Jul 26 2017

اعتصاب غذای دو زندانی در زندان‌های رجایی‌شهر و اردبیل

نوشته: :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

حقوق بشر: طی روزهای اخیر، دو زندانی در زندان‌های رجایی‌شهر کرج و اردبیل دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده‌اند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، محسن رضایی، زندانی محکوم به اعدام، از روز ۲۶ تیرماه، در زندان رجایی‌شهر کرج دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده است؛ همچنین، یک زندانی با هویت افشین ولی‌پور در زندان اردبیل در پی انتقال به بند قرنطینه از روز پنجشنبه ۲۹ تیرماه، در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

افشین ولی‌پور، پس از اعتراض به مسئولان زندان اردبیل از بند جوانان زندان به بند قرنطینه هشت منتقل شده و و در اعتراض به انتقال صورت گرفته، اعلام اعتصاب غذا کرده است.

این زندانی به اتهام «تهدید» به‌صورت بازداشت موقت در این زندان نگهداری می‌شود.

محسن رضایی، زندانی محکوم به اعدام که درخواست رسیدگی مجدد به پرونده‌اش در شعبه موازی را به مسئولین ارائه داده است، به علت عدم توجه مسئولین، نسبت به خواسته‌اش، دست به اعتصاب غذا زده و در نهمین روز از اعتصاب غذا به سر می‌برد.

محسن رضایی، فرزند احمد و متولد سال ۱۳۶۳ است و با اتهام قتل همسر خود و با حکم اعدام، هشت سال است که در زندان رجایی شهر نگهداری می‌شود.

این زندانی که دچار بیماری‌های عدیده‌ای شده، علاوه بر افت شدید فشارخون، دو بار در زندان، سکته کرده و به بیماری کبدی، روده و معده نیز مبتلا شده است.

این زندانی که مدعی است، در دوران بازجویی، از سوی نیروی انتظامی، جهت گرفتن اعترافات اجباری، مورد شکنجه قرار گرفته، هم اکنون با ادعای تضییع حقوق خود، اعمال‌نفوذ در پرونده، و شکنجه‌های اعمال‌شده خواستار رسیدگی به پرونده‌اش در شعبه‌ای دیگر شده است، اما مسئولین تا کنون هیچ‌گونه واکنشی به درخواست او نشان نداده‌اند.

شما هم چیزی بگو

Jul 25 2017

شلیک اخطاردهنده ناو آمریکایی به قایق گشتی ایرانی

نوشته: :: در بخش: آمریکا,خاورمیانه ::

دویچه‌وله: به گفته دو مقام نیروی دریایی آمریکا، یک قایق گشتی ایرانی بیش از حد به ناو آمریکایی نزدیک شده و سربازان آمریکایی تنها برای هشدار چند گلوله شلیک کرده‌اند. احتمال می‌رود که قایق متعلق به سپاه پاسداران بوده است.

روز سه‌شنبه (۲۵ ژوئیه / ۳ مرداد) شبکه خبری سی ‌ان ‌ان به نقل از دو مقام نیروی دریایی ایالات متحده گزارش داد که یک قایق گشتی مسلح ایرانی در آب‌های شمالی خلیج فارس به فاصله ۱۵۰ یارد (حدود ۱۳۷متر) به کشتی جنگی “تاندربولت” نزدیک شده است.

بر اساس این گزارش، خدمه ناو از راه‌های گوناگون، از جمله تماس‌های رادیویی و ۵ انفجار کوتاه که از نشانه‌های بین‌المللی شناخته شده برای اعلام وضعیت خطر است، به قایقرانان ایرانی اخطار داده‌اند اما واکنشی مشاهده نکرده‌اند. به همین دلیل ناچار به شلیک گلوله به سمت آب در نزدیکی قایق شده‌اند.

در گزارش سی ان ان آمده است، این قایق که گمان می‌رود متعلق به سپاه پاسداران بوده، پس از شلیک اخطاری از جانب کشتی جنگی آمریکایی مسیر خود را عوض کرده اما به مدت چند ساعت در‌‌ همان حوالی می‌چرخیده است.

بیشتر بخوانید: ایران دو جت جنگی آمریکا در خلیج فارس را تهدید به سرنگونی کرد

در این گزارش همچنین به رویارویی قایق‌های تندروی وابسته به سپاه با ناوهای آمریکایی در ماه‌های اخیر اشاره شده است؛ ازجمله برخورد‌ها در ماه ژوئن و آوریل سال جاری.

جف دیویس، سخنگوی پنتاگون به خبرنگاران گفته است، در سال ۲۰۱۶ نیز کشتی‌ها و قایق‌های تندروی ایرانی در دست‌کم ۳۵ مورد در مقابل کشتی‌های جنگی آمریکایی رفتار “غیر ایمن و غیرحرفه‌ای” داشته‌اند.

بیشتر بخواتید:هشدار ترامپ به قایق‌های تندرو سپاه : شلیک می‌کنیم

شما هم چیزی بگو

Jul 25 2017

پس‌لرزه‌هاي ماجراي «ژن خوب»

نوشته: :: در بخش: سیاسی ::

شرق: دیروز بود که انتشار مصاحبه حمیدرضا عارف، پسر معاون اول دولت اصلاحات، حاشیه‌ساز شد و درست زمانی که انتظار می‌رفت این حاشیه کم‌کم از مرکز توجه كاربران شبكه‌هاي اجتماعي به حاشیه برگردد، اظهارات سیدمصطفی، پسر عبدالواحد موسوی‌لاری، دوباره آن را زنده کرد.
مصاحبه حمیدرضا عارف محورهای متعددی داشت که هرکدام بخشی از نقدها را به ‌خود معطوف کرد، اما پررنگ‌ترین کلیدواژه‌ای که در نقدها استفاده شد، «ژن‌ خوب» بود. حمیدرضا عارف در آن مصاحبه در جواب به ‌نقدهایی که موفقیت‌های او را در عرصه‌های متفاوت حاصل رانت می‌داند، از ژن و خون خوبی گفت که او از مادر و پدر خود گرفته و عامل موفقیت او بوده است. این اظهارنظرات بود که افکار عمومی، رسانه‌های آنلاین و روزنامه‌ها را به واکنش برانگیخت، اما روز گذشته پسر یک اصلاح‌طلب شناخته‌شده دیگر، مانع از مختومه‌شدن این حاشیه شد.
«مرگ شیرشاه یکی از مشهورترین سکانس‌های مرگ در فیلم‌های دنیاست، اما یک نکته آن برای من خیلی جذاب است. اگر درست خاطرم مانده باشد کفتارها چند گاو وحشی را می‌ترسانند و ناگهان تمام گاوها شروع به دویدن می‌کنند.
این در حالی است که اکثر گاوها اصلا نمی‌دانند موضوع از چه قرار است، یعنی نمی‌دانند از چه می‌گریزند و حال به کدام هدف می‌دوند.
فقط همراه با بقیه می‌دوند و در این میان شاه محبوب خود را می‌کشند! موج‌های تويیتری که این روزها شکل می‌گیرد عجیب آدم را به یاد این سکانس می‌اندازد!». این متن به‌همراه عکسی از سکانسِ فیلم مذکور در حساب اینستاگرام سیدمصطفی موسوی‌لاری، پسر وزیر کشور دولت اصلاحات، منتشر شد.
این اظهارات مصطفی موسوی‌لاری نمی‌توانست از سوی افکار عمومی بی‌ارتباط با موج انتقادی روزهای اخیر به ‌حرف‌های حمیدرضا، پسر محمدرضا عارف، دیده شود. حتی اگر او بی‌غرض و صرفا جهت نهیبی برای فروکاستن از انتقادات چنین مطلبی را منتشر کرده باشد، استفاده از کلیدواژه‌هایی چون کفتار، شیر و گاو (که با هشتگ تأکید هم شده بودند) در کنار بحث‌های ژن‌ و خون خوب که حمیدرضا عارف مطرح کرده بود، یادآوری دید برتری نژادی‌ای شد که پسر عارف در دفاع از موفقیت‌های خود از آن استفاده کرده بود.
شباهت دیگر حاشیه پدیدآمده حول این دو فرزندِ سیاسی این بود که بعد از اظهارنظر اصلی مجبور به ‌توضیح شدند، اما برخلاف حمیدرضا عارف که موج انتقادات به خود را عقده‌گشایی، تهمت و فحاشی خوانده بود، مصطفی موسوی‌لاری با حذف پست اینستاگرام خود در تويیتر نوشت: «با توجه به سوءبرداشت برخی از دوستان از پست اینستاگرام، ضمن عذرخواهی از همفکران اصلاح‌طلب پست مذکور را برمی‌دارم و امیدوارم بنده را عفو کنید!».
گفتنی است که حاشیه پدیدآمده درخصوص حمیدرضا عارف بسیار فراگیر بود؛ از فعالان سیاسی، دانشجویی و رسانه‌ای تا هنرمندان به ‌اظهارات او انتقاد نشان دادند.
این موج انتقادی هنوز هم ادامه داشت و برای مثال شهرام ‌جزايری روز گذشته در یک فیلم کوتاه (کمتر از یک‌دقیقه) در جواب به سؤال خبرنگاری راجع‌ به این حاشیه گفت: «موفقیت ۵۰ فاکتور دارد که یکی هم ژنتیک است و زیبایی، آن آقازاده هم احتمالا شکل ظاهری و خوشگلی داشته که می‌گوید ژنم خوب است»، به موج بعدی که حاصلِ نوشته مصطفی موسوی‌لاری بود، پیوست. مصطفی موسوی‌لاری هم با نوشته خود در اینستاگرام هیزم به آتش همین حاشیه ریخت و آن را دوباره به مرکز توجه فضای مجازی آورد تا این‌بار مرکزیت نقد بر او متمرکز باشد.
نقد به «آقازادگی» بحث جدیدی نیست، اما با بازگشت اصلاحات به عرصه رسمی قدرت و تأثیر خیره‌کننده لیست‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان (ملقب به لیست امید) این بحث درون تحول‌خواهان و اصلاح‌طلبان و با تمرکز به نقد از خود پررنگ شده است. با نزدیک‌‌شدن به انتخابات شوراهای شهر و روستا، به‌واسطه گزینش بازتر نامزدهای این انتخابات بحث‌ نحوه بستن لیست در مرکز توجه قرار گرفت. این‌بار شورای نگهبانی در کار نبود تا تعداد نامزدهای اصلاح‌طلب را کم و نتیجتا انتخاب لیست را کم‌حاشیه‌تر کند.
از دل بحث بر سر لیست، نقدهایی تند به آقازادگانی که قصد ورود به لیست امید را داشتند، از سر گرفته شد. شاید بتوان گفت که افکار عمومی توانست مقداری در لیست‌ها هم بازتاب بیابد.
این مباحث به‌نوعی افکار عمومی را نسبت به حرف‌‌ها، نوشته‌ها و اعمال فرزندان سیاسیون حساس کرده است.

شما هم چیزی بگو

Jul 25 2017

دیدار رئیس‌جمهور ایران با فرماندهان سپاه بعد از ماه‌ها تنش

نوشته: :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::


بی‌بی‌سی: دیدار فرماندهان سپاه با رئیس جمهور ایران بعد از ماه‌ها تنش آشکار میان دولت و سپاه انجام شد

حسن روحانی٬ رئیس‌جمهوری ایران با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیدار کرده است.

به گزارش پایگاه خبری دولت٬ آقای روحانی در این دیدار بر “حمایت کامل دولت دوازدهم از خدمات سپاه” تاکید کرده و فرمانده سپاه هم انتخاب او را به ریاست‌جمهوری تبریک گفته است.

دیدار حسن روحانی با فرماندهان ارشد سپاه از جمله محمدعلی جعفری فرمانده کل و قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس درحالی برگزار شده که در چند ماه گذشته دو طرف به طور علنی انتقادهایی را علیه یکدیگر مطرح کرده‌اند.

در دیدار امروز٬ دوشنبه دوم مردادماه٬ رئیس‌جمهوری ایران به فرماندهان سپاه گفته “برای تحقق رهنمودهای رهبر” و “خدمت به مردم” همه نهادها و نیروهای نظام باید وحدت و انسجام داشته باشند.

حسن روحانی ابراز امیدواری کرده است که در دولت او “تلاش هماهنگ همه نیروهای مسلح٬ به سرعت بیشتر در تحقق خواسته‌های مردم بینجامد” و در عین حال “تقویت رزمی سپاه و ارتش” هم امنیت ملی ایران را بیشتر از گذشته تضمین کند.

درباره اختلاف‌های میان دولت و سپاه بیشتر بخوانید:

اخبار بیشتری از این دیدار منتشر نشده اما سایت دولت گفته که فرمانده کل سپاه از آمادگی نیروهایش برای همکاری “همه‌جانبه با دولت‌ در تحقق اهداف انقلاب اسلامی” خبر داده و انتخاب دوباره آقای روحانی و “حضور گسترده مردم” را تبریک گفته است.

آقای روحانی در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری در بهار امسال سخنان تندی علیه سپاه مطرح کرد.بعد از انتخابات هم درباره خصوصی‌سازی جملاتی گفت که واکنش‌های زیادی به دنبال داشت.

حسن روحانی گفته بود “بخشی از اقتصاد دست یک دولت بی‌تفنگ بود که آن را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم٬ این اقتصاد و خصوصی‌سازی نیست.”

محمدعلی جعفری٬ فرمانده کل سپاه هم در پاسخ از فعالیت‌های اقتصادی سپاه دفاع کرد و گفت دولتی که تفنگ نداشته باشد تحقیر و تسلیم می‌شود.

قاسم سلیمانی٬ فرمانده شاخه برون‌مرزی سپاه هم از “تضعیف” این نیروها انتقاد کرده بود.

امضای قرارداد نفتی ایران با شرکت توتال همه باعث انتقاد سپاه شده بود. عبدالله عبداللهی٬ فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا گفته بود کار باید به سرمایه‌گذاران داخلی سپرده شود.

شما هم چیزی بگو

Jul 24 2017

فرماندهان نیروی انتظامی در پرونده فروش نفت خبر داد

نوشته: :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رایوفردا: غلامرضا حیدری، عضو فراکسیون امید مجلس، می‌گوید برخی فرماندهان نیروی انتظامی به علت ارتکاب تخلف در پرونده فروش نفت بازداشت شده‌اند.

نماینده تهران و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در پیام توئیتری خود در این باره نوشته است «در ماجرای پرونده فروش نفت توسط نیروی انتظامی، ماجرا صرفا به انفصال از خدمت آقای احمدی مقدم ختم نمی‌شود و گویا فرماندهان دیگری نیز بازداشت شده‌اند».

محمد حسینی، دیگر عضو کمیسیون برنامه و بودجه ۱۵ تیر ماه گفته بود در فاصله سال‌های ۸۷ تا ۹۱ به دستور محمود احمدی‌نژاد٬ نیروی انتظامی مجوز صدور نفت دریافت کرد تا منافع آن در همان نیرو هزینه شود. وی در همین تاریخ از انفصال اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی، در این پرونده خبر داده بود.

شما هم چیزی بگو

Jul 24 2017

مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری، حسین باقرزاده

نوشته: :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی ::

گویانیوز: مرگ زودرس مریم میرزاخانی فقدانی بزرگ برای مردم ایران و جامعه ریاضی جهان بود. تعدادی از مقامات جمهوری اسلامی نیز به این خبر واکنش نشان دادند و مرگ او را تسلیت گفتند. این واکنش‌ها بیش از هر چیز این سؤال را پیش آورده که اگر مریم ایران مانده بود چه سرانجامی داشت. هر چه که بود بی تردید او مقام و موقعیت امروز را نداشت. جمهوری اسلامی سابقه درخشانی در تحمل و پرورش استعدادهای علمی و فرهنگی ندارد و بیشتر استعدادکُش بوده است تا استعدادپرور. کافی است به سرنوشت یکی دیگر از نابغه‌های ریاضی ایران بپردازیم و ببینیم که بر سر او در جمهوری اسلامی چه آمد.

اواخر سال ۱۳۵۸ من به ایران بازگشتم و بلافاصله در دانشکده علوم دانشگاه تهران به عنوان دانشیار رشته ریاضی مشغول به کار شدم. اندکی بعد کنفرانس سالانه انجمن ریاضی ایران در دانشگاه مشهد برگزار شد و من به عنوان یکی از شش عضو هیئت اجرایی انجمن و سپس دبیر آن انتخاب شدم. انجمن همه ساله یک مسابقه ریاضی دانشجویی در دانشگاه‌ها برگزار می‌کرد و به نفر اول این مسابقات جایزه می‌داد. اوایل تابستان بود که مراسمی برای معرفی برنده آن سال و اعطای جایزه به او برگزار شد. برنده، دانشجویی از دانشگاه اهواز به نام مهدی علوی شوشتری بود، ولی او نتواانسته بود در مراسم شرکت کند. هیئت اجرایی از من خواست که به عنوان دبیر انجمن پشت تریبون بروم و غیبت او را اعلام کنم – و این کار آسانی نبود.

مهدی علوی شوشتری متولد سال ١٣٣٤ بود و در سال ١٣٥٣ به دلیل فعالیت‌های سیاسی در اهواز دستگیر و به سه سال حبس محکوم شده بود. پس از آزادی از زندان در سال ١٣٥٧ برای تحصیل به آمریکا سفر می‌کند ولی در فاصله کوتاهی پس از پیروزی انقلاب به ایران بر می‌گردد و در دانشگاه جندی شاپور اهواز در رشته ریاضی ادامه تحصیل می‌دهد. او در دوران تحصیل شاگردی ممتاز بوده، و از قول یکی از استادان او در زمان تحصیلش در آمریکا نقل شده که از او به عنوان با استعداد ترین دانشجویی که داشته یاد کرده است. نفر اول شدن او در مسابقات ریاضی سراسری کشور در آن سال این نظر را تأیید می‌کرد.

پشت تریبون رفتم و اعلام کردم که نفر اول مسابقات ریاضی سراسری کشور در آن سال مهدی علوی شوشتری از دانشگاه اهواز است و بعد اضافه کردم که متأسفانه خبر شدیم که ایشان چند روز پیشتر اعدام شده است. جمعیت خبر را با ناگواری شنید و در سکوت فرو رفت. من نیز سکوت کردم و همان جا ماندم. این سکوت بهت آمیز مدتی طول کشید تا نجواها شروع شد و تقریبا همه دانستند که چرا او اعدام شده است. او که در شروع انقلاب فرهنگی با آن به مبارزه برخاسته بود در فاصله کوتاهی دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد. سپس به دلیل این فعالیت‌ها و عضویت در سازمان پیکار به اعدام محکوم می‌شود و در روز ۶ تیرماه ۵۹ تیربا ران می‌شود.


مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری

قاضی صادر کنده حکم، روحانی نسبتا جوانی به نام احمد جنتی بود که اکنون شهره خاص و عام است. صادق خلخالی در خاطراتش با اشاره به این که او نیز حکمی مشابه از خمینی برای قتل و اعدام گرفته بود می‌نویسد: «حضرت آقای جنتی، در اهواز و تهران، چند نفر از طاغوتیان را محاکمه و به اعدام محکوم کرد». از دید او و جنتی لابد یک دانشجو که در زمان شاه سه سال زندان کشیده نیز طاغوتی بوده است.

مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری، در زمان‌های مختلف نفر اول مسابقات ریاضی سراسری کشور بودند. امروز مقامات جمهوری اسلامی برای مرگ میرزاخانی اظهار تأسف می‌کنند ولی هیچ یک از آنان به استعدادهای فراوانی که در طول حیات این نظام عامدا سرکوب و نابود شدند کمترین واکنشی نشان نداده‌اند. میرزاخانی البته چون فعالیت سیاسی نداشت اگر در ایران مانده بود به چنین سرنوشتی گرفتار نمی‌شد ولی مسلما موقعیت امروز را نیز نداشت و استعدادی بود که ناشکفته به گور سپرده می‌شد.

شما هم چیزی بگو

Jul 24 2017

کودتای ۲۸ مرداد: نقش بهبهانی به روایت اسناد آمریکا

نوشته: :: در بخش: آمریکا,بدون دسته بندی,تاریخی,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::


بی‌بی‌سی :
روحانیان برجسته ایرانی در سقوط دولت مصدق چقدر نقش داشتند؟
روحانیان برجسته ایرانی در سقوط دولت مصدق چقدر نقش داشتند؟محمد مصدق در بین روحانیان سیاسی تهران به غیر از ابوالقاسم کاشانی یک دشمن سرسخت دیگر داشت: محمد بهبهانی، فرزند‌ آیت‌الله عبدالله بهبهانی از رهبران نهضت مشروطیت.
محمد بهبهانی و ابوالقاسم کاشانی همواره متهم بوده‌اند که در کودتای ۲۸ مرداد از سازمان‌های جاسوسی آمریکا و بریتانیا پول گرفتند و دسته‎های مردانی چون شعبان جعفری و طیب حاج رضایی را به طرفداری از شاه به خیابان‌ها آورند تا مقدمه کودتای ارتش را فراهم کنند.

مجموعه اسناد جدید دولت آمریکا نشان می‌دهد که کاشانی ماه‌ها قبل از وقوع کودتا با سفارت ایالات متحده و ماموران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در تماس بوده است؛ هرچند این اسناد ثابت نمی‎کند که او به طور مستقیم در طرح کودتا شرکت داشته یا از‌ آمریکایی‌ها پولی دریافت کرده باشد.

ولی اسناد در مورد عملکرد محمد بهبهانی صراحت بیشتری دارد. یک سند فوق‌سری که مدتهاست در آرشیو ملی ایالات متحده از حالت طبقه بندی بیرون آمده (ولی دولت آمریکا آن را در مجموعه اسناد جدید کودتای خود نیاورده) حکایت از ‌آن دارد که چند روز قبل از تلاش نافرجام شب ۲۴-۲۵ مرداد برای کنار زدن مصدق با فرمان شاه، سفارت آمریکا در تهران مبالغ زیادی پول به عوامل خود از جمله محمد بهبهانی پرداخت کرده بود.

ابوالقاسم کاشانی (نفر اول از سمت چپ) در کنار محمد بهبهانی (نفر وسط) ابوالقاسم کاشانی (نفر اول از سمت چپ) در کنار محمد بهبهانی (نفر وسط)بنا بر سند «مرور بحران اخیر» مورخ ۱۱ شهریور ۱۳۳۲ (دوم سپتامبر ۱۹۵۳)، محمد بهبهانی همچنین یکی از دستاندرکاران اصلی عملیات نهایی سرنگونی مصدق در صبح روز ۲۸ مرداد بود.

به نظر می‌رسد این سند، گزارش مقامات بریتانیایی از برخی وقایع کودتا بوده که نسخه ای از آن را برای همکاران آمریکایی‌ خود فرستادند؛ وزارت امور خارجه آمریکا در سال ۱۹۸۹ میلادی نسخه ناقص و سانسور شده سند را منتشر کرد.

بخش‌های سانسور شده که برای اولین بار توسط بی‌بی‌سی فارسی گزارش می‌شود اهمیت زیادی دارد چرا که به نقش سفیر آمریکا در کودتا و موضوع بحث برانگیز «دلارهای بهبهانی» مربوط می شود.

اصطلاح «دلارهای بهبهانی» را اولین بار ریچارد کاتم، مأمور سابق سازمان سیا، در کتاب خود بکار برد. کاتم خود از واشنگتن در پشت صحنه کودتا نقش کوچکی ایفا کرده بود اصطلاح «دلارهای بهبهانی» را اولین بار ریچارد کاتم، مأمور سابق سازمان سیا، در کتاب خود بکار برد. کاتم خود از واشنگتن در پشت صحنه کودتا نقش کوچکی ایفا کرده بود

«دلارهای بهبهانی»

اصطلاح «دلارهای بهبهانی» را اولین بار یک مأمور سابق سازمان سیا در کتاب خود آورد. مأمور مذکور کسی نبود غیر از ریچارد کاتم – استاد روابط بین الملل دانشگاه پیتسبورگ و نویسنده کتاب «ناسیونالیسم در ایران» – مردی که در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به حلقه اتصال آمریکا و اطرافیان آیت الله خمینی تبدیل شد و در نوفل لوشاتو به دیدار رهبر انقلاب رفت.

در زمان کودتای ۲۸ مرداد ریچارد کاتم تازه به استخدام سیا در آمده و از واشنگتن در پشت صحنه فعال بود. او چند سال بعد از ترک سیا و آغاز کار دانشگاهی در کتاب خود به اختصار نوشت که در جریان کودتا «دلارهای بهبهانی» بود که بین روحانیون و دسته‌های جنوب شهر تهران تقسیم می‌شد.

بنا بر سند «مرور بحران اخیر» منبع دست‌کم بخشی از «دلارهای بهبهانی» سفارت آمریکا در تهران بوده است. در این سند آمده: «بنا بر گزارش های موثق که در روز ۱۰ اوت (۱۹ مرداد) دریافت شد، سفارت آمریکا به طور پنهانی به اشخاص بانفوذ خاصی از جمله آیت الله بهبهانی، روحانی معروف، مبالغ کلانی پول پرداخت کرده بود».

در سند نیامده که بهبهانی یا دیگران احتمالا چقدر از سفارت آمریکا دریافت کرده یا پول‌ها را دقیقا بین چه کسانی تقسیم کرده‌اند.

سند همچنین می‌گوید که بهبهانی یکی از معدود افرادی بود که از طرح کودتای صبح ۲۸ مرداد با خبر بوده است – موضوعی که اعتماد کامل سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا به محمد بهبهانی را نشان می‌دهد. یک چنین اعتمادی درباره ابوالقاسم کاشانی که به شدت با بریتانیا خصومت داشت به احتمال زیاد وجود نداشته است.

شاید به همین خاطر باشد که برخی کارشناسان معتقدند آمریکا برای تضعیف محمد مصدق، خط مشی تعامل با کاشانی را در پیش گرفت ولی او را وارد جزئیات نقشه کودتا نکرد.

این سند که به نظر می‌رسد بخش‌های حساس آن در سال ۲۰۰۱ میلادی از حالت سانسور بیرون آمده، در جدیدترین مجموعه اسناد وزارت امور خارجه آمریکا منتشر نشده است این سند که به نظر می‌رسد بخش‌های حساس آن در سال ۲۰۰۱ میلادی از حالت سانسور بیرون آمده، در جدیدترین مجموعه اسناد وزارت امور خارجه آمریکا منتشر نشده استسند «مرور بحران اخیر» همچنین تصویر تازه‌ای از دیدار سرنوشت‌ساز روز ۲۷ مرداد لوی هندرسون، سفیر وقت آمریکا و محمد مصدق ارائه می‌کند. هندرسون از دستاندرکاران کودتا بود ولی در ظاهر بر عدم دخالت در امور داخلی ایران تاکید داشت. او که در زمان تلاش نافرجام اول برای عزل مصدق در خارج از ایران «در تعطیلات» بسر می‌برد فورا به تهران برگشت و به دیدار مصدق رفت تا بنا بر عقیده برخی کارشناسان، برای مصدق دام پهن کند.

بنا بر سند جدید، دیدار مصدق و هندرسون – برخلاف آنچه متعاقبا سفیر آمریکا در گزارش رسمی خود به واشنگتن ثبت کرد – پرتنش بوده و به طور ناگهانی به پایان رسیده است.

در سند آمده: «بنا بر یک گزارش موثق، (هندرسون) به مصدق هشدار داد که ادامه اصرارش به باقی ماندن در سمت نخست وزیری به نفع ایران نیست». بنا بر سند، مصدق از حرف هندرسون به شدت عصبانی شد و پاسخ داد که او حق دخالت در امور داخلی ایران را ندارد.

بعدها معلوم شد که سفیر آمریکا مصدق را تهدید کرده که اگر نظم و آرامش را به خیابان‌ها برنگرداند و حملات تظاهرکنندگان ملی یا چپ‌گرا به شهروندان و مراکز آمریکایی در ایران متوقف نشود، کمک‌های مالی و فنی واشنگتن به ایران به خطر خواهد افتاد و کاخ سفید احتمالا از به رسمیت شناختن مصدق به عنوان نخست وزیر خودداری خواهد کرد.

گفته می‌شود یکی از دلایلی اصلی‌ای که مصدق تجمعات عمومی را ممنوع اعلام کرد و طرفداران خود را از خیابان ها بیرون کشید، اولتیماتوم سفیر آمریکا بوده.

فردای آن روز هواداران شاه به خیابان ها ریختند و فاز نظامی کودتا آغاز شد که خیلی سریع به سرنگونی مصدق انجامید.

هواداران سلطنت واقعه ۲۸ مرداد را نه یک کودتا بلکه یک رستاخیز ملی می‌دانند که آمریکا نقش مهمی در آن نداشت هواداران سلطنت واقعه ۲۸ مرداد را نه یک کودتا بلکه یک رستاخیز ملی می‌دانند که آمریکا نقش مهمی در آن نداشتبسیاری از چهره‌های وفادار به شاه وقایع ۲۵-۲۸ مرداد را کودتا نمی‌دانند. اردشیر زاهدی فرزند سرلشکر فضل الله زاهدی (رهبر نظامی کودتا) چند سال پیش در مصاحبه با عنایت فانی مجری برنامه «به عبارت دیگر» بی‌بی‌سی فارسی، ۲۸ مرداد را “رستاخیز ملی” توصیف کرد، یعنی انقلابی که مردم آن را به راه انداختند.

در سند «مرور بحران اخیر» درباره هویت کسانی که صبح ۲۸ مرداد به خیابان‌ها ریختند آمده‌است: «بیشتر این مردان هرچند احتمالا از احساسات طرفدار نظام پادشاهی الهام گرفته بودند،‌ واضح بود که برای آن هدف استخدام شده بودند».

بنا بر این سند، فقط چند نفر از نقشه کودتا خبر داشتند: فرماندهان چند یگان نظامی، رئیس شهربانی و «آیت الله بهبهانی که مسئول سازماندهی تظاهرات بود».

طیب حاج رضایی (نفر دوم از چپ) رهبر یکی از دسته‌های میدان بارفروشان تهران که صبح ۲۸ مرداد به هواداری از شاه به خیابان آمد. طیب ده سال بعد در اعتراضات خرداد ۱۳۴۲ به طرفداری از آیت‌الله خمینی وارد میدان شد که به دستگیری و اعدامش انجامید. طیب حاج رضایی (نفر دوم از چپ) رهبر یکی از دسته‌های میدان بارفروشان تهران که صبح ۲۸ مرداد به هواداری از شاه به خیابان آمد. طیب ده سال بعد در اعتراضات خرداد ۱۳۴۲ به طرفداری از آیت‌الله خمینی وارد میدان شد که به دستگیری و اعدامش انجامید.اسناد جدید آمریکا همچنین حکایت از آن دارد که پس از سرنگونی مصدق، پرداخت پول به محمد بهبهانی ادامه یافته است. در یک گزارش سیا به نقل از منابع نزدیک به سرلشکر زاهدی – نخست وزیر جدید – نوشته شده که زاهدی در روز چهارم مهر ۱۰ هزار تومان (حدود یک هزار دلار) و یک هفته بعد پنج هزار تومان (حدود ۵۰۰ دلار) به بهبهانی داد «تا حسن‌نیت بهبهانی را حفظ کند و او را حامی دولت نگه دارد».

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »