دستگاهی ابتدایی و چوبی که «چرخ» نامیده می‌شود می‌کوبد تا دانه از کاه جدا شود. چرخ که از سوی یک یا دو گاو کشیده می‌شود، چند چرخ با چاقو‌های تیز دارد که غله را خرد می‌کند. روستایی روی نیمکتی که بالای چرخ‌هاست می‌نشیند و گاو را هدایت می‌کند. چرخ مرتبا در دایره‌ای می‌چرخد تا گندم کوبیده شود. کاه را به کمک شنه از دانه جدا می‌کنند و دانه‌ها را بصورت توده و یا قبّه که «خرمن» نامیده می‌شود در «خرمنگاه» یعنی همان مرکز ده که همه محصولشان را می‌اورند، جمع می‌کنند. کاه را در طول سال به گاو و گوسفند می‌دهند. در همان خرمنگاه است که محصول بین روستایی و مالک و یا «خرده‌مالک» آن روستا تقسیم می‌شود. «خرده‌مالک» به کسانی می‌گویند که مشترکاً همراه با دیگران مالکیت زمین و یا ده را داشته باشد. بعضی روستاییان صاحب بخشی از زمین زراعی خود هستند، اما اکثرا چنین نیست، یعنی زمین زراعی در مالکیت شخصی است که اکثرا نه در آن روستا بلکه در شهر زندگی می‌کند. سهم زارع از آن محصول، وابسته به آن محل و سنتی است که در گذشته رایج بوده و می‌تواند یک سوم یا کمی‌بیشتر و یا کمتر از مقدار محصول باشد.

در مشهد مرد فقیری را می‌شناختم که تنها سرمایه‌اش (به ترتیب اهمیتشان برای او) یک زن، یک خر و یک فرزند نوزاد بود. بعضا ما از کنار مزرعۀ کوچک او می‌گذشتیم. در بهار می‌دیدیم که خر، خیش را می‌کشید، زن آن را هُل می‌داد و مرد هم کلاّ خیش و خر را هدایت می‌کرد.
از متن کتاب

گوسفند در کنار گاو از مهم ترین حیوانات خانگی در روستاهای ایران به شمار می‌رود. گوسفند‌های ایران از جنس «دُنبه دار» هستند. دُم این گوسفندان بزرگ و چربی است. این ذخیرۀ چربی باعث می‌شود که گوسفندان ایرانی بتوانند هفت-هشت روز را بدون چریدن سپری کنند. از این جهت گوسفندان ایرانی حیواناتی قانع هستند و نگهداری آنان آسان تر از برخی حیوانات دیگر است. در اینجا نمی‌توان از خر به‌عنوان یکی از حیوانات اصلی خانگی در ایران یاد نکرد. آنها از گوسفندان هم قانع‌تر و پرکارتر هستند. کار اصلی بارکشی در ایران به گردن خر و تاحدی هم قاطر است.
من خودم در مشهد مرد فقیری را می‌شناختم که تنها سرمایه‌اش (به ترتیب اهمیتشان برای او) یک زن، یک خر و یک فرزند نوزاد بود. بعضاً ما از کنار مزرعۀ کوچک او می‌گذشتیم. در بهار می‌دیدیم که خر، خیش را می‌کشید، زن آن را هُل می‌داد و مرد هم کلاّ خیش و خر را هدایت می‌کرد. وقتی محصول می‌رسید، خر استراحت می‌کرد، اما زن و مرد عرق‌ریزان محصول را درو می‌کردند. وقتی هم کار مزرعه تمام شد، خر ابتدا محصول، سپس وسایل کشت و شخم، و بالاخره نوزاد آن خانواده را پشت خود حمل کرده به ده می‌برد و طبیعتا در آنجا کار در خرمنگاه آغاز می‌شد.
آبیاری مصنوعی به‌خصوص در مناطق خشک و کم باران برای کشت غله مهم است. اما در برخی مناطق کوهستانی ایران که آب و بارانش کافی است، غله بدون آبیاری و یا کوددهی هم به بار می‌آید و در سال چندین بار محصول چیده می‌شود. در این قبیل مناطق اگر سالانه فقط چهار-پنج بار محصول جمع شود، ایرانیان با شکسته نفسی می‌گویند «محصول بد نیست.» در مناطق حاصلخیزی مانند برامین (ورامین، -م.) در نزدیکی تهران سالانه حتی ده-بیست بار محصول به‌دست می‌اید.

اکثر روستاها یک «میراب» هم دارند که مسئول توزیع عادلانۀ آب است. این کار هیچ هم آسان نیست، چرا که اختلاف بر سر تقسیم آب می‌تواند به زد و خورد‌های خونین بیانجامد. اگر کمبود آب و نرخ ساعتی آبیاری را درنظر بگیریم، چنین اتفاقاتی نمی‌توان زیاد شگفت‌زده شد.
از متن کتاب

باغ‌های میوه و سبزی با دقت آبیاری و نگهداری می‌شوند. این باغ‌ها با یک کلبۀ نگهبانی، یکی دو مترسک و حتی نوشته‌هایی مجهز هستند که با اشاره به آیات قرآن، دزدان احتمالی سبزی و میوه را از این کار برحذر می‌دارند.
هر روستا کدخدای خود را دارد که مسئول جمع‌آوری مالیات و حفظ آسایش مردم است. اکثر روستاها یک «میراب» هم دارند که مسئول توزیع عادلانۀ آب است. این کار هیچ هم آسان نیست، چرا که اختلاف بر سر تقسیم آب می‌تواند به زد و خورد‌های خونین بیانجامد. اگر کمبود آب و نرخ ساعتی آبیاری را درنظر بگیریم، از چنین اتفاقاتی نمی‌توان زیاد شگفت‌زده شد. کافی است که با یک حرکت کوچک بیل، کمی‌ پیش از سررسیدن ساعت آبیاری مزرعه‌تان، آب را از مزرعۀ همسایه به باغ و یا مزرعۀ خودتان هدایت کنید.
وقتی در مشهد زندگی می‌کردیم یک باغ بزرگ داشتیم. طبق قرارداد، می‌بایست تمام ساعات دوشنبه‌ها آب دریافت می‌کردیم، اما آب جویبار قبل از آنکه به باغ ما برسد از مزرعه‌های همسایه‌های ما می‌گذشت و باغبان ما هر ساعت شاهد قطع آب می‌شد. همسایه‌ها کوشش می‌کردند کمی ‌هم که شده از حق آب ما استفاده کرده، آن را به‌طرف باغ و مزرعۀ خویش هدایت کنند. این هم باعث بگومگو‌های جدی همراه با داد و فریاد بین باغبان ما و همسایه‌ها می‌شد که بالاخره راضی می‌شدند که مانع آب ما نشوند.

شهرها و حمام‌ها
بگذارید از توصیف بازار‌ها و دیگر موضوع‌های آشنا برای اکثریت صرفنظر کرده به موضوع حمام‌های عمومی بپردازم که چیزی بسیار مهم در زندگی ایرانیان است. این حمام‌ها مکان‌های بزرگی هستند که زیر سطح زمین ساخته می‌شوند. سقف آنها گنبد مانند است و شیشه دارد تا نور خارج به داخل حمام نفوذ کند. از بیرون، در ورودی حمام را می‌توان با دیدن لُنگ‌های رنگارنگی شناخت که آویخته شده‌اند تا خشک شوند. جالب است که سقف‌های گنبدی از داخل دارای نقش‌های رنگارنگ رستم و یا پادشاهانی هستند که سبیلی پرپشت و دراز دارند و ابروانشان به همدیگر چسبیده است.
هر حمام دارای چندین اتاق است که برای شست‌وشو در نظر گرفته شده است. اما یکی از این اتاق‌ها هم مخصوص رنگ کردن پوست و مو با حناست، که گرد گیاهی سبز رنگ است، اما رنگ گرد آن در بدن و موی سر انسان تبدیل به سرخ خرمایی می‌شود. تصور عمومی آن است که حنا به مو قوت می‌بخشد، از مسکن نمودن شپش و دیگر حشرات در سر آدمی‌ جلوگیری می‌کند و به‌علاوه رنگش هم زیباست. هر پنج، شش هفته، یک بار موی سر، انگشتان دست و گاه پا را با حنا رنگ می‌کنند و حتی بعضی‌ها اگر این مدت سپری شود و موی سرشان را رنگ نکنند، می‌گویند که به همین جهت سر و یا چشمانشان درد می‌کند، چرا که به حنا عادت کرده‌اند.

از آنجا که تمام کار رنگ کردن پوست و مو در حمام چندین ساعت طول می‌کشد، اتاق‌های حمام که مخصوص این کار هستند به نوعی «کلوب» مشتریان تبدیل شده است. مشتری‌ها در آنجا نهار می‌خورند، چای می‌نوشند و قلیان می‌کشند و از همه مهمتر صحبت می‌کنند و اخبار روز را بین همدیگر مبادله می‌کنند.
از متن کتاب

گیاه حنا در جنوب ایران می‌روید. برگ‌های گیاه خشکانده می‌شوند. با کوبیدن برگ‌های خشک در‌هاون، گرد حنا به‌دست می‌آید. بعد آن را در حمام با آب گرم مخلوط کرده بصورت خمیر در می‌آورند و به موی سر و انگشتان دست و پا می‌مالند. پس از چند ساعت آن را می‌شویند. رنگ حنا تا چند هفته باقی می‌ماند. پس از رنگرزی با حنا، بسیاری مردان و زنان که می‌خواهند موی سرشان به رنگ سیاه و براق در آید، خمیر دومی‌هم به سرشان می‌مالند که از گیاهی بنام «نیل» و به همان طریق خشک کردن و کوبیدن حاصل می‌شود. نیل در ولایت کرمان به عمل می‌آید. این خمیر بعد از دو ساعت با آب شست‌وشو می‌شود، اما رنگ تیره و خوش‌آیندش برای چند ماه باقی می‌ماند. همین رنگ کردن دوگانۀ مو باعث شده که برخی سیاحان غربی در خاطراتشان نوشته‌اند که در ایران کسی موی سفید ندارد. بعضی مردان ریششان را فقط با حنا رنگ می‌کند. به همین جهت شما مردان بسیاری می‌بینید که ریششان سرخ حنایی است. بعضا سر و گردن گوسفندهای سفید رنگ و دُم اسبان شاه را نیز با حنا سرخ می‌کنند. این مزیت تنها مخصوص اسب‌های دربار است.
از آنجا که تمام کار رنگ کردن پوست و مو در حمام چندین ساعت طول می‌کشد، اتاق‌های حمام که مخصوص این کار هستند به نوعی «کلوب» مشتریان تبدیل شده است. مشتری‌ها در آنجا نهار می‌خورند، چای می‌نوشند و قلیان می‌کشند و از همه مهمتر صحبت می‌کنند و اخبار روز را بین همدیگر مبادله می‌کنند.
این اتاق در ضمن محل اصلاح موی سر هم هست. پیش از رنگ کردن موی سر و ریش، کارگرانی به نام «دلّاک» که ضمنا بدن شما را شستشو می‌کنند، موی سر شما را کوتاه هم می‌کنند و بعد به کار رنگ کردن شروع می‌کنند. مردم معمولی موی سرشان را تا پهنای سه-چهار انگشت نگه می‌دارند، اما ملاها و سید‌ها معمولا سرشان را ازته می‌تراشند. رقاص‌ها و درویش‌ها سرشان را هیچ نمیتراشند. ایرانیانی که به سبک اروپایی ‌ها فکر و زندگی می‌کنند نیز هرگزسرشان را ازته نمی‌تراشند.
هر روز وقت معینی از حمام برای بانوان جدا می‌شود. صاحب حمام پشت بام حمام رفته با نوازش یک شیپور و یا بوق مخصوص آغاز وقت حمام زنانه را با صدای بلند اعلام می‌کند.
در ایران غیر مسلمان را به حمام راه نمی‌دهند چرا که فکر می‌کنند بدن غیر مسلمان نجس و بدن مسلمانان پاک است. من در یک شهر کوچک بعد از جر و بحث زیادی با صاحب حمام توانستم به یک حمام بروم. این هم پس از مبادلۀ چندین سکه بین من و او آن هم تنها به یک شرط ممکن شد و آن اینکه یکی از دلاکان حمام مرا کول کند و تا داخل حمام ببرد تا اینکه من با گذاشتن پای خیس خود در حمام، آن را نجس نکنم.
در اردبیل هم من تجربۀ دیگری داشتم که به همان درجه تحقیرآمیز بود و آن اینکه پس از کشاکش بسیار بالاخره به من اجازۀ ورود به مسجدی دادند که فرش معروفی دارد و بنظرم قطعه‌های مشابه آن در «موزۀ کنزینگتون» لندن هم است. زیبایی آن فرش مرا مسحور خود کرد. اگر می‌دانستم که سال‌ها بعد قیمت این فرش چقدر سرسام آور خواهد شد، شاید کوشش می‌کردم آن را بخرم. اما به هر حال من در آن سال‌ها جوان بودم و حقوق چندانی نمی‌گرفتم.

نکتۀ دیگری که نمی‌توان در توصیف ایران ناگفته گذاشت گورستان‌های آن است. پیش از همه بگویم که گورستان‌های شهر‌ها در جایی ساخته می‌شوند که اصلا انتظارش را ندارید: مرکز شهرها.
از متن کتاب

نکتۀ دیگری که نمی‌توان در توصیف ایران ناگفته گذاشت گورستان‌های آن است. پیش از همه بگویم که گورستان‌های شهر‌ها در جایی ساخته می‌شوند که اصلا انتظارش را ندارید: مرکز شهرها. دیگر اینکه این گورستان‌ها دیوار و حصاری در گرداگردشان ندارند. با این ترتیب گورستان‌ها عملا تبدیل به محوطۀ بازی مانند یک میدان شده‌اند که مردم از وسط آن گذشته به کار و زندگی خود می‌روند، بچه‌های مردم فقیر در آنجا بازی می‌کنند و سگ‌های ولگرد شبانه قبر‌های نوساخته را که خاکشان هنوز سفت نشده به هم می‌ریزند. اگر باران ببارد، سوراخ‌ها و حفره‌هایی در خاک این قبرها باز می‌شود، طوری که گاه حتی کفن و گوشه ای از جسد مردگان ظاهر می‌گردد. شگفت انگیز نیست که محله‌های دور و بر این گورستان‌ها تبدیل به مراکز بیماری‌های مسری شده‌اند. در این گورستان‌ها، محل‌های مخصوصی هم هستند که مردم مرده‌هایشان را آورده موقتاً در آنجا جای می‌دهند تا به‌زودی به مکان‌های مقدسی مانند مشهد و کربلا برده دفن شوند. حتی بعضی‌ها در این مدت موقت، مرده‌هایشان را در حیاط و یا زیرزمین خانۀ خود مدفون می‌کنند. کنسول‌ها و نماینده‌های کشورهای خارجی به سختی می‌توانند به مسئولان مربوطه بقبولانند که این، کاری بسیار خطرناک است.
میدان‌ها نیز محل مهمی از شهر‌های ایران هستند. میدان‌ها معمولا در وسط شهر و روبه‌روی اقامتگاه والی (استاندار، -م.) و یا سربازخانه‌ها قرار دارند. رژه‌های نظامی‌ و اعدام‌ها در همین میدان‌ها اجرا می‌شوند. این میدان‌ها در عین حال عرصۀ پرسه‌زدن سگ‌های بیچارۀ ولگرد هستند که حتی از سگ‌های معروف ولگرد در قسطنطنیه (استانبول، -م.) هم بیچاره‌ترند.
ادامه دارد ……

No responses yet

Sep 12 2017

تکذیب ورود ″نهنگ آبی″ به ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: ایران ورود “نهنگ آبی” به کشور را رد می‌کند. چالش یا بازی اینترنتی “نهنگ آبی” کاربر را تشویق به طی ۵۰ مرحله می‌کند که در انتها به خودکشی می‌انجامد. وزیر ارتباطات ایران گفته است با روسیه در ارتباط با این بازی در تماس است.

رییس اورژانس اجتماعی کشور روز دوشنبه (۲۰ شهریور/ ۱۱ سپتامبر) ورود “نهنگ آبی” به ایران و خودکشی دو جوان ایرانی به علت شرکت در “چالش نهنگ آبی” را تکذیب کرد.

حسن اسدبیگی در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: «هرکسی می‌تواند کلیپ‌های مختلف خودکشی را که دلایلی جز این بازی دارند را به دست آورده و با نگارش زیرنویسی به‌ روی آن علت را شرکت در چالش نهنگ آبی عنوان کند، اما این ادعاها کاملا بی‌پایه و اساس است.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

به گفته اسدبیگی و بر پایه برخی مشاهدات در فضای مجازی که گفته‌ی او را تایید می‌کند، ادعا شده بود در ایران هم “چالش نهنگ آبی” قربانی گرفته است. او این موضوع را “شایعه” و “کاملا بی‌اساس” خواند. او از کاربران اینترنت خواست تا به تبلیغ برای این بازی/ چالش اینترنتی خشونت‌بار دامن نزنند.

رییس اورژانس اجتماعی کشور از کاربران خواست تا در اینترنت روش‌های پیشگیری از خودکشی را منتشر کنند و مثال زد: «به افراد آموزش دهیم چنانچه با فردی مواجه شدند که دارای علائم خودکشی بوده و به صورت مستقیم و غیرمستقیم اظهاراتی مبنی بر تمایلات خودکشی دارد، وی را به متخصصان از جمله مددکاران، روانشناسان و روانپزشکان ارجاع دهند.»

محمد جواد آذری جهرمی نیز روز پنجشنبه در پستی اینستاگرامی که عکس آن یک نهنگ آبی است نوشت: «این بازی از بسیاری از فروشگاههای نرم‌افزار حذف شده و به طریق معمول از ایران هم قابل دسترس نیست. امروز با مدیران vk برای عدم اشاعه خشونت از طریق این شبکه اجتماعی مذاکره می‌کنیم هر چند این شبکه اجتماعی در ایران مسدود است اما تلاشی برای این موضوع خواهیم کرد.»

اشاره وزیر ارتباطات و فن‌آوری ایران به وکُنتاکته، سرویس شبکه اجتماعی محبوب در میان کاربران روس‌زبان در جهان بود.

اگرچه واکنش وزیر ارتباطات از سوی برخی ناظران مثبت ارزیابی شد، اما تنها دو روز پس از آن بود که حسن کریمی قدوسی، مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای ایران، گفته بود که نهنگ آبی “مانند چالش سطل آب یخ، یک چالش است و نه یک بازی رایانه‌ای”.

کریمی قدوسی گفت که “بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای از سه ماه پیش از این موضوع مطلع بوده اما آن را رسانه‌ای نکرده چرا که می‌دانست تاثیر منفی می‌گذارد. همان تاثیری که امروز در سطح جامعه شاهد آن هستیم.” او در رابطه با تاثیر منفی‌ای که می‌گوید اکنون در سطح جامعه مشاهده می‌شود، توضیح نداد.

Blue whale challenge (picture-alliance/PHOTOPQR/L'ALSACE/MAXPPP)

به گزارش ایسنا، حسن کریمی قدوسی که روز یکشنبه در نشست خبری سومین لیگ بازی‌های رایانه‌ای ایران صحبت می‌کرد گفت که پرداختن به نهنگ آبی “سبب می‌شود آدم‌های سودجو به فکر کپی کردن آن در کشور بیفتند و بحران جدیدی را در سطح کشور ایجاد کنند.”

بازی یا چالش “نهنگ آبی” که گفته می‌شود یک جوان روس ۲۱ ساله به نام فیلیپ بودکین در سال ۲۰۱۳ خالق آن بوده است، نوجوانان را به آسیب رساندن به خود از طریق پشت سر گذاشتن ۵۰ مرحله‌ی پرحادثه این بازی تشویق می‌کند. مرحله آخر خودکشی است. این جوان روس به همین دلیل دستگیر و به زندان محکوم شده است،

بیش‌تر بخوانید: تلاش‌ فیس‌بوک برای پیش‌بینی خودکشی کاربران و پیش‌گیری از آن

بنا به گزارشی در روزنامه روسی “نووایا گازتا” سرنخ‌هایی از ارتباط بیش از ۱۳۰ خودکشی در روسیه در ظرف یک دوره‌ی شش ماهه با “نهنگ آبی” دیده می‌شود.

شرکت فیس‌بوک روز جمعه و در آستانه روز جهانی پیشگیری از خودکشی (۱۰ سپتامبر / ۱۹ شهریور) اعلام کرد که با سازمان‌های همکار خود در زمینه پیشگیری از خودکشی مشغول جمع‌آوری عبارت‌ها، هشتگ‌ها و اسامی گروه‌هایی است که با چالش‌های آن‌لاین برای تشویق به آسیب رساندن به خود مرتبط‌ هستند. فیس‌بوک چنین محتوایی را از روی شبکه اجتماعی خود حذف می‌کند.

دویچه وله فارسی پیش از این به پنج راهکار در مواجهه با فرد در معرض خودکشی در عصر اینترنت پرداخته است. اگر به نوشته‌ها یا رفتاری از فردی آشنا یا ناشناس در شبکه‌های اجتماعی برخوردید که نشان از تمایل او به آسیب به خود و یا خودکشی دارد، این قدم‌هایی است که می‌توانید بردارید:

۱- به او احترام بگذارید

۲- کامنت گذاشتن را رها کنید و پیغام شخصی بنویسید

۳- با افراد یا سازمان‌های یاری‌گر تماس بگیرید

۴- به نقش خود واقف باشید

۵- آگاه باشید که درمان ممکن است

بیشتر بخوانید: پنج راهکار در مواجهه با فرد در معرض خودکشی در عصر اینترنت

No responses yet

Sep 11 2017

شکست داعش و خطر درگیری نظامی ایران و اسرائیل در سوریه؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: دیدار بین بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در روز اول شهریورماه در شهر سوچی روسیه به درخواست نتانیاهو صورت گرفت. به گفته نتانیاهو هدف از این دیدار سه ساعته دادن اخطار “برای جلوگیری از وقوع یک جنگ در آینده” بوده است.

نتانیاهو بعد از ملاقات با پوتین به خبرنگاران گفت که مبالغه نیست اگر فرض کنیم داعش در آینده‌ای نه چندان دور پایگاهش را در سوریه از دست خواهد داد. اما به نظر او خطری که اسرائیل را تهدید می‌کند و وی “به وضوح این مطلب را به پوتین گوشزد کرده” این است که ایران در سوریه، در زیر گوش اسرائیل در حال تثبیت حضور خود با در اختیار داشتن یک نیروی نظامی است.

نتانیاهو اضافه کرد که ایران در پی ایجاد نیرویی مشابه حزب الله لبنان در سوریه و حتی فراتر از آن “ایجاد پایگاه‌های نظامی دائمی” در آن کشور است. وی افزود: “من به پوتین گفتم که این خطری است مستقیما متوجه ما و ما بی تفاوت نخواهیم نشست. ما هر موقع که نیاز باشد دست به اقدام خواهیم زد. در گذشته هم برای این قبیل کارها از کسی اجازه نگرفته ایم. جامعه بین المللی می‌داند که ما وقتی چیزی را می‌گوییم، عمل خواهیم کرد.”

حسین همدانی که حدود دو سال پیش بعد در نزدیکی حلب کشته شد، در سال ۱۳۹۳ اعلام کرد که ایران یک نیروی شبه نظامی ۷۰ هزار نفری را در سوریه سازمان داده است. به گفته مقام‌های سپاه پاسداران، بزرگترین کمک ایران در سوریه سازماندهی نیروی شبه نظامی موسوم به “نیروهای دفاع ملی” بوده است. محمد رضا نقدی، فرمانده سابق بسیج در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که تأمین مالی نیروهای دفاع مالی زیر نظر “سردار همدانی” صورت می گیرد. گزارش های مستقل تعداد نفرات نیروهای مزبور را حدود ۵۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند.

گفته می‌شود که نیروهای تحت کنترل ایران را عمدتا اعضای سپاه پاسداران، حزب الله لبنان، فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان، کتائب حزب الله عراق تشکیل می دهند. طبیعی است که نیروهای مسیحی و علویان نیز با ایران همکاری نزدیک دارند.

واقعیت این است که بسیاری از ناظران معتقدند که حضور نظامی ایران در سوریه شاید جدی‌تر از نفوذ آن کشور در لبنان از طریق حزب الله باشد، چرا که نیروهای نظامی وابسته به ایران در سوریه مستقمیا تحت فرماندهی سپاه پاسداران عمل می‌کنند. همین امر نگرانی جدی اسرائیل را از دوران بعد از داعش دامن زده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس اخیرا گزارش داده که “هزاران جنگجوی مورد حمایت ایران در حال پیشروی به سوی شرق سوریه و نزدیک شدن به مرزهای عراق هستند. هدف تهران ایجاد کریدوری است که ایران را از طریق عراق به سوریه و سپس مدیترانه متصل کند و برای اولین بار راه بلامنازعی را برای رساندن کمک به متحدان خود در سوریه و لبنان ایجاد کند.”. حمله گسترده اخیر برای تصرف دیرالزور در شرق سوریه که سه سال است که در محاصره داعش قرار دارد در این چارچوب صورت گرفته است. روز سه شنبه ۱۴ شهریور ایران اعلام کرد که این محاصره بعد از سه سال شکسته شده است.

از داخل عراق هم عملیات مشابهی برای رسیدن به مرز سوریه در نواحی‌ای که در کنترل داعش است صورت می گیرد. ناظران پس گرفتن تلعفر از داعش را که سه هفته پیش اتفاق افتاد در همین راستا برآورد می‌کنند. یک سخنگوی کتائب حزب الله عراق که از نیروهای متحد ایران است، پس از تصرف تلعفر گفت: “هدف ما از میان بردن هر مانعی است که عراق را به سوریه و از آنجا به بیروت (در لبنان) متصل کند. مقاومت (ائتلاف نیروهای شبه نظامی ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی در منطقه به رهبری ایران به علاوه دولت سوریه) به این هدف نزدیک شده است”. وی هشدار داد که اگر آمریکایی‌ها مانع از پیشروی ما در سوریه بشوند، شبه نظامیان عراقی نیروهای آمریکایی در عراق را مورد حمله قرار خواهند داد.

چند سئوال در این رابطه مطرح می شود.
آیا ایران در پی تهدید اسرائیل، از سوریه خارج خواهد شد؟

دشمنی با اسرائیل که دلایل عقیدتی، تاریخی، روانی و سیاسی دارد یکی از پایه های سیاست خارجی و حتی هویتی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می دهد. سازماندهی حزب الله لبنان در دهه ۱۳۶۰ با هدف تغییر موازنه قدرت به نفع اقلیت شیعه در لبنان و مقابله با برتری بلامنازع اسرائیل در منطقه بود. در عین حال هدف ایران این بود که از حزب الله به عنوان یک نیروی تهدید کننده و در نتیجه بازدارنده اسرائیل استفاده کند که مانع از انجام عملیات نظامی آن کشور علیه ایران شود. شکست اسرائیل در سال ۲۰۰۶ در جنگ نامنظم با نیروهای حزب الله، ایران را در دکترین خود راسختر کرد.

ایران با هدف جلوگیری از فروپاشی حکومت بشار اسد وارد سوریه شد. سوریه نه تنها به عنوان تنها کشور ضداسرائیلی منطقه بلکه به عنوان کانال رساندن کمک‌های لجستیکی به حزب الله لبنان برای ایران از اهمیت استراتژیک برخوردار است. ایران، هم سرمایه و هم نیروی انسانی سنگینی را در سوریه هزینه کرده است. به گفته استفان دمیستورا، نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه، ایران سالانه ۶ میلیارد دلار در سوریه هزینه می‌کند.

با هزیمت داعش، ایران در موقعیت منحصر بفردی قرار می گیرد که یک نیروی شبه نظامی جنگ دیده را در همسایگی اسرائیل تحت فرماندهی خود دارد. این نیرو موازنه قوا را در منطقه به نفع ایران تغییر داده و آن کشور را به عنوان بازیگری تاثیرگذار وارد معادلات منطقه‌ای کرده است.

از مجموع مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت که خروج ایران از سوریه بر اثر تهدیدات اسرائیل غیر محتمل است. رامی عبدالرحمن، ناظر حقوق بشر در سوریه می گوید که غیر ممکن است که “بعد از هزینه کردن صدها میلیون دلار و ارسال جنگ افزار و نیرو به سوریه بتوان مانع از رسیدن ایران به اهدافش شد”. وی می افزاید: “حتی اگر بشار اسد قدرت را ترک کند نفوذ ایران در سوریه غیر قابل توقف است.”

عجیب اینجاست که اسرائیل تاکنون از این مسئله ابراز نگرانی نکرده بود در حالی که این وضعیت قابل پیش بینی بود.

آیا اسرائیل با نیروهای تحت فرماندهی ایران وارد جنگ خواهد شد؟

اسرائیل در چند سال گذشته بارها به نیروهای سوری و حزب الله و انبارهای مهمات این گروه‌ها حمله کرده اما هرگز عملیات جنگی خود را در حد یک جنگ تمام عیار گسترش نداده است. دلیل عمده این امر آن است که مبارزه با نیروهای غیر منظم از طریق حملات هوایی نتیجه‌ای جز شکست در پی ندارد. تجارب آمریکا در ویتنام، نیروهای ناتو و شوروی سابق در افغانستان و اخیرا عربستان در یمن گواه این مدعاست. از طرفی ورود پیاده نظام ارتش اسرائیل به صحنه‌ای که همه علیه یکدیگر در حال جنگ نا منظمند با منطق نظامی همخوانی ندارد. به ندرت ارتشی در جنگ با نیروهای نامنظم به پیروزی رسیده است، ضمن اینکه شهرهای اسرائیل در برابر حملات موشکی از خاک سوریه آسیب‌پذیرند. از طرف دیگر ایران هم علیرغم شعارهای تند علیه اسرائیل محتمل نیست که مستقیما علیه اسرائیل دست به حرکتی تهاجمی و تحریک‌آمیز بزند.

بهر حال حزب الله جدیدی با هویتی متفاوت در سوریه متولد شده است. سناریوی محتمل این است که در سال های پیش رو حملات پراکنده و ایذایی از سوی اسرائیل و نیروهای جدید متحد ایران گاه با شدت و گاه با ضعف ادامه پیدا کند.
اما آیا این وضعیت ممکن است به یک برخورد نظامی مستقیم بین ایران و اسرائیل منتهی شود؟

بعضی کارشناسان روابط بین الملل معتقدند که اکثر جنگ‌ها بر اثر اشتباه محاسبه یک طرف یا طرفین شکل می‌گیرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .