اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for August, 2020

Aug 28 2020

دست کم دو نفر در درگیری بین حزب الله و ساکنان جنوب بیروت کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌سی: ساختمانی در جنوب بیروت که دیشب در درگیری ها به آتش کشیده شد
به گزارش رسانه های خبری لبنان، شب گذشته بین شبه نظامیان حزب الله و گروهی از ساکنان محله خده در جنوب بیروت درگیری مسلحانه روی داد که دست کم دو کشته و ده زخمی برجای گذاشته است.

براساس این گزارش، این درگیری زمانی آغاز شد که نفرات حزب الله قصد آویختن پرچم و پلاکاردهای این گروه را داشتند که با مخالفت شماری از ساکنان مواجه شدند.

در ویدیو کلیپ هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر شده صدای شلیک تیربار به گوش می رسد و براساس گزارش ها، یک ساختمان نیز به آتش کشیده شد.

به گزارش خبرگزاری لبنان، یکی از کشته شدگان شهروند لبنان و از ساکنان محلی و دیگری شهروند سوریه و سه تن از زخمی های درگیری اعضای یک خانواده بوده اند.

در پی این درگیری که سه ساعت به طول انجامید افراد قبایل ساکن منطقه با متهم کردن حزب الله به قانونی شکنی، بزرگراه بیروت به جنوب لبنان را مسدود کردند و ارتش برای برقراری نظم و بازکردن این بزرگراه به منطقه اعزام شد.

براساس بعضی گزارش ها، در این درگیری طرفداران حزب “جنبش آینده” به رهبری سعد حریری شرکت داشتند.

هفته پیش و در پی صدور رای دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری، نخست وزیر پیشین لبنان، بین نفرات حزب الله و ساکنان همین محلی درگیری کوتاهی روی داد. درگیری زمانی آغاز شد که افراد حزب الله در صدد آویختن پوستر سلیم عیاش بودند که براساس رای دادگاه بین المللی، از عوامل اصلی قتل رفیق حریری بوده است.

درگیری های اخیر در حالی روی می دهد که طی حدود یک سال گذشته، لبنان شاهد تشدید بحران اقتصادی و مالی و اعتراضات گسترده نسبت به فساد و بی کفایتی تشکیلات حکومتی بوده است. در پی انفجار اخیر در بیروت، حزب الله به ارتباط با این واقعه متهم شد اما این اتهام را رد کرده است.

رهبر حزب الله در مورد خطر بروز درگیری داخلی در این کشور هشدار داده است.


خودرو سوخته در محل درگیری شب گذشته در منطقه ای در جنوب بیروت

No responses yet

Aug 28 2020

پدر رومینا اشرفی به جرم قتل دخترش به «۹ سال حبس» محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: مادر رومینا اشرفی، دختر ۱۳ساله تالشی که خردادماه امسال به دست پدرش به قتل رسید، از محکوم شدن همسرش به ۹ سال حبس خبر داد. پیشتر رئیس قوه قضاییه وعده داده بود که با او «برخوردی عبرت‌آموز» خواهد شد.

رعنا دشتی، مادر رومینا، روز جمعه، هفتم شهریور، با اعلام این خبر به خبرگزاری ایلنا گفت این رأی دادگاه «ترس و وحشت به جان من و خانواده‌ام انداخته است».

رومینا اشرفی روز اول خرداد سال جاری، پس از آن‌ که پلیس او را بعد از پنج روز فرار با مردی جوان به خانه‌اش برگرداند، توسط پدرش با داس و در خواب کشته شد.

در آن زمان، برخی رسانه‌ها گزارش کردند که پدر رومینا پیش از قتل تحقیق کرده و فهمیده بود که طبق قانون مجازات اسلامی، «پدر ولی دم است و قصاص نمی‌شود».

بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، پدری که فرزندش را بکشد، قصاص نمی‌شود و در صورت محکومیت در دادگاه، به پرداخت دیه و حبس تا ده سال محکوم می‌شود.

با این حال، در همان زمان ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه، در واکنش به ماجرای قتل رومینا اشرفی گفت: «حتماً این جنایتی که انجام شد، برخورد عبرت‌آموزی با آن خواهد شد؛ بدون تردید.»

قتل رومینا اشرفی به دست پدرش واکنش‌های گسترده‌ای را در افکار عمومی برانگیخت، به‌خصوص که در طول یک ماه پیش از آن نیز رسانه‌ها از وقوع حداقل چهار قتل خانوادگی دیگر خبر داده‌ بودند.

پیرو این واکنش‌ها، فعالان اجتماعی و حقوق کودک نیز بار دیگر بر ضرورت اصلاح قوانین مربوط به «فرزندکشی» و حمایت از کودکان در برابر خشونت تأکید کردند، اما مقام‌های قضایی در این باره اظهارنظری نکردند.
در مقابل، علیرضا پناهیان، مسئول اتاق فکر و مشاور رئیس نهاد رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه‌ها، در واکنش به این قتل‌ها گفت: «این جنایت‌ها محصول بی‌بندوباری در خانواده است.»

خانم دشتی، مادر رومینا، در مصاحبه امروز خود همچنین با ابراز نگرانی از امنیت خود و پسرش گفت دیگر نمی‌خواهد شوهرش به روستا (سفید سنگان لمیر) بازگردد و مدعی شد: «در همین مدت کوتاه بارها خانواده همسرم، من و فرزند خردسالم را تهدید کرده‌اند و با وجود آن که صلاحیت لازم را ندارند، قصد گرفتن کودک خردسالم را دارند.»

مادر رومینا اضافه کرده است که «اگر همسرش قصاص نشود، باید زندانی یا تبعید شود، چرا که در غیر این صورت هیچ امنیتی برای او و اطرافیانش قابل تصور نیست».

او همچنین محکومیت بهمن خاوری، پسر جوانی که رومینا با او فرار کرده بود، را دو سال حبس اعلام کرده است.

جزئیات این احکام هنوز منتشر نشده، اما مادر رومینا گفته است «من به این رأی اعتراض دارم و خواهان تجدیدنظر در دیوان عالی کشور هستم».

No responses yet

Aug 27 2020

خلع پرچم از چهار تانکر به اتهام حمل غیرقانونی نفت خام ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: چهار تانکر نفتی پس از نقض تحریم‌های آمریکا در ارتباط با حمل غیرقانونی و مخفیانه نفت خام ایران خلع پرچم شدند. شبکه “ان‌بی‌سی” با انتشار تصاویر ماهواره‌ای، از انتقال نفت توسط تانکرهای ایرانی به این تانکرها خبر داده است.

بر اساس تحقیقات صورت گرفته از سوی شبکه خبری “ان‌‌بی‌سی”، چهار نفتکش به اتهام حمل غیرقانونی نفت ایران، خلع پرچم شده‌اند. بر اساس تحریم‌های نفتی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا، همکاری با جمهوری اسلامی ایران برای حمل نفت خام این کشور ممنوع و مشمول تحریم شده است.

تصاویر منتشر شده از سوی شرکت “تانکر ترکرز” حکایت از ورود مخفیانه این تانکرها به آب‌های ایران و انتقال نفت از طریق تانکرهای متعلق به دولت جمهوری اسلامی به این تانکرها دارد. “تانکر ترکرز” حرکت نفتکش‌ها در آب‌های جهان را رصد می‌کند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

شرکت “تانکر ترکرز” در گزارش خود نوشته است که تعامل پیچیده بین تانکرهای ایرانی و این نفتکش‌های خارجی برای پنهان کردن رد حمل نفت ایران صورت گرفته است. بر اساس گزارش این شرکت، هدف از این اقدامات، دور زدن تحریم‌های نفتی ایران بوده است.

اطلاعات بیشتر درباره حمل نفت ایران

موضوع به گزارشی مربوط می‌شود که حدود چهار هفته پیش، توسط شبکه خبری “ان‌بی‌سی” منتشر شده بود. در آن گزارش آمده بود که چهار تانکر متعلق به دولت سنت کیتس و نویس در حمل غیرقانونی نفت خام ایران مشارکت داشته‌اند.

کشور کوچک و جزیره‌ای سنت کیتس و نویس در حوزه دریای کارائیب قرار دارد. شبکه خبری یاد شده در گزارشی که در روز ۳۱ ژوئیه منتشر کرده مدعی شده بود که ۱۵ کشتی، از جمله چهار نفتکش کشور یاد شده در حمل غیرقانونی نفت ایران مشارکت داشته‌اند.

نام این تانکرها در گزارش “ان‌بی‌سی” گیسل، اکاترینا، لرآکس و آمفیتریتی اعلام شده است. اکنون گفته می‌شود که پنج روز پس از انتشار تصاویر ماهواره‌ای و گزارش شرکت “تانکر ترکرز”، دولت سنت کیتس و نویس از این چهار تانکر خلع پرچم کرده است.

بر اساس قوانین دریانوردی هر کشتی در حال حرکت در آب‌های بین‌المللی موظف به حمل پرچم کشوری مشخص است. بدون پرچم کشوری مشخص، این کشتی‌ها قادر به پهلو گرفتن در بنادر یا بهره گرفتن از بیمه‌های دریایی نخواهند بود.

سازمان ثبت بین‌المللی کشتی‌های کشور یاد شده اعلام کرده است که با هرگونه فعالیتی که با هدف نقض تحریم‌ها صورت بگیرد، قاطعانه برخورد خواهد کرد.

در گزارش این سازمان آمده است که تانکر گیسل به اتهام ورود غیرقانونی به آب‌‌های ایران خلع پرچم شده است. سخنگوی سازمان ثبت‌بین‌المللی کشتی‌ها همچنین اعلام کرده است که از سایر نفتکش‌های خاطی نیز خلع پرچم شده است.

شبکه خبری “ان‌بی‌سی” همچنین اعلام کرده است که سه تانکر از چهار تانکر یاد شده تحت قرارداد با شرکتی هندی به نام “فلورتا شیپ منیجمنت” بوده‌اند. تانکر چهارم نیز تحت قرارداد با شرکت هندی “راول شیپ منیجمنت” بوده است.

امتناع از اعلام موضع

تماس خبرنگار “ان‌بی‌سی”، راف سانچز، با مسئولین دو شرکت هندی نام برده برای تایید این خبر، بی پاسخ مانده است. از سوی دیگر، مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز به درخواست این خبرنگار پاسخ مثبت نداده‌اند.

همین گزارش در ادامه می‌افزاید که جمهوری اسلامی حمل و فروش غیرقانونی نفت خام خود را پنهان و تکذیب نمی‌کند.

“ان‌بی‌سی” در همین رابطه به اظهارات غلامرضا انصاری، معاون وزارت امور خارجه ایران اشاره کرده است.

به کانال اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

گزارش یاد شده به نقل از غلامرضا انصاری چنین نوشته است: «چین تنها کشوری است که رسما از ایران نفت خریداری می‌کند. گرچه ما راه‌های خودمان را برای برای صدور نفت به دیگر کشورها داریم.»

“تانکر ترکرز” از حمل غیرقانونی میلیون‌ها بشکه نفت خام توسط ایران خبر داده است. فروش نفت ایران بر روی آب، یکی از شیوه‌هایی است که جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم‌ها دنبال می‌کند.

No responses yet

Aug 27 2020

نیوزویک: پس از یک سال ناآرامی رژیم و نظامیان ایران در صدد کنترل اینترنت هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: نشریه آمریکایی نیوزویک نوشته است که گروهی از نمایندگان مجلس ایران در تلاش هستند تا کنترل اینترنت را در دست کمیته ای متشکل از عناصر قدرتمند رژیم از جمله سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دهند.

این نشریه با اشاره به طرح ارائه شده توسط چهل نماینده مجلس شورای اسلامی، نوشته است که با تصویب این طرح، حکومت ایران اپ های پیام رسان خارجی را ممنوع کرده و نسخه های داخلی را جهت تجسس موثرتر به جای آنها قرار خواهد داد.

اپ پیام رسان داخلی به معنی آن است که بیش از نیمی از سهام آن باید در اختیار ایرانیان باشد، در ایران مستقر شود و فعالیتش طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد.

به نوشته نیوزویک، ایران در حال حاضر هم بسیاری از پلاتفورم های شبکه های اجتماعی از جمله فیسبوک، توییتر و یوتیوب را ممنوع کرده و اگرچه اینستاگرم همچنان فعال است اما نمایندگان مجلس در صدد مسدود کردن آن هم هستند. این نشریه می افزاید: “در عین حال این ممنوعیت مانع از آن نشده که رهبران رژیم از اپ های خارجی استفاده کنند و به عنوان مثال، آیت الله علی خامنه ای تعداد زیادی پروفایل توییتر به زبان های مختلف دارد و حسن روحانی، رئیس جمهوری، و جواد ظریف، وزیر خاجه نیز همین امکانات را به کار می برند.”

نیوزویک به نقل از وزارت خارجه آمریکا می نویسد که “در جریان تظاهرات اعتراضی سال گذشته در ایران یکهزار و پانصد تن از معترضان به دست نیروهای رژیم کشته شدند و ایرانیان بار دیگر پس از اصابت تصادفی موشک به یک هواپیمای مسافربری به خیابان ها ریختند و اوایل ماه جاری هم رژیم مجبور شد برای برخورد با اعتصابات کارگران نفت و پتروشیمی که به وضعیت ناگوار کاری و عدم دریافت دستمزد وارد عمل شود.”

نیوزویک می افزاید که شرایط دشوار صنایع نفتی با تحریم های آمریکا علیه صادرات نفت ایران مرتبط است.

به نوشته نیوزویک، با تشدید ناآرامی داخلی حکومت درصدد برآمده است تا ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی را محدودتر کند.

No responses yet

Aug 24 2020

توافقات اقتصادی میان شرکت های اسرائیلی و ایرانی در امارات تسهیل شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: به گزارش خبرگزاری فرانسه عادی سازی مناسبات اسرائیل و امارات، نه فقط دامنۀ فعالیت شرکت های اسرائیلی را تا دروازه های ایران گسترش خواهد داد، بلکه نهایتاً مسیر توافقات اقتصادی مستقیم میان اسرائیلی ها و تجار ایرانی مستقر در امارات را هموار خواهد کرد.

خبرگزاری فرانسه به نقل از کارشناسان افزوده است که “ایرانیان مقیم امارات عموماً از مصلحت اندیش ترین تجار به شمار می روند که مایل نیستند فعالیت های اقتصادی خود را به سیاست گره بزنند. بسیاری از آنان عادی شدن مناسبات اسرائیل و امارات را به عنوان نوعی فرصت در نظر می گیرند نه یک مسئله.” همین منابع می افزایند که حکومت اسلامی تهران در موضعی نیست که بتواند از مناسبات اقتصادی خود با کشورها به ویژه با امارات متحد عربی چشم پوشی کند.

برغم تنش های جاری و کاهش مبادلات اقتصادی امارات و ایران از سال ۲۰۱۶، هنوز همکاری های اقتصادی امارات و ایران به میلیاردها دلار در سال می رسد و ابوظبی یکی از مراکز مهم بانک ها و شرکت های ایرانی تأسیس شده در خارج از مرزهای کشور است. در سال گذشتۀ میلادی مبادلات تجاری ایران و امارات به ٨٫٣ میلیارد دلار رسید، در حالی که این رقم در سال ۲٠١٨ بیش از ۱۵ میلیارد دلار بود.

برغم تحریم های بانکی آمریکا علیه ایران، شرکت های ایرانی مستقر در امارات همچنان به فعالیت های اقتصادی خود ادامه می دهند. کشتی های حامل تلفن های همراه، گوشت منجمد، لباس و دیگر کالاها دائما بین بنادر امارات و ایران در حال رفت و آمد هستند.

بیش از هشت هزار شرکت و شش هزار تاجر ایرانی در امارات مستقر هستند و همین آشنایی و همکاری آنها با شرکت های و تجار اسرائیلی را بسیار تسهیل خواهد کرد.

به گفتۀ کارشناسان تجار ایرانی مستقر در امارات از عادی شدن مناسبات این کشور با اسرائیل بسیار خرسندند به ویژه اینکه سنت همکاری های اقتصادی ایران و اسرائیل بسیار ریشه دار است و به دورۀ پس از تأسیس اسرائیل و حکومت شاه بازمی گردد.

به گفتۀ مقامات اماراتی دهها هزار ایرانی در امارات زندگی می کنند، در حالی که مقامات تهران شمار ایرانیان ساکن در امارات را دست کم نیم میلیون نفر گزارش می کنند. سالانه ۳۵۰ هزار ایرانی به امارات سفر می کنند و همین تعداد از شهروندان اسرائیلی ایرانی تبار و بعضاً تاجر هستند و پبوندهای فرهنگی عمیقی با زادگاه خود دارند. بسیاری از خانواده های مرفۀ اماراتی نیز ایرانی تبار و دارای مقام های مهم دولتی هستند.

No responses yet

Aug 24 2020

پرونده ویلموتس؛ احضار هشت مدیر به دادسرا و تهدید مهدی تاج

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ورزش

ایران وایر: «خبرگزاری تسنیم» از پایان بررسی‌های «سازمان بازرسی کل کشور» در خصوص پرونده «مارک ویلموتس»، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران، خبر داده است.

این خبرگزاری از نهایی شدن گزارش و ارسال آن در آخرین ساعات وقت اداری روز شنبه ۱شهریور۱۳۹۹ برای دادستان عمومی و انقلاب تهران خبر داد. همچنین بر اساس اعلام روابط عمومی سازمان بازرسی کل کشور، هشت نفر به اتهام «اهمال منجر به تضییع و ایجاد دین بر ذمه فدراسیون و ورود خسارت به اموال دولتی و حقوق عمومی و تضییع آن‌ها» به دادستانی عمومی و انقلاب تهران احضار شده‌اند.

نه روابط عمومی سازمان بازرسی کل کشور و نه خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران، نامی از مدیران یا واسطه‌های احضارشده به «دادسرای عمومی و انقلاب» منتشر نکرده‌اند.

یک منبع آگاه در «فدراسیون فوتبال ایران» به «ایران‌وایر» خبر داده است که تمامی مدیرانی که پای قرارداد مارک ویلموتس را در تاریخ ۱ژوئن۲۰۱۹ امضا کرده بودند، احضار شده‌اند.

این هشت نفر «مهدی تاج»، «محمود شیعی»، «محمود اسلامیان»، «هدایت ممبینی»، «حیدر بهاروند»، «عبدالکاظم طالقانی»، «فریدون اصفهانیان» و «لیلا صوفی‌زاده» هستند.

طبق ادعای این منبع آگاه، این نخستین موج احضار مدیرانی است که در پرونده قرارداد مارک ویلموتس دست و نقشی داشته‌اند. همچنین مقرر شده است که «مسعود سلطانی‌فر»، وزیر ورزش و جوانان، به عنوان مارک ویلموتس به فدراسیون فوتبال ایران در «مجلس شورای اسلامی» و «کمیسیون اصل ۹۰» برای پاسخگویی حاضر شود. از «بهروز زنجانی»، مترجم فدراسیون فوتبال در زمان عقد قرارداد با ویلموتس که در اروپا ساکن است، نیز احتمالا به عنوان شاهد دعوت خواهد شد. همچنین از «محمدرضا ساکت»، دبیر سابق فدراسیون فوتبال ایران، هم به عنوان یکی از مدیرانی که در نوبت دوم به دادسرای انقلاب احضار خواهد شد، نام برده می‌شود.

اما آن‌چه وضعیت را برای مهدی تاج طی ۴۸ ساعت اخیر بغرنج کرد، مصاحبه‌ای بود که با وب‌سایت «ورزش سه» انجام داد. هرچند که قرار بود رییس سابق فدراسیون فوتبال در این گفت‌وگو، فرصتی برای دفاع از خود پیدا کند، اما جملات آشفته و دست و پا زدنش برای غرق نشدن، وضعیت او را وخیم‌تر کرد.

تکه‌‌هایی از مصاحبه مهدی تاج که روی خروجی وب‌سایت ورزش سه قرار گرفت، در مجموع به کمتر از بیست دقیقه می‌رسید. اما فایل صوتی که از مصاحبه مهدی تاج با این رسانه به دست ایران‌وایر رسیده، ۴۴ دقیقه است. در این مصاحبه که بخش‌های تند و کلیدی‌اش منتشر نشده، رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران به بخش‌های عمده‌ای از دستگاه‌های حکومتی ایران حمله کرده است.

در بخش بریده‌شده‌ای از مصاحبه مهدی تاج که به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد، رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران در دفاع از خود و هیئت‌رییسه فدراسیون گفته بود: «مگر پول‌های کلان و ارزهای ۴۲۰۰ تومانی که وزرا ناپدید کردند از حساب‌ آن‌ها برداشته شد؟» او گفته بود که نه خودش و نه اعضای هیئت‌رییسه، این بدهی را پرداخت نخواهند کرد.

اما در دقیقه ۱۸ فایل صوتی که به دست ایران‌وایر رسیده، مهدی تاج در پاسخ به این‌که آیا فدراسیون فوتبال ایران همین حالا ۲ میلیون یورو به «شستا» (شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی) بدهکار است، می‌گوید: «نه! این فوتبال است که همه رسانه‌ها دنبالش می‌کنند و خبررسانی شده. شستا فقط به ما که پول نداده. شستا به ۲۰۰ جا پول داده. من می‌دانم؛ بانک مرکزی به شستا نوشته من از تو رفع تعهد ارزی کردم. این یعنی دیگر ارز از تو نمی‌خواهم. می‌توانم نامه را بدهم شما بخوانید ببینید چه نوشته… .»

در همین زمان نامه روخوانی می‌شود. مهدی تاج تاکید می‌کند که گزارشگر رونوشت نامه را بخواند: «وزیر محترم اطلاعات، وزیر محترم امور خارجه، وزیر محترم اقتصاد و دارایی، رییس کل بانک مرکزی، وزیر محترم رفاه اجتماعی، وزیر محترم دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، وزیر محترم صنعت، وزیر محترم کشور، وزیر محترم نفت و وزیر ورزش و جوانان.»

این نامه در تاریخ ۱۵دی‌۱۳۹۸ برای تمامی این ارگان‌ها ارسال شده بود. به ادعای مهدی تاج تمامی ارگان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران از این تاریخ می‌دانستند که فدراسیون فوتبال دیگر «تعهد ارزی» به شرکت شستا ندارد و حتی سود دیرکرد بانکی هم به بدهی‌اش تعلق نمی‌گیرد.

رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران دو بار تاکید می‌کند که تمام دستگاه‌های قضایی و نظارتی ایران می‌دانند که شستا در راستای دور زدن تحریم‌های بانکی ایران، به شرکت‌های دولتی و نیمه‌دولتی کمک مالی می‌کند.

با این حال او توضیح نداده که چرا «اکبر ترکان»، مدیرعامل شستا و شریک اقتصادی مهدی تاج از دهه ۶۰ تا کنون، یک ماه قبل اموال فدراسیون فوتبال را به دلیل بدهکاری دومیلیون یورویی مصادره کرد.

سوال اصلی این‌جاست که چرا نامه بدهکاری و بستانکاری ارزی فدراسیون فوتبال باید برای وزارتخانه‌هایی مانند دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و اطلاعات ارسال شود؟

مهدی تاج همچنین در دقیقه ۴۱ این مصاحبه، مدعی می‌شود که فدراسیون فوتبال ایران با «خولن لوپتگی»، سرمربی اسپانیایی، به توافق رسیده بود، اما مسعود سلطانی‌فر، وزیر ورزش و جوانان ایران، به او دستور داده که با مارک ویلموتس قرارداد امضا شود.

پیش از این مدارکی مبنی بر دست داشتن «مرکز تجاری فرهنگی ایران و هلند» در حضور «مارک ویلموتس»، سرمربی بلژیکی در راس کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران، و دستور وزیر ورزش و جوانان روی پیشنهاد این شرکت منتشر شده بود.

پس از صحبت‌های مهدی تاج، که فقط بخشی از آن‌ها منتشر شده است، او از سوی دستگاه قضایی کشور مورد بازخواست قرار گرفته است. نزدیکان رییس پیشین فدراسیون فوتبال می‌گویند که او را تهدید کرده‌اند در صورت ادامه مصاحبه‌هایش علیه دستگاه قضایی یا فاش‌گویی در مورد اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، تمامی دست‌های حمایتی که تا پیش از این پشت او قرار داشت، برداشته خواهد شد.

هم‌زمان، فقط یک روز پس از مصاحبه مهدی تاج که قرار بود نوعی فرصت برای دفاع باشد، هشت مدیر فدراسیون فوتبال، به دلیل امضای قرارداد مارک ویلموتس، به دادسرا فراخوانده می‌شوند.

مهدی تاج طی ماه‌های اخیر کوشید از هر ابزاری برای تطهیر خود استفاده کند. مصاحبه‌ای که شنبه از او به صورت گزیده منتشر شد، بخش کوچکی از تلاش رسانه‌ای او بود. پیش از این «علی رضوانی»، گزارشگر بخش خبری «بیست‌و‌سی»، مصاحبه‌ای با مهدی تاج انجام داد که بیشتر شبیه به «رپورتاژ آگهی» بود. از پخش موزیک آرام برای روزهای بستری شدن آقای تاج در بیمارستان تا تلاش برای معقول نشان دادن قرارداد مارک ویلموتس.

علی رضوانی، «بازجو-خبرنگار»، که در صداوسیمای جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند، بارها برای چهره‌های ورزشی ایران «پرونده سازی امنیتی» کرده است. اما ۱۶خرداد۱۳۹۹، وقتی در دفتر جردن روبه‌روی مهدی تاج نشست، او را قهرمان مدیریتی ایران معرفی کرد.

برخی از رسانه‌ها این مصاحبه را سفارشی و به درخواست مدیریت «سازمان صداوسیما» برای دفاع از مهدی تاج می‌دانستند. مهدی تاج از فرماندهان پیشین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در اصفهان است.

منابع ایران‌وایر مدعی‌اند که به احتمال قوی در آینده نزدیک، اموال تمامی مدیرانی که در قرارداد مارک ویلموتس دست داشته‌اند، مصادره خواهد شد.

No responses yet

Aug 24 2020

سخنان خامنه‌ای در مورد واردات گوشی‌های آمریکایی با آیفون توئیت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز یکشنبه در حالی نسبت به واردات «گوشی‌های لوکس آمریکایی» به ایران هشدار داد که در همان روز اکانت روسی او در توییتر، چند توییت از طریق آیفون منتشر کرد.

مضمون یکی از این توییت‌ها، همان سخنان آقای خامنه‌ای است که می‌گوید سال گذشته نیم میلیارد دلار صرف واردات گوشی‌های تلفن آمریکایی شد.

توییت دیگر او هم حاوی تذکری به دولت است که تعهدات خود در رابطه با ساخت خانه، مبارزه با ویروس کرونا و احداث پالایشگاه را اجرا کند.

اما قسمت پایین توییت‌ها که زمان و تاریخ انتشارشان قید شده است، فاش می‌سازد که توییت‌های آقای خامنه‌ای از طریق آیفون منتشر شده است، محصولی که «کالای لوکس آمریکایی» تلقی می‌شود.

آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان روز یکشنبه خود تاکید کرده که به این گوشی‌ها «هیچ نیازی» نیست. این سخنان ابتدا در اکانت توییتر فارسی او نیز بازتاب یافت، اما ساعتی بعد بدون توضیحی حذف شد.

با این حال توییت او به زبان روسی همچنان موجود است. حساب کاربری آیت‌الله خامنه‌ای به زبان روسی نزدیک به ۷۰۰۰ دنبال‌کننده در توییتر دارد و تنها حساب‌های دیگر دفتر رهبر جمهوری اسلامی به زبان‌های دیگر را دنبال می‌کند‎.

No responses yet

Aug 24 2020

لیلا فرجی: پای نهادهای امنیتی در میان است، قتل خواهرم شخصی نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «لیلا فرجی»، خواهر «مریم فرجی»، فعال مدنی که تیرماه سال ۱۳۹۷ به قتل رسید، به «ایران‌وایر» می‌گوید با کنار هم گذاشتن شواهد به این نتیجه رسیده که قتل خواهرش یک قتل برنامه‌ریزی شده و دولتی بوده است.

مریم فرجی، دانشجوی رشته کارشناسی ارشد مدیریت بین‌الملل روز دوازدهم دی ۱۳۹۶ در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند. پس از آن از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «احمدزاده» به تحمل سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

او روز چهاردهم تیر ۱۳۹۷با ماشین شخصی از منزل پدرش بیرون رفت و هرگز به خانه برنگشت. چندی بعد جسد دفن شده‌اش در حالی که صورتش را با اسید سوزانده بودند، در یک باغ دور افتاده در حاشیه شهر کرج پیدا شد. روز ۲۴ تیر وکیل پرونده او به رسانه‌ها گفت مریم توسط نامزدش با انگیزه‌های مالی به قتل رسیده است.

حالا پس از گذشت بیش از دو سال از این ماجرا، لیلا فرجی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «خواهرم اصولا نامزدی نداشت و او به شدت تحت فشار و رصد دستگاه‌های امنیتی بود.»

او می‌گوید کلیه امور مرتبط با قتل خواهرش در هاله‌ای از ابهام قرار دارند و تا زمانی که ساکن ایران بوده، به دلیل فشار نهادهای امنیتی از بیان واقعیت پرهیز می‌کرده است ولی اکنون که از ایران خارج شده، مایل است حقیقت را بگوید.

لیلا فرجی می‌گوید توسط افرادی در داخل ایران تهدید به سکوت شده است و به او توصیه کرده‌اند مراقب باشد چون دولت ترکیه روابط حسنه‌ای با دولت ایران دارد و امکان بازگرداندن افشاگران به ایران هست. اما با این حال تاکید می‌کند که نمی‌خواهد خون به ناحق ریخته شده خواهرش پایمال شود و نامش با یک پرونده ناچیز شخصی به فراموشی برود: «چنین موضوعی همه حقیقت نیست.»

بر اساس چه شواهدی به این نتیجه رسیده اید که نهادهای امنیتی در قتل خواهرتان مداخله داشته‌اند؟

از همان روز اولی که مریم بازداشت شد و مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت، به او پیشنهاد همکاری دادند اما نپذیرفت. او را مورد آزار جنسی و ضرب و شتم فیزیکی قرار دادند. بعد از آزادی هم دست از سرش برنمی‌داشتند و مدام رصدش می‌کردند. تا آخرین روز زندگی به او پیامک تهدیدآمیز می‌دادند و تلفن می‌زدند. مدت کوتاهی بعد از اعلام حکم دادگاه مفقود شد و بعد گفتند جسدش پیدا شده است! پس از آن بود که یک نفر را که اصلا ربطی به خانواده ما ندارد، به عنوان قاتل و نامزد او معرفی کردند و هنگام خاک‌سپاری هم اجازه مداخله به ما ندادند. حتی نگذاشتند از صورت خواهرم عکس بگیریم. اگر ماجرای قتل خواهرم شخصی بود، چرا ما با این همه ابهام و کنترل مواجه بودیم؟ چرا ما را به حال خودمان رها نمی‌کردند؟ جزییات زیادی وجود دارد که برای منی که در تمام مراحل پی‌گیر پرونده خواهرم بودم، روشن و واضح است.

اساسا مریم را به خاطر چه فعالیتی بازداشت کردند؟

مریم همیشه در مقابل رنج آدم‌های پیرامونش مسوول بود. به لحاظ شخصی، آرام و قرار نداشت تا به دیگران کمک کند. اولین بار که توجه ما به فعالیت‌های او جلب شد، هنگام جمع‌آوری کمک‌های مردمی در زلزله کرمانشاه و خرید کانتینر برای زلزله زدگان بود. مریم به همت خودش و با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، چندین کانتیتر خرید. از همان جا تحت رصد قرار گرفت و شروع کردند به دادن تذکر کتبی و شفاهی. او با این که از یک خانواده کارگر و کم درآمد سر بر آورده بود اما مدیر موفق یک شرکت تولیدی در شهریار بود و از کارش رضایت خاطر داشت. مطلقا به هیچ گروه سیاسی وابسته نبود بلکه در نهایت استقلال و با کمک دوستانش، با پرداخت وام‌های مختصر یا ایجاد کارگاه‌های خانگی برای توانمندسازی زنان تلاش می‌کرد. زنانی که مورد خشونت بودند را نیز راهنمایی می‌کرد. ما هرگز فکر نمی‌کردیم مریم را به خاطر فعالیت در حوزه آسیب‌های اجتماعی، خطری جدی محسوب کنند. چرا باید زنی که با دوستانش گروه‌های مطالعاتی تشکیل داده بودند یا صرفا برای توانمندسازی زن‌ها در مورد حقوق‌شان آموزش می‌دادند را زندان کرد؟

در گفت‌وگوی قبلی که دو سال پیش با هم داشتیم، گفتید که مریم در جریان اعتراضات دی ماه بازداشت شد.

بله؛ ازهمان روزهای اول دی ماه به جریان اعتراضات پیوست و روز دوازدهم

او را وسط خیابان گرفته و حسابی هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم قرار داده بودند؛ به حدی که بعد از آزادی به خاطر کتک‌های وسط خیابان دچار گردن دردهای شدید شده بود. بعد هم او را به بند ۲۰۹ «اوین» منتقل کردند. به ما خبر ندادند که بازداشت شده است. خودم پی‌گیرش شدم. اول مرا فرستادند اداره اماکن نیروی انتظامی در خیابان «وزرا» که در آن‌جا گفتند این‌جا نیست. به «پلیس امنیت» رفتم، گفتند این‌جا هم نیست. به «پلیس فاتب» رفتم در حوالی خیابان «انقلاب» که گفتند چنین شخصی را بازداشت نکرده‌ایم. یک هفته بعد از دستگیری بود که رفتم دادسرا و شروع کردم به سر و صدا کردن. وقتی دیدند من داد و هوار می‌کنم، تازه بعد از یک هفته گفتند خواهرتان در زندان اوین نگه‌داری می‌شود. عصر همان روز بود که اجازه دادند مریم چند دقیقه در حد اظهار سلامتی به خانه زنگ بزند و تازه ما آن روز فهمیدیم که زنده است. ۱۱ روز بعد از بازداشتش بود که گفتند وثیقه بیاورید.

گویا با شما برخوردهای بدی هم شده بود؟

بله؛ پدر و مادرم قادر به پی‌گیری نبودند و من پی‌گیر ماجرا بودم. از آن جایی که روز قبل از آزادی مریم هم جلوی زندان رفته بودم و مصادف شده بود با تجمع خانواده‌های بازداشت شدگان دی‌ماه در مقابل زندان اوین، تصور کردند من جزو معترضان بوده‌ام و مرا برای چند ساعتی بازداشت و به داخل زندان منتقل کردند و گفتند تو جزو اغتشاش‌گرهای دیروز بوده‌ای. می‌خواستند بدانند من جزو گروه دکتر «طاهری» و یا آقای «محمد نوری‌زاد» هستم یا نه اما من توضیح دادم که تنها پی‌گیر پرونده خواهرم هستم.

مریم بعد از آزادی چه وضعیتی داشت؟

به شدت بدحال بود. تمام پوست لبانش را جویده بود. آن روزها با پدر و مادرم در کرج زندگی می‌کرد و بعد از بازنشستگی پدرم، عملا نان‌آور خانواده بود. بعد از مرگش، کمر پدرم که یک کارگر ساده بود، شکست چون او به همت و حمایت مریم امید داشت. اولین موضوعی که بعد از آزادی او متوجه شدم، رنجی بود که از تحقیرهای بازجویی می‌برد. بازجوها به او گفته بودند تو فقط یک زن فاسد و هرزه هستی. او که همه عمرش مقید به اخلاق بود، از این تهمت‌ها بسیار رنج می‌برد. به او ‌گفته بودند تو آمده‌ای به خیابان برای این که کسب نام کنی! بعدها برایم تعریف کرد که حین بازجویی به او که مدت طولانی غذا نخورده بود، ‌گفته بودند احتمالا مواد مخدر مصرف می‌کنی که دهانت بو می‌دهد.
دختری را که نسبت به شرایط اجتماعی پیرامونش اعتراض داشت، تبدیل کرده بودند به دختر هرزه‌ای که مستحق انواع و اقسام انگ‌ها و داغ‌های سوزنده باشد.

مریم در جریان بازجویی مورد آزار جنسی یا تجاوز قرار گرفته بود؟

تجاوز نه اما می‌گفت حین بازجویی مورد آزار جنسی قرار گرفته است. به من گفت در شرایطی که دست‌هایم با دست بند بسته بودند، بدنم را برای آن که تحقیرم کنند و مقاومتم را در هم بریزند، دستمالی می‌کردند.
وقتی به صورت بازجو تف انداخته بود، بازجو عصبانی شده و چنان او را مورد ضرب و شتم قرار داده بود که بعد از آزادی هنوز هم آثار کبودی‌ها روی بدنش باقی مانده بودند. البته همه این‌ها در مقابل آزارهای بعد از آزادی چندان هم بد نبودند.

منظورتان از آزارهای بعد از آزادی چیست؟

هر جا که می‌رفت، مدام به او زنگ می‌زدند که می‌دانیم الان کجایی. می‌گفتند می‌دانیم قصد داری کوه بروی یا داری می‌روی سر کار، می‌دانیم دنبال هرزگی هستی یا با فلانی و فلانی ارتباط داری. روحیه‌اش تخریب شده بود. مدام آمارش را به خودش می‌دادند. زنگ می‌زدند که الان فلان جا هستی؟ مدت کوتاهی بعد از آزادی، قاضی احمدزاده او را محکوم کرد. او گفته بود تو لیدر و سازمان دهنده بوده‌ای و همین که گوشی تلفن همراهت نداشتی و تلفنت کاملا پاک بوده است، نشان می‌دهد که باتجربه و آموزش دیده هستی!
قاضی احمدزاده روز دادگاه با پوزخند به مریم گفت تو که شغل و درآمد خوب و تحصیلات عالیه داری، با چه انگیزه‌ای در اعتراضات «تخم مرغی» مشارکت کرده‌ای؟ به این معنا که چرا با مردمی که برای یک تخم مرغ ریخته‌اند وسط خیابان، همراه شده‌ای؟

بعد از آزادی دوباره احضار شد؟

چند باری دفتر پی‌گیری با تلفن احضارش کردند که گفت نمی‌آیم، باید احضاریه رسمی بدهید. با شماره‌های ناشناس تهدیدش می‌کردند.
زمانی که مریم مفقود شد، من آواره کلانتری‌ها، پزشکی قانونی و بیمارستان‌ها شدم. با من برخورد خوبی نمی‌کردند. می‌گفتند زمانی که خواهرت زندان بود، با رسانه‌های بیرون از ایران مصاحبه کرده‌ای. حدود ۱۲ روز از مفقود شدن مریم گذشته بود که زنگ زدند و گفتند یک جنازه پیدا کرده‌ایم. جایی که آدرس دادند، منطقه‌ای دورافتاده حوالی «فردیس» کرج بود و صورت جسدی که نشانم دادند، با اسید سوزانده شده بود.

آیا فردی که به عنوان قاتل معرفی ‌شد، نامزد رسمی مریم بود؟

آن‌ها گفتند یک نفر را هم پیدا کرده‌ایم که تصور می‌کنیم قاتل باشد. تا قبل از آن، ما اطلاعی از نامزد احتمالی مریم یا کسی که مریم با او مرتبط باشد، نداشتیم. من گفتم این قاتلی که می‌گویید، چه کسی است؟ یک نفر را نشان دادند که همسایه ما بود؛ جوان خلاف‌کار و شرخری که پدرش را سابق بر این به جرم حمل چندین کیلو مواد مخدر اعدام کرده بودند و هیچ‌گونه سنخیتی با مریم و شخصیتش نداشت. مریم دختری سخت‌کوش، بسیار برنامه‌ریز، با فکر و مدبر بود. او هرگز به جاهای تردید برانگیز یا خطرناک نمی‌رفت و تن به روابط مشکوک و پیچیده نمی‌داد. او به علوم و فنون دفاع شخصی وارد و دختری عاقل و آینده‌نگر بود. خواهرم اصلا با آن فرد مرتبط نبود. اگر واقعا این شخص خواهرم را کشته بود، چرا در طول آن ۱۰ روز از کشور خارج نشده بود؟ من از همان آغاز این ادعا را باور نکردم.
سوال این‌جا است که اگر یک قتل عادی رخ داده و یک نفر تحت عنوان نامزد مریم او را کشته بود، چرا آن روز که مرا برای شناسایی جسد برده بودند، تمام منطقه توسط ماموران لباس شخصی کنترل می‌شد؟ چرا زمان خاک‌سپاری مریم، دورتا دور محل خاک‌سپاری تحت کنترل بود؟
به نظرم من، نسبت دادن این فرد معلوم‌الحال به مریم، برای کاهیدن ارزش و اعتبار آن دختر بود. می‌خواستند بگویند این دختر که آمده وسط خیابان و معترض بوده، با چنین شخصی مرتبط و نامزدش چنین فرد معلوم‌الحالی بوده است. آن‌ها از مریم در حین بازجویی کینه به دل گرفته و برنامه ریخته بودند که او را از بین ببرند. می‌خواستند کل ماجرا را یک قتل ناموسی جلوه بدهند. بعد از قتل هم حتی از رسانه‌های دست چندم‌شان برای تبلیغ این ماجرا که قتلی شخصی رخ داده است، استفاده کردند.

مریم را خودتان به خاک سپردید؟

آن‌جا بودیم اما همه چیز یک جور مبهمی بود. خواستم خواهرم را خودم بشورم اما به ما اجازه ندادند بدن خواهرم را ببینیم. حین جریان ما را کنترل می‌کردند. با این که صورت خواهرم از محل رستنگاه مو با اسید سوزانده شده بود تا قابل شناسایی نباشد اما هیچ اشاره‌ای به این مساله در برگه پزشکی قانونی نشد. علت مرگ، خفگی اعلام شد.

در این‌جا این سوال مطرح می‌شود که چه طور نام یک شخص حقیقی در جریان پرونده مطرح و او وارد جریان پرونده شده است؟

ببینید! به نظر من آن آقا انتخاب شده و پایش به ماجرا کشیده شده بود؛ یک جور مهندسی غیرمستقیم برای قتل یک فرد معترض. این جوری، رد خودشان را پاک می‌کردند و چون طرف هم سابقه‌دار بود، لابد وعده‌هایی داده شده بود. کما این که رسانه‌های خودشان هم نوشته بودند اوضاع مالی پدر من در حدی نیست که تفاضل دیه را بپردازد؛ یعنی تا این حد از جزییات خبر داشتند.
فرد قاتل هم همیشه آنلاین است و خانواده‌اش که همسایه خانه پدری من هستند، نه تنها عذرخواه نیستند بلکه حتی والدین مرا برای گرفتن رضایت تهدید می‌کنند و عرصه را بر خانواده‌ام تنگ کرده‌اند.
من به عنوان کسی که درگیر کل ماجرا بوده است، هر کاری می‌کنم که این ادعا را باور کنم، به نظرم می‌آید که ماجرا از جوانب مختلفی می‌لنگد. صورت سوخته مریم می‌آید در نظرم و این سوال که چرا در برگه پزشکی قانونی هیچ اشاره‌ای به سوختگی صورتش با اسید نشده بود؟ چرا وقتی می‌خواستم از صورت خواهرم عکس بگیرم، مانعم شدند؟ همان جا تهدید کردند که اگر بخواهیم شلوغ کنیم، جنازه را به ما نمی‌دهند تا خاک کنیم! اصلا چه طور پرونده قتل خواهر من به سرعت رسیدگی شد و در نهایت شلختگی، رای را صادر کردند و قاتل هم مشخص شد و گفتند اعتراف کرده است؟

اما چرا پیش از این‌ها تردیدتان را با افکار عمومی در میان نگذاشتید؟

اوایلش گیج بودم. بعد که می‌خواستم معترض شوم، هم توسط وکیل پرونده و هم توسط بسیاری دیگر از اطرافیانم تشویق به سکوت شدم. شاید هم وکیل پرونده تحت فشار و تهدید بود یا این که نگران من و خواهرانم بود. به هر حال نگذاشتند حقایق پشت پرده را بگوییم. اما همین هم شک برانگیز بود؛ این که چرا مدام مرا کنترل می‌کردند مبادا با کسی گفت‌وگو کنم.
بعد از آن هم سعی کردم اما برای رسانه‌ها ماجرای مریم جذابیت چندانی نداشت چون او دختر یک کارگر بود و پدر و مادرم اهل گفت‌وگو با رسانه‌ها نبودند. ویترین لوکسی در کار نبود. به همین دلیل هم وجدان جمعی در مورد یک خانواده بی‌اهمیت تصمیم گرفت همان ماجرای قتل توسط نامزد غیرتی را بپذیرد و جریان تمام بشود. اما من مصمم هستم تا روشن شدن تمام زوایای ماجرا سکوت نکنم.

از آن جایی که وب سایت ایران وایر پرونده خانم « مریم فرجی » را از ابتدای بازداشت، صدور حکم سه سال حبس تعزیزی و پس از آن مفقود شدن و قتل این فعال مدنی پیگیری کرده، طرح تردیدهای خانم «لیلا فرجی» در مورد انگیزه قتل خواهرشان در چهارچوب وظیفه حرفه‌ای و در ادامه آن پیگیری‌ها انجام شده و الزاما به معنای تایید یا تکذیب اظهارات او نیست. در این مورد با وکیل پرونده نیز تماس گرفته شد که تمایلی به اظهار نظر رسمی در این مورد نداشتند.

No responses yet

Aug 24 2020

رئیس سازمان هواپیمایی: مسافران هواپیمای اوکراینی پس از شلیک موشک اول سالم بوده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

رادیو فردا: رئيس سازمان هواپیمایی ایران گفته است بازخوانی اطلاعات جعبه سیاه هواپیمای اوکراینی نشان می‌دهد که تا ۱۹ ثانیه بعد از انفجار موشک اولی که به سوی این هواپیما شلیک شده بود، «هیچ صدایی از کابین مسافران شنیده نمی‌شود» و مسافران در «سلامت جسمانی» بوده‌اند.

تورج دهقانی زنگنه که صبح روز یک‌شنبه دوم شهریور در یک نشست خبری تازه‌ترین اطلاعات مربوط به سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران را ارائه می‌داد، گفت دو خلبان و یک معلم خلبان پس از شلیک موشک اول «تا آخرین لحظه مشغول هدایت هواپیما بودند».

او تاکید کرده است که انفجار موشک اول «صدمه قابل توجهی» به هواپیما زده بود.

حکومت ایران شش ماه بعد از ساقط کردن پرواز ۷۵۲ که با شلیک دو موشک از سوی سپاه پاسداران صورت گرفت و منجر به کشته شدن ۱۷۶ نفر از شهروندان ایران، افغانستان، بریتانیا، کانادا و اوکراین شد، نهایتا روز ۲۷ تیرماه جعبه‌ سیاه را برای بازخوانی تحویل فرانسه داد.

مقام‌های ایرانی به مدت سه روز اصرار داشتند که این هواپیما بر اثر نقص فنی سقوط کرده است و متعاقباً گفتند که دلیل این سانحه، خطای انسانی و اشتباه در تنظیمات رادار و فقدان هماهنگی بین مامور سامانه و فرماندهان دفاع ضدموشکی بود.

نشست خبری رئيس سازمان هواپیمایی ایران اولین توضیحات مقام‌های دولت ایران پس از بازخوانی اطلاعات جعبه سیاه است.

آقای دهقانی زنگنه در این نشست خبری با تاکید بر اینکه «تمام متغیرها نشان می‌دهد که هواپیما در شرایط پروازی نرمال و در پروفایل پروازی پیش‌بینی شده قرار داشته»، گفته است: «تحلیلی از آثار موشک دوم در جعبه سیاه وجود ندارد».

او در توضیح بیشتر در این زمینه گفته است که موشک دوم ۲۵ ثانیه بعد از موشک اول شلیک می‌شود و «قطعات ناشی از موشک اول و اصابت آن به هواپیما موجب قطع هم‌زمان جعبه‌های CVR و FDR» شده است.

رئيس سازمان هواپیمایی ایران در همین حال گفته است گزارش نهایی سرنگونی هواپیما تا یک‌سال دیگر اعلام می‌شود.

پیش از این «انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پرواز ۷۵۲» که یک نهاد مدنی مستقل برای پیگیری مسائل سقوط این هواپیماست، خواستار انجام تحقیقات بی‌طرفانه و جامع درباره «جنایت سرنگونی این هواپیما» شده بود.

مقام‌های حکومت ایران در توضیحات قبلی خود بارها بر «وقوع خطای انسانی» به عنوان عامل اصلی شلیک موشک و سرنگونی هواپیما نام برده‌‌اند.

این توضیحات از سوی خانواده جان‌باختگان و همچنین مقام‌های دولت‌های کانادا و اوکراین غیرقابل قبول توصیف شده است.

واکنش معاون وزیر خارجه اوکراین

یوگنی ینین، معاون وزیر خارجه اوکراین و سرپرست هیئت مذاکره‌کنندگان اوکراینی با ایران، در نخستین واکنش به گزارش ایران از اطلاعات جعبهٔ سیاه به رادیو فردا گفت: «پس از تقریباً هشت ماه از وقوع سانحه، ایران سرانجام تصمیم گرفت اطلاعات جعبهٔ سیاه که یک ماه پیش در فرانسه استخراج شده بود را منتشر کند. این اطلاعات آنچه از ابتدا تصور می‌کردیم را تایید کرد: هواپیما نقص فنی نداشت، خلبانان طبق دستورالعمل‌‌های موجود عمل کردند و اصابت دو موشک پدافند هوایی در شرایطی که این هواپیما مجوز پرواز از نهادهای نظامی و غیرنظامی داشت، باعث سقوط آن شد».

او افزود: «ایران مسئول این سانحه است و مشغول مذاکره با این کشور هستیم تا غرامت این اقدام را دریافت کنیم. انتظار داریم ایران طی دور بعدی این مذاکرات پاسخ تمام سوالات‌ را ارائه دهد و حقیقت را هرچقدر که تلخ باشد علنی کند».

تورج دهقانی زنگنه رئیس جدید سازمان هواپیمایی کشوری روز یکشنبه تاکید کرد ارائه اطلاعات جعبه سیاه پرواز ۷۵۲ صرفاً برای ایمنی بیشتر و پیشگیری از حوادث مشابه است و توقع می‌رود از آن برداشت و استفاده سیاسی نشود.

بازخوانی جعبه‌های سیاه این پرواز در شش ماه گذشته موضوع کشمکش بین‌ ایران و سایر کشورهای مرتبط با این سانحه بود تا این‌که ماه گذشته اطلاعات آن در فرانسه با موفقیت بازخوانی و تحلیل شد.

اندکی بعد اوکراین و ایران مذاکره دربارهٔ مسائل مرتبط با سرنگونی هواپیمای اوکراینی را آغاز کردند که انتظار می‌رود دور دوم آن اواسط اکتبر/ مهرماه خورشیدی در تهران برگزار شود.

No responses yet

Aug 22 2020

ارینب دختر اسحاق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

آبادیس: ارینب دختر اسحاق زنی زیبا رو بود. بر طبق برخی منابع وی همسر عبدالله بن سلام بود که بعد از طلاق دادن شوهرش، یزید و حسین بن علی تواماً از وی خواستگاری کردند که به عقد حسین درآمد. حسین او را دوباره طلاق داده و به شوهرش عبدالله بن سلام برگرداند.
یزید پیش از اینکه ارینب به همسری عبدالله درآید، خواهان ارینب بود. عبدالله در آن زمان والی عراق بود. بعد از ازدواج ارینب، یزید شخصی را به نزد معاویه فرستاد و از وی در مورد بی توجهی به خود گله کرد و ماجرای عشق خود به ارینب و ازدواج وی را به معاویه بیان داشت. معاویه در پاسخ با تبانی با دختر خود و گذاشتن شرط ازدواج مبنی بر طلاق دادن ارینب، پیشنهاد ازدواج دخترش با عبدالله را داد. عبدالله ارینب را طلاق داد و به خواستگاری دختر معاویه رفت اما وی حاضر نشد با عبدالله ازدواج کند.
معاویه، ابودرداء را برای خواستگاری از ارینب به عراق فرستاد، حسین نیز که در این زمان بر حسب تصادف در عراق بود، از ابودرداء خواست که با مبلغی برابر با مهریه ای که یزید حاضر بود برای ارینب بپردازد، ارینب را برای خود خواستگاری کند. ابودرداء پذیرفت و به ارینب ماجرای خواستگاری حسین و یزید را ابراز داشت. ارینب در پاسخ به ابودرداء گفت که تو خویشاوند منی و من تصمیم در این باره را به تو محول می کنم. ابودرداء حسین را مناسبتر دانست و ارینب به همسری حسین درآمد. معاویه پس از این ماجرا ابودرداء را به شدت مؤاخذه نمود.
بعد از این ازدواج، عبدالله برای باز پس گرفتن اموالی که نزد ارینب داشت به عراق آمد. عبدالله و ارینب با دیدن دوباره همدیگر تحت تأثیر قرار گرفتند و گریستند. حسین با دیدن این موضوع گفت که ارینب را سه طلاقه نموده و این ازدواج مصلحتی را انجام داده که ارینب را به عبدالله بازگرداند.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .