اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Dec 22 2016

در آستانه شصتمین روز از اعتصاب اعتراضی ام به بی قانونی، خشونت و بی رحمی هستم /نامه ای از آرش صادقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: آرش صادقی کنشگر مدنی در بند هشت زندان اوین در پنجاه و نهمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود به سر می برد. این زندانی نامه ای سرگشاده با عنوان “امروز در آستانه شصتمین روز از اعتصاب اعتراضی ام به بی قانونی، خشونت و بی رحمی هستم” نوشته و ضمن توضیح وضعیت وخیم جسمی خود، علیرغم درخواست پایان اعتصاب بسیاری از شهروندان، بر تداوم اعتصاب غذایش تاکید کرده است.

متن کامل این نامه را در ادامه به نقل از هرانا بخوانید؛

امروز در آستانه شصتمین روز از اعتصاب اعتراضی ام به بی قانونی، خشونت و بی رحمی هستم.

احساس میکنم ارگان های داخلی بدنم هریک ذره ذره تحلیل رفته تا جایی که امروز و در این روز های در راه ورق های پایانی قمار من رو خواهد شد.

وزنم از ۶۹به ۵۰کیلو رسیده است و گواه شب های هراس و بی خوابی را تپش قلب و تنگی نفس و افت فشار های مکرر میدهد.

روزی که آغاز این اعتصاب بود خواسته ام را با آزادی یگانه عشق زندگی ام پیوند زدم، با اعتقاد به ستمی که بر او رفته تمام این روزها را برای من قابل تحمل کرده است.

این شعر خوارز را فرای ایدئولوژی فکری شاعرش دوست دارم و به یاد یگانه عشق زندگی ام هر روز زمزمه میکنم:
((هردو همزمان به نقطه ای در منتهای هستی چشم دوختیم آن را باز شناختیم و ساکت ماندیم از آن لحظه به بعد است که همدیگر را میشناسیم))

اکنون که احساس میکنم برای من در این روز ها منتهای وجود فرا رسیده است، مینویسم و زندگی واقعی را ورای این نامه ها و نوشته ها جستجو میکنم، چرا که دیگر این روز ها برای من چیزی جز حیات برهنه انسان معاصر نیست.

در این دو ماه پا به پای روز های روزه رفته من نیز تغییر کرده ام و بهتر است بگویم درکم به نسبت جهانی که در آن زیسته ام و هستی و موقعیتی که در آن به سر میبرم و میبریم تحویل بسیار کرده است.

مطالباتم از خواست آزادی بی قید و شرط گلرخ به عشق تمام زندانیان سیاسی دیگر پیوند خورده است و اکنون خود را قلمه زده به تنه تنومند آن عشق میدانم که دو ماه است من را امیدوار و سرپا نگه داشته است.

قلمه ای که ماه عسل آن حق آزادی همه زندانیان سیاسی وجدان، وهزاران خواست به حق تک تک کسانی هست که در این سال های زندان شناخته و دیده ام.

در کریدر های بند زندان اوین از دیدن چهره اندوهناک سعید ملک پور و یاد چشم های کم سو شده زینب جلالیان شرمگین میشوم، شرمگین میشوم از ده ها و صد ها هموطنانی که به جرم بیان عقیده امروز در زندان اند.

در این روزها و در جریان انتخاب بین پافشاری بر خواسته ها یا نجات جان و دوری از مرگ خود خواسته تمام اندیشه ها و حرف ها و کتاب ها به طور کلی بی اعتبار گشته و ظهور منطق مطلق، تجربه ناب زندانی شدن و حبس جای آن را گرفته است.

باور کنید این مطالبه خواست کامل زندگی است بدون قید و شرط و نقطه مقابل تفکر مرگ طلب و شهادت طلبی است، چرا که خود را جهادیست نمیدانم و راه مبارزاتی ام با تمامیت خواهی به آنان که چراغ راهنما و شمع روزهای تاریکم بودند را آسایش مردم و حقوق هم تراز برای همه میدانم، و حقوق اولیه و ثانویه انسانی و هر موجود زنده.

همانگونه که یاد و نام اکبر محمدی، هدا صابر، فرزاد کمانگر و غیره با روزهای روشن و امید به آینده بهتر گره خورده است

زندگی آنان مصداق خواست تمامیت زندگی است، چنان که فرزاد گفته بود: میخواهم قلبم در سینه کودکی که آفتاب را در دامنه زاگرس به تماشا نشسته است بتپد.

و چنانکه هدا صابر گفت:انسان نه بازیگر تاریخ است نه تحت اراده حاکم نه تحت جبر، بلکه عامل تغییر در هستی و تاریخ و زندگی میباشد.

با احترام و سپاس از همه عزیزانی که در این مدت مرا مورد لطف خود قرار دادند اما تا پایان راه خواهم ماند و این اعتصاب را تا رسیدن به خواسته بر حقم ادامه خواهم داد.

ترجیح میدهم شرافتمندانه بمیرم تا تن به ظلم و ذلت بدهم شاید که مرگ من آغازی بر پایان بی قانونی و خشونت ساختاری در میهنم باشد.

آرش صادقی
بند هشت زندان اوین

No responses yet

Dec 22 2016

بازداشت ۱۲۰۰ کاربر فضای مجازی طی ۸ ماه؛ زندان برای چند کلیک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

زیتون: نازنین نامدار: خبرهای مربوط به ارعاب و بازداشت فعالان شبکه‌های مجازی معمولا در میان انبوه خبرهای سیاسی به حاشیه می‌رود و کمتر به آن توجه می‌شود ولی تمام نشانه‌ها حاکی از آن است که پروژه‌ای وسیع برای چنین برخوردهایی در دستور کار قرار دارد و هر روز قربانیان تازه می‌گیرد. آخرین آمار که توسط حسین ساجدی‌نیا٬ رییس پلیس تهران اعلام شده است حکایت از بازداشت ۱۲۰۰ فعال شبکه‌های مجازی از ابتدای سال ۹۵ تا آبان ماه دارد. آماری تکان دهنده که بر وجود یک پروژه متمرکز و هدفمند جهت سرکوب فضای مجازی صحه می‌گذارد.

رییس پلیس تهران البته مجموعه‌ای از اتهام‌ها را متوجه بازداشت شدگان کرده است که از «تحریف اطلاعات، انتشار صوت و فیلم‌های مستهجن، انتشار فیلم و تصاویر خصوصی افراد، نشر اکاذیب، تهدید و اخاذی و مزاحمت‌های اینترنتی، هک سیستم‌های رایانه‌ای، فروش کالاهای غیرمجاز، سایت‌های خلاف عفت عمومی و همسریابی غیرمجاز، برداشت غیرقانونی از حساب مالی افراد، کلاهبرداری و فیشینگ» را دربرمی‌گیرد. او در سخنان خود اشاره مستقیمی به اهداف و انگیزه‌های سیاسی برای بازداشت‌ها نکرده است و در میان اتهام‌ها تنها موضوع «تحریف اطلاعات» است که می‌توان آن را مشابه اتهام‌هایی نظیر تشویش اذهان عمومی تلقی کرد. عدم اشاره مستقیم به اتهام‌های سیاسی در بازداشت فعالان شبکه‌های مجازی ابدا غیرمنتظره و عجیب نیست. مقام‌های قضایی و امنیتی ایران اغلب تلاش می‌کنند که بازداشت‌شدگان سیاسی را با اتهام‌های امنیتی روانه بازداشت‌گاه کنند تا به این ترتیب جلوی انتقادها از نقض حقوق و آزادی‌های بازداشت‌شدگان را بگیرند.

سناریو‌سازی‌های همیشگی

نگاهی به خبرهای مربوط به سرکوب فعالان فضای مجازی در ماه‌های گذشته به خوبی آشکار می‌کند که حساسیت‌ها در این حوزه بسیار بالاست و رصد امنیتی و اطلاعاتی عمدتا با هدف شناسایی و تعقیب قضایی کسانی‌ است که امکان شبکه‌سازی دارند و طرفداران زیادی در این شبکه‌ها دارند. دولت حسن روحانی علیرغم این که در ظاهر تلاش کرده‌اند تا جلوی فیلترینگ برخی از شبکه‌های پرطرفدار نظیر تلگرام بایستد اما باز نشانه‌هایی از همراهی دولت در پروژه برخورد با فعالان مجازی وجود دارد و تازه‌ترین نمونه آن نیز ایجاد طرحی برای ملزم کردن کاربران فعال به دریافت مجوز در صورت داشتن بیش از ۵ هزار عضو در شبکه‌هایشان است. نشانه‌ای دیگر از همگرایی دولت با پروژه‌ امنیتی درباره شبکه‌های مجازی در سخنان روز ششم آذر عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور بود که گفت «ولنگاری در فضای مجازی زیاد شده» و قوه قضاییه و دادستانی باید به عنوان مدعی‌العموم با این «ولنگاری»ها برخورد کنند. ادبیاتی که او برای توصیف وضعیت شبکه‌های مجازی به کار برد کاملا هم‌جهت با نگاه مراجع سنتی نظیر آیت‌الله مکارم شیرازی است که روز ۱۸ آذرماه گفته بود«فضای مجازی منجلاب‌های بسیار متعفن و خطرناکی برای جوانان است».

هدف اصلی و نهایی این است که ترس از فعالیت آزادانه در شبکه‌های اجتماعی نهادینه شود و کاربران غیرسیاسی هم بدانند که حتی فعالیت‌های به ظاهر کم‌خطرتر برایشان بی‌هزینه نخواهد بود

تجربه نشان داده که همراهی‌های زبانی و عملی دولت با اصول‌گرایان اغلب باعث رضایت آنها نمی‌شود و اتفاقا سطح انتظارشان از دولت برای برخورد را بالا می‌برد. چنان‌که محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور روز ۱۶ آذر ضمن انتقاد از عملکرد کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و وزارت ارشاد در برخورد نکردن با آن چه وی «شبکه‌های ضد دین» خوانده بود٬این جمله بحث‌برانگیز را بیان کرد که «مرگ بر این آزادی که همه چیز را به نابودی می‌کشاند٬ این آزادی نیست، بلکه کمال اسارت است.»

داستان برهه‌ حساس کنونی

برخوردهای امنیتی با فعالان فضای مجازی گرچه در سالهای اخیر با پروژه‌های نظیر عنکبوت یک و دو دنبال شده است و در هر دور برخورد نیز طیفی از کاربران را مورد هدف قرار داده است اما حالا با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات به نظر می‌رسد که موج تازه‌ای از سرکوب در حال کلید خوردن است. در آخرین نمونه٬ رییس پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان هرمزگان روز چهارشنبه( یکم دی ماه) رییس پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان هرمزگان از از بازداشت ۳۲ نفر از گردانندگان و مدیران کانال‌های تلگرامی و دارندگان حساب‌های شبکه‌های داد.

او اتهام‌ بازداشت‌شدگان را شامل مواردی از جمله «نشر اکاذیب، برهم زدن نظم عمومی، ایجاد رعب و وحشت در مردم، اشاعه ضد فرهنگی، انتشار موارد غیراخلاقی و تبلیغات نامتعارف و غیرمجاز در حوزه اماکن عمومی»عنوان کرده بود. دستگاه قضایی همچنین در ماه‌های اخیر به پرونده سازی برای تعداد بسیار زیادی از کاربران اقدام کرده که در شبکه‌های مجازی فعالیت مدلینگ انجام می‌داده‌اند. گرچه این اتهام‌ها در ظاهر غیرسیاسی است ولی هدف اصلی و نهایی این است که ترس از فعالیت آزادانه در شبکه‌های اجتماعی نهادینه شود و کاربران غیرسیاسی هم بدانند که حتی فعالیت‌های به ظاهر کم‌خطرتر برایشان بی‌هزینه نخواهد بود. نگاه امنیتی به فضای رسانه‌ که جزء سنت‌های فکری در جمهوری اسلامی به شمار می‌رود در طی زمان از ترس نسبت به روزنامه‌ و ویدیو و ماهوراه به ترس از شبکه‌های اجتماعی تعمیم پیدا کرده است و در برهه‌های حساس سیاسی این ترس تشدید هم می‌شود. شدت‌یافتن برخوردها در ماه‌های اخیر را باید ناشی از این ترس غنی شده دانست و هیچ بعید نیست که در ماه‌های پیش رو شاهد گسترش موج سرکوب‌ها باشیم.

No responses yet

Dec 21 2016

پیمان عارف، پناهنده بازداشت‌شده ایرانی در ترکیه در حال انتقال به لبنان است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,خاورمیانه,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: سمیرا جمشیدی، همسر پیمان عارف از فعالان سیاسی ایران که در ترکیه بازداشت شده بود، می‌گوید همسرش به او اطلاع داده که ماموران ترکیه در حال انتقال اجباری او به لبنان هستند.

خانم جمشیدی به بی بی سی فارسی گفته است که همسرش شب گذشته (سی آذر) در یک تماس تلفنی کوتاه و ظاهرا از فرودگاهی در ترکیه به او خبر را داده است.

پیمان عارف ۱۰ روز پیش با شکایت سازمان امنیت ترکیه بازداشت شد. بیشتر بخوانید

به گفته خانم جمشیدی دادگاه پیمان عارف را به دلیل اظهاراتش در بی‌بی‌سی در انتقاد از دولت ترکیه تفهیم اتهام کرده بود اما بازپرس پرونده دیروز اطلاع داده بود که برای او قرار آزادی صادر شده است.

خانم جمشیدی می گوید شب گذشته پس از طی چند ساعت و عدم مراجعه همسرش، با وکیل او تماس گرفته و پس از مراجعه وکیل به پلیس امنیت ترکیه، آقای عارف تماس تلفنی گرفته است.

او می گوید که نگران وضعیت همسرش است که بدون پول و لوازم احتمالا به بیروت فرستاده شده و از محل دقیق نگهداری او هم هنوز مطلع نیست.

پیمان عارف مدتی هم در ایران زندانی بود.

+پیمان عارف، فعال دانشجویی، دوباره بازداشت شد

آقای عارف در جریان محاکمه در دادگاه انقلاب، به یک سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و محرومیت از حرفه روزنامه‌نگاری و عضویت و فعالیت در احزاب سیاسی محکوم شده بود.

+یک فعال دانشجویی به اتهام توهین به احمدی نژاد ۷۴ ضربه شلاق خورد

او سال ۱۳۹۳ از ایران خارج شد و ضمن تحصیل در دانشگاه به فعالیت‌های سیاسی و رسانه‌ای خود ادامه داد.

No responses yet

Dec 21 2016

نامه ۵۳ فعال مدنی و سیاسی به خامنه ای: پاسخگو باشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ۵۳ تن از فعالان مدنی و سیاسی ایرانی در نامه ای به آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، خواستار آزادی زندانیان سیاسی بویژه آن چند تنی شده اند که در اعتصاب غذا به سر می برند.

در این نامه آمده است که آرش صادقی و مرتضی مرادپورنزدیک به ۵۰ روز است که در اعتصاب غذا به سر می برند و نسبت به سلامتی آنان ابراز نگرانی کرده اند.

امضاکنندگان این نامه، خطاب به آقای خامنه ای او را مسئول و پاسخگو دانسته اند. ناصر اعتمادی، ‌نوشابه امیری، حسین باقرزاده، مهران براتی، احمد رافت، حسن شریعتمداری و مهرانگیز کار از امضا کنندگان این نامه اند.

این فعالان خطاب به رهبر ایران نوشته اند «آقای خامنه‌ای، دلیلی که این نامه را خطاب به شما می‌نویسیم، سیر پرونده‌های سیاسی است که با تایید و حمایت شخص شما صورت می‌گیرد، و شما بیش از هر مقام دیگری، مسئول مظالمی هستید که در دادگاه‌ها و زندان‌های کشور به مردم روا داشته می‌شود.»

فرهنگ قویمی در گفت وگو با مهرانگیز کار، حقوقدان و فعال حقوق بشری در آمریکا ابتدا در باره محور اصلی این نامه پرسیده است.

فایل صوتی گفت وگو

No responses yet

Dec 19 2016

انتقال به بیمارستان آرش صادقی، بیهوشی مرتضی مرادپور؛ آخرین وضعیت زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز: آرش صادقی و مرتضی مرادپور دو زندانی سیاسی پنجاه و پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود را پشت سر گذاشته اند. صادقی دو شب پیش برای چندمین بار به بهداری منتقل شد. مرتضی مرادپور به دلیل وخامت حالش دچار بیهوشی در زندان شد. همچنین علی شریعتی و نزار زکا در زندان اوین، حسن رستگاری در زندان ارومیه و سعید شیرزاد در زندان رجایی شهر کرج به همراه تعداد دیگری از زندانیان از جمله معترضانی هستند که اعتصاب غذای آنها ادامه دارد

خبرگزاری هرانا – آرش صادقی و مرتضی مرادپور دو زندانی سیاسی در زندان های اوین و تبریز، پنجاه و پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود را پشت سر گذاشته اند. آقای صادقی دو شب پیش برای چندمین بار به بهداری منتقل شد و زیر دستگاه اکسیژن قرار گرفت و روز شنبه نیز جهت گرفتن نوار قلب به بیمارستان منتقل شد. از سوی دیگر، مرتضی مرادپور به دلیل وخامت حالش دچار بیهوشی در زندان شده است و با تداوم بی تفاوتی عامدانه مسئولین زندان در وضعیت خطرناکی به سر می برد. همچنین علی شریعتی و نزار زکا در زندان اوین، حسن رستگاری در زندان ارومیه و سعید شیرزاد در زندان رجایی شهر کرج به همراه تعداد دیگری از زندانیان از جمله معترضانی هستند که اعتصاب غذای آنها ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی کنشگر مدنی در بند هشت زندان اوین دو شب پیش برای چندمین بار در اثر افت شدید فشار خون و تپش قلب علاوه بر تنگی نفس به بهداری منتقل شد و تحت رسیدگی با دستگاه اکسیژن قرار گرفت. پزشکان به شدت از روند متوالی منتقل شدن وی به بهداری از شروع اعتصاب غذا و نیاز وی به استفاده از دستگاه اکسیژن ابراز نگرانی کرده اند.

بنا بر آخرین گزارشات دریافتی هرانا، آرش صادقی حدود ساعت پنج صبح روز گذشته جهت گرفتن نوار قلب به بیمارستان طالقانی منتقل و بعد از انجام به زندان بازگردانده شد.

در چند روز گذشته از این زندانی سیاسی آزمایش خون گرفته شده بود که غلظت خون وی ۱۹ ثبت شد، در حالی که متوسط غلظت خون باید ۱۶ باشد. پزشکان وضعیت وی را به شدت خطرناک گزارش کرده اند.

آرش صادقی که ۵۴ روز است در اعتصاب غذا به سر میبرد وزنش به شدت کاهش پیدا کرده و از لاغری مفرط رنج میبرد. افت شدید فشار خون، مشکلات دستگاه گوارش و کلیوی، بالا اوردن مقطعی لخته خون، حالت تهوع، تپش قلب و تنگی نفس، “پوسته پوسته” شدن پوست بدن از جمله مشکلاتی است که آرش صادقی طی این مدت اعتصاب غذا به آن دچار شده است.

همچنین به دلیل اختلال در سیستم متابولیسم بدن آرش صادقی به شدت از مشکل بی خوابی رنج میبرد.

آرش صادقی طی این مدت اعتصاب غذا دوبار به دلیل حالت تهوع، افت فشار، بالا اوردن لخته خون به بیمارستان طالقانی منتقل شده که پزشکان وضعیت وی را وخیم گزارش کرده و به او توصیه کرده اند که باید سرم تراپی را انجام دهد اما آرش صادقی از وصل سرم ممانعت کرده و بدون درمان به زندان بازگردانده شده بود.

مرتضی مرادپور دیگر زندانی عقیدتی است که در پنجاه و پنجمین روز اعتصاب غذایش به سر می برد. آقای مرادپور روز گذشته از شدت ضعف بدن بیهوش شده و به بهداری زندان منتقل شده است.

فردین مرادپور، برادر وی ضمن بیان مطلب فوق به گزارشگر هرانا گفت “طی تماس تلفنی ظهر روز شنبه ۲۷ آذر از احوال مرتضی مطلع شدم، گفته شده مرتضی امروز صبح وقتی در تلاش بوده که از جایش برخیزد، چشمانش سیاهی رفته، تعادلش را از دست داده و بیهوش شده و به زمین خورده است.”

برادر این زندانی سیاسی با ذکر این که مرتضی پس از حدودا ۱۵ دقیقه‌ بیهوشی، با کمک هم‌بندانش و پاشیدن آب بر صورتش به هوش آمده، ادامه داد “مرتضی را بعد از به هوش آمدن، به بهداری زندان منتقل کرده‌اند. دو پزشک وی را معاینه کرده‌اند. آنها قند و فشار خون او را کنترل کرده ولی در مورد کیفیت آنها هیچ اطلاعاتی به وی نداده‌اند. ضربان قلبش چنان نامنظم و کند شده که پزشکان زندان فکر کرده‌اند دستگاه‌ها و ابزار پزشکی‌شان درست کار نمی‌کند و چندین بار آنها را تست کرده تا این که آن را مربوط به وخامت وضعیت وی و نامنظم بودن ضربان دانسته‌اند. “

وی با ابراز نگرانی شدید از جدال مرگ و زندگی برادرش، تاکید کرد: “بعد از کنترل‌های پزشکی، آنان سعی کرده‌اند با اجبار به وی آمپول و سرم تزریق کنند، طوری که چندین نفر از دستانش نگه داشته‌اند ولی مرتضی با تهدید این که در صورت تزریق آمپول یا سرم، سرش را به دیوار و تخت خواهد کوبید، با اصرار و سماجت مقاومت کرده و مانع از تزریق آنها می‌شود.”

فردین مرادپور با هشدار نسبت به پنجاه و چهارمین روز اعتصاب وی، با بیان این که صدای مرتضی همواره برای‌شان صدای زندگی و امید بوده، تصریح کرد “صدای زندگی و امید او، این روزها بیشتر به صدای مرگ می‌ماند. صدایی که بسیار نحیف و ضعیف شده است، او به زور حرف می‌زد. نفس‌هایش به شماره افتاده است. توانایی ایستادن بدون کمک دیگران را ندارد، سرش گیج می‌رود. پوسته پوسته شدن پوست دستانش هم شدیدتر شده است.”

مرتضی مرادپور، فعال مدنی ترک (آذری) از تاریخ چهار آبان ۹۵ در اعتراض به عدم اجرای ماده ۱۳۴ (تجمیع مجازات) با نوشتن نامه‌ای خطاب به ریاست دادگستری استان آذربایجان شرقی ضمن اعتراض به روند غیرقانونی دادرسی و اجرای حکم دادگاه، تا رسیدگی مسئولین به موارد اعتراضی، وارد اعتصاب غذا شده است. او بارها اعلام کرده این اعتصاب تا رسیدن به آزادی ادامه دارد، چنان که طی پیام صوتی از زندان در هفته اخیر گفته است: “یا آزاد خواهم شد یا خواهم مرد.”

بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، فرد محکوم مجموع دوره‌های حبس را نمی‌گذراند بلکه از بین چندین مجازات، تنها اشد مجازات درنظرگرفته شده برای وی اجرایی می‌شود. بر این اساس و با توجه به سپری شدن بیش از دو سال از دوره‌ی محکومیت مرتضی مرادپور، وی اکنون می‌تواند آزاد شود.

شایان ذکر است، بعد از بی‌نتیجه ماندن پیگیری‌های قضایی، خانواده‌ی وی با همراهی برخی فعالین تبریز، روز پنجشنبه ۲۵ آذر در مقابل دادگستری تبریز تحصن کردند. آنان اعلام کرده‌اند این تحصن و تجمع در روز یکشنبه نیز تداوم خواهد داشت. آنها خواستار اجرای این ماده قانونی و آزادی مرتضی مرادپور می‌باشند.

بعضی از حاضرین در این تحصن به خبرگزاری هرانا گفتند تعدادی از اجتماع کنندگان در روز پنج شنبه مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی قرار گرفتند.
علی شریعتی دیگر زندانی سیاسی است که در زندان اوین به اعتصاب غذای اعتراضی اش ادامه داده و همچنان در بهداری زندان به صورت زندانی بدون استفاده از هواخوری یا ملاقات و تنها با تماس تلفنی بسیار محدود نگهداری می شود.

خانم شهیدی، مادر علی شریعتی در مورد وضعیت جسمانی پسرش به گزارشگر هرانا گفت: “فشار و قند خون علی بسیار پایین است. کسی که ۴۷ روز اعتصاب است مسلم است که ضعیف شده، روز جمعه هفته گدشته بعد از اینکه علی بیهوش شده بود به بیمارستان منتقلش کرده بودند اول به ما اطلاع ندادند. علی نگذاشته بود به او سرم وصل کنند، روز بعد به ما زنگ زدند و ما رفتیم اما باز هم علی از تزریق سرم تقویتی قند و نمک ممانعت بعمل آورد و دوباره او را به بهداری زندان منتقل کردند.”

مادر این فعال مدنی در ادامه تاکید کرد: “پسر من به دلیل اعتراض به حکمش در اعتصاب غذاست. ایشان هوادار دولت آقای روحانی بوده و در اعتراض به اسیدپاشی ها درسکوت جلوی مجلس جمع شده بودند. کار خلاف قانون انجام نداده است. اگر قرار است اینطور پیش رود، پس ۲۰ میلیون نفری که به آقای روحانی رای داده اند حتما باید زندانی شوند.”

علی شریعتی، روز دهم آبان‌ماه «درحال انجام کار اداری در شهرداری» بازداشت و برای تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکومیت خود به بند هشت زندان اوین منتقل شد وی از بدو ورود در اعتراض به این اقدام دست به اعتصاب غذا زده است.
از سوی دیگر، به گفته وکیل نزار زکا، شهروند لبنانی زندانی در ایران موکلش در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده و خواستار آزادی بی قید و شرط خود است. از وضعیت آقای زکا اطلاع دقیقی در دست نیست.
سعید شیرزاد، دیگر زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج نیز در اعتراض به وضعیت زندانیان بیمار و فقدان امنیت زندانیان عقیدتی از روز هفدهم آذرماه با دوختن لبانش دست به اعتصاب غذا زده است.

مسئولین زندان تاکنون سیاست بی توجهی نسبت به اعتراض و وضعیت این زندانی پیشه کرده اند. اعتراض آقای شیرزاد عمدتا متوجه عملکردهای فراقانونی مسئولین زندان است.
حسن رستگاری مجد، زندانی تبعه ترکیه، دیگر معترضی است که از روز شنبه سیزدهم آذرماه در اعتراض به وضعیتش در زندان مرکزی ارومیه دست به اعتصاب غذا زده و همزمان نامه اعتصاب را به مسئولین زندان و هم‌چنین کنسولگری کشور ترکیه در شهر ارومیه ارسال کرده است.

مورخ دوشنبه ۱۵ آذرماه این زندانی توسط مسئولین زندان ارومیه به سلول انفرادی منتقل شد و همچنان در انفرادی نگهداری می شود.
علاوه بر زندانیان سیاسی، یک زندانی به نام پرویز رجب نژاد نیز از ۱۴ روز پیش در زندان مرکزی تبریز در اعتصاب غذا به سر می برد.

بنابر گزارشات دریافتی هرانا، آقای رجب نژاد که متهم به قتل و محکوم به اعدام است در اعتراض به اینکه چندین بار تا چوبه دار رفته و با خواست شاکیان پرونده اش اعدام نشده، برای روشن شدن تکلیفش ۱۴ روز هست که در بند۱۲ محکومین زندان مرکزی تبریز دست به اعتصاب غذا زده است.

آقای رجب نژاد در این رابطه گفته “از اینکه هر روز خواب مرگ ببینم و تا چوبه دار بروم و برگردم خسته شده ام و میخواهم تکلیفم روشن گردد که یا اعدام میشوم و یا زنده خواهم ماند .”

No responses yet

Dec 17 2016

گزارشی از صدور حکم ۷۴ تن از بازداشت شدگان تجمع پاسارگاد که در زندان عادل آباد شیراز نگهداری می شوند، به همراه اسامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

حقوق بشر ایران: پس از تجمع مردم در پاسارگاد در تاریخ هفتم آبان ماه و بازداشت دستکم ۳۰۰ نفر از سوی نیرو های امنیتی، ۷۴ تن از بازداشت شدگان که هم کنون در زندان عادل آباد شیراز نگهداری می شوند، با احکام حبس طولانی مدت روبرو گشتند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، دستکم ۷۴ تن از شرکت کنندگان در تجمع پاسارگاد از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی ساداتی محکوم به یک تا هشت سال حبس گشته و هم اکنون در زندان مرکزی شیراز (عادل آباد) به سر می برند.

یک منبع مطلع درباره روند دادرسی این بازداشت شدگان به خبرنگار تارنگار حقوق بشر در ایران گفت: “رئیس دادگاه انقلاب شیراز که حق دسترسی این بازداشت شدگان به وکیل را سلب کرده و با درخواست توبه نامه به آنها وعده آزادی داده بود، روز گذشته به طور شفاهی حکم را در زندان به آنها ابلاغ داشته است ”.

شایان ذکر است، در روز هفتم آبان و پس از تجمع مردم در پاسارگاد برای برگزاری مراسم بزرگداشت کوروش کبیر، دستکم ۳۰۰ تن از شهروندان از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شده اند. علی صالحی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان فارس، در آبان ماه، از دستگیری «عوامل اصلی» در تجمع روز کوروش خبر داد و اظهار کرد: “اقدامات این افراد پیش از این از سوی دستگاه‌های امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی مورد رصد قرار گرفته بود.”

اسامی ۷۴ تن از بازداشت شدگان که برای انتشار در اختیار تارنگار حقوق بشر قرار گرفته است، در پی می آید:

۱- ابراهیمی- غلامرضا فرزند حسین

۲- ابهری خوشدل- شروین فرزند فرهاد

۳- احسان جو- سجاد فرزند حسن

۴- احمد آبادی- علی فرزند محمد تقی

۵- احمدی- غلامرضا فرزند محمد

۶- محمود( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند نوروز

۷- اقدسی-بهرام فرزند گل محمد

۸-بیژن( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند نعمت الله

۹- امینیرودبالی-سعید فرزنداله قلی

۱۰- بابایی- جواد فرزند رضا

۱۱- احمد علی( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند احمد

۱۲- باقری نهراسکی(لهراسکی) علی فرزند قربان

۱۳- بختیاری -داریوش فرزند رحمان

۱۴- براتی- ضیا فرزند حسین

۱۵-برنجی- دانیال فرزند عبدالمجید

۱۶-.گرامی-مرتضی فرزند آهن علی

۱۷-بهنام – رسول فرزند اصغر

۱۸-پناهی- همایون فرزند یعقوب علی

۱۹- چتری نیا- سلیمان فرزند علی

۲۰-حبیبی عبدل یوسفی- صادق فرزند حسین قلی

۲۱- حسن رسولی-کامران فرزند حسن

۲۲-حقیقت- سعید فرزند عباس

۲۳-میلاد( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند محمد مراد

۲۴-خورشیدی- احمد علی فرزند کرمی

۲۵- درگاهی – محسن فرزند حسین

۲۶- راستی- علی فرزند

۲۷- رحیمی نسب- یاسر فرزند نریمان

۲۸- رستمی- محمدعلی فرزند محمد حسن

۲۹- رسولی- محمد فرزند حبیب الله

۳۰- رضایی- امین فرزند عوض

۳۱- رنجبر- مسعود فرزند غلامعباس

۳۲- زارع- عبدالرضا فرزند غلامرضا

۳۳-زارع- علیرضا فرزند محمد حسن

۳۴- زارع – مجتبی فرزند علی محمد

۳۵-زارعی- غلامحسین فرزند محمد

۳۶- زارعی- سعید فرزند عین الله

۳۷- علی( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند قاسم

۳۸- مصطفی( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند شمس علی

۳۹- زنگنه- ابراهیم فرزند فیض الله

۴۰-ابراهیم( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند علی اکبر

۴۱-سلیمانی- موسی فرزند احمد

۴۲- پرور- محمد( شاهرخ) فرزند رجبعلی

۴۳- شاه محمدی- شهرام

۴۴- صلاحی- عبدالکریم

۴۵-طاهری- حامد فرزند حبیب الله

۴۶- طیموری ( تیموری)- فرهاد فرزند سلطان علی

۴۷- عزیزی – احمد فرزند حسین آقا

۴۸-عسگری – حجت فرزند هادی

۴۹- عطایی- حسنعلی ده سالار فرزند هادی

۵۰- علی پور- عبدارحیم فرزند عبدالمجید

۵۱- غلامی –غلامرضا فرزند علی اکبر

۵۲- فریدونی–نبی الله فرزند نور الله

۵۳- فریدونی–پوریا فرزند رضا

۵۴- فیروزی–نظام آبادی علی فرزند احمد

۵۵- قاسمی–حسین فرزند مراد علی

۵۶- قاسمی مشهدی–پیمان فرزند علی محمد

۵۷- قبادی–بنیامین فرزند اصغر

۵۸- قیاسیان–خان باز فرزند اسماعیل

۵۹- کریمی–بدیع الله فرزند شمس الله

۶۰-گلشن اکبر آبادی-مجید

۶۱- گودرزیان–فرهاد فرزند محمد حسین

۶۲- بهزاد( با نام خانوادگی نامشخص) فرزند سلیمان

۶۳- محمدخانی–حمید رضا فرزند محمد

۶۴- محمدی–سیدمصطفی فرزند سید ابراهیم

۶۵- محمدی–معین فرزند محمد

۶۶- محمودی–ابراهیم فرزند محمدعلی

۶۷- معمار زاده–کورش فرزند محمود

۶۸- مقصودی–فردین فرزند نصرالله

۶۹- منوچهری فرزند ذبیح الله

۷۰- مهر آور–مصطفی فرزند احمد

۷۱- طاهری-روح الله فرزند شکر الله

۷۲- نجفی–غلامحسین فرزند حاجی

۷۳- نظری- حمید

۷۴- هاشمی ششده–علی اصغر فرزند مصطفی

No responses yet

Dec 16 2016

14 سال ممنوع الکاری؛ گفت وگو با حسین زمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

ایران وایر: حسین زمان یکی از خوانندگانی است که طعم سانسور و حذف از موسیقی را با روح و جانش چشیده است.

در اواسط دهه هفتاد با خواندن چند آهنگ پاپ خیلی زود به شهرت رسید اما الان چهارده سال است که نه رنگ صحنه را دیده، نه توانسته مجوز انتشار آلبوم بگیرد و نه حتی آثار قبلی‌اش اجازه پخش از تلویزیون و رادیو دارند.

حسین زمان یکی از خوانندگانی است که طعم سانسور و حذف از موسیقی را با روح و جانش چشیده است. او به دلیل مواضع سیاسی‌اش از عرصه موسیقی رسمی حذف شده و سال‌هاست که ممنوع الکار است: « ممنوعیت‌های موسیقی در ایران به دلیل تندروی‌های مذهبی و تفکرات تند دینی از اول انقلاب وجود داشته منتها این اواخر شدت گرفته به دلیل این که مخالفت‌های سیاسی هم به آن اضافه شده است.»‌

دلیل ممنوعیت کاری حسین زمان سیاست بوده است: « تفکرات و اعتقادات من به مسائل سیاسی و اجتماعی که حاکمیت مخالفش بوده، من به هرحال به عنوان یک هنرمند وظیفه خودم را فقط خواندن نمی‌دانستم و همیشه باورم این بود که یک هنرمند باید روشنگری کند و دردهای جامعه را بشناسد و نسبت به مسائل و مشکلات جامعه به مردم آگاهی دهد و من به این وظیفه هم عمل می‌کردم. اگر ناهنجاری در جامعه می‌دیدم، ساکت نمی‌شدم، در مصاحبه‌هایی که با مطبوعات انجام می‌دادم به همه این‌ها با صراحت اشاره می‌کردم و انتقاد هم می‌کردم، آقایان نمی‌توانستند زبان ننقد را تحمل کنند.»

پخش آثار حسین زمان اول از صداو سیما ممنوع می‌شود: «من فعالیت هنری‌ام را به طورررسمی از سال 75 شروع کردم و فقط پنج سال توانستم کار کنم. از سال 80 به این طرف اول از صداوسیما کارهایم ممنوع الپخش شد. آقای لاریجانی آن زمان نامه رسمی به تمام شبکه‌ها نوشت که کارهای فلانی را نباید به هیچ عنوان پخش کنید و آن ممنوعیت ادامه دارد.»

دلیل ممنوعیت او دفاع از دولت اصلاحات بوده است: «یکی از دلایلی که باعث شده بود مخالفت با من شروع شود. دفاع من از اصلاحات بود. من در میتینگ‌های آقای خاتمی شرکت می‌کردم و برای ایشان تبلیغ می‌کردم.»

او بعد از این محدودیت اما اجازه انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت را داشته، تا این که حق انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت هم از او گرفته می‌شود: «حدود چهارده سال پیش به وزارت ارشاد مراجعه کردم و آن‌ها به طور رسمی گفتند ما نمی‌توانیم به شما مجوز فعالیت روی استیج بدهیم بعد انتشار آلبوم هم به آن اضافه شد و از هر دوی این کارها ممنوع شدم.»

او دنبال چرایی‌اش هم رفته اما تنها یک پاسخ دریافت کرده، پاسخی که با گذشت این همه سال تغییر نکرده: «وقتی ازشان پرسیدم چرا؟ جوابی که وزارت ارشاد از چهارده سال پیش تا همین الان به من داده این بود که از بالا به ما دستور دادند به شما مجوز ندهیم. آن‌ها هیچ وقت به این سوال من که بالا چه کسی است که من حداقل به او مراجعه کنم و حق‌ام را مطالبه کنم، پاسخ روشنی نمی‌دهند.»

سال گذشته وقتی حسین نوش آبادی؛ سخنگوی وزارت ارشاد در نشست خبری‌اش عنوان کرد که در داخل کشور خواننده ممنوع‌الکار نداریم، حسین زمان در نامه‌ای به علی جنتی؛ وزیر وقت ارشاد وضعیت خودش را شرح داد و نوشت: « آقای وزیر! دروغ است؛ همکاران تان به من گفته‌اند اجازه کار ندارم، بهتر است وزارت ارشاد بجای دروغ و سفسطه و زدن حرف‌های چند پهلو با شجاعت و به‌پاس احترام به مردم اعلام کند. در این زمینه و برخی زمینه‌های دیگر از خود اختیاری ندارد و از جای دیگر دستور می‌گیرد، به این ترتیب مردم بیشتر باورتان خواهند کرد. »

به گفته حسین زمان محدودیت‌های او در عرصه موسیقی از اواخر دوره اصلاحات شروع شده است، در دوره احمدی‌نژاد ادامه پیدا کرده و در دوره روحانی هم بیشتر از ده بار به ارشاد مراجعه کرده اما جواب درستی نگرفته است.

با این حال در چند سال گذشته او تک آهنگ‌هایی خوانده و روی سایت خودش در فضای مجازی منتشر کرده: « این کار را کردم فقط برای این‌که اجازهد ندهم صدایم را خفه کنند.» البته انتشار این آهنگ‌ها بدون واکنش نبوده است: «همان اوایل که اقدام به انتشارشان کردم، تلفنی با من تماس گرفتند، نگفتند از کجا تماس می‌گیرند فقط گفتند: برای چی این‌ها را منتشر کردی؟ گفتم: من برای انتشار کارهایم در فضای مجازی نیازی به گرفتن مجوز ندارم برای این که من نمی‌خواهم داخل کشور این‌ها را منتشر کنم. این‌ها را در سایتم می‌گذارم. خیلی هم عصبانی شدند یادم می‌آید به من گفتند هرچه زودتر این کارها را جمع کن. در جواب گفتم: این کار را نمی‌کنم و آن‌ها پاسخ دادند: اگر جمع نکنی ما تو رو جمع می‌کنیم. گفتم: به هرحال قدرت دست شماست هرکاری دوست دارید بکنید. البته اتفاقی نیفتاد اما به هر حال شرایط برای من سخت بوده انتشار این‌ها در فضای مجازی بدون امکان تبلیغ و روی استیج رفتن بسیار سخت است.»

او با اشاره به این که مهمترین قسمت درآمد هنرمندان موسیقی از برگزاری کنسرت است می‌گوید: « انتشار آلبوم داخل ایران تیراژش اینقدر پائین است که شاید یک دهم هزینه‌هایش را هم نتواند تامین کند. همه هنرمندان موسیقی ما از اجرای زنده درآمدشان تامین می‌شود و من مجبور شدم در این چند سال اخیر فقط برای این که در این عرصه بمانم و اجازه ندهم که صدایم را خفه کنند از هزینه شخصی خودم با قرض و وام و کمک دوستان، چهار پنج کار آماده کردم و در فضای مجازی منتشر کردم.»

او در بعضی از این تک‌اهنگ‌ها هم او به وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران اشاره می‌کند مثل تک آهنگ «زندونی» که درباره وضعیت زندانیان سیاسی سال 88 است. در انتخابات بحث‌برانگیز 88 حسین زمان از طرفداران میر حسین موسوی بوده و فشارها و محدودیت‌ها روی او بعد از 88 بیشتر شده است: « محدودیت‌ها از قبل وجود داشت اما فشارهای دیگر هم بعد از 88 وارد شد. من حدود پانزده سال است که در جزیره کیش ساکن شده‌ام چون تهران هم خودم و هم خانواده‌ام اذیت می‌شدیم وقتی آمدم کیش چند سالی از فشارهایی که در تهران به من وارد می‌شد راحت بودم اما بعد از 88 حتی در دو نوبت می‌خواستند من را از جزیره کیش هم بیرون کنند. حراست سازمان منطقه آزاد کیش من را خواستند و به صراحت گفتند اراده سازمان در این است که شما در جزیره نباشید. بیست و پنج خرداد سال 88 من و همسرم در جزیره کیش توی ماشین داشتیم تردد می‌کردیم که ما را گرفتند. بیست و چهار ساعت من را بازداشت کردند دادگاه بردند و شبانه محاکمه‌ام کردند، وقتی می‌پرسیدم به چه دلیل من را بازداشت کردید. می‌گفتند: تنها عنصر نامطلوب در جزیره شما هستید. ما به شما شک داشتیم و آوردیمتان ببینیم که درصدد ایجاد بلوا و شورش نباشید.»

زمان در رشته مهندسی الکتریک و مخابرات تحصیل کرده و سال‌ها به عنوان استاد دانشگاه درس داده. او در کیش هم از اعضای هیات علمی پردیس بین الملل دانشگاه شریف کیش بوده است اما حالا او از تدریس هم محروم شده: «من از سال 65 به صورت حق التدریس و قراردادی در مراکز آموزش عالی کشور تدریس می‌کردم. جاهای زیادی درس دادم، آخرین جا پردیس بین الملل دانشگاه شریف در کیش بوده که حدود ده سال عضو هیئت علمی این مجموعه بودم و تدریس می‌کردم اما از اواخر دوره اقای احمدی‌نژاد مدیریت مجموعه عوض شد و من را از مجموعه جدا کردند و عذرم را خواستند. از آن زمان تا الان دیگر، من بعد از بیست و هفت هشت سال تدریس امکان تدریس هم ندارم.»

او حالا به یک شرکت اینترنتی درجزیره کیش مشاوره می‌دهد و دانشجوی دکترای آی تی است: «هنوز درس می‌خوانم در یکی از دانشگاه‌های خارج از کشور ثبت‌نام کرده‌ام و در رشته ای تی درس می‌خوانم. چون تخصص‌ام در زمینه مخابرات و الکترنیک است، به یک شرکت در همین زمینه مشاوره می‌دهم در حقیقت کار خاصی انجام نمی‌دهم، یعنی جای دیگری شاغل نیستم. من از دو منبع درامد داشتم، یکی تدریس در دانشگاه بود و دیگری فعالیت‌های هنری که هر دو را قطع کردند.»

No responses yet

Dec 16 2016

ممنوعیت علیه تحصیل زنان: تفکیک جنسیتی و سهمیه بندی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده رییس‌جمهور اعلام کرد بیشترین عوامل بازماندن زنان از تحصیل «ازدواج اجباری» و «فقر» است. او اشاره‌ای به ممنوعیت‌های تحصیلی در دانشگاه نکرده است

«سیما» در شهر کرمانشاه زندگی می‌کند و سال گذشته انتخاب اولش رشته پزشکی دانشگاه تهران بوده است. او اگرچه توانست در کنکور ورودی رتبه خوبی به دست بیاورد اما نتوانست به دانشگاه تهران راه پیدا کند. هنگامی‌که برای بار سوم با پدر خود راهی سازمان سنجش آموزش کشور در تهران شده بود، متوجه شد به جای او، پسری را پذیرفته‌اند که نمره‌اش از سیما پایین‌تر بوده است. او سال بعد رشته پزشکی کرمانشاه قبول شد اما یک سال از عمرش بر باد رفت و نتوانست از امکانات دانشگاه بهتری برخوردار شود.

آبان ماه سال جاری «شهیندخت مولاوردی»، معاون امور زنان و خانواده رییس‌جمهوری اعلام کرد بیش ترین عوامل بازماندن زنان از تحصیل، «ازدواج اجباری» و «فقر» است. او اشاره‌ای به ممنوعیت‌های تحصیلی در دانشگاه و وضعیت دخترانی مانند سیما نکرد.

از سال ۱۳۸۸ به بعد سیاست‌های آموزشی شدیدتری علیه زنان به کار گرفته شد. تا پیش از آن، ۶۵ درصد ورودی‌های دانشگاه دختران بودند اما درست از همان سال آمار رسمی نشان می داد ۴۹.۵ درصد زنان و ۵۰.۵ درصد مردان به دانشگاه راه پیدا کرده‌اند.

یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین سیاست‌ها علیه تحصیل زنان، سهمیه‌بندی جنسیتی – جغرافیایی یا همان بومی‌پذیری برای ورود به دانشگاه‌ها است. براساس این سیاست، دختران در برخی از رشته‌ها صرفا می‌توانند طبق سهمیه‌بندی جغرافیایی تحصیل کنند و به همین شکل از برخورداری امکانات و دانشگاه‌های برتر باز می‌مانند. در حال حاضر ۳۶ دانشگاه در ۷۹ رشته سهمیه‌بندی جنسیتی شده اند و به عنوان نمونه، دانشگاه نفت آبادان حتی یک دانشجوی زن نیز نمی‌پذیرد.

البته زنان در برخی از مناطق ایران از تحصیل در رشته‌هایی که بیش تر در حیطه مشاغل سنتی «زنانه» دسته‌بندی می‌شوند نیز محروم شده اند؛ به عنوان نمونه، دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۹۱ از پذیرش زنان در رشته‌های صنایع دستی و مرمت فرش اجتناب کرد.

«ناهید حسینی»، استاد دانشگاه و پژوهش‌گر حوزه آموزش و جنسیت در گفت‌وگو با «ایران‎وایر»، از تبعات محدودیت‌های جنسیتی علیه زنان می گوید: «با سهمیه‌بندی جنسیتی – جغرافیایی، در درجه اول حق انتخاب و بعد آزادی در تصمیم‌گیری از زنان گرفته می‌شود و نمی‌توانند تصمیم بگیرند در کدام رشته شرکت کنند. این دختران گاه خانه‌نشین می‌شوند و اعتماد به نفس‌ خود را به مرور از دست می‌دهند. از طرفی، نمره بالایی داشته‌اند و از طرف دیگر به خاطر جنسیت‌ خود نمی‌توانند از امکانات و تحصیل بالا برخوردار شوند. به همین دلیل، ممکن است افسردگی بگیرند یا سرخورده شوند.»

با سهمیه‌بندی جنسیتی-جغرافیایی، زنان از تحصیل در رشته‌های مورد علاقه خود نیز باز می‌مانند؛ مثلا دختری که به نجاری علاقه‌مند است، به دلیل زن بودن، نمی‌تواند این مهارت را فراگیرد. البته ارایه مهارت‌ها از دوران مدرسه تفکیک جنسیتی شده است. پسران در این سیستم از آموزش دفاعی یا مهارت‌هایی مثل نجاری برخوردار می‌شوند و دختران باید به آشپزی یا بافتنی روی بیاورند. آموزش دیگری برای آن‌ها در سیستم آموزشی وجود ندارد: «از زمان احمدی‌نژاد مقرر شد برای رشته‌هایی مثل مهندسی ۳۰ درصد پسر و ۳۰ درصد دختر بگیرند و ۴۰ درصد باقی مانده را مسوولان آموزشی حق انتخاب دارند که سعی می‌کنند بیش تر از پسرها انتخاب کنند و نه مهارت یا نمره‌های بچه‌ها. این اقدام از تبعیض‌آمیزترین تصمیمات درباره زنان بوده است.»

«الهه کولایی»، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در ایران نیز از سهمیه‌بندی جنسیتی به عنوان «اخراج پنهان» دختران از دانشگاه‌های کشور یاد کرده بود. او معتقد بود چنین سیاستی جز به تغییر موازنه قدرت در این نهاد به نفع مردان و به تاراج بردن سرمایه‌های انسانی ندارد.

اما تبعیض‌های جنسیتی در حوزه تحصیل فقط به سهمیه‌بندی‌ها برنمی‌گردد. تفکیک جنسیتی دروس و کلاس‌ها و تغییر محتوای رشته مطالعات زنان در کنار سیاست‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی که زنان را در چهارچوب خانواده تعریف می‌کند، بیان‌گر عزم این حکومت در راندن زنان از جامعه و خانه‌نشین کردن آن‌ها است. در عین حال، سال ۱۳۹۰ دختران از تحصیل در ۷۷ رشته دانشگاهی محروم شدند. اگرچه بعدتر محدودیت از برخی از این رشته‌ها برداشته شد اما تعدادی از محدودیت‌ها در رشته‌های مهندسی و فنی باقی ماندند.

معمولا مسوولان برای توجیه این سیاست‌ها، از بازار کار مثال می آورند و می گویند آمار بی‎کاری برای مردان بالا است و اگر قرار است در یک خانواده فردی به مسوولیت تامین معیشت مشغول شود، مردان در اولویت هستند.

در دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد تفکیک جنسیتی کلاس‌های درسی هم اتفاق افتاد که البته پروژه‌ای شکست خورده شد. در سال‌های ۱۳۸۹ – ۱۳۹۰، 16 دانشگاه کلاس‌های خود را از نظر جنسیتی تفکیک کردند؛ از جمله دانشگاه‌های «علامه طباطبایی»، «صنعتی شریف» و «امیرکبیر». در برخی از آن‌ها مثل امیرکبیر، بوفه و کلاس‌های عملی نیز تفکیک جنسیتی شده بودند.

حسینی در‌باره شکست این پروژه توضیح می‌دهد:‌»در این پروژه، کلاس‌های درس برای مردان باقی ماندند و در خارج از دانشگاه یک اتاق برای دختران اختیار کردند. در واقع، دختران از امکاناتی چون کتاب‎خانه، آزمایشگاه و امکانات ورزشی محروم شده بودند یا استفاده‌ آن ها محدود شده بود. از آن‌جایی که اساتید و امکانات مورد نیاز را نداشتند، دانشجویان بسیاری اعتراض کردند و این طرح ادامه پیدا نکرد. به نظر من، هدف دولت از اجرای این طرح با توجه به زمان آن، جلوگیری از جنبش‌های احتمالی آینده در همکاری زنان و مردان بود.»

در زمینه رشته‌های پرستاری و پزشکی اما تعادلی ضمنی در پذیرفتن متقاضیان در دانشگاه وجود دارد. البته دلیل آن هم بیش تر به مراجعه بیمار‌های خانم به پزشکان هم جنس خود برمی‌گردد؛ یعنی ادامه این تفکیک جنسیتی پس از تحصیلات.

حسینی می گوید: «در بعضی از دانشکده‌های پزشکی، سهمیه زنان و مردان برابر است. این به معنای محبت در حق زنان نیست بلکه در تداوم اسلامیزه کردن شیوه زندگی، بایستی پزشکان زن کافی برای بیماران زن ایجاد می‌کردند. برای معلمی هم به همین شکل اقدام شد. میزان پذیرش معلمان، پزشکان و پرستاران، ۵۰ درصد زن و ۵۰ درصد مرد است. از همین رو، آمار اشتغال ۱۳ تا ۱۷ درصد برای زنان، بیش تر شامل معلمان و پزشکان زنی است که براساس همین سیاست تحصیل کرده و به دنیای اشتغال وارد شده‌اند. معلوم نیست اگر این دو گروه را جدا کنیم، آیا زن کارمند دولتی دیگری داریم؟»

سیاست اسلامیزه کردن دانشگاه‌ها که البته از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی رقم خورد، جدای از تفکیک‌های جنسیتی، روی محتوای دروس هم تاثیر گذاشت. در همین راستا، رشته «مطالعات زنان» کنار رفت و «مطالعات زن در اسلام» جایگزین آن شد که سعی در تعریف جنسیت زن در دین اسلام دارد؛ یعنی همان شرع اسلام که قوانین جمهوری اسلامی از آن زاییده شده و چند دهه است مورد انتقاد کنش‌گران حقوق زن قرار دارد.

ناهید حسینی معتقد است مسوولان آموزشی سعی دارند برای رشته‌های صنعتی، کشاورزی و حسابداری از پسرها انتخاب کنند و برای رشته‌هایی مثل هنر، دختران مد نظر هستند: «اگر مقایسه آماری انجام شود، قبل از روی کار آمدن احمدی‌نژاد، دختران توانسته‌اند در کنکورهای تجربی و ریاضی رتبه‌های نخست داشته باشند اما نتیجه کنکور همین سال گذشته نشان می‌دهد که همه پسر شده‌اند. اجرایی شدن این ممنوعیت‌ها طی ۱۰ سال می‌تواند به طور طبیعی روی دختران تاثیر بگذارد.»

به گفته حسینی، از جمله تاثیراتی که می‌تواند چنین سیاستی در پی داشته باشد، بی‌علاقه‌گی دختران به رشته‌های فنی و مهندسی است: «در ایران وقتی دختری بخواهد مهندسی یا نجاری بخواند، چه در دوران تحصیل و چه در دوره اشتغال، با تبعیض‌ها و سختی‌های بسیاری روبه‌رو است؛ به عنوان مثال، مدت‌ها تلاش کردم تا یکی از دختران اقوامم به رشته ریاضیات برود. مدام می‌گفت از این رشته متنفر است. سه بار کنکور داد تا بالاخره قبول شد. ولی عاشق کاردستی و نقاشی است. یکی دیگر از دختران دوستانم که لیسانس معماری گرفت الان عکاسی می‌کند و می‌گوید محیط کارِ معماری مردانه است و مردان برخوردهای زننده‌ای دارند.»

طبق آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول، ایران از نظر شکاف جنسیتی در حوزه اقتصاد، میان ۱۴۵ کشور، مقام ۱۴۱ را در کنار پاکستان، سوریه، عراق و یمن دارد. البته در سه کشور سوریه، عراق و یمن، جنگ در جریان است. ایران فعلا در کنار پاکستان پیشتاز شکاف جنسیتی است.

No responses yet

Dec 16 2016

علم‌الهدی: دانشگاه باید به‌صورت مسجد در آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دانشجویی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمد علم الهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی، روز پنجشنبه با اشاره به این که دانشگاه می بایست به صورت مسجد در آید، گفته است، تدریس دروس حوزوی در دانشگاه یا حضور دانشجویان در حوزه‌های علمیه به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.

به گزارش ایرنا، احمد علم الهدی که در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشگاه ها و طلاب حوزه‌های علمیه مشهد صحبت می کرد، اظهار داشت: معنای وحدت حوزه و دانشگاه آمیختگی دین و علم و نجات تعلیم و تربیت و علم تجربی از سکولاریسم است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرده است:«دانشگاه هم باید به صورت مسجد در آید و کانون عبادت شود همانطوری که یک مدرسه طلبگی مرکز عبادت می باشد و این معنای وحدت حوزه و دانشگاه است.»

وی افزوده است: «این جریانی که ایجاد شده که برخی از دانشجویان در دانشگاه درسهای حوزوی می خوانند یا حتی به حوزه می آیند و درسهای حوزوی می خوانند به معنای وحدت حوزه و دانشگاه نیست.»

موضوع « اسلامی کردن دانشگاه‌ها» و مخالفت با سکولاریسم در دانشگاه های ایران از همان سال‌های نخست پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ مطرح و با انقلاب فرهنگی و بستن دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۹ وارد مرحله عملی شد. چند سال بعد از انقلاب فرهنگی با بازگشایی دانشگاه‌ها، شمار زیادی از اساتید و دانشجویان پاکسازی شدند.

به رغم تجربه انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹، در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بار دیگر رهبر و دیگر مسئولان عالی رتبه جمهوری اسلامی بر مساله اسلام کردن دانشگاه ها تاکید کردند.

در همین زمینه، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در سال۱۳۸۶ در دیدار با وزیر علوم دولت محمود احمدی نژاد طرح اسلامی کردن دانشگاه‌های ایران را مطرح و خواستار تلاش سریع دولت نهم در این زمینه شد.

معاون پژوهش و فناوری وزارت علوم دولت محمود احمدی نژاد نیز در خرداد سال ۱۳۹۰ با اشاره به این که «علوم انسانی اسلامی مطالبه جدی» رهبر ایران است چنین اظهار نظر کرده بود که «اسلامی کردن علوم انسانی در کشور از رفتن به فضا هم سخت‌تر است».

«نفوذ دشمن در دانشگاه»

احمد علم الهدی در ادامه گفته است: هم اینک تمام دشمنان و عوامل استکباری داخل و خارج کشور دانشگاه را هدف قرار داده اند و هر حادثه سیاسی که پیش می آید جریانها سعی می کنند دانشگاه را تصرف کنند بخاطر اینکه منفذ ورود در جامعه جریان نخبه پروری دانشگاه و کانون نخبگان دانشگاهی است.

وی اضافه کرده است: «هم اکنون دشمن در پروژه نفوذ، دانشگاه را هدف قرار داده چون آنقدری که می تواند در دانشگاه نفوذ کنند در روحانیت و حوزه نمی توانند نفوذ کنند اما این به آن معنا نیست که دشمن در حوزه هم نفوذ نمی کند.»

در همین زمینه، هفته گذشته کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران نیز به دنبال برگزاری مراسم سخنرانی ها به مناسبت روز ۱۶ آذر یا روز دانشجو، در دانشگاه ها از «نفوذ دشمن» در دانشگاه های ایران انتقاد کرده بود.

کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران با تاکید بر این که دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش در ایران در اختیار «دشمنان» است، شعار «زنده‌باد اصلاحات» در روز دانشجو را نشانه آن دانست که «دشمن به شدت» در داخل ایران «نفوذ پیدا کرده است».

وی اضافه کرده بود: «دانشگاه‌ها و آموزش و پرورش کشورمان در اختیار آنهاست، زیرا با گذشت ۳۰ سال از انقلاب هنوز درس ولایت در مدارس تدریس نمی‌شود.»

در سال جاری در چند دانشگاه‌ ایران مراسم هایی به مناسبت ۱۶ آذر برگزار شد و در برخی از آنها چهره‌های اصلاح‌طلب و در برخی دیگر اصولگرایان سخنرانی کردند.

در شماری از این مراسم ها دانشجویان شعارهایی را در اعتراض به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز، و همچنین ممنوع‌التصویر بودن محمد خاتمی سر دادند.

No responses yet

Dec 14 2016

ایران با گذاشتن یک شرط از خروج غیرنظامیان از شرق حلب جلوگیری کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفرانسه: شورشیان سوریه روز چهارشنبه ۱۴ دسامبر، اعلام کردند که ایران با ممانعت در اجرای توافق میان شورشیان و رژیم سوریه، برای خروج غیرنظامیان و شورشیان از شرق حلب شرط گذاشته است.

شرط ایران که از سوی شورشیان سوریه اعلام شده و به تأیید یک مقام سازمان ملل متحد نیز رسیده است، این است که خروج غیرنظامیان از حلب همزمان با خروج شیعیان زخمی شده از دو روستای فوعه و کفریا در استان ادلب که در محاصره شورشیان مخالف بشار اسد قرار دارد، صورت بگیرد.

بیشتر بخوانید: فرانسه خواستار نظارت سازمان ملل متحد بر خروج غیرنظامیان از شرق حلب شد

یک مقام ارتش آزاد سوریه متعلق به مخالفان بشار اسد، به خبرگزاری رویترز گفت که این شرط ایران “یک بهانه” است تا این توافق اجرا نشود، زیرا ایران، به گفته این مقام ارتش آزاد سوریه، مخالف اجرای توافق خروج غیرنظامیان و شورشیان از شرق حلب است.

همچنین یک عضو گروه شورشی “جبهه شامیه” از گروه‌های مخالف بشار اسد، که به ترکیه رسیده است، تأیید کرد که ایرانی‌ها این درخواست را مطالبه کرده‌اند.

نورالدین زینکی، سخنگوی یک گروه شورشی دیگر، نیز گفت: “شبه‌نظامیان ایرانی موجب شکست آتش بس برقرار شده در حلب شده اند.”

شبه نظامیان شیعی که از سوی ایران حمایت می شوند، در کنار ارتش بشار اسد علیه شورشیان سوریه می‌جنگند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .