اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Nov 07 2016

45 درصد مردم فارس به اختلالات استرس مبتلا هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دنیای اقتصاد: «خبرجنوب» نوشت: 45 درصد مردم فارس به اختلالات استرس مبتلا هستند.

غم در لایه لایه زندگی ایرانی ها خانه کرده؛ آن طور که اخیرا رئیس انجمن مددکاری ایران اعلام کرده، کشور ما پس از عراق غمگینترین کشور جهان به شمار میرود؛ از قرار معلوم، معیارهایی که با آنها میزان غمگین بودن کشورهای مختلف جهان محک زده شده، مواردی است همچون اختلالات روانی، از هم پاشیدگی خانواده و میزان سلامت روان.
اما آن طور که آمارها نشان میدهد، فارس هم جایگاه قابل توجهی در میان استان های غمگین ایران دارد؛ طوری که برای نمونه میزان ابتلا به اختلالات روان شناختی، استرس و فشارهایی از این دست در فارس از میانگین کشوری هم بالاتر است.
اینک باید پرسید، این وضع چه آینده ای را برای استان پیش بینی می کند؟
چرا ایرانیان غمگین هستند؟
«ایران در میان 185 کشور در رتبه 105 قرار گرفته و در جدول غمگینها از پایین جدول، رتبه دوم را دارد».
این سخن سیدحسن موسوی، رئیس انجمن مددکاری ایران است؛ او گفته که «بر پایه میانگین آمارهای نشاط اجتماعی که سازمانهای معتبر جهانی آن را ارایه کرده اند، ایران جزو کشورهای شاد نیست، ایرانیان پس از مردم عراق دومین مردم غمگین جهان به شمار میروند. برای نمونه، در حالی که برخی پژوهش ها از وجود 35 درصدی اختلالات روانی در تهران خبر میدهد، در مورد بعضی مناطق تهران وضعیت بسیار تکاندهنده است زیرا این میزان به حدود 80 میرسد که بسیار بحرانی توصیف میشود و نیاز به نشاط اجتماعی را خیلی جدیتر از گذشته مطرح میکند.
ضمن اینکه مردم نسبت به سرنوشت و وقایعی که برای دیگران پیش میآید بیتفاوت شدهاند و این یک نشانه از کاهش انسجام اجتماعی محسوب میشود». سخنان رئیس انجمن مددکاری ایران آشکارا زنگ هشدار را به صدا درآورده است؛ کاهش رضایت از زندگی و افزایش فشارهای روانی باعث شده ایرانیان کمتر از همیشه «شادکام» باشند.
اما این طور که برخی آمار نشان می دهد، در فارس میانگین ابتلا به برخی مشکلات روان شناختی نه تنها از تهران بلکه از میانگین کشوری هم بالاتر
است. آن طور که فریبا رضایی، معاون گروه سلامت روانی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به سرویس گزارش «خبرجنوب» میگوید، میانگین ابتلا به اختلالات روان شناختی در کشور چیزی در حدود 30 درصد است ولی در فارس میزان ابتلا به برخی اختلال های روان شناختی همچون استرس به بالای 45 درصد
میرسد: «پژوهشی که در سال 90 در کشور انجام شد، نشان میداد که چیزی در حدود 24 درصد از جمعیت 15 تا 65 ساله ما به اختلالات روان شناختی مبتلا هستند.
در پژوهشی که 10 سال پیش از این پژوهش انجام شده بود، این میزان 10 درصد کمتر بود پس در خوشبینانهترین حالت میتوان گفت که امروز میزان ابتلا به اختلالات روانی در کشور به 30 درصد رسیده است. این یعنی تقریبا از هر 3 ایرانی، یکی با این اختلالات دست و پنجه نرم می کند».
به باور این روان شناس، 2 برابر این تعداد، افرادی هستند که در معرض خطر ابتلا به بیماریهای روان شناختی قرار دارند؛ در خط مقدم، خانوادههای آنان. چه اینکه پژوهشهای بسیاری ثابت کرده که افرادی که با بیماران زندگی میکنند، خود ممکن است پس از چندی نشانههای اختلالات را نشان دهند؛ اختلالاتی چون استرس، افسردگی و… . اما این میزان در فارس چه میزان است؟
آن طور که معاون گروه سلامت روانی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز می گوید، برخی پژوهشها نشان داده که تا 45 درصد از مردم فارس به اختلالات استرس مبتلا هستند: «متاسفانه در فارس شرایط مطلوبی نداریم. در پژوهشی که در سال های 90 – 91 انجام دادیم مشخص شد که اختلالات استرس با 45 درصد شایع ترین اختلال روان شناختی در فارس به شمار میروند و البته این اختلالات بیشتر خانمها را درگیر کرده بود تا مردان را. این تفاوت جنسیتی هم میتواند نتیجه تفاوت های فیزیولوژیک یا جایگاه اجتماعی زنان در مقایسه با مردان باشد. چه اینکه پژوهش نشان داده که در خانمهای خانهدار، استرس شیوع بیشتری دارد».
این البته تنها استرس نیست که در فارس آمار قابل توجهی را نشان می دهد؛ از قرار معلوم شمار افرادی که در این استان به خودکشی دست میزنند هم کم نیست؛ و البته طبق یک هنجار جهانی، زنان بیشتر دست به خودکشی می زنند و مردان به خاطر انتخاب راههای خشونتبار، بیشتر از خودکشی میمیرند؛ حال آنکه هزار و یک راه نرفته وجود دارد و مراجعه فرد نیازمند به یک روان شناس می تواند به سادگی آنها را به زندگی برگرداند.
اما جز استرس، چه عواملی باعث می شود مردم ایران و فارس شادکام نباشند؟ رضایی پاسخ میدهد: «تفکر مثبت یکی از عوامل اثرگذار است که
نبود آن شادکامی را کاهش میدهد؛ همچنین نداشتن مدیریت خشم، نبود امید به زندگی بر این پدیده اثرگذاشته؛ البته منظور من از امید به زندگی، امیدواری است».
به باور این روان شناس، مشکلات اقتصادی و اجتماعی باعث شده ایرانیان کمتر نسبت به آینده امیدوار باشند و «مبهم بودن فردای ما» به این امیدوار نبودن دامن زده است.
او می گوید: «وقتی احساس کنیم مدیریت کنترل زندگی از دست ما خارج میشود و نمیتوانید برای زندگی، شغل و درآمدتان برنامه ریزی کنید ممکن است حس درماندگی به سراغتان بیاید؛ در روان شناسی به آن ناتوانی آموخته شده میگویند و همین باعث می شود فرد برای تغییر، انگیزه نداشته باشد. این عامل، در غمگینی نقش مهمی دارد».
ناامیدی نسبت به آینده
اینک باید پرسید «ناامیدی به آینده» چه مشکلاتی به بار میآورد؛ به باور بسیاری از کارشناسان نخستین پیامد این وضع میتواند از میان رفتن انسجام اجتماعی و به عنوان سرمایه اجتماعی مردم باشد؛ آن وقت مردم کمتر به همدیگر اعتماد می کنند و دنیا را جایی میبینند که با آنها سر ناسازگاری دارد. شاید حتی بتوان تمایل بسیار زیاد ایرانیان به مهاجرت به کشورهای دیگر را در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اینکه ایرانیان کمتر به همدیگر اعتماد میکنند و آسودگی خاطر را از زندگی در میان شهروندان کشورهای دیگر جست و جو می کنند.
در عین حال، در فارس و کشور میزان طلاق کم نیست؛ در كشور از هر 5 ازدواج در 5 سال اول زندگی یکي و در شیراز طی سالهای اخیر از هر 3 ازدواج یکی به جدایی انجامیده است. ضمنا، فارس پنجمین استان کشور از نظر خشونتهای خیابانی به شمار میرود و یکی از بالاترین نرخ های قتل را در کشور دارد. آیا همه این موارد می تواند نشان دهنده نبود شادکامی باشد؟
معاون گروه سلامت روانی و اعتیاد معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شیراز میگوید: «یکی از نخستین پیامدهای نبود شادکامی، بروز خشم و آسیب های بیشتر اجتماعی است. نبود شادکامی، مواردی چون پرخاشگری، طلاق، مصرف مواد مخدر، بیکاری، حاشیه نشینی و… را پیش بینی میکند و پژوهشها در سراسر جهان نشان داده که با افزایش شادکامی، آسیبهای اجتماعی کاهش می یابد».
شاید باید شادکامی را هم جزو سرمایههای اجتماعی گذاشت؛ سرمایه ای که به نظر میرسد، مردم ما آن را در اختیار ندارند.

No responses yet

Nov 07 2016

حسین شریعتمداری با «شکایت دستگاه‌های دولتی» دادگاهی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، روز یکشنبه ۱۶ آبان برای «پاسخگویی به شکایات متعدد دستگاه‌های دولتی» دادگاهی شده است.

روزنامه کیهان با اعلام این خبر نوشت که نهاد ریاست ‌جمهوری، شورای عالی امنیت ملی، سازمان بهزیستی، وزیر دادگستری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان میراث فرهنگی و تعدادی دیگر از دستگاه‌ها از مدیرمسئول این روزنامه شکایت کرده‌اند.

کیهان این شکایات را «زنجیره‌ای» توصیف کرد و افزود که «یکی از عجیب‌ترین شکایات، مربوط به شورای عالی امنیت ملی بود که از مدیر مسئول کیهان، به دلیل بی‌احترامی به رجب طیب اردوغان، رئیس ‌جمهوری ترکیه شکایت کرده بود».

روزنامه کیهان نوشت که «اخبار موثق از فشارها و پیگیری‌های فراوان برخی از مسئولان برای برگزاری پیاپی جلسات بازپرسی» مدیرمسئول این روزنامه خبر می‌دهد و «در مواردی، عدول از قواعد شکلی آئین دادرسی مورد تقاضای جریانات حامی دولت است».

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه و همزمان، نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان است.

این روزنامه سال‌هاست که گزارش‌ها و اخبار زیادی علیه گروه‌ها و شخصیت‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری و … منتشر می‌کند.

اما انتشار تمام این مطالب هرگز منجر به برخورد قضایی با روزنامه کیهان نشده است و شماری از صاحب‌نظران به کنایه، این روزنامه را دارای «مصونیت آهنین» توصیف می‌کنند.

اما روزنامه کیهان روز دوشنبه این سخنان را «اظهارات ناروا و خلاف ‌واقع» دانست و ابراز آمادگی کرد تا «در دادگاه مطبوعات که علنی برگزار خواهد شد، به اتهامات وارده پاسخی مستند و روشنگرانه بدهد و مردم خود به قضاوت بنشینند».

کیهان همچنین با اشاره به سخنان اخیر حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در دفاع از آزادی رسانه‌ها، نوشت: «آیا این سخنان، فقط برای دلخوشی اصحاب رسانه بود و در پشت صحنه، فرمان دیگری به زیر‌مجموعه‌های دولتی داده می‌شود؟».

در همان روزی که حسین شریعتمداری به دادگاه رفته بود؛ مجید انصاری، معاون حقوقی رئیس ‌جمهوری ایران، با انتقاد از «برخورد دوگانه» با مطبوعات و «نابرابری رسانه‌ای» گفت که دولت حسن روحانی خود را «موظف به حمایت از آزادی بیان و حراست از آزادی رسانه‌ها» می‌داند و «با تمام قدرت در برابر همه عوامل محدودکننده آزادی آنها» می‌ایستد.

آقای انصاری در عین حال گفت که «حجم تخریب‌ها و هجمه‌ها علیه دولت و رئیس ‌جمهور به هیچ وجه قابل مقایسه با دولت‌های گذشته نیست» و برخی رسانه‌های مخالف دولت را متهم کرد که «بذر ناامیدی و کینه و نفرت و بداخلاقی را در جامعه» می‌پاشند و «با انواع برچسب‌ها و دروغ‌ها… به جامعه سم پمپاژ می‌کنند».

No responses yet

Nov 07 2016

درخواست ۱۷ نماینده از دادستان کل کشور درباره پرونده نرگس محمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: هفده نماینده مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به دادستان کل کشور با تأکید بر استقال قوه قضائیه و پذیرش حکم نهایی دستگاه قضایی در عین حال خواستار ارائه توضیحاتی درباره پرونده نرگس محمدی شدند.

به گزارش ایسنا، در نامه ۱۷ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به حجت الاسلام والمسلمین منتظری آمده است:

«جناب حجت الاسلام آقای منتظری دامت برکاته دادستان محترم کل کشور با اهداء سلام و تهیت، در خصوص نامه تعدادی از نمایندگان محترم مجلس به رئیس محترم قوه قضائیه و درخواست رسیدگی مجدد به پرونده خانم نرگس محمدی که به ۱۶ سال زندان محکوم شده است، فرموده‌اید: «این افراد که نمایندگان مجلس خواستار حمایت از آنها هستند پرونده‌هایی دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند و نمایندگان باید قبل از نوشتن نامه در حمایت از عناصر مطرود وضعیت پرونده آنها را بررسی کنند. اگر قوه قضائیه اسناد تخلف این افراد را برملا نمی‌کند دلیل بر این نیست که انسانهای خوبی هستند. اگر این حرکت‌ها از روی نادانی انجام شود، برای جامعه و نظام مصیبت است و اگر عمدی باشد برای جامعه مصیبت بزرگی است.»

به عرض می‌رسانیم نمایندگان امضاکننده نامه مذکور با علم به پرونده خانم محمدی نامه را امضا کردند. مشکل اینجاست که گاهی یک انتقاد مصداق تبلیغ علیه نظام شمرده می‌شود یا یک حرکت اصلاحی جمعی مصداق مفهوم کشدار و قابل تفسیرهای گوناگون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» قلمداد می‌گردد و برای هر یک سالها زندان منظور می‌شود بدون آنکه میزان تاثیر و فراگیری اقدامات متهم و فلسفه مجازات که عبرت گرفتن مجرم و سایر افراد جامعه است در نظر گرفته شود، لذا معمولا احکام سختگیرانه قضایی خصوصا درباره فعالان اجتماعی سیاسی نتیجه معکوس می‌دهد.

به عبارت دیگر گاهی به الفاظ و کلمات مواد قانونی جمود ورزیده می‌شود بدون آنکه ابتدا ضرورت مجازات به خاطر موثر بودن اقدام متهم روشن باشد؛ به طوری که احساس می‌شود مجازات صادره بیشتر برای ترساندن سایر فعالان اجتماعی سیاسی است و البته معمولا این منظور تامین نمی‌شود و گاه منجر به جری شدن متهم و دیگران می‌شود.

به عنوان مثال، در موضوع مورد بحث یعنی اتهامات خانم نرگس محمدی، آیا چند نفر در ایران از اقدامات ایشان مطلع شدند و تاثیر پذیرفتند و خطری برای نظام و امنیت ملی پدید آمد تا لازم باشد چنین حکم سنگینی یعنی ۱۶ سال زندان برای ایشان صادر شود؟ گرچه درستی یا نادرستی احکام قضایی را نمی‌توان صرفا به عهده داوری مردم گذاشت ولی قضاوت مردم و افکار عمومی درباره رعایت اصل تناسب جرم و مجازات می‌تواند به عنوان یکی از مقیاسها برای درستی یا نادرستی یک حکم قضایی به کار گرفته شود.

برای آزمایش، مستدعی است محتوای پرونده خانم محمدی را برای مردم توضیح دهید تا افکار عمومی قضاوت کند که آیا نظر جناب عالی مقرون به صحت است یا نظر نمایندگان امضاکننده آن نامه؟

به هر حال همچنان خواهان بررسی مجدد پرونده خانم نرگس محمدی هستیم بدون آنکه همه اقدامات ایشان را درست بدانیم ولی این قدر می‌دانیم که این گونه اقدامات فردی هیچ آسیبی به نظام جمهوری اسلامی که ریشه در ایمان اسلامی مردم ما دارد وارد نمی‌کند ضمن این که معتقدیم قوه قضائیه در قانون اساسی ما یک قوه مستقل است و در نهایت باید حکم او را پذیرفت ولو آنکه آن را عادلانه ندانیم. برای جناب‌عالی و همکاران محترم آرزوی توفیق بیشتر داریم.»

اسامی این نمایندگان به شرح ذیل است :

علیرضا رحیمی – ولی داداشی – محمدجواد فتحی – قاسم میرزایی نیکو – امیر خجسته – سیده فاطمه ذوالقدر – علی مطهری – محمود صادقی – غلامرضا حیدری – طیبه سیاوشی شاه عنایتی – فریده اولاد قباد – اردشیر نوریان – عبدالکریم حسین زاده – فاطمه سعیدی – بهرام پارسایی – محمدرضا تابش – غلامرضا تاجگردون

​انتهای پیام

No responses yet

Nov 06 2016

دانشمند، دوپینگی، نویسنده و عضو شورای شهر؛ عباس جدیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی


ایران وایر: حافظه تاریخ را که مرور کنیم، کمتر نشانه روشنی از «عباس جدیدی» می بینیم. در حقیقت او یک تصویر خاکستری از خودش به یادگار گذاشته. همان فینال مشهور المپیک آتلانتا و رقابت با «کورت انگل» آمریکایی که در نهایت بات رای داوران شکست خورد و نایب قهرمان شد. همان یک تصویر، از «عباس جدیدی» یک قهرمان مظلوم در تاریخ ورزش ایران ساخت.

حریفش بدل شد به «شیطان بزرگ» که با دسیسه و نیرنگ بهخ قهرمانی رسیده بود. از «جدیدی» در حالی یک قهرمان ساختند که سه سال قبل او «ملوین داگلاس» آمریکایی را اول با لطف داوران و بعد با دوپینگ شکست داد. وقتی افتضاح دوپینگش را اعلام کردند، باید مدال طلا را پس می داد. اما گفت که مدالش را به دریاچه آزادی پرت کرده و پیغام داد که بروید خودتان پیدایش کنید.

شهیر است به طلا و نقره و برنزهای آسیایی و جهانی. در کشتی، مدال آورتر و پرافتخارتر از او کم نیست، اما دایره گسترده لابی گری های طولانی اش با احزاب راست و تندرو هم کم نبوده. مدتها با بازار و کسبه و نزدیکان حزب موتلفه رابطه صمیمانه داشت. از کشتی که کنار رفت، از نزدیکان حزب «آبادگران اسلامی» در شورای شهر تهران هم شد. رابطه صمیمانه اش با مهدی چمران، ابوالفضل قناعتی و همین طور «رحمت‌الله حافظی» او را هم به شورای شهر نزدیک می کرد و هم به دولت محمود احمدی نژاد. تا جایی که حتی چند بار زمزمه هایی مبنی بر حضورش در سازمان وقت تربیت بدنی به عنوان گزینه ریاست بر آن سازمان هم به گوش رسید.

اما ورزش برای «عباس» یک داستان تمام شده بود. می خواست سری به سیاست بزند. رابطه صمیمانه اش با «آبادگران» چندان درهای این حزب را برای او باز نکرد. سرانجام سراغ «غلامرضا حیدری کرد زنگنه» رفت. یکی از مردان پرحاشیه دولت محمود احمدی نژاد که درست در آستانه بازتاب خبری اختلاس سه هزار میلیارد تومانی خودش را با موافقت «شمس الدین حسینی» وزیر دارایی وقت، در سازمان خصوصی سازی بازنشسته کرد. «حیدری کرد زنگنه» سال 92 ائتلافی ساخت به نام «زاگرسیان ایران اسلامی»

کرد زنگنه گفته بود: «شورای شهر یک پارلمان محلی است که اگر توسط اندیشمندان و متخصصان اداره شود، می‌تواند موجب بهبود شاخص‌های زندگی برای شهروندان تهرانی شود.» به همین دلیل از دل چنین ائتلافی، دانشمندی مانند «عباس جدیدی» وارد شورای شهر تهران می شود.

جدیدی برای اثبات دانشمندی خود، ابزار کافی هم دارد. مثلا سال گذشته دو کتاب منتشر کرد به نام های «آموزش نماز و گزیده‌های اخلاقی و معرفتی» و «من و نماز و نیاز» که هر دو کتاب در نمایشگاه کتاب سال گذشته ارائه می شود. بعد شهرداری تهران اقدام به خرید نیمی از کتاب های این عضو شواری شهر می کند تا آنها را به صورت رایگان در همایش ها و همین طور روزهای مناسبتی در مترو تهران میان مردم توزیع کند.

این اولین اقدام شورای شهر و شهرداری در خرید فله ای کتب برگشت خورده نزدیکان شهرداری نیست. مثلا روزنامه ایران شهریورماه امسال خبر داد که شرکت بهره برداری مترو تهران با چک 72 میلیون تومانی، کتاب «خبرنگار ژنرال دوگل» نوشته «کامران نجف زاده» مجری و گزارشگر صداوسیما که پرونده هایی نزدیک به شهرداری هم دارد را خریداری کرده که قدرت فروش آنها را ندارد.

داستان «قهرمان کشتی» متفاوت است. او در مورد خلق آثار معنوی اش به جام جم آنلاین گفته بود: «براساس تجربه‌های شخصی، به نظر می‌رسد اگر جوان‌ها از ابتدای جوانی با نماز انس و الفت بگیرند، خطر آسیب‌های اجتماعی تا حد زیادی کاهش می‌یابد، هر چند ارشاد و راهنمایی خانواده و تأثیر محیط زندگی و جامعه نیز نباید نادیده گرفته شود.» نوشته های کتاب عباس جدیدی البته چندان تناسبی با دست خط های او و کلامش ندارد. ادبیاتی که نگارنده برای کتاب «عباس جدیدی» انتخاب کرده فاصله ای شگرف با شکل ادبیات قهرمان سابق کشتی ایران داشته.

دانشمند مورد نظر «کرد زنگنه» در شورای شهر تهران یک بار از سوی مرحوم «منوچهر لطیف» کشتی نویش پیشکسوت ایران به دلیل آن چه بی حرمتی به پدرش در فرودگاه مهرآباد در سال 1380 خورشیدی خوانده می شد به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. حالا تصاویری از او در حال بوسیدن دست والدینش در فضای مجازی منتشر شده است. همین طور تلاش او برای عکس انداختن با «امیر مقصودلو» یا همان «تتلو» در روزهای اخیر هم مورد توجه بوده. او مدعی شده که به واسطه دوستی قدیمی که با «بیژن قاسم زاده» قاضی پرونده «امیر تتلو» داشته، پادرمیانی کرده تا او از زندان آزاد شود.

این روزها، «عباس جدیدی» مرد دوربینی شورای شهر شده است. با پدر و مادرش، کنار رهگذرانی که به رستوران «فیلا استار» در خیابان پیروزی می آیند، با امیر تتلو و حالا با پیکر بی جان منصور پورحیدری روی تخت بیمارستان. این آخری، سروصدای بیشتری هم به راه انداخت.

«عباس» برای ثبت آخرین تصویر خود به بیمارستان «ایرانمهر» رفت و کنار پیکر بی جان پورحیدری ایستاد. تصویری که از او کنار اسطوره استقلال منتشر شده آن قدر مشمئز کننده بود که واکنش های سریعی را در دنیای مجازی به همراه داشت.

«دانشمند» مورد نظر «کرد زنگنه» در شورای شهر تهران، واکنش حیرت انگیزی به حملات کاربران نشان داد. او به روزنامه قانون گفت: «من عکس نینداختم. این عکس من نیست. نمی‌دانم عکس چه کسی است!» ولی بلافاصله گفته که شاید پرستارها این عکس را از او انداختند درحالی که از او اجازه نگرفتند. «عباس جدیدی» در تصویر منتشر شده به دوربین نگاه می کند و ژست یک ملاقات کننده آگاه از لنز دوربین را هم به خودش گرفته. البته در پایان گفت و گویش با قانون گفته است: «ما که جایی می‌رویم 100 تا دوربین پشت سر ماست، نمی‌دانم شاید آنها گرفته‌اند. اگر غیر ورزشی برود و عکس بگیرد شاید مشکل داشته باشد ولی من ورزشی هستم و رفتم.»

ماجرای انکار آخر عباس جدیدی، بی شباهت به همان افتضاح دوپینگ و بعد ادعای پرتاب مدال به دریاچه نیست. داستان های عباس جدیدی در ورزش و شورای شهر همواره لبریز از حاشیه های آزاردهنده بوده. نهم آذرماه سال قبل هم تابناک نوشت که خانمی همراه با فرزندش به ساختمان شورای شهر رفته و از نمایندگان این شورا خواسته تا تکلیف او را با همسر موقت سابقش (عباس جدیدی) روشن کنند. «دانشمند» مورد نظر «کرد زنگنه» البته به صورت کلی منکر وجود این زن در زندگی اش شد و ساختمان شورای شهر را به صورت و میان جلسه ترک کرد.

انتخابات شورای شهر نزدیک است و باید منتظر تصاویری جدید از جدیدی بود. او فعلا برای رسیدن به قدرت تلاش می کند.

No responses yet

Nov 06 2016

خط و نشان مشاور هاشمی برای کدخدایی: بگویم در جلسه ردصلاحیت آیت‌الله هاشمی، مصلحی کجا نشسته بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خبرآنلاین: احزاب و شخصیت‌ها – روزنامه شرق نوشت؛ سخنان چند روز قبل هاشمی‌رفسنجانی درباره نقش داشتن مصلحی در ردصلاحیتش در سال 92 با واکنش خود وزیر اطلاعات دولت دهم و سخنگوی شورای نگهبان روبرو شده است.

در همین راستا غلامعلي رجايي، مشاور هاشمي‌رفسنجاني در مطلبی نوشت؛

آقاي هاشمي‌رفسنجاني چند روز قبل با استادان تاريخ دانشگاه‌هاي كشور ديداري داشتند. جلسه خوب و سنگيني بود و برخلاف جلسات ديگر به شكل گفت‌وشنود برگزار شد. استادان نظر يا سؤالي مطرح مي‌كردند و آقاي هاشمي توضيحي مي‌داد. يكي از سؤال‌ها به مخالفت‌هايي كه با ايشان مي‌شود و ازجمله به قضاياي انتخابات سال ٩٢ مربوط بود كه ايشان گفتند در انتخابات قبل هم امكان رأي‌آوري براي او وجود داشت، برخي به هراس افتادند و وزير احمدي‌نژاد در جلسه شوراي نگهبان شركت كرد.

من مي‌خواهم اينجا از سخنگوي شوراي نگهبان، آقاي كدخدايي سؤال كنم كه توضيح بدهند چه چيزي را تكذيب مي‌كنند؟ جلسات شوراي نگهبان همه ضبط‌وثبت مي‌شود. خود ايشان در آن جلسه بوده است. توصيه من اين است كه مشروح جلسات را منتشر كنيد.

بالاخره الان نزديك به چهار سال از آن زمان گذشته و آقاي هاشمي هم كه ردصلاحيت شدند؛ پس چيز پنهاني نبايد وجود داشته باشد. آيا مي‌خواهيد بگويم آقاي مصلحي كجاي جلسه نشسته بود؟ تا جايي كه مي‌دانيم، ايشان نه به دعوت شوراي نگهبان، بلكه به خواست خود و با معاونان‌شان به شوراي نگهبان آمده بودند؛ تاجايي‌كه اين حضور با عكس‌العمل شوراي نگهبان روبه‌رو مي‌شود. اگر اين حضور به دعوت شوراي نگهبان بوده، چرا معاونانش را بيرون كردند و فقط خودش را راه دادند؟ اين يعني ايشان آمده بودند تا درباره رأي‌آوري هاشمي اخطاري بدهند. بهترين راه براي برطرف‌كردن اين شبهه پيش‌آمده همان انتشار مشروح آن جلسه است.

No responses yet

Nov 06 2016

نیجریه صحنۀ جدید جنگ نیابتی میان ایران و عربستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه: خبرگزاری فرانسه در گزارشی مفصل نوشته است: نیجریه که در نتیجۀ عملیات تروریستی گروه “بوکوحرام” طی سال های گذشته آسیب های سنگینی متحمل شده است، اکنون به صحنۀ جدید جنگ نیابتی خونینی میان عربستان و ایران بدل شده است.

خبرگزاری فرانسه می نویسد، برای نمونه در دوازدهم اکتبر گذشته و همزمان با مراسم عاشورا گروه های سلفی تحت حمایت عربستان و پلیس نیجریه به مراسم گروه های شیعه در شماری از ایالات شمالی این کشور، به ویژه ایالت “کادونا”، حمله کردند که در نتیجۀ آن دست کم ده نفر کشته و پنجاه نفر دیگر زخمی شدند.

در شماری از مناطق شمالی نیجریه خانه ها و مغازه های شیعیان به مدت دو روز به آتش کشیده شدند. در همین ایالات که اکثریت جمعیت های شان را مسلمانان سنی از جمله مسلمانان سلفی تشکیل می دهند، مقامات رسمی برگزاری مراسم عاشورا را ممنوع اعلام کردند.

در مقابل، گروه “نهضت اسلامی نیجریه” که مهمترین گروه شیعه در این کشور به شمار می رود، نه فقط دولت مرکزی را به رسمیت نمی شناسد، بلکه خواستار ایجاد یک جمهوری اسلامی در نیجریه بر اساس سرمشق حکومت اسلامی ایران است. رهبر این گروه، “ابراهیم زکزاکی” مدتی است که دستگیر و به محلی نامعلوم منتقل شده است.

به گزارش سازمان عفو بین الملل در سرکوب خونین شیعیان نیجریه در دوازدهم و چهاردهم دسامبر گذشته دست کم ۳۵۰ نفر از آنان کشته شدند.

به گفتۀ کارشناسان، تردیدی نیست که عربستان سعودی از اقدام های گروه‌های سلفی و دولت نیجریه علیه شیعیان این کشور وسیعاً حمایت (مالی و سیاسی) می کند. آنان تصریح می کنند که در صورت تشدید سرکوب شیعیان، تردیدی نیست که حکومت ایران نیز به یاری پیروان مذهبی اش در نیجریه خواهد شتافت و همین مجدداً حمایت ریاض را از سرکوب شیعیان نیجریه تشدید خواهد نمود.

No responses yet

Nov 05 2016

جانشین سلیمانی: به دنبال فرماندهانی برای تحمیل اراده ایران در جنگ سوریه هستیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: جانشین فرمانده سپاه «قدس»، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران ایران، ضمن اشاره به این که در سال جاری «سرنوشت» جنگ سوریه مشخص می‌شود گفت که این جنگ به فرماندهانی نیاز دارد که بتوانند «اراده» جمهوری اسلامی را به «دشمنان» تحمیل کنند.

به گزارش روز شنبه، ۱۵ آبان، خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، اسماعیل قاآنی، جانشین قاسم سلیمانی، این اظهارات را در همایش «الگوهای فرماندهی و مدیریتی» حسین همدانی٬ از فرماندهان کشته‌شده ایرانی در سوریه٬ در دانشگاه افسری «امام حسین» بیان کرد.

آقای قاآنی جنگ داخلی سوریه را جنگی «بسیار اساسی» دانست که به انسان‌هایی «بسیار مستحکم و محکم» نیاز دارد که «در صحنه نبرد حاضر باشند و همه حیثت خود را بر سر این جنگ گذارند.»

وی امسال را «سال تعیین سرنوشت جنگ سوریه» عنوان کرده٬ اما افزود: «البته این جنگ ادامه دارد و این طور نیست که با حوادث سوریه و عراق به پایان رسد؛ چرا که این جنگ، جنگی بر اساس هویت و بود و نبود است و ادامه پیدا خواهد کرد.»

جانشین فرمانده سپاه «قدس» در ادامه به خصوصیات ضروری برای فرماندهان جبهه هوادار بشار اسد نیز اشاره کرده و گفت: «امروز برای سوریه نیازمند فرماندهانی هستیم که بتوانند اراده جمهوری اسلامی را به دشمنان تحمیل کنند.»

این یکی از صریح‌ترین اظهارنظرها درباره جایگاه ایران در درگیری‌های سوریه است.

فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی در پنج سال و اندی گذشته همواره ادعا کرده‌اند که به درخواست دمشق٬ در اختلاف‌های داخلی این کشور وارد شده‌اند و در این کشور تنها حضور «مستشاری» دارند.

آقای قاآنی در توضیح ضرورت «تحمیل اراده ایران به دشمن» در سوریه نیز گفت: «چرا که آنها [دشمنان] تمام انرژی خودشان را گذاشته‌اند تا اراده ما را بشکنند و اگر فرماندهان ما این چنین استقامت نداشتند نمی‌توانستند اراده جمهوری اسلامی را محقق کنند.»

وی همچنین از اقدامات حسین همدانی٬ از فرماندهان بلندپایه سپاه پاسداران که در جریان درگیری‌های سوریه کشته شد تقدیر کرد.

به گفته جانشین فرمانده سپاه «قدس»، زمانی که همدانی «فرماندهی نیروهای مستشاری را در سوریه به عهده گرفت شرایط این کشور به شکلی بود که اگر هواپیمایی می‌خواست در فرودگاه دمشق بر زمین بنشیند با خمپاره از آن استقبال می‌شد و تکفیری‌ها نیز کاخ ریاست جمهوری را با خمپاره می‌زدند و تا پشت سفارت ایران در سوریه جلو آمده بودند.»

شماری از رسانه‌ها از جمله روزنامه گاردین پس از کشته شدن آقای همدانی در مهرماه سال ۹۴ در اطراف شهر حلب٬ نوشتند که این اتفاق٬ حاکی از حمایت فزاینده جمهوری اسلامی از رژیم بشار اسد است.

آمریکا «بی‌دلیل پای میز مذاکره با ایران نیامد»

جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در بخش دیگری از اظهارات خود روند مذاکرات آمریکا با ایران را «سینوسی» عنوان کرده و گفت آنها «بی‌دلیل پای میز مذاکره نیامده‌اند؛ مذاکره کردن آنها یک حرکت سینوسی است، به شکلی که هر زمان ببیند نمی‌توانند در جبهه جنگ کاری پیش ببرند میز مذاکره را پهن می‌کنند.»

وی افزود که آمریکایی‌ها «هرگاه دریابند که می‌توانند در صحنه نبرد به موفقیت برسند، میز مذاکره را کنار می‌زنند.»

اظهارات وی در ادامه سخنان سایر فرماندهان نظامی در ایران مطرح می‌شود که بارها به مذاکره‌کنندگان هسته‌ای و حسن روحانی گفته‌اند «قدرت نظامی» ایران غرب و به ویژه ایالات متحده را «وادار» به نشستن پای میز مذاکره کرد.

قاآنی اگرچه گفته که مدعی نیست واشینگتن «تکفیری‌ها و جبهه النصره را درست کرده‌اند»٬ اما گفت که ایالات متحده پس از این ‌که «راه‌های‌شان را در افغانستان و عراق بسته دیدند، رفتند و فتنه جدیدی را در سوریه آغاز کردند و… آن‌ها را به جان منطقه انداختند.»

وی درباره موضوع برخورد آمریکا با القاعده در عراق و افغانستان نیز اضافه کرد: «آمریکایی‌ها به دنبال مقابله با جمهوری اسلامی بودند و این بهانه‌ها دروغی بیش نبود.»

قاآنی ادامه داد که آمریکایی‌ها «روزی که می‌خواستند از عراق بیرون بروند نماینده‌ای پیش ما فرستادند و به ما اطلاع دادند که می‌خواهیم از عراق خارج بشویم٬ درخواستی هم داشتند که بماند.»

No responses yet

Nov 05 2016

چهار نمره کلاس دینی برای راهپیمایی ۱۳ آبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: می‌گوید:«معلم دینی گفته اگر بیاید این جا، چهارنمره بیش تر در امتحان اصلی می‌دهد. برای همین هم امروز که روز تعطیل مدرسه است، پا شیدم، آمدیم مدرسه تا به تظاهرات بیایم.»
جمعه, 4 نوامبر 2016

پروین نراقی، شهروند خبرنگار

دست های پسربچه با حرکت پرچم کوچک امریکا تکان می‌خورد. پشت سرش، زنی چادری دست دختر بچه‌ای شش هفت ساله را می‌کشد که با زحمت در حال نگه داشتن چادر و پلاکارد «مرگ بر امریکا» است و از کمرکش خیابان «سپهبد قرنی» بالا می‌روند. پسر پرچم را بالا می‌برد و فریاد می زند:«مرگ بر امریکا».

صدایش در صدای بلند مردی که فریاد زنان پشت بلندگو از بی اعتمادی امریکایی‌ها می‌گوید، گم می‌شود و نگاه را به سمت خیابان «طالقانی» پرت می‌کند که دسته‌های کم تعدادی از دخترها و پسرهای نوجوان به سمت شرق آن در حال حرکت هستند.

۱۳ آبان ۱۳۹۵ آفتابی است و ۳۷ سال از آن روز بارانی که گروهی از دانشجویان به اصطلاح «خط امام» از دیوارهای سفارت امریکا بالا رفتند و گروهی از کارکنان سفارت را برای ۴۴۴ روز گروگان گرفتند، گذشته است.

دو سر خیابان طالقانی مانند دو سر خیابان قرنی بسته شده و ماشینی در این دو خیابان جز خودرو‌های بسیج و سپاه اجازه حرکت ندارند. دو طرف خیابان پر از تابلوهای شعار مرگ بر امریکا است. روی زمین هم تعداد زیادی کاغذ و تابلو ریخته شده است. از این نوع تابلوها و شعارنوشت ها در دست همه به چشم می‌خورد. صدای بلند مردی که سخنرانی می‌کند، در خیابان می‌پیچد که از «برجام» می‌گوید و تهدید می‌کند که اگر امریکایی‌ها به قول‎شان عمل نکنند، زیر برجام می‌زنند.

اما دخترها و پسرهایی که در حال حرکت هستند، انگار سخنانش را نمی‌شنوند. چند پسر ۱۴یا ۱۵ ساله همین طور که به سمت سفارت سابق‌ امریکا می‌روند، به سر و کله همه می‌زنند. آن ها از مدرسه ای در خیابان «آزادی» آمده‌اند. حدود 10 نفر هستند. آن که از همه آرام تر است، می‌گوید:«معلم دینی گفته اگر بیاید این جا، چهارنمره بیش تر در امتحان اصلی می‌دهد. برای همین هم امروز که روز تعطیل مدرسه است، پا شیدم، آمدیم مدرسه تا به تظاهرات بیایم.»

یکی از هم‏کلاس‌های او اضافه می کند:«پارسال هم نمره دینی و هم نمره انضباط کسانی را که به راهپیمایی آمده بودند، 20 دادند. تازه به ما ساندویچ هم می‌دهند.»

سر خیابان «موسوی» که موزه «شهدا» است، بیلبورد بزرگی از دانش‌آموزانی زده اند که دوست دارند شهید بشوند. همان پسر دومی که شیطان تر است، می‌گوید:«عمرا. ما قصد شهید شدن نداریم. تازه، قرار نیست جنگ بشه.»

می‌ایستم و می‌گذارم همان طور که در حال شیطنت هستند، رد شوند. در دو طرف خیابان تعداد زیادی زن و مرد و بچه در حاشیه جوی آب نشسته اند. کنار زنی میان سال می‌روم و می‌پرسم شما هم برای راهپیمایی آمده اید؟
نگاهی متعجب به من می‌کند و می‌گوید:«ای خانم، این حرف ها به ما چه؟ از بدشانسی امروز باید می‌آمدم هلال احمر که داروی پسرم را بگیرم. چه می‌دانستم این جا این جوری است؟»
بعد پلاستیک دارو را نشانم می‌دهد. پسر جوانش سرطان داشته و حالا بهتر شده است اما باید دارو مصرف کند. دارویش هم خاص است و فقط هلال احمر آن را دارد. می‌گوید:«برای هر کدام از این آمپول ها باید کلی امضا بدهیم. تازه الان خوب است که دارو هست، چهارسال پیش همین هم نبود. همین برجام که این ها این طور دارند از آن بد می گویند، حداقل باعث شده تحریم ها کم تر شوند و داروی مریض ها قابل دسترس شوند. البته اگر این ها بگذارند.»

پیرمردی که کنارش نشسته اما انگار از حرف زن خوشش نیامده است:«خانم!همین برجام باعث شده تا ما برده امریکا بشویم.امام گفته راه ما از امریکا جدا است.»

نگاهم نمی‌کند اما جواب سوال هایم را می‌دهد وقتی می‌پرسم هر سال در این راهپیمایی شرکت می کنید؟
– بله هر سال تقریبا. از سال ۵۹ تا امروز هر سال آمده ام.

او شرکت در راهپیمایی 13 آبان را وظیفه شرعی خود می‌داند. وقتی می‌گویم راهپیمایی امسال به نظر کم شور از هر سال است، خوشش نمی‌آید و می‌گوید:«نه خانم، به خاطر این که دولت پنج شنبه را تعطیل کرده است، بچه ها مدرسه نیستند که آن ها را بیاورند تظاهرات.»

همین طور که مرد حرف می‌زند، سخنران باز از بد عهدی امریکایی‌ها و حمایت مردم ایران از مردم یمن و سوریه می‌گوید. چشمم به غرفه ای می‌افتد که جلوی آن شلوغ است. ماکت های مقوایی «علی خامنه ای» رهبر ایران، «روح الله خمینی» بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، «سرداران جنگ»، «مدافعان حرم» و «شهیدان هسته ای» را ساخته‌اند و مردم در حال عکس گرفتن با آن‌ها هستند.

یک دختر چادری ۱۰ساله به سمت عکس رهبر ایران می‌رود و مردی که همراهش است و به نظر پدرش می‌آید، از او عکس می‌گیرد. دختر دست مدل مقوایی را می‌گیرد. مدل «شهید همت» هم طرف‎دار زیادی دارد. پسر بچه ای با تصویر «شهید همدانی» عکس سلفی می‌گیرد.

به راهم ادامه می‌دهم. ماموران شهرداری در خیابان راه می‌روند و کاغذها را جمع می‌کنند. کارگر میان‎سال شهرداری بدون توجه به شعارهای کسانی که از کنارش رد می‌شوند، مدام خم می‌شود و کاغذهایی که روی زمین ریخته است را بر می‌دارد و به سمت سطل بزرگ آشغال می‌برد. می‌گویم خسته نباشی پدرجان. خسته است اما. از ساعت ۹صبح این جا در حال جمع کردن لیوان‌های خالی چایی و کاغذهایی است که روی زمین ریخته شده اند.

می‌پرسم:«اضافه کاری هم می‌گیرید؟»

خنده‌ تلخی می‌کند و می‌گوید:«ای خانم، شهرداری حقوق‎مان را درست بدهد، اضافه حقوق نمی‌خواهیم.»
و به سمت مقوای بزرگی که چند دقیقه بعد از دست روحانی جوانی که در حال رفتن به مرکز این راهپیمایی بود افتاد، می رود.

به سمت سفارت امریکا می‌روم. جلوی در سفارت که محل اصلی تجمع است، سکوی بلندی ساخته اند و روی زمین با رنگ، ناشیانه پرچم امریکا و اسراییل کشیده شده و شعار مرگ روی آن ها نوشته شده است. مردی بالای سر این پرچم ها ایستاده و نگاه می کند که حتما از روی آن گذر کنی. جلوی در سفارت‌خانه بسته است. صدای کسی که حرف می‌زند، نزدیک تر شده است. فرد دیگری در حال لعنت کردن آل سعود است. تجمع آدم‌ها این جا بیش تر شده است. کنار خیابان ایستگاهی صلواتی، چایی به مردم می‌دهد. سرش هم شلوغ است. صدای شعار مرگ بر امریکا هم گاه گاهی می‌آید.

از سمت سفارت به طرف دیگر خیابان می‌روم. سکوی بزرگی برای خبرنگاران و عکاسان این جا برپا شده است. دختر بچه ای با کاغذی که روی آن نوشته شده «من بسیجی هستم»، ژست گرفته تا عکسش را بگیرند. ستاره بزرگ داوود را به همراه پرچم امریکا لابه لای حرف های سخنران آتش می کشند. مردی دست پسرش را می‌گیرد و می‌گوید:«بیا پدرجان، الان باد بیاد، آتش می ریزد روی‎مان.»

دود غلیظی از پرچم آتش زده شده به هوا می‌رود. از ازدحام گذر می‌کنم. پشت این جمعیت، همهمه ای در جریان است.

چند دختر و پسر نوجوان در حال رد شدن هستند و دور از چشم بزرگ ترها با هم شوخی می‌کنند. از یکی از دخترها می‌پرسم چرا امروز به راهپیمایی آمدی؟ فکر می‌کند گزارش گر صداوسیما هستم، صدایش را صاف می‌کند و می‌گوید:«به خاطر این که بگویم مرگ بر امریکا.»

از مدرسه ای در جنوب تهران آمده است. دوستش می‌گوید:«اما من دوست داشتم بیایم تا یک کم از خانه مان دور بشوم. هی هر روز مدرسه می‌رویم… .»
بعد می‌خندد و با اشاره به دوستش اضافه می کند:«این جدی گرفته.»

کسی که بیانیه این راهپیمایی را می خواند، باز به آل سعود نفرین می‌فرستد و می‌گوید که روزی خواهد شد که شیعه مکه را می‌گیرد و آن وقت آل سعودی نخواهد بود. او از همه می‌خواهد به آل سعود مرگ بفرستند. مردی که در حال حرکت است، به دوستش می‌گوید:«اگر جرات دارند، مرگ بر اختلاس‌گر بدهند به جای مرگ به مردم دیگر.»
مرد دوم می‌گوید:«خودشان اختلاس‌گرن، به خودشون که مرگ نمی‌گن.»

به سمت متروی طالقانی می‌روم. می‌بینیم چند پسر با معلم خود پشت به جمیعت ایستاده اند و در حال سلفی‌گرفتن هستند. صدای مرگ بر امریکا می‌آید و سیب نقره‌ای پشت موبایلی که عکس می‌گیرند، زیر نور می‌درخشد.

No responses yet

Nov 05 2016

علم‌الهدی: امروز فتنه در مجلس است!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :خطیب نماز جمعه مشهد امروز با گلایه از نمایندگان مجلس که روز سه‌شنبه در جلسه رای اعتماد وزیران، در برابر برچسب‌زنی‌ها و استفاده مداوم دلواپسان از واژه «فتنه» مقاومت کرده و گفته بودند که زمان این اتهام‌زنی‌ها گذشته است، مدعی شد که امروز فتنه در مجلس است و عده‌ای مدافع فتنه آمریکایی ۸۸ شده‌اند….

کلمه – گروه خبر: خطیب نماز جمعه مشهد امروز با گلایه از نمایندگان مجلس که روز سه‌شنبه در جلسه رای اعتماد وزیران، در برابر برچسب‌زنی‌ها و استفاده مداوم دلواپسان از واژه «فتنه» مقاومت کرده و گفته بودند که زمان این اتهام‌زنی‌ها گذشته است، مدعی شد که امروز فتنه در مجلس است و عده‌ای مدافع فتنه آمریکایی ۸۸ شده‌اند.

علم‌الهدی امروز در خطبه دوم نماز جمعه این هفته، در حرم امام رضا (ع) مدعی شد که هیلاری کلینتون، نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا در سخنرانی‌های انتخاباتی‌اش گفته «ما فتنه ۸۸ را راه انداختیم و با توییتر در ایران تشنج را رهبری کردیم»!

خطیب نماز جمعه مشهد بعد از این ادعای بی‌سند از حمایت نمایندگان مجلس از جنبش سبز انتقاد کرد و گفت: بعد یک عده در خانه ملت، در چنین مکان مقدس می‌گویند «از فتنه دم زدن تا کی؟»

وی همچنین گفت: امروز فتنه در مجلس است، این‌ها مدافع فتنه ۸۸ شدند، بعد می‌گویند فتنه تا کی؟

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اضافه کرد: حالا شما به بنده و امثال بنده اهانت کنید و بگویید کاسب فتنه، مهم نیست، ما سرباز قضیه‌ایم، سرباز باید ترکش بخورد، باید گلوله بخورد، باید جان دهد، برای ما مهم نیست اما مقام معظم رهبری را چه می‌گویید که فرمودند فتنه ۸۸، خط قرمز ما هست.

No responses yet

Nov 04 2016

حکم‌های 3 و 6 ماه حبس و تبرئه برای متهمان تعرض به سفارت عربستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی,سیاسی

عصرایران: وکیل مدافع تعدادی از متهمان پرونده متعرضان به سفارت عربستان از ابلاغ حکم حبس موکلانش در این پرونده خبر داد.

مصطفی شعبانی در گفت‌وگو با ایسنا درباره مفاد حکم صادره در پرونده متعرضان به سفارت عربستان گفت: حکم این پرونده به صورت الکترونیکی به من ابلاغ شده است و موکلانم به حبس محکوم شده‌اند.

او افزود: بحث تخریب سفارت عربستان در این پرونده که یکی از اتهامات بود منتفی شده است و متهمان از باب اخلال در نظم عمومی محکوم شده‌اند.

شعبانی با بیان این که به حکم صادره اعتراض می‌کنم، تصریح کرد: برخی از متهمان این پرونده به 6 ماه حبس و برخی دیگر به 3 ماه حبس محکوم شده‌اند و برخی نیز تبرئه شده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: با توجه به اقدامات سبوعانه رژیم ال سعود در کشتار مسلمانان مظلوم در منا و حادثه فرودگاه جده و کشتار وسیع مردم یمن و اعدام آیت الله نمر و اعتراضات گسترده در ایران و جهان در روز و شب حادثه نیز، مردم مسلمان در جهت ابراز انزجار به صورت مسالمت‌آمیز در مقابل سفارت عربستان حاضر شدند و هیچ‌گونه قصدی غیر از اعلام انزجار مسالمت‌آمیز نداشتند و موکل بنده و جوانان متدینی که در این پرونده محاکمه شدند هم به صورت خودجوش همراه با چند هزار مردم در مقابل سفارت عربستان حضور یافتند و در جلسات دادگاه هم اعلام کردند هیچکدام اقدام به تخریب سفارت و یا حتی سنگ پراکنی هم نداشتند و اگر می‌دانستند برای نظام هزینه‌ای دارد هرگز چنین اقدامی نمی‌کردند.

او افزود: افرادی که محاکمه شدند هیچ‌گونه وابستگی به بسیج و یا تشکیلات مشابه نداشته و بنابر احساس وظیفه شرعی و انقلابی خود در این اعلام انزجار مثل تمامی مردمی که در ایران ابراز تنفر کردند اقدام کردند و موکل بنده و بسیاری از متهمان پرونده حتی از صدمتری به سفارت نزدیک نشدند و نیروی انتظامی هم در حد توان به وظیفه خود عمل کرد و امیدواریم دیگر از این حوادث در مملکت اسلامی ما اتفاق نیفتد.

به گزارش ایسنا، روز سه‌شنبه 11 آبان ماه یک مقام مسوول در مجتمع قضایی کارکنان دولت از صدور حکم پرونده متعرضان به سفارت عربستان خبر داد.

این مقام مسوول در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: حکم 20 متهم این پرونده صادر شده، ولی هنوز ابلاغ نشده است.

وی افزود: حکم صادره به زودی به متهمان پرونده ابلاغ می شود.

به گزارش ایسنا، 28 و 29 تیرماه سال جاری دو جلسه دادگاه در خصوص رسیدگی به اتهامات 20 نفر از متهمان پرونده تعرض به سفارت عربستان در شعبه 1060 کیفری 2 مجتمع قضایی کارکنان دولت به ریاست قاضی فرشید دهقانی برگزار شد.

سخنگوی قوه قضاییه 28 شهریور ماه در نشست خبری در پاسخ به سوالی مبنی بر این که چرا حکم متهمان پرونده متعرضان به سفارت عربستان تاکنون صادر نشده است؟ گفت:‌ بخشی از این پرونده در صلاحیت دادگاه ویژه روحانیت بود و مرحله دادسرایی آن برای حدود 4 نفر اجازه داده شد که در دادسرای تهران تحقیقات انجام شود ولی در دادگاه خودشان دادگاهی شوند و هنوز دادسرای ویژه روحانیت کارش به اتمام نرسیده، البته رسیدگی دادگاهی در مورد بخش دیگر پرونده تمام شد و وکلای متهمان اعلام کردند که قرار است لایحه دهند؛ لذا باید دادسرای ویژه روحانیت هم کارش را به اتمام برساند تا حکم صادر شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .