اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for August, 2019

Aug 31 2019

فرزند فرمانده سابق ارتش ایران به ‘اخلال نظام اقتصادی’ متهم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی


بی‌بی‌سی: عمار صالحی در کنار پدرش سرلشکر صالحی و دایی اش محمد شریعتمداری وزیر کار

محاکمه عمار صالحی از متهمان پرونده بانک سرمایه که فرزند سرلشکر عطالله صالحی فرمانده سابق ارتش جمهوری اسلامی ایران است در شعبه ویژه دادگاه انقلاب که مربوط به جرایم “اخلالگران و مفسدان اقتصادی” است، در تهران آغاز شده است.

دادگاه به ریاست قاضی اسدالله مسعودی مقام در حال برگزاری است و طی آن نماینده دادستان، آقای صالحی را رسما به “معاونت در اخلال نظام اقتصادی کشور از طریق تحصیل مال نامشروع” متهم کرده است.

به گفته نماینده دادستان، عمار صالحی متهم است که طی ده روز ۶۸ میلیارد تومان تسهیلات از بانک سرمایه برای شرکتی خصوصی خود دریافت کرده اما آن را به حساب شخصی دیگر متهمان پرونده واریز کرده است. نماینده دادستان آقای صالحی را متهم کرده که در برابر اقدامات خود ملکی در منطقه زعفرانیه تهران و خودرویی به مبلغ ۶۵۰ میلیون تومان دریافت کرده است.

آقای صالحی در اولین دفاعیه، همه اتهامات وارده را رد کرد و گفت آن را قبول ندارد.

او گفت پیشتر درباره همین موضوع مورد بازپرسی قرار گرفته بود اما برایش قرار منع تعقیب صادر شد.

نماینده دادستان در پاسخ گفته است که قرار منع تعقیب عمار صالحی دارای نقص قضایی بوده است. به گفته نماینده دادستان این قرار به معنی ختم رسیدگی قضایی در آن زمان نبوده است.

عمار صالحی اتهامات علیه خود را رد کرده است

نماینده دادستان گفته هادی رضوی متهم دیگر این پرونده هم موضوع قرار منع تعقیب را مطرح کرده بود اما از سوی دادگاه به جرم اخلال عمده در نظام اقتصادی” به ۲۰ سال حبس، رد مال و ۷۴ ضربه شلاق و محرومیت از خدمات دولتی محکوم شد و اکنون در زندان است.

هادی رضوی داماد محمد شریعتمداری وزیر کار دولت حسن روحانی است. عمار صالحی متهم پرونده فساد اقتصادی فرزند سرلشکر صالحی است و محمد شریعتمداری هم دایی اوست.

در جریان برگزاری دادگاه، نماینده دادستان یکی از مصادیق اتهامات هادی رضوی را دریافت ۲۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان وام از بانک سرمایه بدون اعتبارسنجی و تودیع وثیقه عنوان کرده و گفته او با این مبلغ “اقدام به خرید گوشت و مرغ از شرکت پشتیبانی دام استان تهران کرده و سپس در بازار به فروش رسانده و بانک مذکور را با چالش جدی مواجه کرده است”.

آقای رضوی از تهیه کنندگان سریال شهرزاد بوده است. او متهم است که با سوءاستفاده از سرمایه صندوق ذخیره فرهنگیان -از سهام داران اصلی بانک سرمایه- به این بانک خسارات وارد کرده است.

پیشتر سه نفر از مدیران آن به بیست سال حبس و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم شدند. پرویز کاظمی یکی از مدیران محکوم شده بانک سرمایه وزیر کار دولت محمود احمدی نژاد بوده است.

چهارمین متهم این دادگاه که رسیدگی به پرونده او پایان گرفته حسین هدایتی است که در ایران رسانه‌های ورزشی به او لقب “عابر بانک” داده‌اند. اتهامات او “پولشویی، تحصیل مال نامشروع و خیانت در امانت” بوده است. حسین هدایتی در دادگاه از یک “وکیل با نفوذ” نام برده بود که چند روز بعد با گلوله در تهران کشته شد.

دادگاه رسیدگی به پرونده بانک سرمایه برای محاکمه دیگر متهمان این پرونده ادامه دارد. نماینده دادستان در یکی از جلسات این دادگاه گفته بود که پرونده بانک سرمایه “۴۰۰ متهم دارد.”

یکی از این متهمان محمدعلی هادی مترجم عربی آیت‌الله خمینی و معاون وزارت خارجه ایران در زمان وزارت کمال خرازی است.

هادی رضوی داماد محمد شریعتمداری یکی از محکومان دادگاه رسیدگی به “مفاسد اقتصادی” است

No responses yet

Aug 31 2019

سعید مولایی و پناهندگی در آلمان؛ ورزش ایران تعلیق می‌شود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی


ایران وایر: در گزارشی که بخش ژاپنی‌ زبان روزنامه آساهی منتشر کرده، به صورت روشن به دستور و ممانعت مقامات ورزش ایران برای شکست خوردن سعید مولایی در مرحله نیمه‌نهایی اشاره شده است.

دلیل شکست خوردن تعمدانه سعید مولایی، جلوگیری از رویارویی قهرمان جودو ایران با «ساجی موکی» جودوکار اسرائیلی بود.
نشریه آساهی ژاپن مدعی شده که «سعید مولایی» از فدراسیون جهانی جودو درخواست پناهندگی کرده است.

«ماریوس ویزر»، رییس فدراسیون جهانی جودو به آساهی گفته است: «مولایی تحت فشار بازی را باخته و حتی خانواده اش تحت فشار بوده اند. سعید مولایی که در حال حاضر در آلمان به سر می‌برد و از فدراسیون جهانی جودو درخواست کمک کرده و می خواهد به این کشور پناهنده شود. فدراسیون جهانی جودو هم در تیمی به عنوان تیم پناهندگان، سعید مولایی را به المپیک ۲۰۲۰ اعزام خواهد کرد.»

در گزارشی که بخش ژاپنی‌ زبان روزنامه آساهی منتشر کرده، به صورت روشن به دستور و ممانعت مقامات ورزش ایران برای شکست خوردن سعید مولایی در مرحله نیمه‌نهایی اشاره شده است. دلیل شکست خوردن تعمدانه سعید مولایی، جلوگیری از رویارویی قهرمان جودو ایران با «ساجی موکی» جودوکار اسرائیلی بود.

پس از شکست تعمدانه سعید مولایی، مرد شماره یک رنکینگ جهان در وزن ۸۱ کیلوگرم، ساجی موکی با پرچم اسرائیل به مقام قهرمانی جهان رسید. به عبارتی مجموعه مدیریتی ورزش و تفکر سیاسی ایران مانند تمامی سال‌های گذشته حاضر شد پرچم اسرائیل بالا برود، اما ورزشکار ایرانی به دلیل آن‌چه پیش از این «دفاع از مردم مظلوم فلسطین» خوانده می‌شد، مقابل ورزشکاران این کشور قرار نگیرد.

طی چهار دهه اخیر رقابت نکردن ورزشکاران ایرانی و اسرائیلی برای جمهوری اسلامی به یک ارزش بدل شده است. اما همین ارزش در تمام سال‌های گذشته، برای ورزشکاران ایرانی بزرگترین دغدغه محسوب می‌شد. سنتی که نخستین بار «علی‌اکبر ولایتی» پایه‌اش را گذاشت. سال ۱۹۸۳ در جریان رقابت‌های کشتی آزاد و فرنگی جهان که در «کی‌یف» شوروی برگزار می‌شد، «على‌ اكبر ولايتى»، وزير امور خارجه وقت ایران دستور می دهد که تمام کاروان باید به ایران برگردند. دلیلش رقابت و پیروزی «بيژن سيف‌خانى»، فرنگى كار گيلانى وزن ۷۴ كيلوگرم مقابل «رابينسون كوناشويلى»، کشتی گیر اسراییلی بود.

سال های دهه ۶۰ و ۷۰ برای دولتمردان ایران سال هایی طلایی بود. آن ها با افتخار عدم حضور ورزشکاران ایرانی مقابل حریفان اسراییلی را فریاد می زدند. اما تغییر در قوانین و اساس‎نامه کمیته جهانی المپیک، روال را تغییر داد.

اول بار «ژيل ديويس»، سخن گوى كميته بين المللى المپيك نثر جدید قوانین کمیته جهانی را برای رسانه ها خواند: «در صورتی که ورزشکار یا ورزشکارانی از حضور مقابل ورزشکار یا ورزشکارانی دیگر به دلایل سیاسی، مذهبی، نژادی و قومیتی امتناع کنند، آن ورزشکار مادام العمر از حضور در رقابت های بین المللی محروم خواهد شد. همین طور فدراسیون و کمیته المپیک آن کشور با تهدیداتی از جریمه نقدی تا محرومیت از حضور در رقابت های بین المللی و المپیک مواجه خواهند بود.»

آخرین ورزشکاران ایرانی که به صورت رسمی حاضر به دیدار با حریف اسراییلی نشد، «آرش میراسماعیلی» بود؛ جودوکار ایران در رقابت های المپیک آتن. او نه تنها بخت مسلم ایران برای کسب نخستین مدال به شمار می رفت که پرچم‏دار ایران هم در روز افتتاحیه بود.

کمیته انضباطی فدراسیون جهانی جودو با بسنده کردن به تذکر کمیته جهانی المپیک، آرش میراسماعیلی را به دلیل آن چه در رقابت‌های قهرمانی جهان در ایران رخ داده بود، پنج سال از مدیریت ورزشی محروم کرد. از آن پس،  شعار «برای دفاع از مردم مظلوم فلسطین» با وضع قوانین جدید، نرم نرم از زبان دولتمردان و بعد از ادبیات رسانه ای ایران حذف شد. راهکار جدید، شکست تعمدانه یا مصدومیت‌های ساختگی و تصنعی بود.

تا این‌که شکست «علی‌رضا کریمی» کشتی‌گیر نابغه ایرانی در رقابت‌های زیر ۲۳سال جهان در لهستان، معادله‌های ورزش و سیاست ایران را تغییر داد.

در روزهایی که آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی با دعوت شخصی از «علی‌رضا کریمی» از او بابت مواجه نشدن با حریف اسرائیلی تقدیر می‌کرد و او را «پوریای ولی» می‌خواند، اتحادیه جهانی کشتی به رسول خادم اخطار داد که ورزش ایران در آستانه تعلیق است.

آذرماه سال ۹۶ رسول خادم که از خطر تعلیق فدراسیون کشتی و حتی کلیت ورزش ایران باخبر شده بود، ضمن انتقاد از رویه موجود و عدم مبارزه با ورزشکاران اسرائیلی گفت: «به نظر مي‌رسد مردم فلسطين هم از اين گونه ايثارها اطلاعی ندارند.»

اسفندماه سال ۹۶ «نناد لالوویچ» رییس اتحادیه جهانی کشتی گفت: «به ما می گویند در امور سیاسی ایران دخالت نکنیم. ما هم قبول داریم. اما می خواهیم این احترام دو سویه باشد. انتظار داریم که سیاست هم دستی در ورزش نداشته باشد.» او که رابطه‌ای بسیار نزدیک با رسول خادم داشت تلاش کرد به او بفهماند وضعیت از آن‌چه تصور می‌کنند خطرناک‌تر است.

رسول خادم همان زمان پیام اتحادیه جهانی کشتی را به رجل سیاسی ایران رساند. او در دو نامه جداگانه خطاب به آیت‌الله علی خامنه‌ای و همین‌طور «شورای عالی امنیت ملی کشور» از حساسیت کمیته بین‌المللی المپیک و تلاش این نهاد برای تعلیق ورزش ایران به دلیل دخالت امور سیاسی در ورزش حرف زد. رسول خادم چون گوش شنوایی نمی‌دید، از ریاست فدراسیون کشتی استعفا داد. هم‌زمان با استعفای رسول خادم، «رضا لایق»، دبیر وقت فدراسیون کشتی به ایسنا گفت: «قاطعانه می‌گویم درصورتی‌که حاضر نشدن ورزشکاران ایران مقابل اسراییل تکرار شود، کشتی یا هر رشته دیگر تعلیق می‌شود.»

اما پنجم مهرماه سال ۹۷ «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی ایران حکم نهایی در مورد مبارزه ورزشکاران ایرانی مقابل نمایندگان اسرائیلی را صادر کرد. او در دیدار با ورزشکاران مدال‌آور ایران در رقابت‌های بازی‌های آسیایی جاکارتا گفته است: «جمهوری اسلامی ایران در مسابقات ورزشی با نمایندگان رژیم غاصب شرکت نخواهد کرد و معتقدیم خود این کار که سال گذشته علیرضا کریمی نمونه‌ای از آن را انجام داد، یک قهرمانی واقعی است.»

کمیته بین‌المللی المپیک از دو سال قبل به صورت جدی از فدراسیون جهانی جودو و همین‌طور اتحادیه جهانی کشتی خواسته تا هرگونه دخالت دوباره سیاست ایران در رقابت نکردن ورزشکاران ایرانی مقابل نماینده‌های اسرائیلی را کشف کنند. شاید همین اعلام رسمی رییس فدراسیون جهانی جودو، دستاوردی باشد که هم کمیته بین‌المللی المپیک و هم فدراسیون جهانی جودو در پی آن می‌گشتند.

«هیوا یوسفی» سردبیر روزنامه همشهری ورزشی در حساب توییتر خود نوشته است: «مدیران ورزش ایران معتقدند که ماریوس ویزر، رئیس فدراسیون جهانی جودو، قهرمان جودو ایران، سعید مولایی را تشویق کرده که درخواست پناهندگی بدهد. آن‌ها می‌گویند ویزر، از دوستان نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل است.»

این فرضیه نه کاملا درست است و نه کاملا اشتباه. «ماریوس ویزر» ملیتی اتریشی دارد و به همان اندازه که وزارت ورزش ایران ادعا می‌کند از رابطه‌ای صمیمانه با «بنیامین نتانیاهو» برخوردار است، طی تمامی سال‌های اخیر هم رابطه‌ای حسنه با یک سردار سپاه به نام «محمد درخشان» داشت.

حتی چیدمان اعضای هیات رییسه فدراسیون جهانی جودو هم نشان می‌دهد که هیچ ردپایی از یک نماینده اسرائیلی در هیات رییسه به چشم نمی‌خورد. با این حال وظیفه این فدراسیون جهانی، پیدا کردن مدرکی دال بر تداوم فشار سیاست ایران برای عدم مبارزه با ورزشکاران اسرائیل بود.

در صورت به حقیقت پیوستن ادعای روزنامه آساهی و اعلام پناهندگی مولایی، نه تنها فدراسیون جودو ایران در یک نفسی تعلیق قرار خواهد گرفت که احتمالا کمیته بین‌المللی المپیک تمامیت ورزش ایران را در آستانه تعلیق قرار دهد. در این صورت تمامی فدراسیون‌های ورزشی ایران تا اطلاع ثانوی منحل خواهند شد. به عبارتی ساده‌تر، حتی برگزاری لیگ فوتبال و والیبال ایران هم تعطیل می‌شود.

No responses yet

Aug 31 2019

بازداشت چند مداح «تربیت‌شده در اسرائیل» در آستانه آغاز ماه محرم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وزارت دادگستری آمریکا روز پنج‌شنبه جیمز کومی، رئيس پیشین اف‌بی‌آی را به نقض مقررات اداری پلیس متهم کرد.

یک مقام اداره بازرسی وزارت دادگستری آمریکا روز پنج‌شنبه گفت که آقای کومی در زمینه یادداشت‌های مربوط به مکالمات خود با دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمریکا، برخی مقررات را نقض کرده است.

دونالد ترامپ اردیبهشت ۱۳۹۶، جیمز کومی را از ریاست پلیس فدرال «اف.‌بی.‌آی» برکنار کرد. ريیس‌جمهور آمریکا در نامه برکناری جیمز کومی نوشت که او توانایی رهبری موثر اف بی آی را ندارد و یک رهبر تازه نیاز است تا اعتماد عمومی به این نهاد را بازسازی کند.

آقای کومی در همان دوران یادداشت‌های مرتبط با دیدارها و مکالماتش با ترامپ را در اختیار رسانه‌ها قرار گذاشت.

بر اساس گزارش تازه وزارت دادگستری آمریکا، جیمز کومی یکی از یادداشت‌ها را که حاوی اطلاعات غیرمحرمانه بوده، به یکی از دوستانش داده تا به دست خبرنگاری برساند و این اقدام، نقض مقررات اداری بوده است.

اتهام دیگر جیمز کومی این است که پس از برکنار شدن از ریاست پلیس فدرال به مقام‌های پلیس اطلاع نداده است که یادداشت‌های دیگری در اختیار دارد و آن‌ها را در گاوصندوقی در منزل خودش نگهداری می‌کند.

جیمز کومی پیش از این گفته بود که علت انتشار یادداشت‌ها این بود که احتمال می‌داده است ترامپ در آینده دروغ بگوید و همچنین قصد داشته که زمینه را برای تعیین یک بازرس ویژه برای بررسی روابط بین ترامپ و روسیه فراهم کند.

اداره بازرسی وزارت دادگستری آمریکا این دلایل را منطقی ندانسته است ولی تاکید کرده که چون اطلاعات یادداشت‌هایی که با رسانه‌ها به اشتراک گذاشته شده‌اند، طبقه‌بندی شده نبوده‌اند، قصد اعلام جرم علیه جیمز کومی ندارد.

وکلای جیمز کومی تاکنون به این خبر واکنش نشان نداده اند ولی آقای کومی در توئیتر نوشت اداره بازرسی وزارت دادگستری هیچ مدرکی پیدا نکرده که ثابت کند خود او و یا وکلایش مدارک محرمانه را در اختیار رسانه ها قرار داده اند.

No responses yet

Aug 31 2019

مفاسد سرداران و روحانیون امنیتی؛ مورد محمود سیف

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

زیتون: در مجادله‌ای که بین دو قاضی‌القضات سابق و اسبق جمهوری اسلامی پیش آمده است، اگرچه تلویحاً، اما گوشه‌ای دیگر از کوه فساد نظام استبداد دینی حاکم بر ایران هویدا گشته است. آملی لاریجانی در نامه‌ی خویش به محمد یزدی می‌نویسد: «بنده سینه‌ام خزانه‌الاسرار اتهامات مجموعه‌ای از معاونان، قائم‌مقامان و آقازاده‌های مسئولان و شخصیت‌هاست و ظاهراً امروز هم هزینه ایستادگی در رسیدگی به آنها را می‌پردازم. اما نکته این است که آیا کسانی که امروز برای شفافیت و مبارزه با فساد سینه چاک می‌کنند و ماه‌ها برای دستگیری فردی که نه معاون بنده بوده و نه رئیس دفتر بنده، بلکه مدیر یکی از اجزاء حوزه ریاست تحت اشراف شخصی سالم، فاضل و شریف چون آقای خلفی بوده، فضاسازی کرده‌اند، آیا همین کار را برای آقای شریفی قائم‌مقام شهردار اسبق تهران و آقای سیف معاون اقتصادی اطلاعات سپاه و … کرده‌اند و فساد آنها را به آقای قالیباف و آقای طائب و دیگران سرایت داده‌اند؟ وااسفا از این ظلم و بی‌عدالتی و بی‌مروتی»

این پاراگراف به روشنی بیان می‌دارد که حجم و عمق فساد در میان مسئولین، معاونین و آقازاده‌های جمهوری اسلامی به قدری زیاد است که سینه‌ی شیخ صادق مخزن اسرار این مفاسد است که به دو نمونه‌ی آنها یعنی شریفی و سیف معاونین و مشاورین طائب و قالیباف اشاره می‌کند. ما نیز در سلسله یادداشت‌هایی از سیف شروع می‌کنیم و به معرفی برخی از سردمداران فساد در میان نظامیان و امنیتی‌ها و روحانیون می‌پردازیم.

محمود سیف
او حداقل سه هویت دارد. هویت اصلی‌اش محمد است. محمود هویت برداری است که در کودکی فوت شده و محمد با شناسنامه‌ی ابطال نشده‌ی وی برای خود هویت دیگری ساخته است. هویت سوم و البته اصلی‌ترین هویت وی محسن سجادی‌نیا است که در چند شرکت بزرگ و کوچک داخلی و خارجی سهام‌دار و عضو هیئت مدیره است. داستان محمود یا محسن یا محمد یا … از زمانی بروز و ظهور می‌یابد که شهرزاد میرقلی‌خان به عنوان بازرس ویژه‌ی رئیس وقت صدا و سیما آقای سرافراز، به بررسی برخی پرونده‌ها می‌پردازد. در این بررسی‌ها با نام همسر سابق خویش، محمود سیف مواجه می‌شود و یک انتقام شخصی از شریک عشقی تبدیل به افشای بزرگ‌ترین پرونده‌های فساد در بالاترین نهادهای نظامی، کشوری و امنیتی و … می‌شود.
محمود سیف چند سال پیش به همراه مجتبی ارگانی – معاون علی شمخانی در زمان وزارت دفاع دولت خاتمی– به خواستگاری شهرزاد میرقلی‌خان می‌روند. در این جلسه، ارگانی خود را برادر سیف معرفی می‌کند. شهرزاد دختر قاسم میرقلی‌خان است، کسی که در کوچه نفتی، خیابان بوعلیِ دزاشیب، همسایه هاشمی‌رفسنجانی بوده و او را، وقتی که در خانه‌ی خود ترور می‌شود! به بیمارستان می‌رساند. محمود و شهرزاد ازدواج می‌کنند و به بهانه‌ی ماه عسل به مسافرت می‌روند. در این مسافرت عاشقانه، محمود سیف به نام شهرزاد، معاملاتی نیز انجام می‌دهد. این معاملات چون مصداق دور زدن تحریم‌ها و تقویت تروریسم بوده‌اند، موجب دستگیری و زندانی کردن شهرزاد می‌شود. البته، شهرزاد وقتی گرفتار زندان در آمریکا می‌شود که از محمود سیف جدا شده است.


محمد (محمود سیف) و شهرزاد میرقلی‌خان

شهرزاد حدود ۵ سال در زندان‌های آمریکا تحمل کیفر می‌کند و با وساطت سلطان قاموس آزاد و به ایران بازمی‌گردد. به سفارش وزارت اطلاعات، وقتی که آقای سرافراز رئیس شبکه‌ی پرس تی‌وی است، به استخدام این شبکه درمی‌آید. با رئیس شدن سرافراز در صدا و سیما، بازرس ویژه می‌شود و به نام محمود سیف برمی‌خورد. قراردادهایی که سیف با صدا و سیما بسته است را زیرورو می‌کند تا با پیدا کردن کوچک‌ترین فسادی انتقامی هرچند کوچک از محمود سیف که او و دو دخترش را تا سرحد مرگ شکنجه‌ی روانی کرده بود گرفته باشد. اما ابعاد فساد سیف به قدری وسیع و عمیق بود که با بررسی‌ای سطحی نیز می‌توانست به انبوهی از آنها در قراردادهای صدا و سیما پی ببرد. مساله‌ی فسادهای مالی در صدا و سیما با برخی بزرگان نظام در میان گذاشته می‌شود. شهرزاد و سرافراز بی‌خبرند که مفسد اصلی در واقع اصلی‌ترین مقامات نظامی-امنیتی هستند تا اینکه اطلاعات سپاه شهرزاد را احضار و تهدید می‌کند که باید از ایران خارج شود، وگرنه به جرم جاسوسی ده سال روانه‌ی زندان می‌شود. شهرزاد موضوع را با سرافزار در میان می‌گذارد و به این نتیجه می‌رسند که باید از کشور خارج شود و دوباره به مسقط برگردد و با دختران دوقلویی که از همسر اولش دارد در کشور همسایه زندگی کند.


دیدار سرافراز و میرقلی‌خان در عمان

شهرزاد که ۵ سال سخت را در زندان‌های آمریکا گذرانده و با گَنگی از زنان زندانی درگیر شده بود که از تخت انداخته بودنش و دچار آسیب‌دیدگی شدید از ناحیه کمر و جاهای دیگر شده بود و … مسبب تمام این بدبختی‌ها را محمود سیف می‌دانست و به هر ترتیب قصد داشت که از این مهره‌ی فاسد سپاه و شهرداری انتقام بگیرد. با هماهنگی سرافراز حتی به بیت رهبری و دیدار با مجتبی خامنه‌ای هم رفت، اما نتیجه‌ای نگرفت. حال با سرافراز که رابطه‌ی عاطفی ( تاکید می‌کنم رابطه‌ی عاطفی و نه جنسی و …) عمیقی هم بین‌شان ایجاد شده بود به این نتیجه رسیده بودند که یک مستند در مورد مفاسد سپاه و سیف تهیه و پخش کنند. با امیر تاجیک مدیر شبکه‌ی مستند که کارمند وزارت اطلاعات و به صدا و سیما مامور شده بود، صحبت می‌کنند که این مستند را در شبکه‌ی مستند پخش کنند. اختلاف و رقابت بین وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه عاملی بسیار انگیزاننده برای تاجیک است. حالا مستندسازی می‌خواستند که جرات و جسارت ساخت چنین مستندی را داشته باشد. قرعه به نام یکی از بسیجی‌های بی‌کله و ترمز بریده‌ی شهرری می‌افتد. رضا گلپور چمرکوهی؛ نویسنده‌ی کتاب شنود اشباح و بسیاری مقالات و کتب پر سر و صدای دیگر. سرافراز پیشنهاد ساخت این مستند را به گلپور می‌دهد و او می‌پذیرد. قراردادی با صدا و سیما برای ساخت این مستند تنظیم و امضا می‌شود. شهرزاد و سرافراز به این نتیجه رسیده بودند که طائب عمیقاً در این مفاسد نقش دارد، اما تحقیقات گلپور در راستای تهیه مستند مذکور وی را به این نتیجه می‌رساند که این مافیای فساد به رهبری “طائب، قالیباف و شمخانی” اقدام می‌کند. گلپور متوجه می‌شود که محمد سیف با نام محسن سجادی‌نیا مشاور اقتصادی قالیباف و با نام محمود سیف مشاور اقتصادی اطلاعات سپاه (بخوانید طائب) است و در تمام فعالیت‌های‌شان با شمخانی و معاون او مجتبی ارگانی هماهنگ و همراه هستند. گلپور به مسقط می‌رود تا با شهرزاد گفتگو کند، اما در آنجا خبر استعفای سرافراز را می‌شنود، به این نتیجه می‌رسد که ساخت فیلم مستند متوقف است و به ایران برمی‌گردد. بعد از سرافراز امیر تاجیک نیز استعفا داد و از مدیریت شبکه مستند کنار رفت.


دیدار رضا گلپور و شهرزاد میرقلی‌خان در عمان

رضا گلپور اگرچه ساخت مستند را رها می‌کند اما، پیگیری مفاسد آقایان را رها نمی‌کند؛ با دفتر رهبری و ستاد کل نیروهای مسلح و افراد و نهادهای دیگر نظام نامه‌نگاری می‌کند و اسناد بسیاری از مفاسد سرداران سپاه، از جمله سیف و شریفی و مهردادی و محراب و … را برای آنها می‌فرستد. فضولی‌های گلپور کار دستش می‌دهد و وی را بنابر اعترافات محمدحسین رستمی به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت می‌کنند. گلپور از اتهام جاسوسی تبرئه اما به اتهامات دیگری محکوم به ۲۸ سال زندان می‌شود که خود مقالی مستقل می‌طلبد.
باری؛ محمود سیف یا محسن سجادی‌نیا، به همراه عیسی شریفی، احمد وحیدی، مرتضی رضایی، مهدی سوادلو، مسعود مهردادی، قاسم رستمی، جمال آبرومند و … با ایجاد شرکت‌های مالی – نظامی، مجموعه‌ای مافیایی ساخته‌اند که اقتصاد ایران را به دست گرفته و کاسبان اصلی تحریم شده‌اند.

سیف برای فعالیت‌های مافیایی خود، همراه با دوستان و یارانش، اقدام به تاسیس چندین شرکت می‌کند. تجارت الماس مبین، باتیس‌سازان الماس، پیشرو فناوران الماس، پویا خدمات الماس، صنعت‌پردازان الماس، فناوران مبین خاور، توسعه ارتباطات جامع مبین، گروه خدماتی نگاه پایتخت، گروه توسعه اقتصاد آرکا، پردازش تصویر رایان، رسام نگار جاوید، پژوهشی تصمیم‌سازان امین مدیریت، مبین سازه پارند، نارا پروتئین ایرانیان، میعان انرژی رازی، افرا موتور، ایمن سیستم پرشیا، خدمات اول مبین صبا، افق افروز ایماء، دایا اقتصاد پارسیان، مبین تجارت فناور، آراتک پردیس، رسا تجارت مبین، همکاران راهپویان همتا، توسعه عمران رهاد، نماد سازه جنوب، صنعتی و بازرگانی آوای شرق توس، همراه سیر فردیس، پردیس سبز ملل، صنایع فلزی ایران، نماسازه آرکا، ارتباطی ضحی کیش مجموعه‌ی این شرکت‌هاست. شرکت‌هایی که در حوزه‌ی صنعت ساختمان تا مخابرات و الماس و تولید کارت‌های هوشمند و … فعالیت دارند و تاکنون میلیاردها دلار گردش مالی‌شان بوده است.
سجادی‌نیا یا سیف به عنوان عقل منفصل طائب و قالیباف، با مدیریتی که بر شرکت‌های مذکور داشته، با هماهنگی این دو، فسادهای گسترده‌ای را برنامه‌ریزی و انجام داده‌اند. اولین بار شاید با پرونده بوستان مادر بود که نام یکی از مجموعه شرکت‌های مافیایی بر سر زبان‌ها افتاد. توافقی که بین سیف (بخوانید طائب) و شریفی ( بخوانید قالیباف) انجام شد و بوستان مادر تغییر کاربری داده و به شرکت مبین سازه پارند به ثمن بخس واگذار شده بود. ابعاد فساد اما بزرگ‌تر و وسیع‌تر از اینهاست، حتی بزرگ‌تر از جعل پول‌هایی است که آمریکا به بهانه‌ی آن سیف را تحریم کرده است. مساله‌ی اصلی رابطه‌ی ارگانیکی است که بین مجموعه‌ای از شرکت‌هایی که نظامی – امنیتی‌ها تاسیس کرده‌اند و مبتنی بر آن به غارت مردم و نابودی منافع ملی پرداخته‌اند. هدف ما نیز کشف و افشای این رابطه‌ی ارگانیک است. در ادامه به موارد مجتبی ارگانی و حسن رعیت می‌پردازیم.

*نام نویسنده محفوظ است.

فایل صوتی افشاگری رضا گلپور از زندان اوین

No responses yet

Aug 29 2019

افشای اسرار حزب‌الله و نیروی قدس از سوی ارتش دفاعی اسرائیل

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی


دویچه‌وله: ارتش دفاعی اسرائیل می‌گوید برای نخستین بار “یکی از مهم‌ترین اسرار حزب‌الله لبنان و نیروی قدس سپاه پاسداران” درباره سلاح‌های نقطه‌زن را افشا کرده است. در چندین توییت نام فرماندهان ارشد و وظایف آنها آمده است.

“ارتش دفاعی اسرائیل” (IDF) در شبکه توییتر از فرماندهان ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان نام برده است که گفته می‌شود در لبنان فعال هستند و مسئولیت پروژه “سلاح نقطه‌زن” را برعهده دارند.

به نظر می‌‌آید منظور از “سلاح نقطه‌زن” پهپادهای کوچک انتحاری حامل مواد منفجره هستند که بر فراز خاک نیروی متخاصم به پرواز درمی‌آیند و با هدایت از دور نقطه معینی را هدف حمله قرار داده و خود را منفجر می‌کنند.

این رشته توییت‌های ارتش دفاعی اسرائیل به افراد زیر اشاره کرده و مسئولیت‌های آنها را برشمرده است:

فاش یکی از مهمترین اسرار حزب الله و نیروی قدس, افرادی که آینده لبنان را به خطر مى اندازند pic.twitter.com/ssEqEjAaMr

— ارتش دفاعی اسرائیل به فارسی (@IDFFarsi) August 29, 2019

سرتیپ دوم سپاه مجید نواب، مسئول فن‌آوری‌های سلاح نقطه‌زن سپاه پاسداران. در معرفی او آمده است: «مجید نواب یکی از افسران ارشد پروژه سلاح نقطه‌زنی حزب‌الله است. وی تحت فرمان فرمانده نیروی قدس قاسم سلیمانی و مسئول جنبه فنی این پروژه و کارشناس موشک‌های زمین به زمین می‌باشد. نامبرده سایت‌های پروژه سلاح نقطه‌زنی در لبنان را زیر نظر دارد و همواره این سایت‌ها را بازدید می‌کند.»

سرتیپ محمد حسین‌زاده حجازی، فرمانده سپاه لبنان در نیروی قدس. در معرفی او گفته شده: «سرتیپ محمد حسین‌زاده حجازی مسئول فعالیت‌های ایران در لبنان و پروژه سلاح نقطه‌زنی می‌باشد. او یک افسر ارشد در سپاه و تحت فرمان فرمانده نیروی قدس قاسم سلیمانی می‌باشد. وی مسئول نیروهای ایرانی که به صورت دائم در لبنان به سر می‌برند نیز است.»

سرتیپ علی اصغر نوروزی، معاون آماد و پشتیبانی سپاه. درباره او آمده است: «علی اصغر نوروزی معاون آماد و پشتیبانی سپاه پاسداران است و مسئولیت انتقال تجهیزات و قطعات از ایران به سوریه را به عهده دارد. پس از آن قطعات مذکور به سایت‌های پروژه نقطه‌زنی در لبنان منتقل می‌شود.»

فواد شکر، فرمانده سلاح نقطه‌زنی حزب‌الله لبنان. ارتش دفاعی اسرائیل در معرفی این فرد می‌نویسد: «فواد شکر یکی از فرماندهان ارشد حزب‌الله و مشاور عالی حسن نصرالله، دبیرکل سازمان تروریستی حزب‌الله می‌باشد. او همچنین عضو شورای جهاد آن سازمان است. فواد شکر به مدت ۳۰ سال در آن سازمان فعال بوده است و در طرح‌ریزی و انجام حمله‌ای در بیروت بر ضد نیروهای آمریکایی که در ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ صورت گرفت و ۲۴۱ کشته بر جای گذاشت، سهم داشت. او در لیست مورد نظر وزارت امور خارجه آمریکا است که مبلغ ۵ میلیون دلار برای کسب اطلاعات در مورد وی می‌دهد.»

ارتش دفاعی اسرائیل در شبکه توییتر فارسی خود نموداری از ساختار همکاری نیروی قدس سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان را نیز منتشر کرده است.

نیروی هوایی اسرائیل روز یکشنبه سوم شهریور (۲۵ اوت) مواضع جمهوری اسلامی در سوریه را مورد حملات شدید قرار داد. مقامات اسرائیل در توضیح پیرامون حملات هوایی خود اعلام کردند که واحدهای سپاه قدس بر آن بوده‌اند تا با بهره گرفتن از پهپادهای نقطه‌زن به اهدافی واقع در شمال اسرائیل حمله کنند.

سخنگوی ارتش اسرائیل گفته است که این پهپادها حامل مواد منفجره بوده و از این رو می‌توانند همچون موشک عمل کنند.

در پی این حملات بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «ما با تلاش بسیار موفق شدیم حمله طراحی شده از سوی سپاه قدس ایران و شبه‌نظامیان شیعه به اسرائیل را خنثی کنیم.»

نتانیاهو به تکرار گفت: «جمهوری اسلامی ایران هیچ جا مصون نیست.» او تأکید کرد که «اگر کسی برای کشتن تو به میدان آمده، بهتر است که تو پیشدستی کرده و او را بکشی.» نخست‌وزیر اسرائیل گفته است که امنیت اسرائیل تنها با بهره گرفتن از چنین رویکردی تامین می‌شود.

در توییت دیگری که دو روز پیش در ۲۷ اوت از سوی ارتش دفاعی اسرائیل منتشر شده است از سردار جواد غفاری به عنوان کسی نام برده شده که فرماندهی نیروهای ایرانی در سوریه را برعهده دارد.

گفته شده که «تحت فرماندهی سردار غفاری در سوریه ده‌ها هزار شیعه از ملیت‌های مختلف هستند که در شهرهای گوناگونی مثل دمشق، حلب و شرق سوریه فعالند».

در توییتی دیگر اشاره می‌شود به افرادی که قصد حمله پهپادی به اسرائیل را داشته‌اند اما در حمله اسرائیل کشته شده‌اند: «یاسر احمد صاحر، حسن یوسف زابیب و ۲ فعال دیگر که در ایران دوره استفاده از پهپاد را دیده‌اند، می‌خواستند چند پهپاد حامل مواد منفجره را از منطقه عرنه به طرف اسرائیل در شب ۲۲ـ۲۳ ماه آگوست هدایت کنند. غفاری این فعالان را به کار گرفته بوده و انجام حمله تروریستی مذکور را زیر نظر داشته.»

یاسر احمد صاحر، حسن یوسف زابیب و ۲ فعال دیگر که در ایران دوره استفاده از پهپاد را دیده اند، میخواستند چند پهپاد حامل مواد منفجره را از منطقه عرنه به طرف اسرائیل در شب ۲۲ـ۲۳ ماه آگوست هدایت کنند. غفاری این فعالان را به کار گرفته بوده و انجام حمله تروریستی مذکور را زیر نظر داشته. pic.twitter.com/mSqSBYz2Oy

— ارتش دفاعی اسرائیل به فارسی (@IDFFarsi) August 27, 2019

توییتر فارسی‌زبان “ارتش دفاعی اسرائیل” از دو روز پیش آغاز به کار کرده است.

No responses yet

Aug 29 2019

«از مجتبی تشکر کن»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: «صداوسیما مجموعه‌ای است که در دنیا نمونه‌اش به این شکل گسترده و پراکنده وجود ندارد.» این یکی از توصیفات محمد سرافراز از سازمانی است که او پس از ۱۸ ماه ریاست بر آن مجبور به کناره‌گیری از آن شد و حالا روایت خودش از پشت‌پرده برخی بی‌انضباطی‌های مدیریتی و فساد مالی و ساختار قدرت سیاسی این سازمانِ «گسترده و پراکنده» را در قالب یک گفت‌وگوی ۲۷۰ صفحه‌ای و با عنوان «روایت یک استعفا» در فضای مجازی منتشر کرده است.

محمد سرافراز وقتی در سال ۱۳۹۳ با حکم علی خامنه‌ای به ریاست صداوسیما رسید، سال‌های طولانی سابقه معاونت برون‌مرزی سازمان را پشت سر داشت با کارنامه‌ای آکنده از فعالیت‌های رسانه‌ای تبلیغی گسترده برای جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی، اما ستاره دولتش یک سال و نیم بیشتر روشن نماند و عاقبت به دلیل آن‌چه خود کارشکنی نهادهای امنیتی، به‌خصوص سازمان اطلاعات سپاه به ریاست حسن طائب، در مبارزه با فساد مالی در صداوسیما و دخالت ساختاری در مدیریت این سازمان می‌خواند، استعفا کرد.

اینهم لینک کتاب روایت یک استعفا برای اهالی رسانه و جویندگان آگاهی ودانایی.https://t.co/xnS2AaB92c

— Mohamad Sarafraz (@sarafrazmohamad) August 28, 2019

علی خامنه‌ای در جواب استعفای محمد سرافراز حرفی نزد اما در حکم عبدالعلی علی‌عسگری نوشت که «تلاش‌های انقلابی و ارزشیِ دلسوزانه‌» او « هرگز نباید فراموش شود». رئیس جدید سازمان از معاونان قبلی صداوسیما بود که به‌دستور سرافراز برکنار شده بود.

برخلاف سنت معمول مدیران جمهوری اسلامی پس از استعفا، محمد سرافراز پس از کناره‌گیری ساکت نماند و بارها از پشت‌پرده استعفایش گفت.

طرح جلد کتاب «روایت یک استعفا»

طرح جلد کتاب «روایت یک استعفا»

بخش اصلی کتاب «روایت یک استعفا» فصل آخر آن است که سرافراز ماجرای استعفا را با جزئیات شرح می‌دهد. پیش از این، او همین روایت را، کمی خلاصه‌تر، در برنامه اینترنتی «اتاق شیشه‌ای» و سال گذشته در مصاحبه‌ با روزنامه شرق بیان کرده بود و از نقش اطلاعات سپاه و فشار امنیتی‌ها در به هم خوردن قرارداد سنگین واگذاری آگهی‌های سازمان و نیز برخورد با شهرزاد میرقلی‌خان، بازرس ویژه‌ او در کشف چند مورد فساد مالی، گفته بود.

ازجمله جزئیات بیشتر، یکی اشاره صریح به نقش پشت‌پرده مجتبی خامنه‌ای در این ماجراست:

در تعطیلات فروردین ماه ۹۵ [قبل از اعلام استعفا] جلسه‌ای با آقای طائب [رئیس سازمان اطلاعات سپاه] داشتم و گفتم که من تشکر می‌کنم از شما و چون ممکن است آقایان را نبینم، از طرف من از آقای حسین محمدی [معاون بررسی دفتر رهبری] و حاج‌آقا مجتبی تشکر کنید، زیرا زمینه را فراهم کردید که من از صداوسیما بروم و این جای تشکر دارد و من راحت می‌شوم. او به‌جای این‌که تکذیب کند، گفت خوب می‌خواهی بعدش چی کار کنی؟ گفتم بازنشسته می‌شوم.»

مجتبی خامنه‌ای، سیاسی‌ترین فرزند رهبر جمهوری اسلامی است و حسین محمدی، معاون سیاسی صداوسیما در دوره لاریجانی نیز در سال‌های اخیر با سمتِ معاونت بررسی بیت رهبر جمهوری اسلامی، از متنفذترین مدیران پشت پرده صداوسیما و عرصه فرهنگ در جمهوری اسلامی به شمار می‌آید.

مجتبی خامنه‌ای (وسط)، سیاسی‌ترین فرزند رهبر جمهوری اسلامی

مجتبی خامنه‌ای (وسط)، سیاسی‌ترین فرزند رهبر جمهوری اسلامی

جدا از فصل آخر کتاب «روایت یک استعفا»، بخش عمده کتاب شرح فعالیت ۲۴ سال حضور محمد سرافراز در سازمان صداوسیماست از آغاز تا رسیدن به صندلی ریاست بر آن، که سرشار است از اطلاعاتی که تنها کارکردش معرفی او به‌عنوان یکی از کارامدترین و همه‌فن‌حریف‌ترین مدیران جمهوری اسلامی است.

در همین بخش است که محمد سرافراز به موضوع راه‌اندازی شبکه‌های پرس‌تی‌وی و العالم می‌پردازد و ازجمله می‌گوید که وزارت خارجه با راه‌اندازی این شبکه‌ها مخالف بوده چراکه از نظر آن‌ها صداوسیما حکومتی است و همه برنامه‌های این شبکه‌ها به حساب جمهوری اسلامی نوشته می‌شود.

در همین زمینه، او همچنین از مخالفت حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان، با راه‌اندازی شبکه العالم یاد می‌کند و می‌گوید نصرالله معتقد بود مقام‌های ایرانی اطلاعات دقیقی از شرایط کشورهای عربی ندارند، اما در نهایت خودش او را راضی کرده است.

دیگر بخش‌های این کتاب نیز مکتومات چندانی برای اهل خبر و سیاست ندارد، اما بیان برخی از آن‌ها با جزئیات بیشتر از زبان کسی که با حکم رهبر جمهوری اسلامی رئیس سازمان صداوسیما بوده است تازگی دارد.

تعطیلی برنامه ۹۰ به‌خواست دفتر رهبری

حسین محمدی از چهره‌های متنفذ دفتر رهبر جمهوری اسلامی

حسین محمدی از چهره‌های متنفذ دفتر رهبر جمهوری اسلامی

پرسروصداترینِ این موارد که جذابیت عمومی و هنوز تازه دارد، مربوط می‌شود به تعطیلی برنامه ۹۰ و اخراج عادل فردوسی‌پور از این برنامه به‌خواست دفتر رهبری که محمد سرافراز پیشینه آن را تا مصاحبه فردوسی‌پور با محمدجواد ظریف برای این برنامه عقب می‌برد.

آقای سرافراز نخست با این استدلال که «مجری نباید در این برنامه به همه مسائل کشور بپردازد»، می‌گوید: «در ماه‌های اول چند بار شفاهی و بعد کتبی تذکر دادم… موافق نبودم آقای فردوسی‌پور در مورد موضوعات سیاسی-فرهنگی جامعه در این برنامه اظهارنظر کند.» به همین دلیل خود او مانع پخش این مصاحبه در ویژه‌برنامه ۹۰ در یلدای سال ۱۳۹۴ می‌شود. سپس این نکته کلیدی اضافه می‌کند: «بعد از این اتفاقات، درخواست تعطیلی برنامه ۹۰ از طرف دفتر رهبری مطرح شد، اما من زیر بار آن نرفتم.»

فهرست چندهزارنفره ممنوع‌‌‌‌شدگان

در باب ممنوعیت‌ها در سازمان صداوسیما، محمد سرافراز به موارد ناگفته دیگری هم می‌پردازد که از آن‌ جمله است فعالیت دوباره چند مجری که فعالیت‌شان در سازمان ممنوع شده بود. آقای سرافراز از قراردادی به‌عنوان راه‌حل یاد می‌کند که آن را در مشورت با مدیران تلویزیون تهیه می‌کند و همه مجریان، ازجمله ممنوع‌شده‌هایی چون مهران مدیری، رضا رشیدپور و فرزاد حسنی، آن را امضا می‌کنند تا به «وظایف خود و انتظارات سازمان» متعهد شوند و مراقب «حاشیه‌ها»ی زندگی و رفتار خود باشند.

البته در مورد مهران مدیری که «هم خودش و هم کلیه سریال‌هایش غیرقابل‌پخش بودند»، محمد سرافراز می‌گوید: «برای ساخت سریال جدیدش بنام “در حاشیه” به دفتر رهبری رفتم و صحبت کردم تا ساخته شود.»

به‌روایت محمد سرافراز، فهرست ممنوع‌شدگان در صداوسیما به چند مجری و بازیگر محدود نیست. او از فهرستی چندهزارنفره از استادان دانشگاه‌ها، هنرمندان، مجریان و دیگران می‌گوید که حراست سازمان متولی تهیه و اعلام آن بوده است. «آقای مروتی مدیرکل حراست پرسنلی که نماینده وزارت اطلاعات بود، به‌صورت خودمختار، افرادی را ممنوع‌الورود به سازمان یا غیرقابل‌پخش اعلام می‌کرد.»

محمد سرافراز، در پی بالاگرفتن اعتراض شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، از حراست فهرست ممنوع‌شدگان را طلب می‌کند. «تا مدت‌ها مشخص بود لیست منسجمی ندارند و اسامی را کم و زیاد می‌کردند تا بتوانند به یک لیست قابل ارائه برسند. وقتی لیست دادند، شامل چند هزار نفر از اساتید دانشگاه، هنرمندها، مجری‌ها و افراد متفرقه می‌شد… برخی از افراد این لیست فوت شده بودند، برخی‌ها یک خطای مربوط به سال‌های دور مرتکب شده بودند و بدون دلیل تمدید شده یا در لیست مانده بودند. برای اساتید دانشگاه که اصولاً توجیهی نداشتند.»​

تتلو در تلویزیون

امیرحسین مقصودلو، معروف به تتلو، ظاهراً تنها کسی است که محمد سرافراز، به‌رغم «درخواست سپاه»، اجازه پخش صدا و تصویرش را نمی‌دهد. ماجرا به کلیپ «هسته‌ای» مربوط می‌شود که سازمان «اوج» وابسته به سپاه آن را با خوانندگی و اجرای تتلو و با صرف هزینه بسیار می‌سازد، اما نهایتاً فقط در فضای مجازی پخش می‌شود.

«در مورد امیرحسین تتلو از دفتر گزارش خواستم، فهمیدم خوش‌سابقه و خوشنام نیست و مجوز پخش ندادم. وقتی در تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری به ملاقات آقای رئیسی رفت و عکس آن منتشر شد تعجب کردم، اما وقتی خبرگزاری فارس با کمک شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی مراسم تجلیل و قدردانی برایش گذاشت خیلی بیشتر متحیّر شدم.»

محمد سرافراز سپس صراحتاً ابراز تعجب می‌کند از این‌که «چرا یک بخش خاص از سپاه این‌قدر برای او سرمایه‌گذاری کرده است».

جولان امنیتی‌ها در فراقوه صداوسیما

محمد سرافراز علاوه‌بر شرح نقش سازمان اطلاعات سپاه و همکاری چهره‌های امنیتی دولت، از جمله علی ربیعی با رئیس اطلاعات سپاه در ماجرای استعفا، جزئیاتی از حضور چندلایه امنیتی‌ها در اجزای سازمان صداوسیما هم به دست می‌دهد.

او رقابت دو طیف امنیتی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در سازمان زیرنظرش را رد می‌کند و از هماهنگی آن‌ها خبر می‌دهد و می‌گوید: «آقای مروتی، مدیرکل پرسنلی حراست، نیروی وزارت اطلاعات بود اما با اطلاعات سپاه هماهنگ بود. بعد از مدتی هم که تغییر کرد، از سوی رئیس مرکز حراست برآورد شده بود حدود ۳۰ نفر نیرو در بخش‌های مختلف سازمان خصوصاً سیما داشت که مستقیماً از وزارت اطلاعات با آن‌ها تماس می‌گرفت. آن‌ها شبکه‌ای درست کرده بودند و با توجه به اختیارات گسترده‌ای که برای خودشان تعریف کرده بودند، در مورد مدیران، کارشناسان، برنامه‌ها و بسیاری از مسائل سازمان نقش داشتند و با اطلاعات سپاه هماهنگ بودند.»

حسن (حسین) طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه

حسن (حسین) طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه

محمد سرافراز در دوره ریاستش بر صداوسیما از نتایج «مثبت» این هماهنگی در فعالیت‌های سازمانی بی‌بهره نبود، اما این اتحاد چاقوی دولبه‌ای است که به‌هنگام مزایده صداوسیما برای واگذاری آگهی‌ها دست آقای سرافراز را برید: «وقتی قرار شد جلوی مزایده صداوسیما را بگیرند، با هم هماهنگ عمل کردند. یکی به دفتر رهبری گزارش داد که انجام مزایده یعنی آنتن‌فروشی صداوسیما و دیگری کاری کرد که برنده مزایده به‌صورت غیرقانونی از مزایده کنار بکشد.»

ازجمله اقدامات محمد سرافراز تغییر عنوان معاونت سیاسی صداوسیما به معاونت خبر و ایجاد برخی تغییرات صوری در ساختار این معاونت بود، با این حال و به‌گفته خودش ساختار امنیتی حاکم بر «ساختمان شیشه‌ای» جام‌جم همچنان پایدار ماند.

او درباره ارکان این معاونت که نقش راهبر اصلی را در بخش‌های خبری و برنامه‌های سیاسی ایفا می‌کنند می‌گوید: «سه چهار نفر هستند که بر خبر تلویزیون سلطه دارند و مورد اعتماد دفتر رهبری و آقای حسین محمدی هستند و تصور می‌کنند که از این‌ها بهتر دیگر وجود ندارد.»

و این جدا از نیروهایی است که دستگاه‌های امنیتی در بدنه سازمان صداوسیما به شکل مأمور یا همکار دارند و رئیس پیشین صداسیما در این گفت‌وگو بر وجود و فعالیت آن‌ها صحه گذاشته است.

فساد مالی در پیام‌رسان سروش

محمد سرافراز مدعی اصلاح برخی مفاسد مالی در صداوسیماست و به‌هنگام شرح جزئیات از پیام‌رسان سروش و نقش محمدرضا علی‌عسگری، فرزند رئیس کنونی صداوسیما، مثال می‌آورد که اتفاقاً گزارش مالی آن را بازرس ویژه‌اش، شهرزاد میرقلی‌خان، به او رسانده بود.

«زمانی که ایشان گفت این اپلیکیشن آماده بهره‌برداری است، راستی‌آزمایی کردم آیا چند میلیون مخاطب همزمان می‌توانند در آن پیام مکتوب، صوتی وتصویری رد و بدل کنند؟ جواب منفی بود.»

به‌گفته آقای سرافراز، در کنار شرکت سروش رسانه، بدون مجوز، شرکت دیگری برای انجام کار تأسیس می‌شود که ۴۹ درصد سهام آن متعلق به فرد حقیقی، ازجمله محمدرضا علی‌عسگری، است: «آن شرکت هم اغلب پول‌ها را به کارکنان شرکت مُهیمن می‌داد که مربوط به مدیرکل خود ایشان بود.» پس از محرز شدن تخلف، شکایتی از سوی رئیس صندوق بازنشستگی صداوسیما تسلیم دادسرای فرهنگ و رسانه می‌شود، اما عاقبت، به‌گفته‌ محمد سرافراز، پس از منصوب شدن رئیس کنونی صداوسیما این شکایت هم پس گرفته می‌شود.

مورد ویژه رحیم‌پور ازغدی

محمد سرافراز در حاشیه بحث پیرامون استفعای جنجالی غلامرضا غلامی، مدیر وقت شبکه چهار، در اعتراض به دخالت‌های مدیر بالادستی و نیز «حجم فساد مالی»، به پشت‌پرده برنامه‌های حسن رحیم‌پور ازغدی اشاره می‌کند و می‌گوید که آقای رحیم‌پور ازغدی خودش تیم تولید برنامه تشکیل داده بود و در عین حال همزمان در سه شبکه برنامه داشت. «نظر آقای غلامی این بود که هم در مورد موضوعات و هم در مورد کیفیت فنی می‌بایست با شبکه هماهنگی شود و آقای رحیم‌پور ازغدی زیر بار نمی‌رفت.»

برخلاف تصور عمومی، برخی برنامه‌های سخنرانی تلویزیون، ازجمله برنامه هفتگی محسن قرائتی که با عنوان «درس‌هایی از قرآن» سابقه چنددهه‌ای دارد، برنامه‌‌هایی هستند که تهیه‌کننده آن‌ها خود سخنرانان‌اند و برآورد مالی جداگانه‌ای دارند که سود آن بنابه‌قاعده به جیب تهیه‌کننده و تیمش واریز می‌شود.

محمد سرافراز در مورد ویژه حسن رحیم‌پور ازغدی از دفتر رهبر جمهوری اسلامی نیز یاد می‌کند و می‌گوید آقای رحیم‌پور ازغدی «با دفتر رهبری ارتباط داشت و به آن‌ها گزارش می‌داد، آقای غلامی هم جواب می‌داد».

سخنرانی‌های ازغدی، که اصولگرایان از او به‌عنوان «نظریه‌پرداز انقلاب اسلامی» یاد می‌کنند، همچنان و هفتگی از شبکه‌های گوناگون پخش می‌‌شود.

همه راه‌ها به دفتر رهبری ختم می‌شود

در یکی از آخرین روزهای بهمن ۹۴ محمد سرافراز به دفتر رهبر جمهوری اسلامی می‌رود و در دیدار دونفره با علی خامنه‌ای به او می‌گوید «یک حکومت پنهانی در حکومت که هم پول دارد، هم رسانه در داخل و خارج دارد و هم ابزار امنیتی دارد، علیه سازمان در حال برنامه‌ریزی است» و از او درخواست حمایت می‌کند و می‌گوید در غیر این صورت «من استعفا می‌دهم و می‌روم برای این‌که این سازمان برای شما بماند و حفظ شود»، و استعفایش را مکتوب می‌کند و به‌هوای حمایت برمی‌گردد سر کارش.

در اردیبهشت‌ماه ۹۵، پس از انتشار شایعاتی درباره استعفایش، به علی‌اصغر حجازی در دفتر رهبری گله می‌برد و آقای حجازی در جواب می‌گوید در جریان ملاقات او با خامنه‌ای بوده و با استعفای او موافقت شده است.

محمد سرافراز در روز ۱۸ اردیبهشت ۹۵ آخرین نامه‌اش در مقام رئیس صداوسیما را برای علی خامنه‌ای می‌نویسد و اتفاقات مهم پس از آخرین ملاقاتش با او را توضیح می‌دهد و در پایان می‌نویسد «هر تصمیمی که بگیرید، دعاگو هستم». اما علی خامنه‌ای که تنها ۷ ماه پیش از آن «۱۳ صفت مثبت و بعضاً اختصاصی» را نصیب او کرده بود، هیچ‌گاه هیچ جوابی به این نامه نمی‌دهد.

عکسی از دیدار مدیران صداوسیما با رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۴ که حسین محمدی نیز در آن حضور دارد (نفر اول سمت چپ)

عکسی از دیدار مدیران صداوسیما با رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۴ که حسین محمدی نیز در آن حضور دارد (نفر اول سمت چپ)

کسی که ۱۸ ماه از ۲۴ سال حضورش در صداوسیما را در مقام ریاست بر آن گذرانده، این سازمان را مجموعه‌ای «گسترده و پراکنده» توصیف می‌کند؛ توصیفی که «بی‌دروپیکر بودن» آن را به ذهن می‌آورد. سازمان عریض و طویل صداوسیما شاید در برخی مسائل و مفاسد مالی بی‌دروپیکر به ‌نظر برسد، اما در ساختار مدیریتی و سیاسی نه‌تنها بی‌دروپیکر نیست که دروازه‌‌ها و مردانی آهنین دارد؛ مردانی که راه‌شان جملگی به دفتر رهبری ختم می‌شود.

No responses yet

Aug 29 2019

داستان ناکامی سعید ملایی و اولین طلای جودوی مردان جهان برای اسرائیل

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی


رادیوفردا: سعید ملایی (جودوگی آبی) در دیدار رده‌بندی هم با نمایشی که بی تفاوتی در آن مشهود بود، به رقیب جوان گرجستانی (جودوگی سفید) باخت تا مسابقات جهانی را با دست خالی ترک کند.
سعید ملایی (جودوگی آبی) در دیدار رده‌بندی هم با نمایشی که بی تفاوتی در آن مشهود بود، به رقیب جوان گرجستانی (جودوگی سفید) باخت تا مسابقات جهانی را با دست خالی ترک کند.
ارسال

ناکامی سعید ملایی ستاره دنیای جودو از ایران در کسب مدال، شگفتی بزرگ مسابقات جهانی ۲۰۱۹ به میزبانی ژاپن بود.

سعید که قهرمان جهان و صدرنشین رنکینگ جهانی است، در برابر اشرف موتی دارنده مدال برنز آفریقا از مراکش با ایپون به برتری رسید. مقابل کارلوس لوز (پرتغال) هم در مدت زمانی کوتاه پیروز شد.

او در گام بعدی، حسن خالمورزایف قهرمان المپیک ۲۰۱۶ از روسیه را برد تا پیروزمندانه روانه دور بعد شود.

آنتوان فورتیه دارنده مدال برنز المپیک از کانادا هم روی تاتامی مقابل ملایی تسلیم شد تا نماینده ایران قدرتمندانه به نیمه نهایی برسد.

در طرف مقابل موکی ساگی از اسرائیل نیز به نیمه نهایی رسیده بود. صداوسیمای ایران در بخش‌های مختلف خبری اعلام کرد که سعید «به دلیل مصدومیت شدید»، از ادامه مسابقات کناره‌گیری کرده است.

ملایی نه می‌توانست با ساگی مبارزه کند و نه اجازه ایستادن همزمان با نماینده اسرائیل روی سکوی قهرمانی را داشت.

خبر صداوسیما واقعیت نداشت. زیرا سعید به روی تاتامی آمد اما با روحیه‌ای به هم ریخته در برابر ماتیاس کاسی از بلژیک شکست خورد.

سعید در دیدار رده‌بندی هم با نمایشی که بی تفاوتی در آن مشهود بود، به رقیب جوان گرجستانی باخت تا مسابقات جهانی را با دست خالی ترک کند.

از کم‌انگیزگی ملایی در دو دیدار آخرش، نمایندگان چندین کشور بهره بردند. حریف اسرائیلی طلا گرفت که اولین طلای جودوی مردان اسرائیل در تاریخ مسابقات جهانی است.

نماینده بلژیک و رزمی‌کار جوان گرجستانی اولین مدال جهانی خود را به گردن آویختند. جودوکار کانادایی هم به رغم شکست مقابل ملایی، روی سکوی سوم ایستاد.

قرار بود محمد محمدی بریمانلو هم در این مسابقات شرکت کند اما به خاطر همگروهی با حریف اسرائیلی، به توکیو اعزام نشد. بریمانلو به نشانه اعتراض در سن ۲۶ سالگی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد.

محدودیت‌ها و خط قرمز نظام جمهوری اسلامی برای بریمانلو و ملایی یکسان بود و هر دو نیز در نهایت دست خالی ماندند. با این تفاوت که بریمانلو اعزام نشد اما ملایی اعزام شد تا قهرمان المپیک را هم شکست دهد اما بدون مدال بماند.

سناریوی سعید و ساگی برای چهارمین بار تکرار شد؛ در مسترز چین، سعید برای اینکه دور بعد با ساگی مبارزه نکند، با شکست عمدی از حریف ژاپنی حذف شده بود.

در این بین، جودوکار اسرائیلی مغلوب ماتیاس کاسی از بلژیک شد تا از دور رقابت‌ها حذف شود.

مسابقات گوانگجو آخرین رویداد جودو در سال ۲۰۱۸ بود. ۵۰ روز قبل از آن، واقعه مشابهی بین این سه نفر یعنی سعید ملایی، موکی ساگی از اسرائیل و ماتیاس کاسی بلژیکی در جایزه بزرگ امارات رخ داد.

ملایی برای اینکه با ساگی روبرو نشود به نماینده بلژیک باخت. او در ادامه مسابقات می‌توانست به مدال برنز برسد اما برای اینکه روی سکو کنار نماینده اسرائیل نباشد، در دیدار رده‌بندی هم مبارزه نکرد.

سعید ملایی در امارات هزار امتیاز رنکینگی را از دست داد. ضمن اینکه جایزه دلاری نصیب حریف اسرائیلی شد.

سعید با از دست دادن طلای ابوظبی، فرصتی تاریخی برای «صدرنشینی رنکینگ جهانی در تمام اوزان» را هم از کف داد. او در مسترز چین نیز با شکست عمدی، امتیازات مهم رنکینگی را از دست رفته دید.

موکی ساگی از اسراییل و سعید ملایی نه در ابوظبی مبارزه کردند و نه در گوانگجو. ایستگاه سوم این تعقیب و گریز، پاریس بود. جایی که فیلم چشم‌های گریان ملایی بازتاب بین‌المللی یافت.

سعید در گرنداسلم پاریس مقابل حریف قزاقستانی ایپون شد تا با موکی ساگی رویارو نشود. جودوکای اسرائیلی به فینال رسید.

حالا راند چهارم از فرارهای ملایی برای عدم مبارزه با رزمی کار اسرائیلی در توکیو رقم خورده است و اگر جمهوری اسلامی تغییر رویه ندهد، نظیر این فرار در المپیک هم تکرار خواهد شد.

رسول خادم اسفند ۹۶ در بیانیه‌هایش خطاب به مسئولین جمهوری اسلامی، خواستار پایان بخشیدن به دستور «باید ببازی» در برابر حریفان اسرائیلی شده بود.

خادم نوشت: «اگر به آنچه می‌گویید اعتقاد دارید، سلاح بردارید و پیشاپیش ورزشکاران حرکت کنید. نه این که قهرمانان ملی را سپر بلای خود قرار دهید. دیگر بازی زودتر بباز یا مریض شو جواب نمی‌دهد. باید به میدان بیایید تا اگر قرار به باختن است با هم ببازیم».

رسول خادم که در نهایت ناگزیر شد از ریاست فدراسیون کشتی استعفا دهد، نوشت: «مسئولان آنقدر عقب می‌ایستند که اصلاً دیده نشوند. می‌گویند چرا به مسابقاتی رفتید که اسرائیل حضور دارد، گویا مسابقات جهانی دیگری هم هست که بدون اسرائیل برگزار شود! گمان می‌کنیم با هیس گفتن در حال مدیریتیم».

No responses yet

Aug 29 2019

اخلال در بازار خودرو(بخش اول)؛ از اختاپوس قطعه‌سازان چه می‌دانیم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایران وایر: پای سه نماینده مجلس شورای اسلامی به پرونده «صنعت خودرو» در ایران باز شده است. دو نفر از آن‌ها به نام‌های «فریدون احمدی» و «محمد عزیزی»، نمایندگان زنجان و ابهر بازداشت و پس از تامین وثیقه ۱۰ میلیارد تومانی، به طور موقت آزاد شده‌اند.

از اتهام دقیق این نمایندگان اطلاعاتی در دست نیست اما «احمد توکلی »، نماینده سابق مجلس نوشته که اتهام آن‌ها تبانی در خرید شش هزار خودرو به صورت رانتی، چند صد کیلو طلا و هزاران سکه و ایجاد «بحران پوشک» بوده است.

«احمد علیرضابیگی» اما سومین نماینده‌ای بود که نامش در این پرونده دیده شد. برخی گزارش‌ها از احضار او نیز حکایت دارند اما هنوز جزییاتی از اتهام وی منتشر نشده است.

به گفته «حشمت الله فلاحت پیشه»، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در پرونده دپو ۱۶۰ هزار خودرو که پای ۸۰ هزار میلیارد تومان پول در میان است، فهرستی از «بهره‌مندان» وجود دارد که باید با آن‌ها برخورد شود.

خودرو دومین صنعت پول‌ساز در ایران بعد از صنعت نفت است. بازار این صنعت پس از بالا رفتن نرخ انواع ارز، دچار شوک بزرگی شد. برخی معتقدند خودرو سازان در این شوک نقش داشته‌اند.

گزارش شده است که آن‌ها با همکاری قطعه‌سازان، اقدام به دپو ۱۶۰ هزار خودرو به بهانه کمبود یک یا دو قطعه کرده و از عرضه آن‌ها به بازار خودداری کرده‌اند. این اقدام برای بالا بردن قیمت‌ خودروها انجام شده است.

در دو هفته اخیر هم مدیران عامل «ایران‌خودرو» و «سایپا» در همین رابطه از مقام خود برکنار شده و چندین مدیر بالا رتبه آن‌ها نیز بازداشت شده‌اند.

برخی گزارش‌ها حکایت از بازداشت دست‌کم ۲۵ نفر در این رابطه دارند. اما هنوز ابعاد مختلف و دلایل قطعی این بازداشت‌ها روشن نشده است.

از برخی قطعه‌سازان به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل دپو این تعداد خودرو و اخلال در بازار آن طی یک سال اخیر نام برده می‌شود. در میان آن‌ها نام گروه «کروز» در راس قرار گرفته است.

اما درباره این گروه چه می‌دانیم؟ چه کسانی آن را اداره می‌کنند و چه رابطه‌ای با دو شرکت بزرگ خودرو سازی در ایران دارند؟

گروه کروز
گروه کروز در سال ۱۳۶۱ تأسیس و در مدت زمان ۳۰ سال، به یکی از بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین تامین‌کننده قطعات در صنعت خودرو ایران تبدیل شد.

این گروه در سال ۱۳۹۶، از سوی سازمان مدیریت صنعتی در رتبه پنجاهمین شرکت ایران قرار گرفت.

در حال حاضر نزدیک به ۱۲ هزار نفر نیروی انسانی به صورت مستقیم در این شرکت شاغل هستند. هم‌اکنون سهام‌دار کنترلی شرکت کروز، «شرکت توسعه صنایع وینارت» است.

در گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از صنایع خودرو سازی، این شرکت به مفاسدی از جمله «انحصار در تامین قطعات»، «نقض قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴» و «خرید سهام و حضور در هیات مدیره ایران خودرو» متهم شده است.

برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارند که کروز به‌طور خزنده و غیرقانونی بر مالکیت خود بر سهام ایران‌خودرو افزوده و آن‌ را به ۱۸.۵ درصد رسانده است. هرچند پس از حساسیت رسانه‌ها، به انکار آن پرداخت.

گروهی بی‌رقیب در انحصار

گروه کروز تولید کننده قطعات خودرو مانند دسته فرمان، قطعات برقی، کاتالیست، ضبط خودرو و… است و این قطعات را در اختیار شرکت‌هایی مانند «سایپا»، «ایران خودرو»، «پارس خودرو»، «رنو پارس» و «بهمن خودرو» قرار می‌دهد.

کروز به عنوان یکی از تأمین کنندگان اصلی قطعه در گروه‌های خودرو سازی شناخته می‌شود. میزان اهمیت این شرکت در تأمین قطعات شرکت سایپا تا به این اندازه بوده است که به ادعای خبر گزاری فارس»، پس از وقوع آتش‌سوزی سال ۱۳۹۶، تولید برخی خودروها، از جمله «تیبا» و «پراید» برای چند روز در زیر مجموعه تولید خودرو در کاشان متوقف شد.

سهام داری در شرکت‌های خودروساز

مدیران شرکت کروز به‌وسیله شرکت‌های زیر مجموعه خود هم‌چون «ویسمن موتور» و «تدبیر آراد سرمایه»، از سال ۱۳۹۰ شروع به خرید سهام خودروسازان (شرکت بالادستی خود) کرده‌اند تا بتوانند در هیات مدیره خودروسازان حضور داشته باشند.

مرکز پژوهش های مجلس در سال ۱۳۹۰ در گزارشی به خرید سهام ایران خودرو توسط کروز و یا سایر زیرمجموعه‌های خودروسازان اشاره کرده است.
نقش کروز در ایجاد خودروهای ناقص
به نوشته وب‌گاه «پردیس خودرو»، شرکت ایران‌خودرو در نامه‌ای که سال ۱۳۹۸ به شرکت کروز ارسال کرده، نوشته است از ۵۲ هزار خودرو ناقص، ۲۱ هزار دستگاه به دلیل عدم تامین جلو آمپر، ایربگ و… توسط شرکت کروز ناقص مانده‌اند.

کروز در حالی بیشترین نقش را در ناقص ماندن ده‌ها هزار خودرو در بحران اقتصادی سال ۱۳۹۷و ۱۳۹۸ ایران داشته که به گفته «فرهاد بهنیا»، سخن‌گوی «انجمن سازندگان قطعات»، بیشترین میزان دریافت مطالبات نقدی و بالاترین میزان دریافت ارز دولتی را در میان قطعه سازان داشته است.

بر اساس برآورد وب‌گاه «تابناک»ٰ این شرکت چیزی معادل ۹۴ میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرده است.

بهنیا در عین حال گفته است: «شنیده‌ها حاکی  از آن هستند اکنون شرکت یاد شده در حال خرید شرکت‌های نیمه تعطیل قطعه سازی است. در حالی که اگر پول دارند، باید جنس و قطعه به خطوط خودروسازی تزریق کنند.»

احتکار و گران فروشی در بهمن خودرو

در اردیبهشت ۱۳۹۷، این شرکت ابتدا به ثبت نام خودرو «هاوال» با قیمت قطعی ۹۵ میلیون تومان اقدام کرد. اما با تغییر قیمت ارز، بدون اعلام قبلی، سایت را بست و سپس شرایط و قیمت جدید جایگزین آن کرد.

این شرکت در اردیبهشت ۱۳۹۸ نیز به افرادی که برای هاوال ثبت نام کرده بودند، خبر داد خودرویی برای تحویل ندارد و آن‌ها الزاما باید خودرو «بسترن» را دریافت کنند. اما هم‌زمان، فیلمی از ده‌ها خودرو هاوال موجود در انبارهای بهمن خودرو در فضای مجازی انتشار یافت که در زمان خود جنجال آفرین شد.

مطالب مرتبط:
نمایندگان بازداشت شده چه کسانی هستند؟

No responses yet

Aug 28 2019

آمریکا ۵ فرد و ۵ شرکت را “در ارتباط با برنامه موشکی سپاه” تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: وزارت‌ خزانه‌داری آمریکا دو شبکه مرتبط با دولت و سپاه را به دلیل ارسال تجهیزات به ایران تحریم کرد. در اطلاعیه این وزارت‌‌‌خانه آمده که این افراد و شرکت‌ها تجهیزاتی را برای ساخت موشک خریده‌ و در اختیار ایران گذاشته‌اند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه ششم شهریور (۲۸ اوت) اعلام کرد که ۵ فرد و ۵ شرکت مرتبط با سپاه پاسداران ایران را تحریم کرد.

در اطلاعیه وزارت خزانه‌داری آمریکا در این باره آمده است که یک شبکه ارتباطی سپاه پاسداران با شرکتی در هنگ ‌کنگ به مدیریت فردی به نام حامد دهقان تلاش کرده‌اند با دور زدن تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی فناوری و تجهیزات در اختیار سپاه و دولت ایران قرار دهند.

حامد دهقان به عنوان مدیر یک شرکت پوششی فعالیت می‌کرده و قصد داشته است ده‌ها میلیون دلار قطعات و تجهیزاتی خریداری کند که در ساخت موشک به کار برده می‌شود.

ایالات متحده آمریکا دارایی شرکت‌هایی را که تحریم‌های این کشور علیه ایران را دور می‌زنند مسدود می‌کند. احتمالا ثروت شرکت‌ها و افراد تحریم شده نیز بسته خواهد شد.

آمریکا معامله و تجارت شهروندان خود با شرکت‌های تحریم شده را هم ممنوع کرده است.

علاوه بر آن آمریکا از موسسات مالی خارجی هم خواسته است که با شرکت‌های مورد تحریم همکاری نکنند و تراکنش مالی برای این شرکت‌ها انجام ندهند در غیراین صورت جریمه ‌خواهند پرداخت.

در اطلاعیه وزارت خزانه داری آمریکا از شرکت دیگری با مدیریت فردی به نام سید حسین شریعت نیز نام برده شده که در تهیه تجهیزات مرتبط با آلومینیوم برای نیروهای نظامی ایران دست داشته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در اطلاعیه خود همچنین گفته است که این شرکت‌ها به دلیل تامین فناوری، قطعات و مواد خام که در برنامه هسته‌ای ایران به کار می‌رود تحریم شده‌اند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا قبلا هم تحریم‌هایی را علیه افراد و شرکت‌های ایرانی وضع کرده بود. اما این‌بار تحریم‌ها بلافاصله بعد از آن وضع شده که از احتمال دیدار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا و همتای ایرانی او صحبت به میان آمده است.

خبرگزاری آلمان (dpa) روز سه‌شنبه پنجم شهریور (۲۷ اوت) با انتشار گزارشی از بیاریتز، محل برگزاری نشست سران و رهبران کشورهای عضو گروه هفت از اعلام آمادگی ترامپ برای دیدار با روحانی ظرف هفته‌های آتی خبر داده بود.

این خبرگزاری از این دیدار احتمالی به عنوان “دیداری تاریخی” هم یاد کرده و به نقل از ترامپ نوشت که او نیز در تمایل مسئولان ایران نسبت به برگزاری این دیدار خوش‌بین است.

ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی خود تاکید کرده بود که در صورت فراهم بودن شرایط، با دیدار با روحانی موافق است.

اما هنوز زمان زیادی از این اظهارات نگذشته است که ۵ شرکت و ۵ فرد ایرانی در ارتباط با برنامه‌های موشکی سپاه پاسداران مورد تحریم آمریکا قرار گرفته‌اند.

No responses yet

Aug 28 2019

‎فاش گویی سرافراز از چرایی حذف عادل فردوسی‌پور: دستور بیت رهبری بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: «محمد سرافراز»، رییس سابق صداوسیما مدعی شده است که سال ۱۳۹۵ دفتر آیت‌الله «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی ایران خواستار تعطیلی برنامه «۹۰» شده بود اما او زیر بار این درخواست نرفته است. سرافراز دلیل این فشار از سوی دفتر رهبری را مصاحبه «عادل فردوسی‌پور»، مجری این برنامه با «محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه عنوان کرده است.

برنامه ۹۰ از اسفند سال ۱۳۹۷ به دلیل مخالفت «علی فروغی»، رییس جوان و تازه وارد شبکه سه سیما، دیگر روی آنتن نرفت. این برنامه پس از نزدیک به ۲۱سال تعطیل شد. توقف پخش این برنامه البته انتقادهای گسترده‎ای را در جامعه به همراه داشت.

علی فروغی پسر باجناق «حدادعادل» است و شخص حداد عادل هم پدر زن «مجتبی خامنه‌ای»، فرزند رهبر جمهوری اسلامی ایران. منهای این نسبت نزدیک خانوادگی مدیر شبکه سه سیما با آیت‌الله خامنه‌ای و بیت رهبری، می‌توان نارضایتی او از ورود فردوسی‌پور به مبحث بلیت فروشی ورزشگاه‌های ایران که متعلق به شرکت «برهان مبین» است را هم دخیل دانست.

بخشی از سهام این شرکت متعلق به «ستاد اجرای فرمان امام» است و علی فروغی عضو هیات مدیره «موسسه فرهنگی رزمندگان اسلام»، یکی از زیرمجموعه‌های این ستاد به حساب می‌آید. یکی از آخرین اعتراض‌های عادل فردوسی‌پور در برنامه ۹۰، به حذف یکی از آیتم‌هایش در مورد احتمال تبانی در لیگ و فساد مالی در بلیت‌فروشی‌ها بود که چهار هفته پیاپی از سوی مدیریت شبکه سه سیما توقیف شد.

برخی معتقد بودند نقدهای عادل از این شرکت و به مخاطره افتادن منافع علی فروغی در برکناری او بی‌تاثیر نبوده است. اما به نظر نمی‌رسید علی فروغی بتواند در ساختار و چارت مدیریتی این سازمان صاحب چنین قدرتی باشد.

روز شانزدهم اردیبهشت امسال، شورای نظارت بر سازمان صداوسیما در بیانیه‎ای اعلام کرد تعطیلی و تعلیق برنامه‎ها جزو اختیارات صداوسیما است. در عین حال، یک ماه پس از صدور این بیانیه، «حمیدرضا علی‌عسگری»، برادر زاده رییس کنونی سازمان صداوسیما و بازیکن سابق تیم فوتبال «پرسپولیس» در صفحه اینستاگرامش فیلمی از خود منتشر کرد و با صدای مغموم مدعی شد که هفته قبل از آن، از عادل فردوسی‌پور خواسته بود او را به عنوان واسطه بازگشت به صداوسیما و آغاز کار دوباره ۹۰ بپذیرد.
علی‌عسگری اما در این ویدیو گفت: «با عادل صحبت کردم، او گلایه‌هایی داشت و درد دل‌هایی کرد. حرف‌هایش را شنیدم و با حاج آقا (مدیر صداوسیما) صحبت کردم. متاسفم که این را می‌گویم، اما برنامه ۹۰ به پایان عمر خود رسیده است.»

ادعای سرافراز، رییس سابق سازمان صداوسیما نمی‌تواند از واقعیت دور باشد. آذر سال ۱۳۹۵ بود که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ضمن انتقاد از برخی از برنامه‌های صداوسیما که در مسابقات خود هدایای مالی «نامتعارف» به بینندگان پرداخت می‌کنند، از جنجال‌های «یک برنامه» به صورت غیرمستقیم انتقاد کرد و دعواهای شفاهی مدیران ورزشی در آن را برای مردم ناکارآمد دانست. علی خامنه‌ای گفته بود صداوسیما نباید محلی برای دعوای مدیران و مربیان و داوران ورزش شود. برنامه ۹۰ تنها برنامه ورزشی و چالشی بود که این خصوصیات مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی را داشت.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .