اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Oct 10 2013

جانی دوباره در کالبد افراطیون: تمجید “عماریون” و “مصباحیون” از خامنه ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: با اعلام موضع دوپهلوی آیت الله خامنه ای درباره سفر حسن روحانی به نیویورک که با استقبال جناح تندروی جمهوری اسلامی، یعنی طیف موسوم به جبهه پایداری و چهره هایی که علی مطهری آنها را “کاسب فتنه” خوانده، رو به رو شد، موج جدیدی از چاپلوسی از وی آغاز شده است.

پس از آنکه گفته های خامنه ای درباره “نرمش قهرمانانه” منشاء طنزپردازی های فراوانی شد، طیف های راست در عرصه رسانه ها مدتی دچار انفعال شدند و حتی برخی از وبلاگ های این طیف سخن از “عقب نشینی رهبری” مطرح کردند؛ وضعیتی که با سخنان اخیر و تشر خامنه ای به دولت با عنوان “مورد تایید نبودن برخی اقدامات”، تغییر کرده و موج تازه ای از تعریف و تمجید از وی را به دنبال داشته است.

این موج با سخنان مصباح یزدی که بعد از انتخابات در انزوا قرار گرفته بود، آغاز شد.

او در سخنانی که سایت رجانیوز، ارگان جبهه پایداری منتشر کرده، “تدبیر” خامنه ای را در جهان “بی نظیر” توصیف کرده است؛ سخنانی که طی ماه های گذشته از سوی این چهره افراطی به گوش نمی رسید و برخی تحلیل گران آن را نشانه دلخوری افراطیون از آیت الله خامنه ای گرفته بودند.

به نوشته رجانیوز، مصباح در جمع عوامل جبهه پایداری که تحت عنوان “جمعی از طلاب بسیجی” از آنها یاد شده، آیت الله خامنه ای را با اولین امام شیعیان مقایسه کرده و گفته است: ” علیرغم ظلم‌هایی كه به حضرت علی و خانواده مظلوم وی روا داشته شد، اما زمانی كه حضرت علی احساس كرد، دوری ایشان از عرصه اجتماع می‌تواند، اساس اسلام را در خطر بیندازد، وارد میدان شده و حتی در بسیاری از موارد به خلفا كمك كردند تا اساس اسلام و مصلحت مسلمین تأمین شود. با وجود اینكه نظر حضرت علی نسبت به خلیفه و ظلم‌هایی كه از جانب او به خودش روا شده است، ظاهرا باید مشخص باشد، اما حضرت علی او را به بهترین وجه راهنمایی كردند، چرا كه اینجا مسأله شخصی مطرح نبود بلکه اسلام در خطر بود”.

او افزوده است: ” رهبر جامعه اسلامی باید بتواند مصلحت اسلام را شناخته و تصمیمی بگیرد كه مصلحتش برای جامعه بیشتر باشد. باید در رفتارها، برخورد‌ها و موضع‌گیری‌ها عاقلانه بیندیشیم، دقت نظر داشته باشیم، و حسن ظن به تدبیر مقام معظم رهبری داشته باشیم؛ تدبیری كه در جهان ما نظیر ندارد. حضرت علیتأكید می‌كند كه هرگز پیروزی دین خدا، تابع كثرت افراد، یا شكست اسلام تابعی از قلیل بودن افراد نبوده است، بلکه هرجا مسلمانان بر خدا توكل کرده، تقوا را با صبر و پایداری همراه کردند، خدا هم به همان میزان مؤمنین را یاری كرده است. این رفتار حضرت علی به ما می‌آموزد كه حتی به كسانی كه از نظر فكری و ارزشی با ما مخالف هستند، باید مشورت درست بدهیم، و جایی كه مصلحت اسلام در میان است، خودمان هم كمك كنیم”.

پس از وی، مهدی طائب، فرمانده قرارگاه “عماریون” هم که طی 4 سال گذشته به بهانه “مبارزه با فتنه” بودجه های چند صد میلیاردی دریافت کرده و به “قرارگاه کاسبان فتنه” شهرت دارد، در جمع عوامل این قرارگاه، به تجلیل از آیت الله خامنه ای پرداخته و حتی او را “مقبول تر از خمینی” دانسته است.

سایت کلمه، در گزارشی در اینباره نوشته است: “مهدی طائب که سخنانش در مورد خوزستان چندی پیش مساله ساز شد، این بار نه تنها ادعا کرده که مقبولیت رهبری از امام خمینی بیشتر است بلکه گفته است که میرحسین موسوی در مقابل امام ایستادگی می ایستاد.رییس قرارگاه عمار که طی سال های اخیر در عرصه سیاسی فعال شده و از غائبان دهه اول انقلاب است ادعا کرده که هرگز مقبولیت امام خمینی در حد مقبولیت مقام معظم رهبری، نبود!”

کلمه افزوده است: “مهدی طائب با کمک تیمی از نیروهای امنیتی سال هاست در تلاش است تا بتواند گفتمان خط امام را کمرنگ کند و از جمله افرادی است که در سال ۸۸ بیشترین آسیب را به انقلابیون اصیل و خادمان کشور وارد کرد. این مقام امنیتی که در جریان حوادث سال ۸۸ نقش برجسته ای در امام زدایی و فراهم کردن خوراک برای حمله به میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس در رسانه های افراطی و تندرو داشت، اینک با قلب واقعیت و تاریخ معاصر مدعی شده است: بازرگان نخست وزیر و بنی صدر رئیس جمهور و میرحسین موسوی وزیر اجرایی این کشور بودند که هرسه نفر رسما جلوی دستور امام ایستادگی کردند. این ادعا در حالی مطرح می شود که امام خمینی در توصیف میرحسین موسوی گفته بود: آقاى مهندس موسوى را شخص متدین و متعهد، و در وضع بسیار پیچیده کشور، دولت ایشان را موفق مى دانم”.

کلمه در ادامه نوشته: “بر خلاف ادعای مهدی طائب و تیم سعید امامی، میرحسین موسوی همان کسی است که امام خمینی در طول هشت سال نخست وزیری نه تنها عملکرد او را بارها مورد تقدیر و ستایش قرار داد، بلکه صراحتا به ایشان گفته بود: جناب آقای موسوی! آنان که در مقابل شما ایستاده اند توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند.طائب بدون اشاره به مسایل فیمابین رهبری و روسای جمهور ادعا کرده است: الان مسئولان مقام معظم رهبری را منطقی قبول دارند. این مقام امنیتی با تحریف اتفاقاتی که منجر به حذف قانون مطبوعات از مجلس شد، مدعی شد: در مجلس ششم که بیشتر اصلاحاتی بودند، قانونی برای مطبوعات تصویب شد، مقام معظم رهبری یک خط نوشت که به صلاح جامعه نیست؛ این قانون را کنار گذاشتند.وی با تکرار سناریوهای تیم سعید امامی ادعا کرده است که آقای بهزاد نبوی به خاطر همین همه نمایندگان برای علیه مقام معظم رهبری بسیج میکرد و این پندار را داشت که همه از مقام معظم رهبری برگشتند، در سالگرد مجلس همه به دیدن مقام معظم رهبری رفتند همه نمایندگان مطالب آقا را مینوشتند. وقتی بهزاد نبوی روبه رو شدند؛ گفتند ایشان حرفهای عاقلانه و منطقی میزند”.

این سایت در خصوص قرارگاه موسوم به “عماریون” هم نوشته: “عماریون شاگردان مصباح یزدی هستند که بعد از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دورهم آمدند تا بتوانند برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری دورآتی با آمادگی بیشتری میداندار شوند. این گروه که پیش از این در قالب انصار حزب الله در مناسبتهای مختلف مسئولیت حمله به بیت علما، فحاشی و هتک حرمت به مسئولان و شخصیتهای سیاسی، آتش زدن کتابفروشی ها …. را بعهده داشتند، برای انجام فعالیتهای منسجم تر در قالب گروه «عماریون» اعلام موجودیت کردند.علیرضا پناهیان، مهدی طائب، سعید قاسمی، محمدمهدی ماندگاری، مهدی کوچک‌زاده، حمید رسایی، نادر طالب‌‌زاده اردوبادی، حسین یکتا، حسن عباسی، علی ثمری، سعید حدادیان، حسین‌الله کرم، قاسم روانبخش، وحید جلیلی و حسین روشن اعضای شورای مرکزی این تشکل اطلاعاتی- امنیتی هستند. همان ها که در گرماگرم انتخابات و رویدادهای پس از آن از هیچ تلاشی برای دامن زدن به بحران کوتاهی نکردند”.

سایت مشرق هم در تعریف از خامنه ای از دیگر افراطیون عقب نمانده و ضمن تحلیل سخنان اخیر خامنه ای نوشته است: ” تکرار کلید واژه های همچون بدبینی، غیر منطقی بودن، خود برتربینی و عهد شکن بودن توسط رهبری درباره دولت آمریکا نشان می دهد که آقا در حوزه مسائل تاکتیکی نیز چارچوب معینی و بر اساس استراتژی از پیش تعیین شده ای عمل می کند. رهبری مذاکره دو طرفه معقول را نیازمند پیش مقدماتی می دانند که بدون آن کسب نتیجه و نشتن پای میز مذاکره مطلوب نیست. مقام معظم رهبری با طرح کلید واژه هایی همچون بدبینی به دولتمردان آمریکا عملا معتقدند آمریکایی ها برای برطرف کردن بدبینی ایران باید یکسری اقدامات عملی را انجام بدهند. مجموعه اظهارات رهبری طی روزهای اخیر می تواند تلاش برای انتقال این پیام راهبردی باشد که این مذاکرات با اجازه، تحت حمایت، نظارت و مراقبت نظام می باشد و هر نوع توافق راهبردی منوط به تصمیم، اراده موافقت و علی الخصوص متقاعد شدن نظام صورت خواهد پذیرفت. در حوزه نگاه رهبری به مسائل دیپلماتیک رهبری برای نوع و نحوه انتقال پیام به درون جامعه ایران جایگاه ویژه ای قائل می باشند.از میان سخنان رهبری به خوبی می توان استنباط کرد که نوعی روشن کردن فضا در جامعه برای مواجه و نحوه زاویه دید نگاه به مذاکرات با آمریکا کاملا مشخص می باشد. مهمترین پیام رهبری در سخنان اخیرشان به طرف غربی این بود که محاسبات راهبردی ایران در مواجه با آمریکا هیچ تغییری نکرده است. این محاسبات همچنان بر پایه بدبینی به آمریکا و بی منطق و عهد شکن دانستن دولت آمریکا استوار است”.

این نوشته ها و سخنان در شرایطی مطرح می شود که برخی ناظران، این موج جدید را با هدف توجیه “نرمش” های آینده و البته روحیه دادن به عوامل افراطی ارزیابی می کنند.

No responses yet

Oct 07 2013

آیت‌الله خامنه‌ای؛ کارآفرین معظم در بانک کارآفرین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بامدادخبر: مرکز مطالعات لیبرالیسم – سعید قاسمی‌نژاد: بانک کارآفرین خود را به عنوان یک بانک خصوصی معرفی می‌کند. بسیاری هم بانک کارآفرین را یک بانک خصوصی موفق می‌دانند. اما آیا بانک کارآفرین واقعا بانکی خصوصی است؟
نگاهی به سهام‌داران این بانک نشان می‌دهد که کارآفرین نه تنها بانکی خصوصی نیست بلکه بخشی از امپراطوری مالی قدرتمند‌ترین فرد ایران، یعنی رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای است. آیت‌الله خامنه‌ای و سپاه پاسداران مستقیما ۳۱% سهام بانک کارآفرین را کنترل می‌کنند و بزرگ‌ترین بلوک سهام‌داران در این بانک را تشکیل می‌دهند. ۷% دیگر از سهام بانک کارآفرین نیز در کنترل شرکت‌هایی است که امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه‌ای در آن‌ها سهام دارد؛ اما بدون احتساب این ۷% نیز آیت‌الله خامنه‌ای با ۳۱.۱% سهامی که در اختیار دارد سیاست‌های این بانک را کنترل می‌کند، خصوصا که هیچ سهام‌دار عمده دیگری که میزان سهامش به این حد برسد در بانک وجود ندارد. همین بلوک قدرتمند است که به امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه‌ای اجازه داده است هیأت مدیره بانک کارآفرین را به میل خود انتخاب کند. شرکت‌های تابعه امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه‌ای که در کارآفرین سهام‌دار هستند عبارتند از سرمایه‌گذاری تدبیر، سرمایه‌گستر دوراندیش، توسعه اقتصاد فردا، نگین گنجینه ایرانیان، مهرآفرینان دوران و توسعه اقتصاد آینده‌سازان.

نگاهی به هیأت مدیره بانک نشان می‌دهد که هیأت مدیره با چهره‌های وابسته به امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه‌ای پر شده است. رییس هیأت‌مدیره کسی نیست جز علی‌اشرف افخمی. کسی که تمامی عمر حرفه‌ای‌اش در سالهای اخیر را در امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه‌ای گذرانده است. سوابق او به قرار زیر است:

رییس هیات مدیره گروه توسعه اقتصادی تدبیر

نایب‌رییس هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری البرز

عضو هیات مدیره سرمایه‌گذاری شاهد

عضو هیات مدیره پتروشیمی باختر

رییس هیات مدیره پتروشیمی قائد بصیر

عضو هیأت مدیره بانک کارآفرین از آذرماه ۸۴

علی بقایی دیگر عضو هیأت مدیره به نمایندگی از “توسعه اقتصاد فردا” است. “توسعه اقتصاد فردا” بخشی از شبکه سرمایه‌گذاری ری است. سوابق علی بقایی نشان می‌دهد که او نیز بخش عمده عمر حرفه‌ای خود را در امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه‌ای گذرانده است. سوابق او از این قرار هستند:

مدیرعامل و عضو هیات مدیره گروه اقتصادی تدبیر

عضو هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری تدبیر

عضو هیات مدیره شرکت فن‌آوری‌های نوین تدبیر

عضو کمیته حسابرسی و ریسک ایران مبل

عضو هیات‌ مدیره نمایندگی‌های کشتیرانی بنیاد

سومین عضو هیأت مدیره که وابسته به امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه ای است، جواد شکرخواه است. شکرخواه نماینده سرمایه‌گستر دوراندیش و استاد دانشگاه علامه طباطبایی است. سوابق او نیز پر است از همکاری با امپراطوری مالی آیت‌الله خامنه ای در بالاترین سطوح.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی – دانشکده مدیریت و حسابداری – گروه حسابداری

مدیر عامل و عضو هیات مدیره موسسه بنیاد برکت

مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری پویا

عضو هیات مدیره شرکت سیمان ارومیه

عضو هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری ری

عضو هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری مدبر

عضو هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری ملی ایران

عضو هیات مدیره شرکت صنایع ریخته‌گری ایران

عضو هیات مدیره شرکت کارگزاری تدبیرگران فردا

عضو هیات مدیره شرکت مدبران شیمی

عضو انجمن حسابداری ایران

ولی‌الله سیف رییس کل بانک مرکزی ایران، پیش از این مدیرعامل بانک کارآفرین بوده است.

واقعیت درباره اقتصاد ایران این است که در ایران بخش خصوصی، کم‌تر وجود خارجی دارد. آن‌چه در ایران بخش خصوصی نامیده می‌شود یا شرکت‌هایی هستند تحت کنترل مستقیم بنیادهای عمومی وابسته به مقامات حکومتی یا اعضای هزار فامیل حاکم بر ایران که تخصص‌شان نه در کارآفرینی که در استفاده از رانت است. بخش اول را یقینا حتی در نام هم نمی‌توان بخش خصوصی خواند، بخش دوم را نیز اگر بتوان بخش خصوصی خواند مزایایی که برای بخش خصوصی نام برده می‌شود یقینا از حضور آنها حاصل نمی‌آید. آنها نه از حکومت مستقلند که موجب تقویت جامعه مدنی شوند و نه کارآفرینی در چنته دارند که موجب رشد اقتصاد شوند. آنها زائده‌های حکومت هستند که به رانت زنده هستند و تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا وضعیت نابسامان سیاسی–اقتصادی فعلی را حفظ کنند.

No responses yet

Oct 07 2013

ماجرای انتصاب معاون وزیر ارشاد و پشت صحنه ضعف برخی مدیران روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

آینده: علی جنتی در حال صدور حکم معاونت برای سلیمی بوده که ناگهان از یکی از مراکز با وی تماس گرفته و با ادعای این که یکی از مقامات کشور درباره معاون قرآنی وزارت ارشاد حساسیت بالایی دارد، ادعا می شود سلیمی در فتنه 88 دست داشته و خواستار توقف در صدور حکم وی می شوند…از آنجا که سلیمی چهره ای غیرسیاسی است و گرایشی سنتی دارد، ادعای دست داشتن وی در فتنه با تعجب روبرو می شود،..

کندی برخی وزرا و مدیران ارشد دولت روحانی در برخی انتصابات و رویکردهای فعال، گاه به عوامل فشاری بیرون از دولت ارتباط دارد که البته در کنار ضعف نشان دادن این مدیران، به کندی اصلاح امور منجر می شود.

به گزارش خبرنگار «آینده»، یکی از این موارد در خصوص انتصاب معاون قرآن و عترت وزارت ارشاد رخ داده است.

ماجرا از این قرار بوده که علی جنتی، عباس سلیمی، قاری و داور بین المللی و چهره شناخته شده محافل قرآنی را برای انتصاب به عنوان معاون قرآنی خود برگزیده و در این خصوص با وی مذاکره نیز کرده بود. سلیمی در پاسخ به وزیر ارشاد اظهار می کند با توجه به این که در حال همکاری با آیت الله ری شهری است، باید با وی هماهنگی لازم را انجام دهد که با تایید وزارت ارشاد، موافقت ری شهری را نیز گرفته و به وی اطلاع می دهد.

با این وصف، علی جنتی در حال صدور حکم معاونت برای سلیمی بوده که ناگهان از یکی از مراکز با وی تماس گرفته و با ادعای این که یکی از مقامات کشور درباره معاون قرآنی وزارت ارشاد حساسیت بالایی دارد، ادعا می شود سلیمی در فتنه 88 دست داشته و خواستار توقف در صدور حکم وی می شوند.

از آنجا که سلیمی چهره ای غیرسیاسی است و گرایشی سنتی دارد، ادعای دست داشتن وی در فتنه با تعجب روبرو می شود، اما بعدا مشخص می شود در سال 88، برخی فعالان قرآنی، نامه ای سرشار از تهمت علیه مهندس موسوی و معترضین نگاشته و برای امضا نزد وی برده اند که وی با بیان این که نسبت به موارد ذکرشده در نامه یقین ندارد، از امضای آن خودداری کرده و گویا به همین دلیل “فعال فتنه 88” خطاب شده است!

البته تحقیق بیشتر نشان داده، با توجه به این که معاون قرآنی فعلی وزارت ارشاد، برادر همکار این تماس گیرنده با علی جنتی است، تلاش بر این بوده که پست وی حفظ شود. اما موضوع فتنه، آن هم با استناد به امضا نکردن یک نامه غیرشرعی بهانه شده است.

اگرچه استفاده از نظرات مقامات ارشد و بزرگان کشور در برخی موارد می تواند مفید باشد، اما انفعال در برابر افراد غیرمسوول، آن هم با ادعاهای غیرواقعی و اهدافی با شائبه شخصی قابل دفاع نیست.

در این میان، رویکرد کند و منفعلانه وزیر ارشاد نیز زمینه ساز این گونه فشارهای غیرمعمول شده که به نظر می رسد در صورت تداوم این روند، وی کارنامه قابل دفاعی از خود بر جای نخواهد گذاشت.

این نمونه ای از فشارهای پنهان بر مدیران دولت روحانی است و اگرچه شعار اعتدال و تعامل با بخشهای مختلف قابل قبول است، اما اگر شعار اعتدال به انفعال و دادن امتیازات بی جا به افراد غیر مسوول ترجمه شود، به پاشنه آشیل دولت دکتر روحانی تبدیل خواهد شد.

چرا که این گونه فشارپذیری ها به ویژه از سوی کسانی که مخالف دولت کنونی هم بودند، راه را برای تداوم و افزایش فشارها باز می کند تا با تبدیل مدیران دولت جدید به افرادی بی اراده و منفعل، ابتکار عمل را از آنها بگیرد.

خبر | سیاست
شماره مطلب: 5208

No responses yet

Oct 06 2013

خامنه‌ای: برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد بجا نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: رهبر جمهوری اسلامی در واکنش به سفر حسن روحانی به نیویورک گفت: «برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود.»

به گزارش ایسنا،‌ خامنه‌ای امروز در مراسم دانش‌آموختگی ارتش گفت: «ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می‌دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود حمایت می‌کنیم، البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود، لکن ما به هیات دیپلماسی دولت عزیزمان خوشبین هستیم، ولی به آمریکایی‌ها بدبینیم. دولت آمریکا غیرقابل اعتماد و خودبرتربین و عهدشکن است.»

وی اضافه کرد: «ما به آمریکایی‌ها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم، دولت آمریکا غیرقابل اعتماد و خودبرتربین و غیرمنطقی و عهدشکن است و دولتی در تصرف شبکه صهیونیسم بین المللی است که بخاطر صهیونیست‌ها مجبور است با رژیم غاصب مماشات کنند و نرمش نشان دهند.»

چند روز پیش محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران، گفت‌وگوی تلفنی صورت گرفته میان حسن روحانی و باراک اوباما را «اشتباه تاکتیکی در مسیر حرکت دولت» خواند و گفت که این اشتباه قابل تصحیح و جبران است.

گفت‌وگوی حسن روحانی با باراک اوباما در حالی صورت گرفت که چند روز پس از این گفت‌وگو، رییس جمهور آمریکا در دیدار نا نخست وزیر اسرائیل به نتانیاهو اطمینان داد که هیچ گزینه‌ای را از جمله گزینه نظامی کنار نگذاشته است، اما تاکید کرد که دیپلماسی با ایران را خواهد سنجید.

No responses yet

Oct 03 2013

در آستانه جشن بی عاطفه ها ؛ رهبر انقلاب به دانش آموزان محروم 250 میلیون ریال کمک کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: مقام مزخرف رهبری این پول رو از سر قبر باباشون آورده اند!؟
شیاف: حضرت آیت الله خامنه ای در آستانه برگزاری جشن عاطفه ها ، به دانش آموزان محروم مبلغ 250 میلیون ریال کمک کردند .
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری ، همزمان با برگزاری جشن عاطفه‌ها و جمع‌آوری كمك‌های ملت شریف ایران به دانش‌آموزان محروم، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با اهدای 250 میلیون ریال در این امر خیر شرکت كردند.

No responses yet

Oct 03 2013

آیا مکالمه روحانی و اوباما بدون مجوز رهبر ایران بوده؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی، حسین باستانی:
میزان دخالت آیت الله خامنه ای در اقداماتی که برای تنش زدایی با آمریکا انجام می شود ممکن است تا اطلاع ثانوی محل بحث و اختلاف نظر بازیگران سیاسی ایران باشد و – در صورت تمایل رهبر ایران به قبول نکردن مسئولیت در ابتکارهای مهم دیپلماتیک – دولت روحانی را در شرایط دشواری قرار دهد

همان طور که انتظار می رفت، توضیح در مورد مکالمه تلفنی با باراک اوباما، از جمله محورهای توضیحات امشب حسن روحانی در کلیک جلسه مشترک با نمایندگان مجلس بوده است.
در پی بازگشت حسن روحانی از سفر نیویورک، الگوی قابل تاملی بر مجموعه واکنش های محافظه کاران به این سفر حاکم بوده: در اغلب – و البته نه تمام – واکنش ها، از کلیت سفر روحانی تقدیر شده ولی مشخصا مکالمه او با باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده مورد کلیک انتقاد قرار گرفته است.

با توجه به نشانه های مهم حاکی از موافقت رهبر جمهوری اسلامی با تنش زدایی تیم آقای روحانی با جامعه بین المللی، و در راس آنها تجویز “کلیک نرمش قهرمانانه” در آستانه سفر نیویورک، انتقادات اخیر به مکالمه روسای جمهور ایران و آمریکا را چگونه باید تفسیر کرد؟

مشکل بتوان تصور کرد که منتقدان، که برخی از آنها منصوبان مستقیم رهبر ایران – در حد کلیک فرمانده کل سپاه پاسداران – هستند، با فرض اینکه مکالمه آقای روحانی با اطلاع مستقیم آیت الله خامنه ای صورت گرفته آن را مورد انتقاد قرار داده باشند.

در نتیجه، حمایت اغلب منتقدان از دستاوردهای کلی سفر حسن روحانی و انتقاد از مکالمه تلفنی با باراک اوباما، با توجه به مختصات سیاسی ایران دارای این معنی تلویحی است که منتقدان احتمالا متقاعد شده اند یا تصور می کنند که این مکالمه، با رهبر جمهوری اسلامی هماهنگ نشده – یا به اندازه کافی هماهنگ نشده است.

بر مبنای روایت هایی که تاکنون از وقایع منتهی به مکالمه خبر ساز نیویورک منتشر شده نمی توان با اطمینان قضاوت کرد که پیش از تماس باراک اوباما، در دولت ایران چه هماهنگی هایی صورت گرفته است. با این حال، روایت رسمی تیم همراه آقای روحانی در نیویورک در این زمینه که مدتی کوتاه قبل از برقرار تماس آقای اوباما از تصمیم وی برای تماس مطلع شده اند، این تصور را ایجاد می‌کند که گویی رئیس جمهور ایران ناچار بوده در مدت کلیک زمانی بسیار محدود برای قبول یا رد گفتگوی تلفنی تصمیم بگیرد.

آیا آن گروه از منتقدان مکالمه نیویورک که به رهبر ایران نزدیک هستند معتقدند که در این فاصله – احتمالا کوتاه – در حدی که لازم بوده از رهبر جمهوری اسلامی کسب تکلیف نشده است؟

هر چند پاسخ به سوال فوق منطقا باید به سادگی “بله” یا “خیر” باشد، اما مروری بر تاریخچه جمهوری اسلامی نشان می دهد که در مواردی بحث راجع به کلیک دیدگاه های رهبر حکومت ایران در زمینه موضوعات حساس، تا مدت ها به نتیجه نرسیده است.

نمونه هایی متاخر از این ابهام، در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به وقوع پیوست. مشخصا در دومین دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، در چند نوبت در بحبوحه درگیری مجلس و دولت بر سر موضوعات حساس، اختلاف در مورد نظر آیت الله خامنه ای راجع به اقداماتی که مجلس قصد انجامشان را داشت – مثلا احضار رئیس جمهور برای طرح سوال- چندین ماه به طول انجامید. اختلاف نظرهایی که حتی در مواردی با نقل روایت های متناقض از دیدگاه های رهبر همراه بود.

حتی در زمان آیت الله خمینی هم، چنین اختلاف برداشت هایی در مورد نظر رهبر وقت جمهوری اسلامی در موضوعات خاص، به درگیری های خبرساز در سطح حکومت انجامیده بود. یک نمونه آشنای این اختلاف روایت، در هنگام سفر مخفیانه رابرت مک فارلن به ایران به همراه محموله ای از اسلحه آمریکایی برای عادی سازی روابط دوجانبه به وقوع پیوست که رسانه ای شدن آن، هر دو دولت را در وضعیت بحرانی قرار داد.

اگرچه تردیدی وجود نداشت که آیت الله خمینی با اقدام مخفیانه برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا موافق است، اما رسانه ای شدن سفر مک فارلن بحث شدیدی را میان جناح های رقیب حکومت ایران ایجاد کرد که موضوع آن، اختلاف روایت راجع به “میزان اطلاع” آیت الله خمینی از اقداماتی بود که برای عادی سازی روابط کشور جریان داشت – از جمله هویت نمایندگان اعزامی یا حتی نفس اعزام آنها به ایران. اختلاف در مورد میزان دخالت یا اطلاع رهبر سابق ایران در این زمینه، هنوز هم کمابیش ادامه دارد.

به همین ترتیب در شرایط فعلی نیز، میزان دخالت آیت الله خامنه ای در اقداماتی که برای تنش زدایی با آمریکا انجام شده یا خواهد شد، ممکن است تا اطلاع ثانوی محل بحث و اختلاف نظر بازیگران سیاسی ایران باشد و – در صورت تمایل رهبر ایران به قبول نکردن مسئولیت در ابتکارهای مهم دیپلماتیک – دولت روحانی را در شرایط دشواری قرار دهد.

به طور کلی اگر قرار باشد تجربه تحولات قبل و بعد از سفر حسن روحانی به نیویورک را مبنای قضاوت قرار دهیم، به نظر می رسد که رهبر جمهوری اسلامی ایران و منصوبانش، نسبت به نرمش دولت ایران در مذاکرات هسته ای نظر – نسبتا – مثبت، و در خصوص نزدیکی به ایالات متحده دیدگاهی منفی دارند.

هرچند رسانه های داخلی و خارجی پیش از سفر نیویورک، فضایی را به وجود آوردند که تصور “هم سرنوشت بودن” پرونده هسته ای و پرونده رابطه ایران و آمریکا را ایجاد کرد، و حتی اگر مستقل تلقی کردن مذاکرات هسته ای و رابطه تهران با واشنگتن، از نظر بسیاری از ناظران غیرعملی باشد، اما احتمالا آیت الله خامنه ای این دو موضوع را در قالب دو پرونده جداگانه می بیند.

در چارچوب چنین دیدگاهی، اگر هم در مواردی مشخص تحولی در رابطه کشور ایجاد شود، باید همچون حضور مشترک وزرای امور خارجه دو کشور در کلیک نشست ۵+۱ در ارتباط مستقیم با پرونده هسته‌ای باشد و توسعه آن به کلیک و – اصطلاحا – “منتفی شدن قبح رابطه با آمریکا”، به سادگی تحمل نخواهد شد.

No responses yet

Oct 02 2013

یک مقام نهاد ریاست جمهوری ایران: شعار «مرگ بر آمریکا» باید ادامه یابد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بدون دسته بندی,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رضا اکرمی، رییس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری ایران می‌گوید که شعار «مرگ بر آمریکا» تا زمان رسیدن به توافق میان دو کشور باید ادامه پیدا کند.

آقای اکرمی روز چهارشنبه، ۱۰ مهر، به خبرگزاری مهر گفته است: «بنده معتقدم شعار [مرگ بر آمریکا] را باید بدهند و دولت‌مردان ما کار خود را دنبال می‌کنند.»

شعار علیه آمریکا، بریتانیا و اسرائیل در برنامه‌های وابسته به حکومت ایران امری عادی است، از جمله سخنرانی‌های مقامات کشور که حاضران در برنامه، این شعارها را تکرار می‌کنند.

اما به دنبال مکالمه تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا و دیدار وزرای خارجه دو کشور بحثی نیز در رسانه‌های اجتماعی درباره ادامه شعار علیه ایالات متحده شکل گرفته است.

با این حال رییس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری می‌گوید: «هنوز توافقی صورت نگرفته که بگوییم این شعار را بدهند یا ندهند.»

رضا اکرمی در نهایت اظهار داشت: «هر وقت توافقی بر اساس منافع و احترام متقابل میان ایران و آمریکا حاصل شد، ما هم در شعار مرگ بر آمریکا تجدید نظر خواهیم کرد.»

پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مخالفت خود را با شعار «مرگ بر آمریکا» اعلام کرده بود. اما به دنبال تحولات اخیر در روابط میان تهران و واشینگتن، پایگاه اطلاع‌رسانی آقای هاشمی رفسنجانی بار دیگر اظهارات او را در این‌باره منتشر کرده است.

آقای هاشمی رفسنجانی می‌گوید که حتی آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، موافق حذف این شعار بوده است. اما به رغم این اظهارات، شعار «مرگ بر آمریکا» تبدیل به یکی از شعارهای رسمی حکومت ایران شده است و در هر نمازجمعه از سوی نمازگزاران این شعار سر داده می‌شود.

با وجود این، هاشمی رفسنجانی تاکید می‌کند که او «با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالف است و آنها را مفید نمی‌داند».

در همین حال محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران نیز در مصاحبه‌ اخیر خود با شبکه‌ تلویزیونی «ای‌بی‌سی» آمریکا تلاش کرد تا درباره علت سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران توضیح دهد.

به گفته آقای ظریف، این شعار متوجه سیاست‌های دولت آمریکا به عنوان «عامل نابسامانی در منطقه» است و نه مردم این کشور که مردمی «خوب، صلح‌طلب و بخشنده» هستند و به دیگر ملت‌های جهان نیز یاری می‌رسانند.

اما یکی دیگر از چهره‌های نزدیک به حکومت ایران که به دنبال تحولات اخیر درباره شعار «مرگ بر آمریکا» اظهار نظر کرده، محمدتقی رهبر، امام جمعه اصفهان، است.

آقای رهبر در مصاحبه‌ای با روزنامه «قانون» نسبت به عدم تکرار این شعار در ایران ابراز خوشبینی کرده و گفته است: «ما مدتی شعار مرگ بر شوروی هم سر می‌دادیم و اگر رابطه ایران و آمریکا مثل روسیه شود و آمریکا حسن نیت نشان دهد، این مشکل نیز حل می‌شود.»

امام جمعه اصفهان در نهایت گفته است: «آیه قرآن نازل نشده که شعار مرگ بر آمریکا را همیشه سر دهیم و همان‌طور که آن روزها با روس‌ها برخورد کردیم و دیگر شعار ندادیم، با آمریکا نیز همان‌طور برخورد می‌کنیم.»

No responses yet

Oct 02 2013

دیپلماسی توییتری؛ مکالمه روحانی با بنیان‌گذار توییتر درباره فیلترینگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: مکالمه کوتاه جک دورسی٬ بنیان‌گذار توییتر با حسن روحانی درباره فیلترینگ اینترنت در ایران به یک بمب خبری تبدیل شده است. رئیس‌جمهور ایران بار دیگر تاکید کرد که استفاده از شبکه‌های اجتماعی٬ حق کاربران ایرانی است.

مکالمه‌ای کوتاه در توییتر که حالا خبری داغ در بسیاری از رسانه‌های جهانی است٬ با یک توییت کوتاه از سوی جک دورسی٬ بنیان‌گذار سرویس توییتر آغاز شد. جک دورسی٬ عصر سه‌شنبه (۹ مهر٬ ۱ اکتبر) در این توییت خطاب به حسن روحانی٬ رئیس‌جمهور ایران که اکانتی فعال در توییتر دارد٬ گفت: «عصر به‌خیر آقای رئیس‌جمهور. آیا شهروندان ایران قادر به خواندن توییت‌های شما هستند؟»

سوال بنیان‌گذار توییتر ساده بود٬ اما به دیوار بلند فیلترینگ در ایران اشاره داشت که امکان دسترسی آزادانه به بسیاری از سرویس‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی٬ از جمله توییتر را از کاربران ایرانی سلب کرده است. او می‌خواست بداند که چرا در شرایطی که رئیس‌جمهور ایران حضوری موثر و منسجم در توییتر دارد٬ کاربران ایرانی از دسترسی آزادانه به این سرویس محروم‌اند.

حسن روحانی پنج ساعت بعد در پاسخ به این سوال گفت: «عصر به‌خیر جک. همان‌طور که در گفت‌وگو با کریستین امان‌پور (از شبکه سی‌ان‌ان) گفتم٬ همه تلاش من این است که مردم ایران بتوانند از همه اطلاعات موجود در سطح جهانی استفاده کنند٬ چون این حق آنهاست.»

بیشتر بخوانید: پشت فرمان توییتر حسن روحانی چه کسی نشسته است؟

نکوهش تلویحی فیلترینگ و ستایش آشکار دسترسی آزادانه به اینترنت و سرویس‌های آنلاین٬ اقدامی بی‌سابقه از سوی رئیس‌جمهوری اسلامی ایران است که با واکنش مثبت و سیل توییت‌های عموما تحسین‌آمیز بسیاری از کاربران ایرانی و ناظران جهانی روبرو شده است. جک دورسی در واکنش به پاسخ روحانی از او تشکر کرد و گفت: «لطفا ما را در جریان بگذارید که چگونه می‌توانیم در جهت واقعیت بخشیدن به این موضوع یاری‌گرتان باشیم.»

امید کاربران به حل‌وفصل بحران فیلترینگ در ایران

بسیاری از کاربران ایرانی و ناظران جهانی این سخنان رئیس‌جمهور ایران را نشانه‌ای از احتمال بهبود وضعیت دسترسی به اینترنت در آینده نزدیک می‌دانند و به آن امید بسته‌اند. فیلترینگ اینترنت در ایران آن‌قدر گسترده و چندلایه است که بسیاری از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی از اینترنت گره‌خورده با فیلترینگ ایران با عنوان «فیلترنت» یاد می‌کنند.

پیش‌تر حسن روحانی در سفر خود به نیویورک در گفت‌وگو با کریستین امان‌پور که از تلویزیون سی‌ان‌ان پخش شد٬ در پاسخ به سوالی پیرامون وضعیت سانسور آنلاین در ایران٬ به تصریح گفته بود که در چند ماه آینده تلاش خواهد کرد که به وعده‌های انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند٬ که دسترسی آزادانه به اطلاعات یکی از آنها است.

آقای روحانی در این مصاحبه همچنین با اشاره به استفاده حامیانش از شبکه‌های اجتماعی در جریان رقابت‌های انتخاباتی در ایران گفت: «امروز شبکه‌های اطلاعاتی و شبکه‌های اجتماعی بزرگی در سطح جهان وجود دارد که استفاده از آنها حق همه انسان‌ها و حق همه ملت‌ها است.»

حالا با توجه به آنچه روحانی در این مکالمه توییتری که در مجموع تنها ۲۵۲ کاراکتر (برای سه توییت) بوده بیان کرده٬ امیدها بیش از پیش تقویت شده است تا دولتی که خود را “دولت تدبیر و امید” می‌داند بتواند پس از سال‌ها گره کور فیلترینگ را در ایران باز کند.

دیپلماسی دیجیتال٬ منشا امید به آینده

دیپلماسی آنلاین دولت حسن روحانی به صورت قدرتمندانه‌ای رو به پیش‌روی است. این نخستین بار نیست که اکانت توییتر رئیس‌جمهور ایران چشم دنیا را خیره می‌کند. پس از گفت‌وگوی تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا که تابوی “مذاکره مستقیم” را شکست هم این توییتر روحانی بود که مشروح مکالمات را منتشر کرد و منبعی مطمئن برای بسیاری از رسانه‌ها شد.

در پی این رویدادهای تحول‌ساز٬ تعداد کسانی که اکانت‌های حسن روحانی در توییتر را دنبال می‌کنند٬ سیری صعودی در پیش گرفته است. دو اکانت توییتر او حالا بیش از ۱۰۰ هزار فالوئر از سراسر جهان دارد.

بهره‌گیری هوشمندانه تیم رسانه‌ای رئیس‌جمهور ایران از شبکه‌های اجتماعی و به‌خصوص توییتر٬ ستایش بسیاری را در سراسر جهان برانگیخته است. حسن روحانی با حمایت کامل از کسانی که حضور اجتماعی او در شبکه‌های اجتماعی را مدیریت می‌کنند٬ نشان داده است که مقتضیات زمان خود را می‌شناسد و به بهترین نحو از ظرفیت‌های آنلاین برای تحقق اهداف دولت‌اش بهره می‌گیرد.

به موازات حضور منسجم رئیس‌جمهور و برخی از وزرای دولت او در فضای وب٬ تلاش‌ها و رای‌زنی‌های حسن روحانی برای کند کردن تیغ فیلترینگ در پس پرده در جریان است و باید دید دولت او چه زمانی می‌تواند مطالبات کاربران ایرانی برای دسترسی آزادانه و پرسرعت به اینترنت را محقق سازد.

No responses yet

Sep 29 2013

جام نقره شیر دال در فرودگاه مهرآباد رونمایی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تاریخی,روابط بین‌المللی,سیاسی

خُسن آقا: باور بفرمایید در آمریکا امن تر بود تا در ایران. آنجا حداقل قدراش را می‌دانستند و توی یک موزه‌ای ازش نگهداری می‌کردند. توی ایران از این می‌ترسم بجای آفتابه بگذارندش توی توالت مقام مزخرف رهبری.
میراث فرهنگی: جام نقره معروف به شیردال باستانی، متعلق به دوران ماد بالاخره پس از یک دهه تلاش مقامات ایرانی به ایران بازگردانده شد و در فرودگاه مهرآباد توسط رئیس سازمان میراث فرهنگی رونمایی شد.
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ جام نقره معروف به شیردال صبح امروز توسط محمد علی نجفی رییس سازمان میراث فرهنگی در فرودگاه مهرآباد رونمایی شد. این جام پس از مذاکرات سران دو کشور ایران و آمریکا از سوی وزارت خارجه آمریکا به عنوان حسن نیت و احترام به مردم ایران بازگردانده شد.

به گزارش CHN، محمد علی نجفی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور طی سفری که با مقام ریاست جمهوری به اجلاس سران آمریکا داشت ملاقات های متعددی با مسُولان موزه‌ها و نمایندگان فرهنگی کشور آمریکا داشت.

رییس سازمان میراث فرهنگی صبح امروز درابطه با دستاوردهای این سفر گفت: «در سفری که مقامات ایران با مسئولان بلندپایه آمریکایی داشتند، وزارت امور خارجه آمریکا ریتون مربوط به دوره ماد را به عنوان حسن نیت آمریکایی‌ها در روابط خود با ایران پس دادند.»

کارشناسان آمریکا عنوان کرده اند که این شی در گمرک پیدا شده و جزو آثار مکشوفه محسوب می‌شود. این شی پیش از آنکه به ایران اهدا شود در انبار وزارت امور خارجه نگهداری می‌شده است. قرار است این شی راهی موزه ملی ایران شود.

No responses yet

Sep 26 2013

تابستان ۱۳۶۷؛ گسستی بین دو نسل

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: قتل‌عام تابستان ۶۷ کودتایی بسیار وحشتناک‌تر از کودتای ۲۸ مرداد ٣٢ بود که از سال ۶۰ آغاز شده بود. این کودتا با قدرت گرفتن نیروهای راست در حاکمیت شکل گرفت البته با یاری عوامل اطلاعاتی غرب، بازماندگان و وابستگان به سلطنت و ساواک، به بهانه عملکرد نیروهای سیاسی تندرو و افراطی، همزمان با تجاوز نیروهای عراقی در تابستان ۵۹.

این نیروها گرچه از سال ۵۷ تا ۶۰ همه تلاش‌ها و راه‌ها را با ترورها و قتل‌های مخفیانه، کشتارها و جنگ‌های منطقه‌ای (۱) و کودتاهای نافرجام(۲) آزمودند، ولی چرخش واقعی اوضاع از سال ٦٠ با غیرقانونی کردن و سرکوب همه نیروهای سیاسی خارج از حکومت آغاز و در تابستان ٦٧ تکمیل شد. از آن به بعد است که همزمان با ترور  باقیمانده مخالفین برجسته در داخل وخارج و اغماض کامل غرب، سکوتِ مرگِ کودتایی بر جامعه حاکم شد؛ شکاف بین دو نسل همانند کودتای ٢٨ مرداد آغاز شد و بعدها اصلاح‌طلبان حکومتی تنها آلترناتیو شدند.

نسل جوان و دانشجویانی که با تمام وجود در انقلاب ۵۷ شرکت کردند خود قربانی نیروهایی مذهبی شدند که انحصارطلبانه حاکم شدند. آن نسل در حالی که به شدت تحت پیگرد و سرکوب حکومت شاه بودند، پس از انقلاب با نیرویی صدها مرتبه وحشیانه‌تر، بی‌رحمانه‌تر و جنایتکارانه‌تر سرکوب شدند؛ به زندان افکنده شدند؛ شکنجه شدند؛ از تحصیل و حقوق اجتماعی محروم شدند؛ به تبعید رفتند؛ و سرانجام فعال‌ترین‌شان در اعدام‌های دهه ۶۰ و قتل‌عام تابستان ۶۷ نابود شدند.

آنها حتی فرصت آن را نیافتند تا به نسل جوان امروز و فرزندان خویش بگویند که بر آنها چه گذشت و چگونه امید و آرزوهای آنان به مسلخ انحصارطلبی و تحکیم حکومتی دیکتاتوری-مذهبی برده شد؛ به طوری که بسیاری از جوانان امروز حتی پدران و مادران خویش را سرزنش می‌کنند که چرا انقلاب کردید که ما اسیر چنین حکومتی شویم. غافل از اینکه اگر جوانان امروز «اسیر»ند، این نتیجه مستقیم «قربانی شدن» پدر و مادرهایشان درهمین حکومت است.

در حکومت شاه، نسل جوان دیروز، همچون امروز، توسط کمیته‌های انظباطی از دانشگاه اخراج یا تا چند ترم از تحصیل محروم می‌شدند؛ در دانشگاه‌ها گارد ضد شورش همواره حضور داشت و به کوی دانشگاه هم حمله می‌شد؛ بسیاری از دانشجویان با حمله نیروهای امنیتی به اوین برده می‌شدند؛ دانشجویان برای اخطار به دفاتر ساواک فراخوانده می‌شدند؛ و دفاتر و واحدهای صنفی-دانشجویی غارت می‌شد.

آنها برعلیه دیکتاتوری فاسد دربار و شاه که دست نشانده کودتاگران ٢٨ مرداد بود انقلاب کردند. ولی خیلی زود، نیروهای راست مذهبی که در زمان شاه نسبتاً آزاد بودند، انتقامی بسیار وحشتناک از نیروهای جوان انقلابی گرفتند همان اعمال را تکرار کردند.

به دلیل پایگاه ناچیز حکومت در دانشگاه‌ها، چماقداران حزب‌اللهی در سال ۵۹ به دانشگاه حمله کردند. عده زیادی کشته و زخمی شدند. به ناچار دانشگاه‌ها برای بیش از دو سال تعطیل شد و شوراهای دانشگاهی متشکل از دانشجویان، استادان و کارمندان منحل شدند.

در این مدت تصفیه عظیمی صورت گرفت. مدتی پس از تعطیل دانشگاه‌ها زمینه‌سازی برای سرکوب همه نیروهای سیاسی آغاز شد. در مخالفت با صلح پس از بیرون راندن نیروهای عراقی در سال ۶۱، میلیون‌ها تن از جوانان به مسلخ جبهه‌های جنگ فرستاده شدند. تا پذیرش اجباری صلح در آستانه قتل‌عام، کشوری ویرانه با بیش از یک میلیون کشته و زخمی و میلیون‌ها آواره به جا ماند.

این شرایط فرصت مناسبی به دست نیروهای راست حاکمیت داد که به بهانه‌های مختلف با سوءاستفاده از خطاها، افراطی‌گری‌ها، انحصارطلبی‌ها و جدایی‌ها، گروه‌های سیاسی را یکی پس از دیگری سرکوب، غیرقانونی و نابود کنند.

زندان‌ها به مسلخ نسل جوانانِ دگراندیش، شکنجه‌گاه‌هایی قرون وسطایی و ماشین تواب‌سازی بدل شدند. زندانیان سیاسی زمان شاه، که برخی شان همچون نلسون ماندلاهای ایران ٣٠ سال سابقه زندان داشتند، هدف انتقام‌گیری وحشتناکی شدند که کمتر کسی از آن جانِ سالم به در برد.(۳)

طی دوسال قبل از پذیرش صلح، برای نابودی گروه‌های سیاسی دگراندیش برنامه‌ریزی می‌شد و فهرست سیاه چهار هزار و ۸۰۰ نفره‌ای برای قتل‌عام تهیه شده بود. در آستانه صلح، بهترین موقعیت برای ضربه آخر و برقراری حکومت مطلقه ولایت فقیه کنونی فراهم شد تا ایران در آینده به چیزی مشابه شیخ‌نشین‌ها البته از نوع شیعی آن تبدیل شود.

جهان هنوز در جنگِ سرد بین سوسیالیسم و سرمایه‌داری بود. قربانی کردن نیروهای چپِ مارکسیست، چپِ اسلامی و نیروهای ملی در کشوری نفت‌خیز به مثابه چراغِ سبز و پیشکشی بود برای مطمئن کردن غرب از تغییر جبهه حکومت.

قبول صلح جامعه جهانی را به شدت خرسند کرده بود به طوری که حتی سازمان‌های ملل، عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر هم صدایشان در نیامد که چنین قتل‌عامی رخ داده یا در جریان است. همه دعوت به سکوت می‌شدند تا از ایران برای پایان طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم استقبال شود.(۴)

در عرصه داخلی هم طبیعی بود که مردمی خسته، از پایان جنگی هشت ساله به شدت استقبال کنند و نفسی به راحتی بکشند. هیچ‌کس را یارایی و توانِ پرداختن به چنین قتل‌عامی نبود. شعر «زمستانِ» اخوان ثالث که پس از کودتای ٢٨ مرداد سروده شده بود زمزمه می‌شد:

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها درگریبان، دست‌ها پنهان
نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین

و شجریان «بر آستان جانان» حافظ را خواند که اشک‌هامان را جاری ساخت:

قد خمیده ما سهلت نماید اما
برچشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
درویش را نباشد برگِ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد

قربانیان، خانواده‌هایشان و جان به دربردگان می‌بایست این بار را به تنهایی بردوش می‌کشیدند. حتی تا سال‌ها نه در جامعه جهانی و نه در داخل کشور کسی حاضر نبود به چنین موضوعی بپردازد.(۵)

پس از آن، حکومت اسلامی سرمست از یکه تازی خویش، قانون اساسی را تغییر داد و ولایت فقیه را بسیار مطلقه‌تر از پیش کرد و بازگشت سرمایه‌داران و مالکان و خصوصی‌سازی را تسهیل و تضمین کرد. بازماندگان پراکنده نیروهای مخالف، این بار هدف ترورها و قتل‌های زنجیره‌ای در داخل و خارج از کشور واقع شدند.(۶)

با توجه به استقبال جامعه جهانی از پذیرش صلح، با دست بازتر و تحت پوشش دیپلماتیک، جنایتکاران عازمِ خارج از کشور شدند. در داخل نیز هیچ مانعی در برابرشان نبود. شبکه جنایتکاران در جهان گسترده شد؛ ضمن آنکه با غارت ثروت ملی به مافیایی ثروتمند بدل شده و سرمست از قدرت و بی‌قانونی دیگر مانعی در برابر خود نمی‌دید.

در چنین شرایطی بود که نسل جدید رشد کرد و حتی از پدران خویش بیگانه و بی‌خبر ماند. اصلاح‌طلبان حکومتی برروی دریای خون دیگر نیروهای سیاسی و دگراندیشان شدند ناخدای کشتی نجات. آنها شدند قبله آمال جوانان کشور در سایه بی‌خبری و بی‌اطلاعی؛ در حالی که گروه‌های سیاسی با انحصارطلبی مشغول انشعابات متعدد بودند و هیچیک دیگری را تحمل نمی‌کرد نه در جامعه، نه در زندان و نه حتی تا زیر طنابِ دارِ قتل عام.

درس بزرگی گرفتم زمانی که دیدم زندانیان سیاسی، نه فقط از گروه‌های مختلف بلکه از یک گروه هم، حتی حاضر نبودند با یکدیگر گفتگو کرده و روابط انسانی برقرار کنند، با یک طناب به دار آویخته شدند. متأسفانه این داستان هرچند کمتر ولی همچنان ادامه دارد. ما هنوز داریم می‌آموزیم که حقوق بشر فراگیر است، انسان نیازمند تجربه است، تغییر می‌کند و عقایدش نیز. به همه باید فرصت برابر داد و با همه باید انسانی رفتار کرد.

با کمال تأسف هنوز برای عده‌ای خون برخی از شهدا رنگین‌تر از دیگران است؛ برخی‌ها مراسم یادبود و سالگرد را گروهی و عرصه سوءاستفاده سیاسی می‌کنند نه فعالیت حقوق بشریِ فراگیر؛ برخی لبه تیز حمله‌شان را نه به سوی حکومت و جنایتکارانش بلکه به سوی گروه‌های سیاسی و قربانیانشان می‌گیرند؛ برخی‌ها نمی‌توانند در مراسم، خاطرات  و نوشته‌های خود و یا حتی در فعالیت‌های «حقوق بشری»شان از برخی قربانیان گروه‌های دیگر حتی نام ببرند؛ برخی‌ها در دادگاه ایران تریبونال لاهه فیلم شهادت دادن فردی با گذشته سیاسی متفاوت را هم از وبسایت خود و هم در پخش مستقیم به دلیل «مشکلات فنی» حذف می‌کنند.(۷) برخی اعدام‌های دهه ۶۰ را نسبت به قتل عام ۶۷ پررنگ می‌کنند تا قیام مسلحانه خود را برجسته کنند و گروه‌های سیاسی مخالفِ آن قیام مسلحانه را حذف و بی‌رنگ کنند و برخی هم به عکس.

تعجبی ندارد که جنایتکاران در حاکمیت رشد می‌کنند؛ مسئولین قتل‌عام می‌شوند وزیر «بیدادگستری»؛ سازمان‌دهنگان ترورهای خارج از کشور هم می‌شوند منجی و مصلحت‌گرا. تعجبی ندارد که مسئولین سپاه، امامان جمعه و وزیر اطلاعات به قتل‌عام اخیر در اردوگاه اشرف افتخار می‌کنند؛ و مراسم اعدام‌های خیابانی در شهرهای کشور همچنان گسترده و پررونق است.

اکنون نیروهای مخفی کودتا با نیروهای علنی آن در کارِ ایجاد ارتباط و توافق آشکار هستند البته پس از اطمینان از خنثی و متلاشی شدن هر نوع جنبش مردمی، تشکل‌های ملی-دمکراتیک و سازمان‌های غیردولتی (از جمله سرکوب جنبش اصلاحات و کودتای انتخاباتی ٨٨).

با متحد شدن سرمایه‌داری ایران با بخش جنایتکار، فاسد، مرتجع و مافیایی آن، -که قدرت فائقه را داراست و بزرگترین خدمات را به امریکا و غرب کرده (۸) – راه برای توافق، البته با تضمین امنیت متقابل، باز می‌شود. در این زمینه حاکمیت می‌باید به قانونمندی نظام سرمایه‌داری و به رسمیت شناختن حوزه‌های نفوذ، چه در داخل چه در خارج از کشور، گردن گذارد و به ماجراجویی‌ها پایان دهد.

امید است که با این پیوند آشکار شونده، کشور از جنگ، فروپاشی و فاجعه‌ای ملی و انسانی برهد. ولی همیشه خطر تبدیل شدن به لیبی، عراق و سوریه هم، علیرغم توافق اولیه، برجا می‌ماند. گرچه این اتحاد و قانونمند شدن سرمایه‌داری ایران در عرصه داخلی و خارجی در جهت تکامل آن است اما همواره نطفه غالبی از جنایت، فساد، روابط مافیایی و غارت ثروت ملی را در دل خود دارد و آن را در کشور و منطقه می‌پراکند. دور از انتظار نخواهد بود که طرح مسائل حقوق بشر از سوی امریکا و غرب نیز در پی این توافق متوقف شود. آنگاه عرصه برای فعالین ایرانی و بین‌المللی حقوق بشر دشوارتر خواهد شد.

پی‌نویس‌ها:
۱. در ترکمن صحرا و به خصوص در کردستان حکومت به سرکوب و کشتار وحشیانه و اعدام‌های صحرایی متوسل شد. در مورد کردستان جنگ‌های چریکی پس از سرکوب‌ها تداوم یافت.

۲. حمله نافرجام هوایی امریکا در اثر حادثه طبس که با عملیاتی کودتایی هماهنگ شده بود؛ کودتای نوژه؛ و تدارک کودتای قطب‌زاده-شریعتمداری که در سال ۶۱ فاش و خنثی شد.
۳. تعدادی از نظامیان که پس از کودتای ٢٨ مرداد اعدام نشدند تا پیروزی انقلاب ۵۷ به مدت ۲۵ سال در زندان بودند. آنها پس از دستگیری در سال ۶۱، پس از شش سال زندان اعدام شدند. حکومت اسلامی حساسیت ویژه‌ای نسبت به آنهایی که در زندان شاه بودند داشت که اکثراً پس از دستگیری اعدام شدند. لازم به ذکر است که زندانیانی که تجربه زندان شاه را داشتند، سختی آن را برابر چند روز شرایط زندان جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کردند و شرایط را قابل مقایسه نمی‌دانستند. بسیاری از ما آرزو می‌کردیم که در اسرائیل یا در کشور نژادپرست آفریقای جنوبی زندان بودیم.
۴. مراجعه کنید به مقاله خانم ورونیک میستیان در تورنتو استار که در پنجم سپتامبر ۲۰۰۵ منتشر شد.
۵. همان مقاله بنا بود در ساندی تایمز منتشر شود که شب قبل از انتشار از طرف سردبیر مانع شدند. همان نویسنده سال‌ها تلاش کرد که تحقیقاتش را از خانواده‌ها و بازماندگان در روزنامه‌های معتبری نظیر گاردین، ایندیپندنت و مجله اکونومیست منتشر کند که با شکست مواجه شد. اغلب موضوع را کهنه می‌دانستند و یا از موضع به ظاهر چپ نمی‌خواستند بهانه‌هایی برای گسترش جنگ پس از حملات به افغانستان و عراق فراهم کنند.
۶. مشهورترین شخصیت‌های ملی‌گرا که ترور شدند دکتر کاظم سامی، داریوش فروهر، پروانه اسکندری و عبدالرحمن برومند بودند. به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران، ترورهای برون‌مرزی، مراجعه کنید.
۷. درجریان شهادت دادنم در برابر دادگاه ایران تریبونال لاهه، پخش مستقیم به «دلیل مشکلات فنی» قطع می‌شود. در حالی که ده‌ها دوربین فیلم‌برداری مشغول ضبط بودند، حتی پس از رفع «اشکالات فنی» این بخش از فیلم ضبط شده نیز در وب‌سایت ایران تریبونال ظاهر نشد.
خوشبختانه بعداً رادیو کردانه این بخش را در یوتیوب منتشر کرد.
۸. به مقاله خدمات بی‌رقیب جمهوری اسلامی به امپریالیسم مراجعه کنید.
————————————————————————–
* درباره نویسنده به روایت خود او: از ۱۷ سالگی با ورود به دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۳ وارد فعالیت‌های صنفی- دانشجویی و تظاهرات ضد شاه شدم. توسط کمیته انظباطی از دانشگاه اخراج و به سربازی معرفی شدم ولی نرفتم. پس از انقلاب به دانشگاه بازگشته و وارد فعالیت‌های سیاسی شده و در اسفند سال ۶۲ دستگیر و در اوین به شدت شکنجه شدم. در دادگاهی چند دقیقه‌ای به ۱۰ سال زندان محکوم شدم. پس از قتل‌عام با تعلیق باقیمانده حکمم و سپردن وثیقه و ضامن شخصی از زندان آزاد شدم. پس از آزاد شدن وثیقه و ابطال ضمانت شخصی به خارج از کشور مهاجرت کردم.
از سال ١٣٨٢ با نام مستعار پیام آرماندوست در زمینه افشای قتل‌عام مقالاتی نوشته (۱) و (۲) و مصاحبه‌هایی نیز انجام دادم. در سال‌های اخیر با نام اصلی خود به کار دراین زمینه ادامه دادم. متن کامل اظهارنامه‌ام به زبان انگلیسی در مرکز اسناد حقوق بشر ایران موجود است.  در «داستان من و جلیل شهبازی» آنچه در جریان قتل عام بر ما گذشت را شرح داده‌ام.
** نظرات طرح شده در این نوشته، الزاماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .