اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مهسا امینی'

Sep 15 2023

مهسا امینی؛ از وقتی به تهران رسید تا روزی که نامش نماد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: صبح روز ۲۳ شهریور، وقتی بسیاری از ایرانیان نام «مهسا (ژینا) امینی» را شنیدند، کمتر کسی تصور می‌کرد این اسم تبدیل به نمادی برای فراگیرترین اعتراض‌های مردمی علیه جمهوری اسلامی شود. ماجرا از عصر روز قبل آغاز شده بود، در ایستگاه مترو «شهید حقانی» تهران، در نزدیکی میدان ونک.

سه‌شنبه ۲۲ شهریور، برای مهسا و برادرش اشکان روزی غیرعادی نبود. آن‌ها از سقز به تهران آمده بودند. حوالی ساعت شش و نیم عصر مأموران گشت ارشاد در ورودی ایستگاه مترو مهسا را به‌دلیل پوشش‌اش بازداشت می‌کنند. چند هفته بعد فیلم ادعایی پلیس از داخل بازداشتگاه وزرا نشان داد که مهسا مانتویی بلند و گشاد به تن کرده بود و شالی هم مثل بی‌شمار زنان دیگر بر سر داشت.

در سال‌های فعالیت گشت ارشاد، زنان زیادی شهادت می‌دادند که دلیل برخورد این مأموران با آن‌ها یا اطرافیان‌شان لزوماً «بی‌حجابی» یا پوشش «نامناسب» نبوده و گاهی حتی زنانی که براساس معیارهای عرفی جمهوری اسلامی «بدحجاب» تلقی نشده‌اند، به داخل ون‌های گشت ارشاد هدایت می‌شدند.

یک ساعتی که ایران را تکان داد

مهسا امینی یکی از این زنان بود. براساس روایت اشکان، پس از بازداشت خواهرش قرار بوده او را بعد از «یک ساعت کلاس توجیهی» آزاد کنند. اما وقتی او مقابل ادارۀ اماکن در خیابان خالد اسلامبولی (وزرا) می‌رود،‌ بعد از مدت کوتاهی او و سایر بستگان زنان بازداشت‌شده می‌بینند آمبولانسی از این ساختمان خارج می‌شود. برآورد شده که فاصلۀ رسیدن مهسا به بازداشتگاه تا خروجش با آمبولانس کمتر از دو ساعت بوده است.

اشکان گفته است نیم ساعت بعد از رفتن آمبولانس متوجه شده که خواهرش درون آن بوده است. براساس روایت او، ساعت هنوز به هشت و نیم شب نرسیده بود که در بیمارستان کسری به پدر و مادرش گفته شده بود مهسا «سکته قلبی و مغزی همزمان» کرده و به اغما رفته است.

روایت دیگری از حدفاصل بازداشت تا رسیدن به ساختمان خیابان وزرا می‌گوید که افراد حاضر در ون گفته‌اند مهسا امینی ۲۲ ساله به دلیل اعتراض مورد ضرب‌وجرح قرار گرفت. او هنگام ورود به ساختمان هم مقاومت کرد و آن‌جا هم ضرب‌وجرح تکرار می‌شود. امجد امینی، پدر مهسا، هم مدتی بعد گفت چند دختری که «داخل ون» همراه دخترش بودند، ‌با او تماس گرفتند و گفتند «داخل ون با مهسا برخورد فیزیکی شده است».

تصاویر دوربین‌های مداربسته‌ای که نیروی انتظامی چند روز بعد به‌شکل تقطیع‌شده پخش کرد، مهسا را نشان می‌داد که با یکی از مأموران زن مکالمه‌ای شبیه به جر و بحث دارد.

مأمور ظاهراً به مانتویی که بر تن مهسا است، اشاره می‌کند. بعد از این مکالمه -که نما یک بار قطع می‌شود و تداومش مشخص نیست- مهسا کنار صندلی‌ها از حال می‌رود و به زمین می‌افتد. در بخش دیگری از ویدئو، مأموران اورژانس وارد ساختمان شده‌اند و در حال انتقال او هستند. زمان واقعی این ویدئوها به دلیل تقطیع مشخص نیست و ساعت دقیق رخدادها را هم مشخص نمی‌کند.

آن‌چه بعد از یک سال مشخص شده، آن است که حد فاصل ساعت شش و نیم تا هفت و نیم شب سه‌شنبه ۲۲ شهریور در ون گشت ارشاد و ساختمان بازداشتگاه وزرا اتفاق‌هایی برای مهسا رخ داد که او را به اغما برد و سه روز بعد باعث مرگش شد.

حادثهٔ بزرگ از راه رسید

خبر بستری شدن مهسا در بیمارستان روز ۲۳ شهریور منتشر شد. اولین واکنش نیروی انتظامی یک روز بعد اعلام شد: «عارضۀ قلبی» به‌شکل ناگهانی. اما در همین روز، یعنی ۲۴ شهریور، سجاد خداکرمی، روزنامه‌نگار، به‌نقل از برادر مهسا گفت که روی پاهای خواهرش «آثار کبودی» دیده می‌شود. در همین روز بود که خبر «مرگ مغزی» مهسا امینی منتشر شد و دایی او گفت که فضای بیمارستان «امنیتی» شده است.

روز ۲۵ شهریور، ساعتی پیش از آن‌که پزشکان خبر جان‌باختن مهسا اعلام شود، مژگان افتخاری، مادر مهسا، با فرشته قاضی از رادیوفردا گفت‌وگو کرد. در این تنها گفت‌وگوی رسانه‌ای مادر مهسا، او گفت دخترش هنگام بازداشت به‌دست مأموران «در کمال صحت و سلامت بوده است».

اما ساعتی بعد از همین گفت‌وگو مهسا جان باخت.

تصویری از پدر و مادربزرگ مهسا بعد از شنیدن خبر مرگ فرزندشان در بیمارستان منتشر شد که نیلوفر حامدی، خبرنگار، ثبت کرده بود و بارها و بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد. خانم حامدی چند روز بعد بازداشت شد و در یک سالگی جان‌باختن مهسا همچنان زندانی است.

اشاره به «کبودی» روی پاهای مهسا یک روز بعد هم تکرار شد؛ در همان روزی که او جان باخت و پدرش گفت به او اجازه داده نشده جسد دخترش را ببیند، اما کبودی روی پاهای او را دیده است. پیش از شامگاه ۲۵ شهریور، تصاویری از تجمع مقابل بیمارستان کسرای تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نیروهای پلیس معترضان را پراکنده می‌کردند.

درحالی‌که اعتراض‌ها از روز ۲۶ شهریور و هنگام‌ خاک‌سپاری مهسا امینی در سقز در این شهر آغاز شد و به شهرهای دیگر گسترش یافت، رسانه‌ها و برخی مقام‌های حکومتی برای توجیه جان‌باختن او به سابقۀ «بیماری قلبی» او اشاره کردند. دایی مهسا اما در مصاحبه با یک روزنامۀ چاپ تهران این مسئله را تکذیب کرد.

خط اشاره به سوابق بیماری مهسا به‌شکل جدی در رسانه‌های وابسته و یا نزدیک به حکومت دنبال می‌شد و حتی احمد وحیدی، وزیر کشور، گفت که او در پنج سالگی «جراحی مغز» داشته است. پدر مهسا این ادعا را هم تکذیب کرد و روز ۲۹ شهریور گفت با «صدای بلند» اعلام می‌کند مهسا در «صحت و سلامت کامل» بوده است.

۲۹ شهریور حسین کرمپور، رئیس شورای هماهنگی نظام پزشکی استان هرمزگان، در نامه‌ای به رئیس کل سازمان نظام پزشکی ایران، با اشاره به تصاویر منتشرشده از مهسا در بیمارستان که «خون‌ریزی از گوش و کبودی زیر چشم» را نشان می‌داد، نوشت که این علائم به سکتۀ قلبی ربطی ندارد و بیشتر «با علائم مرتبط با ضربه به سر و خون‌ریزی ناشی از آن همخوانی دارد».

اما تلاش برای نمایش سوابق بیماری مهسا در روزهای بعد هم ادامه پیدا کرد و ۳۰ شهریور یک عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به‌نقل از پزشکی قانونی گفت که مهسا در کودکی جراحی «هیپوفیز» داشته، قرص مصرف می‌کرده و در سال‌های گذشته چند بار به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کرده است.

سازمان پزشکی قانونی کشور روز ۱۵ مهر در گزارشی مرگ مهسا بر اثر «اصابت ضربه به سر و اعضا و عناصر حیاتی بدن» را رد کرد و به «بیماری زمینه‌ای» اشاره کرد که «عمل جراحی تومور کرانیوفارنژیومای مغزی در سن ۸ سالگی» بوده است.

این سازمان همچنین مدعی شد بعد از آن‌که مهسا در بازداشت هشیاری خود را از دست داده، ‌به‌دلیل «انجام عملیات احیای قلبی تنفسی غیرمؤثر در دقایق حساس اولیه، دچار هیپوکسی شدید و در نتیجه آسیب مغزی» شده و در ادامه «اختلال چند ارگانی ناشی از هیپوکسی مغز» باعث مرگ او شده است.

اما صالح نیکبخت، وکیل خانوادۀ مهسا، ارتباط دادن مرگ او با عمل جراحی کودکی او و یا خوردن قرص تیروئید را غیرعقلانی دانست. او گفت چطور ممکن است مهسا امینی که «۱۵ سال هیچ‌گونه مشکلات جسمی نداشته، یک ساعت و نیم بعد از حضور او در ماشین ون گشت ارشاد و پس از انتقال به محل گشت ارشاد ناگهان دچارسکته مغزی، قلبی و از کار افتادن کلیه‌ها شود و ۹۸ درصد علائم حیاتی را از دست بدهد»؟

امجد امینی روز ۲۷ مهر در مصاحبه‌ای گفت عمل جراحی کودکی مهسا برای برداشت یک «کیست» از پشت پلک چشم چپش بوده و جراحی ساده‌ای بود. او در مورد دلیل نپذیرفتن نظر سازمان پزشکی قانونی هم گفت وقتی از معاون این سازمان خواسته حقیقت را دربارۀ مرگ دخترش بنویسد، او جواب داده: «من هرچه دلم بخواهد، هرچه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم، به تو هم هیچ ربطی ندارد.»

او دلیل اظهارات تلویزیونی جراح کودکی مهسا دربارۀ ارتباط مرگ او با آن جراحی را «تهدید» امنیتی عنوان کرد و گفت او و دایی مهسا هم تحت فشار و تهدید قرار گرفته بودند تا با «صداوسیما مصاحبه کنند».

مصاحبۀ ۲۷ مهر با پدر مهسا را نازیلا معروفیان انجام داده بود که یک وب‌سایت داخل کشور آن را منتشر کرد. خانم معروفیان که بعداً اعلام کرد به‌‌رغم تهدید نیروهای امنیتی آن را منتشر کرده، خودش روز ۸ آبان بازداشت شد و بعد از آن تا سالگرد مهسا حداقل سه‌بار دیگر بازداشت و زندانی شده است.

شکایت وکلای خانوادۀ مهسا از گزارش پزشکی قانونی در دستگاه قضایی ایران مطرح شد و روز ۵ دی محمدجعفر منتظری، دادستان وقت کل کشور، گفت این شکایت به هیئت کارشناسی ارجاع داده شده اما آن‌ها هنوز نظر نهایی خود را اعلام نکرده‌اند. بعد از آن هیچ اظهارنظر رسمی دیگری دربارۀ رسیدگی به این شکایت انجام نشد و در مقابل، حدود ۱۱ ماه بعد از جان‌باختن مهسا، صالح نیکبخت، وکیل خانوادۀ او، هم تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.

«نام تو رمز می‌شود»

۲۶ شهریور و روز خاک‌سپاری مهسا امینی تصویری از آرامگاه او منتشر شد که بر تکه‌سنگ روی مزارش دست‌نوشته‌ای به زبان کُردی دیده می‌شد به این معنا: «ژینا جان، تو نمی‌میری؛ نامت رمز و نماد می‌شود.»

بعد از یک سال هنوز هویت کسی که این عبارت را بر مزار مهسا نوشت، مشخص نشده، اما انتشار این عبارت در میان مردم به نیروی روانی و عاطفی انکارناپذیری برای اعتراض‌ها تبدیل شد. نام و هشتگ «مهسا امینی» در توئیتر طی ۱۵ روز بیش از ۲۰۰ میلیون بار استفاده شد و رکورد استفاده از یک هشتگ را شکست. این هشتگ در توئیتر بعدتر از مرز ۲۷۵ میلیون بار استفاده هم گذشت و در اینستاگرام و تیک‌تاک هم میلیون‌ها بار درج شد.

چهلمین روز جان‌باختن مهسا هم به صحنۀ یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌ها به جمهوری اسلامی تبدیل شد. در آن روز حتی حبس خانگی والدین مهسا و «انتشار بیانیۀ جعلی توسط فرمانداری سقز» از طرف آن‌ها که مراسمی برگزار نخواهد شد، مانع از تجمع‌های گسترده در سقز و شهرهای دیگر نشد.

راهپیمایی هزاران نفر از مردم سقز و منطقه به سمت آرامستان آیچی در چهلم مهسا چنان تأثیرگذار بود که تصاویرش به صفحۀ اول بسیاری از رسانه‌های مشهور جهان هم راه یافت. در همان روز ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی هم نشان داد که نیروهای امنیتی چگونه به عزاداران شلیک می‌کنند.

حساسیت دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی به نام مهسا بعد از یک سال همچنان ادامه دارد. یک سال از جان‌باختن مهسا می‌گذرد و نام او همچنان مهم‌ترین نماد جنبش فراگیر اعتراضی «زن زندگی آزادی» است؛ نه فقط در داخل کشور که حالا در جهان نیز اعتراضات مردم ایران علیه حکومت با نام مهسا و شعار «زن زندگی آزادی» شناخته می‌شود.

جمهوری اسلامی سابقۀ ۴۵ ساله دارد در نمادسازی به‌ضرب بودجه‌های کلان و امکانات گستردۀ دولتی، اما یک سال است که در زدودن نام و نماد سادهٔ مهسا از اذهان مردم ناکام مانده است.

ساعت شش و نیم عصر سه‌شنبه، ۲۲ شهریور، وقتی مأموران گشت ارشاد دختر ۲۲ ساله‌ای در ورودی ایستگاه مترو را به‌خاطر حجاب اجباری صدا کردند، نامش را نپرسیدند؛ ولی تاریخ جمهوری اسلامی در همان لحظه به قبل و بعدِ مهسا تقسیم شد و اعتراضات «زن زندگی آزادی» به جنبش درآمد.

No responses yet

Sep 15 2023

احضار امجد امینی به اداره اطلاعات شهرستان سقز؛ جو شدید امنیتی در استان کردستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

صدای آمریکا: پدر مهسا امینی

برخی منابع خبری و شبکه‌‌های اجتماعی روز سه شنبه ۲۱ شهریور از احضار امجد امینی، پدر مهسا امینی به اداره اطلاعات سقز خبر دادند و به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده امینی اعلام کردند که این خانواده در آستانه سالگرد کشته شدن فرزندشان به شدت تحت فشار هستند.

روز جمعه هجدهم شهریور پدر و مادر مهسا در متن مشترکی که در صفحه اینستاگرام امجد امینی منتشر شد، ضمن اعلام برگزاری «مراسم سنتی و مذهبی» بر مزار او «همگان» را به «پرهیز از هرگونه کنش خشونت‌‌آمیز و واکنش در برابر آن» دعوت کردند.

در این پیام که با اسم مژگان افتخاری و امجد امینی، مادر و پدر مهسا امینی منتشر شد تاکید شد که آنها به جز همین متن «هیچ متن ونوشته‌» دیگری منتشر نخواهند کرد.

همزمان سازمان حقوق بشری هه‌نگاو نیز اعلام کرد روز سه‌شنبه ٢١ شهریور ماه ١٤٠٢، یک فروند هواپیمای نظامی ویژه ترابری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، برای تخلیه ادوات و نیروهای حکومتی در فرودگاه سقز به زمین نشسته است.

این سازمان حقوق بشری با تاکید بر اینکه که موقعیت کنونی در شهرهای مختلف کُردستان با آنچه «وضعیت جنگی» خوانده می‌شود، مطابقت کامل دارد، درباره بروز هرگونه سرکوب گسترده شهروندان کُرد در روزهای آینده هشدار داد.

هه‌نگاو صبح سه‌شنبه نیز با انتشار تصاویری از حضور پرشمار نیروهای سرکوب در مهاباد و وضعیت جنگی در این شهر خبر داده بود.

در آستانه سالروز کشته شدن مهسا امینی، و از هفته‌ها قبل، فشار بر خانواده‌های قربانیان جمهوری اسلامی به طرز فزاینده‌ای افزایش یافته است، مخالفان و معترضان به بهانه‌های مختلف بازداشت شده‌اند و شمار زیادی از خانواده‌های دادخواه به نهادهای امنیتی احضار و یا بازداشت و به زندان‌های جمهوری اسلامی منتقل شده‌اند.

No responses yet

Sep 12 2023

عبدالله ناصری: خامنه‌ای خیلی ترسیده چون «جنبش ژینا» حجاب اجباری را از رونق انداخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: عبدالله ناصری، مدیرعامل اسبق ایرنا و عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

عبدالله ناصری، مدیرعامل اسبق خبرگزاری ایرنا، در مصاحبه‌ای در آستانه سالگرد جان‌باختن مهسا امینی، گفت که «جنبش ژینا» چنان علی خامنه‌ای را «وحشت‌زده» کرده است که باعث شد او دو خط قرمز اصلی خود را زیر پا بگذارد.

آقای ناصری در این مصاحبه با وب‌سایت زیتون که روز دوشنبه، ۲۰ شهریور، منتشر شد، تأکید می‌کند که رهبر جمهوری اسلامی، در پی اعتراضات سراسری یک سال گذشته «هم خیلی ترسیده و هم شدیداً غمگین است».

او می‌گوید: «آقای خامنه‌ای و کارگزاران اصلی‌اش لااقل از سال ۹۶ همیشه با رنگین‌کمان ترس زیست کرده‌اند، ولی پس از انقلاب “زن، زندگی، آزادی” به دالان تاریک ترس منتقل شده‌اند.»

به اعتقاد این عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، «جنبش مهسا» آن قدر «ملی و جهانی» شده که آقای خامنه‌ای را وادار ساخته دو خط قرمز اصلی خود یعنی مذاکره با آمریکا و حجاب اجباری را کنار بگذارد.

جان‌باختن مهسا ژینا امینی، دختر ۲۲ ساله اهل سقز، در بازداشت گشت ارشاد به چنان اعتراضات گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور دامن زد که حکومت جمهوری اسلامی در ۴۴ ساله هرگز شاهد آن نبوده است.

به دنبال همین اعتراضات بود که روز به روز بر تعداد زنان و دخترانی که بدون حجاب اجباری به خیابان‌ها می‌آیند اضافه شد، اتفاقی که به اختلافی درونی در میان حامیان حکومت هم دامن زده است.

در پی همین اعتراضات، پس از آن که کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا بارها گفتند که مذاکرات برجامی دیگر در اولویت‌شان نیست، آشکار شد که مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی در ماه‌های گذشته محرمانه و به طور غیرمستقیم در حال گفت‌وگو با آمریکایی‌ها بوده‌اند.

این در حالی است که علی خامنه‌ای بارها به زبانی روشن هر گونه گفت‌وگو با آمریکایی‌ها را قدغن کرده است.

عبدالله ناصری که در ماه‌های گذشته به‌رغم بیماری، به نوشته زیتون، به دلیل موضع‌گیری‌اش در قبال اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» سخت تحت فشار بوده، می‌گوید: «حجاب اجباری از رونق افتاد و خط قرمز دیگر- رابطه و با امریکا – توسط شخص رهبر(و البته به علت وحشت زیاد او از جنبش) زیر پا گذاشته شد. این دو دستاورد بزرگ این جنبش است و باید قدرش را بدانیم.»

او ادامه می‌دهد: «نکته قابل توجه این است از این پس هر اعتراض مردمی مثل آب، بنزین، زیست‌محیطی، شادی تروریست نامیدن سپاه توسط هر دولت خارجی، و غیره با نام “زن، زندگی، آزادی” همراه خواهد بود.»

عبدالله ناصری در ادامه با اشاره به انتخابات پیش روی مردم ایران برای انتخاب نمایندگان مجلس صراحتاً می‌گوید: «صریحاً باید موضع تحریم را اعلام کرد. شرکت در انتخابات مجلس حرام است، چون شراکت در خون ژیناست.»

به اعتقاد او، یکی از امتیازات «جنبش/انقلاب ژینا این است که واژگان سیاسی را بهتر تنظیم» کرد. او این طور توضیح می‌دهد: «همه اینها در یک هدف مشترک‌اند: نه به جمهوری اسلامی. این را هم تاجزاده می‌خواهد و هم نرگس محمدی، دادخواهان آبان ۹۸ و سقوط هواپیمای اوکراین، هم رضا علیجانی و هم ابوالفضل قدیانی، هم بنده و هم شما و همه هنرمندان و مشروطه‌خواهان و هم رضا پهلوی، هم دکتر سروش و هم مجتهد شبستری و….»

عبدالله ناصری از جمله چهره‌هایی بود که در بهمن سال گذشته، در بحبوحه اعتراضات، از بیانیه میرحسین موسوی، نخست وزیر سابق و از رهبران جنبش سبز، برای گذار از جمهوری اسلامی حمایت کردند.

او چند ماه بعد یعنی در اردیبهشت‌ماه سال جاری از سخنرانان همایش مجازی «گفت‌وگو برای نجات ایران» بود و در آنجا آخرین بیانیه میرحسین موسوی را «حرف آخر» و «تنها راه دوام جغرافیای ایران» خواند.

در پی این موضع‌گیری بود که ماموران امنیتی روز یک‌شنبه ۱۷ اردیبهشت با هجوم به خانه او، به تفتیش و ضبط وسایل الکترونیکی‌اش دست زدند و او را به دادسرای زندان اوین احضار کردند.

در همان زمان وب‌سایت کلمه نوشت که با وجودی که این استاد دانشگاه شش سال است به علت ابتلا به «بیماری ELS، امکان تکلم و حرکت ندارد»، و وسایل الکترونیکی‌اش تنها ابزار ارتباطی او محسوب می‌شدند، مأموران آنها را ضبط کرده و با خود برده‌اند.
با استفاده از گزارش‌های زیتون و رادیوفردا؛ ف. دو./ب.ب

No responses yet

Aug 01 2023

ابراز نگرانی فرمانده سپاه از سالگرد ناآرامی‌ها؛ اعتراضات پارسال «قوی‌ترین و خطرناک‌ترین پیکار» علیه جمهوری اسلامی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

رادیوفردا: فرمانده سپاه پاسداران روز سه‌شنبه، ۱۰ مرداد، نسبت به ازسرگیری اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ در سالگرد آن ابراز نگرانی کرد و گفت که آن اعتراضات، «قوی‌ترین، خطرناک‌ترین، جدی‌ترین، نابرابرترین و وسیع‌ترین پیکار» به ادعای او «جهانی»، بر ضد نظام جمهوری اسلامی بود.

حسین سلامی که در همایش «مسئولین بسیج سراسر کشور» سخنرانی می‌کرد، مدعی شد که «دشمن قصد دارد در سالگرد حوادث پاییز ۱۴۰۱ بار دیگر فتنه‌انگیزی کند» و راهکار مقابله با آن را «پیشگیری» دانست.

او تأیید کرد که نیروهای سپاه و بسیج در سرکوب گسترده اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد مشارکت داشتند و گفت که این نیروها «با تدبیر، ثبات قدم، اعتماد به نفس بالا و امید زیاد در میدان» حاضر شدند.

در جریان اعتراضات پارسال که دامنه آن تا به امروز در مقاومت زنان و دختران ایرانی در برابر حجاب اجباری حکومت جمهوری اسلامی ادامه دارد، صدها تن به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شدند و ده‌ها هزار نفر نیز بازداشت شدند.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران به مانند فرمانده سپاه پاسداران از این اعتراضات به عنوان «فتنه» و «اغتشاش» نام برده و مدعی هستند که «دشمنان» جمهوری اسلامی در این اعتراضات دست داشتند.

از آن زمان، علاوه بر این اعتراضات، دامنه مشکلات و نارضایتی‌های اقتصادی، کمبود آب، تخریب بیشتر محیط زیست و تحریم‌های بین‌المللی گسترده‌تر شده و اعتراضات صنفی و کارگری را به دنبال داشته است.

حسین سلامی در بخش دیگری از اظهارات روز سه‌شنبه خود، این اعتراضات را برای جمهوری اسلامی «تلخ» خواند، ولی مدعی شد که «فتنه» سال قبل «درس‌ها و نبردهای بزرگی برای ما داشت و اگر ما می‌خواستیم چنین فتنه‌ای را با تمام ابعادش در کتاب یا مقالاتی مطالعه کنیم، نمی‌توانستیم به آن دسترسی پیدا کنیم، اما در این فتنه آن را کامل و جامع دیدیم».

در این اعتراضات که نقاط زیادی از کشور را درگیر خود کرد، معترضان ضمن «خون‌خواهی» برای جان‌باختن مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله سقزی، در بازداشت گشت ارشاد، علیه مقام‌های جمهوری اسلامی بویژه آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، شعار داده و سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی حکومت را رد کردند.

اوج مخالفت‌ها با حکومت جمهوری اسلامی در این اعتراضات که همچنان ادامه دارد، در مبارزه علیه حجاب اجباری نمایان شد، به گونه‌ای که هم‌اکنون بسیاری از زنان و دختران نه تنها آن را کنار گذاشته‌اند بلکه تصاویر مربوط به آن را نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند.

این اقدامات سبب شده که نهادهای مختلف جمهوری اسلامی تلاش کنند با تصویب قوانین، پلمب کردن کسب‌وکارها، مسدودسازی وبسایت‌ها و پرونده‌سازی برای طرفداران حجاب اختیاری، با این موج مقابله کنند.

مجلس یازدهم که ماه‌های آخر دوره خود را سپری می‌کنند، موضع شدیدتری گرفته و لایحه «حجاب و عفاف» دولت را که «فقط ۱۵ ماده» داشت دچار تغییرات اساسی کرد و مفاد آن را به «۷۰ ماده» افزایش داد.

زهره سادات لاجوردی، دبیر کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، در این زمینه گفت: «لایحه دولت در خصوص حجاب و عفاف فقط ۱۵ ماده داشت و فقط جرم انگاری داشت و بازدارنده هم نبود. به همین دلیل تغییراتی اساسی در لایحه ایجاد کردیم و به ۷۰ ماده رسید».

این لایحه که مورد مخالفت حقوقدانان و کارشناسان قرار گرفته، جریمه‌های سنگینی برای مخالفان حجاب اجباری در نظر گرفته است تا به ادعای آن، «فرد دوباره اقدام به بی حجابی نکند».

دبیر کمیسیون فرهنگی مجلس ضمن اینکه می‌گوید «تقریباً با ۸۰ درصد لایحه» موافق است، ولی انتقاد کرده که «۱۰ ماه سکوت کامل در مقابل بی حجابی داشته‌ایم و اگر به یکباره بخواهیم تمام جرایم این لایحه را به قوه قضائیه ارسال کنیم حجم پرونده‌ها افزایش می‌یابد».

او افزوده که «برای حل این مشکل پیشنهاد داده‌ایم که در ابتدا نیروی انتظامی جمهوری اسلامی با این مسائل برخورد کند نه قوه قضائیه».

نیروی انتظامی در حالی قرار است دوباره مسئولیت برخورد با مخالفان حجاب اجباری را برعهده گیرد که مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد این نیرو در شهریور پارسال، جرقه اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» را رقم زد.

بر اساس گزارش سپاه نیوز و رادیو فردا/ک.ر

No responses yet

Dec 27 2022

گزارش اختصاصی؛ خامنه‌ای اشتری را توبیخ کرد، بحران روحی شدید در نیروی انتظامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,بسیج,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,درگیری جناحی,سپاه,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


منابع خبری ایران اینترنشنال گفته‌اند علی خامنه‌ای به تازگی حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی را به خاطر نقش ناکارآمد او در ماه‌های گذشته با لحنی بسیار تند توبیخ کرده. یک منبع در داخل نیروی انتظامی گفته بحران روحی شدید به صفوف پلیس سرایت کرده است.
گزارشی از مجتبا پورمحسن

No responses yet

Oct 21 2022

گفتگوی امجد امینی با مستقل؛ پدر مهسا امینی: دروغ می‌گویند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


مستقل: من از معاون پزشکی قانونی خواهش کردم که اجازه بده دخترم را ببینم اما اجازه نداد به او گفتم تو سوگند خوردی که حقیقت را بگویی در مورد دختر من هم حقیقت را بنویس. اما جواب معاون پزشکی قانون به من این بود «من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم به تو هم هیچ ربطی ندارد!» شما ببیند وقتی پزشکی قانونی اینگونه با من صحبت می‌کند من چگونه الان اظهاراتش را تایید یا قبول کنم؟

امیرحسین مصلی- نازیلا معروفیان
 
به گزارش سرویس سیاسی مستقل؛ چهل روز از درگذشت «مهسا امینی» می‌گذرد. دختر جوان اهل سقز که برای تفریح به همراه خانواده‌اش به تهران سفر کرده بود و با آنکه حجاب متعارفی داشته اما توسط گشت ارشاد بازداشت شد و پیکر نیمه جانش را در بیمارستان تحویل پدر و مادرش دادند.
در این مدت خشم افکار عمومی بخاطر شبهاتی که درباره چرایی فوت او مطرح است، منجر به سلسله اعتراضاتی در شهرهای مختلف کشور شد.
با این حال بجای عذرخواهی مسئول مستقیم این اتفاق، در آغازین روزها، جهت دلجویی از احساسات جریحه‌دار شده مردم، هرگونه بد رفتاری فیزیکی با مهسا را رد کرد و اخیرا نیز پزشکی قانونی دلیل مرگ او را بیماری پیش زمینه‌ای و عمل جراحی در دوران کودکی‌اش معرفی کرده است. 
حتی اگر برخورد فیزیکی با مهسا امینی صورت نگرفته باشد، باز هم مسئولیت سلامت و جان باختن افراد بازداشتی با نیروی انتظامی است و طبق قانون مجازات اسلامی ترساندن منجر به فوت افراد نیز قتل عمد محسوب می‌شود و دیه دارد؛ با این همه اصرار مسئولان مربوطه و رسانه‌هایی چون صداوسیما در این ماجرا بیش از آنکه برای اقناع افکار عمومی باشد با پاسخ به این چرایی‌ها مانند آنکه مگر حجاب این دختر جوان چه اشکالی داشته که باید بازداشت شود؟ پدر داغدار این دختر جوان را مقصر به وجود آمدن فضای ملتهب در جامعه، معرفی می‌کنند چون معتقدند که در گفتار او با رسانه‌ها و نهادهای امنیتی مانند فیلمی که اخبار ۲۰:۳۰ پخش کرد، تناقض‌هایی درباره بیماری زمینه‌ای فرزندش وجود داشته است.
به این بهانه خبرنگار روزنامه مستقل گفت‌وگویی چالشی با «امجد امینی» پدر مهسا امینی داشته تا دلیل این موضوع را که چرا به گفته مسئولان در ابتدای این ماجرا سابقه بیماری دخترش را در گفت‌وگو با رسانه‌ها کتمان کرده، جویا شویم و از واکنش ایشان به بیانیه پزشکی قانونی بپرسیم تا مخاطبان در جریان آخرین جزئیات این پرونده قرار بگیرند:

 

 آقای امینی! در بیانیه پزشکی قانونی آمده است که مهسا مورد ضرب و شتم قرار نگرفته و از طرفی به عمل جراحی او اشاره شده است، شما قبلا گفته بودید که مهسا هیچ بیماری خاصی ندارد؛ به نحوی‌که صرفا سرما خورده است چرا از روز اول نگفتید که دختر شما قبلا مورد عمل جراحی قرار گرفته بوده؟

دختر من در سن 7 سالگی عمل شد و آن عمل اصلا عمل مهمی نبود تا منجر به مرگ او پس از 16 سال شود. حتی دکتری که مهسا را عمل کرده بود هم گفت مرگ مهسا هیچ ارتباطی به عمل ۱۶ سال پیش او ندارد. این مرگ به دلیل ضربه به سر یا اتفاقی شبیه به این است. یک غده کیستی در پشت پلک سمت چپ چشم مهسا بوده که با عمل آن را بیرون کشیدند. 16 سال پیش دختر من عمل شد، عملی که بسیار ساده بود آنقدر که اصلا اهمیتی نداشت. از بعد آن عمل دختر من سابقه بیماری، جراحی یا بستری شدن را هم ندارد. برخی به عمد دروغ‌هایی درست می‌کنند که بنده به عنوان پدر مهسا تحت هیچ شرایطی نمی‌توانم آن را بپذیرم.

 

 عمل 16 سال پیش مهسا چه عملی بوده و دقیقا کدام قسمت از بدن او عمل شده است؛ پزشکان در تلویزیون گفته‌اند بخشی از سر او عمل شده است آیا سر یا بالای چشم او عمل شده است؟

دختر من 16 سال پیش یک کیست کوچک در پشت پلک چشم سمت چپش داشته که حتی پزشکش به من اعلام کرد که بسیاری از کسانیکه این کیست را دارند، بدون عمل جراحی هم می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند فقط شاید در دراز مدت چشم چپشان دچار مشکل دید شود؛ به جهت اطمینان پشت پلک چشم دخترم را عمل کردیم، همین. ما تا یکسال هم جهت چکاپ نزد پزشک می‌رفتیم که در نهایت دکترش گفت مهسا هیچ مشکلی ندارد و نیازی نیست دیگر او را به تهران بیاورید. باز هم تاکید می‌کنم که همه اظهاراتی که در خصوص عدم سلامت دختر من بیان می‌کنند صد در صد دروغ است. تمامی فیلم‌هایی که به من نشان دادند، سانسورشده بود. یک فیلمی در وزرا به من نشان دادند که در آن وقتی مهسا از هوش می‌رود، مامور زن گشت ارشاد او را روی زمین می‌کشد و کشان کشان دخترم را به اتاق می‌برد یعنی حتی به خودشان زحمت ندادند که دختر من را بلند کنند بلکه او را روی زمین می‌کشیدند! من خودم با چشمانم دیدم که خون بسیار زیادی از چشم، گوش و گردن آمده بود؛ سمت چپ بدن مهسا سیاه و کبود شده بود! سوال من این است که اگر دختر من به مرگ طبیعی مرده است چرا آثار ضرب و شتم و کبودی بر روی بدن او وجود داشت؟ من بارها این سوالم را مطرح کردم که تا به الان هیچ جوابی به من ندادند.

 

 آقای امینی! مثل اینکه شما قبل از مهسا، فرزند دیگری داشتید که فوت شده است، آیا این قضیه صحت دارد؟ برخی می‌گویند فرزند اول شما هم غده داشته است!

کاملا دروغ است؛ بله بنده یک فرزند پسر قبل از مسها داشتم که قبل از دو سالگی به دلیل «تشنج» فوت کرد اما اینکه او بیماری خاصی داشت، اصلا صحت ندارد. ماموران گشت ارشاد حتی به خودشان زحمت نداده بودند که یک نفر را همراه دختر من به بیمارستان بفرستند، تا به ما خبر دهند! پرستاران بیمارستان می‌گفتند هیچکس همراه مهسا نبود و آمبولانس هم گفته بود که این دختر را از خیابان پیدا کردیم! اگر برادرش نبود ما نمی‌توانستیم دخترم را پیدا کنیم. پزشکان بیمارستان می‌گفتند اگر فقط ده دقیقه زودتر مهسا را به بیمارستان می‌آوردند احتمال زنده ماندنش بالا می‌رفت. جالب است دختر من همان لحظه اول فوت کرده بود اما آن‌ها الکی سه روز به ما امید دادند و گفتند که زنده است! 

 

برخی ادعا می‌کنند که بیماری مهسا ارثی بوده و در خانواده سابقه داشته است!

خیر؛ بنده قویا این اظهارات را تکذیب می‌کنم. چرا من، همسرم و پسرم هیچ مشکلی نداریم؟ اصلا مهسا هم بیماری خاصی نداشته فقط یک کیست کوچک پشت پلکش داشته که جراحی کردیم و تمام شد. اینکه می‌گویند او تومور مغزی داشته کاملا دروغ است.

 

دکتر شیروانی، جراحی که مهسا را 16 سال پیش عمل کرده بود طی اظهاراتی گفته است که عمل مهسا بسیار عمل سختی بوده است، نظر شما در این باره چیست چون گفته‌های ایشان دقیقا خلاف اظهارات شماست!

 

تا جایی که می‌دانم دکتر شیروانی همواره گفته‌اند که اصلا عمل مهمی نبوده و حتی چند پزشک معتمدی که در جلسه دادگاه حضور داشتند هم این گفته را تایید کرده و تاکید داشتند که مرگ او هیچ ر بطی به عمل 16 سال پیشش ندارد. 

 

پس دلیل اظهارات دکتر شیروانی در صداوسیما چیست؟

دلیلش برای من واضح است! زیرا آقایان حتی من و برادر همسرمم را هم تهدید کردند که شما باید بیایید با صداوسیما مصاحبه کنید!

 

بحثی که الان وجود دارد این است که نهادهای امنیتی اعلام کرده‌اند که فایل صوتی‌ای از شما دارند که طبق آن شما به پزشکان گفته‌اید که مهسا قبلا عمل شده است که به دلیل حفظ حریم شخصی تا الان آن را منتشر نکرده اند، در این خصوص نظر شما چیست؟

دروغ می‌گویند؛ من چنین حرفی را به هیچکس نگفته‌ام.

 

آقای امینی! شما قبلا به مجلس برای رسیدگی به پرونده مهسا، دعوت شده بودید اما حاضر به حضور در آنجا نشدید؛ دلیلش چه بود؟

اصلا دلیلی نداشت که من به مجلس بروم. بنده در دایره جنایی شکایت خود را مطرح کردم و از همان جا هم پرونده دخترم را پیگیری می‌کنم. من می‌دانستم که رفتن من به مجلس هیچ نتیجه‌ای ندارد به همین دلیل تصمیم گرفتم که به آنجا نروم.

 

دلیل برگزاری جلسه دادگاه بدون حضور شما چه بوده است؟

قرار بود چند روز قبل از روز دادگاه به من اطلاع دهند که من هم با پزشکان و وکلا هماهنگی‌های لازم را انجام دهم اما آقایان دقیقا روز پنجشنبه حوالی ساعت ۲۰ شب با من تماس گرفتند و فقط گفتند که شنبه به دادگاه بیا بدون اینکه حتی ساعت مشخصی به من بدهند؛ من اصلا نتوانستم هیچ هماهنگی‌ای انجام دهم چون اصلا وقتی نبود.

 

 آقای امینی! مثل اینکه وقتی شما به پزشک قانونی می‌روید به شما گفته‌اند که جلسه ۴ ساعت پیش آغاز شده، آیا این قضیه را تایید می‌کنید؟

ما را نزدیک به یک ساعت منتظر گذاشتند وقتی وارد جلسه شدیم متوجه شدیم که جلسه بدون اطلاع ما چندین ساعت زودتر شروع شده بود.

 

باتوجه به گزارش دو روز گذشته پزشکی قانونی و تکذیب ضرب و شتم مهسا توسط پلیس گشت ارشاد، قدم بعدی شما برای رسیدن به مطالباتتان چیست؟

فعلا مشخص نیست اما بنده به هیچ عنوان نظر پزشکی قانونی را قبول ندارم. من روزی که خواستم جنازه را از پزشکی قانونی تحویل بگیرم، اجازه ندادند من دخترم را ببینم؛ حتی یکی از پزشکان پزشکی قانونی با من درگیر شد. من از معاون پزشکی قانونی خواهش کردم که اجازه بده دخترم را ببینم اما اجازه نداد به او گفتم تو سوگند خوردی که حقیقت را بگویی در مورد دختر من هم حقیقت را بنویس. اما جواب معاون پزشکی قانون به من این بود «من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم به تو هم هیچ ربطی ندارد!» شما ببیند وقتی پزشکی قانونی اینگونه با من صحبت می‌کند من چگونه الان اظهاراتش را تایید یا قبول کنم؟ من به هیچ وجه اظهارات و گزارشات پزشکی قانونی را نه قبول میکنم نه تایید. 

 

دقیقا چه زمانی به شما گفتند که هر چه دلمان بخواهد می‌نویسیم؟

وقتی جنازه را به سمت کالبد شکافی بردند این حرف را زدند! حتی من از آن پزشک عکس گرفتم و به دادستانی نشان دادم.

 

با این اتفاقات حرکت بعدی شما برای مطالبه علت مرگ دخترتان چیست؟

اصلا مشخص نیست. فعلا وکلا درخواست تشکیل یک جلسه دیگر را داده‌اند تا هم آن‌ها هم پزشکان نظر خودشان را اعلام کنند؛ البته هنوز به درخواست ما هیچ جوابی به ما ندادند. از همان روز اول و با توجه به برخوردهایی که با من داشتند مشخص بود که این‌ها نمی‌خواهند به این پرونده رسیدگی کنند. بنده کاملا انتظار دروغ گفتن آن‌ها را داشتم مگر پس از 9 روز جنازه خانم نیکا شاکرمی را تحویل خانواده‌اش ندادند؟ فقط می‌خواهند لاپوشانی کنند؛ اما بنده به عنوان پدر مهسا به هیچ عنوان نمی‌توانم نظر پزشکی قانونی را قبول کنم. 

 

الان پزشکان معتمدی که مورد تایید شما هستند، تایید کرده‌اند که عمل ۱۶ سال پیش مهسا هیچ ربطی به مرگش نداشته است؟

همه پزشکان به ویژه دکتری که ۱۶ سال پیش مهسا را عمل کرده است، تایید کرده‌اند که مرگ مهسا هیچگونه ارتباطی به جراحی سالهای پیش او ندارد. تا زمانی که 10 پزشک معتمد ما نظر خودشان را مطرح نکنند بنده به هیچ عنوان گزارش پزشکی قانونی را قبول ندارم.

 

آقای امینی! بر چه اساسی می‌گویید که نظر پزشکی قانونی را قبول ندارید؟

دلیل از این محکم‌تر که معاون پزشکی قانونی به من می‌گوید که من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد می‌نویسم و به تو هیچ ارتباطی ندارد؟! حتی آقایان با نیروی انتظامی سقز تماس گرفته‌اند و آن‌ها به همسایه‌های ما گفته‌اند که شما بگویید که مهسا امینی مقابل بیمارستان کسری در تهران خودکشی کرده است!

 

شما پیشتر تقاضای دریافت فیلم دوربین‌های داخل ون را داشتید، بالاخره داستان به کجا رسید؟ 

دخترخاله مهسا در حضور مرجع قضایی شهادت داد که مامور گشت ارشاد به او گفته است که نزدیک ون نیاید چون اگر تصویر او هم ضبط شود مجبور می‌شوند او را هم بازداشت کنند. اگر واقعا دوربینی بر لباس یا در داخل ون وجود نداشته چرا چنین دروغی را به دختر خاله اش گفتند؟! از سویی دیگر، وقتی درخواست بررسی دوربین‌های داخل ون را کردم به من گفتند در همان حین شارژ دوربین‌ها تمام شده بود و دوربین نتوانسته لحظاتی که مهسا داخل ون بوده است را ضبط کند. شواهد نشان می‌دهد اتفاقا در داخل ون دوربین وجود داشته و تمام دقایقی که دختر من داخل ان ماشین بوده، ضبط شده است. به گفته چند دختری که در داخل ون همراه مهسا بودند و به بیمارستان آمده بودند، مهسا به ماموران گفته بود که خواهش می‌کنم من را ول کنید، من اینجا غریب هستم برادرم سنش کم است گم می‌شود اجازه دهید من بروم که در همان حین ماموران گشت ارشاد شروع به کتک زدن مهسا در داخل ون کردند.

دخترانی که داخل ون بودند توانستند در دادگاه شهادت دهند؟

دادگاه به ما گفت که آن چند دختر را احضار کرده است اما براساس اولین برخوردی که من با آن دختران داشتم متوجه شدم که آن‌ها بسیار می‌ترسیدند که اگر بیایند شهادت دهند مشکل امنیتی برایشان پیش بیاید و متاسفانه اجازه ندادند که بنده اسمی از آن‌ها ببرم.

آقای امینی! آیا صداوسیما تا به الان برای مصاحبه با شما تماس گرفته است؟

این را هم بگویم صداوسیمای جمهوری اسلامی آخرین رسانه‌ای بود که با من تماس گرفت که من صراحتا به آن‌ها گفتم که تحت هیچ شرایطی با صداوسیما مصاحبه نمی‌کنم؛ بعد سه هفته به من زنگ زدند و انتظار داشتند حرف بزنم! به آن‌ها گفتم اصلا چه دلیلی دارد با شماها مصاحبه کنم؟

 

صداوسیما از شما می‌خواست چه بگویید؟

اصلا اجازه حرف زدن به صداوسیما را ندادم تا بخواهند درخواستی داشته باشند.

No responses yet

Oct 16 2022

کریستین شولت هنرمند معروف تاتر فرانسه در سالن تاتر پاریس در حمایت از زنان ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,هنر

No responses yet

Oct 15 2022

اختصاصی رادیو فردا؛ اتحادیه اروپا چهار نهاد و ۱۱ مقام ایران را در واکنش به سرکوب اعتراضات تحریم می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: اتحادیه اروپا روز دوشنبه ۲۵ مهرماه چهار نهاد و ۱۱ مقام بلندپایه نظامی و امنیتی ایران را به دلیل نقش آنها در سرکوب گسترده اعتراضات مردمی تحریم می‌کند.

بر اساس پیش‌نویس تحریم‌های جدید که رادیو فردا نسخه‌ای از آن را مشاهده کرده است، تحریم‌ها علیه پلیس امنیت اخلاقی، بسیج مستضعفین، قرارگاه دفاع سایبری سپاه پاسداران و فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران اعمال خواهد شد.

در این سند نام ۱۱ مقام ارشد امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی نیز ذکر شده که مشابه فهرست تحریم‌های اخیر ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و کانادا علیه افراد دخیل در سرکوب گسترده اعتراضات است.

در میان این افراد نام احمد میرزایی، رئیس گشت ارشاد تهران و محمد رستمی، رئیس پلیس امنیت اخلاقی انتظامی جمهوری اسلامی به جشم می‌خورد.
در صورت تصویب تحریم‌ها در اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا که روز دوشنبه ۲۵ مهرماه در لوکزامبورگ برگزار می‌شود، ورود این افراد به اتحادیه اروپا ممنوع و دارایی‌های آنها بلوکه خواهد شد.

این سند علت تحریم افراد و نهادهای یادشده را کشته شدن مهسا امینی دختر ۲۲ ساله سقزی در بازداشت گشت ارشاد، سرکوب زنانی که مایل به تبعیت از قوانین حجاب در ایران نیستند، خشونت و تبعیض جنسیتی علیه زنان، سرکوب خشونت‌بار اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی، قطع گسترده اینترنت در کشور و بازداشت‌های خودسرانه عنوان کرده است.

در همین زمینه جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز جمعه ۲۲ مهرماه با انتشار توئیتی از تماس تلفنی با حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه ایران خبر داد و بر لزوم توقف سریع سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی و آزادی فوری بازداشت شدگان تاکید کرد.

وی در ادامه گفت مردم ایران حق برگزاری اعتراضات مسالمت‌آمیز و دفاع از حقوق خود را دارند.

گفت‌وگوی تلفنی آقای بورل با وزیر خارجه ایران یک روز بعد از افشای نامه تهدید‌آمیز امیرعبداللهیان به جوزپ بورل و نامه مشابهی که توسط غلامحسین دهقانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در بروکسل، به دیپلمات‌های اروپایی ارسال شده، انجام می‌شود.

نشریه پولیتیکو می‌گوید ایران در هفته جاری با ارسال نامه‌ای خصوصی به گروهی از دیپلمات‌های اروپایی، آن‌ها را به‌دلیل تلاش برای تصویب تحریم‌های حقوق بشری علیه تهران به خاطر سرکوب مرگبار اعتراضات مردمی تهدید کرده است.

این گزارش که روز پنج‌شنبه ۲۱ مهر منتشر شده است، می‌افزاید ایران تهدید کرده که تصویب تحریم‌ها می‌تواند روابط اتحادیه اروپا با ایران را به هم بزند.
با استفاده از سند اتحادیه اروپا و گزارش‌های رادیو فردا؛ د.خ/س.ن

No responses yet

Oct 10 2022

دولت بریتانیا «پلیس امنیت اخلاقی ایران» و دو فرمانده ارشد آن را تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,تحریم,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد موجب بروز اعتراضات فراگیری در ایران و سایر کشورهای جهان شد
ارسال

دولت بریتانیا روز دوشنبه ۱۸ مهر «پلیس امنیت اخلاقی ایران» موسوم به گشت ارشاد، را همراه با احمد میرزایی، رئیس گشت ارشاد تهران و محمد رستمی، رئیس پلیس امنیت اخلاقی انتظامی جمهوری اسلامی تحریم کرد.

دولت بریتانیا در بیانیه‌ای گفته که «پلیس امنیت اخلاقی از تهدید به بازداشت و خشونت برای کنترل لباس زنان ایرانی و نحوه رفتار آن‌ها در اماکن عمومی استفاده کرده است».

بریتانیا همچنین غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج، حسن کرمی، فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی و حسین اشتری، فرمانده کل نیروی انتظامی، را به‌دلیل «نقض جدی حقوق بشر» در ایران تحریم کرد.

این کشور می‌گوید نیروی بسیج، یگان ویژه ناجا و پلیس ایران در سطحی وسیع‌ نقشی محوری در سرکوب اعتراضات اخیر در ایران و همچنین اعتراضات مربوط به افزایش قیمت بنزین در آبان سال ۹۸ داشته‌اند.

در پی قتل مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله سقزی در بازداشت گشت ارشاد، اعتراضات گسترده‌ای شهرهای مختلف ایران را فرا گرفته که با سرکوب خونین نیروهای انتظامی و امنیتی مواجه شده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز روز ۱۴ مهر گروهی از مقامات امنیتی جمهوری اسلامی ایران را تحریم کرد.

جیمز کلورلی، وزیر خارجه بریتانیا، با اشاره به مرگ خانم امینی و اعتراضات در ایران، گفت که کل نهاد پلیس امنیت اخلاقی همراه با فرماندهان ارشد آن را تحریم کردیم تا پیام روشنی به مقامات ایران فرستاده باشیم: «ما شما را به خاطر سرکوب زنان و دختران و خشونت شوکه‌کننده‌ای که علیه مردم خود اعمال کردید، مواخذه خواهیم کرد».

در این میان اتحادیه اروپا نیز در نظر دارد که دوشنبه هفته آینده در جریان اجلاس وزیران خارجه کشورهای عضو، تحریم‌ها علیه عاملان سرکوب زنان و اعتراضات مردمی ایران را بررسی کند.

اخیرا کانادا نیز تحریم‌های مشابهی علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرد و ورود ۱۰ هزار عضو سپاه پاسداران به این کشور را ممنوع و دارایی‌های احتمالی آن در کانادا را مسدود کرد.

بر اساس تحریم‌های روز دوشنبه بریتانیا، افراد تحریم شده حق سفر به این کشور را نخواهند داشت و دارایی‌های احتمالی آن‌ها در بریتانیا مسدود خواهد شد.

هفته گذشته نیز کاردار سفارت ایران در بریتانیا در واکنش به سرکوب خونین اعتراضات به وزارت خارجه انگلیس احضار شد.
با استفاده از گزارش خبرگزاری رویترز و سایت رادیو فردا/د.خ/ک.ر

No responses yet

Oct 10 2022

ایران در دوران «پسا مهسا»؛ معترضان چه دادند و چه گرفتند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


بی‌بی‌سی: در آغاز هفته چهارم اعتراض‌های خیابانی هستیم. مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی صحبت از پایان درگیری‌ها و برقراری آرامش می‌کنند ولی آنچه در خیابان‌ها، دانشگاه‌ها و مدارس می‌گذرد، نشانه آرامش و فروکش کردن اعتراضات نیست. تا اینجای کار برای معترضان دستآوردهای بزرگی داشته که از همین حالا می‌توان «جوانه»های آن را دید و لمس کرد.

اگر تا دیروز صحبت از نسلی می‌شد که برای«پول توجیبی» وابسته به پدر و مادران‌شان هستند، امروز به قول یک استاد اقتصاد شاهد نسلی هستیم که «قدرتمندانه برای خودش رهبر خلق می‌کند، اندیشه خلق می‌کند و راهکار خلق می‌کند، ‏نیازی به رهنمودِ روشنفکران فرسوده و دانشگاهیان بی‌عملی چون من ندارد».

محسن رنانی در یادداشتی با عنوان «یک تار مو» می‌گوید «می‌توان امروز ‏بدون لکنت گفت این نظام دارد شکست می‌خورد چون هیچگاه تئوری شکست نداشته ‏است».

شوک بزرگ
در سال‌های گذشته، هر وقت صحبت از زمینه‌های سقوط جمهوری اسلامی شده، گفته می‌شد «شانس بزرگ» حکومت ایران این است که آلترناتیو قوی ندارد و گروه‌های مخالفی که بیرون از ایران هستند، توان جریان سازی و هدایت مردمی به شکل گسترده ندارند.

آنچه امروز در خیابان‌های ایران رخ داده به باور کارشناسان یک « شوک بزرگ» به حکومتی است که شاید تصور نمی‌کرد رقیبش جوانان و نوجوانان مدرسه و دانشگاه باشند و پایه‌های نظام را به لرزه درآورند.

البته به نظر نمی‌رسد حکومت چنین برداشتی از تحلیلگران را قبول داشته باشد. هفته گذشته آیت‌الله خامنه‌ای در دانشکده افسری، حضور نوجوانان و جوانان در خیابان‌ها را به سطح نازل و کم اهمیتی چون «برنامه‌های اینترنتی»، «هیجانی‌ و احساساتی‌» تفسیر کرد و گفت «همه‌ اینها، در مجموع، عده‌ بسیار کمی در مقابل ملت ایران و جوانان مؤمن و غیور ایران اسلامی هستند». او گفت واکنش‌ها و حمایت‌های هنرمندان و ورزشکاران از معترضان«بی‌ارزش» است و « هیچ اهمیت ندارد».

با وجود بی‌اهمیت خواندن اعتراضات، دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با نظامیان در دانشکده افسری در میانه زد و خوردهای خیابانی و سرکوب دانشجویان معنای خاصی داشت. او می‌توانست با فعالان سیاسی و دانشگاهی دیدار کند ولی به نظر ترجیح داد که مثل گذشته از نظامیان حمایت کند و پشتوانه آنان را به مخالفان نشان دهد.

آغاز رنسانس ایرانی؟
جان باختن مهسا امینی، جرقه‌ای بر خرمن انتظارات مردم از حکومت شد. حالا تیغ قدرت، توان مقابله با روسری‌های افتاده را ندارد وبه نوعی ایران وارد دوره «حجاب اختیاری» شده‌ است. شمار کسانی که روسری‌ها را از سر برداشتند و در آتش ریختند آنقدر زیاد است که آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی اخیرش از کنار این اتفاق بزرگ، گذشت و ترجیح داد حرفی نزد.

او در اسفند سال ۱۳۹۶ در واکنش به برداشتن روسری در اعتراضات دی‌ماه گفته بود «اینکه ۴ دختر فریب بخورند و روسری بردارند، مسئله‌ای کوچک و حقیر است».

وحید اشتری، فعال اصولگرای عدالت‌خواه در توئیتر نوشته دوران حجاب اجباری تقریبا تمام شده است و در دوران «پسا مهسا» هستیم: «‌گول تحلیل‌گران پیزوری که خبر از یک پیروزی بزرگ و سربلند بیرون آمدن از یک فتنه جدید را می‌دهند نخورید! زن، زندگی، آزادی به اهدافش رسید».

به نظر می‌رسد آنچه امروز در خیابان‌ها رخ داده، آغاز همان رنسانسی است که محققان وعده آن را داده بودند. محسن رنانی در اسفندماه ۱۳۹۷ گفته بود رنسانسی که در ایران به وقوع می‌پیوندد بالاتر و بهتر از رنسانس اروپا است. او گفته بود «رنسانس اروپا جدایی دین از سیاست بود ولی در رنسانس ایران جدایی ایمان از شریعت اتفاق افتاده که خیلی جلوتر از سکولاریسم اروپا است».


محسن رنانی، استاد اقتصاد گفته است «می‌توان امروز ‏بدون لکنت گفت این نظام دارد شکست می‌خورد چون هیچگاه تئوری شکست نداشته ‏است»

نسلی از جنس آگاهی
صحبت از انقلاب رسانه، عصر اطلاعات و فن‌آوری تازگی ندارد. در ایران به طور عملی و محسوس، فقط با بخشی از کارکرد آن روبرو بودیم. بطور معمول وقتی صحبت از نسل جدید و رسانه می‌شود، جوانان و نوجوانانی به تصویر کشیده می‌شوند که خیره در یک گوشی تلفن همراه یا تبلت و رایانه، مشغول چت کردن، بازی کردن و دیدن فیلم و سریال است.

بیشتر نگرانی‌ها و انتقادها از نسل نوجوان این بود که تحرکی ندارد و لیوان آب را هم باید به دست‌شان بدهی و اگر والدین غذایی به آنها ندهند ممکن است جانشان را هم بر سر همان شرایط سرگرمی بگذارند.

حالا که جوانان و نوجوانان به صحنه آمده‌اند، بخش اصلی تحلیل افراد نزدیک به حکومت و مسئولان ارشد نظام همچنان برپایه این است که آنهایی که به خیابان آمدند تحت تاثیر بازی‌های «اکشن رایانه‌ای» قرار گرفته‌اند و نظام آموزشی باید «پاکسازی» شود.

آنچه در روزهای اخیر اتفاق افتاد، رونمایی از یکی از کارکردهای رسانه و شبکه‌های اجتماعی بود که جایگزین حزب و رهبران گروه‌های سیاسی شده است.

این جنبه از کارکردهای رسانه‌های جدید، در اعتراضات ایران در سال‌های ۸۸، ۹۶ و ۹۸ به چشم می‌خورد اما این بار به شکل و شمایل تازه و در کالبد نسل دهه هشتادی ظهور و بروز کرده است.

در این سال‌ها وقتی کسانی مانند آیت‌الله خامنه‌ای صحبت از «ول بودن» و «بی‌بند و باری» در فضای مجازی می‌کند بیشتر معطوف به چرایی در اختیار نبودن نبض این جریان از نظر سخت افزاری و نرم افزاری است و کمتر به این نکته توجه می‌شود که با وجود کنترل همه جانبه فضای مجازی، فیلتر کردن واتس‌آپ و اینستاگرام، شبکه‌های اجتماعی قادرند یک شهروند منفعل و غیرحساس را به فرد فعال «آگاه» و مسئولیت‌پذیر تبدیل کند.

آنچه در جریان جان باختن مهسا امینی در ایران و جهان اتفاق افتاد از جنس آگاهی و خارج کردن انسان‌ها از دایره «فردیت» بود و نه تنها ایران بلکه کشورهای دنیا را به حرکت درآورد و شبیه به معجزه‌ای است که «پیامبر» آن را می‌توان شبکه‌های اجتماعی دانست.

جمهوری اسلامی در چهل و سه سالی که از عمرش می‌گذرد چنین شرایطی را (اگر بحران تقاضا بنامیم) تجربه نکرده بود و حکومت هم اکنون با ملتی روبروست که علاوه بر مسایل معیشتی و نان، بیش از گذشته دغدغه آزادی‌های اجتماعی بخصوص حقوق زنان دارد و مطالبات جدید، خواسته‌ای نیست که حکومت در صورت سرکوب اعتراضات، بتواند آن را نادیده بگیرد. در بعد خارجی نیز تاثیر زیادی برجا گذاشته و سران کشورهای جهان را مجبور کرده تا با این حرکت اعتراضی همراه شوند.

انقلاب افقی
سوال می‌شود نوجوانان و جوانانی که به خیابان آمدند رهبرشان کیست و اعتراضاتی که به اصطلاح «سر» نداشته باشد محکوم به شکست است.

در نظام ارتباطی امروز با شکل جدیدی از بسیج عمومی روبرو هستیم که شبکه‌های اجتماعی، رهبری اعتراضات و جنبش‌های اجتماعی و سیاسی را برعهده دارند و به گونه‌ای است که یک ایده یا فکر از سوی یک فرد معمولی یا فعال مدنی می‌تواند با استقبال عمومی روبرو شود و تبدیل به یک جریان شود و موج عظیمی را به راه بیندازد.

به عبارت دیگر جنبش‌های «عصر ارتباطات» نیازی به رهبری رسمی و مرکز فرماندهی به شکل عمودی برای ابلاغ دستورات ندارد و تعاریف سنتی از سازماندهی تغییر کرده و آنچه در اعتراضات ایران مشاهده می‌شود نمونه بارز چنین جریانی است و حکومت نمی‌داند چه کسانی را تحت فشار قرار دهد.

به عنوان مثال در جریان اعتراضات اخیر، فردی به نام مهدی ناصری، ۱۲۰۰ توییت که از نقل قول‌ها و پیام‌های بی نام و نشان بود، در فایلی به نام «برای» جمع کرد و از هنرمندان، شاعران، قصه نویسان و مترجمان خواست تا روایت جدیدی از این پیام‌ها برای مردم داخل و خارج خلق کنند. آقای ناصری گفته بود «دست هر هنرمندی که بتونه ازش روایت و اثر هنری تاثیرگذاری خلق بکنه، می‌بوسم».

از دل چنین نوشته‌هایی، ترانه اعتراضی «برای …» تولید و منتشر شد و موتور اعتراضات را تصاعدی به حرکت در می‌آورد و ترانه تبدیل به نشانه این اعتراضات و یک اثر ماندگار تاریخی می‌شود.

از طرف دیگرهمین ترانه «برای …» الهام بخش بسیاری از هنرمندان دیگر شده است و انتظارات و خواسته‌های فراموش شده مردم از حکومت را بالا برده و لیست بلند بالای خواسته‌های مردم همچنان رو به افزایش است.

از سوی دیگر شبکه‌های اجتماعی با وجود قطعی اینترنت، باعث تسهیل ارتباطات فردی و گروهی و برقراری ارتباط مستقیم بین مردم و معترضان شده و رسانه‌های حکومتی مانند مطبوعات و تلویزیون از این چرخه حذف یا کم اثر شده‌اند و حکومت نمی‌تواند اخبار را سانسور یا روایت خودش را یکسویه به مردم تحمیل کند.

پایان «ترس»
یکی از مهمترین شاخصه‌های این دور از اعتراضات، فرو ریختن «ترس» از دیدن ماموران امنیتی و یگان ویژه است. در اعتراضات گذشته گاهی چند مامور جمع زیادی از معترضان را به عقب می‌راندند اما تصاویر شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌ شاهدان عینی نشان می‌دهد که نوجوانان و جوانان از دیدن ماموران واهمه‌ای ندارند و در مقابل آنها می‌ایستند. در بسیاری از فیلم‌ها مشاهده شده که نیروهای یگان ویژه در مقابل معترضان مجبور به عقب نشینی‌ شده‌اند.

پراکنده بودن اعتراضات در شهرهای بزرگ مثل تهران، باعث ترس جوانان و نوجوانان نشد بلکه برگ برنده‌ای شد برای ادامه اعتراضات و خسته کردن نیروهای امنیتی و یگان ویژه. برخلاف اعتراضات سال‌های گذشته، پراکنده شدن معترضان، دستگاه سرکوب را در خاتمه دادن اعتراضات ناتوان کرد به گونه‌ای که در سوم مهرماه، در دیدار رئیس قوه قضاییه از مقر فرماندهی یگان امداد فراجا، صحبت از «بی‌خوابی و خستگی» نیروها به میان آمد.

از طرف دیگر ماموران حکومت در این سال‌ها علاوه بر شلیک به معترضان، اقدام به رعب و وحشت در بین خانواده‌های کشته شده و معترضان کرده‌اند. در هر دوره بخصوص مادرانی بودند که سکوت نکردند و در مقابل این فشارها ایستادند. در این دور از اعتراضات نیز بیش از گذشته، خانواده‌ها و به ویژه مادران تسلیم این تهدیدها نشده‌اند.

به عنوان مثال در مورد نیکا شاکرمی، قوه قضاییه به همراه تمام رسانه‌های حکومتی تلاش کرد تا به قتل یک نوجوان هفده‌ ساله، رنگ و لعاب جنایی بدهد اما با وجود اعترافات اجباری از خاله و دایی نیکا شاکرمی، مادرش با انتشار یک ویدئو، تمام این برنامه را «بی‌اثر» کرد.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .