اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Dec 11 2020

پرواز دو بمب‌افکن‌ آمریکایی در نزدیکی خط ساحلی ایران با هدف ارسال «پیام بازدارندگی به تهران»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی


رادیوفردا: دو فروند هواپیمای بمب‌افکن عظیم آمریکایی همراه با شماری از جنگنده‌های سه امیرنشین‌ خلیج فارس، شامل عربستان، روز پنج‌شنبه ۲۰ آذر برای ساعاتی در نزدیکی خط ساحلی ایران به پرواز در آمدند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، مقامات آمریکایی اعلام کردند که هدف از پرواز این بمب‌افکن‌های راهبردی، ارسال «پیام بازدارندگی به ایران» و «تاکید بر تعهد آمریکا به حفظ ثبات در خاورمیانه» است.

این دو بمب‌افکن غول‌پیکر از نوع بی‌۵۲‌اچ استراتوفورترس روز چهارشنبه از پایگاه نیروی هوایی ایالت لوئیزیانای آمریکا راهی این ماموریت شده بودند.

ماموریت بمب‌افکن‌ها در مجموع ۳۶ ساعت طول کشید. پرواز آن‌ها در نزدیکی آسمان ایران ظاهرا دو ساعت طول کشیده است.

اما نظر به این‌که پرواز آن‌ها، دومین حضور این بمب‌افکن‌ها در آسمان منطقه در کمتر از یک ماه بود، امری غیرمعمول تلقی شده است.

رسانه‌های آمریکایی سه هفته پیش مدعی شدند که نشستی در کاخ سفید برگزار شده و دونالد ترامپ در آن، خواهان بررسی احتمال حمله نظامی به ایران شد. به‌دنبال این نشست، دو بمب‌افکن بی‌۵۲ پرواز دیگری بر فراز خاورمیانه انجام دادند.

به گزارش آسوشیتدپرس، ماموریت جدید این بمب‌افکن‌ها نشانه وجود نگرانی جدی در آمریکا از احتمال اقدامات نظامی ایران در پی ترور محسن فخری‌زاده، دانشمند ارشد هسته‌ای و صنایع دفاعی ایران، و در آستانه نخستین سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، است.

ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده سنتکام (ستاد مرکزی ارتش آمریکا) گفت که توان پروازی این بمب‌افکن‌های استراتژیک و همراهی سریع آن‌ها با جنگنده‌های متحدان منطقه‌ای، گواهی بر مناسبات نزدیک و تعهد آمریکا به امنیت و ثبات خاورمیانه است.

بر اساس این گزارش، آمریکا برای پرواز این دو هواپیمای غول‌آسا که قادر به حمل بمب‌های فوق سنگین معروف به سنگرشکن و نیز سلاح‌ هسته‌ای هستند، با شرکای منطقه‌ای خود هماهنگ کرده بود.

دو بمب‌افکن از فراز شبه‌جزیره عربستان به بخش جنوبی خلیج فارس رسیده و سپس در «فاصله‌ای امن» از خط ساحلی ایران، در نزدیکی پایگاه آمریکایی در قطر دیده شدند.

جنگنده‌های عربستان، بحرین و قطر هنگام عبور بمب‌افکن‌ها از آسمان منطقه، آن‌ها را همراهی کردند.

چند روز پیش نیز اعلام شد که ناو هواپیمابر نیمیتس همراه با سه ناو جنگی دیگر در منطقه باقی می‌مانند و برخلاف جدول از قبل اعلام شده، تا موعد نامعلوم، به پایگاه خود در آمریکا باز نخواهند گشت.

جمهوری اسلامی ایران تاکید کرده که اسرائیل آمر و برنامه‌ریز ترور محسن فخری‌زاده بوده، همان‌گونه که کشتن سایر دانشمندان هسته‌ای خود در یک دهه اخیر را به اسرائیل نسبت داده است. اسرائیل در این زمینه سکوت کرده است.

اما مقامات آمریکا گفته‌اند نزدیک بودن اولین سالروز کشتن قاسم سلیمانی، دلیل دیگری بر نگرانی واشینگتن از تحرکات احتمالی انتقامی ایران است. این مقامات احتمال وقوع یک حمله را رد نکرده‌اند.

قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، معاون نیروی حشدالشعبی عراق، در نخستین ساعات روز ۱۳ دی پارسال و دقایقی بعد از ورود فرمانده نیروی قدس سپاه به بغداد، در جاده فرودگاه بغداد کشته شدند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، او را «ابر تروریست» خوانده و بارها به فرمان صادره برای کشتن او افتخار کرده است.

شبه‌نظامیان زیر فرمان ابومهدی المهندس، که متحد ایران محسوب می‌شوند، در یک‌سال گذشته بارها با حملات راکتی، منافع و تاسیسات آمریکا در عراق را با تهدید روبرو کرده‌اند.

اما به گزارش آسوشیتدپرس، آمریکا نگران است که حشدالشعبی به مناسبت سالروز کشته شدن فرمانده عراقی و حامی ایرانی آن‌ها، حمله‌ای در ابعاد بزرگ و مهلک را عملی کند.

اقدامات نظامی جدید آمریکا در خاورمیانه ۴۰ روز مانده به پایان دولت دونالد ترامپ و در حالی صورت گرفته که آقای ترامپ بر خروج هزاران تن از نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان تاکید کرده است.

پنتاگون به تازگی اعلام کرده که شمار نظامیان آمریکا در افغانستان از ۴۵۰۰ تن به ۲۵۰۰ تن کاهش خواهد یافت و از سه هزار نظامی آمریکایی در عراق نیز در این مرحله، ۵۰۰ تن راهی خانه خواهند شد.

جمهوری اسلامی ایران هنوز به پرواز امروز بمب‌افکن‌های آمریکایی در نزدیکی خط ساحل خلیج فارس، واکنش نشان نداده است.

اسرائیل نیز که از سوی ایران، مظنون ترور اخیر دانشمند هسته‌ای و انفجار سایت نطنز است، در خصوص این اقدام آمریکا سکوت کرده است.

در گزارش‌های خبرگزاری آسوشیتدپرس و نیویورک تایمز به هماهنگی احتمالی آمریکا و اسرائیل، پیش از اعزام بمب‌افکن‌های بی‌۵۲ به آسمان منطقه، اشاره‌ای نشده است.

No responses yet

Dec 11 2020

صداوسیما برای اعدام خبرنگاران طناب دار می‌بافد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: یک روز پس از آن که خبر تایید حکم اعدام «روح‌الله زم»، مدیر کانال تلگرامی «آمدنیوز» در دیوان عالی کشور اعلام شد، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران دست به پخش گزارشی جدید علیه این خبرنگار زد.
«یوسف سلامی»، خبرنگار صداوسیما گزارشی ویدیویی را به نام «زمین پست»، از اعترافات و صحبت‌های روح‌الله زم در دوران بازجویی و دادگاه ساخته است که تا پیش از این منتشر نشده بود.
محتوای گزارش و نوع چینش تصاویر به نحوی هستند که ظاهرا هدفی جز آماده کردن ذهن مخاطب برای اعدام قریب‌الوقوع این خبرنگار و «جاسوس» جلوه دادنش ندارند.
از اعترافات زم درباره تلاش وی برای شناسایی عوامل دور زدن تحریم‌ها در نظام جمهوری اسلامی ایران تا لو دادن مسیرهای رفت‌وآمد «قاسم سلیمانی»، فرمانده کشته شده نیروی «قدس»، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم‌چنین تلاش برای ساخت موشک جهت حمله به تاسیسات نظامی ایران، همه و همه در این گزارش ویدیویی دیده می‌شوند؛ اعترافاتی که مشخص نیست تحت چه شرایطی از روح‌الله زم در دوران زندانش گرفته شده‌اند.
روح‌الله زم که در دادگاه به اتهام «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شده است، در گزارش ویدیویی یوسف سلامی، به عنوان «شا‌ه‌‌مهره ضد انقلاب» معرفی می‌شود و این که جاسوس دستگاه‌های امنیتی کشورهای اسرائیل و فرانسه بوده است؛ ادعاهایی که تا این لحظه هیچ مدرک و سندی برای آن منتشر نشده است و مشخص نیست که اعترافات زم نیز تحت چه شرایط و شکنجه‌هایی بیان شده‌اند.
خبرنگاران صداوسیمای ایران در دریافت اجباری اعترافات از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی سابقه زیاد و تاریکی دارند. آخرین نمونه از همین ‌دست اعترافات اجباری، به افشاگری «اسماعیل بخشی» و «سپیده قلیان»، فعالان مدنی و کارگری بازمی‌گردد که پس از انتشار ویدیوهایی از اعترافات‌شان در صداوسیما، در شبکه‌های اجتماعی اعلام کردند آن صحبت‌ها تحت شکنجه و ضرب‌وشتم بیان شده و خبرنگاران صداوسیما نقش پررنگی را در بازجویی‌ها ایفا کرده‌اند.
در گزارش ویدیویی جدید صداوسیما علیه روح‌الله زم، پس از این که یوسف سلامی، زم را «سلطان لابی با دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی» معرفی می‌کند که به دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است، از مخاطبان می‌پرسد: «آیا این اقدامات و آشوب‌ها از وظایف خبرنگاری است؟»
چنین کاری به نام خبرنگاری از سوی یوسف سلامی و همکارانش در صداوسیما این سوال را مطرح می‌کند که چه‌گونه وقتی خود را خبرنگار می‌دانند، درحال پرونده‌سازی بیشتر برای خبرنگاری دیگر و مهیا کردن شرایط اعدامش هستند؟
در ادامه مستند امنیتی «زمین پست»، تحریم دارو به ایران نیز به گردن روح‌الله زم انداخته می‌شود و یوسف سلامی در جایی از این مستند می‌گوید: «وقتی من و تو به دنبال دارو‌های حیاتی بودیم، حیات روح‌الله زم به حیات تو گره می‌خورد.» 
اما باز هم اشاره‌ای نمی‌شود که دقیقا چه طور فردی مانند روح‌الله زم می‌تواند مانع انتقال دارو به ایران شود.
 در ادامه این مستند، خبرنگار صداوسیما مدعی می‌شود: «روح‌الله زم پیشنهاد میلیون‌ها دلار را برای حمله موشکی به مهم‌ترین بخش‌های نظامی و امنیتی ایران می‌دهد.»

درحالی که هیچ جوابی به طرح این ادعای بزرگ داده نمی‌شود و سوالات ساده مخاطب از خبرنگار صداوسیما بی‌جواب می‌ماند که اصلا چرا کشورهای دیگر باید بودجه‌ای میلیون‌دلاری برای حمله موشکی را در اختیار یک خبرنگار قرار دهند؟ اسناد و مدارک چنین اتهاماتی کجا است و اگر روح‌الله زم چنین مبالغ میلیون دلاری را دریافت کرده، پس چرا آن طور که همسرش گفته، با وعده دریافت یک میلیون دلار پول نقد از آیت‌الله «سید علی حسینی سیستانی»، از بانفوذترین مراجعه تقلید شیعیان، سراسیمه به کشور عراق سفر کرده و در دام سپاه پاسداران افتاده است؟
در پایان این گزارش ویدیویی، روح‌الله زم با لباس زندان و در مقابل یک تخته سفید، نام بسیاری از خبرنگاران و فعالان سیاسی در خارج از کشور را می‌نویسد و مدعی می‌شود که او بوده که از تمام این ‌چهره‌ها پشتیبانی اطلاعاتی و مالی کرده است.
پیش از این اعتراف اجباری دیگری از روح‌الله زم در صداوسیما پخش شده بود. کمی پس از پایان دادگاه‌هایش درتاریخ ۲۰ تیر ۱۳۹۹، از او مصاحبه ۳۰ دقیقه‌ای در برنامه‌ای با عنوان «بدون تعارف» از شبکه دوم صداوسیما پخش شد. در مقابل او، «علی رضوانی»، بازجو خبرنگار دیگر صداوسیما نشسته بود که در حرف‌هایش او را دوباره محکوم به تمام اتهاماتش کرد. حالا دو روز پس از تایید حکم اعدام او در دیوان عالی کشور، یک اعتراف اجباری دیگر از زم پخش شده است تا تایید این حکم عجیب را قانونی جلوه دهد در حالی که هنوز ده‌ها سوال بی‌جواب در این پرونده باقی مانده‌اند.
روح‌الله زم در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۹۸، وقتی از فرانسه، محل اقامتش به عراق سفر کرد، از سوی ماموران سپاه پاسداران بازداشت و به ایران منتقل شد.
او در شش جلسه دادگاه به ریاست قاضی «ابوالقاسم صلواتی» محاکمه شد در حالی که در اولین جلسه دادگاه از داشتن وکیل محروم بود. زم متهم به ۱۷ مورد اتهامی، از جمله اتهام «فساد فی ‌الارض» بود.
زم در دادگاه‌های خود بیشتر اتهاماتش، از جمله «توهین به مقدسات»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «جاسوسی» را نپذیرفت و گفت کارش خبرنگاری بوده و جرمی مرتکب نشده است.
او در متن دفاعیه خود در آخرین جلسه دادگاهش گفت برخی رویه‌های ‌آمدنیوز اشتباه بوده‌اند و پشیمانم اما دیکته نانوشته خطا ندارد.
روح‌الله زم در گردابی عجیب و تلخ گرفتار شده است. تنها باید امیدوار بود تا در روزهای آینده اتفاقی جدید و غیرمنتظره رقم بخورد تا اعدام او از دستور کار مقامات امنیتی و قضایی ایران خارج شود و به زنده ماندنش نیازمند شوند.
برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید.

No responses yet

Dec 10 2020

قتل‌های زنجیره‌ای وزارت اطلاعات؛ فرزندان حمید حاجی‌زاده سکوت ۲۲ ساله خود را شکستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا:حمید حاجی‌زاده (چپ) و فرزندانش اروند، کارون، و ارس/ کارون در ۹ سالگی به اتفاق پدرش در جریان قتل‌های زنجیره‌ای ۷۷ به قتل رسید.
«بابا دیگر پذیرفته بود که دارد می‌میرد. چشم‌هایش را بسته بوده و با انگشت خونی داشته یک چیزی می‌نوشته. اما چشم‌های کارون از حدقه زده بود بیرون و داشت بابا را نگاه می‌کرد. می‌شد ترس را در صورتش دید. دهانش پر از خون بود.»

این صحنه‌ای است که ارس حاجی‌زاده از شب قتل پدرش و برادرش به یاد دارد؛ برادر ۹ساله‌‌اش، کارون، که «هر کجای اتاق را نگاه می‌کردید، جای دست کارون بود؛ انگار [خواسته بوده] فرار ‌کند.»

حمید حاجی‌زاده، شاعر و نویسنده، نیمه‌شب ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ در کنار پسرک ۹ساله‌اش با ضربات چاقو در خانه‌اش در کرمان به قتل رسید. نصیب پدر از تیزی چاقوها ۲۷ ضربه بود و نصیب پسرکش ۱۰ ضربه. وزارت اطلاعات در پاسخ به پی‌گیری‌های خانواده، نهایتاً قتل حمید و کارون حاجی‌زاده را «یک اشتباه ساده» خواند، اما مسئولیت قتل آن‌ها را که در پروژه معروف به قتل‌های زنجیره‌ای انجام شد، به‌صورت رسمی نپذیرفت.

ارس حاجی‌زاده

ارس حاجی‌زاده

ارس حاجی‌زاده هنگام قتل پدر و برادرش ۱۴ ساله بود. او و برادرش اروند که دو سال از ارس بزرگ‌تر است، اولین کسانی بودند که به صحنه قتل رسیدند. اکنون ارس پس از ۲۲ سال سکوتش را شکسته است و در مصاحبه با رادیو فردا برای اولین بار از جزئیات شبی گفته است که زندگی‌‌اش را برای همیشه دگرگون کرد:

«روزی بود که به قول داداشم ۲۵ ساعت بود، روزی که ساعت رسمی یک ساعت به عقب برمی‌گشت. ما عروسی بودیم. با اروند برگشتیم خانه. دیدیم چراغ‌ها خاموش است و هرچه در می‌زنیم بابا در را باز نمی‌کند. تعجب کردیم. اروند از دیوار رفت بالا و در را باز کرد. کارون و با مامان همان روز از سفر آمده بودند. [چشمم که افتاد به کارون] خیلی خوشحال شدم. کارون را خیلی دوست داشتیم. گفتم به‌به، آقا کارون آمده. اروند شروع کرد به جیغ زدن. برگشتم دیدم بابا کشته شده. به کارون نگاه کردم. از دهان و گوشش کف آمده بود. خیلی وحشتناک بود. صورت بابا کبود بود. یک زیرپوش تنش بود که کلاً سوراخ‌سوراخ شده بود، پر از خون.»

اروند حاجی‌زاده هنگام قتل پدر و برادرش ۱۶ سال داشت. او، در سال ۹۲، در دل‌نوشته‌ای کوتاه در بی‌بی‌سی درباره قتل پدر و برادرش نوشته بود و حالا، ۲۲ سال بعد از آن قتل فجیع، در مصاحبه با رادیو فردا برای اولین بار جزئیات این ماجرا را شرح می‌دهد:

اروند حاجی‌زاده

اروند حاجی‌زاده

«چراغ را روشن کردم. بابا یک تشک داشت گوشه اتاق که رویش می‌نشست و پاکت سیگار و نوشته‌ها و کتاب‌هایش کنارش بود. دیدم بابا سرش روی تشک و پاهایش اینور جلوی در است. حالت افقی در امتداد اتاق خوابیده بود و یک پتو رویش بود. تعجب کردم. هرچی صدا زدم بابا بابا، جواب نداد. رفتم جلوتر. ساعد دست بابا از زیر پتو بیرون بود. دیدم خونی است. نشستم کنار بابا لحاف را که کنار زدم، مستقیم نگاهم به سینه‌‌اش خورد و دیدم غرق در خون است. بچه بودم. شروع کردم به جیغ زدن و پریدم توی کوچه و با آجر در خانه‌های همسایه‌ها را می‌زدم.»

اروند تا این لحظه متوجه کشته شدن برادرش کارون نمی‌شود:

«در کوچه نشسته بودیم گریه می‌کردیم. پزشکی قانونی آمد. گفتم آقای دکتر، بابام زنده است؟ گفت نه، هر دو فوت شدند. گفتم هر دو یعنی کی؟ گفت برو خودت ببین. رفتم از پنجره داخل را نگاه کردم. چشم‌های کارون را دیدم که خیره مانده بود.»

اما ارس، برادر کوچک‌تر اروند، پیکر خونین برادر ۹ساله‌‌اش را دیده بود و به یاد می‌آورد:

«چیزی که مشخص بود، بابا بر اثر خون‌ریزی مرده بود و کارون قشنگ داشت بابا را نگاه می‌کرد. همیشه برای ما سؤال بود که اول بابا مرده یا کارون. مشخص بود کارون توی اتاق دست و پا می‌زده. هر جای اتاق را نگاه می‌کردید، جای دست کارون بود. انگار که فرار کرده بود و خیلی ترسیده بود. چشم‌های کارون از حدقه زده بود بیرون و می‌شد ترس را در صورتش دید. دهانش پر از خون بود. لباس‌هایش خونی. یک صحنه خیلی خیلی بد بود که داشت بابام رو نگاه می‌کرد. کاملاً شوکه بودم و حتی تا چند سال می‌ترسیدم توی آینه توی چشم‌های خودم نگاه کنم؛ این‌قدر ترس داشتم. بابا قاعدتاً خیلی راحت بود. احساس می‌کنم دیگر پذیرفته بود که دارد می‌میرد. چشم‌ها را بسته بود. با انگشت خونی داشته یک چیزی می‌نوشته که مشخص نیست. آخر هم مشخص نشد.»

هنگام وقوع قتل، مادر ارس و اروند و کارون در اتاقی دیگر خواب است یا آن‌طور که اروند می‌گوید، بیهوش:

«توی خواب مامان را بیهوش کرده بودند. پنبه‌‌ای که روی دهان مامان گذاشته بودند، در اسناد و مدارک آثار صحنه قتل هست. نمی‌دانم چه ماده بیهوش‌کننده‌‌ای استفاده کرده بودند که کم‌اثر بود، چون ما که رسیدیم، ارس رفته بود داخل اتاق روبه‌رو با این فکر که مامان را هم کشته‌‌اند. با پا زده بود به مامان و مامان بیدار شده بود. گیج و منگ رفته بود بالای سر بابا. اول فکر کرده بود بابا سکته کرده، متوجه زخم‌ها نشده بود.»

ارس روایت اروند را این‌گونه کامل می‌کند: «مامان فکر کرد بابا سکته کرده. پای بابا را گرفت و به من گفت هنوز گرم است، زنگ بزنیم اورژانس بیاید. گفتم نه مامان، بابا و کارون را کشتند.»

ارس در گوشه‌وکنار خانه دنبال چاقو می‌گردد و یک در میان نگاهی به پدر و نگاهی به برادر، تا پلیس از راه می‌رسد و بیرون‌شان می‌کند برای بررسی صحنه جرم. ارس به این‌ تکه از خاطراتش که می‌رسد، نمی‌تواند از کارون نگوید:

«با کارون بازی می‌کردیم. بچه بود دیگر. آدم دلش می‌خواهد ببوسدش، بغلش کند. یک جایی که می‌بوسیدم، سینه کارون بود. همان‌جا چاقو خورده بود. ۷/۷/۷۷ یک برنامه [ویژه در برنامه کودک تلویزیون] بود به اسم فف. من و کارون می‌خواستیم در این برنامه شرکت کنیم، ولی همان روز شد هفتم کارون.»

حمید حاجی‌زاده

حمید حاجی‌زاده

ادامه ماجرا را اروند می‌گوید، از وقتی که افسر آگاهی سراسیمه خود را به صحنه قتل می‌رسد:

«سرهنگ پوررضاقلی سر صحنه قتل نشسته بود، گریه می‌کرد. نصفه‌شب با کت‌وشلوار [بدون لباس فرم] آمده بود. مامان فکر کرده بود او را [به‌عنوان قاتل] گرفته‌اند. رفت سراغش که چرا شوهر مرا کشتی. بنده‌خدا در حال گریه گفته بود که من پلیس هستم، من نکشتم.»

سرهنگ پوررضاقلی چنان متأثر می‌شود از این قتل هولناک که کل پلیس آگاهی را برای کار روی این پرونده بسیج می‌کند. اما این پیگیری سه روز بیشتر دوام نمی‌آورد تا وقتی اصطلاح «قتل سیاسی» برای اولین بار به گوش اروند نوجوان می‌خورد:

«سرهنگ پوررضاقلی کلِ شعبه‌های آگاهی را گذاشته بود روی این قتل و کل پلیس آگاهی داشتند روی این قتل کار می‌کردند. اما از روز سوم دیدیم جواب سربالا می‌دهند. عمو و عمه [فرخنده حاجی‌زاده، نویسنده] که مقاوم‌تر بودند، بیشتر پیگیر بودند. مامان هم هر روز آگاهی می‌رفت. سرهنگ پوررضاقلی به عمویم گفته بود که بعید می‌دانم کار دزد و این‌ها باشد، این قتل انگیزه‌‌ای به اندازه چنار می‌خواهد. بازپرس ویژه قتل هم گفته بود اگر دست من بود، دور تا دور کشور را سیم خاردار می‌کشیدم و قاتل را ۴۸ ساعته تحویل شما می‌دادم، اما نیست، نمی‌توانم. باز هم ما متوجه نبودیم که چی می‌گوید. من ۱۶ سال داشتم، سن و سالی نداشتم. عمویم گفت این‌طور که این‌ها می‌گویند، به نظر می‌آید قتل پدرت سیاسی باشد. من گفتم یعنی چی؟ قتل سیاسی یعنی چی؟ قاتلی نیست؟ تا گذشت و قتل آقای مختاری و پوینده و جناب آقای فروهر و خانم فروهر رخ داد و یک لیستی هم از آلمان فرستادند که در آن لیست اسم بابا و کارون بود. آن‌جا بود که ما دیگر متوجه سیاسی بودن قتل شدیم.»

وزارت اطلاعات ایران با انتشار بیانیه‌ای مسئولیت قتل پروانه و داریوش فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را بر عهده گرفت و ادعا کرد گروهی از کارکنان «خودسر» این وزارتخانه در قتل آن‌ها دست داشته‌اند. این وزارتخانه اما هرگز مسئولیت قتل حمید و کارون حاجی‌زاده را برعهده نگرفت، هم‌چنان‌که قتل ده‌ها دگراندیش و منتقد و نویسنده و مترجم دیگر را بر عهده نگرفت که در آن دوره زمانی هریک به‌گونه‌ای مشکوک اما معنادار به قتل رسیدند.

شانه خالی کردن وزارت اطلاعات از مسئولیت قتل حمید حاجی‌زاده و پسر ۹‌ساله‌اش کارون موضوعی است که همیشه اروند و ارس را آزار داده و آزارش پس از ۲۲ سال هنوز تمامی ندارد.

اروند می‌گوید: «این چیزی است که ما دائم با آن دست‌به‌گریبان بودیم و همیشه ما را آزار می‌داد و هنوز هم آزار می‌دهد. زیر بار نرفتند. آقای مختاری در مراسم ختم بابا شرکت کرد و سخنرانی کرد و چند روز بعد خودشان را به قتل رساندند. [مختاری و پوینده] با بابای ما انگار جزو یک خانواده بودند. بعد می‌رویم جلو می‌بینیم که دولت قبول نمی‌کند، زیر بار نمی‌رود. از آن طرف، مردم هم همین حرف را تکرار می‌کنند. می‌گویند اگر بود، چرا دولت قبول نکرد. خب این خیلی ما را آزار می‌دهد، ولی دست ما از چاره کوتاه است و حرفی نمی‌زنیم.»

ارس که آن زمان ۱۴ ساله بوده و حالا ۳۶ ساله است، پاسخ این درگیری آزارنده ذهنی را این‌طور می‌دهد: «طبیعی است که هیچ زمانی نمی‌آیند بگویند ما یک بچه ۹ ساله را کشتیم، چون واقعاً زیر سؤال می‌روند. آن چهار قتل را مجبور شدند قبول کنند [چون قتل‌ها در] تهران بود. شهرستان نبود. آن موقع هم هنوز رسانه‌ها نبودند که همه‌جا گفته شود. یک‌جورهایی از زیرش در می‌رفتند. حالا یک جاهایی شاید قاضی یا آقای فلانی بیاید همدردی کند، ولی فایده‌‌ای برای ما ندارد. مهم این است که آن‌ها بپذیرند این کار را کرده‌‌اند.»

با این‌همه، اروند و ارس هیچ‌گاه از پیگیری پرونده دست نکشیده‌اند و بیش از بیست سال از عمرشان را بر سر این پی‌جویی گذرانده‌اند. این پیگیری‌ها هرچند به التیام زخم عمیق زندگی‌شان نینجامیده، اما به آشکار شدن جزئیاتی منجر می‌شود که زخم روی زخم می‌گذارد.

اروند می‌گوید: «هر شش ماه و یک سال می‌رویم دادگاه می‌پرسیم ما چه باید بکنیم؟ سرشان را پایین می‌اندازند. آن‌ها هم به هر حال انسان‌اند. می‌گویند شما که می‌دانید چیست؟ چرا می‌آیید دنبالش؟ می‌گوییم خب اگر ما می‌دانیم، چرا پیگیری نمی‌کنید؟ سرشان را تکان می‌دهند و می‌گویند ما چه‌کار می‌توانیم بکنیم؟ این حرفی است که می‌زنند. به‌طور غیررسمی قبول کرده‌‌اند، ولی به طور رسمی قبول نمی‌کنند. آزاردهنده است و کاری نمی‌شود کرد.»

این‌که ندانی قاتلان پدر و برادرت چه کسانی بوده‌اند یک درد است و این‌که بدانی اما قاتلان در پناه حمایت نظام از پیگیری مصون باشند، درد بزرگ‌تری است. قاتل یا قاتلانی که فرزندان مقتول حتی آنان را «جناب آقای» خطاب می‌کنند. اروند از دو نفر از مأموران وزارت اطلاعات که در پرونده قتل فروهرها، مختاری و پوینده بازداشت شدند نام می‌برد:

«دو سال پیش من رفتم برای پی‌گیری پرونده. گفتند اگر کسی را می‌شناسیدٰ بگویید ما احضار کنیم. آن موقع وکیل پرونده آقای زرافشان بودند. یک جوری جسته‌گریخته به ما گفته بودند گویا عناصری که از تهران آمده بودند، جناب آقای جعفرزاده (حالا ما حسب ادب خودمان می‌گوییم)، جعفرزاده و فلاح بودند که آمده بودند کرمان برای انجام این کار و تیم پشتیبانی هم احتمالاً داشتند. ما گفتیم ما به این افراد مشکوک هستیم. خیلی راحت به من گفتند آدرس‌شان را بدهید تا ما دعوت‌شان کنیم ببینیم قبول می‌کنند کشته‌اند یا نه. خب من خندیدم گفتم آقا، حرفی می‌زنید از آن حرف‌ها. گفت پی‌گیری نکنید، به جایی نمی‌رسید.»

البته دادگاه به‌قصد این‌که پرونده به‌طور رسمی هم مختومه شود، نهایتاً به اروند و ارس پیشنهاد می‌دهد که درخواست دیه کنند تا از محل بیت‌المال پرداخت شود و پرونده برای همیشه بسته شود. اروند و برادرش زیر بار درخواست دیه نمی‌روند هرچند به این هم اطمینان دارند که «تا روال، روال کنونی است، این پرونده قطعاً به نتیجه نخواهد رسید و همان جوری که برای آن چهار قتلی که پذیرفتند دادگاه نمایشی تشکیل دادند و به جایی نرسید، مسلماً پرونده بابا و کارون را قبول نمی‌کنند علی‌الخصوص به خاطر کارون، چون حساسیت ماجرا را بیشتر می‌کند و آبروی این‌ها را بیشتر می‌برد و خیلی زشت‌ترشان می‌کند.»

اروند ناامید است از پی‌گیری پرونده در نظام جمهوری اسلامی و تأکید می‌کند که «بعید می‌دانم تا روال فعلی باشد، این پرونده به نتیجه برسد» اما امیدش را در دستان مردم ایران می‌جوید وقتی می‌گوید «حالا دیگر دست مردم را می‌بوسیم».

حمید حاجی‌زاده نویسنده و شاعر بود. دو شعری که اروند از پدرش خوب به‌خاطر دارد، دو غزلی است که او گویا کشته شدن خود را در آن‌ها پیش‌بینی کرده بود:

«بابا در دو غزل مستقیماً اشاره کرده بود. در یکی می‌گوید: بر پیکر من نقش شود نقشه ایران/ پرخون چون نمایند به خنجر بدنم را. و یک غزل دیگر هست به نام گوهرشکنان که آخر آن می‌گوید: آخر ‌‌ای خنجر مردم‌کش بیگانه‌پرست، خوش نشستی به تنم در شب خنجرشکنان/ پاس ما مردم آزاده بدارید که ما تاج برداشته‌‌ایم از سر افسرشکنان.»

۲۲ سال از قتل فجیع حمید حاجی‌زاده و پسرک ۹ساله‌اش می‌گذرد، اما این داغ هنوز که هنوز است در جان بازماندگان او سرد نشده و سرِ سرد شدن هم ندارد. اروند می‌گوید «خود من هروقت یاد آن صحنه آخر چشم‌های کارون می‌افتم، تا چند روز اصلاً سرم را نمی‌توانم بالا بگیرم» و باز تأکید می‌کند که دادخواهی «با روال کنونی امکان‌پذیر نیست. فکر نکنم دادخواهی صورت بگیرد. البته امیدوارم صورت بگیرد و یک روزی به یک جایی برسد. دادخواهی عادلانه.»

ارس، برادر کوچک‌تر اروند، قتل پدر و برادر ۹ساله‌اش کارون را فاجعه‌ای توصیف می‌کند که زندگی او را به دو بخشِ قبل از چهارده سالگی و بعد از چهارده سالگی تقسیم کرد:

«قبل از چهارده سالگی واقعاً لذت‌بخش بود. همیشه همه‌چیز بود. ولی بعد از چهارده سالگی همه‌چیز عوض شد. خیلی رابطه‌ها قطع شد. خیلی رفت‌وآمدها قطع شد. خیلی‌ها حتی می‌ترسند سر مزار بابای من بیایند. توی درس من، زندگی من، خیلی تأثیر گذاشت. مامانم آسیب دید، خودم آسیب دیدم، داداشم آسیب دید. در این شرایط، در این مملکتی که همه‌چیز مشکل دارد، شما فکر کنید ما با چه سختی‌ای بزرگ شدیم، درس خواندیم و خدا را شکر سالم ماندیم. تبعاتش هنوز هم هست. هنوز هم ما شب‌ها اذیت می‌شویم. هنوز که هنوز است، شهریور که می‌شود، از یکی دو ماه قبل، استرس را در خانواده ما می‌توانید ببینید. یعنی کلاً رفته توی ضمیر ناخودآگاه ما. یعنی ما باید این سه ماه سال حتماً حال‌مان بد باشد.»

ارس به سخن که می‌آید، کلمات و جملات، از سرِ زخم و دردی انگار تازهٔ تازه، بی‌محابا بر زبانش جاری می‌شود:

«سه نفر هستیم، هنوز به یاد بابا و کارون هستیم. روز پدر یک جور اذیت می‌شویم، روز تولدشان یک جور. این تا آخر عمر است و کاری نمی‌شود کرد. تبعاتی است که زمانی که قاتل می‌کشد، به آن‌ها فکر نمی‌کند. فقط دوست دارد بکشد. ولی زندگی من یک‌جورهایی نابود شده، زندگی داداشم هم نابود شده. زندگی مامانم که کلاً دیگر نابود شده.»

اروند هم از این دردهای بی‌پایان و زخم‌های التیام‌ناپذیر می‌گوید و در آخر امیدواری‌اش به دادخواهی عادلانه را پیوند می‌زند به آزادیخواهی پدرش برای وطنش، برای مردمش:

«من فقط امیدوارم روال به گونه‌‌ای بشود که نه تنها قتل بابا و کارون و قتل‌های زنجیره‌‌ای که همه قتل‌هایی که این سال‌ها، ۴۲ سال، رخ داده به نتیجه برسد و حداقل حداقل حداقل نتیجه‌‌ای که داشته باشد آن چیزی باشد که مردم از جان و دل می‌خواهند و آن آزادی کشورشان است. بابا اگر اشعارش را بخوانید، شدیداً ملی بودند، وطن‌پرست بودند و آزادی کشورشان برایشان اولویت بود و امیدوارم این کشتار و این خون‌هایی که ریخته‌شده نتیجه بدهد و یک روزی کشور ما هم آزاد شود.»

No responses yet

Dec 10 2020

امیرمقدم، اصولگرایی که یقه آخوندی می‌پوشید ، اسناد موشکی و دفاعی را افشا کرد! چگونه از ایران گریخت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی


اشکان نیوز: امیرمقدم(فرد سمت چپ تصویر با لباس سرمه‌ای) از طیف اصولگرایان بود که با نفوذ به جریان‌های مختلف توانست به نهاد ریاست‌جمهوری نفوذ کند و به گفته رسانه‌های غربی اسنادی را در اختیار طرف‌های اروپایی قرار دهد.
به گزارش اشکان نیوز ، این فرد که در دفتر محمدرضا باهنر نیز فعال بود در دولت یازدهم مسئول روابط‌ عمومی معاونت اجرایی یعنی محمد شریعتمداری شد.

نکته قابل تامل اینجاست که این فرد در اردیبهشت ۹۷ احضار می‌شود ولی مشخص نیست چگونه می‌تواند از ایران فرار کند.

رویترز در گزارشی نوشته بود اسناد یک تأسیسات مخفی موشکی را شخصی به نام «امیر مقدم، مسئول روابط عمومی و رابط پارلمانی حوز‌ه معاونت اجرایی ریاست‌جمهوری دولت ایران در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ (۹۲ تا ۹۷)» در اختیار این خبرگزاری قرار داده است.

امیرمقدم، متهم افشای اسناد موشکی ایران در کنار علی‌ربیعی، سخنگوی دولت روحانی

این فرد گذشته از سابقه اصولگرایی که دارد به مدت ۴ سال در نهاد ریاست‌جمهوری ایران از سال ۹۲ تا ۹۶ رفت و آمد داشته‌است و باید مشخص شود این فرد را چه کسی وارد دولت کرد و چگونه از ایران گریخت.


امیرمقدم، فردی که رویترز گفته اطلاعات محرمانه موشکی ایران را این فرد به دست رویترز رسانده، سال‌ها در کنار محمدرضاباهنر، چهره شاخص اصولگرایان فعالیت داشته‌است.

مسئولانی که امیرمقدم را تا لایه‌های نزدیک مقامات مختلف بردند تا وی به اسنادی دست پیدا کند امروز نباید پاسخگو باشند که چگونه این فرد اسناد فعالیت‌های موشکی را به دست رویترز رساند؟!

در بخشی از گزارش رویترز آمده که امیر مقدم مسئول سابق روابط عمومی و رابط پارلمانی معاونت اجرائی ریاست جمهوری اسلامی ایران در فاصله سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸، دو بار از تأسیسات ویژه و «مخفی» دیدار کرده و برای آخرین بار در سال ۲۰۱۸ که از آن دیدار کرده بود، هنوز تولید پودر آلومینیوم برای تولید سوخت موشک ادامه داشت.

No responses yet

Dec 09 2020

عفو بین‌الملل: نامه سازمان ملل به ایران درباره اعدام‌های ۶۷ یک نقطه عطف است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: عفو بین الملل چهارشنبه ۱۹ آذرماه در بیانیه‌ای هشدار گروهی از کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل به حکومت ایران در مورد تخلفات حقوق بشری پیشین و ادامه دار این کشور در مورد پرونده کشتار زندانیان در تابستان ۱۳۶۷ را «اقدامی بی‌سابقه » و «نقطه عطفی» در سه دهه مبارزه برای پایان دادن به «این جنایات» خوانده است.

در تابستان سال ۱۳۶۷، هزاران مخالف و دگراندیش سیاسی زندانی در سراسر ایران «مورد ناپدیدسازی قهری» قرار گرفته و سپس به نحو فراقضایی و مخفیانه اعدام شدند.

سازمان عفو بین الملل در بیانیه خود تصریح کرده است: «گروهی از کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل در اقدامی بی‌سابقه به دولت ایران هشدار داده‌ا‌‌ند که تخلفات حقوق بشری پیشین و ادامه دار این کشور در مورد پرونده کشتار زندانیان در تابستان ۱۳۶۷ می‌تواند جنایت علیه بشریت محسوب شود و اگر این تخلفات ادامه یابد، تقاضای تحقیقات بین المللی خواهند کرد.»

عفو بین الملل می‌گوید که آستانه روز جهانی حقوق بشر از این اقدام مهم کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل در راستای دادخواهی استقبال می‌کند.

دیانا الطحاوی، معاون دفتر خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل، در این زمینه گفته است: «نامه کارشناسان حقوق بشری سازمان ملل متحد به مقام‌های ایرانی در مورد کشتار ۶۷، تحولی بزرگ و نقطه عطفی در سه دهه مبارزه برای پایان دادن به این جنایات و دستیابی به حقیقت، عدالت و اقدامات جبرانی به شمار می‌آید.»

«نامه کارشناسان حقوق بشری سازمان ملل متحد به مقام‌های ایرانی در مورد کشتار ۶۷، تحولی بزرگ و نقطه عطفی در سه دهه مبارزه برای پایان دادن به این جنایات و دستیابی به حقیقت، عدالت و اقدامات جبرانی به شمار می‌آید.» دیانا الطحاوی

این مقام عفو بین الملل اضافه کرده است: «کارشناسان ارشد حقوق بشر سازمان ملل متحد، هرچند دیر، اما اکنون پیامی صریح به مقام‌های ایرانی و جامعه جهانی ارسال کرده‌اند: ناپدیدساز‌ی‌های قهری مجرمانه‌ای که از زمان اعدام‌های مخفیانه و فراقضایی تابستان سال ۶۷ تا به امروز ادامه داشته است بیش از این نباید بدون رسیدگی و مجازات باقی بمانند.»

براساس برخی از برآوردها، در فاصله اوایل مرداد تا اواسط شهریورسال ۱۳۶۷ حدود پنج هزار نفر از زندانیان سیاسی هوادار سازمان مجاهدین خلق و گروه‌های چپگرا مانند فداییان خلق، حزب توده و دیگر گروه‌های مخالف در زندان‌های ایران به دستور روح الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و با تشکیل هیئتی مشهور به «هیئت مرگ» اعدام شدند.

مقام‌های جمهوری اسلامی به ندرت درباره اعدام دسته جمعی زندانیان در تابستان سال ۶۷ سخن گفته‌اند و همچنین محل دفن این زندانیان نیز هیچگاه به صورت رسمی اعلام نشده است.

در همین حال برخی از نهادهای مدافع حقوق بشر مکان‌هایی را در ایران شناسایی کرده که احتمال دارد این قربانیان درآن‌ها دفن شده باشند.

عفو بین الملل در این زمینه می‌گوید، مقا‌م‌های ایرانی در بیش از ۳۰ سال گذشته، چگونگی این اعدام‌ها و محل دفن کشته شدگان را به نحوی نظام مند و برنامه ریزی شده پنهان ساخته و در نتیجه مرتکب جرم ناپدیدسازی قهری علیه قربانیان که شامل کشته شدگان و خانواده آنان می‌شود، شد‌ه‌اند.»

نامه کارشناسان سازمان ملل

عفو بین الملل می‌گوید کارشناسان سازمان ملل متحد نامه ۱۸ صفحه‌ای خود درباره کشتار سال ۱۳۶۷ را در وهله اول، در ۳ سپتامبر سال جاری (۱۳ شهریور) به صورت خصوصی برای دولت ایران فرستادند.

طبق این گزارش، کارشناسان سازمان ملل متحد در نامه خود نوشته‌اند، «به جد نگران شکایات مطرح شده در مورد تداوم خودداری {مقامهای ایرانی} از افشای سرنوشت قربانیان و مکان{دفن بقایای آنها} هستند.»

در این نامه همچنین آمده است که «خودداری مقام‌های ایرانی از ارائه گواهی‌های مرگ دقیق و جامع به خانواده‌ها، تخریب گورهای دسته‌جمعی، تهدیدها و آزار و اذیت‌های مداوم خانواده‌ها، عدم اجرای تحقیقات و محاکمه‌های کیفری در مورد کشتارهای صورت گرفته و اظهارات رسمی در انکار یا بی‌اهمیت جلوه دادن این پرونده‌ها و برابر انگاشتن انتقاد از کشتارهای مذکور با حمایت از تروریسم، آنها را بیشتر نگران و مضطرب می‌کند.»

کارشناسان سازمان ملل متحد تأکید کرده‌اند که ناپدیدسازی‌های قهری قربانیان «تا زمان روشن شدن سرنوشت و محل دفن» آنها عملا همچنان ادامه دارند.

عفو بین‌الملل می‌گوید، شواهدی مبنی بر دست داشتن شماری از صاحبان کنونی مناصب بالای قدرت در ناپدیدسازی‌های قهری و اعدامهای فراقضایی تابستان۶۷ جمعآوری کرده است، از جمله: ابراهیم رئیسی، رئیس فعلی قوه قضائیه؛ علیرضا آوایی، وزیر دادگستری فعلی؛ مصطفی پورمحمدی، وزیر پیشین دادگستری و مشاور فعلی رئیس قوه قضاییه؛ حسینعلی نیری، رئیس دادگاه عالی انتظامی قضات؛ و محمد حسین احمدی، ار اعضای مجلس خبرگان.

در ارتباط با اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۱۳۶۷، سال ۹۵ یک فایل صوتی از دیدار و گفت‌وگوی آیت‌الله حسینعلی منتظری، جانشین برکنارشده آیت‌الله خمینی، با حسینعلی نیری، حاکم شرع در آن زمان، مرتضی اشراقی، دادستان وقت تهران و مصطفی پورمحمدی، نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین، منتشر شد.

این سه نفر به ‌همراه ابراهیم رئیسی، رئیس کنونی قوه قضائیه جمهوری اسلامی، که در آن زمان دست‌اندرکاران اصلی اجرای فرمان خمینی بودند، به «هیئت مرگ» معروف شده‌اند.

در این فایل صوتی آیت‌الله منتظری از کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی با عنوان جنایت یاد می‌کند و با سرزنش شدید مجریان فرمان آیت‌الله خمینی، خواهان توقف اعدام‌ها می‌شود.

No responses yet

Dec 09 2020

محمد یزدی، عضو مجلس خبرگان درگذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: محمد یزدی، نماینده مجلس خبرگان، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و رئیس پیشین قوه قضاییه در ۸۹ سالگی درگذشت.
آقای یزدی مدتی طولانی بیمار بود و به همین علت چندی پیش از عضویت در شورای نگهبان کناره‌گیری کرد.
آقای یزدی به عنوان چهره‌ای محافظه‌کار در مناصب و مقاطع مختلف در صحنه سیاسی ایران حضور داشت.
اظهارنظرهای تند، مناصب کلیدی و نقش او در اعلام مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای از محمد یزدی چهره‌ای خبرساز ساخته بود.

سوابق محمد یزدی

محمد یزدی متولد ۱۳۱۰ شمسی در شهر اصفهان است. از آیت‌الله‌ بروجردی‌ و آیت‌الله روح‌الله خمینی‌ به عنوان اساتید او در حوزه یاد می‌شود.
او پیش از انقلاب جزو مخالفان اسلامگرا بود و چندین بار تبعید شد.
آقای یزدی در دوره‌های اول و دوم مجلس شورای اسلامی نماینده بود. عضویت در هیئت رئیسه مجلس خبرگان و همین طور شورای بازنگری قانون اساسی از دیگر سوابق اوست.
آقای یزدی از سال ۱۳۶۸ به مدت ۱۰ سال رئیس قوه قضاییه ایران بود و سال‌ها به عنوان یکی از اعضای منصوب رهبر ایران در شورای نگهبان حضور داشت. حذف دادسراها که در دوره آقای شاهرودی احیا شد از جمله اقدامات جنجالی او در این دوره به شمار می‌رود.
در سال 1378، زمانی که آیت‌الله هاشمی شاهرودی ریاست قوه قضائیه را از آقای یزدی تحویل گرفت، در اظهار نظری جنجالی این نهاد را “مخروبه قضائی” خواند.

محمد یزدی علاوه بر عضویت در جامعه روحانیت مبارز تهران، دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم بود.
جامعه مدرسین حوزه علمیه یکی از تشکل‌های قدیمی حوزه علمیه قم است که در سال ۱۳۴۰ تشکیل شد و بسیاری از روحانیون شناخته شده عضو آن بودند.
در سال ۱۳۹۲، اختلاف نظر در خصوص حمایت از یک نامزد واحد، این تشکل را با تنش‌هایی جدی مواجه کرد. پس از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری، اختلاف‌نظرها در این تشکل با جلسه سه نفره محمد یزدی، محمدتقی مصباح یزدی و محمدرضا مهدوی کنی تا حدی رفع شد.
در این سال‌ها، آقای یزدی انتقادهای تندی را نیز علیه حسن روحانی ابراز داشت.
یکی از اتفاقات خبرساز در مورد محمد یزدی شکست او در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۹۴ بود. در آن زمان، آیت‌الله خامنه‌ای رای نیاوردن او را “مایه خسارت” مجلس خبرگان دانست.

‘نقش در ثبیت مرجعیت آیت‌الله خامنه‌ای’


توضیح تصویر،وبسایت رهبر ایران تصاویر عیادت او از محمد یزدی را منتشر کرده بود

در نخستین سال رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و پس از تصویب بازنگری قانون اساسی، شورای عالی قضایی که شورایی پنج نفره به ریاست رئیس دیوان عالی کشور بود، به قوه قضائیه تبدیل شد و رهبر وقت ایران ریاست آن را به محمد یزدی، واگذار کرد که در سال‌های بعد نقش مهمی در تثبیت مرجعیت آقای خامنه‌ای داشت.
احمد آذری قمی از بنیان‌گذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در ابتدا از مدافعان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای بود، در سال ۱۳۷۶ در نامه‌ای با اشاره به نقش آقای یزدی در تثبیت مرجعیت آقای خامنه‌ای نوشت:
“شرط مرجعیّت دو چیز است که هیچ‌یک برای معظّمٌ له موجود نیست، اولی اَعلمیّت است که در مورد ایشان جز آقای یزدی کسی ایشان را اَعلم ویا حتّی مساوی بقیهٔ مراجع هم نمی‌داند و این اعلام نظر آقای یزدی در نماز جمعه مبنی بر اَعلمیّت مقام رهبری مسلّماً برخلاف سنّت هزار ساله در حوزه‌های علمی شیعه بوده‌است”.
آقای یزدی در مصاحبه‌ای درباره جواز تقلید و اعلام مرجعيت آیت‌الله خامنه‌ای از سوی جامعه مدرسين حوزه گفته بود: “بعد از فوت آيت‌الله گلپایگانی وآيت‌الله اراکی، بحث مرجعیت حضرت آيت‌الله خامنه‌ای مطرح شد. در آنجا در مورد فهرستی که در این مورد تهیه شده بود، با حالت تجری خاصی می‌گفتم اين فهرست بايد واجد یک اثبات باشد و یک نفی. اثبات مرجعيت آقای خامنه‌ای است که اگر از بقیه آقايان بالاتر نباشد، کمتر هم نیست، منفی‌اش هم آقای منتظری است. بايد رسما اعلام كنيد كه ايشان صلاحيت مرجعيت ندارد”.

سابقه جدل‌های تند

در سال‌های اخیر برخی اظهار نظرهای آقای یزدی به ویژه اختلاف‌های او با چند چهره‌ شاخص سیاسی و مذهبی خبرساز شده بود.
از جمله انتشار علنی نامه تند و انتقادآمیز محمد یزدی به آیت‌الله موسی شبیری زنجانی و بازخواست از وی برای دیدار با محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین، بازخوردها و واکنش‌های زیادی را برانگیخت.
بعدتر، آقای یزدی در سال ۱۳۹۸، در اظهاراتی تند از عملکرد صادق آملی لاریجانی رئیس پیشین قوه قضائیه هم انتقاد کرد و گفت “شما در قم هم خیلی موثر نبودید چه برسد در نجف”. این اظهار نظر آقای یزدی پس از آن صورت پذیرفت که ادعا شده بود آقای آملی لاریجانی به دنبال طرح موضوع فساد در قوه قضائیه دوران او، می‌خواهد به نجف مهاجرت می‌کند.
اما آقای لاریجانی با رد این ادعا گفت آقای یزدی می‌خواهد به همه در حوزه “امر و نهی” کند و خطاب به او ادامه داده بود: اما با نگاهی به نوشته‌های حوزوی شما، “میزان اثر” شما در حوزه و “حد تحصیلات جنابعالی و استفراغ وسعتان درباب استنباط احکام” معلوم می‌شود.
صادق آملی لاریجانی درباره حضور آقای یزدی در شورای نگهبان نیز گفت “در شورای نگهبان، سخنان غیر دقیق، غیر مستدل و حتی نامربوط شما برای اعضا روشن است. اگر سکوت می‌کنند و چیزی نمی‌گویند، حرمت پیرمردی شما را پاس می‌دارند”.
صادق لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بعدها با انتشار بیانیه‌ای از لحن نامه قبلی خود درباره محمد یزدی عذر خواست و در عین تاکید بر “گلایه‌ها” نوشت “باید نامه با لحن درست‌تر و دقت بیشتری نگاشته می‌‎شد.”

No responses yet

Dec 05 2020

نماینده مجلس:‌ لزوم تصویب ممنوع‌الخروجی مسئولان با توجه به نزدیک شدن به پایان دولت روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: جلال رشیدی کوچی، نماینده مرودشت، گفته است مجلس در حال بررسی طرحی است که در صورت تصویب آن، برخی از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی پس از پایان مسئولیت «ممنوع‌الخروج» می‌شوند.

این نماینده مجلس که پیشتر در روز دوم آذر در توییتی به این طرح اشاره کرده بود، روز شنبه ۱۵ آذر در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس این طرح را مرتبط با «استعفاهای اخیر در دولت» و «نزدیک شدن به پایان دولت دوازدهم» دانسته و بدون نام بردن از شخص خاصی گفت که مسئولان ارشد که به «یک سری اطلاعات خاص و محرمانه دسترسی» دارند، نباید پس از پایان مسئولیت به راحتی از کشور خارج شوند.

آقای رشیدی از وجود سازوکاری مشابه در سازمان‌های نظامی خبر داده و گفته مسئولان نظامی پس از پایان مسئولیت تا سه سال «بدون مجوز سازمان حفاظت اطلاعات نمی‌توانند به خارج از کشور سفر کنند» و خواستار تسری این طرح به مجموعه‌های دیگر شده است.

بحث ممنوع‌الخروج کردن برخی از مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی در سال ۹۷ در مجلس دهم نیز توسط برخی از نمایندگان مطرح شد، ولی به نتیجه نرسید.

این نماینده مجلس از وجود طرحی درباره «فرزندان خارج‌نشین» مسئولان هم خبر داده که به گفته او مکمل ممنوع‌الخروج کردن مسئولان جمهوری اسلامی است.

در سال‌های گذشته موضوع تحصیل و کار فرزندان برخی از مقام‌های نظام از جمله علی لاریجانی، رئيس پیشین مجلس، حسن روحانی و معصومه ابتکار،‌ معاون رئيس‌ جمهور در کشورهای غربی جنجال‌برانگیز شده است.

No responses yet

Dec 04 2020

چرا فخری‌زاده از اتومبیل پیاده شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


ایندیپندنت(هادی خرسندی): گزارشی با تغییرات لحظه‌به‌لحظه از ترور دانشمندی که هسته‌ای نبود!

آن خانمه توی ماشین فخری‌زاده، همسرش بود یا پرستویش؟
من یک کارشناس تلویزیونی هستم

این‌جانب (امضا محفوظ) یکی از کارشناسانی هستم که تلویزیون‌های فارسی عکس بزرگم را روی دیوار می‌اندازند و از من سؤال می‌کنند. خود را آماده کرده بودم که اگر در مورد ترور سردار فخری‌زاده خواستند با من مصاحبه کنند، کم و کسر اطلاعاتی نداشته باشم. لذا همه خبرها را خواندم و گزارش خویش را روی کاغذ آوردم و با هر خبر جدیدی که می‌رسید، نوشته خود را تازه می‌کردم.

این است گزارش این‌جانب با تغییرات آخرین لحظه:

با سلام به تماشاگران شما، قبل از هر چیز باید این مصیبت را به ملت ایران تسلیت بگویم. (این را نوشتم تا بی.بی.سی باز هم دعوتم کند.) باید بگویم که مرحوم فخری‌زاده جعبه سیاه هسته‌ای رژیم بود. (بعد معلوم شد که شرکت‌های مختلف به نامش بوده و مافیای اقتصادی داشته، این‌طوری عوض کردم:) او جعبه سیاه سوراخ شده رژیم بود که مقداری شرکت بیزینسی از سوراخش ریخته بود بیرون. این دانشمند هسته‌ای‌… (بعد گفتند دانشمند بوده ولی هسته‌ای نبوده. اصلاح کردم:) این دانشمند بی‌هسته رژیم، جعبه سیاه سوراخ شده‌ای بود که در مجموع که حساب کردم ۶۷ نفر در عملیات ترور او شرکت داشته‌اند. (در این محاسبه، خودِ مرحوم فخری‌زاده و همسرش و محافظش به حساب نیامده‌اند.)

(بعد گفتند هیچ عامل انسانی در محل ترور نبوده، نوشتم:) از این ۶۷ نفر هیچ‌کدام در محل حادثه حضور نداشته‌اند، در عوض یک وانت نیسان آبی خودکار در مسیر اتومبیل مقتول قرار گرفته که از ۱۲۰ کیلومتری به‌طور خودکار عمل کرده.

(وقتی گفتند فخری‌زاده با صدای تیر از اتومبیل بیرون آمده، با توجه به پیشرفت حیرت‌آور تکنولوژی، تجسم صحنه را این‌طور نوشتم:)

تیربار پیشرفته و تمام اتوماتیک که روی وانت نیسان سوار بوده، با صدای بلند اعلام می‌کند:

-«فخری‌زاده کیه؟ بیاد بیرون!» در این موقع محافظ مخصوص اسلحه به دست به‌سرعت از اتومبیل بیرون می‌پرد که نیسان هوشمند می‌گوید «خودتو لوس نکن، بگو خودش بیاد بیرون!»

(این اطلاعات من تا موقعی بود که سردار شمخانی نگفته بود «ما از قبل می‌دانستیم قرار است ایشان در آن نقطه ترور شود.» متوجه شدم که برنامه‌ریزی دقیق بوده. بنابراین این‌طوری تغییر دادم:)

محافظ مخصوص، اسلحه به دست به‌سرعت از اتومبیل بیرون می‌پرد که نیسان می‌گوید «اکبر می‌زنم مختو داغون می‌کنم‌ها، نفله. خودشو بنداز بیرون!»

در این موقع محافظ به سوژه می‌گوید «من یک نیش ترمز می‌زنم شما بپّر بیرون ببین چی شده.»

(فرض من تا اینجا چنین بود که محافظ ایشان رانندگی می‌کرده ولی وقتی همسر آقای داریوش رضائی‌نژاد از قول همسر شهید فخری‌زاده گفت که «آن مرحوم خودش رانندگی می‌کرده»، این‌طوری صحنه را روی کاغذ آوردم:)

«محافظ به فخری‌زاده گفت لطفاً ترمز دستی را بکش برو بیرون ببین چی شده.»

در اینجا بی‌گمان همسر آن مرحوم که بیش از محافظ، مواظب جان شوهرش هست می‌گوید: «وا! پس شما چه محافظی هستی؟ تو را می‌خواهند ترور کنند یا ایشان را؟ خودت پیاده شو ببین چی شده. پس برای چی حقوق می‌گیری؟»

محافظ در جواب می‌گوید «خواهر، ما طبق پروتکل امنیتی رفتار می‌کنیم. ایشان که پیاده شد، اگر تیراندازی کنند، من خودم را روی ایشان می‌اندازم که تیر بخورد به کتفم.» همسر شهید با گفتن «وا» سکوت می‌کند و مرحوم فخری‌زاده هم با اشاره دست به او می‌گوید «خانم سر به سرش نذار، خودم پیاده میشم.»

(بعد خبر سستی آمد که عملیات توسط دو پهپاد که از شمال آمده بودند انجام شده، من احتیاطاً نوشتم:)

محافظ با نگرانی و مهربانی به شهید گفت «بیرون تشریف می‌برین، مواظب پهپادها باشین. کلاهتان را بگذارید سرتان.»

(تا اینجا را دقیق نوشته بودم که بعد خبر رسید یک عابر هم در این ماجرا کشته شده. بنابراین صحنه را به دقت مجسم کردم:)

در این موقع سردار فخری‌زاده در حالیکه رانندگی می‌کرد، با کمال تعجب متوجه یک عابر شد. با خود فکر کرد «عجیبه. مگر قرار نبود هیچ عامل انسانی در صحنه نباشد؟». بنابراین وجود عابر را به فال نیک می‌گیرد و به جای اینکه پیاده شود، ترمز کرده، شیشه را پائین کشیده و با احتیاط به عابر می‌گوید:

-«برادر من یک آدم معمولی هستم، نه دانشمند هستم، نه هسته‌ای، نه جعبه سیاه. بی‌زحمت ببین لطفاً گوله‌ای چیزی به ماشین ما خورده.»

(بعد که مصاحبه فرزند فخری‌زاده را شنیدم که گفت من هم در فاصله کمی از آن‌ها بودم، منطقاً نوشتم:)

فرزند سردار وقتی می‌بیند کسی به اتومبیل پدرش نزدیک شده، نمی‌داند که او عابر است. به گمان اینکه تروریست است، از فاصله کمی که داشته می‌زند عابر را می‌کشد.

(بعد که نوشتند هشت موتورسوار شروع به تیراندازی کردند، اولش ترسیدم. بعد که خواندم یکی از آن‌ها تیرخورده، یک کم خیالم راحت شد. ولی هنوز در شوک بودم که این‌ها از کجا آمدند؟ مگر قرار نبود همه چیز اتوماتیک باشد؟ گزارش را منطقاً این‌طور ادامه دادم:)

مرحوم فخری‌زاده ضمن دلخوری از اینکه یک احمقی زده بود عابر را کشته بود (نمی‌دانست پسر خودش بوده.) مشغول شمردن هشت مهاجم مسلح شد که ناگهان متوجه شد وانت نیسان راه افتاده و به طرف آن‌ها می‌آید. (با هوشمندی خاصی که از آن مرحوم سراغ داشتم و با اطلاعات وسیعی که او داشت نوشتم:)

مرحوم فخری‌زاده با دیدن وانت نیسان به محافظش گفت «این یکی از دو تا نیسانی است که ۵۰۰ کیلو اسناد اتمی ما را از قورآباد بار زدند و به اسرائیل بردند.»

محافظ که کارد می‌زدی خونش درنمی‌آمد گفت: «حالا شما چکار به این کارها داری؟ دنده عقب بگیر از نیسان دور شویم، چون‌که ممکن است منفجر شود.» مرحوم فخری‌زاده گفت «اگر از اینجا حرکت کنیم از نقطه‌ای که سردار شمخانی گفته، دور می‌شویم. ایشان حادثه را در همین نقطه پیش‌بینی کرده.»

از شما چه پنهان خودم هم از این جواب و استدلال آن مرحوم راضی نبودم ولی باور کنید از وفور اطلاعاتی که از در و دیوار می‌ریخت گیج شده بودم و می‌خواستم زودتر سر و ته گزارش را به هم بیاورم، چون‌که ممکن بود آن خانمه‌ی توی استودیو هرلحظه الان زنگ بزند.

در این موقع روی کنجکاوی، نگاهی به سایت گویانیوز انداختم و ویدیوی آقای مجتبی واحدی را که گوش کردم، متأسفانه از این همه زحمتی که شنیده بودم، پشیمان شدم.

ایشان می‌گفت اینکه همسر سردار در اتومبیل با ایشان همراه بوده، دروغ است، چون‌که این خانم روز اول خبر به این مهمی را نگفت و اگر می‌گویند آن مرحوم در آغوش همسرش کشته شده، فیک است. (یعنی قلابی) ایشان نه وحشت‌زده بود نه زخمی.

این آقای واحدی گفت آن مرحوم با یک خانمی توی ماشین دوتائی داشتند می‌رفتند در یک جای «دنجی» خلوت کنند. حتی سکسی‌ترش کرد و گفت «دخمه». بعد هم گفت حالا یا همسر دومش بوده، یا پرستو بوده، فعلاً همسر آن مرحوم را جایگزین کرده‌اند که اگر بعداً عکسی از ماجرا منتشر شد، گندش درنیاید. بعد هم دلایلی آورده که اقلاً کمتر از خبرهای دیگر تناقضی و وصله پینه ایست.

حالا من نمی‌دانم اگر از تلویزیون زنگ زدند، چه بگویم. از طرفی هم هرجور حساب می‌کنم می‌بینم این سه تا تیری که به آن شهید غیرهسته‌ای خورده، در ذهن من شبیه آن سه تا گلوله ایست که محمدعلی نجفی به میترا استاد زده بود. آیا این بار، پرستو از فرصت استفاده کرده و برعکس، سه تا تیر به آن مرحوم زده؟ آیا دستور قتل فخری‌زاده را بابک زنجانی از توی سلول صادر کرده؟ می‌دانم که هیچ ربطی ندارد ولی در جمهوری اسلامی مسائل پول‌شوئی و آدم‌شوئی و سردارشوئی زیاد اتفاق می‌افتد.

آیا سردار شمخانی شخصاً وانت نیسان را به همان نقطه معهود برده بوده؟ آیا این‌همه برنامه‌ریزی دقیق و پردنگ و فنگ به این علت بوده که مرحوم فخری‌زاده حاضر نبوده در استخر فرح شنا کند؟… من جواب خانمه توی استودیو را چه بدهم اگر سؤال کرد؟

No responses yet

Dec 04 2020

محمود امیری مقدم: «اعدام احمد رضا جلالی هزینه سنگینی خواهد داشت» – چشم‌انداز روز

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: درپی انتشار گزارش هایی درباره احتمال اجرای حکم احمد رضا جلالی، پزشک و محقق ایرانی-سوئدی که به اتهام جاسوسی در ایران به اعدام محکوم شده است، هلاله موسویان، وکیل مدافع وی روز چهارشنبه دوم دسامبر، از توقف موقت این حکم خبر داد.

محمود امیری مقدم، مدیر و یکی از بنیان گذاران «سازمان حقوق بشر ایران» در نروژ در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیوی بین‌المللی فرانسه می‌گوید که علیرغم توقف موقت حکم اعدام احمد رضا جلالی، خطر اعدام همچنان او را تهدید می‌کند. وی تاکید می‌کند که اعدام احمد رضا جلالی، هزینه سنگینی برای جمهوری اسلامی ایران در پی خواهد داشت.

با اینکه احمد رضا جلالی همواره اتهام جاسوسی خود را رد کرده است اما، مقامات ایران همچنان بر این موضوع اسرار دارند. از محمود امیری مقدم پرسیده ایم که چرا و بر اساس چه شواهد و مدارکی ایران چنین اتهامی را مطرح می‌کند؟ وی در پاسخ می‌گوید که «به خاطر غیر شفاف بودن سیستم قضایی جمهوری سلامی» اصلا مشخص نیست که آیا شواهد و مدارکی در خصوص این پرونده وجود داشته باشد.

آن لیده، وزیر امور خارجه سوئد هفته گذشته اعلام کرد که با همتای ایرانی خود، محمد جواد ظریف گفتگو کرده و در تلاش است تا از اجرای حکم اعدام احمد رضا جلالی جلوگیری کند. از محمود امیری مقدم پرسیده ایم که محور اصلی این گفت‌وگوها میان وزرای امور خارجه دو کشور چه موضوعی است؟ وی وضعیت کنونی احمد رضا جلالی را محور اصلی این گفت‌وگو‌ها عنوان می‌کند.

از محمود امیری مقدم همچنین پرسیده ایم که مقامات ایران چه انتظاری در برابر توقف حکم اعدام و یا آزادی احمد رضا جلالی از دولت سوئد دارند؟ بر اساس گفته‌های مدیر «سازمان حقوق بشر ایران»، گمانه‌زنی‌های زیادی در مورد تبادل زندانی میان دو کشور و جود دارد.

مشروح گفتگو با محمود امیری مقدم را می‌توانید در فایل صوتی چشم‌انداز روز گوش کنید…

No responses yet

Dec 04 2020

تحریم جدید آمریکا علیه یک فرد و یک شرکت ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: دولت دونالد ترامپ بار دیگر تحریم‌های جدیدی را علیه جمهوری اسلامی اعلام کرد. یک شرکت و یک فرد ایرانی مورد تحریم قرار گرفته‌اند که گفته می‌شود مرتبط با پژوهش‌های وزارت دفاع در ارتباط با ساخت سلاح شیمیایی در ایران هستند.

ایالات متحده آمریکا روز پنجشنبه سوم دسامبر (۱۳ آذر) با اعلام تحریم‌های تازه علیه جمهوری اسلامی، یک شرکت و یک فرد را در لیست سیاه خود قرار داد.

این تحریم‌ها در چهارچوب فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا علیه جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد و گفته می‌شود تا پایان ریاست‌جمهوری او در ماه ژانویه ادامه خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت خزانه‌داری آمریکا با انتشار بیانیه‌ای از “گروه شهید میثمی” و مدیرعامل آن نام برد که در ارتباط با تحقیقات سلاح شیمیایی و سازمان نوآوری و پژوهش‌های دفاعی جمهوری اسلامی هستند. این سازمان در لیست سیاه واشنگتن قرار دارد.

استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا در این بیانیه می‌نویسد که “ساخت سلاح‌های کشتار جمعی ایران تهدیدی علیه امنیت کشورهای همسایه و جهان است”.

منوچین می‌افزاید، ایالات متحده همچنان با هر گونه تلاش رژیم ایران برای ساخت سلاح‌های شیمیایی که بتواند از سوی رژیم یا نیروهای نیابتی آن برای رسیدن به اهداف‌شان به کار گرفته شود، مقابله خواهد کرد.

بر اساس تحریم روز پنجشنبه، تمام دارایی‌ها این دو شخص حقیقی و حقوقی در آمریکا مسدود خواهد شد و از شهروندان آمریکایی خواسته شده از هر گونه معامله به آنها اجتناب ورزند.

وزارت خزانه‌داری در بیانیه خود می‌افزاید، نهادهای مالی که تسهیلاتی برای تراکنش‌های مالی در اختیار این دو شخص حقیقی و حقوقی قرار دهند باید ریسک اقدامات آمریکا علیه خودشان را بپذیرند.

الیوت آبرامز، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران هفته گذشته گفته بود، دولت ترامپ طرح فشارهای بیشتر را بر رهبری تهران در برنامه خود دارد که دربرگیرنده تحریم‌های بیشتر در رابطه با تجارت اسلحه و سلاح‌های کشتارجمعی و حقوق بشر است.

نماینده ویژه آمریکا در امور ایران گفته بود: «ما هفته آینده و هفته بعد و هفته پس از آن تا دسامبر و ژانویه تحریم‌هایی وضع خواهیم کرد که در رابطه با تجارت اسلحه و تجارت با تسلیحات کشتارجمعی و حقوق بشر خواهد بود. …بنابراین دو ماهی ادامه خواهد یافت تا لحظه آخر.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .