May 17 2018
Tag Archive 'سیاسی'
May 16 2018
روایت یک خبرنگار از مصاحبه با دکتر صادق زیباکلام
ایران وایر: شیما شهرابی
یک هفته است که برای نوشتن این یادداشت دست دست میکنم. نه این که برای گفتن واقعیت تردید داشته باشم اما ترجیح میدادم قضاوت را به عهده مخاطبان بگذارم. مخاطبانی که گفتوگوی من را با عنوان«حاضرم برای جلوگیری از سقوط نظام اسلحه به دست بگیرم» خوانده بودند و جوابیه دکتر زیباکلام را هم با عنوان «ماجرای اسلحه به دست گرفتن من و بیاخلاقی ایرانوایر» دیدهبودند. اما انبوه پیامهایی که درباره این مصاحبه دریافت کردم باعث نوشتن این یادداشت شد. در جوابیه آن چه در مصاحبه آمده انکار نشده اما من و رسانهام به بیاخلاقی و بی تعهدی متهم شدهایم. بسیاری از افرادی که با من تماس گرفتند ،معتقدند سکوت من تائید این حرفهای دکتر صادق زیبا کلام است. از سوی دیگر احساس میکنم. این که فردی مصاحبه کند و بعد که مورد حمله قرار گرفت، رسانه و خبرنگار را متهم کند یک بی اخلاقی تمام عیار است که البته از سوی سیاستمداران بارها دیده شده.
بنابراین تصمیم گرفتم پشت پرده این مصاحبه را روایت کنم و فایل صوتی بخش مورد بحث را همینجا بگذارم.
درست یک هفته پیش با دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران یک گفت وگوی تلفنی انجام دادم. بهانه این گفت وگو انتقادهای بعضی کاربران شبکههای مجازی به انتخاب ایشان برای جایزه آزادی بیان دویچهوله بود. به وقت تهران ساعت 8 صبح بود و ایشان پای تلفن گفتند که باید به کلاس بروند و چون پیشتر چندباری تماس گرفته بودم و نتوانسته بودند پاسخ بدهند، قرار شد تلفن را روی اسپیکر بگذارند و گفتوگو در حضور شاگردانش سر کلاس انجام شود. سوالی که من از آن تیتر مصاحبه را استخراج کردم، دومین سوال مصاحبه بود. «عدهای معتقدند شما حامی نظام جمهوری اسلامی هستید نظامی که خودش آزادی بیان را تحدید میکند. با این حساب تعلق جایزه آزادی بیان به شما جای تردید دارد. شما چهار سال پیش در مصاحبه با خود من هم به صراحت گفتید که حامی نظام هستید.» اینجا دکتر زیباکلام میدانست قرار است به موضوع مهمی اشاره کند.
چون پیش از بیان اصل حرفش بارها تاکید کرد که یک گام جلوتر میگذارد و صریح و آشکار حرف میزند که بعدا نتواند حرفهایش را به شیطنت رسانهای ربط دهد و از آن شانه خالی کند: «شما میفرمائید چهار سال پیش با من مصاحبه کردید آقای زیباکلام و گفتید که من با تمام وجود از نظام جمهوری اسلامی دفاع میکنم، من امروز که چهارسال از آن تاریخ گذشته و ما 16اردیبهشت 97 هستیم هم تاکید میکنم که من با تمام وجود از نظام دفاع میکنم و حتی یک قدم هم میآیم جلوتر و خیلی صریح و آشکار و بدون این که با کلمات بازی کنم و بگویم: نه مقصودم این نبود، خانم شهرابی به اصطلاح شیطنت کرده و این بخش از مصاحبه را دستکاری کرده و اینا، نه خانم شهرابی ببینید من سعی میکنم خیلی ساده و صریح بگویم که هیچجوری بعدا نتوانم از زیرش فرار کنم.»
او بلافاصله جملههای بعدی را میگوید و تاکید میکند که اگر این نظام با همین مشخصاتش از رهبری تا شورای نگهبان و روزنامه کیهان و… در معرض سقوط قرار بگیرد با این که او از اسلحه متنفر است و کار با تفنگ را هم بلد نیست اما اسلحه دست میگیرد و از نظام دفاع میکند: «اگر این نظام در معرض سقوط قرار بگیرد- منظورم از این نظام، همین مجلس شورای اسلامی، همین مقام معظم رهبری، همین شورای نگهبان، همین روزنامه کیهان و مابقی است- اگر همین نظام دچار بحران شود و من ببینم در شرف سقوط است که یا در نتیجه خیزش مردم در داخل کشور و یا حمله امریکا، اسراییل و.. به کشور باشد، من شرمنده شما و شرمنده خیلی از مردم ایران هستم، ولی با تمام وجود از نظام دفاع میکنم. من از اسلحه و فشنگ و…متنفرم اما اگر پایش بیفتد، اسلحه هم دست میگیرم و از نظام دفاع میکنم که سقوط نکند.»
من نمیدانم زمانی که دکتر صادق زیباکلام این جوابیه را مینوشتند حرفهایشان را فراموش کرده بودند یا دلشان میخواسته فراموش کنند؟ اما این جوابیه برای من به عنوان خبرنگاری که بیش از چهار سال است با ایشان بارها گفتو گو کردهام، شوکهکننده بود، هنوز هم باورم نمیشود آقای زیباکلام که بارها از صداقت نداشتن سیاستمداران حرف زده بود، خودش این جوابیه غیر منصفانه را بنویسد. کاش صداقت داشتید اگر فکر میکردید، حرفتان نامناسب بوده. در همین جوابیهتان به جایی که به ایران وایر بتازید. میگفتید که مثال نامناسبی زدهاید، اشتباه کردهاید. هرگز اسلحه دست نمیگیرد و … لااقل کاش توی مصاحبه تاکید نمیکردید که میخواهید طوری صحبت کنید که راه فراری نداشته باشید…. اما شما هم دیواری کوتاهتر از خبرنگار و رسانه پیدا نکردید
May 15 2018
موج واگذاری های بی رویه به آشوراده رسید: کابوس ویرانی در جزیره ایرانی كاسپین
قانون: بهگفته یکی از نمایندگان مجلس،اگر روزی آشوراده به بهانه طرح گردشگری یا هر بهانه دیگری واگذار شود، آبروی محیطزیست کشور از بین خواهد رفت
بازار موافقتها در زمان کلانتری بسیار داغ شده ودر این میان خبرهایی از موافقت سازمان محیطزیست با اجرای طرح گردشگری در آشوراده بهگوش میرسد
محیط زیست درحالی با اجرای طرح گردشگری در آشوراده موافقت کرده که هتلسازی، بخش مهم طرح گردشگری تنها جزیره ایرانی کاسپین است
بومیان آشوراده در طرح واگذاری جزیره فراموش شدهاند. مسئولان عدم توانایی مالی بومیان برای سرمایهگذاری را دلیل حذف آنها اعلام کردهاند
واگذاری آشوراده به هر بهانهای به بخشخصوصی و افراد ذینفوذ، مصداق بارز زمینخواری و موجب تخریب است
آشوراده تنها جزیره ایرانی دریای کاسپین همچون جواهری در دریا میدرخشد. آشوراده تلالو خود را بهواسطه بکر بودن بهدست آورده است. در روزگاری که بسیاری از ذخایر ارزشمند اکولوژیکی کشور مانند تالابها، جنگلها، رودخانهها و … با بحرانهای زیستمحیطی دست و پنجه نرم میکنند، حال آشوراده خوشتر از بقیه است. اما قطار توسعه ناپایدار به آشوراده نیز رسیده است. چشمانداز زیبا و طبیعت بینظیر آشوراده در این سالها به چالشی برای جزیره تبدیل شده است. سودجویان بسیاری چشم طمع به تنها جزیره ایرانی دریای کاسپین دوختهاند. در چند دهه اخیر بارها خبر واگذاری آشوراده به بخش خصوصی، تیتر یک رسانههای داخل و خارج کشور شده و جنجالهای بسیاری را بهوجود آورده است. در این میان نیز دولتها برای آرام کردن افکار عمومی از منتفی شدن این واگذاری خبر میدهنداما اینبار در دولت روحانی با واگذاری آشوراده موافقت شده است. بهگفته یکی از نمایندگان مجلس، اگر روزی آشوراده به بهانه طرح گردشگری یا هر بهانه دیگری واگذار شود، آبروی محیطزیست کشور از بین خواهد رفت. واگذاری آشوراده به هر بهانهای به بخشخصوصی و افراد ذینفوذ، مصداق بارز زمینخواری و موجب تخریب است.
اما داستان واگذاری آشوراده در اواخر دولت دوم اصلاحات مطرح شد و از آن سالها تاکنون در تمامی دولتها، این موضوع مطرح شده است. با روی کار آمدن دولت روحانی، پرونده واگذاری آشوراده دوباره مطرح شد که این بار بیش از گذشته موجب اعتراض افکار عمومی شد؛ چرا که از دولتی که یکی از شعارهای آن محیط زیست بود، چنین انتظاری نمیرفت. اعتراضات تا جایی پیش رفت که معصومه ابتکار، رییس سازمان محیط زیست درباره واگذاری آشوراده گفت: « تنها ۱۰ درصد آشوراده مربوط به گردشگری طبیعی است و واگذاری این منطقه به هیچ وجه ممکن نیست؛ چرا که جزو اراضی ملی است. همچنین چارچوبی در خصوص گردشگری طبیعی در منطقه آشوراده مشخص شده و فعالیتهای سنگین نظیر دخل و تصرف و تخریب به هیچوجه صورت نمیگیرد و سازمان محیط زیست اجازه چنین اقدامی را نخواهد داد».
کلانتری، آشوراده را آشفته کرد
سخنان ابتکار، خیال بسیاری از دوستداران و فعالان محیطزیست را آسوده کرد اما تغییر رویکرد دولت دوازدهم درخصوص محیط زیست و روی کار آمدن عیسی کلانتری در سازمان حفاظت محیطزیست، موجب نگرانی بسیاری شد؛ چرا که بازار موافقتها در زمان کلانتری بسیار داغ شده است. در این میان خبرهایی از موافقت سازمان محیطزیست با اجرای طرح گردشگری در آشوراده بهگوش میرسد. سازمان حفاظت محیط زیست درحالی با اجرای طرح گردشگری در آشوراده موافقت کرده است که هتلسازی، بخش مهم طرح گردشگری تنها جزیره ایرانی دریای کاسپین محسوب میشود.
در همین رابطه هفته گذشته مناف هاشمی، استاندار گلستان از صدور مجوز رسمی طرح گردشگری آشوراده پس از سالها انتظار خبر داده است. به گزارش ایسنا، رضا اقتدار، معاون دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست گفت:« در زمان ابتکار، سازمان حفاظت محیطزیست توافقی انجام داد که بر اساس نتایج مطالعات منطقه میانکاله که بخشی از آن شامل آشوراده میشود،در این منطقه اقداماتی برای ساماندهی گردشگری صورت گیرد. سازمان حفاظت محیطزیست طبق وظایف، مطالعاتی را برای بررسی ارزشهای زیستگاهی میانکاله به منظور زونبندی انجام داده و بهتازگی اشکالات موجود در این مطالعه را اصلاح کرده است. حدود یکی دو سال پیش نیز استانداری گلستان طرح گردشگری برای جزیره آشوراده تهیه و ارائه کرده است که ایرادات بسیاری داشت.
معاون دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست در مورد ایرادات طرح گردشگری استانداری گلستان برای جزیره آشوراده گفت:« این طرح همه بخشهای جزیره را در برمیگرفت و به اصطلاح همه بخشهای آشوراده را لکهگذاری میکرد. طرحهایی برای اجرای گردشگری برای کل جزیره آشوراده در نظر گرفته بودند تا به تدریج به کل جزیره تسلط پیدا کنند. کارشناسان دفتر زیستگاهها طی جلسات متعدد این طرح را اصلاح و کل طرحها را در یک گوشه از جزیره آشوراده تجمیع کردند. این طرح اصلاح شده در کمیته ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان محیط زیست مورد بررسی قرار گرفت و نظرات دفتر زیستگاهها و معاونت طبیعی اعمال و در نهایت کلیات فنی طرح گردشگری آشوراده در آنجا تایید شد».
او در ادامه با بیان اینکه آشوراده جزو اراضی ملی و واگذاری آن ممنوع است، گفت:« به همین علت باید مراحل قانونی این موضوع طی شود. واگذاری عرصه میانکاله – که آشوراده نیز بخشی از آن است-ممنوع است. در کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست نیز این موضوع اعلام شده و هیچ واگذاری صورت نمیگیرد و تنها امکان بهرهبرداری در چارچوب ضوابط وجود دارد. امور گردشگری در آشوراده در منطقهای که ارزش زیستگاهی پایینتری دارد،انجام خواهد شد. گردشگری آشوراده در کنار تاسیسات آموزش و پرورش و منطقهای که محل تردد مردم و مستثنیات آنهاست، انجام میشود. ضمن اینکه طرحهای گردشگری در مناطق چهارگانه محیطزیست با طرحهای گردشگری خارج از این مناطق متفاوت است. در این مناطق بیشتر سازههای سازگار با طبیعت مثل مراکز بومیگردی، مراکز توزیع مواد غذایی ارگانیک و محلی، آلاچیق و طرحهایی مشابه این طرحها مستقر خواهند شد».
زمینخواری در آشوراده
پیش از این نیز علی محمد شاعری، رییس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی، واگذاری آشوراده را مصداق بارز زمینخواری دانسته و در اینباره گفته است:« اگر روزی آشوراده به بهانه طرح گردشگری یا هر بهانه دیگری واگذار شود، آبروی محیطزیست کشور از بین خواهد رفت.واگذاری آشوراده به هر بهانهای به بخشخصوصی و افراد ذینفوذ، مصداق بارز زمینخواری و موجب تخریب است. مجلس مخالف واگذاری آشوراده به بخش خصوصی است و بارها این موضوع را به مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست گفتهام. آشوراده باید همچنان مکان امن زیست پرندگان و اکوسیستمی طبیعی برای حفظ محیطزیست مازندران و گلستان باشد. نباید به بهانه گردشگری، ایجاد اشتغال یا توسعه، محیطزیست را نابود کنیم.حرمنصوری یکی از فعالان محیط زیست میانکاله به «قانون» درباره حواشی اخیر آشوراده گفت:« فعالان محیط زیست نمیتوانند بدون هیچ قید و شرطی مخالف اجرای هرگونه طرح گردشگری و طبیعتگردی باشند. این مخالفت باعث منفعل شدن آنها و در نهایت حذف از دایره ناظران برتر میشود. باید هوشمندانه عمل کرد و با نظارت بر تکتک مصوبات سازمان محیط زیست، مانع از انحراف و تخریب آشوراده شویم. اجرای اکوتوریسم در قالب تعریف و فاکتورها، نهتنها پیامد منفی ندارد بلکه موجب حفاظت از مناطق موردنظر نیز میشود».
اکوتوریسم راهحل نجات آشوراده
اکوتوریسم، صنعتی است که بسیاری از کارشناسان محیط زیست با توسعه آن در آشوراده موافق هستند. حرمنصوری در اینباره گفت:« فعالان و کارشناسان محیط زیست با هرگونه توسعه سخت افزاری در جزیره آشوراده مخالف هستند. اما همه ما میدانیم حفاظت فیزیکی 50 سال است که در دنیا منسوخ شده و دیگر پاسخگو نیست. به همین دلیل اکوتوریسم بهعنوان ابزاری مناسب و کارآمد برای حفاظت از این مناطق مطرح میشود؛ چراکه موجب آشتی بومیان با مناطق حفاظت شده و نجات آن میشود. اما این موضوع را فراموش نکنیم که ایجاد زیرساختهای اکوتوریسم نباید موجب سوءاستفاده و بهرهبرداری ناپایدار از محیطزیست شود. صنعت اکوتوریسم یک تیغ دولبه است که میتواند هم موجب تخریب زیستگاه آشوراده شود و هم به حفاظت این جزیره در درجات بالاتری کمک کند».
اما و اگرهای اکوتوریسم
این فعال محیط زیست درباره واگذاری آشوراده برای توسعه گردشگری گفت:« ما با توسعه صنعت اکوتوریسم موافق هستیم، نه گردشگری انبوه؛ چراکه زیرساختهای این دو بخش با یکدیگر بسیار متفاوت است. در اکوتوریسم بیشتر به سمت توسعه نرمافزاری گردشگری پیش میرویم و آسیبی به محیط زیست وارد نمیشود اما در بخش گردشگری انبوه، بهدنبال ایجاد سختافزاری زیرساختهای گردشگری هستیم که بخشی از محیط زیست نیز قربانی این توسعه خواهد شد.
شواهد حاکی از آن است که در واگذاری آشوراده برای گردشگری بیشتر از آنکه بومیان منتفع شوند، بخش دولتی یا شاید خصولتی منتفع میشود. یکی از دلایل واگذاری آشوراده که از سوی مسئولان مطرح شده، انتفاع مالی بومیان این جزیره در جهت بهبود سطح معیشتی آنها بوده است. این رونق اقتصادی، حفاظت در جزیره توسط بومیان منطقه را نیز درپی خواهد داشت. نکته قابل توجه اینجاست که بومیان آشوراده در این طرح فراموش شدهاند. مسئولان عدم توانایی مالی بومیان برای سرمایهگذاری را دلیل حذف آنها اعلام کردهاند. حال پرسش این است، چرا مسئولان بهدنبال توانمندسازی بومیان و ایجاد فرصتهای سرمایهگذاری برای آنها نبودهاند؟ آیا در بستههای سرمایهگذاری امکان اختصاص بخشی از این واگذاری در کنار دیگر بخشهای دولتی یا خصوصی به بومیان محلی وجود نداشت؟».
خطر انحراف از طرح
حر منصوری ادامه داد:« خطر اصلی در آشوراده احتمال انحراف پروژه از مسیر اولیه خود است. تمام مصوبات آخر سازمان درخصوص آشوراده بسیار خوب و تاحدی سختگیرانه است اما احتمال این وجود دارد که سرمایهگذار پس از استقرار، خارج از تعهدات و مصوبات، اقداماتی را انجام بدهد. بهعنوان مثال رستوران در جزیره وجود دارد و نیازی به رستوران جدید دیگری در آن نیست، باید به این مساله توجه کرد و اجازه احداث رستوران جدیدی داده نشود. همچنین ظرفیت پذیرش گردشگر در جزیره بسیار محدود است وآمدن بیش از اندازه گردشگر به جزیره موجب تخریب زیستگاههای حیات وحش میشود». آشوراده، تنها جزیره دریای خزر
آشوراده، دهی در مرکز شبه جزیره میانکاله در شهرستان بندرترکمن، استان گلستان است. جزیرهای که در سدههای گذشته درپی عملکرد و فعالیت گروههای انسانی با حفر کانال از توده اصلی خشکی خود (شبه جزیره میانکاله) جدا افتادهاست. آشوراده در سال ۵۴ جزو نخستین مناطق زیست کره جهان معرفی و ثبت شد. در همین حال در کنوانسیون جهانی رامسر، در زمره تالابهای مهم دنیا قرار گرفت و سومین اهمیت این منطقه عضویت آن در پناهگاه حیات وحش است که در تمامی ایام سال، میزبان انواع پرندگان است. ۴۰درصد خاویار ایران در نزدیکی این جزیره به دست میآید. لفظ «آشوراده» در زبان ترکمنی به معنای «جزیره آشور» است و دارای دو بخش آشیر (آشور) و آدا (جزیره) {آشیرآدا=آشوراده} است.
ترکمنها به این جزیره «مال آشیر» هم میگویند زیرا در زمانهای قدیم از ساحل بندر ترکمن، دامهای خود را جهت تعلیف به جزیره میرساندند و در این لفظ «مال» به معنای «دام» و «آشیر» به معنای مصدر«رساندن» است.در سال ۱۸۳۷ این جزیره با وجود اعتراض ایران، به دست نیروهای روسیه اشغال شد. پس از این اشغال، نیروهای روسی تا چندین دهه یک پاسگاه نظامی در آن داشتند.
سیر تاریخی جزیره آشوراده مبین این واقعیت است که این جزیره در مقاطعی از گذشته، مرکز مبادلات تجاری و فعالیتهای مختلف اقتصادی بوده است. در سال 1215 هجری شمسی برابر با 1836 میلادی، جزیره به اشغال روسها درآمد و محل رقابت استعماری روسیه تزاری و بریتانیا شد و از این جهت موقعیت حساسی داشته است. در زمان ناصرالدین شاه، میرزا تقیخان امیرکبیر درصدد پس گرفتن آشوراده برآمد و سرانجام پس از سقوط تزاریسم، بهموجب عهدنامه منعقده مودت بین ایران و روسیه مورخ 26 فوریه 1921 در مسکو چنین مقررشدکه بهواسطه عدم تمایل دولت شوروی نسبت به استفاده از ثمره غاصبانه دولت تزاری از جزیره آشوراده و همچنین خرید فیروزآباد با اراضی آن که مطابق قرارداد 28 مه 1892 از طرف ایران به روسیه انتقال داده شده بود، به ایران مسترد شد.
May 15 2018
گفتگوی سایت خبری داخل ایران با حسن شریعتمداری: روزهای سخت پیش روی جمهوری اسلامی
گویانیوز: انتخاب خبر: مهندس حسن شریعتمداری، متولد 1326 در تبریز و ساکن شهر هامبورگ آلمان. مهندس حسن شریعتمداری، فرزند مرحوم آیتالله العظمی سید محمد کاظم شریعتمداری است. او محقق و پژوهش گر و سیاست پیشه و از منتقدان جمهوری اسلامی ایران است. او کارشناس فیزیک از دانشگاه صنعتی شریف، و کارشناس ارشد حقوق از دانشگاه تهران است و در حوزه علمیه قم، الهیات و فلسفه خوانده است.
«شریعتمداری» از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸، مدیر بیمارستان سهامیه قم، رئیس بخش انتشارات دارالتبلیغ اسلامی قم و سردبیر مجلات «پیام شادی» و «نسل نو» بود که برای کودکان و نوجوانان منتشر میشد. اکنون او فعال سیاسی و پژوهش گر اجتماعی است.
مهندس حسن شریعتمداری، پس از ممنوع شدن حزب جمهوری خلق مسلمان ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۲ حزب چپ میانه «جمهوری خواهان ملی ایران» را بنیان گذاشت. او در سال ۱۳۸۳ از مؤسسین اتحاد جمهوری خواهان ایران بود. حالا اما «شریعتمداری» در گفت وگویی که با «انتخاب خبر» داشته، خرسندی خود را از آزادی مطبوعات و رسانه ها عنوان می کند.
او از اینکه می تواند با یک تریبون رسانه ای در داخل ایران سخنش را با مردم در میان بگذارد احساس رضایت می کند و این در حالی است که «انتخاب خبر» به هیچ سازمان و نهادی وابسته نیست و مستقل عمل می کند و گفت و گویش با «شریعتمداری» فقط به عنوان موسس اتحاد جمهوری خواهان است تا نظرهای او را در مقابل نظرهای موافق و مخالف این اتحاد قرار دهد.
مهندس شریعتمداری در پاسخ به این پرسش که این گفت و گو از داخل ایران و از طریق یک خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران با شما انجام می شود. شرکت شما در این مصاحبه چه پیامی را مخابره می کند؟ می گوید: «من بالاخره خوشحال هستم که چنین سدی شکسته میشود و بخشی از اپوزیسیون اصولی ایران، موفق می شوند که در مطبوعات و رسانه هایی که در ایران هستند حرف های خود را با مردم در میان بگذارند. حالا به هر دلیلی این یک اتفاق مبارک است، اما برای آزادی مطبوعات و اطلاع رسانی با یک گل بهار نمی شود. این مقدمه ای است برای گفت و گوهای دیگر که امیدوارم گسترش پیدا کند. با توجه به سوابق جمهوری اسلامی ایران، برداشت اولیه انسان چندان مثبت نیست. اغلب انسان از خودش می پرسد که این امتیاز از کجا به دست آمده است؟ آیا این یک پروژه امنیتی است؟ چون جمهوری اسلامی متأسفانه به همه موضوعات از محور و رفرنس امنیتی نگاه کرده است و سیاست را بر محور خواسته های امنیتی بنا گذاشته نه برعکس که امنیت دستاورد یک سیاست متوازن و موزون باشد. بنابراین انسان فکر می کند که این امتیاز یا انحصاری باشد و یا بخشی از یک پروژه امنیتی که هدف آن این است که ما برطبق پروژه ای که بعضی از افرادی که در اپوزیسیون سخنگوی نیمه آشکار دستگاههای امنیتی هستند، قبلا شبیه آن را اظهار داشته اند، آن را بسنجیم. آنها از طریق ارتباطاتی که با دستگاه های اطلاعاتی دارند اخیراً نوشته و گفته اند که اپوزیسیون به اصلاح طلبان، تحول خواهان و براندازان تقسیم می شود. براندازان را باید ایزوله کرد و اصلاح طلبان باید به تحول خواهان نزدیک شوند و با آنها همکاری کنند. ممکن است هدف چنین پروژه ای سنجیدن و تعریف دقیق اپوزیسیون باشد که کدام بخش تحول خواه است و کدام بخش برانداز. البته می توان دید کمی خوشبینانه هم تر نسبت به وب سایت «انتخاب خبر» داشت. اگر به انجام این مصاحبه خوشبین باشیم، برداشت اولیه ای که مطرح شد شاید بدبینانه باشد و بخشی از حکومت به این نتیجه رسیده باشد که باید به خبرگزاری هایی مانند «انتخاب خبر» اجازه بدهد و امتحان کند که آیا می توان در فضای آزاد زندگی کرد؟ آیا می توان با بقیه، خط و خطوط قبلی را برداشت و یک نوعی دیالوگ برقرار کرد یا خیر؟ امیدوارم این برداشت دومی از انجام چنین مصاحبه ای صحیح باشد و قضاوت براساس روش مألوف جمهوری اسلامی ایران قضاوت صحیحی نباشد.»
حالا اما «شریعتمداری» آزادی بیان رسانه ها و مطبوعات را به شرطی که بطور جدی شروع شود، یک تغییر جدید در فضای سیاسی ایران برمی شمرد و می گوید: «باید این موضوع را به فال نیک گرفت. به هر صورت اگر هر کدام از دو برداشت مطرح شده صحیح باشد، این مصاحبه نشان می دهد که توازن قوا پس از اعتراضات دی ماه 1396 به هم خورده و اپوزیسیونی که نادیده انگاشته می شده است این بار به ناچار وزن خود را تحمیل کرده و به حساب آمده و با او گفت و گویی غیرمستقیم و از طریق خبرگزاری انتخاب خبر شروع می شود.»
گپ و گفت تفصیلی «انتخاب خبر» با او را بخوانید.
شما که در حال حاضر در کشور ایران نیستید. با این وجود، چه شناختی از شرایط امروز ایران در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… دارید؟
مسلماً نبودن در متن حوادث برخی امتیازات را از ما سلب می کند. ما آنچه را که فرنگی ها به آن Finger Tauch یا «حس لمس از نزدیک» می گویند نداریم، مانند افرادی که در داخل کشور به سر می برند.
ولی نبود ما در داخل کشور و حضور در خارج کشور در مجموع محسناتی نیز دارد و وسعت دیدی به دست می دهد که انسان می تواند بر فراز دعواهای موجود و تنگ نظری هایی که در محل حادثه وجود دارد و افق دید محدودی که به علت نبودن اطلاعات، حاکم بر فضای موجود است، برآن ها غلبه کند و با دید وسیع تری به قضیه نگاه کند. در مثالی می گویند که «درست است که ماهی هایی که در یک برکه شنا می کنند سردی آب را بیش از هر کسی حس می کنند، اما بوی تعفن مرداب را حس نمی کنند و از کوچکی برکه ای که در آن غوطه می خورند اطلاع ندارند.» کسی که در کنار مرداب است آن سردی آب را حس نمی کند، ولی کوچکی مرداب را می بیند و بوی تعفن آن را می تواند استشمام کند و فساد روابط آن را ملاحظه می نماید.
بنابراین بودن در یک محیط دموکراتیک و آزاد با امکان دسترسی به اطلاعات و کتب و مطالعات و دانشگاهها نیز محسناتی دارد که آن کس که در کشوری استبداد زده است، اغلب از آن محروم است. البته از استثناها سخن نمی گویم که همواره وجود دارند، اما این هر دو مکمل همدیگر هستند. ما از بسیاری از روابط نزدیک و اطلاعات دقیق درونی محروم هستیم، ولی برعکس از تجربیات جهانی و روابطی که در نظام ایران حاکم است می توانیم مشاهده عمیق تر و دقیق تری داشته باشیم. من ضمنا سعی کرده ام روابطم را در سطح گسترده ای با ایران حفظ نمایم.
جنابعالی به عنوان بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی شعار رفراندوم سر می دهید و حتی بیانیه ای را در این راستا امضا کرده اید. آیا شما اپوزیسیون برانداز جمهوری اسلامی محسوب می شوید؟ چه تفاوتی بین شما و براندازانی که خواهان تغییر رژیم و براندازی حکومت فعلی هستند، وجود دارد؟
اولا اصطلاح برانداز یک اصطلاحی است که یادگار دوران جنگ سرد است. در دوران جنگ سرد اپوزیسیون خودش را متعلق به یک ارتش یا سپاهی از مخالفین می دید که با سپاه یا ارتش متخاصم یعنی نظام حاکم مشغول جنگ است. در این صورت اپوزیسیون و نظام حاکم در دو جبهه متفاوت قرار دارند و اپوزیسیون باید به قدری قوی شود که ماشین دولتی را بکوبد و از بین ببرد و قدرت را به دست بگیرد. چنین تصوری سال ها است که از جهان رخت بربسته است و مبارزات مسالمت آمیز مدنی در اساس فرضش بر این است که ما در حال جنگ نیستیم، ما در حال دیالوگ هستیم.
در درون نظام و در دستگاه وسیع اداری آن، بسیاری که در آن کار می کنند و در جامعه مدنی هزاران انسان است که مانند ما می اندیشند و فقط در شرایط دیگری هستند که نمی تواند این اندیشه را با صدای بلند ابراز کنند. کوشش مخالفان جذب و هم سو کردن آنان نیز هست و نه چنگ با آنان. به اعتقاد من اصلاحات در درون جمهوری اسلامی ایران غیرممکن است. من در مقدمه اعلامیه رفراندوم به همراه دیگر امضا کنندگان این قضاوت خود را نسبت به اصلاحات در درون نظام اظهار داشته ام.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مشمول تبعیض هایی است که بسیاری از آنها را حتی رهبر جمهوری اسلامی هم، حتی اگر به فرض قریب به محال بخواهد نیز، اختیار تعویض آنها را ندارد. به خصوص اصل چهارم یعنی انطباق همه قوانین بر اصول شریعت، وجود شورای نگهبان و نهاد ولایت فقیه تا ظهور امام زمان، طبق تصریح قانون اساسی موجود غیرقابل تغییر می باشند. این اصول قانون اساسی که تغییر آنها از اختیارات رهبر جمهوری اسلامی هم فراتر است، منشأ همه تبعیض هایی است که نمی گذارد یک حکومت دموکراتیک مدرن پا بگیرد. بنابراین من خواستار تغییر قانون اساسی و برپایی یک جمهوری سکولار مبتنی بر حقوق بشر و دموکراسی پارلمانی هستم و خودم طرفدار دولت رفاه اجتماعی و به قول قدیمی تر ها سوسیال دموکرات هستم.
نسبت من و نسبت این نظام، نسبت یک اپوزیسیون اصولی است که قانون اساسی نظام موجود را قابل اصلاح نمی داند و فکر می کند که باید از طرق مسالمت آمیز و مدنی تغییر کند. رفراندوم فرصتی است که می تواند به طریق مدنی و بدون احتیاج به مخاصمه، تعیین تکلیف کند و نشان بدهد ملت چه می خواهند و ترجیح می دهند کدام نظام سیاسی و قانون اساسی به آن ها حکومت کند. اصل آزادی انسان ها در تعیین سرنوشت سیاسی خویش به مردم امکان چنین خواستی یعنی برقراری رفراندوم تعیین نوع نظام سیاسی کشور را می دهد.
با عنایت به شرایط امروز ایران، آیا حاضر هستید به کشور بازگردید و با جمهوری اسلامی ایران بر سر یک میز قرار گیرید و طی یک آشتی و گفت و گوی ملی، این حکومت را در راستای رفع مشکلات موجود یاری کنید؟
گفته اند از قدیم که «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است». ما از اینجا با وسایل مدرن صدای خودمان را به حکومتگران می رسانیم و اگر بنای یک آشتی ملی واقعی داشته باشند، مسئله بر سر اراده سیاسی لازم و اجماع همه حکومتگران و از همه مهمتر توافق رهبر جمهوری اسلامی با انجام آن است نه آمدن امثال من به ایران و گفتگوی حضوری در یک پروژه خیالی و فرضی؛ وگرنه اصولاچگونه می توان به مملکتی برگشت که یکی از امضاکنندگان رفراندوم آن یعنی خانم نرگس محمدی در زندان به سر می برد. عده زیادی حتی آن هایی که خواسته سیاسی مستقیمی ندارند و فقط برای محیط زیست فعالیت می کنند به طرز مشکوکی خودکشانده می شوند. عده زیادی را تحت شکنجه از بین می برند و صدای آنها به جایی نمی رسد، انواع تبعیض ها و سرکوب ها به شدت برقرار است. چگونه می شود از آشتی ملی صحبت کرد، موقعی که در حکومت اجماعی بر سر چنین ایده هایی وجود ندارد و بخش مسلط آن، نه تنها با چنین ایده هایی موافق نیست، بلکه درست از سیاست پیروزی در سایه رعب و وحشت تبعیت می کند و فکر می کند برخورد خشونت آمیز با مخالفین تنها راه مقابله با آنها است؟ فکر می کنم ما هنوز از این مرحله بسیار دور هستیم. اگر واقعا چنین اجماعی در حکومت باشد راه آن بازگشایی فضای سیاسی، آزادی مطبوعات و رسانه های جمعی، آزادی زندانیان سیاسی، رعایت حقوق بشر، منع اعدام و از این قبیل اقدام هاست تا اطمینان اندکی پیدا شود که چنین اراده ای در حاکمیت برای آشتی ملی پیدا شده است. هنوز ما از این مرحله بسیار دور هستیم.
به نظر شما چرا آمریکا از برجام خارج شد؟
برجام از ابتدایی که منعقد شد، در ایران هم یک قرارداد مورد اجماع گروه های مختلف حکومت نبود. رهبری، پاره ای از دستگاه های امنیتی و سپاه به شدت در مقابل برجام ایستاده بودند و نسبت به نیات کسانی که آن را امضا کرده بودند به طوری بدبین بودند که چند نفر از حاضرین در جمع مذاکره کنندگان به جرم جاسوسی گرفتار شدند و هنوز در زندان هستند. وقتی حکومتی قراردادی را امضا می کند و از منطقه خاکستری قرارداد برای توسعه نفوذش در منطقه استفاده می کند و می داند که منظور اصلی از این قرارداد این بوده که تقسیم کیک قدرت خاورمیانه بعد از سقوط شوروی با توافق و تفاهم با قدرت های ذی نفوذ در منطقه باشد، خواه ناخواه منتظر این است که یک روزی این بازی به هم بخورد. با آمدن ترامپ حداقل از چهار ماه پیش واضح بود که ترامپ این قرارداد را برنخواهد تافت و بارها علنا می گفت.
به نظر من این تصمیم غیرمنتظره نبود، بخش های مهمی از حکومت انتظار آن را داشت و ما هم غافلگیر نشدیم؛ یعنی قابل تصور بود که این اتفاق می افتد. حال برجامی که با اروپایی ها و جمهوری اسلامی ایران و چین و روسیه مانده است دیگر برجام قبلی نیست. مسلما ما با یک فضای دیگری روبرو هستیم و جمهوری اسلامی روزهای بسیار سختی را در پیش رو دارد. تحریم هایی که اعمال می شود اقتصاد ناتوان ایران را ناتوان تر می کند و از این رو گسل بین جامعه و حکومت بیشتر می شود. برای این که حکومت قادر نخواهد بود این حداقل سرویس و خدمات را حتی در سطح نازل فعلی نیز به جامعه بدهد.
با خروج آمریکا از برجام، آینده جمهوری اسلامی ایران را چگونه پیش بینی می کنید؟
من فکر می کنم خروج آمریکا از برجام اثرات مهمی در جامعه و در حکومت و در تعادل قدرت در درون ایران خواهد داشت. پروسه فروپاشی که از دی ماه 1396 به طوری علنی شده است که حکومتگران هم اغلب به آن اعتراف می کنند یک فرآیند جدی است، باید جدی گرفته شود و اگر اصلاحات ساختاری و اساسی برای ترمیم روابط در صحنه بین المللی و صرف نظر کردن از ماجراجویی هایی که در حقیقت چشم اندازی برای پیروزی آن نیست، نداشته باشند جمهوری اسلامی ایران، روزهای بسیار سخت تری را در پیش رو خواهد داشت. یا به زودی مذاکراتی بین ایران و آمریکا صورت خواهد گرفت که هدف آن محدود ساختن دامنه نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه و برنامه اتمی و موشکی آن خواهد بود و جمهوری اسلامی مانند دفعه پیش مخفیانه در آن شرکت کرده و برای مدت ها آن را مخفی نگه خواهد داشت و یا در غیر این صورت شاهد تشدید درگیری های نظامی و تحریم های کمرشکن خواهیم بود.
جمهوری اسلامی ایران در این شرایط چه اقدامی می تواند انجام دهد؟
به نظر من موضوعاتی است که عقل بسیار واضح می گوید و باید انجام داد. ولی یک عقل متعارف با منطقی که رهبر جمهوری اسلامی ایران و سپاه و پاره ای از علاقمندان به آن ها دارند به کلی متفاوت است. آنها تصورشان این است که هم اکنون یک نیروی آلترناتیو منطقه ای، جهانی بوده و پیروز میدان هم هستند و هم آورد آمریکا و غرب و رقیب آنان می باشند و کار خودشان را تا حدودی با موفقیت پیش برده اند.
امروز سخنگوی سپاه می گوید که «پیروزی ما در صحنه نبرد است، ما باید به اروپا اطمینان نکنیم، اروپا به دنبال آمریکا خواهد رفت.» در چنین فضایی جمهوری اسلامی ایران هم راهش را ادامه خواهد داد و تبعات آن را خواهد دید. ولی اگر جمهوری اسلامی ایران یک منطق معمولی داشت قضیه معلوم است، باید فضای سیاسی را آزاد کرد، باید فاصله با مردم را کاهش داد، باید پایگاه اجتماعی در بین مردم را ایجاد نمود و فاصله واضحی را که بین منافع نظام و منافع ملی قرار دارد و شبیه یک دره هولناکی است ترمیم کرد. این دره هولناک را می بینم که در حال عمیق تر شدن نیز هست. امروز مردم ایران منافع نظام را منافع خودشان نمی بینند و درست هم می بینند. منافع نظام منافع همان چند درصدی است که به آلاف و الوف رسیده اند، همه چیز این مملکت را برده اند، فاسد هستند و دارند با این ماجراجویی ها و تحریم ها کاسب کاری می کنند.
مردم ایران منافع خود را در این می بینند که دشمنی خاصی با آمریکا و اسرائیل نداشته باشند، با کشورهای منطقه در صلح زندگی کنند، جمهوری اسلامی ایران، دست از ماجراجویی در سوریه و دیگر نقاط بکشد و تبدیل به حکومت معمولی شود. اما اینکه آیا جمهوری اسلامی ایران پس از چنین اصلاحاتی خواهد توانست ادامه دهد یا خیر، یک مسئله دیگری است، ولی بدون چنین اصلاحاتی حتما نمی تواند ادامه دهد. مردم توقع اصلاحات دارند، اما در فضای موجود من در حقیقت نمی توانم به ذهنم راه بدهم که سران جمهوری اسلامی ایران قادر باشند و این اراده جمعی را داشته باشند که به چنین اصلاحاتی دست بزنند. جنگ قدرت بین جناح های حاکم در حدی است که آن ها را از انجام هر پروژه واقعی اصلاحی باز می دارد. نظام در حالت یک تصلب ساختاری است و فلج است.
به عنوان فردی که سال ها در اروپا اقامت دارید، اکنون رابطه اروپا و آمریکا چگونه تعریف شده است؟ آیا جمهوری اسلامی ایران قادر خواهد بود که اروپا را بر سر اجرای مفاد برجام متقاعد کند تا از این طریق بر آمریکا فشار وارد کند و دامنه تحریم ها برعلیه جمهوری اسلامی کاهش پیدا کند؟
اروپا بیشتر یک قدرت اقتصادی است. اروپا به لحاظ امنیت خودش به پیمان ناتو متکی است و عادت کرده بعد از جنگ دوم جهانی به آمریکا متکی باشد. اروپا قادر نشده با وجود اینکه چند کشور می خواستند از او غول اقتصادی بسازند و بزرگش کنند و در این زمینه موفقیت های رضایت بخشی هم بدست آوردند، برای حفظ امنیت خودش یک ارتش مستقل به وجود آورد. بنابراین در نهایت تابع سیاست هایی است که آمریکا اعمال می کند. از لحاظ اقتصادی هم سطح داد و ستد اروپا و آمریکا قابل قیاس با ایران نیست. ایران برای اروپا مشتری بسیار خوبی است و اروپا سعی می کند این مشتری را نگاه دارد و تا آنجایی که ممکن است معاملات خودش را ادامه می دهد، ولی در مقام تعارض بین صادرات و واردات بزرگی که با آمریکا دارد و آنچه که با ایران انجام می دهد اصلا اینگونه نیست که ایران را ترجیح دهد و در مقابل آمریکا ایستادگی کند. بنابراین اروپا سر بزنگاه ها به آمریکا تمکین خواهد کرد، اگر هم مقاومت کند مقاومتش لحظه ای و تاکتیکی است و جمهوری اسلامی ایران اصلا نباید این فکر را بکند که متحدی استراتژیک به نام اروپا در مقابل آمریکا دارد، حتی روسیه هم منافع خودش را فدای روابطش با ایران نخواهد کرد. هم اکنون که اسرائیل به مواضع سپاه در سوریه حمله می کند آقای نتانیاهو با پوتین ملاقات کرده و موضوع ملاقات این بوده که حساب روسیه با جمهوری اسلامی ایران برای اسرائیل جدا است و آقای پوتین هم حاضر شده این حساب را جدا کند، بنابراین جمهوری اسلامی ایران در حقیقت یک نظام به تمام معنی ایزوله در وضع موجود است که بر روی توهماتی حساب می کند که وجود واقعی و خارجی ندارند. جمهوری اسلامی ایران روزهای سختی را در پیش خواهد داشت، مگر اینکه تغییرات اساسی در سیاست موجود خود اعمال کند.
اروپا و به ویژه فرانسه مهم ترین شریک اقتصادی ایران در دوران پسابرجام محسوب می شده است. آیا این امکان وجود دارد که کشورهای اروپایی نسبت به تحریم های اعمال شده آمریکا علیه ایران به سازمان ملل شکایت کنند تا نسبت به جبران ضرر و زیان اعمال شده بر شرکت های اقتصادی اتحادیه اروپا اقدام شود؟
اصولا در اروپا یک اقتصاد آزاد حکمرانی می کند و شرکت های بزرگ تابع حکومت هایشان نیستند. شرکت های بزرگ در نهایت سبک سنگین می کنند که بین معاملاتی که با آمریکا دارند و ایران کدام را انتخاب کنند و آیا روابطشان را با ایران دچار تنش کنند یا نه؟ بنابراین شرکت های بزرگ حتی اگر دولت های آنها بخواهند در چنین روندی مشارکت نخواهند کرد. شرکت های درجه دو بخش میانی که روابطی با آمریکا ندارند، اگر به طور مستقیم تهدید به مجازات اقتصادی نشوند ممکن است روابط خودشان را با ایران پس از خارج شدن آمریکا از برجام و اعمال تحریم ها جسته و گریخته حفظ کنند. ولی این شرکت ها توان اینکه احتیاجات اقتصادی مانند ایران را پاسخ دهند ندارند و بنابراین مشکلات همچنان باقی خواهند بود. بوجود آوردن اجماع در اتحادیه اروپا برای شکایت بر علیه آمریکا بسیار دشوار و حتی غیرممکن است. ممکن است که در مقطعی یکی از کشورهای اروپایی به شورای امنیت سازمان ملل متحد از وضع موجود شکایت کند، ولی کافی است به این اندیشید که آمریکا در شورای امنیت حاضر است و حق وتو دارد و بنابراین چنین شکایت هایی حتی اگر مطرح شود جنبه نمادین خواهد داشت و به نتایج قطعی برای حل مشکل نخواهد انجامید.
می شنویم صحبت پایانی شما را.
من واقعا خوشحال هستم که حداقل یک خبرگزاری در داخل کشور ایران پیدا شده که این قدرت را دارد که با چهره های اپوزیسیون مصاحبه کند. امیدوارم روزی ایران بزرگترین زندان خبرنگاران و بزرگترین مسلخ رسانه ها نباشد و حکومت به طور سیستماتیک درصدد بستن مجاری تنفسی اطلاعاتی مردم مانند تلگرام و دیگر وسایل ارتباطی نباشد و بلکه فکر کند که گردش آزاد اطلاعات باعث افزایش قدرت نرم برای همه است و همگان می توانند از آن استفاده کنند و در نتیجه رفتار حکومت جمهوری اسلامی با خبرنگاران، مطبوعات و رسانه هایی که اطلاعات را آزادانه به گردش در میآورند بسیار بهتر از الان باشد. البته آرزو دارم که راه گذار به دموکراسی از طرق مسالمت آمیزی مانند رفراندم نیز در آینده نزدیکی گشوده شود.
May 14 2018
آمار آموزش و پرورش: 10 هزار دانشآموز معتاد نیازمند درمان/ 100 هزار دانشآموز در معرض خطر اعتیاد!
عصرایران: حدود ۱۰ هزار نفر از دانش آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحلهای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند.
مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: حدود ۱۰ هزار نفر از دانش آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحلهای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند.
به گزارش ایسنا، دکتر منصور کیایی که در برنامهای رادیویی صحبت میکرد با اشاره به فعالیتهای وزارت آموزش و پرورش در حوزه اعتیاد دانش آموزان، گفت: وزارت آموزش و پرورش بارها و به صورت متعدد دغدغههای خود را در حوزه مصرف مواد در گروه سنی دانشآموزان مطرح کرده است.
وی همچنین در ادامه افزود: بدون شک وزارت آموزش و پرورش فعالیتهای خود را در حوزه اعتیاد دانش آموزان محدود به عملکردهای آماری نکرده است، به طوری که در طی سالهای گذشته و به ویژه در سال جاری اقدامات گستردهای را در این حوزه انجام داده است.
مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به برنامه متنوع آموزشی، فرهنگی و مراقبتی این سازمان در مقابه با اعتیاد در گروه سنی دانش آموزان کشور، عنوان کرد: در حال حاضر به تناسب میانگینهای آماری، رشد اعتیاد در میان دانش آموزان کشور حدود کم تر از یک درصد افزایش داشته است.
وی همچنین در ادامه اضافه کرد: امروزه حدود ۱۰۰ هزار نفر از دانش آموزان کشور در معرض خطر اعتیاد هستند، به طوری که برخی از این دانش آموزان یا تجربه مصرف را داشته یا در معرض این آسیب قرار دارند.
دکتر منصور کیایی همچنین در ادامه افزود: حدود ۱۰ هزار نفر از دانش آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحلهای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند.
وی با اشاره به همکاری و تعامل میان وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی کشور، اظهار کرد: دانش آموزان معتاد شناسایی شده به واسطه همکاری وزارت بهداشت و درمان و سازمان بهزیستی با وزارت آموزش و پرورش با محوریت ستاد مبارزه با مواد مخدر بر اساس شیوه نامههای موجود مورد درمان قرار می گیرند.
May 14 2018
واکنش تند دولت به تناقضگوییها:برخی دلواپس حضورآمریکا در برجام بودند و هم شاکی خروج آمریکا از برجام
آفتاب: پایگاه اطلاعرسانی دولت در اطلاعیهای اعلام کرد: دولت ضمن استقبال از تمامی اظهارنظرها و توصیههای خیرخواهانه، اعلام میکند که تمامی مراحل مذاکرات و توافق، در چارچوب قانون اساسی، اختیارات و مسئولیتهای رئیسجمهور و مصوبات شورای عالی امنیت ملی بوده است.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، در پی برخی موضعگیری ها درخصوص برجام دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت نکات زیر را به استحضار مردم شریف ایران می رساند:
بسم الله الرحمن الرحیم
ولا تَقْفُ ما لَیسَ لک به علم اِنَّ السَّمْعَ والْبَصَرَ والفُؤاد کُلُ اولئکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولا
این روزها ، برخی گروهها و شخصیتهای محترم ، در مورد اعلام خروج آمریکا از برجام اظهار نظر کرده و بیانیه صادر میکنند. دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت لازم میداند جهت تنویر افکار عمومی در این موقعیت حساس، موارد مهمی را به استحضار ملت شریف ایران برساند:
۱-دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان منتخب ملت ، از ابتدا ، خود را موظف به تحقق خواست مردم در تعامل سازنده با جهان و تلاش خستگی ناپذیر برای رهایی کشور از بند تحریمهای ظالمانه و لغو قطعنامههای خطرناک شورای امنیت سازمان ملل متحد میدانسته است و در این راه همواره تابع سه اصل عزت، حکمت و مصلحت بوده و تیم مذاکره کننده نیز ، تمام تلاش خود را برای کسب بیشترین منافع و اعطای کمترین امتیاز، به کار بسته است.
۲- راهبرد اصلی و اعلام شده دولت ، در مذاکرات طولانی با شش کشور و اتحادیه اروپا، تأمین منافع ملی بوده است و در این مسیر ، هیچیک از حقوق، توانایی¬ها و ظرفیتهای راهبردی کشور مورد مذاکره و معامله قرار نگرفته است ؛ بلکه بهانههای واهی برای متهم کردن ایران را از دست بدخواهان گرفته و حقوق مسلم ملت ایران را برای پیشرفت و حضور عزّتمندانه در اقتصاد جهانی تثبیت کرده است.
۳- برجام از نظر جهانیان، یک دستاورد بی نظیر در عرصه دیپلماسی و صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی است. شکستن اجماع جهانی علیه ایران ، رسوائی صهیونیستها ، برچیده شدن تحریم های بینالمللی، و به رسمیت شناخته شدن برنامه صلح آمیز هستهای کشور بخشی از دستاوردهای برجام به شمار می رود .
۴ -دولت امریکا که همواره ، مجامع بین المللی را در حمایت از خود بسیج می کرد و کشورها را با الزام به تحریم ، در مقابل ایران قرار می داد ، اینک با صهیونیستها تنها مانده و شاهد حمایت جهانی از موضع منطقی و عزتمندانه ایران اسلامی است.
۵- رئیس جمهور فعلی آمریکا مدعی است در جریان برجام کاملاً متضرر شده است و ایران را کشوری می داند که بدترین توافق را به او تحمیل کردهاست. او خروج از برجام را پاسخی برای تحقیر آمریکا در برابر ایران میداند. در چنین شرایط خطیری که وحدت ملی یک ضرورت است، سوال این است که حمله به دولت و تخریب دستاوردهای کشور که همراه با افزایش قدرت دفاعی و تقویت جایگاه منطقهای ایران به دست آمده است، همصدائی با چه جریانی و ریختن آب به آسیاب چه کسانی است ؟
۶- متأسفانه آنان که باید عذرخواه مواضع نادرست خود در گذشته باشند ، طلبکارانه به دستاوردهای ملی می تازند و حاضر نیستند به این سوال پاسخ دهند که خسارتهای تحریم ظالمانه بر ملت ایران چه میزان بوده و برای پیش گیری به موقع از آن خسارتها چه کرده اند؟ آنها هیچ گاه حاضر نیستند از ناتوانی خود در ارائه راههای جایگزین برجام سخن بگویند و صادقانه بابت رویکرد غلط و کارشکنی های خود در روند پیشرفت کشور ، از ملت عذرخواهی کنند. آنها در تعارضی آشکار ، هم دلواپس حضور آمریکا در برجام بودهاند و هم شاکی خروج آمریکا از برجام. مدیریت مسئولانه کشور ، عرصه تناقض گوئی نیست ؛ بلکه نیازمند تصمیم قاطع و عمل شجاعانه است.
۷- دولت ضمن استقبال از تمامی اظهار نظرها و توصیههای خیرخواهانه ، اعلام میکند که تمامی مراحل مذاکرات و توافق ، در چارچوب قانون اساسی ، اختیارات و مسئولیتهای رئیس جمهور و مصوبات شورای عالی امنیت ملی بوده است. در شرایط جدید نیز برای مقابله موثر با اقدام تحریک آمیز آمریکا، و تضمین انتفاع ایران از برجام ، تدابیر لازم اتخاذ شده و در حال اجرا است.
۸- در شرایط حساس کنونی که بار دیگر ، دولت زیاده خواه امریکا ، زبان به تهدید ایران گشوده است، از همه شخصیتها و گروههای وفادار به انقلاب اسلامی انتظار میرود که با پیروی از رهنمودهای مقام معظم رهبری ، به انسجام و وحدت ملی مدد رسانند و با حمایت از مواضع دولت در صحنه بین المللی ، به جهانیان نشان دهند که مردم ایران یکپارچه و یک صدا ، در مقابل ناقضان عهد، ایستادگی و از حقوق خود دفاع خواهند کرد.
May 14 2018
علی مطهری به جنتی: تعیین تکلیف برای رئیس جمهور و مجلس از وظایف شما نیست
بیبیسی: علی مطهری، نائب رئیس مجلس ایران، در نامهای به احمد جنتی، رئیس مجلس خبرگان، او و مجلس خبرگان رهبری را به “دخالت” در وظایف دولت و مجلس متهم کرده و درباره “تعریض ناخواسته” به آیتالله علی خامنهای هم تذکر داده است. این اظهارات آقای مطهری در واکنش به بیانیه مجلس خبرگان درباره خروج آمریکا از توافق هستهای موسوم به برجام است که در آن این نهاد خواستار “عذرخواهی” حسن روحانی از ملت ایران شده بود.
آقای مطهری خطاب به آقای جنتی در نامه ای که امروز ۲۴ اردیبهشت (۱۴ مه) منتشر کرده، نوشته “پذیرفتهاید که برجام با نظر مقام رهبری امضا شده است و از طرف دیگر از رئیسجمهور خواستهاید که به خاطر خسارتهای وارده ناشی از برجام از مردم عذرخواهی کند. آیا این دو سخن تناقض و احیانا تعریض ناخواسته به مقام رهبری نیست؟”
نامه نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در سربرگ رسمی و خطاب به جایگاه آقای جنتی در سمت ریاست مجلس خبرگان و به طور سرگشاده منتشر شده است.
او در نامه اش خطاب به رئیس مجلس خبرگان نوشته “آیا تکلیف شرعی دستگاه دیپلماسی را جنابعالی تعیین میکنید یا مقام رهبری؟ همچنین آیا تکلیف قانونی دستگاه دیپلماسی را جنابعالی تعیین میکنید یا مجلس؟”
آقای مطهری به آقای جنتی گفته “ورود به مسائلی مانند برجام و تعیین تکلیف برای رئیسجمهور و مجلس شورای اسلامی از وظایف آن مجلس نیست”.
حق نشر عکس isna
Image caption بیانیه مجلس خبرگان به امضای احمد جنتی خواستار عذرخواهی حسن روحانی از ملت ایران شده
بیانیه مجلس خبرگان رهبری واکنشهای متعددی در شبکه های اجتماعی نیز به همراه داشته است.
مجلس خبرگان رهبری یک روز پیش از این در بیانیهای به امضای آقای جنتی خطاب به دولت و مجلس ایران دستوراتی در ارتباط با توافق هستهای مطرح کرده و از حسن روحانی رئیس جمهور ایران خواسته بابت آنچه “خسارت های وارده در برجام” و “رعایت نشدن خط قرمز” های آیتالله خامنهای خوانده شده، از مردم ایران عذرخواهی کند.
آقای مطهری خطاب به احمد جنتی گفته “یکی از معضلات کشور ما دخالت نهادهای مختلف در کار یکدیگر است” و در ادامه کارکرد مجلس خبرگان را به آقای جنتی یادآوری کرده و نوشته “وظیفه مجلس خبرگان رهبری طبق قانون اساسی، گذشته از انتخاب رهبر در زمان خاص، نظارت بر بقای شرط عدالت در مقام رهبری و نظارت بر دستگاههای زیرمجموعه رهبر است”.
کمتر از یک هفته پیش، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، ضمن خودداری از رفع دورهای تحریم های هسته ای ایران با امضای یک فرمان دولتی اعلام کرد که ایالات متحده آمریکا از توافق جامع هسته ای موسوم به برجام خارج می شود.
از زمان خروج آمریکا از برجام، دولت حسن روحانی تحت دور تازه ای فشارها از سوی منتقدان و مخالفان داخلی اش قرار گرفته که برجام را خسارت به منافع جمهوری اسلامی ایران می خوانند.
به غیر از برخی مقام های ارشد نظامی، از جمله این مخالفان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین ایران است که تحریم های بین المللی علیه برنامه هسته ای پس از ارجاع این پرونده به شورای امنیت شدت گرفت و از جمله به کاهش صادرات نفت و سقوط درآمدهای ملی ایران منجر شد.
May 14 2018
پیام تازهترین فیلم فرهادی: مذهب دیگر کاری برای شما نمی کند
رادیوفرانسه: فیلم “همه می دانند” ساخته اصغر فرهادی محصول کشور اسپانیا به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره کن ۲۰۱۸ با حضور او، بازیگران و عوامل فیلم و همچنین هنرمندان، کارگردان ها، تهیه کنندگان و دیگر مهمانان مراسم افتتاحیه نمایش داده شد. فیلمی که می توان با نادیده گرفتن برخی نقاط ضعف، واجد ویژگی هایی نو در سینمای فرهادی دانست.
اگرچه اصغر فرهادی در نشست خبری این فیلم گفت که دلیل ساخت اثری خارج از ایران، کشف فرهنگ های دیگر و نمایش مشترکات میان فرهنگ های مختلف بوده، اما به نظر می رسد فیلم “همه می دانند” حامل پیامی ست که جز در خارج از ایران امکان ساخته شدن نداشت.
هرچند به نظر نمی رسد با وجود انتقال داستان و فضا به خارج از ایران، این فیلم هم مثل فیلم “گذشته” که در فرانسه ساخته شد، بخت نمایش در ایران را داشته باشد.
داستان فیلم با یک کلیسای کهنه و زنگ آن آغاز می شود و تماشاگر نمی داند کلیسا قرار است چه مفهوم و نقشی در این فیلم داشته باشد. آیا در کلیسا قرار است فقط سکانس های مراسم عروسی نمایش داده شود؟ آیا کلیسا جایی است که شوهر “لائورا” زن اول فیلم با بازی پنلوپه کروز برای بازسازی آن هزینه می پردازد؟
فیلم تا حدودی ویژگی های سینمای فرهادی را دارد. در ابتدای داستان جمعی مشغول ماجرایی شاد و هیجان آور هستند، خواهر “لائورا” قرار است ازدواج کند و او برای شرکت در آن به همراه دو فرزندش از آرژانتین به شهر زادگاهش در اسپانیا آمده است. جایی که تقریبا همه افراد خانواده اش در آنجا زندگی می کنند. حتی عشق قدیمی اش “پاکو” با بازی “خاویر باردم” هم در همین شهر مانده و با زنی دیگر ازدواج کرده است.
ADVERTISING
inRead invented by Teads
در میانه جشن عروسی وقتی همه شاد از این پیوند و از این دور هم جمع شدن هستند، دختر نوجوان لائورا گم می شود و از همین جا بحران آغاز می گردد.
بقیه فیلم تا تقریبا نیم ساعت پیش از انتهای آن به گشتن در پی دختر لائورا می گذرد. پاکو تلاش می کند به او برای اینکار کمک کند و در عوض وقتی شوهر لائورا خودش را از آرژانتین به آنجا می رساند به جای انجام هر کاری، صبر می کند تا خدا مشکل را حل کند چون با ایمانی که به او دارد یقین دارد در این شرایط، تنها و گرفتار نمی ماند. چیزی که برای پاکو به عنوان فردی بی ایمان غیرقابل درک است.
به نظر می رسد بحران فیلم به همین ماجرا ختم می شود و با آنچه در آثار پیشین فرهادی دیده ایم احتمالا با پایانی باز روبرو خواهیم شد که تماشاگر مجبور است حدس بزند پس از پایین آمدن پرده چه بر سر شخصیت ها آمده است.
اما فرهادی این بار راه دیگری را رفته است. بحران واقعی فیلم در واقع در نیم ساعت انتهایی آن آغاز می شود. وقتی که لائورا برای پاکو رازی را فاش می کند. رازی که همه جز خود پاکو از آن خبر دارند. رازی که پاکو را وامی دارد به جای یکجا نشستن مثل شوهر لائورا و انتظار رسیدن مدد از سوی خداوند، کاری برای دختر لائورا انجام بدهد.
پاکو و شوهر لائورا دو شخصیت کاملا متقابل یکدیگر هستند. اولی فردی خودساخته است که کار را از کودکی آغاز کرده و حالا برای خودش صاحب مزرعه انگور و کارخانه شراب سازی شده، و دومی فردی که ایمانش از او به جای عملگرایی، فردی الکلی در گذشته و شخصیتی منفعل و بیکار در حال حاضر ساخته است.
استفاده از تصاویر کارت پستالی و نقش آفرینی ضعیف پنه لوپه کروز
فیلم “همه می دانند” هرچند از فیلمنامه ای محکم بهره می برد که سبب نشاندن تماشاگر پای آن تا انتها می شود، اما به دلایلی هم می تواند برای او خسته کننده باشد. استفاده از تصاویر کارت پستالی و بهره گیری از جلوه های بصری برای جذب تماشاگر شاید در وهله اول جذاب باشد اما در نهایت به آن ضربه می زند.
همچنین پنه لوپه کروز که پیش از این در فیلم های کارگردانان بزرگ از جمله “پدرو آلمادوآر” توانسته نقش زنی گرفتار بحران را با هنرمندی ایفا کند اینبار بیشتر در نقش زنی ظاهر می گردد که در شرایط سخت جز چهره گریان از او چیزی نمی بینید. از زمان گم شدن دختر تا پایان آن، پنه لوپه جز با چنین چهره ای در مقابل دوربین ظاهر نمی شود که با توجه به توانایی های این بازیگر به نظر می رسد این نقشی است که توسط کارگردان برای او تعریف شده است. واکنشی که شاید اوج استفاده از آن در فیلم های دهه هفتاد اروپا بوده و از آن مدت ها گذشته است.
“همه می دانند” در ایران چگونه نمایش داده می شود؟
فرهادی در نشست خبری “همه می دانند” گفت که امیدوار است فیلمش در ایران نمایش داده شود. اما به نظر می رسد او با توجه به شرایط حاکم بر ایران به خوبی می داند که چنین فیلمی در کشور خودش قابلیت اکران عمومی ندارد.
شخصیت مثبت فیلم، سازنده شراب است و در سکانس های مختلف شراب خوردن او و دیگر بازیگران را می بینیم. لباس هایی که بازیگران زن به تن دارند با توجه به زمان وقوع فیلم در تابستان چنان است که برای سانسور آنها باید بخش زیادی از فیلم حذف شود و از آن مهمتر نقش مذهب در این فیلم است. کلیسایی که در ابتدای داستان می بینید در انتها نشان می دهد که هیچ کاری جز برگزاری مراسم ازدواج و درخواست از معتقدان ثروتمند برای کمک به بازسازی آن، کارکرد دیگری ندارد. همچنان که وقتی پاکو، شخصیت بی ایمان فیلم نقش اصلی را در حل مشکل خانواده ایفا می کند، شخصیت مذهبی داستان کاری نمی کند جز ادامه دروغ شانزده ساله خود و در پایان هم می بینیم که کسانی در حال شستن صلیب روی دیوار هستند.
می توان گفت فیلم “همه می دانند” حکایت از خلق دنیایی تازه در سینمای فرهادی دارد. دنیایی که کارگردان برای نمایش آن نه تنها مجبور به تغییر کشور، زبان و فرهنگ داستان شده بلکه برای رساندن پیام خود مسجد را با کلیسا عوض کرده است.
May 12 2018
افشاگری ۳۰میلیارد دلاری احمدی نژاد درباره برنامه هسته ای
ایران وایر: محمود احمدی نژاد، عضو مجمع تشخیص مصلحت ایران در یادداشتی که دیروز درباره خروج آمریکا از برجام منتشر کرده، نوشته است در جریان برجام، «بیش از ۳۰میلیارد دلار تاسیسات هسته ای متوقف یا از دور خارج شد.» این نخستین بار است که یک عدد قابل توجه برای هزینه های هسته ای ایران اعلام می شود. اسفند۹۳، محمد سعیدی، معاون اسبق سازمان انرژی اتمی، هزینه برنامه هستهای ایران را کمتر از دو میلیارد دلار خواند. این رقم دو سال بعد توسط علی اکبر صالحی بیش از دو برابر اعلام شد: «پنج میلیارد دلار برای نیروگاه بوشهر و دو نیم میلیارد دلار برای نظنز، اراک و … هزینه شده» است. ارقامی که مقام های جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته ای اعلام می کنند، فاصله خیلی زیادی با برآوردهای خارجی دارد. آبان۹۲، برخی مقام های امنیتی اسرائیلی به خبرگزاری فرانسه گفتند که ایران ۴۰ میلیارد دلار صرف ساخت و نگهداری تاسیسات هسته ای کرده است. آیت الله خامنه ای، ۲۹دی۹۴ در نامه ای که به حسن روحانی درباره مذاکرات هسته ای نوشت، تاکید کرد: «در برابر آنچه در این معامله [توافق هسته ای] به دست آمده، هزینههای سنگینی پرداخت شده است». تاکیدی که به نظر می رسد با برآوردهای خارجی بیشتر تطبیق دارد دارد تا برخی برآوردهای داخلی.
این اعداد و ارقام البته مربوط به ابعاد فنی این برنامه است. سال۹۲، دو موسسه آمریکایی موسسه کارنگی و فدارسیون دانشوران آمریکا در گزارشی اعلام کردند که ایران بیش از ۱۰۰میلیارد دلار به دلیل کاهش درآمدهای نفتی و سرمایه گذاری خارجی زیان دیده است. آبان همان سال، منابع اسرائيلی اعلام کردند که زیان های ناشی از تحریم ها، ۱۳۰ میلیارد دلار بوده است. گزارش های معطوف به سرسام آور بودن هزینه تحریم ها، فقط برآوردهای خارجی نیست. یک گزارش منتشرشده در تاریخ ۲۶دی۹۵ در روزنامه دنیای اقتصاد برآورد کرده است که تشدید تحریم ها و از دست دادن بازارها باعث شد که «در مجموع عدمالنفع حدود ۴۰۰میلیارد دلاری در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی به کشور تحمیل شود.» اعداد و ارقام دیگری هم وجود دارد.
آیت الله خامنه ای، ۲۹دی۹۴ در نامه ای که به حسن روحانی درباره مذاکرات هسته ای: «در برابر آنچه در این معامله [توافق هسته ای] به دست آمده، هزینههای سنگینی پرداخت شده است».
تلویزیون صدای آمریکا به نقل از احمد خرم، وزیر راه و ترابری دولت خاتمی نوشته که خسارت تحریم به اقتصاد ایران حدفاصل سال های ۹۰ تا ۹۲، ۴۲۰ میلیارد دلار بوده است. هفته نامه صدا هم گزارشی که اسفند۹۴ منتشر کرده، با اشاره به اضافه پرداخت های اجباری برای صادرات و واردات و هزینه و خسارت ناشی از کاهش فروش نفت، به نقل از یک منبع مطلب نوشته که تحریم ها، «روزی ۱۵۰میلیون دلار حداقل اضافه هزینه غیرقابل تردید از محل تحریم ها برای کشور به ارمغان آورده است. این میزان چیزی حدود یارانه ۱۲میلیون نفر در یک ماه است. یعنی یارانه ۱۲میلیون نفر در یک ماه، تنها در یک روز، هزینه شده است.»
عباس عراقچی: « اگر برنامه هسته ای کشورمان را بخواهیم صرفا با معیارهای اقتصادی بسنجیم، خسرانی بزرگ است. یاگر هزینه مواد تولیدی را بخواهیم محاسبه کنیم، اصلا تصورش را نمی توانیم کنیم»
تاکنون گزارشی درباره زیان های بخش خصوصی، هزینه های ناشی از بلوکه شدن سرمایه های ایران، فسادهای ناشی از تحریم و واسطه گری دلالانی چون بابک زنجانی و …، در دوران تحریم هایی که بخش مهمی از آنها ناشی از تبعات برنامه هسته ای ایران بود، منتشر نشده و نمی توان گفت برنامه هسته ای و تحریم ها چه اندازه هزینه داشته یا خسارت زده اند. به همین اعتبار می توان تا اطلاع ثانوی این گفته عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران را مدنظر قرار داد که مرداد۹۴ در جلسه ای خصوصی به مدیران صداوسیما گفت: « اگر برنامه هسته ای کشورمان را بخواهیم صرفا با معیارهای اقتصادی بسنجیم، خسرانی بزرگ است. یاگر هزینه مواد تولیدی را بخواهیم محاسبه کنیم، اصلا تصورش را نمی توانیم کنیم»، چاه ویل هسته ای.
May 12 2018
خروج آمریکا از برجام؛ چرا شورای امنیت ساکت است؟
دویچهوله: خویشتنداری شورای امنیت در قبال خروج یکطرفه آمریکا از توافق هستهای بدون دلیل نیست؛ زیرا سکوت میتواند از بدتر شدن وضع پیشگیری کند. این موضوع به تبصرههایی در صفحه چهارم قطعنامه ۲۲۳۱ مربوط میشود.
وقتی اوقات صدراعظم آلمان تلخ باشد، یک نشست کاتولیکی فرصت خوبی میشود تا او، به بیان نظراتش از جمله درباره خروج یکجانبه آمریکا از برجام بپردازد. آنگلا مرکل روز جمعه ۱۱ مه در مونستر گفت: «به عقیده من درست نیست توافقی که در شورای امنیت تصویب شده، به صورت یک طرفه ملغی اعلام شود.»
مرکل ادامه داد که تصمیم ترامپ اعتماد به نظم بینالملی را مخدوش میکند. او گفت این خبر خوبی برای جهان نیست که هر کس هر کاری دلش خواست بکند.
اما خبر بد را جهان شنیده است. آمریکا از برجام بیرون رفته و توافق را یکطرفه فسخ کرده است. توافقی که امضای هفت کشور را پای خود داشت.
به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید
۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵ شورای امنیت به عنوان تعیینکننده ترین نهاد سازمان ملل با اکثریت مطلق ۱۵ عضو خود، قطعنامه توافق اتمی را تصویب کرد. توافقی که پایانی بود بر مذاکرات پرفراز و نشیب دوازده ساله با ایران بر سر طرحهای اتمی این کشور.
این که آمریکا از این توافق خارج میشود، نقض آشکار یک قطعنامه معتبر جهانی و نفی قوانین اجرایی است. اما چرا سازمان ملل با وجود بدیهی بودن امر، سکوت پیشه کرده است؟ هیچ نمایندهای در این نهاد ابراز ناخشنودی نکرده، هیچ تقاضایی برای نشست اضطراری طرح نشده، هیچ اعتراض یا بحثی شنیده نمیشود. چرا؟
بهتر است اقدامی نشود
فرحان حق، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل، گرچه نقض یک قطعنامه و اقدامهای بعدی را به اعضای شورای امنیت مربوط میداند، اما پیشنهاد میکند که قطعنامه توافق اتمی به دقت مطالعه شود.
در صفحه چهارم قطعنامه ۲۲۳۱ که ۱۴۴ صفحه دارد، چند تبصره بسیار مهم در راستای بازگشت قطعنامههای پیشین گنجانده شده است. مثلا چنانچه یکی از امضاکنندگان توافق اعلام کند که یکی از طرفین به تعهدات خود پایبند نبوده، شورای امنیت باید ظرف ۳۰ روز، پیشنویس قطعنامه جدیدی را به رای بگذارد. اگر تصویب چنین قطعنامهای ناکام ماند، قطعنامههای تحریمی پیشین علیه ایران دوباره به جریان خواهند افتاد؛ مگر شورای امنیت به گونه دیگری تصمیم بگیرد.
اما شورای امنیت چه تصمیمی میتواند بگیرد؟
سکوت خشمگینانه
فرانسه، بریتانیا، روسیه، چین، آلمان و ایران سکوت کردهاند و نمیخواهند برای اعتراض و شکایت به نیویورک بروند. سکوتی که به نظر میرسد به قصد پیشگیری از پیامدهای بعدی است.
چنانچه ایران، روسیه، چین، فرانسه یا بریتانیا بخواهند نقض توافق اتمی از سوی آمریکا را در شورای امنیت محکوم کنند، با وتوی واشنگتن روبرو خواهند شد. باز به خاطر وتوی آمریکا، هیچ قطعنامه جدیدی هم در کار نخواهد بود و حتی خطر این وجود دارد که تحریمهای جدیدتری وضع شوند.
طنز ماجرا
آمریکا میتوانست بحث عدم پایبندی ایران به قطعنامه ۲۲۳۱ را به شورای امنیت بکشاند اما یک دلیل بسیار ساده برای ممکن نبودن چنین تصوری وجود دارد. کافی است به یاد آورده شود که جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا مختصر و مفید گفت ما دیگر طرف قرارداد نیستیم!
در تشریح وضعیت میتوان گفت رفتار ۶ امضاکننده دیگر برجام، یک نرمش دیپلماتیک و طنزی تاریخی است. سکوت شورای امنیت این بار میتواند استثنائا از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کند.