اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Sep 16 2020

ادعای دادگستری فارس درباره تماس تلفنی نوید افکاری قبل از اعدام

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::


رادیوفردا: دادگستری استان فارس در اطلاعیه‌ای که روز چهارشنبه منتشر شد مدعی شد که نوید افکاری خود خواسته بود که قبل از اجرای حکم اعدام تنها با خانواده‌اش «تماس تلفنی» داشته باشد، نه ملاقات حضوری.

خبرگزاری رسمی قوه قضائیه ایران، میزان، روز چهارشنبه، ۲۶ شهریور، اطلاعیه روابط عمومی دادگستری استان فارس را منتشر کرد.

مقام‌های قضایی ایران نوید افکاری را به شرکت در اعتراض‌های مرداد ۹۷ شیراز و همچنین «قتل یک نیروی امنیتی وابسته به حراست شرکت آبفاء» به نام حسن ترکمان در روز دوم مرداد ۷۷ متهم کرده بودند.

بر اساس حکم دادگاه، دو برادر نوید یعنی وحید افکاری نیز به ۵۴ سال و شش ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق و حبیب افکاری به ۲۷ سال و سه ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

وی با وجود ابهامات فراوانی که از سوی وکلایش اعلام شد و به رغم کارزار جهانی در مخالفت با اعدامش، بدون اطلاع خانواده، روز شنبه هفته جاری اعدام و شبانه دفن شد.

در اطلاعیه دادگستری استان فارس آمده است: «بر اساس قانون، قاضی اجرای احکام پیش از اجرای حکم باید موضوع را به محکوم اطلاع دهد تا وی اگر می‌خواهد کسی را ببیند یا با فردی تماس بگیرد اعلام کند که این مهم از سوی قاضی اجرای احکام صورت پذیرفته است.»

دادگستری استان فارس اضافه می‌کند:‌ «به مرحوم افکاری اعلام می‌شود قبل از اجرای حکم خواستار ملاقات حضوری است یا تماس تلفنی که وی اعلام می‌کند صرفا تقاضای تماس تلفنی با خانواده را دارد و برای این موضوع شماره موبایلی را اعلام و با خانواده خود صحبت می‌کند.»

این در حالی است که در تصویر صورت‌جلسه‌ای که برای اثبات این مدعا منتشر شده، علاوه ‌بر این‌که هیچ سربرگی دیده نمی‌شود، هیچ اشاره‌ای هم به «اجرای حکم اعدام» نشده است.

بر اساس اطلاعیه دادگستری استان فارس، «اتفاق مورد اشاره صورت جلسه شده و مرحوم افکاری نیز آن را امضا کرده و اثر انگشت زده است. ضمن آن که علاوه بر آقای افکاری شش نفر از مقام‌های زندان نیز پای صورت‌جلسه را امضا کرده‌اند و تمامی مراحل قانونی قبل از اجرای حکم به صورت دقیق و با نظارت ویژه قاضی اجرای احکام به مرحله اجرا درآمده است.»

با این حال از فایلی صوتی که از آخرین تماس تلفنی نوید افکاری از زندان منتشر شد چنین برمی‌آید که وی از اجرای حکم اعدام خود در ساعات آینده خبر نداشته و می‌گوید قرار است او را به تهران منتقل کنند.

بابک پاک‌نیا، وکیل ساکن تهران که با خانواده افکاری و پرونده نوید افکاری در ارتباط بوده نیز در گفت‌وگو با رادیوفردا ضمن تاکید بر این که طبق قانون ۴۸ ساعت قبل از اجرای حکم باید به وکیل متهم اطلاع داده می‌شد، می‌گوید: «هیچ ابلاغی برای وکلا ارسال نشده بود» و خانواده این متهم نیز در جریان نبوده‌اند.

با این حال دادگستری استان فارس، منتقدان را به «بی‌اطلاعی» یا «غرض‌وری‌های سیاسی» متهم کرده و هر گونه «شکنجه» این جوان کشتی‌گیر در زندان را نیز رد کرده است.

این در حالی است که نوید افکاری در فایلی صوتی گفته بود که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تحت شکنجه مجبور به اقرار شده و مادر وی نیز در فایلی ویدئویی گفته بود که پسرانش در زندان مورد شکنجه قرار گرفتند تا علیه یکدیگر اعتراف کنند.

روابط عمومی دادگستری استان فارس در عین حال نوشته است: «هیچ قانون، دستورالعمل و یا آیین‌نامه‌ای که تکلیف کند در ماه محرم نباید حکم قصاص را اجرا کرد وجود ندارد.»

این اطلاعیه در عین حال همچون گذشته تاکید کرده که خانواده مقتول «اصرار» بر «قصاص» داشتند و خانواده افکاری نیز «زمان برای جلب رضایت اولیای دم به اندازه کافی» داشتند.

اعدام نوید افکاری انتقادهای جهانی بسیاری را برانگیخت و سازمان‌ها و دولت‌ها به صراحت جمهوری اسلامی را به ایجاد وحشت و خاموش کردن صدای مخالفان متهم کردند.
منابع: میزان و رادیو فردا/ ب. ب./ ف. دو.

برچسب‌ها: #تظاهرات_سراسری, اعدام, امنیتی, جنایات رژیم, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, شیراز, نوید افکاری

شما هم چیزی بگو

Sep 16 2020

پیامک‌های فله‌ای کشف حجاب؛ کاسبی جدید یا راهی برای انحراف افکار عمومی؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

ایران وایر: در دو روز گذشته بسیاری از کاربران فضای مجازی از دریافت پیامک‌هایی از سوی پلیس مرتبط با کشف حجاب در خودرو خبر داده‌اند. این در حالی است که بسیاری از آن‌ها می‌گویند در تاریخ ذکرشده در پیامک، اصلا از ماشین استفاده نکرده‌اند، یا در خیابان ذکرشده حضور نداشته‌اند و یا خودرو متعلق به کسانی است که پیامک کشف حجاب شامل آن‌ها نمی‌شود؛ مثل روحانی‌ای که در توییتر نوشته است: «نمی‌دانستم برداشتن عمامه از سر کشف حجاب محسوب می‌شود.»

ماجرای ارسال پیامک‌های فله‌ای کشف حجاب به شهروندان چیست؟

***
در طول هفته گذشته پیامک‌های کشف حجاب در خودرو به صورت فله‌ای، از سوی «پلیس امنیت اخلاقی ناجا» به شهروندان، افراد مسنی که مدت‌هاست به علت شیوع ویروس کرونا از خانه خارج نشده و از ماشین‌شان استفاده نکرده‌اند، روحانیون یا حتی شهروندانی که اساسا در زمان دریافت پیامک در تهران نبوده‌اند و همچنین زنان چادری ارسال شده و موجب واکنش‌های زیادی در فضای مجازی شده است.

عده‌ای معتقدند ارسال این پیامک‌ها در سطح گسترده، برای انحراف افکار عمومی از ماجرای اعدام « نوید افکاری» بوده است.

در متن پیام ارسال‌شده برای شهروندان نوشته شده است: «مالک محترم خودروی شماره ….، در خودروی شما در آدرس … در تاریخ … کشف حجاب صورت گرفته است. ضمن اخطار مبنی بر عدم تکرار، ابلاغ می‌گردد که با در دست داشتن مدارک هویتی و مالکیتی خودرو، حداکثر ظرف مدت ده روز، از ساعت هشت صبح تا دو بعدازظهر برای رسیدگی به این موضوع به پلیس امنیت اخلاقی محل سکونت خود یا به نزدیک‌ترین پلیس امنیت اخلاقی مراجعه نمایید.»

مشهورترین پیامکی که این روزها در فضای توییتر دست به دست می‌چرخد متعلق به «مرتضی روحانی»، مدیرمسئول سایت و انتشارات «ترجمان» است.

او روز بیست‌وسوم شهریور این پیامک را دریافت کرده و ضمن انتشار تصویر آن در صفحه توییترش نوشته است: «نمی‌دانستم که عمامه از سر برداشتن کشف حجاب محسوب می‌شود.» مرتضی روحانی علاوه بر این که معمم است، می‌گوید در تاریخ مذکور در پیامک اساسا در خیابانی که در متن پیامک ذکر شده؛ یعنی در خیابان اندرزگو نبوده است.

یکی از دریافت‌کنندگان این پیامک می‌گوید انبوه جمعیتی که به جرم «کشف حجاب» و با ارسال پیامک، به پلیس فراخوانده شده‌اند در پیاده‌روی منتهی به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی خیابان وزرا تجمع کرده و عملا پیاده‌رو را مسدود کرده‌اند.

آن‌چه لازم است انجام دهند تعهد اخلاقی و پرداخت قبض سنگین پارکینگ پلیس امنیت است.

تعدادی از «خوانده‌شده‌ها» از صبح در نوبت‌اند. کارشان را تعطیل کرده‌اند تا وقت‌شان را صرف تشکیل پرونده، ثبت و ضبط شماره پلاک، تلفن، آدرس و در نهایت تعهد اخلاقی کنند.

به آن‌ها توضیح داده می‌شود که ماشین آن‌هایی که تعهد کتبی می‌دهند در مرتبه دوم تذکر، به مدت یک ماه توقیف می‌شود و برای مالک خودرو در یکی از شعب دادگاه پرونده قابل پیگیری تشکیل خواهد شد.

«پرستو نایبی»، یکی از شهروندانی که پیامک کشف حجاب دریافت کرده‌ است، به «ایران‌وایر» می‌گوید توسط ماموران نامحسوس پلیس امنیت اخلاقی شناسایی شده و اسمش در سامانه «ثبت تخلفات» به ثبت رسیده است.

آن‌ها ماشین پرستو را به مدت یک هفته توقیف کرده و تعهد کتبی گرفته‌اند که در صورت تکرار جرم، از خدمات عمومی محروم خواهد شد.

پرستو برای هر شبی که ماشینش در پارکینگ بوده است، علاوه بر عوارض شهرداری و تسویه کامل خلافی خودرو، مبلغ دوهزار و ۶۰۰ تومان نیز پرداخت کرده است.

خانم «سعیده قربانی» پنجاه‌وشش سال سن دارد. او معمولا برای تردد بیرون از خانه از چادر عربی استفاده می‌کند و یک زن خانه‌دار است. سعیده به ایران‌وایر می‌گوید اصلا در تمام زندگی‌اش رانندگی نکرده است. او چند سال پیش اقدام به خرید یک خودروی شخصی برای پسر جوانش کرده است تا با مسافرکشی ارتزاق کند و خودروی مورد نظر در طول دو سال گذشته به علت نیم‌سوز بودن موتور، زمین‌گیر بوده است. سعیده می‌گوید اخیرا پیامک تذکر حجاب دریافت کرده است. این در حالی است که به خاطر اپیدمی ویروس کرونا و سابقه بیماری، چند ماهی است که از خانه خارج نشده و هنگام رفتن به نانوایی هم پای پیاده رفته و هم عبای عربی پوشیده بوده است.

برای «نوید» که دانشجوی رشته تئاتر «دانشکده هنرهای زیبا» است نیز چنین پیامکی ارسال شده است: «احتمالا به خاطر موهای بلندم مرتکب خطا شده و مرا با یک خانم اشتباه گرفته‌اند.»

با این حال «پایگاه خبری انتخاب» از قول «حسین رحیمی»، رییس پلیس تهران، نوشت: «درصد خطا در دریافت پیامک اشتباه مربوط به کشف حجاب دو درصد است.»

«انتخاب» با اشاره به «شجاعت» رییس پلیس تهران که احتمال بروز خطا در اجرای این طرح را پذیرفته، از قول او نوشته است: «ما در مراجعه مردم عزیز به پلیس درباره پیامک‌های دریافتی، ملاک را صحبت‌ها و اظهارات مردم می‌دانیم و این‌طور نیست که بخواهیم اصرار کنیم حتما آن‌ها مرتکب کشف‌ حجاب در خودرو شده‌اند، در اکثر موارد هم ملاک ما همین نظرات مردم است و بر مبنای آن تصمیم‌گیری می‌کنیم.»

نیروی انتظامی همچنین با اعلام یک شماره تلفن از مردم درخواست کرده در صورت مشاهده بدحجابی، شماره پلاک خودروی متخلف را به پلیس گزارش دهند.

کاربری به نام «امیرمحمد مرجان» در مورد این درخواست عجیب پلیس در حساب کاربری توییترش سوال کرده است: «اگر زنی را دیدیم که برای پر کردن شکم فرزندانش تا سر توی سطل آشغال فرو رفته، به چه شماره‌ای پیامک بدهیم تا رسیدگی کنند؟»

به نظر می‌رسد سازوکار مشخصی برای ارسال این پیامک‌های تهدیدآمیز وجود ندارد. این را می‌توان با نگاهی به وب‌سایت وکلایی که در فضای مجازی به مردم درگیر با این پیامک‌های دردسرساز، مشاوره می‌دهند، متوجه شد. در این وب‌سایت‌ها با خیل عظیم زنانی مواجه می‌شویم که در کمتر از بیست‌وچهار ساعت بعد از تعهد حضوری و پرداخت جریمه پارکینگ، باز هم پیامی مبنی بر عدم التزام به تعهدشان دریافت کرده و دستور توقیف خودروشان به مدت یک ماه صادر شده است.

«شروین سلطان‌زاده»، وکیل دادگستری ساکن ایران، می‌گوید در این مورد نه تنها سازوکار مطمئنی وجود ندارد، بلکه اساسا چنین کاری وجاهت قانونی هم ندارد: «در این‌جا از چند زاویه می‌شود به ماجرا نگاه کرد. در وهله اول شیوه شناسایی افراد است. خودروهای عبوری توسط افسران نامحسوس گشت ارشاد و امنیت اجتماعی یا توسط دوربین‌ها در سطح خیابان شناسایی می‌شوند. افسرها شماره پلاک خودرو را می‌نویسند و بعد با شناسایی پلاک خودرو، پیامک ارسال می‌کنند. حالا این که چند درصد ضریب خطا وجود دارد، وسط شلوغی و ترافیک خیابان یا سرعتی که خودروها در بزرگراه دارند، این آقای افسر نامحسوس تا چه حد توانسته است شماره را درست ارزیابی کند، عددی را جا‌به‌جا نوشته یا ننوشته یا اساسا تلفن ثبت‌شده‌ای که به اسم صاحب خودروست یا حتی خود آن خودرو در اختیار عضو دیگر خانواده است یا خیر، خودش جای بحث و تردید دارد. از سوی دیگر مکرر می‌شنویم که خودروی فردی که تعهد داده، درست یک روز بعد از التزام کتبی، توقیف شده؛ یعنی حتی تعهد اولیه در سامانه پلیس ثبت نشده است.»

او به وجه حقوقی ماجرا هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «جریمه افراد یا توقیف اتومبیل آن‌ها توسط نیروی انتظامی که ضابط عام قوه قضاییه است و کارش فقط معرفی مرتکب جرم به نهاد قضایی است، با مفاد قانون مغایرت دارد. نیروی انتظامی بدون مداخله مجلس نمی‌تواند برای حقوق شهروندی مردم تصمیم بگیرد. این که شما برای یک نفر پیام بفرستید و بعد راسا وارد عمل شوید و خودرویش را ضبط کنید یا جریمه‌اش کنید فراتر از اختیارات نیروی انتظامی است.»

با این همه این کار نیروی انتظامی با ماده ۶۳۸ «قانون مجازات اسلامی» توجیه می‌شود. طبق این ماده قانونی «هر کس علنا در انظار و اماکن عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست، ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»

بر اساس تبصره همین قانون، «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه‌هزار تا پانصدهزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»

شروین سلطان‌زاده می‌گوید در قانون تعریف مشخصی از حجاب شرعی وجود ندارد. بنابراین مشخص نیست تعریف قانون‌گذار از حجاب شرعی که یک امر نسبی است، در این بند قانونی چه بوده است؛ چون به صراحت در مورد تعریف بدحجابی توضیح داده نشده و جرم‌انگاری نشده است.

او همچنین تاکید می‌کند چنین اقدامات و شکایت‌هایی نیازمند تشریفات قانونی، تحقیق، دادگاه، احراز و اثبات بزه انتسابی و مبنای قانونی هستند.

به نظر نمی‌رسد تشریفات مورد نظر آقای سلطان‌زاده اساسا توسط پلیس امنیت اخلاقی مراعات شده باشد. بر اساس گزارش‌های واصله، پلیس امنیت اخلاقی برای سهولت ماجرا چند نفر از نیروهایش را در فضای باز یا محل ورودی این ساختمان‌ها مستقر کرده تا بعد از ثبت شماره پلاک ماشین، در طول چند دقیقه به کار مراجعه‌کننده رسیدگی کنند.

کاربری به نام «آنیسا» در شرح این رسیدگی فله‌ای پلیس امنیت نوشته است: «رفتم وزرا، حدود ۳۰۰ نفر آن‌جا بودند و ده یا دوازده افسر را هم روی صندلی نشانده بودند توی حیاط، با یک فهرست جلوی رویشان، اسم مالک و نمره پلاک ماشین و تلفن را می‌نوشتند و می‌گفتند بروید الآن شلوغ است، بعدا خودمان خبرتان می‌کنیم.»

«پرستو» هم که تجربه مراجعه به پلیس امنیت را دارد، بدترین حسی را که در کل این ماجرا به او دست داده، احساس مورد توهین قرار گرفتن و عدم امنیت می‌داند: «این که حتی جرات نمی‌کنی بروی بیرون، چون ممکن است به اشتباه مورد مواخذه قرار بگیری.»

او می‌گوید با این که مردم به رفتارهای توهین‌آمیز از سوی دستگاه‌های مسئول خو کرده‌اند، اما آن‌چه آزاردهنده است صرف یک روز کامل در کوچه و خیابان مقابل پلیس امنیت و یا راهروهای آن‌جاست:

«تصورش را بکنید تقریبا یک صبح تا بعدازظهر باید وقت‌تان در چنین جایی بگذرد و توضیح بدهید و بعد هم با اعصاب و روان به‌هم‌ریخته برگردید خانه. از سوی دیگر وقتی شما دریافت‌کننده چنین پیامکی باشید، حتی اگر اشتباه شده باشد، اسم شما در سیستم پلیس ضبط شده است و هر جا که ماشین‌تان را پارک کنید، می‌آیند و ماشین شما را توقیف می‌کنند و با خودشان می‌برند. حالا باید بدوید دنبال الباقی ماجرا و هزینه پارکینگ پلیس را بدهید. تازه اگر بار دوم‌تان باشد ماشین را یک ماه نگه می‌دارند و این یعنی توقف کامل زندگی در شهر تهران.»

پرستو معتقد است دست‌اندرکاران این طرح نگران حجاب نیستند، بلکه در پی راه تازه‌ای برای درآمدزایی پلیس و «کف‌گیر خورده به ته دیگ» هستند؛ «یک جور کاسبی جدید برای جبران هزینه‌های پلیس.»

برچسب‌ها: اجتماعی, امنیتی, پیامک‌های فله‌ای, جنایات رژیم, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, نوید افکاری

شما هم چیزی بگو

Sep 13 2020

اتحادیه اروپا و آمریکا اعدام نوید افکاری را محکوم کردند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: اجرای حکم اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر ایرانی، صبح روز شنبه به رغم درخواست‌های بین‌المللی برای توقف آن، واکنش‌های گسترده‌ای در عرصه بین المللی و در داخل ایران داشته است.

مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا، اعدام نوید افکاری توسط جمهوری اسلامی را اقدامی «بی‌رحمانه و رذیلانه» دانسته و آن را به «شدیدترین وجه محکوم» کرده است.

یک سخنگوی اتحادیه اروپا نیز در واکنش به این خبر گفت، اتحادیه اروپا اعدام نوید افکاری را با شدیدترین وجه محکوم می‌کند.

این سخنگو اضافه کرده است: اتحادیه اروپا به صراحت با استفاده از مجازات اعدام در هر شرایطی مخالف است. اعدام مجازاتی بی رحمانه و غیر انسانی است که اثر بازدارنده ندارد و انکار کرامت و شخصیت انسان است.

سخنگوی اتحادیه اروپا اضافه کرده است، مساله حقوق بشر از موضوعات محوری تعامل با ایران خواهد بود.

کلی کرافت، سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز در توییتی با خانواده نوید افکاری ابراز همدردی کرده است.

کلی کرافت نوشته است: ما بی اعتنایی و بی احترامی مداوم حکومت ایران به جان انسان‌ها را محکوم می‌کنیم. صدای مردم ایران خاموش نخواهد شد.

جو بایدن، نامزد حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز در توییتی نوشته است: اعدام بی‌رحمانه نوید افکاری توسط (حکومت ایران) بی معنی و وحشتناک است. هیچ کشوری نباید افراد را به خاطر فعالیت و تظاهرات مسالمت‌آمیز بازداشت، شکنجه و اعدام کند. ایران می‌بایست تمامی دیگر زندانیان سیاسی را از جمله نسرین ستوده و آمریکایی‌هایی که ناعادلانه حبس شده‌اند، آزاد کند.

Iran’s cruel execution of Navid Afkari is a travesty. No country should arrest, torture, or execute peaceful protestors or activists.

Iran must free its other political prisoners, including Nasrin Sotoudeh, and release unjustly detained Americans. https://t.co/Jj9QZbyQL7

— Joe Biden (@JoeBiden) September 12, 2020

«تمسخر عدالت»

عفو بین الملل نیز در بیانیه‌ای گفته است، اعدام نوید افکاری «تمسخر عدالت» بود.

عفو بین الملل تاکید کرده است، اعدام پنهانی صبح امروز نوید افکاری قهرمان کشتی، بدون اطلاع قبلی وی ، خانواده و یا وکیلش، پس از محاکمه‌ای کاملاً ناعادلانه تمسخر هولناک عدالت است و جامعه بین المللی می‌بایست فورا به این اقدام واکنش نشان دهد.

اتحادیه جهانی کشتی نیز در بیانیه‌ای با «ویرانگر» خواندن خبر اعدام نوید افکاری با خانواده وی اظهار همدردی کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی از این که تلاش برای توقف حکم اعدام نوید افکاری به نتیجه نرسید، ابراز تاسف کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی گفته است که خبر اعدام نوید افکاری «ویرانگر» بود و کل جامعه کشتی را سوگوار کرد.

UWW Statement on the Execution of Navid Afkarihttps://t.co/2TXcr12jaQ pic.twitter.com/f6wetsLz2Q

— United World Wrestling (@wrestling) September 12, 2020

گزارش‌ها حاکی است که پیکر نوید افکاری که صبح امروز در زندان عادل آباد شیراز اعدام شد «شبانه» و «تحت تدابیر شدید امنیتی» به خاک سپرده شد.

نوید افکاری نایب قهرمان نوجوانان ایران که در پی اعتراضات مرداد ۹۷ بازداشت شد، به اتهام قتل یک مامور امنیتی به دو بار اعدام، شش سال و نیم حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.

وحید و حبیب برادران او نیز هر یک به ۵۴ و ۲۷ سال زندان با شلاق محکوم شده‌اند. برادران افکاری در روزهای گذشته با انتشار چند فایل صوتی گفته بودند که اعترافاتی که در طول دوران بازداشت برای اقرار به مشارکت در قتل یک مامور امنیتی از آنها گرفته شده، زیر فشار مداوم شکنجه بوده است.

برچسب‌ها: #تظاهرات_سراسری, اعتراضات, امنیتی, جنایات رژیم, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, نوید افکاری

شما هم چیزی بگو

Sep 10 2020

محسن هاشمی: با اصرار قالیباف پروژه خط ۷ مترو را به سپاه دادیم و دادگاهی شدیم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی ::

رادیوفردا: محسن هاشمی، رئیس شورای اسلامی شهر تهران چهارشنبه ۱۹ شهریور گفت٬ «با اصرار» محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران و رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی، خط ۷ مترو را به قرارگاه خاتم الانبیا دادیم و الان پرونده‌مان به دادگاه رفته و بازرسی کل کشور اعلام جرم کرده است.

رئیس شورای شهر تهران در توئیتی نوشته است: بازرسی کل کشور می‌گوید «چرا مترو را به سپاه دادید که ساخته شود و اگر اینطور قرار باشد ادامه یابد دیگر نمی‌توانیم خطوط مترو را برای ساخت به قرارگاه بدهیم».

وی همچنین روز سه‌شنبه در آیین افتتاح خط ۱۰ و توسعه شمالی خط ۷ خطاب به سعید محمد، فزمانده قرارگاه خاتم ‌الانبیاءگفت: «خط هفت را به شما دادیم اما حالا در دادگاه هستیم، چرا که یک روزی به اصرار، خط هفت را به شما دادیم و بعد از آن بازرسی کل کشور گفت که چرا این خط را به خاتم الانبیا دادید و پرونده ما در بازرسی شعبه ۱۳ مفتوح است و چند بار گفته‌اند که ما به خاطر دادن متروی تهران به قرارگاه مورد اتهام هستیم و بارها هم به شما گفتیم که این موضوع را پیگیری کنید و هنوز کار گیر است».

محسن هاشمی دقیقا نگفت اتهام سازمان بازرسی چیست، اما در آیین افتتاح فاز ۱ خط ۷ مترو در سال ۹۶، چند تن از اعضای شورای شهر نسبت به نا ایمن بودن این پروژه هشدار دادند و اعلام کردند به رغم نامه‌نگاری‌های آنها درباره این موضوع، پروژه افتتاح شده است.

همان زمان رحمت‌الله حافظی رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر متن نامه‌های اداری مدیران مترو و شهرداری را درباره نا ایمن بودن خطوط مترو قرائت کرده و گفته بود خط ۷ مترو ۲۰ خرداد ۹۶ افتتاح شد و دو روز قبل از آن معاون عملیات و نقلیه ریلی خطاب به احمدی بافنده، مدیرعامل بهره‌برداری می‌نویسد: «ورود مسافر به خط ۷ مترو با خطرات بسیاری رو به روست و در صورت وقوع کوچک‌ترین رخداد غیرعادی منجر به بحران خواهد شد و هرگونه کمک به مسافران ناممکن است».

محمد علیخانی، رئیس کمیسیون حمل ونقل شورای شهر تهران نیز سال گذشته از ورود سازمان بازرسی کل کشور به موضوع ایمنی خطوط ۶ و ۷ متروی تهران خبر داده بود.

روزنامه همشهری هم نوشته بود، در مساله ایمنی خط ۷ مترو کارشناسان شورا شهر اعتقاد داشتند به‌دلیل نواقصی که «در ساخت سامانه شفت‌های میانی برای تهویه هوا در طول این بخشی از مسیر خط ۷ مترو تهران وجود دارد٬ نمی‌توان ادعا کرد که ایمنی مسافران تامین شده است.»

اما در مقابل کارشناسان شرکت مترو تهران اعلام کرده بودند که «تمامی مشکلاتی که در گزارش اولیه ناایمن بودن این خط به آن تاکید شده بود، رفع شده است.»

قرارگاه خاتم‌الانبیا که به عنوان بزرگ‌ترین پیمانکار ایران شناخته می‌شود، یک مجموعه عظیم عمرانی و اقتصادی است که به گفته مسئولان آن ۲۰ هزار نیرو به طور مستقیم و ۱۵۰ هزار نیرو به صورت غیرمستقیم در آن شاغل هستند.

این قرارگاه که با ۵ هزار پیمانکار فرعی قرارداد دارد، علاوه بر این که مهم‌ترین پروژه‌های عمرانی و ساخت‌وساز کشور را در انحصار خود دارد، یکی از هشت پیمانکار بزرگ نفت ایران هم محسوب می‌شود.

بودجه سالانه این قرارگاه مشخص نیست و از جمله نهادهایی است که از پرداخت مالیات معاف است.

مسئولان این قرارگاه می‌گویند در حال حاضر ۲۸۵ پروژه در سراسر ایران اجرا می‌کنند و بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است.
منابع: توییتر، رادیو فردا و رونامه همشهری؛ ف.ق

برچسب‌ها: امنیتی, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, غارت, قرارگاه خاتم الانبیا, محسن هاشمی, محمدباقر قالیباف

شما هم چیزی بگو

Sep 10 2020

سایمون واتکینز : چین در نظر دارد ایران را به یکی از مراکز بزرگ اطلاعاتی و جاسوسی جهان تبدیل کند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,سیاسی ::

رادیوفردانسه: سایمون واتکینز، خبرنگار انگلیسی که برای اولین بار جزئیات قرارداد بیست و پنج سالۀ ایران و چین را برملا کرد، در مطلبی جدید نوشته است که چین قصد دارد در پایان اجرای این قرارداد ایران را به یک مرکز بزرگ جاسوسی و کنترل و مراقبت دهها میلیون ایرانی تبدیل کند.

سایمون واتکینز که گفته های خود را به “منابع آگاه در داخل ایران” مستند کرده نوشته است که “مرحلۀ آتی توافق بیست و پنج سالۀ چین و ایران استقرار گستردۀ تجهیزات جاسوسی الکترونیکی و جنگ سایبری در اطراف بندر چابهار با شعاع عملیاتی پنج هزار کیلومتر و همچنین اجرای همزمان نظام کنترل و مراقبت گستردۀ مردم ایران خواهد بود که بر اساس مدل نظام کنترل و مراقبت چین ساخته خواهد شد.”

به گفتۀ سایمون واتکینز، این طرح منطبق با راهبرد درازمدت پکن در قبال ایران است. بر اساس این راهبرد ایران در پایان قرارداد بیست و پنج ساله به یکی از ارکان جغرافیای سیاسی چین بدل خواهد شد که در عین حال نیروی کار جوان آموزش دیده و ارزان را در اختیار چین قرار خواهد داد.

سایمون واتکینز افزوده است که در پی موافقت رهبر حکومت اسلامی ایران، فرماندهان سپاه پاسداران و سرویس های اطلاعاتی جمهوری اسلامی، چین در نظر دارد از هفتۀ دوم نوامبر آینده طرح کنترل و مراقبت میلیون ها ایرانی را به اجرا بگذارد. سایمون واتکینز به نقل از منابع اطلاعاتی خود در ایران افزوده است که به موجب طرح پکن، حدود ده میلیون دوربین مداربسته در هفت شهر پرجمعیت ایران و حدود پنج میلیون دوربین مداربسته در بیست و یک شهر دیگر ایران مستقر و کلیه این دوربین ها مستقیماً به سامانه های اصلی کنترل و مراقبت دولت چین وصل خواهند شد. در پایان این روند هفت شهر ایران از جمله بیست و پنج کشور جهان خواهند بود که در آن بالاترین نظام کنترل و مراقبت اجرا خواهد شد. این اقدام به گفتۀ خبرنگار بریتانیایی به دولت پکن امکان می دهد که بتواند به فاصلۀ یک نسل با ترکیب داده های مراقبت و داده های ثبت شده در سطوح محلی، ملی و منطقه ای حتی رفتار تک تک افراد را نیز کنترل کند.

به موازات این اقدام چین که پیشرفته ترین نظام سانسور اینترنت جهانی را دارد، مدل نظام “اینترنت ملی” خود را نیز در ایران به آزمایش خواهد گذاشت و زبان چینی را در آغاز در کنار انگلیسی و رفته رفته بعد از حذف انگلیسی به نخستین زبان خارجی آموزشی در ایران بدل خواهد کرد.

چین در نظر دارد که در پایان قرارداد بیست و پنج سالۀ خود با ایران شعبات برخی کارخانه ها و مراکز اقتصادی خود را در ایران دایر و محصولات آنها را به بازارهای کشورهای غربی صادر کند. برای این منظور شرکت های چینی سرمایه گذاری های مهمی در بخش حمل و نقل ایران انجام خواهند داد. چین در عین حال در نظر دارد که در پایان تحریم های تسلیحاتی ایران در هجدهم اکتبر آینده در چارچوب یک طرح دفاعی مشترک که در قرارداد بیست و پنج سالۀ دو کشور در نظر گرفته شده به حضور نظامی خود در ایران سرعت بخشد. این حضور در پایگاه ها و فرودگاه های همدان، بندر عباس، چابهار و آبادان آغاز خواهد شد و از طریق آن بمب افکن های دوربرد و جنگنده های چین و روسیه در این پایگاه های مستقر خواهند شد. همزمان ناوهای نیروهای دریایی چین و روسیه از بنادر اصلی ایران در چابهار، بندر بوشهر و بندر عباس استفاده خواهند کرد.

سایمون واتکینز در ادامه افزوده است که در چهارده ماه آینده حدود پنجاه هزار نظامی و شبۀ نظامی چینی و روس مرکب از افسران نیروهای دریایی و هوایی، مأموران اطلاعاتی و فرماندهان نیروهای ویژه برای محافظت از شرکت های چینی در میدان های نفت و گاز ایران در این کشور مستقر می شوند.

به گفتۀ سایمون واتکینز، چین در نظر دارد از نوامبر آینده یکی از بزرگترین مراکز شنود و جمع آوری اطلاعات در جهان را در چابهار مستقر کند. حدود هزار مستشار از بهترین کارشناسان اطلاعاتی چین و روسیه و همچنین شمار اندکی از افسران سپاه پاسداران جهت آموزش در این مرکز شروع به کار خواهند کرد. دامنۀ عملیاتی این مرکز اطلاعاتی پنج هزار کیلومتر است که قادر است سامانه های فرماندهی، کنترل، ارتباطات، اطلاعات و رایانه های کشورهای عضو ناتو و متحدان آمریکا در منطقه نظیر عربستان، امارات و اسرائیل را رصد کنند. به گفتۀ سایمون واتکینز، تأسیسات چابهار به چین امکان می دهد که دامنۀ عملیات اطلاعاتی خود را از اتریش تا مصر، سودان، اتیوپی، سومالی، کنیا، افغانستان، پاکستان، هند و تایلند گسترش دهد. تأسیسات چابهار همچنین به مراکز اطلاعاتی روسیه در اطراف پایگاه های نظامی اصلی این کشور در سوریه به ویژه در طرطوس و لاذقیه و همچنین ستاد فرماندهی مشترک نیروهای مسلح روسیه و چین متصل خواهد شد.

برچسب‌ها: #ترکمانچای_چینی, استعمار, امنیتی, چین, سایمون واتکینز, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Sep 09 2020

افشای دارایی‌های علیرضا پناهیان؛ پاکت‌های میلیونی و املاک میلیاردی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر ::

ایران وایر: «علیرضا پناهیان»، از روحانیون تندروی منتسب به رهبری، در یکی از مجالس سخنرانی‌اش گفته است: «مانند امام و رهبری ما هم با هدایای رفقایمان زندگی می‌کنیم.» این صحبت‌ها در پاسخ به کاربران فضای مجازی عنوان شده است که موضوع خانه میلیاردی پناهیان را مورد توجه قرار داده بودند. پناهیان در این سخنرانی که ویدیوی آن روز گذشته ۱۹شهریور۱۳۹۹ منتشر شد، اعلام کرده است که یک واحد از آن خانه را دارد و آن را هم از رفقایش هدیه گرفته است. علیرضا پناهیان کیست؟

«محمد نوری‌زاد» او را از جمله «شعبان بی‌مخ‌های» رهبر جمهوری اسلامی خوانده و «حشمت‌الله فلاحت‌پیشه»، نماینده سابق مجلس، عبارت «روحانی پاکتی» را درباره‌اش به کار برده است. این بار نام علیرضا پناهیان، با املاکش مطرح شده است؛ موضوعی که پیش از این در میان نیروهای مشهور به حزب‌الله بحث‌هایی درباره آن مطرح بود.

پس از انتشار گزارشی از شراکت پناهیان و مالک «تک ماکارون» در یک ملک به ارزش حدود ۳۰ میلیارد تومان، او پاسخ داد که تنها مالک یک آپارتمان از این ملک است و زندگی‌اش مانند زندگی دو رهبر جمهوری اسلامی با «هدیه دوستان» می‌چرخد؛ موضوعی که زمینه‌ساز شوخی در شبکه‌های اجتماعی شد و کاربران سخنان «اکبر طبری» را یادآوری کردند که گفته بود، دوستانی دارد که لواسان را هم به نامش می‌زنند.

«یاشار سلطانی» که گزارش اول را منتشر کرده بود، پرونده دیگری را منتشر و اعلام کرد که او زمین ۴۲۳ متری در منطقه خوش‌نشین سعادت‌آباد تهران را در سال ۱۳۹۱ از خانم «لیلا ممتحن» که در زمان انقلاب از کشور خارج شده، متری ۴۳ هزار تومان خریده که یک‌چندم قیمت واقعی است.

ماجرای قدرت گرفتن و مطرح شدن پناهیان به اواخر دولت «هاشمی رفسنجانی» و ابتدای دولت «محمد خاتمی» بازمی‌گردد که سخنرانان مذهبی برای شور دادن به جوانان حزب‌اللهی و بهره‌برداری از آنان در درگیری‌های سیاسی به کار می‌آمدند. «امیر تفرشی»، از موسسین جنبش عدالتخواه دانشجویی، در توییتی نوشته بود که در هیئت پناهیان که برادرش احمد نیز مداح آن بود نوجوانان در یک ربع آخر با «آقا بیا (اشاره به ظهور امام زمان)» شور می‌گرفتند.

تفرشی نوشته است که با همین شور او و دیگر نوجوانان را برده‌اند تا حسینیه و خانه آیت‌الله «منتظری» را تخریب کنند. پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز پناهیان همین نقش را ایفا کرد. او عضو «قرارگاه عمار» بود که «مهدی طائب»، برادر «حسین طائب»، فرمانده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، رییس آن است.

پناهیان پیش از آن نیز روحانی جوانی در «لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله تهران» بوده است. به نوشته «مراد ویسی» او در «گردان حبیب» این لشکر بوده که «مجتبی خامنه‌ای»، فرزند رهبر جمهوری اسلامی، نیز مدتی در آن حضور داشته است.

او پس از جنگ مدتی رییس نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در «دانشگاه هنر» بود. در بین دانشجویان نزدیک به این نهاد، مشهور است که برای یک سخنرانی به یکی از شهرستان‌ها سفر کرده و قرار بود راننده‌اش او را بازگرداند، اما زن راننده در حالت زایمان قرار داشت و او با پناهیان تماس گرفته بود تا اگر ممکن است خودش بازگردد. نتیجه این تماس اما اخراج راننده بود.

پناهیان پیش از این که با املاک خود مشهور شود به پاکت‌های میلیونی‌اش مشهور بود. در سال ۱۳۹۸ حشمت‌الله فلاحت پیشه، عضو سابق کمیسیون امنیت ملی، از پناهیان خواست درباره «پاکت‌های میلیونی» شفاف‌سازی کند.

به جز خود علیرضا پناهیان، دیگر اعضای خانواده او نیز جنجال‌برانگیز بوده‌اند. «احمد پناهیان» که پیش از این در هیئت او مداح بود، اینک قصد دارد مانند برادر وارد فضای سیاسی شود و چندی پیش سخنانش درباره «حجاریان» و «تاجزاده» خبرساز شد. او گفته بود «بشکند دستی که حکم جلب تاجزاده را امضا نمی‌کند.»

«محمدحسین میرلوحی»، نوه «محمدرضا مهدوی‌ کنی»، نیز داماد پناهیان است. این ازدواج در حالی انجام شده است که مهدوی‌ کنی از روحانیون اصول‌گرای سنتی و پناهیان از اعضای «جبهه پایداری» بود که به این جریان شدیدا حمله می‌کرد.

داماد پناهیان مدیر مدارس غیردولتی وابسته به «دانشگاه امام صادق» است و پیش از این با نوشتن مطلبی درباره مدارس غیردولتی خبرساز شد. او در این مطلب نوشته بود: «حتی اگر همه نتوانند سیفون داخل خانه خود نصب کنند، هر کسی که می‌تواند هم چون نباید تبعیض شود، نباید نصب کند!»

«رضا مطلبی کاشانی»، صاحب شرکت تک ماکارون، نیز که نامش با نام پناهیان مطرح شده، «هیئت امنای آستان قدس» است. او با بسیاری از شخصیت‌های سیاسی در فعالیت‌های خیریه مشارکت دارد؛ با «علیرضا زاکانی»، نماینده سابق و جنجالی مجلس، در شناخت و مهار سرطان، با «مجتبی رحمان‌دوست»، نماینده سابق مجلس، و «حبیب‌الله بوربور»، دبیرکل «جمعیت وفاداران انقلاب»، در «مجمع خیرین امید کشور» و با «مرتضی نبوی»، «سید مصطفی میرلوحی» و «ابراهیم انصاریان» (از نزدیکان مهدوی کنی) در «بنیاد خیریه غدیر». این بنیادهای خیریه اما اکثرا زمینه‌ای برای فعالیت اقتصادی چهره‌های سیاسی و دریافت امکانات بوده‌اند؛ اتهامی که درباره خود رضا مطلبی کاشانی نیز مطرح شده است.

اکثر اعضای خانواده مطلبی ساکن کانادا هستند، اما یکی از فرزندان او داماد «ابوترابی‌فرد»، امام‌جمعه تهران، است. مطلبی همچنین خانه‌ای در اختیار آقای ابوترابی، امام‌جمعه تهران، قرار داده است.

روابط مالی پناهیان با مطلبی کاشانی یادآور روابط برخی از دیگر مداحان و وعاظ مشهور حامی رهبر جمهوری اسلامی با افرادی است که به اتهام فساد مالی بازداشت شده‌اند؛ از جمله روابط مالی « محمود کریمی»، مداح مشهور، با «حسن رعیت.»

برچسب‌ها: اقتصادی, امنیتی, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, علیرضا پناهیان, غارت, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Sep 09 2020

دلارهای ۴۲۰۰ تومانی را چه کسانی دریافت کرده‌اند؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

پایگاه داده باز ایران: ۴۳ میلیارد و ۸۸۵ میلیون و ۸۵۵ هزار و ۲۴ دلار. این ارزش تقریبی منابع ارزی است که بانک مرکزی ایران بنا بر تازه‌ترین آمارهای خود، طی ۲ سال و یک ماه و ۲۴ روز به قیمت ۴۲۰۰ تومان در اختیار بیش از ۱۴ هزار شخصیت حقیقی و حقوقی قرار داده است تا کالاهای اساسی مورد نیاز مردم را از گزند نوسان‌ قیمت ارز مصون نگه داشته شود. اگر فرض کنیم که سامانه ارزی بانک مرکزی در ظرف دو سال گذشته به طور شبانه‌روزی و بی وقفه و مشغول کار بوده باشد، این به معنای آن است که در هر ثانیه حدود ۳۵ هزار دلار دولتی به ۱۴ هزار واردکننده داده شده تا به قیمت دولتی اجناس مورد نیاز مردم را به کشور وارد کنند.

از جمله این موسسات «ارز بگیر» خیریه مکتب امیرالمومنین، وابسته به نزدیکان آیت‌ الله موسوی اردبیلی، بلندپایه ترین مقام قضایی ایران در دهه ۱۳۶۰، است که حدود ۱۰ میلیون دلار برای بازپرداخت اقساط خود دریافت است. به شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه نیز، که به کارگرانش ماه هاست دستمزد پرداخت نکرده و هم اکنون درگیر دور تازه ای از اعتصاب و اعتراض است، ۱۹۳ میلیون دلار رسیده است. اما سوال اینجاست که بخش اعظم ارزهای دولتی اعم از دلار، یورو، لیر، درهم،‌ یوان و غیره به چه کسانی اعطا شده است؟

برای دسترسی به فهرست تمیز شده دریافت کنندگان ارز دولتی روی این لینک کلیک کنید.

دسته‌بندی داده‌ها نشان می‌دهد که حدود ۱۵ درصد این ارزها در اختیار چهار شرکت قرار داده شده که دو تا متعلق به دولت و دو شرکت دیگر از مجموعه شرکت‌های خانواده مدلل هستند. چهار شرکتی که هر کدام بیش از یک میلیارد دلار و در مجموع ۶/۲ میلیارد دلار ارز دولتی دریافت کرده‌اند عبارتند از:

  • شرکت مادرتخصصی بازرگانی دولتی ایران
  • شرکت آوا تجارت صبا
  • شرکت کشت و صنعت و روغن نباتی ماهیدشت کرمانشاه
  • شرکت سهامی پشتیبانی امور دام کشور

    خانواده مدلل: از زمان انتشار نخستین گزارش بانک مرکزی درباره دریافت کنندگان ارزهای دولتی، نام «خانواده مدلل‌» و شرکت‌های زنجیره‌ای آنها سر زبان‌ها افتاده است. برخی می گویند که مدلل‌ها با آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی ارتباط دارند، هرچند دفتر این روحانی پرنفوذ هرگونه ارتباط یا نسبت خویشاوندی با آنها را تکذیب کرده است.

    گفته می‌شود خانواده مدلل انحصار واردات خوراک دام و طیور را در اختیار دارند. داده‌های بانک مرکزی و حجم ارز دریافتی توسط شرکت‌های متعلق به این خانواده را می‌توان نشانه‌ای از انحصار در نظر گرفت. در بین ۵۸ شرکتی که هر کدام بیش از ۱۰۰ میلیون دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفته‌اند، نام چهار شرکت وابسته به خانواده مدلل به چشم می‌خورد:

  • آوا تجارت صبا
  • مجتمع کشت و صنعت و روغن نباتی ماهیدشت کرمانشاه
  • شرکت کرمانشاه دانه
  • شرکت کلهر دانه جنوب

    مجموع کل ارز اعطا شده به این چهار شرکت بالغ بر ۳ میلیارد و ۴۴۰ میلیون دلار برای واردات خوراک دام است. تنها رقیب خانواده مدلل در گرفتن دلارهای دولتی، سه شرکت بزرگ دولتی (مادر تخصصی بازرگانی، پشتیبانی امور دام و خدمات حمایتی کشاورزی) است که سر جمع فقط چند میلیون دلار بیشتر از مدلل‌ها برای تنظیم بازار مواد غذایی و کشاورزی از بانک مرکزی دریافت کرده‌اند.
    رقم ارز دریافتی توسط خانواده مدلل از ارز دریافتی مجموع شرکت‌های بزرگ داروساز ایران بیشتر است. محاسبات نشان می‌دهد مجموع ارز دریافتی توسط شرکت‌های «کوبل دارو»، «بهستان دارو»، «اکتوورکو»، «شفایاب گستر»، «هیات امنای ارزی»، «نوو نوردیسک پارس»، «کی بی سی»، «پرشین پروتئین پارس»، «فن‌آوری آزمایشگاهی» و «روژین دارو»، در مجموع یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار کمتر از ارز دریافتی توسط چهار شرکت خانواده مدلل است.

    خانواده پایداری: چهار شرکت «طبیعت سبز پارس میهن»، «غلات‌بان»، «شرکت مجتمع صنایع غذایی میهن» و «غذا فرآور پنگوئن» زیرمجموعه هلدینگ میهن متعلق به خانواده پایداری هستند که در مجموع طی ۲ سال گذشته ۲ میلیارد دلار ۴۲۰۰ تومانی از بانک مرکزی گرفته‌اند.

    نیشکر هفت‌تپه: نام شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در سال‌های اخیر بسیار شنیده شده است. این مجموعه دست کم بعد از سال ۱۳۹۷ یکی از کانون‌های اصلی بحران کارگری در ایران بوده است. بارها گفته شده کمبود منابع مالی، عامل اصلی عقب افتادن حقوق کارگران و تعدیل و اخراج آنها بوده است. داده‌های بانک مرکزی نشان می‌دهد مدیران این شرکت از ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ در ۷۴ نوبت، حدود ۱۹۳ میلیون دلار ۴۲۰۰ تومانی از بانک مرکزی دریافت کرده‌اند.

    در ماه اردیبهشت امسال رسانه‌ها گزارش دادند مدیرعامل نیشکر هفت تپه ۱/۵ میلیارد دلار ارز دولتی دریافت کرده و در بازار آزاد فروخته است. یکی از افرادی که با او همکاری داشت «قربانعلی فرخ زادرزین» بوده است که نامش در ردیف ۲۹ دریافت‌کننده ارز دولتی دیده می‌شود.

    قربانعلی فرخزاد رزین: در فهرست ۵۸ شرکتی که بیش از ۱۰۰ میلیون دلار ارز گرفته‌اند، تنها نام یک شخص حقیقی دیده می‌شود: «قربانعلی فرخزاد رزین». او در ۱۱ دی ماه ۱۳۹۷ به دلیل دریافت چند میلیون دلار ارز دولتی و فروش آن در بازار آزاد محاکمه شد. در دادگاه گفته شد او با سود حاصل از فروش دلار دولتی در بازار آزاد کارخانه ماشین‌سازی تبریز را خریداری کرده است.

    معاونت آماد وزارت دفاع: دنبال کردن ردپای دلارهای ۴۲۰۰ تومانی که صرف مخارج نظامی در ایران شده کار آسانی نیست. در میان ۵۸ شرکتی که تا الان بیش از ۱۰۰ میلیون دلار دریافت کرده‌اند، صرفا نام یک سازمان نظامی دیده می‌شود: معاونت آماد و پشتیبانی وزارت دفاع. میزان ارز دریافتی توسط این نهاد حدود ۱۵۰ میلیون دلار است.

    بازپرداخت اقساط: از مجموع ۴۴ میلیارد دلار دولتی، بیش از ۷۸۰ میلیون دلار برای «پرداخت اقساط وام» به ۱۰۸ شخص حقیقی و حقوقی واگذار شده است. در «فهرست بازپرداخت اقساط» بیشترین ارز دولتی (حدود ۹۰ میلیون دلار) به شرکت «متانول کاوه» داده شده است. پس از آن آزاد راه تهران شمال و شرکت فولاد زرند ایرانیان در مقام دوم و سوم قرار دارند.

    خیریه مکتب امیرالمومنین: مجموعه «خیریه تعلیماتی و تحقیقاتی علمی و دینی مکتب امیرالمومنین» که وابسته به خویشاوندان آیت‌ الله موسوی اردبیلی است، با دریافت ۱۰ میلیون دلار نوزدهمین تشکیلاتی است که بیشترین دلار ۴۲۰۰ تومانی را تحت عنوان «بازپرداخت اقساط وام» دریافت کرده است.

    اعطای ارز دولتی به این خیریه در سال گذشته خبرساز بود. بانک مرکزی در اردیبهشت ۱۳۹۸ اطلاعیه‌ای در این باره نوشت: «موسسه خیریه مکتب‌امیرالمومنین اقدامی برای دریافت ارز به منظور واردات در سال جاری نداشته و مبالغ ذکر شده در لیست انتشار یافته این بانک، صرفا برای خرید ارز بابت تسویه بخشی از تسهیلات دریافتی این موسسه از محل حساب ذخیره ارزی طی سال های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۶ بوده است.»

    روشن نیست این موسسه خیریه، چقدر و برای چه منظوری از حساب ذخیره ارزی تسهیلات دریافت کرده است. چرا تسویه آن طی ۱۲ سال انجام نشده و دست آخر چرا باید تسهیلات قدیمی با نرخ دلار ۴۲۰۰ تومانی که برای واردات کالای اساسی تعیین شده تسویه شود؟

    داده‌های آخرین گزارش به روز شده «فهرست دریافت‌کنندگان بانک مرکزی» که روز ۲۵ خرداد منتشر شده در پایگاه داده‌های باز ایران مرتب شد‌ه‌اند. ارزش ارز دریافتی بر اساس میانگین نرخ برابری در این مدت به دلار آمریکا محاسبه شده و مجموع پرداختی به شرکت‌ها و اشخاص بر اساس اطلاعات شناسه یا کد ملی تجمیع شده است. این فهرست تا الان کامل‌ترین و به روزترین فهرستی است که با قابلیت جست‌وجو و مرتب‌سازی در اختیار عموم قرار داده شده است.

برچسب‌ها: اقتصادی, امنیتی, چپاول, دزدی‌های رژیم, دلار ۴۲۰۰, سیاسی, غارت

شما هم چیزی بگو

Sep 07 2020

کاهش رشد جمعیت؛ نگرانی‌های رهبر نظام و بی‌اعتنایی مردم کشور

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی ::

ایران وایر: چهارمین سال متوالی است که رشد جمعیت کشور منفی شده و نرخ زاد و ولد به پایین‌ترین میزان خود طی نیم قرن اخیر رسیده است.

«علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، در ۳۰اردیبهشت۱۳۹۳ سیاست‌های کلی جمعیتی را اعلام کرد که تشویق به فرزندآوری بخشی از آن بود. اما به نظر می‌رسد گوش مردم بدهکار توصیه‌های رهبر جمهوری اسلامی نبوده است.

«شاید اگر جای دیگری غیر از ایران بودم، هم ازدواج می‌کردم و هم بچه‌دار می‌شدم. من هم مانند خیلی از دخترهای دیگر تمایل به مادر شدن دارم. اما متاسفانه شرایط بد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی کشور طوری است که به آینده خودم نیز چندان امیدوار نیستم؛ چه برسد به بچه‌ای که قرار است به دنیا بیاورم.»

این‌ها حرف‌های «زهرا» است که حدود ۴۰ سال سن دارد و به عنوان عضو هیئت علمی در یکی از دانشگاه‌های ایران تدریس می‌کند.

او که به دلیل شغلش با شمار زیادی از دختران و پسران جوان سر و کار دارد، می‌گوید: «اغلب این جوان‌ها وقتی اوضاع و احوال اقتصادی کشور را می‌بینند که روز به روز بدتر و هر سال زندگی‌شان سخت‌تر از سال قبل می‌شود، تمایلی به ازدواج کردن و بچه‌دار شدن از خود نشان نمی‌دهند، در این میان اگر کسی هم ازدواج کند، اغلب تا جایی که امکان داشته باشد موضوع بچه‌دار شدن را به تاخیر می‌اندازد تا به قول خودشان از بحران‌های مالی چند سال اول زندگی عبور کنند و بار اقساط وام‌های بانکی که برای شروع زندگی گرفته‌اند، سبک‌تر شود.»

به گفته زهرا «این یک روی سکه است و روایت کسانی است که قصد دارند در کشور بمانند، روی دیگر سکه تعداد زیادی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هاست که از آینده شغلی‌‌ در کشور ناامید هستند و در فکر مهاجرت به خارج از کشور به هر شکل ممکن، حتی پناهندگی و پذیرفتن انواع و اقسام ریسک‌های این داستان پرماجرا هستند. به همین دلیل است که روز به روز شاهد کمتر شدن میل نسل جوان به بچه‌دار شدن و حتی پیش‌تر از آن، ازدواج کردن هستیم.»

طبق آمارهایی که «امیرحسین بانکی‌پور»، نماینده اصفهان در «مجلس شورای اسلامی»، اعلام کرده، با وجود ثابت بودن «جمعیت آماده به ازدواج» در شش سال گذشته، نرخ ازدواج ۴۰ درصد نسبت به پیش از سال ۱۳۹۳، کمتر شده است.

نگاهی گذرا به آمارهای جمعیت کشور نشان می‌دهد که در نیمه دهه ۱۳۶۰ میانگین سنی جمعیت کشور حدود ۲۲ سال بود. این عدد در سرشماری سال ۱۳۸۵ به حدود ۲۸ سال و در ۱۳۹۰ به حدود ۳۰ سال رسید.

حتی معتقدان به «روزی‌رسانی خدا» هم نگرانند

سال گذشته گروهی از دانشجویان که گفته می‌شد دانشجویان بسیجی و سایر تشکل‌های مذهبی «دانشگاه صنعتی شریف» هستند، «کمپین مادران شریف» را راه انداختند. آن‌ها هدف خود را این اعلام کردند که هر کدام‌شان ۱۰ فرزند به دنیا بیاورند و دیگران را با این هدف خود همراه کنند. البته این کارزار با انتقادهای زیادی از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه و دستمایه طنز خیلی‌ها شد.

«نصیر» ۳۵ ساله است و در یک خانواده شش‌نفره با پدر و مادر و سه خواهر و برادر دیگرش در یکی از محله‌های پایین شهر مشهد زندگی می‌کند. او که شغل پدر را دنبال کرده و در میدان تره‌بار، میوه فروش است، می‌گوید: «من هم مثل خیلی از جوان‌های دیگر آرزو دارم ازدواج کنم و بچه‌دار شوم، اما با کدام پول و سرمایه؟ با درآمد دومیلیون‌وپانصدهزار تومانی که من دارم، چه‌طور می‌توانم خانه اجاره کنم و از پس مخارج بچه برآیم؟»

او حکایت بچه‌دار شدن یکی از دوستانش را تعریف کرده و می‌گوید: «از زمانی که همسرش را برای زایمان به بیمارستان برد تا وقتی به خانه آورد، حدود ۱۰ میلیون تومان هزینه کرد. این ۱۰ میلیون را از ماه‌ها قبل پس‌انداز کرده بود، زیرا او هم مثل من کارگر است. او از حالا نگران ماه‌ها و سال‌های بعد است، نگران روزهایی که اجاره‌خانه‌هایشان بیشتر می‌شود و تورم هم بالاتر می‌رود و هزینه‌های بچه هم به سایر هزینه‌‌هایش افزوده می‌شود.»

نصیر می‌افزاید: «با این که دوستش یک پسر مذهبی است و اعتقاد دارد خدا روزی‌رسان است، اما شرایط جامعه طوری نیست که اعتقادات مذهبی هم از نگرانی‌هایش کم کند و باعث شود به فردای نامعلوم همین یک بچه نیندیشد و به فکر بچه دیگر بیفتد.»

سیاست‌های ناکام دولت در تشویق فرزندآوری

«اسحاق جهانگیری»، معاون اول رییس‌جمهوری، چندی پیش از «سازمان برنامه و بودجه» خواست تا در برنامه هفتم توسعه به سیاست‌های کلی جمعیت که از سوی رهبر جمهوری اسلامی ابلاغ شده است، توجه جدی داشته باشد.

دولت اقدامات بهداشتی و پزشکی را نیز در همین رابطه برای خود تعریف کرده است که از جمله آن می‌‌توان به تلاش برای کاهش نرخ مرگ‌ومیر، مراقبت‌های قبل و پس از زایمان، آموزش و مشاوره‌های قبل، حین و پس از ازدواج، ایجاد کلینیک‌های ناباروری و پوشش بیمه‌ای برای داروها و درمان ناباروری اشاره کرد.

اما به گفته مقامات بهداشتی کشور، این‌ها تنها ۲۰ درصد عوامل موثر بر فرزندآوری را شامل می‌شود و ۸۰ درصد بقیه به مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه بر می‌گردد.

«شقایق»، کارشناس جامعه‌شناسی، در این رابطه معتقد است: «ترس از فرزندآوری به معنی تامین معیشت، امکانات و هر آن چه مورد نیاز تربیت یک فرزند است باعث شده است تا خانواده‌ها عمدتا به سمت تک‌فرزندی و حتی بی‌فرزندی پیش بروند و رغبتی به تداوم زاد و ولد از خود نشان ندهند. این در حالی‌ست که مشوق‌های بچه‌دار شدن در ایران چندان قابل توجه نیست و نمی‌تواند انگیزه برای ازدواج و فرزندآوری ایجاد کند.»

او می‌گوید: «این مشوق‌ها می‌تواند شامل معافیت یا کاهش مالیات، بیمه خانواده‌ها، کمک‌هزینه اولاد و غیره باشد که در بسیاری از کشورهایی که با کاهش نرخ موالید مواجه هستند، پرداخت می‌شود. برعکس در ایران مسئولان گاه حرف از پرداخت نکردن یارانه به نوزادانی که بعد از این متولد می‌شوند، می‌زنند؛ موضوعی که برای خیلی از خانواده‌های کم‌درآمد حائز اهمیت است.»

«تئوری توطئه» برخی مسئولان

در سیاست جمهوری اسلامی ایران، جمعیت به عنوان یکی از مولفه‌های مهم اقتدار تعریف شده است.

اما در موضوع کاهش نرخ موالید، مسئله‌ای که بیش از پیر شدن جمعیت باعث دغدغه برخی مسئولان نظام جمهوری اسلامی شده، کمتر بودن نرخ زاد و ولد در میان خانواده‌های شیعه نسبت به اهل سنت است.

برخی مسئولان و کارشناسان مذهبی شیعه در رسانه‌ها و منابر خود، این موضوع را دسیسه کشورهای دیگر، از جمله عربستان، قلمداد می‌کنند. آن‌ها مدعی‌اند که برخی خانواده‌های سنی برای افزایش جمعیت در برابر شیعیان تشویق می‌شوند.

«کژال » که سنی و اهل یکی از شهرهای کردنشین غرب کشور است، این موضوع را رد می‌کند. او که خود یک فرزند دارد، می‌گوید: « این موضوع هیچ ربطی به مذهب ندارد و کسی به ما توصیه نمی‌کند حتما پنج یا شش فرزند داشته باشیم. اما وقتی دختری در یک خانواده فقیر در سیستان‌وبلوچستان در ۱۳ سالگی وادار به ازدواج می‌شود و تمام عمرش هم در همان روستا باقی می‌ماند و حتی تجربه معاشرت با بقیه هم‌مذهبان خود در سایر نقاط کشور را ندارد، چه‌طور می‌توان انتظار داشت برای خانواده خود برنامه داشته باشد و تعداد فرزندانش را خودش تعیین کند و به آینده آن‌ها بیاندیشد؟ او معمولا همه چیز را ناشی از تقدیر و مشیت الهی می‌داند و تن به قضا و قدر می‌‌دهد.»

دلایل کاهش نرخ موالید و میل به بچه‌دار شدن از نگاه مسئولان هر چه که باشد، طبقات مختلف جامعه برای تصمیم به فرزندآوری، به نگرانی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود می‌اندیشند.

برچسب‌ها: اجتماعی, اقتصادی, امنیتی, جمعیت, خانواده, زاد و ولد, سیاسی, فقر

شما هم چیزی بگو

Sep 07 2020

نگرانم که فرزندم وارد اینترنت شود و محتوای مستهجن ببیند، مقاصد کاربران شب تا صبح اینترنت با صبح تا شب متفاوت است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت ::


همشهری: نمایندگان مجلس در طرحی با عنوان «ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی»، فعالیت شبکه‌های اجتماعی را مشروط به تایید یک هیات ساماندهی و نظارت کرده‌اند و خواستار احراز هویت کاربران اینترنت شده‌اند. برخی می‌گویند تصویب این طرح احتمالا باعث مسدود شدن همه پیام‌رسان‌های خارجی می‌شود.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از فراز، این طرح مجلس تازه‌ترین تلاش برای ایجاد حاکمیت دولتی بر اینترنت و در واقع پیام‌رسان‌های ‌اینترنتی است اما در درون، باعث تغییرات گسترده دیگری نیز در این فضا خواهد شد. طرح نمایندگان مجلس شامل ایجاد یک نهاد مرکزی است که آن را «هیات ساماندهی» نامیده‌اند که متشکل از رئیس مرکز فضای مجازی، نماینده وزارتخانه‌های ارتباطات، ارشاد، اطلاعات، دادستانی کل کشور، کمیسیون فرهنگی، صدا وسیما، اطلاعات سپاه، سازمان تبلیغات، نیروی انتظامی و سازمان پدافند غیر عامل است.

  • متن کامل طرح مجلس برای ساماندهی فضای مجازی

فاطمه محمدبیگی از نمایندگان مجلس کنونی در این زمینه مطالبی مطرح کرده است که در زیر می‌خوانید:

شما از امضاکنندگان «طرح ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی» هستید. هدف از ارائه این طرح چه بود؟

هر کشوری برای ساماندهی به اموراتش قوانینی را تصویب می‌کند. ما در حوزه فضای مجازی ۱۰ سال از تمام دنیا عقب‌تریم. بهتر بود این قوانین یک دهه پیش پایه‌گذاری می‌شد که الان به این وضعیت نرسیده باشیم. امروز هر اتفاقی در فضای مجازی می‌افتد اما سر و سامانی ندارد. ما در حوزه فضای کسب و کار در فضای مجازی، برای حمایت از مشاغل اینترنتی، افزایش تراکنش‌ها و معرفی محصولات‌مان هیچ قانون مدونی نداریم.

در صورتی که اگر قوانین خوبی در حوزه فضای مجازی وجود داشته باشد، حدود ۳ تا ۵ میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد خواهد شد. این قوانین، فضای امن و قابل اعتمادی را برای حضور کسب و کارها مهیا خواهد کرد. امروز با توجه به مشکلات اشتغال، جوانان علاقه بیشتری به آغاز کسب و کار در بستر مجازی دارند؛ اما متاسفانه در این زمینه یا فعالیت خوبی نداشته‌ایم و یا بستر امنیتی آن وجود نداشته‌است.

مورد دیگر، صیانت از حقوق کابران فضای مجازی است. تولیدکنندگان محتوا در فضای مجازی در کشورهای دیگر، می‌توانند از طریق مالکیت معنوی بر محتوای تولیدشده، درآمدزایی کنند. ما در این فضا هیچ قانونی نداریم و هیچ فرایندی برای دفاع حقوق خالقین محتوا و فعالین فضای مجازی وجود ندارد. همین، یک نوع بی‌سروسامانی و ناهنجاری را به وجود آورده است. امروز، ایران به چند کشور دیگر که در حوزه سایبری حرفی برای گفتن دارند پول تزریق می‌کند.

اگر بتوانیم اینترنت ملی را فعال کرده و با سرورهای داخلی‌ خودمان پیام‌ها را رد و بدل کنیم، هم سرعت اینترنت افزایش می‌یابد و هم هزینه بهره‌مندی از اینترنت را از یک‌صدم تا یک‌دویستم برای مردم کاهش می‌دهد. بحث کسانی که می‌خواهند ارتباطات جهانی داشته باشند نیز جداست.

تصویب این طرح احتمالا به انسداد شبکه‌های اجتماعی و قطع ارتباط با جهان خواهد شد. تبعات این رخداد چیست؟

اصلا این‌طور نیست. هر تکنولوژی که وارد کشور می‌شود باید یک سری قوانین و کاتالوگ برای آن طراحی شود. مثل خودروها؛ روزهای نخست که خودروها وارد کشور شدند، قانونی برای استفاده از آنها وجود نداشت. اما با افزایش تعداد راننده‌ها، برای آن قانون و پلیس در نظر گرفتند. امروز در حوزه فضای مجازی نیز ترافیک داده‌ها افزایش یافته است اما هیچ قانون و پلیسی برای ساماندهی ترافیک داده‌ها وجود ندارد.

یا به عنوان مثال، ما در گمرک قوانینی برای صادرات و واردات کالا وضع کرده‌ایم؛ اما در حوزه فضای مجازی، داده‌های مجازی بدون هیچ نظارتی دست‌به‌دست می‌شود. این داده‌ها می‌تواند به خودکشی‌ها، آسیب‌های جنسی و اخلاقی و فروپاشی خانواده‌ها منجر شود. اگر ما بتونیم در این زمینه، کدهای شناسایی برای داده‌ها تعیین کنیم کار مفیدی برای مردم کرده‌ایم.

آقای «اوباما» در مصاحبه‌ای گفته بود اجازه نمی‌دهد فرزندانش از فیسبوک استفاده کند. امروز نیز، آلمان، انگلیس و کشورهای حوزه شنگن نیز قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای استفاده از اینترنت وضع کرده‌اند. اگر امروز، روسیه و چین می‌توانند در مقابل ابرقدرت‌های اقتصادی و سیاسی ایستادگی کنند به دلیل داشتن اینترنت ملی در این کشورهاست. ما هم اگر بخواهیم به یک قدرت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جهان تبدیل بشویم باید قوانین ویژه‌ای در این زمینه داشته باشیم. البته که این کار محدودیت‌هایی را نیز به دنبال خواهد داشت.

من مادر سه فرزند هستم. امروز آنها را به مدرسه بردم و به من گفتند فرزندانم باید در سامانه «شاد» ثبت‌نام کنیم. تا امروز اجازه نداده بودم فرزندانم با فضای «اندروید» آشنا شوند؛ به این دلیل که فکر می‌کنم برای سلامت روحی و اخلاقی‌شان لازم نیست وارد فضای «اندروید» شوند. اما حالا نگرانم که نکند فرزند من در فضای اندروید وارد اینترنت شود و محتوای مستهجن ببیند.

سال‌های سال تلاش کرده‌ایم که بچه‌های ما با صحنه‌های نامناسب مواجه نشوند. اینترنت می‌تواند به صورت کنترل‌شده در اختیار قشرهای مختلف قرار بگیرد. دانشمندها، پزشک‌ها، معلم‌ها و دانش آموزان، هرکدام باید پهنای اینترنت و ساعت استفاده مختص به خود را داشته باشند. اما بگذارید بی‌پرده بگویم. با اجرای این قوانین دست یک عده از مسایل اقتصادی کوتاه می‌شود و باید هم با این طرح مخالفت کنند. این طرح قابل دفاع است و ان‌شاءلله مشکلات آن نیز در مجلس رفع خواهد شد.

روسیه و چین از بسته‌ترین کشورها در حوزه آزادی بیان هستند. الگوبرداری از این کشورها در تناقض با آزادی بیان و حقوق شهروندی نیست؟

این طرح برای حفظ حقوق شهروندی است. ما ایران هستیم و باید قوانین مبتنی بر اصول خودمان را وضع کنیم. من روسیه و چین را مثال زدم و دقیقا نمی‌خواهیم مثل آنها رفتار کنیم. آلمان را هم مثال زدم. چرا آلمان را نمی‌گویید؟ چرا فرانسه را نمی‌گویید؟ شما هم‌وطن من هستید و از شما انتظار می‌رود که بند به بند این طرح را بررسی کرده و کم‌وکاست‌های آن را به ما منتقل کنید.

البته یک سری از قوانین این طرح سخت‌گیرانه خواهد بود و این امری طبیعی است. الان تمام والدین ما نگران فضای مجازی هستند. چراکه ما قانون مشخصی در این زمینه نداریم. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بیش از دو سوم کاربران فضای مجازی صرفا از محتوای نامناسب استفاده می‌کنند. تعداد کاربرانی که مقاصد علمی و پژوهشی دارند بسیار کم‌تر است. بنابراین استفاده از اینترنت باید مبتنی بر همین پژوهش‌ها طبقه‌بندی شود. ساعات مصارف اینترنت نیز متفاوت است.

مقاصد فردی که از ۱۲ شب تا ۶ صبح از اینترنت استفاده می‌کند، با مقاصد کاربران ۶ صبح تا ۱۲ شب متفاوت است. همه این‌ها باید توسط مسوولان کشور تقسیم‌بندی شده و در اختیار کاربران قرار داده شود. در ضمن ما نمی‌خواهیم دریچه گفت‌وگوی تمدن‌ها را ببنیدیم. این حرف درست نیست. ما در فضای مجازی گفت‌وگو خواهیم داشت و می‌خواهیم تمدن اسلامی را به جهان صادر بکنیم.

آبان‌ماه پارسال نسخه اولیه‌ای از شبکه ملی اطلاعات اجرا شد. خیلی‌ها متضرر شدند. با این اوصاف، این طرح چطور می‌تواند به نفع مردم باشد؟

وزارت ارتباطات آن را بد اجرا کرد. همین وزارت ارتباطات ۳۰۰ میلیارد برای تلگرام و اینستاگرام هزینه می‌کند؛ اما تنها ۱۵ میلیارد از پیام‌رسان‌های داخلی حمایت می‌کند. چرا باید ۳۰۰ میلیارد برای پیام‌رسان خارجی هزینه کنیم؟ من معتقدم اجرای این قانون باید به صورت پلکانی اتفاق بیفتد تا هم سیستم به مرور پیشرفت کند و هم با اتفاقات دیگر تطابق پیدا کند.

برچسب‌ها: آزادی بیان, اجتماعی, امنیتی, اینترنت, سانسور, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Sep 07 2020

جان‌باخته‌ها اعتراضات آبان ۱۳۹۸

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش ::

ویکی‌پدیا: در فهرست زیر نام و اطلاعاتی از ۵۲۶ نفر از جان‌باخته‌های اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران مشاهده می‌شود، فهرست کودکان، در فهرستِ جان‌باخته‌ها به تفکیک شهر نیز آمده‌است:
کودکان

فهرست افراد جان‌باختهٔ زیر ۱۸ سال در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران:

سید علی موسوی، ۱۲ ساله، حوالی ساختمان فرمانداری رامهرمز
علی غزلاوی، ۱۲ ساله، در میدان الله خرمشهر
امیر رضا عبداللهی، ۱۳ ساله، در اسلام‌شهر تهران
نیکتا اسفندانی، ۱۴ ساله، در خیابان ستارخان تهران
محمد داستان‌خواه، ۱۵ ساله، در شهرک صدرای شیراز
آرمین قادری، ۱۵ ساله، در محله دولت‌آباد کرمانشاه
جواد بابایی، ۱۵ ساله، در شهر قدس (قلعه حسن‌خان)
ابوالفضل شعبانی، ۱۶ ساله در سه‌راهی آدران جاده ساوه
محمدجواد عابدی، ۱۶ ساله در اصفهان
خالد غزلاوی، ۱۶ ساله، در خرمشهر
رضا نیسی، ۱۶ ساله، از ساکنان منطقه پاستوریزه شهر اهواز
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)
آرش کهزادی، ۱۶ ساله، در اسلام‌شهر
احمد آلبوعلی، ۱۷ ساله، در منطقه شهرک طالقانی، ماهشهر
محمدرضا احمدی، ۱۷ ساله، در محله فیض آباد سنندج
حسام بارانی راد، ۱۷ ساله، کرمانشاه – اهل روستای خانیله روانسر
محمد (حمزه) بریهی، ۱۷ ساله، ساکن کوی خزعلیه اهواز – با کلت کمری و از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت.
مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی
احمد موسوی جعاوله، ۱۷ ساله، از ساکنان شهرک اندیشه شهرستان شوشتر
امیرحسین دادوند، ۱۷ ساله، در یزدان‌شهر اصفهان
آرین رجبی، ۱۷ ساله، در میدان جنگلبانی (سرباز) مریوان
ساسان عیدی وند، ۱۷ ساله، در یزدانشهر اصفهان
حسین قاسمی، ۱۷ ساله، در چهاردانگه اسلام‌شهر –
محسن محمدپور، ۱۷ ساله، در خرمشهر
علیرضا نوری، ۱۷ ساله، در شهریار
پژمان (علی) قلی پور ملاتی، زیر ۱۸ سال، ساکن لنگرود – در کرج هدف گلوله قرار گرفت.
پدرام جعفری، ۱۸ ساله، در فردیس کرج
ابراهیم مرادی، ۱۸ ساله، دانش‌آموز، در جوانرود

اسامی جان‌باخته‌ها به تفکیک استان و شهر
استان خوزستان

اهواز:

اصغر حق‌طلب، اهواز
اکبر ملک‌پور، اهواز
امیر حسینی، اهواز
امیر عساکریان، اهواز
بشیر سرخی، اهواز
حسن ربیعی، اهواز
حمزه باوی، اهواز
حمزه فاضل‌السواری (حمزه عالی‌نژاد)، اهواز
حمید آوی، اهواز
حمید رضازاده، اهواز
رحیم عرب‌پور، اهواز
رضا تمیمی، اهواز
رضا داراب‌پور، اهواز
رضا شاه‌مرادی، اهواز – اهل اندیمشک، دانشجوی ۱۹ ساله رشته کامپیوتر دانشگاه چمران.
رضا صیادی، از نیروهای یگان ویژه واحد رهایی گروگان اهواز
رضا قادری، اهواز
رضا نیسی (رضا عطیه‌النیسی)، منطقه گرانه (پاستوریزه) اهواز، ۱۹ ساله – در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
رضا یزدانی، اهواز
ریحانه ملکی، اهواز
زینب نیسان‌پور، اهواز
سعید پانکی، اهواز
سعیدحسن مشعشعی، اهواز
سهیلا فلاح‌زاده، اهواز
سیدرضا خلف‌زاده، اهواز
شهلا بالدی، اهواز
عباس بریحی علوش، اهواز
علی آلبو عبادی، اهواز
علی اسماعیلی، اهواز
علی تمیمی، اهواز
علیرضا اکبرپور، اهواز
فاطمه حقوردی، اهواز
فریبا آل‌خمیس، اهواز
فریحه کریم‌زاده، اهواز
قاسم باوی، اهواز – ۴۵ ساله، از بازداشت‌شدگان آبان ۱۳۹۸ که پس از آزادی، به دلیل شکنجهٔ شدید در دورهٔ بازداشت دچار اختلالات روانی شده و خودکشی کرد.
کمال دغاغله، اهواز
کوثر بغلانی، اهواز
کوثر تابع معتوقی، اهواز
مبین مقدم، اهواز
محدثه مقدم، اهواز
محسن عساکره، اهواز
محمد (حمزه) بریهی، اهواز – ۱۷ ساله
محمدرضا عسافی‌زرگانی، اهواز
مریم اسماعیلی، اهواز
مریم عیدانی، اهواز
معصومه داراب‌پور، اهواز
مهدی دریس مولایی، اهواز
مهدی زرگانی، اهواز
مهدی عبدی، اهواز
مهدی غلام‌زاده، اهواز
مهدی فلاحی، اهواز
مهدی قادری، اهواز
میثم مجدم، اهواز
نوید عساکره، اهواز
هانی شهبازی، اهواز

بهبهان:

(نام: نامشخص) تدین، بهبهان
فرزاد انصاری‌فر، بهبهان
احسان عبدالله‌نژاد، بهبهان – ۲۸ ساله، آرایشگر و فوق دیپلم برق (اولین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان، ۲ گلوله در ران و ۲ گلوله در سینه)
اسماعیل بازرگان، بهبهان
فرزاد تضمی‌پور، بهبهان
محمد حشم‌دار، بهبهان – ۳۳ ساله، اصابت گلوله به گلو
محمدحسین (امیرحسین) قنواتی، بهبهان – ۲۶ ساله (دومین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان)
محمود دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۹ ساله، پدرِ ۲ فرزند، اصابت گلوله به قلب هنگامی که برای نجات برادرش (مهرداد دشتی‌زاده) به سمت او می‌رود
مهرداد دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۶ ساله، کشاورز، اصابت گلوله به سر

خرمشهر:

ابراهیم مطوری، خرمشهر
حسن تمیمی، خرمشهر – ۲۵ آبان ۱۳۹۸
خالد غزلاوی، خرمشهر – ۱۶ ساله
خالد منیعات، خرمشهر
علی غزلاوی، خرمشهر – ۱۲ ساله
محسن محمدپور، خرمشهر – ۱۷ ساله
محسن نجل‌علی منیعات، خرمشهر
میثم عبدالوهاب عدگی‌پور، خرمشهر – ۳۰ ساله
میثم منیعات (ناصری)، خرمشهر
میلاد حمیدی (حمیداوی)، خرمشهر

آبادان:

حلیمه سمیری، آبادان – ۳۴ ساله – از بازداشت‌شدگان اعتراضات، جان‌باختن پس از شکنجه
روانبخش آمامی‌راد (ململی گلزاری)، آبادان
علی بغلانی، آبادان

ماهشهر:

احمد بشارت، ماهشهر
احمد چراغیان، شهر جراحی (چمران) – ۴۰ ساله، پدر ۳ دختر، کارمند پتروشیمی
احمد خواجه آلبوعلی، ماهشهر
اقبال اسماعیلی، ماهشهر – ۵۲ ساله
امین بچاری، ماهشهر
حمید شیخانی، شهرک کوره (طالقانی) ۲۶ آبان بازداشت و ۲ آذر جنازه‌اش تحویل خانواده‌اش داده شد.
رزاق ناصر زاده، ماهشهر
سالم امیر سنجران (عیدانی)، نیزار ماهشهر – اهل شهر جراحی (چمران) – در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
شهاب حطاوی، ماهشهر
طاهرآل خمیس، ماهشهر – ۲۵ ساله، دارای ۱ فرزند ۷ ساله
عباس (رضا) عساکره منصوری، میدان جراحی مقابل «نیزار حمیدی» – تازه داماد، میوه فروش
عباس منصوری، شهر جراحی، فرزند طعمه
عدنان هلالی، ماهشهر
علی باوی، شهر جراحی
علی خواجه آلبوعلی، ماهشهر
علی مرادی، ماهشهر
فرشاد حاجی‌پور میلاسی، ماهشهر – اهل لردگان، ۳۰ ساله، در در روستای «له دراز» لردگان به خاک سپرده شد.
قاسم باوی، ماهشهر
مجتبی عبادی، ماهشهر
محسن آلبوعلی، ماهشهر
محسن عبادی‌مهر، شهر جراحی
محمد خالدی، ماهشهر
محمد خالقی، ماهشهر
منصور الباوی، ماهشهر
منصور دریس، ماهشهر
منصور عساکره، ماهشهر
هادی قربانی، ماهشهر
یوسف خالدی، ماهشهر
یوسف مجتبی آلبوعبادی، نیزار ماهشهر
(نام: نامشخص) چنعانی، ماهشهر (جراحی)، دختربچه
(نام: نامشخص) همسر آقای مختار عتقی، ماهشهر

سربندر:

احمد بشاره دورقی، سربندر، ۲۲ ساله

اندیمشک:

حجت لهراسبی، اندیمشک
حسین (عبدلله) لرستانی، اندیمشک – ۲۱ ساله، اصابت گلوله به سر، در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل یکی از بستگانش
شفیع بازتاب، اندیمشک
علی اسفندیاری، اندیمشک

شوشتر:

احمد سعدی، شوشتر
احمد موسوی جعاوله، شوشتر – ۱۷ ساله
ایمان موسوی
جمال کعبی، شوشتر
عادل کعبی فرزه، شوشتر
عارف دلفی، شوشتر
عدی کعبی، شوشتر
علی کعبی، شوشتر
عمار زغبی، شوشتر
قاسم زغبی، شوشتر
مهدی عگبی، شوشتر
میلاد سلیمانی، شوشتر
یاس سلیمانی، شوشتر

شوش:

صادق کعبی، شوش

حمیدیه:

احمد ساعدی، حمیدیه
شهاب سیاحی، حمیدیه

رامهرمز:

سید علی موسوی، رامهرمز

کوت عبدالله:

مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی

استان کرمانشاه

جوانرود:

آرش ایوبی، جوانرود
ابراهیم مرادی، جوانرود – دانش‌آموز، ۱۸ ساله
بهرام غلامی، جوانرود
جبار تجاره (توجاره)، جوانرود
حمزه نقدی، جوانرود
خالد رشیدی، جوانرود
ریبوار سیدرستمی، جوانرود
سلمان رحمانی، جوانرود
عزیز (نام خانوادگی: نامشخص)، جوانرود – کارگر فضای سبز شهرداری که ناشنوا بوده‌است.
علی (یونس) فیروزبخت، جوانرود
عمران ولیدی، جوانرود
فرشاد خیراندیش، جوانرود
کاوه رضایی، جوانرود
کاوه محمدی، جوانرود
کاوه مرادی، جوانرود
مبین عبداللهی، جوانرود
هاشم مرادی، جوانرود – پیکر او که از ۲۶ آبان مفقود شده بود، ۱۱ دی ۱۳۹۸ درحالی‌که آثار شکنجه بر بدن او قابل مشاهده بوده‌است، در یکی از رودخانه‌های اطراف شهر جوانرود پیدا شد.
یونس هوشنگی، جوانرود

کرمانشاه:

آرمین قادری، کرمانشاه – ۱۵ ساله
اسکندر مرتضوی، کرمانشاه
ایرج جواهری، کرمانشاه – از کارکنان پلیس منطقه الهیه کرمانشاه بود.
برهان منصورنیا، کرمانشاه – اهل مریوان
بهروز فرهادپور، کرمانشاه
بهمن عزیزی، کرمانشاه
بهنام امیریان، کرمانشاه
جمشید کاظمی، کرمانشاه
جواد حیدری، کرمانشاه
حجت جلالی، کرمانشاه
حسام بارانی راد، کرمانشاه – ۱۷ ساله، اهل روستای خانیله روانسر
حشمت مرادی، کرمانشاه
حمزه فرجی
حمید چراغی، کرمانشاه
خسرو کریمی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
رامین میرزایی، کرمانشاه
رضا امیدی یاریجانی، اهل دهستان جلالوند، بخش فیروزآباد کرمانشاه – ۲۲ ساله، از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان، در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، پس از ابلاغ حکم ۴ سال زندان، اقدام به خودکشی کرد
رضا محمودی، کرمانشاه
سعید ارشادی، کرمانشاه
سعید اسماعیلی، کرمانشاه
سعید امیری، کرمانشاه
سعید بیژ، کرمانشاه
سعید رضایی، کرمانشاه
صدرا سربله، کرمانشاه
عبدالرضا شیرزادی، کرمانشاه
عصمت حیدری، کرمانشاه
علی القاسی، کرمانشاه
علی غفوری، کرمانشاه
علی غلامپور، کرمانشاه
علیرضا داموندی، کرمانشاه
غلام تابزر، کرمانشاه
فرخ جباری، کرمانشاه
فرشاد توکلی، کرمانشاه
فرشید عزت شاهی، کرمانشاه
فرهاد مجیدی، کرمانشاه
محسن کرمی‌نیا، کرمانشاه – – ۳۴ ساله، دارای دکترای تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی
محمد پالانی، کرمانشاه
محمد میرزایی، کرمانشاه – ۲۱ ساله
محمد نادری، کرمانشاه
محمود رضایی، کرمانشاه
محمود فردپور، کرمانشاه
مسعود ابراهیمی، کرمانشاه
مسعود مرادی، کرمانشاه
مسلم فیاضی، کرمانشاه
مصطفی فرزامی، کرمانشاه
مظفر ظهیری، کرمانشاه
مظفر وطن‌دوست، کرمانشاه
منوچهر فتحی، کرمانشاه
نادر بیرانوند، کرمانشاه – ۲۲ ساله
نادر بیژنوند، کرمانشاه
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه – پس از بازداشت در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در محلهٔ جعفرآباد کرمانشاه، تحت شکنجه کشته شد. جسد او را روز ۸ دی ۱۳۹۸ به خانواده‌اش تحویل دادند.
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه
هاشم عزتی‌پور، کرمانشاه
هدایت قربانی، کرمانشاه
هوشنگ کریمی، کرمانشاه
وحید فتحی، کرمانشاه
ویدا شکیبایی مقدم، کرمانشاه
یونس جلیلی، کرمانشاه
یونس عزتی، کرمانشاه
یونس عینی، کرمانشاه
(نام: نامشخص) نیازی‌منش، کرمانشاه

استان کردستان

سنندج:

احمدرضا محمدی، سنندج
رضا صادقی، سنندج
سوران محمدی، سنندج
علی جواهری، سنندج
کاوه ویسانی، سنندج – در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در سنندج بازداشت شد و جسد وی ۱۵ آذر در حومه سنندج (باباریز) رها شد.
محمدرضا احمدی، سنندج – ۱۷ ساله
مسعود امینی، سنندج
مظفر سیفی، سنندج
هیوا رحیمی، سنندج

مریوان:

آرین رجبی (فرجی)، مریوان – ۱۷ ساله
ادریس بیواره، مریوان
ارشاد رحمانیان، مریوان – پیکر او ۲۴ آذر ۱۳۹۸ حوالی سد گاران مریوان پیدا شد. او در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود.
بهروز ملکی، مریوان
دانیال استواری، مریوان
شاهو ولیدی، مریوان
عثمان احمدی، مریوان
عثمان نادری، مریوان
مهران تاک، مریوان – ۳۱ ساله، دارای یک فرزند ۱۴ ماهه

کامیاران:

کاوه ویسانی، کامیاران – در ۱۵ آذر ۱۳۹۸ پیکرش در بیابان پیدا شد.

استان ایلام

ایلام:

سجاد اسماعیلی، ایلام – ۱۰ روز پس از بازداشت در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۸ پیکر او به خانواده‌اش تحویل داده شد.

استان کرمان

سیرجان:

روح‌الله (جواد) نظری فتح‌آبادی، سیرجان

استان آذربابجان غربی

بوکان:

شلیر دادوند، بوکان
هیوا نادری، بوکان

استان آذربایجان شرقی

تبریز:

علی حسینی، تبریز

هشترود

اکبر کریمی‌اصل، هشترود – ۲۵ ساله، فیلمساز، پس از ۲ هفته بی‌خبری پیکرش با آثار بریدگی‌های زیاد در ناحیه سر و صورت از سد سهند پیدا شد.

استان اصفهان

اصفهان:

آرشام ابراهیمی، اصفهان
ایوب بهرامیان، اصفهان
بهزاد معینی‌فر، اصفهان – ۲۷ ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد رشتهٔ حسابداری
جواد شیازی، زینبیهٔ اصفهان – ۲۶ ساله، مراسم خاکسپاری وی ۱ آذر ۱۳۹۸ در باغ رضوان اصفهان برگزار شد.
حسین کرمی علویجه، ملک‌شهر – ۵۱ ساله
حمید شریفی، زینبیه اصفهان
رضا عباسی، اصفهان – وی پس از گذشت نزدیک به دو ماه بر اثر عفونت ناشی از زخم گلوله در بیمارستان جان سپرد.
سعید ترکان، اصفهان (زاجان)
علی مختاری، اصفهان
فرشید آفرین، اصفهان
مجید رضایی، اصفهان
محمد آرمان، اصفهان
محمد تقی‌یار، اصفهان (زاجان)
محمدجواد عابدی، اصفهان
مسعود بهارلو، اصفهان – ۲۵ ساله
مهدی سبزی، اصفهان
مهران علی‌پور، اصفهان – زادهٔ کازرون، از معترضان آبان که دی ۱۳۹۸ بازداشت شده بود و روز ۲۰ بهمن، بر اثر شدت ضربات وارده به جمجمه، بینی و شکم جان‌باخت.
یدالله باباصفری، اصفهان (زاجان)
یعقوب نجفی بابا، اصفهان – اهل کوهرنگ – دارای ۳ فرزند، یک دختر ۳ ساله و دوقلوی یک ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
یعقوب نجفی حاجی‌پور، کوهرنگ اصفهان

یزدان‌شهر:

آرمان امانی، یزدانشهر – اهل مسجدسلیمان، ۲۰ ساله
آرمان امانی، یزدان‌شهر
ابراهیم منصوری، یزدانشهر نجف آباد – متولد ۱۳۶۲، دارای یک فرزند
امیرحسین دادوند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
رسول امانی، یزدان‌شهر
ساسان عیدی‌وند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
صفر عیدی‌وند، یزدان‌شهر – دارای ۱ فرزند

قهدریجان:

محمد ابراهیمی، قهدریجان
نعمت‌الله شفیعی، قهدریجان

نجف‌آباد:

امیرحسین داودوند، نجف‌آباد – متولد ۱۳۸۲، قهرمان چند دوره کیک بوکسینگ، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
محمد امیری، نجف‌آباد
محمد پورپیرعلی، نجف‌آباد

فریدون‌شهر:

الهه رستگار، تبر فریدون‌شهر اصفهان

زرین‌شهر

حسن‌پور پیرعلی، زرین‌شهر
حسین‌پور پیرعلی، زرین‌شهر

استان البرز

کرج:

ابراهیم کتابدار، کرج – ۳۰ ساله، پدرِ ۲ دختر خردسال، به نام‌های سودا و سوگند
آمنه شهبازی‌فرد، کرج – ۳۴ ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
ابراهیم مهدی‌پور، کرج
امید رضایی، مارلیک کرج
امیر شکری، کرج
امیرحسین صادقی، کرج – دانش‌پژوه و از مبتکرین دستگاه آب شیرین کن ارزان قیمت
بهرام احسانی، کرج
بیتا خدادادی، کرج
پارسا، بدرلو، کرج
حسام نام‌آور، کرج
حسین دلفان، کرج
حمیدرضا قبولی، شهرک اندیشه کرج – ۱۹ ساله
رحیم امینی (امین آبادی)، کرج (فردیس) – قهرمان پرورش اندام، دارای یک فرزند پسر
رسول بختیاری، کرج
رضا رحیمی، کرج
سعید درخشان، کرج
شهرام معینی، کرج – اهل منجیل، ۴۴ ساله
صادق بختیاری، کرج
علی بختیاری، کرج
علی خدامرادی، کرج
علیرضا محمدزاده، کرج
فرخ غفاری، کرج
کورش شیدانی، کرج
محسن چمن فر، کرج
محمدرضا نیکوروان، کرج – اهل روستای قاضیان استان گیلان
محمود سلطانی، کرج
محمود صادقپور، کرج
مرتضی صادقی‌نادر، کرج
مهدی حمیدی، کرج
مهدی عباس‌زاده، کرج
مهناز مهدی‌زاده، کرج
میثم احمدی، منظریه کرج – زادهٔ ۲۸ آبان ۱۳۷۱
میلاد محققی، مارلیک – ۲۴ ساله

مشکین‌دشت:

سیدعلی حسینی، مشکین‌دشت کرج
عزیزالله اسکندری، مشکین‌دشت کرج

فردیس:

آزاده ضربی، فردیس کرج – زادهٔ ۱۳۷۲
آشور کالتا، فردیس کرج – از جامعه آشوری ایران، اهل ارومی، متولد ۴ بهمن ۱۳۶۰، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
اکبر لنگری، فردیس کرج – ۲۳ ساله
امید صالحی، فردیس کرج – ۲۱ ساله، دانشجو
پدرام جعفری کمیجانی، فردیس کرج – ۱۸ ساله، در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
حسین قدمی، فردیس کرج – ۳۰ ساله، تراشکار
حمید قائمی، فردیس کرج
علیرضا آزادی، فردیس کرج
علیرضا طیبی سالار، فردیس کرج
فرامرز پورفرسادی، فردیس کرج – دارای ۲ فرزند ۲ ساله و ۱۲ ساله
محمدامین الله‌قلی، فردیس کرج – ۲۴ ساله
مهدی پاپی، فردیس کرج – ۳۱ ساله
میلاد نژه ورد، فردیس کرج
ناصر رضایی، فردیس کرج – اهل سنندج، متولد ۱۳۶۲ فارغ‌التحصیل رشتهٔ کشاورزی از دانشگاه بروجرد، اصابت گلوله به چشم

مهرشهر:

پویا بختیاری، مهرشهر کرج
رضا خزایی، مهرشهر کرج
نیکتا خزایی، مهرشهر کرج

گلشهر:

آذر میرزاپور زهابی، گلشهر کرج – ۴۵ ساله، پرستار، سرپرست خانوار، دارای ۴ فرزند
امیرحسین کبیری، گلشهر کرج – ۳۲ ساله
حمید رسولی، گلشهر کرج – ۳۳ ساله – ۲۵ آبان ۱۳۹۸- آرامگاه: آرامستان الوند استان قزوین
شهنام (امیر) شکری، گلشهر کرج
مهدی طاهرزاده، گلشهر کرج

استان تهران

تهران:

ابوالفضل شعبانی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۱۶ ساله
ابوالفضل عرب، تهران
احمد مرادی، تهران
احمدرضا فلاح، یافت‌آباد تهران
اسماعیل عرب‌احمدی، تهران – ۲۸ ساله
بهنام کاشی
پدرام شجاعی، تهران
حسن دوست، تهران
حمید نظری، فعال دانشجویی سابق که در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود، ۲۴ ساعت پس از آزادی بر اثر سکته درگذشت. وی پس از آزادی گفته بود به او در بازداشت تزریق شده‌است
رامین دانا، تهران
رامین لمسه، تهران – اهل شبستر – ۲۸ ساله
رضا اینانلو، قدس تهران
رضا حسینی، قدس تهران
سجاد باقری، تهران – اهل کرمانشاه، ناشنوا، پدر یک فرزند خردسال
سمانه ذوالقدر، تهران
سید علی فتوحی، تهران – اهل کوهساره، اردبیل
سید قاسم حسینی، تهران (تهرانسر) – ۳۵ ساله
علی بهبودی، تهران
علی شیرمحمدی، تهران
علی فروتن لگران، تهران – اهل خیاو (مشگین‌شهر)، ۱۹ ساله
علی فرون لگران، تهران
علیرضا محمدزاده، سه‌راهی آدران تهران – اهل سراب٬ متولد ۱۳۶۹، دارای ۲ فرزند
فرزاد کمانگیر، تهران – اهل سنندج، ۲۰ ساله
فریدون کاظمی، سرآسیاب تهران – ۲۶ آبان ۱۳۹۸
مجید غیب‌الهی، تهران
مجید فلاح‌پور، تهران – اصالتاً اهل گیلان
مجید ملکی، تهران
محمد حیدریان، تهران
محمد صفری، تهران
محمد ملکی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۲۳ ساله، متأهل، دارای ۱ فرزند، در ۲۵ آبان با شلیک گلوله نیروهای امنیتی مجروح شد. ۶ بهمن ۱۳۹۸ بر اثر جراحات جان باخت و روز ۸ بهمن ۱۳۹۸ در امامزاده‌باقر شهرستان بهارستان به خاک سپرده شد.
مصطفی فرزامی، تهران – اهل کرمانشاه – خواننده
مهدی کارکایی، تهران
مهرداد حسابی، تهران – اصالتاً اهل شیجان رشت
مهرداد قاسمی، یافت‌آباد تهران
مهرداد معین‌فر، فلاح، تهران
مینا شیخی، تهران – ۵۰ ساله، اهل سقز
نیکتا اسفندانی، تهران – ۱۴ ساله
یاشار کیانی ارثی

اسلام‌شهر:

آرش کهزادی، اسلام‌شهر
امیررضا عبداللهی، اسلام‌شهر – ۱۳ ساله
ایمان رسولی، اسلام‌شهر
پوریا ناصری‌خواه، اسلامشهر (سه‌راهی آدران) – ۲۳ ساله – اهل کرمانشاه
حسین قاسمی، اسلامشهر تهران
علی احمدی، اسلام‌شهر
غیبعلی رمضانی، شهرک گلستان اسلام‌شهر
کمال فرجی، اسلام‌شهر – ۴۱ ساله، نجار
محسن جعفرپناه، اسلام‌شهر – اهل بیجار، پدر بردیای ۲ ساله – زادهٔ اسفند ۱۳۶۷
محسن مظفری، شهرک گلستان اسلام‌شهر – ۳۷ ساله
محمد طاهری، اسلام‌شهر – ۱۹ ساله، دانشجو
محمدمهدی حقگوی، اسلام‌شهر

چهاردانگه:

حسین قاسمی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۱۷ سال
سید حمید طاهری، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۳۵ ساله – دارای یک نوزاد ۴ ماهه
عرفان فائقی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۲۱ ساله

شهریار:

ابراهیم محمدپور، شهریار
احسان شیری، شهریار
اکبر لنگری، شهریار
ایوب بهرامیان، شهریار – متأهل، پدر دو کودک ۵ ماهه و ۴ ساله، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ از ناحیه ران پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به کما رفت. او ۲۷ آذر ۱۳۹۸ جان‌باخت.
بهروز اصغرپور، شهریار – ۲۷ ساله
بهزاد تکیه، شهریار
حسین قدمی، شهریار
رضا حسن‌وند، شهریار – ۲۶ ساله
رضا معظمی گودرزی، اندیشه (شهریار) – ۱۹ ساله
سلیمان رضایی، شهریار
سید محمدحسین طاهایی، شهریار – اهل چالوس – ۳۴ ساله
شاهین امیری، شهریار
علی سرتیپی، شهریار
علیرضا نوری، شهریار – ۱۷ ساله
گلنار صمصامی، شهریار – دارای یک فرزند پسر ۸ ساله
محمد عربی، شهریار – ۱۹ ساله، ۲۶ آبان ۱۳۹۸
محمد عربی، شهریار
محمد عکاس، شهریار
محمدحسین طاهایی، شهریار – ۳۴ ساله
محمدمعین صالحی، شهریار
مهدی پاپی، شهریار
مهرداد معین‌فر، شهریار – ۳۲ ساله
موسی بهرام، شهریار
میلاد محققی، شهریار شهرک فردوسیه – ۲۴ ساله
میلاد نجه‌وند، شهریار
نادر مؤمنی، شهریار – ۵۵ ساله
هدایت‌الله حمید، شهریار

بهارستان:

اسماعیل الله‌قلی، شهرک گلستان بهارستان (جاده ساوه)
فاطمه حبیبی، بهارستان
گل‌آقا نوری، بهارستان
مجید شیخی، بهارستان – وی از سوی نهادهای امنیتی به عنوان «شهید امنیت» و بسیجی معرفی شده‌است.
محمد طاهری، بهارستان – ۱۹ ساله
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)

قلعه حسن‌خان:

اسماعیل رضایی پیرپشته، قلعه حسن‌خان – پدر یک دختر ۳٫۵ ساله
جواد بابایی، قلعه حسن‌خان
حسن علیزاده، قلعه حسن‌خان – ۲۳ ساله
حسین حاجی‌آبادی، قلعه حسن‌خان
حسین شهبازی، قلعه حسن‌خان
حیدرعلی رمضان‌نژاد، قلعه حسن‌خان – ۵۳ ساله
عبدالله آجرلو، قلعه حسن‌خان
علیرضا بابایی، قلعه حسن‌خان
نوید بهبودی، قلعه حسن‌خان (شهر قدس)
یاسین (مجتبی) رمضان‌نژاد دهکا، قلعه حسن‌خان – متولد ۱۳۶۵ در گیلان، آستانه اشرفیه دهستان دهکا – دارای یک فرزند

کیان‌شهر:

حسن طاووسی، کیان‌شهر
سیامک نویدی بیلداشی، کیان‌شهر – متولد ۱۳۶۶

ملارد:

حسن صحرایی، ملارد – زادهٔ گناباد
رضا پذیرش، ملارد
سجاد رضایی، ملارد – ۲۰ ساله
فرهاد مجدم، ملارد – زادهٔ ۵ مرداد ۱۳۶۱ در شیراز
علی رحمانی، ملارد
محمد تیموری، در منطقه‌ای بین شهر جدید اندیشه و ملارد
مرتضی ابراهیمی، ملارد، پاسدار و فرمانده گردان امام حسین ملارد
مصطفی رضایی، ملارد، از کارکنان شهرداری ملارد
مهدی دائمی، سرآسیاب ملارد
مهرزاد رضایی، ملارد (کرج)
هادی سرتیپی، ملارد
وحید دامور، جاده ملارد کرج – ۳۰ ساله

بومهن:

بهروز فلاح، بومهن
میثاق ملکی، بومهن
یوسف درری، بومهن – اهل روستای هوددن گنبدکاووس – ۳۴ ساله – دارای ۲ فرزند

نسیم‌شهر:

سیدقاسم حسینی، نسیم‌شهر
هادی قربانی، نسیم‌شهر – اهل تیکان‌تپه (تکاب)

رباط‌کریم:

ابراهیم فرخی راد، رباط‌کریم تهران
پدرام ناصری، رباط‌کریم تهران
پروانه سیفی، رباط‌کریم تهران
پرویز کاشانی، رباط‌کریم تهران
جاوید میرزایی، رباط‌کریم تهران – اهل میانه، آرایشگر
جمال رمضانی، رباط‌کریم تهران
جمشید خدایاری، رباط‌کریم تهران
حسین آقبلاقی، رباط‌کریم تهران
حسین امینی، رباط‌کریم – ۳۰ ساله، دارای ۲ فرزند
حسین عزیری، رباط‌کریم تهران
رستم جابری، رباط‌کریم تهران
سهراب مقدمنیاز اصل، رباط‌کریم تهران
سیروس سهروردی، رباط‌کریم تهران
عباس یوسفی، رباط‌کریم تهران
علی بابایی، رباط‌کریم تهران
فرشاد جعفری‌زاده، رباط‌کریم تهران
فرهاد فروغی، رباط‌کریم تهران
فریدون خشنودی، رباط‌کریم تهران
محمدرضا عزیزی، رباط‌کریم تهران
مرتضی نوری، رباط‌کریم
ناصر پروری، رباط‌کریم تهران

پرند

امیر (شاهپور) اوجانی، پرند – ۴۳ ساله، متأهل، پدر ۴ فرزند و صاحب یک مغازه ساندویچی، بر اثر شدت جراحات ناشی از اصابت گلوله در جریان اعتراضات آبان، روز ۱۹ دی ۱۳۹۸ جان باخت.

استان زنجان

زنجان:

میرحسین عباسی، زنجان – پدر سه فرزند

استان فارس

شیراز:

امیر الوندی‌مهر، شهرک گویم شیراز – ۲۲ ساله
امیر پناهی، شیراز
امیر رودگری، شیراز
بهمن (رضا) جعفری، شیراز – متولد ۱۳۷۰
پیمان شعاعیان، شیراز
جانفشان اسدی، شیراز
جمال قریشی، شیراز
جواد نکویی، شیراز
حسین بذرافشان، شیراز
حسین حیدری، شیراز
حمید ریحانی، شیراز
حمید فرهادی، شیراز
رسول شیروانی، شیراز
رسول قویمی، شیراز، اهل قلات
رضا جعفری، شیراز
رضا دهقان، شیراز
رضا علیپور، شیراز
سعید صادقی، شیراز
سید کیوان یرفی، شیراز
شبنم دیانی، شیراز – اهل بهبهان
صادق احمدپناهی، شهرک صدرای شیراز
عبدالله قویمی، شیراز
علیرضا انجوی، شهرک صدرای شیراز – ۲۷ساله، لیسانس معماری
فرشاد میری، شیراز
کامبیز قرداشی، شیراز
کیانوش قرداشی، شیراز
مجید ریحانی، شیراز
مجید هاشمی، شهرک صدارای شیراز
محسن پایدار، شیراز
محمد داستان‌خواه، شهرک صدرای شیراز – ۱۵ ساله، متولد ۲۰ مرداد۱۳۸۳
محمد حسین حورنگ، شیراز
محمد شجاعی، شیراز
محمد یوسفی، شیراز
محمدحسین شکاری، شیراز
محمدرضا جمشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
محمدرضا خورشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
مرتضی محمدزادگان، شیراز
مصطفی زمانی، شیراز
مهدی جهانبازی، شیراز – اهل سپیدان، ۳۵ ساله، دارای ۲ فرزند ۳ و ۵ ساله
مهدی سلوکی، شیراز
مهدی نیکویی علی‌آبادی، شیراز – ۲۳ ساله، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد شیراز
نادر اسدی، شیراز
نادر نصیرپور، شیراز – ۶۶ ساله، در ۲۶ آبان مجروح شد و به کما رفت. او ۲ دی ۱۳۹۸ در بیمارستان رجایی شیراز درگذشت.
هاشم زارع، شیراز
وحید ترابی، شیراز
(نام: نامشخص) پارسایی، شیراز

صفاشهر

محمدحسین نظری، صفاشهر

استان گیلان

لنگرود:

پژمان (علی) قلی‌پور ملاطی، لنگرود – ۱۸ ساله، در کرج هدف گلوله قرار گرفت

استان مرکزی

اراک:

فرهاد میری، اراک
مسعود صابری، اراک

ساوه

ابوالفضل شعبانی، ساوه
محمدعلی بهرامی

استان گلستان

گرگان:

حامد سمنانی، گرگان

استان لرستان

خرم‌آباد:

ارشیا پیروزی، خرم‌آباد
حسین پاپی، خرم‌آباد
سید مصطفی زارع‌زاده
فرشاد دریکوند، خرم‌آباد
مرتضی مرادی، خرم‌آباد

استان هرمزگان
بندرعباس

قاسم خلاده، بندرعباس
موسی شجاعی، بندرعباس

برچسب‌ها: #تظاهرات_سراسری, آبان ۹۸, اسامی کشته‌ها, امنیتی, جنایات رژیم, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .