Aug 19 2016
کیمیا علیزاده نخستین مدال زنان ایران در تاریخ المپیک را کسب کرد
رادیوفردا: کیمیا علیزاده نماینده وزن ۵۷ کیلوگرم تکواندوی ایران، اولین مدال ورزش زنان ایران در تاریخ المپیکها را کسب کرد.
کیمیای ۱۸ ساله در برابر نیکیتا گلاسنوویچ از سوئد با نتیجه پنج بر صفر پیروز شد تا آمار مدالهای کاروان ورزش ایران در ریودوژانیرو به دو نشان طلا و سه مدال برنز برسد.
از بعد اهمیت تاریخی و تحولی که انتظار میرود روی ورزش زنان ایران بجا بگذارد، این عنوان سوم را میتوان طلاییترین نشان برنز در تاریخ ورزش ایران دانست.
راحله آسمانی دیگر تکواندوکار ایرانی در این وزن بود که با اخذ تابعیت بلژیک، برای این کشور مسابقه میدهد. او نیز مثل علیزاده به دیدار رده بندی رسید اما موفق به کسب مدال نشد.
علیزاده در جدال برای تصاحب نشان برنر، با هوگو و کلاه آبی به مصاف رقیب سوئدی رفت. در راند اول هیچ یک از تکواندکاران به امتیاز نرسیدند. مهرو کمرانی مربی تیم ملی او را مهیای مبارزه در راند بعدی کرد.
در راند دوم علیزاده اولین امتیاز را گرفت و در ادامه نیز امتیاز دوم را به خود اختصاص داد. در وقت استراحت، صدای مربیان تیم ملی تکواندوی مردان و دستورات فنی آنها نیز از روی سکوها به گوش میرسید.
راند سوم هم با کسب امتیاز توسط علیزاده ادامه پیدا کرد و نماینده ایران پنج بر صفر پیش افتاد.
از این لحظه به بعد، رزمیکار سوئدی سعی کرد با حملههای مداوم به امتیاز برسد اما موفق نشد و مسابقه با همان پنج امتیاز به پایان رسید.
علیزاده در دیدار اول، در برابر آنا زانینوویچ قهرمان سابق جهان از کرواسی به برتری ۸-۷ رسید.
او در دیدار دوم و در مرحله یک چهارم پایانی مقابل اوا کالوا گومز نفر دوم رنکینگ جهانی از اسپانیا نتیجه را واگذار کرد. در حالی که کم تجربگیاش مانع از صعود به فینال شده بود، با ناراحتی اشک میریخت.
با راهیابی گومز به فینال، علیزاده به مسابقه شانس مجدد راه یافت و در دیدار اول و رقابتی پر افت و خیز، مقابل مبارز تایلندی ۱۴ بر ۱۰ پیروز شد.
هدایا ملک از مصر هم با غلبه بر راحله آسمانی مدال برنز دیگر این وزن را از آن خود کرد.
نمایندگان بریتانیا و اسپانیا در این وزن راهی فینال شدند. جید جونز که در المپیک لندن هم طلایی شده بود، بار دیگر روی سکوی نخست المپیک ایستاد. این در حالی است که کیمیا علیزاده سابقه غلبه بر جونز را دارد.
ملیپوش مدال آور ایران به خبرنگاران گفت: «بعد از یک ماه و نیم، برای اولین بار روی پایم پریدم زیرا آسیب دیدگی شدیدی داشتم. کادر پزشکی و استادم تلاش زیادی کردند که به این مسابقهها برسم و خدا را شکر این اتفاق افتاد و توانستم تاریخساز باشم.»
علیزاده یادآور شد: «خوشحالم برای دختران ایرانی. چون راهی باز شد تا بانوان ایران بتوانند در المپیکهای بعدی مدالآور باشند. امیدوارم شاهد مدالهای خوشرنگتر باشیم.»
نفر سوم المپیک ریو درباره عدم راهیابیاش به فینال گفت: اگر ضربهای که به صورت گومز زده بودم حساب شده بود، الان در فینال بودم. شرمنده زحماتی شدم که پدر و مادرم و فدراسیون برایم کشیدند.
خبرنگاران پرسیدند که حس کنونیات چیست. علیزاده در پاسخ گفت: در مسابقههای جهانی، المپیک نوجوانان و جهانی نوجوانان تاریخسازی کردم و این پنجمین بار بود که تاریخساز میشدم.

Image copyright Jamaran.ir Image caption نفوذ خمینی به دلیل نفوذ سنتی است که از آن برآمده بود، اما به نظر میرسد که اهمیت او به دلیل “چرخش بنیانافکنی” است که از همین سنت کرد. رویاروییهای نمادین شریعتی-خمینی، شریعتمداری-خمینی و منتظری-خمینی هم در همین چارچوب قابل فهمتر است اهمیت خمینیآیتالله روحالله موسوی خمینی، شاید تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ معاصر ایران باشد. اهمیت او، نه تنها به دلیل نقشی است که در رهبری انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفا کرد و در نهایت به سرنگونی استبداد پیشین انجامید، بلکه از سوی دیگر بهدلیل راهی است که پس از آن طی کرد و مسیر شکست امیدهای برآمده از انقلاب را هموار کرد و در طی کمتر از یک دهه، حکومت استبدادی دیگر، بنیان گذاشت.
Image copyright Image caption به تعبیر میرزا محمدحسین نائینی، حکومت مشروطه همچنان حکومت عدل نبود و همچنان روسیاه بود، اما حداقل اینکه دستهایش را شسته بود و زمینه ظلم کمتر شده بود. و در زمانه عسرت، در عصر غیبت انسان کامل، بیش از این ممکن نیست و سهم ما از عدل، در همین اندازه است. طرحی از یک طرحبه نظر میرسد که باطنیگری، الهامبخش بسیاری از جریانها و کوششهای اعتراضی در قرن گذشته بوده است. از جنبش باب تا جنبش مشروطه و از ظهور شریعتی تا مجاهدین خلق و بالاخره جمهوری اسلامی، همه به نوعی از باطنیگری متاثر بودهاند. گرچه تفصیل این مدعا در یک گزارش کوتاه ممکن نیست، اما میبایست که خلاصهای از آن را ترسیم کرد:
Image copyright Image caption مشروطه ثمره باطنیگری با همه فرضهای سهگانهاش بود: فهم کامل کتاب ممکن نیست. تاسیس حکومت عدل ممکن نیست. انسان کامل غایب است و ظهور آن هماکنون ممکن نیست. پس: باید به عقل جمعی تن داد.به همین دلیل، هم سنتهای فقهی اصولی در برابر باطنیگرایی قرار میگرفت، هم حکومتهای شیعه از آلبویه تا فاطمیان و صفویان، در نهایت عدول از باطنیگری بودند و به “جور” منجر میشدند، و هم اینکه هرگونه ادعای ظهور (از حروفیه و نقطویه تا بابیه) خروج از پروژه باطنیگری محسوب میشد. از آنجا که پایبندی به همه فرضهای باطنیگری، نوعی بنبست را القا میکرد، هر جنبشی با عدول از یک یا چند فرض، میکوشید تا راهی جدید باز کند، اما هر بار، شکست از راه میرسید.
Image copyright IRNA Image caption جریانهای “سیاسی مذهبی” ناچار از تعیین تکلیف نهایی با خمینیاند. آنها یا همچنان از باطنیگری خروج میکنند تا راه برای استبداد مذهبی باز شود و یا با بازگشت به دامن باطنیگری، مسیر سیاست را از مسیر مذهب جدا خواهند کرد. تعیین تکلیف با خمینیمنتظری خبر داده است که نام خمینی در تاریخ به عنوان “خونریز، سفاک و فتاک” ثبت خواهد شد. او با تاسیس “حکومت جور” هم به سنت باطنیگری پشت کرد و هم ظلم را به دین پیوند داد. در میان ستایشگران خمینی، هنوز جریانهایی هستند که از سنت خمینی فاصله دارند، اما جسارت جدایی از این مسیر را نیافتهاند. طرح خمینی که عدول کامل از باطنیگری بود، به نظریه دینی کسب قدرت در معنای اسلامی سیاسی که به دنبال قبضه قدرت برای برقراری شریعت است، تبدیل شد و هنوز جریانهایی هستند که تصور میکنند از همین مسیر میتوان به سمت برقراری حکومت عادلانه حرکت کرد. آنها تصور میکنند که در این راه، مشکل از “شخص” بوده و اگر دیگری بر جای او میبود، راه دیگری طی میشد. اما به نظر میرسد که هرگونه کوشش برای کسب قدرت از طریق دین، نتیجه ای این جز این نخواهد داشت.