اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2019

Feb 23 2019

محمد مومن؛ پایان سفیر معتمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمد دانش‌زاده قمی مشهور به محمد مومن که روز پنجشنبه در سن ۸۱ سالگی درگذشت، از مرموزترین و متنفذترین بازیگران پشت‌پرده سیاست ایران بود. او دوبار تا آستانه مرگ پیش رفت، سال ۷۴ در جریان یک تصادف سخت که دو ماهی او را خانه‌نشین کرد و سال ۹۰ به دلیل عارضه قلبی. بار سوم اما زندگی‌اش با مرگ مغزی تمام شد.

محسن کدیور، محمد مومن را «شناسنامه فقهی نظام» توصیف کرده است،‌ تعبیری مهم و ریشه‌دار. سابقه این تعبیر را باید در تلاش‌های دامنه‌دار و اعتبار بالای محمد مومن در میان مراجع، حوزه علمیه و نهادهای فقهی نظام جست. او از معتمدان چهار چهره مهم بود: روح‌الله خمینی، حسینعلی منتظری، علی مشکینی و علی خامنه‌ای.

رابطه مومن و خمینی به پیش از انقلاب باز می‌گردد. او هم شاگرد درس روح‌الله خمینی بود و هم به کلاس درس مصطفی خمینی می‌رفت و در خلال این رفت و آمدها، یک رخداد مهم در کارنامه‌اش ثبت شده است. سال ۱۳۴۹، ۱۳نفر از اعضای جامعه مدرسین امضا کرده بودند که خمینی مرجع تقلید است. کارشان سیاسی بود، می‌خواستند خمینی را مرجع تقلید اعلام کنند که حکومت پهلوی نتواند او را زندان یا اعدام کند. محمد مومن که رفته بود عراق، موضوع را به خمینی خبر داد، در نقش یک سفیر. سال‌ها بعد، آبان سال ۷۳، محمد مومن دوباره سفیر شد، این بار نامه‌ای از آیت‌الله منتظری در دست داشت که مرجعیت علی خامنه‌ای را نفی کرده بود؛ «آقای مومن گفتند چون این مطلب مطابق عقیده خود من می‌باشد، من می‌برم.»

نقش واسطه و سفیر را مومن خیلی‌ جاهای دیگر بازی کرده، از جمله سال۹۰ وقتی وحید خراسانی، جمهوری اسلامی را «دستگاه فاسد» نامید و حاکمانش را اهل مال و مقام خواند، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محمد مومن را نزد او فرستاد تا قانعش کنند که کوتاه بیاید و نرم‌تر سخن بگوید.

مومن در جنگ و جدال‌های بین حسینعلی منتظری و احمد آذری‌قمی با علی خامنه‌ای هم نقش سفیر را بازی می‌کرد. احمد آذری‌قمی روایت می‌کند که واسطه‌گری مومن برای پس گرفتن وسائلش از نهادهای امنیتی فایده نداشته و محسن کدیور هم به نقل از خود مومن نوشته:‌ «[پاییز ۷۷] از ایشان [خامنه‌ای] درخواست کردم اگر اجازه بفرمایند حصر بیت‌ آیت‌الله آذری [قمی] برداشته شود تا بلکه ایشان بتواند برای درمان بیماری حادش روانه بیمارستان گردد که در غیر این صورت در مورد ایشان، بیم جانی می‌رود. آقا [خامنه‌ای] در پاسخ خواسته‌ من گفتند: به درک.»

محمد مومن در جلسه ۱۴خرداد ۶۸ که اعضای خبرگان برای تعیین جانشین خمینی گردهم آمده بودند، آن‌گونه که در ویدئوی مربوط به جلسه مشخص است، به رهبری خامنه‌ای رای نداده بود. چند ماه بعد از رهبر شدن خامنه‌ای اما زمانی که «شورای افتای رهبری» تشکیل شد، محمد مومن هم یکی از ۹ نفری شد که به جلسات این شورا دعوت شد و از فعال‌ترین اعضای این شورا بود. تشکیل این شورا، پیشنهاد فقهای ساکن قم بود و محمد مومن سفیرشان شد تا برود نزد رهبر. رهبر قبول کرد و به مومن گفت در این شورا حاضر باشد. وعده دیدار «پنج‌شنبه» هر هفته بود. روش کار شورا ساده بوده. به روایت محمود هاشمی شاهرودی و محمد مومن، یکی از اعضای جلسه موضوعی را برای «تحقیق و اجتهاد و استنباط» انتخاب می‌کرده و ساعت‌ها درباره آن بحث و بررسی می‌کنند. اگر «تحقیقات انجام شده» برای رهبر قانع‌کننده می‌بود، بر اساس آن نظر خود را اعلام می‌‌کرد. محمد مومن گفته که این جلسات برای «علمیت‌سنجی» بوده و اینکه دیگران بی‌واسطه با مقام علمی و توانایی فقهی رهبر آشنا شوند ولی محسن کدیور هدف اصلی این جلسات را «بازآموزی و آماده‌سازی» آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند؛ «آموزش ضمن خدمت.»

چند ماهی از این جلسات نگذشته بود که شهریور ۶۹، محمد مومن از جمله هفت‌ عالم ساکن قم بود که اجتهاد خامنه‌ای را در حد تصدی رهبری جمهوری اسلامی کتبا تایید کردند. مومن اما آذر سال ۷۳ وقتی جامعه مدرسین می‌خواست خامنه‌ای را به عنوان «مرجع تقلید» معرفی کند، از جمله مخالفان بود و حامی مرجعیت تقلید حسینعلی منتظری. مخالفت مومن سبب شد که در تجمع حامیان خامنه‌ای مقابل منزل منتظری، علیه مومن هم شعار داده شود. این تجمع و تهدید، نقطه عطف و پایان بود و اثر خودش را گذاشت. مومن که گویا چشمش ترسیده بود، پشت سر منتظری نرفت و دیگر نه تنها معترض مرجعیت خامنه‌ای نشد، بلکه از جمله مدافعان و مبلغان رهبر شد. البته رهبر هم در ستایش از او کم نگذاشته است. خرداد ۸۸، وقتی نمایندگان کاندیدا‌های انتخابات ریاست‌جمهوری به دیدار خامنه‌ای رفتند، رهبر جمهوری اسلامی در وصف مومن گفت: «اگر در این نظام نتوان به کسانی مانند آیات مومن و جنتی اعتماد کرد، به هیچ فرد دیگری هم نمی‌توان اعتماد کرد.»‌

عطالله‌ مهاجرانی، سال ۹۲ وقتی عبدالکریم سروش نوشت محمد مومن هم مثل برخی فقهای دیگر، بهتان زدن به مخالفان از جمله دادن نسبت لواط یا زنا به مخالفان حکومت را مجاز می‌داند، ضمن رد این اتهام، محمد مومن را «فقیه آزاده و دقیق‌النظری»‌ دانست که کوشیده «سلیقه سیاسی خود را بر نظر فقهی خویش حاکم نکنند.»

زندگی سیاسی دو دهه آخر محمد مومن و دفاع مطلقش از وجوه سیاسی خامنه‌ای و نظارت استصوابی و کارنامه احمد جنتی و حذف چهره‌های جریان مخالف مانند محمدعلی دستغیب یا حسن خمینی اما نشان داد که این داوری مهاجرانی حداقل درباره مومن «متاخر» چندان روا نیست.

محمد مومن در مسیر چرخیدن به سمت رهبر و جناح او، چنان پیش رفت که همه گذشته‌اش از جمله رای‌ ندادن به رهبری خامنه‌ای و مخالفت با مرجعیت او را تکذیب کرد و گفت اصلا خودش به خامنه‌ای پیشنهاد داده بود که رهبر شود و حتی به دروغ گفت که رای‌‌گیری برای انتخاب خامنه‌ای به عنوان رهبر، به صورت «قیام و قعود» نبوده و مخفی بوده است.

او همچنین در ستایش از رهبر ‌گفت خامنه‌ای لطف و ذخیره خدا برای ما و مردم بوده و مرجع تقلید مثل او کمتر پیدا می‌شود. مومن که روزگاری واسطه‌گری می‌کرد تا علمایی چون آذری قمی و منتظری در کشاکش جدال‌ها با ولی فقیه، حیات سیاسی و شخصی آرام‌تری داشته باشند، دو دهه بعد در صف اول حذف محمدعلی دستغیب از مجلس خبرگان ایستاد. دستغیب ساز مخالفت با خامنه‌ای می‌زد و مومن دیگر سفیر و واسطه نبود، او در جناح رهبر ایستاده بود، دستغیب را «آدم ناباب» می‌خواند و می‌گفت اگر بخواهد دوباره عضو خبرگان شود، جلوی او می‌ایستیم.

دومین نقش برجسته سیاسی محمد مومن مربوط به «شورای نگهبان قانون اساسی» بود. او پیش از عضویت در شورای نگهبان، عضو «شورای عالی قضایی بود» و سرپرستی دادگاه‌های عالی و «وظیفه تعیین قضات» را بر عهده داشت. این سمت‌ها را او با حمایت منتظری و اعتماد علی مشکینی گرفته بود. تیر ۶۲ با پایان یافتن این مسئولیت‌ها با حکم روح‌الله خمینی عضو شورای نگهبان شد، تا زمان مرگش. محمد مومن در شورای نگهبان «ممتحن» بود و مصحح امتحانات کتبی. او که عالی‌ترین ناظر امتحان داوطلبان ورود به مجلس خبرگان رهبری بود، سوال‌های امتحانات را می‌نوشت و علی مومن، فرزندش هم در اجرای آزمون‌ها او را یاری می‌داد.

علاوه بر این، قدرت نفوذ فقهی و اعتبارش نزد علمای قم سبب می‌شد هر گاه شبهه‌ای در قلع و قمع کردن کاندیداهای مجالس مختلف پیش می‌آمد و زور سخنگوی شورای نگهبان یا جنتی به توضیح و توجیه نمی‌رسید، محمد مومن هم به کمک‌شان بیاید تا حجت تمام شود و به تعبیر او «مخالفین نفهم داخلیِ» شورای نگهبان را وادار به سکوت و پذیرش کنند، از جمله در ماجرای ردصلاحیت‌های گسترده مجلس ششم، وقتی که ۱۰، ۱۲ نفر از وزرای دولت خاتمی برای مذاکره رفتند، محمد مومن بود که از جانب شورای نگهبان رفت و با آنها بحث کرد و نظر منفی را گفت یا در ماجرای ردصلاحیت حسن خمینی برای مجلس خبرگان، او بود که با رسانه‌ها مصاحبه کرد تا بحث را جمع کند. او در همین حال به سبب عضویت در «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم»، گرایش‌های سیاسی و انتخاباتی داشت، از جمله حمایت او از محمود احمدی‌نژاد که حاشیه‌ساز هم شد.

دیگر نهاد مهم که او تا زمان مرگ عضوش بود، «مجلس خبرگان رهبری» بود. او در این مجلس مثل حسن روحانی -که روزگاری شاگرد محمد مومن بود- به نمایندگی از مردم سمنان انتخاب می‌شد و چهره مهم و متنفذی بود. یک بار سال ۹۳ برای ریاست مجلس خبرگان کاندیدا شد ولی رای نیاورد ولی بارها در هیات رئيسه در مقام نایب رئیس اول یا دوم یا منشی حضور داشت.

مرگ محمد مومن در سپهر عمومی خلا بزرگی حس نمی‌شود ولی در سطوح بالادستی یکی از مهم‌ترین معتمدان متنفذ جناح آیت‌الله خامنه‌ای که همواره می‌توانست یک کارت بازی موثر باشد، از دست رفته است. خسارت کمی نیست.

نظرات نویسنده بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Feb 22 2019

چرا سال 98 سخت خواهد بود و چه باید کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی,شورش

عصرایران: باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود.

عصر ايران – سال 1398، احتمالاً یکی از سال‌های سخت در حیات جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. به دلایل زیر:

1 – با خروج آمریکا از برجام‌، ایران به دوران قبل از برجام برگشته است اما با یک تفاوت بزرگ: این بار نه اوبامای نسبتاً متسامح که ترامپ سخت‌گیر رییس جمهوری آمریکاست.

اگر اوباما نیز ایران را تحریم کرده بوده ولی منافذی برای تنفس باز گذارده بود ولی ترامپ عزم خود را جزم کرده است تا سخت ترین تحریم ها را علیه ایران اعمال و اقتصاد ملی‌مان را فلج کند.

2 – فروش نفت ایران امسال سیر نزولی خود را آغاز کرد و هنوز برخی کشورها از معافیت های موقت آمریکا برای خرید ایران استفاده می کنند. این معافیت‌ها به زودی به پایان خواهد رسید و احتمال کاهش بیشتر فروش نفت ایران بیش از پیش است.

اگر نفت ما را نخرند، ما نمی توانیم چاه های نفت مان را ببندیم و آنها را برای دوران بعد از تحریم نگه داریم. ویژگی طبیعی چاه نفت این است که بعد از حفاری، نفت به طور مستمر از آن بیرون می آید و امکان ذخیره اش نیست. بنابر این باید نفت آن به طور مداوم استخراج شود.

وقتی نفت استخراج شده را نخرند باید آنها را انبار کرد. انبارها که پر شد باید سراغ مخازن کشتی‌های نفتکش رفت و از آنها به عنوان انبار استفاده کرد. اما بعد از پر شدن نفت‌کش‌ها چه؟

در چنان وضعیتی چاره ای جز فروش نفت در بازارهای غیر رسمی -که خارج از رصد آمریکایی ها باشد- نیست اما به قیمتی بسیار پایین تر از بهای روز و با درصد بالای احتمالات فساد مالی، مانند آنچه در پرونده بابک زنجانی رخ می‌داد!

نتیجه این پروسه، چیزی جز کاهش فاحش درآمدهای نفتی ایران و غیر شفاف شدن آن نیست.

3 – در دوران برجام زمینه های اقتصادی بسیار مناسبی برای حضور سرمایه گذاران خارجی در ایران و نیز صادرات ایران به خارج ایجاد شده بود. تتمه آن مزایا رو به پایان است و احتمالاً برای سال آینده چیز خاصی باقی نخواهد ماند.

4 – افزایش حقوق و دستمزدها در سال آینده، کارآفرینان و مدیران کارگاه‌ها و کارخانه‌های فعال و نیمه فعال کنونی را تحت فشار اقتصادی قرار خواهد داد و احتمالاً آنها ناگزیر خواهند بود برای تنطیم دخل و خرج و ادامۀ حیات واحدهای اقتصادی ، بخشی از نیروهای کار را اخراج کنند. نیروهای اخراج شده عمدتاً کار جدیدی نخواهند یافت چون بقیۀ واحدهای اقتصادی نیز کما بیش وضعیت مشابهی دارند.

انبوه بیکاران کنونی به علاوه لشکر بیکاران جدید با مطالبات اقتصادی اولیه، می توانند مشکلات اجتماعی و سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که جریان های اپوزیسیون خارج نشین و دولت های مخالف جمهوری اسلامی روی آن حساب ویژه ای باز کرده اند، تزاید بیکاران و استفاده سیاسی از مطالبات اقتصادی آنهاست. عدم افزایش دستمزدها نیز باعث فقیرتر شدن کارگران می شود و تبعات مشابه خواهد داشت.

5 – عدم تدبیر یا فقدان امکانات لازم برای مهار بحران های جاری باعث انباشت آنها بر روی هم شده است و در سال آینده نیز ممکن است مشکلات عدیده ای ایجاد شود؛ مانند بحران کم آبی و بی آب در نواحی مرکزی ایران، عدم اصلاح بنیادین نظام بانکی و پولی و صندوق های بازنشستگی و … .

6 – کشورهایی مانند آمریکا، عربستان، امارات و … در دشمنی آشکار با ایران، از یک سو در صدد بسیج کشورهای جهان برای منزوی کردن ایران هستند (و یکی از اهداف سفر اخیر بن سلمان به پاکستان، هند و چین نیز می تواند همین موضوع باشد) و از دیگر سو با اقداماتی مانند تقویت گروه های تروریستی و تولید برنامه های هدفمند ماهواره ای در صدد اثر گذاری در داخل اند.

چه باید کرد؟

الف) به نظر می رسد مهم ترین رویکرد مسؤولان باید این باشد که با درک درست اوضاع، مقوله وحدت ملی را جدی بگیرند. وحدت ملی یعنی “وحدت همه با یکدیگر” نه این که گروهی بگوید “شما بیایید با ما وحدت کنید”.

تا گروه هایی خود را مالک نظام و میهن و انقلاب و اسلام بدانند و بقیه را درجه 2 محسوب کنند و از موضع بالا سخن بگویند، وحدت ملی که لازمه عبور عزتمندانه از بحران است، شکل نخواهد گرفت.

ب) نهادهای قدرت باید منعطف تر از همیشه عمل کنند و افزایش آزادی های سیاسی و اجتماعی باید بتواند تا حدی جبران کننده نقائص اقتصادی باشد.

ج) در سطح بین‌المللی باید کوشید اجماع مد نظر آمریکا و اسرائیل و عربستان علیه ایران شکل نگیرد. نباید بهانه به دست آنها داد. مثلاً با تصویب “پالرمو” کار بر جریان ضد ایرانی سخت می شود.

د) باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود. همان گونه که در دوران دفاع مقدس عمل کردند و حتی با نثار جان‌شان نیز در کنار نظام ماندند. مردم باید با تمام وجود و با تمام احساس و با تمام منطق و واقعیت های موجود، همچنان نظام را متعلق به خود بدانند.
با این رویکردهای راهبردی، قطعاً سال سخت 98 نیز با با عزت و اقتدار طی خواهد شد. علاقه‌مندان به نظام این پیشنهادها را جدی بگیرند.

No responses yet

Feb 22 2019

انتقاد حمید رسایی آیفون‌دار از روحانی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

انصاف نیوز: «حمید رسایی» نماینده‌ی اصولگرای سابق مجلس که موبایل آمریکایی گرانقیمت «آیفون» او سوژه‌ی رسانه‌ها شده بود، در یادداشتی با عنوان «مانور تجمل» به برقی بودن پلکان هواپیمایی که رییس جمهور به آن سوار شده بود، انتقاد کرد.

به گزارش انصاف نیوز، آقای رسایی نوشته است:

«حسن روحانی، نماد مدیریت اشرافی و رفاه طلبانه است. از نگاه چنین افرادی، معیارهای آبروی مسوولان جمهوری اسلامی، دفتر شیک، ماشین شیک، خانه شیک و … است. این تفکر فرسنگ‌ها با آنچه خمینی (ره) برای آن انقلاب کرد و صدها هزار شهید با خونشان آن را آبیاری کردند، فاصله دارد. پلکان برقی هواپیما با شیشه دودی و چراغ، آخرین دستآورد برجام که در بازگشت از سفر سوچی توسط روحانی رونمایی شد. روحانی به حق، میراث‌دار هاشمی رفسنجانی است.

انتهای پیام

No responses yet

Feb 22 2019

آیت الله قرهی کجاست؟ [+توضیح مهم]

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


برخی شنیده‌های انصاف نیوز درباره‌ی شخصی به نام «آیت الله روح الله قرهی»، رییس حوزه علمیه امام مهدی (عج) با تداوم تعطیلی کلاس‌های اخلاق و سخنرانی‌های او تقویت شده است؛ از جمله اینکه در حال حاضر لباس روحانیت نمی‌پوشد.

در تیرماه امسال خبرگزاری فارس در خبری کوتاه نوشته بود «آیت‌الله روح‌الله قرهی به علت بیماری دستگاه گوارش و عوارض شیمیایی ناشی از دوران دفاع مقدس در بستر بیماری است. عارضه‌ی گوارشی وی که از سال گذشته آغاز شده، همچنان ادامه یافته و اکنون نیز به علت وجود غده در ناحیه شانه تشدید شده است که پزشکان منتظر جواب MRI هستند. جلسات ماه مبارک رمضان گذشته‌ی این استاد اخلاق نیز برگزار نشده است». در حالی که هشت ماه از انتشار این گزارش در خبرگزاری فارس می‌گذرد اما همچنان خبر تازه‌ای از او رسانه‌ای نشده است.

خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، در سال ۹۶ حدود ۳۰ خبر با برچسب آیت الله قرهی منتشر کرده اما امسال حتی یک خبر هم با این برچسب منتشر نکرده است. همچنین خبرگزاری شبستان سال گذشته ۳۴ خبر با همین برچسب منتشر کرده بود اما امسال خبری از او منتشر نکرده است.

خبرنگار انصاف نیوز در این باره چند بار تلاش کرد با حوزه‌ی علمیه‌ی او تماس بگیرد اما هیچکس پاسخگو نبود، به همین دلیل با چند نفر از مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی امام مهدی و نزدیکان یا اعضای حزب جبهه پایداری تماس گرفت تا از صحت و سقم این شایعات باخبر شود، هرچند آن‌ها هم اظهار بی‌اطلاعی کردند. جبهه‌ی پایداری رابطه‌ای نزدیک با آیت الله قرهی داشته است و در همایش‌های خود میزبان او بودند. در مقطعی هم قرار بود که او به همراه آیت لله جنتی و آیت الله مصباح یزدی، عضو شورای فقهی این حزب باشند.

حمید رسایی عضو سابق جبهه پایداری در این‌باره به خبرنگار انصاف نیوز گفت که نه با آقای قرهی ارتباطی دارد و نه هیچگونه خبری از او دارد.

از سوی دیگر مهدی کوچک زاده نماینده‌ی سابق مجلس و عضو جبهه‌ی پایداری نیز درباره‌ی این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد.

احمد سالک عضو دیگر این حزب نیز به خبرنگار انصاف نیوز گفت در اینباره هیچگونه خبری ندارد.

همچنین نصرالله پژمان‌فر، عضو این حزب گفت: از این موضوع اطلاعی ندارم و بهتر است درباره‌ی این موضوع از حوزه‌ی علمیه امام مهدی بپرسید.

روح الله حسینیان، عضو دیگر جبهه پایداری هم درباره‌ی صحت و سقم شایعات شنیده شده ابراز بی‌اطلاعی کرد.

آیت الله روح الله قرهی که از سال ۱۳۵۵ تحصیلات حوزوی خود را آغاز کرد، دکترای فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ دارد و در تهران به تدریس فلسفه، حقوق و معارف در دانشگاه‌های نیروی انتظامی، علامه طباطبایی، امام صادق و تهران پرداخته است. او از سال ۱۳۸۱ حوزه علمیه امام مهدی را در شهرک حکیمیه تهران راه انداخت.

ویدیوهایی از آیت‌الله قرهی با عناوینی چون «پیش‌بینی آیت الله قرهی قبل از انتخابات ریاست جمهوری» و کلیپ‌های دیگر سیاسی او در فضای مجازی توسط اصولگرایان بازتاب پیدا می‌کرد اما از عجیب‎ترین اظهارات او یکی از سخنانش در درس خارج فقهش بود. سایت تابناک در تاریخ ۱۸ دی ۹۴ نوشت: «سایت فتن به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه امام مهدی(عج) نوشت است سخنان آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر این حوزه علمیه در درس خارج فقه خود با موضوع «فتنه‌های جدید و راه رهایی از آنان» را منتشر کرده که در بخشی از آن آمده: حوادث دیگری هم در شرف وقوع است که لازم است من این نکته را هم در اینجا بیان کنم – که بنا دارم این نکته جدید را چندین مرتبه دیگر هم بیان کنم – و آن، این که بدانید انقلاب اسلامی، نهایتاً تا پنجاه سال عمر می‌کند و بیشتر از این، طول نمی‌کشد».

رسانه‌های اصولگرا در سال‌های اخیر تا ابتدای امسال سخنان او را به صورتی گسترده پوشش می‌دادند.

در نهایت خبرنگار انصاف نیوز نتوانست کسب اطلاع کند که آیا شایعات درباره‌ی آیت الله روح الله قرهی صحت دارد یا خیر؟


تکمیلی در جمعه ۳ اسفند ۹۷:

«غیبت آیت الله قرهی به دلیل بیماری است»
توضیح مدیر پایگاه اطلاع رسانی حوزه امام مهدی ع

مدیر پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه امام مهدی (ع) درباره‌ی خبر «آیت الله قرهی کجاست؟» گفت: در سال گذشته مشکل شیمیایی آیت الله قرهی بالا گرفت و در بیمارستان بستری شدند. در این میان ستون فقرات ایشان هم مشکل پیدا کرد؛ تا دو ماه بعد از عید در بیمارستان بستری بودند، به خانه منتقل شدند و در استراحت مطلق به سر می‌برند.

علی هادیان وکیل و مدیر پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه امام مهدی (ع) در گفت‌وگو با خبرنگار انصاف نیوز افزود: آیت الله قرهی در حوزه‌ی امام مهدی (ع) مدرس فقه و اصول بودند. با وجود این همه سابقه‌ی ایشان، بعضی‌ها ذهن‌ها را خراب می‌کنند. الان هم حوزه‌ای دیگر نیست و فقط مسجدی است که بچه‌های حوزه در آن فعالیت می‌کنند.

او درباره‌ی اینکه «جبهه‌ی پایداری را نمی‌توان به حاج آقا نسبت داد»، گفت: در دوره‌ی اولی که احمدی نژاد کاندید شد، آیت الله به خاطر مردمی بودن احمدی نژاد گفت از او حمایت کنیم تا رای بیاورد. حالا شما بعد از ۸ سال از آقای رسایی احوال حاج آقا را می‌گیرید. او یکبار هم پای خود را در حوزه نگذاشته است و معلوم است که خبر ندارد.


توضیح در ساعت ۱:۲۶ بعدازظهر جمعه:

با عرض پوزش از مخاطبان، بخشی از گفت‌وگو با آقای هادیان درباره‌ی عناوین شایعات انتسابی پس از انتشار به درخواست ایشان تغییر داده شد. فایل صوتی گفت‌وگو در انصاف نیوز موجود است.

انتهای پیام

No responses yet

Feb 22 2019

قاسم سلیمانی: ایران انتقام حمله به اتوبوس سپاه را خواهد گرفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در یک سخنرانی از “نفوذ پول سعودی” در پاکستان گفت و آن را عاملی برای “از هم پاشاندن پاکستان” دانست. او تاکید کرد ایران انتقام حمله به اتوبوس سپاه را از عاملان آن می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، روز پنج‌شنبه دوم اسفند (۲۱ فوریه) در یک سخنرانی در بابل گفت: «جمهوری اسلامی انتقام خود را از مزدوران حادثه خونین در زاهدان خواهد گرفت و حتما این گروه خبیث را در هر نقطه‌ای از کره خاکی بیابیم حمله خواهیم کرد.»

اشاره او به حمله اخیر به اتوبوس نیروهای سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان بود که گروه جیش‌العدل مسئولیت آن را بر عهده گرفت.

او خطاب به پاکستان گفت: «ما تصور می‌کردیم پاکستان، ایران را عمق استراتژی خود قرار داده و عمق استراتژی پاکستان، جمهوری اسلامی است. در دیدارها با مقامات این کشور همواره تاکید کردیم که به پاکستان و نقش پاکستان در منطقه کمک کنیم و از دولت پاکستان سئوال داریم که این تذهبون به کجا می‌روید. همسایه کناری شما هند امسال مرکز انفجاری کشور خود را پاکستان می‌دهد و مهم‌ترین معضل ناامنی افغانستان، پاکستان است. آیا امروز نوبت ایران رسیده است.»

قاسم سلیمانی از “نفوذ پول سعودی” در پاکستان سخن گفت که به گفته او هدفش “از هم پاشاندن پاکستان” است. او تاکید کرد: «دولت و ارتش پاکستان نباید اجازه دهند که با چند میلیارد دلار دولت آدم‌کش سعودی که با شدت خباثت یک انسان را سوزانده، با پول خود بخواهد پاکستان را با همسایگان خود درگیر کند. پاکستان کشور دوست ماست و کسی نباید ایران را امتحان کند.»

روز ۲۴ بهمن و در جریان حمله به اتوبوس کارکنان سپاه پاسداران در مسیر خاش به زاهدان ۲۷ تن از سرنشینان اتوبوس کشته شدند. مسئولیت این حمله را گروه جیش‌العدل بر عهده گرفت. پس از چند روز حکومت ایران اعلام کرد که عامل حمله فردی اهل پاکستان به نام حافظ محمدعلی بوده است.

No responses yet

Feb 22 2019

راکد شدن بازارهای ایران در سایه نوسانات شدید بهای دلار و طلا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: رسانه‌های ایران از افزایش مجدد بهای دلار و سکه در بازارها خبر داده‌اند. گفته می‌شود که بهای سکه افزایش عجیبی داشته است. از سوی دیگر، خرید و فروش ارز و سکه به حالت راکد درآمده است. نگاهی به هفته پرتلاطم بازارهای ایران.

افزایش بهای سکه و همچنین بهای دلار و سایر ارزهای خارجی در بازار ایران، بار دیگر به نگرانی‌های برخاسته از نوسانات کنترل نشده بازارهای ایران دامن زده است.

سایت “خبرآنلاین” روز دوم اسفند (۲۱ فوریه) درباره افزایش بهای دلار و سکه در بازارهای داخلی ایران نوشت: «بازارهای ایران هفته پرتلاطمی را پشت سر گذاشتند. رشد قیمت ارز در کنار افزایش عجیب قیمت سکه، زمینه را برای توقف معاملات در بازارها ایجاد کرد.»

پرسشی که ذهن مردم و همچنین مسئولان را به خود جلب کرده است این است که آیا تلاطم هفته جاری ادامه خواهد یافت یا دولت و بانک مرکزی قادر به کنترل و مهار نوسانات می‌شوند.

برخی از نمایندگان اصول‌گرا نیز از فرصت پیش‌آمده بهره گرفته و مجددا علیه پیوستن ایران به FATF (گروه ویژه اقدام مالی) سخن گفته‌اند.

توضیحات رئیس کل بانک مرکزی در مورد نوسانات بازار ارز در روزهای اخیر pic.twitter.com/iG2Img8kcQ

— پاد (@PadDolat) February 21, 2019

به عنوان نمونه، محمد دهقان، نایب رئیس فراکسیون نمایندگان ولایی در مجلس شورای اسلامی گفته است: «کدام آدم عاقلی در حالی که کشور مشکلات ارزی دارد واردات دلار را ممنوع می‌کند؟»

این نماینده اصول‌گرا مدعی شده است که اجرای الزامات FATF باعث آن شده بود که بهای دلار در بازارهای داخل کشور به ۱۹ هزار تومان برسد.

کارشناسان مسائل اقتصادی ایران بارها به زیان‌های ناشی از عدم پیوستن ایران به گروه ویژه اقدام مالی سخن گفته‌اند. از جمله زیان‌های ناشی از این سیاست می‌توان به دشواری‌های بهره گرفتن از راهکار مالی اروپا، اینس‌تکس اشاره کرد.

راکد شدن بازار

“خبرآنلاین” در گزارشی که از معاملات سکه و ارز در میدان فردوسی و سبزه‌میدان منتشر کرده خبر از توقف کامل خرید و فروش سکه و ارز داده است. خبرنگار این سایت در این باره نوشته است: «حجم معاملات سکه در بازار به صفر رسیده است و کمتر کسی حاضر به خرید و فروش سکه و طلاست.»

بهای سکه روز چهارشنبه یک اسفند از مرز چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان عبور کرد. فاصله بهای خرید و فروش سکه در همان روز بین یکصد هزار تومان تا یکصد و هشتاد هزار تومان نوسان داشت.

ابراهیم محمدولی، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران درباره رکود حاکم بر خرید و فروش سکه به خبرنگار سایت یاد شده گفته است: «با این قیمت‌ها کمتر کسی ریسک خرید و فروش را به جان می‌خرد.»

بهای دلار نیز از مرز ۱۳ هزار تومان گذشته و بین ۱۳ تا ۱۴ هزار تومان خرید و فروش می‌شود. جو حاکم بر بازارهای سکه و ارز حکایت از نگرانی از بالا رفتن مجدد بهای دلار و طلا دارد.

خبرنگار “خبرآنلاین” درباره نحوه عملکرد صرافی‌ها نوشته است: «وقتی [دلالان] با سئوالی در خصوص قیمت دلار روبرو می‌شدند، ابتدا تلفنی استعلام می‌کردند و بعد قیمتی بین ۱۳ تا ۱۴ هزار تومان را می‌گفتند. اما تاکید داشتند این قیمت فعلی است و اگر بخواهید یک ساعت دیگر برگردید، بی‌تردید قیمت‌ها بالا خواهد رفت.»

Iran iranische Währung Rial und Dollar (tejaratnews)

روند صعودی نرخ تورم

از سوی دیگر بر اساس آمار رسمی که از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده است نرخ تورم در ماه بهمن سال جاری در بازه زمانی ۱۲ ماهه به ۲۴ درصد رسیده است.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران “ایرنا” روز پنجشنبه دوم اسفند به نقل از مرکز آمار ایران نرخ تورم ماه بهمن را در قیاس با ماه پیش از آن حدود سه درصد اعلام کرد.

مرکز آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران، بیشترین میزان تورم سال گذشته را در بخش “خوارکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات” اعلام کرده‌است.

بر اساس خبر منتشر شده از سوی “ایرنا”، بهای کالاهای گروه یاد شده در بهمن سال جاری در قیاس با بهمن سال گذشته، رشدی بیش از ۶۴ درصد داشته است. همین گزارش حاکی از آن است که بهای “کالاهای غیرخوراکی” در بازه زمانی یاد شده رشدی در حدود ۳۳ درصد داشته است.

تحلیل رئیس کل بانک مرکزی ایران

در این میان رئیس کل بانک مرکزی ایران هم ضمن تایید افزایش قیمت دلار، مصوبه دولت در آزادی ورود کالا از مرزها را عامل این افزایش دانسته است. او در اینستاگرام خود نوشته است: «یک دلیل برمی‌گردد به مصوبه آزادی ورود ده‌ها قلم کالا از طریق مرزنشینان و ملوانان. در شرایط تحریم و محدودیت های ارزی، این دسته از تصمیمات، واردات اجناس غیر ضرور در موقعیت زمانی تحریم را افزایش داده و قطعا موجب افزایش تقاضای ارز در سلیمانیه، دبی و هرات…. و متعاقب آن در بازار ایران شده است.»

همتی وضعیت روانی ناشی از عدم تصویب لوایح مربوط به FATF و ابهام در مورد تمدید تصمیم اجلاس جاری این گروه در مورد حذف یا واردکردن ایران به فهرست سیاه را نیز بی‌تاثیر ندانسته است، هر چند که پیش‌بینی کرده دوباره ایران از خطر ورود به فهرست سیاه تا اطلاع ثانوی در امان بماند.

از هیئت محترم وزیران با فوریت، تجدید نظر در این مصوبه را خواهم خواست. باید روش دیگری برای این کار یافت.

امروز ثبات بازار ارز برای کشور امری بسیار ضروری است. البته عامل مهم روانی اجلاس هم مزید بر علت شده است. که البته، اطلاعات دریافتی حاکی است در این مقطع نیز احتمال تمدید تعلیق زیاد است.

No responses yet

Feb 21 2019

وقتی که ترویج زورکی حجاب خطرناک می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر


گویانیوز: در برابر گشت ارشاد تا کنون شاهد دو نوع واکنش از سوی مردم بوده ایم:

1 – برای سال های متمادی، زنان و دخترانی که از نظر مأموران بدحجاب شناخته می شدند و توسط گشت های ارشاد جلب می شدند، به حکم پلیس تمکین می کردند. مردم نیز صرفاً نظاره گر بودند.

2 – گزارش های متعددی وجود دارد که در سال های اخیر تعداد زیادی از زنان و دختران از دستور پلیس برای سوار شدن بر ون های گشت ارشاد امتناع کرده و حتی گاه کار به نزاع و داد و فریاد هم کشیده شده است. با این حال در اغلب موارد مردم از کنار ماجرا عبور کرده اند.

اما آنچه اخیراً در نارمک (شرق تهران) رخ داده، هشداری است مبنی بر این که ماجرای گشت ارشاد وارد فاز جدیدی شده یا در آستانه آن قرار دارد و آن، مداخله مردم است.

روایت پلیس از این ماجرا را بخوانید:

«ماموران گشت امنیت اخلاقی به 2 خانم جوان که پوشش و حجاب مناسبی نداشتند تذکر دادند که بعد از چند دقیقه تعدادی از شهروندان دور آنان جمع شدند تا مانع انتقال آن 2 خانم شوند. در این میان چند جوان در کار پلیس اخلال ایجاد کردند و ماموران نیز برای متفرق کردن افراد، مجبور به شلیک هوایی شدند. در این ماجرا درِ خودروی ون از جا کنده شد و نهایتاً با پیاده شدن دو خانم از خودرو، مردم نیز متفرق شدند و موضوع خاتمه پیدا کرد.»

پیشتر نیز نوشتیم و اکنون نیز تأکید می کنیم که اصل حجاب به عنوان دستوری شرعی از ضروریات دین است اما معطل گذاشتن ظرفیت های فرهنگی و دینی برای کار فکری و فرهنگی و واگذاشتن امور به قوه قهریه پلیس، نه تنها نمی تواند مروج احکام دین و از جمله حجاب باشد بلکه موجد بدبینی و موجب نقض غرض خواهد بود.

آزموده را آزمودن خطاست؛ هم اکنون قریب به 40 سال است که روش های پلیسی برای گسترش حجاب در جامعه پیگیری می شود ولی انصاف بداریم که با این روش ها، آیا وضع حجاب بهتر شده یا بدتر؟

و اساساً ترویج حجاب به عنوان یک امر دینی وظیفه روحانیون و نهادهای فرهنگی است یا درجه داران و افسران پلیس؟!

اما گذشته از تکرار مکررات، آنچه در ماجرای نارمک هشدار دهنده است این که ممکن است اتفاقات مشابه باز هم رخ دهد و مشکلات بزرگ تری از چند تار مو یا لباس خانم ها برای نظام ایجاد کند.

این که مردم به پلیس حمله کنند و در روز روشن درِ خودروی پلیس را از جا بکَنند و پلیس هم مجبور باشد شلیک هوایی کند، اول از همه برای اقتدار پلیس خوب نیست، پلیسی که در کنار نقدهایی که به آن داریم منصفانه باید گفت برای امنیت شهرها، روستاها و جاده هایمان بسیار تلاش می کند و شکست اقتدارش یعنی تزلزل امنیت مردم. بنابر این نباید زمینه تکرار ماجرای نارمک همچنان فراهم باشد.

راستی اگر پلیس همچنان بخواهد به روش ناموفق گشت ارشاد، ادامه دهد و مردم نیز ماجرای نارمک را تکرار کنند، چه پایانی بر این قضایا متصور خواهد بود؟

نکته اینجاست که مردم به ستوه آمده از فشارهای اقتصادی ممکن است نه بر سر مسأله حجاب که به خاطر فشارهای معیشتی بخواهند خشم و اعتراض خود را بر سر گشت ارشاد و ون پلیس خالی کنند و ای بسا کار به جاهای باریک بکشد. فراموش نکنیم که بهار عربی در تونس زمانی آغاز شد که مأموران شهرداری “سیدی بوزید” – یکی از شهرهای کوچک و کم برخوردار تونس – کوشیدند بساط یک دستفروش به نام “بوعزیزی” را جمع کنند و او خود را به آتش کشید و مردم خشمگین شدند و … .

به نظر می رسد هم از منظر امنیتی و هم از نظر روشی، زمان آن رسیده است که تجدید نظر اساسی در زمینه گشت ارشاد صورت گیرد و اگر قرار است اشخاص حقیقی و حقوقی در این زمینه پاسخگو باشند، این نهادهای دینی و فرهنگی اند که با آن همه بودجه و وظیفه ذاتی که دارند باید پاسخ عملکردشان را بدهند نه این که پلیس با آن همه وظیفه دیگر – از مرزبانی و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا دستگیری سارقان و برخورد با اوباش – درگیر این موضوع هم باشد و بر نارضایتی ها بیفزاید.

No responses yet

Feb 21 2019

اداره اطلاعات شوش از خانواده‌های بخشی و قلیان خواست اطلاع‌رسانی نکنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری


رادیوفردا: اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی

اداره اطلاعات شوش با احضار خانواده‌های اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی، از آنها خواست در مورد این دو فعال کارگری و مدنی زندانی، اطلاع‌رسانی نکنند.

بر اساس گزارش‌ها، احضار خانواده‌های بخشی و قلیان به صورت تلفنی انجام شد و مأموران اداره اطلاعات شوش ضمن تهدید آنها، ترغیب‌شان کردند که در مورد آنها سکوت کنند.

پیش از این کانال مستقل کارگران هفت‌تپه اعلام کرده بود که وزارت اطلاعات در حال تهیه اعترافات تلویزیونی اجباری دیگری از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان است.

آقای بخشی و خانم قلیان که در آبان ماه بازداشت شدند، پس از آزادی اعلام کردند که تحت شکنجه مجبور به اعترافات تلویزیونی شده‌اند. در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی با استناد به گزارش وزارت اطلاعات که آقای بخشی از آن شکایت کرده‌است، موضوع شکنجه را تکذیب کردند. پس از آن، این دو تن روز سی‌ام دی ماه و با شکایت وزیر اطلاعات بازداشت شدند.

No responses yet

Feb 20 2019

فیروز شیروانلو؛ از اتهام ‘ترور محمدرضا شاه’ تا شنل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,بدون دسته بندی,سیاسی,هنر


بی‌بی‌سی: علی اکبر صادقی و فیروز شیروانلو”فیروز شیروانلو از آن جان‌های شیفته‌ای بود که در چند دهه‌ اخیر کمتر نظیرش را یافتیم. چه سخت کوش بود و چه پرطاقت. جدی بود بی آنکه عبوس باشد. آرام بود اما چه در تلاطم، پرشور. بلند بالا بود و آراسته و مطمئن به نفس علمی که در سینه داشت. از اسلاف آنان بود که نیتی دارند و به دنیا آمده‌اند تا کاری را به انجام برسانند. صاحب رسالتی بود که زمان و مکان و ملاحظات کوتاه اعتبار را به چیزی نمی‌گرفت، باری داشت که باید به مقصد می‌رساند با هر وسیله‌ای.”

فیروز شیروانلو که از او به عنوان یکی از معماران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نام برده و یاد می شود یکی از افراد این نسل بود که آیدین آغداشلو در سوگش چنین نوشته است.

سرخ‌ های زرد

شیروانلو که متولد ۱۳۱۷ در مشهد بود برای ادامه تحصیل در اواخر دهه سی به لیدز در انگلستان رفت و آنجا بود که با جوانان مارکسیستی که از شوروی رو گردان و به چین متمایل شده بودند از جمله محسن رضوانی و پرویز نیکخواه آشنا شد.

آن سال‌ها، سال‌های اوج اختلاف چین و روسیه در اردگاه سرخ بود و بسیاری از مارکسیستها با توجه به سرنوشت حزب توده از شوروی رویگردان شده بودند و حزب کمونیست برادر به دیگر سو چشم دوخته بودند. نگاهی که در آغاز به پکن چشم دوخت و در انتها به تیرانا و حزب کمونیست آلبانی ختم شد. شیروانلو تا دبیرکلی اتحادیه دانشجویان انگلستان پیش رفت و پیش از بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۴ شخصیت شناخته شده‌ای در کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی بود که در روزهای اوجش و در تمامی کشور های غربی علیه شاه فعالیتی گسترده و شدید داشت.

در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود

ترور محمدرضا پهلوی

شیروانلو پس از بازگشت به ایران در انتشارات فرانکلین به عنوان مدیر هنری مشغول به کار شد. همزمان به همراه نیکخواه و تعدادی دیگر از منتقدان حکومت پهلوی به مطالعه و تحقیق درباره چگونگی آغاز جنبشی فراگیر و شورشی ضد سلطنتی در پاتوق های روشنفکری آن روزهای تهران پرداخت.

انتشارات فرانکلین که در آن دوران تصویر سازی کتاب را با هنرمندانی چون پرویز کلانتری و نورالدین زرین کلک آغاز کرده بود، با دعوت آراپیک باغداساریان و فرشید مثقالی از سوی شیروانلو برای طراحی مجله “پیک” گام دیگری به جلو برداشت. زرین کلک شیروانلوی آن روزها را جوانی “خوش لباس و قیافه” و “مودب” به یاد می آورد که با “آداب‌دانی” و “روشنفکری‌اش” بقیه را مجذوب خود می‌کرد.

در همین روزهاست که ناگهان خبر می‌رسد محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سربازی به نام رضا شمس آبادی ترور شده اما خبر بعدی برای بسیاری از هنرمندان و روشنفکران بخصوص دوستان شیروانلو تکان دهنده تر است، اینکه نام او در کنار پرویز نیکخواه، احمد منصوری تهرانی، احمد کامرانی، محسن رسولی و منصور پورکاشانی به‌ عنوان متهمان این پرونده دیده می‌شود. ارتباط ترور شاه و این جمع پس از سال‌ها هنوز در هاله‌ای از ابهام است. دستگیری عده‌ای که دارای عقاید مارکسیستی و منتقد حکومت بودند که طرح‌هایشان در حد محافل روشنفکری بود اما هیچگاه به آن درجه از سازماندهی که به طراحی ترور شاه منجر شود، نرسیده بود. به نظرمی‌رسد این هم سناریویی مانند طرح ترور ولیعهد در حدود یک دهه بعد بود که به دستگیری تعدادی هنرمندان و روشنفکران چپ منتقد حکومت پهلوی منجر و به دادگاه گلسرخی و دانشیان ختم شد.

پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک در کتاب “در دامگه حادثه” درباره ترور شاه می گوید: “شاه پس از دیدن یکی از رهبران اصلی گروه به اسم منصوری تهرانی متقاعد نشده بود که این توطئه به وسیله منصوری و کامرانی صورت گرفته و می بایست سیاست هایی دنبال آن بوده باشند. دکتر اقبال به من گفت اعلیحضرت گفته بودند نفهمیدیم این تیرها بالاخره از کجا به طرف ما شلیک شد. من به دکتر گفتم واقعیت همین است که کشف شده است. دکتر اقبال گفت مطلقا معتقد نیست که این تیرها را این افراد خودشان زده اند و فکر می کند کار روس‌ها یا انگلیسی‌ها بوده است.”

دادگاه دو نفر از این افراد را به اعدام و بقیه را به حبس های کوتاه و بلند محکوم می‌کند و پس از درخواست عفو و تجدید نظر‌خواهی احکام بعضی تعدیل و برخی افزایش پیدا می‌کند از جمله شیروانلو که حکم یک ساله‌اش، پنج‌ساله می‌شود و نیکخواه که حکم حبس ابدش به ده سال حبس تقلیل می‌یاید.

در سال‌های بعد همه‌ آن‌ها به جز احمد منصوری که حتی در حضور شاه هم به دست داشتن در ترور اصرار داشت، از زندان آزاد شدند و برخی هم به مراکز دولتی و حکومتی مانند رادیو و تلویزیون و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان راه یافتند.

سازدهنی امیر نادری از فیلم های ساخته شده در کانون است

شنل شیروانلو

فیروز شیروانلو پس از رهایی از زندان مرکز نشر نگاره را برای کارهای تبلیغاتی راه اندازی می کند و از افرادی مانند عباس کیارستمی و احمدرضا احمدی و فرشید مثقالی و فریده فرجام و نیکزاد نجومی دعوت به کار می‌کند و در این ایام است که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دعوت می‌شود.

لیلی امیرارجمند رییس کانون درباره راه اندازی انتشارات کانون می گوید: “اولین مرحله بعد از تاسیس کتابخانه‌ها، ایجاد بخش انتشارات کانون و امکاناتی برای تولید و نشرکتاب بود که با انتشار همان اولین کتابی که توسط علیاحضرت [فرح پهلوی] ترجمه و طراحی شده بود ، آغاز شد. درآن زمان آقای فیروز شیروانلو که از طرف انتشارات فرانکلین به ما معرفی شده بود به کانون آمد و بخش انتشارات را به دست گرفت.”

خانم امیرارجمند با اشاره به این‌که هیچ اطلاعی از سوابق سیاسی شیروانلو نداشته می‌گوید:”او که تجربیات زیادی در زمینه چاپ کتاب داشت و با اکثر نویسندگان و دست اندرکاران آشنایی داشت، امکاناتی به وجود می‌آورد که من با این افراد آشنا شوم.”

نورالدین زرین کلک درباره حضور شیروانلو در کانون می گوید: “هرچند این یک کار دسته جمعی محسوب می شد، اما در واقع فیروز شیروانلو بود که کانون را به شکلی که ما امروز می شناسیم درآورد.”

بنا بر گفته آقای زرین کلک درسال ۱۳۴۸ فیروز شیروانلو با ایجاد مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را متحول ساخت: “استخدام نخبگان کار شیروانلو بود. او نفر دوم کانون و در کنار خانم لیلی امیرارجمند – مدیر عامل – موتور حرکت آن به شمار می رفت. آشنایی من با او پیش تر و از انتشارات فرانکلین شروع شده بود.”

بیشتر بخوانید:

  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ پنجاه سال فعالیت فرهنگی
  • روایت نورالدین زرین‌کلک از کانون پرورش فکری کودکان و نوجونان
  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ ده فیلم، ده سینماگر
  • ناصر زراعتی: عباس کیارستمی فرزند کانون پرورش فکری بود
  • امیر نادری به روایت امیر نادری

در این دوران او برای جان دادن به ادبیات کودکان به سراغ شاعران و نویسندگانی چون م. آزاد، سیروس طاهباز و نادر ابراهیمی می‌رود و برای طراحی آثار به سراغ هنرمندانی چون کیارستمی، مثقالی و نیکزاد نجومی؛ که نتیجه‌اش می شود آثار ماندگاری چون: من حرفی دارم که فقط شما بچه‌ها باور می‌کنید از احمدرضا احمدی؛ حقیقت و مرد دانا از بهرام بیضایی؛ گمشده‌ دریای غلامحسین ساعدی؛ بعد از زمستان در آبادی مای سیاوش کسرائی و گل اومد، بهار اومد منوچهر نیستانی.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو ی صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جوایز جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد.

گام بعدی شیروانلو راه اندازی موسسه‌ سینمایی کانون آن هم با یک ابتکار جالب بود. محمدرضا اصلانی در این‌باره می گوید: “این مرکز با بودجه خصوصی و اعتبار شخصی شیروانلو ایجاد شد و او با دعوت از سیرک مسکو از درآمد آن، صندوقی برای بخش سینمایی کانون ایجاد کرد.” به نظر اصلانی “اولین تجربه‌های فیلم کوتاه کودکان در این مرکز و تحت تاثیر سینمای اروپای شرقی جان گرفت و حتی کارگردانانی مانند امیر نادری که در سینمای تجاری موفق بودند، با آمدن به کانون وجهه فرهنگیشان پررنگ شد.” امیر نادری در گفتگویی در برنامه تماشای بی بی سی فارسی می‌گوید:”فیروز شیروانلو به نوعی افرادی همچون من، عباس کیارستمی، بهرام بیضایی و بسیاری دیگر را حمایت کرد و ما انگار از زیر شنل او به سینما وارد شدیم.”

آغاز این راه “نان و کوچه” کیارستمی و “عمو سبیلوی” بیضایی و “بدبده” اصلانی است و ادامه اش تا “خانه دوست کجاست” کیارستمی و “دونده” نادری و “کلید” ابراهیم فروزش می رسد. سبک سینمایی که بر سینمای پس از انقلاب ایران مهرش را به تایید و تعدد بارها زده است.

فیروز شیروانلو به همراه همسرش

پلی بین دو جهان

شیروانلو پس از مدتی از کانون راهی دفتر فرح پهلوی می‌شود و ریاست واحد هنری آن جا را برعهده می گیرد.. برخی این رفتن را به جبر و برخی آن را ترفیع جایگاه شیروانلو می دانند.

آغداشلو درباره رفتنش می گوید: “کانون اگر کانون شد به میزان زیادی به خاطر مدیریت کوتاه او بود. هسته مرکزی کارکنانش را تشکیل داد و از دعوت مخالفین دستگاه هم باکی نداشت. آدم حسابی می‌خواست و کار خوب. حیف که شغلش پایدار نماند.”

احمدرضا احمدی می گوید: “دیگر ساواک کانون را نشانه گرفته بود و کنترل خیلی عجیب‌وغریب بود. در کتاب من حرفی دارم … دیوارهای باغی نقاشی شده بود. شیروانلو را برای همین بردند ساواک. می‌گفتند می‌خواستید کاخ مرمر را مسخره کنید. از یک موقعی به بعد، کانون رفت زیر ذره‌بین. دوسه تا گروه چریکی هم در کانون بودند که آن‌ها را گرفتند.”

در دفتر مخصوص فرح شیروانلو در راه اندازی موزه‌های رضا عباسی، فرش، آبگینه و هنرهای معاصر نقش مهمی ایفا می کند و با تخصیص بودجه و خرید آثار هنرمندان جوان برای این موزه‌های تازه تاسیس، به آن ها کمک می کند. همسو با آن شروع به خرید آثار هنری جهانی برای موزه‌ها می‌کند و با فرستادن هنرمندان ایرانی و کارهایشان به خارج از کشور تلاش می‌کند پلی دو سویه بین هنر ایرانی و جهانی برقرار کند.

نمایشگاه هنرمندان معاصر ایرانی در شهر بال سویس را برپا می کند که در کاتالوگ آن می توان نام همه هنرمندان مهم معاصر ایرانی را دید.

از دیگر کتاب‌های یه یادگار مانده از این دوران کتاب ماهی سیاه کوچولو نوشته صمد بهرنگی با تصویرسازی مثقالی است که با گرفتن جایزه جشنواره های بولونیا و براتیسلاوا تصویرگری ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرد

از نیاوران تا نیما و عشق به زبان فارسی

آخر خط تلاش‌های شیراوانلو یا به قول آغداشلو “دور باطل نفس نفس زدن هایش” فرهنگسرای نیاوران است. او که ابه نهادسازی اعتقاد دارد سعی می کند آن جا را به پاتوقی برای جوانان اهل فرهنگ و هنر از سویی و کارگاه های آموزشی از سویی دیگر تبدیل کند.

شیروانلو درباره ایجاد فرهنگسرای نیاوران گفته بود: “فرهنگسرا برپا شده است تا برنامه های فرهنگی و هنری به مردم ارائه بدهد. به کلام ساده مردم باید جایی داشته باشند تا بطور یکسان از تئاتر و موسیقی و نمایشگاه استفاده کنند.”

اما مدیریت این جا هم دیری نپایید و با آنکه او و همکارانش همراه انقلاب نام فرهنگسرا را از نیاوران به نیما تغییر دادند اما موج برآمده از خیزش مردم او را در روزهای پس از انقلاب خانه‌نشین کرد و پس از چندی به همراه همسرش با چند چرخ خیاطی به تولید لباس و پوشاک پرداخت.

در روزهای تلخ و سخت دهه ۶۰ کار کتاب را که از زندان و با ترجمه “شناخت هنر” ارنست فیشر و بعدها ترجمه “هنر نگارگری” بازیل گری آغاز و ادامه داده بود با تلاش برای تدوین فرهنگ علوم اجتماعی و ترجمه “زبان دری” سهیل افنان ادامه داد که اعتقاد داشت زبان و پویایی اش به رشد فرهنگی یک جامعه کمک می کند. همچنین درگیر واژه نامه هایی دیگر شد که به سرانجام نرسیدند و در دهمین سالگرد انقلاب و در آخرین روز بهمن ۶۷ از جهان رفت و به قول آغداشلو: “زندگی کوتاه پنجاه ساله‌اش مالامال شد از رنجی عظیم که بی‌قدردان ماند.”

احمدرضا احمدی در سوگش نوشت:‌ “مرا یاد است آن هنگام که باران در خیابان بود و هنوز پیاده‌روها مه صبحگاهی و دود شهر تهران را به تن داشتند. من و آیدین، در کوچه‌ پشت بیمارستان ساسان تهران، تو را در آمبولانس نهادیم. من ایستاده بودم و بر شانه‌های آیدین گریه می‌کردم. دو گیتی بر سرم آوار بود.”

No responses yet

Feb 20 2019

آغاز کارزار جهانی آمریکا برای رفع جرم از همجنس‌گرایی، با اشاره به اعدام اخیر در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: شامگاه سه‌شنبه کارزار جهانی دولت ترامپ برای مقابله با مجرم شناختن همجنسگرایی در چندین کشور جهان کلید خورد.

مقام‌های آمریکایی با اعلام این خبر به شبکه ان‌بی‌سی گفتند که این تصمیم از جمله پس از آن گرفته شده‌است که یک جوان همجنس‌گرا در ایران به تازگی اعدام شد.

بنابراین گزارش، هدایت این کارزار را ریچارد گرنل، سفیر ایالات متحده در آلمان برعهده دارد. او بلندپایه‌ترین مقام دولت ترامپ است که همجنس‌گرا بودن خود را صریحاً بیان می‌کند.

این کارزار شامگاه سه‌شنبه در برلین آغاز به کار کرد و بدین منظور سفارت ایالات متحده کنشگران حقوق دگرباشان را از سراسر اروپا برای «شام استراتژیک «به برلین دعوت کرده‌است تا برای رفع جرم از همجنس‌گرایی در ده‌ها کشور که بیشترشان در خاورمیانه، آفریقا و کارائیب قرار دارند چاره‌یابی کنند.

از جمله کشورهایی که حقوق همجنس‌گرایان را نادیده می‌گیرد، جمهوری اسلامی ایران است. مقامات جمهوری اسلامی معمولاً همجنس‌گرایی را یک انحراف جنسی می‌خوانند و منکر وجود همجنس‌گرایان در ایران می‌شوند، از جمله محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، در سفر سال ۱۳۸۶ خود به نیویورک، در دانشگاه کلمبیا گفت: «ما در کشورمان مانند کشور شما همجنس‌بازنداریم».

با این وجود، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خردادماه ۹۳ با انتشار گزارشی، از تحقیق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش‌آموز ایرانی خبر داد که بر اساس آن ۱۷٫۵ درصد دانش‌آموزان همجنس‌گرا بودند و ۷۴ درصد نیز با جنس مخالف رابطه جنسی داشته‌اند.

ریچارد گرنل ماه گذشته در واکنش به اعدام یک همجنس‌گرا در ایران آن را یک هشدار برای هر کسی دانسته بود که از حقوق ابتدایی بشر حمایت می‌کند.

ماه پیش آقای گرنل در نشریه بیل نوشت: این اولین بار نیست که رژیم جمهوری اسلامی یک مرد همجنس‌گرا را به بهانه‌های واهی اعدام می‌کند و متأسفانه آخرین بار هم نیست.

او گفته بود سیاستمداران، سازمان ملل متحد و دولت‌های دموکرات، دیپلمات‌ها و مردم خوب در هر جایی باید بلند و رسا دربارهٔ این مشکل سخن بگویند.

ان‌بی‌سی در گزارش خود نوشت: «گفت‌وگو دربارهٔ مشکلات حقوق بشر در ایران یکی از موضوعاتی است که از حمایت گسترده در اروپا برخوردار است و می‌تواند به اروپا و آمریکا کمک کند تا دربارهٔ ایران بیشتر به هم نزدیک شوند.»

ریچارد گرنل به عنوان نماینده دونالد ترامپ در ماه‌های اخیر تلاش زیادی انجام داده تا کشورهای اروپایی را به خروج از برجام و فشار و تحریم بیشتر تهران تشویق کند. هرچند دولت ترامپ در همراهی این کشورهای اروپایی برای فشار بر برنامه موشکی ایران موفق بوده اما آنها همچنان در توافق هسته‌ای با ایران هستند و تلاش‌هایی برای حفظ روابط اقتصادی داشته‌اند.

ان‌بی‌سی در گزارش خود اشاره کرده در حالی فشار بر ایران دربارهٔ نقض حقوق همجنسگرایان افزایش یافته که برخی کشورهای عرب نیز به حقوق آنها بی‌توجه هستند.

کشورهای منطقه خاورمیانه، آفریقا و حوزه کارائیب که همچنان همجنس‌گرایی را غیرقانونی می‌دانند، در کانون این تلاش دولت ترامپ قرار دارند.

یک مقام آمریکایی درگیر برنامه‌ریزی این رویداد می‌گوید: «این نگران‌کننده است که در قرن بیست و یکم، حدود ۷۰ کشور قوانینی دارند که دگرباشی جنسی را جرم دانسته و مجازات می‌کنند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .