Oct 02 2022

گروه هکری «بکدور» هویت ماموران بازداشت‌کننده مهسا امینی را افشا کرد

نوشته: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش,کامپیوتر و اینترنت


رادیوفردا: گروه هکری بکدور (3ackd0or) با انتشار ویدئویی در توئیتر، هویت ماموران بازداشت‌کننده مهسا امینی را همراه با تصاویری از آن‌ها افشا کرد.

بر اساس گزارش این گروه هکری که روز یکشنبه ۱۰ مهر منتشر شد، فرمانده تیمی که خانم امینی را بازداشت کرده بود، سروان عنایت‌الله رفیعی، ۵۲ ساله متولد خدابنده استان زنجان است.

گروهبان یکم علی خوشنام‌وند، ۲۷ ساله، دیگر مامور گشت ارشاد بوده که خانم امینی را به ون منتقل کرده است.

به غیر از این دو نفر، پرستو صفری، ۳۶ ساله و متولد کرمانشاه، نیز جزو تیم بازداشت خانم امینی و همان ماموری بوده که جلو او را در خیابان گرفته است. فاطمه قربان حسینی، ۲۷ ساله، نیز جزو ماموران تیم گشت ارشاد بوده است.

مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله اهل سقز که همراه با خانواده‌اش برای دیدار با خویشاوندان خود، به تهران سفر کرده بود، پس از بازداشت از سوی ماموران گشت ارشاد و انتقال به بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی در خیابان وزرا، دچار مرگ مغزی شد.

شاهدان عینی و شماری از پزشکان مستقل که سی‌تی‌اسکن مغزی مهسا امینی را مشاهده کرده‌اند، از ضرب‌وجرح و نیز وجود خون در گوش او خبر داده‌اند که ناشی از اصابت ضربه شدید به سر بوده است.
با استفاده از توئیت بکدور و سایت رادیو فردا/د.خ/ک.ر

No responses yet

Sep 30 2022

زنان اسرائیل همبستگی خود را با زنان آزادی‌خواه ایران اعلام کردند

نوشته: در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفرانسه: زنان اسرائیل با انتشار پیام های تصویری در شبکه های اجتماعی حمایت خود را از جنبش زنان و جوانان ایران برای آزادی، برابری و پایان یافتن تبعیض جنسیتی و دیکتاتوری مذهبی در ایران اعلام داشته‌اند. با گسترش اعلام همبستگی‌های زنان اسرائیل با زنان ایران وزارت امور خارجۀ اسرائیل نیز هفتۀ گذشته با انتشار بیانیه‌ای “اعتراض‌های خیابانی ایرانیان دلیر علیه خشونت رژیم آیت‌الله‌ها” را ستود.

در پیام همبستگی خود، زنان اسرائیل خطاب به “خواهران ایرانی” خود می گویند : “اسرائیل شما را دوست دارد”، “زنان اسرائیل در کنار شما هستند”، “مهسا، همواره نام تو را به خاطر خواهیم سپرد”، “همۀ زن ها شایستۀ یک زندگی آزاد هستند،” “شما در قلب ما جا دارید”…

پیام های تصویری زنان اسرائیلی با استقبال گرم زنان و مردان معترض در ایران و در شبکه های اجتماعی روبرو شده است و حکومت ایران از معترضان نیز بعضاً به عنوان سربازان و “پیاده نظام” اسرائیل یاد کرده است.

در سال ١٩٥٠ ایران بعد از ترکیه دومین کشور جهان مسلمان بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و تا پیش از تأسیس حکومت اسلامی، حکومت پادشاهی در ایران از اسرائیل به عنوان بهترین دوست غیرمسلمان خود یاد می کرد. دهها هزار نفر از شهروندان اسرائیل را یهودیان ایرانی یا ایرانی تبار تشکیل می دهند از جمله رئیس جمهوری پیشین اسرائیل، موشه کاتساف، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش اسرائیل، شائول موفاز، یا خواننده معروف اسرائیلی، ریتا، که آوازه ای بزرگ در اسرائیل و خارج از آن و در بین ایرانیان و فارسی زبانان جهان دارد.

No responses yet

Sep 30 2022

عفو بین‌الملل: اسناد درز کرده نشان دهنده دستور از سطوح بالا برای سرکوب «بدون رحم» معترضان ایرانی است

نوشته: در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


بی‌بی‌سی: صحنه ای از یک ویدئو که معترضان از لحظه شلیک توسط نیروهای امنیتی منتشر کرده اند
سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل به اسنادی رسمی دست یافته که می‌گوید نشان می‌دهد بالاترین نهاد نظامی ایران به فرماندهان نیروهای مسلح در همه استان‌ها دستور داده به طور «قاطع و جدی» با معترضانی که در پی مرگ مهسا امینی به خیابان‌ها آمده اند برخورد کنند.

این سازمان از جامعه بین المللی می خواهد برای جلوگیری از کشته شدن شمار بیشتری از شهروندانی ایرانی، از صدور بیانیه فراتر روند و اقدامات عملی انجام دهند.

به گفته عفو بین‌الملل این سند درز رفته نشان می‌دهد که مقام‌ها قصد دارند به طور سیستماتیک اعتراضات را به هر قیمتی سرکوب کنند.

عفو بین‌الملل می‌گوید که تاکنون هویت ۵۲ قربانی مشخص شده و صدها نفر هم مجروح شده‌اند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر ایران که در نروژ مستقر است روز پنجشنبه در توییتی نوشت که «کشته‌شدن حداقل ۸۳ نفر از جمله شماری کودک در جریان اعتراضات ایران تایید شده است.»

عفو بین‌الملل می‌گوید شواهد نشان می‌دهد که مقام های جمهوری اسلامی با استقرار اعضای سپاه پاسداران، نیروی شبه نظامی بسیج، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا)، پلیس ضدشورش، و نیروهای لباس شخصی به مقابله ظالمانه با اعتراضات پرداخته‌اند.

این سازمان همچنین شواهدی از استفاده گسترده نیروهای امنیتی ایران از نیروی مرگبار و تفنگ علیه معترضان یافته است.

اگنس کالامارد، دبیرکل عفو بین‌الملل، می‌نویسد: «مقام‌های ایرانی آگاهانه تصمیم گرفتند به کسانی که برای بیان خشم خود از چند دهه سرکوب و بی‌عدالتی به خیابان‌ها آمده‌اند آسیب برسانند یا آنها را بکشند. در حالی که آفت کهنه مصونیت سیستماتیک در ایران وجود دارد، در این دور از خونریزی‌ها، ده‌ها مرد، زن و کودک به طور غیرقانونی کشته شده‌اند.»

«بدون یک اقدام جمعی مصمم از سوی جامعه بین‌المللی، که باید از صرف بیانیه هایی دایر بر محکومیت فراتر رود، افراد بی شمار دیگری با خطر مرگ، قطع عضو، شکنجه، تعرض جنسی یا افتادن پشت میله های زندان فقط به خاطر شرکت در تظاهرات روبرو هستند. اسناد درز رفته که عفو بین الملل به آنها دست یافته نیاز به تحقیقات مستقل بین المللی و مکانیسم حسابرسی را برجسته می کند.»

این سازمان می‌نویسد که براساس روایات شاهدان عینی و شواهد صوتی-تصویری هیچ یک از ۵۲ قربانی شناسایی شده، هیچ گونه تهدیدی جانی یا خطر جراحت جدی که استفاده از تفنگ علیه آنها را توجیه کند متوجه کسی نمی کردند.
«انکار دولتی و لاپوشانی بعد از یک هفته کشتار»

عفو بین الملل می گوید به یک کپی درزکرده یک سند رسمی دست یافته که نشان می دهد در روز ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲، ستاد کل نیروهای مسلح حکمی را میان فرماندهان در همه استان ها توزیع کرد که دستور می داد «با هرگونه اغتشاش توسط آشوب گران و ضدانقلاب برخورد قاطع و جدی کنند.»

این سازمان می نویسد: «عصر همان روز، استفاده مرگبار از قوه قهریه در سراسر کشور اوج گرفت به طوریکه ده ها مرد، زن و کودک فقط در یک شب کشته شدند.»

یک سند درزکرده دیگر نشان می دهد که در روز ۲۳ سپتامبر فرمانده نیروهای مسلح استان مازندران به نیروهای امنیتی در همه شهرهای بزرگ و کوچک دستور «برخورد بدون رحم و در حد مرگ» علیه کسانی داد که «هرگونه آشوبگر و ضدانقلاب » توصیف شدند.

همان شب بود که خبرهای زیادی از کشته شدن مردم در شهرهای مختلف مازندران مخابره شد.

مقام های حکومت ایران به سرعت به معترضان برچسب «اغتشاشگر» می زنند. این درحالی است که هرگز مجوز برای راهیپمایی غیرحکومتی صادر نمی شود.

عفو بین الملل تاکنون نام ۵۲ نفر از کشته شدگان را ثبت کرده است، از جمله پنج زن و حداقل پنج کودک که از ۱۹ تا ۲۵ سپتامبر به دست نیروهای امنیتی کشته شده اند. دو سوم آمار مرگ (حداقل ۳۴ نفر) به روز چهارشنبه ۲۱ سپتامبر مربوط می شود اما عفو بین الملل می افزاید که آمار واقعی کشته ها خیلی بالاتر است و به تلاش برای شناسایی قربانیان ادامه می دهد.

به گفته این سازمان بررسی عکس ها و ویدئوها نشان می دهد که بیشتر قربانیان در اثر شلیک گلوله جنگی کشته شده اند. حداقل سه مرد و دو زن در اثر شلیک ساچمه های فلزی از فاصله نزدیک کشته شده اند و یک دختر ۱۶ ساله به نام سارینا اسماعیل زاده بعد از ضربات شدید به ناحیه سر با باتوم کشته شد.

عفو بین الملل می گوید مقام های جمهوری اسلامی در تلاشی برای سلب مسئولیت خود در این قتل ها، روایت های دروغینی را درباره قربانیان منتشر کرده اند و سعی کرده اند آنها را «خطرناک»، و «افرادی خشن» نشان دهند یا ادعا کرده اند که توسط «اغتشاشگران» کشته شده اند.

این سازمان می افزاید: «مقام ها همچنین خانواده های قربانیان را مرعوب کرده و آزار داده اند تا آنها را وادار به سکوت کنند یا در صورت ضبط ویدئو برای نسبت دادن مسئولیت مرگ عزیزانشان به «اغتشاشگرانی» که برای «دشمنان» جمهوری اسلامی کار می کنند، به آنها قول پرداخت غرامت مالی داده اند.»
«شکنجه و بدرفتاری با معترضان»

عفو بین الملل می گوید که شواهدی از شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها در سطح گسترده توسط نیروهای امنیتی از جمله ضرب معترضان و رهگذران یافته است. این سازمان همچنین تعرض جنسی و سایر اشکال خشونت جنسی براساس جنسیت، از جمله موارد گرفتن پستان زنان توسط نیروهای امنیتی یا کشیدن خشونت آمیز موی سر بعد از برداشتن حجاب در تظاهرات را ثبت کرده است.

یک معترض در اصفهان روز ۲۸ سپتامبر به عفو بین الملل گفت: «من شاهد کتک خوردن معترضان بودم. شب قبل، دوستانم شرح دادند که چطور یک زن (معترض) از مو روی زمین کشیده شد. لباس هایش داشت در می آمد و نیروهای امنیتی او را از مو می کشیدند…»

او افزود: «دو شب قبل، چندین نفر از دوستانم با باتوم کتک خوردند. یکی از آنها، که حالا دست و پایش کبود شده به من گفت که نیروهای امنیتی آنها را در یک کوچه احاطه کردند و با باتوم زدند. یکی از نیروهای امنیتی گفت ‘حالا بیایید با تیر به پایشان شلیک کنیم’ و یک مامور دیگر گفت ‘نه بیایید برویم’. خیلی بی‌رحم‌اند.»

عفو بین الملل می نویسد «تصاویر و گزارش هایی را دیده که حاکیست بعضی از معترضان دست به خشونت زده اند. با این حال عفو بین الملل تاکید می کند که اعمال خشونت آمیز توسط گروه کوچکی از معترضان استفاده از نیروی مرگبار علیه آنها را توجیه نمی کند.»

این سازمان توضیح می دهد که براساس قوانین و استانداردهای حقوق بشر بین المللی «حتی اگر معترضان دست به خشونت بزنند، مقام های پلیس باید مطمئن شوند که افرادی که رفتاری صلح آمیز دارند بتوانند به اعتراض خود ادامه دهند بدون آنکه با مداخله یا ارعاب نیروهای امنیتی روبرو شوند.»

«هر گونه استفاده از زور در واکنش به چنین خشونتی همیشه باید تابع این اصول باشد: قانونی باشد، ضروری باشد و در تطابق با قوانین بین المللی متناسب باشد. نیروهای امنیتی نباید از تفنگ به جز برای حفاظت از خود یا دیگران در برابر خطر آنی مرگ یا جراحت جدی استفاده کنند، آن هم فقط زمانی که روشهای کم خطرتر برای نجات جان کافی نیست.»

No responses yet

Sep 29 2022

مرگ مهسا امینی «به دلیل آسیب به جمجمه»؛ یک فرمانده سابق سپاه از گزارش پزشکی قانونی خبر داد

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش

بی‌بی‌سی: یکی از فرماندهان ارشد سابق سپاه پاسداران با انتشار فایلی صوتی گفته است که بنا به گفته منابع موثق در پزشکی قانونی ایران دلیل به اغما رفتن و مرگ مهسا امینی «آسیب به جمجمه» تشخیص داده شده است.

محمدباقر بختیار، که در دوران جنگ با عراق از فرماندهان ارشد سپاه بوده است، فایلی صوتی بر یوتیوب همرسانی کرده که در آن حکومت ایران را به تلاش برای لاپوشانی واقعیت مرگ مهسا (ژینا) امینی متهم کرده است.

آقای بختیار می‌گوید: «این اطلاعات به وسیله انسان‌های با وجدان داخل سیستم به بیرون درز می‌کند.»

او گفته «منابع موثقی» که در جریان گزارش پزشکی قانونی درباره مهسا امینی بوده‌اند، گفته‌اند که بنا به این گزارش پس از انتقال او به بیمارستان کسری، در بدو ورود و پس از بررسی‌های بالینی به دلیل «خونریزی داخلی» طحال آسیب‌دیده از بدن خارج شده تا وضعیت او پایدار شود‌. با این وجود به دلیل «آسیب به جمجمه» مهسا امینی به اغما می‌رود و جان می‌بازد.

این فرمانده پیشین سپاه با «جاه‌طلب و بی هویت» خواندن حکومت ایران گفته اگر حکومت «عقل سلیم» به خرج می‌داد و با پذیرش مسئولیت در این واقعه، بابت آن عذرخواهی می‌کرد، شاید «تبعات کمتری گریبانشان را می‌گرفت».

با جان باختن مهسا امینی اعتراضات سراسری گسترده و کم‌سابقه در ایران آغاز شده که همبستگی بین‌المللی چشمگیری را هم به همراه داشته است. با گذشت دو هفته، هنوز مقام‌های ایرانی به طور رسمی دلیل مرگ مهسا امینی را اعلام نکرده‌اند.


محمدباقر بختیار در کنار آیت‌الله حسینعلی منتظری
محمدباقر بختیار صحبت‌های خود را با «نام خدای مظلومان و خدای انتقام‌گیرنده از ظالمان» آغاز کرده و مهسا امینی را «دختر ایران» خوانده است‌.

آقای بختیار مرگ مهسا امینی را با «کشته شدن» ستار بهشتی و زهرا کاظمی مقایسه کرده و گفته است حکومت درباره هیچ یک از این موارد مسئولیت را نپذیرفته است.

او گفته: «کجا پاسخگو بودند؟ صدها نفر در سال ۸۸، چندین نفر در سال ۷۸، صدها نفر در سال‌های ۹۶ و ۹۸ و مخصوصا پس از آن ماجرای بنزین.»

آقای بختیار حکومت را متهم کرده که «به بهانه توهین به مقدسات دنبال سرکوبند و به دنبال دوقطبی کردن جامعه و مقابل هم قرار دادن اقشار جامعه هستند.»

این فرمانده سابق سپاه گفته: «من شرمنده‌ام که در دوره‌هایی که با آرمانگرایی دنبال بقای این نظام بودیم نمی‌دانستیم کسانی می‌آیند و از همه دستاوردهای مردم سوءاستفاده می‌کنند برای خودشان».

او با انتقاد از سیاست‌های حکومت گفته است: «مردم رویکردشان مستقیما به رهبری شده، شعارشان علیه رهبری است. مردم شما را نمی‌خواهند. این را بفهمید.»

پیش از انتشار صحبت‌های این فرمانده سابق سپاه گروه هکری «عدالت علی» هم در کانال تلگرام خود مدارکی را منتشر کرده که می‌گوید اسناد مرتبط با علت جان باختن مهسا امینی پس از بازداشت او توسط «گشت ارشاد» است.

در این نامه از قول شاهدان عینی آمده که ساعت ۶ و نیم بعدازظهر ۲۲ شهریور ماه شاهد آن بوده‌اند که دختری هنگام انتقال به خودرو «مقاومت کرده و در اثر کشمکش ایجاده شده سرش به جدول برخورد کرده است.»

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، بلافاصله پس از انتشار این نامه، اصالت سند را تکذیب کرد و آن را جعلی دانست.

اصالت این نامه مستقلا توسط بی‌بی‌سی قابل تائید نیست.

پیش از این خانواده مهسا امینی گزارش‌های اولیه درباره تحقیقات پزشکی قانونی و مطالب منتشرشده در رسانه‌های رسمی درباره سابقه بیماری او را زیر سوال برده‌اند.

امجد امینی، پدر مهسا، به بی‌بی‌سی فارسی گفت یکی از مقام‌های پزشکی قانونی به او گفته «هر چه بخواهم(در گزارش) می‌نویسم و به شما ارتباطی ندارد.» او گفت الان هم« آنچه را که دوست دارند در این گزارش خواهند نوشت.»

No responses yet

Sep 27 2022

روایت عجیب خبرگزاری فارس از تجمعات /همگی تقریبا زیر ۱۸ سال هستند / هیچ نسبتی با گروهکی‌ها، ندارند

نوشته: در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش

خبرنگار فارس می نویسد: می توان تصور کرد که هدف مهمی در زندگی به جزء خوش‌گذرانی ندارند که آنهم لابد با توجه به سبک زندگی آنها در کشور ما خیلی بساطش جور نیست! بیشتر من را یاد آن نوجوانی می‌انداختند که چند وقت پیش در اینستاگرام کلیپ‌های مشمئز کننده‌اش با دو دختر کم سن و سال‌تر از خودش خاطر بسیاری از مردم را جریحه‌دار کرده بود.

خبرگزاری فارس گزارشی از جزئیات تجمعات در تهران و افراد حاضر در آن منتشر کرده است.
به گزارش «انتخاب»؛ متن کامل این مطلب در ادامه می آید: فیلم‌های منتشر شده از اغتشاشات و حضور پررنگ نوجوان‌ها در آن برایم عجیب بود. عصر چهارشنبه برای شناخت بیشتر این طیف به میان معترضان رفتم. پیدا کردن‌شان سخت نبود. خیابان‌های منتهی به میدان ولی عصر(عج) اولین جایی بود که توانستم با گروهی حدودا ۱۵ نفره از آنها همراه شوم. آنچه در این گزارش می خوانید حاصل همراهی حدودا ۳ ساعته با دختر و پسرهای جوان و نوجوانی است که شنیده بودم برای خونخواهی مهسا امینی به خیابان‌ها آمده‌اند.

ساعت ۱۷:۳۰ در تقاطع خیابان برادران مظفر و روبه‌روی یک قهوه فروشی با چند دختر و پسر جوان همراه شدم؛ همگی تقریبا زیر ۱۸ سال. تردید داشتم چطور به جمعشان ورود کنم. نگران بودم ظاهر و لباس‌های متفاوتم جلب توجه کند. اما دل به دریا زدم و با اولین شعارها با آنها همراهی کردم و وارد خیابان ولی عصر شدیم. پلیس مانع از تجمع می‌شد. شلیک اولین گاز اشک آور حسابی چشم و گلویم را سوزاند. بعضی‌هایشان فورا سیگار روشن کردند. یک نفرشان به من هم تعارف کرد. سیگار را گرفتم و در جیبم گذاشتم. نگران بودم پوک زدن‌های ناشیانه هویتم را لو دهد.

با حضور پلیس از کوچه‌های فرعی به سمت چهارراه ولی عصر فرار کردیم. برای اینکه جمعیت را گم نکنم یک دختر و پسر جوان را نشان کردم و به دنبال آنها می‌دویدم. اینترنت قطع بود و این افراد با تلفن محل قرار بعدی را مشخص می‌کردند. قرار بعدی سر خیابان وصال بود. با آنها همراه شدم.
روال کار به این شیوه بود که ابتدا شعار می دادیم وقتی به حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر می رسیدیم با هدایت لیدرهایی که عمدتا موتورسوار بودند و سن های بالاتری داشتند، خیابان را می بستیم.
نوع برخوردها خشن بود. متوجه شدم برخی چاقوی جیبی و اسپری فلفل داشتند. رفتار دخترها هم مثل پسرها بود. در میان راه چند تابلو راهنمایی و سطل زباله را آتش زدند. کرکره مغازه ها غالبا پایین بود. جوانی حدودا ۲۰ یا ۲۱ ساله که سعید صدایش می‌کردند، حس لیدری این جمع را داشت. بقیه هم یکی درمیان به توصیه های سعید گوش می دادند.

قرار بعدی میدان فردوسی بود. در مسیر با هم، کمی هم‌کلام شدیم. همین همراهی در یک ساعت اول و شنیدن نوع حرف‌های آنها مشخص می‌کرد اینها نسبتی با گروهکی‌هایی که بارها وصف حالشان را شنیده بودم، ندارند. با اینکه کار را جدی گرفته بودند اما بعضا برخوردها و شوخی‌های غیراخلاقی و راحت بین دختر و پسرها رد و بدل می‌شد. حتی در شوخی هایشان هم تند و عصبانی برخورد می‌کردند. اصطلاحات و واژه‌هایی به کار می‌بردند که مشخصا ویژه زیست مجازی بود. ادبیات‌شان برای من که فقط چند سالی از آنها بزرگتر بودم خیلی قابل درک نبود.

به وضوح مشخص است هیچ تقید دینی و سیاسی ندارند. می توان تصور کرد که هدف مهمی در زندگی به جزء خوش‌گذرانی ندارند که آنهم لابد با توجه به سبک زندگی آنها در کشور ما خیلی بساطش جور نیست! بیشتر من را یاد آن نوجوانی می‌انداختند که چند وقت پیش در اینستاگرام کلیپ‌های مشمئز کننده‌اش با دو دختر کم سن و سال‌تر از خودش خاطر بسیاری از مردم را جریحه‌دار کرده بود.

قاعدتا از زندگی‌شان احساس رضایت ندارند و هر کس را که عامل این عدم موفقیت بدانند با سخت‌ترین برخوردها و شعارها به او حمله می‌کنند؛ این عامل ناکامی می خواهد دین و قرآن به آنها معرفی شده باشد یا متدینین، بسیجی‌ها، پلیس و… البته در مسیری که من با آنها بودم به جز شکستن شیشه چند مغازه و کندن تابلوها و نرده‌های خیابان، موقعیتی برای سنجش رفتار آنها با افرادی با ظاهرمذهبی یا خانم‌های محجبه پیش نیامد اما کلیپ‌ها و ویدئوهای مختلفی در فضای مجازی منتشر شده بود که این میزان خشونت و تنفر را به وضوح به تصویر می‌کشید.
به میدان فردوسی رسیدیم و در خروجی مترو مستقر شدیم. «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» و «مرگ بر دیکتاتور»، «ای مردم با غیرت حمایت حمایت» از شعارهای اولیه‌ای بود که این گروه می‌دادند. به مرور به وسط خیابان آمدیم و ترافیک سنگین شد. ناگهان چند موتور سوار، هماهنگ با هم خیابان را کاملا بستند. چند زن نقابدار که مسن‌تر بودند وارد جمع ما شدند و میدان‌داری می‌کردند. ماشین‌ها و مردم هم نظاره‌گر بودند.

موتورسوارها که حدودا تعدادشان ۱۰ تا ۱۵ نفر بود شروع به بوق زدن ممتد کردند. بقیه هم مردم را تشویق به همراهی می‌کردند. جو هیجانی خیلی بالا بود. ناگهان سطل زباله را به وسط خیابان آوردند و در کسری از ثانیه آتش زدند. متوجه نشدم چه کسی این کار را کرد؛ گروه جوان همراه ما یا میانسال‌های تازه‌وارد. به‌هر حال، میدان فردوسی از چهار طرف بسته شد. گروه نوجوان‌ها هم چند دقیقه‌ای شعار دادند و به هم ریختند و آتش زدند. رفتارشان مثل قهرمان بازی‌های رایانه‌ای بود. انگار خرابکاری را فقط برای هیجان و لذتش انجام می‌دادند؛ یک جور تخلیه انرژی.

اما در گوشه دیگر میدان، ماجرا فرق می‌کرد. تحرکات لیدرها توجهم را بیشتر جلب می‌کرد. زنان و مردانی که معلوم بود جنسشان با این جوان‌ها متفاوت است. کارشان را کاملا بلدند و برای تک‌تک رفتارشان برنامه دارند. هیچکدام از موتورها پلاک نداشتند. یک زن و مرد یا دو مرد سوار هر موتور بودند. در تاریکی شب متوجه نشدم که مسلح بودند یا نه اما بعدا از همکاران دیگر شنیدم که می‌گفتند در دست برخی لیدرها اسلحه‌هایی دیده‌اند.

چند دقیقه بعد پلیس وارد میدان شد. بلافاصله موتوری ها آدرس محل بعدی تجمع را دادند و تا قبل از رسیدن پلیس محل را ترک کردند. با ورود پلیس به میدان، جوانان شعاردهنده هم متفرق شدند و دوباره قرار بعدی را گذاشتند: زیر پل چوبی! از اینجا به بعد همه چیز تکرار می‌شد. ابتدا شعار می دادند و ترافیک ایجاد می‌کردند. وقتی جمعیت به حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر می‌رسید، سر و کله لیدرهای موتورسوار پیدا می‌شد که سن و سال بالاتری داشتند. ناگهان خیابان با یک سطل زباله یا لاستیک شعله‌ور مسدود می‌شد. به محض ورود پلیس، موتورسوارها ناپدید می‌شدند. حالا این جوان‌های هیجان‌زده باقی می‌ماندند و مردم بهت‌زده و پلیسی که باید این صحنه را مدیریت کند!

ظهر پنجشنبه اطلاعاتی از بازداشت شدگان دریافت کردم. همان نوجوانان و جوانان کم سن و سال. در توصیف آنها می گفتند: اکثرا دغدغه معیشتی ندارند. اهل گیم و اینستاگرامند! بدون قید و بند مذهبی. معتقد به آزادی بی حد و حصر رابطه با جنس مخالف. به شدت نسبت به دین بغض دارند. روحانیت و اسلام را عامل ناخوشی‌شان می‌دانند. در اعترافاتشان مشخص شده پیوند خانوادگی شان به شدت ضعیف است و بعضا پدر و مادرهایشان با هم زندگی نمی‌کنند. پلیس می‌گوید بعضی هایشان که پوشش نامناسبی دارند تا هنگامی که خانواده شان لباس مناسب برایشان نیاورند نگه می داریم. مادرانشان که می‌آیند وضع پوششان به گونه‌ای است که باید آنها را نیز نگه داریم اما بعضا اغماض می کنیم! البته حساب اغتشاش‌گران فرق دارد باید بمانند تا محاکمه شوند.

دکتر منوچهر زارعی جامعه شناس آنها را در جرگه وندالیسم دسته بندی می کند و می‌گوید: «وندالیسم» عارضه امروز مدرنیته است. بیماری نوظهوری که تقریبا در همه جوامع به ظاهر توسعه یافته مشاهده می‌شود. کودکانی که در اینستاگرام و فیسبوک پرورش پیدا می‌کنند و در دیسکوها و کازینوها بزرگ می‌شوند. اکثرا هیجانات جوانی را با الکل یا مخدر سرکوب می‌کنند اما هر از چند گاهی به بهانه‌ای به خیابا‌ن‌ها می‌ریزند و با آشوبگری و تخریب اموال عمومی، هیجانات خود را تخلیه می‌کنند. انگار ما هم باید سزای غربی شدنمان را اینگونه بدهیم. سیاست‌های توسعه غربی که دهه ۷۰ پایه‌گذاری کردیم هم اکنون محصولش را درو می‌کنیم. البته که اینها هنوز در اقلیتند و بسیار محدود، اما همین مقدار کم نیز دردآور است. خانواده، آموزش و پرورش و لقمه شبهه‌دار و نحوه تربیت و مصرف رسانه‌ای بیشترین نقش و تقصیر را در این ماجرا دارند.

به نظرم این نوجوان‌ها مراقبت‌های خاص می‌خواهند. شاید باید پس از شناسایی در مدارس خاص ثبت‌نام شوند تا هم آموزش‌های مناسب ببینند و هم بقیه را کمتر آلوده کنند. دکتر زارعی درست می‌گوید؛ انگار به میزان تقلید از غربی‌ها، داریم شبیه آنها می‌شویم لااقل در نابهنجاری‌های فرهنگی. اما یک تفاوت جدی نیز وجود دارد. غربی‌‌‌ها مثل ما این همه دشمن و گروهک تروریستی و معاند ندارند. هیچ کجای دنیا دشمنان قسم خورده که به این میزان دستشان به خون مردم آغشته باشد و رسانه‌های پرشماری که ساعت‌ها برای تهییج مردم و به خشونت کشیدن جامعه وقت بگذارند و هزینه کنند، وجود ندارد.
رسانه هایی که ایجاد یاس و ناامیدی را در برنامه دارند و هنرشان این است تا کوچکترین ایرادی را به نظام سیاسی و دینی کشور منتسب کنند و مردم را به خیابان بکشند. آنگاه با پنهان شدن پشت مردم سپری را برای گروهکی ها و تروریستها ایجاد کنند.

یکی از همکاران که سابقه خبرنگاری در فتنه ۸۸ را نیز دارد می‌گفت: این مسائل برای ما تکراری است. این رسانه ها بیشترین اثر را روی خودشان می گذارند. بیش از ۴۰ سال است که هر بار باورشان می شود که کار نظام تمام است اما باز هم دست از پا درازتر ناکام می مانند و مشغول سناریوسازی دیگری می شوند. البته پشتکار خوبی دارند هر کسی بود تا الان هزار بار ناامید شده بود. انگار به اراده الهی ماموریت دارند تا ما را قوی تر کنند همان کاری که تاکنون کرده اند.

No responses yet

Sep 27 2022

دیلى تلگراف: سپاه پاسداران در کمین بازداشت «مارادونای آسیا»

نوشته: در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,شورش


کیهان لندن: على کریمی با بستن دستبند سبز در بازی برگشت ایران و کره جنوبی در سئول در جریان بازی‌های انتخابی جام جهانی آفریقای جنوبی، با تظاهرات ضد حكومتى در ایران اعلام همبستگی کرد.
– على كریمى كه ٤٣ سال دارد، پیوسته در امور نیکوکاری پیشقدم بوده است. او در سال ١٤٠٠ براى ادامه تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم كشور از جمله سیستان و بلوچستان، هزار تبلت به ارزش ٢/٥ میلیارد تومان تهیه و توزیع نمود. وى همچنین هزینه ساخت یك دبیرستان سه كلاسه دوره متوسطه روستاى مولاآباد كشارى از توابع این استان را به عهده گرفت
کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران که هواداران بسیار در واقعیت و دنبال‌کنندگان بی‌شمار در رسانه‌های اجتماعی دارد، همواره از محبوبیت خود در نزد مردم برای حمایت از تظاهرات علیه رژیم جمهوری اسلامی استفاده کرده است.

به نوشته “«تلگراف»، کریمی اولین چهره سرشناس و مشهورى است که گشت ارشاد جمهوری اسلامی را مقصر مرگ مهسای ٢٢ ساله دانست و به میلیون‌ها دنبال‌‌کننده‌اش گفت که روایت خانواده‌ مهسا را باور دارد که دخترشان بر اثر جراحات وارده پس از ضرب و جرح به دست پلیس مذهبی جان خود را از دست داده است.

مهاجم سابق تیم بایرن مونیخ که به دلیل علاقه شدید مردم ایران به فوتبال به عنوان یک «اسطوره» شناخته می‌شود، از آن زمان حساب‌های خود در شبکه‌های اجتماعی را به تریبونی برای تشویق تظاهرات مردمی علیه جمهوری اسلامی و به اشتراک گذاشتن تصاویر و فیلم‌های تظاهرات تبدیل کرده است.

کریمی روز شنبه در توییتر و اینستاگرام خطاب به نیروهای مسلح ایران نسبت به تلاش آنها برای سرکوب مردم هشدار داد و گفت: «شما سربازان میهن هستید، و مسئول حفاظت از جان شهروندان ایران، نه اینکه آنها را از بین ببرید.»

به گزارش «تلگراف»، فعالیت فزاینده کریمی در حمایت از براندازی جمهوری اسلامی و استقرار دموکراسی در ایران توجه دستگاه‌های امنیتی رژیم را جلب کرده است.

خبرگزاری «فارس» سخنگوی سپاه پاسداران، روز جمعه کریمی را «آشوبگر» خواند و از وزارت اطلاعات و قوه قضائیه خواست تا با وی «برخورد» کنند.

کریمی اولین بار در سال ٢٠٠٩ در اوج «جنبش سبز» در اعتراض به نتایج انتخابات نمایشی ریاست‌ جمهورى اسلامی در ایران، با بستن دستبند سبز در بازی برگشت ایران و کره جنوبی در سئول در جریان بازی‌های انتخابی جام جهانی آفریقای جنوبی، با تظاهرات ضد حکومتى در ایران اعلام همبستگی کرد.

او تا کنون در بسیاری از کارزارهای مخالفت با سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای رژیم ایران، شامل ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها و حمایت رژیم از گروه‌های شبه‌‌نظامى در لبنان، عراق و نوار غزه شرکت داشته است.

علی کریمی در سال ۱۳۹۰ پیراهن امضا شده «شالکه ٠۴» خود را به خانواده اشکان سهرابى از جانباختگان حوادث ١٣٨٨ هدیه داد.

او در زمستان ۱۳۹۶ در برنامه «نود» صداوسیمای جمهوری اسلامی شرکت کرد و به مناظره با محمدرضا ساکت از مسئولین فدراسیون فوتبال انتقاد و با ارائه دلایلی، این فدراسیون را متهم به فساد کرد.

على کریمى که ۴٣ سال دارد، پیوسته در امور نیکوکاری پیشقدم بوده است. او در سال ١۴٠٠ براى ادامه تحصیل دانش‌آموزان در مناطق محروم کشور از جمله سیستان و بلوچستان، هزار تبلت به ارزش ٢/۵ میلیارد تومان تهیه و توزیع نمود. وى همچنین هزینه ساخت یک دبیرستان سه کلاسه دوره متوسطه روستاى مولاآباد کشارى از توابع این استان را به عهده گرفت.

على کریمى در حمایت از کودکان یتیم و بى‌سرپرست، کمک‌هاى مالى به آسایشگاه‌هاى معلولین، تقبل هزینه‌هاى درمانى، رساندن دارو به بیمارستان‌ها و ارسال اجناس مورد نیاز به زلزله‌زدگان نیز همواره فعال بوده است.

او در سال ۱۳۹۰ تعدادی از پیراهن‌های خود را برای مصرف در امور خیریه به حراج گذاشت.

علی کریمی در ژوئیه ۲۰۱۹ نیز در مراسم خیریه «یونیسف» که با حضور دکتر ویل پارکس نماینده این سازمان در ایران برگزار شد، حضور یافت.

No responses yet

« Prev - Next »