اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Sep 26 2018

ترورهای جدید در داخل و خارج از کشور، بررسی انگیزه و اهداف آن، سپیده پورآقایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: اوین باکر Edwin Bakker استاد دانشگاه لایدن در کتاب خود تحت عنوان تروریسم ومطالعات مبارزه با تروریسم Terrorism and Counterterrorism Studies در سال ۲۰۱۵ نوشت:

هر کسی که با ادبیات علمی تروریسم آشنایی داشته باشد، می‌داند در ادبیات علمی تروریسم، تاسیس جمهوری اسلامی در ایران، آغاز موج بزرگ تروریسم جدید در جهان است که سر منشاء خشونت‌های بسیاری شد.
اما برخلاف تصور رایج در چالش‌های بین المللی با حکومت ایران، کارکردهای ترور برای جمهوری اسلامی تنها به حذف مخالفان سیاسی منحصر نمی‌شود. ماشین ترور در این ساختار سیاسی علاوه بر قربانیان سیاسی، قربانیان فکری، اجتماعی، فرهنگی و حتی قربانیان اقتصادی نیز دارد که در پروژه‌های مختلف از بین می‌روند.
در پاسخ به این سوال که چرا جمهوری اسلامی ترور را می‌پذیرد و به آن دامن هم می‌زند باید به چهار کارکرد ترور در این ساختار سیاسی اشاره کرد:

الف. آلترناتیوزدایی ب، توازن میان سیاست خارجی ج. مهندسی روندهای سیاست داخلی د. ترور به مثابه ابزار ارتباطی.
در اولین کارکرد، حکومت ایران به منظور از بین بردن هر نوع آلترناتیو سیاسی برای خود چه به صورت اجرایی یا گفتمانی، قربانیانی را انتخاب می‌کند و آن‌ها را در لیست سیاه قرار می‌دهد: مانند ترور قاسملو، بختیار و برخی چهره‌های سیاسی.
در دومین کارکرد، جمهوری اسلامی می‌کوشد از ترور برای توازن سیاست خارجی استفاده کند، این رفتار گاهی به شکل گروگانگیری شهروندان دوتابعیتی در داخل و گاهی به شکل مرگ شهروندان دوتابعیتی در خارج است.
نمونه‌ای از آن را در جریان مرگ یک ایرانی در کانادا در سال ۸۲ و همزمان با تنش میان دولت ایران و دولت کانادا بر سر مرگ زهرا کاظمی خبرنگار دوتابعیتی در ایران شاهد بودیم.
https: //goo. gl/Xa۹tMd
در سومین کارکرد، جمهوری اسلامی به دنبال مهندسی روندهای داخلی است؛ این یکی از مهمترین فعالیت‌های نهادهای امنیتی در ایران است که با هدف مهندسی فضای سیاسی جامعه اتفاق می‌افتد و از چهار نظر مهم است:
«بیشترین شمار قربانی» را دارد. «بیشترین سطح خشونت» را به کار می‌بندد. «در داخل به وقوع می‌پیوندد» و دیگری به طور مستقیم در نظام تبلیغاتی «به جهت تولید انسداد سیاسی» به کار گرفته می‌شود.
اگر به آمار قربانیان داخلی خشونت که از سوی حکومت «شهید ترور» محسوب می‌شوند نگاه کنیم می‌بینیم که هفده هزار شهید ترور وجود دارد که از طرفی عاملیت این ترور‌ها به گروه‌های مخالفی که امروزه در خارج از کشور هستند نسبت داده شده و می‌شود و از سوی دیگر زمینه سرکوب «مخالفت‌های مشروع» را فراهم می‌کند.
هر ترور در ایران یک حالت فوق العاده به وجود می‌آورد که باعث قدرت نامحدود نهادهای امنیتی می‌شود، به همین جهت بسیاری از پروژه‌های متعارف غیرامنیتی و جامعه مدنی را از دستور کار خارج می‌کند و پروژه‌های دیگری در اولویت قرار می‌گیرند.
در نظر بگیرید انفجار در حرم امام هشتم شیعیان و انفجارهای مختلفی که همگی بعدها مشخص شد کار نیروهای خودی درون سیستم بوده، در به وجود آمدن عدد هفده هزار موثر بوده‌اند.
چهارمین کارکرد ترور برای جمهوری اسلامی، استفاده از این سطح از خشونت به عنوان ابزار ارتباطی است. این ارتباط می‌تواند در «هر حوزه ای»، «با هر مخاطبی» و «با هر سطحی از خشونت» همراه باشد: می‌تواند خطاب به طبقه متوسط به شکل اسیدپاشی و برای ارعاب در خصوص حجاب باشد، می‌تواند برای تهدید رقبا به قصد فشار سیاسی باشد، می‌تواند برای مداخله در جریان تقنین صورت گیرد، می‌تواند وجهی انتقام جویانه داشته باشد که نمونه آن کشتار خلبانان عراقی جنگ هشت ساله در سالهای پس از سقوط صدام است. در نهایت می‌تواند پیامی به بازیگران عرصه سیاست خارجی باشد.
در خصوص ترورهای اخیر، جمهوری اسلامی سعی دارد از این ترورها به عنوان ابزاری برای توازن سیاست خارجی استفاده کند و در کنار آن سیاست داخلی را نیز دستکاری کند.
باید در نظر گرفت که جمهوری اسلامی در دوره انتقال احتمالی قدرت به رهبر جدید، ژستی مذاکره ناپذیر با آمریکا گرفته است.
این ژست کمک می‌کند تا سپاه کماکان نقش بالادستی خود در فضای سیاسی و ماجرای تعیین رهبر جدید را حفظ کند.
از سویی دیگر نظام سیاسی عملا در مسیری قرار می‌گیرد که تمامی خواسته‌های ایالات متحده را با توجیه «ضرورت‌های برنامه ریزی نظام» در سکوت خبری پیاده سازی کند.
بر اساس همین برنامه ریزی است که همزمان با عقب نشینی تدریجی از سوریه، ابزار ترور داعش مجددا فعال می‌شود.
انفجارهای مهیب در کابل و یا تقویت شروع موج‌های بزرگ اعتراضی در عراق کمک کرده است تا جمهوری اسلامی رفتارخود را در انطباق با عواملی عقلانی و وابسته به منطق بازی خود در خاورمیانه توجیه کند نه فشار آمریکایی‌ها.
همزمان تبلیغات خارجی جمهوری اسلامی مدام خروج آمریکا از برجام را نیز از بین برنده صلح در خاورمیانه تلقی می‌کند -تبلیغاتی که در حقیقت علامت رمزی برای تهدید است تا هشداری از روی دل نگرانی برای صلح! – و به کمک حمایت‌های اروپا از برجام این پیام را صادر می‌کند که رجوع مجدد به برجام یعنی جلوگیری از نقش آفرینی گروه‌های تروریستی مثل طالبان، القاعده و داعش.
جالب است که در این موج جدید تبلیغات سیاسی، سپاه اسرائیل را مادر ناآرامی خاورمیانه نمی‌داند بلکه عملا با هدف گذاری و بهره گیری از گروه‌های تروریستی، سعی دارد رضایت جامعه اروپایی را نیز به دست آورد.
در نمونه‌های اخیر آن چند ترور در خاک ایران اتفاق افتاد حمله به مجلس و همین ترورهای اهواز. جالب اینجاست که درست هشت سال پیش هم در چنین روزی یعنی ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ در سالگرد جنگ ایران و عراق بمبی در جایگاه زنان در در شهر مهباد باعث کشته شدن ۱۲ نفر شد که بیشترشان هم غیرنظامی بودند.
محمود احمدی‌نژاد و دست بر قضا! رییس دولت وقت در آن زمان یعنی محمود احمدی نژآد در برای شرکت در اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک به سر می‌برد!
نگارنده معتقد است، با از بین رفتن بیشتر مشروعیت سیاسی حاکمیت در کشور، فاز جدیدی از ارعاب شکل می‌گیرد که هدفش کنترل پیامدهای اجتماعی ناشی از فساد سیستماتیک و ناکارآمدی گسترده سیاسی و بوروکراتیک است.
نظام تبلیغاتی جمهوری اسلامی با مطرح کردن ترس از سوریه‌ای شدن ایران و صدا دادن به جریان‌های تجزیه طلب در حال کنترل افکار عمومی طبقه متوسط در ایران است. طبقه متوسطی که می‌تواند با ترکیبی از «ایران گرایی»، «منافع مادی استمرار وضع موجود» و «مطالبه امنیت» وضع موجود را تحمل کند تا جمهوری اسلامی از دوره انتقالی قدرت به سلامت عبور کند.
به این ترتیب حوادثی مانند حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز، هم از نظر دامن زدن به خطر تجزیه طلبی، هم از نظر بازسازی تصویری خشن اپوزیسیون، تغییر دشمن از اسرائیل به گروه‌های محارب و ایجاد انحراف در افکار عمومی همزمان با مناقشات جهانی ایران برای ایجاد انسجام داخلی بسیار ضروری می‌نماید.

No responses yet

Sep 25 2018

علی علیزاده، منوتو، سپاه و رضا پهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سپاه,سیاسی

دماوند: کیوان مشیری
آنچه علی علیزاده در شبکه پرمخاطب «من و تو» گفت و سپس خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه پاسداران) با پخش بخش هایی دستچین شده و یکطرفه از آن بهره برداری تبلیغاتی کرد، دارای سه نکته برجسته بود.

۱- پرهیز از بر زبان آوردن اسم سپاه و بر عکس آن سعی بر نام بردن از ارتش و اعطای نقشی تازه به آن

علیزاده، اگر بخواهیم به زبان عامیانه بگوییم، در درجه نخست برای «رد گم کنی» و سپس برای «هندوانه گذاشتن زیر بغل ارتشیان» از ارتش سخن گفت. جمهوری اسلامی با اعدام امیران ارتش در اول انقلاب و پس از آن پاکسازی ارتش از نیروهای آموزش دیده و همچنین بازنشسته کردن پیش از موعد آنان کوشش بسیاری در تهی کردن ارتش از نیروهایی داشت که پیش از انقلاب در این نیرو به کار گرفته شده بودند. جنگ ایران و عراق جلوی برخی از این اقدامات را گرفت و بسیاری از ارتشیان قدیمی کماکان ماندند تا در برابر نیروی تجاوزگر بایستند.

ارتشیان، البته، هیچ گاه نتوانستند سازمان عقیدتی-سیاسی ارتش و آن نگاه سنگین و بی روح این سازمان به کار حرفه ایشان را هضم کنند. بی توجهی رسانه «ملی» به جانفشانی هایشان و احساس «بچه یتیم بودن» در برابر «عزیز دردانه ها» و «برادران» سپاهی هم همیشه در هشت سال جنگ وجود داشت. این دلخوری ها پس از آن که یک سال پس از پایان جنگ علی شمخانی، از سپاه پاسداران و بدون دانش و تجربه کافی، به فرماندهی نیروی دریایی ارتش رسید بیشتر هم شد که نه تنها در ادامه همان نگاه عقیدتی-سیاسی حاکم بود که ارتشیان آن را به منزله تحقیر و ناسپاسی از هشت سال فداکاری هایشان قلمداد کردند.

پس از جنگ هم برای آن که دخل ارتشیان به خرجشان برسد، از خلبان بازنشسته نیروی هوایی گرفته تا درجه دارش، به جای دست گذاشتن در جیب ملت و نشستن بر سر سفره نظام، به کارهایی مانند مسافرکشی هم روی آوردند. کما آن که امروز حقوق مستمری بازنشستگان ارتش کمتر از خط فقر است. ارتش، بی شباهت با سپاه که در برابر مردم ایران لشکرکشی های خیابانی کرد، به یاری زلزله زدگان کرمانشاه شتافت، با داغدیدگان گریست و با هر انسانی که از زیر آوار زنده بیرون کشید، خندید. ارتش، برخلاف سپاه، تبدیل شد به نیرویی برای مردم و از جنس مردم. نه پول ها گرفتند تا تازیانه ها زنند و نه زمین خواری ها کردند تا آدم ها کشند. ارتشیان «برادر» نشدند تا اکنون سرفرازانه برچسب «قاچاقچی» به آنها نچسبد. خیر! سربازان ارتش ایران نه سودای به دندان گرفتن آن نان آلوده را بر سر دارند که بوی خونابه می دهد و نه آنقدر خامند که مست چرب زبانی این روبهان شوند. ملت پناه ارتش؛ ارتش برای ملت.

۲- کوشش در پررنگ نشان دادن نقش عربستان در محاصره اقتصادی ایران

علیزاده به درستی بر یکی از عوامل اصلی انزوای نظام دست گذاشته است. بی شک عربستان رهبری جهان عرب در شکایت بردن به ترامپ، رییس جمهور تنها ابرقدرت کنونی جهان را بر عهده دارد. منتها بسیاری از مخالفان تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی نکته ای را عمدی (علیزاده و ظریف و دیگر مدافعان جمهوری اسلامی) و یا سهوی (مخالفان نظام) نادیده می گیرند. استدلال مشترک آنها هم این است که تحریم ها به مردم عادی آسیب می زنند؛ که سخنی درست است.

آنچه آنها در نظر نمی گیرند آن است که برای عربستان و دیگر کشورهای عربی – و البته اسرائیل و ایالات متحده – فقیرتر شدن مردم ایران در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. برای اعراب آنچه مهم است ناتوان سازی ماشین آدم کشی جمهوری اسلامیست تا مبادا سوریه ای دیگر تکرار شود با چندسد هزار کشته و چند ملیون آواره عرب دیگر. هر چند به همان نسبت هم اسرائیل نخست نگران جان شهروندان خودش است و نه بی پولتر شدن ایرانیان. آمریکا هم به همین منوال به رضایت متحدانش راضی خواهد شد و البته برای آمریکا راحتتر و بی دردسرتر خواهد بود که به این مهم بدون اقدام به سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابد.

در حمله تروریستی اخیر اهواز، با توجه به بدسابقه بودن نظام، خود حکومت هم علاوه بر تجزیه طلبان و داعش در مظان اتهام است. محمدجواد ظریف کشورهاى منطقه و آمریکا را پشت این حرکت مى داند. حتی اگر هم این گفته درست باشد، باید جمهوری اسلامی را مسئول اصلی آن دانست که با دشمن تراشی در منطقه این چنین جان شهروندان ایرانی را به خطر انداخته است. ایران دوستان بارها گفته اند که تا جمهوری اسلامی هست، خطر جنگ و درگیری نظامی هم هست. این تنها مردم ایرانند که چون گوشت قربانی میان حاکمانی نابخرد و همسایگانی به تنگ آمده گیرافتاده اند. همسایگانی که شاید نتوانند به اندازه ایرانیان برای به ثمر رسیدن اصلاحات صبور باشند! که این درنگ ممکن است به قیمت جان چندسد هزار تن دیگر از آنان تمام شود.

۳- تخریب چهره رضا پهلوی

واهمه علیزاده و سپاه از توانایی رضا پهلوی در جریان سازی و هماهنگی نیروهای مخالف نظام در این مصاحبه آشکار بود. نظام به خوبی می داند که رضا پهلوی نه تنها برای بسیاری از عموم مردم و بلکه برای بسیاری از نخبگان سرنگونی خواه محبوبیت پیدا کرده است. یکی از دلایل آن هم مقبولیتیست که او در این چند سال و به خاطر کنش سیاسی کم خطایی که داشته کسب کرده است. درست است که رضا پهلوی مخالف نظام است ولی علیرغم موافقت با همدلی دنیا و فشارهای جهانی بارها مخالفت خود را با حمله به ایران بیان کرده است. رضا پهلوی حتی پیشترها گفته بود که در زمان جنگ هشت ساله درخواست بازگشت به کشور به منظور عضو شدن در ارتش در قالب خلبان نیروی هوایی داده بود که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفته بود.

وی نه تنها خشونت از بیرون بر ایران را برنمی تابد که در درون کشور هم همیشه بر مبارزات مسالمت آمیز مدنی تاکید داشته است. همان مبارزه نجیبانه ای که اکنون کردستان ایران آغاز کرده و این پتانسیل را دارد که با یکپارچگی و هماهنگی گروه های گوناگون سیاسی و همدلی و یکرنگی ایرانیان به تمامی کشور سرایت کند و در آن صورت می شود گفت راه سرنگونی نظام هموار شده است.

No responses yet

Sep 21 2018

شبکه های اجتماعی: “نوک کوه یخ” خشم از حکومت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرض کنیم بسیاری از شهروندانی که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می‌لرزند” پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟بعید است خیلی از ما، تصاویر یا ویدیوهای متعدد شهروندانی در ایران را که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می لرزند” ندیده باشیم. مثلا زنی که در خیابان به بهانه وضعیت پوشش خود مورد بی‌احترامی قرار گرفته و امکان شکایت هم ندارد، یا مال‌باخته ای که حاصل زندگی خود را، با اعتماد به یک موسسه پشت‌گرم به قدرت از دست داده است.

فرض کنیم چنین شهروندانی پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟

فضای تند شبکه های اجتماعی، مدت‌هاست که از زوایای مختلف، مورد توجه ناظران قرار گرفته. نگرانی از بابت لحن گفتگو در این شبکه ها، البته قابل فهم است.

اما دغدغه های معتبر در مورد فضای شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند باعث نادیده گرفتن “خشمی واقعی” شود که در لایه های مختلف جامعه ایران، در حال گسترش است. خشمی که حتی تضمینی وجود ندارد فضای شبکه های اجتماعی، نشان دهنده “تمام” آن باشد.

این احساس، علی‌القاعده پدیده جدیدی نیست؛ هرچند احتمالا به خاطر تشدید مشکلات اقتصادی و به ویژه گسترش فضای ناامیدی نسبت به آینده، بروز و ظهور غیرمنتظره ای یافته است. به همان ترتیب که که بروز اعتراضات شدید خیابانی در تعدادی سه رقمی از شهرهای ایران در دی ماه گذشته هم، پدیده غیرمنتظره ای بود. پدیده ای که با وجود بازتاب های رسانه ای فراوان، حتی پیش‌بینی وقوعش در چنین تعداد عجیبی از شهرهای ایران برای تحلیلگران داخل و خارج ممکن نبود، چه برسد به اینکه کسانی یا گروه‌هایی آن را هدایت کرده باشند.

نمی توان این احتمال را منتفی دانست که در شرایط فعلی هم، با پدیده ای از جنس اعتراضات دی ماه مواجه باشیم. یعنی، پتانسیل عظیمی از خشم اجتماعی که با شدتی بیش از آنچه قابل تصور بوده، به عرصه های گوناگون، از خیابان‌ها گرفته تا شبکه های مجازی سرریز شده است.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد علاوه بر فشارهای مستقیم معیشتی، ناامیدی بخش های وسیعی از جامعه که به بهبود شرایط بعد از توافق هسته ای شدیدا امیدوار و سپس به‌شدت نامید شده اند، در توسعه این خشم عمومی نقش تعیین کننده‌ای داشته است.

حاملان این خشم به طبقه و گروه اجتماعی خاصی تعلق ندارند. از جوانانی که به خاطر ظاهر خود هدف برخوردهای رسمی یا غیررسمی قرار می‌گیرند تا کارگرانی که حقوقشان پرداخت نمی‌شود، و از اقلیت‎ هایی که خود را شهروندان درجه دو می‌بینند تا شهروندانی که کمبود آب امانشان را بریده، همه و همه خود را در معرض فشار و تحقیری احساس می‌کنند که مسئولیت آن را متوجه حکومت می‌دانند.

حاملان این خشم، به گرایش و تفکر سیاسی واحدی هم وابسته نیستند. در میان آنها، افراد “برانداز”، افرادی که با براندازی مشکلی ندارند اما خود را برانداز نمی‌دانند، کسانی که حکومت را اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و در عین حال نگران پس از براندازی هستند، افراد مطلقا غیرسیاسی، و حتی مدافعان کلی -اما شدیدا منتقد- حکومت هم وجود دارند.

بسیاری از این شهروندان خشمگین، کسانی هستند که در گذشته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان رای ‌داده اند. با وجود این، حتی آنها را هم نمی توان حامیان جریان های سیاسی مشخص تلقی کرد.

مطابق نتایج یک نظرسنجی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ انجام شد، حدود ۴۰ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی و ۳۶ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی حتی نمی‌توانستند بگویند که باید آنها را عضو کدام یک از سه طبقه بندی “اصلاح طلب‌” “اصول‌گرا” یا “میانه‌رو/اعتدال‌گرا” تلقی کنند. به علاوه، تنها ۵۲ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی او را “اصلاح طلب” یا “اعتدال‌گرا/میانه‌رو” معرفی کرده و تنها ۳۳ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی او را “اصول‌گرا” دانسته بودند.

می توان تصور کرد بسیاری از کسانی که در انتخابات گذشته به کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان رای داده اند، برای ایجاد تغییراتی بوده که از تحقق آنها ناامید شده اند، یا به امید مهار جریانی بوده که به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک تر است و فارغ از نتایج هر انتخابات،‌ همچنان اهرم های اصلی قدرت را در اختیار دارد. تعجبی ندارد اگر بخشی قابل توجه از چنین رای دهندگانی، به مخالفان کل حکومت تبدیل شده باشند.

حتی بسیاری از کسانی که در گذشته به کاندیداهای اصولگرا رای داده اند هم، ممکن است به دلایلی متفاوت یا مشابه تغییر جهت داده باشند. نمونه مشخص آنها، طیفی از طرفداران محمود احمدی نژاد هستند که قابل انکار نیست به منتقدان رهبر و مخالفان مجموعه حکومت تبدیل شده اند.

نتیجه وضعیت حاضر، ایجاد ملغمه ای پیچیده از شهروندان سرخورده و ناراضی است که، علی‌رغم تفاوت های خود با یکدیگر، به دلایل مختلف از حکومت خشمگین هستند و آستانه تحمل‌شان در مقابل وضعیت موجود و هرآنچه تلاش برای توجیه این وضعیت تلقی کنند، به پایین ترین حد رسیده.

این شهروندان برخلاف گذشته هایی نه چندان دور، به رسانه هایی دسترسی یافته اند که می توانند از طریق آنها، به هر صورت که بخواهند، علیه هر که بخواهند، به هر شیوه که بخواهند واکنش نشان دهند؛ و در فضای جدید، تحمل “تعیین تکلیف” برای نحوه استفاده خود از رسانه های مجازی را نیز ندارند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، فارغ از سهم فعالیت های سازمان یافته در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از فضای تندی که در این شبکه ها وجود دارد را نمی توان جز در قالب “فوران خشم علیه وضع موجود” تحلیل کرد.

واقعیتی که در صورت به رسمیت شناختن آن، فضای کلامی شبکه های اجتماعی، “نوک کوه یخی” خواهد بود که از لایه های عمیق تر جامعه ایران بیرون زده است.

No responses yet

Sep 18 2018

مصاحبه با امام حسین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

تویتر ملاحسنی: ۱_مصاحبه با امام حسین(ع) مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلله. امام حسین :وعلیکم السلام. مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

۲_امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه! مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعا آب نخورد؟ امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد. مجری : وقتی ابوالفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد، خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان

۳_حسین تشنه هستند و آب نخورد.ابوالفضل که کشته شدپس چه کسی فکر اورا خوانده است؟! امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند،به قاتل خودگفت که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند… مجری : شما عید غدیر امسال چکار کردید؟

۴_امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟ مجری : روزی است که پیامبر پدر شما را بعنوان جانشین خود معرفی کرده است. امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود!! فرضا که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟ امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ۵ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود.

مگرسد فرات راشکسته بودندکه تا رکاب اسبمان بالابیاید؟! مجری:همه می‌گویند شماحتی آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورانوره (واجبی)کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟ امام:ما فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است وهر آبی به معده‌اش نمی‌سازد!

مجری : چرا شهربانو میان اسیران شام نبود؟ امام حسین :شهربانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب ما را به ساسانیان برسانند تاشما ایرانیان خوشتان بیاید! مجری :علی شریعتی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود… مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.
مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری…
#محرم_ماه_خرافه_پرور
#محرم

No responses yet

Sep 17 2018

فحاشي به مثابه سياست‌ورزي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

«اعتماد» از افزايش بي‌سابقه هتاكي‌ها در شبكه‌هاي اجتماعي عليه اصلاح‌طلبان گزارش مي‌دهد

مجيد انصاري: مدتي است اتهام زني و فحاشي عليه جريان اصلاحات به صورت سازمان يافته و پرحجم از سوي عوامل ضدانقلاب و برانداز كه بعضا دست‌شان به خون مردم بي‌گناه اين كشور آلوده است، افزايش يافته است

احمد زيدآبادي: به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، تجربه كرده‌ايم

و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص، چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم

 عليرضا كيانپور

«ماله‌كش»، «استمرارطلب»، «اصرارطلب» و «منفعت‌طلب» صرفا آن دسته از فحش‌هاي سياسي طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي عليه مخالفان‌شان است كه امكان بازنشرش در يك روزنامه رسمي موجود است. هرچند اگر قرار بود تمام اين الفاظ ركيك را اينجا فهرست كنيم، علاوه بر مشكلات ناشي از غيرقابل‌انتشار بودن بخش اعظم اين الفاظ، باتوجه به فراواني قابل‌توجه اين ناسزاها، به‌لحاظ محدوديت كلمات در اين مطبوعه كاغذي نيز به مشكلي ديگر برمي‌خورديم.

اما حالا چندماهي است اين ادبيات سخيف و اين الفاظ ركيك، بخش قابل‌توجهي از محتواي فضاي مجازي، به‌خصوص توييترفارسي را تشكيل داده و بيراه نيست اگر بگوييم، اغلب كاربرانِ آن ادبيات و آن الفاظ، طيفي خاص از كاربرانِ سياسيِ فضاي مجازي هستند كه ازسر لجاجت و با نوعي پيش‌دستي نسبت به اتهامات احتمالي حاكميت، خود را «برانداز» خوانده و به‌دلايل و با تحليلي نسبتا پيچيده، جناح چپ يا همان اصلاح‌طلبان را مخاطب اين فحاشي سياسي قرار داده‌اند. به اين تصور كه براي نيل به هدف‌شان -كه البته هنوز چندان روشن نيست و در شفاف‌ترين حالت گويا زمين‌گير كردن نظام حاكم است- بايد جناح اصلاح‌طلب را به عنوان آخرين سنگر، ناكار كنند تا بعد به‌تصورشان حكومت ساقط شود. هرچند اغراق نيست اگر بگوييم توصيف و تشريح اهداف سياسي اين طيف خاص از سياست‌ورزان توييتري تا همين مرحله نيز بيشتر برپايه حدسيات و گمان‌زني است تا تحليل و تدقيق در گفتار و كردار «براندازان.»

به هر تفسير، باتوجه به اين نوع خاص از كينه‌توزي براندازان نسبت به جريان اصلاحات و اصلاح‌طلبان و نيز، با دقت در الفاظ خاصي همچون «استمرارطلب» و «ماله‌كش» كه در بيان اين كينه احتمالا كهن به‌كار مي‌رود، مي‌توان حدس زد كه چرا اين مجاهدان فضاي مجازي تصور مي‌كنند براي براندازي حكومت و اسقاط نظام بايد به اصلاحات و اصلاح‌طلبان بتازند. اينكه لابد مسيري كه اصلاح‌طلبان براي اعمال اصلاحات لازم در حكومت پيش گرفته‌اند را طولاني‌تر ازآن مي‌دانند كه به اتفاقي ملموس بينجامد و درنتيجه حركت اصلاحات، به زعم‌شان در بهترين حالت استمرار وضع موجود است و در شرايطي كه عمدتا بيشتر به آن نظر دارند، نوعي لاپوشاني مشكلات.

البته اين نخستين‌بار نيست كه يك رسانه سياسي جريان اصلي به اوضاع و احوال سياسي فضاي مجازي و نيز مشخصا «براندازان» به عنوان طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي مي‌پردازد. هم خودمان پيش از اين به اين مهم ورود داشته‌ايم و هم بسياري از همكاران‌مان در ديگر مطبوعات. حتي اين اولين‌بار نيست كه بحث درباره نحوه بيان مطالبات براندازان و نوع انتقادشان عليه اصلاح‌طلبان، محور بحث ادبيات رسمي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد. سعيد حجاريان تئوريسين اصلاح‌طلب نيز چندي پيش به اين رويداد نسبتا نوي سياسي پرداخته بود و اتفاقا آنچه تحت عنوان علل و عواملِ اتخاذ اين رويكرد سياسي و اين نوع سياست‌ورزي ازسوي براندازان گفتيم، تاحدودي مشابه تحليلي است كه حجاريان از اين اوضاع به دست داده بود. حجاريان در مصاحبه‌اي كه تيرماه امسال با «اعتماد» داشت، بحث از «براندازان» و نسبت اين سياست‌ورزان با اصلاح‌طلبان را از منظر خود به عنوان يك اصلاح‌طلب (نه از موضعي كه براندازان بر آن تكيه زده‌اند) ديده و ضمن تاكيد بر اينكه «در شرايط كنوني رقيب اصلاح‌طلبان، نه جناح راست؛ بلكه براندازان هستند»، راهكار خود براي برون‌رفت از وضعيت نه چندان مساعد اين روزهاي اصلاحات تشريح كرده و از ايده‌اي تحت عنوان «هسته سخت اصلاحات» سخن گفته بود.

در اين چند ماهه پس از طرح ايده حجاريان البته شاهد اقدام مشخصي جهت عملياتي كردن «هسته سخت اصلاحات» نبوديم اما در تمام اين مدت، هجمه‌هاي براندازان عليه اصلاحات به‌قوت خود ادامه داشته و از آنجا كه اين امور از قوانين كلي حاكم بر فضاي مجازي تبعيت مي‌كند، مقاطعي در واكنش به يك رويداد خبري اوج گرفته و مقاطعي نسبتا فرونشسته است. با اين همه، آنچه انگيزه اصلي ورود مجدد به اين بحث شد، هجمه‌هاي جديد براندازان فضاي مجازي عليه چند چهره ديگر اصلاح‌طلب در روزهاي گذشته و مهم‌تر از آن، واكنش يكي از اين افراد به آن فحاشي‌ها بود. در اين مدت، دايره فحاشي براندازان چنان گسترده شد كه حتي دامنِ كساني شبيه به ضيا نبوي فعال و زنداني سابق سياسي و اين اواخر، احمد زيدآبادي روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب كه همچون نبوي پس از حوادث بعد از انتخابات 88 را در زندان گذرانده، گرفت. كساني كه نه هيچگاه سمت و مسووليتي اجرايي و دولتي داشتند كه بخواهند مقصر فلان ناكارآمدي و كمبود باشند يا مثلا از رانتي بهره برده باشند و نه هرگز جز از حرف و خواست مردم، چيزي به زبان آورده و تحرير كرده‌اند. اينكه حتي كساني همچون ضيا نبوي كه تا همين اواخر در همين فضاي مجازي، نمادي بود از ايستادگي و آزادگي يا زيدآبادي كه به‌واسطه سال‌ها روشنگري به‌مدد سياه كردن صفحات روزنامه‌ها و چند كتاب، «شرف اهل قلم» لقب گرفته بود، بسيار متفاوت بود از اينكه فلان نماينده مجلس اصلاح‌طلب يا بهمان وزير اعتدالي از جماعت برانداز فحش بخورد و ناسزا بشنود. شايد همين اتفاق عجيب بود كه زيدآبادي را بر آن داشت دست به قلم برده و لااقل حدسيات و گمانه‌زني‌هايش درباره علل وقوع اين اوضاع را تشريح كند.

زيدآبادي كه اين چند روز ابتدا به‌خاطر يادداشتي با عنوان «حسين در قتلگاه تاريخ»، هدف فحاشي مجازي قرار گرفته بود، در ادامه در يادداشتي ديگر، براندازان را ظرفيتي «نجات‌بخش» براي اصلاح‌طلبان توصيف و استدلال كرد كه اين «لشكر سايبري برانداز كه تا جان در بدن دارد، فحش و ناسزا مي‌دهد»، از قضا به همين دليل، ديگر محل اتكا و مورد اعتماد نيست و درنتيجه «تعريف و تمجيد و ستايش اين عده، مايه ننگ و بدنامي و دشنام‌شان سبب افتخار و سربلندي خواهد بود؛ يعني دقيقا همان منطقي كه در مورد كيهان شريعتمداري جاري و ساري است!»

البته همانطور كه انتظار مي‌رفت اين يادداشت تازه براندازان را سرحال آورد و آتشِ فحاشي و ركيك‌گويي «لشكر سايبري برانداز» دوچندان شد. هرچند زيدآبادي نيز ميدان را خالي نكرد و وقتي بار ديگر و به‌مراتب بيشتر از بار اول، حرف ناحساب مجازي شنيد، در آخرين يادداشتش با عنوان «چهار احتمال و ختم كلام…» كه در «نگاه متفاوت»، كانال تلگرامي شخصي‌اش منتشر كرد، نوشت:«من در دنياي توييتر حضور ندارم؛ اما همان مقداري كه برخي دوستان، عكس صفحاتي از آن را برايم ارسال مي‌كنند؛ به نظرم تعبير هانا آرنت درمورد «عادي شدن شرارت» مصداق تمام و كمالش را در آنجا پيدا مي‌كند.» او ادامه داد: «تخريب و بددهني و هتاكي و اتهام‌پراكني البته در بين محافل سياسي معاصر ايران كم و بيش رايج بوده است؛ اما ابتذال كلامي در سال‌هاي اخير را تا آنجا كه من به‌خاطر دارم؛ سايت بالاترين بنا نهاد و رواج داد. از حق نبايد گذشت كه برخي اعضاي اين سايت كوشيدند تا مانع اين كار شوند؛ اما در عمل كاري از پيش نبردند. كار اين سايت امروزه به‌جايي رسيده كه حتي مطلبي در دفاع از يزيد در قتل‌عام خاندان حسين، بدون راي منفي داغ مي‌شود و بالا مي‌رود! توييتر اما ظاهرا داستان ديگري است. كارش از چاله‌ميدان گذشته و به ديوانه‌خانه رسيده است. بسياري از افراد با گرايش‌هاي مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هيچكس در آنجا احساس امنيت نمي‌كند و خود را هر لحظه از تهاجمي بي‌دليل و ناگهاني در امان نمي‌بيند.»

زيدآبادي در ادامه به 4 علت احتمالي اين مساله پرداخت و در تشريح فرضياتش نوشت: «1-هرزه‌درايي و خشونت كلامي در توئيتر براي بخشي از ايرانيان، نوعي تفنن و سرگرمي و بازي و تفريح است. گويي در پشت اين همه خشم و خشونت، نوعي خونسردي و انبساط خاطر است كه مردماني بي‌نصيب، شب خود را با آن به روز مي‌رسانند و از اين طريق تفريح مي‌كنند. اين شايد تا اندازه‌اي براي جامعه‌اي تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفريح از طريق آزارگري و بازي با حيثيت و آبرو و اعصاب ديگران؛ از يك انسان طبيعي برنمي‌آيد!

2- نوعي تخليه رواني از سوي افراد سرخورده و افسرده و ناديده گرفته شده است كه قدرت تأثيرگذاري عملي بر محيط اطراف خود را ندارند و از اين رو، با پرخاش و ياوه‌گويي، ناكامي خود را در اين زمينه جبران مي‌كنند. با اين رفتار هم مي‌توان قدري همدلي نشان داد؛ اما اي‌كاش اين افراد كينه خود را بر سر افراد معدودي چون من خالي مي‌كردند! به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، بي‌واسطه تجربه كرده‌ايم و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص كه خدا مي‌داند از كدام نقطه دنيا آن هم در دنياي مجازي به سوي‌مان روانه مي‌شود؛ چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم. در اين ميان اما دوستاني به‌خصوص با سن و سال كمتر، از اين هتاكي‌ها به جد دل شكسته و اندوهگين مي‌شوند. از اين رو، تخليه رواني به قيمت آزار و اذيت همنوع و هموطني كه تنها گناهش نظر متفاوتي است؛ جاي هيچ‌گونه توجيه ندارد.

3- برخي گمان مي‌كنند كه با هتك و حرمت‌شكني هركس كه دم دست‌شان برسد، واقعا درحال براندازي حكومت‌اند و به همين علت نيز آن را پيگيرانه در دستوركار خود قرارداده‌‍‌اند! اين دسته افراد بايد بدانند كه هيچ حكومتي درجهان تاكنون از راه فحش و هتاكي، چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر كار براندازي و سرنگوني به اين راحتي بود كه تمام حكومت‌ها در سطح جهان يك شب هم دوام نمي‌آوردند!

4- گفته مي‌شود كه دستِ پنهاني پشت اين غوغاي زشت و نفرت‌انگيز است. هركس به فراخور حال خود از جايي اسم مي‌برد. برخي سازمان مجاهدين خلق را، برخي شماري از هواخواهان رضا پهلوي را، برخي حزب كمونيست كارگري را، برخي موساد را و برخي نيز بعضي افراد و جريان‌هاي تنگ‌نظر و افراطي داخل را به عنوان مدير و سازمان‌دهنده اين رسوايي كلامي معرفي مي‌كنند. من چون در اين زمينه اطلاعي ندارم، طبعا داوري هم نمي‌كنم. اما اگر رشته كار به دست هريك از آنها باشد؛ اين وضع ادامه مي‌يابد مگر آنكه كاربران حقيقي در حركتي دسته‌جمعي، تغيير رويه دهند يا آنجا را ترك كنند.»

يادداشت زيدآبادي اتفاقا يكي از موضوعات بحث توييتري‌ها در ساعات اخير بوده و بسياري از كاربران، برانداز و غيربرانداز درباره جمله‌جمله و جزءبه‌جزء آن اظهارنظر كرده‌اند. البته در اين ميان، مطابق انتظار، سهم براندازان و فحاشي ركيك‌گويي‌شان بسيار چشم‌گير بود و هيچ بعيد نيست همين حالا، همزمان با نگارش اين آخرين جمله از اين به اصطلاح گزارش مطبوعاتي از اين فضاي مجازي، يكي از اين كاربران برانداز با هويتي ناشناس، فحش و ناسزايي تازه نثار زيدآبادي، اين «شرف اهل قلم» نكرده باشد و مثلا او را «شرف اهل دغل» يا چيزي ركيك‌تر از آن، خطاب قرار نداده باشد.

No responses yet

Sep 13 2018

مقام دولتی: خبرگان به جای نظارت بر رهبر، به دنبال نظارت بر قوای سه‌گانه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: یک مقام معاونت حقوقی ریاست جمهوری می‌گوید با آن که بر اساس قانون اساسی، مجلس خبرگان رهبری فاقد «صلاحیت» نظارت بر قوای سه‌گانه است، اما این نهاد چند سالی است که به جای انجام وظیفه قانونی خود، به «ارائه طریق» به سایر قوا می‌پردازد.

علی‌اکبر گرجی، معاون پیگیری اجرای قانون اساسی در معاونت حقوقی رئیس جمهوری، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، تاکید کرد که خبرگان «نه تنها هیچ صلاحیتی برای نظارت بر دیگر قوا ندارد، بلکه چنین صلاحیتی هم برای او پیش‌بینی» نشده است.

به گفته آقای گرجی، اگر چنین صلاحیتی هم برای این مجلس در قانون اساسی پیش‌بینی شده بود، «نمی‌توانست آن را اعمال کند زیرا وسعت قلمروهای نظارت بر رهبری به گونه‌ای است که عملا امکان و فرصت سرک کشیدن به حوزه‌های دیگر برای آن باقی نمی‌ماند».

وی از این که مجلس خبرگان «چند سالی است به جای انجام وظیفه نظارت» بر رهبر جمهوری اسلامی و زیر مجموعه‌های وی «به ارائه طریق به دیگر قوا می‌پردازد» انتقاد کرد.

این مقام دولتی همچنین به کنایه گفت: «تاریخ هرگز نمایندگان مجلس خبرگان را به دلیل عدم نظارت بر رئیس جمهور، وزرا و استانداران مواخذه نخواهد کرد، اما به شدت از چگونگی نظارت آنها بر رهبری و نهادهای زیرمجموعه رهبری خواهد پرسید.»

وی اظهار امیدواری کرد که کمیسیون‌های نظارتی مجلس خبرگان هر چه زودتر «تاسیس و فعال شوند و نتیجه بازرسی‌ها و حساب‌کشی‌های خود را به صورت منظم و مستمر به سمع ملت حاکم برسانند تا مسیر توسعه و آبادانی ایران هموار گردد.»

اظهارات وی پس از آن مطرح می‌شود که حسن روحانی در پنجمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان با موضوع «بررسی مطالبات رهبری در بهبود اوضاع اقتصادی کشور و حل مشکلات معیشتی مردم» شرکت نکرد.

در قطعنامه پایانی این مجلس، علاوه بر موضع‌گیری درباره سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی که در حوزه وظایف وزارت امور خارجه است، درباره وضعیت اقتصادی داخلی نیز موضع‌گیری شده و همه مشکلات کشور به گردن دولت و نهادهای اجرایی انداخته شد.

در این اجلاس اخیر، احمد جنتی، رئیس مجلس خبرگان، بارها از رهبر جمهوری اسلامی به عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی در همه امور کشور یاد کرد، اما در عین حال در زمینه مشکلات اقتصادی کشور و نیز سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه که عامل اصلی بازگشت تحریم‌ها علیه کشور است، او را مبرا دانست.

آقای جنتی بر اساس سیاق همیشگی این مجلس، در مراسم افتتاحیه به شدت از عملکرد علی خامنه‌ای دفاع کرده و گفت: «نابسامانی‌هایی که در مملکت است را به پای رهبری می‌گذارند، انگار که فعال مایشا در همه امور اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رهبری است و مجلس و دولت بیکاره هستند، این نقشه شوم دشمن است.»

اظهارات مقام معاونت حقوقی ریاست جمهوری درباره عملکرد غیرقانونی مجلس خبرگان در حالی بیان شده که ناتوانی یا فقدان تمایل در مجلس خبرگان برای نظارت بر عملکرد زیر‌مجموعه‌های علی خامنه‌ای در روزهای اخیر بار دیگر داغ شده است.

با آغاز پنجمین اجلاس خبرگان رهبری و دفاع احمد جنتی از عملکرد رهبر، مهدی کروبی، از رهبران جنبش اعتراضی سبز، در نامه‌ای خطاب به اعضای مجلس خبرگان رهبری، از آنها خواست به جای «مدح و ستایش» رهبر جمهوری اسلامی، از وی درباره سیاست‌های سه دهه اخیر کشور که ایران را به شرایط فعلی رسانده، سوال کنند.

کروبی در این نامه نوشته بود: «فقدان نظارت مؤثر خبرگان بر رهبری و نهادهای زیر نظر این مقام از جمله شورای نگهبان، سپاه پاسداران، بسیج، قوه قضائیه، صداوسیما، و بنیادها و نهادهای اقتصادی در سه دهه گذشته خسارات جبران‌ناپذیری به کشور و مردم وارد کرده‌ است.»

وی پیشتر نیز در نامه‌ای سرگشاده خطاب به علی خامنه‌ای نوشته بود: «سه دهه است که شما در رأس نظام قرار دارید و هنوز هم از جایگاه یک اپوزیسیون سخن می‌گویید. در این سه دهه بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب را کنار گذاشتید تا سیاست‌های مورد نظرتان را اجرا کنید و امروز با نتایج همان سیاست‌ها مواجه هستید.»

نامه کروبی و اظهارات اخیر مقام معاونت ریاست جمهوری در شرایطی منتشر و طرح شده که ماه‌ها است که اقتصاد ایران فشار مضاعفی را تحمل می‌کند و ارزش ریال مقابل ارزهای خارجی به‌ویژه دلار به شدت سقوط کرده و نرخ کالا و خدمات در ایران به شدت افزایش یافته است.

با اعلام خروج آمریکا از توافق‌نامه برجام و بازگشت دور اول تحریم‌ها علیه برنامه‌ هسته‌ای جمهوری اسلامی و فشار آمریکا برای به صفر رساندن میزان فروش نفت ایران در پی سیاست‌ منطقه‌ای تهران در خاورمیانه، نگرانی‌ها مبنی بر وضعیت اقتصادی کشور در ماه‌های پیش‌رو افزایش یافته است.

منابع: خبرگزاری ایلنا و رادیوفردا/ ب. ب./ ف. دو.

No responses yet

Sep 13 2018

رئیس اتاق بازرگانی تهران: اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر

اقتصاد نیوز: رئیس اتاق بازرگانی تهران از رسوب ۱۳۹ هزار کانتینر در بنادر رسوب کرده است، گفت: اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت.

به گزارش اقتصاد نیوز به نقل از مهر؛ مسعود خوانساری در جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران با اشاره به وضعیت کنونی اقتصاد ایران گفت: از ۲۱ فروردین تا ۲۲ مردادماه سال جاری، بیش از ۳۳ بخشنامه از سوی دولت در خصوص مسائل ارزی صادر شده که به تبع آن، گمرک مجبور به صدور دستورالعمل‌هایی شد که تعداد آنها ۱۵۰ تا ۱۶۰ دستورالعمل بوده است. همین امر باعث شده تا تولیدکنندگان، واردکنندگان و صادرکنندگان دچار سردرگمی بوده و عدم قطعیت و بی‌اعتمادی، کلاف سردرگمی را برای تولیدکننده و مصرف کننده ایجاد کرده است.

رئیس اتاق بازرگانی تهران افزود: سه شنبه هفته گذشته بیش از ۲۰۰ فعال اقتصادی به اتاق بازرگانی تهران مراجعه کردند که عمده اعتراض آنها در رابطه با بخشنامه ۱۶ مردادماه سال جاری است که پرداخت مابه التفاوت نرخ ارز را برای واردکنندگان تکلیف کرده است، این در حالی است که همین امر باعث بروز مشکلات جدی شده است، بنابراین این تصمیم از سوی دولت جوانمردانه نبود. در حالیکه فروردین ماه دولت قاطعانه ارز ۴۲۰۰ تومانی را اعلام کرد و همه گشایش اعتبار کردند، بنابراین دریافت مابه التفاوت مشکلات زیادی ایجاد کرده است.

وی تصریح کرد: توجیه سرمایه گذاری بسیار مهم است و قیمت ریالی و ارزی حائز اهمیت به شمار می‌رود، این در حالی است که برخی مواد اولیه خود را پیش فروش کرده‌اند و اکنون با الزام برای پرداخت مابه التفاوت، دچار مشکلات بسیار شده‌اند، در حالیکه ارایه مابه التفاوت با توجه به مشکلات نقدینگی بنگاههای اقتصادی، کار ساده‌ای نیست.

خوانساری ادامه داد: تعدادی از اقلامی که در گمرک باقی مانده، در سال گذشته ثبت سفارش شده و امسال به دلیل اینکه بخشی از کالا ممنوع شده، برخی دچار مشکل شده‌اند و بنابراین باید گفت که ۱۳۹ هزار کانتینر در بنادر کشور رسوب کرده که شامل ۷ میلیون تن کالا و ۲.۵ میلیون تن کالای اساسی است. هزینه دموراژ، انبارداری و برخی مواردی که ناشی از تغییرات دستورالعمل های دولتی است، تولیدکنندگان را دچار مشکل کرده و کارخانه‌ها یکی پس از دیگری در حال تعطیلی است یا تعدیل نیرو دارد.

وی با اشاره به رتبه‌بندی اتاق‌های بازرگانی از سوی اتاق بازرگانی ایران گفت: اتاق تهران توانست در این رتبه‌بندی در گروه A قرار گیرد که بر این اساس تنها اتاقی است که با فاصله بسیار زیاد در این گروه قرار گرفته است.

No responses yet

Sep 13 2018

تخصیص دلار ۷ هزار تومانی به زائران اربعین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرگزاری دانشجو: عاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور با بیان اینکه قیمت ویزا قریب ۴۱ دلار است گفت: با توافقاتی که با بانک مرکزی شده است با دلار بازار تعادلی قریب ۷ هزار تومان به زائران داده می‌شود.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، حسین ذوالفقاری بعد از ظهر امروز در چهارمین جلسه ستاد اربعین استان کرمان که در محل سالن پیامبر اعظم (ص) استانداری کرمان برگزار شد با بیان اینکه ساختاری به لحاظ گستردگی، تعاملات، همکاری، مخاطبین و … مانند پیاده‌روی اربعین از گذشته تا حال نداشته‌ایم اظهار داشت: سال گذشته قریب ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر زائر اربعین داشتیم.

وی با اشاره به اینکه همه هدف باید خادمی خادمان امام حسین (ع) باشد و فکر چیز دیگر نباشیم گفت: با ارزیابی انجام شده از سال ۹۴ تاکنون اصلاح ۱۵۰ اشکال در برگزاری این مراسم بود.

معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور با بیان اینکه در سال ۹۵ قریب ۵۰ درصد این اشکالات برطرف شد و در سال ۹۶ نیز کاهش اشکالات را داشتیم افزود: قصد داریم در امسال این مشکلات را به صفر برسانیم.

وی با اشاره به اینکه باید زیرساخت‌ها لازم برای این ایام آماده شود بیان کرد: تسهیل در رفت و آمد زائران و کاهش هزینه‌ها را باید در این ایام داشته باشیم.

ذوالفقاری با بیان اینکه میوه مراسم اربعین، مسائل فرهنگی است که باید در زائران ایجاد شود گفت: دشمن قصد آن را دارند تا شکوه مراسم اربعین را کاهش دهند.

وی تصریح کرد: دشمنان به دنبال آن هستند تا از یک حاشیه کوچک در مراسم اربعین؛ در فضای مجازی و … علیه نظام جمهوری اسلامی و شیعه فتنه ایجاد کند و به برای منافع خود استفاده کنند و باید خود مردم رعایت کنند.

رئیس ستاد اربعین کشور با اشاره به فرموده مقام معظم رهبری که مراسم اربعین باید به خود مردم محول شود گفت: تأکید ما نیز بر همین است و حرکت ما در عراق باید به‌گونه‌ای باشد در جهت افتخار دو کشور ایران و عراق.

وی با بیان اینکه قیمت ویزا قریب ۴۱ دلار است افزود: با توافقاتی که با بانک مرکزی شده با دلار بازار تعادلی قریب ۷ هزار تومان به زائران داده می‌شود.

ذوالفقاری با اشاره به اینکه در حال کاهش هزینه بیمه برای زائران هستیم که هزینه بیمه از سال پیش نیز کمتر شود گفت: تأکید بر این است که ستاد استانی در استان‌ها راه‌اندازی شود و از سیستم مرکزی فاصله بگیریم و تمام امورات استان در استان برنامه‌ریزی شود.

وی عنوان کرد: براساس توافقاتی که انجام شده است پلیس+۱۰ به همراه انجام امور گذرنامه همزمان کار‌های ویزا را نیز انجام دهد تا فرد معطل نشود.

دبیر شورای امنیت با بیان اینکه اگر تعامل خوبی با نیرو‌های عراقی نداشتیم تمام افرادی که غیرمجاز به عراق رفته بودند حداقل ۶ ماه زندانی داشتند گفت: به‌دنبال این هستیم در عراق فعالیت‌های ماندگار انجام دهیم و هرسال به‌دنبال ساخت زیر‌ساخت برای بناکردن موکب نباشیم.

No responses yet

Sep 12 2018

حمله با چاقو به دو طلبه در مشهد طی یک هفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

استان‌وایر: گزارش‌ها حکایت از آن دارد که دو طلبه به فاصله کمتر از یک هفته در یک محله مشهد با چاقو مورد حمله قرار گرفته‌اند که یکی از طلبه‌ها در کما به‌سر می‌برد.

محمد تولایی یکی از طلاب مدرسه علمیه «نورالرضا» مشهد است که شش روز پیش در حاشیه این شهر از سوی یک فرد ناشناس با ضربات چاقو به کما رفته است.

کانال تلگرام «قاصد‌نیوز» گزارش کرده این طلبه «داخل پیکان‌ش نشسته بوده تا از محل تحصیلش بره منزل، موتوری از کنارش رد میشه، چاقو رو فرو میکنه توی قفسه سینه‌ش و میره.»

این کانال به نقل از یکی از دوستان این طلبه نوشته که «چاقو تا یک سانتی قلب‌ش فرو میره و ریه شو پاره میکنه.»

آن‌طور که فعالان حزب‌الله در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند این طلبه پس از انتقال به بیمارستان و عمل جراحی به کما رفته است.

حسن شمشادی٬ خبرنگار صدا و سیما هم نوشته که «خانواده این روحانی جوان، از عدم رسیدگی مناسب و به موقع به او در بیمارستان شهید کامیاب مشهد بشدت گله» دارند.

خواهر زاده این روحانی گفته که «برای چهار روز بستری بودن دایی محمد در این بیمارستان حدود سه میلیون تومان از ما گرفتند و هیچ کاری هم برایش نکردند.»

وی اضافه کرده «مسئولان بیمارستان گفته‌اند این بیمار چاقو خورده و بیمه شامل حالش نمی‌شود و باید هزینه‌هایش را خودتان پرداخت کنید.»

شمشادی همچنین نوشته که این طلبه عصر روز پنج شنبه ۱۵ شهریور پس از خروج از کتابخانه در خیابان شیرازی «سوار پیکانش می‌شود که فردی موتورسوار از شیشه خودرو چاقویش را به سینه‌اش فرو کرده و می‌گریزد.»

خبرگزاری «حوزه‌نیوز» هم نوشته که این طلبه «پس از امور اولیه و ادامه روند درمانی، دچار مشکلی در قسمت قلب می‌شود و به همین علت به منظور عمل جراحی قلب باز به بیمارستان قائم مشهد منتقل شده که پس از عمل به هوش نیامده است.»

کانال «قاصد‌نیوز» همچنین خبر داده که طلبه دیگر مدرسه علمیه «نورالرضا» مشهد روز سه‌شنبه با حمله یک مرد چاقو به دست مواجه شده٬ اما توانسته «از مهلکه جان سالم بدر ببرد.»

گفته شده که مقام‌های امنیتی و اطلاعاتی تلاش‌ها برای شناسایی ضارب یا ضاربان این طلاب را آغاز کرده‌اند.

No responses yet

Sep 12 2018

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری: ثروت ایران خرج مسلمانان جهان می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: روحانیون حاکم بر ایران در ۴۰ سالی که صاحب قدرت هستند، انواع حمایت‌ها از مسلمانان جهان، به ویژه مسلمانان فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، یمن و بحرین را جزو وظایف دبنی خود ‌دانسته اند.

«علی خامنه‌ای» در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، با تشکیل نهاد‌های موازی با دولت مخالفت کرده است اما دولت مشکل را فرا‌تر از نهاد‌های موازی در ایران می‌داند.

مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری که برای «ارتقای مفهوم دولت در ايران» فعالیت می‌کند، پیش از مخالفت رهبر جمهوری اسلامی، اواخر مرداد ماه سال ‌جاری کتابی با عنوان «پایداری ملی و سیستم‌های حکم‎رانی» منتشر کرد که ریشه‌ اصلی و واقعی مشکلات در ایران را تشریح می‌کند.

داده‌های ارایه شده در این کتاب نشان می‌دهند ایران از جایگاه مناسبی در فضای حالت پایداری برخوردار نیست و پایداری این واحد جغرافیایی – سیاسی در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی و محیط ز‌یستی با چالش‌هایی اساسی دست به گریبان است.

این مرکز یکی از ایرادهای وارد بر سیستم حکم‎رانی ایران را متوجه نوع طراحی و معماری این سیستم دانسته و نوشته است که این سیستم مبتنی بر یک پارادایم منسجم و بدون تناقض نیست.

این بررسی اضافه می‌کند: «این تناقض در پارادایم، خود را در تناقض در اهداف و حتی تناقض در طراحی سیستم حکم‎رانی و یکی از مهم‎ترین بخش‌های آن، یعنی سیستم سیاسی نشان داده است.»

مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری به این نتیجه رسیده است که پارادایم سیستم حکم‏رانی کنونی را در بهترین حالت می‌توان پارادایم «امت– ملت» نامید که حاصل ترکیب نامتجانسی از دو پارادایم «منافع امت» و «منافع ملت» است.

امت مفهومی است که از مرزهای جفرافیایی – سیاسی یک واحد ملی فراتر می‌‌رود و به طور عام، به مجموعه‌ای از انسان‌ها اشاره دارد که به یک ایدئولوژی دل‎بستگی دارند. اما ملت مجموعه‌ای از افراد هستند که زیستن در یک واحد جغرافیایی – سیاسی، آن‎ها را تبدیل به یک ملت کرده است.

در کتابی که این مرکز منتشر کرده، آمده است: «اگر در پارادایم منافع امت، بیشینه کردن منافع امت هسته مرکزی است و امکانات و منابع واحد جغرافیایی– سیاسی باید در خدمت آن قرار گیرد، در پارادایم منافع ملت، تامین بیشینه منافع حداکثر افراد یک واحد ملی در اولویت قرار دارد و سیستم حکم‎رانی باید بر آن اساس طراحی شده و در آن جهت حرکت کند.»

طبق تعریف این مرکز، پارادایم منافع امت با مرز جغرافیایی بیگانه است و سیستم حکم‎رانی آن گرچه خود در یک قلمرو جغرافیایی – سیاسی جا دارد اما در حالت ایده‌آل، منابع آن قلمرو جغرافیایی – سیاسی را در خدمت تأمین منافع امتی قرار می‌دهد که بخش‌هایی از تشکیل دهندگان آن اصولا در واحدهای جغرافیایی – سیاسی دیگری زندگی می‌کنند.

نتیجه بررسی این مرکز نشان می دهد: «در این پارادایم، منافع امت از ارجحیت بیش‏تری در مقایسه با منافع ملت برخوردار است. از این رو است که فردی ساکن ملتی دیگر اما برخوردار از عقایدی مشابه با امت، از ارزش بیش‎تری در مقایسه با فردی که اگرچه در همان واحد جغرافیایی – سیاسی متولد شده، زیست می‌کند و عضو آن ملت است، برخوردار است.»

در ادامه آمده است: «پارادایمی که سیستم حکم‏رانی در ایران بر آن مبتنی است، ترکیبی نامتجانس از دو پارادایم فوق است که البته از آن‌رو که حامیان پارادایم منافع امت به هنگام طراحی و بنیان‏گذاری سیستم، از منابع قدرت بیش‏تری برخوردار شدند، توانستند پس از چالش‌ها و تضادهای فراوان با حامیان پارادایم منافع ملت، در مجموع معماری سیستم حکم‏رانی را به سمت تأمین اهداف پارادایم منافع امت سوق دهند.»

نتیجه بررسی بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری نشان می دهد: «از آن جا که حامیان این پارادایم به صورت کامل در این امر موفق نشدند، تناقض حل نشده در سطح پارادایم، خود را بعدها در اهداف و معماری سیستم حکم‏رانی نیز نشان داد که تضادها و ناپایدار‌ی‌های ناشی از آن تا امروز نیز ادامه دارد.»

در کتاب پایداری ملی و سیستم‌های حکم‎رانی آمده است: «در چند دهه گذشته اگرچه برخی از حامیان پارادایم منافع ملت تلاش کرده‏ا‌ند که تغییرات و اصلاحاتی را در مجموعه اهداف و معماری سیستم حکم‎رانی پدید آورده و آن را بیش از پیش به پارادایم منافع ملت نزدیک کنند اما از آن رو که معماری سیستم حکم‏رانی به گو‌نه‌ای است که منابع اقتصادی و سیاسی بیش‏تری را متوجه بخش‌هایی از سیستم می‌کند که مبتنی بر پارادایم منافع امت طراحی شده است، در مجموع موفقیت چندانی به دست نیاورده‌اند.»

این مرکز در پایان چنین نتیجه گرفته است: «نظام حکم‎رانی در ایران به واسطه وجود نقاط ضعفی در معماری این سیستم، از آسیب عدم توازن و تفکیک اجزا رنج می‌برد. همین عدم توازن و تفکیک به هنگام بنیان‏گذاری، در گذر زمان امکان انباشت هرچه بیش‎تر منابع اقتصادی و سیاسی را در بخش‌هایی از سیستم فراهم کرده و بر بغرنجی مسأله توازن و تفکیک اجزا افزوده است.»

این بررسی در واقع اعتراضی از سوی یک نهاد استراتژیک دولتی به سیاست خارجی کلان جمهوری اسلامی در ترجیح دادن منافع مسلمانان جهان به ایرانی‌های ساکن کشور است.

این اعتراض و انتقاد علت پیدایش چنین وضعیتی را بی‌آن که به نام روح‌الله خمینی اشاره کند، تفکرات بنیان‏گذار جمهوری اسلامی در ابتدای تشکیل نظام اسلامی بعد از سال ۱۳۵۷ در ایران اعلام کرده است.

اعتراف و اعتراض به این مساله که در تمام دوران جمهوری اسلامی، طرف‏داران نظریه امت و حامیان مسلمانان جهان در ایران دست بالا را داشته و تمام امکانات مالی، سیاسی و نظامی را در اختیار دارند، یکی دیگر از داده‌های این سند است.

این بررسی که در قالب کتاب منتشر شده است، هم‎چنین به صراحت اعتراف می‌کند که ط‎رف‏داران ملت در برابر حامیان امت در جمهوری اسلامی حرف چندانی برای گفتن ندارند و توان آن‏ها برای تغییر این معادله تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

روحانیون حاکم بر ایران در ۴۰ سالی که صاحب قدرت هستند، انواع حمایت‌ها از مسلمانان جهان، به ویژه مسلمانان فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، یمن و بحرین را جزو وظایف دبنی خود ‌دانسته اند.

در طول این ۴۰ سال، صد‌ها میلیارد تومان از ثروت ایران در اختیار مسلمانانی قرار گرفته است که از نظر حاکمان جمهوری اسلامی، نیاز به حمایت مالی، سیاسی و فرهنگی دارند.
ادامه این سیاست بود که از سال ۱۳۸۸ منجر به علنی شدن اعتراض‌ مردم ایران شده است. آن ها در هر تجمع اعتراضی در خیابان‌ها شعار می دهند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .