اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسلام و مسلمین'

Nov 02 2014

در پی تخریب خانه‌های تاریخی شیراز، مصوبه شورای شهرسازی لغو شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر


رادیوفردا: پس از تخریب حدود ده خانه تاریخی «با ارزش جهانی» در شیراز در روزهای پایانی شهریورماه با هدف اجرای پروژه توسعه حرم «امامزاده شاهچراغ »، شورای عالی معماری و شهرسازی مصوبه سابق خود متعلق به سال ۸۹ را لغو کرد.

بر اساس مصوبه جدید این شورا، محدوده طرح توسعه «امامزاده شاهچراغ » در شیراز و ضوابط و مقررات آن در قالب طرح «تفصیلی بافت تاریخی شهر شیراز» تعیین و توسط دبیر شورای عالی شهرسازی و معماری ابلاغ خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، شورای عالی معماری و شهرسازی روز شنبه، ۱۰ آبان، اعلام کرد: «با توجه به عدم ارائه نقشه‌ها و اسناد تکمیلی وفق شروط مصوبه سال ۸۹ این شورا در خصوص طرح توسعه حرم حضرت احمد بن موسی(ع) شاهچراغ…، همچنین مغایرت بند شش مصوبه مذکور با ضوابط سازمان میراث فرهنگی، مصوبه مذکور ملغی می‌شود.»

رسانه‌های ایران روز پنج‌شنبه، ۲۷ شهریور، از تخریب حدود ۱۰ خانه تاریخی «با ارزش و منحصربه‌فرد جهانی» در راستای طرحی برای توسعه حرم «امامزاده شاهچراغ » در شیراز خبر دادند.

به دنبال این رخداد، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی ایران، در پنج نامه جداگانه به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، وزیر کشور، دادستان کل کشور، استاندار فارس و تولیت آستان شاهچراغ، خواستار توقف روند تخریب بافت تاریخی شیراز شد، اما این تقاضا به جایی نرسید.

به گزارش رسانه‌های ایران، این خانه‌ها در راستای طرحی با عنوان «بین‌الحرمین» که قرار است دو امامزاده شاهچراغ و علاء‌الدین حسین در شیراز را به هم وصل کند تخریب شده‌اند.

محل دفن احمد برادر علی بن موسی‌الرضا، امام هشتم شیعیان، مشهور به شاهچراغ یکی از زیارتگاه‌های شیعیان است. محل دفن سیدعلاء‌الدین حسین فرزند امام هفتم شیعیان نیز از دیگر اماکن زیارتی شیعیان در شیراز است.

در مسیر میان این دو امامزاده در جنوب شرقی شیراز که مسافتی یک کیلومتری است یک پروژه عمرانی ۵۷ هکتاری در حال اجراست.

پیشتر برخی از مقامات استان فارس از جمله جعفر قادری، نماینده شیراز در مجلس و شهردار سابق این شهر، گفته بودند که این پروژه به تصویب شورای عالی معماری و شهرسازی رسیده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، پس از تخریب این خانه‌های تاریخی در شیراز شورای عالی شهرسازی و معماری در جلسه ۱۴ مهرماه خود تصویب کرد که طرح «تفصیلی بافت تاریخی شهر شیراز» پس از طی مراحل استانی ظرف مدت دو ماه در کمیته تخصصی شورای عالی شهرسازی بررسی شده و در دستور کار این شورا قرار گیرد.

مصوبه شورای عالی معماری و شهر سازی در حالی تصویب شد که علیرضا گل‌گلی، دبیر انجمن معماران ایران، روز ۲۷ شهریور گفته بود که از سال ۱۳۷۳ تاکنون تخریب‌های زیادی با هدف ایجاد «بین‌الحرمین» در شهر شیراز صورت گرفته است.

No responses yet

Nov 01 2014

گفت و گو با یک قربانی: پوزخند قاضی بدتر از تجاوز بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: وقتی مصاحبه مینا خانی را در ایران وایر خوانده بود، با من تماس گرفت. حتی خیالش را هم نمی‌کردم که پشت آن نگاه آرام چه روزهای دهشتباری از خاطره تجاوز خوابیده؟ چند در بسته را در راهروهای هزار توی دادگاه خانواده باز کرده؟ با انبوه نگاه های حقارت بار و کنجکاو دیگران چه کرده؟ چند بار راهروهای دادگستری را به دنبال لحظه‌ای فهم مشترک پایین و بالا رفته؟ … گفت‌و‌گوی من و شیرین، دانشجوی بیست و شش سالهٔ مهندسی منابع طبیعی از تهران به برخی از این سوال ها پاسخ داده است.

تجربه تجاوز چطور به سراغت آمد؟

خانواده‌ام خیلی اهل مراوده نبودند، من دختری خجالتی بودم که عزت نفس بالایی نداشتم و معمولا به یک انزوای خودخواسته پناه می‌بردم. در ایام کنکور، به طور اتفاقی با مرد به ظاهر موجهی آشنا شدم که تدریس خصوصی داشت. یکی از اساتید موجه موسسه‌ای که برای کلاس‌های کنکور به آنجا می‌رفتم، معرفی اش کرد. دو جلسه اول کلاس تدریس خصوصیمان در یکی از کلاس‌های موسسه برگزار شد و از آنجایی که آن‌ها جای کافی برای این کار نداشتند قرار شد جلسه بعدی در منزل استادم حاضر بشوم. اولین باری که به خانه‌اش رفتم به نظرم همه چیز غیر عادی می‌آمد. احساس خطر ‌کردم. کلید را که پشت سر من در قفل چرخاند، فرصت هیچ واکنشی به من داده نشد. به سرعت به طرفم آمد. با یه حرکت سریع شالم را برداشت و من را به سمت یکی از اتاق‌ها هل داد. تمام تلاشم را برای مقاومت کردن انجام دادم. به زور شروع به کندن لباس‌هایم کرد. تمام وجودم می‌لرزید. سست و بی‌حال بودم و حجم فاجعه مغزم را کرخت کرده بود. کشاکش فیزیکی که بالا گرفت و فهمیدم به لحاظ فیزیکی قوی‌تر است و توان مغلوب کردنش را ندارم.

واکنشت بعد از آن اتفاق چه بود؟

جرات نکردم به خانواده‌ام بگویم؟ چطور می‌توانستم بگویم دیگر باکره نیستم؟ پدرم بیماری قلبی داشت. نگران بودم بعد از فهمیدن این بی‌آبرویی سکته کند. حتی دوست پسر هم نداشتم و سر بزیر و نجیب بودم. چطور می‌توانستم به پدرم بگویم توسط مردی همسن و سال خودش هتک حرمت شده‌ام؟

به فکرت نرسید از یک پزشک زنان برای تایید ماجرا مشورت بگیری؟

اوایل ذهنم ماجرا را انکار می‌کرد. به خودم امید می‌دادم که لابد چیزی نشده! اما وقتی به سوزش آن لحظه و دردهای وحشتناک کشاله رانم فکر می‌کردم و جزییات جریان را در ذهنم مرور می‌کردم می‌دانستم اتفاق افتاده. دست آخر طاقت نیاوردم و برای معاینه به یک دکتر زنان مراجعه کردم. یعنی مجبور شدم به جای انکار کردن، حقیقت را بپذیرم. کارم شده بود سرزنش کردن خودم.‌‌ همان روز‌ها بود که چند خودکشی ناموفق در مسیر زندگی‌ام ثبت کردم. قبل از این اتفاق قصد جدی کرده بودم تا در رشته پزشکی قبول بشوم. اما بعد از آن دنیای من زیر و رو شد.تا چند ماه به جای دوره کردن درس‌ها، در خلوت اتاقم گریه می‌کردم.

کی تصمیم گرفتی شکایت کنی؟

چند ماه از ترس بی‌آبرویی و واکنش خانواده‌ام سکوت کردم تا توانستم توان و قدرت ذهنی‌ام را جمع کنم و شهامتش را پیدا کنم برای شکایت کردن. موضوع را با فرد مورد اعتمادی در میان گذاشتم و هم او بود که تشویقم کرد به مراجع قضایی مراجعه کنم. قول کمک و مساعدت هم داد. وقتی شکایت کردم، تصور می‌کردم قانون در مورد آزار و اذیت زنان و خصوصا مسئله تجاوز سختگیر است. تصویر و اخبار اعدام متجاوزین به عنف که در خبرگزاری‌ها و مجلات می‌دیدم این تصور را برایم ایجاد کرده بود که قانون تمام قد پشت سر زنهای ستمدیده ایستاده ولی بیهوده بود.

چه شد که این تصورت باطل شد؟ به هر حال بر اساس ماده شماره ۸۲ قانون مجازات اسلامی طبیعی‌ترین حق تو بود که مورد حمایت قضایی قرار بگیری…

با طرح شکایتم اولین اتفاقی که رخ داد مجرم جلوه دادن خودم بود. به جای کمک و همدردی با الفاظی چون فاحشه و معتاد مواجه شدم. پوزخند قاضی و روند دردناک رسیدگی به پرونده برایم شوکی به مراتب دردناک‌تر از ماجرای تجاوز بود. چون تمام باورم به قانون و عدالت در راهروهای تو در توی اداره آگاهی و دادگاه و پزشکی قانونی بر باد رفت.

برخورد قاضی چطور بود؟

گفت چرا درخواست کمک نکرده‌ام؟ گفتم خواستم فریاد بزنم اما شک نداشتم کسی صدایم را نمی‌شنید، متجاوز ورزشکار بود. هر چقدر تقلا کردم نتوانستم از خودم دورش کنم، سریع مرا به پشت خواباند و بدون توجه به التماس‌هایم کارش را کرد. گفتم اگر به میل خودم آنجا بوده‌ام چرا باید بی‌آبرویی شکایت و رفت و آمد به دادگاه را به جان بخرم؟ جزییات را شرح دادم. گفتم التماس می‌کردم. به متجاوز گفتم باکره‌ام اما فایده نداشت، سعی می‌کردم پا‌هایم را به هم نزدیک کنم تا نتواند دخول کند، او به طرز جنون آمیزی با تبلتی که روی تخت گذاشته بود، فیلم پورنو نگاه می‌کرد.

به پزشکی قانونی اشاره کردی …

اولین روز دادگاه رسیدگی به پرونده که اوج گرمای تابستان بود، بعد از دوندگی زیاد به شدت عرق کرده و بی‌حال و خسته بودم. قاضی من را دید و گفت «معتادی؟! به نظر نئشه هستی» بعد من را به پزشکی قانونی ارجاع دادند. آنجا با رفتارهای عجیب سه پزشکی مواجه شدم که در حال معاینه کردنم بودند. به نظر نمی‌رسید کوچک‌ترین حس همدری با من داشته باشند. در حالی که خجالت می‌کشیدم و استرس زیادی داشتم یکی از پزشک‌ها حین انجام معاینه بالای سرم تند تند بازجویی‌ام می‌کرد و با سوالات نیش دارش رنجم می‌داد. با کف دست روی رانم ضربه آرامی کوبید و گفت تو حداقل پنج سال رابطه جنسی داشته‌ای. این مسئله یک بار یا دو بار نیست. روی میز معاینه طوری با من رفتار شد که انگار رسما یک فاحشه‌ام. بعد‌ها وکیلم گفت این شیوه برخورد، یک ترفند برای آزار روحی شاکی است تا فکر کند هیچ راهی برای اثبات ادعایش وجود ندارد و شکایتش را پس بگیرد! در واقع اقدامی است برای کاستن حجم پرونده‌هایی از این دست که تعدادشان روز به روز در محاکم قضایی رو به افزایش است.

تهدید هم شدی؟

بله، برای پیگیری پرونده به دستور قاضی مرا به آگاهی شاپور فرستادند.‌‌ همان جلسه اول وقتی وارد اداره آگاهی شاهپور شدم، بلافاصله بعد از ورودم اولین جمله‌ای که از بازپرس شنیدم این بود: خوشی‌ها و رفت و آمد‌هایت تمام شد حالا که کارت را ساخته به فکر شکایت کردن افتاده‌ای؟ بعد از آن بازپرس پرونده مابین حرف‌هایش مدام مرا زیر پوستی تهدید می‌کرد که پیگیری شکایتم به ضرر خودم تمام خواهد شد و نمی‌توانم مسئله تجاوزم را اثبات کنم و اگر قصد کرده‌ام به این بهانه با طرف ازدواج کنم، راه درستی را انتخاب نکرده‌ام! بعد از خروج از اداره آگاهی وسط خیابان به شدت گریه می‌کردم. در طول مسیر تا خانه چند بار تصمیم گرفتم خودم را زیر یک ماشین عبوری بیاندازم. وجودم در آتش می سوخت اما سکوت و پنهان کردن هم چاره درد نبود. نوعی همکاری با متجاوز است. کلا متوجه شدم روح کلی قانون عملا طرف مردهاست حتی اگر آن مرد، یک مرد متجاوز باشد. تا جایی که خوانده‌ام پیش از این‌ها حتی اگر تجاوز ثابت هم نمی‌شد به فرد آسیب دیده اجازه گرفتن ارش البکاره (دیه بکارت) را می‌دادند، اما بعد قانونی تصویب شده که در صورت ثابت نشدن تجاوز، به بزه دیده اجازه نمی‌دهند خسارتی بابت دیه بکارت از جانی دریافت کند. حالا تصور کنید با آن دیدگاهی که در مردان سیستم قضا دیده می‌شود، بیایی و بگویی من ارش البکاره‌ام را می‌خواهم.

در این مدت خانواده ات هم در جریان قرار داشتند؟

بله، اما یک اتفاق وحشتناک هم اینجا رخ داد. در واقع، بد‌ترین روش دادگاه ها، فرستادن دادنامه دادگاه بدون پاکت پستی به درب منزل شاکی است. مامور تحویل دادنامه، بدون در نظر گرفتن هویت فرد گیرنده، نامه را در نبود شاکی به همسایه‌ها هم تحویل می‌دهد و همین حرکت زمینه بی‌آبرویی را برای فرد شاکی فراهم می‌کند. این رویه، یک برخورد اشتباه نیست بلکه عملا فاجعه است. به نظر من کسی که مورد تعرض قرار گرفته است بهتر است به جای شکایت و درگیری بی‌نتیجه، به روانپزشک مراجعه کند تا دردی که بابت تعرض متحمل شده درمان بشود و بتواند با بقیه زندگی‌اش آشتی کند.

نتیجه دادگاه به کجا رسید؟

خوشبختانه آخرین روز جلسه دادگاهم در حضور یک خبرنگار آمریکایی برگزار شد که برای مشاهده روند رسیدگی به پرونده‌های تجاوز در ایران با مجوز قانونی در آن جلسه حضور داشت. یک شانس نادر بود. در تمام مدت رسیدگی، قاضی و مستشار‌ها، متهم را تحت فشار گذاشتند و او را تحقیر کردند و به او توپیدند و با من به ملایمت و مهربانی رفتار کردند. وکیل نداشتم ولی قاضی عملا از موضع یک وکیل از من دفاع می‌کرد. خوشحال و سرمست بودم که به حقم می‌رسم. اما وقتی حکم به دستم رسید شوکه شدم. متهم از جرم زنای به عنف به علت نبود مدارک کافی تبرئه و به علت زنای بدون عنف به صد ضربه شلاق محکوم شد. برای من با مهر و عطوفت قاضی پرونده و نفوذ کسی که تشویقم کرده بود از متجاوز شکایت کنم، شلاقی در نظر گرفته نشد اما آنچه از آن همه دوندگی مثل رسوبی روی روح خسته‌ام باقی ماند، حس تحقیر و دلخوری عمیق بود.

No responses yet

Nov 01 2014

لغو کنسرت مجوزدار در رودسر با دستور فرماندار؛ بنرهای تبلیغاتی را با “داس” پایین کشیدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,هنر

تقاطع: کنسرت یک گروه موسیقی سنتی که قرار بود در روزهای ۲۷ و ۲۸ مهرماه در شهرستان رودسر استان گیلان برگزار شود، با وجود داشتن مجوز، با مخالفت شفاهی فرماندار این شهرستان لغو شد و گروهی نیز بنرهای تبلیغاتی آن را با داس پایین کشیدند.

عزیز قاسم‌زاده، خواننده و سرپرست گروه موسیقی “سپهر” در نامه‌ای سرگشاده که در اختیار روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های خبری قرار گرفته، گفته که با وجود “طی همه مراحل قانونی” و “اخذ مجوزهای لازم”، برگزاری کنسرتش با “مخالفت” و “کارشکنی‌هایی” مواجه شد و دامنه‌ی این مخالفت‌ها به حدی بود که منتقدان با “داس” بنرهای تبلیغاتی این گروه را پایین کشیدند و شهرداری‌های شهرستان رودسر با دستور فرماندار این شهرستان، از نصب دوباره‌ی این بنرها جلوگیری کردند.

آقای قاسم‌زاده با اشاره به پیگیری‌های خود برای جلوگیری از لغو این کنسرت اضافه کرده که سرانجام “مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان” به او گفته که «مخالفت‌ها خارج از ناحیه ارشاد و مربوط به فرمانداری و شورای تامین شهرستان رودسر است». در این میان، حتی دست‌نوشته‌ی “معاون سیاسی-امنیتی استانداری گیلان” در زیر شکواییه وی، که با تاکید بر قانونی بودن مجوز، خواهان “عدم دخالت فرمانداری در این کنسرت” شده بود نیز بی‌اثر بوده است.

به گفته‌ی سرپرست گروه “سپهر”، فرماندار رودسر حتی از نصب پرده‌هایی در سطح شهرستان رودسر توسط این گروه با هدف عذرخواهی از مردم به خاطر عدم برگزاری کنسرت نیز جلوگیری کرده است.

عزیز قاسم‌زاده در پایان از وزارت کشور دولت روحانی خواسته تا کسانی را بر سر امور بگمارد که برنامه‌های دولت را “در عمل” قبول داشته باشند «نه این‌که همه تلاش و افتخارشان گسترش انواع کارشکنی‌ها و جلوگیری از کنسرتی باشد که همه مجوزهای قانونی را کسب کرده است».

گفتنی است در ماه‌های گذشته لغو موارد متعددی از کنسرت‌های موسیقی در خبرگزاری‌های ایران گزارش شده است.

در یکی از آخرین این موارد، پنجمین شب کنسرت کیتارو، آهنگ‌ساز و موسیقیدان برجسته ژاپنی که قرار بود روز ۲۷ مهرماه در تالار وزارت کشور در تهران برگزار شود لغو شد و برگزارکنندگان این کنسرت، “آماده نشدن برخی مجوزهای لازم” را به عنوان دلیل لغو آن اعلام، و از افرادی که بلیط این کنسرت را خریداری کرده بودند، عذرخواهی کردند.

یک هفته پیش از آن نیز اجرایی که قرار بود بعد از نزدیک به یک سال تمرین در روزهای ۱۸ و ۱۹ مهرماه در شهر مشهد برگزار شود، به دلیل استفاده از کلمه “کنسرت” در تبلیغات به جای “اجرای پژوهشی”، لغو شد.

اجرای “آرکدی ولودوس”، یکی از پیانیست‌های مطرح جهان که قرار بود روزهای ۲۳ و ۲۴ خردادماه در “سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران” برگزار شود نیز از دیگر کنسرت‌هایی بود که “با وجود تبلیغات گسترده” لغو گردید.

پیش از این، علی جنتی، “وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی”، روز ۴ خردادماه در گفتگویی با روزنامه “اعتماد” چاپ تهران، گفته بود که این وزارت‌خانه حتی به بعضی کنسرت‌هایی که «هیچ مشکلی از نظر دینی و ارزش‌های ملی ندارند»، در صورتی که احساس کند «ممکن است به احساسات مردم در بعضی شهرستان‌های کوچک آسیب بزند»، اجازه برگزاری نمی‌دهد.
تصویر نامه‌ی موافقت نیروی انتظامی رودسر با برگزاری کنسرت گروه سپهر در این شهرستان

تصویر نامه‌ی موافقت نیروی انتظامی رودسر با برگزاری کنسرت گروه سپهر در این شهرستان

No responses yet

Oct 31 2014

غلامعلی صادقی٬ دادستان مشهد اعلام کرد: بازداشت‌شدگانی که همچنان به اسیدپاشی‌ها معترض باشند٬ در زندان خواهند ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: غلامعلی صادقی٬ دادستان انقلاب مشهد گفته تجمعات برگزار شده در اعتراض به اسید‌پاشی‌ها به دعوت «دشمن» بوده و بازداشت‌شدگانی که به اعتراض خود اصرار دارند در زندان به‌سر می‌برند.

آقای صادقی با تائید گزارش‌ها درباره بازداشت تعدادی در جریان برگزاری تجمعات اعتراضی گفته افراد پشیمان از شرکت در این تجمعات آزاد شده‌اند.

این مقام قضایی اعلام نکرده که معترضان به اسید‌پاشی‌ها به چه اتهامی بازداشت و در زندان نگهداری می‌شوند.

در اعتراض به ناتوانی نهاد‌های امنیتی در بازداشت عامل یا عاملان اسید‌پاشی‌های اصفهان تجمعاتی در برخی شهر‌های ایران برگزار شده که برخی از آن‌ها با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد.

مقام‌های امنیتی و قضایی تائید کرده‌اند در جریان این تجمعات «غیرقانونی» گروهی را دستگیر کرده و با تجمعات دیگر هم برخورد خواهند کرد.

در حاشیه پرونده اسید‌پاشی‌های اصفهان دست‌کم ۶۰ نفر از جمله پنج خبرنگار و عکاس بازداشت شده‌اند و تعدادی از آن‌ها همچنان در بازداشت به‌سر می‌برند.

دادستان قزوین هم جرم کسانی که با پاشیدن آب قصد شوخی و مزاح دارند را سه ماه تا یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق اعلام کرده است.

No responses yet

Oct 31 2014

عیسی سحرخیز: شکل دادن دشمن جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: حدس من این است که هاشمی رفسنجانی وقتی قلم به دست گرفت تا نامه ای برای پادشاه عربستان بنویسد و خواستار توقف اعدام شیخ نمرباقر النمر، روحانی زندانی شیعه شود، به گونه ای خاطرات سه دهه روابط پر فراز و نشیب تهران و ریاض را با خود مرور می کرد؛به ویژه آن رویداد مهم سال ١٣٦٥ که پیامد آن فاجعه ی خونبار مرداد ماه ٦٦ بود و سخنان بسیار تند آیت الله خمینی خطاب به سران سعودی.

حال که مرحوم آیت الله العظمی منتظری بین ما نیست شاید هیچ مقامی در ایران چون آیت الله رفسنجانی از پشت پرده ی روابط سیاسی ایران و عربستان آگاه نباشد و چون او درک نکند که اوج گیری دوباره ی تنش بین دو کشور چه پیامدهای سنگینی می تواند در پی داشته باشد که “جنگ نفت” کمترین آن ها خواهد بود.

رویدادهایی چون انفجار پایگاه نظامی الخبر در سال های آخر ریاست جمهوری رفسنجانی که در پی آن انگشت های اتهام به سوی ایران نشانه رفت و بهانه ی لازم به دست آمد تا بیش از ٤٠٠ مرکز نظامی، راهبردی و زیرساخت های صنعتی و اقتصادی ایران هدف بالقوه ی موشک های تهاجمی غرب قرار گیرد؛ و اگر پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ نبود و سران ریاض به نشانه ی حسن نیت در برابر دولت اصلاحات در برابر نتایج تحقیقات کوتاه نمی آمدند و با برنامه ی حملات نظامی تلافی جویانه ی آمریکا و متحدانش مخالفت نمی کردند، بدون شک تاریخ دوران اخیر ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد.

لابد با بازخوانی چنین بحران هایی بوده است که رفسنجانی برغم تمام جوسازی های جریان اقتدارگرا، دست به قلم شد و بی خیال فشارهای تبلیغاتی ستیزه جویان داخلی، خطاب به ملک عبدالله تاکید کرد که جلوگیری از اجرای حکم اعدام شیخ نمرباقر النمر “باعث یأس تفرقه‌افکنان و تقویت وحدت شیعه و سنی در جهان اسلام خواهد شد” و از این رو “انتظار می‌رود در این برهه که فتنه‌ها کیان امت اسلامی را نشانه گرفته، عدم اجرای حکم آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر، تفرقه‌افکنان را مأیوس ‌کند و باعث تعامل و حل مشکلات جهان اسلام ‌شود. مسلمانان اتخاذ چنین تصمیمی را از جناب‌عالی انتظار دارند.”

اگرچه روابط جمهوری اسلامی و کشورهای عرب جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی پس از انقلاب 22 بهمن ایران به شدت تیره شد و تجاوز صدام حسین به خاک ایران و حمایت مالی و نظامی اکثر قریب به اتفاق کشورهای عرب از رژیم بعث عراق بر تیرگی آن هرچه بیشتر افزود، اما جنایت هولناکی که در غروب روز نهم مرداد ١٣٦٦ ( ششم ذیحجه) در شهر مکه، پس از راهپیمایی مراسم برائت از مشرکین روی داد، اوج تنش در روابط تهران و ریاض و عامل بیان سخنان تند و غیرقابل انتظار آیت الله خمینی علیه “حاکمان حجاز” بود:

“اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه كسانى كه به ما بدى كردند بگذريم، نمى‏توانيم [از] مسئله حجاز بگذريم. مسئله حجاز يك باب ديگرى است، غير [مسائل] ديگر”.

بازخوانی تاریخ نشان می دهد که این رویداد خونین ریشه در ماجراهای پیدا و پنهان مراسم حج سال ٦٥ داشته است و جاسازی وانتقال مواد منفجره در ساک های زوار بی گناه و از همه جا بی خبر حجاج “نجف آباد”، توسط جریان های تندرویی که در پی صدور فیزیکی انقلاب در خارج از ایران بودند و ایجاد نمونه های مشابه جمهوری اسلامی در اقصی نقاط جهان.

این سالی است که میرحسین موسوی در ایران نخست وزیر است و سید علی خامنه ای رئیس جمهور و آیت الله خمینی رهبر ایران. این یکی از ماجراهایی است که باعث اعتراض آن زمان نخست وزیر وقت می شود و در بالاترین سطوح کشور تنش سیاسی ایجاد می کند و در پی آن موجب دخالت مستقیم آیت الله خمینی می شود و به ظاهر آتش اختلاف ها خاموش می شود، اما گدازه های آن زیر خاکستر می ماند تا دو دهه بعد، که بار دیگر در انتخابات سال ٨٨ شعله ور گردد.

در آن سال قرعه به نام من و یکی از دوستان همکار در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) افتاد تا به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار و گزارش های مراسم حج به عربستان سفر کنیم، اما طبق معمول مقام های سعودی روی خوش به روزنامه نگاران نشان نمی دادند و از این رو در آخرین ساعات، در شرایطی که تنها چند ساعتی به آخرین پروازهای تهران-ـ جده باقی مانده بود، روادید سفر ما دو نفر را صادر کردند؛ سفری استثنایی و پرهیاهو.

غروب که آخرین پرواز ایران ایر به عربستان در فرودگاه بین المللی جده نشست و پس از بازرسی های شدید و طولانی وارد محل اسکان موقت زوار کشورهای مختلف شدیم برای عزیمت به سوی مکه و مدینه، دشداشه نخریده و لباس عوض نکرده، یکی از همکاران مستعفی خبرگزاری به من نزدیک شد و خبر آورد که “تمام زوار یک گروه نجف آبادی به دلیلی نامعلوم دستگیر و در داخل فرودگاه در شرایط بسیار بد حبس شده اند.”

پرس و جوها موید این رویداد بود، اما هیچ مقام رسمی عربستان حاضر نبود در مورد آن سخن بگوید و رسانه های رسمی سعودی نیز طبق دستور، سیاست سکوت را دنبال می کردند. وضعیت ارتباطی با خارج هم به گونه ای بود که نمی شد از فرودگاه با ایران تماس تلفنی داشت و خبر را مخابره کرد یا اطلاعات محتمل را از دفتر مرکزی در تهران دریافت کرد.

راه آخر این بود که با وجود ممنوعیت خروج از فرودگاه و ورود به شهر جده، خود را به این شهر توریستی برسانیم و به تلفن بین المللی دسترسی پیدا کنیم. پنهان شدن در خودروی حامل شام و مواد غذایی مسوولان دولتی ایران مستقر در فرودگاه، تنها راه موجود برای رفتن به شهر بود و به احتمال زیاد از خیر مراسم حج گذشتن. این کاری بود که با موفقیت انجام شد.

تا به جده برسیم و از محلی مناسب با دفتر تهران تماس بگیریم، روز اول سفر به پایان رسیده بود و بامداد روز بعد بود و شروع به کار شیفت شب خبرگزاری به سردبیری “احمد. خ”. از سر اتفاق احمد آن زمان روزها نیز در دفتر نخست وزیر وقت کار می کرد و به صورت شبانه روزی دسترسی مستقیمی به میرحسین موسوی داشت.

پیامد مخابره ی خبر پخش آن در بخش ساعت شش رادیو بود و اعلام این موضوع که دولت عربستان به دلایل نامعلوم تعدادی از زوار ایرانی را دستگیر کرده است. تازه در پی خوانده شدن این خبر بود که سکوت رسانه های رسمی سعودی شکسته و اعلام شد که افراد دستگیر شده با خود مواد منفجره حمل می کرده اند و آن ها را در ساک های خود جاسازی کرده بودند؛ ادعایی شگفتی آور، آن هم در مورد زواری روستایی یا شهرستانی که بسیاری از آنان بالای پنجاه سال سن داشتند و افراد جوان در میان آن ها اندک بود.

با پخش این اخبار از یک سو نگرانی ها در جمع ایرانیان بالا رفت و از سوی دیگر هراس مقام های امنیتی و نظامی عربستان چندبرابر شد، چون احتمال می دادند که زوار دیگری توانسته باشند محموله های دیگری از مواد منفجره ی جاسازی شده را به مکه و مدینه انتقال داده باشند؛ آن هم در شرایطی که چون روزهای منتهی به انقلاب ایران، شعارنویسی با رنگ و اسپری بر روی دیوارها و پایه های پل ها در مکه و مدینه مشهود بود؛ امری که به نوعی حکومت نظامی محسوس در این دو شهر زیارتی انجامید و استقرار گسترده نیروهای مسلح و ادوات جنگی در کوچه و خیابان، به ویژه در ساعت های پایانی شب.

این وضعیت ادامه داشت و دائم هم بدتر می شد تا به روز مراسم برائت از مشرکین نزدیک شدیم. اوایل روز بود که در بعثه ی مکه خبر پیچید که مقام های نظامی عربستان زوار را به بیابان های اطراف شهر برده و مواد همراه آنان را منفجر کرده اند. در اواسط روز نیز خبر رسید که اغلب اعضای کاروان پس از مشاهده ی آن انفجارهای هولناک آزاد شده و تنها چند جوان مشکوک در زندان باقی مانده اند.

ساعتی بعد افراد آزاد شده ی این گروه صد و ده بیست نفره، رنجور و بیمار، وحشت زده و هراسان وارد ساختمان بعثه ی رهبری شدند و مورد استقبال شیخ مهدی کروبی قرار گرفتند تا در مکانی امن سکنی گزینند و شرح دهند که در این چند روز چه بر آن ها رفته و ماجرا از چه قرار بوده است؛ ماجرای هولناکی که نه آن گروه بی نوا از پشت پرده ی آن خبر داشتند و نه نماینده ی آیت الله خمینی در بعثه و نه نخست وزیر رسمی کشور در تهران، تا چند ماه بعد معلوم شود که چه کسانی پشت ماجرا بوده و چه اهدافی را دنبال می کرده اند!

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در خصوص رویدادهای سال ١٣٦٥ در این ارتباط می نویسد: “آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلام کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساک های خود تی ان تی داشته‌اند”.

این پیش آمد و پیامدهای تبلیغاتی آن از هر دو سو خود مقدمه ی جنایت هولناک سال بعد مکه بر روی پل حجون در کنار قبرستان ابوطالب شد که در جریان آن حدود چهارصد زائر ایرانی شهید شدند و بیش از هزار نفر مجروح و مصدوم که بسیاری از آن ها خانواده های شهداو مفقودان جنگ تحمیلی بودند. برخی از آمار و ارقام میزان تلفات این حادثه را این گونه نشان می دهد:

شهدا و کشته ها: ٢٧٥ حاجی ایرانی، ٨٥ نیروی امنیتی سعودی، ٤٥ حاجی از سایر ملیتها

مجروحان: ٣٠٣ حاجی ایرانی، ١٤٥ نیروی امنیتی عربستانی، ٢٠١ حاجی از سایر ملیتها

پیامد این امر آن شد که عربستان در جایگاه دشمن اصلی جمهوری اسلامی قرار گرفت، حتی در مقامی بالاتر از “رژیم صدام”، “دشمن صهیونیستی” و “شیطان بزرگ” و همان گونه که گفته شد اظهاراتی تند از سوی آیت الله خمینی در مورد این کشور و سران آن: “اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفرو نفاق و ازادی کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد.”

البته این سخنان و تهدیدها هیچگاه جنبه ی عملی نیافت و روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور، هرچند سرد و پرتنش، پس از مدتی از سر گرفته شد؛ در شرایطی که برخی مقام های رسمی ایران نیز اعتراف کردند که در بروز این فاجعه برخی جریان های تندرو جمهوری اسلامی نیز بی تقصیر نبوده اند. از جمله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در سال ۱۳۶۶ از یک گزارش عبدالله نوری یاد می‌کند که در آن ضمن غیرقابل گذشت بودن کار عربستان، به تندروی نیروهای داخلی نیز اشاره شده است.

در این زمینه مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری که از نزدیک اوضاع داخلی و خارجی را به دقت رصد می کرد قضاوت موثق تری داشته است. وی چند ماه بعد از این واقعه ی تاسف برانگیز در نامه ای به آیت الله خمینی نسبت به عملکرد مسئولان ایرانی در این واقعه اعتراض کرد:

“بسیاری از افراد مورد اطمینان كه خود ناظر جریان و در خط مقدم راهپیمایی بوده‌اند می‎گویند همه گناه گردن سعودی‌ها نیست و ممكن بود راهپیمایی آبرومندانه انجام شود و به این‌جا هم منجر نشود، ولی در اثر تندی بچه‌ها و بی برنامگی اجمالاً هجوم و حمله از طرف بچه‌های نپخته ما شروع شد و سوژه به دست دشمن داد، هر چند دشمن مجهز و مهیا بود و دنبال بهانه می‎گشت تا ما را سركوب كند. دشمن در سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساكهای حجاج با ما عاقلانه برخورد كرد و تا اندازه‌ای اغماض كرد و ما موضوع را رسيدگی نكردیم بلكه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد”.

این مشتی بود نمونه ی خروار از تنش های روابط ایران و عربستان که به طور مسلم آیت الله رفسنجانی اکنون اطلاعات دقیق تری از آنرا در اختیار یا در حافظه ی خود دارد، همچنین دیگر مواردی را که در دوران ریاست جمهوری او توسط نیروهای دخیل در ماموریت های برون مرزی روی داده است.

حال که باز تنش در روابط دو کشور بالا گرفته است، در صورت عدم برخورد مناسب و به موقع، هر آن مواردی مشابه با دخالت جریان های تندرو و آشوب طلب می تواند تکرار گردد؛ آن هایی که با بالا رفتن احتمال بهبود روابط ایران و غرب، دنبال دشمن جدید می گردند تا بر اساس آن بتوانند به تشدید فشارهای داخلی ادامه دهند.

هاشمی خوب آگاه است که بین کدام جناح های ایران با حاکمان عربستان همگرایی در جهت از بین بردن دشمنی بین شیعه و سنی وجود دارد و بین کدام ها کینه و عداوت فراموش نشدنی؛ آن هایی که دوستی رفسنجانی را با شاه سعودی برنمی تابند و عربستان را منبع تامین مالی رهبر اصلاحات معرفی می کنند و آن هایی که احمدی نژاد را “ولد” (بچه) می خواندند و رضایت ندادند که یک مقام روحانی ایران در جایگاه امام جماعت خانه ی خدا قرار گیرد، حتی به بهای لغو سفر برنامه ریزی شده!

طبیعی است که جریان تمامیت خواه در ایران با امید دستیابی به اهداف شوم خود، به صورت حساب شده تلاش می کند که دوستان را به دشمنان مبدل سازد، چون خوب می داند حتی حاکمان ریاض نیز دل به “امنیت” دارند و “آسایش”.

افراد تندرویی چون حسین شریعتمداری به حتم گزارش سفر هیات مطبوعاتی ایران به عربستان متشکل از چند مدیر، سردبیر و خبرنگار ایرانی از نشریات مستقل، محافظه کار و اصلاح طلب ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی را دیده و خوانده اند، به ویژه این نکته ی بسیار جدی بسته بندی شده درون کلامی درظاهر شوخی از زبان ملک عبدالله بن عبدالعزیز، در اوج روابط مناسب دو کشور: “حیف که سن و سال من اجازه نمی دهد که زنی ایرانی بگیرم تا با این پیوند خانوادگی عقد مودت و دوستی دائمی بین ایران و عربستان منعقد شود!”

No responses yet

Oct 30 2014

هولیگان علیه سلفی‌؛ مخالفت با اسلام‌گرایی در آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: تظاهرات چندهزار هولیگان که گفته می‌شود با گروههای راست افراطی آلمان ارتباط دارند، به خشونت کشیده شد

تظاهراتی که روز یکشنبه تحت عنوان “هولیگان (هواداران افراطی فوتبال) علیه سلفی”‌ در شهر کلن آلمان برگزار شد، بنا به گزارش پلیس و رسانه‌های آلمان، به بروز درگیری و خشونت در مرکز شهر کلن تبدیل انجامید.

چند هزار تظاهرکننده که گفته می‌شود با احزاب و گروه های راست افراطی ارتباط دارند که بعضی از آنها به داشتن تمایلات نژادپرستانه متهم هستند، خسارات زیادی به شهر وارد کرده‌اند.

نزدیک به پنجاه مامور پلیس در این زد و خوردها مجروح شده و شماری از هولیگان‌ها بازداشت شده‌اند.

عده ای می گویند که تظاهرکنندگان با دادن شعارهایی مانند “آلمان برای آلمانی‌ها” و “خارجی‌ها بیرون” از یک سو تمایلات “نژادپرستانه” خود را آشکار کردند و از سوی دیگر آب به آسیای احزاب دست راستی نوظهور آلمان ریختند که به نظر می‌رسد در صددند از آب گل‌آلود “اسلام‌هراسی” در جوامع اروپایی ماهی بگیرند.

افراطیونی که معمولا بعد از بازی‌های فوتبال دست به خشونت می‌زنند، اینبار به “فعال اجتماعی” بدل شده و علیه دشمنی واحد به نام “سلفی‌گری” متحد شده‌اند.

رسانه‌ها از حضور فعالان احزاب دست‌راستی در کنار هولیگان‌ها که معمولا بر سر تیم‌های فوتبال مشاجره می‌کنند، خبر داده‌اند.

هفته‌نامه “تسایت” در وبسایت خود از حضور هولیگان‌ها و نئونازی‌ها (نو نازی‌ها) در کنار هم خبر می‌دهد و می‌گوید با وجودی اینکه انتظار می رفت حدود ۱۵۰۰ نفر در گردهم‌آیی شرکت کنند، عملا بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر در محل تظاهرات حضور یافتند که از سراسر آلمان و از حتی از خارج از آلمان به کلن آمده بودند.

جمعیتی نزدیک به ۵۰۰ نفر هم در مخالفت با تظاهرات هولیگان‌ها در همان محل جمع شده بودند که از همان آغاز تظاهرات مورد هجوم طرف مقابل قرار گرفتند.

۱۰۰۰ نفر مأمور پلیس برای کنترل شرایط به محل تظاهرات آمده بودند که با افزایش شمار هولیگان‌ها کنترل شرایط از دست آنها خارج شد و تظاهرات به خشونتی بی‌سابقه کشید.

گفته شده که برخی از شرکت‌کنندگان در این تظاهرات علائم مشخص “نژادپرستانه” بر لباس یا بدن خود داشته‌اند.

موج اسلام‌هراسی در کشورهای غربی بعد از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در نیویورک به اوج خود رسید.

اخیرا با قدرت گرفتن گروه موسوم “دولت اسلامی” در عراق و سوریه و آشکارشدن کمک‌های سیاسی-فکری-پرسنلی به آنها از شهروندان کشورهای غربی، که عمدتا از خانواده‌های مهاجر هستند، “اسلام‌هراسی” هم ابعادی تازه یافته است.

درگیری‌ها در کلن و حضور چندهزار جوان آماده به خشونت در آن هشداری است تازه به آلمان که دهه‌هاست با پدیده راست افراطی خشونت‌طلب با تمایلات نژادپرستانه در مبارزه است.

این ماجرا همچنین می‌تواند هشداری به کشورهای دیگر اروپایی مانند بریتانیا و فرانسه باشد که در جوامع خود با مشکلات مشابهی مواجهند.
سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان می‌گوید جنگ در سوریه و عراق حالا خود را در خیابان‌های آلمان نشان می‌دهد.

از آنجایی که هولیگان‌ها معمولا سازمان ندارند و در فعالیت‌های سیاسی شرکت نمی‌کنند، به نظر می‌رسد گروه‌های سیاسی در آلمان در صدد استفاده از آنها برای رسیدن به اهداف خود هستند.

افراطیون خشونت‌طلب که معمولا بعد از بازی‌های فوتبال دست به خشونت می‌زنند، اینبار به “فعال اجتماعی” بدل شده و با یکدیگر علیه دشمنی واحد به نام “سلفی‌‌گرایی” متحد شده‌اند.

مجله اشپیگل گزارش می‌دهد که در تظاهرات و حملات افراطیان فوتبال‌دوست در روز یکشنبه، به جز تخریب و صدمه زدن به خیابانها و خودروها، فریادهای “خارجی بیرون” هم از لابلای تظاهرکنندگان شنیده می‌شد.

هولیگان‌ها چند هفته پیش تظاهراتی مشابه، اما کوچکتر در شهر دورتموند آلمان علیه سلفی‌ها براه انداخته بودند.

در ماه سپتامبر امسال هم در شهر ووپرتال آلمان شماری از جوانان مسلمان با جلیقه‌های یکسان نارنجی‌رنگ که بر پشت آنها “پلیس شریعت” نوشته شده بود به خیابان‌ها آمدند و کوشیدند با لحنی مهربان شهروندان را از کارهای به باور آنها ناشایست بازدارند.

این کارهای “ناشایست” خوردن الکل، بازی قمار، تماشای فیلم‌های پورنوگرافی و استفاده از مواد مخدر بود.

چند هفته پیش هم خیابان‌های شهر هامبورگ صحنه درگیری‌های وسیعی بین کردهای تظاهرکننده علیه جنگ در مناطق کردنشین سوریه از طرف گروه دولت اسلامی و جوانان مسلمان طرفدار آن گروه بود.
سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان

جای نگرانی وجود دارد که درگیری‌ بین افراطی‌ها خشونت‌گرا با طرزتفکرهای گوناگون در خیابان‌های ما افزایش یابد.

در آن زمان اعمال گروه پلیس شریعت به سلفی‌های تندرو نسبت داده شد که یک نوع “تحریک هدفمند” و سربازگیری برای “جنگ مقدس”را دنبال می‌کند.

سازمان حفاظت از قانون اساسی آلمان حالا هشدار داده است که درگیری‌ بین افراطی‌های خشونت‌گرا با طرز تفکرهای گوناگون در خیابان‌های این کشور می‌تواند افزایش یابد.

هانس-جورج مَسِن، رئیس این سازمان گفته که جنگ در خاک سوریه و عراق دارد خود را در خیابان‌های آلمان نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد که رویارویی جدید شهروندان خشونت‌طلب افراطی در خاک کشورهای غربی که دست در دست هم ارزش‌های دمکراتیک و آزادی‌های مدنی این کشورها را در خطر قرار می‌دهند، این جوامع را با مشکلی تازه روبرو کرده است.

امام جمعه یک مسجد در شرق آلمان که به نظر می‌رسد از هواداران گروه‌های اسلام گرای سوریه باشد، اخیرا شکایت کرده است که چرا کسی از رفتن کردها یا ایزدی‌های اروپا که برای جنگ با گروه دولت اسلامی به سوریه می‌روند جلوگیری نمی‌کند، و تنها اسلام‌گرایان زیر ذره‌بین هستند.

آلمان و کشورهای دیگر غربی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ با یک جنبش چپ‌گرایانه وسیع که گاهی به خشونت هم گرایید، روبرو بودند. این جنبش در آن زمان افراطی ولی سکولار بود.

در دهه‌های اخیر اما این جوامع با موجی نو روبرو شده‌اند که یک سوی آن راستگرایی و نژاد پرستی است و سوی دیگر آن جزم‌اندیشی با ایدئولوژی دینی.

صرف‌نظر از اینکه این گروه‌ها از آینده چه تصوری دارند، گویی هر دو خشونت را وسیله قرار داده و ارزش‌های دمکراتیک را هدف گرفته‌اند.

No responses yet

Oct 29 2014

عبدالله حاج صادقی، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه: اسلام دین مرگ و نفرت هم هست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: عبدالله حاجی صادقی، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه گفته اسلام تنها «عشق» نیست٬ بلکه «مرگ» و «نفرین» هم دارد.

آقای حاجی صادقی این مطلب را در واکنش به اظهارات «روشنفکرانی» بیان کرده که به گفته وی معتقدند اسلام تنها «عشق» است.

وی در رد این اظهارات از «زیارت عاشورا» مثال آورده که تنها ۳۰ بار دشمنان امام حسین را «لعن» کرده است.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با وجود تاکید بر وجود «مرگ» و «نفرین» در آموزه‌های اسلام٬ اظهار کرده اسید‌پاشی‌های اخیر اصفهان از سوی کسانی که باور‌های مذهبی دارند صورت نگرفته است.

وی مدعی شده «دشمنان» از این حادثه برای هدف قرار دادن «ایمان» مردم استفاده می‌کنند.

حاجی‌ صادقی اینترنت و ماهواره را به حضور «شیطان» در خانه‌ها تشبیه کرده که انسان را از صراط مستقیم خارج می‌کند و یکی از مصادیق «دجال آخر‌الزمان» است.

این روحانی محافظه‌کار در بخش دیگری از سخنان خود از کسانی سخن به میان آورده که موافق شعار «مرگ بر آمریکا» نیستند و خطاب به آن‌ها گفته کوتاه آمدن در برابر «فتنه‌گران خیانت» است.

حاج صادقی همچنین از وقوع «فتنه‌هایی» خبر داد که هدف آن‌ها خالی کردن پشت «مالک اشتر‌ها» و «مسلم‌های» امروز اسلام است.

No responses yet

Oct 28 2014

هشدار یک سایت حامی احمدی‌نژاد به امنیتی‌ها: آماده مواجه با اسید‌پاش‌های دارای فتوا باشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «همت‌نیوز» حامی محمود احمدی‌نژاد به نهاد‌های امنیتی و قضایی هشدار داده در صورت دست داشتن نیرو‌های مذهبی در اسید‌پاشی‌های اصفهان٬ خود را آماده احتمال بروز «معضلی» امنیتی کنند.

این سایت که از روز گذشته دور جدید فعالیت‌های خود را آغاز کرده٬ یادداشتی را بازنشر کرده که در آن نوشته شده امکان دارد پس از دستگیری عاملان اسید‌پاشی‌ها٬ مردم ایران با چهره‌هایی که ظاهری مذهبی دارند مواجه شوند.

این سایت محافظه‌کار همچنین پیش‌بینی کرده این افراد در اعترافات خود اعلام کنند که «فتوای» یکی از مراجع تقلید را داشته و براساس آن اقدام به اسید‌پاشی کرده‌اند.

سایت مذکور با هشدار نسبت به تحقق چنین احتمالی به نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی هشدار داده پیش از وقوع یک «معضل» اجتماعی ناشی از این اعترافات با «روشنگری» مانع وقوع آن شوند.

«همت‌نیوز» در ادامه پیش‌بینی کرده در صورت تحقق احتمال دست داشتن مذهبی‌ها در اسید‌پاشی‌ها در جامعه ایران بمبی خبری منفجر خواهد شد که احساسات مردم را «جریحه‌دار» خواهد کرد.

آن‌طور که این سایت محافظه‌کار نوشته نتیجه انفجار این «بمب خبری»٬ تعطیلی «فریضه» امر به معروف و نهی از منکر در ایران برای سال‌های متمادی و شورش مردم علیه مذهبی‌‌ها است.

این یادداشت در شرایطی منتشر شده که دو روحانی بلند‌پایه استان اصفهان طی سخنانی به طور تلویحی از دست داشتن نیرو‌های مذهبی در اسید‌پاشی‌های اخیر سخن به میان آورده‌اند.

No responses yet

Oct 28 2014

امام جمعه اصفهان: متهم اسیدپاشی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: دو روحانی بلندپایه اصفهان، به طور تلویحی گفته‌اند اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته؛ [اما] ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند.
وبسایت دیگربان در گزارش ویژه خود، از «اظهارات غیرمنتظره دو روحانی درباره اسید‌پاش‌ها» خبر داده و بدون ذکر نام این دو روحانی، نوشته است دو روحانی بلند‌پایه استان اصفهان پس از هفته‌ها سکوت، به طور تلویحی تائید کرده‌اند که اسید‌پاشی‌های اخیر شهر اصفهان مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

یکی از این روحانیون با هشدار نسبت به اینکه جمهوری اسلامی در وضعیت خطرناکی قرار گرفته٬ گفته نمی‌توان با اسید‌پاشی و کتک‌کاری با منکرات در جامعه مقابله کرد.

وی به طور تلویحی گفته اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته که با این اقدامات نمی‌توان جمهوری اسلامی را حفظ کرد.

یکی دیگر از این روحانیون بلند‌پایه در رابطه با اسید‌پاشی‌های اخیر اصفهان اظهار کرده ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند و استفاده از زور و تهدید علیه دختران در ایران تاثیرگذار نیست.

این روحانی محافظه‌کار با دفاع از نهی از منکر زبانی تاکید کرده که استفاده از شمشیر در اجرای این «فریضه» برعهده حاکمیت است٬ هرچند که با تهدید نمی‌توان هیچ جامعه‌ای را هدایت کرد.

لازم به توضیح است که آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد [3]، امام جمعه اصلی اصفهان که در عین حال، نماینده ولی فقیه در این استان و نماینده مجلس خبرگان نیز هست، پیش‌تر در سخنانی گفته بود [4]: «مساله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجابی باید چوب‌ تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.»

طباطبایی‌نژاد [5] در همایش حجاب و عاشورا ضمن بررسی مساله حجاب از منظر قرآن اظهار کرده بود: «در آیه‌ای از قرآن، خدا گفته است، “قرآن را نازل کردیم که مردم را به قسط و عدل فرا خواند”؛ اما در کنار این آیه، لفظ آهن را به کار می‌برد که همه مفسر‌ان قرآن آهن را بر برخورد جدی و شمشیر تعبیر کرده‌اند. برخی از مسوولان ما با الزامات بحث حجاب باید آشنا شوند؛ چرا که تصمیماتی را که نیروی انتظامی گرفته توسط برخی از این افراد دچار مشکل شده است». وی افزود: «برخی معتقد هستند قوه قهری در جامعه لازم نیست و باید از باب فرهنگ وارد شد؛ اما با نصیحت تنها نمی‌توان کاری کرد. امر به معروف و نهی از منکر هم زمان قدیم به دست افرادی به نام محتسب بوده است که شلاق به دست بوده‌اند.»

آیه مورد استناد طباطبایی‌نژاد، آیه ۲۵ سوره حدید است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس وليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوى عزيز»؛ ترجمه از تفسیر المیزان: «(و چگونه از انـفاق شانه خالى مى‌كنيد؟) با اين كه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشـن گسـيل داشتيم، و با ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم را به عدالت خوى دهند، و آهن را كه «نيروى شديد» در آن است و منافع بـسيارى ديگر براى مردم دارد نازل كرديم، تا با سلاح‌هاى آهنين از عدالت دفاع كنند، و تا خدا معلوم كند چه كـسى خدا و فرستادگان او را نديده يارى مى‌كند، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است».

با توجه به استفاده از لفظ «شمشیر» در سخنان دو روحانی بلندپایه اصفهان، می‌توان تعریض و اشاره سخنان آنان را به طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان دانست که در تفسیر و تحلیل خود از قرآن، از این لفظ استفاده کرده است.

از جمله شعارهای تجمع مردم اصفهان [6] در اعتراض به اسیدپاشی‌ها، این بود:

«امام جمعه ما، ننگ ماست، ننگ ماست» (ویدئو) [7]

«امام جمعه، استعفا استعفا»…

همچنین در ویدئوی [8] منتشرشده از سخنان دادستان اصفهان در این تجمع، زنی در واکنش به او فریاد زد: «مسئله این است که اینها [اسیدپاشان] این قدرت را از چه کسی گرفتند؟ از شما [مسوولان و مقامات جمهوری اسلامی] گرفتند.»

این در حالی است که در چند روز گذاشته، مقامات قضائی [9]، سیاسی [10]، امنیتی [11] و نیز دولت روحانی [12]، شدیدا منکر ارتباط اسیدپاشی‌ها با بحث امر به معروف و نهی از منکر شده‌اند و عوامل اسیدپاشی‌ها را به خارج از مرزهای کشور ارتباط داده‌اند [10] و حتی خبرنگاران [13] و «آشوبگران فضای مجازی» [14] را در اسیدپاشی‌ها مقصر دانسته‌اند.

===========

خودنویس، پیش‌تر نیز در دو نوشتار جداگانه به نقش مقامات مذهبی در اسیدپاشی‌ها پرداخته بود:

«نقش امامان جمعه در اسيدپاشى به زنان» [15]

«اسیدپاشان حتما از طریق سرویس‌های صهیونیستی یاری می‌شوند»! [4]

No responses yet

Oct 27 2014

درخواست اخراج منتقد طرح امر به معروف از مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: برخی از نمایندگان مجلس خواستار اخراج محمدرضا خباز، که اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای را به تصویب طرح امر به معروف ربط داده بود، شده‌اند.

خبرگزاری مهر گزارش دادهکه روح‌الله حسینیان عضو تندروی مجلس ایران در حال جمع آوری امضا برای نامه‌ای در اعتراض به مواضع خباز یکی از معاونان پارلمانی دولت و اخراج وی از مجلس است.

در این نامه آمده است: «وی در روز سه شنبه هفته گذشته در مخالفت با ماده‌ای از طرح امر به معروف و نهی از منکر حوادث اسیدپاشی اصفهان را به تصویب این طرح در مجلس ارتباط داد و بلافاصله رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب از این مواضع سوءاستفاده کرده و زمینه تشویش اذهان عمومی را ایجاد کرده‌اند.»

حسینیان برای این نامه حدود هفتاد امضا جمع کرده و از هیات رئیسه خواسته است که مواضع معاون پارلمانی دولت را محکوم کرده و اجازه ورود وی به مجلس را ندهد.

محمدرضا خباز معاون تقنين معاونت پارلماني رئيس جمهور در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، با اشاره به یکی از مواد این طرح که در آن گفته شده امر به معروف و نهی از منکر دعوت و وا داشتن دیگران به معروف و نهی و بازداشتن از منکر است، گفته بود: «ما بدحجابی را تایید نمی‌کنیم اما این طور رفتار بازدارنده هم باعث می‌شود که فرد از حیز انتفاع ساقط شود.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .