اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Nov 28 2017

خامنه ای با احمدی نژاد چه کند؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

ایران وایر: به نظر می رسد تنها راه حل ممکن برای حل مسئله احمدی نژاد، دستور حصر و حذف شخص اوست.

​علیرضا زاکانی، فعال اصولگرا بارها این خاطره را مرور کرده؛ احمدی نژاد به او گفته بود همه همت کنیم استخوان هاشمی را از گلوی انقلاب بکشیم بیرون. حالا خاطره یک فاجعه شده؛ استخوان احمدی نژاد در گلوی خامنه ای گیر کرده. راهی که احمدی نژاد رفته و برخوردی که خامنه ای داشته اما طولانی و پیچیده تر از این خاطره بازی ها بوده:

از اردیبهشت ۸۸ می شود به عنوان یک نقطه مناسب برای الگوی «پشت بلندگو» نام برد. در دعوای احمدی نژاد و ری شهری بر سر سازمان حج و زیارت، احمدی نژاد دوبار به نامه های خامنه ای بی توجهی کرد و به ناچار رهبر نامه علنی جداگانه به ری شهری نوشت که سازمان حج و زیارت به روال سابق اداره شود. خرداد۸۸ هم وقتی خامنه ای رنجش ناطق نوری و هاشمی از اتهامات احمدی نژاد را دید، در خطبه های نماز جمعه علنی از این دو حمایت کرد و گفت به احمدی نژاد هم تذکر داده و می داند که او به این تذکر توجه خواهد کرد. تیرماه ۸۸ وقتی بر سر معاون اول شدن مشایی جنگی در میان اصولگرایان درگرفت، احمدی نژاد به نامه مخفیانه رهبر بی اعتنایی کرد و دفتر خامنه از از طریق ابوترابی نامه را علنی کرد ولی احمدی نژاد تن نداد و به ناچار مشایی استعفا داد تا جنگ تمام شود. نمونه سوم فروردین۹۰ بود که احمدی نژاد در یک درگیری امنیتی، حیدر مصلحی را از وزارت اطلاعات برکنار کرد، تلاش های مخفیانه خامنه ای برای حل ماجرا فایده نداشت و رهبر به ناچار نامه علنی نوشت به مصلحی که به کارت ادامه بده. بهمن ۹۱ هم وقتی احمدی نژاد در مجلس نوار رشوه خواهی فاضل لاریجانی را پخش کرد، رهبر صادق لاریجانی را از موضع گیری تند و علنی نهی کرد ولی خودش علنی گفت کار احمدی نژاد غیرقانونی و غیرشرعی بوده، اظهاراتی که دل خیلی از احمدی نژادی ها را شکست. مهرماه ۹۵ هم وقتی خامنه ای متوجه شد توصیه اش درباره کاندیدا نشدن احمدی نژاد در انتخابات بی فایده است، از پشت بلندگو او را نهی کرد. کار برای احمدی نژاد تمام نشد ولی برای شورای نگهبان حجت تمام شد که با خیال راحت می تواند او را ردصلاحیت کند. بنابراین یک الگوی مهم برخورد خامنه ای با احمدی نژاد، از پشت بلندگو حرف زدن بوده است. برخورد احمدی نژاد اما با مسئله چطور بوده است؟ در ماجرای سازمان حج و زیارت سکوت کرد و پذیرفت، در ماجرای ناطق و هاشمی توجه ای نکرد، در ماجرای معاون اولی مشایی قصد داشت برود با خامنه ای مذاکره کند ولی استعفای مشایی مانعش شد، در ماجرای برکناری مصلحی خشمگین شد و رفت ۱۱ روز خانه نشینی کرد. قهرش ادامه داشت تا اینکه متوجه شد مجلس مصمم به برکناری اش است، به ناچار به دولت برگشت. در ماجرای افشاگری علیه خانواده لاریجانی وقعی به حرف رهبری ننهاد و مسیرش را رفت و در ماجرای کاندیداتوری مجلس هم چنین کرد و کاندیدا شد.

مدل دوم را می توان «سکوت و تماشا» نام نهاد. خرداد ۹۰ هنگامی که امام جمعه کاشان فاش کرد خامنه ای به فرمانده سپاه گفته مشایی را بازداشت نکند ولی دم نیروهای او را بچیند، مشخص شد رهبری به یک مدل دیگر هم برای مهار احمدی نژاد تن داده است. از آن دوران تاکنون، بسیاری از حلقه احمدی نژاد بازداشت و ردصلاحیت و حاشیه نشین شده اند: محمدشریف ملک زاده، اسفندیار رحیم مشایی، حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر، محمدرضا رحیمی، سعید مرتضوی، بهمن شریف زاده، عبدالرضا داوری، عباس امیری فر، آزاده اردکانی و …. ابوالقاسم فقیه، مسعود زریبافان و … هم پرونده باز دارند، مانند خود احمدی نژاد. برخی روزنامه نگاران و مدیران پایین دستی هم قربانی شدند. روش معمول خامنه ای در مقابل مجموعه این تحولات معمولا سکوت بوده، یک بار با تلاش شاهرودی ملک زاده از زندان رهایی یافت و بار دیگر با دخالت خامنه ای، بقایی از انفرادی نجات داده شد ولی برآیند کلی رفتار خامنه ای در قبال حذف و لاغرتر شدن شبکه سیاسی احمدی نژاد، سکوت بوده است و رضایت نسبی. برخورد احمدی نژاد با این مدل، از همان ابتدا اعتراض و انتقاد به قوه قضاییه و سازمان اطلاعات سپاه بوده، نامه به خامنه ای هم نوشت، با شاهرودی رایزنی کرد، برای ردصلاحیت مشایی به دیدار خامنه ای هم رفت ولی با بی فایده بودن نامه نگاری ها و دیدارها، شروع کرد به نامه نوشتن به مردم، افشاگری تصویری و تشویق یارانش به اعتراض و بست نشینی.

مدل سوم اما یک مدل محدود است. صدور حکم عضویت احمدی نژاد در مجمع تشخیص در مرداد۹۲ و تمدید این عضویت در مرداد۹۶، تداوم دعوت احمدی نژاد به جلسات و برنامه های دفتر رهبر و حمایت گاه و بیگاه از برخی برنامه های دولت احمدی نژاد و ناتوانی قوه قضاییه در به ثمر رساندن پرونده های شخص محمود احمدی نژاد، نشان می دهد هنوز رشته علاقه ای باقی مانده که نمی خواهد سرانجام دوگانه احمدی نژاد – خامنه ای، دستور حذف و حصر علنی باشد. پای آبروی سیاسی خود خامنه ای هم در میان است. او ۱۴سال پیش از بوی خوش خدمت احمدی نژاد گفت و بالایش کشید. به همین دلیل بود که به تعبیر محمد یزدی، دوسال آخر ریاست جمهوری اش، احمدی نژاد را تحمل کرد؛ مجبور بود. یک ملاحظه مهم دیگر هم هست. متاثر از همان حمایت ها و تعاریف دیرینه خامنه ای، در این سال ها، یک همپوشانی سیاسی سبد رای و حمایت اجتماعی خامنه ای و احمدی نژاد به وجود آمده است. یک تحلیل گر اصولگرل در وب سایت الف به تازگی نوشته: «پایگاه اجتماعی افراد برای رهبری امت بسیار با اهمیت است … احمدی نژاد هنوز فرشته آرمانی هواداران و حامیان بسیاری است. یک شبه و به یک دستور سیاسی حذف نمی شود … به این آدم باید فرصت داد تا بیشتر شناخته شود … هر چقدر دور شود، بیشتر شناخته می شود و پروژه حذف خودبه خودی صورت می گیرد، نه به صورت خشن و فیزیکی.» مشابه همین ایده را هم خامنه ای درباره حصر موسوی و کروبی داشت. حامیان رهبر بارها توضیح داده اند او مخالف دادگاهی شدن موسوی و کروبی بود، می گفت باید توسط مردم محکوم شوند، بدنه را از راس جدا کنیم، خودشان حذف می شوند. با این حال، تحرکات احمدی نژاد این مدل را قطعا ناکام می گذارد. حجم فعالیت گسترده ای که او علیه صادق لاریجانی صورت داده، دقیقا برای جلوگیری از حذف شدن خودش است. او می خواهد مانع از رئیس جمهور شدن علی لاریجانی شود و مخالف رهبر شدن صادق لاریجانی است و با دست گذاشتن بر یکی از تاریک ترین نقاط جمهوری اسلامی یعنی دستگاه قضایی و افشاگری های گاه به گاه خودش و یارانش علیه سایر اجزای نظام کماکان می تواند به حفظ ارتباط خود با بدنه حامی اش امیدوار باشد و خودبخود حذف نمی شوند. در این میان برخی با علم به اینکه از هر طرف لاریجانی و احمدی نژاد که کشته شود، به سود همه است، بدشان نمی آید این جنگ ادامه داشته باشد. ماندن جنگ در سطح لاریجانی – احمدی نژاد به سود خامنه ای هم هست. پشت بلندگو آمدن خامنه ای و نهی و مقابله علنی، جنگ را از دوگانه احمدی نژاد- لاریجانی به احمدی نژاد- خامنه ای تبدیل می کند و نتیجه هرچه شود، تف سربالاست ولی مشکل اینجاست که با توجه به سوابق سرتق بودن احمدی نژاد و شلوغ بازی های رسانه ای اش، مشخص نیست مدل فعلی برخورد با احمدی نژاد یعنی حذف بدنه سیاسی و تنهاکردن او چقدر موثر باشد. به نظر می رسد تنها راه حل ممکن برای حل مسئله احمدی نژاد، دستور حصر و حذف شخص اوست. سفره پر از زخم، چرک، فساد و ریایی که خامنه ای پهن کرد، جز با این روش پرهزینه و پرحاشیه جمع نمی شود، مثل خیلی سفره های دیگر.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, صادق لاریجانی, علی لاریجانی, محمود احمدی‌نژاد, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Nov 27 2017

با فشار مقامات کشور، تحقیقات قضایی از پرونده جاسوسی زهرا لاریجانی آغاز شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

آمدنیوز: به گزارش «آمدنیوز»، در حالی‌که دادستان کل کشور از ورود اداره متبوع خود به پرونده جاسوسی «زهرا لاریجانی» برای کشور انگلستان ممانعت کرده بود، روند تحقیقات قضایی این پرونده با گردشکار دادستانی ویژه روحانیت آغاز شده است.

منابع خبری «آمدنیوز» اطلاع داده‌اند که روند تحقیقات پرونده جاسوسی «زهرا لاریجانی» برای انگلستان که پیش‌تر در جلسه‌ی کارشناسان معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات با «محمدجعفر منتظری» دادستان کل کشور با مقاومت و ممانعت وی مواجه شده بود، توسط دادستانی ویژه روحانیت آغاز شده است.

پیش‌تر «آمدنیوز» از ارجاع این پرونده جاسوسی به «ابراهیم رئیسی» و دادستانی ویژه روحانیت خبر داده بود.

بنا بر این گزارش، «صادق لاریجانی» به این‌ دلیل که ساختار حفاظتی دادگاه ویژه روحانیت، ساختاری کاملا امنیتی است نتوانسته از روند این پرونده اطلاعات زیادی را کسب کند. هم‌چنین رقابت‌های سیاسی و اداری درون قوه قضائیه و دشمنی پنهان «صادق لاریجانی» و «ابراهیم رئیسی» با یکدیگر، از علل این عدم اطلاع عنوان شده است.

در آخرین جلسه‌ی شورای امنیت کشور (شاک)، برای نخستین‌بار طی ماه‌های اخیر، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران (ساس) و سازمان حفاظت اطلاعات قوه قضائیه (حفا قوه) عنوان کردند که با همکاری یکدیگر، تحقیقات رسمی در خصوص این پرونده را با «دستور قضایی» آغاز کرده‌اند. این در حالی است که این دو سازمان امنیتی، پیش‌تر با مخفی نگه‌ داشتن جاسوسی «زهرا لاریجانی» برای کشور انگلستان، در حال باج‌گیری امنیتی از «صادق لاریجانی» رئیس قوه قضائیه بوده‌اند. این دو نهاد تا پیش از این در تمامی جلسات رسمی، پرونده جاسوسی «زهرا لاریجانی» را «کتمان» و از بیان حقایق پرونده خودداری می‌کردند.

از آخرین وضعیت «زهرا لاریجانی» گزارش رسیده است که وی هم‌چنان در منزل خود (واقع در غرب تهران) در حبس خانگی قرار دارد. مأموران امنیتی سازمان حفاظت اطلاعات سپاه (ساحفاسا)، تمامی مکالمات و سخنان وی در منزل را کنترل می‌کنند، با این‌حال «زهرا لاریجانی» به هیچ‌وجه از تلفن ثابت، موبایل و ماهواره استفاده نمی‌کند و کلیه‌ی ارتباطات خود با محیط خارج از منزل را قطع کرده است.

روز چهارشنبه ۱۰ آبان‌ماه، «صادق لاریجانی» در حالی که به برخی مسئولان و تیم حفاظتی خود به دروغ اعلام کرد در سفر غیر رسمی قم به سر می‌برد، به غرب تهران رفت و مخفیانه با «زهرا لاریجانی» در منزلش ملاقات کرد.

ارتباط «صادق لاریجانی» رئیس قوه قضائیه با بیت رهبری پس از افشای پرونده جاسوسی دخترش، دچار دگرگونی شده است. وی در ملاقات هفتگی سران سه قوه با رهبری حاضر نمی‌شود و به شدت به دنبال دست‌یابی به پرونده‌های فساد مالی نزدیکان رهبری است، به طوری‌که چندی پیش راننده و مباشر پیشین «وحید حقانیان» دستیار ویژه رهبری را به دلایل واهی بازداشت کرد تا بتواند به پرونده‌‌های فساد مالی «وحید حقانیان» دست پیدا کند. برخی منابع نیز از تلاش وی برای کسب پرونده‌های ویژه فساد مالی از فرزندان رهبری خصوصا «سیدمسعود خامنه‌ای» برای باج‌گیری سیاسی از رهبری خبر داده‌اند.

بر اساس گزارشات متعدد منابع خبری «آمدنیوز»، میزان اعتماد مقامات کشور به «صادق لاریجانی» در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد، به طوری‌که چندی قبل وی درخواست کرده بود تا «محمدعلی جعفری» فرمانده کل سپاه برای دیدار و گفت‌وگو در خصوص «خروج نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران از محل زندگی دخترش»، به دفتر کار رئیس قوه قضائیه برود که «محمدعلی جعفری» درخواست وی را رد کرده است.

چندی قبل «حمید بقایی» و «محمود احمدی‌نژاد» که هنوز نفوذ بالایی در ارکان امنیتی نظام دارند، هر یک به طور جداگانه، در ویدیوهایی به «۶۳ حساب بانکی شخصی رئیس قوه قضائیه» و «جاسوسی زهرا لاریجانی برای انگلستان» اشاره کردند؛ سخنانی که قطعا بدون اطمینان از صحت این پرونده‌ها، امکان مطرح کردن از سوی رئیس‌جمهور سابق و معاون او را نداشته است.

«حمید بقایی» پس از پایان نخستین جلسه دادگاه غیر علنی خود در برابر دوربین‌های خبری گفته بود: «من نه ۶۳ حساب بانكى شخصى دارم كه بترسم، نه دخترم جاسوس انگليس است.» وی پس از بیان این سخنان مورد حمله‌ی مأموران پایگاه هفتم پلیس امنیت تهران مستقر در میدان ۱۵ خرداد قرار گرفت و مدارکش به سرقت رفت.

هم‌چنین چندی قبل «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور سابق نیز در ویدیوی که کانال دولت بهار آن‌ را منتشر کرد اظهار داشت: «مردم، بچه‌هایم جاسوس نیستند! برادرانم زمین‌خوار نیستند! خود من هم ۶۳ حساب شخصی ندارم که هر ماه سودش را بگیرم! هر کس بگوید ‘دزد’ به رئیس قوه قضائیه بر می‌خورد.»

اشاره اقای احمدی‌نژاد به خبر ۶۳ حساب بانکی شخصی صادق لاریجانی بود که با «بلاصاحب» اعلام کردن بسیاری از اموال مردم، چندین هزار میلیارد تومان را در ۶۳ حساب بانکی شخصی خود بلوکه و ماهیانه مبلغ ۵۰ میلیارد تومان سود بانکی از آن دریافت می‌کند.

«آمدنیوز» بنا بر اصل «حفاظت از جانِ منابع خبری»، برخی اطلاعات این پرونده را به طور دوره‌ای و با رعایت اصل مهم «حفظ جان افراد» منتشر خواهد کرد و به محض برطرف شدن برخی خطرات، از مدارکی در خصوص این پرونده، رونمایی خواهد کرد.

برچسب‌ها: امنیتی, جاسوسی, درگیری جناحی, زهرا لاریجانی, سیاسی, صادق لاریجانی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Nov 27 2017

محسن رفیق‌دوست: به زودی خدمت احمدی‌نژاد خواهند رسید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: محسن رفیق‌دوست، فعال سیاسی اصولگرا در واکنش به انتقادهای تند محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق ایران از قوه قضاییه گفته است که این قوه در حال تکمیل پرونده او است و “بزودی خدمتش خواهند رسید.”

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) آقای رفیق‌دوست گفته است: “من از اول احمدی‌نژاد را قبول نداشتم. او تعادل ندارد.”

او همچنین گفته است: “بزرگترین مشخصه احمدی‌نژاد این است که به ولایت مومن نیست و با این رفتار و اعمال به دنبال اسم و رسم است. اکثر اصولگرایان در برابر احمدی‌نژاد سکوت نکرده‌اند و او را از این رفتارها نهی و مذمت می‌کنند.”

  • دادستان کل ایران: احمدی‌نژاد کلکسیون قانون‌گریزی است
  • حمله ‘لباس شخصی‌ها’ به نزدیکان احمدی‌نژاد در شاه عبدالعظیم
  • بقایی در دادگاه حاضر نشد و در شاه عبدالعظیم بست نشست

محمود احمدی‌نژاد، در هفته‌های اخیر انتقادهای بی‌سابقه‌ای را علیه قوه قضاییه ایران مطرح کرده است.

او چهار روز پیش در مصاحبه‌ای تصویری با سایت دولت بهار، قوه قضائیه را “دیکتاتور” خوانده بود.

او گفته بود: “قوه قضاییه اختیاراتش فوق‌العاده است و حتی از رهبری هم بیشتر است. تنها قوه‌ای است که هیچ نظارتی بر آن نیست… عملکرد قوه قضاییه یک سیر کاملا نزولی دارد. الان کل کشور در خطر است و امیدی به اجرای عدالت نیست.”
آقای احمدی‌نژاد اخیرا به تندی به برادران لاریجانی حمله کرده است

این گفتگو بعد از بست‌نشینی بحث‌برانگیز حمید بقایی و چند نفر از نزدیکان آقای احمدی نژاد منتشر شد.

آقای بقایی بیش از ده روز پیش در پی امتناع از حضور در جلسه سوم دادگاهش در اعتراض به “رفتار دستگاه قضایی” در آرامگاه شاه عبدالعظیم بست نشست و آقای احمدی‌نژاد هم او را همراهی ‌کرد.

رئیس جمهور سابق ایران در شاه عبدالعظیم به شدت به برادران لاریجانی حمله کرد.

حملات آقای احمدی‌نژاد به قوه قضاییه با واکنش تند محمد جعفر منتظری، دادستان کل ایران همراه شده است.

آقای جعفری دیروز یکشنبه پنجم آذر به صراحت از آقای احمدی‌نژاد نام نبرد ولی گفت: “کسی که ۸ سال مدیریت عالی کشور را عهده دار بوده است؛ خصوصا در چهار سال دوم مدیریتش با یک کلکسیونی از قانون‌گریزی و عمل خلاف قانون، دم از دفاع از حقوق مردم می‌زند.”

دادستان تهران همچنین گفته است: “قهر کردن و ۱۱ روز خانه‌نشینی کردن و رها کردن دولت، بوسه بر تابوت یک کافر ملحد زدن، مادر چاوز را در بغل گرفتن و بوسه بر گونه‌هایش گذاشتن و اهانت به مراجع تقلید و دروغ گفتن، جابجایی اعتبارات و بودجه‌ها؛ چنین آدمی با شناسنامه این چنینی امروز در عرصه مقابله با قوه ‌قضاییه، اهانت‌ها و جسارت‌ها و توهین‌ها می‌کند. این دفاع از حقوق مردم است؟”

در روزهای اخیر همچنین ویدیویی از اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر سابق محمود احمدی‌نژاد منتشر شد که او هم انتقادهای تندی از مسئولان قوه قضاییه داشته است.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

Nov 27 2017

دوچرخه‌سواری زنان در مجامع عمومی جایز نیست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب ::

رادیوفردا: رهبر جمهوری اسلامی در مورد دوچرخه سواری زنان اعلام کرد که دوچرخه‌سواری آنان در مکان‌های عمومی«جایز نیست».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آیت‌الله علی خامنه‌ای در پاسخ به استفتایی که روز یکشنبه پنجم آذر در این خبرگزاری منتشر شد، همچنین تاکید کرد که دوچرخه‌سواری زنان «در جایی که در معرض دید نامحرم است، جایز نیست».

روزنامه وقایع اتفاقیه روز چهارم شهریور سال گذشته به نقل از یکی از اعضای واحد «استفتائات» دفتر رهبر جمهوری اسلامی درباره «حکم دوچرخه‌سواری زنان بالغ» نوشته بود که آیت‌الله خامنه‌ای «درباره دوچرخه‌سواری و موتورسواری می‌فرمایند در صورتی که به‌گونه‌ای نباشد که جلب نظر نامحرم شود یا مفسده‌ای به آن مترتب نباشد جایز است، بنابراین باید شخص توجه کند که در چه شرایطی اقدام به دوچرخه‌سواری می‌کند و این کار چه صورتی دارد. اگر نکات گفته‌شده رعایت شود، جایز است».

با این حال، سایت‌های نزدیک به اصولگرایان، سخنان رهبر جمهوری اسلامی در روز هشتم دی سال ۷۵ در دیدار با مسئولان سازمان تربیت بدنی را منتشر کردند که گفته بود، دوچرخه‌سواری «دخترها در خیابان‌های تهران … مناسب نیست» و در ورزش « تبرج و خودنمایی زن ممنوع است».

به گزارش جام جم آنلاین، شهیندخت مولاوردی، معاون وقت زنان رئیس جمهوری، نیز در روز پنجم شهریور سال گذشته در توئیتی نوشت: «طبق اعلام دفتر رهبر انقلاب دوچرخه سواری بانوان با رعایت موازین شرعی بلامانع است».

با این وجود، نیروی انتظامی تهران کمتر از دو هفته بعد در روز ۱۶ شهریور سال ۹۵ از برگزاری برنامه دوچرخه‌سواری گروهی «خانوادگی» که بنا بود در قالب کمپین «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» اجرا شود، جلوگیری کرد.

کمپین «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» از سوی فعالان محیط زیست استان اراک مطرح شد که حمایت سازمان محیط زیست ایران را به همراه داشت. این سازمان حتی اعلام کرد که برای خرید دوچرخه وام پرداخت می‌کند.

در روز پنجم مرداد سال ۹۵ هم پس از مخالفت ماموستا مصطفی شیرزادی، امام جمعه مسجد جامع شهر مریوان، با دوچرخه‌سواری زنان، نیروی انتظامی این شهر دوچرخه تعدادی از زنان شرکت کننده در برنامه «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» را توقیف و تعدادی از آنان را بازداشت کرده بود.

پس از این اتفاق، بیش از یک هزار تن از مردم مریوان و فعالان مدنی با امضای نامه‌ای خطاب به معاونت زنان ریاست جمهوری و مقام‌های محلی، به ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در این شهر اعتراض کردند.

پس از آن هم گروهی از زنان تهرانی روز دوم شهریور سال ۹۵ با حمل پلاکاردهایی از سخنان منتسب به رهبر جمهوری اسلامی با این عنوان که «دوچرخه‌سواری زنان، هم شرعی است هم قانونی»، در خیابان ولی‌عصر و انقلاب دوچرخه‌سواری کردند.

در این میان، در پی ممانعت‌ها و افزایش انتقاد‌ فعالان مدنی از اعمال محدویت‌ علیه دوچرخه سواری زنان٬ دفتر آیت‌الله خامنه‌ای روز ۲۰ شهریور سال ۹۵ در پاسخ به استفتای خبرگزاری فارس اعلام کرد که «دوچرخه‌سواری بانوان در مجامع عمومی و در منظر نامحرم، غالبا موجب جلب نظر مردان و در معرض فتنه و به فساد کشیده شدن اجتماع و منافی با عفت بانوان است و لازم است ترک شود و در صورتی که در منظر نامحرم نباشد اشکال ندارد».

فتوای رهبر جمهوری اسلامی درباره ازدواج موقت در فضای مجازی

به گزارش خبرگزاری ایسنا، رهبر جمهوری اسلامی همچنین در پاسخ به استفتایی اعلام کرد که زنان و مردان مجرد «برای حلال شدن رابطه مجازی» می توانند به صورت تلفنی، صیغه ازدواج موقت بخوانند و برای خواندن این صیغه، شناختن طرف مقابل لازم نیست و «همین که در عقد، مخاطب شما معلوم باشد، کفایت می کند».

دفتر آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه «آیا خواندن صیغه عقد موقت در فضای مجازی ـ برای حلال شدن رابطه مجازی ـ صحیح است؟» نوشت که از نظر او، «نوشتن کافی نیست اما خواندن عقد به صورت تلفنی و امثال آن با رعایت شرایط لازم اشکال ندارد».

وی درعین حال اعلام کرد که «یکی از شرایط این است که بنابر احتیاط واجب، در ازدواج با دختر باکره، اجازه پدر یا جدّ پدری او لازم است و بنابر احتیاط بدون آن عقد صحیح نیست».

رهبر جمهوری اسلامی پیش از این نیز در پاسخ به استفتایی درباره شوخی زنان و مردان با یکدیگر در فضای مجازی و«فالو و لایک» کردن «جنس مخالف» اعلام کرده بود که «به طور کلی ارتباط با نامحرم» که امکان«وقوع حرام» داشته باشد، «جایز نیست».

برخی دیگر از مراجع تقلید شیعه نیز پیش از این در این باره فتواهای مشابهی را اعلام کرده‌اند.

درهمین حال، نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای بارها از تاثیرات فضای مجازی در ایران انتقاد کرده‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی روز ۱۴ شهریور سال ۹۴، در حکم انتصاب اعضای جدید شورای عالی فضای مجازی، مأموریت‌هایی چون «سالم‌سازی فضای مجازی»، «تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات» و «ممانعت از آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی» را برای این شورا تعیین کرده بود.

برچسب‌ها: اجتماعی, اسلام و مسلمین, حقوق بشر, دوچرخه‌سواری, زن, سیاسی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Nov 27 2017

سعید مرتضوی در ارتباط با وقایع کهریزک به دو سال حبس قطعی محکوم شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: وکیل خانواده محسن روح‌الامینی از جانباختگان وقایع سال ۱۳۸۸ در ایران، خبر داد که سعید مرتضوی دادستان وقت تهران به جرم معاونت در قتل به دو سال حبس قطعی محکوم شده است.

خبرگزاری تسنیم روز یکشنبه ۵ آذر اظهارات میرمجید طاهری وکیل دادگستری را بازتاب داده که عنوان کرده حکم دادگاه تجدیدنظر رسیدگی به جرایم آقای مرتضوی صادر و با پیامک به او ابلاغ شده است.

سعید مرتضوی در دادگاه اولیه از اتهام معاونت در قتل تبرئه شده بود که همین امر اعتراض خانواده محسن روح‌ الامینی را به دنبال داشت. محسن روح‌الامینی و بسیاری دیگر از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در پی دستگیری به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند.

طبق گزارش‌های رسمی جمهوری اسلامی در این بازداشتگاه به جز محسن روح‌الامینی دست‌کم سه نفر دیگر به نام‌های امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی و رامین آقازاده قهرمانی کشته شدند.

با این حال سعید مرتضوی که از متهمان اصلی این پرونده بود در دادگاه اولیه تنها به اتهام «بازداشت غیرقانونی» افرادی که آنها را به کهریزک فرستاده بود به انفصال دائم از خدمات قضایی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.

اکنون سه سال پس از صدور حکم اولیه، رای دادگاه تجدید نظر سعید مرتضوی اعلام شده که اتهام «معاونت در قتل» را وارد دانسته است.

میرمجید طاهری وکیل اولیای دم محسن روح‌الامینی اظهار داشت: «دادگاه تجدید نظر مرتضوی را با یک درجه تخفیف به ۲ سال حبس در ارتباط با اتهام معاونت در قتل محکوم کرده و این حکم قطعی است.»

سعید مرتضوی پیش از این در نامه‌ای سرگشاده از خانواده جانباختگان بازداشتگاه کهریزک عذرخواهی کرده بود. وی اما در عین حال تاکید کرده که کشته شدن بازداشت‌شدگان عمدی نبوده است.

آقای مرتضوی که پس از تعلیق قضایی در دولت محمود احمدی‌نژاد به ریاست سازمان تامین اجتماعی رسید، پرونده‌ای نیز در رابطه با اقدامات خود در این سازمان دارد و از جمله اتهاماتی که به وی وارد شد، پرداخت وجوه غیرقانونی به اشخاص است.

وی برای سال‌ها قاضی دادگاه مطبوعات در ایران بود و حکم به توقیف ده‌ها نشریه و بازداشت شمار زیادی از روزنامه‌نگاران داده است.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, سعید مرتضوی, سیاسی, کهریزک

شما هم چیزی بگو

Nov 26 2017

تصویب دو فوریت طرح اصلاح قانون انتخابات شوراها

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,سیاسی ::

شبکه خبر: نمایندگان در نشست علنی امروز (یکشنبه، 5 آذر) مجلس شورای اسلامی دو فوریت طرح اصلاح قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی را با 154 رأی موافق، 23 رأی مخالف و 10 رأی ممتنع از مجموع 205 نماینده حاضر در جلسه تصویب کردند.
طبق تبصره یک ماده یک این طرح، اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی ساکن در شهرها و روستاهای کشور می‌توانند نامزد انتخابات شوراهای اسلامی همان شهر و روستا شوند.
اسفندیار اختیاری به عنوان طراح این طرح گفت: قانون شوراها مربوط به سال 77 بوده و در چارچوب قانون اساسی تدوین شده و اجازه داده است تمام ایرانیان در انتخابات شهر و روستا شرکت کنند و هدفی جز آبادانی ایران ندارند.
نماینده مردم زرتشتیان ایران در مجلس شورای اسلامی افزود: متاسفانه فروردین سال جاری تبصره ای از ماده 26 قانون مذکور حذف و به نوعی مانع شد که نماینده اقلیت های دینی در انتخابات شرکت کنند.
وی یادآور شد: مبانی که باعث حذف این تبصره شد استناد شده به صحبت های امام (ره)، این در حالی است که امام درباره وحدت کلمه و حضور اقلیت های دینی جملات بسیار زیادی دارند که در این خصوص در 27 آبان سال 61 در جماران در ملاقات با نمایندگان اقلیت های دینی فرمودند ایران مال همه و توحید مذهب همه و ما ملتی واحد هستیم و این جمله سربرگ تمامی نامه های ماست و در مجموعه مراسم نیز مبنا قرار می گیرد.
اختیاری ادامه داد: از نظر شکلی اگر قرار است قانونی حذف یا کلمه ای حذف یا اضافه شود باید از طریق مجلس انجام شود زیرا مجلس مسئول قانونگذاری است و انتظار می رود مجمع تشخیص مصلحت نظام به این موضوع توجه کند.
عبدالکریم حسین زاده در موافقت با طرح مذکور گفت: امروز کشورهای خاورمیانه و اسلامی در آتش جنگ ها و اختلافات درون سرزمینی خود می سوزند؛ موضوع همبستگی و وحدت ملی به پدیده و پاشنه آشیل تمام سرزمین ها تبدیل شده است، چرا ما نباید به اتحاد ملی و وحدت و همبستگی توجه کنیم.
نماینده مردم نقده و اشنویه در مجلس شورای اسلامی افزود: با توجه به مسائل و مشکلات درون سرزمینی که در جلسه غیرعلنی امروز نیز به آن اشاره شد و همچنین با توجه به وضعیت کشور، خاورمیانه و نیاز اساسی ما به همزیستی مسالمت آمیز که روش و سلوک امام راحل و مقام معظم رهبری است باید به تصویب دو فوریت این طرح اقدام کنیم تا اتحاد و همدلی ما دچار خدشه نشود.

تصویب فوریت اصلاح بندی از قانون برنامه ششم

در جلسه علنی امروز مجلس همچنین طرح یک فوریتی اصلاح تبصره بند ب ماده 35 قانون برنامه ششم توسعه تقدیم مجلس شد که قید فوریت آن به تصویب رسید.

در این طرح که کلیات و جزئیات آن در جلسات بعدی مجلس بررسی خواهد شد، بازسازی و نوسازی قنات ها با همکاری جهاد کشاورزی مورد تأکید قرار گرفته است. این طرح ابتدا با قید دو فوریت تقدیم مجلس شد که دو فوریت آن به تصویب نرسید.

در ماده واحده این طرح آمده است: در تبصره ذیل بند ب ماده 35 قانون برنامه ششم توسعه بعد از عبارت توسعه روش های آبیاری نوین عبارت بازسازی و نوسازی قنوات، توسعه آب بندها، انتقال آب از طریق لوله به مزارع و اجرای عملیات آب و خاک و آبخیزداری اصلاح می شود.
کشور را جز با تفکر و رفتار بسیجی نمی‌توان اصلاح کرد

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در محکومیت اقدام تروریستی مسجدی در مصر گفت: متأسفانه برخی به نام دین و مذهب اقدام به کشتن انسان‌های بی‌گناه می‌کنند.

مسعود پزشکیان در نشست علنی امروز (یکشنبه، 5 آذر) مجلس شورای اسلامی به مناسبت روز بسیج، افزود: این روز را که به فرمان امام خمینی (ره) به نام بسیج نامگذاری شد به بسیجیان تبریک می گویم و از اقدامات آنها تشکر می‌کنم.
نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی گفت: اعتقاد دارم کشور را جز با تفکر و رفتار بسیجی نمی‌توان اصلاح کرد، آن روحیه بسیجی بود که توانست انقلاب اسلامی را تا اینجا ادامه دهد بنابراین اگر بتوان در عمل و نه در نظر، با همان باور و اعتقاد بسیجی بمانیم و برای ساخت کشور بسیجی عمل کنیم خواهیم توانست کشور را از تمام بحران‌هایی که با آن مواجه است، نجات دهیم.
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: لازم است به منظور اقدام تروریستی در مسجد مصر به مردم این کشور تسلیت گفته شود و اقدامات تروریست ها را محکوم می‌کنم، اینکه به نام دین و مذهب انسان‌های بی‌گناه را با هدف رفتن به بهشت به گلوله می‌بندند فاجعه است ضمن اینکه شناعت این اقدام در هیچ ذهنیتی قابل تصور نیست.

برچسب‌ها: اصلاح قانون, انتخاباتی, سپنتا نیکنام, سیاسی, شوراها

شما هم چیزی بگو

Nov 26 2017

طرح سوال نمایندگان از وزیر اطلاعات درباره پرونده پرستو فروهر

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

ایسنا: تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از وزیر اطلاعات درباره علت شکایت این وزارتخانه از پرستو فروهر که منجر به تشکیل پرونده در دادگاه انقلاب برای وی شده، طرح سوال کردند.

سیدفاطمه حسینی با اعلام این خبر به ایسنا، گفت: سوال من، خانم‌ها مافی، سیاوشی، اولادقباد و آقایان پارسایی و محمود صادقی از آقای علوی این است که چرا وزارت اطلاعات به جای رسیدگی و تعقیب و مجازات قاتل یا قاتلان مرحوم داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری، از دختر ایشان که برای برگزاری مراسم بزرگداشت آنها فعالیت کرده شکایت کرده است.

به گفته فاطمه حسینی در شرح این سوال آمده است:

«بنا بر شواهد و دلایل موجود آقای داریوش فروهر و همسرش در تاریخ اول آذر 77 توسط بعضی از ماموران وزارت اطلاعات به طرز فجیعی در منزل ایشان به قتل رسید. این عمل که آشکارا و خلاف موازین شرعی، قانونی، انسانی و اخلاقی بود و همان زمان صریحا مورد مذمت و تقبیح رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت آسیب زیادی را به وجهه نظام جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی وارد کرد. رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه مورخ 18 دی 77 فرمودند مرحوم فروهر قبل از انقلاب دوست ما بود، اول انقلاب همکار ما بود، بعد از پدید آمدن فتنه‌های سال 60 دشمن ما شد اما دشمن بی‌خطر و دشمن بی‌ضرر، دشمن بی‌خطری بود، انصافا آدم نانجیبی هم نبود، حالا شما فکر می‌کنید کسی که مثل فروهر را می‌کشد آیا این فرد می‌تواند دوست نظام باشد؟

متاسفانه وزارت اطلاعات و بعضی از مراجع امنیتی دیگر که باید حافظ امنیت و آزادی‌های مشروع شهروندان باشند طی سال‌های گذشته نه تنها در کشف و تعقیب رسیدگی و برخورد با آن جنایت دهشتناک که قلم از بیان آن شرم دارد کوتاهی کرده بلکه همه ساله از برگزاری مراسم یادبود برای ایشان جلوگیری کرده است.

البته امسال خوشبختانه اجازه برگزاری مراسم را داده‌اند ولی بنابر اظهار خانم پرستو فروهر فرزند ایشان، سه روز پس از سالگرد آنها وزارت اطلاعات از او شکایت کرده و پرونده‌ای برای رسیدگی به اتهامات مطروحه در شعبه 28 دادگاه انقلاب تشکیل داده‌اند. اکنون سوال از وزیر محترم اطلاعات این است که اولا وزارت اطلاعات تاکنون چه اقدامی برای شناسایی، تعقیب و مجازات عامران و مباشران آن جنایت فجیع انجام داده است و ثانیا چرا به جای دلجویی از بازماندگان همه ساله برای بازماندگان ایشان مزاحمت ایجاد می‌کند و چرا پس از برگزاری مراسم از دختر ایشان در دادگاه انقلاب شکایت کرده است؟»

برچسب‌ها: امنیتی, پرستو فروهر, تروریزم, جنایات رژیم, حقوق بشر, داریوش و پروانه فروهر, سیاسی, قتل‌های زنجیره‌ای

شما هم چیزی بگو

Nov 26 2017

حساب‌های شهرداری تهران مسدود شد، بدهی 470 میلیارد تومانی شهرداری به تأمین اجتماعی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

ته نیوز: معاون بیمه‌ای سازمان تأمین اجتماعی گفت: شهرداری تهران 470 میلیارد تومان تا سال 94 به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است ولی علی‌رغم مذاکرات صورت گرفته به تعهدات عمل نشد و براساس قانون حساب‌های شهرداری مسدود شدند.
حساب‌های شهرداری تهران مسدود شد/ بدهی 470 میلیارد تومانی شهرداری به تأمین اجتماعی

به گزارش خبرداغ،معاون بیمه‌ای سازمان تأمین اجتماعی گفت: شهرداری تهران 470 میلیارد تومان تا سال 94 به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است ولی علی‌رغم مذاکرات صورت گرفته به تعهدات عمل نشد و براساس قانون حساب‌های شهرداری مسدود شدند.

محمدحسن زدا در گفت‌وگو با فارس، درباره مسدود شدن حساب‌های شهرداری توسط سازمان تأمین اجتماعی اظهار داشت: تأمین اجتماعی یک میلیون و 200 هزار نفر کارفرما دارد و تمامی اقدامات ما باید بر اساس قانون انجام شود.

وی با اشاره به اینکه شهرداری تهران حدود 470 میلیارد تومان به سازمان تأمین اجتماعی تا پایان سال 94 بدهکار است،‌گفت: ما بر اساس قانون شرایط کارفرما را رعایت کرده‌ایم و به کارفرمایانی که در معرض ورشکستگی بوده‌اند بر اساس ماده 41 تأمین اجتماعی کمک کرده‌ایم و سعی کردیم مشارکت داشته باشیم تا کشور از مشکلات اقتصادی عبور کند.

زدا افزود: در دی ماه سال گذشته تفاهم‌نامه‌ای با شهرداری تهران امضاء کردیم که در آن تفاهم‌نامه 4 بند مدنظر گرفت و مقرر شد شهرداری بخشی از طلب خود را به صورت اقساط، 100 میلیارد تومان در تابستان امسال و بخش باقیمانده را تهاتر کند.

معاون بیمه‌ای سازمان تأمین اجتماعی ادامه داد: شهرداری تنها بخشی از بدهی خود را تقسیط کرد و مابقی را پرداخت نکرد.

وی افزود: ما با مدیران جدید شهرداری تهران نیز صحبت کرده‌ایم و جلساتی با معاونان جدید شهردار برگزار شد و مجدداً مهلتی برای پرداخت مطالبات به شهرداری تهران دادیم ولی اتفاق جدیدی در این خصوص رخ نداد.

زدا افزود: بر اساس ماده 50 قانون تأمین اجتماعی قسمت اجرائیات سازمان وارد عمل شد و حساب‌های شهرداری مسدود شدند.

وی افزود: این اقدام تماماً بر اساس قانون صورت گرفته است و مهلت‌های متعددی نیز به شهرداری تهران برای پرداخت داده شد.

معاون بیمه‌ای سازمان تأمین اجتماعی بیان داشت: سازمان تأمین اجتماعی ماهی 4 هزار میلیارد تومان فقط مستمری پرداخت می‌کند و از سوی دیگر باید تأمین منابع نیز داشته باشد.

زدا یادآور شد: اکنون نیز مذاکراتی با مدیران شهرداری تهران صورت گرفته است و مقرر شده بدهی شهرداری به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت شود.

برچسب‌ها: اقتصادی, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, شهرداری تهران, غارت, محمدباقر قالیباف

شما هم چیزی بگو

Nov 26 2017

سادات ایران (۳)؛ احترام همراه با ترس

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::


«حالا فرض کنیم من همه این ملخ‌ها را از بین بردم. پس این ملخ‌های عمامه به سر را چه کنم؟» (مجله «ملا نصرالدین» ۱۲ مه ۱۹۱۷)
رادیوفردا: نوشته زیر سومین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.
چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان
ترس از سید‌ها
احترام بیش از حد، اغلب ترس هم ایجاد می‌کند. هیوم-گریفیث در سال ۱۹۰۹ می‌نوشت «ایرانیان که سیدها را همچون شخصیت‌های مذهبی در نظر می‌گیرند، از هرگونه مخالفت با سید‌ها و رنجاندن آنها هراس دارند» (۱۸). بریکتو (همانجا) می‌نویسد که روستاییان خوششان نمی‌آید که در روستای آنها سید‌ها هم زندگی کنند. این هم شگفت انگیز نیست. چه کسی می‌خواهد برای محصول کار و زحمتش «شریک مفت» داشته باشد؟ در عین حال آنها فکر می‌کنند که به هرحال هم احوال خوب و هم احوال بد یک سید در روستای آنها می‌تواند برای «دنیا و یا آخرت» عواقب ناخوشایندی داشته باشد.
سیدها در میان ترکمن‌های ایل یوموت مقام ویژه‌ای داشتند. هنگامی که یک بار راهزن‌های یوموت با تصور یغمای ایل «گوکلان» گوسفندهایی را دزدیده بودند، کاشف به عمل آمد که آن گوسفند‌ها متعلق به سید محل بوده است که ترکمن‌ها «خواجه» می‌نامند. بعد از این جریان هم «خواجه سید» محل به سراغ ترکمن‌های یوموت آمده خواستار برگرداندن گوسفندهایش گشت و ترکمن‌های وحشتزده با هزار «توبه، توبه» و طلب بخشایش، گوسفند‌های سید را پس دادند (ییت، همانجا.)

به گفته فرایزر در آن ولایات یکی از بلندپایه‌ترین سیدها، کسی بوده که گویا وارد تنوری با هیزم‌های آتشین و سرخ رنگ می‌شده و می‌گفته «من سردم هست!» این داستان باعث اوج گرفتن شهرت و نفوذ آن سید محل گشته، اما فرایزر در اینجا محتاطانه این را هم علاوه می‌کند که طبیعتا هیچ کس شخصا سید نام‌برده را در درون تنوری سوزان ندیده بود.

اما مقام و منزلت همه سید‌ها یکسان نیست. جیمز فریسر (۱۹) در «سفرنامه کردستان و میانرودان» خود که در سال ۱۸۴۰ چاپ شده، می‌نویسد مقام آنها وابسته به شهرتی که درمورد کارهای خارق‌العاده به هم زده‌اند، بالاتر و یا پایین‌تر است. به گفته فرایزر در آن ولایات یکی از بلندپایه‌ترین سیدها، کسی بوده که گویا وارد تنوری با هیزم‌های آتشین و سرخ رنگ می‌شده، تکه‌های سوزان هیزم را به دست می‌گرفته و بدون آنکه دست و یا بدنش بسوزد، می‌گفته «من سردم هست!» آنگاه سید مزبور بدون آنکه نقطه‌ای از بدنش سوخته باشد از درون تنور بیرون می‌آمده است. این داستان باعث اوج گرفتن شهرت و نفوذ آن سید محل گشته، اما فرایزر در اینجا محتاطانه این را هم علاوه می‌کند که طبیعتا هیچ کس شخصا سید نام‌برده را در درون تنوری سوزان ندیده بود.

البته سیدها هم از داستان‌های خوف‌انگیز که باعث افزایش نفوذ و اعتبارشان می‌شد، خوششان می‌آمد، اما هنگامی که شخصی به این داستان‌ها باور نمی‌کرد و به آن محلی نمی‌گذاشت، رفتار سید‌ها بر می‌گشت. مثلا در سال‌های ۱۸۹۰ راهزنی در آذربایجان بود که امن و امان مردم را گرفته بود. اما هرچه می‌کردند، نمی‌توانستند راهزن نامبرده را دستگیر کنند. بالاخره «سیدی وعده داد که در ازای پانصد تومان با خواندن دعایی باعث بازداشت راهزن مزبور شود» (۲۰) اما راهزن سر گردنه از این تهدید‌ها نترسید، چرا که سربازان محل با او همدست شده بودند. در نتیجه راهزن مزبور با شلیک گلوله‌ای به وسط دو چشم سید، او را از پا درآورد.

سید‌ها بخت خود را با «فرنگی‌ها» هم آزمایش می‌کردند تا شاید پولی از آنها دسترس کنند. فلویر در بلوچستان به دو سید مسن و جاافتاده برخورده بود که با توپ و تشر می‌خواستند از او پولی بگیرند. فلویر هم عوض جا زدن و پرداختن پول، خود به توپ و تشر نسبت به آن دوسید پرداخته بود. وقتی آن دو این اوضاع را دیده بودند، این بار شروع به تمنا و خواهش پول کرده بودند که در نتیجه فلویر حتی بیشتراز مقدار درخواستی آنها پولی پرداخته، کار را با خوشی پایان داده بود (۲۱).

مردها خواهان ازدواج با زنان سیده نبودند، چرا که فکر می‌کردند که آنها توقعات بیش از حدی دارند. اما خانواده‌ها مایل بودند دختر خود را به عقد سیدی بدهند و حتی مهریه هم نخواهند و مخارج عروسی را هم خودشان تقبل نمایند، زیرا امتیاز و فواید ازدواج با یک سید آشکارا بیشتر از غیر سید‌ها بود.

موسر به شکل مبالغه‌آمیزی می‌نویسد «هر کسی که عمامه سبز بر سر دارد، باید حقه باز باشد.» (۲۲) اما مالکلم این تشخیص را «نسبی» کرده علاوه می‌کند که سیدها و ملاها بعنوان فرد، محترم بودند، گرچه بعنوان یک قشر کسی به آنها حرمت نمی‌کرد.

فریر که آشنایی نزدیکی با رفتار و عادات سیدها داشت، می‌نویسد: «سیدها بدترین زالوهای مردم هستند. مردم مجبورند خرج زندگی آنها را تامین کنند. هیچ کس به درجه سیدها نادان نیست، اما آنها هرقدر هم غیر قابل تحمل باشند، مردم جسارت نمی‌کنند توقعات آنها را رد کنند.» (۲۳)

درباره اینکه خمس که نوعی مالیات اسلامی است، به سید‌ها تعلق می‌گیرد یا نه، چندین حدیث گوناگون و حتی متضاد وجود دارد. اما در عمل در میان شیعیان، خمس، هم به روحانیون و هم به سید‌ها پرداخت شده است، تا جاییکه به قول سایکس حتی گفته می‌شد «دادن خمس به یک سیدِ مست ثواب بزرگتری از دادن صدقه به محتاج‌ترین گدایان است.» (۲۴) از این جهت بسیاری گدایان حرفه‌ای ادعا می‌کردند که سید هستند و در کوچه به عابرین می‌گفتند «من سید اولاد پیغمبر هستم و دادن صدقه به من واجب است» (دونالدسون، همانجا.) نتیجه این وضع آن بود که بقول مالکلم «بخش بزرگی از کمک‌های خیریه در ایران صرف طبقه‌ای گدا می‌شود که از هر نگاه باری بر دوش جامعه شده است.» (۲۵)

اما سید‌ها فقط در کوچه و بازار «گدایی محترمانه» نمی‌کردند. آدامز می‌گوید «سیدهای محترم تر در خانه خودشان می‌نشینند و مردم دور و بر به آنها طبق‌های میوه، قهوه، چایی همراه با پول می‌فرستند. و اگر مردم خودشان این کار را نکنند، سیدها نوکری را می‌فرستند تا آنچه را که نیاز دارند از مردم گرفته، بیاورند.» آنها در ضمن کوشش می‌کردند این صدقه‌ها و هدایا بطور منظم و هرماه صورت گیرد تا وقفه‌ای در درآمد ماهانه آنها به وجود نیاید.

اما سید‌ها فقط در کوچه و بازار «گدایی محترمانه» نمی‌کردند. آدامز می‌گوید «سیدهای محترم تر در خانه خودشان می‌نشینند و مردم دور و بر به آنها طبق‌های میوه، قهوه، چایی همراه با پول می‌فرستند. و اگر مردم خودشان این کار را نکنند، سیدها نوکری را می‌فرستند تا آنچه را که نیاز دارند از مردم گرفته، بیاورند.» (۲۶) آنها در ضمن کوشش می‌کردند این صدقه‌ها و هدایا بطور منظم و هرماه صورت گیرد تا وقفه‌ای در درآمد ماهانه آنها به وجود نیاید. با این ترتیب در بسیاری شهر‌ها فرد مرفه و ثروتمندی نبود که معاش یکی دو سید را به‌طور منظم نپردازد. سید‌های «دون‌پایه‌تر» وقتی در روستاها فصل خرمن می‌شد، خود را به دهات می‌زدند. دروویل می‌نویسد: «آنها پیش کدخدای ده می‌روند که آمدن سید‌ها را افتخاری بزرگ می‌شمارد. بعد کدخدا یک نفر را به ده می‌فرستد تا با صدای بلند خبر آمدن سید‌ها را به اهالی جار زده از مردم بخواهد که آماده ارائه نذر و خیرات و پیشکش‌های خود باشند… همه آن «سهمیه‌های سید» از قبیل گندم، جو، کره، پنیر، پول، سکه نقره و غیره در خانه کدخدا جمع‌آوری می‌شود. بعد سیدها، کدخدا و ریش‌سفیدان ده در خانه کدخدا جمع می‌شوند و او از سیدها خواهش می‌کند که هدایای آنها را قبول بفرمایند و آنها هم طبیعتا این کار را می‌کنند…» (۲۷)

شیوه طلب پول از سوی سیدها اغلب تا حد گستاخی و بی احترامی پیش می‌رفت. فریر یک بار در خانه یک امیر لشکر مهمان بود که ناگهان خود را در محاصره چندین سید سمج می‌یابد که تلاش می‌کردند با هزار بهانه از او پول بگیرند. او می‌نویسد: «اگر کسی خود به تجربه ندیده باشد، امکان ندارد بتواند اندازه بی‌شرمی این مدعیان تبار پیغمبر را تصور کند» (فریر، همانجا).

– این قبر ویرانه متعلق به چه‌کسی است؟
– متعلق به نویسنده مشهور میرزا فتحعلی (آخوندزاده)
– پس آن قبر با گنبد مال کیست؟
– مال یک سید…
کاریکاتور از مجله «ملانصرالدین» ش. ۳، یکم ژانویه ۱۹۱۳

اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم که همه سیدها گستاخ بودند و یا همه آنها از راه گدایی و کلاهبرداری پول مردم را از جیبشان بیرون می‌آوردند. مخصوصا از اوایل سده بیستم به بعد سیدهای بسیاری هم بودند که مانند دیگران مشغول کارهای عادی و زندگی معمولی بودند و با مردم عادی و حتی با خارجیان غیر مسلمان با مهربانی و نیکی رفتار می‌کردند.

اما اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم که همه سیدها گستاخ بودند و یا همه آنها از راه گدایی و کلاهبرداری پول مردم را از جیبشان بیرون می‌آوردند. مخصوصا از اوایل سده بیستم به بعد سیدهای بسیاری هم بودند که مانند دیگران مشغول کارهای عادی و زندگی معمولی بودند و با مردم عادی و حتی با خارجیان غیر مسلمان با مهربانی و نیکی رفتار می‌کردند. بسیاری سید‌ها اصولا ضدخارجی و یا متعصب مذهبی نبودند و حتی در بسیاری موارد به خارجی‌ها کمک هم می‌کردند. مثلا در اصفهان سیدی بنام محمد حسین بود که یک گیاهشناس فرانسوی بنام اوژن بوره را از پیگرد ارامنه خشمگین جلفا رها کرد، چرا که گیاهشناس فرانسوی گویا می‌خواسته ارامنه ارتدکس را به مذهب کاتولیک رُم جلب کند. محمد حسین، گیاهشناس فرانسوی را ابتدا در خانه‌اش در اصفهان پنهان کرد و سپس به او کمک کرد تا از طریق انزلی به خارج فرار کند. (۲۸)

دیولافوی می‌نویسد که تا سال‌های ۱۸۸۰ سنت «به تور انداختن» مردم و گرفتن پول آنها دیگر از رواج افتاده بود. با اینهمه سید‌ها در شهرهای بزرگ مانند اصفهان که سیدش زیاد بود، نفوذ معینی میان دکانداران متوسط داشتند، چرا که آنها برخلاف مردم متمول طبقه بالاتر، چندان نمی‌توانستند در مقابل سیدها مقاومت و مخالفت کنند. (۲۹) از سوی دیگر حتی برخی علمای روحانی مانند محمد مهدی نراقی طبقه موروثی سادات را بخاطر آنکه همگی خود را معصوم و مقدس می‌پندارند، مورد انتقاد قرار می‌داد، اگرچه این قبیل روحانیون استثناء به شمار می‌رفتند (همانجا).

از قرن بیستم به بعد که ‌اندیشه‌های تجدد و مدرنیسم گسترش یافت، طرز پوشاک دگرگون شد، تحصیل عمومی و سرتاسری شد و دیگر تحولات اجتماعی صورت گرفت، این قبیل عادت‌ها و سنت‌ها مانند پرداخت «حق سید» و غیره میان تحصیلکردگان به تدریج کاهش یافت، اما طبقات پایین و باصطلاح «توده مردم» برای ده‌ها سال از این قبیل عادات و سنت‌های خود دست بردار نبودند.

میرزا علی معجز شبستری که همه اشعار خود را به ترکی آذری می‌نوشت و برخی اشعارش را در مجله «ملا نصرالدین» هم منتشر می‌کرد، در شعر «سید» (۳۰) گدایی کردن و زندگی «ذلت‌آمیز» و فقیرانه سید‌های جوان را که نمی‌خواستند مانند مردم عادی دنبال کسب و کار بروند، به تازیانه تنقید می‌گرفت. در اینجا تنها سه بیت نخست آن شعر نقل می‌شود:
«سیّد»

سبب نه دور اولا محتاج این و آن، سید—زراعت ایلمیه آچمیه دکان، سید

جهت نه دور دورا منبر دیبینده ذلتله—نچون گرک ال آچا خلقه، بو جوان سید

نه خسته دور، نه چولاخدر نه کور دور، نه قوجا— گوراخ نه ایش گوره بیلمز بو پهلوان سید

ترجمه فارسی :

چرا باید شود محتاج این و آن، جوان سید—زراعت می‌کند، نه، یا تجارت، نه، جوان سید

چرا باید به ذلت پای منبر ایستد، نالد—گدایی پیشه سازد بهر خود با صد زبان سید

نه بیمار است اگر، نه پیر و نه کور و نه هم معیوب—چه کاری هست، نتواند کند این پهلوان سید

اما آنگونه که شرحش رفت، به‌خصوص از اوایل قرن بیستم به بعد وضع اجتماعی سیدها به تدریج شروع به تغییر یافت و آنها هرچه بیشتر مانند دیگران در زندگی اجتماعی مردم سهم گرفتند. در بخش بعدی و پایانی این گفتار در باره اشتغال سیدها و تاثیر بخصوص آنها در سطح محلی یعنی شهر‌ها و روستا‌های خود سادات سخن خواهیم گفت و با یک نتیجه‌گیری این گفتار را به پایان خواهیم رساند.

برخی منابع:

(18) Hume-Griffith, M.E., Behind the Veil in Persia and Turkish Arabia, Philadelphia, 1909, p. 113
(19) Fraser, James Baillie, Travels in Koordistan, Mesopotamia & c., London, 1840, pp. 149-151
(20) Wilson, S.G., Persian Life and Customs. New York, 1895, p. 221
(21) Floyer, Ernest Ayscoghe, Unexplored Baluchistan, Quetta, 1979, pp. 33-34
(22) Moser, Henri, A Travers l’Asie Centrale, Paris, 1885, p. 420
(23) Ferrier, J.P., Caravan Journeys and Wandering in Persia, Afghanistan, Turkistan and Beloochistan, London, 1857, p. 41
(24) Sykes, Ella, Persia and its People, London, 1910, p. 134
(25) Malcom, Napier, Five Years in a Persian Town, London: John Murray, 1905, p. 101-102
(26) Adams, Isaac, Persia by a Persian. n. p., 1900, p. 388
(27) Drouville, Gaspard, Voyage en Perse pendant les années 1812 et 1813.2 vols., Paris, 1819 [Tehran: Imp. Org. f. Social Services, 1976], I, p. 121
(28) Dieulafoy, Jane, La Perse, la Chaldee et la Susiane, Paris: Hachette, 1887, pp. 319-311
(29) Dieulafoy, ibid
(30) Mo‘jaz Shabestari, Mirzā ‘Ali, Kolliyāt, one vol. in 2 parts, Tabriz, n.d., pp. 12-14

برچسب‌ها: اجتماعی, اسلام و مسلمین, سادات, سیاسی, سید, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Nov 26 2017

مشایی خطاب به قوه قضائیه: بهترین جا برای شلاق، میدان انقلاب است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

دویچه‌وله: دومین جلسه بازپرسی اسفندیار رحیم مشایی، معاون سابق محمود احمدی‌نژاد در دادسرای عمومی و انقلاب تهران برگزار شد. او در سخنانی قوه قضائیه را متهم به سیاسی‌کاری کرد و گفت ما می‌خواهیم چهره واقعی شما را افشا کنیم.

روز شنبه چهارم آذر (۲۵ نوامبر) دومین جلسه بازپرسی اسفندریار رحیم مشایی در دادسرای عمومی و انقلاب تهران برگزار شد. جلسه اول بازپرسی رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد در دولت نهم روز پنجشنبه دوم آذر ماه برگزار شده بود.

رحیم مشایی تصویر احضاریه اول را در کانال تلگرام خود منتشر کرده بود. علت احضار او به دادسرای عمومی و انقلاب تهران، “توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه نظام، تصرف غیر قانونی در اموال دولتی، توهین به مسئولین نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویق اذهان عمومی” مطرح شده است.

یک روز پس از برگزاری جلسه بازپرسی نخست، وب‌سایت دولت بهار نزدیک به محمود احمدی‌نژاد، ویدیوی سخنان اسفندیار رحیم مشایی را منتشر کرد.

او در این ویدیو با اشاره به جزییات جلسه بازپرسی، قوه قضائیه را به شدت مورد انتقاد قرار داد. رحیم مشایی در بخشی از سخنان خود گفت: «یکی از مشکلات کنونی این است که قوه قضائیه با تکیه بر قدرت، به نفع قدرت عمل می‌کند که خلاف روح قانون اساسی است.»

بیشتر بخوانید: واکنش‌ها به “دیکتاتور” خواندن قوه قضائیه توسط احمدی‌نژاد

رحیم مشایی با بیان اینکه بخاطر عملکرد گذشته قوه قضائیه، شرمنده بسیاری از مردم است، افزود: «الان از ما ایراد می‌گیرند که صدایتان برای خودتان درآمده است؛ حق دارند. چون فکر می‌کردیم که شماها در موضع عدالت نشسته‌اید. ما تازه فهمیده‌ایم که شماها دارای چه دیدگاه‌ها و باورهایی هستید و چگونه به مسائل نگاه می‌کنید.»

به گفته معاون سابق محمود احمدی‌نژاد طرح یک اتهام مالی برای کم کردن از جنبه سیاسی احضاریه صورت گرفته است.

او در واکنش به سایر اتهامات گفت: «توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و تصرف غیرقانونی را بعنوان چماق بالای سر نگه داشته‌اید، برای همین است: توهین به مسئولان نظام؛ یعنی خودتان.»

رحیم مشایی افزود: «بنده در این چهار سال که در هیچ مقامی نبوده‌ام، اساسا موضع گیری سیاسی علیه قوه مقننه و مجریه نداشته‌ام، اما درباره دستگاه قضایی چرا.»

او در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه “ما می‌خواهیم نگاه و چهره واقعی شما را افشا کنیم”، گفت: «اگر خواستید اعدام کنید، خیابان پاستور؛ اما اگر خواستید شلاق بزنید آدرس دیگری به شما می‌دهم؛ من آماده‌ام، بهترین جا برای شلاق، میدان انقلاب است.»

افزایش انتقادها به قوه قضاییه

در هفته‌های اخیر انتقاد برخی مسئولان دولت گذشته به عملکرد قوه قضاییه افزایش یافته است. محمود احمدی‌نژاد نیز هفته گذشته از “دیکتاتوری قوه قضاییه” سخن گفته بود.

رئیس‌جمهور سابق ایران روز پنجشنبه دوم آذر در گفت‌وگو با سایت “دولت بهار” گفت که اختیارات قوه قضائیه از اختیارات رهبری جمهوری اسلامی بیشتر است اما هیچ نظارت سیستماتیکی بر این دستگاه صورت نمی‌گیرد.

او می‌گوید ۳۸ سال است افکار عمومی و کارشناسان به طور اصولی از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی انتقاد نکرده‌اند و به طور کلی قضات قوه قضائیه مستقل نیستند و بسیاری احکام از قبل از سوی دادستان تعیین شده‌اند و قاضی فقط آن را تأیید می‌کند.

بیشتر بخوانید: پایان بست‌نشینی همکاران پیشین احمدی‌نژاد در حرم عبدالعظیم

احمدی‌نژاد معتقد است که رئیس قوه قضائیه نیز پیشاپیش فردی را محکوم می‌کند و سپس پرونده را به قاضی می‌سپارد تا او را محکوم کند و قاضی نیز جرأت نمی‌کند حکمی خلاف نظر رئیس‌قوه قضائیه صادر کند.

رئیس‌جمهور پیشین ایران در این مصاحبه به ۱۷ میلیون پرونده اشاره کرد و گفت: «قوه قضائیه برای مردم آبرو نگذاشته است، هم مردم را می‌گیرند و هم وکیل او را می‌گیرند، پس چگونه مردم باید از خود دفاع کنند، به ویژه که دادگاه‌ها را علنی برگزار نمی‌کنند.»

او گفت این سوء‌استفاده و کلاهبرداری از قانون است: «اگر بخواهیم با فساد برخورد کنیم، اول از همه باید با همین قوه قضائیه برخورد کرد».

احمدی‌نژاد  در بخش دیگری از سخنانش گفت: «من بچه‌هایم جاسوس نیستند، برادرانم کارچاق‌کن نیستند، زمین‌خوار نیستند، واردکننده انحصاری دارو نیستند، خودم هم در اطراف قم زمین تصرف نکردم گاوداری درست کنم، پولم هم از پارو بالا نمی‌رود، تابعیت بیگانه ندارم، بچه‌هایم هم ندارند، برادرانم هم ندارند.»

او افزود: «من حساب دولتی بازنکردم پول‌های مردم را در آن بگذارم و سودش را بگیرم و به اختیار خودم خرج کنم.»

به نظر می‌رسد این بخش از سخنان رییس‌جمهور پیشین ایران اشاره به اتهاماتی دارد که نسبت به برادران لاریجانی و برخی فرزندان ‌آنها در فضای مجازی مطرح شده‌اند.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, رحیم مشایی, سیاسی, شارلاتانیزم, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .