Mar 01 2013
احمدی نژاد: «در ایران همجنس باز نداریم»
منبع عکس دویچهوله:

فقط عدهای لواط کار داریم که اونها را هم جمع کردهایم در یک جایی بنام مجلس
Mar 01 2013
منبع عکس دویچهوله:

فقط عدهای لواط کار داریم که اونها را هم جمع کردهایم در یک جایی بنام مجلس
Feb 26 2013
دیگربان: نتیجه بررسیهای مرکز موضوعشناسی احکام فقهی درباره مزایا و عواقب سیم کارتهای اپراتور سوم تلفن همراه (رایتل) در اختیار علی خامنهای و مراجع تقلید قرار خواهد گرفت.
علی طاهری٬ سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس٬ این مطلب را روز دوشنبه (هفتم اسفند) پس از پایان جلسه این کمیسیون درباره سیمکارتهای «رایتل» در گفتگو با خبرگزاری «تسنیم» بیان کرده است.
آقای طاهری گفته این جلسه با حضور مسئولانی از وزارت ارتباطات، سازمان تنظیم مقررات، بخش سایبری سپاه و ناجا، مرکز موضوعشناسی احکام فقهی، مجمع فعالان انقلاب اسلامی در جامعه فضای مجازی و مدیرعامل رایتل برگزار شده است.
وی افزوه است: «در این جلسه که حدود چهار ساعت به طول انجامید، مخالفان و موافقان این موضوع صحبت کردند٬ اما کمیسیون به جمعبندی نرسید و جلسات خود را قطعا ادامه خواهد داد.»
به گفته این نماینده مجلس در جلسه مذکور٬ مسئولان مرکز موضوعشناسی احکام فقهی از برگزاری ۱۵ جلسه درباره مزایا و معایب «رایتل» خبر داده و گفتهاند نتایج این جلسات را به رهبری خواهند داد.
طاهری افزوده «سیمکارتهای رایتل امکانات گستردهای دارد، اما ارتباط تصویری دغدغه اصلی کمیسیون فرهنگی است چراکه میتواند برای بنیان خانواده خطرآفرین باشد.»
۱۴ بهمن ماه امسال نیز ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید قم با صدور فتوایی از شرکتهای خصوصی و دولتی خواسته بود از خدمات تصویری سیم کارتهای اپراتور سوم تلفن همراه (رایتل) استفاده نکنند.
علی طاهری٬ سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس سوم بهمن ماه نیز از نگرانی اعضای این کمیسیون در مورد عدم رعایت شئونات اسلامی در مکالمات تصویری اپراتور جدید تلفن همراه (رایتل) خبر داده بود.
آقای طاهری گفته بود سیمکارت «رایتل» علاوه بر صوت، تصویر را هم منتقل میکند که این موضوع باعث بروز نگرانیهایی در میان «متدینین» جامعه شده است.
وی افزوده بود عمده نگرانیها این است که «آیا در انتقال این تصاویر رعایت محرم و نامحرم و حریم خصوصی افراد میشود یا نه.»
Feb 25 2013
دیگربان: محمدحسین صفار هرندی٬ مشاور فرهنگی سپاه نرخ مشارکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری را ۷۰ درصد اعلام کرد و گفت رئیس جمهور آینده باید کسی باشد که علی خامنهای را «دور» نزدند.
به گزارش «خبرگزاری دانشجو»٬ آقای صفار هرندی این مطلب را شامگاه یکشنبه (ششم اسفند) طی سخنانی در جمع گروهی از دانشجویان بروجرد بیان کرده است.
وی گفته که «طبق نظرسنجیها تاکنون مشارکت مردم در انتخابات ۵۰ درصد تخمین زده شده؛ اما پیشبینی میشود هر چه به زمان انتخابات نزدیکتر شویم این میزان افزایش یابد و به بالای ۷۰ درصد برسد.»
مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه درباره ویژگیهای رئیس جمهور آینده نیز گفته که وی «باید با رهبر انقلاب شفاف باشد، نه اینکه در حرف چیزی بگوید و در عمل بهگونهای دیگر رفتار کند و رهبر انقلاب را دور بزند.»
صفار هرندی همچنین افزوده است: «منتخب مردم باید جایگاه دینی رهبر انقلاب را به عنوان نائب امام عصر به رسمیت بشناسد و رابطهاش با رهبر یک رابطه متعهدانه باشد، نه اینکه یک رابطه پدر و فرزندی باشد که این به درد نمیخورد.»
محمدحسین صفار هرندی همچنین در جلسهای دیگری که در دانشگاه تهران برگزار شده٬ گفته است اصلاحطلبانی که در «فتنه» نبودهاند و رهبر جمهوری اسلامی به آنها «اعتماد» دارد میتوانند در انتخابات شرکت کنند.
این عضو سابق شورای سردبیری روزنامه کیهان «عدم مشارکت»٬ «گزینش مطلوب دنیای سلطه» و «آشوب و اغتشاش» را به عنوان سه استراتژی «دشمنان» جمهوری اسلامی در انتخابات آینده نام برده است.
Feb 22 2013
عصرایران: مقام معظم رهبری قبل از انقلاب و در زمان طلبگی در زمره کسانی بودند که مبارزه میکردند و هم در عهد ملی شدن صنعت نفت و هم در خدمت امام (ره) بودند و کارهای ارزشمندی نه تنها در داخل ایران بلکه در زمینه ارتباط بین نهضتهای اسلامی داشتند. بعد از رحلت امام (ره) هم که در کسوت رهبری انقلاب هستند، مسئولیتی که دارند فراتر از رهبری انقلاب در ایران است و در کمک به فلسطین، سوریه، لبنان، غزه و اخیرا عراق نقش اساسی ایفا کردهاند.
مشاور رهبری در امور بین الملل، عاشورا و انتظار را دو رکن نهضت بیداری اسلامی دانست و تاکید کرد که سابقه بیداری اسلامی، به اندازه قدمت استعمار فرهنگی در جهان اسلام است.
به گزاش ایسنا علیاکبر ولایتی در همایش بینالمللی انتظار و بیداری اسلامی، در جمع دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی یزد اظهار کرد: در تعریف بیداری اسلامی میتوان در یک معنا آن را به بیداری اسلامی در مقابل غفلت از اسلام تعریف کرد و همچنین بازگشت به ارزشهای اسلامی را میتوان در تعریف دیگری از بیداری اسلامی مطرح کرد.
وی با بیان اینکه “سابقه بیداری اسلامی به قدمت استعمار فرهنگی در جهان اسلام است”، افزود: مدتها طول کشید تا مسلمانان به خود آمدند و متوجه این استعمار شدند، یعنی زمانی که تمام هستیشان را غارت کردند. بیداری اسلامی یک نهضت فراگیر به تبعیت از اهل بیت در همه جهان اسلام و بیش از همه در ایران بود.
مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل با بیان اینکه “نهضت بیداری اسلامی دو رکن اصلی یعنی عاشورا و انتظار را داشت”، ادامه داد: شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) دو رکن عاشورا و انتظار فرج را دارند و بیداری اسلامی مسیرش به سمت انتظار است و به عبارت دیگر موتور محرکه نهضت بیداری اسلامی در طول حرکت، اعتقاد به راه اهل بیت است. همه کشورهای اسلامی در تاریخ بیداری اسلامی نقش داشتند ولی به شهادت تاریخ، ایران بیشترین نقش را داشت.
ولایتی به نقش ولایت فقیه در کشور اشاره کرد و گفت: مقام معظم رهبری قبل از انقلاب و در زمان طلبگی در زمره کسانی بودند که مبارزه میکردند و هم در عهد ملی شدن صنعت نفت و هم در خدمت امام (ره) بودند و کارهای ارزشمندی نه تنها در داخل ایران بلکه در زمینه ارتباط بین نهضتهای اسلامی داشتند. بعد از رحلت امام (ره) هم که در کسوت رهبری انقلاب هستند، مسئولیتی که دارند فراتر از رهبری انقلاب در ایران است و در کمک به فلسطین، سوریه، لبنان، غزه و اخیرا عراق نقش اساسی ایفا کردهاند.
وی اضافه کرد: رهبر معظم انقلاب نه فقط در نظریهپردازی قبل از انقلاب فعالیت داشتند بلکه امروز به لحاظ عملی کردن این نظریه نقش رهبری دارند و به عبارت دیگر ایشان نقش فراگیر در جهان اسلام برای بیداری اسلامی، حمایت از بیداری اسلامی و حمایت از مقاومت اسلامی در برابر صهیونیستها دارند.
دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی در ادامه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه “وضعیت کشور برای رسیدن به افق ایران 1404 را چگونه میبینید؟” اظهار کرد: در برخی از قسمتها جلو هستیم، به عنوان مثال در عرصه علم و فناوری جلوتریم و در عرصه فناوری یکی از 11 کشوری هستیم که تکنولوژی موشکی داریم و خودکفاییم. ما سفینه به فضا میفرستیم و شاید تعداد چنین کشورهایی به عدد انگشتان دست نرسد.
ولایتی در پایان تصریح کرد: امروز در تکنولوژی هستهیی جلو هستیم ولی در زمینه اقتصادی مشکل داریم و البته در بخشهای زیربنایی مانند برق، تلفن و راهها عقب نیستیم.
Feb 22 2013
دیگربان: احمد سالک٬ نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس از وجود ۱۶۱ «دستگاه تبلیغاتی» در ایران خبر داد که بدون اینکه نظارتی بر عملکردشان وجود داشته باشد٬ «بودجه» دریافت میکنند.
آقای سالک در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته است در برخی موارد «مسئولان» این دستگاههای تبلیغی مشخص نیستند و بدون نظارت٬ تنها به آنها بودجه پرداخت میشود.
وی در عین حال از «موازیکاری»٬ عملکرد «ضعیف» و انجام امور «تکراری» از سوی این دستگاهها انتقاد کرده است.
سالک درباره میزان بودجه اختصاص یافته به این دستگاهها نیز گفته است: «اکنون حضور ذهن ندارم اما بودجه فرهنگی که سال گذشته زیر دست آقای مشایی پخش شد، ۱۵ هزار میلیارد بود.»
به گفته این نماینده مجلس٬ در حال حاضر متولی امور مساجد در ایران، بیش از ۷ دستگاه است و مسئله «عفاف و حجاب» هم در کشور ۲۶ متولی دارد.
اختصاص بودجههای بیحساب و کتاب به بسیاری از نهادها و سازمانها در جمهوری اسلامی رویه تازهای نیست.
فارغ از سازمانها و نهادهای کوچک٬ هیچ نظارتی بر عملکرد و میزان دخل و خرج سازمانهای بزرگی که معمولا زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی هم اداره میشوند و دارای بودجههای هنگفت و درآمدهای میلیاردی هستند٬ وجود ندارد.
این سازمانها خود را موظف به پاسخگویی به هیچ نهاد و فردی جز رهبر جمهوری اسلامی نمیدانند.
آقای سالک در بخش دیگری از اظهارات خود درباره لزوم استفاده از «پتانسیلهای بینالمللی» برای صدور اسلام نیز گفت: «در سالهای دور با رؤسای سرخپوستان که عشیرهای نیز هستند در تهران به گفت وگو نشستیم… رئیس سرخپوستان گفت من خداپرست شدم٬ اما شورایی داریم که اگر این شورا تسلیم حرفهای بنده شوند فردا ۵۰۰ هزار نفر سرخ پوست بولیوی را به جای خورشیدپرستی به خداپرستی دعوت میکنیم.»
وی افزود: «در اینجا سوال دیگر مطرح است که تاکنون چند تا سرخپوست را توانستهایم به سمت خودمان جذب کنیم؟ ما چقدر از آن {پتانسیلها} بهرهبرداری کردهایم؟»
Feb 22 2013
رادیوزمانه: اکبر فلاحزاده – تاکنون عربدهکشی و چاقوکشی برای مداحی کافی بود. سواد و تخصصی هم لازم نبود. اما حالا که تعداد عربدهکشان زیاد و رقابت سختتر شده، شرایط تازهای برای مداح شدن قائل شدهاند.
به گزارش ایرنا «علی اکبر مداحی»، رییس سازمان بسیج مداحان کشور گفت: تا دو سال آینده، دانشکده «هنر و ادبیات آیینی (مداحی)» در دانشگاه بسیج راهاندازی میشود. به گفته او «سرفصلها و طرح درسهای این رشته توسط دکتر «سنگری» و کمیته تحقیق و پژوهش سازمان بسیج مداحان کشور تهیه شده و تحقیق برای تهیه متون درسی آن در حال انجام است.
در این رشته تحصیلی علاوه بر دروس تخصصی مداحی به درسهایی همچون اخلاق، اعتقادات، سیره پیامبر اسلام و ائمه اطهار نیز توجه شده است. وی با بیان اینکه پذیرش در این رشته از طریق آزمون ورودی صورت میگیرد، شرط ورود به این رشته را «مداح» بودن ذکر کرد.
مداحی گفت: از حدود ۱۰۰ هزار مداح کشور تاکنون ۲۰ هزار مداح زن و مرد را در سازمان بسیج مداحان کشور ساماندهی کردهایم که از این تعداد حدود هشت هزار نفر در دورههای آموزشی این سازمان شرکت کردهاند.
عبدالرضا هلالی، مداح:
«حاج منصور به من گفت: این چه ریشیست؟ برو به اندازه عقلت ریش بگذار!»
رئیس سازمان بسیج مداحان کشور گفت: آموزش و سازماندهی مداحان، تهیه و تدوین نظام تربیتی و آموزشی مداحان، اجرای تدابیر رهبر معظم انقلاب در خصوص مداحی، هیئتداری و شعر مذهبی، استعدادیابی و کادرسازی از بین مداحان نوجوان و جوان، تولید محصولات فاخر فرهنگی و ایجاد مدرسه مداحی برای دوره متوسطه تحصیلی از جمله برنامههای این سازمان است.
مداحی با بیان اینکه «دستگاه حضرت سیدالشهدا» متعلق به همه مردم است، خاطرنشان کرد: مداحان یکی از اثرگذارترین اقشار جامعه بر روی تودههای مردم با گرایشهای مختلف هستند.
قبل از ایجاد «دانشکده» برای مداحان دورههای آموزشی میگذاشتند که هم شامل مردان و هم شامل زنان میشد: همین دو ماه پیش یک دوره آموزشی زنان مداح به پایان رسید: به گفته «مدیر واحد خواهران سازمان بسیج مداحان کشور» این دوره آموزشی در دو سطح مقدماتی و متوسطه با برگزاری ۲۰۰ ساعت آموزش برای هر سطح در ۲۷ فصل برگزار شد که «دوره پُرخیر و برکتی» بود و طبق برنامه زمانبندی شده انجام شد و «توانستیم از استادان برجسته کشوری» در این زمینه بهره ببریم.
منظور او از «استادان برجسته کشوری» افرادی مانند مهدی طائب، ذوالنور و امثال آنهاست.
وی هدف از برگزاری این دورهها را افزایش سطح دانش و آگاهی مداحان کشور برشمرد و با بیان اینکه تاکنون حدود چهار هزار نفر از بانوان مداح در این دورهها شرکت کردهاند، گفت: «تلاش میکنیم تا این دورهها را به صورت جداگانه برای هر استان برگزار کنیم، چرا که با انجام اینکار میتوانیم تعداد بیشتر از ذاکران و مداحان اهل بیت را آموزش دهیم و دورههای پُربارتر و منظمتری را برگزار نماییم.»
در زمانی که بیکاری بیداد میکند، مداحان پول پارو میکنند. به همین خاطر مردم برای مداح شدن که در یک جامعه بسته امکان ارتقاء اجتماعی را فراهم میکند، از سر و کول هم بالا میروند. به خصوص اینکه تعداد امامزادههای کشور هم بعد از انقلاب رشد محیرالعقولی داشته و چند برابر شده است. تعداد مساجد و تکایا و حسینیهها نیز تقریباً به همین میزان افزایش یافته و خرافات نیز بهطرز وحشتناکی شیوع یافته است.
چگونگی ورود به جرگه مداحان
با این حال هرچند وارد شدن به جرگه مداحان دانش و فرهنگ نمیخواهد، اما فرزیهای خاصی نیاز دارد و باید دم خیلیها را دید تا بگذراند مداح شوی. از جمله این مداحان یکی هم «عبدالرضا هلالی» است که سایت مشرقنیوز در مورد چگونگی ورودش به جرگه مداحان با او گفتوگو کرده.
هلالی میگوید: «اولین بار سیزده سالم بود که پای میکروفون مداحی کردم (…) شاید کلاً در آن زمان سه – چهار تا شعر بیشتر بلد نبودم و کاملاً ناپخته بودم، اما خیلی دوست داشتم به سبک سینهزنی بخوانم.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا کلاسی هم رفته و پای درس استادی آموزش دیده، میگوید: «نه. کلاس آنطور که بخواهم بروم مداحی یاد بگیرم، نرفتم، و چون علاقمند به روضه شده بودم و به سمت هیأت گرایش پیدا کرده بودم؛ به جلسات حاج منصور میرفتم و نوارهای آقای آهنگران را گوش میدادم. بعضیها طیف حاج منصور و روضه را میپسندیدند و برخیها هم طیف کلاسیک مانند آهنگران را؛ اما من فضای بین این دو سبک را میپسندیدم.»
او البته توضیح نمیدهد که چرا به جای اینکارها نمیرفته به مدرسه که درسش را بخواند. چون این مداح از آلات موسیقی «غیر مجاز» استفاده میکرده، مداحان سابقهدار مانند «حاج منصور» و «حدادیان» تحویلش نمیگرفتهاند.
به گفته خودش «نمیگفتند حاج منصور مخالف است، من مصاحبتی با ایشان نداشتم. البته احساس میکردم که با روش من مخالف است (…) اما ایشان بروز نمیداد. من خیلی با ترس و لرز ایشان را از دور نگاه میکردم و تا چشمش به من میافتاد، فرار میکردم که یک موقع صدایم نکند، بگوید بیا اینجا.»
دستههای مافیایی
مداحان، پیادهنظام
خط مقدم جنگ نرم؟
وارد شدن به این محیط بنا به گفتههای این مداح فرق زیادی با ورود به دستههای مافیایی ندارد: ابتدا باید دم پدرخوانده یا اطرافیانش را دید و به او خدمت کرد و پیش او دولا و راست شد تا کم کم به داخل دسته راهت بدهند. این بخش از گفتوگوی مشرقنیوز با هلالی بهخوبی روابط مافیایی را در میان مداحان نشان میدهد:
– اولین دیدارتان چگونه بوده است؟ آیا آقای ارضی (حاج منصور) چیزی به شما گفت؟
هلالی: اولین بار که با حاجی سلام علیک کردم، سلام علیکمان اینطور بود که خیلی تند به من گفت این چه ریشی است که شما گذاشتهاید؟ به اندازه عقلت ریش بگذار! بعد سریع پشتش را به من کرد. من هم سریع گفتم چشم، شما چه امری میفرمایید؟ حاج آقا گفت برو ریشات را بزن. البته بهنظرم بحث اصلی حاج آقا حرف گوش کردن بود والا بحث حاجی صرف بلند یا کوتاه بودن ریش نبود، میخواست ببینید چقدر حرفش را گوش میدهم. اشاره کرد گفت شما محاسنت را کوتاه کن. خیلی نگاه نکرد و خیلی هم تند برخورد کرد، اما چون خیلی دوستش داشتم فردای آن روز محاسنم را زدم. خودش هم تعجب کرد که اینقدر سریع دستورش را اجرا کردم. این امر باعث شد که ایشان من را یک فرد تابع بداند (…) حاج منصور بیشتر با رفتارش خیلی مسائل را گوشزد میکند. مثلاً روزی که حاج منصور نگاهت نمیکرد میفهمیدیم کار اشتباهی کردیم. یا اینکه سلام میدادیم نگاهمان نمیکرد، با رفتارش میفهماند که کار اشتباهی انجام دادیم.»
بیکاری جوانان و نداشتن امکان تفریح و سرگرمی، آنها را عملاً به نوچه مداحان تبدیل میکند. مصاحبهکننده مشرقنیوط میپرسد:«(…) عدهای دور مداحها جمع میشوند و یکسری خودشان را آدم یک مداح حساب میکنند و دنبالش به این هیئت و آن هیئت میروند. من خودم دیدهام حاج منصور وقتی از مسجد بازار بیرون میآمد برمیگشت به آنها تندی میکرد و میگفت پشت سر من راه نروید (…) یک سری آدمها جمع میشوند از اول صبح پشت در منزل شما هستند تا آخر شب بعد از هیئت. میآیند میگویند مثلاً آقا رضا (هلالی) را برسونیم یا اگر آقا رضا کاری دارد انجام بدهیم، شما چه برخوردی با اینگونه مسائل داشتید؟»
هلالی میگوید: «خُب ما اوایل حیا میکردیم (…) و از آن طرف هم نمیشد که به کسی بگویم آقا طرفم نیا.»
از همین گفتهها بهخوبی مشخص است که چه محیط رقتباری در کسب و کار مداحی ایجاد شده است. جوانانی که در یک جامعه سالم گرم تحصیل و ورزش و دارای روحیه شاد و با نشاطاند، در جامعه ما غالباً یا به اعتیاد کشانده میشوند یا اینکه به شوق یافتن کار و کسب یک لقمه نان، غرورشان را زیر پا میگذارند و به هر دری میزنند و حتی نوچگی اینگونه مداحان را هم میکنند. چنان که تجربه تلخ سالیان اخیر نشان داد، بسیاری از این مداحان به همراه نوچههایشان در هیئتهای سینهزنی، از عوامل سرکوب دانشجویان و مردم در تظاهرات خیابانی هم بودهاند.
فساد مداحان
حاشا از این تباهی/ تا کی شب و سیاهی عزاداری:
هیئت بعثت در شهر یزد.
مداحی متفاوت.
این فیلم مداحی را از شبکه استانی یزد بهطور زنده پخش میکردند
که ناگهان متوجه محتوای آن شدند
و آن را قطع کردند.
آیا ساماندهی مداحان زیر پوشش دانشکده مداحی تلاشیست برای هدایت مداحان در جهتی که حکومت میپسندد؟
آیا حکومت وحشت دارد
از تکرار تجربههایی مانند مداحی هیئت بعثت در یزد؟
البته نفوذ اجتماعی و درآمد زیاد این شغل، فسادآور هم هست: فیلمی از تریاک کشیدن همین «مداح اهل بیت» به همراه دو دختر که توسط تلفن همراه گرفته شده، در اینترنت افشاء شده. همچنین فیلم مشابهای از فردی به نام «آخوند گلستانی» که در سایتهای اجتماعی به طور گستردهای پخش شده است.
به نوشته سایت بازتاب «فساد اخلاقی وحشتناک برخی مسئولان، روی دیگر سکه ریاکاری است. این سایت هر چند پرداختن موردی به فساد اخلاقی افراد را از نظر اخلاقی و شرعی «زیبنده» نمیداند، اما این پرسش را مطرح میکند که «چه شد که فساد اخلاقی تا این اندازه میان نیروهای ارزشی نفوذ کرده است؟ با افزایش پروندههای مفاسد اخلاقی حتی در میان نیروهای ارزشی و متدین، مسئولان این سؤال را از خود میپرسند که با این فضای پررنگ ارزشی در جامعه، چرا فساد میان نیروها و مدیران ارزشی نفوذ کرده است.»
به گزارش این سایت، در سالهای اخیر، به ویژه سال جاری، پروندههای مفاسد اخلاقی نیروهای متدین و ارزشی به صورت تعجبآوری افزایش یافته است. ارتباطات جنسی برخی مداحان مشهور با خانمهای متعدد، سقوط اخلاقی مدیران امنیتی و قضایی، صرف مشروبات الکلی و مواد مخدر توسط نیروهای بهظاهر حزباللهی یکی پس از دیگری رخ میدهد و زنگ هشدار درباره فروپاشی اخلاق اسلامی را به صدا درآورده است.
به نظر بازتاب سه عامل اصلی «در رخ دادن این پدیده» مؤثر بوده است:
«نخست اوج گرفتن ریاکاری، تظاهر و تملق در جامعه که به پوک شدن رفتارها و اعمال دینی از نیت و معنویت واقعی انجامیده و موجب شده است تا این طیف اخلاق و رفتار دینی را به عنوان نمایشی برای حفظ موقعیت، شأن اجتماعی و قدرت بدانند (…) و در خلوت که دیگر ریا و تملق دستاوردی ندارد، دست به آن کار دیگر بزنند، زبان به مشروبات الکلی بازکنند، مواد مخدر مصرف کنند و دامن به زنبارگی بیالایند.
دوم، فساد اقتصادی و بازشدن پول حرام به زندگی این طیف که ابتدا با توجیه تأمین حداقل معیشت آغاز میشود، موجب شده تا رزق حرام مسیر ورود به سایر گناهان و تباهیهای اخلاقی را به زندگی متدینین باز کند و این مسیر نه تنها خود آنها را به سقوط کشانده، بلکه بسیاری از خانوادههای این افراد را دچار تباهی کرده است.
سوم، برخی ظلمهای سیاسی، قضایی و امنیتی که در سالهای اخیر رخ داده، اگرچه با توجیه ایدئولوژیک و برای حفظ نظام بوده، اما آمران و مرتکبان را با عذاب وجدان همراه ساخته است، بهخصوص که اخیراً حقانیت بسیاری از سخنانی که تا دیروز بر زبان راندن آنها جرم تلقی میشد، آشکار شده است. اما وجدانی که به ندای آن توجه نشود، یا به خواب میرود یا برای خاموش کردن آن باید در زیر آوار فساد دفن گردد.»
به جز سایت بازتاب که خودی محسوب میشود، این حرفها از دهان هر کس دیگری در آید، به این زودیها از زندان رهایی پیدا نمیکند.
Feb 20 2013
خودنویس: معلوم نیست حمله اخیر به سایت «انقلاب اسلامی» از سوی ارتش سایبری است یا گروههای حامی هاشمی رفسنجانی، اما انتشار سخنان ۲۴ سال پیش جانشین فرمانده کل قوا در شرایطی که بحث بر سر کاندیداتوری رئیس مجمع تشخیص مصلحت داغتر شده، چندان به مذاق گروههای تبلیغاتچی و «مداحان» هاشمی در رسانههای خوش نخواهد آمد. آیا تلاش رئیس مجلس در سال ۶۰ برای برکناری بنیصدر با هدف طولانیتر کردن جنگ صورت گرفته بود؟
سایت انقلاب اسلامی، چند روز پیش سخنان هاشمی رفسنجانی را پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در سال ۶۷ را منتشر کرد. اما این سایت بر اساس گفتهها تحت حمله شدیدی قرار گرفته که معلوم نیست از سوی کدام گروه هدایت میشود.
اما بازنشر سخنرانی هاشمی رفسنجانی در این محدوده زمانی نمیتواند چندان به نفع او باشد، چه، نسل جوانی که سردار سازندگی را نمیشناسد و یا بخشهایی از جامعه که از دولت احمدینژاد خستهاند و حافظه تاریخی کوتاه مدتی دارند، احتمالا از مواضع قدیمی رفسنجانی بیخبرند.
بر اساس مطالب منتشر شده توسط سایت انقلاب اسلامی، هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۷ به این نکته معترف است که با وجود تلاش دولت عراق برای پایان جنگ در سال اول آن، نظام خواستار ادامه جنگ بوده است:
دشمن از ۷ سال پیش، شاید هم ۷ سال و نیم پیش، از جنگی که به راه انداخت، پشیمان بود و تقاضای صلح میکرد. ۷ سال و نیم پیش التماس میکرد با ایران صلح کند. در تمام این مدت التماس میکرد با ما صلح کند. حالا که صلح شده است، به این آسانی از صلح دست نمیکشد برای این که وارد جنگ بشود.
هاشمی سپس در باره خواست جمهوری اسلامی برای ادامه جنگ از همان سال اول میگوید: «قصد ما سرنگون کردن رﮊیم صدام بود. به این هدف نرسیدیم. تشخیص با رهبری است. اگر رهبر تشخیص بدهد که می توان به حق رسید و مردم هم قبول کنند، می توانیم به جنگ ادامه بدهیم. و اگر رهبری تشخیص بدهند که ولو به هدف نرسیدهایم، جنگ را قطع کنیم، باید آن را قطع کنیم.»
به عبارت دیگر، هدف ادامه جنگ علیه عراق، از مقطعی «دفاع مقدس» نبوده است. اشغال نظامی عراق و ساقط کردن رژیم بغداد، هدفی بوده که جنگطلبان جمهوری اسلامی به رهبری آیتالله خمینی و همراهی هاشمی رفسنجانی دنبال میکردهاند. با این توصیف، مسوولیت هاشمی رفسنجانی و نیز مسوولان ستاد تبلیغات جنگ که هزاران هزار داوطلب را به جبهههای جنگ میکشاندند، بیشتر از بقیه بوده است.
اما جانشین وقت فرمانده کل قوا در جای دیگری میگوید: «الان مصلحت نیست توضیح بدهیم به مردم که چرا جنگ را یک سال پیش، یا ۳ سال پیش تمام نکردیم. چرا زودتر با پایان یافتن جنگ موافقت نکردیم.»
سایت انقلاب اسلامی در تحلیل سخنان هاشمی رفسنجانی، به جریانی اشاره میکند که قرار بود منتهی به پایان جنگ در خرداد ۱۳۶۰ بشود: «۷ سال پیش از آن، می شود خرداد سال ۶۰، درست همان زمان که ایران و عراق با پیشنهاد صلحی موافقت کرده بودند که بنابرآن، قوای دو طرف، به اندازه تیر رس توپ از مرزهای بین المللی فاصله میگرفتند. قرار بود هیأت مأمور از سوی کنفرانس غیر متعهدها پاسخ موافق صدام را به تهران بیاورد. همین هاشمی رفسنجانی باتفاق خامنهای و بهشتی نزد خمینی رفتند و به او گفتند هرگاه بنیصدر جنگ را تمام کند، سوار تانک میشود و به تهران میآید و دیگر شما هم حریف او نمیشوید. او را با کودتا و ادامه دادن به جنگ موافق کردند.»
خرداد ۱۳۶۰، همان زمانی است که فعالیت علیه رئیس جمهوری وقت افزایش یافت و چندی بعد، اکثریت نمایندگان مجلس با هدایت هاشمی رفسنجانی، به بنیصدر رای عدم کفایت دادند و نخستین رئیس جمهوری ایران را عزل کردند.
گفته میشود آیتالله لاهوتی، پدر دامادهای هاشمی رفسنجانی، بنیصدر را از توطئه رئیس وقت مجلس آگاه کرده بود و همین امر میتوانسته در دور شدن رئیس جمهوری از دیدها موثر بوده باشد، تا اینکه در تابستان ۱۳۶۰ ایران را با هواپیمای نظامی ربوده شده به مقصد پاریس ترک کرد. لاهوتی که در جلسه عزل بنیصدر حاضر نشد، چندی بعد به طرزی مشکوک در زندان اوین مسموم شد و درگذشت. هاشمی رفسنجانی نیز مانع عمده بر سر تحقیق بیشتر فرزندان و دامادهایش در باره این مرگ مشکوک بود.
بیرون آمدن مدارک و مستندات قدیمی در ماههای آینده میتواند جواب بسیاری از سوالهای فراموش شده را در خود داشته باشد.
Feb 20 2013
بیبیسی: روزنامه های تهران به گمانه زنی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری پرداخته اند
در هفته ای که روزنامه های تهران پر است از مقالاتی در خصوص احتمال نامزدی چهار باره اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری، شرح امیدواری گروهی از اصلاح طلبان به نامزدی محمد خاتمی، و از همه واضح تر، عطش محمود احمدی نژاد به ماندن در ریاست قوه مجریه ایران، به نظر می رسد پذیرش جابه جایی در قدرت، هنوز جاافتاده و بی خطر نیست.
نویسنده این سطور در ۲۱ دی ۱۳۷۸، همزمان با نامزدی هاشمی رفسنجانی برای انتخابات مجلس ششم، در مقاله ای با عنوان “برخاستن به موقع از سر میز” در روزنامه عصر آزادگان، با اشارت به سرنوشت چرچیل، دوگل، قوام و آخرین پادشاه ایران، بهتر آن دید که هاشمی بعد از سابقه ای طولانی در ریاست مجلس، ریاست جمهوری، ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام دیگر از سر میز برخیزد. در آن زمان واکنش های موافق و مخالف با این مقاله چندان بود که گزیده ای از آنها در روزنامه به چاپ رسید.
هفت سال قبل، باز فرصتی همانند رخ داد و این بار در ضمیمه آخر هفته روزنامه اعتماد مقاله ای نوشتم با عنوان “اندر حکایت نشستن و برخاستن به موقع از سر میز” که در ابتدای آن آمد “انسان چه ازفرزی و چالاکی به موش شبیه شود و چه اززیرکی چون روباه، چه از نازکی چون مویی شود و چه از جان سختی چون کرگدن، باز از هر در که به درون می رود اول از همه بایدش راهی و موقعی برای خروج جستن”.
و این نوشته مصادف بود با خروج تونی بلر نخست وزیر مشهور بریتانیا در ۵۳ سالگی از خانه شماره ۱۰ داونینگ استریت. در آن زمان کم نبودند صاحبنظرانی که تحول علوم آموزشی و انقلاب اطلاعات را یادآور شدند و نوشتند از این پس حکومت های مردمسالار با مشکلی روبهرو خواهند بود. کسانی در دهه چهل عمر به عرصه قدرت می رسند و در سنین نه چندان بالا ناگزیر به بازنشستگی می شوند، در حالی که در گذشته مردانی گاه در هشتاد سالگی پختگی رسیدن به مقامات عالی را به دست آوردند.
بیل کلینتون هم وقتی پنجاه و پنج ساله بود از کاخ سفید رفت و مانند بلر دیگر خیال بازگشت در سر نپخت. چنین بود که آن نگرانی برای حکومت های مردمسالار جدی نماند، اما از دموکراسی های با سابقه غربی که دور شویم، مگر ولادیمیر پوتین خیال ترک کاخ کرملین را دارد که محمود احمدی نژاد برود. پوتین از آن جهت انگشت نماست که خیال بازگشت را بی آنکه قانون را پشت پا زند در سر پخت؛ با دوستی قرار جابه جایی گذاشت. مدودف به جایش نشست و او نخست وزیر شد تا در پایان مهلت قانونی، باز کلید کرملین را تحویل بگیرد. گرچه کس نیست که نداند در چنین نوع رفت و آمدی زمینه دیکتاتوری پدید می آید. یک نوع بازی با قانونی است که با منع انتخاب سه باره روسای جمهور، در صدد جلوگیری از ماسیدن یک باند در قدرت و شکل گیری نوعی دیکتاتوری بوده است.
اما باید گفت حتی با وجود بازگشت وینستون چرچیل و ژنرال دوگل دو قهرمان جنگ جهانی دوم به قدرت، و تکرار چنین حوادثی در یونان و ایتالیا و اسپانیا، چنین بازگشت هایی در اروپا، برای آزادی خواهان چندان جای نگرانی نگذاشته که در شرق. جایی که انواع بازگشت و ماندگاری در قدرت در آن جا تجربه شده است. از بازگشت فرزندان در سری لانکا، بنگلادش، پاکستان و هند مردم سالار، تا همین شیوه در عراق، سوریه، آذربایجان، که سلطنت های جمهوری نما دارند.
سابقه در ایران
در ایران معاصر، یک تجربه دردناک بازگشت به قدرت متعلق به میرزا علی اصغرخان اتابک (امین السلطان) بود که بعد از سال ها صدارت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، به زحمتی از صحنه گریخت و رفت تا جهان بشناسد، دور جهان گشت تا خبردار شد که کشور به مشروطیت رسید و نوه ناصرالدین شاه بی رغبت به قانون مشروطه پادشاه شده. خطر پیدا بود اما چندان که تلگرام دعوت از سوی محمدعلی شاه رسید، اتابک دنیا دیده و با تجربه، کوتاه مدتی بعد جان خود را در جلو در مجلس تازه تاسیس، فدای این بازگشت کرد.
دیگر بازگشت غم انگیز و دردناک متعلق به همان پادشاه مستبد، محمدعلی شاه قاجار است که بعد از اتابک نتوانست تخت اجدادی را نگهبانی کند. مشروطه خواهان وی را راندند و فرزند نوجوانش را به سلطنت گماشتند و مرد باخردی را به عنوان نایب السلطنه اش تعیین کردند. اما پادشاه مخلوع یک سال بعد پولی گرد آورد و قول حمایتی از حکومت لرزان تزارها گرفت و با گذرنامه جعلی از استراباد وارد خاک ایران شد که مگر تخت (در حقیقت از پسرخود) بازستاند. نه تنها پیشانی اش به سنگ خورد و ملت تازه آزاد شد مقاومت کرد، بلکه این مرتبت را هم یافت که مجلس شورا برای سرش جایزه ای تعیین کرد و حقوق و مزایایش را هم قطع کرد. خیال بازگشت احترام و القابش را هم از او گرفت و شد اولین شاه تاریخ معاصر ایران که در تبعید درگذشت. و از این مهم تر اینکه قاجار را به بدنامی مضاعف دچار کرد.
حکایت دیگر مرتبط به احمدقوام است به تیزهوشی و درایت مشهور بود. هم او و هم برادرش وثوق الدوله سیاستدان و به اندازه کافی دارای انگیزه و جاه طلبی بودند. زمان نیز به یاریشان آمد، جوان و رسیده بودند که انقلاب مشروطیت شکل گرفت و آن دو نیز (به عنوان خواهرزادگان امین الدوله صدر اعظم لیبرال) به میان صحنه پریدند و حکومت، وزارت و صدارت گرفتند. اما کودتای سوم اسفند بازی را عوض کرد. در بیست سال سلطنت رضاشاه، وثوق الدوله کجدار و مریز کرد و ماند، قوام اما آرزو در سر پخت و به محض سقوط و استعفای رضاشاه به صحنه برگشت و در چند دوره نخست وزیری نشان داد سیاستمداری پخته است. تا با نام محترم و القاب شریف بعد از راندن ارتش سرخ و نجات آذربایجان به خانه رفت.
اما چنین مرغی زیرک به دام افتاد. وقتی خانواده پهلوی برای نجات از دست دکتر مصدق، وزیر قوام و منسوب وی، دست به دامانش شد، پیرانه سر و در عین فرسودگی به میدان سی ام تیر در آمد و همه اعتبار را که به عمری اندوخته بود به سه روز از دست داد. شد نمونه ای برای غفلت از برخاستن به موقع از سر میز.
در انتخابات مجلس ششم، در اوج محبوبیت اصلاح طلبان و مبارزه هواداران دوم خرداد با محافظه کاران، اعلام نامزدی هاشمی رفسنجانی برای نمایندگی مجلس، خطری بود که می توانست یادآور خاطره قوام شود. اما نشد و جناح راست که خیال داشت با یک مهره پیروزی قاطع اصلاح طلبان را سست کند، شکست خورد و دخالت شورای نگهبان در حقیقت قربانی کردن هاشمی رفسنجانی به دست همگنانش بود که می خواستند او را به عنوان نفر ماقبل آخر منتخبان تهران به مجلس بفرستند.
تا آن زمان هاشمی رفسنجانی تنها تن از گارد نخست انقلاب بود که همه سمت های خود را در انتخابات به دست آورده بود و به این می بالید.
وی به عنوان اولین رییس جمهور ایران که بعد از تغییرات قانون اساسی، با حذف سمت نخست وزیر، قوه مجریه را به تمامی در دست داشت و تصور می کرد اقدامات وی در نوسازی کشور جنگ زده وی را در تاریخ مشخص خواهد کرد، در پایان کشمکش های انتخاباتی از حضور در مجلس منصرف شد. اما با این همه بعد از پایان دوران هشت ساله محمد خاتمی، هوس قمار دیگر وی را به صحنه ای کشاند که این بار جناح راست و زیردستان پیشین، همدل و همرایش نبودند.
اگر اخباری که از سوی برخی نزدیکان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده و نشان می دهد که وی خیال نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آینده ندارد، دقیق باشد، باید گفت مردی که روزگاری لوموند به وی “آسانسور” لقب داده بود، هوس قمار دیگر از سر به در کرده و از شباهت با دنگ شیائو پینگ طراح اصلاحات چین، آسانسوری که در زمان انقلاب فرهنگی به ذلت رسید ولی بزودی به قدرت برگشت، صرف نظر کرده است.
Feb 20 2013
فرارو – حضرت آیت الله خوشوقت، از علمای ربانی و زاهد تهران، ساعت 7 صبح امروز دوم اسفند به ملکوت اعلی پیوست.
حضرت آیت الله خوشوقت، که برای انجام حج عمره در سرزمین وحی به سر می برد، پانزدهم بهمن ماه سال جاری، به علت عفونت حاد ریوی و نارسایی کلیوی و قلبی در شهر مکه بستری شد.
روند درمان ایشان طی 17 روز گذشته، فراز و نشیب هایی داشت اما در روز سه شنبه به حدی رسید که امکان انتقال شان به تهران جهت درمان فراهم شده بود. با این حال صبح سه شنبه، با بازگشت عفونت ریوی، حال این عالم ربانی رو به وخامت گذارد.
آيت الله عزيز خوشوقت در ماه رجب سال ١٣٠٥ هجرى شمسى در شهر بادکوبه(باکو) متولد شد.
پدر و مادر ایشان اهل زنجان بودند اما چند سالی را به خاطر نا امنی منطقه، به باکو مهاجرت کرده بودند که عزیز، دومین فرزند خانواده، در آنجا تولد یافت.
ايشان پس از تحصيلات دبیرستان، به علوم حوزوى روى آوردند و پس از پنج سال تحصيل در مسجد لرزاده تهران راهى ديار علم و تقوا، قم شدند.
حضرت آیت الله خوشوقت، دروس خارج فقه و اصول را نزد حضرات آیات عظام سید حسین بروجردی و امام خمینی قدس سرهما سپری کردند و حکمت و فلسفه و تفسیر را نزد علامه طباطبایی (ره) آموختند.
انفاس ملكوتى رادمرد فرزانه، آيت الله العظمی محمد حسین طباطبايى، ايشان را بيش از ديگران با دقايق و رموز اخلاق و مدارج معرفت آشنا ساخت و همين امر ايشان را مورد توجه و محبت ويژه علامه قرار داد.
آیت الله خوشوقت پس از پایان دروس حوزوی، به تهران بازگشتند و در سن 33 سالگی ازدواج کردند.
حاصل ازدواج ایشان، دو فرزند پسر و چهار دختر است.
پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، طي حكمي از سوي امام خميني(ره) به عنوان نماينده ويژه ايشان در ستاد عالي انقلاب فرهنگي منصوب شدند و نيز اغلب در زمينه هاي فرهنگي، ارشاد و هدايت جوانان و تربيت فضلاي مستعد، نقشی بزرگ ايفا نمودند.
اقامت در تهران، برپايي نماز جماعت در مسجد امام حسن مجتبي(ع)، تربيت طلاب و فضلاي حوزه علميه، درس اخلاق و توجه به خواسته ها و حاجات مردم، انس با جوانان، بسيجيان، رزمندگان و خانواده هاي شهدا در طول بيش از پنجاه سال از ايشان چهره اي دوست داشتني و مردمي ساخت.
آنها كه ايشان را از نزديك مي شناسند و يا وصف حال ايشان را شنيده اند، صبر و حوصله و سعه صدر كم نظيرشان را در برخورد با مردم مي ستايند.
ايشان به جهت فهم عميق و آراي بديعي كه در آيات و روايات و دعاها به ويژه صحيفه سجاديه و نهج البلاغه داشتند، گنجينه اي از تقوا و زهد و معارف در عصر حاضر به شمار مي رفتند.
شيوه سلوك و تقرب به خدا نزد آيت الله خوشوقت تا حد زیادی برگرفته از علامه طباطبايي است و خلاصه آن، اين است كه براي رشد ايمان و سلوك در صراط مستقيم الاهی، دو امر لازم است؛ اول ترك گناه و انجام واجبات و دوم، ذکر قلبی و لسانی خداوند متعال.
آیت الله خوشوقت، به رغم اجتناب از زندگی در شهر قم و تدریس سنتی علوم حوزوی در آن شهر مقدس، طی دو دهه ی اخیر، مرتبا در حوزه علمیه قم حضور می یافتند و طلاب تشنه ی سیر و سلوک حقیقی، از محضر ایشان بهره ها می بردند.
دفاع صریح و غیرتمندانه ایشان از انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری دام ظله العالی، و نیز حضور مکرر ایشان در جبهه های نبرد حق علیه باطل در دوران دفاع مقدس، زبانزد خاص و عام است.
حضرت آیت الله خوشوقت روز پانزدهم بهمن ماه سال جاری، در حالی که اعمال حج عمره را به پایان برده بودند، به علت عفونت حاد ریوی در بیمارستانی در شهر مکه بستری شدند. شدت عفونت ریوی، موجب عفونی شدن خون ایشان و نیز از کار افتادن کلیه هاشان شده بود.
روند درمان ایشان طی بیش از دو هفته به گونه ای پیش رفته بود که امکان انتقال ایشان به تهران را در روز اول اسفند، فراهم ساخته بود اما بازگشت دوباره عفونت ریوی، اختلال عملکرد قلب و ضعف شدید جسمانی، موجب شد حضرت آیت الله خوشوقت، که عمری را خالصانه برای خدا و تبلیغ راه راستین حضرت پروردگار زندگی کرده بود، در کنار خانه خدا، به آغوش خدا باز گردد.
فرارو، با دلی سوخته و چشمانی اشکبار، این ضایعه بزرگ را به بیت شریف ایشان و تمامی هموطنان عزیز و مشتاقان حیات طیبه، تسلیت می گوید و عروج ملکوتی ایشان را بهانه ای قرار می دهد برای یاد آوری این نکته حیاتی که به فرموده خداوند در قرآن کریم” ما همه از خداییم و به قطعا به سوی او باز می گردیم”.باید همواره به یاد داشته باشیم که دنیا مزرعه آخرت است و آن جا از کشته ی خویش در دنیا خواهیم خورد.
ما باید این بزرگان را الگوی خویش قرار دهیم و در دنیا، با رعایت دقیق تقوا، برای کسب سعادت اخروی زندگی کنیم؛ چنان که آیت الله خوشوقت و امثال حضرت ایشان، چنان زندگی کردند و سرافرازانه، جاودانه شدند.
Feb 19 2013
بیبیسی: علی فلاحیان، عضو مجلس خبرگان رهبری و وزیر اسبق اطلاعات ایران امروز سهشنبه اول اسفندماه در بیرجند، مرکز استان خراسان جنوبی نامزدی خود برای انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد.
آقای فلاحیان گفت: “درخواستهای مردمی از بنده به حد نصاب رسیده و کاندیداتوریام در انتخابات ۹۲ قطعی است.”
مطالب مرتبط
به گزارش خبرگزاری مهر، آقای فلاحیان با اشاره به اینکه شعار او در انتخابات، “کشور پیشرفته اسلامی” است، گفت: “تثبیت قیمت ها و آرامش بازار از طریق مبارزه با تورم از اولویت های برنامه های انتخاباتی من است.ایجاد دولت الکترونیک و سوق دادن صنعت کشور به سوی فرا صنعتی از دیگر برنامههای است که مد نظر دارم.”
عضو خبرگان رهبری همچنین پیش بینی کرده که در انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه سال ۱۳۹۲ “اصولگرایان” از او حمایت خواهند کرد.
آقای فلاحیان در دو دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، وزیر اطلاعات ایران بود. معاون او، سعید امامی و شماری دیگر از مقامات اطلاعاتی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی به اتهام قتل خودسرانه نویسندگان و ناراضیان سیاسی که به پرونده قتلهای زنجیره ای معروف شد بازداشت و محاکمه شدند که سعید امامی، آن گونه که مقامات ایرانی اعلام کردند، در زندان خودکشی کرد.
اینترپل(پلیس بینالملل) در ۷ نوامبر سال ۲۰۰۷به درخواست دادگستری آرژانتین حکم جلب آقای فلاحیان را به دلیل دخالت او در انفجار مرکز همیاری یهودیان و در مقام رئیس وقت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، صادر کرده است.
آقای فلاحیان همچنین به دلیل طراحی ترور میکونوس و محکومیت غیابی در دادگاه کشورآلمان، تحت تعقیب اینترپل(پلیس بینالملل) قرار دارد.