Apr 24 2020
Tag Archive 'شارلاتانیزم'
Apr 19 2020
رضا منصوری، فیزیکدان سرشناس ایرانی درباره کرونایاب سپاه: احتیاج نیست تقیّه کنیم، جهان به ما میخندد
رضا منصوری: وظیفهء ما: گفتن واقعیت به اهل قدرت[1]!
دور-ویروسیاب، طرح جامع انرژی کشور، و جرم صداقت علمی — در علم کشور چه خبر است؟
جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹
این روزها یادداشتهای سال ۱۳۹۳ خودم را میخواندم از طرح رصدخانهء ملی ایران. اعتبارات ما در سال به ۲ میلیارد تومان نمیرسید؛ به مدیران عالی کشور میگفتم حتی اگر سالی ۷ میلیارد تومان هم به ما بدهند ۱۰ سال طول خواهد کشید تا طرح تمام شود و نورگیری تلسکوپ انجام شود. همان موقع در مصاحبهها گفته شد سال دیگر نورگیری خواهیم کرد! چرا؟ تحلیل جامعهشناسان ما چیست؟ دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی این رفتار سیاسی را چگونه تحلیل میکنند؟ در مقابل باید تقیّه کرد؟ مصالح اجتماعی در کار است؟ در جامعه باید اخبار خوش پراکند؟ دروغ مصلحتی؟ وای برما از این رفتار! آموزش عالی ساکت است. علم هم که نداریم.
در یادداشت قبلی هم نوشتم چگونه صداقت علمی در کشور منجر به دو حکم قضایی وحشتناک شده است: یک مورد ۸۰ ضربه شلاق، و یک مورد ۹ ماه زندان؛ به جرم صداقت؟ باز هم تقیّه؟ وقاحت تا این حد؟ دانشگاه باز هم ساکت است؟ دانشگاه از این وقاحت دفاع میکند که آبرویش نرود؟
یادم هم نمیرود، چندین دههء پیش، هنگامی را که معاون رییسجمهورِ وقت لقب «دانشمند سال» جهان را با چند صد دلار خرید و شبکهء یک سیما در اخبار ساعت ۲۱ خود با آب و تاب آن را گزارش داد. هنگامی هم که در رسانهها توضیح دادم این عنوان چگونه خریداری میشود، همان خریدارِ مقامْ در هیئت دولت به شکایت از من برخاست که فلانی کفار را به دور خود جمع کرده است. آن وقت بودند کسانی در دولت که خندیدند و باعث شدند به من آسیبی نرسد. عریانیِ وقاحت را همهء دانشگاهیان دیدند. باز هم تقیّه کردند. جامعهشناسان ما کجا هستند که این وقاحت مدنی را تحلیل کنند؟ مدافعان علوم اسلامی هم که لابد کیف میکردند از این مقامهای بینالمللی برای ایرانیان در جمهوری اسلامیِ ناسوتی. حماقت تا کجا؟ خدایا شهیدان انقلاب از دست ما چه میکشند؟ چه نازنینانی را برای توسعهء کشور، و برای آزادی از جهل و حماقت و وقاحت و پلیدی، از دست دادیم.
دیشب اما اوج همهء اینها بود. تقیّه لازم شدم؟ اخبار ساعت ۲۱ شبکهء یک سیما سران بزرگترین قدرت نظامی خاورمیانه، ابر قدرت منطقه، و مدافعان راستین کشورمان را نشان داد. دیگر میترسم حرفی بزنم. حرمت نیروهای نظامی ما کجا رفته؟ بسیج علمی دانشگاه شریف کجاست که به دادِ علم برسد؟ میترسم! این همه بیتدبیری در عالیترین سطح قدرت؟ دلمان را پس بهچه خوش کنیم؟ حاج قاسم کجایی که در آن دنیا تنت میلرزد: ویروس دو قطبی؟ از فاصلهء صد متری؟ در ۵ ثانیه؟ چه حکمتی در این ۵ ثانیه است؟ خارقالعاده است؟ بله تقیّه میکنم، تقیهای خارقالعاده! میترسم. نگران ایرانم!
قبل از عید به بسیج دانشگاه خودمان در یک مصاحبه گفتم بسیج یعنی این که مدافع مردم باشد نه مدافع قدرت و مقابل مردم. حالا بسیج دانشگاهی کجا است تا از منِ مردم در مقابل شیادی و حماقت علمی و وهن انقلاب و علم ایران، و آبروریزی در جهان، حمایت کند؟ اگر بسیج دانشگاه شریف، به دانشگاههای دیگر کاری ندارم، در مقابل این وهن علم و دانشگاه و انقلاب و اسلام سکوت کند، آن هم در این دورهء کرونایی که مردم حمایت همه جانبه میخواهند، باید خجالت کشید از این عنوان شریف!
بله! آموزش عالی میترسد. دانشگاهی میترسد. دانشگاهی مانند اهل علمِ حوزوی تقیّه میکند. دانشگر هم که نداریم تا مانند دانشگران جهانی اجازه ندهد کسی شیادی علمی بکند. و چه راحت شیادان در دنیا و ایران کلاه بر سر قدرتمداران ما گذاشتهاند. بسیار! کلاه تتلو بر سر روحانیت یک جور و کلاه شیادان علم و فناوری بر سر اهل قدرت جور دیگر. من که خوب یادم هست در تمام دوران انقلاب چه کسانی چه کلاهها بر سر اهل مذهب و اهل قدرت گذاشتهاند! وظیفهء اصلی ما به عنوان دانشگر یادمان نرود که گفتن واقعیت است به اهل قدرت! میماند مدعیان بسیج علمی. کجایند؟
اما خیالتان را راحت بکنم. کرونا بسیار جنبههای مثبت برای تحولات اجتماعی ایران داشت. این فقط نوعدوستی مردم ما نبود که دوباره مانند دورهء جنگ ظاهر شد. این مصادرهء احمقانهء همین حس نوعدوستی توسط قدرتمداران هم لازم بود ظاهر شود. نترسید! تحولات عمیق و بنیادی در ایران در حال رخ دادن است. احتیاج هم نیست تقیّه کنیم. بخندیم. همه میخندند، و جهان به ما میخندد. آن کس که نفهمیده همان مدعی است! دورهء پساکرونا موتور آموزش عالیِ راکد ما را در جهت علم واقعی بهحرکت در خواهد آورد. بسیج اساتید هم اگر بسیج باشد در این جهت گام بر میدارد و گرنه آب راکد است. اما من میترسم.
اما در همین قیل و قال کرونا و دور-کرونایابِ نظامی، دولت طرح جامع انرژی کشور را تصویب کرد. من شک ندارم هیچ کس در دولت آن را به قصدِ نقد نخوانده است، مگر کارشناسان یا قدرتهایی که آنها هم به این منظور که ببینند کجا چقدر دلار برای آنها تَهَش میماند؛ که از الان به فکر «وثوقانهء» خودشان باشند. حتی ده در صد از ۵۰۰ میلیارد دلاری که قرار است هزینه شود لقمهء چربی است، چه رسد به کل مبلغ. دریغ از کمی دوراندیشی. دریغ از مسئولیت برای نسلهای آینده. متن نوشتهء همکار متخصصمان را در دانشگاه شریف پیوست میکنم بخوانید!
نکند این قیل و قال این روزهای انواع و اقسام کشفیات ضد کرونایی برای رد گم کردن باشد تا به راحتی بشود غنیمتی را بهموقع تقسیم کرد؟ غنیمتی که پشت عنوان فخیم طرح جامع انرژی مخفی است! ما را سرِ کار گذاشتهاند؟
خداوندا نسل بعد را از این بیتدبیریها و وقاحتها برحذر بدار؛
وای برما!
شرمندهء نسل بعدم. شرمنده!
امروز طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد[2]
یدالله سبوحی
دانشکده انرژی- دانشگاه صنعتی شریف
۲۴/۱/۱۳۹۹
جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیمگیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب میکند.
گزارش طرح انرژی را وزیر نفت در اسفند ۹۷ به سازمان برنامه و بودجه ارسال کرد و نوشت سناریوی بهینهسازی گزارش مورد تائید وزارت نفت است. در سناریوی بهینهسازی سرمایهگذاری لازم برای بخش انرژی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار و برای بهینهسازی ۱.۳ تریلیون دلار در ۲۰ سال آینده برآورد شدهاست.
حال اگر یک فرض خیالی و خیلی خوشبینانه داشته باشیم که درآمد صادرات نفت ایران ۵۰ دلار برای یک بشکه باشد و صادرات نفت ۲/۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰ سال آینده فرض گردد، کل درآمد صادرات نفت در ۲۰ سال برابر ۸۰۰ میلیارد خواهد بود که تنها سرمایهگذاری جدید در بخش انرژی ۶۵٪ این مبلغ درآمد را لازم دارد و بر اساس اطلاعات گزارش دیگر منابعی برای بهینهسازی باقی نخواهد ماند.
اگر واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم قیمت نفت ایران کمتر از ۳۰ دلار برای یک بشکه نفت خواهد بود و بسیار بعید است صادرات نفت ایران به سهولت به ۲ میلیون بشکه نفت در روز برسد. در این حالت کل درآمد صادراتی نفت در ۲۰ سال آینده کمتر از ۴۲۰ میلیارد دلار خواهد بود که حتی برای تامین سرمایه لازم برای بخش عرضه انرژی در سناریوی بهینهسازی (یعنی مصرف کمتر انرژی) نیز کفایت نمیکند.
حتی تهیهکنندکان گزارش توان یا علاقه این را نداشتهاند که امکانپذیری این سناریو را بررسی کنند و راهکار مناسب را شناسائی نمایند. بنابراین اجرای این تصمیم غیرممکن خواهد بود و تنها یک شعار تبلیغاتی!
در این گزارش توضیح داده نمیشود که این سناریو چگونه اجرا خواهد شد! سناریوئی که سازوکار اجرائی آن مشخص نباشد یک گزارش حرفهای و راهگشا نخواهد بود.
در این گزارش به سرمایهء لازم برای بخش نفت تاکید میشود. به نظر میآید وزارت نفت با این مصوبه در صدد آن است نیاز به سرمایهگذاری را مورد تاکید قرار دهد و بر اساس این مصوبه در نظر دارد بعد در جذب منابع از سازمان برنامه و دولت برای طرحهای داخلی خود اقدام نماید. به نظر وزارت نفت اگر بهینهسازی هم صورت نگیرد اشکالی ندارد. این همان رفتاری است که وزارت نفت در مورد مادهء ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر مصوب سال ۱۳۹۴ انجام داد.
این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشمانداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد! در طرح جامع وزارت نفت معلوم نیست انرژی ایران در بازارهای منطقهای و جهان چه جایگاهی خواهد داشت. چرا ۶ برنامه توسعهء کشور هرگز مطابق برنامه به انجام نرسید؟ چرا کاهش شدت انرژی در سال ۹۹ به ٪۵۰ سال ۹۰ صورت نپذیرفت؟ (مصوب قانون اصلاح الگوی مصرف در سال ۱۳۸۹). چرا قانون اصلاح الگوی مصرف و هدفمندسازی یارانهها تا کنون بعد از گذشت ۱۰ سال از تصویب آنها اجرا نشده است؟ حالا که قیمت بنزین در داخل بیشتر از قیمت صادراتی شده است دولت دیگر چه ابزار و توجیهی برای اصلاح بازار انرژی دارد؟
همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیمگیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد. بدون تغییر ساختار در بازار انرژی هرگونه تغییر در قیمتها و تصمیمها تحولی در بخش انرژی ایجاد نخواهد کرد.
آیا میتوان بدون ایجاد محیط رقابتی و توانمندسازی بخش خصوصی واقعی (نه شرکتهای دولت ساخته با هدف استفاده از قانون تجارت برای حذف هر گونه نظارت) انتظار داشت که تحولی در بخش انرژی روی دهد؟ آیا میتوان بیان ایدهآلهای عامهپسند در گزارشی در مورد جزئی از اقتصاد را راهحل دانست؟ آیا میتوان بخش انرژی را بر اساس طرح جامع صوری و خارج از تعادل عمومی اقتصاد سامان داد؟ آیا میتوان تغییر در یک بخش را بدون توجه به تعادل عمومی اقتصاد و بردار تعادلی قیمتها ایجاد کرد؟ آیا اقتصاد ایران میتواند در ۲۰ سال آینده ۵۲۰ میلیارد دلار به بخش عرضه انرژی و حدود ۱.۲ تریلیون دلار فقط به صرفهجوئی انرژی اختصاص دهد؟
چرا وزارت نفت در هنگام ارسال گزارش به هیات دولت به این تناقضها نمیپردازد؟ مگر نه اینکه وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه باید تقش حاکمیتی داشته باشند!
چرا کارشناسان این کشور همواره میخواهند توجیهگر تصمیمگیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیمگیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟ چرا در کارها و بررسیها امکانپذیری و تدوین راهکارهای واقعی برای ایجاد تغییر ساختاری منظور نمیشود؟
استفاده از اعداد مجازی یا غیرواقعی و ارائه نتایج امکانناپذیر در یک تز کارشناسی شاید مجاز باشد چون آموزش روششناسی آنجا هدف است. ولی آیا این کار میتواند در یک گزارش فنی برای تصمیمسازی مجاز باشد؟ سیستم آموزش عالی ما در شکلگیری این وضعیت کارشناسی چقدر نقش داشته است؟ سیستم آموزش عالی و دانشگاه ما چقدر در ایجاد زیرساختهای واقعی مطالعاتی و تحقیقاتی نقش داشته است؟ حذف مراکز تحقیقاتی و توسعهء شرکتها در دانشگاه و حذف نهادهای تحقیقاتی دانشگاه یا جایگزینی مراکز پژوهشی با شرکتها تحت عنوان مراکز فناوری چه اندازه در تضعیف علم و توان کارشناسی و فنی جامعه نقش دارد؟ مسئولیت دانشگاه ما در این مورد چقدر است؟ اجاره دادن ساختمان یک نهاد پژوهشی به شرکتهای خصوصی و از کار انداختن یک نهاد پژوهش انرژی چه تاثیری بر آیندهء دانشگاه خواهد داشت؟ تخریب تجهیزات آزمایشگاهی یک پژوهشکده که دهها میلیارد تومان ارزش آنها است و بلااستفاده کردن آنها بر آینده دانشگاه چگونه تاثیر خواهد گذاشت؟
آیا نباید کارشناس و متخصص مسئولیت اجتماعی خود در رابطه با بیان واقعیت و ارائه راهکارهایی که به تحول ساختاری برای توسعهء پایدار منجر شود اقدام نماید؟ آیا نیروی متخصص و حرفهای جامعه باید از این مسائل و از این تصمیمها بیتفاوت عبور کند؟
فقط اگر به یک نکته مشخص توجه کنیم اختلاف دانشگاهها، سیستم آموزش عالی و تصمیمگیری کشور ما با دنیا خیلی روشن میشود. در اتحادیه اروپا دولتها هزینهء کلانی را در رابطه با کرونا متحمل شدهاند. ولی توجه کنید که این دولتها چگونه از کاهش قیمت نفت بهرهبرداری میکنند. درآمد مالیاتی آنها از نفت و فرآوردههای نفتی بهطور وسیع افزایش یافته و بخشی از هزینههای دولتها در مورد کرونا را میخواهند از این منبع بازیافت کنند و همزمان اجازه نمیدهند راهبردهای آنها در بخش انرژی به مخاطره بیفتد و سیاستهای راهبردی قبلی را با قدرت بیشتری پیش میبرند.
واقعیت آن است که در کشوری مثل آلمان هرگز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را به شرکت تبدیل یا از دانشگاه حذف نکردند. آنها شرکتها را در پارکهای علم و فناوری و از طریق بنیادها و صنایع مورد حمایت قرار دادند.
در دانشگاه فنی برلین در انستیتو انرژی ۱۰ نفر پروفسور و دکتری، تعداد زیادی پسادکتری و حدود ۱۵۰ نفر دانشجوی دکتری در زمینه سیستمهای انرژی کار میکنند و همهء اینها نهادهای پژوهشی هستند نه به اصطلاح مراکز فناوری و شرکتها! همین تعداد محقق در پوتسدام، در دانشگاه فنی برلین، دانشگاه مونیخ، در انستیتو ووپرتال، در دانشگاه درسدن، در انستیتو اقتصاد آلمان، در دانشگاه لایپزیک، در دانشگاه اشتوتگارت، دانشگاه فرایبورگ، در انستیتو ماکس پلانگ و غیره فعالیت میکنند. هیچکدام از آنها شرکت یا مرکز فناوری نیستند، هیچکدام از آنها تابعی از نظرات و سیاستهای پولدهنده نیستند بلکه آنها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی سازمانیافته و نهادهای علمی هستند.
به این ترتیب است که گذر از بحرانها در جوامع مختلف متفاوت میشود.
[1] ر.ک. مصاحبهام به عنوانی مشابه چاپشده در مجلهء نگاه نو، شمارهء ۹۶، زمستان ۱۳۹۱.
[2] این متن به ایمیل استادان دانشگاه شریف ارسال شده است.
Apr 17 2020
آیا دستگاه ویروسیاب سپاه آن طور که سردار سلامی گفته، پدیدهای نوظهور و اختراع بسیجیان است؟
ایران وایر: سردار سرلشکر «حسین سلامی» روز ۲۷ فروردین ۱۳۹۹ با رونمایی از یک دستگاه تست «کرونا» که آن را از دستآوردهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و «اختراع شگفتانگیز» «دانشمندان بسیجی» خواند، مدعی شد: «اساس کارکرد این دستگاه این گونه است که با استفاده از ایجاد میدان مغناطیسی، یعنی استفاده از ویروس دوقطبی که داخل این دستگاه تعبیه میشود، هر نقطهای از محیط تا شعاع ۱۰۰ متر که آلوده به ویروس باشد، آنتن این دستگاه درست مقابل این نقطه قرار خواهد گرفت و در مدت حدود پنج ثانیه موفق به کشف محیط آلوده میشود.»
به گفته فرمانده سپاه، مزیت این دستگاه این است که نیازی به گرفتن خون ندارد و از راه دور این تست را انجام میدهد.
او گفته است این دستگاه هوشمندانه عمل میکند و قادر است سطوح را به خوبی تشخیص دهد و انسانهایی را که به این ویروس آلوده هستند، شناسایی کند. در عین حال، برای ضدعفونیهای هوشمند نیز کاربرد دارد تا بیجهت نقاط غیر آلوده ضدعفونی نشوند.
سپاه این دستگاه رونمایی شده را «مستعان ۱۱۰» نامیده است.
دستگاه مستعان ۱۱۰ چیست؟ آیا قابلیتهای این دستگاه، نوآورانه و قابل اعتماد است؟ آیا این دستگاه یک پدیده نوظهور و جدید است؟ «ایرانوایر» در این گزارش میکوشد به این پرسشها پاسخ دهد.
آیا دستگاه ساخت سپاه، جدید است؟
روز ۹ خرداد ۱۳۹۶، خبرگزاری دولتی «ایرنا» از ساخت یک دستگاه سوختیاب الکترونیکی خبر داد و اعلام کرد که نواحی مرزی کشور به این دستگاه مجهز شدهاند تا از قاچاق سوخت جلوگیری کنند.
شکل و شمایل و نحوه کارکرد این دستگاه کاملا مشابه دستگاهی است که روز ۲۷ فروردین ۱۳۹۹ توسط فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان دستگاه جدید رونمایی شد.
«احمد مجرد»، مدیر پخش فرآوردههای نفتی استان آذربایجان غربی هنگام معرفی این دستگاه، آن را تولید و محصول شرکتهای دانشبنیان اعلام کرد و گفت این محصول قادر است از فاصله سه تا ۳۰۰ متری هرگونه مواد نفتی جاسازی شده در کامیونها را در کمتر از پنج ثانیه شناسایی و اعلام کند.
او در تشریح مشخصات فنی این دستگاه نیز گفته بود: «دستگاه سوختياب با ايجاد ميدان الكترونيكي و خاصيت دو قطبی، میتواند بر اساس نياز كاربر، از یک تا هزار ليتر و بيشتر را شناسايی كند.»
اطلاعات ارایه شده توسط فرمانده سپاه در خصوص محصول رونمایی شده با اطلاعاتی که مدیر پخش فرآوردههای نفتی استان آذربایجان غربی داده بود، نشان میدهند که هر دو از محصولی مشابه صحبت میکنند. تصاویر ارایه شده از این محصول نیز نشان میدهند که تنها رنگ حفاظ پلاستیکی دستگاه تغییر کرده است؛ یعنی محصول رونمایی شده سال ۱۳۹۶ به رنگ زرد بوده و محصول رونمایی شده توسط سپاه در سال ۱۳۹۹، سبز رنگ و مشابه رنگ لباس فرم نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
آیا دستگاه ویروسیاب سپاه، اختراع داخلی است؟
فرمانده سپاه مدعی است این دستگاه شگفتانگیز، اختراع دانشمندان بسیجی است. احمد مجرد، مدیر پخش فرآوردههای نفتی استان آذربایجان غربی نیز مدعی است این دستگاه، ساخت تولید و محصول شرکتهای دانشبنیان است که ثبت اختراع شده است.
بررسی های بی بی سی» نشان میدهند که هر دو این ادعاها نادرست هستند. بیبیسی در سال ۱۳۹۴، یعنی دو سال قبل از رونمایی از کشف شرکت پخش فرآوردههای نفتی استان آذربایجان غربی، در گزارشی تحقیقی به استفاده از دستگاههای بمبیاب یا مواد مخدر یاب از تایلند، پاکستان و عراق گرفته تا مکزیک خبر داده و اعلام کرده بود این دستگاهها محصولی تقلبی و دارای «باگ» هستند.
بیبیسی در این گزارش، به دستگیری و حبس دو انگلیسی به نامهای «جیمز مک گورمک» و «بولتون» که به دلیل فروش این دستگاه تقلبی به دولتها و شرکتهای مختلف جهان به ترتیب به ۱۰ و هفت سال زندان محکوم شده بودند، پرداخته بود.
عکسهای منتشره از این دستگاهها که در کشف بمب در عراق، پاکستان و تایلند تا کشف مواد مخدر در مکزیک مورد استفاده قرار گرفتهاند، نشان میدهند که شباهت زیادی هم در خود دستگاه وهم در جعبه بستهبندی آن با مدلهای رونمایی شده در ایران وجود دارد.
ایدز و هپاتیت یاب ارتش مصر
پیش از آن، در ۲۵ فوریه سال ۲۰۱۴ نیز تلویزیون ملی مصر از رونمایی محصولی از ارتش این کشور خبر داد و گفت که قادر است افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت را شناسایی کند. این محصول نیز به لحاظ شکلی و کارکردی، شبیه محصول ویروسیاب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
«ایندیپندنت» در گزارشی که در بررسی کارکرد این دستگاه منتشر کرد، به نقل از پرفسور «ماسیمو پینزانی»، متخصص کلیه و مدیر «انستیتو سلامت کلیه و گوارش دانشگاه لندن» نوشت: «اطلاعات ارایه شده در خصوص این دستگاه قانع کننده نبود.»
اختراع سنسور ویروسیاب در سال ۲۰۰۷
انواع دستگاههای یابنده (فلزیاب، بمبیاب و…) با کارکرد امنیتی، تفریحی و حرفهای، همچون «Flir Fido XT Portable Explosives Detector» که در وب سایت «ایبی» (ebay) به قیمت سه هزار و ۵۰۰ دلار به فروش میرسد و مدعی است که قدرت یافتن مواد منفجره قابل حمل را دارد، سالها است تولید میشوند و در بازار موجود هستند. اما دستگاهی که بتواند ویروسی مانند «سارس» را بیابد، در سال ۲۰۰۷ توسط یک پژوهشگر در هلند ساخته شد.
ژانویه سال ۲۰۰۷، «امآیتی تکنولوژی رویو» به بررسی یک دستگاه ویروسیاب ساخت یک محقق در «دانشگاه تونتی» هلند پرداخت و نوشت این دستگاه قادر است به سرعت افراد مبتلا به ویروس سارس یا آنفلوانزا را شناسایی کند.
«دیوید گوتفرید»، پژوهشگر «انستیتو تحقیقات تکنولوژی جورجیا» در خصوص این دستگاه ویروسیاب میگوید: «تاکنون هیچ کس دستگاه سنسور قابل حمل و سریع را نساخته است که بتواند برای تشخیص بیماریهای ویروسی در محل استفاده کند. این نخستین نمونه بیوسنسور است که میتواند برای تشخیص ویروسها عملی باشد و از حساسیت لازم برای تشخیص زودهنگام برخوردار است.»
در واقع، تلاشها برای ساخت چنین دستگاههایی که قادر به یافتن افراد و مکانهای آلوده به ویروس باشند، از سال ۲۰۰۷ توسط دانشمندان و پژوهشگران مراکز تحقیقاتی دنیا به نتایجی رسیدهاند.
جمعبندی
سردار سرلشکر حسین سلامی روز ۲۷ فروردین ۱۳۹۹ با رونمایی از یک دستگاه تست کرونا که آن را از دستآوردهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اختراع شگفتانگیز دانشمندان بسیجی خواند، مدعی شد: «اساس کارکرد این دستگاه این گونه است که با استفاده از ایجاد میدان مغناطیسی، یعنی استفاده از ویروس دوقطبی که داخل این دستگاه تعبیه میشود، هر نقطهای از محیط تا شعاع ۱۰۰ متر که آلوده به ویروس باشد، آنتن این دستگاه درست مقابل این نقطه قرار خواهد گرفت و در مدت حدود پنج ثانیه موفق به کشف محیط آلوده میشود.»
بررسیهای «ایرانوایر» نشان میدهند این خبر که واکنشهای بسیاری در شبکههای اجتماعی داشت و توسط فکت چکرهایی همچون «شایان سردارزاده» از بیبیسی مورد بررسی قرار گرفته، حدود سه سال پیش از شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی در استان آذربایجان غربی از دستگاهی مشابه رونمایی کرده که تمام مشخصات فنی آن، با دستگاهی که اخیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رونمایی کرده، یکسان است.
پیش از این، در سال ۲۰۱۴ نیز روشن شده که دستگاه مشابهی در بسیاری از کشورهای آسیایی و امریکایی برای کشف بمب یا مواد مخدر استفاده میشده که تقلبی بودن آن دستگاه اثبات شده است و حداقل دو نفر در ارتباط با فروش این دستگاه تقلبی در انگلستان به زندان محکوم شدهاند.
در فوریه سال ۲۰۱۴ نیز ارتش مصر دستگاه مشابهی را رونمایی کرد که مدعی بود افراد دارای بیماری ایدز یا هپاتیت را میتواند شناسایی کند؛ دستگاهی که علمی بودن آن به تایید نرسید.
مجموعه بررسیها نشان میدهند که دستگاه مورد اشاره فرمانده سپاه جدید نیست، اختراع داخلی نیست، اعتبار علمی ندارد، دقیق نیست و نمونهای مشخص از «فیک نیوز» است که این روزها در فضای رسانههای اجتماعی به وفور یافت میشود.
از این رو، «ایرانوایر» ادعای سردار سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خصوص دستگاه تست کرونای ساخت دانشمندان بسیجی را واجد نشان «دروغ پینوکیو» میداند.
دروغ پینوکیو: اظهارنظری است که عدم صحت آن قبلا ثابت شده یا بر اساس تحقیقات و مدارک موجود، کذب از کار درآمده است.
Apr 09 2020
ستاد مخفی بازگرداندن آبِ رفته به جوی قم

رادیوفردا: احمد خاتمی، امام جمعه تهران، روز سهشنبه، ۱۹ فروردین، از ضرورت تشکیل ستادی برای مدیریت امور معنوی، در کنار ستاد ملی مبارزه با کرونا، گفت و تأکید کرد باید به مردم فهماند که حدیثِ «الدعاء شفاء من کل داء» همچنان حرف آخر را میزند.
نگاهی به اخبار پراکنده از فعالیتهای اخیر برخی نهادهای دینی و نظامی و رسانهای جمهوری اسلامی نشان میدهد که ستادِ مدنظر آقای خاتمی عملاً در پشتپرده و با هزینههای ناپیدای بسیار شروع به کار کرده است.
اندیشمندان و دانشمندان جهان از یک سو و سیاستمداران و دولتمردان و اقتصاددانان برخی کشورها از سوی دیگر به این فکر میکنند که دنیای پساکرونا چگونه دنیایی خواهد بود و از هماکنون برای آن مهیا میشوند.
اما از برخی اقدامات حکومتی ایران و گفتار برخی مقامات آن چنین برمیآید که بزرگترین نگرانی جمهوری اسلامی در دوران پساکرونا، نه اقتصاد و سلامت و رفاه و عدالت اجتماعی، که فروریختن باورهای دینی و مذهبی در میان جامعه و پاره شدن آخرین رشتههای اتصال توده مردم مذهبی به نظام اسلامی است.
هنگامی که کانون شیوع کرونا بودن قم از پرده بیرون افتاد، در اوایل اسفند ۹۸، نماینده علی خامنهای در قم حرم معصومه را دارالشفاء اعلام کرد و گفت «باید اینجا باز باشد و مردم با قوت بیایند». و حالا، در آستانه نیمه شعبان، معاون فرهنگی مسجد جمکران اعلام کرده است که تمامی خیابانهای ورودی به این مسجد و مسیرهای اطراف مسدود است و هیچ کس نیاید.
در این فاصلهٔ چهلواندی روزه، ویروس کرونا نهتنها تمام ایران را درنوردیده که باورهای دینی و مذهبی اسلام و بهخصوص تشیع در موضوع «دعا و شفا و توسل به امامان شیعه» را نیز در ذهن باورمندان به مسلخ برده است. چه، بهگفته عبدالکریم سروش، «هیچ دلیل عقلی و نقلی معتبری» وجود ندارد که «این خفتگان در خاک… صدای زائران را میشنوند و به آنها پاسخ میدهند و یا اساساً قدرت برآوردن حاجت آنها را دارند».
مثل هر رویداد غیرمترقبه سیاسی یا اجتماعی یا حتی طبیعی در ایران، کمی طول کشید تا مقامات جمهوری اسلامی از سردرگمی درآیند، و اکنون در این موضوع نیز گویی تازه به خود آمدهاند و میکوشند با انواع فعالیتهای تشکیلاتی دینی و مذهبی، از نوع پرسروصدا و تبلیغاتی، آب رفته را به جوی برگردانند.
هفتهها پس از انتشار ویدئوهای چالش رقص زنان و مردان پزشک و پرستار با ماسک در بیمارستانها، که بهرغم «غیرشرعی بودنش» جمهوری اسلامی چارهای جز «کظمغیظ» در برابر آن نداشت، حالا احمد خاتمی از «شاد نگه داشتن مردم به هر قیمتی» انتقاد میکند و از ضرورت تشکیل ستاد معنوی میگوید، با این استدلال که «بهشدت نیازمند بالا آوردن فاز دینی و اعتقادی مردم در فضای مجازی و در رسانه هستیم».
اگر از پراکندهکاریهای پایگاههای بسیج محلات در ضدعفونی کردنِ غیراستاندارد و حتی زیانبار مکانهای عمومی و انتشار گسترده اخبار آن که عملاً به ضدتبلیغ انجامید بگذریم، و نیز اگر چشممان را ببندیم بر بردن پارچههای «متبرک به حرم معصومه و رضا» که همان هم واکنش منفی اجتماعی گستردهای را برانگیخت، اکنون با موجی از فعالیتها برای مبارزه با چیزی مواجه هستیم که جمهوری اسلامی آن را «قمهراسی و اسلامهراسی» در موضوع کرونا نامیده است.
«گروههای جهادی طلاب» برای حضور در بیمارستانها و آرامستانها جهت غسل دادن اموات و پاسخگویی در باب ابهامات دینی در بسیاری شهرها شکل گرفته است و علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه، از آنان تقدیر میکند و میگوید که «تاریخ پیشگامی حوزویان در مبارزه با کرونا را گواهی خواهد داد».
آقای اعرافی که عضو منصوب رهبر جمهوری اسلامی در شورای نگهبان هم هست، به آیسسکو (سازمان علمی، فرهنگی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) نیز نامه مینویسد و آن را در رسانهها منتشر میکند تا تأکید کند که «نهاد و مرجعیت دینی هرگز اسیر دوقطبیهای ساختگی میان علم و دین و درمان و دعا نبوده و نخواهد شد».
با برگزاری میزگردهایی با حضور برخی پزشکان قمی ادعا میشود که قم نهتنها منشأ شیوع ویروس کرونا در ایران نبوده است که «به دلیل شناسایی نخستین مبتلایان در این شهر، قم بزرگترین خدمت را در مبارزه با کرونا در ایران انجام داد».
رئیس انجمن هنرهای تجسمی طلاب دفتر تبلیغات اسلامی از انتشار فراخوان پویش «نذر هنری» هنرمندان طلبه و غیرطلبه برای «معرفی ارزشها و زیباییهای شهر قم و مبارزه با قمهراسی» خبر میدهد و و فروریختن قدسی بودن قم و مراکز مذهبی در ذهن باورمندان را ویروسی «خطرناکتر از ویروس کرونا» معرفی میکند.
انتشارات وابسته به «آستان قدس رضوی» کتابی را مخصوص نوجوانان و جوانان در قالب پرسش و پاسخ بین یک دختر و پدرش منتشر میکند برای پاسخ دادن به «شبهات دینی، تعطیلی اماکن مذهبی، اهمیت مقدسات و شعائر دینی، مناجات و توسل و…»، و این کتاب را علاوه بر نسخه کاغذی رایگان در اینترنت نیز پخش میکند.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی تهران از مردم میخواهد شب نیمهشعبان، همزمان با بلندگوی مساجد و اماکن عمومی، به پشتبامها بروند و فریاد بزنند «یا مهدی ادرکنی»، و از راهاندازی ۷۵۰ کاروان شادی در تهران به مناسبت تولد امام دوازدهم شیعیان با کمک سپاه و بسیج و «انتشار تولیدات محتوایی در فضای مجازی و فضای رسانهای» خبر میدهد.
اینها فقط برخی موارد از فعالیتهای تشکیلاتی جمهوری اسلامی برای ترمیم و بازسازی باورها و اعتقادات مذهبی درهمشکسته است.
واکنشهای دینی و اعتقادیِ غیرعقلانی و غیرعلمی به موضوع ویروس کرونا مختص ایران نیست.
اگر در ایران یک آیتالله عضو مجلس خبرگان رهبری مبتلا به کرونا، چند روز پس از آنکه میگوید با خوردن «تربت امام حسین» حالش خوب شده، میمیرد؛ در آمریکا هم یک کشیش میکوشد با فوت کردن در برابر دوربین تلویزیون ویروس کرونا را از مردم آمریکا دور کند. در اورشلیم هم پلیس با یهودیانی که حاضر به ترک اجتماع دینی خود در اماکن مذهبی نیستند، با خشونت برخورد میکند.
مسئله اما این است که کشیشان و خاخامان زمام اداره هیچ کشوری را در دست ندارند، اما در ایران، زمام امور، سراپا، در دست روحانیتی است که بیش از ۴۰ سال است یکسره و به هر طریق بر تزریق احکام و باورهای دینی بهطور عام و آموزههای شیعی بهطور خاص بر همه شئون سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پای فشرده است.
ستاد مخفی مدیریت معنوی کرونا که امامجمعه تهران میکوشد ابعاد آن را گستردهتر کند، برآمده از همین حرصومیل چهلسالهٔ روحانیت در حفظ و اِعمال قدرت از طریق دین و مذهب است.
Mar 27 2020
ابوالفضل قدیانی آیتالله خامنهای را به ‘تئوری توطئه و فریب’ متهم کرد
بیبیسی: تشییع جنازه یک فرمانده سپاه بی توجه به توصیههای فاصله گرفتن از هم انجام شد
ابوالفضل قدیانی، از چهرههای سرشناس “جنبش سبز” در سال ۱۳۸۸، آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران را به “فرافکنی، فریب و انحراف افکار عمومی” و “تئوری توطئه” درباره شیوع کرونا متهم کرده است.
آقای قدیانی در یادداشتی که در وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، منتشر شده، رهبر حکومت و ارگانهای وابسته به او را در گستردگی شیوع کرونا در ایران مقصر دانسته و گفته آنها به دنبال “لاپوشانی” این نقش ادعایی هستند.
آیتالله خامنهای میگوید ممکن است آمریکا ویروس جدید کرونا را ساخته باشد و بخواهد تحت پوشش اعزام تیم پزشکی برای تداوم بیماری تلاش کند و یا به جمعآوری اطلاعات درباره این “حمله بیولوژیک” ادعایی بپردازد.
آقای قدیانی گفته رهبر چنین موضعی را برای پنهان کردن “نقش مخرب خود و ارگانهای تحت فرمانش در شیوع وسیع ویروس کرونا” گرفته و اگر نهادهای وابسته به او به جان مردم اهمیت میدادند جلوی سفرهای نوروزی را میگرفتند و برای یکی از فرماندهان سپاه تشییع جنازه پرجمعیت برگزار نمیکردند.
ابوالفضل قدیانی گفته پیش کشیدن احتمال طراحی کرونا با توجه به “ژنتیک ایرانی”، که از طرف آقای خامنهای مطرح شد، “بیپایه و اساس” است و “توهین به شعور مردم” تلقی میشود.
او همزمان با انتقاد از بازگرداندن تحریمهای آمریکا از طرف دونالد ترامپ، که آقای قدیانی صفت “فاشیست” به او داده، گفته آیتالله خامنهای در چنین شرایط سختی هم دغدغهای به جز ” حفظ قدرت و تحکیم موقعیت و حیثیت کاذب” خود ندارد.
آقای قدیانی گفته اگر رهبر و مقامهای زیر نظر او به جان مردم اهمیت میدادند قم را، که نقطه آغاز شیوع بود، قرنطینه میکردند یا آن طور که سرلشکر باقری، از “خلوتسازی” خیابانها گفت جلوی مسافرتهای نوروزی را میگرفتند.
او همچنین از تشییع جنازه حسین اسداللهی، یکی از فرماندهان سپاه، با حضور جمعیت انبوه انتقاد کرده و نوشته: “بعد هم سپاه مدعی شود که این تشییع خود جوش بوده البته چنین ادعایی به سخره گرفتن شعور ملت است. سوال این است که چرا مانع برگزاری آن نشدید؟”
در این تشییع جنازه افراد زیادی با لباس نظامی حضور دارند و احمد پوردستان، فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش از جمله حاضران در مراسم است.
ابوالفضل قدیانی از رد پیشنهاد کمک آمریکا و ممانعت از فعالیت پزشکان بدون مرز هم انتقاد کرده و گفته “این کمکها حق ملت ایران است” و آقای خامنهای از آنجا که “منتخب مردم نیست” نمیتواند به نمایندگی از آنها این کمکها را رد کند.
او گفته ورای شیوع کرونا “مشکل بنیادین سلطه غاصبانه علی خامنهای و نیز حاکمیت نظام جمهوری اسلامی بر این کشور است”.
آقای قدیانی که پیش از انقلاب ایران زندانی سیاسی بوده و پس از اعتراضات ۸۸ هم زندانی شد پیش از این هم انتقادهای تندی از آیتالله خامنهای کرده است.
رهبر جمهوری اسلامی در سالهای گذشته در کانون شعارهای انتقادی معترضان بوده و در مسائلی چون گرانی بنزین و سرکوب خونبار معترضان در آبان ۹۸ و یا سرنگون کردن هواپیمای مسافری اوکراینی با دو موشک سپاه، انتقادهای کمسابقهای از او شده است.
آیتالله خامنهای یکی از بلندپایهترین افرادی است که به طور عمومی این فرضیه را مطرح کرده که ممکن است ویروس کرونا ساخته دست بشر باشد.
نریمان پناهی گفت در جلسه ۲۶ بهمن محافظان برای حفظ جان آقای خامنهای اجازه ندادند مداحان او را لمس کنند
در مقالهای که به تازگی در مجله علمی نیچر منتشر شده گروهی از پژوهشگران گفتهاند نتیجه مطالعه آنها بر ساختار ژنتیک ویروس جدید کرونا به روشنی نشان میدهد که این ویروس نتیجه تکامل طبیعی در خانواده ویروس سارس (سندروم حاد تنفسی) بوده است.
تاکنون در بررسیهای مستقل دانشمندان خلاف چنین یافتهای مطرح نشده و در مجلات معتبر علمی مقالهای منتشر نشده که عامل بیماری کووید-۱۹ را ساخته دست بشر بداند.
آقای خامنهای در واکنش به ویروس کرونا نخست آن را “بهانه” دشمن برای انتقاد از شرکت در انتخابات خواند و بعدتر هم گفت این “بلا… آنچنان بزرگ نیست”.
او در عین حال برنامههای عمومیاش، از جمله سخنرانی سالانه در حرم امام هشتم شیعیان را لغو کرد.
یکی از آخرین دیدارهای عمومی آقای خامنهای ملاقات او با عدهای مداح بود.
به گفته یکی از افراد حاضر در این جلسه محافظان رهبر برخلاف روال قبلی اجازه ندادند که مداحان دست آقای خامنهای را ببوسند.
نریمان پناهی گفت: “نگذاشتند ما دست آقا را ببوسیم. چرا؟ آقا به ما بی اعتنایی کرد؟ خیر. حفظ جان آقا بر ما واجب است.”
این جلسه در ۲۶ بهمن برگزار شد. تا سه روز پس از آن مقامهای ایرانی به طور عمومی شناسایی مبتلایان به ویروس کرونا را تکذیب میکردند.
Feb 28 2020
جمهوری اسلامی؛ تسلیم کرونا یا فقیهان؟
رادیوفردا: نگاه غالب در نظام جمهوری اسلامی به ویروس کرونا نگاهی مذهبی-امنیتی به جای رویکردی علمی-کاربردی است. آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از کرونا به عنوان تلاش دشمن برای کاهش مشارکت در انتخابات یاد کرده و حسن روحانی، رئیسجمهور، نیز آن را تبلیغ سیاسی دشمن خوانده است.
روحانیون ارشد در قم نیز با نگاهی مذهبی-اقتصادی تا آنجا که برایشان ممکن بوده مانع انجام تدابیر بهداشتی و مراقبتی عمومی در این شهر شدهاند. در حالی که نظر مقامات بهداشتی بر تعطیلی اماکن زیارتی مهم در قم و مشهد بوده، روحانیون متولی در این اماکن با انواع مقاومتهای رسمی و غیررسمی بر سر راه اجرای قاطعانه این تصمیمات مانعتراشی کرده و حتی تصمیمات شورای تأمین استان قم و ستاد کشوری مقابله با کرونا را نیز بیاثر کردهاند.
سؤال این است که چرا با وجود آنکه مقامات سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی از خطرناک بودن ویروس کرونا و شیوع روز به روز آن در کشور آگاه هستند (۱۹ استان از ۳۱ استان کشور تا زمان انتشار این نوشته) همچنان با نگاه مذهبی-امنیتی مانع رویکرد علمی-کارکردی برای مهار این ویروس میشوند؟
چرا و چگونه آنها قادر هستند رویکرد علمی و بهداشتی را دور زده و بیخاصیت کنند؟ و بهرغم به خطر انداختن جان میلیونها تن در ایران، منطقه و حتی جهان به این رویکرد غیر کارکردی خود ادامه دهند؟
فقه و فقیهان در برابر علم و پزشکان
جمهوری اسلامی در ۴۱ سال گذشته منتقدان و مخالفان سیاسی خود را به بهانههای امنیتی بازداشت، محاکمه، زندانی، شکنجه و اعدام کرده است. نظام با این رویکرد نه تنها مخالفان و معترضان را سرکوب کرده بلکه ماندگاری خود تا کنون را نیز تضمین کرده است.
در حوزه مذهبی نیز نظام ولایت مطلقه فقیه، نه تنها پیروان سایر ادیان و مذاهب از جمله اقلیت بزرگ سنی را از دایره توزیع قدرت حذف کرده، بلکه حتی منتقدان شیعه خود را نیز سرکوب کرده است.
حالا اما ویروس کرونا در حالی کارآمدی جمهوری اسلامی را به چالش طلبیده که نه میتوان آن مانند یک منتقد و مخالف سیاسی بازداشت، محاکمه و مجبور به اعتراف اجباری کرد و نه مانند یک دگراندیش مذهبی میتوان چماق تکفیر و خروج از دین را بر سر او کوبید و حذفش کرد. دست روحانیون و فقها برای مقابله با کرونا خالی است و مردم نیز این را میدانند ولی روحانیون حاضر به تسلیم شدن و پذیرش نظر پزشکان و متخصصان نیستند.
در حالی که ساختار تصمیمگیری و هرم نفوذ در کشور فقهی-امنیتی است، امنیتیها و روحانیون نمیخواهند قبول کنند که حریف کرونا نیستند و باید میدان را به متخصصان بسپارند. طبق تجربه انباشته بشری، دانشمندان، متخصصان و پزشکان کشور -اگر بتوانند- تنها کسانی هستند که میتوانند ویروس کرونا را کنترل و مدیریت کنند و در نهایت به عنوان بخشی از دانش بههمپیوسته بشری راهی برای درمان آن بیابند. اما مشکل اینجاست که اصولاً جمهوری اسلامی با تمام اجزای این رویکرد علمی مشکل دارد.
نخست آنکه رهبر، رئیسجمهور و روحانیون ارشد، جملگی به عنوان روحانیونی که خود را نماینده امام معصوم، پیامبر و خدا در زمین میدانند، حاضر نیستند بپذیرند که راهحل برخی مشکلات نزد آنها نیست و باید تابع نظرات متخصصان و کارشناسان باشند. از نگاه رهبر، رئیسجمهور و روحانیون ارشد چنین بدعتی اساس برتری فقها و روحانیون در نظام سیاسی کشور و نیز مبنای نظام اقتصادی زائر-نذورات را زیر سؤال میبرد.
درست به همین دلیل است که رهبر و رئیسجمهور از بالا کرونا را به دشمن ربط میدهند و در سطح پایینتر روحانیون متولی زیارتگاهها حاضر به پذیرش نظر پزشکان و متخصصان بهداشتی برای بسته شدن امکان زیارتی در مشهد، قم و شیراز نمیشوند و حتی حاضر نیستند مناسک دیگر مانند نماز جماعت را نیز به طور موقت تعطیل کنند. امری که حتی به لحاظ نظری با نظریات فقهی خود روحانیون که صدها سال است آن را بر منبرها و در حوزههای علمیه تدریس میکنند، در تضاد است.
بسیاری از فقها در درس و بحث فقهی خود میگویند باید در مصادیق به نظر متخصصان و کارشناسان عمل کرد ولی حالا که وزیر بهداشت رسماً اعلام کرده که نظر این وزارتخانه و ستاد کشوری مبارزه با کرونا اعمال محدودیتهای بهداشتی بیشتر در اماکن زیارتی قم، مشهد و شیراز است، تولیت این اماکن همچنان در مقابل اجرای این تصمیم بهداشتی-مراقبتی سنگاندازی میکنند. چرا که به زبان عامه مردم، تعطیلی این اماکن، دکان و کاسبی روحانیون و تمامی زنجیرههای فرعی و تابعه آن را کساد میکند و بدعت خطرناکی در مورد امکان تعطیلی این اماکن در آینده و به دلایل دیگر ایجاد میکند.
از زاویه دیگر، نظام در حالی که در اکثر عرصههای حکومتداری ناکارآمد نشان داده، حاضر نیست این ناکارآمدی را بپذیرید و برای اینکه ناکارآمدی را نپذیرد مجبور به دروغگویی و انتشار دادهها و اطلاعات نادرست و مخفی کردن واقعیتهای مربوط به انتشار ویروس کرونا شده است.
نظام در مرحله بعد برای اینکه ناکارآمدی خود را مخفی کند، به سنت گذشته تلاش کرده با محدود کردن روزنامهها، روایت خاص مذهبی-امنیتی خود را از صداو سیما تبلیغ کند، اما مشکل آنجاست که امروزه شبکههای اجتماعی انحصار خبررسانی در سطح ملی را از صداو سیما گرفتهاند. شبکههای اجتماعی مانند توئیتر، اینستاگرام و تلگرام با امکانی که در انتشار سریع و گسترده اخبار دارند، به همه شهروندان فرصت میدهند به اخبار و اطلاعات دقیق دسترسی داشته باشند و ناکارآمدی و دروغگویی مسئولان نظام آشکارتر میشود.
با وجود این و به رغم قدرت شبکههای اجتماعی در اطلاعرسانی به مردم و نیز قدرت آنها در پاسخگو کردن نسبی مسئولان، مشکل اصلی امروز ایران در مقابله با کرونا این است که تصمیمگیران اصلی کشور در موضوع کرونا همچنان امنیتیها، سرداران سپاه، روحانیون ارشد و متولیان اماکن زیارتی هستند و نه پزشکان، دانشمندان و متخصصان.
تا زمانی که این گروه قادر باشند تصمیمات فقهی-امنیتی خود را مبنای تصمیات ملی و کشوری در مقابله با کرونا قرار دهند و نظرات علمی و تجربه شده پزشکان و متخصصان را نادیده بگیرند، امید به مقابله مؤثر با کرونا کاهش مییابد. تنها راه خروج موفق ایران و ایرانیان از بحران ملی کرونا، تسلیم شدن روحانیون ارشد و امنیتیها و نیز متولیان آستانهها به نظرات متخصصان، دانشمندان و پزشکان ایرانی است که حلقهای از زنجیره بزرگ همکاران منطقهای و جهانی خود و دانش بشری هستند.
Feb 20 2020
توپهای آیتالله خامنهای چهگونه مجلس دهم را مضمحل کرد
ایران وایر: حساب توییتر آیتالله «علی خامنهای» نوشته است که تاثیر مجلس شورای اسلامی به دلیل قوانینی که تصویب میکند، محدود به دوره چهارساله نیست و مجلس چه قوی و چه ضعیف، تاثیری بلندمدت به جا میگذارد.
در این توییت، آیتالله خامنهای نوشته شده است: «تأثیری که انتخابات میگذارد فقط در دوره چهارساله این مجلس نیست، بلکه بلندمدت است؛ نمایندگانی که میفرستید به مجلس، ممکن است یک تصمیمهایی بگیرند و قوانینی را تصویب کنند که تا سالها اثرش ادامه داشته باشد. بنابراین، تأثیر مجلس قوی و مجلس ضعیف، تأثیر طولانیمدت خواهد بود.»
خامنهای سختترین مقاومت در برابر فعالیت عادی پارلمانی را در دوره دهم مجلس شورای اسلامی اعمال کرد چنانکه «علی مطهری» که مدتی نایب رییس مجلس بود، این نهاد را «شعبهای از دفتر رهبری» خواند و «پروانه سلحشوری»، دیگر نماینده مجلس اعلام کرد به دلیل خالی شدن مجلس از معنا، دیگر نامزد انتخابات نمیشود. قوه قضاییه بلافاصله پس از این اظهارات، برای سلحشوری پرونده قضایی تشکیل داد.
مانع تراشی رهبر جمهوری اسلامی ایران در کار مجلس از زمان انتخابات آن در سال ۱۳۹۴ شروع شد. اعضای شورای نگهبان که منصوبان مستقیم و غیرمستقیم رهبر هستند، «مینو خالقی»، نامزد منتخب از اصفهان را پس از پیروزی در انتخابات رد صلاحیت کرد و با وجود مخالفت مجلس و دولت و حتی «شورای حل اختلاف بین قوا»، مانع ورود او به مجلس شد.
در سال دوم فعالیت مجلس دهم، همزمان با خروج امریکا از توافق «برجام» و بازگشت تحریمها، «شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه» از سوی آیتالله خامنهای تاسیس شد تا تصمیمات فوری برای مقابله با تحریمها بگیرد.
دامنه این دخالتهای غیر مشروع به تغییر برخی از مفاد «قانون بودجه کل کشور» که به تصویب مجلس رسیده بود، کشیده شد و برای اولین بار رییس قوه قضاییه در جمهوری اسلامی ایران را وارد چرخه قانونگذاری بدون حضور نمایندگان مجلس کرد.
در موارد متعددی در این دوره چهار ساله، آیتالله خامنهای با سخنرانی، مانع تصمیمگیری مجلس شورای اسلامی درباره طرحها و لوایح شده است. رهبر جمهوری اسلامی با تصویب لایحه دولت «حسن روحانی» برای پیوستن به «کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم» مخالفت کرد و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواست به جای تصویب این لایحه، به طور مستقل، قانونی درباره مبارزه با تروریسم یا مبارزه با پولشویی تصویب کنند.
موضوع به خواست او از دستور کار مجلس کنار گذاشته شد اما چند ماه بعد، نیمه مهرماه ۱۳۹۷، «علی لاریجانی»، رییس مجلس اعلام کرد که دفتر رهبر نظام مخالفتی با تصویب لایحه دولت ندارد و نمایندگان میتوانند به تشخیص خود عمل کنند. نمایندگان لایحه دولت را تصویب کردند اما شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام که هر دو زیر نظر آیتالله خامنهای فعالیت میکنند، مانع اجرای مصوبات مجلس شدند.
یک سال پس از این تاریخ، در حالی که نمایندگان خود را آماده میکردند تا با افزایش قیمت بنزین که به اعتراضات وسیع و سرکوب خونین روبهرو شد، طرح سه فوریتی بازگشت قیمت سوخت به نرخ قبلی را در مجلس مطرح کنند، آیتالله خامنهای ابتدا به صورت علنی از افزایش قیمت دفاع کرد و سپس قبل از تشکیل جلسه علنی مجلس، پیامی برای علی لاریجانی فرستاد تا به نمایندگان بدهد.
نشریه «خط حزبالله»، وابسته به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت که رییس مجلس در راه بود که از آیتالله خامنهای پیامی کوتاه دریافت کرد: «پیرو اظهارنظر برخی از نمایندگان محترم در باب مصوبه اخیر سران قوا، لازم است به حضرات محترم نمایندگان گفته شود مقتضی است که هرگونه اقدامی در خصوص این مصوبه در مجلس در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی باشد و از آن تخطی نشود و شرایط حساس کشور مورد توجه قرار گیرد. توفیقات آنان را از خداوند متعال خواستارم.»
این بار نه تنها باز هم جلوی فعالیت عادی و اجرای وظایف نمایندگان گرفته شد که مصوبه یکی از شوراهایی که تصمیمات آن به تایید رهبر میرسد، به مصوبه مجلس که باید بازتاب اراده ملی باشد، ارجحیت داده شد.
در این دوره، مجلس هربار که تصمیم به استیضاح وزیر داشت، باید موافقت آیتالله خامنهای را هم به نوعی جلب میکرد. در سال پایانی مجلس، مخالفت او با استیضاح «عبدالرضا رحمانی فضلی»، وزیر کشور، نمایندگان را از اختیار قانونی خود منصرف کرد.
حذف نامزد پیروز مجلس از نشستن بر کرسی، مانع تراشی در راه قانونگذاری و جلوگیری از اجرای مصوبات مجلس با ابزار شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت، حذف تدریجی مجلس از وظیفه قانونگذاری و نظارت بر عملکرد وزرا و نیز رد صلاحیت دهها نفر از نمایندگان فعلی برای انتخابات مجلس یازدهم، عملکرد آیتالله علی خامنهای در ارتباط با دوره چهار ساله مجلس فعلی بوده است.
بر خلاف آنچه او در توییتر گفته است که تأثیر مجلس قوی و مجلس ضعیف، تأثیر طولانیمدت خواهد بود، او نهاد مجلس شورای اسلامی را در این چهار سال از معنا و کارکرد تهی کرده است تا بود و نبود مجلس اثری در زندگی جمعی ایرانیان و حتی اداره کشور نداشته باشد.
Feb 04 2020
از «کلبیمسلکان بددماغ» تا «زنانگی ترشیده»: نگاهی به ترجمههای نادر فتورهچی
آلترناتیو مطالعات ترجمه:
مقالات بررسیشده در کتابهای زیر بهچاپ رسیدهاند:
۱. «نامهای سیاست» گزینش و ویرایش : مراد فرهادپور، بارانه عمادیان، آرش ویسی؛ نشر بیدگل.
۲. «ترور و تفکر» تری ایگلتون، نوآم چامسکی، ژاک دریدا، هانا آرنت، یورگن هابرماس. مترجمان: نادر فتورهچی، امیرهوشنگ افتخاریراد؛ نشر چشمه.
از مقدمه:
نگاهی به ترجمههای نادر فتورهچی از چند جهت میتواند سرنخی را از وضعیت تألیف، ترجمه و نحوهی پژوهش پیرامون متون نظری و فلسفی در ایران به دست بدهد. چنین بررسیای، نخست از لحاظ اینکه میکوشد عیار واقعی فهم و دانش تئوریک شخص فتورهچی را بهعنوان فردی که ادعای تسلط بر پارهای از مباحث و حوزههای فلسفه و ادبیات را دارد، روشن کند، دارای اهمیت است. فرض من این است که فتورهچی بهعنوان شخصی که با تعیین خطمشی مطالعاتی برای جمع کثیری از مخاطبان خود، از لزوم خوانش همزمان «مارکس و فروید»، «خوانش لاکان»، «خوانش دیالکتیک روشنگری»، «خوانش والتر بنیامین»، «خوانش گرامشی» و بسیاری دیگر خوانشهای دیگر سخن میگوید، بهطریقاولی، خود در فهم و درک ایدههای این نویسندگان و آثار و متعاقباً ترجمهی صحیح آنها، عملکرد قابلقبولی داشته است. این انتظار از فردی که داعیهی شرح، تبیین، توضیح، نقد، معرفی و تفسیر بخش مهمی از متفکران غرب را برای جامعهی ایران دارد، نمیتواند گزاف تلقی شود.
بررسی جامعهشناختی این پدیده که چرا و چگونه فردی که مطلقاً هیچ درک و سوادی در زبان انگلیسی ندارد موفق میشود آثاری از مهمترین متفکران غرب را آنهم در مجموعه مقالاتی با دیگر همتایانش در حلقهی رخداد و تز ۱۱م چاپ بکند؛ خارج از حیطهی این نوشته است. بااینحال، میتوان به گفتن این نکته اکتفا کرد که «تز ترجمه-تفکر» که روزگاری بنا بود روشنگر شکافها و رخنههای موجود در وضعیت جامعهی ایرانی شده و به قول خود فرهادپور «به وسیعترین معنای کلمه، یگانه شکل حقیقی تفکر برای ما باشد»، در مسخی عجیب بدل به سودای خام کسب مونوپولی در عرصهی ترجمهی متون نظری بهواسطهی مطرح کردن چند نام خاص محدود شد که یکی از عجیبترین تحفههای آن نیز همین نادر فتورهچی است. انکار نمیتوان کرد که در نبود کمک و یاری اصحاب مراد فرهادپور، افرادی چون نادر فتورهچی حتی در بازار ترجمهی متون عمومی نیز نمیتوانستند خودی نشان دهند، چه برسد به اینکه سر از وادی ترجمهی متون فلسفی و سیاسی دربیاورند.
در وهلهی سوم، پدیدهای را خواهیم دید که کلیت آن حاکی از بیارزش بودن و بضاعت اندک برخی از مقالات بهاصطلاح «علمی-پژوهشی» نوشتهشده توسط اساتید و دانشجویان دانشگاههای ایران است. در این بخش نگاهی انداختهام به مقالهای با عنوان « ﺗﺮور و ﺗﻔﮑﺮ؛ از ﻫﺎﺑﺮﻣﺎس و ﭼﺎﻣﺴﮑﯽ ﺗﺎ درﯾﺪا (نقدی شکلی و محتوایی بر کتاب ترور و تفکر)» که توسط فردی به نام مجید حسینی، استاد هیئتعلمی دانشگاه تهران و یک دانشجوی دکتری نوشتهشده است. نویسندگان در این مقاله سعی داشتهاند کتاب «ترور و تفکر» فتورهچی و درواقع دیدگاههای چامسکی، آرنت و سانتاگ را در باب مشروعیت بهکارگیری خشونت در مبارزهی سیاسی نقد کنند؛ غافل از اینکه تکتک جملات و پاراگرافهایی که با استناد به آنها متفکران مذکور را زیر سؤال بردهاند، نه گفتههای خود آنها، که درواقع ترجمههای صد درصد اشتباه و کاملاً برعکس فتورهچی بوده است. در این مقاله، استاد و دانشجوی ما دستبهدست هم چامسکی را به حمایت از خشونت و ترور متهم میکنند و با استناد به یاوههای فتورهچی عمق اشتباهات چامسکی را به رخ خوانندگان میکشند. این نمونه میتواند بهمنزلهی یک هشدار برای تمامی کسانی که در پژوهشهای خود به ترجمههای دیگران استناد میکنند، عمل کند تا درروند نگارش یک تحقیق علمی، هرگز تطبیق متون مورد ارجاع ترجمهشده را با متن اصلی فراموش نکنند.
مهرداد رحیمی مقدم
Jan 13 2020
سخنگوی دولت: همه مسئولان به ما اطمینان دادند موشکی در کار نبوده است
رادیو فردا: علی ربیعی، سخنگوی دولت روحانی، روز دوشنبه در نشست خبری خود با ذکر اینکه «دولت، خود گرفتار چرخه معیوب اطلاعرسانی و کسب اطلاعات است»، گفت که «همه مسئولان ذیربط» به دولت گفته بودند که در مورد علت سقوط هواپیمای اوکراینی «موشکی در کار نبوده است.»
او توضیح بیشتری در مورد «همه مسئولان ذیربطی» که به دولت اطلاعات غلط ارائه کردهاند نداد و از فردی یا نهادی نام نبرد.
علی ربیعی همچنین نگفت که آیا قرار است با مسئولی یا نهادی به خاطر «اطمینان دادن» اشتباه به دولت برخوردی شود یا خیر.
بامداد چهارشنبه، ۱۸ دی، ساعتی پس از حمله موشکی سپاه به پایگاه نظامی آمریکا در عراق، پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین از مقصد تهران، دقایقی پس از برخاستن، سقوط کرد و همه ۱۷۶ سرنشین آن، از جمله ۱۴۶ ایرانی، کشته شدند.
در مقابل، مقامات جمهوری اسلامی به مدت سه روز به انکار شدید این احتمالات برخاستند و آن را «جنگ روانی و رسانهای دشمن» قلمداد کردند، تا بامدادِ ۲۱ دی که فرمانده هوافضای سپاه پاسداران مسئولیت شلیک موشک به این هواپیما را بر عهده گرفت.
پیش از پذیرفتن مسئولیت از سوی سپاه پاسداران، حسامالدین آشنا، مشاور حسن روحانی و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری در توئیتی «کارگزاران ایرانیتبار رسانههای فارسیزبان» را تهدید کرده بود که سخنی در ارتباط با احتمال برخورد موشک با هواپیمای اوکراینی بیان نکنند.
علی ربیعی، سخنگوی دولت، روز دوشنبه در ادامه نشست خبری خود گفت: «ما متهم به دروغگویی و پنهانکاری شدیم در حالیکه واقعاً اینگونه نبود. حتی در بیانیهای که من در پنجشنبه شب منتشر کردم برداشت عدم صداقت صورت گرفت. اما واقعیت این است که ما دروغ نگفتیم.»
او در ادامه در مورد زمانبندی دریافت اطلاعات توسط حسن روحانی توضیحاتی داد.
سخنگوی دولت با این وجود سخن مقامهای آمریکایی در مورد احتمال برخورد موشک به هواپیمای مسافربری اوکراینی را «جنگ روانی آمریکا علیه ملت ایران» خواند و گفت که از سوی دولت ایران «همه موضعگیریها ریشه در بیاطلاعی یا بهتر بگویم بیاطلاع گذاشتن آنها داشت.»
با وجود اظهار تأسف و عذرخواهی برخی مقامهای جمهوری اسلامی در مورد این حادثه، بستگان قربانیان سقوط این هواپیما بر اثر شلیک موشک، به رادیو فردا گفتهاند که تا این لحظه هنوز «هیچ مسئول یا نهادی با آنها هیچ تماسی نگرفته» است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نیز که طبق قانون، مهمترین مسئول نیروهای نظامی ایران است و بهصراحت تأکید کرده که مسئولیت و مدیریت نیروهای مسلح با خودش است، در واکنشهای خود از عذرخواهی در مورد این حادثه خودداری کرده است.
اعتراض مردمی به این روند، طی دو روز اخیر شکل تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف از جمله تهران، مشهد، اهواز، اصفهان، تبریز، گرگان، سنندج، کرمانشاه، شیراز، قزوین، سمنان، دامغان، یزد، شاهرود، آمل و بابل به خود گرفته و معترضان شعارهایی علیه شخص آیتالله خامنهای سر دادهاند.
گزارشهای دریافتی حاکی از شلیک گاز اشکآور به سوی معترضان در شهرهای تهران، اصفهان و شیراز منتشر شده است. همچنین فیلمهایی درباره مجروح شدن یکی از معترضان در تهران منتشر شده است. در این فیلمها یک فرد لباس شخصی با تفنگ مشخص است و در توضیح آن گفته شده که این فرد به پای یک زن شلیک کرده است.
در واکنش به این رویدادها، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در پیامهایی خطاب به مقامات جمهوری اسلامی نوشته است که «دست از کشتن مردم بزرگ ایران بردارید.»
علی ربیعی، سخنگوی دولت، روز دوشنبه در ادامه نشست خبر خود به این پیام هم واکنش داشت و گفت: «در خلال این سوگواری مردم ایران شاهد بودیم که ترامپ به زبان فارسی برای مردم ما اشک تمساح ریخت و ادعا کرد در کنار مردم ایران ایستادهاست؛ مردم ایران فراموش نمیکنند … هم او بود که با خروج از برجام، امید ملت ایران را به ناامیدی بدل کرد و حالا ژست حامی و دلسوز ملت ما را میگیرد.»
منابع: ایرنا و رادیو فردا / پ.پ
Jan 03 2020
محمود صادقی: گویا مشاوران رهبر نمیگذارند همه واقعیتها به او برسد
بیبیسی: محمود صادقی، نماینده مجلس، صحبتهای اخیر آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران را نشانهای برای تقویت این فرض دانسته که نزدیکان رهبر اجازه نمیدهند او از همه واقعیتها مطلع شوند.
آقای صادقی در توییتر خود نوشته است: “اظهارنظر رهبر انقلاب درباره حوادث اخیر این گمانه را تقویت میکند که مشاوران نمیگذارند همه واقعیتها به ایشان برسد.”
آیتالله خامنهای روز چهارشنبه با تفکیک میان “مطالبات مردم” و “فتنهسازی” گفت: “آن کسانی که صحنهگردانان اصلی اغتشاشهای آبان ماه و حمله به زیرساختها همچون انبار بنزین و انبار گندم و اموال عمومی بودند، افراد مرتبط با سرویسهای اطلاعاتی بیگانگان هستند”.
یک ماه و نیم پیش با تصمیم شورای سران سه قوه، که زیر نظر رهبر ایران تشکیل شده، قیمت بنزین یک شبه و بدون اعلام قبلی سه برابر شد و آیتالله خامنهای ضمن تایید این تصمیم نمایندگان مجلس را از بررسی قیمت بنزین منع کرد.
با افزایش ناگهانی قیمت بنزین صدها شهر ایران صحنه اعتراضات خودجوش شد و ماموران امنیتی از همان روز نخست در برخورد با اعتراضات به شلیک مستقیم گلوله متوسل شدند و انبوهی را کشتند.
تصمیم ناگهانی افزایش قیمت بنزین و برخورد خونبار با معترضان، انتقادهایی را در میان نمایندگان مجلس و حتی فعالان اصولگرا به دنبال داشته است.
محمود صادقی از برخورد امنیتی با معترضان و منتقدان حکومت انتقاد کرده و گفته دستگاههای حکومتی باید به جای “منافع خواص” به تامین “منافع عامه مردم” توجه کنند.
او گفته: “رفتار مردم در این حوادث حاکی از آن است که احساس میکنند نظام راه خود را میرود و گوش شنوایی برای شنیدن صدای مردم و عزمی جدی برای رضایت و رفاه آنها ندارد.”
آقای صادقی در توییتی دیگر گفته: “راهحل مشکلات بگیر و ببند نیست؛ راه درست برای جلب اعتماد عمومی این است که نظام سیاستگذاری و تصمیمگیریهای اساسی، چه در اقتصاد و معیشت، چه در فرهنگ و اجتماع و سیاست، به جای توجه به منافع خواص به سمت منافع عامه مردم چرخش کند.”
محمود صادقی از جمله نمایندگان شاخص فراکسیون امید در مجلس ایران است و پیشتر هم انتقادهای صریحی از دستگاههای حکومتی در ایران کرده است.