اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for September, 2018

Sep 22 2018

جنبش الاحواز چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

ایران وایر: یک حادثه مهم دیگر اما کشته شدن احمد مولا ابوناهض مشهور به «احمد نیسی» در هلند بود. او که ۱۷آبان ۹۶ در محل زندگی‌اش در شهر لاهه هلند به ضرب گلوله کشته شد، مؤسس «جنبش آزادی‌بخش الاحواز» بود

یعقوب حر التسطری، سخنگوی، «جنبش الاحواز»، امروز در گفتگو با تلویزیون ایران اینترنشنال گفته است «مقاومت ملی اهواز» حمله ترورستی امروز صبح در اهواز را انجام داده است. او گفته هدف این حمله شهروندان عادی نبوده‌اند.

در جریان حمله امروز که در زمان برگزاری رژه نظامی انجام شد، ۲۴ نفر کشته و بیش از۳۰نفر زخمی شده‌اند که حداقل یک نفر از کشته‌شدگان غیرنظامی بوده است.. رسانه‌های داخلی ایران گزارش داده‌اند احتمال افزایش تلفات وجود دارد.

مقام‌های سپاه پاسداران که حمله امروز را تروریستی اعلام کرده‌اند گفته‌اند مهاجمان ۴نفر بوده‌اند و در درگیری ۳نفر از آنها کشته شده و یک نفرشان بازداشت شده است.

گروه الاحواز که نام اختصاری آن «حزم» است، از خط مشی مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی دفاع می‌کند. شاخه نظامی این گروه، «گردان‌های محی الدین آل ناصر» نام دارد ولی به گفته یعقوب حر التسطری سخنگوی، «جنبش الاحواز»، هنوز بیانیه‌ای از سوی آنها مبنی بر قبول مسئولیت انجام این حمله صادر نشده است.

گروه الاحواز از سال ۷۶ فعالیت‌های خود را شروع و همواره از سوی دولت ایران متهم به فعالیت‌های تروریستی شده است. اوج فعالیت‌های این گروه در سال ۸۴ بود که منجر به چند بمب‌گذاری در نقاط مختلف استان خوزستان شد. دولت ایران سال ۸۵، ۱۱ نفر را در اهواز با اتهام‌هایی چون ارتباط با بمب‌گذاری اعدام کردند و تلاش کردند با برخورد شدید با فعالیت‌های گروه الاحواز، هشدارهای جدی به آنها بدهند. با این حال، درگیری‌ها بین این گروه و نیروهای نظامی ایران ادامه یافت و حدفاصل سال۹۰ تا ۹۱ به اوج رسید و ۵ بمب‌گذاری در شهرستان‌های شوش،‌ اهواز و دزفول، نشان‌دهنده فعالیت جدی دوباره این گروه بود. مقام‌های وزارت اطلاعات ایران گفته‌اند در جریان حملات این گروه حدفاصل سال‌های ۸۴ تا ۹۱، ۳۹ نفر از ماموران نظامی و امنیتی ایران کشته‌ شده‌اند. بر اساس گزارش‌های سازمان حقوق بشری، دولت ایران نیز در این مدت، حداقل ۴۴ نفر شهروندان ساکن خوزستان را با اتهام‌هایی چون جدایی طلبی، مشارکت در بمب‌گذاری و اقدام علیه امنیت ملی اعدام کرده یا زیر شکنجه کشته است.

یک حمله پرتلفات دیگر این گروه فروردین ۹۴ رخ داد که در جریان حمله به پاسگاه نیروی انتظامی، ۳ مامور کشته شدند. پس از این حمله‌، مقام‌های امنیتی ایران، از بازداشت ۷ نفر مرتبط با این پرونده خبر دادند و فروردین ۹۵ اعلام شد که ۳ نفر از این افراد، اعدام شده‌اند. گروه الاحواز در آن سال، هدف حمله خود را پایگاه سپاه اعلام کرده بود و گفته بود این مرکز، محل آموزش نیروهای حشدالعشبی (شبه نظامیان عراقی که از حمایت سپاه قدس برخوردار هستند) بوده است. حمله به پاسگاه انتظامی در اردیبهشت ۹۶ هم تکرار و منجر به کشته‌شدن دو مامور شد که باز هم ایران انگشت اتهام را متوجه الاحواز کرد.

یک حادثه مهم دیگر اما کشته شدن احمد مولا ابوناهض مشهور به «احمد نیسی» در هلند بود. از او که ۱۷آبان ۹۶ در محل زندگی‌اش در شهر لاهه هلند به ضرب گلوله کشته شد، به عنوان مؤسس «جنبش آزادی‌بخش الاحواز» نام برده شد. نزدیکان احمد نیسی از جمهوری اسلامی به عنوان طراح و عامل این قتل نام می‌برند. این اتهام زمانی تقویت شد که ۱۷خردادماه امسال، سازمان اطلاعات و امنیت هلند تایید کرد که دو نفر از کارمندان سفارت ایران در هلند اخراج شده‌اند. مشخص نیست اخراج این افراد به دلیل ارتباط با پرونده ترور احمد نیسی بوده ولی چنین خبرهایی می‌تواند شواهد قوی‌تری برای مدافعان جنبش الاحواز فراهم کند.

حبیب جبر، رهبر جنبش الاحواز، فروردین ۹۵ در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط با توصیف جمهوری اسلامی به عنوان «دولت فارس»، این حکومت را متهم به دشمنی با «امت عرب» کرده و خوزستان را یک سرزمین اشغال شده خواند. این گروه که با دولت‌های عربی مثل عربستان در ارتباط است، گفته است برای آزادی استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان و جزایر خلیج فارس در حال جنگ با جمهوری اسلامی است. این گروه، این استان‌ها را «الاحواز اشغال‌شده» می‌داند و خواهان استقلال این مناطق است.

فعالیت‌های سازمان یافته جدایی طلبانه در استان خوزستان، سابقه‌ای حدودا ۶۰ساله دارد. نخستین ریشه‌های این فعالیت‌ها به سال۱۳۴۰ و تشکیل «جبهه التحریر» باز می‌گردد که در خوزستان و عراق فعالیت داشتند. در اوایل دهه۶۰، «جبهه العربیه لتحریر الاحواز» با حمایت دولت عراق تشکیل و فعالیت‌های این گروه را به طور منسجم‌تر در داخل ایران پیگیری کرد. در طول جنگ ایران و عراق، سازماندهی گروه‌های نظامی، شبه‌نظامی و سیاسی از سوی دو کشور، به یک دستورکار مهم تبدیل شده بود. با این حال، سال ۸۱ و پس از حمله آمریکا به عراق دامنه فعالیت‌های این گروه محدود و به موازات آن،‌ فعالیت‌های جنبش الاحواز رشد کرد. گروهی که اکنون به مهم‌تری مخالف مسلح حکومت جمهوری اسلامی در جنوب غرب ایران شده است.

No responses yet

Sep 22 2018

استانداری خوزستان آمار قربانیان حمله به رژه اهواز را ۲۵ نفر اعلام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی


رادیوفردا: ساعتی پیش خبرگزاری ایسنا به نقل از معاون سیاسی استاندار خوزستان تعداد قربانیان حادثه اهواز در روز شنبه را «۲۵ نفر» اعلام کرد. پیشتر یک مقام از «احتمال افزایش» این آمار گفته بود.

در حالی که آمار رسمی قربانیان حادثه رژه شهر اهواز تا اوایل بعدازظهر شنبه هم‌چنان ۱۱ نفر بود،‌ خبرگزاری رسمی ایرنا به نقل از یک منبع آگاه تعداد آنها را ۲۴ نفر اعلام کرده بود.

پیشتر یک مقام از «احتمال افزایش» این آمار گفته بود.

مجتبی ذوالنوری، نماینده مجلس و رئیس فراکسیون دفاع و اقتدار ملی در مجلس، حتی آمار ۲۹ نفر را نیز برای قربانیان حادثه اعلام کرده است. با این حال این آمار هنوز رسما تایید نشده است.

تیراندازی صبح شنبه، ۳۱ شهریورماه، در زمان برگزاری رژه نظامی در شهر اهواز چند کشته و مجروح بر جای گذاشت. رسانه‌ها در ایران از این حادثه به عنوان «حمله تروریستی» یاد می‌کنند.

به گفته معاون سیاسی استاندار خوزستان، تعداد قربانیان این حادثه در اهواز به ۱۱ نفر رسید و «احتمال افزایش آن وجود دارد».

این مقام تعداد مجروحان حادثه را نیز «بیش از ۳۰ نفر» اعلام کرد.

در بعضی گزارش‌ها تعداد قربانیان این حادثه ۱۲ نفر قید شده که در میان آنها «یک کودک چهار ساله» نیز بوده است.

در حالی که رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران، گروه موسوم به «الاحوازیه» را مسئول این حمله معرفی کرده، هنوز هیچ گروهی رسما اعلام مسئولیت نکرده است.

آقای شریف، جریان الاحوازیه را تحت حمایت عربستان سعودی، توصیف کرد.

در همین حال، «یعقوب حُر التستری» که خود را سخنگوی «جنبش عربی آزادی‌بخش الاحواز» معرفی می‌کرد، در گفت‌وگو با رادیوفردا، این حمله مسلحانه به رژه نظامی اهواز را به گروهی موسوم به «مقاومت ملی الاحواز» نسبت داد.

ساعاتی پس از این حادثه، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران با انتشار پیامی، به این حمله مسلحانه واکنش نشان داد و «حامیان تروریسم در منطقه و اربابان آمریکایی‌شان» را مسئول این حملات نامید.

وزیر خارجه ایران، تاکید کرد: «واکنش ایران، سریع و قاطع خواهد بود.»

ظریف در صفحه توئیتر خود نوشت: «تروریست‌هایی که توسط یک رژیم خارجی به کار گرفته، آموزش دیده، مسلح شده و از آنها دستمزد گرفته بودند به اهواز حمله کردند. کودکان و بزرگسالان در میان تلفات حادثه بودند.»

Terrorists recruited, trained, armed & paid by a foreign regime have attacked Ahvaz. Children and journos among casualties. Iran holds regional terror sponsors and their US masters accountable for such attacks. Iran will respond swiftly and decisively in defense of Iranian lives. pic.twitter.com/WG1J1wgVD9

— Javad Zarif (@JZarif) September 22, 2018

خبرنگار شبکه خبر تلویزیون ایران می‌گوید این حادثه «در اوایل» رژه نظامی در شهر اهواز اتفاق افتاده و «مراسم رژه کاملا به هم ریخته» بود.

بر اساس گزارش خبرنگار شبکه خبر، مهاجمان از پارکی که پشت محل جایگاه برگزاری مراسم رژه نیروهای مسلح بود به سمت جایگاه تیراندازی کرده‌اند.

خبرگزاری مهر از اهواز گزارش می‌دهد که مهاجمان «دو نفر بودند و لباس نظامی بر تن داشتند».

این خبرگزاری تنها از چند مجروح به دنبال این حادثه خبر می‌دهد و می‌گوید که مهاجمان «به سمت مردم» تیراندازی کرده‌اند.

به گزارش رویترز به نقل از یک خبرنگار، تیراندازی توسط افراد مسلح «از پشت جایگاه» آغاز شده است.

این خبرنگار از «چند کشته و زخمی» در صحنه این تیراندازی خبر داده است.

​خبرگزاری تسنیم نیز در گزارش خود از حادثه رژه نظامی اهواز، از مرگ «هشت تا ده نفر» تماما از نیروهای سپاه پاسداران خبر می‌دهد.

آن طور که در این گزارش آمده است، مهاجمان نیز دست‌کم چهار نفر بوده‌اند، دو نفر از آنها کشته شده‌اند و به گفته تسنیم دو نفر دیگر «هم‌چنان تحت تعقیب‌اند».

خبرگزاری فارس در گزارش خود از این حادثه می‌نویسد: «۳۰ دقیقه پس از آغاز رژه گذشته بود که ناگهان دو نفر از میان جمعیت به مردمی که در حال مشاهده رژه بودند تیراندازی کردند. گفته می‌شود که دو نفر با اسلحه گرم پس از تیراندازی به سمت مردم قصد تیراندازی به سمت جایگاه را داشتند که توسط نیروهای مسلح مضروب شدند.»

تیراندازی به مراسم رژه نظامی اهواز و کشته و زخمی شدن شماری از افراد حاضر در محل، با واکنش‌های بین‌المللی نیز همراه بود،

ولادیمیر پوتین، رئیس‌ جمهوری روسیه، در پیامی به حسن‌ روحانی، همتای ایرانی خود ضمن همدردی و تسلیت ابراز امیدواری کرد که «تمامی عوامل این اقدام جنایتکارانه و خونین مجازات شوند.»

در بخشی از پیام ولادیمیر پوتین بر «آمادگی این کشور برای همکاری با ایران برای مقابله و مبارزه همه‌جانبه علیه تروریسم» تاکید شده است.

همچنین قاسم الاعرجی، وزیر کشور عراق، نیز حمله «تروریستی» اهواز را محکوم کرد.

به گزارش ایرنا، در پیام وزیر کشور عراق آمده است که «این حمله در سالروز حمله دشمنانه صدام به ایران بار دیگر ماهیت تروریست ها و عوامل استکباری و خوی دشمنانه آنان علیه ملت مسلمان ایران را نشان داد.»

محمد فیصل، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان نیز از نخستین مقام‌های کشورهای خارجی بود که به این حادثه واکنش نشان داد و این حمله را «به شدت» محکوم کرد.

سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان با تسلیت این حادثه به خانواده ها و بازماندگان حادثه تاکید کرد: «دولت پاکستان، اقدامات تروریستی را در هر نوع و شکل خود محکوم می کند.»

خانم رفعت مسعود، سفیر پاکستان در ایران نیز با انتشار پیامی در حساب کاربری خود در توییتر، این اقدام «تروریستی» را محکوم کرد و نوشت: «پاکستان در این لحظات سخت در کنار کشور دوست و برادر خود ایران می‌ایستد.»

روز شنبه، سی‌و یکم شهریورماه مصادف است با سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق و به همین مناسبت در چندین شهر کشور رژه نظامی همراه با به نمایش گذاشتن ادوات جنگی و تسلیحات برپا می‌شود، از جمله در تهران این مراسم با سخنرانی حسن روحانی، در بندرعباس با سخنرانی علی لاریجانی و همچنین در اهواز با رژه نیروهای مسلح ارتش و سپاه برگزار شد.

No responses yet

Sep 22 2018

مهدی تاج: جانبازی که روز به روز جانبازتر می شود!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی‌بی‌سی: مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال ایران شاید نامدارترین گزینه میان مردانی است که در خروجی به آن‌ها نشان داده می‌شود

عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان، هفته گذشته جزییاتی از قانون منع بکارگیری یا پایان همکاری بازنشستگان با ادارات دولتی و نیمه‌دولتی را تشریح کرد. این قانون جدیدی است که تابستان امسال به تصویب مجلس ایران رسید و برای تایید نهایی به شورای نگهبان رفت و تصویب شد.

آقای کدخدایی در بخشی از تشریح این قانون مدعی شد که “این قانون شامل معاونین وزرا و استانداران کشور هم خواهد شد” اما به نظر می‌رسد منع فعالیت و اشتغال مدیران، انفجاری است که ترکش‌‌هایش بیشتر روی پیکره و بدن مدیریت ورزش ایران خواهد نشست.

تعداد رئیسان فدراسیون‌های ورزشی ایران که بازنشسته هستند اندک نیست؛ پس از تصویب این قانون، بهرام شفیع (هاکی)، غلامرضا امینی (قایق‌رانی)، علیرضا رحیمی (هندبال)، علی مجدآرا (ورزش‏های همگانی)، مصطفی کریمی (ناشنوایان)، احمد ضیایی (والیبال)، محمدعلی صبور (سه‌گانه)، محمود رشیدی (ورزش‌های رزمی)، محمدصادق فرجی (کاراته)، مجید شایسته (تنیس)، محمد درخشان (جودو)، حجت‌الله دهخدایی (چوگان) و مهدی تاج (فوتبال) مشمول این ممنوعیت شده‌اند.

در این بین مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال ایران شاید نامدارترین گزینه میان مردانی است که در خروجی به آن‌ها نشان داده می‌شود.

اما قانون منع بکارگیری یا پایان همکاری بازنشستگان هم مواردی از استثنا را در خودش جای داده. عباسعلی کدخدایی در این رابطه به شبکه اول تلویزیون ایران گفت: “در این مصوبه استثنائاتی برای جانبازان بالای ۵۰ درصد، آزادگان بالای ۳ سال و فرزندان شهدا دیده شده است.” به گفته سخنگوی شورای نگهبان سازمان‌های مختلف دو ماه برای اجرای این مصوبه فرصت دارند.

به این ترتیب بود که رییس فدراسیون فوتبال ایران مدعی شد میزان جانبازی او در جریان جنگ ایران و عراق، بیش از ۵۰ درصد است و در نتیجه کماکان می‌تواند به رغم بازنشسته بودن، رییس فدراسیون فوتبال ایران باقی بماند.

بلیت مسابقه ایران و سوریه ‘اشتباهی’ به زنان فروخته شد
مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال شد
قیمت دلار و تحریم‌ها حریفان اصلی تیم ملی فوتبال ایران
نقش رئیس‌های فدراسیون در پنج بار جهانی شدن فوتبال ایران
رئیس فدراسیون فوتبال ایران ‘به مراجع قضایی احضار شده’

اظهارنظر مهدی تاج البته واکنش‌هایی را هم به همراه داشت. دکتر غلامرضا طائبی، مدیر کل کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: “آن‌چه مهدی تاج مدعی شده، نظر متخصصان و پزشکان خارج از کمیسیون است و فعلا قابل اتکا برای کمیسیون پزشکی بنیاد شهید نیست.”

بنیاد شهید و امور ایثارگران وظیفه بررسی، تعیین و تایید میزان جانبازی افراد و همین طور نسبت اشخاص با “خانواده شهدا” را برعهده دارد.

غلامرضا طائبی گفته است: “با گذشت زمان، افزایش سن و تعویض مفصل راست و زانو، احتمال افزایش دیگر عوارضی وجود دارد. بنابراین برای تصمیمات دقیق و رسمی، پرونده ایشان باید در کمیسیون پزشکی مطرح شود و تغییراتی در درصد جانبازی ایشان به وجود بیاید.”

درصدهای جانبازی مهدی تاج در سال‌های اخیر بارها تغییر کرده است. او در دهه ۸۰ مدعی بود میزان جانبازی‌اش قریب به ۱۵ درصد است ولی طی سال‌‌های بعد این عدد به ۴۵ درصد رسید. میزانی که البته برای ادامه ریاست آقای تاج در فدراسیون فوتبال ایران کفایت نمی‌کند.

رییس فدراسیون فوتبال ایران اخیرا گفت با وجود این که به بنیاد شهید و امور ایثاگران مراجعه نکرده، اما از سوی پزشک معالج خود از افزایش درصد جانبازی‌اش مطلع شده است.

در واکنش به ادعای مهدی تاج، مدیر کل کمیسیون پزشکی بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: “با توجه به اینکه آقای تاج در ۱۰ سال گذشته به کمیسیون پزشکی مراجعه نکرده‌اند و با توجه عمل جراحی لگن و تعویض مفصل مهدی تاج و افزایش سن، افزایش میزان جانبازی تا بیش از ۵۳ درصد محتمل است.”

خبر افزایش درصد جانبازی رئیس فدراسیون فوتبال ایران با واکنش‌هایی هم همراه شد و از جمله شماری از کاربران فضای مجازی به آن انتقاد کردند.

انتقاد منتقدان بیشتر به نحوه استفاده مهدی تاج از جانبازی‌اش بود. هرچند که رییس فدراسیون فوتبال ایران مدعی شده که “هرگز در همه این سال‌ها هیچ گاه از بحث جانبازی هیچ گونه استفاده مادی و غیرمالی نبرده ام و نخواهم کرد.”
حق نشر عکس Tasnim
Image caption درصد جانبازی مهدی تاج در سال‌های اخیر بارها تغییر کرده است

بقای آقای تاج در اتاق ریاست فدراسیون فوتبال منوط به تشخیص و تصمیم کمیسیون پزشکی بنیاد شهید است. براساس دستوری که شورای نگهبان صادر کرده، مدیران بازنشسته باید طی دو ماه از سمت‌های خود استعفا دهند. در غیر این صورت هر روز از حضور آنها در مناصب‌شان، غیرقانونی خواهد بود.

رییس فدراسیون فوتبال البته تلاش کرده منهای درصد جدید جانبازی خود، به غیردولتی بودن فدراسیون‌های ورزشی هم اشاره کند. براساس قانون فدراسیون جهانی فوتبال، تمامی فدراسیون‌های زیرمجموعه باید مستقل از دولت‌ها و حکومت‌های خود اداره شوند.

آقای تاج تنها مدیر میان رئوسای فدراسیون‌های ورزشی ایران نیست که سعی کرده از استثنای جانبازی یا دستاویز خطر تعلیق فدراسیون‌های ورزشی (به دلیل دخالت حکومت) برای بقای خود استفاده کند.

احمد ضیایی، رئیس فدراسیون والیبال ایران که کمتر از یک سال است به این سمت رسیده، گفت: “در صورت اجرایی شدن این قانون برای فدراسیون‌های ورزشی، فدراسیون جهانی والیبال می‌تواند مقام‌های انتخاب شده یا انتصاب شده جدید را به رسمیت نشناسد و فدراسیون ملی ایران را تعلیق نماید.”

دیگر گزینه‌ای که احتمالا با قانون جدید باید به سمت در خروجی برود بهرام شفیع، رییس بازنشسته فدراسیون هاکی است. او دی‌ پارسال موفق شد با استفاده از قانون ایثارگری، بار دیگر رییس فدراسیون هاکی ایران باقی بماند. اما درصد جانبازی آقای شفیع کمتر از ۵۰ درصد اعلام شده است.

با این حال به نظر می‌رسد قضیه مدیرانی مانند محمود خسروی‌وفا، رییس فدراسیون جانبازان و معلولین و علی مجدآرا رییس فدراسیون ورزش‏های همگانی با سایر مدیران ورزشی متفاوت باشد. آقای خسروی‌‌وفا بازنشسته سپاه پاسداران ایران و آقای مجدآرا بازنشسته ستادکل نیروهای مسلح است. قانونی که به تصویب شورای نگهبان رسیده، مدیران بازنشسته دولتی را از حضور در پست‌های ریاستی منع می‌‌کند و اشاره‌ای به بازنشسته‌های نظامی ندارد.

هفته گذشته و به محض اعلام رسمی شورای نگهبان، محمدرضا داورزنی، معاون قهرمانی وزیر ورزش و جوانان ایران خبر از خروج قطعی ۱۰ رییس فدراسیون بازنشسته از اتاق‌های ریاست را داد. هرچند تعداد این مدیران بیش از ۱۳ نفر است.

گفته آقای داورزنی در مورد خروج ۱۰ مدیر در فدراسیون‌های ایران، شاید به این معنی باشد که تعدادی از مدیران بازنشسته قادر خواهند بود با تبصره جانبازی و ایثارگری در فدراسیون‌های خود ابقا شوند.

کلاف خروج بازنشسته‌ها از فدراسیون‌های ورزشی همچنان پیچیده است. این‌که کدام مدیر خارج می‌شود و کدام تبصره‌ها دستاوزیر بهتری برای بقای روسای فدراسیون‌ها خواهند بود، طی مهلت دو ماهه شورای نگهبان مشخص خواهد شد.

No responses yet

Sep 21 2018

شبکه های اجتماعی: “نوک کوه یخ” خشم از حکومت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرض کنیم بسیاری از شهروندانی که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می‌لرزند” پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟بعید است خیلی از ما، تصاویر یا ویدیوهای متعدد شهروندانی در ایران را که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می لرزند” ندیده باشیم. مثلا زنی که در خیابان به بهانه وضعیت پوشش خود مورد بی‌احترامی قرار گرفته و امکان شکایت هم ندارد، یا مال‌باخته ای که حاصل زندگی خود را، با اعتماد به یک موسسه پشت‌گرم به قدرت از دست داده است.

فرض کنیم چنین شهروندانی پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟

فضای تند شبکه های اجتماعی، مدت‌هاست که از زوایای مختلف، مورد توجه ناظران قرار گرفته. نگرانی از بابت لحن گفتگو در این شبکه ها، البته قابل فهم است.

اما دغدغه های معتبر در مورد فضای شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند باعث نادیده گرفتن “خشمی واقعی” شود که در لایه های مختلف جامعه ایران، در حال گسترش است. خشمی که حتی تضمینی وجود ندارد فضای شبکه های اجتماعی، نشان دهنده “تمام” آن باشد.

این احساس، علی‌القاعده پدیده جدیدی نیست؛ هرچند احتمالا به خاطر تشدید مشکلات اقتصادی و به ویژه گسترش فضای ناامیدی نسبت به آینده، بروز و ظهور غیرمنتظره ای یافته است. به همان ترتیب که که بروز اعتراضات شدید خیابانی در تعدادی سه رقمی از شهرهای ایران در دی ماه گذشته هم، پدیده غیرمنتظره ای بود. پدیده ای که با وجود بازتاب های رسانه ای فراوان، حتی پیش‌بینی وقوعش در چنین تعداد عجیبی از شهرهای ایران برای تحلیلگران داخل و خارج ممکن نبود، چه برسد به اینکه کسانی یا گروه‌هایی آن را هدایت کرده باشند.

نمی توان این احتمال را منتفی دانست که در شرایط فعلی هم، با پدیده ای از جنس اعتراضات دی ماه مواجه باشیم. یعنی، پتانسیل عظیمی از خشم اجتماعی که با شدتی بیش از آنچه قابل تصور بوده، به عرصه های گوناگون، از خیابان‌ها گرفته تا شبکه های مجازی سرریز شده است.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد علاوه بر فشارهای مستقیم معیشتی، ناامیدی بخش های وسیعی از جامعه که به بهبود شرایط بعد از توافق هسته ای شدیدا امیدوار و سپس به‌شدت نامید شده اند، در توسعه این خشم عمومی نقش تعیین کننده‌ای داشته است.

حاملان این خشم به طبقه و گروه اجتماعی خاصی تعلق ندارند. از جوانانی که به خاطر ظاهر خود هدف برخوردهای رسمی یا غیررسمی قرار می‌گیرند تا کارگرانی که حقوقشان پرداخت نمی‌شود، و از اقلیت‎ هایی که خود را شهروندان درجه دو می‌بینند تا شهروندانی که کمبود آب امانشان را بریده، همه و همه خود را در معرض فشار و تحقیری احساس می‌کنند که مسئولیت آن را متوجه حکومت می‌دانند.

حاملان این خشم، به گرایش و تفکر سیاسی واحدی هم وابسته نیستند. در میان آنها، افراد “برانداز”، افرادی که با براندازی مشکلی ندارند اما خود را برانداز نمی‌دانند، کسانی که حکومت را اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و در عین حال نگران پس از براندازی هستند، افراد مطلقا غیرسیاسی، و حتی مدافعان کلی -اما شدیدا منتقد- حکومت هم وجود دارند.

بسیاری از این شهروندان خشمگین، کسانی هستند که در گذشته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان رای ‌داده اند. با وجود این، حتی آنها را هم نمی توان حامیان جریان های سیاسی مشخص تلقی کرد.

مطابق نتایج یک نظرسنجی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ انجام شد، حدود ۴۰ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی و ۳۶ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی حتی نمی‌توانستند بگویند که باید آنها را عضو کدام یک از سه طبقه بندی “اصلاح طلب‌” “اصول‌گرا” یا “میانه‌رو/اعتدال‌گرا” تلقی کنند. به علاوه، تنها ۵۲ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی او را “اصلاح طلب” یا “اعتدال‌گرا/میانه‌رو” معرفی کرده و تنها ۳۳ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی او را “اصول‌گرا” دانسته بودند.

می توان تصور کرد بسیاری از کسانی که در انتخابات گذشته به کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان رای داده اند، برای ایجاد تغییراتی بوده که از تحقق آنها ناامید شده اند، یا به امید مهار جریانی بوده که به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک تر است و فارغ از نتایج هر انتخابات،‌ همچنان اهرم های اصلی قدرت را در اختیار دارد. تعجبی ندارد اگر بخشی قابل توجه از چنین رای دهندگانی، به مخالفان کل حکومت تبدیل شده باشند.

حتی بسیاری از کسانی که در گذشته به کاندیداهای اصولگرا رای داده اند هم، ممکن است به دلایلی متفاوت یا مشابه تغییر جهت داده باشند. نمونه مشخص آنها، طیفی از طرفداران محمود احمدی نژاد هستند که قابل انکار نیست به منتقدان رهبر و مخالفان مجموعه حکومت تبدیل شده اند.

نتیجه وضعیت حاضر، ایجاد ملغمه ای پیچیده از شهروندان سرخورده و ناراضی است که، علی‌رغم تفاوت های خود با یکدیگر، به دلایل مختلف از حکومت خشمگین هستند و آستانه تحمل‌شان در مقابل وضعیت موجود و هرآنچه تلاش برای توجیه این وضعیت تلقی کنند، به پایین ترین حد رسیده.

این شهروندان برخلاف گذشته هایی نه چندان دور، به رسانه هایی دسترسی یافته اند که می توانند از طریق آنها، به هر صورت که بخواهند، علیه هر که بخواهند، به هر شیوه که بخواهند واکنش نشان دهند؛ و در فضای جدید، تحمل “تعیین تکلیف” برای نحوه استفاده خود از رسانه های مجازی را نیز ندارند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، فارغ از سهم فعالیت های سازمان یافته در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از فضای تندی که در این شبکه ها وجود دارد را نمی توان جز در قالب “فوران خشم علیه وضع موجود” تحلیل کرد.

واقعیتی که در صورت به رسمیت شناختن آن، فضای کلامی شبکه های اجتماعی، “نوک کوه یخی” خواهد بود که از لایه های عمیق تر جامعه ایران بیرون زده است.

No responses yet

Sep 19 2018

با هرج‌ و‌ مرج کنونی باید ۸۰ میلیون کالا کارت صادر کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,فقر

دویچه‌وله: آیا توزیع ده میلیون کوپن الکترونیکی می‌تواند گام مناسبی برای مدیریت معیشت دهک‌های آسیب‌پذیر باشد؟ یک اقتصاددان می‌گوید راه‌حل مناسب‌تر، پرهیز از سیاست‌هایی است که ایجاد فقر می‌کنند.

دو مقام وزارت تعاون در روزهای گذشته از طرح توزیع کالا کارت یا کوپن‌های الکترونیکی برای ده میلیون نفر از شهروندان ایرانی خبر داده‌اند. معاون وزارتخانه می‌گوید در توافق با بانک مرکزی قرار شده کارتی که افراد با آن یارانه می‌گیرند به کالا کارت مبدل شود. سرپرست وزارتخانه اما خاطر نشان کرده که طرح هنوز قطعی و نهایی نیست.

گفته‌اند این کارت‌ها با شارژ ماهانه یکصدهزار تومان برای تامین کالاهای اساسی هشت دهک جامعه است و متکی به یارانه ارزی یعنی دلار ۴۲۰۰ تومانی. هم‌چنین کوپن الکترونیکی راه‌کاری برای عبور از شرایط “جنگ اقتصادی” خوانده شده است. بسیاری از مردم اما با شنیدن نام کوپن، دهه شصت و جیره‌بندی در هشت سال جنگ واقعی را به خاطر می‌آورند. دورانی گره خورده به ریاضت و انقباض.

اعلام کرده‌اند که کالاکارت‌ها سالی چند مرتبه شارژ خواهند شد و هدف از سهمیه‌بندی کالاهای اساسی، مدیریت معیشت قشر کم درآمد است. این طرح باید تامین اعتبار شود و به تصویب مجلس نیز برسد اما آیا در صورت به جریان افتادن، بازار گرانی، تورم یا احتکار مهار می‌شود و دهک‌های کمتری به وادی فقر سقوط می‌کنند؟ اساسا مزیت و کاربرد کوپن الکترونیکی چیست؟

حسین راغفر، پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعی و فقر به دویچه وله فارسی می‌گوید این طرح می‌تواند به عنوان یک “مسکن” عمل کند اما اصلی‌ترین مشکل آن، ناهماهنگی در دستگاه‌های مختلف دولتی است. این که زیرساخت‌های حقوقی و قانونی و ظرفیت‌های مالی چنین امری موجود نیست و متقابلا یک نظام اقتصادی وجود دارد که مرتبا نابرابری‌های فاحش و فقر تولید می‌کند. او می‌گوید اگر هرج و مرج موجود در اقتصاد ایران ادامه یابد، دولت مجبور خواهد شد به جای ده میلیون نفر، برای ۸۰ میلیون جمعیت کالا کارت صادر کند.

● دویچه‌ وله: طرح چقدر جدی است. دو مقام وزارت تعاون هر یک چیزی گفته‌اند.

حسین راغفر: طرح کمک به دهک‌های پایین درآمد جدی است و مدت‌هاست روی آن کار کرده‌اند. ابتدا قرار بود در شکل دیگری انجام شود منتها مجلس، طرح‌دولت برای تامین مالی موضوع را تصویب نکرد. اکنون هم بحث بر سر این است که منابع تامین مالی طرح مشخص شود و سپس مورد تایید مجلس قرار گیرد. احتمالا یکی از منابعی که دولت روی آن حساب کرده، افزایش قیمت ارز است.

● مزیت کالا کارت به نسبت پول مستقیم و یارانه نقدی چیست؟

از مزایای کالاکارت این است که اگر پول به افراد بدهند، معلوم نیست کالای مورد نظر سیاست‌گذار تهیه شود. در موارد مشابهی که پول نقد به نیت تغذیه کودکان به خانواده‌های فقیر پرداخت شده، خیلی‌ از اولیا اولویت‌های خودشان را در نظر گرفته و پول را جای دیگری خرج کرده‌اند. مزیت کالا کارت و هدف این است دسترسی به کالاهای اساسی در حوزه تغذیه خانوارها و کالاهای بهداشتی و امثالهم برای خانواده‌های کم درآمد آسان باشد.

● فکر می‌کنید طرح قابلیت تاثیرگذاری دارد؟

نظام سهمیه بندی در دوران جنگ بوده است. البته در صورت ادامه هرج و مرج و آنارشی موجود در اقتصاد ایران و افزایش قیمت‌کالاها به خصوص کالاهای اساسی، دولت دیر یا زود مجبور خواهد بود برای همه یعنی برای ۸۰میلیون نفر کالا کارت صادر کند. پیامدهای افزایش قیمت ارز هولناک خواهد بود. موجی از بیکاری به راه خواهد افتاد و این احتمالا مقدمه‌ای برای این خواهد شد که همه جمعیت ایران به تدریج چنین کارتی دریافت کنند.

بسیاری از افراد این طرح را یادآور جنگ و دوران ریاضت و سختی می‌دانند.

● البته فلسفه دوران جنگ مشخص بود. در دوران جنگ، شاخص‌های بسیاری مثل سلامتی و عدالت در خدمات مربوط به سلامت بهتر از شرایط پس از جنگ بود زیرا کالاهای اساسی تغذیه‌ای و بهداشتی سهمیه‌بندی شده بودند و تضمینی برای دسترسی همه خانوارها به آنها وجود داشت. در حالی که آنارشی کنونی، خانوارهای فقیر را از دسترسی به نیازهای اساسی با قیمت مناسب محروم کرده است. این زمینه نارضایتی‌های گسترده خواهد بود.

● آیا زیرساخت‌های لازم برای عملیاتی شدن طرح وجود دارد. صدور میلیون‌ها کارت الکترونیکی و هماهنگی بین نهادهای تحویل دهنده و تحویل گیرنده کالا…

قبلا این تجربه را داشته‌ایم نظام توزیع سهمیه‌ای کار کرده است.

● ولی قبلا کوپن را می‌فروختند…

یکی از تفاوت‌های شرایط کنونی امکانات تکنولوژیکی است که به دولت فرصت مدیریت و نظارت بهتری به نسبت سیستم گذشته را می‌دهد. منتها به این دلیل طرح جواب نخواهد داد که دستگاه‌های مختلف به ویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت باید خود را با چنین راهکاری تطبیق دهند ولی ظاهرا این موضوع هنوز درون دولت درک نشده است. باید مشخص باشد کالایی که می‌آید به دست چه نهادی می‌رسد و از کجا به میان جامعه توزیع می‌شود. اسم غارت منابع ذخیره‌ای کالا در کشور را صادرات گذاشته‌اند. نمی‌شود کالا را در بازار رها، عرضه کرد تا سر از کشورهای دیگر در بیاورد. کالایی که یارانه ایرانی گرفته، یارانه دولت ایران را گرفته، نباید مصرف کننده‌اش خارجی باشد. این اصلی‌ترین مشکل طرح است و هماهنگی در دستگاه‌های مختلف دولت نیست.البته شرایط کنونی مشکلات دیگری هم دارد که قبلا نبود البته ظرفیت‌های جدیدی هم هست که می‌تواند کمک طرح باشد.

● چه ظرفیتی؟

ما در دوران جنگ، قاچاق به این معنا و در این مقیاس گسترده نداشتیم و این از موانع طرح است هر چند با افزایش ارز، قاچاق کالا دیگر منطقی نیست. به کمک ساختارهای دیجیتالی، دولت می‌تواند با دقت بیشتری ورود کالا و توزیع آن را ردیابی کند.

● فکر می‌کنید این اقدام که گفته‌اند یک راهکارموقت است، ممکن است تداوم یابد؟

البته این ساز و کار معمول تخصیص منابع در دنیاست. هر گاه کشوری با شرایط اضطراری روبرو باشد، سهمیه بندی یکی از روش‌هاست، هر چند دایمی و مطلوب نیست.الان فشار تحریم‌ها و جنگ اقتصادی و محدودیت‌های فروش نفت هست. این مجموعه را که در نظر بگیریم ما در شرایط اضطراری هستیم. اگر این اضطرار رفع شود، امکان بازگشت به قبل از طرح هست.

● شما بارها درباره گسترش فقر در ایران هشدار داده‌اید. آیا این قبیل مسکن‌ها مشکل را درمان می‌کنند؟

ما در دوران جنگ سیاست‌هایی هم سو و هماهنگ داشتیم. دولت از یک طرف تقاضا را کنترل می‌کرد با محدود کردن واردات و بخصوص واردات کالاهای لوکس و به تناسب ظرفیت‌های درآمدی خودش، کالاهای اساسی را وارد و خودش توزیع می‌کرد.

در شرایط کنونی ما یک تناقض داریم. اول این که سیاست‌های تغییر ساختاری و سیاست‌های نئولیبرال را می‌خواهند اجرا کنند و همه چیز را به دست بازار بسپارند، در حالی که زیرساخت‌های حقوقی و قانونی و نهادی اجرای چنین نظامی وجود ندارد و ظرفیت‌های مالی هم موجود نیست. از سوی دیگر ما در اثر نابرابری‌های فاحش، یک نظام اقتصادی داریم که مرتبا فقر تولید می‌کند و هم‌زمان مدعی است که باید روش‌هایی برای آسیب دیدگان داشته باشیم.راه حل مناسب‌تر این است سیاست‌هایی داشته باشیم که فقر تولید نکند و ظرفیت خلق شغل را ترغیب و تشویق کنیم که متاسفانه چنین نیست.

No responses yet

Sep 19 2018

نگرانی مادر فرهاد میثمی، پزشک زندانی در ایران بعد از اعتصاب غذای او

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


صدای آمریکا: مادر فرهاد میثمی فعال مدنی که از تاریخ ۱۰ مرداد ماه، یک روز پس از بازداشتش تاکنون در اعتصاب غذا به سر می‌برد، به کمپین حقوق بشر در ایران گفته است حال فرزندش مناسب نیست و به شدت نگران اوست.

به گفته «صدیقه پیش‌نماز» او از زمان بازداشت تاکنون فقط یک بار فرزندش را به صورت کابینی ملاقات کرده است.

فرهاد میثمی از یک هفته پیش اعتصاب غذای خود را از تر به خشک تغییر داده است و حتی مایعات هم مصرف نمی کند.

مادر فرهاد میثمی گفته است مسئولان از او خواسته‌اند تا از پسرش بخواهد اعتصابش را بشکند اما او نپذیرفته است.

فرهاد میثمی، ۴۸ ساله، فعال مدنی و پزشک است و از همراهان همیشگی نسرین ستوده در تجمعات اعتراضی بوده و یکی از اتهاماتی که به دستگیری او منجر شده است مربوط به نشان‌های سینه ای است که روی آن نوشته شده من به حجاب اجباری اعتراض دارم.

آقای میثمی به اتهام تبانی و اجتماع به قصد بر هم زدن امنیت کشور بازداشت شد.

نسرین ستوده، وکیل سرشناس حقوق بشری، پس از صحبت درباره شماری از موکلانش که در اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شده بودند، به زندان منتقل شد.

خانم ستوده هم مانند میثمی از چند روز پیش در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

یکی از نزدیکان آقای میثمی به گاردین گفته است که اعتصاب غذای او به خاطر «اتهامات ناموجه و عدم دسترسی به وکیل مورد نظر» است.

No responses yet

Sep 19 2018

اعلام موجودیت یک تشکل سیاسی حامی سرنگونی جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: روز دوشنبه ۲۶ شهریور یک تشکل سیاسی حامی سرنگونی جمهوری اسلامی با نام «فَرَشگَرد» اعلام موجودیت کرد. فَرَشگَرد با معرفی خود به عنوان شبکه‌ای از فعالان جوان و سکولار اپوزیسیون خارج از کشور، از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرده است.

در بیانیه این گروه، جمهوری اسلامی اصلاح‌ناپذیر معرفی شده و از تشکیل یک نظام لیبرال دموکراسی سکولار در ایران حمایت شده و امضاکنندگان این بیانیه گفته‌اند که آماده همکاری و هم‌اندیشی با مخالفان سیاسی در داخل و خارج برای سرنگونی جمهوری اسلامی در راستای منافع ملی ایران هستند.

آنها همچنین سیاست خارجی «غرب‌ستیز، آمریکاستیز، و اسرائیل‌ستیز» را به زیان «منافع ملی ایران» توصیف کرده و خواهان همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری اقتصادی-سیاسی ایران با همسایگان، و همه کشورهای منطقه و جهان شده‌اند.

فَرَشگَرد در زبان پهلوی به معنی رساندن جهان به کمالی است که در آغاز آفرینش و پیش از ورود اهریمن و پلیدی وجود داشته‌، و بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد با امضای ۴۰ فعال سیاسی خارج از ایران انتشار یافته که امیریحیی آیت‌اللهی، علی اشتری، امیرحسین اعتمادی، نیما راشدان، سلمان سیما، دامون گلریز، یوحنا نجدی، و بهزاد مهرانی، از جمله امضاکنندگان آن هستند.

در مورد شکل‌گیری این گروه سیاسی، دامون گلریز از امضاکنندگان بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد به پرسش‌های رادیوفردا پاسخ داده است.

فایل صورتی مصاحبه
آقای گلریز، چرا بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد​ در این مقطع زمانی صادر شده است؟

ایران در یک شرایط بحرانی قرار دارد. نه دولت‌های خارجی و نه جمهوری اسلامی پس از ۴۰ سال حکمرانی ورشکسته، امکان حل بحران‌های متعدد ایران و ایرانیان را ندارند. به نظر می‌رسد که نظام جمهوری اسلامی در حال سقوط است؛ سقوط سیاسی، ورشکستگی اقتصادی.

بخصوص از سوی مردم ایران اراده‌ای ملی در حال گسترش یافتن است که تغییراتی بنیادین را رقم بزند و هدف از ابتکار عملی که در فرشگرد در دست داریم، این است که این اراده ملی را تقویت کند و از کمک‌ها و همیاری‌هایی که در خارج از ایران توسط ایرانیان شکل می‌گیرد، برای گذار از این نظام به یک نظام سکولار، لیبرال و دموکرات، بر مبنای حقوق بشر استفاده کند؛ روندی که با براندازی نظام جمهوری اسلامی کلید می‌خورد و نه اصلاحاتی که نتوانسته است ۲۱ سال پاسخی را بدهد که مردم ایران نیازمند آن هستند.

شما خواستار براندازی نظام موجود در ایران هستید، فکر می‌کنید چه بدلی برای این نظام می‌توان متصور شد؟

این بدل از انتخاب مردم و اراده ملی بر می‌آید و همان است که ایرانیان بیش از ۱۰۰ سال است به دنبال آن هستند؛ یعنی حکومت قانون، دموکراسی لیبرال به معنی انتخاب اکثریت ضمن ارج نهادن به حقوق اقلیت، و بر مبنای حقوق بشر و از همه مهم‌تر -به خاطر ۴۰ سال جمهوری اسلامی- نظامی سکولار.

ایرانیان زودتر از هر ملتی در خاورمیانه با انقلاب مشروطه به دنبال آزادی و حق تعیین سرنوشت خود بوده‌اند. متأسفانه این ۴۰ سال گذشته در آن وقفه افتاده. چیزی که لایق ایرانیان است، دموکراسی است و برای تحقق آن اراده ملی نیاز است که بخصوص با نسل جوان ایران باید بر آن کار کرد و استفاده کرد. ببینید تظاهرات دی ۱۳۹۶ چطور ترسی را در کالبد جمهوری اسلامی انداخته، و فشارهای بیرونی و عدم حل مشکلات توسط جمهوری اسلامی که به دلیل ساختار مریض و فاسد نه می‌توانند و نه امکان آن را دارند، باعث شده این اراده ملی برای تغییرات ساختاری هر روز بیشتر شود.

شما از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک شخصیت محوری و کلیدی در فعالیت‌های خود نام برده‌اید. چه نقشی برای او قائل هستید؟

برای متصل کردن همه بخش‌های جامعه ایران، و قلب‌های مردم ایران و اکثریتی که در ایران هستند -که از پدر و پدربزرگ ایشان نام می‌برند- و بخشی از نخبگان خارج از کشور و حتی داخل ایران را شامل می‌شوند، برای اینکه بشود دوران گذار از این نظام را به یک نظام دموکراتیک رقم زد و مدیریت کرد، نقش ایشان نقش بسیار مهمی است.

ما به این موضوع واقف هستیم. ما کوله‌بار گذشته مبارزه با رژیم شاهنشاهی را نداریم، ما کوله‌بار چنین قضاوت‌هایی را نداریم و ایشان هم تا الان به نظر می‌رسد هیچ نوع جایگاه مشخصی برای خود قائل نیستند، به جز آنچه بعد از یک انتخابات آزاد و عادلانه در ایران، خواسته مردم باشد. این دلیل آن است که ما عملاً برای ایشان نقشی کلیدی و محوری قائلیم.

به هر حال شخصیتی که مورد محبوبیت بخشی از جامعه ایران قرار گرفته، برای همبستگی ملی، حفظ کیان و یکپارچگی کشور، به طوری که بشود گذار سالم و آرامی به از نظام مستبد کنونی به یک نظام دموکراتیک و سکولار داشته باشیم، نقش مهمی دارد.

در بیانیه خودتان نوشته‌اید که به‌ویژه دست یاری به سوی کسانی دراز می‌کنید که در ۴۰ سال گذشته به نفع جمهوری اسلامی یا جهت تحقق انقلاب ۵۷ فعالیتی نکرده‌اند. آیا نسبت به افراد قائل به تفکرات دیگر، رویکردی سلبی دارید؟

ما می‌خواهیم سعی کنیم که در حد توان‌مان صدای براندازانه و خواهان تغییر ملی باشیم که پژواک فریادشان در خیابان‌ها به رادیوی شما هم رسید؛ «ایران را پس می‌گیریم». در این راه به هر حال باید انتخاب کرد. خیلی از جوانان پیشینی که در انقلاب شرکت کردند و الان به اشتباهات خود پی برده‌اند، خیلی از کسانی که از میان همان جوانان پیشین در انقلاب شرکت نکرده‌اند و از اول می‌دانستند که چه اتفاقی خواهد افتاد، آنها به عنوان مشاورین ما و کسانی که دوستان ما هستند و برای پیشبرد کارها به ما کمک می‌کنند، در کنار ما هستند.

ولی برای آنکه بشود با ۸۰ درصد جمعیت زیر ۴۰ سال جامعه ایران ارتباط بر قرار کرد، تصور می‌کنیم چهره و صدا و نوع ادبیات و ترکیب دیگری را نیاز داریم و به اندازه کافی هم نیرو در خارج از کشور و بخصوص در داخل کشور هست که بشود از آنها برای تقویت اراده ملی این ۸۰ درصد استفاده کرد.

از این جهت هیچ تقسیم‌بندی مشخصی نیست، ولی خب مرزبندی مشخصی داریم با کسانی که هنوز به دنبال «ارتجاع سرخ و سیاه» هستند، کسانی که هنوز یا به دنبال اصلاح رژیم جمهوری اسلامی هستند -که یک توهم است-، یا به دنبال این هستند که این رژیم را استمرار دهند، و یا اینکه هنوز می‌خواهند سعی کنند که با براندازی مخالفت کنند چراکه تصور می‌کنند اگر نظام برانداخته شود، به نفع آنها نیست. ما با این گروه‌ها مرزبندی مشخصی داریم.

No responses yet

Sep 18 2018

مصاحبه با امام حسین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

تویتر ملاحسنی: ۱_مصاحبه با امام حسین(ع) مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلله. امام حسین :وعلیکم السلام. مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

۲_امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه! مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعا آب نخورد؟ امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد. مجری : وقتی ابوالفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد، خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان

۳_حسین تشنه هستند و آب نخورد.ابوالفضل که کشته شدپس چه کسی فکر اورا خوانده است؟! امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند،به قاتل خودگفت که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند… مجری : شما عید غدیر امسال چکار کردید؟

۴_امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟ مجری : روزی است که پیامبر پدر شما را بعنوان جانشین خود معرفی کرده است. امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود!! فرضا که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟ امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ۵ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود.

مگرسد فرات راشکسته بودندکه تا رکاب اسبمان بالابیاید؟! مجری:همه می‌گویند شماحتی آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورانوره (واجبی)کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟ امام:ما فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است وهر آبی به معده‌اش نمی‌سازد!

مجری : چرا شهربانو میان اسیران شام نبود؟ امام حسین :شهربانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب ما را به ساسانیان برسانند تاشما ایرانیان خوشتان بیاید! مجری :علی شریعتی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود… مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.
مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری…
#محرم_ماه_خرافه_پرور
#محرم

No responses yet

Sep 18 2018

چهار احتمال و ختم کلام | احمد زیدآبادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

انصاف نیوز: احمد زیدآبادی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «چهار احتمال و ختم کلام….» نوشت:

«من در دنیای توئیتر حضور ندارم؛ اما همان مقداری که برخی دوستان، عکس صفحاتی از آن را برای‌ام ارسال می‌کنند؛ به نظرم تعبیر هانا آرنت در مورد “عادی شدن شرارت” مصداق تمام و کمالش را در آنجا پیدا می‌کند.

تخریب و بددهنی و هتاکی و اتهام‌پراکنی البته در بین محافل سیاسی معاصر ایران کم و بیش رایج بوده است؛ اما ابتذال کلامی در سال‌های اخیر را تا آنجا که من به خاطر دارم؛ سایت بالاترین بنا نهاد و رواج داد. از حق نباید گذشت که برخی اعضای این سایت کوشیدند تا مانع این کار شوند؛ اما در عمل کاری از پیش نبردند. کار این سایت امروزه به جایی رسیده که حتی مطلبی در دفاع از یزید در قتل‌عام خاندان حسین، بدون رأی منفی داغ می‌شود و بالا می‌رود!

توئیتر اما ظاهراً داستان دیگری است. کارش از چاله‌میدان گذشته و به دیوانه‌خانه رسیده است. بسیاری از افراد با گرایش‌های مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هیچکس در آنجا احساس امنیت نمی‌کند و خود را هر لحظه از تهاجمی بی دلیل و ناگهانی در امان نمی‌بیند.

چرا این اتفاق افتاده است؟ در این مورد می‌توان فرض‌هایی را به شرح زیر مطرح کرد:

۱٫ هرزه‌ درایی و خشونت کلامی در توئیتر برای بخشی از ایرانیان، نوعی تفنن و سرگرمی و بازی و تفریح است. گویی در پشت این همه خشم و خشونت، نوعی خونسردی و انبساط خاطر است که مردمانی بی‌نصیب، شبِ خود را با آن به روز می‌رسانند و از این طریق تفریح می‌کنند. این شاید تا اندازه‌ای برای جامعه‌ای تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفریح از طریق آزارگری و بازی با حیثیت و آبرو و اعصاب دیگران؛ از یک انسان طبیعی برنمی‌آید!

۲٫ نوعی تخلیۀ روانی از سوی افراد سرخورده و افسرده و نادیده گرفته شده است که قدرت تأثیرگذاری عملی بر محیط اطراف خود را ندارند و از این رو، با پرخاش و یاوه‌گویی، ناکامی خود را در این زمینه جبران می‌کنند. با این رفتار هم می‌توان قدری همدلی نشان داد؛ اما ای کاش این افراد کینۀ خود را بر سر افراد معدودی چون من خالی می‌کردند! به هر حال امثال من، توهین و تحقیر و فحش و ناسزا را در شرایطی بسیار سخت‌تر از حد تصور، بی واسطه تجربه کرده‌ایم و خم به ابرو نیاوده‌ایم و اکنون نیز از فحش و تهمت چند حساب توئیتری بدون هویت مشخص که خدا می‌داند از کدام نقطۀ دنیا آن هم در دنیای مجازی به سوی‌مان روانه می‌شود؛ چندان آزرده خاطر نمی‌شویم. در این میان اما دوستانی بخصوص با سن و سال کمتر، از این هتاکی‌ها به جد دل شکسته و اندوهگین می‌شوند. از این رو، تخلیۀ روانی به قیمت آزار و اذیت همنوع و هموطنی که تنها گناهش نظر متفاوتی است؛ جای هیچگونه توجیه ندارد.

۳٫ برخی گمان می‌کنند که با هتک و حرمت‌شکنی هر کس که دم دست‌شان برسد، واقعاً در حال براندازی حکومت‌اند و به همین علت نیز آن را پیگیرانه در دستور کار خود قرار داده‍اند! این دسته افراد باید بدانند که هیچ حکومتی در جهان تاکنون از راه فحش و هتاکی چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر کار براندازی و سرنگونی به این راحتی بود که تمام حکومت‌ها در سطح جهان یک شب هم دوام نمی‌آوردند!

۴٫ گفته می‌شود که دستِ پنهانی پشت این غوغای زشت و نفرت‌انگیز است. هر کس به فراخور حال خود از جایی اسم می‌برد. برخی سازمان مجاهدین خلق را، برخی شماری از هواخواهان رضا پهلوی را، برخی حزب کمونیست کارگری را، برخی موساد را و برخی نیز سازمان‌های امنیتی را به عنوان مدیر و سازمان دهندۀ این رسوایی کلامی معرفی می‌کنند. من چون در این زمینه اطلاعی ندارم، طبعاً داوری هم نمی‌کنم. اما اگر رشتۀ کار به دست هر یک از آنها باشد؛ این وضع ادامه می‌یابد مگر آنکه کاربران حقیقی در حرکتی دسته جمعی، تغییر رویه دهند و یا آنجا را ترک کنند.

در این میان اما برخی نیز متأسفانه از دکتر سعید قاسمی‌نژاد و برخی دوستانش به عنوان خط دهندۀ این غائله نام می‌برند. من سعید را هنگام حضورش در ایران می‌دیدم و می‌شناختم. او در همان نگاه نخست، جوانی مستعد، متین، آرام و بخصوص مؤدب و مأخوذ به حیاء به نظر همگان می‌رسید. من گمان ندارم که او به دلیل جلای وطن و یا تغییر خط مشی سیاسی خود؛ ویژگی‌های فردی و شخصی‌اش را هم از دست داده باشد. از این رو این اتهام علیه او را باور نمی‌کنم. اما اگر خدای ناخواسته سعید در این رسوایی نقشی داشته باشد؛ از او می‌خواهم که به این فضای نفرت‌پراکنی و فرهنگ‌سوزی و ادب‌ستیزی خاتمه دهد. با ترویج بازار تهمت و افتراء و هتک و اهانت و خشونت تا کنون کسی خیری به خود یا جامعه‌اش نرسانده است. این شیوه جز اینکه اخلاق همه را آلوده و تباه کند و از قضا برای خط مشی خاص شما، نقض‌غرض باشد؛ هیچ حاصل دیگری ندارد. به هر حال، واکنش من به این پدیده، همان دو مطلب قبلی بود و این هم ختم کلامم. دیگر خود دانید!»

انتهای پیام

No responses yet

Sep 17 2018

«افزایش فشارها» بر فرزندان نسرین ستوده

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا:
فعالان حقوق بشر خبر می‌دهند بدنبال بازداشت رضا خندان، همسر نسرین ستوده، مقام‌های قضایی و امنیتی، «فشارها» بر فرزندان این دو به ویژه بر مهراوه خندان را افزایش داده‌اند.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، روز ۲۳ خرداد ماه بازداشت شد و همسرش رضا خندان نیز پس از آنکه ۱۲ شهریور خبر داد که وزارت اطلاعات در تماس تلفنی، وی را تهدید به بازداشت کرده، دستگیر شد.

عیسی سحرخیز، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در صفحه فیس‌بوک خود نوشته روز یکشنبه (۲۶ شهریور)، در حالی‌که فرزندان نسرین ستوده منتظر ملاقات با مادرشان بودند، «اسم آنها برای ملاقات خوانده نشد» و مهراوه، دختر ستوده و خندان، برای رعایت حجاب کامل مورد «تهدید» قرار گرفت.

فایل صوتی
بر اساس این گزارش به نقل از یک «منبع مطلع»، «فردی که خود را مدیر کل سالن ملاقات معرفی می‌کرد، مهراوه خندان را تهدید کرد که اگر حجابت را رعایت نکنی از ورودت به سالن ملاقات جلوگیری می‌کنم.»

آقای سحرخیز نوشته این در حالی است که پوشش مهراوه خندان «مثل تمامی ملاقات‌های قبلی بوده» و «گویا پس از بازداشت رضا خندان تصمیم بر اعمال فشار بر خانواده رضا خندان و نسرین ستوده در روزهای ملاقات گرفته‌اند.»

هم‌بندی‌های نسرین ستوده نیز به فرزندان وی گفته‌اند از مادر آنها «تعهدنامه کتبی مبنی بر حفظ کامل حجاب خواسته‌اند که با مخالفت شدید نسرین ستوده» مواجه شده‌ است.

خانم ستوده نیز اعلام کرده در اعتراض به این موضوع «از این به بعد، از حضور در سالن ملاقات و حتی تماس تلفنی با خانواده‌اش امتناع» خواهد کرد.

این گزارش حاکی است ستوده در حالی این تصمیم را اتخاذ کرده که «از سوم شهریورماه دست به اعتصاب غذای تر زده و از ۱۵ شهریور {هم} اعلام کرده تا آزادی بی‌قید و شرط رضا خندان از زندان اوین، از رفتن به بهداری زندان و پذیرفتن سُرم و گرفتن فشار خون امتناع» خواهد کرد.

وی پس از آن که ۱۸ شهریور بدلیل «افت شدید فشار خون»، روی پله‌های بند «بی‌هوش» شده، این موضوع را بیان کرده است

این برای نخستین‌بار نیست که خانواده نسرین ستوده مورد تهدید مستقیم یا غیرمستقیم و آزار قرار می‌گیرند.

رضا خندان مهر ماه ۱۳۹۰ گفته بود «به طور غیرمستقیم و از طریق کفیلش به شعبه ۴ دادسرای اوین احضار شده» و دی ماه ۱۳۸۹ نیز پس از آن‌که به‌خاطر بدرفتاری با همسرش شکایتی طرح کرد، به دادگاه احضار و متهم به «نشر اکاذیب» شد.

اتهام‌های نسرین ستوده «تبانی، اجتماع و تبلیغ علیه نظام» عنوان شده‌ و خندان نیز پیشتر به رادیو فردا گفته‌ بود که دادگاه انقلاب با استناد به ماده ۵۱۰ قانون مجازات اسلامی که در خصوص «کمک به جاسوسان» است، خانم ستوده را با حکمی غیابی محکوم کرده است.

این در حالی است که دادسرای اوین چنین اتهامی را به نسرین ستوده وارد نکرده بود و حکم با کیفرخواست تطبیق ندارد.

رضا خندان نیز صبح روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور پس از مراجعه مأموران به منزلش بازداشت شد. اتهامات او «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اشاعه و ترویج بی‌حجابی»عنوان شده و شعبه هفت دادسرای اوین برای وی قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی صادر کرده است.

بازداشت نسرین ستوده و رضا خندان با واکنش‌های داخلی و خارجی مواجه شده و از آن جمله عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این زوج شد و از مجامع بین‌المللی و اتحادیه اروپا خواست که این اقدام جمهوری اسلامی را به شدت محکوم کنند.

شماری از فعالان مدنی و سیاسی در ایران و خارج از کشور هم با انتشار بیانیه‌ای در حمایت از نسرین ستوده، اتهامات علیه او را «واهی» و «مضحک» خواندند و خواستار آزادی وی و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی جمهوری اسلامی شدند.

منابع: فیس‌بوک عیسی سحرخیز و رادیو فردا؛ ب.ب/ پ.پ

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .