اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسلام و مسلمین'

Mar 31 2018

ارتداد خفی و طلبه‌های بیلیاردباز، پیانیست و آتئیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: چهار دهه پس از حکومتی شدن اسلام در ایران، حوزه علمیه دچار بحرانی جدی شده و طلبه‌هایی را پرورانده است که تحت تاثیر “سه‌گانه جادویی” مدرنیته، جهانی‌شدن و علوم انسانی، هنجارهای اعتقادی حوزه علمیه را پس می‌زنند.

حوزه علمیه قم از اولین مراکز آموزشی در ایران بود که استفاده از کامپیوتر در آن رایج شد. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در سال ۱۳۶۸ تاسیس شد؛ تلاشی برای مجهز کردن حوزه‌های علمیه به تکنولوژی دنیای مدرن.

سلاحی که جمهوری اسلامی تصور می‌کرد با آن دروازه‌های جهان قرن بیستم را بر توپخانه اسلام شیعی می‌گشاید، پس از سه دهه ظاهرا دین را مغلوب جهانی شدن کرده است.

«گستره‌ی “ارتداد خفی” در میان طلبه‌ها چنان است که مثلا در مورد مساله‌ی خدا، برخی خودشان را آتئیست و برخی ندانم‌گرا می‌نامند. در مورد نبوت، برخی پیامبر را یک عارف معمولی و دین وی را حاصل تجارب عارفانه‌ی ایشان می‌دانند. در مورد مناسک، نماز و روزه را یا انجام نمی‌دهند یا التزام کاملی بدان ندارند. در مورد مساله‌ی امامت و… نیز تفاوت‌های آشکاری با نرم‌های رایج و رسمی دارند.»

این بخشی از نوشته‌ای است با عنوان «انعکاس خبر طلبه پیانیست» که جواد شریفی، طلبه حوزه علمیه مشهد، نوشته و در کانال «دین و جامعه» منتشر شده است. او به مشاهدات و تجربیات ده ساله خود و مصاحبه‌های مکررش با بسیاری از طلبه‌ها استناد کرده و از تغییری کیفی در حوزه علمیه خبر می‌دهد.

این طلبه از “ارتداد خفی” و “تشکیک‌های جدی” در ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه‌ها می‌گوید که دامن حوزه علمیه را گرفته است. او از یک “سه‌گانه جادویی” نوشته که مانند “قبسی از آتش” دامن حوزه علمیه را گرفته است؛ مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی. این سه عامل باعث شده است «نرم‌های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه‌ها تحمیل می‌شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده» نباشند. جواد شریفی از پس زدن این اعتقادات از سوی بسیاری طلبه‌ها نوشته است که توان نشان دادن بی‌اعتقادی خود را ندارند.

نسل چهارم بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نسبت به نسل‌های قبل رابطه‌ای کاملا متفاوت با جهان می‌گیرد. حوزه علمیه نیز جزیره‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای‌ بسته ‌و جدا از جامعه نیست. آیا حوزه در حال پوست انداختن است؟
Iran Mohsen Kadivar Oppositioneller

محسن کدیور، پژوهشگر دینی و از منتقدان قرائت اسلام به شیوه جمهوری اسلامی

محسن کدیور، پژوهشگر دینی ساکن آمریکا معتقد است که برای تعیین دامنه طلبه‌هایی که دچار “ارتداد خفی” شده‌اند، نیاز به یک کار آماری و میدانی است. اما آن چه روشن است، تاثیر شبکه‌های اجتماعی و علوم انسانی بر آن‌هاست. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید:

«طلاب جوان در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند و اطلاع اجمالی از علوم انسانی پیدا کرده‌اند. آن‌ها به میزان حضورشان در شبکه‌های اجتماعی و به میزان اطلاع‌شان از علوم انسانی، از هر دو، یعنی هم مدرنیته و هم جهانی‌شدن متاثر شده‌اند. نگاه این بخش از طلاب نگا‌ه به علوم اسلامی به شکل سابق نیست. اما این که مدرسین حوزه، بخصوص آن‌هایی که سنتی هستند، اصلا در شبکه‌ها حضور دارند یا نه و آیا از علوم انسانی اطلاع حتی اجمالی و اندک دارند، پاسخ من مثبت نیست. بنابراین ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.»

“طلبه‌های ناطلبه”

شکافی که محسن کدیور از آن می‌گوید در نوشته جواد شریفی با مثال‌های زنده‌ای بیان شده است. او از “تغییرات بنیادی در ساحت فکری” طلاب گفته که نرم‌های رفتاری آن‌ها را تغییر داده است. از اشاعه پدیده‌ای به نام «عطش یونیک» بودن انسان مدرن در حوزه علمیه که «طلبه‌های ناطلبه» را پدید آورده است. طلبه‌هایی که دوست دارند بنوازند، فوتبال و بیلیارد بازی کنند یا استندآپ اجرا کنند و برای آن که مورد سرزنش هم‌صنفان خود و قشر سنتی جامعه قرار نگیرند، آن را در عبای دین می‌پیچند:

«مثلا می‌گویند یک روحانی بیلیارد باز سبب می‌شود جماعتی از اولیا اللهِ بیلیارد باز بوجود بیاید و مثلا بر سر بیلیارد قماربازی نکنند. آن روحانی که در شمایل بوقچی در ورزشگاه ظاهر می‌شود علاقه‌ی خود به حضور در ورزشگاه را ممکن است این گونه توجیه کند که حضورش سبب جذب دلهای افراد به روحانیت و یا اخلاقی‌تر شدن فضای ورزشگاه می‌شود.»

به عبارت دیگر میدان دادن به علایق فردی این گونه مستدل می‌شود که «محبوبیت و مرجعیت اجتماعی روحانیت که به برکت اسلام سیاسی و حضور پررنگ و البته ناموفق‌شان در اداره‌ی کشور از بین رفته است با این گونه کارها بیشتر می‌شود».

فراریان از اسلام؟

ولی پیامد این شکاف چیست؟ آیا می‌شود این طور نتیجه گرفت که اولین کشوری که اسلام در قرن بیستم بر آن حاکم شد، بیشترین فراریان از این دین را در قرن بیست و یکم به دنیا تحویل می‌د‌هد؟

محسن کدیور با این نتیجه‌گیری چندان موافق نیست و تعبیر دیگری از این فرار دارد. او معتقد است که در ایران نه اسلام که قرائتی خاص از آن به قدرت رسیده است؛ «قرائتی که ممکن است با خوانش و قرائت اکثر مسلمانان ایران سازگار نباشد. اگر این را بپذیریم، من معتقدم که در ایران یک اقلیتی به قدرت رسید که تفکرش حتی در بین علمای حوزه علمیه و مراجع تقلید هم در اکثریت نبوده و نیست؛ یعنی نظریه ولایت مطلقه فقیه.

اما این که آیا ما شاهد فراریان از اسلام با این قرائت رسمی خواهیم بود، پاسخ من مثبت است. یعنی همین اعتراض‌هایی که ما در دی‌ماه داشتیم و اعتراض دختران خیابان انقلاب و مانند آن‌، می‌شود ذکر کرد که این‌ها یک “نه” بزرگ به قرائت رسمی از اسلام است. من فکر می‌کنم مردم ایران دین ‌خود را از جمهوری اسلامی نگرفته‌اند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخوا‌هند دین خود را کنار بگذارند.»
Ayatollah Mesbah Yzdi

محسن کدیور می‌گوید که ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.

به باور کدیورغیر از «استبداد دینی که تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه بر ایران حاکم است» و او آن را «ام‌الفساد جمهوری اسلامی» می‌داند، تبعیض جنسیتی، تبعیض دینی، تبعیض مذهبی و تبعیض بین فقها و توده مردم بر تفکر رسمی حوزه‌های علمیه نهادینه و ساختاری است.

او می‌گوید: «حتی اگر ولایت مطلقه فقیه هم نباشد، ما علما و فقهایی داریم که به ولایت فقیه قائل نیستند، اما به تساوی حقوقی زن و مرد، تساوی حقوقی مسلمان و نامسلمان و شیعه و سنی و فقیه و توده مردم هم قائل نیستند. تا این‌ها تجدید نظر نکنند، ما نمی‌توانیم شاهد یک جامعه سالم باشیم.

“خدا به چه اموری توجه داشته”

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان، اخیرا گفت‌وگویی داشته با محمدرضا نائینی، از اساتید حوزه علمیه قم و سپس نامه‌ای به او نوشته و آن را با اجازه او منتشر کرده است. او در نامه خود به آقای نائینی از تسلط شکل‌گرایی در حکومت دینی انتقاد کرده که دست جمهوری اسلامی را در قرن بیست و یکم در “حنا” می‌گذارد.

به باور عبدی «شکل‌گرایی در فقه و فقاهت و ناتوانی در به روز شدن آن یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف حوزه و روحانیت است، که نقطه قوت آنان را که فقه باشد به نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن تبدیل کرده است».

او از دخالت روحانیت از موضع قدرت و سیاست در علوم اجتماعی و انسانی انتقاد کرده و یک مثال زده است:

«چند هفته پیش دختر یکی از دوستانم که سال اول پزشکی است تعریف می‌کرد که یک روحانی که درس معارف می‌داد برای اینکه نشان دهد چقدر مطلع است یا خدا به چه اموری توجه داشته!! و چه خلقت پیچیده‌ای داشته است، در سر کلاس معارف توضیح می‌داد که کودک از ترکیب دو اسپرم زن و مرد! بوجود آمده، و دانشجویان می‌خندیدند و متوجه نمی‌شد که چرا می‌خندند. از این نمونه‌ها از بالاترین سطوح تا پایین‌ترین‌ها را می‌توان ذکر کرد که جایگاه و کارکرد روحانیون را دچار مشکل جدی کرده است. انتشار این موارد در فضای مجازی موجب وهن شده است.»

اما این فقط اظهارنظر در علومی مثل پزشکی یا دخالت در اموری که ربطی به روحانیون ندارد نیست که کارکرد روحانیت را “دچار مشکل جدی” کرده است.

محسن کدیور به نبود دانش کافی در مورد علوم اجتماعی و انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید آن‌ها نه تنها با این علوم آشنایی «نداشتند و ندارند»، بلکه «نیاز جامعه‌‌ها به علوم انسانی و اجتماعی را هم به رسمیت نشناخته‌اند. یعنی فکر می‌کنند با همان علوم سنتی می‌توانند هم به سوالات اعتقادی و فقهی و اخلاقی مردم پاسخ دهند و هم جامعه را اداره کنند. در حالی که اگر کسی در زمان ما از این علوم بهره‌ای نبرده باشد، نمی‌تواند پاسخ قانع‌کننده‌ای در بسیاری از حوزه‌ها، حتی در مباحث دینی به دینداران معاصر و بخصوص تحصیل‌کرده بدهد.»

باخت روحانیت در دیانت و سیاست؟

عباس عبدی در نامه‌اش به نائینی نوشته که مهم‌ترین مشکلی که روحانیت در ایران پس از انقلاب با آن مواجه شده، ترکیب نهاد قدرت و دین است، «زیرا این ترکیب موجب قدسی شدن سیاست نمی‌شود، بلکه عرفی شدن و تقدس‌زدایی از نهاد دین را تسهیل می‌کند. این کار سیاست را دینی نمی‌کند، دین را سیاسی می‌کند».

او معتقد است که روحانیت با دخالت در سیاست کارکرد سنتی خود را در جامعه از دست داد و «حتی نتوانست در سیاست براساس عرف موجود کارآمدی مناسبی را نشان دهد، در نتیجه هر دو وجه ماجرا را باخته است و هیچ‌کدام از دو نقش را نمی‌تواند بازی کند».

محسن کدیور به شعار «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما» اشاره می‌کند که پس از انقلاب بر بزرگرا‌ه‌ها نقش بست و وارد کتاب‌های درسی شد.

کدیور می‌گوید: «بسیاری از فقهای شیعه و علمای دینی ایران به این شکل ورود دین به حکومت را باور نداشتند و با تجربه ‌جمهوری اسلامی هم در این نظر راسخ‌تر شدند. یعنی حتی اگر به لحاظ فلسفی، جامعه‌شناختی و علوم سیاسی هم به این نتیجه نرسیده باشند، اما وقتی دین‌گریزی را در میان مردم و جوانان به واسطه حکومت دینی و استبداد دینی مشاهده می‌کنند، آبه این نتیجه می‌رسند که بهترین راه برای حمایت از دین‌داری مردم این است که حکومت در امر دین و مساجد و حوزه‌های علمیه دخالت نکند. این هم به نفع دین است و هم به نفع حکومت و اداره جامعه. من فکر می‌کنم رشد فراوانی در این زمینه داشته‌ایم.»

عبدی به نائینی می‌گوید که «طرفدار جدایی دین از سیاست نیست»، بلکه «مخالف امتزاج» آن‌ها و «تقلیل دادن آن‌ها به یکدیگر» است.

محسن کدیور اما معتقد است که نظریه رسمی جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه، «با جدایی دین از دولت تضاد آشتی‌ناپذیر دارد» و تنها زیر فشار اجتماعی ممکن است حذف شود.

No responses yet

Mar 01 2018

نسرین ستوده: جنبش اعتراض به حجاب اجباری خاموشی‌ناپذیر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,شورش


دویچه‌وله: ۳۵ بازداشت در تهران و شهرهای دیگر، در عرض دوماه جنبش اعتراض به حجاب اجباری. شاپرک شجری‌زاده، یکی از دستگیرشدگان در اعتراض به وضعیتش از روز پنج اسفند در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

از بازداشت مینا موحدی، اولین زنی که پس از حرکت نمادین اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شد، حدود دو ماه می‌گذرد. نرگس حسینی، مریم شریعتمداری و شاپرک شجری‌زاده از دیگر کسانی‌اند که در این مدت، خبر بازداشت‌شان رسانه‌ای شد.

نسرین ستوده وکیل برخی از این زنان در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «شاپرک شجری‌زاده که نام شناسنامه‌ای‌اش “فاطمه” است پس از دستگیری چهار بار مورد تزریق آمپول قرار گرفته است؛ آمپول‌هایی که او اصلا نمیداند چه بوده‌اند. اینها را شاپرک در مواجهه کوتاهی که با بستگانش در بازداشت‌گاه وزرا داشته گفته است. پس از این تزریق‌ها نیز به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.»

به گفته ستوده، شاپرک شجری‌زاده در اعتراض به عدم دسترسی به وکیل و شرایط نامطلوب بازداشت از روز شنبه ۵ اسفند دست به اعتصاب غذا زده است.

چهار ساعت عمل جراحی روی پای مریم شریعتمداری

موکل دیگر خانم ستوده، مریم شریعتمداری است؛ همان دختری که مامور نیروی انتظامی او را از بالای سکو به پایین پرت کرد. خانم ستوده می‌گوید ساق پای موکلش در اثر این سقوط به شدت آسیب دیده و او چهار ساعت تحت عمل جراحی بوده است. پس از جراحی نیز او را به زندان قرچک ورامین منتقل کرده‌اند.

بشنوید: گفت‌وگو با نسرین ستوده

میترا جمشیدپور مادر مریم شریعتمداری از اولین ساعات بازداشت دخترش به بازداشتگاه وزرا رفته و پیگیر وضعیت او شده است. به گفته ستوده، به دلیل همین پیگیری، خانم جمشیدپور از سوی پلیس‌های زن وزرا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به مدت ۲۴ ساعت بازداشت شده است.

نسرین ستوده می‌گوید تا کنون نتوانسته اجازه ملاقات با موکلانش را دریافت کند چرا که مقامات زندان می‌گویند اجازه این ملاقات باید از سوی قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده صادر شود، اما هنوز نه شعبه رسیدگی‌کننده و نه قاضی آن معلوم نیستند.

تفهیم اتهام نرگس حسینی

روز شنبه ۵ اسفند دادگاه رسیدگی به پرونده نرگس حسینی یکی دیگر از موکلان ستوده برگزار شد. نسرین ستوده می‌گوید علیرغم انتظارش قاضی هر سه اتهام را به متهم تفهیم کرده در حالی که عمل او از نظر ستوده “عملی مشروع” بوده است. ستوده اما امیدوار است که موکلش از هر سه اتهام تبرئه شود.

اتهامات نرگس حسینی “تشویق به فساد، عدم رعایت حجاب شرعی و تظاهر به عمل حرام” عنوان شده است.

خانم ستوده درباره ویدا موحدی، اولین دستگیر‌شده معترض به حجاب اجباری می‌گوید جسته و گریخته شنیده که دادگاه او در سکوت خبری برگزار شده و گویا به چند ماه حبس هم محکوم شده اما حکم هنوز اجرا نشده است.

ویدا موحدی یک ماه پس از بازداشت با قید وثیقه آزاد شد.

در روند پرونده موکلانم سهل‌گیری نمی‌بینم”

با گذشت حدود دوماه از آغاز حرکت‌های اعتراضی به حجاب اجباری با توجه به برخورد ماموران انتظامی و امنیتی با آن‌ها، در داخل و خارج از ایران نسبت به این برخوردها انتقادات فراوانی شده است.
شاپرک شجری‌زاده در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زده است

در خارج از کشور، سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ای از مسئولان جمهوری اسلامی خواست تا دست از پیگرد قضایی معترضان به حجاب اجباری بردارند.

در داخل ایران نیز برخی نمایندگان مجلس در این باره موضع‌گیری کردند. سهیلا جلودارزاده نماینده تهران، حرکت دختران خیابان انقلاب را نتیجه اشتباهات حکومت دانست و گفت: «زمانی برای زنان محدودیت قائل می‌‌شدیم و آنها را زیر تنگنای غیرلازم قرار می‌دادیم. همین مسئله موجب شد تا این فشارها طغیان ایجاد کند و دختران خیابان انقلاب روسری‌های‌شان را سر چوب بگذارند. این کارها به خاطر رفتار اشتباه ماست.»

نسرین ستوده معتقد است علیرغم این اعتراضات “سهل‌گیری” در پرونده موکلانش نمی‌بیند و تنها اظهار امیدواری می‌کند که حکومت صدای این زنان را بشنود و اعتراض مسالمت‌آمیز آنها را به خشونت نکشاند.

ستوده تاکید می‌کند که این اعتراضات خاموشی‌ناپذیر است.

No responses yet

Feb 27 2018

حمله تند آملی لاریجانی به سخنان روحانی درباره شکست «پروژه اسلامی کردن علوم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اسلام و مسلمین,سانسور,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رئیس قوه قضاییه ایران روز دوشنبه هفتم اسفند به اظهارات اخیر حسن روحانی درباره شکست «پروژه اسلامی کردن علوم» به شدت انتقاد کرد و گفت: «اینکه گفته شود “علم دینی” نداریم، استدلال سخیفی است».

حسن روحانی، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، روز پنجم اسفند در سخنانی گفته بود: «عده‌ای در کشور ما سال‌ها وقت صرف کردند تا ریاضی، شیمی و فیزیک اسلامی درست کنند؛ ایشان پول، وقت و امکانات زیادی صرف کردند، اما حاصلی به دست نیاوردند».

وی تاکید کرده بود که «علم، علم است و به نوع تفکر و ایدئولوژی وصل نمی‌شود».

حال صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران، اظهارات رئیس قوه مجریه را «یک سخن قرن هجدهمی» خوانده که به ادعای او، «از میان صاحبنظران بنام در مغرب زمین در زمینه فلسفه علم، افراد بسیاری این سخن را قبول ندارند».

او گفت «اینکه گفته شود “علم دینی” نداریم، استدلال سخیفی است»، و با متهم کردن تلویحی رئیس‌جمهوری ایران به نداشتن وقت «برای مطالعه کافی» پیرامون این مقوله، خطاب به او اظهار کرد: «ضرورتی ندارد حرف‌هایی بزنیم که مستند واقع شود و مورد انتقاد صاحب نظران قرار گیرد».

آملی لاریجانی این بخش از سخنان حسن روحانی که «پول زیادی» خرج اسلامی شدن علوم در ایران شده است را نیز رد کرد و گفت: «باید پرسید که جمهوری اسلامی برای چنین بحث مهمی چقدر سرمایه گذاشته است؟» و اینکه «برای نتیجه بخش بودن چنین کار عظیمی باید صد‌ها نفر بسیج شوند و نباید توقع داشت که در کوتاه مدت نتیجه‌ای به دست آید».

وی در نهایت نتیجه‌گیری کرده که «اسلامی کردن علوم به عنوان یک موضوع مهم فلسفی، کلامی و دینی شکست نخورده بلکه این شکست خوردن توهم کسانی است که بیشتر کار سیاسی می‌کنند تا کار دقیق علمی و فلسفی».

اسلامی کردن علوم انسانی و دانشگاه‌های ایران از برنامه‌هایی است که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از زمان روی کار آمدنش در سال ۱۳۶۸ بارها بر آن تاکید کرده و در سه دهه گذشته بودجه‌های کلان و موسسات مختلفی در این زمینه به کار گرفته شدند تا این خواسته رهبر ایران عملی شود.

آیت‌الله خامنه‌ای در ۹ شهریور ۱۳۸۸ و در میانه اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، آموزش بسیاری از رشته‌های علوم انسانی را موجب «تردید در مبانی دینی و اعتقادی» خواند و از تحصيل دو ميليون دانشجوی ايرانى در رشته‌هاى علوم انسانى انتقاد کرد.

وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته کمیته‌های مختلفی را مأمور بازنگری در دروس علوم انسانی کرده و حتی در دولت اول محمود احمدی‌نژاد، «شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها» تشکیل شد.

«موسسه پژوهشى امام خمينى» كه زير نظر محمد تقى مصباح يزدى اداره مى‌شود از جمله تشکیلاتی است که در دو دهه گذشته در حال كار روى این پروژه است و هر سال بودجه کلانی از سوی دولت به آن اختصاص داده می شود.

بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا آذرماه امسال منتشر کرد، بودجه این مؤسسه از سه میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان در سال ۸۵ به ۲۸ میلیارد تومان در سال ٩٧ رسیده است.

با این حال، آن دسته از مقام‌های جمهوری اسلامی ایران که دیدگاه تندروتری دارند از عملی نشدن این پروژه انتقاد می‌کنند.

طرفداران اسلامی کردن علوم انسانی معتقدند، «علوم انسانی کنونی که اکنون در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود غالباً ترجمه علوم انسانی غربی است، چراکه گزاره‌های علوم انسانی باید از طریق آیات و روایات استخراج‌شده باشد حال‌آنکه چنین نبوده است».

عباس رفعتی، سخنگوی حوزه‌های علمیه سراسر کشور، دی‌ماه امسال در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم- نزدیک به سپاه پاسداران- ضمن دفاع از این دیدگاه، گفته بود: «علوم انسانی ما اگر اسلامی نباشد نمی‌توانیم حکومت و جامعه اسلامی بسازیم، چراکه علوم انسانی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود بر روی بدنه نظام و جامعه اسلامی تأثیرگذار است».

هنوز هیچ گزارشی از سوی نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ارائه نشده است که نشان دهد در سه دهه گذشته چه میزان هزینه صرف «پروژه اسلامی کردن» علوم شده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری میزان، تسنیم و سایت رادیو فردا/ ک.ر.

No responses yet

Feb 26 2018

قسامه؛ وقتی قسم بستگان شاکی، چوبه دار می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب


بی‌بی‌سی: قَسامه در قانون مجازات اسلامی

بنیاد عبدالرحمان برومند، از نهادهای مدافع حقوق بشر، از مقام های قضایی ایران خواسته که در پرونده صالح شریعتی، که با استفاده از “قسامه” به اعدام محکوم شده، بازنگری کنند.

در قانون مجازات اسلامی قسامه به معنای قسم یاد کردن گروهی از افراد است و شاکی می‌تواند ۵۰ مرد خانواده را جمع کند و آنها قسم بخورند که متهم گناهکار است تا بر اساس آن حکم اعدام او قابل اجرا شود.

در چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی، چند نفر بر همین اساس اعدام شده‌اند.

صالح شریعتی که حدود ۲۱ سال دارد، در ۱۶ سالگی به ارتکاب قتل متهم شد.

خانواده صالح شریعتی مدعی‌ هستند که همه افرادی که در قسامه پرونده او شرکت کردند از بستگان نسبی رسول بهرامیان، مقتول، نبوده‌اند. قاضی از اداره ثبت احوال در این زمینه استعلام کرده. وکیل خانواده رسول بهرامیان به بی‌بی‌سی فارسی گفته همه قسم خورندگان از بستگان نسبی و سببی مقتول بوده‌اند.

در فروردین ماه سال ۱۳۹۱ در منطقه چاه مبارک در استان بوشهر جنازه رسول بهرامیان در چاهی عمیق پیدا می‌شود. صالح شریعتی که در زمان مرگ همراه آقای بهرامیان بوده می‌گوید او به خاطر ایمن نبودن چاه در آن سقوط کرد.

۱۶ ماه پس از حادثه مسیر دادرسی تغییر کرد و آقای شریعتی به اتهام قتل بازداشت شد. او بعدتر به قتل اعتراف کرد هرچند پدرش می گوید اعتراف او زیر شکنجه گرفته شده و اولین باری که او را دیده آثار شکنجه روی بدنش مشهود بود.

بعد از بررسی پرونده، قاضی به این نتیجه می‌رسد که دلایل کافی برای محکوم کردن آقای شریعتی وجود ندارد. اما ظن این را دارد که او قاتل است. به همین دلیل از خانواده آقای بهرامیان که شاکیان پرونده هستند، می خواهد که شاهدان قسامه را بیاورند.

خانواده بهرامیان ۵۷ قسم خورنده می‌آورند و بر همین اساس آقای شریعتی به اعدام محکوم شد. نکته مهم درباره این شاهدان این است که اذعان دارند که در محل حاضر نبوده‌اند و ندیده‌اند که صالح، رسول را در چاه انداخته باشد. در قسامه حضور شاهدان در محل اهمیتی ندارد.

در قانون مجازات اسلامی به صراحت آمده که اداکننده سوگند لازم نیست شاهد ارتکاب جرم باشد بلکه علم او بر آنچه اتفاق افتاده کافی است و همچنین تصریح شده که لازم نیست قاضی، منشاء علم سوگندخورندگان را بداند.

صالح شریعتی تنها کسی نیست که در سال‌های پس از انقلاب اسلامی در ایران از راه قسامه محکوم می‌شود. جدا از برخی اعدام هایی که در دهه ۶۰ شمسی از همین راه انجام شد، پرونده‌های دیگری هم چنین مسیری طی کرده‌اند، هرچند از تعدادشان کم شده.

پدر صالح شریعتی می‌گوید: “برای هیچ کس آرزو نمی‌کنم در چنین شرایط بی‌قانونی باشد. آیا نباید یک پرونده بر اساس دلایل و شواهدی قابل قبول باشد؟ یا اینکه اعتراف یک بچه ۱۶ ساله تحت شکنجه در اداره پلیس یا پول و نفوذ یک نفر کافی است؟”

بنیاد عبدالرحمن برومند می‌گوید قوه قضائیه ایران در پرونده صالح شریعتی چندین قانون را نقض کرده و برخی تعهدات بین المللی‌اش از جمله کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی و همین طور کنوانسیون حقوق کودک را زیرپا گذاشته است.

Presentational grey line

قسامه در قانون مجازات اسلامی

  • ماده ۳۱۳ – قسامه عبارت از سوگندهایی است که در صورت فقدان ادله دیگر غیر از سوگند منکر و وجود لوث، شاکی برای اثبات جنایت عمدی یا غیرعمدی یا خصوصیات آن و متهم برای دفع اتهام از خود اقامه می کند.
  • ماده ۳۱۴ – قانون مجازات اسلامی- لوث عبارت از وجود قرائن و اماراتی است که موجب ظن قاضی به ارتکاب جنایت یا نحوه ارتکاب از جانب متهم می شود.
  • ماده ۳۳۶- نصاب قسامه برای اثبات قتل عمدی، سوگند پنجاه مرد از خویشاوندان و بستگان مدعی است. با تکرار سوگند قتل ثابت نمی شود.
  • ماده ۳۳۷- سوگند شاکی، خواه مرد باشد خواه زن، جزء نصاب محسوب می شود.

No responses yet

Feb 24 2018

توضیح نسرین ستوده در مورد دادگاه نرگس محمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,شورش,مذهب


اتهام نرگس حسینی: تشویق به فساد (هم ردیف با دایر کردن خانه ی فساد و فحشا!). آسیب دیدن زانوی مریم شریعتمداری. تقریبا همه دختران خیابان انقلاب در بازداشت ضرب‌ و شتم شده‌اند.

No responses yet

Feb 19 2018

زنانِ مرده و مردانِ تحریک شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: وقتی سال گذشته تصویر سنگ قبرزنی واقع در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری، در فضای مجازی منتشر شد حیرت بسیاری از کاربران را برانگیخت. سنگی از مرمر سفید که به خط سبز درشتی به جای نام متوفی این جمله حک شده بود: «همسر آقای امیرسلیمانی»

زنی که به نظر می رسید نه تاریخ تولدی داشته، نه تاریخ مرگ و نه نامی و ظاهرا تنها نکته ای که به او موجودیت می بخشیده، همسر مردی بودن به نام «آقای امیر سلیمانی» بود و دیگر هیچ.

پس از آن بود که دیگران هم  تصاویری مشابه از همین دست را با بقیه همخوان کردند. این تصاویر پراکنده به این بحث دامن زد که نگاه تبعیض آمیز و جنسیت زده به زنان، در بسیاری از خانواده ها و نقاط کشور، نه تنها در زمان حیاتشان برقرار است و زنان را از متن زندگی حذف می کند بلکه تا روز حشر هم این موقعیت دوگانه ادامه می یابد.

با نگاهی به آگهی های منتشر شده در مجلات و رسانه های چاپی، با انبوهی آگهی ترمیم مواجه می شویم که نام و نشان ندارند و صرفا منتسب شده به همسر یا فرزندان و حتی برادر بزرگترند.

اخیرا به اعتبار گسترش فضای مجازی و کانال های تلگرامی خبرهایی منتشر می شود که حکایت از اعمال فشار بر خانواده زنان متوفی از سوی متولیان اداره گورستان‌ها‌ست. فشار برای وادار کردن بازماندگانِ بانوان درگذشته برای به کارگذاری سنگ هایی که حتی الامکان فاقد هرگونه تصویر واضح یا حتی ناواضح از زنی باشند که جسم بی جانش، زیر خاک آرام گرفته است.

به عبارتی اگر پیش از این، حذف نام و نشان زنان از سنگ قبرهایشان به شکل اختیاری و از سوی برخی خانواده های فرد متوفی انجام می گرفت، حالا با دستور العمل هایی رسمی، بازماندگان زنی که درگذشته، کمترین حقی برای نصب تصویری از فرد ازدست داده‌شان را بر سنگ مزارش  ندارند.

سایت خبری«راسخون»، وب سایت مذهبی متعلق به سازمان امور اوقاف و خیریه، انتشار تصاویر زنان روی سنگ قبرها را نشانه بی غیرتی می داند: «این روزها وقتی از قبرستان گذر می کنیم، شاهد تصاویری به دور از هر گونه غیرتی می شویم که بیشتر نمایانگر تجمل گرایی، چشم و هم چشمی هستند تا بیانگر فلسفه مرگ و اینکه ما از خاک آمدیم و به سوی خاک باز می گردیم. با کمی قدم زدن در فضای قطعات بهشت زهرای تهران شاهد سنگ های قبر عجیب و غریب و حتی هنری خواهید بود که برخی از این سنگ ها به نحوی حکاکی و طراحی شده که شهروندان گاهی با آن عکس سلفی می گیرند.»

یک پاراگراف بعد از عکس هایی که در این گزارش به عنوان شاهد مثال آمده معلوم می شود که منظور این پایگاه خبری از جمله ” تصاویری به دور از هرگونه غیرت” ، تصاویر زنانی است که اگرچه حجاب کاملی هم در تصویر بالای مزارشان دارند اما در زمان حیات چهره های زیبایی داشته اند.

با این حال از شواهد برمی آید که این گونه ممنوعیت‌ها درباره سنگ قبر زنان متوفی، محدود به شهرستان های دور یا الزاما زنان جوان نیست.

«مسعود حکیمی»، شهروند اصفهانی که در جریان درگذشت اخیر مادرش، تجربه مشابهی را از سرگذرانده  در این باره به ما می گوید: « با اینکه هنوز داغدارم و یادآوری ماجرا برایم دردناک است ولی احساس خوبی دارم از اینکه با بیان اتفاقی که برای ما رخ داده، دیگران را متوجه چیزی کنم که در کشور دارد اجرا می شود و چه بسا خیلی ها از ان مطلع نباشند. من ساکن اصفهان هستم و تا جایی که شاهد بوده ام روی مزار خانم ها عکسی گذاشته نمی شود، حتی متن اعلامیه ها هم عکس خانم ها را ندارد و اگر هم باشد، عکس هایی است که با لیرز روی سنگ سیاه حکاکی شده و آن چنان مبهم است که با آن مشکل زیادی ندارند. چون واضح نیست.»

این شهروند داغدار، سپس درباره درگذشت مادرش و مشکلاتی که در آن حال افسردگی و اندوه عمیق خود و خانواده‌اش می بایست با آن روبرو شوند، می گوید :«مادرم پنجاه و پنج ساله بود و از عفونت ریه که وارد خونش شده بود و مغزش را متاثر کرد، درگذشت. ما عکس مان را انتخاب کرده بودیم. کارهای نهایی را انجام داده بودیم، سنگ قبر هم حکاکی و آماده شده بود. ولی موقع نصب، یکی از ماموران قبرستان که در محل بود از آن ایراد گرفت. وقتی پدرم برای گفتگو در مورد این مسئله به مسئول قبرستان مراجعه کرد، عکس مادرم را که قرار بود بر مزارش نصب شود و آن موقع روی صفحه موبایلش دخیره شده بوده را می گیرد جلوی صورت مسئول قبرستان و می پرسد که شما به من بگویید که دقیقا کجای این عکس ایراد دارد؟ اما  طرف حتی سرش را هم بلند نکرده بود که عکس مادر درگذشته‌ام را ببیند. مثلا به زعم خودش نخواسته بود که با نگاه به یک زن  متوفی مرتکب گناه شود. با اینحال وقتی ما دست برنداشتیم و پیگیر شدیم که مشکل شما با این عکس چیست؟ گفته بودند شاید دیگران به گناه بیفتند، و وقتی آنها به گناه بیفتند، روح آن عزیز وفات کرده شما هم ناآرام خواهد بود. بعد به ما توصیه کردند که اگر اصرار دارید که  این موضوع را حل کنید، بهتر است به به دفتر امام جمعه شهر مراجعه کنید. سرانجام تسلیم شدیم و تصمیم گرفتیم با وجود اینکه هزینه سنگ قبر را هم داده بودیم اما باز هم عکس دیگری سفارش بدهیم که زیبایی کمتری داشته باشد.»

این شهروند در عین حال با تاکید بر اینکه مسوولان گورستان در تمام این مدت به هیچ بخشنامه یا مصوبه قانونی خاصی استناد نکردند می افزاید: «عکس مادرم هیچ موردی نداشت. نه به لحاظ حجاب نه به لحاظ لباس. هیچ موردی نداشت . فقط احتمالا این که، مادرم زن زیبایی بود، همین، به همین سادگی. به هر حال ما ناچار شدیم از هزینه یک سنگ قبر بگذریم چون آنها موکدا گفتند عکسی که چهره مادرم در آن به وضوح مشخص باشد، حتی اگر حجاب کامل داشته باشد ممکن است بقیه را تحریک کند و به گناه بیندازد.» در چنین مواردی ظاهرا نیازی هم به بخشنامه یا مصوبه قانونی احساس نمی شود.

دو سال پیش ، آقای توکلی مدیرعامل بهشت زهرا در گفت و گویی با خبرگزاری مهر گفته بود: «گشت های ما تمام قطعات را بازرسی می کنند و اگر تصویری نامتعارف باشد، اول با خانواده تماس گرفته و مهلت می دهند و بعد برای اصلاح اقدام می کنیم.» ظاهرا منظور از واژه “اصلاح”، همان کندن عکس شخصِ متوفی از بالای گور او بدون حتی داشتن  اجازه از سوی خانواده است.

اخیرا هم کاربران توئیتر تصویر یک بنر نصب شده بر دیوار دفتر قبرستان امامزاده حسن سبزوار را منتشر کردند که در آن قید شده «افرادی که سنگ مزار عزیزان شان عکس خانم است در اسرع وقت نسبت به برداشتن عکس اقدام کنند، در غیر این صورت سنگ مزار آنها برداشته می شود.»

در استفتائاتی که در این باره از چند روحانی بلند پایه شیعه در قم و نجف  و از جمله دفتر آیت الله سیستانی و علی خامنه ای صورت گرفته، جملگی نظراتی نسبتا مشابه دارند. بر اساس دیدگاه های این اشخاص نه تنها درج تصاویر زنان بر سنگ قبر آنان می تواند مفسده ایجاد کند بلکه چاپ عکس آنان در اگهی های ترحیم نیز در صورت «تولید مفسده » جائز نیست.

No responses yet

Feb 17 2018

پیام مخفیانه ابوالقاسم کاشانی به آیزنهاور

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: کامبیز فتاحی ، واشنگتن
حق نشر عکس IICHS.IR
کاشانی در کارزار ملی شدن صنعت نفت متحد محمد مصدق بود، اما در دوره دوم نخست وزیری مصدق، به دشمن سرسختش تبدیل شدبنا بر اسناد آرشیو ملی آمریکا، ابوالقاسم کاشانی چند سال بعد از سرنگونی محمد مصدق در کودتای ۲۸ مرداد – در شرایطی که با حکومت پهلوی اختلاف پیدا کرده و خانه‌نشین شده بود – به دوایت آیزنهاور، رئیس جمهوری ایالات متحده نامه‎ای تظلم‌خواهانه نوشت و ابراز خرسندی کرد که “ایالات متحده آمریکا الگوی کشورهای امپریالیستی را دنبال نمی‌کند.”

اسناد همچنین نشان می‎دهد که این روحانی متنفذ حدود سه سال پیش از کودتا، در یکی از دیدارهای خود با مقامات سفارت در تهران، خواهان کمک مالی سری آمریکا شده بود. بنا بر یک سند آرشیو ملی ایالات متحده، ابوالقاسم کاشانی در روز ۱۸ ژوئن سال ۱۹۵۰ میلادی (۲۸ خرداد ۱۳۲۹) طی دیداری با یک دیپلمات آمریکایی (جرالد دوهر) خواهان دریافت کمک سری آمریکا شده – کمکی که معتقد بود “می‎تواند او را به قوی‏ترین نیرو در خاورمیانه در برابر گسترش نفوذ شوروی کمونیستی تبدیل کند.”

بنا بر سند مذکور، دیدار به درخواست ابوالقاسم کاشانی و از طریق یک کارمند ایرانی خبرگزاری آسوشیتدپرس (سلیمان شاملو) در منزل آقای کاشانی در تهران برگزار شد – حدود یک هفته بعد از بازگشت کاشانی از تبعید در لبنان؛ که جمعیت عظیمی برای استقبال از او به فرودگاه رفته بودند.

ابوالقاسم کاشانی به مأمور سفارت گفت که یک برنامه دو مرحله‎ای را دنبال می‎کند. بنا بر سند، او ابتدا می‎خواست یک “دولت ملی” را در ایران به قدرت برساند و “تقریبا هیچ شکی باقی نگذاشت که آرزو دارد خودش در رأس دولت باشد” و سپس جهان اسلام را علیه کمونیسم متحد کند.

حق نشر عکس IICHS.IR
لوی هندرسون، سفیر آمریکا در تهران، پیش از کودتا به دیدار ابوالقاسم کاشانی می‎رفتابوالقاسم کاشانی گفت که توان آن را دارد که ارتشی یک میلیونی متشکل از افرادی مانند سید حسین امامی – عضو جمعیت فدائیان اسلام و قاتل عبدالحسین هژیر (وزیر دربار) و احمد کسروی (پژوهشگر و حقوقدان) – تأسیس بکند “تا ایران را از شر همه خائنان و دزدانی که بر‌ آن حکومت می‏کنند نجات بدهد.”

بیشتر بخوانید:

  • صفحه ویژه بی‌بی‎سی فارسی درباره احمد کسروی
  • ترورهای فدائیان اسلام؛ از احمد کسروی تا حسین علاء

کاشانی در عین حال تأکید کرد که “دولت ملی” مد نظرش با سلطنت محمدرضا شاه پهلوی مغایرتی نخواهد داشت “به شرط آن که شاه از مداخله در امور سیاسی کشور خودداری کند.”

ابوالقاسم کاشانی به این سوال که آیا رسما در مجلس به جبهه ملی ملحق خواهد شد یا خیر، پاسخ منفی داد و گفت که با نشستن بر کرسی‎اش در مجلس، “اعتبار خود را کاهش نخواهد داد” و فقط در صورت یک سناریوی حالت اضطراری ملی – آن هم به همراه بیش از ۱۰۰ هزار نفر از هوادارانش – به مجلس خواهد رفت.

کاشانی بعد از تشریح مواضع و برنامه‎های خود و تعریف و تمجید از “موفقیت” آمریکا در ترکیه و یونان، سر اصل مطلب رفت – موضوعی که به عقیده مأمور سفارت به نظر می‎رسید “هدف اصلی”‎ کاشانی از دیدار بوده: درخواست کمک مالی سری از آمریکا؛ “او با احتیاط از توضیح درباره این که منظورش از کمک سری چیست طفره رفت ولی پسرش که در جلسه شرکت داشت بعدا گفت که منابع مالی نهضت کاشانی ناچیز است.”

حق نشر عکس US National Archives
صفحه اول سندی که در آن آمده آقای کاشانی خواهان کمک مالی سری آمریکا شده بود
بیشتر بخوانید:

  • صفحه ویژه بی‌بی‎سی فارسی درباره احمد کسروی
  • ترورهای فدائیان اسلام؛ از احمد کسروی تا حسین علاء

احتمالا به خاطر آن پیشنهاد بود که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) از حدود دو سال قبل از کودتا در این فکر بود که این روحانی متنفذ را با پول به طرف خود جذب بکند تا “ائتلاف نامقدس گروه مصدق و آیت الله کاشانی” را بر هم بزند.

بنا بر یکی از اسناد کودتا که دولت آمریکا در سال ۲۰۱۷ میلادی آن را منتشر کرد سازمان سیا در فکر تطمیع کاشانی بوده زیرا “حداقل یک مرتبه با سفارت آمریکا در اینجا برای دریافت کمک مالی تماس گرفته است تا از قرار معلوم در برابر آن، از سیاست‎های آمریکا حمایت بکند”.

در پی دیدار ۱۸ ژوئن ۱۹۵۰، سفارت آمریکا به واشنگتن گزارش کرد که “توهم خودبزرگ بینی” کاشانی تقریبا به یک (عارضه روانی) سایکوپاتی رسیده. با این حال، ارزیابی سفارت این بود که اهمیت کاشانی در عرصه سیاسی ایران را نباید دستکم گرفت زیرا وقتی از تبعید به تهران بازگشت بیش از ۴۰ هزار نفر در فرودگاه به استقبالش رفتند.

حق نشر عکس US National Archives

سند واکنش سفارت امریکا در تهران به نامه کاشانی به آیزنهاورمجموعه اسناد دولت آمریکا نشان می‌دهد که کاشانی قبل از وقوع کودتا با سفارت آمریکا در تماس بوده ولی این اسناد ثابت نمی‎کند که او به طور مستقیم در طرح کودتا شرکت داشته یا از‌ آمریکایی‌ها پولی دریافت کرده باشد. اسناد نشان می دهد که آمریکایی ها آقای کاشانی را فردی افراطی، فرصت‌طلب و متوهم می دانستند که در راه سرنگونی محمد مصدق باید جذب یا خنثی می‌شد؛ به همین خاطر خط مشی تعامل با او درسطوح ارشد را در پیش گرفتند.

لوی هندرسون، سفیر آمریکا، به دیدار کاشانی می‌رفت و پای این حرفهایش می‌نشست که “من یک شخص عادی نیستم، من رهبر جهان اسلام هستم” یا این که “این به نفع تمام مردمان خوب در همه جاست که جهان اسلام و آمریکا همکاری کنند”.

بیشتر بخوانید:

  • کودتای ۲۸ مرداد: نقش کاشانی به روایت اسناد آمریکا
  • کودتای ۲۸ مرداد: نقش بهبهانی به روایت اسناد آمریکا

حق نشر عکس US National Archives
نامه از آلمان به کاخ سفید پست شد. حدود دو ماه طول کشید که به دست مقامات آمریکایی برسدبعد از سرنگون کردن محمد مصدق اما قاعده بازی عوض شد. کاشانی خیلی زود با فضل الله زاهدی (رهبر نظامی کودتا و نخست وزیر جدید) اختلاف پیدا کرد و بعد از تلاش نافرجام فدائیان اسلام برای ترور حسین علا (وزیر دربار) مدتی راهی زندان و بعد هم خانه نشین و منزوی و بنا بر سند جدید، دست به دامن آمریکا شد.

اسناد آمریکا نشان می‎دهد که آقای کاشانی در سال ۱۹۵۷ میلادی مخفیانه به دوایت آیزنهاور، رئیس جمهوری آمریکا نامه‎ای تظلم خواهانه نوشته و از وضع بد اقتصادی و نرخ بالای بیکاری گرفته تا فقدان آزادی بیان و مطبوعات در ایران و این که زیر نظر پلیس بوده، گله کرده است.

او نوشت: “همه آن لیبرال‏هایی که علیه کمونیسم مبارزه می‎کردند و هنوز هم می‎کنند، یا به مضیقه افتاده یا کشته شده اند.” یکی از آن ‘لیبرال‏ها’، مظفر بقایی، رهبر حزب زحمتکشان ایران بوده، که مقامات در واشنگتن فکر می‎کردند پیش نویس نامه را او تهیه کرده، زیرا کاشانی سواد خواندن یا نوشتن انگلیسی نداشت.

در نامه آمده: “همه مردم ایران و عراق از بریتانیایی ها شدیدا متنفرند، اما عوامل بریتانیا که در این کشورها فعالند آنها را ساکت نگه داشته اند.”

“نفرت از انگلستان و فرانسه در این بخش از دنیا عمومی است. مردم از حقه های آن ها به خوبی مطلع هستند.”

نامه از آلمان به آدرس کاخ سفید پست شده بود. در متن نامه آمده که چون نگارنده به سفارت آمریکا و ایران در تهران و واشنگتن اطمینان ندارد آن را از آلمان پست می‎کند.

به نظر می‎رسد ابوالقاسم کاشانی هیچ‎گاه جواب نامه خود را نگرفته باشد؛ او دیگر در عرصه سیاسی ایران نفوذی نداشت. بنا بر سند، مقامات سفارت حتی از تآیید این موضوع که نامه‎‎اش را دیده‎اند خودداری کردند.

  • تصویر صفحات نامه:

حق نشر عکس US National Archives
صفحه اول نامه
حق نشر عکس US National Archives
صفحه دوم
حق نشر عکس US National Archives
صفحه سوم

No responses yet

Feb 07 2018

درخواست فراکسیون امید مجلس: ورود دادستانی به پرونده سعید طوسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: نایب‌رئیس “فراکسیون امید” در مجلس خواستار ورود مدعی‌العموم به پرونده سعید طوسی شده است. توضیحات معاون قوه قضائیه و وزیر دادگستری درباره “تبرئه سعید طوسی” برای اعضای این فراکسیون “قانع‌کننده” نبوده است.

نمايندگان عضو “فراکسيون اميد” در مجلس شورای اسلامی گفته‌اند که پرونده سعید طوسی باید مجددا مورد بررسی قرار گیرد. به اعتقاد آنها ضرورت دارد که مدعی‌العموم به این پرونده وارد شود و به شکایت‌ها رسیدگی کند.

روزنامه شرق چهارشنبه (۱۸ خرداد/ ۷ فوریه) نوشته است که هیئت رئیسه فراکسيون اميد در مجلس به تازگی با وزير دادگستری و معاون پارلمانی قوه قضائيه دیدار کرده است. به نظر نمایندگان “نه حرف‌های وزير دادگستری و نه حرف‌های معاون پارلمانی قوه قضائيه قانع‌کننده” نبوده است.

بهرام پارسايی، از نمایندگان اصلاح‌طلب و سخنگوی فراکسیون امید، می‌گويد: «دغدغه و نگرانی‌هايی در مسير اين پرونده وجود داشت… نحوه سير پرونده نگران‌کننده بود… در مورد پرونده‌ای مانند سعيد طوسی بايد آسيب واردشده به افکار عمومی و جريحه‌دار‌ شدن حس مردم در نظر گرفته شود».

بهرام پارسايی همچنین درباره سرنوشت “قربانیان آزار جنسی” گفته است: «برخی بچه‌های قرآنی کارشان به استفاده از قرص اعصاب و روان رسيده و حال و روز روحی و روانی خوشی ندارند.»

عبدالکريم حسين‌زاده، نایب‌رئيس فراکسيون اميد، به “شرق” گفته است: «افکار عمومی به‌شدت درگير اين مسئله شده است. بنابراين وقتی مسئله‌ای از سطح عادی خارج شده و اذهان عمومی را در اين ابعاد درگير می‌کند، انتظار می‌رود مدعی‌العموم بتواند در سطح ديگری به پرونده وارد شده و دادخواهی کند».

علل تبرئه سعید طوسی

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس، روز جمعه ۶ بهمن خبر داد که سعید طوسی، قاری مشهور قرآن، در دادگاه تجدیدنظر از اتهام “اشاعه فساد و فحشا” تبرئه شده است؛ او در دادگاه اولیه به ۴ سال زندان محکوم شده بود.

بیشتر بخوانید: اعتراض صادقی به دخالت “مقامات عالی قضایی” در پرونده کودک‌آزاری سعید طوسی

حکم دادگاه با ناخشنودی و اعتراض شاکیان روبرو شد و آنها را بار دیگر به دادخواهی برانگیخت. آنها از جمله با نمایندگان مجلس و کمیسیون اصل ۹۰ دیدار کردند.

به گفته برخی از آگاهان و رسانه‌های جمعی دستگاه‌های بانفوذ در تبرئه طوسی نقش داشته‌اند.

بیشتر بخوانید: سعید طوسی با “نفوذ بیت‌رهبری” از اتهام کودک‌آزاری تبرئه شد

محمود صادقی، نماینده مجلس، نیز در حساب توئیتری خود نوشت: «ز قرائن چنین برمی‌آید که کودک‌آزار قرآنی مستظهر به حمایت فرد یا افرادی است که در بیت مقام معظم رهبری نفوذ کرده‌اند».

No responses yet

Feb 05 2018

دادگستری خراسان پس از انتقادها از قطع دست یک دزد: «حد شرعی جایگزین ندارد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: رئیس دادگستری استان خراسان رضوی ضمن تهدید به شکایت از «هجمه‌کنندگان» به این نهاد به دلیل قطع دست یک سارق، گفت که برای «حدهای شرعی مجازات جایگزین وجود ندارد».

بر اساس فیلم منتشر شده درخبرگزاری رسمی قوه قضائیه، در روز یک شنبه ۱۵ بهمن، علی مظفری اعلام کرد که این فرد و همدستانش به مدت یک سال «با سوراخ کردن دیوار ۲۶ خانه، احشام، فرش، موتورسیکلت، طلا و هر چیزی که ارزش مالی داشت» را سرقت می‌کردند.

وی همچنین گفت که ۱۶ شرط «پیش‌بینی‌شده در شرع» درباره قطع دست سارق، درباره این فرد وجود داشته و حکم او در دیوان عالی کشور تائید شده‌است.

روزنامه «خراسان» به نقل از غلامعلی صادقی، دادستان مشهد، خبر داده بود که روز چهارشنبه ۲۷ دی دست یک سارق در زندان مرکزی شهر مشهد با گیوتین قطع شده است.

براساس این گزارش، فرد محکوم مرد ۳۴ ساله‌ای با نام «علی – خ» است که شش سال قبل، شناسایی و بازداشت شد و به ۲۱ مورد سرقت احشام در چهار شهر استان‌های خراسان رضوی و خراسان جنوبی اعتراف کرده است.

انتشار این خبر واکنش‌هایی را به دنبال داشت و برخی از رسانه‌ها و نمایندگان مجلس این اقدام را با موضوع حکم‌های زندان سبک و یا «مجازات نشدن اختلاس‌گران» مقایسه کرده بودند.

از جمله محمد علی پورمختارنماینده اصولگرای مجلس گفته بود: «نباید اختلاس گران به انحای مختلف از مجازت فرار کنند اما احکامی مانند قطع دست در مورد اشخاص دیگر اجرایی شود».

یحیی کمالی‌پور، عضو کیسیون قضایی مجلس، نیز تاکید کرده بود که «در کشور شاهد اختلاس‌های میلیاردی، رانت‌خواری‌ها، ویژه‌خواری‌ها، جرایم سنگین‌تر و به مراتب خانمان‌برانداز‌تر از یک سرقت در مشهد هستیم».

آقای کمال‌پور همچنین گفته بود که «بهتر بود قاضی پرونده حکم دیگری را جای قطع دست انتخاب می‌کرد».

با این حال رئیس دادگستری خراسان رضوی گفت که برای «حدهای شرعی مجازات جایگزین وجود ندارد» و مجازات جایگزین تنها درباره احکام زندان سبک اجرا می‌شود.
وی همچنین گفت که «حق شکایت برای دستگاه قضایی درباره کسانی که درباره این پرونده هجمه آوردند، محفوظ است».

احمد علم‌الهدی امام جمعه مشهد نیز روز اول بهمن گفته بود: «حد شرعی که دستگاه قضایی در مشهد اجرا می‌کند بیشتر از شهرهای دیگر کشور نیست اما چون در مشهد انجام شده تحت عناوینی سرکوب می‌شود».

مجازات‌هایی مانند قطع عضو، نابینا کردن مجرمان و یا ضربات شلاق، که در قانون مجازات اسلامی به رسمیت شناخته شده، همواره انتقاد شدید مجامع بین‌المللی و فعالان حقوق بشر را به دنبال داشته است.

میثاق بین‌المللی منع شکنجه و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که برپایه اعلامیۀ جهانی حقوق بشر تدوین شده است، «توسل به مجازات‌های غیرانسانی» مثل قطع عضو را ممنوع می‌کند.

گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد نیز با استناد به این میثاق‌نامه‌ها بار‌ها در گزارش‌های خود ایران را متهم به نقض حقوق بشر کرده‌اند.

در تازه‌ترین گزارش‌ از این دست که عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، تهیه کرده، با اشاره به مواردی از اجرای این احکام عنوان شده که ایران همچنان قصاص، قطع عضو و نابینا کردن را در مجازات خود به‌کار می‌برد.

در همین حال عبدالکریم لاهیجی رئیس افتخاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های دفاع از حقوق بشر نیز پیش از این در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود که مجازات قطع عضو را غیر از جمهوری اسلامی فقط عربستان سعودی اعمال می‌کند و قبلا در سودان و نیز توسط طالبان در افغانستان هم اجرا می‌شد.

No responses yet

Dec 23 2017

واقعیت ننگین این است: اسلام صاحبان دیگر مذاهب را آدم حساب نمی کند!؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

گویانیوز: موضوع راه ندادن سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد آن قدر عجیب نیست که ارزش این همه سر و صدا کردن داشته باشد. عجیب این است که عده ای این اصل اسلامی را که:
اسلام صاحبان مذاهب دیگر را آدم حساب نمی کند
باور ندارند و به ضرب و زور می خواهند چیزی غیر از این را به شورای نگهبان جمهوری اسلامی بقبولانند.

حکایت گرم کردن تدریجی قابلمه حاوی قورباغه ی زنده، چنان بلایی بر سر ما آورده که سنسور های حسی ما را کلا از کار انداخته و زشتی موضوع تبعیض مطلق و تحقیر صاحبان دیگر عقاید را از میان برده است.

اگر در یک کشور خارجی، قوانینی مثل قوانین جمهوری اسلامی نسبت به مسلمانان به اجرا در آید آنگاه درک خواهیم کرد که این موضوع بیشتر به فاجعه ی بشری شبیه است تا یک اتفاق عادی سیاسی.

اسلام، از بدو به دست آوردن قدرت سیاسی، تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان را روا داشته و با تعیین جزیه و تحقیرهای علنی اجتماعی معتقدان به دیگر ادیان را وادار به پذیرش مرام مسلمانی کرده است.

حکایت این تبعیض و تحقیر این قدر تلخ است که توضیح آن در محافل خارجی، شان انسان را تا حد انسان های دوران بربریت پایین می آورد و گاه این حکایت از شدت عجیب بودن آن طور که هست باور نمی شود. ولی همین طور است که هست و دار و دسته ی اسلام شناس جنتی، دقیقا نکته ی درستی را بیان می کنند.

حتی همین قدر که به صاحبان دین زرتشتی به عنوان یک دین رسمی، رسمیتی داده شده مورد قبول قلبی آقایان نیست و این را لطفی می دانند در حق زرتشتیان. حتی از این هم فراتر در مورد مسیحیت هم که ظاهرا همخانواده ی اسلام است، آقایان معتقدند که اسلام به مسیحیت لطف کرده و به مریم و عیسی مشروعیت بخشیده والا اگر اسلام نمی آمد مریم زن بدکاره ای بیش نبود و مسیح حرامزاده ای می شد بسان حرامزاده های دیگر.

آقایان حکومت اسلامی در مورد ادیان این گونه فکر می کنند.

امروز اما ما عادت کرده ایم -یا درست تر بگویم به خود یاد داده ایم- که چشم بر این واقعیت ها ببندیم و جهان پیرامون مان را جور دیگری در ذهن تصور کنیم. پس وقتی موردی مثل مورد سپنتا پیش می آید به ناگاه سوزش ضربه ای را که خورده ایم احساس می کنیم و برای مدتی در اثر این ضربه، حالت گیج و منگ پیدا می کنیم از شدت تعجب و تحیّر.

برای رفع این گونه تبعیض ها تنها یک راه داریم و بس:
حکومت اسلامی باید عوض شود و جای خود را به یک حکومت مبتنی بر عقل و خرد بشری بدهد.

این کار فعلا شدنی نیست پس باید با این قوانین زشت زندگی کنیم و اگر می توانیم حداقل صدای اعتراض خودمان را نسبت به این کثافتی که بر سر و روی ملت ایران می مالند بلند کنیم.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .