اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for May, 2024

May 20 2024

ادامه واکنش‌های جهانی به خبر مرگ ابراهیم رئیسی و همراهانش

نوشته: خُسن آقا در بخش: ملای حیله‌گر

تصویر منتشر شده در رسانه‌های ایران از لاشه هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی و هیات همراه

صدای آمریکا: انتشار خبر مرگ ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی و هیات همراه او در یک سانحه هوایی واکنش‌های گسترده‌ای از سوی کشورهای مختلف جهان، رسانه‌ها و کارشناسان امور ایران به همراه داشته است.

محمد شیعه السودانی، نخست وزیر عراق در بیانیه‌ای ضمن ابراز تاسف، خبر مرگ ابراهیم رئیسی و حسین امیرعبداللهیان، رئیس جمهوری و وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و همراهانشان را «غم‌انگیز» و «ضایعه‌ای برای علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و مردم ایران» خواند.

امیر قطر، شیخ تامین بن حمد الثانی، در شبکه اجتماعی ایکس مرگ ابراهیم رئیسی، حسین امیرعبداللهیان و هیات همراه آنها در سانحه سقوط بالگرد را به «دولت جمهوری اسلامی و مردم ایران» تسلیت گفت.

شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، ضمن تسلیت برای مرگ ابراهیم رئیسی و همراهانش گفت به نشانه ادای احترام یک روز عزای عمومی اعلام می‌کند و پرچم کشورش نیمه افراشته خواهد بود.

نارندرا مودی، نخست وزیر هند نیز در شبکه اجتماعی ایکس برای مرگ ابراهیم رئیسی اظهار تاسف کرد و گفت: «سهم او در تحکیم روابط دوجانبه هند و ایران همیشه در یادها باقی خواهد ماند.»

شبه‌نظامیان حماس و حوثی‌های یمن وابسته به حکومت ایران نیز برای مرگ ابراهیم رئیسی اظهار تاسف کردند.

امارات متحده عربی و فطر در بیانیه‌های جداگانه‌ای مرگ رئیسی و همراهانش را تسلیت گفتند.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه ابراهیم رئیسی و امیرعبدللهیان را «دوستان واقعی» روسیه خواند.

اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای «تسلیت صمیمانه» این اتحادیه را برای مرگ ابراهیم رئیسی و همراهانش ابراز کرد.

انتشار خبر مرگ ابراهیم رئیسی و همراهانش واکنش رسانه‌ها و تحلیلگران امور ایران را نیز در پی داشت.

مجله خبری سیاسی-اقتصادی «فارین پالیسی» نوشت: مرگ رئیسی پایان یک دوران کوتاه اما متحول کننده‌ای در سیاست جمهوری اسلامی بود که ایران را در مسیری دشوار قرار داد و خاورمیانه را به آستانه جنگ منطقه‌ای سوق داد. این نشریه می‌گوید رئیسی در نزدیک به سه سال قدرت، سیاست داخلی و سیاست اجتماعی ایران را در مسیر محافظه‌کارانه‌تری قرار داد و در سیاست خارجی آشکارا چهره خصمانه‌تری در مقابل آمریکا در منطقه از خود نشان داد.

روزنامه آنلاین آمریکایی «پُلیتیکو» در معرفی ابراهیم رئیسی نوشت: رئیسی، ۶۳ ساله، روحانی محافظه کار و رئیس سابق قوه قضائیه مسئول دهه‌ها سرکوب وحشیانه علیه آرمان‌های مردم خود برای آزادی‌های شخصی و دموکراسی بیشتر، بازداشت، شکنجه و اعدام ده‌ها هزار تن از مخالفان رژیم اسلامی بود.

نیویورک پُست، یکی از قدیمی‌ترین روزنامه‌های ایالات متحده نوشت: بنا به گزارش رسانه‌ دولتی ایران ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری تندرو جمهوری اسلامی پس از سقوط بالگرد حامل رئیس جمهوری منفور موسوم به «قصاب تهران» در منطقه‌ای دورافتاده در ایران کشته شد.

وب‌سایت خبری تحلیلی غیرانتفاعی «کانورسیشن» نوشت: «آشفتگی داخلی در دوره ریاست جمهوری رئیسی با تغییر در نقش منطقه‌ای و بین‌المللی ایران همراه بوده است. خامنه‌ای به عنوان ولی فقیه در سیاست خارجی حرف آخر را می‌زند. اما رئیسی ریاست دولتی را بر عهده داشت که مسیر تقابل با دشمنان خود، به ویژه ایالات متحده و اسرائیل را ادامه داد.»

کریم سجادپور، تحلیلگر در بنیاد کارنگی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «مرگ ابراهیم رئیسی یک بحران جانشینی در ایران ایجاد می‌کند. او و مجتبی خامنه‌ای تنها مدعیان جایگزینی آیت الله خامنه‌ای رهبر ۸۵ساله (پدر مجتبی) هستند. در فرهنگ سیاسی توطئه‌گرایانه ایران، کمتر کسی باور می‌کند که مرگ رئیسی تصادفی بوده است.»

آرش عزیزی، مدرس ارشد دانشگاه کلمسون و کارشناس «مرکز برای خاورمیانه و نظم جهانی» نیز به خبرگزاری رویترز گفت: «همه انتظار داریم که پس از مرگ خامنه‌ای، یک مبارزه بیرحمانه برای قدرت آغاز شود. شاید با این حادثه [مرگ رئیسی] این مبارزه شروع شده باشد.»

رسانه‌های حکومتی جمهوری اسلامی صبح روز دوشنبه خبر کشته شدن ابراهیم رئیسی، حسین امیرعبداللهیان، امام جمعه تبریز و دیگر سرنشینان بالگرد را رسما تایید کردند.

No responses yet

May 20 2024

آنچه که درباره سانحه هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی می‌دانیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حوادث,سیاسی

  • رادیوفردا: هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران بعداز ظهر شنبه پس از شرکت در مراسم افتتاح سد «قیز قلعه سی» در راه بازگشت به تبریز دچار سانحه شد.
  • حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران، سید محمدعلی آل هاشم امام جمعه تبریز، حسین مالک رحمتی استاندار آذربایجان شرقی و چند تن دیگر از همراهان از جمله سرنشینان این هلی‌کوپتر بودند.
  • معاون وزیر خارجه ایران که خود در مراسم افتتاح سد «قیز قلعه سی» حضور داشته می‌گوید ابراهیم رئیسی بعد از اقامه نماز ظهر و ملاقات با الهام علی‌اف و شرکت در مصاحبه مطبوعاتی، سوارهلی‌کوپتر شد، ولی در مسیر راه هوا به شدت ابری می‌شود و وقتی که بالگرد می‌خواسته اوج بگیرد این اتفاق رخ می‌دهد.
  • رئیس جمعیت هلال احمر ایران، شامگاه یکشنبه اعلام کرد که تیم‌های تخصصی جست‌وجو و نجات همچنان موفق به شناسایی محل سقوط احتمالی هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی و هیات همراه او نشده‌اند.

No responses yet

May 16 2024

اختصاصی؛ روایت‌های شخصی از بیمارسازی زندانیان سیاسی، «فرایند سیستماتیک عامدانه» در جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: ابتلای ترانه علیدوستی، بازیگر حامی معترضان به یک بیماری مرموز در پی آزادی از زندان بار دیگر احتمال بیمارسازی زندانیان سیاسی توسط مقامات قضایی جمهوری اسلامی را خبرساز کرد. گزارش پیش رو روایت چند تن از شاهدان عینی و نجات‌یافتگان از تجربیاتشان درباره این «فرایند عامدانه و سیستماتیک» است.

در این گزارش، آرش سیگارچی و نجات بهرامی، دو زندانی پیشین در زندان‌های جمهوری اسلامی و یک شاهد عینی مرگ پس از آزادی یک زندانی سیاسی در اصفهان در دهه ۸۰، روایت‌های شخصی خود را برای نخستین بار با بخش فارسی صدای آمریکا در میان گذاشته‌اند.

«تداخل دارویی»، عبارتی است که زهرا مینویی، وکیل ترانه علیدوستی، درباره علت ابتلای موکلش به بیماری اعلام کرده است؛ عنوانی که پزشکان برای علت جان باختن علیرضا داوودی، پس از آزادی این زندانی سیاسی در اواخر دهه ۸۰ خورشیدی نیز به کار برده بودند.

در پی گزارش‌ها از ابتلای این بازیگر سرشناس به سندروم «درِس» و گمانه‌زنی‌ها درباره ارتباط بیمار شدن او با بازداشت موقت به دلیل مواضع حقوق بشری‌اش، وکیل خانم علیدوستی تأکید کرد که «پزشکان علت آن را یک تداخل دارویی تشخیص داده‌اند.»

این گمانه‌زنی‌ها پس از آن بود که شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از جمله یلدا آقافضلی، مریم آروین وکیل دادگستری، آرش فروزنده سینماگر، محسن جعفری‌راد منتقد سینما، عرشیا امام‌قلی‌زاده نوجوان معترض، در فاصله کوتاهی پس از آزادی موقت به طرز مشکوکی جان باختند.

  • روایت آرش سیگارچی از تهیه «تجهیزات مسمومیت» زندانیان توسط نهادهای اطلاعاتی از روسیه

آرش سیگارچی، روزنامه‌نگار شاغل در بخش فارسی صدای آمریکا، یکی از افرادی است که در اواسط دهه ۸۰ خورشیدی به واسطه شغلش بازداشت و به سه سال زندان محکوم شد.

روایت شخصی آقای سیگارچی یکی از موارد تاریخ شفاهی بیمارسازی زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی است که او در این گزارش شرح داده است.

این روزنامه‌نگار می‌گوید به واسطه دندان‌درد به بهداری زندان مراجعه کرده و در آن جا «تزریق برای بی‌حسی» داشته و «همه چیز به نظر نرمال» بوده، اما «حدود یک ماه بعد» متوجه ایجاد «زخمی در سمت چپ زبان» خود شده است.

آرش سیگارچی با بیان این که این روایت را برای نخستین بار می‌گوید، شرح می‌دهد که چطور به صورت اتفاقی توانسته در یک مرخصی کوتاه به پزشک مراجعه کند و به عمق بیماری‌اش پی ببرد.

او توضیح می‌دهد: «در مسابقه فینال فوتبال زندانیان، قاضی ناظر بر زندان که جزو مهمان‌ها بود به شوخی گفت سیگارچی امروز هر گلی بزنی به ازایش یک روز مرخصی به تو می‌دهم. از اقبال خوب و همکاری هم‌تیمی‌هایم پنج گل زدم و هفته بعد که برای مرخصی توانستم از زندان بیرون بروم، به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کردم و بلافاصله بیوپسی نوشت و نتیجه پاتولوژی این بود که یک توده بدخیم سرطانی در زبان است.»

این روزنامه‌نگار با بیان این که «سه چهار ماه شیمی درمانی جواب نداد» و سپس یک «جراحی ۹ و نیم ساعته» را پشت سر گذاشت، می‌گوید: «بیش از دو سوم زبانم و غدد لنفاوی سمت چپ گردنم برداشته شد و بعد از آن رادیوتراپی و اشعه» برای ادامه درمان آغاز شد.

آرش سیگارچی با تأکید بر این که «زندانی وقتی با بیماری مواجه می‌شود مجبور است به سیستم نیم‌بندی که آن جا وجود دارد و به سوگند پزشکی پزشک زندان اعتماد کند»، در شرح بیمارسازی زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی تأکید می‌کند، «شواهد و قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد این کار سیستماتیک است.»

این زندانی سیاسی پیشین تأکید می‌کند که «من هر احتمالی را از جمهوری اسلامی می‌دادم» و می‌افزاید: «در آن دوران برادرم که دنبال پرونده من بود در یک تصادف رانندگی مشکوک کشته شد و سپس ابتلای من به سرطان روی داد. ناخودآگاه فکر آدمی به سمت عوامل پشت پرده می‌رود،‌ به‌ویژه وقتی بازجوی اطلاعات که فردی به نام صمدی بود، به من گفته بود اگر به حرف ما گوش نکنی اتفاقات ناگواری می‌افتد. مثلا می‌گفتم می‌خواهید مرا بکشید؟ می‌گفت نه الزاما. ممکن است در خیابان بروی و یک ماشین به تو بزند.»

او با بیان این که پزشکانش پرسش‌های او درباره احتمال بیمارسازی در زندان را «خیلی محافظه‌کارانه پاسخ می‌دادند»، تأکید می‌کند: «بارزترین اظهارنظر را در این باره ماشالله شمس‌الواعظین، دبیر انجمن آزادی مطبوعات به من گفت که برای عیادتم آمد و در آن جا گفت “متأسفانه آقایان اطلاعات و دستگاه امنیت تجهیزات لازم برای مسمومیت مخالفان سیاسی را از برادران روس گرفته‌اند”؛ این تعبیری بود که شمس‌الواعظین آن شب در منزل ما از آن استفاده کرد.»

آقای سیگارچی همچنین می‌گوید که در گفت‌وگو با افراد دیگری که تجربه مشابه او را داشته‌اند، به این نتیجه رسیده که «دست‌کم ۱۰ تا ۱۲ نفر از چهره‌های شناخته شده» هستند که «دچار چنین رویدادی شدند» و به «علیرضا رجایی» روزنامه‌نگاری که بر اثر ابتلا به سرطان در زندان مجبور به «تخلیه چشم» شد و «احمد قابل» روحانی منتقد رهبر جمهوری اسلامی که احتمالا پس از مراجعه «در زندان به دندان‌پزشکی و تزریق آمپول» دچار «مسمومیت» شد و جان خود را از دست داد، اشاره می‌کند.

  • نجات بهرامی: گزارش پزشکی قانونی از «ضایعه مغزی» مرا پنهان کردند

نجات بهرامی، روزنامه‌نگار، از دیگر مخالفان جمهوری اسلامی است که در سال ۹۹، هم‌زمان با همه‌گیری کرونا به زندان افتاد. او در گفت‌وگو با صدای آمریکا تأکید می‌کند که در آن زمان دچار «بیماری فشار خون بالا همراه با سردردهای شدید و تهوع» بوده و هنگام احضار برای اجرای حکم این مطلب را با قاضی اجرای احکام در میان گذاشته است.

علاوه بر اظهارات نجات بهرامی، او اسنادی به دست آمده از قوه قضاییه توسط گروه هکری «عدالت علی» را در اختیار صدای آمریکا قرار داده که برای نخستین بار منتشر می‌شود. بر اساس این سند، قوه قضاییه با وجود اطلاع داشتن از «ضایعه مغزی» این روزنامه‌نگار، مسئله را از او پنهان کرده و او را به زندان انتقال داده بودند.

روایت شخصی نجات بهرامی از ابتلایش به کرونا در زندان و همچنین مشاهداتش از ابتلای بکتاش آبتین، نویسنده و شاعر زندانی به ویروس کووید ۱۹ در زندان و جان باختن او، قابل توجه است.

او به صدای آمریکا می‌گوید: «سال ۹۹ بود که بکتاش آبتین و دو تن از اعضای کانون نویسندگان را به بند ۴ زندان اوین آوردند. آن زمان آثار کرونا در من ظاهر شده بود و حال خیلی بدی داشتم و علائمم در آن سال که کرونا شایع بود مشخص بود که باید احتیاط کرد، اما [مقامات زندان] جدی نمی‌گرفتند. همان موقع بکتاش آبتین آمد و تصورم این بود که با وضعیت جسمی‌ای که من دارم، در حالی که برای من محرز بود که به کرونا مبتلا شده‌ام، چطور علی‌رغم خواست خودم و بقیه زندانیان، این‌ها اصلا رسیدگی نمی‌کنند یا حداقل من را از بقیه جدا نمی‌کنند.»

نجات بهرامی اضافه می‌کند: «یکی دو بار با اصرار مرا به بهداری زندان بردند و صرفا یک تب‌سنجی انجام می‌دادند و مشخص نبود دستگاهشان درست است یا نه و اصولا کار را سرسری و با بی‌علاقگی و کلافگی خاصی انجام می‌دادند و به من گفتند کرونا نیست؛ ولی حال من که وخیم‌تر شد و به بیمارستان طالقانی اعزام کردند، آن جا بلافاصله تشخیص دادند که کرونا است و بعد از آن بود که مرا از سایر زندانیان جدا کردند.»

این روزنامه‌نگار همچنین شرح می‌دهد: «کسی که به کرونا مبتلا است و روزها و شب‌ها در میان زندانیان دیگر در اتاق‌های پر جمعیت اوین به سر می‌برد، طبیعتا بقیه را مبتلا می‌کند، اما واقعا رسیدگی نمی‌کنند. چند روز بعد از این مسئله خبر بیماری بکتاش آبتین منتشر شد و من کاملا می‌توانستم حدس بزنم چه اتفاقی افتاده که بیمار شده و توجه نکردند. هم عامدانه و هم ناشی از به هم ریختگی سیستمی که این‌ها در زندان دارند و متأسفانه جان ایشان را گرفتند.»

نجات بهرامی همچنین درباره پنهان‌کاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی درباره «ضایعه مغزی» او که در گزارش پزشکی قانونی آمده، می‌افزاید: «برای نخستین بار این اسناد را در سایت عدالت علی دیدم و به پرونده خودم سری زدم و برایم شوکه کننده بود.»

او اضافه می‌کند: «آن سالی که حکم من صادر شد و قرار بود به زندان معرفی بشوم مراجعه کردم و گفتم مدتی است دچار سردردهای بسیار شدید همراه با تهوع هستم و شب‌ها نمی‌توانم بخوابم و وضعیت وخیمی دارم و اجازه خواستم درمان‌هایم را کامل کنم و بعد به زندان بروم اما قاضی اجرای احکام تأکید کرد که خودمان تو را به پزشکی قانونی معرفی می‌کنیم. با نامه پزشکی قانونی به متخصص مغز و اعصابی که معرفی کرده بودند مراجعه کردم و گفتند برای جواب به دادسرای اوین برو. آن جا به من گفتند طبق گزارش پزشکی قانونی مشکلی نداشتی و به زندان رفتم.»

او با بیان این که «گاهی مرا به بهداری می‌بردند و چک ناقصی انجام می‌دادند»، می‌گوید که این رسیدگی‌ها برایش جای سوال بوده، و «به‌تازگی در اسناد عدالت علی مشاهده» کرده «که در گزارش پزشکی قانونی به وجود ضایعه مغزی اشاره شده» است.

نجات بهرامی می‌افزاید: «برایشان کاملا محرز بوده، اما با وجود اطلاع مقامات قضایی و دستگاه امنیتی به من نگفتند و مرا به زندان فرستادند، در زمانی که اوج کرونا بود و بعد که مبتلا به کرونا شدم اجازه دادند بیرون بیایم و این اجازه را هم الآن متوجه شدم که ناشی از اطلاعاتی بوده که از پرونده پزشکی من داشتند و این‌ها نشان می‌دهد چقدر برایشان با جان مردم بازی کردن راحت است.»

مدرک مربوط به پرونده پزشکی نجات بهرامی

این روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی پیشین، تأکید می‌کند: «جمهوری اسلامی از دو راه عامدانه برای فشار بر چهره‌های سیاسی و مطبوعاتی استفاده می‌کند. یکی بحث بیمارسازی که مخصوصا در آن سال‌هایی که قتل‌های زنجیره‌ای در جریان بود و در دهه ۶۰ بسیار پرونده‌هایی هست که این‌ها عامدانه کسانی را به بیماری مبتلا کردند و چیز پوشیده‌ای نیست. در سال‌های گذشته این‌ها مقداری به خاطر رسانه‌ها و افکار عمومی احتیاط می‌کردند، اما در بی‌اعتنایی کاملا تعمدی به زندانیان بیماری که جانشان در خطر است، از این طریق کارشان را پیش می‌برند.»

نجات بهرامی با اشاره به وضعیت بیماری فاطمه سپهری، زندانی سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، و تداوم حبس او در شرایط غیراستاندارد زندان وکیل‌آباد مشهد، تأکید می‌کند که او را «بلافاصله بعد از انجام عمل قلب باز» و در حالی که «او باید ماه‌ها تحت مراقبت شدید و خاص در خانه یا بیمارستان باشد» به زندان بازگرداندند.

به تأکید این روزنامه‌نگار، «روندی توأم با کوتاهی‌های عامدانه، بی‌اعتنایی، و زمان خریدن برای این که بیمار زجر خودش را بکشد» در زندان‌های جمهوری اسلامی جریان دارد. نجات بهرامی می‌افزاید: «به نظرم این یک فرایند کاملا سیستماتیک و عامدانه است و در لایه‌های امنیتی حکومت طراحی شده است.»

  • روایت یک شاهد عینی از «شکنجه دارویی» منجر به مرگ علیرضا داوودی

یک شاهد عینی در ایران که به دلیل حفظ امنیتش نخواست نام او فاش شود، در گفت‌وگو با بخش فارسی صدای آمریکا توضیحاتی جان باختن یک زندانی سیاسی با هویت علیرضا داوودی، متولد ۶۲، ساکن شاهین‌شهر، دانشجوی حسابداری، مدتی پس از آزادی موقت از زندان و بلافاصله پس از «بازجویی در بیمارستان توسط دو مأمور» ارائه داده است.

فرد مطلع، علیرضا داوودی را «فردی خونسرد و آرام» توصیف می‌کند که «خوش‌سخن» و «اهل فکر» بود و به دلیل مواضع و سخنرانی‌هایش و همچنین تأسیس گروه دانشجویی «داب» (ددانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌خواه» و همچنین انتشار نشریه دانشجویی «خاک»، در اواسط دهه ۸۰ خورشیدی چند ترم از دانشگاه اصفهان تعلیق شده بود.

او می‌گوید که علیرضا داوودی از سال ۸۴ بارها به «ستاد خبری وزارت اطلاعات» احضار شده بود، اما بازداشت اصلی او در بهمن ۱۳۸۷ رخ داد و بیش از یک ماه بعد و تا نوروز ۸۸ خانواده‌اش از او هیچ خبری نداشتند و اواخر اردیبهشت آزاد شد.

این شاهد عینی همچنین می‌گوید به همراه چند دوست دیگر پس از دو هفته پی‌گیری، موفق شد علیرضا داوودی را ملاقات کند و روی دست او آثار شکنجه و «سوختگی، کبودی، و پارگی رگ‌ها» و «له شدگی دست‌ها» را مشاهده کرده و دیده بود که بر خلاف «شخصیت محکم و رفتار خونگرم» پیشین، علیرضا «کاملا یک انسان دیگر بود» و «انگار روحش نبود.»

شاهد عینی همچنین تأکید می‌کند که مدت کوتاهی علیرضا داوودی را «در اتاقش» ملاقات کرده‌اند و سپس خانواده‌اش بیرون از آن اتاق، به ملاقات‌کنندگان گفته‌اند که «علیرضا تحت درمان است، پس از آزادی به‌شدت عصبی است و چیزی نمی‌گوید که چه اتفاقی افتاده» و «می‌گوید یادش نمی‌آید در مدت بازداشت چه اتفاق‌هایی برایش افتاده و آن مدت چند ماه چطوری گذشته» است.

به گفته این منبع، «در معایناتی که انجام شده بود دکترها گفته بودند بسیاری از رگ‌هایش سوخته و روشن نیست چه بلاهایی سرش آمده» و «بعدا خانواده‌اش گفتند که جاهای دیگر بدنش هم بوده» است.

این منبع نزدیک به علیرضا داوودی، همچنین تأکید می‌کند که آخرین بار به طور اتفاقی این فعال دانشجویی را در ماه خرداد ۱۳۸۸ و «در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ دیدم و از لحاظ روحی خیلی بهتر شده بود» اما «بعدا فهمیدم در آن تظاهرات «شناسایی شده و فردای آن روز دوباره به ستاد خبری وزارت اطلاعات» احضار شده است.

به گفته این منبع، پس از این احضار «دوباره اوضاع سلامت روانی‌اش وخیم» شد و «علیرضا می‌گفته یادش آمده در بازداشت پیشین سه چهار روز او را به سقف بسته و از دست‌هایش آویزان کرده بودند.»

این منبع نزدیک به علیرضا داوودی تأکید کرد که در «اواخر تیر ۸۸» این فعال دانشجویی «در بخش روانی بیمارستان الزهرا در اصفهان به مدت دو سه هفته» بستری شد و «در مرداد ماه حالش رو به بهبود بود و می‌گفته دوست دارد فعالیتش را دوباره از سر بگیرد»، اما «در روز آخر، در حالی که همراهی از خانواده پیش او نبوده، بیمارستان ادعا کرده که علیرضا دچار تداخل دارویی می‌شود و در حالی که می‌خواهند او را سوار آمبولانس بکنند و به بیمارستان خورشید ویژه مسمومیت‌های دارویی برسانند، در آمبولانس سکته کرده است.»

مزار علیرضا داوودی، فعال دانشجویی جان باخته پس از آزادی از زندان

منبع نزدیک به این زندانی کشته شده، با تأکید بر این که «این روایت رسمی است»، می‌گوید که در یک روایت غیررسمی، پس از مراسم چهلم علیرضا داوودی، «یکی از پرستاران بیمارستان به خانواده‌اش گفته در آن روز که این اتفاق افتاده، از سازمان اطلاعات دو نفر داخل اتاق علیرضا آمده بودند و او را در حدود نیم ساعت بازجویی کردند و یک ساعت و نیم دو ساعت بعد، او سکته کرده است. در آن فاصله اگر تداخل دارویی بوده، دارویی بوده که از طریق این نیروهای اطلاعاتی به او تزریق شده است.»

به گفته این شاهد عینی، در مراسم خاک‌سپاری علیرضا داوودی که با حضور صدها نفر برگزار شد، «جو بسیار شدید امنیتی» حاکم بود و مقامات «اجازه نمی‌دادند صحبتی با خانواده بکنیم» و بعد از مدتی «توانستیم با نزدیکان او صحبت بکنیم و اطلاعات جدیدتری به دست آوردیم و متوجه شدیم که آزاد شدن او از بازداشت از زندان مرکزی اصفهان برای این بوده که مسئولیت از دست رفتنش در زندان را از سر خودشان باز کنند.»

به گفته این منبع، مقامات قضایی و اطلاعاتی در زندان «علاوه بر آسیب‌های فیزیکی، آسیب‌های دارویی به علیرضا زده بودند و این آسیب‌ها به قدری زیاد بوده که مشخصا تحت شکنجه دارویی قرار گرفته و خودش هم بارها گفته بوده که تمام آن مدت که در بازداشت بودم انگار در یک خواب و رویا بودم.»

مزار علیرضا داوودی، فعال دانشجویی جان باخته پس از آزادی از بازداشت در اصفهان

هرچند به دلیل ممنوعیت فعالیت رسانه‌های آزاد در ایران، صدای آمریکا امکان راستی‌آزمایی برخی از موارد ذکر شده را ندارد، اما روند مرگ‌های مشکوک زندانیان سیاسی و ابتلای روزنامه‌نگاران بازداشت شده و فعالان مخالف جمهوری اسلامی به بیماری‌های سخت یا ناشناخته در زندان، پیش از این نیز بارها گزارش شده است.

آرش صادقی فعال حقوق بشر و امید کوکبی فیزیکدان جوان دو تن از افراد شناخته شده دیگر هستند که در حبس به بیماری‌های صعب‌العلاج مبتلا شده‌اند.

در پی انتشار گزارش‌هایی از احتمال ابتلای ترانه علیدوستی به بیماری سندروم «درِس» در زندان، دکتر محمدکاظم عطاری، پزشک و پژوهشگر پزشکی اجتماعی، به صدای آمریکا گفته است که جمهوری اسلامی در سال‌های قبل در زندان‌ها از مواد و یا خوراندن سمومی استفاده کرده که باعث بروز سرطان یا از کار افتادن ارگان‌های برخی زندانیان شده و از آن جا که این مواد در بدن قابل پیگیری بود، این رویه را به استفاده از موادی تغییر داد که زندانیان را «از خود بی‌خود می‌کرد» و به «واکنش‌های غیرارادی از جمله اعتراف علیه خود» وادار می‌کرد.

به گفته این کارشناس، در حال حاضر جمهوری اسلامی از داروها و مواد غذایی روتین «به صورت نا به جا» استفاده می‌کند و زندانیان را به سمت «واکنش‌های عصبی» می‌کشاند.

No responses yet

May 15 2024

پشت پرده‌های دبی: یک ایران کوچک با تمامی خلافکارانش

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم

رادیوزمانه: ایرانیانی که در سال‌های اخیر در دبی خانه خریده‌اند، پیشینه‌های متفاوتی دارند. از شهروندان عادی گرفته تا فوق ثروتمندان سرشناس، از کلاه‌برداران، متهمان و محکومان پرونده‌های معروف فساد تا مجرمان اقتصادی و فراریان تحت تعقیب، اختلاس‌گران، بدهکاران بانکی، رشوه‌دهندگان و رشوه‌گیرندگان، پول‌شویان و کاسبان تحریم، نزدیکان مقام‌ها، آقازاده‌ها و بستگان افراد رده بالای نظام و سپاه پاسداران در دبی ملک و خانه خریده‌اند. گزارش تحقیقی ما درباره آنها را بخوانید.

آمار غیررسمی از سکونت حدود نیم میلیون ایرانی در امارات متحده عربی حکایت دارد که اکثر آن‌ها در دبی ساکن هستند. در سال‌های اخیر ایرانیان بسیاری در دبی ملک و زمین خریده‌اند.

براساس داده‌های درزکرده حدود هفت هزار ایرانی در سال ۲۰۲۲ صاحب ۹ هزار و ۴۰۰ ملک مسکونی در دبی بودند. پژوهشگران دانشگاهی که این داده‌ها و سایر منابع را بررسی کرده بودند در نهایت به وب‌سایت نروژی E24 گفتند که رقم واقعی ایرانیانی که در دبی صاحب ملک مسکونی هستند بیش از ۹ هزار نفر است. برهمین اساس، ارزش این ویلاها و آپارتمان‌ها در ابتدای سال ۲۰۲۲ در مجموع بالغ بر هفت میلیارد دلار می‌شد.

در گزارش پیش‌ رو به گروهی از ایرانیان صاحب املاک در دبی می‌پردازیم که دانستن نام و اطلاعات آن‌ها در جهت منافع عمومی است.

درباره این پروژه

پشت پرده‌های دبی (Dubai Unlocked) براساس داده‌های درزکرده، چکیده‌ای از بررسی تفصیلی صدها هزار ملک در دبی و اطلاعات مربوط به صاحبان این املاک از سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ ارائه می‌دهد.
این داده‌ها را مرکز مطالعات پیشرفته دفاعی (C4ADS) که یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در واشنگتن دی‌سی است به‌دست آورده بود. این داده‌ها سپس در اختیار وب‌سایت مالی نروژی E24 و پروژه‌ی گزارش‌دهی جرم و فساد سازمان‌یافته (OCCRP) قرار گرفت و پروژه‌ی تحقیقی در این زمینه با شرکت ده‌ها رسانه از سراسر جهان آغاز شد.
داده‌ها شامل صاحبِ هر ملک و اطلاعاتی برای شناسایی افراد بود. این اطلاعات شامل تاریخ تولد، شماره گذرنامه و ملیت فرد می‌شد. در برخی موارد اطلاعات مستأجر به جای صاحب ملک آمده بود.
روزنامه‌نگارهایی که در این پروژه همکاری می‌کردند این داده‌ها را به‌عنوان نقطه شروع در دست گرفتند و سپس اکتشاف در سرزمین مالکیت املاک و مستغلات دبی آغاز شد. روزنامه‌نگارهای همکار در این پروژه ماه‌ها صرف تأیید هویت افرادی کردند که در اسناد درزکرده نامشان دیده می‌شد، افزون بر این، وضعیت مالکیت با استفاده از اسناد و بایگانی‌ها و تحقیق در منابع عمومی و دیگر داده‌های درزکرده باید تأیید می‌شد.

بهشتی برای مجرمان ایرانی

ایرانیانی که در دبی املاک و مستغلات دارند، کیستند؟

ایرانیانی که در سال‌های اخیر در دبی خانه خریده‌اند، پیشینه‌های متفاوتی دارند. از شهروندان عادی گرفته تا فوق ثروتمندان سرشناس، از کلاه‌برداران، متهمان و محکومان پرونده‌های معروف فساد تا مجرمان اقتصادی و فراریان تحت تعقیب، اختلاس‌گران، بدهکاران بانکی، رشوه‌دهندگان و رشوه‌گیرندگان، پول‌شویان و کاسبان تحریم، نزدیکان مقام‌ها، آقازاده‌ها و بستگان افراد رده بالای نظام و سپاه پاسداران در دبی ملک و خانه خریده‌اند. این املاک و مستغلات از دفترهای کوچک اداری تا ویلاهای لوکس را در برمی‌گیرد.

در میان محکومان اقتصادی‌ای که در دبی خانه خریده‌اند برخی فراری، برخی ساکن دبی و برخی در زندان‌های داخل ایران در حال گذراندن دوران محکومیت هستند.

افرادی که در رسانه‌های ایران به آن‌ها لقب سلطان داده‌اند، مانند سلطانِ فولاد و سلطانِ قاچاق سوخت در میان این افراد هستند و آقازاده‌هایی که نامشان در کنار پرونده‌های اختلاس مطرح شده اما محکوم نشده‌اند و آن‌هایی که دست‌کم تا امروز مدرکی از خلاف‌کاری آن‌ها منتشر نشده در دبی ویلا و آپارتمان دارند. 

برخی از ایرانیانی که نام و املاک آن‌ها در این اسناد فاش شده بسیار بیش از یک خانه و آپارتمان در دبی خریده‌اند. یکی از محکومان اقتصادی که در ادامه گزارش در مورد پرونده او خواهید خواند ۱۳۵ ملک در دبی خریده یا فرد دیگری که در دوره‌ای یکی از شرکت‌هایش مدت‌ها در فهرست بزرگترین بدهکاران بانکی بود، اینک در دبی صاحب بیش از ۳۰۰ ملک است. 

پرونده‌های معروف

شمار قابل توجهی از متهمان، محکومان فراری، زندانی‌ها و دیگر افرادی که نامشان در رابطه با پرونده‌های مشهور فساد اقتصادی در رسانه‌ها و یا اسناد دادگاه آمده، از مشتریان جدی دنیای مستغلات دبی هستند.

پرونده‌های قطعه‌سازی: داستان دو میلیاردر 

در فهرست ایرانیانی که در دبی ملک دارند، نام دو قطعه‌ساز بزرگ دیده می‌شود: عباس ایروانی و محمد علیپور فطرتی.

عباس ایروانی محکوم پرونده «گروه عظام» است. اسفند سال ۱۴۰۲، قوه قضاییه حکم پرونده عظام را که از سال ۱۳۹۸ در جریان بود، اعلام کرد و عباس ایروانی در ارتباط با دو پرونده تخلف در قطعه‌سازی به ۶۵ سال حبس محکوم شد. از جمله‌ی اتهام‌های او اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور با توسل به قاچاق سازمان‌یافته و حرفه‌ای قطعات خودرو و همچنین مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از مجرای اخلال در نظام پولی و ارزی کشور از طریق تحصیل اموال و وجوه کلان از شبکه بانکی ازطریق نامشروع و غیرقانونی بود.

تصویری از عباس ایروانی
عباس ایروانی، رییس گروه قطعات خودرو عظام

ایروانی در اوایل دهه ۵۰ شمسی و وقتی ۱۷ سال سن داشت، در راسته‌ی قفل و لولای بازار مغازه‌ای باز کرد. او در زمان جنگ و حوالی سال ۶۰-۵۹ در ستاد جنگ‌های نامنظم چند ماهی را در کنار چمران در جنگ بود. از سال ۶۵، شمسی کار واردات قطعات خودرو را شروع کرد و در کمتر از ۱۰ سال و زمانی که دو کارخانه داشت، گروه قطعه‌سازی عظام را تأسیس کرد. گروه عظام اینک شامل ۱۴ کارخانه است. 

گروه قطعه‌سازی عظام که از بزرگترین قطعه‌سازان است، در دادگاه متهم شد که به مقام‌های بانکی و گمرک و مسئولان وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) و اداره‌های استانی رشوه می‌داده، سند جعل می‌کرده، قطعه‌های چینی را وارد ایران کرده و به عنوان برند ایرانی می‌فروخته و در پرداخت عوارض گمرکی تقلب می‌کرده است. 

ایروانی تمام اتهاماتی را که به او وارد شده رد می‌کند و حتی گفته است که با انگیزه اخاذی به او اتهام زده‌اند.

ایروانی در دادگاه با افتخار از کمک به دور زدن تحریم‌ها سخن گفت. او همچنین در یکی از جلسه‌ها گفت:

اگر یک دلار خارج از کشور داشته باشم تمام آن را دولت مصادره کند و من را اعدام کنید. زحماتی که من کشیدم کمتر کسی انجام می‌دهد. اگر کارمندانم اشتباهی کرده‌اند مقصر من نیستم.

ایروانی تا چندی پیش مالک یک واحد اداری در برج اسپکت دبی به ارزش دو میلیون و ۴۰۰ هزار درهم، معادل ۶۵۰ هزار دلار بود.

آگهی

اما ایروانی تنها قطعه‌ساز مشهور مالک مستغلات در دبی نیست. یکی از متهمان پرونده قطعه سازی دیگری موسوم به پرونده کروز هم در دبی خانه دارد. 

محمد علیپور فطرتی از مدیران شرکت قطعه‌سازی کروز بود. او در دادگاه به مشارکت عمده در اخلال نظام اقتصادی کشور از طریق رهبری گروه مجرمانه در زمینه قاچاق حرفه‌ای و سازمان‌یافته قطعات خودرو در حد فاصل سال‌های ۹۲ تا ۹۹ ، پرداخت رشوه به کارکنان گمرک، و همچنین به مشارکت در اخلال در توزیع مایحتاج عمومی از طریق گران‌فروشی قطعات خودرو به شرکت‌های سایپا و ایران‌خودرو حدفاصل سال‌های ۹۵ تا ۹۸ متهم شد.

علیپور همچنین متهم شده که به همراه حمید کشاورز (متهم ردیف اول پرونده) با واسطه به حسین فریدون (برادر حسن روحانی، رئیس جمهوری سابق ایران) رشوه داده است.

محمد علیپور فطرتی

امیر فولادی، نماینده دادستان در دادگاه رسیدگی به پرونده شرکت کروز که بهمن‌ ۱۴۰۰ برگزار شد، گفت: «حد فاصل تاریخ ۹۴/۹/۱۰ تا ۹۴/۱۰/۱۷ مجموعاً مبلغ ۱۶ میلیارد و ۲۰۰ میلیون ریال طی ۳۸ تراکنش بانکی از حساب محمد علیپور فطرتی به حساب آقای مسعود احمدی‌زاده در بانک صادرات از مرتبطین حسین فریدون واریز شده است. استفاده حسین فریدون از حساب‌های مسعود احمدی‌زاده جهت دریافت رشوه و حق حساب از رسول دانیال‌زاده تأیید شده است و موجب محکومیت مسعود احمدی‌زاده به اتهام فراهم کردن بزه ارتشاء از طریق در اختیار قراردادن حساب بانکی به حسین فریدون به ۱۵ سال حبس تعزیری شده است. پرونده وجوه دریافتی حسین فریدون و مسعود احمدی‌زاده از شرکت کروز در شعبه بازپرسی در حال رسیدگی است. در حال حاضر مسعود احمدی‌زاده در خارج از کشور است.»

در جلسه دادگاه مقام‌های قوه قضاییه از آقای علیپور به عنوان متهم فراری دارای تابعیت ایرانی-کانادایی نام برده‌اند. 

با گذشت دو سال از دادگاه در آخرین روزهای اسفند ۱۴۰۲ سخنگوی قوه قضاییه گفت که این پرونده در مرحله صدور رأی است:

هشت جلسه کیفرخواست این پرونده قرائت و آخرین دفاع از متهمان اخذ شده است. اگر رأی قطعی شد اعلام خواهد شد.

هنوز رأیی برای آقای علیپور صادر نشده است.

وکیل محمد علیپور در پاسخ به ایمیل (OCCRP) و شرکای رسانه‌ای آن گفت:

موکل من عضو ارشد شرکت قطعه‌سازی ایرانی کروز نیست. به علاوه تمام اتهامات علیه موکل من نادرست و بی‌پایه است. موکل من در رابطه با هیچ جرمی محکوم نشده است. به علاوه رسانه‌های ایرانی معتبر نیستند.

محمد علیپور در دبی دست‌کم پنج واحد ساختمانی در منطقه الخلیج التجاری (بیزینس بی)، برج خلیفه و نخل جمیره (پالم جمیرا) داشته است که مجموع آن‌ها به ارزش تقریبی ۵۰ میلیون درهم یا ۱۴ میلیون دلار بوده است. او همچنان مالکیت ۳ملک به ارزش ۱۰میلیون و پانصد هزار دلار را در اختیار دارد.

اختلاس بانکی: زندان اوین یا ساحل دبی؟

تعدادی از اختلاس‌گران بانکی و افرادی که نامشان در پرونده‌های فساد بانکی آمده و یا محکوم شده‌اند، در سال‌های اخیر در دبی ملک خریده‌اند. در این میان نام متهمان، محکومان و بدهکاران بانک سرمایه به عنوان صاحبان املاک در محله‌های مختلف این شهر کوچک می‌درخشد.

در رابطه با بانک سرمایه چندین پرونده تشکیل شده و ده‌ها نفر از وزیر و مدیران دولتی گرفته تا بستگان وزرا و فرماندهان سپاه و روحانیان رده بالای نظام به سوء استفاده مالی و اختلاس متهم شدند. 

به طور خلاصه پرونده «فساد» ۱۴ هزار میلیارد تومانی بانک سرمایه در رابطه با اموال صندوق فرهنگیان بود. صندوق ذخیره فرهنگیان مالک نیمی از بانک سرمایه بود. مدیران این صندوق سپرده‌های صندوق ذخیره فرهنگیان را که در بانک بود، در اختیار چندین شرکت قرار داده بودند اما تعدادی از این شرکت‌ها زنجیره‌ای بودند و همگی مالک یا مالکان مشترک داشتند. وام‌های کلانی بدون طی مراحل قانونی و بدون ضمانت یا با ضمانت ضعیف به افرادی مشخص داده شده بود و در این میان تکلیف وصول هشت هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان روشن نشد.

نام یکی از سرشناس‌ترین محکومان پرونده اختلاس از بانک سرمایه برای بسیاری از ایرانیان آشنا است. حتی اگر محمد امامی را به چهره و نام نشناسید، چه بسا از مخاطبان وفادار سریال‌های تلویزیونی ایران باشید و سریال «شهرزاد» را به یاد آورید. محمد امامی تهیه‌کننده سریال شهرزاد بود.

محمد امامی، سرمایه‌دار و تهیه‌کننده فیلم‌های سینمایی و مجموعه ویدیویی و بسیار پرمخاطب و پرهزینه «شهرزاد»

محمد امامی در جریان این پرونده محاکمه، و به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق تحصیل مال نامشروع به ۲۰ سال حبس محکوم شد.

افزون بر امامی، بیش از ۴۰ نفر دیگر نیز در این پرونده متهم بودند. یکی از این متهمان دوست و شریک محمد امامی بود: امیررضا فرزان راد که او هم به اتهام مباشرت در اخلال عمده و کلان در نظام اقتصادی کشور از طریق تحصیل مال به نحو نامشروع به تحمل ۲۰ سال حبس محکوم شد.

محمد امامی آنچنان‌که قوه قضاییه می‌گوید در زندان است و تنها یک بار به مرخصی رفته؛ امیررضا فرزان راد اما متواری است. امامی و فرزان راد هر دو در دبی ملک خریده‌اند.

محمد امامی صاحب ویلایی در المرکاز به ارزش تقریبی ۲۰ میلیون درهم، معادل ۵,۵ میلیون دلار بود و ارزش ویلای امیررضا فرزان راد هم در المرکاز ۴۴ میلیون درهم یا تقریبا ۱۲ میلیون دلار بود. 

آگهی

و دیگر بانک‌ها

سابقه فساد و اختلاس بانکی تنها به بانک سرمایه خلاصه نمی‌شود. اختلاس و سوء استفاده چنان گریبان بانک‌های ایرانی را گرفته که تخمین زده می‌شود بین ۶۰ تا ۸۰ میلیارد دلار در دهه‌های اخیر از اقتصاد و نظام بانکداری ایران اختلاس شده است.

خبرهایی که در رسانه‌ها منتشر می‌شود و محاکمه‌هایی که اغلب پشت درهای بسته در مورد تخلف‌های بانکی برگزار می‌شود، تنها مشتی نمونه خروار است. در فهرست املاک دبی و کسانی که در سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ در دبی ملک خریده‌اند، دست‌کم هشت متهم مهم فساد بانکی یا اعضای خانواده‌شان حضور دارند.

رسول دانیال‌زاده، اسدالله سیفی و محمد وکیلی از جمله شناخته‌شده‌ترین نام‌هایی هستند که در ارتباط با سوء استفاده مالی از بانک در ایران محکوم شده‌اند و در دبی ملک خریده بودند.

بدهکار و رشوه‌دهنده در نخل جمیره 

رسول دانیال‌زاده زمانی یکی از بزرگترین بدهکاران نظام بانکی ایران بود و بر اساس اعلام قوه قضاییه در سال ۹۸ چهار هزار میلیارد تومان بدهی بانکی داشت. 

دانیال‌زاده که برخی رسانه‌ها از او به عنوان سلطان فولاد ایران یاد می‌کنند، مالک مجتمع فولاد گیلان، لوله سیمان، نورد، دانیال استیل و سهامدار شرکت فولاد کاویان است. 

رسول دانیال‌زاده معروف به سلطان فولاد و از نزدیکان حسین فریدون (عکس: توییتر)

به‌علاوه، او به دلیل رشوه‌دادن به اکبر طبری (مدیرکل سابق امور مالی قوه قضاییه) و حسین فریدون (برادر حسن روحانی، رئیس جمهوری پیشین ایران) محکوم شده است. 

آبان ۹۸، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه گفت:

رسول دانیال‌زاده که به خارج از کشور گریخته بود با طراحی و هدایت پاسداران گمنام امام زمان در سپاه به کشور بازگشت.

چنانچه مقام‌های قضایی ایران می‌گویند همکاری او باعث شده که حکم سبکتر ۱۵ سال زندان برای او در نظر گرفته شود. 

روشن نیست که آیا رسول دانیال‌زاده در حال سپری کردن این دوره محکومیت هست یا نه.

رسول دانیال‌زاده دست‌کم هفت خانه در دبی دارد که شامل شش واحد آپارتمان در الثانیه پنجم و یک ویلا در نخل جمیره می‌شود. ارزش تقریبی این املاک در مجموع حدود ۱۲ میلیون و ششصدهزار دلار است.

عکس:‌ اوله مارتین ولد

و این قصه تمامی ندارد: بانک مرکزی

اسدالله سیفی یکی از متهمان پرونده رشوه به مدیران بانک مرکزی است. سیفی به پرداخت رشوه از جمله ۵۰۰ میلیون تومان به یک مدیر بانک مرکزی در قبال تغییر نرخ ارز در قرارداد کارگزاری بانک مرکزی و دو قطعه شمش طلای ۱۰۰ گرمی به یکی از مدیران دیگر بانک متهم شد.

اسدالله سیفی دو آپارتمان در دبی در الخلیج التجاری و الثانیه پنجم به ارزش حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار درهم یا نیم میلیون دلار دارد.

محمد وکیلی هم مانند اسد سیفی از کارگزاران بانک مرکزی بوده است. او در پرونده دیگری به اتهام قاچاق سازمان‌یافته ارز و اخلال در نظام ارزی و پولی به ۲۰ سال زندان محکوم شد. اما چنانچه در همان حکم دادگاه آمده ساکن دبی و فراری است.

محمد وکیلی ۱۳۳ واحد آپارتمان در مجتمع پارک سرمایه‌گذاری دبی و یک ویلا در الثانیه پنجم دارد.

اسد سیفی و محمد ملکی در زمینه صرافی با هم در مواردی همکاری‌ و شراکت هم داشته‌‌اند و نام هر دوی آن‌ها همچنین در فهرست تحریم‌های آمریکا در رابطه با پول‌شویی و تسهیل امور مالی جمهوری اسلامی ایران آمده است.

تحریم و کاسبانش

دست‌کم ۱۰ نفر که در فهرست تحریم‌های آمریکا در رابطه با ایران نامشان دیده می‌شود، در دبی ملک خریده‌اند.

از جمله این افراد پژمان کوثریان‌فرد، کامبیز رستمیان، هوشنگ فرسوده، محسن پارساجم و همان‌طور که قبلاً در بخش متخلفان بانکی گفته شد، اسدالله سیفی و محمد وکیلی هستند.

 از این میان به عنوان نمونه کامبیز رستمیان که سال ۲۰۱۷ در رابطه با برنامه موشکی ایران تحریم شده بود، یک آپارتمان و یک ویلا در دبی در مجموع به ارزش تقریبی ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار دارد. 

محسن پارسا جم رییس هیات مدیره شرکت رایان رشد افزا که به واسطه اتهام ارتباط این شرکت با سپاه پاسداران در فهرست تحریم‌های آمریکا بود، دو آپارتمان به مجموع ارزش حدود ۵۰۰ هزار دلار داشت.

نمونه دیگر هوشنگ فرسوده است که یک ویلا در دبی به ارزش مجموعاً ۴ میلیون و ۵۰۰ هزاردلار خرید و او نیز به اتهام کمک به ایران برای دور زدن تحریم‌ها خود در فهرست تحریم ها قرار گرفت.

باز هم پتروشیمی: پرونده شش میلیارد دلاری و مرد سوم 

یکی از پرونده‌های بزرگ و شناخته‌شده‌ اختلاس و سوءاستفاده مالی، پرونده شرکت بازرگانی پتروشیمی است.

ده‌ها نفر از کسانی که به دور زدن تحریم و فروش محصولات پتروشیمی تحریم‌شده کمک می‌کردند، در جریان نقل و انتقال شش میلیارد و ۶۵۶ میلیون یورو حاصل از فروش این محصولات به روش‌های مختلف ثروت‌اندوزی کردند. تعدادی از این افراد بعدتر با اتهام اصلی اخلال در نظام کلان اقتصادی و تحصیل مال نامشروع محاکمه و در نهایت ۱۵ نفر محکوم شدند. 

در بین این محکومان که برخی در ایران در زندان هستند و برخی در خارج از کشور زندگی می‌کنند، دست‌کم دو نفر در دبی املاکی خریده‌اند.

علی اشرف ریاحی، مشاور فنی شرکت بازرگانی پتروشیمی که داماد محمدرضا نعمت‌زاده وزیر سابق صنعت، معدن و تجارت هم بود، به اتهام معاونت در اخلال نظام اقتصادی از طریق توزیع ارز حاصل از صادرات محصولات پتروشیمی به پنج سال حبس محکوم شد. بر اساس آنچه در حکم آمده، ریاحی ۲۹ میلیارد ریال از این طریق به صورت غیرقانونی سود برده است.

علی اشرف ریاحی، نفر وسط تصویر

ریاحی در برج خلیفه دبی یک هتل-آپارتمان به ارزش تقریبی یک میلیون و ۶۰۰ هزار دلار خریده بود که در حال حاضر آن را فروخته است.

دیگر محکوم این پرونده که در دبی ملک دارد، سید امین قریشی سروستانی است. آقای سروستانی با همان اتهام معاونت در اخلال نظام اقتصادی از طریق توزیع ارز حاصل از صادرات محصولات پتروشیمی به ۱۵ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

حکم او به صورت غیابی صادر شده و اسناد دادگاه از او به عنوان متواری یاد می‌کنند. آقای سروستانی با پاسپورت دومینیکا دستکم پنج ملک به ارزش تقریبی سه ونیم میلیون دلار خریده بود که تعدادی از آنها را هنوز در مالکیت دارد.

اما در رابطه با پرونده پتروشیمی و املاک دبی مرد سومی نیز هست؛ فردی که هیچگاه پرونده‌ای برایش تشکیل نشد اما نام او بارها در دادگاه و پرونده پتروشیمی آمده است: جواد شیرعلی پسر محمد حسین شیرعلی.

محمد حسین شیرعلی که زمانی کارمند وزارت اطلاعات بوده، یکی از محکومین پرونده پتروشیمی است. محمد حسین شیرعلی (پدر جواد) به اتهامی مشابه سایر محکومان به پنج سال حبس محکوم شد. چنانچه در حکم آمده، مبلغی که شیرعلی به صورت غیرقانونی بدست آورده، هشت میلیون دلار آمریکا است.

بر اساس اظهارات شیرعلی در این پرونده اغلب نقل‌و‌انتقال‌های مالی، دریافت «پورسانت»ها و سرمایه‌گذاری منفعت کسب‌شده به دست جواد، پسر محمدحسین شیرعلی، در خارج از ایران صورت می‌گرفته‌است و او از جانب پدرش یکی از چندین واسطه و پورسانت‌بگیر [درصدبگیر] فروش محصول‌های پتروشیمی در خارج از ایران بوده است.

جواد شیرعلی دست‌کم چهار واحد مسکونی از جمله یک ویلا در دبی دارد که ارزش مجموع آن بالغ بر چهار میلیون دلار می‌شود.

آگهی

بستگان، آشنایان و دوستان نظام و البته فامیل دور

در میان مالکان املاک در دبی نام تعدادی از فرزندان چهره‌های سرشناس و بستگان سببی و نسبی و حتی فامیل‌های دورتر هم به چشم می‌خورد.

از خانواده هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری سابق و یکی از مهم‌ترین افراد تاریخ جمهوری اسلامی، دست‌کم نام دو تن از پسران، عروس خانواده و یک نوه در این فهرست دیده می‌شوند.

محسن هاشمی بهرمانی، پسر بزرگتر خانواده که در سال‌های دهه ۹۰ شمسی رئیس شورای شهر تهران بود، زمانی دو واحد آپارتمانی داشته که یکی از آنها را هنوز در اختیار دارد. ارزش این واحد حدود ۳۸۰ هزار دلار است.

محسن هاشمی، رئیس سابق شورای شهر تهران دوره پنجم

یاسر هاشمی بهرمانی، کوچکترین پسر خانواده رفسنجانی نیز آپارتمانی در برج خلیفه به ارزش تقریبی حدود ۷۵۰ هزار دلار دارد.

مریم سالاری، همسر یاسر نیز آپارتمانی در برج خلیفه به ارزش تقریبی ۷۰۰ هزار دلار دارد.

احسان هاشمی بهرمانی، فرزند محسن هاشمی (نوه اکبر رفسنجانی) نیز مالک یک آپارتمان کوچک به ارزش ۱۰۰ هزار دلار در دبی است.

فامیل‌های دور و نزدیک و نام‌های دیگری که به نظر می‌رسد با مقام‌های نظام نسبتی داشته باشند، فرزند و داماد آیت‌الله‌ها و نیز سید همایون صفوی همامی که برادر کوچکتر سردار رحیم صفوی و صاحب دفتری به ارزش تقریبی ۲۰۰ هزار دلار در دبی است. 

موارد عجیب، چند تابعیتی‌ها، ثروتمندان و دیگر اسامی

در میان ده‌ها هزار ایرانی مالک خانه در دبی موارد عجیبی هم به چشم می‌خورد. و البته ایرانیانی که با پاسپورت‌های دیگری غیر از پاسپورت ایرانی‌شان خانه خریده‌اند.

مهدی شمس، مدیرکل بازرگانی و فروش در شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی بود که در پرونده بابک زنجانی به اعدام محکوم شد اما حکم اعدام بعدها به ۲۰ سال حبس تغییر کرد و احتمالا اینک در ایران زندانی است. مهدی شمس با ملیت بریتانیایی خود در دبی صاحب املاکی است از جمله ویلایی به ارزش ۲۰ میلیون دلار در نخل جمیره 

مهدی شمس در دادگاه

دیگر شهروند بریتانیایی صاحب ملک در دبی جواد مرندی است.

جواد مرندی میلیونر ایرانی-بریتانیایی است که به حزب محافظه‌کار بریتانیا کمک مالی می‌کرد و در یک پرونده پولشویی نامش به میان آمد، هر چند در آن پرونده محکوم نشد. مرندی نیز در دبی املاکی دارد.

نام چندین ثروتمند سرشناس، نیک مدیر وزارت جهاد کشاورزی که پرونده مفتوح میلیاردی اخلال در نظام اقتصادی دارد اما هنوز محکوم نشده نیز در میان صاحبان املاک در دبی دیده می‌شود. همچنین یکی از همکاران و مرتبطان با رضا ضراب،‌ یکی از صاحبان سابق معدن آق دره، سلطان سوخت، شخصی که به پولشویی برای یکی از روحانیون سرشناس متهم است، همگی با گذرنامه کانادایی در دبی خانه خریده اند.

مسعود زندی گوهریزی در اسپانیا با ثروتمندان و سیاستمداران می گشت و لابی و کار‌چاق‌کنی می‌کرد. پس از درز اسناد پاناما، دادستان در اسپانیا گوهریزی را به تقلب مالیاتی به میزان ۱۲۶ میلیون یورو در عرض سه سال متهم کرد. او اینک فراری است. گوهریزی سال ۲۰۰۹ خانه ای در دبی به مبلغ یک میلیون و ۹۶۰ هزار میلیون یورو خرید که همچنان این ملک را دارد.

یکی از موارد عجیب این فهرست فردی است به نام منصور فروزمند.

منصور فروزمند در ایران پرونده‌ای بابت کلاهبرداری دارد که نه محتوای پرونده و نه نتیجه آن هیچ‌گاه رسانه‌ای نشد. فروزمند اما یکبار در دبی و یک بار زمانی که برای تعطیلات به نیس در جنوب فرانسه رفته بود، بازداشت شده است. 

به گزارش روزنامه لامارسیز، در دادگاه فرانسه گفته می‌شود که جمهوری اسلامی ایران فروزمند را متهم کرده ۲۰۰ میلیون دلار با ارز دولتی برای واردات گرفته اما آن را در بازار سیاه فروخته است. در نهایت، با استدلال وکیل فروزمند مبنی بر این که اتهام‌های اقتصادی در ایران ممکن است با مجازات اعدام روبرو شود و شرایط زندان‌های ایران غیرانسانی است، درخواست استرداد او از سوی دادگاه رد و فروزمند آزاد شد. 

فروزمند دست‌کم پنج ملک در دبی شامل ویلا، آپارتمان و دفتر در الخلیج التجاری الثانیه و برج خلیفه دارد که مجموع ارزش انها بالغ بر ۱۰ میلیون دلار می‌شود.

فروزمند در پاسخ به ایمیل OCCRP و شرکای رسانه‌ای‌اش، این رسانه‌ها را باج گیر خطاب کرد و گفت که پرونده او مدت‌ها پیش در ایران بسته شده و املاکش در دبی را با وام بانکی خریده و همچنان به بانک مقروض است.

منصور فروزمند شهروندی سنت کیتس و نویس را نیز خریده است.

از دیگر موارد اسرارآمیز در میان ایرانیان صاحب ملک در دبی، فردی است که مالکِ دست‌کم ۲۵۸ دستگاه آپارتمان و مغازه در برج کریستال دبی است.

او محمد هادی ذوالانواری از اعضای هیئت مدیره توسعه سرمایه «تابان کیش» است. این شرکت در فهرست ابربدهکاران بانکی که در سال ۱۴۰۱ منتشر شد، مقام هجدهم را داشت.

آقای ذوالانواری با شکایت بانک سرمایه به مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور و پول‌شویی متهم شد. براساس اسناد دادگاه، مدیران وقت بانک سرمایه نیز به علت اعطای وام غیرقانونی به شرکت سرمایه «تابان کیش» متهم شده بودند.

در اسناد دادگاه آمده است که مدیران وقت بانک سرمایه «موجبات برداشت و تصاحب ۶۵ میلیارد تومان از وجوه بانک را به نفع آقای محمد هادی ذوالانواری فراھم کرده‌اند».

این مقاله بخشی از پروژه‌ی تحقیقی «پشت پرده‌های دبی» است که زمانه همراه با بیش از هفتاد شریک رسانه‌ای‌اش انجام داده و منتشر کرده است.برای خواندن دیگر مقاله‌ها و اطلاع بیشتر از داده‌های این پروژه‌ی تحقیقی، با کلیک روی این عبارت به صفحه‌ی مخصوص آن در رادیوزمانه رجوع کنید.

در مورد اتهام آقای ذوالانواری نیز دادگاه چنین گفته است:

«نامبرده به‌عنوان مدیرعامل شرکت توسعه سرمایه تابان کیش، متھم است که از رهگذر نقض ضوابط و مقررات بانکی و تبانی با مدیران وقت بانک سرمایه، مبلغ ۶۵میلیارد تومان از بانک سرمایه دریافت نموده است.»

هیئت کارشناسان دادگاه تا زمان صدور قرار نهایی دادگاه میزان بدهی او را به بانک سرمایه ۳۰۰ میلیارد تومان تخمین زده بود.

دادگاه اعطای وام به شرکت توسعه سرمایه تابان را غیرقانونی دانسته است، چراکه این شرکت تازه‌تأسیس بوده و حداقل فاصله‌ی زمانی لازم میان گشایش حساب تا اعطای تسهیلات رعایت نشده بوده.

دبی تنها شهری نیست که مجرمان و دزدسالار را به خود جذب و به آنها فرصتی برای تمیز کردن پولشان از طریق خرید املاک و مستغلات می‌دهد. اما به عقیده کارشناسان، چند ویژگی، این شهر را به گزینه‌ای جذاب برای این افراد تبدیل کرده است، خصوصاً برای کسانی که به دنبال فرار از دست مجریان قانون یا دور زدن تحریم‌های غرب هستند.

تا همین اواخر، کشور امارت با بسیاری از کشورهای جهان معاهده استرداد مجرم را امضا نکرده بود و این امر آن را به مقصدی جذاب برای فراریان از دست قانون، از سراسر جهان، تبدیل می‌کرد. اگرچه در سال‌های اخیر مقام‌های امارات متحده‌ عربی همکاری خود را با مجریان قانون در سایر کشورها افزایش داده‌اند، این کشور همچنان به داشتن عملکردی غیرثابت و بر حسب مورد در زمینه‌ی استرداد مجرمان شهرت دارد. 

رادا استرلینگ، وکیل و مدافع حقوق بشر که سازمان کمک حقوقی«بازداشت‌شدگان در دبی» را مدیریت می‌کند، به (OCCRP) گفت مقام‌های امارات از مظنونان برجسته به عنوان ابزاری برای «چانه‌زنی» استفاده می‌کنند.

او می‌گوید:

حتی اگر دولت امارات ادعا کند این افراد بازداشت و دارایی‌های آن‌ها مسدود شده است، چنین ادعایی می‌تواند صرفاً به هدف انتشار در مطبوعات صورت گرفته باشد.

در مارس ۲۰۲۲، کارگروه ویژه اقدام مالی (FATF)، ناظر جهانی مبارزه با پولشویی، امارات متحده عربی را به عنوان کشوری دارای «نقص» در سیستم‌های مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم شناسایی کرد و این باعث شد ضربه‌ی بزرگی به شهرت این کشور وارد شود. 

این اقدام که حسن شهرت دبی را به عنوان یکی از مراکز مالی برتر جهان به خطر انداخته بود، باعث شد مقام‌های امارات به تلاش‌هایی هماهنگ برای سخت‌تر کردن قوانین و افزایش همکاری‌ها با مجریان قانون در سایر کشورها جهت استرداد مجرمان دست بزنند.

No responses yet

May 13 2024

محمد رسول‌اف از ایران خارج شد؛ «از امروز ساکن ایران فرهنگی‌ام»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد رسول‌اف، کارگردان سینما که در سال‌های اخیر ممنوع‌الخروج بود و اخیرا به هشت سال زندان محکوم شد، با انتشار ویدیویی از لحظه خروج خود از مرز زمینی ایران گفت از این پس «ساکن ایران فرهنگی» است.

آقای رسول‌اف با اشاره به توقیف پاسپورتش «برای چندمین بار» و تفتیش ماموران امنیتی از منزلش، در اینستاگرام نوشت:

«اگر فکر می‌کنید مرزهای ایران در دست شماست در خواب خوشی هستید. اگر ایران جغرافیایی زیر چکمه‌های استبداد دینی شما رنج می‌کشد ایران فرهنگی در ذهن مشترک میلیون‌ها ایرانی که از ظلم و توحش شما ناچار به ترک ایران شدند زنده است و هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده‌ی خود را به آن تحمیل کند. از امروز من ساکن ایران فرهنگی‌ام.»

او که قرار است آخرین فیلمش «دانه‌های انجیر مقدس» به‌زودی در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش در بیاید، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد از کسانی که به او «برای خروج از مرز و رسیدن به نقطه‌ای امن» کمک کرده‌اند، تشکر کرده است.

محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دیروز (یکشنبه ۲۳ اردیبهشت) درباره اکران فیلم «دانه‌های انجیر مقدس» در جشنواره فیلم کن گفت:

«تولید و انتشار چنین فیلم‌هایی خلاف قانون است. هرکجا در جریان باشیم جلوی آن را خواهیم گرفت».

«به هر حال این تخلف محرزی است و حتما در سازمان سینمایی طبق قانون برخورد خواهیم کرد تا دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.»

توضیح تصویر، صحنه‌ای از فیلم «دانه‌های انجیر مقدس» ساخته محمد رسول‌اف

بابک پاک‌نیا، وکیل آقای‌ رسول‌اف ۱۹ اردیبهشت خبر داد که موکلش به هشت سال حبس (پنج سال قابل اجرا)، شلاق، جزای نقدی و ضبط مال محکوم شده است.

آقای پاک‌نیا در ایکس نوشت که حکم در شعبه‌ ۳۶ دادگاه تجدیدنظر عینا تایید و پرونده به اجرای احکام ارسال شده است و به دلیل امضای بیانیه‌ها و ساخت فیلم و‌ مستند که از نظر دادگاه «مصداق اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» محسوب می‌شود،‌ محکوم شده است.‌

پیش‌تر آقای پاک‌نیا خبر داده بود که شماری از عوامل این فیلم احضار، بازجویی و ممنوع‌الخروج شده‌اند و به آنها گفته شده است که از کارگردان بخواهند فیلم را از جشنواره کن خارج کند.

محمد رسول‌اف در جریان اعتراضات پس از فرو ریختن ساختمان متروپل آبادان در خرداد ۱۴۰۱ و امضای بیانیه‌ای با عنوان «تفنگت را زمین بگذار» در اعتراض به سرکوب‌های خیابانی توسط ماموران امنیتی در تیر ماه همان سال بازداشت و سپس به تبلیغ علیه نظام متهم و به یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از ایران محکوم شد.

No responses yet

May 13 2024

حسن روحانی در «نامه‌ای به مردم» پاسخ شورای نگهبان را داد؛ «منتخب مستقیم ملت» در حد یک شهروند هم آزادی بیان ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: ملای حیله‌گر

صدای آمریکا: حسن روحانی، رئیس جمهوری پیشین حکومت ایران در نامه‌ای خطاب به «مردم ایران» در واکنش به ردصلاحیتش در انتخابات اسفند ماه گذشته اعلام کرد که «نامه شورای نگهبان [در تشریح دلایل ردصلاحیت] به من ثابت می‌کند که عالی‌ترین مقام منتخب مستقیم ملت ایران حتی در حد یک شهروند هم، از حق آزادی بیان برخوردار نیست!» روحانی پیش از این اعلام کرده بود که در پی نامه‌نگاری‌هایی که در چند ماه گذشته با شورای نگهبان داشته، پاسخ خود به دلایل ردصلاحیت‌اش در انتخابات مجلس خبرگان را به‌شکل عمومی منتشر خواهد کرد.

در بخشی از نامه تفصیلی روحانی در مورد ردصلاحیتش با تاکید بر اینکه «پس از چند بار نامه‌نگاری رسمی با شورای نگهبان برای اعلام دلایل عدم احراز صلاحیت اینجانب در انتخابات دوره‌ ششم مجلس خبرگان رهبری، سرانجام نامه‌ی محرمانه‌ای به امضای دبیر این شورا؛ واصل شد» آمده است: «نامه‌ای که در واقع کیفرخواستی علیه نهاد ریاست‌جمهوری و دولت تدبیر و امید و نه ‌فقط شخص من بود.»

رئیس دولت پیشین جمهوری اسلامی تاکید کرد که محتوای نامه شورای نگهبان «ثابت می‌کند عالی‌ترین مقام منتخب مستقیم ملت ایران حتی در حد یک شهروند هم، از حق آزادی بیان برخوردار نیست» و اظهارات او درباره‌ دیگر نهادهای کشور از جمله شورای نگهبان، قوه قضائیه، قوه مقننه و دیگر نهادها «ممکن است به سند جرمی علیه او بدل شود!»

روحانی در بخشی از نامه سرگشاده خود نوشته که آنچه در نامه‌ دبیر شورای نگهبان «به‌عنوان ادله‌ی عدم احراز صلاحیت» در انتخابات خبرگان آمده است، «نه ‌تنها جرم و حتی تخلفی نیست بلکه در برخی از موارد مایه‌ی افتخار من است.»

رئیس جمهوری پیشین حکومت ایران با تاکید بر اینکه شورای نگهبان در بیان دلایل «عدم احراز صلاحیت من» به کارنامه‌ «رئیس‌جمهور قانونی کشور» به‌گونه‌ای استناد می‌کند که «گویی دومین مقام رسمی کشور، اپوزیسیون نظام است و این شورا که خود دو بار در انتخابات ریاست‌جمهوری و پنج ‌بار در انتخابات مجلس شورای اسلامی و سه بار در همین انتخابات مجلس خبرگان رهبری صلاحیت مرا تایید کرده است، مرتکب خطا شده است.»

حسن روحانی در بخشی از نامه خود نوشته که «آیا ردصلاحیت رؤسای‌جمهور سابق و پاره‌ای از دیگر روسای قوا زیر سوال بردن جمهوریت نظام نیست؟»

او با اشاره به فقهای شورای نگهبان که مسئولیت تایید صلاحیت‌ها در انتخابات خبرگان را برعهده دارند نوشته: «این فقیهان در کدام انتخابات و با رای کدام ملت این حق را یافته‌اند که برگزیدگان مردم را از حق انتخاب خود محروم کنند؟ با کدام حق قانونی و شرعی که یا باید از سوی ملت تفویض شود یا نهاد مرجعیت آن را تایید کند، شورای نگهبان انتخاب ملت را دومرحله‌ای ساخته است؟»

رئیس جمهوری سابق جمهوری اسلامی در مورد حضور همزمان برخی از فقهای شورای نگهبان به عنوان نامزد در انتخابات خبرگان نوشته: آیا قاعده‌ «تعارض منافع» شامل فقهای شورای نگهبان نمی‌شود که هم نامزد مجلس خبرگان رهبری هستند و هم صلاحیت رقبای خود را بررسی می‌کنند؟

روحانی در ادامه با تاکید بر اینکه امروز براساس قانون مجلس خبرگان «فقهای شورای نگهبان بر خبرگان سلطه یافته‌اند» این پرسش را مطرح کرده که آیا «مردم نسبت به بی‌طرفی آنان قضاوت مثبتی دارند؟»

انتقاد رئیس جمهوری پیشین جمهوری اسلامی از ردصلاحیت خود در انتخابات اسفند ماه گذشته در حالی مطرح می‌شود که ردصلاحیت منتقدان در انتخابات در جمهوری اسلامی سابقه‌ای به طول عمر این حکومت دارد و حسن روحانی که پیش از این بالاترین سمت‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی را برعهده داشته تاکنون موضع‌گیری صریحی علیه این روند نداشته است.

در نامه حسن روحانی محتوای توضیحات شورای نگهبان برای ردصلاحیت او منتشر نشده است. اما او پیش از این اعلام کرده بود که موارد رد صلاحیت‌اش «ادعای اهانت به قوه قضائیه و شورای نگهبان» و «عدم ایستادگی در برابر غرب» و «اشکال در اجرای برجام و…» است.

بهمن ماه سال ۱۴۰۲ رئیس‌جمهوری پیشین جمهوری اسلامی پس از رد صلاحیت برای نامزدی مجلس خبرگان رهبری، در بیانیه‌ای خواستار اعلام دلایل آن شده بود.

او با این پرسش که «چرا دلایل رد صلاحیت» اعلام نمی‌شود، شورای نگهبان را به «تقویت جریان مأیوس‌سازی» از شرکت در انتخابات متهم کرده بود.

روحانی همچنین در نامه‌های متوالی خواستار ارائه مکتوب دلایل و مستندات رد صلاحیت خود در انتخابات ششمین دوره مجلس خبرگان رهبری شده بود.

در جریان انتخابات سال ۱۴۰۲، حسن روحانی که هشت سال سمت ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی را برعهده داشت و پیش از آن نیز دو دهه دبیری شورای عالی امنیت ملی، بالاترین نهاد امنیتی حکومت ایران را در کارنامه داشت، به تصمیم شورای نگهبان برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس خبرگان، رد صلاحیت شد.

بسیاری از مقامات ارشد و روسای دولت در جمهوری اسلامی، از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد هم پس از حضور در رده‌های عالی نظام، دیگر در میان بازیگران اصلی صحنه سیاست حکومت قرار نگرفتند و در دوره‌های مختلف «ردصلاحیت» شدند.

No responses yet

May 12 2024

جان باختن سه پرستار در ایران بر اثر «کار زیاد» طی یک ماه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دبیرکل خانه پرستار از مرگ سه پرستار در ایران طی یک ماه گذشته «در خواب» و به دلیل سندروم کاروشی یعنی «مرگ بر اثر کار زیاد» خبر داد.

محمد شریفی‌مقدم ‌روز یک‌شنبه ۲۳ اردیبهشت به روزنامه «اعتماد» گفت که شرایط نامناسب در بیمارستان‌های ایران پرستاران را «خسته، بی‌انگیزه و فرسوده» کرده است.

پرستاران ایرانی به کمبود نیرو و به دنبال آن تحمیل فشار زیاد در محل کار، فقدان امنیت شغلی و دستمزد پایین که تعادل زندگی را بر هم می‌زند، اعتراض دارند.

به گفته دبیرکل خانه پرستار، بیشتر پرستاران در ایران به ویژه مردان پرستار، مجبورند علاوه بر شیفت روزانه، شیفت عصر را هم کار کنند، چون مخارج زندگی شان با یک شیفت کار تامین نمی‌شود؛ موضوعی که خستگی زیاد ناشی از کار زیاد را نیز به دنبال خواهد داشد.

در عین حال به تازگی گزارش‌هایی از افزایش پدیده خودکشی در میان پرستاران در ایران منتشر شده که دلیل آن «فشار فزاینده» در محل کار ذکر شده است.

تعداد دقیق خودکشی‌ پرستاران در ایران به‌طور رسمی مشخص نیست، اما شمار رو به فزاینده آن نگران‌‌کننده است.

بر اساس اعلام بانک جهانی، در ایران به ازای هر هزار نفر دو پرستار فعال است و شرایط دشوار کاری و درآمدهای ناکافی ازجمله مشکلاتی است که موجب مهاجرت گسترده پرستاران در سال‌های گذشته شده است.

آقای شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار آبان ماه ۱۴۰۲ اعلام کرده بود که آمار سالانه مهاجرت پرستاران به ۳۰۰۰ نفر رسیده و بیماران به دلیل کمبود پرستار در بیمارستان‌ها می‌میرند.

این مقام خانه پرستار ایران روز یکشنبه همچنین گفت برای اعلام این آمار «احضار» شده و از او خواسته‌اند برای این ادعا سند بیاورد اما او می‌گوید «برای روشنایی روز باید سند داد»؟

به گفته آقای شریفی‌مقدم پرستارانی که از ایران می‌روند، انگیزه‌های مختلفی دارند، اما مهم‌ترین انگیزه، مسائل مالی است و آن‌هایی که با انگیزه مالی از ایران می‌روند، دیگر به ایران برنمی‌گردند.

No responses yet

May 11 2024

کانون نویسندگان خواهان لغو حکم حبس و شلاق محمد رسول‌اف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

ایران اینترنشنال: کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای تایید حکم هشت سال حبس، شلاق و جریمه نقدی برای محمد رسول‌اف، فیلم‌ساز معترض را در دادگاه تجدید‌نظر استان تهران محکوم کرد و خواستار لغو فوری و بی‌قید و شرط این احکام شد. صدور این رای برای رسول‌اف در روزهای گذشته واکنش‌های زیادی به دنبال داشته است. بیانیه کانون نویسندگان ایران با یادآوری اینکه رسول‌اف عضو افتخاری این کانون است، تاکید کرد که حکم این فیلم‌ساز در ادامه «موج تاز‌ه هراس‌افکنی و سرکوب آزادی بیان و دیگر آزادی‌های فردی در ایران» تایید و به دایره‌ اجرای احکام فرستاده شده است.

کانون نویسندگان هدف جمهوری اسلامی را از تایید این حکم در شرایط کنونی، ایجاد ترس در میان هنرمندانی دانست که «به طناب زور گردن ننهاده‌ و به تحقیر نهفته در آن وقعی نگذاشته‌اند».

این تشکل صنفی با بیان اینکه رسول‌اف هیچ جرمی که کیفرش زندان و شلاق و مصادره‌ اموال باشد انجام نداده، در بیانیه خود نوشت: «محاکمه و مجازات لایق بند قبای کسانی است که بیش از ۴۰ سال در پناه حاکمیت به غارت اموال و امنیت و آزادی مردم مشغول هستند.»

بابک پاک‌نیا، وکیل دادگستری، روز چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد حکم شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران برای رسول‌اف در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید‌نظر عینا تایید شده است.

به گفته پاک‌نیا، دلیل اصلی صدور این حکم، امضای بیانیه‌ها و ساخت فیلم و‌ مستند است که از نظر دادگاه، این اقدامات مصداق اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور محسوب می‌شود.

کانون نویسندگان تاکید کرد که چنین احکامی را لایق فیلم‌ساز و کارگردان معترض، زنانی که می‌خواهند اختیار پوشش خود را داشته باشند، کارگرانی که از حق حیات و معیشت خود دفاع می‌کنند، جوانانی که می‌خواهند صاحبِ سبک زندگی خود باشند و نویسندگان و هنرمندانی که به سانسور و اختناق تن نمی‌دهند، نمی‌داند و خواهان لغو فوری و بی‌قیدوشرط تمامی آن‌ها است.

صدور حکم حبس و شلاق برای رسول‌اف در روزهای گذشته واکنش‌های دیگری نیز به دنبال داشت.

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران، روز ۱۹ اردیبهشت در بیانیه‌ای صدور این حکم را محکوم کرد و نوشت: «برای حکومتی که کودک می‌کشد و هنرمند را به زنجیر می‌کشد، راه بقایی نیست و به زودی بنای پوسیده‌ای که بر خون و رنج مردم استوار کرده، بر سرش آوار خواهد شد.»

این بیانیه با «بی‌اعتبار» خواندن حکم صادر شده از سوی قوه قضاییه، با این هنرمند منتقد جمهوری اسلامی ابراز همبستگی کرد: «این حکم بار دیگر ثابت کرد قانون فقط ملعبه‌ای برای لجبازی و انتقام‌جویی در دستگاه حقوقی آلوده به فقاهت حکومتی است.»

روزنامه «اومانیته»، از قدیمی‌ترین روزنامه‌های فرانسه، طی گزارشی در شماره روز جمعه ۲۱ اردیبهشت خود نوشت قرار است در ایران، محمد رسول‌اف، کارگردانی را که آخرین فیلمش به جشنواره کن راه یافته، شلاق بزنند.

این روزنامه در گزارش خود از رسول‌اف به عنوان فیلم‌سازی نام برد که در آثارش بارها موضوع فساد در جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشته و به سرکوب مخالفان حکومت اعتراض کرده است.

رسول‌اف در سال‌های اخیر از منتقدان جدی و سرسخت جمهوری اسلامی بوده و به طور مداوم از سوی دستگاه‌های قضایی و امنیتی حکومت ایران تحت پیگرد قرار گرفته است.

او آخرین بار در تیر ماه ۱۴۰۱ دستگیر و پس از تحمل هفت ماه حبس، در بهمن‌ ماه همان سال آزاد شد.

پاک‌نیا روز ۱۰ اردیبهشت امسال خبر داد این کارگردان از سوی نیروهای امنیتی تحت فشار قرار گرفته تا جدیدترین ساخته خود را از جشنواره فیلم کن خارج کند.

این فیلم با نام «دانه انجیر مقدس» در بخش مسابقه جشنواره کن پذیرفته شده است.

به گفته پاک‌نیا، برخی عوامل این فیلم از سوی ضابطین احضار و بازجویی شده و حتی تعدادی از آن‌ها ممنوع‌الخروج شده‌اند.

رسول‌اف در چندین فیلم خود مانند «به امید دیدار»، «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند»، «شیطان وجود ندارد» و «لِرد»، ساختار آلوده به فساد حاکمیت در جمهوری اسلامی را به نمایش گذشته و از آن‌ انتقاد کرده است.

او تا به‌حال چندین جایزه معتبر بین‌المللی از جشنواره‌های مطرحی مانند کن و برلین گرفته است.

No responses yet

May 11 2024

گزارش فاکس نیوز: اسناد سازمان مجاهدین خلق ایران در مورد فعالیت سایت فوق‌سری پهپادی در شمال قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,سپاه,سیاسی

صدای آمریکا: شبکه خبری «فاکس نیوز» اعلام کرد که سازمان مجاهدین خلق ایران با ارسال اسنادی به این رسانه از وجود یک «سایت فوق سری پهپادی» در منطقه گنجینه در شمال شهر قم خبر داده است.

بر اساس این گزارش، اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این محل برای استفاده از انواع پهپادها از جمله پهپادهای سری «مهاجر» ساخت شرکت صنایع هوایی قدس آموزش می‌بینند.

شرکت صنایع هوایی قدس و نام جدید آن؛ شرکت صنایع طراحی و ساخت هواپیماهای سبک، در فهرست ویژه اتباع و نهادهای تحت تحریم وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار دارند.

سایت مزبور همچنین برای آموزش دسته‌هایی از گروه‌های نیابتی‌ جمهوری اسلامی از جمله حزب‌الله لبنان و دیگر گروه‌ها از سوریه، یمن و عراق به منظور چگونگی استفاده از پهپاد نوع «مهاجر ۴» مورد استفاده قرار می‌گیرد.

طبق گزارش ارائه‌شده به فاکس‌نیوز از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران، این سایت فوق‌سری محل آزمایش پهپادهای «مهاجر ۴»، «مهاجر ۶» و «مهاجر ۱۰» است.

مقام‌های جمهوری اسلامی تاکنون به این گزارش واکنش نشان نداده‌اند. با این همهريال تهران در سالیان گذشته همواره گزارش‌های مربوط به این موضوعات را تکذیب کرده است.

علیرضا جعفرزاده، معاون مدیر شورای ملی مقاومت ایران در واشنگتن، در گفت‌وگویی با فاکس‌نیوز از جمهوری اسلامی به عنوان «سر مار» یاد کرد و افزود: دولت‌های غربی باید به جای سازش و تعامل با حکومت ایران آن را به خاطر فعالیت‌های بدخواهانه‌اش پاسخگو کنند.

فاکس نیوز گفته که اسناد و تصاویر هوایی ارائه‌شده از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران نشان می‌دهد که این سایت فوق‌سری طی سال‌های اخیر گسترش یافته است.

بر اساس این گزارش، طبق اسناد ترجمه‌شده از سازمان املاک و مستغلات و مستغلات نیروهای مسلح ایران، این محل ابتدا در سال ۲۰۰۵ میلادی به عنوان سایت آزمایش پهپاد پیشنهاد شد و در ماه مه ۲۰۰۶ میلادی، ۱۸۰۰ هکتار از اراضی اطراف قم به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح واگذار شد.

سازمان مجاهدین خلق ایران گفته که بر این باور است که تنها ۹۴۹ هکتار از این اراضی مورد استفاده قرار گرفته است.

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، باند این سایت به طول ۵۰۰ متر در سال ۲۰۰۷ میلادی ایجاد شد. این باند در سال ۲۰۱۴ میلادی به ۱۴۰۰ متر و در سال ۲۰۲۰ میلادی به ۱۵۰۰ متر گسترش یافت و اکنون می‌تواند برای آزمایش پهپادهای بزرگ‌تر مورد استفاده قرار گیرد. همچنین یک آشیانه به ابعاد ۳۰ در ۴۰ متر در سال ۲۰۲۱ میلادی به این سایت افزوده شده است.

بر اساس این گزارش، پهپادها در تشدید تنش‌های متعاقب حمله تروریستی هفتم اکتبر شبه‌نظامیان حماس به اسرائیل نقش پررنگی داشته‌اند.

داده‌های اندیشکده صلح ایالات متحده حاکی از آن است که نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه، از اکتبر ۲۰۲۳ تا فوریه ۲۰۲۴ میلادی بیش از ۱۶۰ بار هدف حمله گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند و در جریان یکی از این حملات پهپادی در تاریخ ٢٨ ژانویه، سه سرباز ارتش آمریکا در اردن جان خود را از دست دادند.

همچنین در حمله ١٣ آوریل جمهوری سلامی به اسرائیل، علاوه بر موشک‌های کروز و بالستیک، از پهپاد «شاهد ۱۳۶» نیز استفاده شد.

No responses yet

May 10 2024

جریان زیرزمینی سینمای ایران با محمد رسول‌اف در ایستگاه کن ۲۰۲۴

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سانسور,سیاسی,هنر

نمایی از فیلم «دانۀ انجیر معابد» محمد رسول‌اف
رادیوفردا: سینمای ایران در جشنوارۀ فیلم کن، که از هفتۀ آینده فرش قرمز معروف خود را در این شهر ساحلی خوش آب‌وهوای جنوب فرانسه پهن می‌کند، چشم به حضور و نمایش فیلم تازۀ یکی از نمادهای جریان متفاوت و منتقد خود دارد.
از زمانی که جشنوارۀ کن نام فیلم «دانۀ انجیر معابد» ساختۀ محمد رسول‌اف را به‌شکل غیرمنتظره‌ای به فهرست آثار پذیرفته‌شدۀ خود در بخش مسابقۀ هفتادوهفتمین دورۀ جشنواره اضافه کرد، نگاه‌ها نه فقط در میان پیگیران تحولات سینمایی بلکه در بین ناظران رویدادهای جاری در ایران هم به این جشنواره جلب شد تا فرجامِ حضور این فیلم در یکی از معتبرترین رویدادهای سالانۀ سینمایی دنیا و واکنش‌ها به آن را ببینند.
انتشار خلاصه‌داستان و تصاویری از فیلم «دانۀ انجیر معابد» نشان داد که محمد رسول‌اف همان مسیر فعالیت پیشین خود را در سینما ادامه می‌دهد، یعنی ساخت آثاری منتقد با مضامین کمتر گفته‌شده از جامعۀ ایران که در آن‌ها تقابل افرادی پایبند به اصول و ارزش‌های جهان‌شمول در مقابل ساختاری سرکوبگر و فاسد نمایان است.
«دانۀ انجیر معابد» درباره یک قاضی دادگاه انقلاب تهران است که در میانۀ شدت گرفتن اعتراضات سراسری با گم شدن اسلحه‌اش دچار سوءظن و پارانویا حتی نسبت به همسر و دختران جوانش می‌شود. بر مبنای تصاویر منتشرشده از فیلم، «دانۀ انجیر معابد» تازه‌ترین اثر ساخته شده در داخل ایران بدون رعایت سانسورهای حکومتی ازجمله رعایت حجاب اجباری بازیگران زن است.
نمایی از فیلم «دانۀ انجیر معابد»

جریان سینمای غیررسمی و زیرزمینی ایران از زمان اعتراض‌های سال ۱۴۰۱ به شکل محسوسی قدرتمندتر از هر زمان دیگری در کل تاریخ پس از انقلاب، به نمایندۀ اصلی سینمای ایران در جشنواره‌های مهم و معتبر جهانی تبدیل شده است.

فهرست فیلم‌هایی از این جریان که در این مدت در جشنواره‌های مختلف نمایش داده و در مواردی برندۀ جوایز مهمی نیز شده‌، از ۱۰ فیلم گذشته است و عملاً سینمای رسمی و مجوزدار ایران را در زمینۀ حضورهای بین‌المللی به حاشیه برده است.

پیش‌بینی این‌که محمد رسول‌اف به‌عنوان یکی از پیشگامان و نمادهای جریان مقاومت و منتقد سینمای ایران در تداوم و قدرت‌گیری این مسیر به فعالیت بپردازد، سخت نبود.

این اتفاق در حالی رخ داده که آقای رسول‌اف در تمام سال‌های گذشته با محدودیت‌های متعدد قضایی و امنیتی ازجمله ممنوعیت خروج از کشور و فعالیت معمول سینمایی روبه‌رو بوده است. با این همه، او به فاصلۀ چند ماه پس از آزادی از زندان، با فیلم تازه‌ای در بالاترین سطح رقابتی سینمای دنیا حاضر می‌شود.

محمد رسول‌اف، پس از عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، جعفر پناهی، محسن مخملباف، سمیرا مخملباف، ناصر تقوایی، ابوالفضل جلیلی و سعید روستایی، تازه‌ترین کارگردان برآمده از سینمای داخل ایران است که حضور در بخش مسابقۀ جشنواره کن و رقابت برای دریافت نخل طلا را تجربه می‌کند.

او امسال رقیب نام‌های تقدیرشده‌ای چون فرانسیس فوردکوپولا، دیوید کراننبرگ، ژاک اودیار، یورگوس لانتیموس، شان بیکر و پائولو سورنتینو در کسب جایزۀ نخل طلا است.

نمایی از فیلم «دانۀ انجیر معابد»

صدور حکم محکومیت زندان چندساله همراه شلاق و ضبط اموال و تأیید آن در دادگاه تجدیدنظر برای محمد رسول‌اف در کنار احضار عوامل فیلم تازۀ او و ممنوع‌الخروجی آن‌ها نشان از واکنش خشم‌آلود مقام‌های قضایی و امنیتی به ساخت فیلم «دانۀ انجیر معابد» بدون دریافت مجوز و سانسورهای حکومتی و نمایش آن در جشنوارۀ کن دارد.

در چنین شرایطی، این‌که کدام‌یک از عوامل امکان و فرصت حضور در جشنوارۀ کن و مراسم فرش قرمز نمایش آن را داشته باشند، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

مطابق اعلام مسئولان جشنوارۀ کن، فیلم «دانۀ انجیر معابد» در آخرین روز نمایش فیلم‌های بخش مسابقه و یک روز قبل از برگزاری مراسم اختتامیه به نمایش درخواهد آمد.

فیلم «دانۀ انجیر معابد» در حالی بدون دریافت مجوزهای حکومتی در جشنوارۀ کن حضور پیدا می‌کند که به‌گفتۀ محمد حقیقت، نویسنده و کارشناس سینمایی، تعداد بسیار زیادی از فیلم‌های ایرانی متقاضی حضور در جشنوارۀ کن امسال شرایطی مشابه فیلم «دانۀ انجیر معابد» در عدم دریافت مجوزهای حکومتی داشتند.

آقای حقیقت که از سال ۱۳۶۰ در جشنوارۀ کن به‌عنوان روزنامه‌نگار حضور داشته و در زمان مدیریت ژیل ژاکوب بر جشنوارۀ کن مشاور انتخاب فیلم‌های ایرانی این رویداد هم بوده، به پادکست «صحنۀ» رادیو فردا می‌گوید حدود ۳۰ فیلم از فیلم‌های ایرانی متقاضی حضور در کن ۲۰۲۴ را دیده و بخش زیادی از آن‌ها بی‌اعتنا به مناسبات سانسور جمهوری اسلامی و مجوزهای حکومتی ساخته شده‌اند.

محمد حقیقت به‌تازگی کتابی هم در نشر ناکجا در فرانسه با نام «رازها و دروغ‌ها در جشنوارۀ کن» منتشر کرده که شامل خاطراتش در تمام چهار دهۀ گذشته از حضور در این جشنواره و روند انتخاب و نمایش فیلم‌های ایرانی است.

امسال، علاوه بر محمد رسول‌اف، فیلم «کارآموز» ساختۀ علی عباسی، فیلمساز ایرانی مقیم دانمارک، هم در بخش مسابقۀ جشنوارۀ کن به نمایش درمی‌آید. آقای عباسی دو سال پیش با نمایش فیلم «عنکبوت مقدس» در جشنوارۀ کن از نام‌های خبرساز این رویداد بود. پیش‌بینی می‌شود فیلم تازۀ او که دربارۀ دوره‌ای از زندگی دونالد ترامپ در جوانی است، مانند «عنکبوت مقدس» با خبرسازی و توجه رسانه‌ای به نمایش درآید.

کانون فیلمسازان مستقل ایران، نهاد متشکل از سینماگران منتقد و مخالف حکومت، هم مانند سال گذشته در بخش بازار جشنوارۀ کن حضور دارد و فیلم‌هایی ازجمله فیلم سینمایی «ژرفنای شب» به‌کارگردانی فرهاد ویلکیجی و چند فیلم‌ کوتاه با مضامینی مرتبط با اعتراضات «زن زندگی آزادی» را نمایش خواهد داد.

امسال در بخش‌های خارج از مسابقه و نمایش‌های ویژۀ جشنوارۀ کن ساخته‌های جدید فیلمسازان معروفی چون جورج میلر، کوین کاستنر، ریتی پان، لئو کاراکس، کلر سیمون و الیور استون نیز به نمایش درمی‌آیند و از مریل استریپ و جورج لوکاس هم با دادن نخل طلای افتخاری به‌خاطر یک عمر فعالیت سینمایی تجلیل خواهد شد.

برای دریافت اطلاعات بیشتر از برنامه‌های دورۀ پیش روی جشنوارۀ کن و مروری بر سابقه و اهمیت این رویداد، شمارۀ جدید پادکست «صحنه» را بشنوید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .