اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for April, 2019

Apr 18 2019

وحشی ها در ایران چه می کنند؟ محمد نوریزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حوادث,خیانت,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: یک: مجلس شورای اسلامی، دستمالی است که هم باید بر قپه های روی دوش سرداران سپاه برق بیندازد و هم غبار از عمامه ی آسدعلی بروبد، وگرنه نماینده اگر نماینده بود، بر می خروشید که: ورود نظامیان دیگر کشورها، به داخل کشور، آنهم در شرایط خاص و خاص و خاص، باید با اجازه ی رسمیِ نمایندگان مجلس باشد!

دو: وحشی های عراقی و لبنانی که از دکمه های لباس شان، تا عروسک بچه هایشان، تا النگوهای همسرانشان، تا گنبدها و گلدسته ها و ضریح مطلای عتبات عالیاتشان، تا نیروگاه و استادیوم ورزشی و بیمارستان و خیابان هایشان، تا حقوق ماهیانه ی آمیخته به اضافه کارشان، و تا اتومبیل های شیک زیر پایشان از پول های دزدیده شده ی مردم ایران است، برای چه به ایران آمده اند؟ و برای چه در خوزستان پرسه می زنند؟ برای کمک به سیل زدگان؟

سه: این وحشی ها قرار است در مناطق سیل زده چه بکنند؟ غذا بپزند؟ غذا پخش کنند؟ بیل بزنند؟ پشت لودر و گریدر و بولدوزر و بیل مکانیکی بنشینند؟ مهندس اند؟ پزشک اند؟ با اطمینان می گویم: هیچکدام. اینان به ایران آمده اند تا بازوی سپاه باشند برای دریدنِ شکمِ مردم در روزهای خشم. خود آسدعلی چندی پیش، سال 98 را سالی حساس بر شمرده بود.

چهار: تحریمهای آمریکا و اروپا و سایر کشورها علیه جمهوری اسلامی و بویژه علیه سپاه و سرداران آدمکش و دزدش، در سال 98 به اوج خود خواهد رسید و بیخ گلوی مفتخواران و ایرانروبان و البته مردم ایران را بیشتر و بیشتر خواهد فشرد. خشم مردم ایران بویژه مردم خوزستان در مشت است. آمیخته به نفرتی غلیظ. نفرتی که طعمش را سرداران ایرانخوار در همین روزهای سیلزدگی با تمام وجود چشیده اند. سیل، شاید تمثیلی از خروش مردم ایران باشد. که اگر بیاید، اگر بیاید، نه عبا می شناسد نه عمامه و نه قپه های درشتِ روی دوش.

پنج: سردار حسین همدانی، برای خواباندن اعتراض های پی در پی مردم در سال 88، بنا به گفته ی خودش، بنا به گفته ی خودش، بنا به گفته ی خودش، نه مگر قمه کش ها و چاقوکش ها را سازماندهی کرد و بجان مردمِ از هر کجا بی خبر انداخت؟ وحشی های عراقی و لبنانی و افغانستانی، دقیقاً همان قمه کش ها و چاقوکش های سردار همدانی اند. در این گردونه، سردار همدانی که به دیار باقی شتافت، نقشش را به سردار آدمکشی چون سلیمانی سپرد. مهم: روفتنِ اعتراضِ مردمِ به تنگ آمده است. به هر شیوه. وگرنه آیا مردم ایران آنقدر خاک بر سر شده اند که جماعتی چون حشدالشعبی عراق و گرسنه های لبنانی به مددشان بیایند و بین شان غذا پخش کنند و احتمالاً بیلی بزنند و کیسه ی خاکی بدوش ببرند؟

شش: من بچشم خود دیده ام که مردم خوزستان بشدت از سپاه و از مسئولان نظام متنفرند و سر به تن هیچکدامشان نمی خواهند. این نفرت، در میان هموطنان عربِ خوزستانی مان که بر سرِ چاههای نفت نشسته اند و در این چهل سال، جز تبعیض و بی پناهی و سرکوب و فقر، از این نظام دژخیم چیزی ندیده و نچشیده اند، دم به دم فزونی می گیرد. در همین روزهای سیلزدگی، خروش مردم سیلزده و اعتراض های بحق شان، که چرا راه آب کرخه را به روی بستر همیشگی اش – هورالعظیم – بسته اید، یکی دو نفر از مردم معترض با شلیک برادران از پای در آمده و کشته شدند. برادران در هورالعظیم، تأسیسات نفتی دایر کرده اند. آب کرخه همیشه در هورالعظیم آرام می گرفت. این بار اما راهش را به کشت و کار و زندگی مردم بی نوای عرب خوزستان برگرداندند تا خللی بر سرمایه گذاری های خودشان داخل نشود.

هفت:این نفرت غلیظ را که در کمین فوران است، با بسیجیان و سپاهیانِ خودِ خوزستان یا سایر استانها نمی شود فرو نشاند. چرا؟ چون بسیجی و سپاهی، همین که نگاه به ریخت معترضان بیندازند، خودشان را و پدر و مادر و خواهر خودشان را در میان آنان می بینند. برای چه اینان را بزنند و بکشند؟ اینجاست که قمه کش ها و چاقوکش های عراقی و لبنانی و افغانستانی، که هیچ احساسی به مردم ایران الا به پولشان ندارند، و جز به دهان سلیمانیِ آدمکش بجایی دیگر نمی نگرند، دست به چاقوها و قمه های مدرن خود می برند. نه تنها مردم، بل کیسه های گونی هم می دانند که سیل و کمک رسانی بهانه است. حضرت آقا نگران سیل خشم مردم است که ای بسا از خوزستان پای بگیرد.
هشت: بند آوردن سیل خشم مردم ایران، راهش، گسیلِ قمه کش های عراقی و لبنانی و افغانستانی به داخل کشور نیست. با قمه و کلت کمر و شوکر و نارنجک اشک آور و زندان و اعدام و رگبار مسلسل اگر جماعتی می توانستند بر سرِ کار بمانند، اکنون، حضرت سیدعلی بر سریرِ خون نمی نشست تا دست به پولهای بی زبان مردم ببرد و به دختران تن فروش ایرانی که ناگزیر به عیاشی عرب های عراقی و دیگر کشورها تن می سپرند بگوید: تقبل الله!

نه: بند آوردنِ سیل خشم مردم خوزستان، یکی – و تنها یکی – از راه هایش به این است که: سید علی خامنه ای و سرداران همینجوری اما ایرانخوارش، در برابر خشم کف به لبِ مردم ایران و بویژه عرب های خوزستان، دو زانو و با ادب بنشینند و بگویند: ما غلط کردیم که در این چهل سال، نفت را از زیر پای شما بیرون کشیدیم و فروختیم و پولش را خرج مالیخولیایی به اسمِ شیعه گستری و خرج خزعبلی به اسم “رهبر مسلمین جهان”ی خودمان کردیم. ما غلط کردیم که نداری و حق شما را ندیدیم اما پول نفت زیر پای شما را بردیم و ریختیم به حوزه ها و بیوت مراجع پوک مغزی که از مردم ایران تنها موی بیرون زده ی دختران و بانوانشان را می بینند. ما غلط کردیم که بیکاری و بیماری و تن فروشی و اعتیاد و بداخلاقی و کینه توزی را به خانه های شما آوردیم. ما غلط کردیم که لقمه را از گلوی عرب های خودمان بیرون کشاندیم و به گلوی عرب های سوریه و لبنان و عراق و یمن فرو تپاندیم. ما غلط کردیم که گفتیم: اگر قرار باشد یا خوزستان از دست ما برود یا سوریه، شده خوزستان را از دست بدهیم، دست از سوریه نمی کشیم!

ده: این که سیدعلی خامنه ای و سرداران آدمکش و دزدش دو زانو در برابر مردم بنشینند و صورت بخاک بمالند و پوزشخواهی کنند، تنها یکی از راه های مواجهه با آتشفشانی است که صدای غرشش، کم کم به گوش می رسد. صدای غرش این آتشفشان و بیرون زدن گدازه هایش که بالا بگیرد، حشدالشعبی های عراق و حزب اللهی های لبنان و فاطمیون افغانستان و مزد بگیرانِ آدمکشی چون سلیمانی و خود سید علی خامنه ای و سرداران ایرانفروشش، در به در بدنبال سوراخی خواهند گشت که آن سوراخ، از نشستن مواد مذاب آتشفشان بر تنِ نرمشان، محافظت کند!

No responses yet

Apr 17 2019

پرسش جنبش عدالت‌خواهی از کلوب‌داری بنیاد مستضعفان در خارج ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


استان‌وایر: در حالی که بنیاد مستضعفان درباره واگذاری املاک خود به محمود احمدی‌نژاد و عزت‌الله ضرغامی سکوت کرده و موضوع کلوب‌داری این بنیاد در خارج ایران خبرساز شده٬ یک عضو شورای شهر تهران خبر داده که سه هزار و ۸۰۰ ملک شهرداری تهران در اختیار «غیر» است.
واگذاری و استفاده افراد حقیقی یا حقوقی از اموال منقول و غیرمنقول نهاد‌های دولتی و حاکمیتی سال‌هاست که رانتی شناخته شده در جمهوری اسلامی است.
استفاده احمدی‌نژاد و ضرغامی از برخی املاک بنیاد مستضعفان ار جمله این موارد است که مسئولان این بنیاد حاضر نیستند در این مورد حرفی بزنند.
علی اسکندری، عضو شورای مرکزی «جنبش عدالتخواه» چند روز پیش در مورد آخرین وضعیت املاکی که بنیاد مستضعفان تحت عنوان دفتر کار در اختیار ضرغامی و احمدی‌نژاد قرار داده٬ اطلاعات تازه‌ای ارائه کرده است و پرده از کلوب‌داری این بنیاد در خارج ایران برداشته است.
اسکندری گفته «ما هیچ پاسخ رسمی و مستقیمی از سوی بنیاد مستضعفان دریافت نکرده‌ایم و علت این اتفاق را عدم وجود استدلال روشن و شفاف از چنین واگذاری‌هایی می‌دانیم.»
وی افزوده «اجازه نخواهیم داد این روحیه نادرست به عادت تبدیل شود که اشخاص مختلف از بیت‌المال مسلمین، بدون سپری کردن سازوکار شفاف و مشخصی برای مسائل شخصی و سیاسی شان استفاده کنند.»
اسکندری اضافه کرده «سوال اصلی ما این است که رانت شخصی و سفارش افراد منتسب به هر نهادی هم در این واگذاری‌ها نقش دارد؟ آیا قرار نیست جبران اشتباه کنند و واگذاری‌های غیر معقول به بیت المال برگردد؟»
این عضو شورای مرکزی «جنبش عدالتخواه» در بخش دیگری از سخنان خود گفته «روش‌های نامناسبی که در {بنیاد مستضعفان} پیش گرفته شده، نظیر حقوق‌های ۱۱ میلیونی و ۱۹ میلیونی و کلوپ داری در کشور‌های خارجی، اتفاقی است که شأنیت این بنیاد را مخدوش می‌سازد.»
وی هیچ اطلاعات اضافی مبنی بر اینکه بنیاد مستضعفان در کدام کشور‌های خارجی کلوب‌داری می‌کند٬ ارائه نکرده است.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که امروز محمود میرلوحی یک عضو شورای شهر تهران خبر داده که « سه هزار و ۸۰۰ واحد تجاری و مسکونی شهرداری تهران در اختیارغیر است.»
میرلوحی افزوده «قانون روش واگذاری این املاک و تخلیه آن را مشخص کرده و شهرداری باید املاک شهر را به روش قانونی و نه به زور پس بگیرد.»
پیروز حناچی شهردار پایتخت هم عصر سه‌شنبه گفته که «روند تخلیه املاکی که در اختیار کارکنان قدیمی شهرداری است٬ بصورت طبیعی در جریان است.»
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Apr 17 2019

چرا دفاع رهبری از صندوق توسعه ملی عجیب است؟ – بخش اول

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,حوادث,ملای حیله‌گر

ایران وایر: این سومین بار در شش ماه اخیر است که آیت‌الله «علی خامنه‌ای»، رهبر ایران ظاهرا در مقام دفاع از «صندوق توسعه ملی» برمی‌آید. او آذر ماه سال گذشته در اقدامی بی‌سابقه، کار لایحه بودجه را متوقف کرد و اجازه نداد بودجه پیشنهادی دولت به مجلس شورای اسلامی برود؛ مگر آن که بند الف تبصره یک ماده واحده لایحه بودجه سال ۱۳۹۸ را مطابق خواسته او اصلاح کنند.

او بار دیگر هم در بهمن سال قبل برای «اصلاحات ساختاری» بودجه مهلت چهارماهه تعیین کرد اما بعد از چند روز کاشف به عمل آمد که منظور او اصلاح ساختاری بودجه با محوریت صندوق توسعه ملی است. حالا هم که در اقدامی کم‌سابقه، نامه «حسن روحانی» را با این لحن نسبتا تند برگردانده است: «مطلعید که استفاده از صندوق توسعه ملی صرفاً در صورت مسدود بودن راه‎های دیگر ممکن است…»

اگر تخته اقتصاد و سیاست را لوح پاک فرض کنیم، رهبر ایران به اعتبار این سه اقدام، یک اصلاح‌طلب تمام عیار به نظر می‌رسد که کمربند خود را برای مقابله با بی‌انضباطی‌های مالی دولت سفت کرده است. اما اگر عینک ساده‌انگاری را از چشم برداریم و به زمینه در هم ریخته اقتصاد و جامعه ایران نگاه کنیم، «تردید» خوش‌بینانه‌ترین و «نگرانی» واقع‌گرایانه‌ترین واکنش به موضع‌گیری‌های اخیر او است.

انگیزه آیت‌الله خامنه‌ای با سابقه ‌هم‎دستی در تاراج حساب ذخیره ارزی و نیت او برای دفاع از صندوق توسعه ملی چیست؟ آیا یک حرفی از مشاوران جوان خود شنیده است و قصد اظهار فضل اقتصادی دارد‌ یا قصد او عوام‌فریبی است و سعی می‌کند دل آزرده هوادارن اقتصاد آزاد را به دست آورد؟ چه‌بسا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشد! آیا هدف او زیاد کردن عمق سقوط دولت روحانی است یا فکر روز مبادا و تامین منابع مالی برای جنگ‌های غیر منظم است؟‌

هرچه هست، هم سوابق و هم شواهد و قرائن جایی برای خوش‌بینی باقی نمی‌گذارند چنان‎که بازخوانی آن‎ها سایه سنگین تردید و نگرانی را بیش از پیش گسترده می‌کند.

چرا دفاع رهبر ایران از صندوق توسعه ملی عجیب است؟

۱- هم دستی با احمدی‌نژاد

دفاع رهبر ایران از صندوق توسعه ملی به این دلیل ساده که سابقه حمایت او از بزرگ‌ترین تاراج صندوق ذخیره ارزی از یاد نرفته است، عجیب به نظر می‌رسد. اصلا فلسفه وجودی صندوق توسعه ملی و تغییر ساختار صندوق ذخیره ارزی، جلوگیری از تکرار دست‌درازی‌های «محمود احمدی‌نژاد» تحت حمایت مطلق رهبر ایران به منابع ارزی بود. در یک قلم، رییس‌جمهوری وقتِ محبوب رهبری در اوج درآمدهای ارزی ایران،۳۰درصد حساب ذخیره ارزی را برای راه‌اندازی «صندوق مهر رضا» برداشت کرد.
در آن هنگام، نه‌تنها آیت‌الله خامنه‌ای نسبت به این مساله واکنش نشان نداد بلکه در سخن‌رانی‌های متعدد خود تمام‌قد از آن دفاع می‌کرد. او آن را جزو نقاط قوت دولت نهم می‌دانست و از احمدی‌نژاد می‌خواست صندوق مهر رضا را به مثابه یک دست‎آورد بزرگ به شکل «هنرمندانه» برای مردم تبلیغ کند: «یک نکته‌ دیگر هم کارهای خوبی است که در زمینه‌ اقتصاد انجام گرفته؛ مثل این “سهام عدالت”، ادامه‌ طرح‌های نیمه تمام، نوع عدالت در ارایه‌ تسهیلات بانکی، صندوق مهر رضا و امثال این‎ها. محتوا و فواید این کارها را با شکل صحیح برای مردم بیان کنید تا معلوم شود این کارها انجام گرفته است. البته ما بارها گفته‌ایم آمدن و نشستن و پشت میکروفون یا جلوی دوربین حرف زدن، این کافی نیست، یک مقداری برنامه‌سازی و ارایه مطلب به شکل هنرمندانه لازم است.»

پس از بریز و بپاش‌های دولت وقت بود که مجمع تشخیص مصلحت نظام پا به میان گذاشت و بحث تشکیل «صندوق مستقل توسعه ملی» را پیش انداخت. کار تشکیل صندوق تا سال ۱۳۸۹ طول کشید. برای اولین بار در لایحه بودجه این سال صحبت از تشکیل آن به میان آمد و صندوق تشکیل شد.

کار صندوق مهر رضا، پرداخت وام ازدواج و وام به طرح‌های زودبازده تعریف شد؛ طرح‌هایی مطلقا شکست‌خورده که میزان انحراف از اهداف آن حدود ۸۰ درصد بود. این طرح‌ها زمینه‌ساز آشفتگی‌های بزرگ مالی در سال‎های آینده شدند؛ هرج و مرجی بزرگ که بخشی از اقتصاد فروپاشیده امروز ایران میراث‌دار آن است.

فراموش نکنیم که هدف از صندوق مهر رضا، اصلاح نظام وام‌دهی و تغییر اولویت‌ در پرداخت تسهیلات نبود بلکه دست‌درازی به ۳۰ درصد منابع ذخیره شده ارزی بود؛ منابعی که امروز در شرایط ورشکستگی دولت، علی خامنه‌ای اجازه استفاده از آن را نمی‌دهد و از حسن روحانی می‌خواهد که کسری درآمد خود را از منابع عمومی بودجه تامین کند.

این البته فقط نقل زمان احمدی‌نژاد نیست، تجربه سال‌های اخیر هم نشان داده است که رهبر ایران اصولا مشکلی با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی ندارد.

۲- نهادهای نظامی؛ شکم‌های بزرگ، دهان‌های باز

علی خامنه‌ای پارسال بر اساس «قانون بودجه» مصوب سال ۱۳۹۷، هنگام بررسی لایحه بودجه این سال، مجلس را وادار به تصویب برداشت ۲.۵ میلیارد دلار از منابع صندوق توسعه ملی برای تقویت بنیه دفاعی کرد. این در حالی است که نهادهای نظامی در ایران به واسطه سیطره بر اقتصاد کشور، خود صاحب منابع درآمدی مستقل و قدرتمندی هستند که آن‌ها را حداقل از دست‌درازی به صندوق توسعه ملی بی‌نیاز می‌کند. اما طمع مالی و سیاسی رهبر ایران و نهادهای نظامی زیر نظر او حد ندارد چنان‎که هر جا فرصت تقسیم غنائم است، نهادهای نظامی جلوی صف قرار دارند؛ از بلعیدن اقتصاد رسمی و غیررسمی تا بودجه عمومی، بودجه متفرقه و منابع صندوق توسعه ملی.

حتی برای بودجه امسال هم در حالی که به دلیل شرایط خاص کشور، دولت پیشنهاد کرده بود قید واریز سهم صندوق توسعه ملی را بزند، آیت‌الله خامنه‌ای تمام قد ایستاد و به قیمت توقف بودجه، دولت را مجبور کرد لایحه بودجه را آن طور که او می‌گوید، اصلاح کند.

ظاهرا این کار رهبر ایران، دفاع از صندوق بود اما در باطن و دقت در جزییات نشان می‌دهد که آیت‌الله خامنه‌ای عملا با این کار، منابع آزاد شده صندوق در سال جاری را به سمت و سویی که می‌خواهد، هدایت می‌کند؛ یعنی از ۴۰ هزار میلیارد تومان آزاد شده با عنوان سقف دوم بودجه، ۲۰ هزار میلیارد تومان (حدود چهاردرصد کل منابع بودجه) مستقیم به حساب ستاد کل نیروهای مسلح برود تا بدون نظارت و بی‌آن که به کسی جواب بدهد، در هر کجا که خواست هزینه کند.
جالب این که تحقیقات «ایران‎وایر» پس از رونمایی بودجه سال ۱۳۹۸ نشان می‌دهد از ۲۰ هزار میلیارد تومان باقی‌مانده هم باز چهار هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان دیگر سهم نهادهای نظامی و امنیتی است و چیزی حدود ۳۰۰ میلیارد تومان به نهادهای مذهبی و تبلیغاتی می‌رسد.

مطالب مرتبط:

رمزگشایی از «رهنمودهای رهبری» برای بودجه ۹۸

چرا دفاع رهبری از صندوق توسعه ملی ترسناک است؟- بخش دوم

رهبر ایران و نهادهای زیر نظر او در شش سال گذشته از کارشکنی برای دولت فروگذار نکرده‌اند. از مجادلات لفظی گذشته تقریبا می‌توان رد کارشکنی را در تمام طرح‌های خرد و کلان دولت دید؛ از کارشکنی در «برجام» و عادی‌سازی روابط با غرب -حتی اروپا- گرفته تا تامین هزینه مدیریت بلایای طبیعی.

در همین زمینه می‌توان پاسخ رد رهبر ایران به درخواست رییس‌جمهوری برای استفاده از منابع صندوق توسعه ملی را برای جبران خسارت‌های سیل تحلیل و ارزیابی کرد.

آیا به جز صندوق توسعه ملی، چیزی برای جبران خسارت سیل وجود دارد؟

کمی حساب و کتاب نشان می‌دهد حتی روی کاغذ هم جبران خسارت‌های سیل اخیر از منابع جاری و عمرانی بودجه شبیه شوخی است.

۱- پنج درصد بودجه یعنی چه؟

رهبر ایران در نامه خود به «حسن روحانی، از او خواسته است تا هزینه‌‌ها را پیش از هر چیز، از محل پنج درصد مقرر در بودجه عمومی تامین کند.

بند «م» ماده ۲۸ «قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲)» سقف برداشت تن‌خواه برای وقوع حوادث غیرمترقبه، از جمله خشک‌سالی و سیل را تا سه درصد بودجه عمومی افزایش داده است. این تن‌خواه باید تا پایان همان سال از محل‌صرفه‌جویی در اعتبارات عمومی و یا اصلاح بودجه تسویه شود.

از سوی دیگر، در این قانون الحاق سقف برداشت از تن‌خواه بودجه عمومی در «قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران» هم از ۱.۲درصد به دو درصد افزایش پیدا کرده است.

اگر این دو را با هم جمع کنیم، دولت می‌تواند امسال پنج درصد منابع عمومی بودجه سال ۱۳۹۸ را صرف جبران خسارت سیل کند؛ چیزی در حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان.

این عدد در بهترین حالت، حدود یک سوم برآوردهای اولیه خسارت سیلی است که به گفته وزیر کشور، تا این جای کار چیزی در حدود ۳۰ تا ۳۵ هزار میلیارد تومان خسارت روی دست دولت گذاشته است.

۲- ظرفیت بودجه عمرانی چه قدر است؟

رهبر ایران هم‎چنین از جابه جایی بودجه عمرانی صحبت کرده که با احتساب بودجه عمرانی متفرقه و استانی، چیزی در حدود ۸۵ هزار میلیارد تومان است. از این میزان، بیش از ۱۳ هزار ۵۰۰ میلیارد تومان هم بودجه عمرانی اختصاصی است؛ مثلا بودجه عمرانی «قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا» ۱۰ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی شده که به طور اختصاصی، از محل درآمدهای خود این نهاد بدون واریز به حساب خزانه در همین قرارگاه هزینه می‌شود. بنابراین، بودجه عمرانی واقعی در سال ۱۳۹۸ چیزی در حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان است که تصور تحقق آن محال است.

در شرایط نسبتا پایدار سال ۱۳۹۷، فقط ۴۴ درصد بودجه عمرانی تحقق پیدا کرد. امسال قطعا با توجه به شرایط خاص کشور و مشکلات تامین منابع نفتی و مالیاتی و نیز افزایش هزینه‌های جاری مثل حقوق کارمندان و بازنشستگان، حتی اگر ۴۰درصد بودجه عمرانی هم تحقق پیدا کند، جای امیدواری است. با این حساب، وقتی از جابه‌جایی بودجه عمرانی صحبت می‌شود، حرف از چیزی در حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان در بهترین حالت ممکن است؛ یعنی اگر کل بودجه عمرانی کل کشور هم به جبران خسارت‌های سیل اختصاص پیدا کند، باز کم‎تر از رقم مورد نیاز است. ضمن آن که کل خسارت‌های سیل، عمرانی نیست. بخش عمده‌ای از خسارت‌ها، کمک‌های نقدی و جاری به مردمی است که جان و مال خود را در جریان سیل از دست داده‌اند.

۳- چاپ پول؟

منبع سوم پیشنهاد آیت‌‌الله خامنه‌ای هم استفاده از بیمه و تسهیلات بانکی است. بیمه خصوصی که در ایران بیش‌تر به شوخی می‌ماند اما معنی بیمه دولتی و تسهیلات بانکی هم چیزی جز استفاده از منابع مالی (استقراض) نیست. این در حالی است که کل منابع مالی دولت در سال ۱۳۹۸، حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود که خود این رقم هم به اندازه کافی نگران‌کننده است. در واقع، ترجمه ساده آخرین پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای برای تامین خسارت سیل، چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی است که حتما شدت و زمان پدیدار شدن آثار تورمی آن زودتر از استفاده از منابع صندوق توسعه ملی است. در چنین شرایطی، صحبت‌های رییس بانک مرکزی و رییس‌جمهوری ایران برای استفاده از منابع صندوق توسعه ملی قابل درک است.

دولت ایران امسال برای تامین حقوق و مزایای کارمندان و بازنشستگان هم با مشکل مالی رو‌به‌رو است؛ آن هم در شرایطی که هیچ راه‎کاری برای جذب سرمایه‌گذاری یا حتی کمک خارجی وجود ندارد. روحانی عملا برای فروش نفت در مضیقه تحریم‌های امریکا علیه ایران است و رکود اقتصادی نیز موجب شده است تا امیدی به درآمدهای عمومی (عمدتا مالیاتی) نباشد. این وضعیت یک بن‌بست تمام عیار به شمار می‎رود که رهبر ایران حتی حاضر به پذیرش آن نیست.

در چنین شرایطی، واکنش تند و بی‌سابقه علی خامنه‌ای را می‌توان به حساب کارشکنی برای دولت نوشت. چرا که تجربه و سابقه نشان داده است رهبر ایران در استفاده از منابع ذخیره ارزی برای سازمان‌های ثروتمند نظامی، صداوسیما و نهادهای تبلیغاتی و دینی و حتی صندوق مهر رضا، در حد دست‌درازی به ۳۰ درصد ذخایر ارزی مشکلی ندارد اما حالا در شرایط بحرانی که سیل امان مردم ایران را بریده است، مته به خشخاش می‌گذارد.

ترس از ترک‌تازی رهبری و سپاه زیر نظر او

در چنین شرایطی، میدان برای ترک‌تازی نظامیان و منتقدان با نفوذ دولت باز و فراخ است. علاوه بر نمایش‌های سیاسی، نهادهای قدرتمند و ثروتمند زیر نظر رهبری، از همه مهم‌تر سپاه، می‌توانند از آب گل‌آلوده ماهی بگیرند؛ یعنی هم مستقیما وارد میدان شوند و وجهه خود را در جامعه بازسازی و هم منابع صندوق توسعه ملی و ذخایر ارزی را برای روز مبادا نزد خود حفظ کنند.

به فرض تداوم شرایط فعلی، این بازی دست کم دو اثر مخرب دارد؛ یکی سیاسی است که باعث بی‌اعتباری بیش‎تر دولت می‌شود و و دیگری اقتصادی است. تزریق نقدینگی انباشته ریالی سازمان‌های اقتصادی بزرگ مثل سپاه، آستان قدس رضوی و ستاد اجرایی فرمان امام قطعا باعث هرج و مرج بیش‎تر در ساختار اقتصاد متلاشی ایران می‌شود و عمق رکود تورمی کنونی را افزایش می‌دهد.

اما اگر فرض کنیم که شرایط کنونی تداوم نداشته باشد، منابع ارزی به رهبر ایران و سپاه زیر نظر او اجازه می‌دهند در شرایط بحرانی بتوانند هزینه‌های جنگ‌های نامنظم را تامین کنند. این بدترین سناریوی متصور برای ایران و ترسناک‌ترین حالتی است که فراتر از یک نامه‌نگاری ساده یا تسویه‌حساب‌های سیاسی در جمهوری اسلامی، تهدیدی برای آینده ایران در کوتاه‌مدت خواهد بود.

مطالب مرتبط:
چرا دفاع رهبری از صندوق توسعه ملی عجیب است؟ – بخش اول

رمزگشایی از «رهنمودهای رهبری» برای بودجه ۹۸

No responses yet

Apr 17 2019

واکنش هدیه تهرانی به خبر کمک یک میلیارد تومانی اش به سیل زدگان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی

مووی مگ: بازیگر ایرانی برای همدردی با مردم سیل زده به این مناطق سفر کرد، که پس از سفر هدیه تهرانی به مناطق سیل زده شایعاتی درباره کمک‌های این بازیگر منتشر شده است.

طبق این شایعات گفته شده که هدیه تهرانی کمک یک میلیارد تومانی به سیل زدگان کرده است. اما این بازیگر درباره این شایعات در صفحه اینستاگرامش مطلبی منتشر کرد و گفت که لطفا شایعه نسازید. هدیه تهرانی با تکذیب این شایعه در اینستاگرامش نوشت:

لطفا شایعه نسازید! آرزو داشتم توانی داشتم که نه برای سیل و مردم سیل زده، که برای آبادی کل ایران تلاش و هزینه میکردم!

اما همانطور که بارها گفته شد، بنده به دلیل اینکه سیلاب ابتدا گلستان آمد در گلستان بودم و همچنان هم هستم.

همانطور که هر بار ضمن ابراز همدردی و همدلی با مردم لرستان و خوزستان در پست ها و لایوها تکرار و اعلام کردم که نبودن ما در تمام شهرهای حادثه دیده دلیل بر بی اهمیتی نیست و همچنان که در گلستان هستیم با گروهای دیگری برای جمع آوری اقلام مورد نیاز و ارسال به لرستان و خوزستان در حد توان و امکان در ارتباط و پی گیر هستیم. بنظرم حتی اگر توان و امکانات مسئولان مملکت را داشتیم باز هم متمرکز بودن در یکجا و کار را تا حد امکان به نتیجه رساندن و نیمه کاره رها نکردن، بهتر از موقت از یک منطقه به منطقه دیگر رفتن است.

لازم است این موضوع را تاکید کنم که من هم یک شهروندم مثل شما و مثل هر آدم دیگری که در حد توان کنار مردم هست و هرگز هم چنین مبالغی را نداشته‌ام که بتوانم در این حد هزینه کنم؛ لطفا ذهن مردم را منحرف نکنید؛ قضاوت ننمایید؛ شایعه نسازید و بجای انگشت اشاره بودن، در کنار هم باشیم!

No responses yet

Apr 16 2019

افشای اطلاعات محرمانه؛ جنجالی که سعید قاسمی آفرید

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,سپاه,سیاسی


دویچه‌وله: سردار سابق سپاه فاش کرده است که نیروهای جمهوری اسلامی در بوسنی با لباس هلال احمر فعالیت کرده‌اند. هلال احمر ایران از سعید قاسمی به خاطر سوءاستفاده از پوشش این نهاد برای اهداف نظامی شکایت کرد.

سعید قاسمی در گفت‌وگو با شبکه اینترنتی “آپارات”، اطلاعاتی درباره حضور نیروهای جمهوری اسلامی در بوسنی را بیان کرد که می‌تواند دولت ایران را به یک مخمصه جدی بیندازد. این فرمانده سابق سپاه فاش کرد که نیروهای ایرانی در پوشش هلال احمر فعالیت‌های پنهانی انجام می‌دادند: «در بوسنی در قلب اروپا اتفاقاتی افتاد. با القاعده‌ای‌ها با هم بودیم. از ما استیل (ایده) گرفتند. مجاهدین از سرتاسر دنیا آمدند و یک اتفاق جدید رقم خورد و یگان‌های جهادی مسلمان متشکل شدند.»

او افزوده که کریستین امانپور، خبرنگار سی‌ان‌ان متوجه شد که ایرانی‌ها در پوشش هلال احمر، به آموزش نظامی دیگران مشغولند: «این خانم همولایتی ما، که همه سیاستمداران ما دوست دارند با ایشان صحبت کنند از آقای احمدینژاد گرفته تا روحانی، و به نظر می‌رسد یک خواهرخواندگی با مقامات دولتی ما دارد، این بی‌شرف جاسوس سی‌ان‌ان، ما را افشا کرد.»

این سخنان بی‌پرده، با واکنش هلال احمر ایران در شبکه توئیتر روبرو شد. این سازمان با تاکید بر وظیفه رویکرد بی‌طرفانه در جنگ‌‌ها نوشت: «هلال احمر هیچ‌گاه اجازه استفاده از نشان و لباس خود را به نیروهای نظامی نمی‌دهد. طبق کنوانسیون چهارگانه ژنو در مخاصمات مسلحانه بی‌طرفیم چون کار مهم حمایت از انسانیت و کمک به غیرنظامی‌ها را داریم. اگر فرد یا نهادی از نشان و لباس جمعیت هلال احمر ایران استفاده کرده، قطعا بدون هماهنگی بوده است.»

هلال احمر در گام بعدی، اطلاعیه‌ای صادر کرد و نوشت که این سازمان هیچگاه اجازه استفاده از نشان‌واره و لباس خود را به نیروهای نظامی نمی‌دهد. در این اطلاعیه آمده است: «اگر فرد یا نهادی از نشان و لباس جمعیت هلال احمر ایران در مسیری مغایر با اهداف و اصول این نهاد بین‌المللی سوءاستفاده کرده قطعا بدون اجازه و هماهنگی این جمعیت بوده است که اگر قرار بر هماهنگی و اجازه هم باشد قطعا اجازه چنین اقدامی داده نمی‌شود.»

هلال احمر می‌گوید از سعید قاسمی که در زمان جنگ بوسنی، از پوشش این نهاد برای اهداف نظامی استفاده کرده، شکایت کرده و حق پیگیری تا زمان رسیدن به نتیجه را برای خود محفوظ می‌داند.

هلال احمر زیر ضربه آمریکا

فیلم اقاریر غیرقابل انکار سعیدی قاسمی در حالی در فضای مجازی دست به دست می‌شود که در جریان سیل اخیر ایران، آمریکا حساب‌های هلال احمر ایران را بست. این اقدام آمریکا با واکنش تند وزیر خارجه ایران همراه شد. مقامات جمهوری اسلامی تاکید می‌کنند که هلال احمر یک نیروی امدادرسانی صرف است.

جمهوری اسلامی در دهه ۱۹۹۰ میلادی و در جنگ بین کروات‌ها، صرب‌ها و بوسنیایی‌ها، حمایت گسترده‌ای از مسلمانان بوسنی داشت. آن زمان احمد جنتی نماینده ویژه علی خامنه‌ای در امور بوسنی بود.

جمهوری اسلامی در این جنگ حتی یک شبکه رادیویی و سپس تلویزیون ماهواره‌ای سحر به زبان بوسنیایی راه‌اندازی کرد. جنگ بوسنی عامل رشد و گسترش سپاه قدس نیز شد.

برخی از منابع نوشته‌اند که فرماندهی نیروهای نظامی ایران در بوسنی بر عهده سردار نقدی و حسین‌الله کرم بوده است.

سعید قاسمی، از فرماندهان میانی جنگ ایران و عراق بوده و پس از بازنشستگی از سپاه پاسداران، به فعالیت سیاسی روی آورده است. او در اکثر تجمعات “حزب‌الله” سخنرانی می‌کند و به عصبانیت و زودخشمی شهرت دارد.

No responses yet

Apr 15 2019

هدف اصلی از حضور نیروهای حشد الشعبی در ایران چیست؟ گفتگو با علی کشتگر

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: حضور نیروهای حشد الشعبی در ایران با عنوان کمک به مناطق سیل زده استان خوزستان با انتقادهای بسیاری در شبکه های اجتماعی و از سوی گروههای مخالف حکومت اسلامی روبرو شده است. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، حضور هر نیروی خارجی در ایران باید با تصویب قوه مقننه و تأیید آن از سوی دیگر نهادها و مقامات مندرج در قانون اساسی باشد. نیروهای عراقی حشدالشعبی با چه مجوزی وارد خاک ایران شده اند؟ علی کشتگر، فعال سیاسی مقیم فرانسه می گوید: “مگر جمهوری سامی به قوانین احترام می گذارد. نظام اسلامی، نیروهای حشدالشعبی را نیروهای خودی می دانند که نیاز به مجوزی برای ورود به خاک کشور ندارند… آنها علیرغم بخش بزرگی از مردم ایران، به عنوان امت اسلامی محسوب شده و مورد اطمینان کامل رژم اسلامی هستند. ”

مقتدی صدر از رهبران گروه های سیاسی شیعه عراق هم از حضور این نیروها در ایران انتقاد کرده و گفته در حالی که مناطق سیل زده در جنوب عراق به کمک های زیادی نیاز دارند، اولویت باید کمک به مناطق آسیب دیده عراق باشد.

برخی این شائبه را مطرح می کنند که با ورود نیروهای حشدالشعبی به بهانه کمک رسانی به سیل زدگان، نظام اسلامی در حال آزمایش ورود نیروهای شبه نظامی خارجی وابسته به خود است تا در هنگام مقتضی و در صورت لزوم در آینده به کمک ماشین سرکوب نظام بیایند.

هدف اصلی از حضور نیروهای حشد الشعبی در ایران چیست؟ آیا آنان واقعاً برای کمک به مناطق سیل زده به ایران آمده اند؟

برای شنیدن گفتگوی ما با علی کشتگر در باره این موضوع بر روی فایل صوتی بالا کلیک نمائید.

No responses yet

Apr 15 2019

تشکیل صف‌های طویل در پمپ‌‌بنزین‌‌‌های دمشق به دلیل «تحریم ایران»

نوشته: خُسن آقا در بخش: تحریم,سیاسی


رادیوفردا: نمایی از یک پمپ‌بنزین در دمشق، پایتخت سوریه

خبرگزاری بلومبرگ گزارش داده که تحریم‌های آمریکا علیه ایران باعث ضربه زدن به برخی از متحدان نزدیک جمهوری اسلامی از جمله سوریه شده است.

بر اساس این گزارش، پس از اینکه انتقال نفت ایران به این کشور جنگ‌زده پایان یافت صف‌های طویلی از خودروها در پمپ بنزین‌های دمشق تشکیل شده است.

مصطفی حموریه، رئیس شرکت توزیع سوخت سوریه، به شبکه تلویزیونی الاخباریه گفته که این کشور روزانه ۱۰۰ هزار بشکه نفت مصرف می‌کند که ۲۴ هزار بشکه آن تولید داخل است.

بلومبرگ می‌گوید که سوریه ماهانه دو تا سه میلیون بشکه نفت از ایران وارد می‌کرد ولی از اکتبر پارسال و به دلیل تحریم‌های آمریکا این واردات متوقف شده است.

آقای حموریه گفته است که «جنگ اقتصادی گسترده‌ای علیه سوریه جریان دارد».

حکومت سوریه برای مقابله با کمبود سوخت در این کشور، سهمیه هر خودرو را ۲۰ لیتر برای دو روز تعیین کرده است.

آمریکا ۱۸ اردیبهشت پارسال از توافق هسته‌ای شش قدرت جهانی با ایران خارج شد و دو دور تحریم‌های شدید در امور بانکی، انرژی و کشتیرانی علیه تهران وضع کرده است.

واشینگتن می‌گوید که هدف از این تحریم‌ها، تغییر رفتار ایران در منطقه و مذاکره مجدد با تهران برای دستیابی به توافقی بهتر در زمینه‌های هسته‌ای، موشکی و نقش ایران در خاورمیانه است.

No responses yet

Apr 14 2019

جزئیات تازه از دستگیری زنانی که درمترو گل می‌دادند و از حقوق برابر می‌گفتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران‌وایر: روسری‌هایشان را دور گردن انداخته بودند و سبدهای حصیری پر از گل در دست داشتند. در واگن‌های زنانه مترو به همه زنان و دختران حتی آن‌ها که با چادر و مقنعه نشسته بودند، گل می‌دادند، روز جهانی زن را تبریک می‌گفتند و عده‌ای از آن‌ها را در آغوش می‌گرفتند و می‌بوسیدند. هشت مارس امسال ویدئوی گل دادن زنان در متروی تهران در شبکه‌های مجازی پر بیننده شد. آن دو زنی که در ویدئو حضور دارند. یاسمن آریانی و مادرش منیره عربشاهی هستند. حالا هر دو در بازداشت به سر می‌برند.

«یاسمن آریانی» ۲۳ ساله فعال مدنی و بازیگر تئاتر است. او عضو کمپین چهارشنبه‌های سفید است. کمپینی که «مسیح علی‌نژاد» روزنامه‌نگار و فعال مدنی برای مخالفت با حجاب اجباری راه‌اندازی کرد. یاسمن به شکل علنی در این کمپین فعالیت می‌کرد و عکس‌ها و ویدئوهای خود را بدون حجاب درصفحات مجازی به اشتراک می‌گذاشت. این بازیگر تئاتر روز دوشنبه در حساب شخصی توئیتر خود از کنار گذاشته شدن به عنوان بازیگر از نمایش «اکتورز استودیو» در تماشاخانه ملک توسط وزارت ارشاد خبر داده بود.

او روز چهارشنبه بیست و یکم فروردین ماه در منزلش بازداشت شده است. یک منبع مطلع درباره جزئیات دستگیری یاسمن آریانی به «ایران وایر» می‌گوید: «بیست و یکم فروردین ساعت سه ظهر دو خانم و یک آقا زنگ در خانه آن‌ها را می‌زنند. حکم جلب و حکم ورود به منزل داشته‌اند. یاسمن، پدر و خواهرش منزل بوده‌اند. همه را داخل اتاق می‌کنند. زمانی که پدر یاسمن اعتراض کرده و واکنش نشان داده، تهدیدش کرده‌اند که اگر به اعتراض‌اش ادامه دهد، سگ شان « میسون» را با تیر می‌زنند.»

به گفته این منبع مطلع تمام کتاب‌ها، لپ تاپ، دست نوشته‌ها و وسایل شخصی یاسمن آریانی را می‌برند و یاسمن را هم بازداشت می‌کنند. او پس از بازداشت در تماس کوتاهی که با خانواده داشته، دلیل بازداشت‌اش را شکایت دادسرای ارشاد عنوان کرده است. اما منبع مطلعی که با ایران وایر گفت‌وگو کرده، علت بازداشت این مادر و دختر را مربوط به ویدئوی پخش گل در مترو می‌داند: «در دو روز گذشته با یکی دیگر از بچه‌هایی که در مترو با یاسمن و مادرش همراهی می‌کرده از طرف وزارت اطلاعات و دایره اجرای احکام تماس گرفته‌‌اند و یکی از آن‌ها را که عضو کمیپن چهارشنبه‌های سفید است تهدید کرده‌اند که اگر به فعالیت‌هایش ادامه دهد، بازداشت می‌شود. از طرف دیگر چند روز پیش فرد دیگری را با عنوان کسی که در مترو گل می‌داده، به اشتباه بازداشت کرده بودند.» اشاره او به بازداشت «ژینوس سبحانی»، شهروند بهایی و منشی سابق کانون مدافعان حقوق بشر است که بعد از ظهر یکشنبه ۱۱ فروردین در منزلش در تهران بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شده است. برادر ژینوس سبحانی درباره علت بازداشت خواهرش گفته بود: «در دادسرا به او گفته‌اند دلیل بازداشتش کشف حجاب در روز جهانی زن در مترو بوده و اینکه بر ضد جمهوری اسلامی صحبت کرده و افکار مردم را فاسد کرده است.» این اتهام به این دلیل بوده که چهره او را شبیه عکسی تشخیص داده بودند که در اینترنت منتشر شده است.

یاسمن آریانی ۲۳ ساله فعال مدنی و بازیگر تئاتر و از اعضای کمپین چهارشنبه‌های سفید است

از سوی دیگر در حکم جلبی که برای بردن یاسمن آریانی به خانواده‌اش نشان داده‌اند، نام مادرش، «منیره عربشاهی» هم آمده بوده:«نامه از دادسرای کرج بوده، حکم جلب مادرش منیره عربشاهی را هم داشته اند.»

منیره عربشاهی هم فعال مدنی است او پیش از دستگیری فرزندش در صفحات مجازی خبر داده بودکه برای کمک به مناطق سیل‌زده عازم لرستان شده است. خبر دستگیری یاسمن آریانی اما مادرش را شبانه به تهران می‌کشذ: «منیره به محض شنیدن خبر بازداشت دخترش به تهران برمی‌گردد و جلوی در بازداشتگاه وزرا سراغ دخترش را می‌گیرد و همانجا بازداشت می‌شود.»

پدر یاسمن زمانی که یاسمن را به دادسرا می‌برند، موفق به دیدادر او می‌شود. یاسمن به پدرش اطلاع داده که قرار است او را به زندان قرچک منتقل کند. پدرش هم همانجا از ماموران سوال کرده: «به او می‌گویند تا شنبه او را در زندان قرچک نگه می‌دارند و بعد از شنبه می‌سپارندش دست ما اما یک ماه نه اجازه تماس تلفنی دارد و نه می‌توانید برایش وکیل بگیرید.» یاسمن آریانی دیگر تماسی با منزل نداشته اما صبح روز جمعه، منیره عربشاهی با منزل تماس می‌گیرد و از حضورش در زندان قرچک ورامین خبر می‌دهد: «منیره گفته من قرچکم ولی یاسمن اینجا نیست. در واقع الان نمی‌دانند یاسمن کجاست و خانواده در بی‌خبری از وضعیت فرزندشان به سر می‌برند.»

این اولین بار نیست که یاسمن و منیره بازداشت می‌شوند. یاسمن آریانی ۱۱ مرداد ماه ۹۷ و در جریان اعتراضات سراسری در نزدیکی تئاتر شهر همراه ۱۷ زن دیگر و حدود ۵۰ مرد بازداشت شد. اعتراضات سراسری مردادماه ۹۷ در شهرهای مختلف ایران در رابطه با گرانی و تورم شکل گرفت و زنان نقش پررنگی در این اعتراضات داشتند. یاسمن آریانی در زمان بازداشتش در اعتراضات مردادماه، ویدئویی از داخل ون نیروی انتظامی در اینستاگرام منتشر کرد و از بازداشت‌اش خبرداد. آن‌ها به زندان‌های قرچک و فشافویه منتقل شدند. البته بعد از ۷۵ روز همراه زنان دیگر این پرونده به بازداشتگاه اوین منتقل شد. قاضی مقیسه یاسمن آریانی را در آن پرونده به اتهام اخلال در نظم عمومی به یک سال حبس محکوم کرد. او بهمن ماه سال گذشته و بعد از عفو رهبری به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد.

منیره عربشاهی هم چند روز پس از حادثه اتوبوس مرگ دانشگاه علوم و تحقیقات و در جریان تظاهرات اعتراضی درباره موضوع اتوبوس‌های فرسوده دانشگاه، مقابل دانشگاه تهران دستگیر شد: «یاسمن آن زمان زندان بود. اما منیره در آن اعتراضات شرکت می‌کرد و همان جا بازداشت شد و ۶ روز در زندان قرچک بود.»

او حالا دوباره در زندان قرچک است و دنبال دخترش یاسمن می‌گردد.

No responses yet

Apr 14 2019

حمله موشکی اسرائیل به سوریه؛ ‘تعدادی ایرانی کشته شدند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: به گفته مرکز نظارت بر حقوق بشر سوریه که مقر آن در بریتانیاست، در جریان آخرین دور حملات اسرائیل به اهدافی در سوریه، تعدادی ایرانی کشته شده‌اند.

ساعتی پیشتر خبرگزاری سانا، وابسته به دولت سوریه، گزارش داده بود که در ساعت دو و ۳۰ دقیقه بامداد شنبه، موشک‌های اسرائیلی به یک پایگاه نظامی سوریه در شهر صیاف اصابت کرده‌اند.

شهر صیاف در استان حما و در شمال شهر دمشق قرار دارد.

سخنگوی ارتش اسرائیل درخواست خبرگزاری فرانسه را برای اظهارنظر درباره این خبر رد کرده است. ایران نیز هنوز به این خبر واکنشی نشان نداده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری سانا، سه نفر مجروح و تعدادی ساختمان ویران شدند.

اما مرکز نظارت بر حقوق سوریه می‌گوید که در این حملات، ساختمان‌های یک آموزشگاه نظامی و همچنین دو ساختمان که توسط نیروهای ایرانی استفاده می‌شدند، هدف قرار گرفتند.

بر اساس گزارش این مرکز، یکی از دو ساختمانی که ایرانی‌ها از آن استفاده می‌کردند به توسعه موشک‌های میان‌برد اختصاص داشته و ساختمان دوم نیز، یک محل آموزشی بوده است.

اسرائیل صدها حمله هوایی در سوریه انجام داده که به گفته مقام‌های این کشور همواره نیروهای ایرانی و شبه‌نظامیان حزب‌الله لبنان هدف قرار داده است.
بنیامین نتانیاهو بارها گفته است که به نیروهای ایرانی و لبنانی در سوریه اجازه نخواهد داد تا پایگاهی دائمی برای خود ایجاد کنند

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل بارها به شکل علنی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد تا نیروهای ایرانی و لبنانی در سوریه پایگاه‌های دائمی ایجاد کنند.

آقای نتانیاهو از حمایت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا نیز برخوردار است.

دونالد ترامپ، ماه گذشته ضمن نادیده گرفتن نظر جامعه‌ جهانی درباره بلندی‌های جولان اعلام کرد که حاکمیت اسرائیل را بر این منطقه به رسمیت می‌شناسد.

بلندی‌های جولان بخشی از خاک سوریه است که از سال ۱۹۶۷ میلادی در اشغال اسرائیل است.

ایران و حزب‌الله در جریان جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ میلادی آغاز شده، در حمایت از بشار اسد، رئیس‌جمهوری این کشور در درگیری‌های این کشور مشارکت کرده‌اند.

روسیه نیز از سال ۲۰۱۵ در حمایت از اسد به این جنگ پیوست.

اسرائیل می‌گوید هدفش از مداخله نظامی در سوریه تنها حمله به ایرانی‌ها و حزب‌الله لبنان است.

No responses yet

Apr 13 2019

حجت‌الاسلام عباس امیری‌فر در یادداشتی نوشت: تایید سخنان جنجالی احمدی‌نژاد درباره انگلیس

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

ایسنا: حجت‌الاسلام امیری‌فر، روحانی نزدیک به محمود احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری‌اش، برخی اظهارات جنجالی او را تایید کرد.

به گزارش ایسنا، «عباس امیری‌فر» نزدیک‌ترین روحانی به احمدی‌نژاد در دوره ریاست‌جمهوری در یادداشت ارسالی به انصاف‌نیوز حرف‌های منسوب به احمدی‌نژاد که انقلاب سال ۵۷ را کار انگلیس خوانده تأیید کرد؛ در حالی که مشاور احمدی‌نژاد آن را تکذیب کرده است.

حجت‌الاسلام امیری‌فر در متن درباره نقل قولی از احمدی‌نژاد در جلسه‌ای خصوصی که گفته «انقلاب کار انگلیس بود» نوشت: «سلام برادران عزیزم. بنده خودم در این جلسه در ولنجک حضور داشتم و بدتر از موارد فوق را گفتند و به دلیل توهین ایشان آن جلسه را ترک کردم و مقدمه قطع ارتباطم با ایشون شد. حالا مختارید باور کنید یا نکنید و به قول ما طلبه‌ها فلک‌الخیار. اگر نگاهی به مصاحبه‌ای اخیرش بکنید بدتر از این حتی به حضرت آقا کنایه‌های توهین‌آمیز هم داشتند!

الله‌اکبر از انسان. چه جور موجودیه. انسان میتونه از فرش به عرش برسه مثل ادواردو انیلی و مالکوم ایکس که جز شهادت چیزی نصیبشان نمیشه یا میشه از عرش به فرش رسید مثل همین موجود عجیب که از رزمندگی و سرباز ولایت به جانوری عجیب میرسه.

خدا رحممان کند و به فکر دعای پیامبر عظیم‌الشان‌مان می‌افتیم که نیمه‌های شب دعا می‌فرمایند که الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابداً. ایشون بعد از نهی ارشادی حضرت آقا برای کاندیدا شدن ریاست‌جمهوری و رد صلاحیت بی‌سابقه شورای نگهبان به اتفاق آرای ۱۲ نفر فقها و حقوقدان‌ها کینه عجیبی از نظام و مقام معظم رهبری گرفته است!

باکمال افتخار به همه اعلام می‌کنم اینجانب شیخ عباس امیری‌فر، عضو رسمی سپاه پاسداران با رتبه ۱۹ معادل سرلشکری بوده و در حال حاضر بازنشسته هستم.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .