اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زن'

Jun 19 2013

«آزادی» یادت باشه، «زن» هم باید باشه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

مسیح علی‌نژاد: در فیسبوکم نوشته بودم:

کاش هیچ مردی تنها به شادمانی نرود

مراسم استقبال از تیم ملی، چهارشنبه ساعت ۱۷ در ورزشگاه آزادی: ورود بانوان ممنوع.
چطور مردان می توانند به چنین جشنِ شادمانی بروند اما زنانِ خانواده شان را پشت درهای بسته جا بگذارند؟ مگر در راهپیمایی های حکومتی گرفته تا راهپیمایی های اعتراضی، زنان و مردان شانه به شانه هم راه نرفتند؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا غیر از این بود که جهان به عدم تفکیک جنسیتی در خیابان های ایران نگاه کرد و باور کرد که مردان و زنانِ ایران هم می توانند با عزت و احترام کنار هم باشند؟ ما ملتِ خوبی داریم. تمرینِ با هم بودن آسان نیست اما ناممکن هم نیست. کاش هیچ جایی تن به این جدایی های اجباری ندهیم بلکه هر یک از ما خودمان شروع کنیم و سختی ها را برای هم کم کنیم و احترام برانگیزیم…

و دوستی پاسخ نوشت:

در جواب این پستم نوشته؛
حالا مردا رو به زور میبرن ۲ سال سربازی شما هم باهاشون میرید؟ البته قصدم حمایت از محدودیت ها علیه زنان نیست ولی میخام انقده زنا مظلوم نمایی نکنن… مردا هم مصیبت زیاد دارن…

برایش نوشتم:

بله من حاضر بودم سربازی هم برم ولی کسی مرا نبرد. از استادیوم شروع کنیم سربازی را هم با هم می رویم.

و حالا پیشنهادی من به کسانی که برای شادمانی به ورزشگاه آزادی می روند:

«آزادی» یادت باشه، «زن» باید باشه

یا
آزادی یادت باشه، زن هم باید باشه

🙂

….

شادی ها پایدار و خانه مشترکمان ایران آباد.

No responses yet

Jun 06 2013

جاستینا: قدم به قدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

No responses yet

May 17 2013

واکنش یزدی به نامزدی زنان برای تصدی پست ریاست جمهوری: زنان را به روستا راه نمی‌دهند٬ سراغ خانه کدخدا را می‌گیرند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمد یزدی٬ عضو شورای نگهبان می‌گوید زنانی که نامزد ریاست جمهوری شده‌اند مصداق کسانی هستند که به روستا راهشان نمی‌دهند٬ اما سراغ خانه کدخدا را می‌گیرند.

به گزارش روز پنجشنبه (۲۶ اردیبهشت) ایلنا٬ آقای یزدی این مطلب را طی سخنانی در جمع طلاب و استادان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیان کرده است.

وی درباره ثبت‌نام گروهی از زنان برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفته است: «یکی از آن‌ها گفته که اگر من رئیس جمهور شوم، نیمی از کابینه‌ام خانم‌ها و نیم دیگر آقایان خواهند بود.»

یزدی در واکنش به این گفته نامزد ریاست جمهوری چنین اظهار کرده که «مثل معروفی هست که کسی می‌خواست وارد روستایی شود، اصلاً راهش نمی‌دادند وارد روستا شود، اما می‌گفت خانه کدخدا کجاست.»

این عضو شورای نگهبان افزوده «قانون اجازه رئیس جمهور شدن را به خانم‌ها نمی‌دهد، حالا چطور این فرد ترکیب کابینه را هم مشخص کرده است.»

مقام‌های جمهوری اسلامی سال‌هاست که می‌گویند منظور از «رجل مذهبی-سیاسی» که در قانون به آن اشاره شده٬ مردان هستند و زنان نمی‌توانند برای پست ریاست جمهوری نامزد شوند.

محمد یزدی در بخش دیگری از سخنان خود گفته که «اگر صلاحیت فردی احراز نشد، معنای آن این نیست که به درد هیچ کاری نمی‌خورد، بلکه صلاحیت ریاست جمهوری را ندارد و شاید در مسئولیت‌های پایین‌تر مانند وزارت، وکالت و…. بتواند موفق باشد.»

به دنبال ثبت‌نام اسفندیار رحیم مشایی و اکبر هاشمی رفسنجانی که هر دو دارای پست‌هایی در نظام هستند٬ مخالفان آن‌ها تلاش می‌کنند رد صلاحیت احتمالی این دو نفر از سوی شورای نگهبان را توجیه کنند.

در روزهای گذشته زمینه‌چینی‌هایی مشابه آنچه محمد یزدی مطرح کرده از سوی افراد مختلف مطرح شده است.

No responses yet

May 16 2013

محمد یزدی:قانون اجازه رییس جمهور شدن را به خانم‌ها نمی‌دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمد یزدی عضو فقهای شورای نگهبان گفته که “یکی از مشاهیر و بزرگان به من تلفن ‌کرد و ‌گفت در بحث تایید صلاحیت ها مقداری محکم‌تر برخورد کنید و سخت بگیرید و مواظب باشید.”

آقای یزدی گفته که در بین افرادی که ثبت نام کرده‌اند، ده، دوازده خانم‌ حضور دارند؛ یکی از آنها گفته که “اگر من رییس جمهور شوم، نیمی از کابینه‌ام خانم‌ها و نیم دیگر آقایان خواهند بود”؛ مثل معروفی هست که کسی می‌خواست وارد روستایی شود، اصلا راهش نمی‌دادند وارد روستا شود، اما می‌گفت “خانه کدخدا کجاست”

آقای یزدی تاکید کرده که ” قانون اجازه رییس جمهور شدن را به خانم‌ها نمی‌دهد، حالا چطور این فرد ترکیب کابینه را هم مشخص کرده است.”

No responses yet

May 14 2013

رئیس پلیس ایران: از زنان کُردستانی عذر خواهی می کنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

روز: رئیس پلیس کشور به دلیل توهین نیروی انتظامی به زنان کُرد رسما از آنان عذر خواهی کرد.

پس از گسترده شدن اعتراض ها به اقدام نیروی انتظامی در پوشاندن لباس کُردی زنانه به تن متهمان برای تحقیر آنان، عصر امروز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت، “سردار اسماعیل احمدی مقدم” در جلسه پرسش و پاسخ در خصوص انتخابات ۸۸ و ۹۲ و طرح امنیت اخلاقی از زنان کُردستانی عذرخواهی کرد.

احمدی مقدم در پاسخ به سوال دانشجویی در خصوص پوشاندن لباس زنانه در مریوان به تن متهمان اظهار داشته ” لباس زنانه تن این اراذل و اوباش نکردند و آنها یک تن بان بود که روی سرش بسته بودند”.

وی در ادامه با اشاره به برخورد با ماموران متخلف می افزاید ” با ماموران متخلف برخورد کردیم، البته بار دیگر از تمام زنان کردستان عذرخواهی می کنم”.

پیش از این رئیس پلیس کشور در گفتگو با رسانه های داخلی با زشت خواندن اقدام نیروی انتظامی و دادن تذرات لازم به متخلفان با تاکید بر اینکه حکم گرداندن “اراذل و اوباش” را قضات صادر می کنند اظهار داشته بود “اساسا حکم گرداندن اراذل و اوباش را قضات صادر می‌کنند که این مسئله نیز باید در زمانی باشد که آثار مثبتی به همراه داشته باشد و اگر نیروی انتظامی برای اجرای حکم وارد عمل می‌شود، تنها همان حکم را باید اجرا کند.”

عذر خواهی رسمی سردار احمدی مقدم در حالی است که سردار “سعید منتظر المهدی” در رابطه با ماجرای شهر مریوان، به خبرنگاران گفته بود که گرداندن افراد در چارچوب طرح برخورد با “ارازل و اوباش” برای بازگرداندن احساس امنیت لازم است.

روز دوشنبه [۲۶ فروردین/ ۱۵ آوریل] یک منبع مطلع از شهر مریوان به پایگاه خبری تحلیلی روز (NNSROJ) گزارش داده بود که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در شهر مریوان- با هدف تحقیر کردن – لباس زنانه قرمز بر تن یک محکوم مرد کرده و او را در سطح شهر گردانده است.

فردای آن روز شماری از فعالان زن مریوانی با پوشیدن لباس قرمز و حمل پلاکاردهای در سطح شهر نسبت به این اقدام نیروی انتظامی اعتراض کردند. اعتراضی که به گزارش تشکل “انجمن زنان مریوان” نیروهای انتظامی آن را با حمله به معترضان و زخمی کردن تعدادی از آنها، سرکوب کردند.

اما این مساله تنها به اعتراض زنان مریوانی ختم نشد و در روزهای بعد واکنشهایی فراتر از سطح شهر مریوان را در پی داشت.

در پی این اقدام ده ها تن از مردان کُرد و غیر کُرد با ابتکار عمل “مسعود فتحی” فعال سیاسی، با پوشیدن لباس زنانه و پیام هایی در شبکه های اجتماعی به این حرکت مقامات جمهوری اسلامی اعتراض کردند.

که در همین راستا کمپینی اعتراضی تحت عنوان “زن بودن ابزار تحقیر و تنبیه هیچ کس نیست” در شبکه های اجتماعی شکل گرفت.

دو روز پس از گرداندن این شهروند مریوانی و گسترده شدن اعتراضات ۱۷ تن از نمایندگان مجلس با امضا نامه ای به این اقدام اعتراض کرده و به وزیر کشور و دادگستری ایران تذکر داده بودند. نمایندگان مجلس در نامه خود این اقدام دستگاه قضایی و انتظامی کشور را برخلاف قوانین شرع و اسلام دانسته بودند و درخواست کرده بودند که وزیر کشور با حضور در مجلس در این خصوص توضیح دهد.

No responses yet

Apr 26 2013

فرمانده نیروی انتظامی به گرداندن متهم مرد با لباس زنانه واکنش نشان داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

روز: فرمانده نیروی انتظامی به اعتراض های صورت گرفته علیه گرداندن یک متهم با لباس زنانه در سطح شهر مریوان واکنش نشان داد.
اسماعیل احمدی مقدم صبح امروز چهارشنبه در باره گرداندن یک متهم مریوانی با لباس زنانه گفت: “تذکرات لازم به این افراد داده شد.”

نیروی انتظامی شهرستان مریوان روز دوشنبه (٢٦ فروردین/ ١٥ آوریل) لباس زنانه قرمز بر تن یک محکوم مرد کرده و او را در سطح شهر گرداند.

این اقدام نیروی انتظامی اعتراض وسیعی را به دنبال داشت.

اسماعیل احمدی مقدم در این باره به خبرگزاری ایسنا گفته است: “لباس زنانه به آن گونه‌ای که در کردستان داشته‌ایم، ‌نبوده؛ اما پارچه قرمزی را به سر این فرد انداخته بودند که قشنگ نیست و تذکرات لازم نیز به این افراد داده شد.”

پیشتر معاون اجتماعی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، به طور تلویحی از این اقدام نیروی انتظامی حمایت کرده بود. او در این باره گفته بود گرداندن افراد در چارچوب طرح برخورد با “اراذل و اوباش” برای بازگرداندن احساس امنیت لازم است.

در پی این اقدام نیروی انتظامی شهرستان مریوان، ابهاماتی در باره اینکه آیا این عمل با حکم دادگاه مریوان صورت گرفته یا نیروی انتظامی خود دست به این اقدام زده، به وجود آمد.

فرمانده نیروی انتظامی در این باره با تاکید بر اینکه حکم گرداندن “اراذل و اوباش” را قضات صادر می کنند گفت: “اساسا حکم گرداندن اراذل و اوباش را قضات صادر می‌کنند که این مسئله نیز باید در زمانی باشد که آثار مثبتی به همراه داشته باشد و اگر نیروی انتظامی برای اجرای حکم وارد عمل می‌شود، تنها همان حکم را باید اجرا کند.”

در واکنش به این اقدام نیروی انتظامی مریوان، صفحەایی در فیس بوک با نام “زن بودن ابزار تحقیر و تنبیه هیچ کس نیست” ایجاد شده که در آن مردها عکس هایی از خود را با لباس زنانه کردی منتشر می کنند.

اعضای این صفحه در کمتر از یک هفته به بیش از هشت هزار نفر رسید.

گرداندن متهم مرد در مریوان با لباس زنانه و اعتراض های صورت گرفته بر علیه آن، در رسانەهای کشورهای دیگر نیز بازتاب یافت.

No responses yet

Apr 06 2013

علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی: نذر زن با اجازه شوهر ممکن است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی با صدور فتوایی اعلام کرد بنابر «احتیاط واجب» نذر یا عهد زن باید با اجازه شوهر باشد.

به گزارش روز جمعه (۱۶ فروردین) خبرگزاری حوزه٬ آقای خامنه‌ای این فتوا را در پاسخ به این پرسش که «آیا نذر یا عهدی که زن می‌کند و شخصی است و به حقوق شوهر ضرری نمی‌زند بدون اجازه شوهر صحیح است؟» صادر کرده است.

بسیاری از مراجع تقلید شیعه نیز نذر زن حتی از اموال شخصی خود را بدون اذن و اجازه شوهر جایزه ندانسته و آن را اقدامی باطل می‌دانند.

نذر در زبان عربی به معنای وعده است. بنابراین نذرکننده به امری معین وعده می‌دهد که در آینده به تحقق برساند و وعدهٔ او منوط و مشروط بر انجام آن کار است.

No responses yet

Mar 08 2013

زنانی که تاریخ ایران را تغییر دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی


بی‌بی‌سی: “فاطمه زرین‌تاج برغانی قزوینی مشهور به طاهره و قره‌العین٬ شاعر و عالم مذهبی، سال ۱۲۳۱ خورشیدی در ایران اعدام شد. گفته می‌شود او اولین زنی است که به جرم افساد فی‌الارض در ایران اعدام شده است.

طاهره در یک خانواده شیعه در قزوین به دنیا آمد. پدرش از روحانیان مشهور قزوین بود. همراه خواهرش در کودکی مقدمات علوم، فقه، اصول، کلام و ادبیات عرب را از پدر آموخت؛ در حالی که در ایران نه تنها زنان که اکثریت جامعه مردان هم بی‌سواد بودند.

او با عموزاده خود ازدواج کرد که پسر یکی از مجتهدان مشهور مکتب اصولی بود. در آن ایام که بین علمای شیخیه و اصولی اختلاف و رقابت زیادی وجود داشت، طاهره قره‌العین جذب شیخیه شد. تا جایی که برای دیدار با سید کاظم رشتی، بالا‌ترین مقام مکتب شیخیه آن زمان به کربلا رفت. لقب قره‌العین صفتی است که سید رشتی به طاهره داد.

بعد از مرگ کاظم رشتی، قره‌العین از پشت پرده به طلاب او درس می‌داد. گرایش او به شیخیه سبب خشم پدر و عمویش شد که از بزرگان مکتب اصولیون بودند.

او در ‌‌نهایت بر اساس روایت‌ها به مذهب باب گروید و جز حروف حی یعنی نخستین ۱۸ نفری شد که به علی محمد باب ایمان آوردند. در راه بازگشت از عراق به ایران در شهرهای مختلف برای مذهب باب، تبلیغ می‌کرد.

مرداد ماه ۱۲۲۷ شمسی در محلی به نام بدشت واقع در چند کیلومتری شاهرود، گردهمایی چند روزه‌ سران مذهب باب برگزار شد. روایت شده که آنجا طاهره قره‌العین هنگام سخنرانی از پشت پرده بیرون می‌آید و روبنده را کنار می‌زند. این کار باعث غوغایی در میان پیروان باب می‌شود.

بعد از واقعه بدشت به دنبال تعقیب مأموران حکومت ناصرالدین شاه٬ مدتی مخفیانه زندگی کرد تا اینکه در ‌‌نهایت به اتهام کشتن محمدتقی برغانی، عموی روحانی خود دستگیر شد. حکومت می‌گفت سوء قصد به جان محمدتقی برغانی به دستور و تحریک طاهره صورت گرفته است.

طاهره که همسرش او را طلاق داده و از بچه‌هایش جدا مانده بود٬ حدود سه سال در خانه‌ای در تهران زندانی ماند. تا اینکه بعد از سوء قصد چند پیرو باب به جان ناصرالدین شاه٬ و صدور فرمان قتل بابی‌ها٬ طاهره را در باغ ایلخانی تهران مخفیانه، خفه یا اعدام کردند.

در کنار روایت‌های غالب از گرایش او به مذهب باب چند روایت دیگر هم وجود دارد که می‌گوید او گرچه از پیروان شیخیه بود، اما هیچ‌گاه بابی نشد و در زمان مرگ به مذهب شیعه درگذشت. هنگام مرگ بین ۳۵ تا ۳۸ سال داشت.

No responses yet

Feb 21 2013

پنجاه سال حق رای زنان در ایران: “به دلیل مخالفت با شاه، با تجددستیزها هم‌صدا شدیم”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: ویدا حاجبی هم همانند اکثر اعضای گروه‌‏های چپ و روشنفکر در سال ۱۳۴۱ معتقد بود زمانی که مردان هم از آزادی انتخاب برخوردار نیستند، دادن حق رای به زنان تنها جنبه تزئینی دارد. او امروز رویکرد آن دوره را به شدت نقد می‏‌کند.

زمانی که ویدا حاجبی با یک هواپیمای ملخی به ونزوئلا سفر کرد تا در مبارزات انتخاباتی حزب کمونیست آنجا مشارکت کند؛ خودش هنوز حق رای نداشت. ۱۹۵۹ میلادی، ۱۳۳۸ شمسی. مبارزه مسلحانه را هم اولین بار در همانجا و با عضویت در سازمان جوانان حزب کمونیست ونزوئلا آغاز کرد.

وقتی به ایران بازگشت، زنان حق رای را به دست آورده بودند اما برای “ویدا”ی کمونیست، رسیدن به “سوسیالیسم واقعا موجود” هدف اصلی بود؛ هدفی که از قبَل آن زنان به تمامی حقوق خود می‏‌رسیدند. ویدا حاجبی همچنان معتقد است باید با شاه مبارزه می‏‌شد اما نباید در این مبارزه با متحجران و تجددستیزان همصدایی می‏‏‌کرد.

بشنوید: گفت‌وگو با ویدا حاجبی

دویچه وله: خانم حاجبی شما در کتاب‌‌تان «یادها» که در حقیقت به‌‌نوعی سرگذشت خودتان و اتوبیوگرافی‌‌تان است، در بخشی که مربوط به زمان حق رأی زنان در سال ۱۳۴۱ می‌‌شود، گفته‏اید: «در آنروزها هیچ جریان سیاسی به افکار عقب‌‌مانده‌‌ نهفته در پس اعلامیه‌‌های خمینی در ضدیت با اصلاحات و حق رأی زنان توجهی نکرد.» خاطره‌‌ای هم تعریف کرده‌‌اید که در یک تظاهرات بودید و چون بی‌‌حجاب بودید، با خشم و عتاب تظاهرکنندگان خشمگین و مسلمان روبرو شدید. آیا شما با توجه به اینکه خودتان هم افکار چپ داشتید به افکار عقب‌‌مانده‌‌ای که پس آن اعلامیه‌‌ها بود پی بردید؟
کتاب یادها به قلم ویدا حاجبی کتاب یادها به قلم ویدا حاجبی

ویدا حاجبی: نخیر. اگر بخواهم صمیمانه صحبت کنم باید بگویم علت اینکه این کتاب را درآوردم و همین طور کتاب «داد بیداد» را این بود که مسئله‌‌ من این شده بود که ما برای گذار درست از این وضعیتی که پیش آمده، باید یک بازنگری نقادانه یا بازاندیشی سنجیده‌‌ای به تاریخ‌‌مان بکنیم. چرا این به ذهنم رسید؟ چون در این بازنگری و بازاندیشی این پرسش برایم پیش آمد که چه شد یک رژیم این چنینی که از دید من از نظر استبداد و خشونت ده‌‌ها برابر بدتر از رژیمی بود که ما با آن مخالفت داشتیم، سر کار آمد؟ این رژیم با تأیید و پشتیبانی اکثریت جامعه‌‌ ایران و جریان‌‌های سیاسی ایران سر کار آمد. بنابراین در این پروسه برایم روشن شد که خودم هم به این مسئله توجه نداشتم. یعنی اگر بخواهم به پرسش شما پاسخ دهم باید بگویم که نه توجه نداشتم.

شما از مخالفان سیاسی شاه بودید. هرچند که عضو گروه سیاسی نبودید، اما جریان فکری‌‌تان کاملاً چپ بود و زن مستقلی بودید که روی پای خودتان ایستاده بودید، مسئله‌‌ تحصیل خیلی برایتان مهم ‌‌بود و تمام نشانه‌‌های یک زن مستقل و برابری‌‌خواه را داشتید. با توجه به این مجموعه آن موقع نظرتان راجع به حق رأیی که گفته می‏شد شاه به زنان داد چه بود؟

گفتم که اصلاً توجه نداشتم. یعنی من هم در رده‌‌ بقیه هم مسلکان آن دوران اهمیتی به این نمی‌‌دادم. من در این بازنگری یک چیزی را متوجه شدم که بارها هم به آن اشاره کردم. مجله‏ «توفیق» بعد از حق رای زنان کاریکاتوری را منتشر کرده بود و آن این بود که یک عده مرد جلوی مجلس جمع شده بودند و یک پلاکاردی دست‌‌شان بود و در آن وشته شده بود: «حالا که حق زنان را کف دست‌‌شان گذاشتید، حق ما مردان را هم بدهید». نمی‌‌دانم چرا این کاریکاتور این چنان در ذهن من ثبت شده که هر وقت مسئله حق رأی زنان پیش می‌‌آید، یاد آن میفتم. از دید من این کاریکاتور به گویاترین و ساده‌‌ترین شکل، واقعیت آن دوران را نشان می‌‌داد.

یعنی همان چیزی که خیلی‌‌ها هم می‌‌گویند که چون مردها هم در آن موقع حق مشارکت سیاسی نداشتند، دادن این حق به زنان بی‌‌فایده بوده. منظورتان این است؟

بله. ولی یک چیز در این کاریکاتور اضافه بر این تعبیر بود و آن این که با وجود نداشتن حق برای مردان، مخالفتی هم با حق زنان نداشت. این تنها چیزی‌‌ است که در ذهن من مانده و خیلی هم اهمیت دارد، چون یک فکر جدید و مدرن بود و خود توفیق هم می‌‌دانید که دچار همان خفقان و نبود آزادی شد و توقیف شد. با این وجود مخالفتی با حق رای زنان نداشت، فقط می‌‌گفت به ما هم آزادی دهید. آن موقع من اصلاً به این نکته توجه نداشتم و فکر می‌‌کنم اکثر جریان‌‌های سیاسی به آن توجه نداشتند، ولی این کاریکاتور در ذهنم ثبت شده و همواره یادم می‌‌آید. به خاطر این بازنگری متوجه شدم که ما باید چه برخوردی در آن دوره می‌‌کردیم. چون واقعیت امر آن دوران این بود که هیچ گونه آزادی وجود نداشت و حق رأی داده شد، ولی انتخابات آزاد وجود نداشت که بشود با آزادی انتخاب کرد.

شما الان وقتی نگاه می‌‌کنید، خودتان هم دیدتان به آن دوره انتقادی است…

بله، می‌‌خواهم همین را بگویم. می‌‌خواهم بگویم چه موضعی آن دوره درست می‌‌بود.

خب پاسخ‌‌تان الان چیست؟ فکر می‌‌کنید چه موضعی درست می‌‌بود؟

همین موضع توفیق! به همین خاطر هم در ذهنم ثبت شده. همین موضع که می‌‌شد با نبود انتخابات آزاد و نبود آزادی در کشور مبارزه کرد ولی نمی‌‌شد اهمیتی به حق رأی زنان نداد و یا با آن مخالفت کرد. من می‌‌گویم باید علیه نبود آزادی‌‌ها مبارزه می‌‌شد ولی نکته‌‌ من یک چیز دیگر است، اینکه من نوعی به آن موضوع اهمیت نمی‌‌دادم، اشکال داشت. باید اهمیت می‌‌دادم و نباید با عقب‌‌افتاده‌‌ترین لایه‌‌های اجتماعی‌‌، مذهبی و بنیادگرای جامعه ایران همصدا می‌‌شدم. یعنی می‌‌شد با شاه مخالفت کرد و باید هم مخالفت می‌‌شد ولی هم‌‌صدایی با تجددستیزی خطرناک‌‌ترین چیزی بود که منجر به انقلابی شد که همه رفتند دنبالش.

تظاهرات ۱۵خرداد ۱۳۴۲ از دید من نقطه‌‌ عطفی‌‌ است در تاریخ ۵۰ ساله‌‌ ما که به انقلاب اسلامی منجر شد؛ انقلابی که جمهوری اسلامی را مستقر کرد. این از دید من به این دلیل بود که هیچ کدام به خطر تجددستیزی توجه نداشتیم. دوم اینکه خود جریان‌‌های چپی که من در آن بودم، تا جایی که اطلاع دارم و می‌‌شناسم، اصلاً به فمینیسم و حق برابری زنان اهمیت نمی‌‌دادند. همه را بورژوازی می‌‌دانستیم.

شما خودتان به‌‌عنوان یک زن مستقل و یک زنی که بیشتر زندگی‌‌تان را تنها و بدون کمک کسی زندگی کردید، اصلاً هیچ وقت به این فکر نمی‌‌کردید که از حق دادن رأی محرومید و این آزارتان نمی‌‌داد؟

چرا می‌‌داد. من اتفاقاً در همان کتاب‌‌”یادها” به این اشاره کردم که برای اولین بار مسئله‌‌ حق رأی در ونزوئلا برایم مطرح شد. منتها مسئله این بود که در آن زمان نه فقط چپ‏های ایران که تمام چپ‌‌های جهان فکر می‌‌کردند سوسیالیسم که بیاید همه‌‌ مسائل حل می‌‌شود. این الگوبرداری از جوامع سوسیالیستی بود که این الگو در ذهن من جوان آن دوران آنچنان جا افتاده بود که همواره با این الگو حرکت می‌‌کردم که سوسیالیسم است که می‌‌تواند برابری زنان را پیش آورد. این الگو باعث می‌‌شد که از واقعیت جامعه‌‌ خودم آنچنان که باید شناخت نداشته باشم و تاریخم را نشناسم و همواره در ایده‌‌آل‌‌هایی که اصلاً ربطی به جامعه‌‌ ما نداشت و بعد هم دیدیم ربطی به آن سوسیالیسم واقعاً موجود هم نداشت و یک چیز بسیار مزخرفی از آب درآمد، غرق شویم و ذهنمان را با آن تنظیم می‌‌کردیم.

در ونزوئلا که این قضیه برایتان مهم شد و به آن فکر کردید زمانی بود که دیگر حق رأی به زنان داده شده بود. در همان موقع آیا فکر نکردید که موضع‌‌گیری‌‌تان اشتباه بوده و اعتراضی در این مورد مثلاً به همفکرهایتان نکردید؟

واقعیت این است که نه. همین حالا جریان‌‌های بسیاری هستند که موضع آن موقع را تأیید می‌‌کنند. در این مصاحبه‌‌هایی که شما کرده‌‌اید و من به دقت شنیده‌‌ام، جریان‌‌هایی که خودشان را ملی می‌‌دانند، از جبهه‌‌ ملی یا از جریان‌‌های چپ، نقد جدی به آن دوره نکردند. خب من هم جزیی از این‌‌ها بودم. من امروز با بازنگری ا‌‌ست که می‌‌گویم باید یکجور دیگر برخورد می‌‌کردیم. یعنی من خودم را زیر سئوال بردم تا بتوانم به این نتیجه برسم. ولی من آن موقع واقعاً به این نکته اهمیت نمی‌‌دادم.

خیلی‌‌ها هم مثل شما همین دید را دارند، یعنی به گذشته‌‌شان نقد دارند ولی می‌‌گویند هر چیزی را باید در ظرف زمانی خودش سنجید. در آن موقع بیشتر از این انتظار نمی‌‌رفت. شما در جای جای کتاب‌‌تان به این اشاره کرده‌‌اید که روشنفکران ما، گروه‌‌های چپ ما پشت آدم متحجری مثل خمینی رفتند. واقعاً این را می‌‌شود با این استدلال توجیه کرد که ظرف زمانی آن موقع این طوری ایجاب می‌‌کرد؟ همان طور که شما گفتید مسئله‌‌ فمینیسم اصلاً مطرح نبوده، مسئله‌‌ برابری زنان اصلاً مطرح نبود و خمینی به‌‌عنوان چهره‌‌ای که مخالف شاه بود و شما هنوزهم می‌‌گویید که باید با شاه مخالفت می‌‌شده، گروه‌‌ها رفتند پشت سرش ایستادند، حتی در چنین مسئله‌‌ای مثل حق رأی. واقعاً با این استدلال می‌‌‌‌شود آن رویکرد را توجیه کرد؟
ویدا حاجبی ویدا حاجبی

این استدلال به دیده من معنایش سلب مسئولیت از خود است. چون هر چیزی را می‌‌شود با شرایط زمانی توجیه کرد. با کمال تأسف باید بگویم از دیده‌‌ من این فکر بسیار عقب‌‌افتاده‌‌ای است. چون در هر دوره‏ای یک نوع طرز تفکر که وجود ندارد. در همان زمان دوره‌‌ شاه فکرهای پیشرفته‌‌ای وجود داشت. در همان زمانی که تظاهرات خمینی برپا شد، آقایی بود به اسم مصطفی رحیمی که یک نامه‌‌ سرگشاده به خمینی نوشت و گفت ما جمهوری اسلامی نمی‌‌خواهیم، خب او هم در همان دوره بود. این سلب مسئولیت از آدم‌‌ها نمی‌‌کند. به‌‌خصوص که به دیده‌‌ من روشنفکران و جریان‌‌های سیاسی فرهنگ‌‌سازند. از مردم که انتظاری نباید داشت. از کسانی که مسئولیت و ادعا دارند و فرهنگ‌‌ساز باید باشند. من بحث هانا آرنت را در این مورد خیلی قبول دارم، هر انسانی در هر موقعیتی که هست مسئول است. در دوران فاشیسم در آلمان تمام مردم رفتند پشت هیتلر ولی این توجیه نمی‌‌کند که چون شرایط این طوری بود، بروند آدمکشی هیتلر را قبول کنند.

ما بعد از دادن حق رای به زنان، دو وزیر زن در زمان شاه داشتیم، دو سناتور زن داشتیم، چندین نماینده مجلس زن بودند. آیا به نظر شما اعطای حق رأی به زنان توانست تغییری در وضعیت زنان ایجاد کند؟

ببینید اصلاً به نظر من این فکر که انگار فقط شاه این کار را کرد، این فکر غلطی ا‌‌ست. زنان بسیاری برای حق رأی تلاش کردند. بسیاری از دوستان خود من با شورایعالی زنان که اشرف پهلوی مسئولش بود کار می‌‌کردند. شاه از این تلاش‌‌ها استفاده می‌‌کرد و همه را به اسم خودش می‌‌گذاشت. خودش به این فکر نرسیده بود. شاه از دیده‌‌ من آدم عقب‌‌افتاده‌‌ای بود. مصاحبه‌‌اش با اوریانا فالاچی وجود دارد که در آن گفت زنان بالکل عقب‌‌افتاده‌‌اند. اتفاقا بعد از انقلاب سفید هم بود که این مصاحبه را کرد. می‌‌گفت بهترین آشپزها هم مردها هستند، در حالی که کار زنان آشپزی ا‌‌ست. بهترین خیاط‌‌ها هم مردها هستند. از این استدلال‌‌های این جوری می‌‌کرد.

ولی یک واقعیتی وجود دارد که بسیاری از زنان در آن دوره رشد کرده بودند چون ما یک پروسه‌‌ تاریخی بزرگی را داشتیم از سر می‌‌گذراندیم. خود زنان در سال‌‌های ۱۳۳۰ حضور داشتند و حتی حضور سیاسی زنان در جامعه بسیار پررنگ بود. همین طوری همه چیزها را شاه به زنان نداده بود. این‌‌ها که می‌‌رفتند دانشگاه که شاه نیفتاده بود دنبال‌‌شان که بگوید شما بروید دانشگاه. علاوه براینکه بعضی از قوانین آن دوران ازجمله مثلاً سپاه دانش و چیزهایی مثل این‌‌ها چیزهای خوبی‌‌ است. ما نمی‌‌توانیم همه چیز را یکدست رد کنیم.

پس معتقدید که مؤثر بود.

بله. ببینید، خودکامگی شاه و اینکه هیچ گونه آزادی وجود نداشت، من امروز هم آن را قبول دارم و اصلاً فکر می‌‌کنم اگر فضا کمی بازتر بود، اصلاً دچار چنین انقلاب دهشتناکی نمی‌‌شدیم. ولی این معنایش این نیست که من با سپاه دانش هم مخالفت بکنم یا با رأی زنان هم مخالفت کنم. من اتفاقاً بحثم از اول که مثال توفیق را آوردم، این بود که می‌‌شود با یک چیزی مخالفت و مبارزه کرد، در عین اینکه اگر یک چیز درستی انجام گرفته، با آن مقابله نکرد. به خاطر اینکه ما با شاه مخالف بودیم نباید با تجددستیزها و با عقب‌‌افتاده‌‌ترین بخش‌‌های اجتماعی‌‌مان هم‌‌صدا می‏‌شدیم.

No responses yet

Jan 12 2013

وزیر علوم: 24 دانشگاه تک جنسیتی در کشور راه اندازی شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

ایرنا: وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفت: تاکنون 24 دانشگاه تک جنسیتی در راستای اسلامی شدن دانشگاه‌ها، در کشور راه اندازی شده است.
[وزیر علوم: 24 دانشگاه تک جنسیتی در کشور راه اندازی شده است]

به گزارش ایرنا از روابط عمومی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ˈکامران دانشجوˈ روز شنبه در دیدار بیش از 50 نفر از نمایندگان عضو فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی افزود: ایجاد یک دانشگاه دخترانه در هر استان امکان انتخاب و قبولی داوطلبان را بیشتر تسهیل می‌کند.

وی، مشورت و تعامل با نمایندگان مجلس شورای اسلامی را از اصول این وزارتخانه عنوان و خاطرنشان کرد: اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس افرادی آشنا با مسایل دانشگاه‌ها و آگاه به امور آموزشی و پژوهشی هستند و استفاده از نظرات کارشناسی و دلسوزانه آنها به رشد آموزش عالی کشور کمک می‌کند.

وزیر علوم با بیان این که نیروی انسانی متعهد و متخصص مهم ترین سرمایه یک کشور و سرمایه گذاری برای آموزش عالی کشور یک سرمایه‌گذاری زیربنایی است، خواهان توجه بیشتر نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای اختصاص منابع مالی به این بخش در بودجه کشور شد.

دانشجو همچنین درباره اسلامی شدن دانشگاه‌ها یادآور شد: اسلامی شدن دارای ابعاد شکلی ظاهری همانند مناسبات دانشجویان و دانشگاهیان با یکدیگر و ابعاد ماهوی همانند محتوای دروس دانشگاهی است که البته باید به هر دو مقوله توجه داشت؛ هر چند که ماهیت اصل است اما نمی‌توان به این بهانه به شکل نپرداخت، همانطور که دستورات دینی و حتی عبادات نیز هم ماهیت دارد و هم شکل آن مشخص است.

وی تاکید کرد: اسلامی کردن دانشگاه‌ها به معنای ترویج و به کارگیری فرهنگ دینی و جاری ‌شدن احکام الهی در دانشگاه‌ها است، همچنین در رشته‌های مختلف تحصیلی بویژه در علوم انسانی، محتوای دروس باید منطبق با تعریف انسان در اسلام و جهان بینی توحیدی باشد.

وزیر علوم اظهارداشت: علم اقتصاد، علم روانشناسی و علوم دیگر با نگرش و بر پایه تعریف کدام انسان است و قرار است کدام انسان را به کدام سرمنزل مقصود برساند؟ بنا نهاد شده است که این موضوع نشان می دهد اگر انسان مادی و خوشبختی او مدّنظر این علوم باشد، به طور حتم با انسان توحیدی و خوشبختی تعریف شده در این جهان‌بینی متفاوت است.

دانشجو همچنین گفت: در سال جاری 960 هزار نفر متقاضی ورود به دوره کارشناسی ارشد و 220 هزار نفر متقاضی ورود به دوره دکتری در آزمون‌های مربوطه ثبت نام کردند.

وی با تاکید بر این که وظیفه وزارت علوم فراهم کردن امکان تحصیل داوطلبان تحصیلات تکمیلی است، یادآور شد: این مهم با گسترش تحصیلات تکمیلی با شیوه‌های مختلف و از جمله ایجاد پردیس‌های دانشگاهی صورت می گیرد.

وی در پاسخ به سوال یکی از نمایندگان درمورد تناسب جمعیت فارغ التحصیلان دانشگاهها و نیاز بازار کار اظهارداشت: با اجرایی شدن طرح آمایش آموزش عالی تلاش می‌کنیم ظرفیت پذیرش رشته‌های دانشگاهی براساس نیاز، استعدادهای بالقوه و امکانات هر استان تعیین شود.

وی افزود: وزارت علوم ضمن این که آمار دقیقی از نیاز دستگاه‌های دولتی و بخش غیر دولتی ندارد در هر صورت وظیفه دارد امکان ادامه تحصیل را برای همگان فراهم کند.

وزیر علوم ادامه داد: حدود هشتاد سال است که دانشگاه‌های ما چه در مناسبات و چه در محتوا براساس الگوی غربی فعالیت می‌کنند بنابراین تغییر روند و رویه موجود امری زمان بر و نیازمند فرصت کافی است؛ قدم‌های خوبی که در این راستا برداشته شده است با هم‌فکری و همکاری همه مسوولان بویژه نمایندگان مجلس شورای اسلامی زودتر به نتیجه خواهد رسید.

دانشجو خاطرنشان کرد: ما باید فلسفه آموزش عالی و دانشگاه را بومی کنیم و از تقلید محض فلسفه آموزش عالی و دانشگاه به سبک غربی البته با حفظ نکات مثبت آن پرهیز کنیم.

در این نشست حدود 30 نفر از اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی پرسش‌ها و دیدگاه‌های خود را درباره مسایل آموزش عالی کشور مطرح کردند که تقدیر از اقدامات وزارت علوم و پیشرفت‌های علم و فناوری کشور، ترویح فرهنگ اسلامی و تسریع در اسلامی شدن دانشگاه‌ها، تقویت شرکت‌های دانش بنیان، گسترش فعالیت‌های مهارتی و فناوری در دانشگاه‌ها، توجه بیشتر به گسترش مراکز آموزشی در مناطق محروم ، تقویت و ساماندهی زیر ساخت‌های دانشگاه پیام نور، گسترش تحصیلات تکمیلی و تسریع در بازنگری محتوی رشته‌های علوم انسانی از جمله این موضوعات بود.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .