اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'عوامفریبی'

Dec 23 2018

نصب بنری عجیب با عنوان “ویژه برنامه شب یلدای امام حسین” در پارس آباد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


دانا: بنر تبلیغاتی با عنوان “ویژه برنامه شب یلدای امام حسین علیه الاسلام در پارس آباد نصب شده است که اندکی عجیب به نظر می رسد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح مغان، در یکی از خیابانهای شهر پارس آباد بنری با عنوان “ویژه برنامه شب یلدای امام حسین (ع) ” نصب شده است که چندان با معارف و مضامین مربوط به مکتب امام حسین علیه السلام سازگار نیست.

با توجه به پیشرفت امکانات و تجهیزات چاپ که به نشر سریع پوسترها و بنرهای تبلیغاتی منجر شده است دقت در نوشته ها و متن های اطلاع رسانی باید مد نظر متولیان برنامه ها باشد و متن های نوشته شده به دقت و از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد.

امیدواریم متولیان فرهنگی و مخصوصا اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان پارس اباد محتوای درج شده در این بنر را جهت تنویر افکار عمومی توضیح دهد.

نصب بنری عجیب با عنوان “ویژه برنامه شب یلدای امام حسین” در پارس آباد+عکس

انتهای پیام/

No responses yet

Dec 16 2018

آقای ضرغامی! همیشه شعبان، یک بار هم رمضان…

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

عصرایران: آقای ضرغامی می گوید نظم زندگی شان به خاطر کسر 3 میلیون از حقوق دریافتی، به هم خورده و به همین خاطر همسرش رییس دیوان محاسبات را نفرین کرده است.

عصر ایران؛ مصطفی داننده- عزت الله ضرغامی رییس پیشین سازمان صداوسیما -که از نظر برخی سودای ریاست جمهوری در سر دارد- در جمع دانشجویان گفته است:

«حقوق من 9 میلیون و 600 هزار تومان است. البته با توجه به اضافه‌کاری‌هایی که برخی اوقات دوستان لطف می‌کنند و می‌دهند بیشتر می‌شود. اما به خاطر حکمی 3 میلیون از حقوقم کم شده و به خاطر همین به رییس دیوان محاسبات نامه نوشتم که کسر این 3 میلیون، نظم زندگی ما را به هم زده و خانمم شما را نفرین کرد».

بله، نظم زندگی آقای ضرغامی به خاطر کسر 3 میلیون از حقوقش، به هم خورده است. همسرش رییس دیوان محاسبات را نفرین کرده است. در این میان بی اختیار به یاد خیلی های دیگر می افتیم که نظم زندگی شان به هم خورده و نمی دانیم نفرین می کنند یا نه.

یا به یاد خیلی ها که به تبلیغات پخش شده از سازمان تحت مدیریت شما اعتماد کردند و پول خود را به مؤسساتی سپردند و نظم زندگی شان به هم خورد.

یا قبل تر که سازمان تحت مدیریت شما در برنامه هایی افرادی را متهم می کرد و اجازه دفاع نمی داد و نظم زندگی شان بر هم خورد و صدای آنها را کسی نشنید.

عجالتا اما تنها بر جنبه اقتصادی و معیشتی دست می گذاریم و کاری به بخش های دیگر نداریم. با کسر آن 3 میلیون هم آقای ضرغامی باز حدود 6 میلیون و 600 هزار تومان حقوق می‌گیرد. البته به خاطر لطف دوستان‌شان با اضافه کاری این حقوق بیشتر هم می‌شود. با این حقوق باقی مانده اما زندگی او به هم خورده است. زندگی یی که مثل خیلی دیگر از مردم، خرج و برج آن چنانی هم ندارد. چرا که احتمالا از پرداخت هزینه بنزین و تعمیر اتومبیل و درمان دندان و بلیت سفر و مانند اینها که بخشی از درآمد شهروندان دیگر را می بلعد معاف اند.

آقای ضرغامی! مردم چه کسی را نفرین کنند؟

قاعدتا آقای ضرغامی و امثال او دغدغه اشتغال خودش و فرزندانش را هم ندارد. نگران تاخیر حقوق و اجاره خانه هم نیست. هر روز صبح نیز با استرس دیر رسیدن به محل کار از خواب بیدار نمی‌شود و هر روز نگران از دست دادن شغلش هم نیست.

البته ایشان همیشه در زمرۀ مدیران ارشد جمهوری اسلامی بوده‌اند و مدیرکل و معاون وزیر و رییس سازمانی در حد قوای سه گانه بوده از این رو دریافت این میزان حقوق عجیب نیست. در این نوشتار هم نمی‌خواهیم از این بنویسیم که چرا او 9 میلیون حقوق می‌گیرد یا چرا بقیه مردم کم حقوق می‌گیرند. این شعارها و تصورات مربوط به اوایل بود که هر چند در دولت شهید رجایی رنگ واقعیت گرفت و وزیر 7 هزار تومان می گرفت و کارشناس 6 هزار تومان اما هر چه زمان گذشت فاصله بیشتر شد. در همه دنیا دریافتی مدیران بالاتر از کارمندان و کارگران است. بحث بر سر شرایطی است که ایجاد شده و رییس پیشین صداوسیما را هم با این دریافتی نگران زندگی‌اش کرده است.

به این بهانه اما می توان دو نکته را یادآور شد:

اول این که اگر این کسر از حقوق نظم زندگی او را بر هم می زند انبوه دیگرانی که از این کسر شده هم کمتر می گیرند چه کنند؟

دوم این که همان قوانینی که از مواهب آن سال ها برخوردار بوده اید یک بار به زیان شما عمل کرده است. مگر آنها را در این همه سال در علن مطرح می کردید که این یک بر شما گران افتاده است؟

نفرین، واژه خوبی نیست که بگوییم دیگران هم نفرین کنند یا نه اما گاهی این اتفاقات ولو موقت و قابل بازگشت و جبران، اجتناب ناپذیر است. همیشه شعبان، یک بار هم رمضان!

No responses yet

Dec 14 2018

صادق لاریجانی: اعتراض‌های فرانسه ادامه موج بیداری اسلامی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: در ادامه واکنش‌های مقام‌های جمهوری اسلامی به اعتراض‌های اخیر در فرانسه، رئیس قوه قضائیه این اعتراض‌ها را طبق «پیش‌بینی آیت‌الله خامنه‌ای» و در ادامه «موج بیداری اسلامی» خواند و محمود احمدی‌نژاد نیز مقام‌های فرانسه را دعوت کرد که به خواسته‌های معترضان گوش کنند.

صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، روز دوشنبه ۱۹ آذر با اشاره به اعتراض‌های اخیر در فرانسه گفت رهبر جمهوری اسلامی سال‌ها قبل پیش‌بینی کرده بود که «موج بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی ساکن نخواهد ماند و به اروپا نیز سرایت خواهد کرد».

به گزارش خبرگزاری میزان، وی در جلسه مسئولان عالی قضایی، با اشاره به گفته‌های چند سال پیش رهبر جمهوری اسلامی گفت: «می‌بینیم که پیش‌بینی مقام معظم رهبری در حال تحقق است و سرنوشت محتوم بی‌عدالتی ناشی از سرمایه‌داری لجام‌گسیخته، اعتراضاتی است که گریبان حامیان ظلم به مستضعفان را می‌گیرد».

روشن نیست که رئیس قوه قضائیه به کدام اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی اشاره داشته اما آیت‌الله علی خامنه‌ای در سال ۱۳۹۰ در جریان اعتراض‌های موسوم به «جنبش اشغال وال‌استریت» گفته بود: «آن سوسیالیستی‌اش بود که به جهنم رفت، این هم دارد یواش یواش سرازیر می‌شود. بعد از این حادثه، اقبال به اسلام بیشتر خواهد شد».

با این حال چند ماه بعد و در جریان اعتراض‌های موسوم به «بهار عربی»، آیت‌الله خامنه‌ای دیدگاهی متفاوت ابراز کرد و با اینکه از ناآرامی در برخی کشورهای عربی حمایت کرد اما به اعتراض‌های سوریه اشاره‌ای نکرد و پس از آن نیز جمهوری اسلامی برای کمک به حکومت بشار اسد و سرکوب مخالفان، نیرو به سوریه اعزام کرد.

رئیس قوه قضائیه ایران در حالی اعتراض‌های فرانسه را به «ادامه موج بیداری اسلامی» نسبت داده است که هواداران اصلی این اعتراض‌ها چپ‌گرایان لائیک و راست‌گرایان افراطی که مهم‌ترین منتقدان سیاست‌های مهاجرتی و ورود مسلمانان به این کشور هستند بوده‌اند.

صادق لاریجانی در سخنان روز دوشنبه‌اش همچنین رهبران کشور‌های اروپایی را به «خویشتن‌داری در برخورد با مردم» توصیه کرد و گفت: در اعتراضات دی‌ماه سال گذشته در ایران «مسئولان همین کشورهای غربی، و از جمله فرانسه، غوغا به پا کردند و مدام ابراز نگرانی می‌کردند».

در جریان اعتراض‌های دی‌ماه سال گذشته که بیش از یکصد شهر ایران را فرا گرفت، معترضان از جمله شعار می‌دادند: «اصلاح‌طلب، اصولگرا / دیگه تمومه ماجرا» و «رضاشاه روحت شاد».

در جریان آن اعتراض‌ها بیش از بیست نفر کشته و هزاران تن بازداشت شدند که برخی از آنها به زندان‌های طولانی محکوم شده‌اند. از جمله چند روز پیش شوراهای صنفی دانشجویان در بیانیه‌ای به مناسبت «روز دانشجو» اعلام کرد که در یک سال گذشته بیش از ۳۰۰ دانشجو به دلیل شرکت در این اعتراض‌ها بازداشت شده و احکام صادره برای دانشجویان به بیش از یکصد سال زندان بالغ می‌شود.

برخی دیگر از مقام‌های پیشین جمهوری اسلامی ایران نیز به اعتراض‌های اخیر در فرانسه واکنش‌ نشان داده‌اند.

بیشتر بخوانید:

بحران فرانسه و رئیس‌جمهوری که بر آب راه می‌رفت

در تازه‌ترین مورد محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، خطاب به مقام‌های فرانسه گفت: به خواسته‌های مردم گوش کنید.

آقای احمدی‌نژاد که اعتراض‌های ۸۸ در دولت او روی داد، روز یکشنبه در توئیتی به زبان انگلیسی نوشت: «آیا هدف اصلی یک دولت برآوردن خواسته‌های شهروندان نیست؟ این معترضان همان شهروندان هستند. به خواسته‌های آنان گوش کنید و به بهترین وجه ممکن آن را برآورده سازید».

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، نیز از پلیس فرانسه خواسته بود که در برابر معترضان «خویشتن‌دار» باشد.

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز هفته گذشته گفته بود: «مردم فرانسه هویت مستقل از اروپا می‌خواهند. اگر این هویت بازیابی نشود فرانسه هم در ۱۰ سال آینده از اروپا جدا می‌شود».

در همین حال، وزارت خارجه ایران روز دوشنبه به شهروندان ایرانی هشدار داد که در سفر به فرانسه «هوشیاری لازم» را داشته باشند و «از حضور در مراکز ‏و مکان‌های درگیری جداً اجتناب کنند».

‎معترضان معروف به «جلیقه زردها» از چهار هفته پیش و ابتدا در اعتراض به افزایش مالیات سوخت تجمعاتی را در روزهای شنبه و یکشنبه آغاز کردند اما رفته رفته خواسته‌های معترضان گسترش یافت و شمار زیادی از آنان خواهان کناره‌گیری امانوئل مکرون، رئیس جمهوری این کشور شدند.

در طول هفته‌های اخیر در مجموع هزاران تن به طور موقت بازداشت شدند و یک مرد مسن نیز در جریان این اعتراض‌ها و در پی برخورد خودرو با وی جان باخت.

با اسفتاده از میران، فارس، ایسنا و رادیو فردا / ج/ ک.ر

No responses yet

Dec 12 2018

هوک: در حال کار روی موضوع اخراج فرزندان مقامات جمهوری اسلامی از آمریکا هستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیو فردا: برایان هوک، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در امور ایران، اعلام کرد که این وزارتخانه موضوع اخراج فرزندان مقامات جمهوری اسلامی از این کشور را بررسی می‌کند.

وی در یک پیام ویدئویی که روز سه‌شنبه ۲۰ آذر در صفحه توئیتر فارسی وزارت خارجه آمریکا منتشر شد، تحصیل فرزندان مقامات جمهوری اسلامی در ایالات متحده را یک نمونه دیگر از «ریاکاری» این حکومت دانست.

به گفته آقای هوک، در حالی که مقامات حکومت شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند خانواده‌های خود را به کشور «به اصطلاح شیطان بزرگ» می‌فرستند تا با استفاده از پول مردم ایران در آنجا زندگی و تحصیل کنند.

وی گفت: «می‌توانم بگویم ما داریم روی این مسئله کار می‌کنیم در حالی که من نمی‌توانم درباره پرونده‌های افراد یا گفت‌وگوهای‌مان درباره سیاست داخلی‌مان صحبت کنم».

برایان هوک خطاب به مردم ایران تاکید کرد: «شما می‌توانید مطمئن باشید که ما تمام گزینه‌ها را برای تحت فشار قرار دادن افراد ریاکار فاسد در حکومت‌تان استفاده خواهیم کرد تا آنها رفتارشان را تغییر دهند».

شبکه «ان بی سی» اخیرا خبر داده بود که خانواده‌های آمریکایی‌های زندانی در ایران در نامه‌ای از دولت دونالد ترامپ خواسته‌اند که ویزای فرزندان مقام‌های بلند‌پایه حکومت جمهوری اسلامی که در آمریکا حضور دارند را لغو کند.

طبق این گزارش خانواده‌های این زندانیان فهرستی از فرزندان و بستگان مقام‌های بلندپایه جمهوری اسلامی از جمله برادرزاده حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، را به دولت و قانونگذاران آمریکایی ارائه کرده‌اند.

گفته می‌شود فاطمه لاریجانی، دختر علی لاریجانی، رئیس مجلس در حال گذراندن دوران رزیدنسی خود در بیمارستانی در ایالت اوهایو است.

بر اساس این گزارش، علی فریدون فرزند حسین فریدون، برادر حسن روحانی، در نیویورک دانشجو است.

عیسی هاشمی، پسر معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهوری ایران در امور زنان و خانواده، نیز هم اکنون دانشجو و ساکن کالیفرنیاست. معصومه ابتکار از دانشجویانی بود که سفارت آمریکا در تهران را تسخیر و ۵۲ دیپلمات آمریکایی را گروگان گرفتند.

مجتبی ذالنور، نماینده قم در مجلس و عضو جبهه پایداری پیشتر در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفته بود: «وقتی آقای اوباما در جریان بحث برجام تصمیم گرفت به آقایان حال بدهد، به ٢٥٠٠ نفر از ایرانیان تابعیت اعطا کرد و برخی آقایان و مسئولان با یکدیگر مسابقه گذاشتند که فرزندان‌شان جزو این ٢٥٠٠ نفر باشند».

این اظهارات واکنش‌های گسترده‌ای در پی داشت و شبکه خبری فاکس‌نیوز در آمریکا نیز از اظهارات او گزارشی تهیه کرد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، نیز با اشاره به گزارش فاکس نیوز گفته بود: «تازه مشخص شده که دولت اوباما در طول مذاکرات [هسته‌ای] افتضاح خود با ایران به ۲۵۰۰ ایرانی، از جمله مقامات حکومتی، شهروندی اعطا کرده است. چقدر زیاد و (بد) است».

با این حال، جف پرسکات، از مقام‌های شورای امنیت ملی آمریکا در دولت اوباما، به توئیت آقای ترامپ واکنش نشان داده و گفته بود که «این اتهام مضحک و غلط است».

محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، روز ۱۰ مرداد از آقای ترامپ خواسته بود تا فهرست بستگان مقام‌های جمهوری اسلامی را که در ایالات متحده زندگی می‌کنند یا کارت اقامت دائم (گرین کارت) دارند، منتشر کند.
بر اساس پیام ویدئویی برایان هوک و سایت رادیو فردا/ا.م/ ک.ر

No responses yet

Nov 25 2018

سخنگوی شورای نگهبان: حاضریم با انتخابات عمومی به شورای نگهبان بیاییم/ بروید قانون اساسی را اصلاح کنید من حرفی ندارم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

انتخاب: کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفت که ما می‌گوییم شورای نگهبان نمی‌ترسد و آنقدر شجاع است که حرف خود را بزند و محکم هم بایستد. ترس را به کار نبرید. پس ما از کجا آمدیم؟ چه کسی ما را انتصاب کرده است؟ ما را مجلس انتخاب کرده است. مجلسی که شما رفتید و رای دادید همان مجلس ما را انتخاب کرده است.شورای نگهبان مرجعی است که کلام آخر را در بحث انتخابات بیان می‌کند. شورای نگهبان به موجب قانون از سوی ریاست قوه قضاییه معرفی می شود دلیل آن هم این است که رییس قوه بیشتر با حقوقدانان و قضات در ارتباط هستند ولی حق انتخاب برای مجلس است.

سخنگوی شورای نگهبان، گفت: اگر قرار بود خدای ناکرده شورای نگهبان در انتخابات ۸۸ دخالت یا مهندسی کند در بررسی صلاحیت‌ها انجام می‌داد.

به گزارش انتخاب، عباسعلی کدخدایی در هفتمین قسمت از ید مستند بدون توقف که شامگاه شنبه سوم آذر ماه از شبکه سه نمایش داده شد، در رابطه با برخی ابهامات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و سوال یکی از حاضرین در برنامه درباره «مهندسی انتخابات»، اظهار کرد: یک جایی گفتم ما هیچ کدام در شورای نگهبان مهندس نیستیم. ما که از مهندسی سر در نمیاریم.

یکی دیگر از منتقدین در تشریح منظور مهندسی انتخابات مثال زد که فرضا در یک استان نماینده اصلاح طلب و اصولگرا داریم امکان دارد اقبال عمومی به نماینده اصلاح طلب بیشتر باشد. حا اگر شورای نگهبان نماینده اصلاح طلب را رد صلاحیت کند، آیا این مهندسی محسوب نمی‌شود؟

به نوشته ایسنا، کدخدایی پاسخ داد: چرا. این امر فراتر از مهندسی و یک تخلف و در واقع گناه بزرگی است که اصلا قابل کتمان نیست و باید همه برخورد کنند.

همان منتقد در ادامه به صحبت سخنگوی شورای نگهبان واکنش نشان داد و گفت: شما در یک برنامه‌ای زمانی که مجری از شما پرسید «اگر شما شخصی را رد صلاحیت کردید و بعدها متوجه شدید که اشتباه کردید چه می‌کنید؟ و شما پاسخ دادید توبه می‌کنیم».

قائم مقام دبیرشورای نگهبان در پاسخ، عنوان کرد: دو نکته وجود دارد. آن جا بحث این بود که ممکن است شورای نگهبان در بررسی و تایید صلاحیت‌ها اشتباه کند؟ گفتم ما همه انسان هستیم و از غیب خبر نداریم. انسان هم جایزالخطا است و ممکن است اشتباه کند. اگر اشتباه کردیم و قابل جبران بود حتما جبران می‌کنیم. اگر نتوانستیم جبران کنیم باید حداقل توبه کنیم اما نکته مهمی که می‌فرمایید این است که گفتید مهندسی کردیم. یعنی ما به زعم شما یک اصلاح طلب را رد کردیم چون یک اصولگرا قصد داشت بیاید. می‌گویم اگر این اقدام عامدا انجام شده این تخلف و جرم است و طبق قانون انتخابات اصلا باید همه ما را محاکمه کنند. بحث شوخی نیست. بله اگر من اشتباه کردم و دستم خورد به این لیوان و شکست پول لیوان را می‌دهم. کار دیگری هم نمی‌توان انجام داد.

منتقدین به این بخش از صحبت‌های کدخدایی واکنش نشان داده و گفتند: سرنوشت یک ملت است.

کدخدایی، تصریح کرد: ببینید شما می‌توانید بگویید همه انسان‌ها به هیچ وجه خطا نمی‌کنند؟ ما نگفتیم که خطا می‌کنیم. ما دقت و توجه لازم را داریم اما ممکن است خطا کنیم. این صریح‌ترین بیان است. آیا می‌توانیم بگوییم همه ما به هیچ وجه مرتکب گناه، تخلف و جرم نمی‌شویم؟ نه! انسان است و جایز الخطا.اگر بگویید برای این مواقع چه ساز و کاری دارید؟ می‌گویم این ساز و کار.

یکی دیگر از منتقدین خطاب به کدخدایی گفت: شما جوری از روی کتاب و قانون جواب می‌دهید که ما احساس می‌کنیم اگر بیرون برویم دنیا گلستان است، در صورتی که اینطور نیست. آنقدر از سال ۸۸ و یا انتخابات اخیر سال ۹۶ ابهام در سر مردم وجود دارد که فکر نمی‌کنم اگر شما بگویید دو یا سه گزارش وجود دارد مردم توجیه شوند. قطعا شما درست می‌گویید ولی آنچه مردم می‌بینند چیز دیگری است. اگر ۸۸ آنقدر واضح بوده چرا اینقدر اتفاقات بد افتاد؟ چقدر زندانی شدند و هنوز خاطرات بد آن زمان در ذهن مردم مانده است؟

کدخدایی، خاطرنشان کرد: ما ناچاریم. اینها ابزار کار ما است. شما در مورد انتخابات سال ۹۶ هم ابهام دارید؟ آنهایی که خاطره بد ایجاد کردند واقعا باید بروند توبه کنند. انتخابات ۸۸ انتخابات شیرینی بود و شیرینی آن را عده‌ای به کام مردم تلخ کردند. اگر قرار بود خدای ناکرده شورای نگهبان دخالتی کند یا مهندسی کند یا اقداماتی انجام دهد در بررسی صلاحیت‌ها انجام می‌داد. مگر کار راحت‌تر انجام نمی‌شد؟ شما در بررسی صلاحیت‌ها آقای موسوی را تایید کردید، آقای کروبی و آقای رضایی را تایید کردید حالا در برگزاری انتخابات دخالت می کنید؟ خب از ابتدا تایید صلاحیت نمی‌کردید. این که راحت‌تر بود.

یکی از منتقدین واکنش نشان داد: انتقاد من این است که سال ۸۸ تشکیل کمیته صیانت از آرا قبل از انتخابات انجام شده بود. شورای نگهبان نشان داد در رویه عملی و از لحاظ قانونی تا نتیجه و نهایی شدن نتیجه انتخابات می‌تواند در صلاحیت نامزدها ورود کند. برای مثال در انتخابات مجلس شورای اسلامی خانم مینو خالقی بعد از انتخابات رد صلاحیت شد. ولی در سال ۸۸ خیلی از اتفاقات و نکته‌ای برای رد صلاحیت بعضی از کاندیداها کاملا مشهود بود ولی شورای نگهبان سکوت کرده بود. همین سکوت‌ها نشان می‌دهد که برخی مواقع شورای نگهبان می‌ترسد نظر خود را صریح اعلام کند. پس نمی‌خواهد نظرش را اعلام کند یا رویه تقیه را در پیش می‌گیرد. یا حتی در برخی مواقع شورای نگهبان مصلحت سنجی می‌کند. شورای نگهبان چرا به قانون عمل نمی‌کند و یا چرا کمیته صیانت از آرا را نپذیرفت؟ آیا این به این دلیل نیست که شورای نگهبان انتصابی است نه انتخابی؟

این عضو حقوقدان شورای نگهبان، عنوان کرد: ما می‌گوییم شورای نگهبان نمی‌ترسد و آنقدر شجاع است که حرف خود را بزند و محکم هم بایستد. ترس را به کار نبرید. پس ما از کجا آمدیم؟ چه کسی ما را انتصاب کرده است؟ ما را مجلس انتخاب کرده است. مجلسی که شما رفتید و رای دادید همان مجلس ما را انتخاب کرده است.

یکی از منتقدین خطاب به کدخدایی، گفت: اما معرفی شدید. درست است؟ یعنی گفتند از میان این افراد ما به این مورد رای می‌دهیم؟

کدخدایی، اظهار کرد: این روش را چه کسی گفته است؟ قانون اساسی. بروید قانون اساسی را اصلاح کنید من حرفی ندارم. من هم شاید با شما موافق باشم. ما حاضریم با انتخابات عمومی به شورای نگهبان بیاییم.

سخنگوی شورای نگهبان ادامه داد: در انتخابات ۸۸ افرادی که انتخابات را رصد می‌کردند می‌دانند گروهی آمدند و اعلام کردند برای حفظ و صیانت از آراء مردم کمیته‌ای تشکیل می‌دهیم که می‌خواهد نظارت کند. ما حقوقی هستیم و حرف ما این است. از ما انتظار حرف غیر حقوقی نداشته باشید. یک فعال سیاسی شاید نظر دیگری داشته باشد. در کمیته صیانت از آراء ما می‌گوییم مبنای قانونی شما کجاست؟ آیا برای این کار قانون به شما اجازه و یا صلاحیتی داده است؟ خیر! ما معتقد هستیم که اصل ۹۹ قانون اساسی و سایر قوانین انتخاباتی به ما این اجازه را داده است. قوانین مختلف انتخاباتی به ما اجازه داده است که دخالت، نظارت، بررسی، اعلام صحت و همه این مواردی که هست را انجام دهیم ولی به کمیته صیانت از آرا چه کسی اجازه داده است؟ اگر کمیته مرمی است برود و برای مردم گزارش دهد. ما کاری نداریم. آنها می‌گفتند ما می‌خواهیم بر آرا نظارت کنیم. قانون کجا چنین اجازه‌ای داده است؟ بیایند آراء مردم را رصد و بررسی کنند و هر نظری می‌خواهند بدهند کاری با آنها نداریم. اما اگر بخواهند در حوزه خود انتخابات دخالت تاثیرگذاری داشته باشند مبنای قانونی ندارد.

یکی از منتقدین پرسید کمیته صیانت از آرا چطور می تواند دخالت کند؟ اگر کار ما شفاف است و هیچ ابهامی در آن نیست چرا باید از حضور دیگری جلوگیری کند؟ وقتی در عمل قانون اجرا نشود احساس نگرانی به همراه دارد.

کدخدایی پاسخ داد: قانون گفته شمای کاندیدا اگر قصد دارید نظارت کنید می‌توانید سر صندوق‌ها نماینده داشته باشید. کمیته صیانت از آرا هم می‌آمد و می‌گفت ما به موجب قانون مجوز می‌گیریم و سر صندوق می‌رویم. اصولا قانون مشخص کرده بدون نماینده هیات اجرای، نماینده هیات نظارت و اعضای اجرایی و… هیچ فرد دیگری نباید پای صندوق رای باشد. فقط مردم بیایند رای بدهند و بروند. شما چطور می‌توانید در جایی که منع قانونی دارید اجازه دهید گروهی بیایند و نظارت کنند؟ می خواهند نظارت کنند نظارت عمومی و مردمی داشته باشند اشکالی ندارد بروند و نظارت کنند اما اگر بخواهند سر صندوق‌ها بروند و بازشماری کنند و نظارت تاثیرگذار داشته باشند اعلام کردیم شمامجوز ندارید، غیرقانونی هستید بنابراین اعتبار و مشروعیتی ندارید. کار دیگری هم نکردیم.

منتقد دیگری خطاب به کدخدایی گفت: آیا اعتراضی به شورای نگهبان شده است که منتج به نتیجه شده باشد؟ آیا موردی بوده که به شورای نگهبان شکایتی مطرح باشد؟ به تخلف شورای نگهبان چه کسی نظارت می‌کند؟ شما تخلف همه را جوابگو هستید اما تخلف شما را چه کسی جواب می‌دهد؟ خودتان را خارج از تخلف نمی‌بینید؟ احساس نمی‌کنید شما هم امکان داشته که تخلف کنید؟

عضو حقوقدان شورای نگهبان، بیان کرد: تمام ساختارهای اداری و سیاسی کشور یک مرحله نهایی و فرجام دارد. شما وقتی به مرحله فرجام می‌رسید ممکن است به حقتان رسیده باشید و یا ممکن است به حقتان نرسیده باشید اما ضرورت نظم عمومی و اجتماعی ایجاب می‌کند که شما در آن مرحله مساله را قطع کنید و به اصطلاح شما کات کنید و تمام شود. در قوه قضاییه دادگاه بدوی، تجدیدنظر، دیوان عالی کشور و فرجام را داریم. وقتی به مرحله نهایی رسیدید آن هم در حالیکه در مرحله نهایی حکم به ناحقی به اشتباه تایید می‌شود، کجا اعتراض می‌کنید؟ جای دیگری ندارید. در مراجع دیگر اداری مثلا در سازمان‌های اداری شکایتی دارید از مدیر کل به معاون یا از معاون به وزیر و تصمیمی گرفته می‌شود پس دیگر تمام است.

وی افزود: شورای نگهبان هم دارای مراحل نظارتی دارد. مرحله نهایی خود شورای نگهبان است و قانون نگفته است در خصوص شورای نگهبان اگر در انجام وظایفش تخلفی داشته باشد آیا جای دیگری می‌تواند به آن رسیدگی کند یا خیر. برای مثال در حوزه تقنین مصوبه‌ای که از مجلس می‌آید به شورای نگهبان می‌آید که یا شورای نگهبان ایراد می‌گیرد و به مجلس اعاده می‌شود یا ایراد نمی‌گیرد و تایید می‌شود. اگر ایراد گرفت و مجلس مصلحتی را تشخیص داد اصرار می کند و به مجمع تشخیص مصلحت می‌رود. آیا بالاتر از مجمع تشخیص مصلحت هم نظری هست؟ خیر! اگر مجمع تشخیص مصلحت نظر شورای نگهبان را تایید کرد دیگر تمام است. ممکن است نظر مجلس را قبول کند. از این مراحل درنظر گرفته شده مرحله بالاتری ندارید. اگر بخواهید مراحلی را اضافه کنید باید یک نهاد بالاتر از شورای نگهبان را اضافه کنید اما بالاتر از آن کجا شکایت کنیم؟ این ادامه دارد پس جایی باید قطع شود. اما اگر من کدخدایی در شورای نگهبان یا هر عضوی تخلف کرد قوه قضاییه به عنوان تخلف من برخورد می‌کند. رسیدگی به تخلفات من به عنوان حقوقدان شورای نگهبان قوه قضاییه است.

یکی از منتقدین در واکنش به صحبت‌های کدخدایی پرسید: پس شورای نگهبان فیلتر آخر است و همه از فیلتر شما رد می‌شوند؟ آیا با توجه به اینکه امروز جامعه با فساد مالی و سیاسی روبرو است ملاک سنجش‌های شورای نگهبان نباید تغییر کند؟ به صورت کلی مهمترین انتقادی که به شورای نگهبان می‌شود این است که فرآیند شورای نگهبان ابهام دارد و اعمال سلیقه در آن به چشم می‌خورد.

سخنگوی شورای نگهبان، گفت: شورای نگهبان مرجعی است که کلام آخر را در بحث انتخابات بیان می‌کند. سوالی کردید در رابطه با بحث انتصابی یا انتخابی بودن. شورای نگهبان به موجب قانون از سوی ریاست قوه قضاییه معرفی می شود دلیل آن هم این است که رییس قوه بیشتر با حقوقدانان و قضات در ارتباط هستند ولی حق انتخاب برای مجلس است. در دور اخیر ما یک نفر می‌خواستیم اما سه نفر را معرفی کردیم. معمولا هم عرف از ابتدا این بوده است که دو برابر معرفی می‌شدند.

یکی از منتقدین در واکنش گفت: آن سه نفر را یک نفر انتخاب کرده است و آن یک نفر را یک نفر دیگر.

کدخدایی پاسخ داد: مجلس خبرگان چه کاری دارد؟ مهم شد! مجلس خبرگانی که شما پای صندوق رای دادید و گفتید در طول این ۸ سال اگر لازم شد نظارت کنید، اگر لازم شد رهبر جدید انتخاب کنید، انتخابی نیست؟

منتقد، گفت: نه! پیشنهادهایی که داده شده خودتان اعلام کردید که باید به اینها رای دهید.

سخنگوی شورای نگهبان، عنوان کرد: شما می‌گویید انتخابی نیست. من می گویم انتخابی هست. اگر می گویید نقصی در انتخابات است باید بررسی کنیم ولی مقام معظم رهبری از سوی مجلس خبرگان انتخاب می شود. حتی فقها هم انتخابی هستند وقتی رهبر انتخاب می‌کند. قضات دیوان عالی کشور امریکا توسط رییس جمهور انتخاب می‌شود و رییس جمهور را مردم انتخاب می‌کنند. نه! غیر مستقیم کالج‌های انتخاباتی انتخاب می‌کنند. پس باید گفت اینها انتخاب نشدند؟ چرا! به جرایم رییس جمهور در امریکا همان قضاتی که خودش نصب کرده رسیدگی می‌شود. در مسائل اجتماعی اینها اشکالی ندارد.

منتقد واکنش نشان داد: قضات آمریکا آنقدر قدرت دارند که رییس جمهور خودشان را در صورت رای دادن وتو کنند.

کدخدایی، خاطرنشان کرد: قانون اساسی ما هم در اصل ۱۱۱ می گوید اگر مجلس خبرگان تشخیص داد که رهبری یکی از شرایط خود را از دست داد می‌تواند او را عزل کند.

منتقد پرسید: الان به کدام یک از تخلفات ریاست جمهوری‌های ماقبل توسط یک قاضی رسیدگی شده است؟

وی، در پاسخ بیان کرد: مانند این است که بگویید در کشوری مثل آمریکا تاکنون رییس جمهوری را داشتیم که محاکمه شده باشد؟ قرار نیست هر قانونی نوشته می‌شود ما هر روز آن را اجرا کنیم. ممکن است قانونی نوشته شده باشد اما ۳۰۰ سال اجرا نشده باشد. من مقایسه عقلی و منطقی می‌کنم. پس نمونه زیاد داریم. اینها به اصطلاح پاسخ‌های نقضی است. در رابطه با فساد مسئولین، در بحث انتخابات سه واژه یا سه مرحله داریم. این سه مرحله وقتی انجام می‌شود یک نفر به عنوان رییس جمهور در خبرگان و ریاست جمهوری انتخاب شده است. یک مرحله بررسی صلاحیت‌ها است که شورای نگهبان انجام می‌دهد و یک صلاحیت حداقلی را مدنظر قرار می‌دهد. یک وقت شما انتظار دارید و خیلی‌ها انتظار دارند که در سیاست‌های کلی نظام هم آمده شایستگی هاست که در قانون انتخابات در این رابطه مکانیزم و ابزاری نداریم. نه قانون انتخابات اجازه داده نه ما چنین وضعیتی داریم. باید قانون را اصلاح کنیم تا برای احراز شایستگی هم ابزاری داشته باشیم. مرحله سوم هم رای است.

کدخدایی، افزود: در انتخابات مجلس این دوره بیش از ۶ هزار نفر تایید صلاحیت شدند و از میان آنها ۲۹۰ نفر انتخاب شدند.آیا این میزان نفرات شایسته بودند؟ خیر. من و شما بر اساسی رای دادیم. آیا می توان گفت منتخبین شایستگان هستند؟ نه! آیا می‌توان تضمین کرد تا پایان دوره اینها هیچ گونه تخلفی مرتکب نشوند؟ نه! شورای نگهبان نمی‌تواند هیچ یک از اینها را تضمین کند. ما تایید صلاحیت حداقلی را با همین قانون ناقص حداقلی انجام می‌دهیم بعد هم در مکانیزم رای وارد می‌شود و آنجا هم اتفاقات خاص خود می افتد. پس نمی‌توانیم بگوییم شورای نگهبان تاثیرگذار است. فیلتر شورای نگهبان یک فیلتر حداقلی است.

No responses yet

Nov 11 2018

آقای رییس! ۸۰ درصد را از کجا آورده‌ای؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

ایسنا: این که ۸۰ درصد مخاطب صدا و سیمایند و ۲۰ درصد مخاطب فضای مجازی یعنی چه؟ مگر نمی‌شود هم تلویزیون دید هم در فضای مجازی بود؟

به گزارش ایسنا، مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: رییس سازمان صدا و سیما گفته است: «بودجۀ کل شبکه های صدا و سیما به اندازۀ یک کانال خارجی است.»

آقای علی عسگری حرف‌های دیگری هم زده است. از جمله این که «می‌گویند صدا و سیما افت کرده است. در حال حاضر اما صدا و سیما بالای ۸۰ درصد از مخاطبان را به خود جذب کرده و فضای مجازی ۲۰ درصد مخاطبان را به خود جذب کرده است.»

رییس رسانه رسمی همچنین گفته است: «بی بی سی یک میلیارد و چهار صد هزار پوند بودجه دارد».

دقیقا مشخص نیست آقای علی عسگری دنبال چیست اما این اظهارات قابل توجه و نقد است. آیا می‌خواهد بگوید بودجۀ ما کم است و دولت باز هم بودجه بدهد یا می‌خواهد بگوید با وجود بودجۀ کمتر محبوب‌تریم یا در حال رقابت نابرابریم؟

این چند نکته را اما عجالتا می‌توان یادآور شد:

۱. این حرف که ۸۰ درصد مخاطب صدا و سیما هستند و ۲۰ درصد مخاطب فضای مجازی دیگر چه جور مقایسه‌ای است؟ مثل این است که بگوییم ۸۰ درصد مردم صبحانه می‌خورند. ۲۰ درصد مردم هم ناهار می‌خورند!

در حالی که مردم هم صبحانه می‌خورند و هم ناهار. همین حالا که این مطلب نوشته می‌شود تلویزیون روشن است و از شبکه آی فیلم سریال «لیسانسه‌ها» پخش می‌شود و هم زمان به چند پیام در تلگرام (فضای مجازی) هم پاسخ می‌دهم. حالا من نویسنده مخاطب صدا و سیما هستم یا فضای مجازی و اگر کانال را تغییر دهم و شبکه ماهواره‌ای فارسی زبان را تماشا کنم چه؟

این تفکیک و درصدبندی را از کجا آورده‌اید؟

۲. رادیو وتلویزیون در ایران رایگان است و در هر خانه یا دفتر کار یا مغازه یا محیط عمومی در ساعاتی تلویزیون روشن است و در خودروها هم رادیو. این روشن بودن به منزله مقبول بودن است؟

تازه مگر اجازه داده‌اید کانال خصوصی دایر شود که آن را نبینند و دولتی ببینند؟ اصل ۴۴ قانون اساسی که توجیه و مبنای دولتی بودن است بانک و بیمه را هم دولتی می‌داند ولی خصوصی شده‌اند و تفسیر شامل رادیو وتلویزیون نشده است. یا مگر در مکان‌های عمومی به جز تلویزیون رسمی و داخلی را می‌توانند روشن کنند؟ ضمن این که برای کشوری با اکثریت جمعیت جوان اتفاقا این حجم از تماشای تلویزیون حالا چه داخلی و چه فارسی زبان ماهواره‌ای خوب نیست.

در کشورهای توسعه یافته غالب افرادی که تلویزیون تماشا می‌کنند شهروندان پا به سن گذاشته‌اند که امکان استفاده بهتر از اوقات فراغت را ندارند.

در کشوری که از ۸۰ میلیون جمعیت تنها ۱۴ میلیون نفر ۴۴ ساعت کار در هفته را پر می‌کنند و ۱۰ میلیون نفر تنها به معنی حداقل یک ساعت کار در قبال دستمزد شاغل هستند و ۵۶ میلیون نفر دیگر شاغل نیستند (شامل بچه‌ها و سربازان و دانش آموزان و دانشجویان و زنان خانه دار و کسانی که مایل به کار نیستند به اضافه ۳ و نیم میلیون نفر جویای کار که کاری پیدا نکرده‌اند) توقع دارید این جمعیت عظیم مخاطب رادیو وتلویزیون رایگان نباشند؟!

۳. اگر منظور رییس صدا و سیما این است که بودجۀ بیشتری بگیرند واقعا جا ندارد. وقتی دولت قصد دارد ۹ هزار میلیارد تومان به سبد حمایتی در مقابل تورم مواد غذایی و تحریم اختصاص دهد و این عدد نصف جمعیت ایران را در بر می‌گیرد اگر پولی باشد باید برای همان سبد حمایتی اختصاص یابد و صدا وسیما بهتر است هزینه‌های خود را کم کند. وقتی برنامه‌های ورزشی اصلی را شبکه ۳ پخش می‌کند شبکه ورزش دیگر چه صیغه‌ای است؟ یا نمی‌توانند این شبکه را به فدراسیون‌های مختلف بسپارند؟

۴. اگر معیار رسانه‌های خارجی است آیا آنها هم ۴۰ هزار کارمند و حقوق بگیر دارند؟ نمی‌دانیم این عدد یک میلیارد و چهار صد هزار پوند بی بی سی را از کدام منبع استخراج کرده‌اند ولی آنچه دربارۀ «من و تو» شنیده‌ایم در حد تزریق ۵۰ میلیون پوند در سال است.

۵. مشکل صدا و سیما بودجه نیست. ۱۰ برابر هم بودجه بگیرند تغییر چندانی ایجاد نمی‌شود. چون اولا به لحاظ فرهنگی محدودیت‌ها و ملاحظاتی دارد و پاره‌ای برنامه‌های رقص و موسیقی و نامتناسب با فرهنگ اسلامی را نمی توانند پخش کنند و اتفاقا ایراد مردم در این مورد نیست.

مشکل صدا و سیما در بخش اطلاع رسانی است و این که جهت‌گیری آن با انتخاب اکثریت مردم سازگار نیست.

این است که بازیگر دست چندم را دعوت می‌کند ولی از شاعر و نویسنده و هنرمند و روزنامه‌نگار مستقل خبری نیست. این است که به جای این که «رسانه» باشد در فعالیت‌های خبری به «بوق» تبدیل می شود.

واقعا اگر دچار کمبود بودجه‌اند انتشار روزنامه زیان‌ده ضرورت دارد؟ مملکت خبرگزاری رسمی و این همه خبرگزاری ندارد که خودشان هم باید خبرگزاری عریض و طویل داشته باشند؟

مشکل اما بودجه و این حرف‌ها نیست. این است که صدا وسیمای جمهوری اسلامی در اطلاع رسانی جانبدار است و از یک طرف ادعا می‌کند «ملی» است اما خیلی از صداهای ملی و سیماهای ملی به آن راه ندارند و گاه در جنس اطلاع رسانی تصور می‌کنی ارگان جبهۀ پایداری است.

کار به جایی رسیده که وقتی بعد از چند ماه فرزند ایدئولوگ شهید جمهوری اسلامی و نایب رییس مجلس شورای اسلامی به برنامه‌ای دعوت می‌شود باور نمی‌کند به او آنتن زنده داده‌اند.

مشکل صدا وسیما بودجه نیست. تنگ نظری است. انحصار است. تعریف تنگ از «هنرمند» است که تنها بازیگران سریال های خود صدا وسیما را شامل می شود نه خیل هنرمندان و نویسندگان در رشته‌های مختلف را.

سه کارکرد برای صدا وسیما تعریف شده است. اولی اطلاع رسانی است و بدترین کارنامه را در این زمینه دارد. دومی سرگرمی است. با برنامه‌هایی چون «خندوانه» و «نود» و« حالا خورشید» و فوتبال این بخش را البته بهبود بخشیده‌اند. سومی آموزش است و گمان می‌کنند با شبکه آموزش این مهم را انجام می دهند.

مهم ترین نقد اما این است که اکثر شهروندان ایران صدا وسیمای خود را در این جام جم نمی‌بینند.

اگر باور ندارید و اگر این گفتۀ مدیر جوان شبکه ۳ در برنامۀ «حالا خورشید» را قبول دارید که مرکز نظر سنجی صدا وسیما معتبرترین است این پرسش را با مردم در میان بگذارید که چقدر به رویکردهای صدا وسیما علاقه و اعتماد دارند؟

آیا نتیجۀ این نظر سنجی هم ۸۰ درصد خواهد بود؟ این مهم است وگرنه معلوم است از هر که بپرسید آیا در ساعت یا ساعاتی مخاطب یکی از برنامه‌ها هست یا نه پاسخ مثبت می‌دهد. چون هزینه‌ای هم ندارد و سری به خندوانه یا فوتبال می‌زند اما این چه ربطی دارد به اسکی کردن روی اعصاب مردم با جنس و لحن ۲۰ و ۳۰؟

No responses yet

Nov 11 2018

زهرا تخشید نوه آیت‌ الله یزدی در نیویورک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

ny_110918.jpgگویانیوز: روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا… یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».

به گزارش روزنامه آرمان، این عکس و کپشن آن سر و صداهای بسیاری را به دنبال داشت چرا که او نوه آیت‌ا… یزدی است که با توجه به مواضعش کمتر فردی تصور می‌کرد راضی به حضور نوه‌اش در آمریکا باشد، اما زهرا تخشید در حال حاضر ساکن آمریکاست و در این کشور مشغول به تحصیل است. زهرا تخشید، نوه آیت‌ا… محمد یزدی دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و فرزند محمدرضا تخشید است. بنابراین قابل تامل بود که نوه او به‌راحتی از حضور خود در آمریکا خبر دهد. مخالفت‌های آیت‌ا… یزدی با آمریکا به آنجا کشیده شد که او از کشورهای حامی آمریکا به عنوان گاو شیرده آمریکا یاد می‌کرد.

سردرگمی یاران برای تحصیل در آمریکا

خرداد 1393 آیت‌ا… مصباح یزدی گفت: «تحصیلکردگان انگلیس و بعد آمریکا و فرانسه مهم‌ترین انحرافات فرهنگی کشور را رقم زده‌اند؛ چرا که ساختار فکری آنها به دست آن کشورها ساخته شده است.» البته این مخالفت‌ها تمام ماجرا نبود چرا که آیت‌ا… مصباح مبتکر اعزام طلاب به خارج در سال 1372 است. موسسه تحت نظر آیت‌ا… مصباح در اولین مرحله از این اقدام، تعداد 10 تن از طلاب مؤسسه به کشور کانادا و آمریکا عزیمت کردند. برخی برای پوشاندن تناقض وانمود کردند زهرا تحت تاثیر افکار پدرش است. محمدرضا تخشید استادیار گروه روابط بین‌الملل و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است.

9دی نوشت: «عکسی لاکچری از دخترخانمی در آمریکا منتشر و زیرش نوشته‌اند: نوه دختری آیت‌ا… محمد یزدی! و نمی‌نویسند: دختر دکتر تخشید رئیس اصلاح‌طلب دانشکده حقوق دانشگاه تهران، عامل سرکوب اساتید حزب‌اللهی، و یار غار «هادیان» و «سمتی» تئوریسین‌های حزب مشارکت.» برخی از این تصویر آنگونه یاد کرده‌اند که دست به دست شدن آن فقط یک انتقام سیاسی است، چراکه این تصاویر و حضور این فرد در آمریکا زودتر اطلاع‌رسانی نشده و همیشه باید ضعف دولت و عدم مدیریت درست با حاشیه کم‌اهمیت مانند جریان حوزه علمیه قم و عکس‌های زهرا تخشید و… که هیچ دردی از مردم دوا نمی‌کند پنهان شود.

دلیل پررنگ شدن یک نامه

بی‌تردید دلیل پررنگ شدن عکس منتشره در اینستاگرام زهرا تخشید به نامه اخیر آیت‌ا… یزدی به آیت‌ا… شبیری زنجانی باز می‌گردد. نامه‌ای که آیت‌ا… شبیری از دیدار با اصلاح‌طلبان نفی شده بود و همین خواسته یزدی از شبیری زنجانی انتقادات زیادی را به دنبال داشت. بر همین اساس برخی این سوال را مطرح کردند که چرا آیت‌ا… یزدی نوه خود را نهی نکرده است و تنها به امر و نهی به بزرگان حوزه مشغول است؟

واکنش فعالان رسانه‌ای

در این میان بسیاری از فعالان رسانه‌ای سریعا به این عکس واکنش نشان دادند. یکی از فعالان رسانه‌ای در صفحه شخصی توئیتر خود نوشته است: «عکسی که در یک عصر دل‌انگیز خانم زهرا تخشید، نوه دختری آیت‌ا… یزدی از دانشگاهش با آن چراغ‌های همیشه روشن برای ما نیویورک ندیدگان گرفته است.» یک فعال رسانه‌ای دیگر در واکنش به این عکس نوشته است: «از تحریم‌های ظالمانه دلتان گرفته؟ عیبی ندارد، نمایی زیبا از شهر نیویورک را از دریچه دوربین سرکار خانم «زهرا تخشید»، نوه آیت‌ا… محمد یزدی نگاه کنید، شاید دلتان باز شد! در نهایت تخشید پس از درز تصاویر و استوری‌هایش تمام آنها که او را فالوور کرده بودند، از لیست خارج کرد و عکس پروفایل اینستاگرامش را حذف کرد.

No responses yet

Nov 06 2018

یک عکس مسئله‌دار در راهپیمایی 13 آبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر


آفتاب: این بنر اعتراض بسیاری از حضار در مراسم را برانگیخت که این مظلوم نشان دادن این دو جنایتکار و داعشی نشان دادن سردار ایرانی است و جابجائی ارزش‌ها محسوب می‌شود.
آفتاب‌‌نیوز :
دیروز در مراسم 13 آبان در تهران، یک بنر دیده شدکه ترامپ و نتانیاهو را در لباس سرخ و زانو زده در یک شنزار درست مثل اسرای بی‌گناه در برابر داعش نشان می‌داد و سردار سلیمانی را هم پشت آنان ترسیم کرده بود.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ این بنر اعتراض بسیاری از حضار در مراسم را برانگیخت که این مظلوم نشان دادن این دو جنایتکار و داعشی نشان دادن سردار ایرانی است و جابجائی ارزش‌ها محسوب می‌شود.

تلاش معترضان برای جمع کردن این بنر با مخالفت گردانندگان مواجه شد و به جائی نرسید و متاسفانه عکس‌های زیادی از این بنر که ظالم را مظلوم و مظلوم را ظالم جلوه می‌دهد برداشته و مخابره شد! چرا عده‌ای با یک کج سلیقگی مرتکب ضد تبلیغ می‌شوند؟

No responses yet

Oct 15 2018

سند چشم‌انداز ۱۴۴۴؛ دستپخت پسر خاله رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه ۲۲ مهر، در یک فراخوان از دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فضای مجازی، شورای انقلاب فرهنگی، حوزه‌های علمیه و صاحب‌نظران خواسته است «نظرات مشورتی‌» درباره «الگوی پایه اسلامی ایرانی-پیشرفت» را ارائه دهند تا ظرف دو سال آینده، «نسخه نهایی الگوی اسلامی ایرانی-پیشرفت» آماده و ابلاغ شود.

‌رهبر جمهوری اسلامی ۱۳ آبان ۱۳۸۲ نیز یک سند کلان بالادستی با عنوان «سند چشم انداز جمهوری اسلامی در افق ۱۴۰۴» به سران قوا ابلاغ کرد که تاکنون گزارش دقیقی از میزان تحقق اهداف این سند منتشر نشده است.

با ابلاغ الگوی پیشرفت، افق مد نظر رهبر جمهوری اسلامی از ۱۴۰۴ به ۱۴۴۴ تغییر یافته و بر اهداف پیش رویی مانند تبدیل شدن به یکی از پنج کشور پیشرفته جهان در زمینه تولید اندیشه علم و فناوری، یکی از ۱۰ اقتصاد برتر جهان، و یکی از چهار کشور برتر آسیا در زمینه پیشرفت و عدالت و ریشه‌کنی فقر، فساد و تبعیض تاکید شده تا ایران به عنوان «خاستگاه تمدن نوین اسلامی» معرفی شود.

این دو عبارت آخر مهم است. آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۰ یک فرمان هشت ماده‌ای برای ریشه‌کنی فقر و فساد تبعیض به سران قوا داد که در طول ۱۷ سال گذشته، شواهدی در اجرای این فرمان یافت نشده و قوای سه گانه و نهادهای زیر نظر رهبر در جهت عکس آن عمل کرده اند.

همچنین رهبر جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر یک فرایند پنج مرحله‌ای اعلام کرده که شامل «انقلاب اسلامی»، «حکومت اسلامی»، «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی» است. مسئولان جمهوری اسلامی می‌گویند اکنون در مرحله سوم یعنی تشکیل دولت اسلامی هستند.

برخی مسئولان از جمله فرماندهان سپاه در دولت احمدی‌نژاد عقیده داشتند که دولت اسلامی تشکیل شده ولی با اختلافات بعدی سیاسی و جداشدن راه احمدی‌نژاد، کماکان تشکیل دولت اسلامی در فاز صفر به سر می‌برد. بر اساس این سند، آیت‌الله خامنه‌ای علاقه‌مند است که تا سال ۱۴۴۴، این پنج مرحله طی و «تمدن نوین اسلامی» تشکیل شود.

نسخه پایه الگوی رسیدن به چنین تمدنی، در طول مدت هفت سال و با همکاری «چند هزار تن از صاحب‌نظران و استادان دانشگاهی و حوزوی و فرزانگان جوان» تهیه شده است. سایت دبیرخانه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت اعلام کرده که ای سند «با پشتیبانی حدود ۵۰ هزار صفحه تولید علمی، هزاران جلسه و نشست تخصصی و بهره‌‌گیری از حدود ۷۰۰ نقد و پیشنهاد» تدوین شده است.

رهبر جمهوری اسلامی بحث درباره الگوی پیشرفت را از سال ۱۳۸۴ به صورت علنی مطرح کرد. او به جای کلمه «توسعه» از کلمه «پیشرفت» استفاده کرد. این کلمه در سال‌های اخیر مورد توجه نهادهای زیرمجموعه رهبری هم قرار گرفته است. به عنوان نمونه،‌ سپاه پاسداران سال گذشته، «قرارگاه پیشرفت و آبادانی» را تشکیل داده که به ترتیب به جای توسعه و سازندگی استفاده می‌شوند. مفاهیمی چون توسعه و سازندگی در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بیشتر مورد استفاده قرار گرفتند و رهبر جمهوری اسلامی کوشیده است ادبیات کلانش را با واژه‌های متفاوتی سازمان‌دهی کند.

اولین و دومین نشست الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت در آذر ۸۹ و اردیبهشت ۹۰ برگزار شد و دولت محمود احمدی‌نژاد هم با تشکیل یک مرکز در زیرمجموعه «معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی» وارد عمل شدند ولی خرداد ۹۰، آیت‌الله خامنه‌ای با انتصاب رئيس و اعضای شورای عالی این مرکز، پایه‌گذار تأسیس یک نهاد تازه را زیر نظر خودش فراهم کرد.
صادق واعظ‌زاده (وسط) در دیدار اعضای شورای عالی الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت با آیت‌الله خامنه‌ای
صادق واعظ‌زاده (وسط) در دیدار اعضای شورای عالی الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت با آیت‌الله خامنه‌ای

شورای عالی این مرکز ۱۰ نفر بودند و رئيس شورا که رئيس مرکز هم بود، صادق واعظ‌‌‌زاده بود. صادق واعظ‌‌زاده، ۵۷ ساله که پسر خاله رهبر جمهوری اسلامی است، از بهمن ۸۵ تا شهریور ۸۸، معاون علمی محمود احمدی‌نژاد بود. پدر او یعنی آیت‌الله محمد واعظ‌زاده خراسانی که شوهر خاله رهبر جمهوری اسلامی بود نیز مهرماه سال ۶۹، با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان دبیرکل مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی منصوب شد.

صادق واعظ‌‌‌زاده که به نظر می‌رسد از اقوام محبوب آیت‌الله خامنه‌ای است، در سال‌های اخیر به عنوان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصحلت نظام نیز منصوب شده و اکنون یک مهره فعال و تأثیرگذار در سیاست‌گذاری‌های کلان جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

بر اساس برنامه اولیه قرار بود که ۲۸ اندیشکده در زیرمجموعه دبیرخانه الگوی ایرانی – اسلامی پیشرفت فعال شود و تا سال ۹۲ نسخه پایه را تنظیم کند. تعداد اندیشکده‌ها اما در نهایت به ۱۳ اندیشکده تقلیل یافت و تدوین نسخه پایه هفت سال طول کشید. هر اندیشکده دارای رئيس و دبیر و شامل ۱۵ الی ۲۵ صاحب‌نظر است. علاوه بر این، در سال۹۲، این دبیرخانه اقدام به راه‌اندازی «دبیرخانه حوزوی» مستقر در قم کرد تا بتواند همکاری خود با مدیریت حوزه علمیه قم در مسیر تدوین این سند را افزایش دهد.

دبیرخانه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت علاوه بر راه‌اندازی چند وب سایت و انتشارات، اقدام به انتشار یک ماهنامه «خبری- گفتمانی» کرده که تاکنون ۶۳شماره از آن منتشر شده است. این دبیرخانه همچنین ۸ کنفرانس ملی، دوازده کنگره پیشگامان پیشرفت که ویژه دانشگاه و حوزه بوده، ۳۳ نشست اندیشه‌ورزی، ۲۵ جلسه گفتگوی راهبردی و صدها نشست علمی برگزار کرده است.

یک موضوع چالش برانگیز مهم درباره این دبیرخانه اما بودجه سالانه آن بوده است. این مرکز در طول سال‌های ۹۵ تا ۹۷ بیش از ۲۰میلیارد تومان بودجه دریافت کرده است. بهمن سال ۹۶، انتقادهایی درباره نحوه مصرف بودجه این مرکز در مجلس مطرح شد که دبیرخانه این مرکز در اطلاعیه‌ای توضیح داد که در طول سال‌های گذشته ۲۰۰ صاحب‌نظر با این مرکز همکاری مستمر و دو هزار صاحب‌نظر نیز در قالب یک شبکه با اندیشکده‌های تحت نظر مرکز همکاری داشته اند و با توجه به دیگر همکاری‌ها، در مجموع چهار هزار نفر با این پروژه درگیر بوده‌اند.

این مرکز همچنین مدعی است در طول سال‌های گذشته با دو هزار و ۲۰۰ پژوهشگر دانشگاهی برای تدوین دو هزار و ۱۳۵ مقاله، و همچنین هفت هزار و ۵۰۰ طلبه برای نوشتن هشت هزار و ۷۵۰ اثر علمی همکاری کرده و ۴۰ کتاب تخصصی، ۶۰ جلد کتاب مقالات، ۲۰۰ سند پشتیبان منتشر کرده است.

به رغم این ادعاها، ۱۶ تیرماه ۹۶، محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئيس‌جمهور در یک نشست مرتبط با بررسی لایحه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت گفت: «جمعی از کارشناسان در مجمع تشخیص مصلحت و مرکز تحقیقات استراتژیک» بنا به درخواست دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت یک الگوی مطلوب توسعه تهیه کرده بودند که «بعدها اسم آن به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» تغییر یافت.

محمدباقر نوبخت، ۲۶ مرداد ۹۵ نیز در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه یک سیما پخش شد، گفت: «ما اصلا الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نداریم تا برنامه را بر مبنای آن تدوین کنیم.» با توجه به ابراز بی‌اطلاعی معاون رئيس‌جمهور ایران از وجود این الگو در مرداد ۹۵، مشخص نیست دبیرخانه مرکز در طول سال‌های گذشته چه چیزی را تدوین کرده بود و با چه نهادهایی در این زمینه در ارتباط بوده است؟

ناظر به همین واقعیت‌هاست که وب سایت عصر ایران دیروز در گزارشی انتقادی درباره این لایحه نوشت که این سند متشکل از «جمله‌سازی‌های واضح»، «تکرار مکررات» و «متن شعارگونه» است و «محتوای آن عملاً پیش از این نیز وجود داشت».

نویسنده این مطلب که مدیرمسئول وب‌سایت عصر ایران است، با تاکید بر اینکه نوشتن این متن توسط یک گروه دانشجویی هم ممکن بوده، از مدیران این دبیرخانه خواسته «بودجه ای که در هفت سال گذشته صرف کرده‌اند تا این چند صفحه را بنویسند، دقیقاً چقدر بوده است؟» انتظار نمی‌رود در طول دو سال آینده، دبیرخانه الگوی اسلامی ایرانی -پیشرفت توجه‌ای به این انتقادات نشان دهد یا طرح چنین انتقاداتی به تغییر جدی محتوایی در این زمینه منجر شود؛ «از کوزه همان برون تراود که در اوست».

No responses yet

Oct 11 2018

چرا یمنی‌ها؟ مقاومت را از آقازاده‌های ولایتی بیاموزیم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دماوند: علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل سیدعلی خامنه‌ای، در حالیکه در ویلای هزار متری خود در کنار کاخ سعدآباد در گران‌قیمت‌ترین منطقه شمال تهران نشسته و پا روی پای خود انداخته، به مردم بخت‌برگشته ایران درس مقاومت در برابر تهدید و تحریم داده و به آنها گفته از یمنی‌های پاپتی یاد بگیرید که چگونه به جای لباس، لنگ دور کمر خود گره می‌زنند و به جای غذا، نان خشک می‌خورند اما کوتاه نمی‌آیند.
البته کسی که ده‌ها شغل و مسئولیت نان و آب دار حکومتی دارد، با مدرک پزشکی اطفال و بدون یک روز سابقه دیپلماتیک ۱۶ سال وزیر امور خارجه مملکت بوده و از ویلای هزار متری خود در شمیرانات به مردم گرسنه و جان به لب رسیده درس مقاومت می‌دهد، حیا را خورده و آبرو را قی کرده است.

اما بد نیست تا ببینیم آیا «آقازاده»های خود ولایتی هم مانند یمنی‌ها زندگی می‌کنند؟

محمد ولایتی و علی‌اصغر ولایتی، دو آقازاده علی‌اکبر ولایتی هستند که هنوز ۴۰ ساله نشده، مدیرعامل و قائم‌مقام شرکتی هستند به نام «سیف بنا».
این شرکت در سال ۱۳۸۵ با سرمایه ابتدایی ۳ میلیارد تومان به ثبت رسید.
نکته: ۳ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۵ با احتساب قیمت دلار حدود ۵۰ میلیارد تومان امروز می‌شود و این تازه سرمایه ابتدایی شرکت بود.

این شرکت هم‌اکنون حدود ۱۵۰۰ پرسنل دارد و دفترش در گران‌قیمت‌ترین منطقه خیابان پاسداران تهران است.

‏پروژه ۲۰۴ واحدی جاسک، مجتمع اداری تجاری فرجام، مجتمع اداری ترکمنستان، مجتمع مسکونی یاسمن الهیه، شهرک مسکونی شقایق ساری و مجتمع مسکونی کوثر الهیه، تنها بخشی از پروژه‌هایی است که توسط این شرکت متعلق به فرزندان علی‌اکبر ولایتی اجرا شده است‌.

سود حاصل از این پروژه‌ها در بدترین حالت ده‌ها میلیارد تومان است.

علی‌اکبر ولایتی و دیگر اجامر فرقه تبهکار حاکم، به مردم بخت‌برگشته ایران، می‌گویند که از یمنی‌ها درس مقاومت بیاموزند اما ژن‌های خوب خودشان، میلیارد میلیارد پول بی‌زبان را بالا می‌کشند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .