No responses yet

Mar 24 2018

آمریکا، یک موسسه و ۱۰ ایرانی را به اتهام حملات سایبری تحریم کرد

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,تحریم,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


رادیوفردا: دولت آمریکا روز جمعه سوم فروردین یک موسسه و ۱۰ ایرانی را به اتهام هک کردن صد ها دانشگاه آمریکایی و بین المللی مورد تحریم قرار داده است.

وزارت خزانه داری آمریکا این نهاد و ۱۰ ایرانی را به هک بیش از ۳۱ ترابایت اطلاعات دانشگاهی از ۱۴۴ دانشگاه آمریکایی و ۱۷۶ دانشگاه بین المللی در ۲۱ کشور متهم کرده اند.

راد روزنشتاین، معاون دادستان کل آمریکا، در یک کنفرانس خبری گفته است، اطلاعات به سرقت رفته از دانشگاه های آمریکایی معادل سه میلیارد و ۴۰۰ دلار به این دانشگاه ها خسارت وارد کرده است.

معاون دادستان کل آمریکا اضافه کرده است:«این متهمان اکنون فراری و تحت تعقیب هستند.» وی همچنین هشدار داد که اگر این افراد به خارج از ایران سفر کنند در بیش از ۱۰۰ کشور جهان با استرداد روبرو خواهند شد.

مقام های آمریکایی شرکت مبنا و ۹ نفر از کارکنان آن را متهم کرده اند که از جانب سپاه پاسداران دست به این اقدامات زده اند. این مقام ها می گویند، این افراد در موسسه «مبنا» فعالیت می کنند که طی سال های اخیر حملات سایبری انجام داده است.

وزارت دادگستری آمریکا این افراد و موسسه مبنا را به توطئه، تقلب کامپیوتر و سرقت هویت متهم کرده است.

وزارت دادگستری آمریکا گفت در این کارزار سایبری حساب ای میل بیش از ۱۰۰ هزار استاد دانشگاه در سطح جهان هدف حمله قرار گرفته و توانسته اند به هشت هزار مورد از آنها نفوذ کنند. به گفته وزارت دادگستری این گسترده ترین حمله هکرهای مورد حمایت یک حکومت بوده است.

به گفته دادستانی آمریکا هکرها در عین حال وزارت کار و کمیسیون فدرال انرژی آمریکا و سازمان ملل متحد را نیز هدف گرفته اند.

غلامرضا رفعت نژاد، احسان محمدی، سید علی میرکریمی، عبدالله کریما، مصطفی صادقی، سجاد طهماسبی، محمدرضا صباحی، روزبه صباحی، و ابوذر گوهری مقدم کسانی هستند که در این پرونده از آنها نام برده شده است.

رویترز می گوید، این چهارمین مورد طی ماههای اخیر است که دولت دونالد ترامپ یک دولت خارجی را به انجام حملات سایبری متهم می کند. در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما این بسیار نادر بود.

این خبرگزاری می افزاید،‌ هفته گذشته دولت آمریکا روسیه را به انجام حملات سایبری به شبکه انتقال برق آمریکا طی دو سال گذشته متهم کرد. واشنگتن به خاطر دخالت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ و سایر حملات سایبری به آن کشور تحریم های جدیدی در مورد ۱۹ شهروند روسیه و چند گروه و نهاد از جمله اداره امنيتی مسکو وضع کرده است.

دولت باراک اوباما در سال ۲۰۱۶ علیه هفت ایرانی به خاطر مختل کردن شبکه کامپیوتری دهها بانک آمریکایی و تلاش برای بستن یک سد در نیویورک اعلام جرم کرد.

همزمان وزارت خزانه داری آمریکا روز جمعه موسسه مبنا در ایران و بهزاد مصری معروف به «استوک وحشت» را مسئول هک کردن شبکه تلویزیونی کابلی «اچ بی او» معرفی کرد.

دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود خبر داده بود که وزارت خزانه داری آمریکا تحریم هایی علیه ایران اعمال می کند.

No responses yet

Mar 22 2018

آخوند مکار و پلید دلیل داشت وقتی سعی می کرد با ساخت سد سیوند مقبره کورش را نابود کند.

نوشته: در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


نوروز 97 پاسارگاد و تخت جمشید جایی که رژیم به وحشت افتاده

No responses yet

Mar 22 2018

شادباش نوروزی به سبک سید علی گدا: ضرب‌وشتم مسافران نوروزی در تخت جمشید

نوشته: در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Mar 19 2018

سناتور کروکر: به عقیده من، دونالد ترامپ، در ماه مه، از توافق اتمی با ایران خارج می‌شود

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی

رادیوفرانسه: باب کروکر، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا، در گفتگو با یک شبکه خبری گفته است: دونالد ترامپ در ماه مه خروج آمریکا از توافق جامع اتمی با ایران را اعلام خواهد کرد.

باب کروکر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی آمریکایی سی بی اسف با بیان اینکه آینده توافق اتمی با ایران طی دو ماه آینده مشخص خواهد شد، در عین حال تاکید کرد که به نظر من رییس جمهوری آمریکا این توافق را تمدید نخواهد کرد.

بدنبال برقراری توافق جامع اتمی میان ایران و کشورهای قدرتمند جهان، رییس جمهوری آمریکا باید هر شش ماه یکبار موافقت خود را با تمدید این توافق اعلام نماید. اما دونالد ترامپ، بارها توافق اتمی با ایران را مورد انتقاد قرار داده و تهدید کرده است که از این توافق خارج خواهد شد.

این سناتور جمهوری‌خواه تصریح کرد: اگر همتایان اروپایی ما پیشنهادات دیگری ارائه نکنند، بدون شک رییس جمهوری از توافق اتمی خارج خواهد شد.

سناتور باب کروکر، با اشاره به رایزنی‌های رهبران اروپایی در قبال ادامه توافق جامع اتمی با ایران، تاکید کرد: در عین حال من بر این باور هستم که خروج آمریکا از توافق اتمی در راستای خواسته‌های شرکای اروپایی ما نباشد.

بدنبال تهدیدهای دونالد ترامپ مبنی بر خروج امریکا از توافق جامع اتمی با ایران، کشورهای آلمان، فرانسه و بریتانیا، سه کشور اروپایی امضاکننده توافق اتمی با ایران، به رییس‌جمهوری آمریکا پیشنهاد دادند تا در قبال وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، آمریکا از این توافق خارج نشود.

No responses yet

Mar 18 2018

نماینده مجلس: معتقدم اگر یک نظامی رئیس‌جمهور شود کشور را نجات خواهد داد

نوشته: در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

الف: محمدعلی پورمختار که در مجلس نهم رئیس کمیسیون اصل 90 بود و در مجلس دهم با توصیه علی لاریجانی راهی کمیسیون حقوقی و قضایی شد ناگفته های زیادی از بررسی پرونده ها در کمیسیون اصل 90 داشت. او حتی از تهدیدهایی که شده بود سخن گفت و تعریف کرد که در جریان بررسی ها، برخی به او می گفتند مراقب باش زمانی با کامیون تصادف نکنی.

محمدعلی پورمختار در گفت‌وگو با خبرآنلاین از تهدیدها بر سر رسیدگی به پرونده‌های تخلف در کمیسیون اصل نوه روایت کرد. او همچنین علت مماشات با احمدی‌تژاد را تلاش نظام برای حفظ او معرفی کرد.

آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفت و گو است:

آقای پورمختار! شما در مجلس نهم که دور اول حضورتان در مجلس هم بود در راس یک کمیسیون حساس قرار گرفتید و به شدت هم عملکردتان حساسیت برانگیز بودید، کمیسیون اصل نود بخاطر ماهیت فعالیست کمیسیونی است که در هر صورت شما را در معرض یک سری فشارها و لابی های پشت پرده قرار می داد، حتی شما در این دوره هم گفتید که توصیه شده بودید برای حفظ جانتان دیگر به این کمیسیون نروید. شما باید خیلی خوب اینها را لمس کرده باشید. چقدر تحت فشار قرار می گرفتید یا پیشنهاد مالی یا سمت بالاتر به شما می دادند، درباره پرونده هایی که بسیاری شان با اسم چهره هایی از جمله رئیس جمهور سابق گره خورده بود؟

خوشبختانه هیچ گیری نداشتم و ندارم. چون خوشبختانه من این بداخلاقی ها را دیدم و می بینم و چه رقبای انتخاباتی و چه اشخاصی که باید پیگیری می کردیم در جهت مفاسدی که مرتکب شدند یا رفتارهای سیاسی غیرمنظم و خارج از سیاست های اصولی کشور و نظام داشتند، طبیعتا آنها هم برمی گردند به شما تنه می زنند و سعی می کنند شما را ساکت کنند یا از میدان به در ببرند، آن هم با رو کردن مثلا بعضی از رفتارهایی که غیرمنطقی بوده یا جامعه نمی پسندد یا خلاف بوده. خب من خوشبختانه در این حوزه خودداری و خویشتن داری کردم و گزکی در اختیار هیچ کس نیست که بخواهد چیزی را رو کند و الان هم همین است. گرچه در کمیسیون اصل نود نیستم ولی همان رفتارهای دوره گذشته را دارم، برهمین مبنا هیچ نگرانی ندارم، قاطعانه کار را دنبال می کنم و خیالم هم راحت است. در عین حال فشارها هم وجود دارد، آن دوره خیلی بیشتر بود، چون برآیند اقدامات کمیسیون هم به خود من برمی گشت، مضافا اینکه عمده کارهایی که در کمیسیون صورت می گرفت خودم پیشگام و پیگیر بودم، برهمین اساس تهدیدها، فشارهای مختلف، گزارش های نادرست علیه من به مراجع مختلف می دادند، امثال شورای نگهبان و مجلس و دستگاههای دیگر برای اینکه بتوانند ذهنیت منفی درست کنند.

مصداقی می گویید؟

نمی خواهم اسم ببرم.

مثلا در پرونده آقای احمدی نژاد چقدر تحت فشار بودید؟ چون پرونده در دوره شما به جایی رسید.

فی المجموع همه اینها بود و در بخش های مختلف هم مطرح و دنبال می شد و ادامه دار هم بود. مهمتر از همه اینها من که به هیچ وجه اهل ترس نیستم و این در وجود من است و فکر کنم ناشی از حضور من در سن 18سالگی در جبهه های جنگ است که از روزهای اول جنگ پیشگام بودم و تا آخرین روزها هم آنجا بودم و به همین مناسبت هیچوقت نترسیدم و همان هم روحیه این چنینی در این کسوت هم برای من ساخته. برای همین نگران نبودم که من را بزنند، بکشند، شهید کنند…

در این حد هم تهدید شده بودید؟

بالاخره خیلی ها به من غیرمستقیم می گفتند مواظب باش که در رفت و آمد یک باره یک کامیون از رویت رد نشود. چون من تا امروز هم، راننده نگرفتم و تنها رفتم و تنها آمدم و از این جهت هم نگران این موضوعات نیستم ولی رفتارهایی که وجود داشته و الان هم وجود دارد، موجب شده که نمایندگان هم یک مقدار نتوانند آزادانه وظیفه شان را انجام دهند، اینها یکی از دلایل کاهش کارایی مجلس به شمار می رود. غیر از آن بخشی که ممکن است نخواهند نظارت یا پیگیری و برخوردی کنند یا براساس رفاقت یا براساس نیاز، نه نیاز شخصی که نیاز منطقه.

متاسفانه مجموعه نمایندگان شهرستان ها دچار مصیبت و بلیه ای هستیم و آن اینکه باید در منطقه کار اجرایی کنیم از حل مشکلات شخصی تا مشکلات عمومی از آب و برق و گاز و آسفالت و بهسازی و ایجاد اشتغال و توقع اینکه کارخانه بسازیم یا پاساژ بسازیم و … فلذا مجبوریم با دستگاههای اجرایی تعامل داشته باشیم. این را به تجربه می گویم، الان هم شاهدش هستیم، هر جا که نقد، پیگیری، تحقیق و تفحص یا سوالی بوده از آن سو هم عکس العمل در محدودسازی این کار بوده. راه حل و راهکارش این است نمایندگان برای اینکه به وظایف اصلی و اصولی خودشان بپردازند و مخصوصا در حوزه نظارت که خیلی ضعیف الان عمل می کنند، این است که از قید و بندها خارج شوند و یک راهکار اصلی استانی شدن است. اگر استانی شود که امیدوارم ظرف یکی دو سال آیینده که انتخابات بعدی هست ما بتوانیم این کار را انجام بدهیم، بار عمده ای از این موضوع از دوش نمایندگان برداشته می شود،

مسوولان اجرایی خودشان باید پاسخ بدهند و پیگیر باشند و مجلس و نمایندگان بتوانند با تحقیق و پژوهش قوانین درست و کارآمدی را تصویب کنند و هم اینکه نظارت درستی داشته باشند که مشمول تحریم نشوند.

یعنی شما امیدوار هستید که به سمت انتخابات استانی پیش برویم. برخی معتقدند بهترین حالت این است که ما به سمت یک مجلس راهبردی پیش برویم چرا که الان مجلس آنقدر درگیر مسائل منطقه ای است نمی تواند به مسائل کلان برسد. یعنی به جای استانی شدن، چیزی شبیه مجلس سنای پیش از انقلاب ایجاد کنیم؟

دیدگاههای مختلفی وجود دارد. این دیدگاه را هم در نماینده ها می بینیم ولی من اعتقاد دارم می توانیم بدون اینکه نیاز به اصلاح قانون اساسی داشته باشیم که بخواهیم مجلس دومی را تاسیس کنیم، از ظرفیت شوراها باید استفاده کنیم. ما می توانیم شوراهای استان ها و شهرستان ها را به مجالس محلی تبدیل کنیم. آنها اختیارات بیشتری داشته باشند کما اینکه در قانون اساسی چنین اختیاری داده شده که مصوبات شوراها، باید توسط استاندار و فرماندار و مدیران اجرا شود. این ظرفیت بالایی است ولی شوراها به لحاظ اینکه مسائل حاشیه ای در این 4دوره بر آنها عارض شده و ضعف رفتاری که داشتند و ضعف تصمیم گیری ها، یک مقدار کنار زده شده اند و این ناخواسته اتفاق افتاده. کسی هدف نداشته آنها را کنار بگذارد ولی رفتارهای خودشان باعث شده اعتماد نسبت به شوراها کاهش پیدا کند. اگر ما شوراها را تقویت کنیم و تبدیل به مجالس محلی و استانی شود و کار قانونگذاری هم داشته باشند، منتهی نه قانون گذاری مصطلح، بلکه برای حل مشکلات استان و شهرستان، می تواند جایگزین کارهای ما نماینده ها شود که الان گرفتار آن هستیم. این نزدیک ترین راه است.

آقای پورمختار! سال 88 که خیلی از اصولگراها پشت آقای احمدی نژاد بودند شما جایی گفته اید که به ایشان رای ندادید، این یعنی به آقای رضایی خیلی اعتقاد داشتید یا اعتقادی به احمدی نژاد نداشتید؟

من به لحاظ شناختی که از محسن رضایی داشتم ایشان را یک آدم استراتژیست و دارای تفکر می دانم و برهمان مبنا اعتقاد دارم که اگر ایشان رئیس جمهور می شد نه به لحاظ تعصب نظامی گری و پاسداری، بلکه به خاطر شخصیت خودش، با همین نگاه به ایشان رای دادم و روی همین اساس ولی خب دیدگاهی که وجود دارد و بعضا هم رسانه ها این را تشدید می کنند و گسترش می دهند که نظامی ها نباید رئیس جمهور شوند، من اعتقاد دارم که اگر یک نظامی رئیس جمهور شود حتما می تواند کشور را از مشکلات نجات بدهد.

یعنی باید منتظر باشیم یک نظامی رئیس جمهور شود؟

انشالله.

واقعا احمدی نژاد چقدر برای نظام هزینه ساز شد؟

هزینه های احمدی نژاد بیشتر از دو سال دوم دوره آخر ریاست جمهوری اش شروع شد.

البته این توجیه برخی اصولگراهاست چون خیلی ها می گویند احمدی نژاد در استانداری و شهرداری هم همین بوده؟

من خودم تا زمانی که ایشان شهردار شد، شناختی از او نداشتم. رفتارهایش در شهرداری به اینکه با مردم و کنار مردم باشد، به جای اینکه در صف اول نماز جمعه تهران بنشیند در میان مردم بود، روحیه اش این بود و باعث شد مردم به او گرایش پیدا کنند ولی از لحاظ سیاسی و رفتاری در همین دو سال آخر ایشان به انحراف رفت و خیلی از اصولگراهایی که از او حمایت کرده بودند جدا شدند. کسانی که در کنارش ماندند با این نگاه بود که ایشان را حفظ کنند. با بعضی که صحبت می کردم می گفتند ما باید کنارش باشیم اجازه ندهیم منحرفین ایشان را از راه به در ببرند و بیشتر خرابش کنند.

نتیجه ای هم داشت؟

نه. آنها نتوانستند این کار را بکنند و احمدی نژاد الان یک راه کاملا انحرافی را طی می کند.

اینکه شما می گویید نه دور اول و نه دور دوم به او رای ندادید یعنی مطابق صحبت آقای فیروزآبادی به باطنش پی برده بودید؟

نه.

آقای فیروزآبادی می گویند ما بعدها به باطن ایشان پی بردیم.

ایشان هم درست گفته. ما همیشه به ظاهر، رفتارها، صحبت ها، اعمال نگاه می کنیم. ما که از باطن کسی خبر نداریم و مسوول نیستیم، برهمین اساس ظاهر افراد ما را به این سمت می برد که حمایت کنیم یا نکنیم.نه ایشان بلکه هر رئیس جمهوری. آقای روحانی هم خارج از این بحث نیست. ما که از باطن ایشان خبر نداریم. کسی که به او رای داده که خبر ندارد. شما از باطن من خبر ندارید ولی همین رفتار و حرف و صحبت من نشان دهنده بخشی از آن مکنونات قلبی من است ولی یک وقتی ظاهرسازی ممکن است بکنم. من معتقدم احمدی نژاد ظاهرسازی نداشت بلکه در همین دو سال آخر توسط بعضی از عواملی که در کنارش بودند اغوا شد و ایشان را منحرف کردند.

یعنی بقایی و مشایی منحرفش کردند؟

من اسم نمی آورم.

خب چرا نظام با احمدی نژادی که منحرف شده مماشات می کند؟

خیلی ها این سوال را می پرسند اگر سوال هم نکنند من در سخنرانی ها به آن اشاره می کنم. دیدگاه نظام، مخصوصا شخص مقام معظم رهبری جذب حداکثری است. بارها و بارها این را اعلام کردند و حفظ افراد و شخصیت ها در دایره نظام است و جلوگیری از سر خوردن آنها به سمت دشمنان. پس برداشت خود من این است که وقتی مقام معظم رهبری ایشان را عضو مجمع تشخیص می کند، می خواهد او را حفظ کند. یعنی این یک پیام به خود او هم هست که تو عضو مجمع هستی و در این چارچوب باید رفتارهایت را تنظیم کنی. وقتی فعلا با او برخورد نمی شود باز هم برای حفظ او است، کمااینکه با خیلی ها هم همین رفتار صورت گرفته.

یعنی نظام از احمدی نژاد نمی ترسد؟

احمدی نژاد چیزی نیست که کسی بخواهد از او بترسد.

آقای پورمختار! یکشنبه سیاه هر چقدر هم بگوییم آقای لاریجانی توانست خوب آن جلسه مجلس اداره کند ولی در نهایت یکشنبه سیاه و یک اتفاق خیلی بد در نظام بود. احمدی نژاد می تواند چنین مانورهایی دوباره در نظام بدهد؟

ممکن است نسبت به بعضی از افراد اطلاعاتی داشته باشد ولی این اطلاعات شما مطمئن باشید اگر هم افشا شود تاثیری در اصل نظام ندارد. ممکن است نسبت به بعضی افراد ذهنیت هایی را به وجود بیاورد. منتهی اساس و پایه نظام ما رهبری و ولایتش است که دوست و دشمن از او تعریف می کنند که کاملا سالم، ساده زیست و بدون هیچگونه نکته منفی یا نقطه ضعفی است. مردم هم رهبری را قبول دارند و هر وقت تقاضایی از مردم کرده و خواسته ای داشته مردم پای کار آمدند. حالا مثلا از من چیزی بگوید یا از فلان مسوول بگوید، مردم او را طرد می کنند به این سمت نمی روند که اصل نظام را تغییر دهند.

مردم می گویند شورای نگهبان در تایید صلاحیت او اشتباه کرده….

شورای نگهبان حکم به ظاهر کرده. رفتارهای ایشان در 6سال اول تحسین برانگیز بود. تقابل با دشمنان، مقاومت، روحیه خدمت، روحیه جهادی، حضور در استان ها، وزرایش را دیوانه کرده بود. بعضی ها با آن که دعوت شده بودند برای دور دوم نیامدند چون می گفتند ما نمی توانیم پا به پای ایشان کار کنیم. 4ساعت بیشترنمی خوابید، بارها و بارها به خاطر خستگی زیر سرم رفت تا حدی که خود مقام معظم رهبری به او تذکر می داد که بیشتر مراقبت کن. آن احمدی نژاد مورد تایید شورای نگهبان در 88 هم بود ولی احمدی نژاد به اعتقاد من از سال 90 منحرف شد.

خب این انحراف یک باره که به وجود نمی آید؟

چرا نیاید؟ اعتقاد کسی را کسی بدزدد، بعد بگوید من 24 میلیون رای دارم، با امام زمان ارتباط دارم و وقتی با امام زمان ارتباط دارم چه نیازی به ولایت فقیه و روحانیت دارم؟

توهم نماینده امام زمان بودن را بعضی از روحانیت اصولگرا در ایشان ایجاد کردند.

من بعید می دانم و نشنیدم که کسی چنین چیزی گفته باشد.

از تریبون نماز جمعه گفتند اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست.

درباره آقای هاشمی می گفتند.

آن که شعار مردم بود.

آنجا هم از تریبون نماز جمعه گفتند.

اینکه شما می گویید اغوا شد، شاید واقعا اینطور نبوده و آنقدر حامیانش او را بالا بردند که به آن درجه از خودشیفتگی و توهم سیاسی رسید.

همین شد دیگر. بالاخره یک تعدادی دور و اطراف آدم هستند که مدام در آتش این جهنمی که در درون انسان است که خودشیفتگی و نفس است می دمند. لذا انسان خودش باید هشیار باشد که ببیند واقعیت چیست.

پرونده های احمدی نژاد در اصل 90 چطور شروع شد و به کجا رسید؟

قبل از اینکه به این بپردازم مقایسه ای با بعضی دیگر بکنم، برادر آقای احمدی نژاد که فوت کردند رئیس بازرسی اش بود و بعدا از او جدا شد. روابط خانوادگی و برادری اش را به هم زد. شما برو در زندگیش ببین چه دارد؟ در این دو سال آخر زندگی اش داخل خانه افتاده بود و هیچ کس هم سراغش را نمی گرفت.

چه زمانی کمیسیون اصل 90 به پرونده های احمدی نژاد ورود کرد؟ شما خودتان پیشقدم بودید؟

بله.

یک سری پرونده های بقایی بود و یک سری هم برای خود احمدی نژاد.

اینها سه مورد بود.

از چه زمانی فکر کردید باید کمیسیون اصل 90 روی یک سری از رفتارهای احمدی نژاد و اطرافیانش زوم کنید؟

همان دو سال آخر گزارشاتی از بعضی از تخلفات می آمد. نه تخلفات خودش بلکه کسانی که دور و برش بودند و بر همان مبنا اینها را پیگیری می کردیم و به سازمان بازرسی ارجاع می دادیم، بخش هایی که تکمیل می شد به قوه قضاییه می فرستادیم. درباره خود ایشان هم این سه پرونده ای که مفتوح شد و به قوه قضاییه فرستادیم در همین دو سال آخر مسوولیت ایشان بود.

هنوز به سرانجامی هم نرسیده؟

نمی دانم چه شده. چند جلسه غیرعلنی هم در قوه قضاییه تشکیل شد ولی ایشان نیامد. گرچه نمایندگانی از مجلس شرکت می کردند ولی ما از سرانجامش خبر نداریم.

*در آن پرونده ها تحت فشار نبودید؟

می دانستند که من گوش به حرف کسی نمی دهم.

*مثلا آن زمانی که گفتند آقای رحیمی بین نماینده ها سکه یا کارت هدیه پخش کرد، چقدر به خاطر این موضوع پرونده ای از احمدی نژاد در کمیسیون اصل 90 بود؟ به خودتان درباره این قضیه پیشنهادی شد؟

نه در این قضایا هیچ پیشنهادی نبود که بخواهند و ما پیگیری نکنیم.

اخیرا آقای کدخدایی از واژه مهندسی انتخابات استفاده کردند و کنایه زدند که احمدی نژاد دنبال مهندسی انتخابات بوده است و …

مهندسی انتخابات این است که شما صفر تا صد کار را طرح و برنامه داشته باشی، قدم به قدم و مرحله به مرحله؛ بگویی این آقا باید نماینده مجلس یا رئیس جمهور شود. در صورتی که چنین چیزی نبود. اگر احمدی نژاد گفته شما زود تایید کنید که مهندسی انتخابات نیست.

احمدی نژاد معتقد است شورای نگهبان مهندسی انتخابات می کند. اگر در سال 88 دو نفر چنین حرفی زدند الان احمدی نژاد هم همان حرف ها را می گوید.

آنها گفتند در انتخابات تقلب شده و البته اعتراض به حقی هم درباره دخالت بعضی از اعضای شورای نگهبان و سخنرانی برای احمدی نژاد داشتند. از جمله آقای الهام که در مصلی برای احمدی نژاد سخنرانی کرد. این یک تخلف آشکار بود و نباید این کار را می کرد. چون بالاخره شورای نگهبان در مقام و مسوولیت قضاوت است لذا کسی که طرفدار باشد معلوم است که هر مساله ای که پیش بیاید نمی تواند خیلی قضاوت بی طرف داشته باشد بنابراین من اعتقاد ندارم که مهندسی می کند که چه کسی رای می آورد یا نمی آورد. روی همین مبنا اگر امروز احمدی نژاد می گوید که مهندسی شده که من نیایم این خیلی روشن است و نیاز به مهندسی ندارد. ایشان از حرف رهبری خارج شد. رهبری گفتند شرکت نکن، بعد نامه نوشت که من شرکت نمی کنم و بعد گفت نظر من امروز عوض شده، خب معلوم بود شورای نگهبان باید او را رد می کرد. اگر ایشان گوش می کرد در دوره بعد می توانست شرکت کند. مثل دیگری که اگر آن رفتارها را نمی کرد چه بسا الان رئیس جمهور بود به جای در حصر بودن.

احمدی نژاد به حصر نمی رسد؟

امام همیشه یک جمله می فرمود که ما با کسی عقد اخوت نبستیم. لذا کسی فکر نکند که رئیس جمهور بوده یا نزدیک رهبری بوده پس هر کاری می تواند انجام بدهد. احمدی نژاد هم باید به هوش باشد و توجه داشته باشد که این رفتارها نه مورد پسند و رضایت مقام معظم رهبری است و نه مردم رضایت دارند. البته یک تعدادی او را تشویق می کنند و دورش کف می زنند و االله اکبر می گویند. اینها همان چهل، پنجاه نفری هستند که هستند. ایشان باید توبه کند.

در برخی جلسات مجمع آقای احمدی نژاد غیبت داشتند الان یک احتمالی وجود دارد که می خواهند او را کنار بگذارند.

احمدی نژاد که می رود یا نمی رود بالاخره همینطوری است. روی همین اساس در دوره قبل زمان مرحوم آقای هاشمی چون با ایشان زاویه جدی داشت خیلی کم شرکت می کرد. اگر هم می آمد ساکت یک گوشه می نشست و حرفی هم نمی زد. الان شرایط فرق می کند و بیشتر شرکت می کند.

یعنی الان احساس نزدیکی به آیت الله هاشمی شاهرودی دارد؟

تقریبا. برای اینکه اعضای حقیقی مجمع را خود مقام معظم رهبری تعیین می کند پس کسی نمی تواند بگوید چه کسی صلاحیت دارد یا چه کسی باید کنار برود. اگر یک زمانی مصلحت ایجاب بکند و بحث توجه به عدم عقد اخوت حتما موجب این خواهد شد که یک تصمیم از سوی مقام معظم رهبری گرفته شود.

الان مجلس طرح اعاده اموال مسوولین بعد از 40 سال را مطرح می کند. شما خودتان حاضر هستید این کار را انجام دهید؟

بله.

خب همین الان لیست اموالتان را به ما بگویید.

بنا باشد بدهم می دهم هیچ مشکلی ندارم.

چقدر این امکان هست که برای مسوولان 40 سال اموال را بررسی کنند و مثلا یک مقداری را پس بگیرند؟

بالاخره این در طرح هست اینکه چقدر اجرایش ممکن باشد یا نباشد اما و اگر وجود دارد ولی من اعتقاد دارم این بیشتر به سال های اخیر می تواند برگردد نه 40 سال پیش. اینکه سی سال یا 25 سال پیش یک نفر وزیر یا نماینده بوده و بعد رفته پی کار اقتصادی…

No responses yet

Mar 15 2018

پیام انتصاب وزیر خارجه جدید آمریکا برای جمهوری اسلامی ایران

نوشته: در بخش: آمریکا,امنیتی,روابط بین‌المللی,سیاسی

عصر ایران: مازیار آقازاده – رییس جمهوری آمریکا دیروز با یک وزیر خارجه “سرمایه دار و اقتصادی” وداع کرد و یک وزیر خارجه ” خشن ” را به جای او گمارد. هر دو وزیر امور خارجه کابینه ترامپ در یک مساله اشتراک دارند که هر دو فاقد تجربه کار دیپلماتیک هستند اما تفاوت آنها در این است که دستکم فردی مثل “رکس تیلرسون” به واسطه سال‌ها فعالیت اقتصادی در عرصه بین‌المللی – به عنوان مدیر عامل کمپانی نفتی اکسون موبیل – تا حدودی مشق سیاست بین‌المللی کرده بود اما “مایک پمپئو” که قرار است جای او را بگیرد حتی تجربه چنین مشقی را نیز نداشته و چند دوره در کنگره و یک دوره یک ساله در سمت ریاست بزرگ‌ترین دستگاه اطلاعاتی آمریکا بوده است.

دونالد ترامپ دیروز افتخار نخستین وزیر امور خارجه برکنار شده از طریق پیام‌رسان “توییتر” را نصیب “رکس تیلرسون” وزیر امور خارجه کابینه خود کرد و این گونه به نظر می‌رسد تلافی همه اختلافات، حرف و حدیث‌ها و حواشی 14 ماه گذشته بین خود و رییس کمپانی نفتی” اکسون موبیل”را تلافی کرد.

تیلرسون به شکلی مفتضحانه از کار برکنار شد؛ تحقیری که باعث شد او دیروز به هنگام نطق کوتاهش در جمع خبرنگاران در واشنگتن نتواند آن را از واکنش‌های عصبی و چهره برافروخته خود پنهان کند.

حالا آمریکا خود را آماده آن می کند که در اقدامی کم‌سابقه و یا شاید بی‌سابقه یک سیاستمدار تندرو جنگ‌طلب فاقد سابقه کار دیپلماتیک سکان هدایت بزرگ‌ترین و مشغول ترین دستگاه دیپلماسی جهان را به دست گیرد.

“مایک پمپئو” نماینده سابق کنگره و رییس سیا در یک سال گذشته، از مدیریت مهم‌ترین دستگاه اطلاعاتی آمریکا به مدیریت بزرگ ترین دستگاه دیپلماسی جهان خواهد رسید.

مایک پمپئو

پیام انتصاب

دیدگاه‌ها و نظرات تندروانه پمپئو درباره مسایل مختلف و به ویژه درباره ضرورت “برخورد جدی و خشن با جمهوری اسلامی ایران ” بر کسی پوشیده نیست.

او قرار است مسئول دستگاه دیپلماسی آمریکا باشد در حالی که در گذشته کمتر علاقه‌ای به آزمودن مسیرهای دیپلماتیک داشته و غالبا طرفدار ایده‌های برخورد و “بزن بزن” بوده است.

پمپئو در یکی دو سال گذشته درباره ایران دو کار کم سابقه انجام داده : نخست آنکه در بحبوحه انتخابات مجلس دهم در ایران به همراه جمعی از نمایندگان کنگره با نگارش نامه ای سرگشاده ضمن ابرام بر این مساله که انتخابات در ایران غیر دموکراتیک و غیرآزاد است خواستار سفر به ایران و نظارت بر روند انجام انتخابات در این کشور شده است.

اقدام نادر دیگر او درباره ایران نگارش نامه چند ماه پیش او خطاب به “قاسم سلیمانی” فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران بوده است؛ نامه ای که ظاهرا بدون جواب مانده و حتی پمپئو خود اعتراف کرده از اینکه نامه‌اش احتمالا از سوی سلیمانی حتی باز هم نشده ناراحت نیست و او خواسته موضع آمریکا را درباره حضور ایران در عراق و سوریه به طور شفاف و بی‌واسطه به اطلاع مقامات ایران برساند.

پمپئو حتی مجاری رسمی انتقال پیام را هم کناری گذاشته و به جای ارسال نامه به مسئولان سیاسی ایران ترجیح داده یک ژنرال پرنفوذ ایرانی را مخاطب نامه قرار دهد و این گونه این پیام را نیز مخابره کند که همه کاره سیاست های منطقه ای ایران نه افرادی مثل ظریف یا روحانی بلکه نظامیانی مثل قاسم سلیمانی هستند.

این دیدگاه پمپئو و افرادی مانند او البته از دیدگاه کلی آنها درباره کشورهایی مثل ایران نشات می گیرد که معتقدند مسئولانی که با رای مردم روی کار میایند تعیین کننده نیستند.

پس از اقرار پمپئو به نگارش این نامه بسیاری از کارکنان سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به این اقدام او انتقاد کرده و این کار رییس سیا را بی سابقه دانسته اند.

پمپئو پیش از رسیدن به منصب ریاست سیا در دوران مذاکرات هسته ای با ایران نیز یکی از مخالفان سرسخت دیپلماسی با ایران و مدافع ایده حمله به تاسیسات هسته‌ای به ایران بوده است.

او بارها در اظهارنظرها و سخنرانی‌های مختلف خود رویکرد دیپلماسی در قبال ایران را زیر سوال برده و خواستار لغو برجام و شدت عمل در قبال جمهوری اسلامی ایران با عنوان” بر هم زدن توافقی افتضاح با بزرگ ترین کشور حامی تروریسم” شده است.

حالا قرار است چنین شخصیتی در بحبوحه دو انتخاب بسیار مهم برای دستگاه دیپلماسی آمریکا سکان هدایت آن را بر عهده بگیرد.

یکی از این انتخاب‌ها درباره کره شمالی و مذاکرات احتمالی در پیش رو بین رهبران ارشد دو کشور است که هنوز مکان و زمان دقیق آن معلوم نشده است.

دولت کره شمالی اخیرا با عقب نشینی در مواضع سابق خود اعلام کرده در صورت دریافت تضمین امنیتی حاضر است با عالی‌ترین مقام آمریکا بر سر میز مذاکره نشسته و درباره خلع سلاح هسته ای مذاکره کند. قرار اولیه این است که رهبران دو کشور در ماه می -2 ماه دیگر- به صورت مستقیم مذاکره کنند.

شاید ترامپ و بسیاری از دولتمردان و طرفداران او این تغییر نگرش دولت پیونگ یانگ را به حساب خود گذاشته و مدعی شوند فشارها و تهدیدهای فزاینده ایالات متحده آمریکا در قبال کره شمالی در 14 ماه گذشته در نهایت منجر به عقب‌نشینی این کشور از موضع سابق خود شده است و بر همین منوال بر این گزینه پای فشارند که اقدام مشابه علیه جمهوری اسلامی ایران نیز جواب خواهد داد. آنها ممکن است در این اندیشه باشند که با حل شدن مساله کره شمالی فضایی به غایت عالی برای زیر سوال بردن “دیپلماسی چند جانبه بین المللی منجر به برجام” فراهم می‌شود و زمینه برای برخوردهای خشن‌تر با جمهوری اسلامی ایران بهتر از هر زمان دیگری در گذشته فراهم می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران و “برجام” دومین انتخاب مهم دولت آمریکا در 2 ماه آینده است.

از زمان روی کار آمدن ترامپ و مشخص شدن ترکیب کابینه او این مساله مشخص بود که نگاه و روش‌های دولت ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران تفاوتی 180 درجه با نگاه و روش های دولت اوباما خواهد داشت و این چنین نیز شد.

حالا با راه‌یابی پمپئو به وزارت امور خارجه، وزیری در جایگاه اجرای منویات و تصمیمات دولت ترامپ در قبال ایران خواهد نشست که خود او از دوآتشه ترین مخالفان نظام جمهوری اسلامی و خواهان در پیش گرفتن رویکرد تغییر رژیم در قبال ایران است.

شاید عده‌ای بر این باور باشند که این تغییر مساله تازه ای نیست و ایالات متحده آمریکا در طی نزدیک به 4 دهه گذشته همواره کوشیده جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار قرار داده و هرجا مجالی یافته ضربه زده و در واقع به دنبال سیاست سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است؛ اما به گمان راقم این سطور تفاوت این دولت با دولت‌های پیشین آمریکا در طی 4 دهه گذشته در این است:

اولا شخص اول این دولت به رغم همه روسای سابق ایالات متحده آمریکا فردی غیر قابل پیش بینی و بدون استراتژی مشخص در سیاست خارجی است و بر این منوال اتخاذ هر تصمیم و در پیش گرفتن هر اقدامی از این دولت دور از انتظار نیست.

ثانیا این دولت رسما و علنا ابایی از اقرار به مساله تغییر رژیم در ایران نداشته و ندارد و شاید این سیاست از این پس به طور رسمی تدوین شده و مورد اجرا قرار گیرد وبدون اینکه در دالان‌ها و جلسات خصوصی مقامات اطلاعاتی و نظامی و.. بر سر آن بحث شود در جلسات رسمی دیپلماتیک و در نشست‌های خبری و رسانه‌ای مورد بحث قرار گیرد.

به نظر می‌رسد روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در آستانه ورود به پرتنش‌ترین دوران خود در 4 دهه گذشته است و چنین به نظر می‌رسد صبر طرف آمریکایی با تجربه عملکردهای 4 دهه گذشته در قبال ایران به سر رسیده و در صورت تایید سنا شخصی سکان هدایت دستگاه دیپلماسی را بر عهده خواهد گرفت که زبان دیپلماتیک را دستکم در قبال ایران نمی‌پسندد و مدافع ایده برخورد‌های سخت و حتی جنگ است.

No responses yet

Mar 13 2018

گردش مالی چند میلیاردی بازار چهارشنبه‌سوری در جیب برادران قاچاقچی

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

عصرایران: شاید یکی از سوالات این باشد که وسایل چهارشنبه سوری از کجا تهیه می‌شود. وسایلی که این روزها تقریبا در بازارهای بزرگ و کوچک قابل مشاهده است؛ از کنار خیابان‌ها و چهارراه‌های اصلی تا مترو و بازار بزرگ تهران.

در آستانه آخرین شب چهارشنبه سال بازار لوازم این شب با تقاضای زیادی همراه شده است؛ بازاری که وسایل آن تنوع زیادی دارد عمدتا به صورت قاچاق از چین می‌آید که گردش مالی چند میلیاردی دارد و متقاضیان آن هم اغلب نوجوانان هستند.

به گزارش ایسنا، با فرا رسیدن شب چهارشنبه‌سوری بازار لوازم این شب داغ شده است و متقاضیان زیادی برای تهیه این لوازم و وسایل اقدام می‌کنند، چراکه چهارشنبه سوری یکی از ایام باستانی و سنتی ایرانیان است که مراسم آن هر سال توسط بخش زیادی از مردم به ویژه جوان‌ترها برگزار می‌شود.

البته در سالیان اخیر فرا رسیدن چهارشنبه سوری همواره با نگرانی‌های زیادی روبرو است و همیشه بیمارستان‌های کشور در این شب میزبان تعداد زیادی از مجروحان و مصدومان این شب هستند؛ اتفاقی که باعث شده یک سنت قدیمی که می‌تواند موجب نشاط اجتماعی شود به یک رخداد حادثه‌ساز تبدیل گردد.

شاید یکی از سوالات این باشد که وسایل چهارشنبه سوری از کجا تهیه می‌شود. وسایلی که این روزها تقریبا در بازارهای بزرگ و کوچک قابل مشاهده است؛ از کنار خیابان‌ها و چهارراه‌های اصلی تا مترو و بازار بزرگ تهران.

یکی از مناطقی که این لوازم را عرضه می‌کند بازار بزرگ پایتخت است که دستفروشان وسایل چهارشنبه سوری را می‌فروشند. اما اصلی‌ترین منطقه‌ای در تهران که توزیع کننده این لوازم است خیابان مولوی است که به صورت عمده در آنجا قابل مشاهده است و خرده فروشان این لوازم را از این منطقه تهیه می‌کنند، برای همین معمولا این لوازم در این منطقه ارزان‌تر است.

به طور کلی لوازم چهارشنبه سوری را می‌توان به دو دسه تقسیم کرد. یکی لوازم کم خطر و بی‌خطر و دیگری لوازم پرخطر. بخش زیادی از وسایلی که دستفروشان عرضه می‌کنند شامل وسایل کم خطر و بی خطر می‌شود مانند بالن، سیگارت، سوتی، کپسول، آبشار و منور.

بعضی از این وسایل جنبه زیبایی هم دارد و در شب چهارشنبه سوری جلوه جالبی به شهر می‌دهد. بعضی دیگر هم مثل سیگارت و کپسول با اینکه خطر جدی ندارند اما سر و صدای زیادی ایجاد می‌کنند.

عمده لوازمی هم که در چهارشنبه پایانی سال استفاده می‌شود شامل همین لوازم است اما عده‌ای هم هستند که به سراغ لوازم پر خطرتر می‌روند؛ لوازمی که نه تنها صداهای گوش خراشی دارند بلکه درصد آسیب و تلفات‌ انسانی‌شان بسیار بالاست.

اکلیل سرنج که برای تهیه نارنجک های دستی استفاده می‌شود یکی از این وسایل است که در این سال‌ها حوادث زیادی آفریده است. نارنجک‌های دستی معمولا توسط افراد در زیرزمین و جاهایی مانند آن تهیه می‌شود و با توجه به اشتعال پذیری بالای این مواد، امکان انفجار آن بسیار بالاست.

عمده متقاضیان این بازار هم جوان‌ها و به ویژه نوجوان‌ها هستند؛ کسانی که به دنبال تفریح و نشاط هستند اما خیلی‌هایشان نمی‌دانند چطور انرژی‌شان را تخلیه کنند و بعضا روش‌های اشتباهی را برای این کار انتخاب می‌کنند.

البته کودکان و نوجوانانی هم هستند که با پدر و مادرشان برای خرید این لوازم به بازار می‌آیند. والدینی که می‌خواهند نسبت به وسایلی که فرزندانشان می‌خرند نظارت کنند و حتی خودشان در شب چهارشنبه سوری کنار بچه‌ها حضور می‌یابند و در کنار هم از روی آتش می‌پرند و مراسم این شب را برگزار می‌کنند.

گردش مالی این بازار برخلاف تصور، بسیار بالاست و سود بالایی برای پخش‌کننده‌ها و فروشندگان این مواد دارد و صحبت از گردش مالی چند ده میلیاردی این بازار است. عمده این مواد هم به گفته فروشندگان از کشور چین و به صورت قاچاق وارد می‌شود.

نگاهی به بازار این لوازم نشان از تنوع این وسایل دارد. هر بسته بالن ۸۰۰۰ تومان، هفت ترقه بسته‌ای ۷۰۰۰ تومان، ‌ سوتی بسته‌ای ۸۰۰۰ تومان، آبشار ۳۰۰۰ تومان، کپسول ۲۰۰۰ تومان، پروانه بسته‌ای ۸۰۰۰ تومان، منور بسته‌ای ۱۲ هزار تومان، سیگارت بسته‌ای ۱۰ هزار تومان، کپسول بسته‌ای ۲۰ هزار تومان، مشعل ۲۰۰۰ تومان و کهکشان تکی ۱۵۰۰ تومان قیمت دارد.

No responses yet

« Prev - Next »