Aug 18 2016
نماینده وزارت بهداشت: ۳۰ درصد مردم ایران نان خوردن ندارند و گرسنهاند

رادیوفردا: نماینده وزارت بهداشت ایران در جلسه ستاد ملی ساماندهی امور جوانان اعلام کرد که ۳۰ درصد از مردم ایران «گرسنه» و ۲۵ درصد جمعیت شهری در کشور «حاشیهنشین» هستند.
به گزارش روز پنجشنبه، ۲۸ مرداد، خبرگزاری مهر، علیاکبر سیاری، معاون وزیر بهداشت، این آمار را در شصت و چهارمین جلسه این ستاد بیان کرده و افزود که سایر آمارهای وزارت بهداشت از آسیبهای اجتماعی در ایران «محرمانه» است.
آقای سیاری تعداد «زنان ویژه» و میزان تماس آنها با مردان و آمار «تماسهای جنسی در میان دانشآموزان» در ایران را از جمله این آمار شمرد.
به این ترتیب این گونه آمار نیز در ایران به رده آمار فزاینده طلاق پیوست که چندی پیش یک مقام مسئول اعلام کرد دیگر به اطلاع عموم نخواهد رسید.
این مقام مسئول همچنین از «گرسنه» بودن ۳۰ درصد از مردم کشور خبر داده و افزود که آنها «نان [برای] خوردن ندارند و این آمار را وزارت رفاه هم تائید میکند».
وی از حاشیهنشینی ۲۵ درصد جمعیت شهری در ایران نیز سخن به میان آورده و گفت که در حال حاضر «ده میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در سکونتگاههای غیر رسمی شناسایی شدهاند.»
مجید روستا٬ نماینده وزارت راه و شهرسازی، هم در این جلسه با تائید این آمار گفت که «اکنون ۱۳۰ هزار بافت نابهسامان غیر شهری» وجود دارد که «حدود ۱۱ میلیون نفر در این مناطق زندگی می کنند.»
آقای روستا افزود: «۳۰ درصد از این تعداد را جمعیت جوانان تشکیل میدهند» و «۸۲ درصد جوانان ساکن در این اقامتگاهها زیر دیپلم هستند.»
محمدرضا رستمی، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، هم در حاشیه این جلسه از وجود سه میلیون جوان حاشیهنشین خبر داد.
بر اساس اعلام مقامهای بلندپایه در ایران٬ ۱۸ میلیون نفر در کشور درگیر آسیبهای اجتماعی هستند.
در ایران از اعتیاد٬ طلاق٬ فقر٬ بیکاری٬ کودکآزاری٬ خودکشی٬ سرقت٬ ترک تحصیل٬ بیخانمانی٬ تمایلات جنسی غیرمتعارف و… به عنوان مصادیق آسیبهای اجتماعی نام برده میشود.
علی مطهری٬ نماینده مجلس، پیشتر نقل کرده است که علی خامنهای پس از شنیدن گزارشها درباره میزان و گستردگی آسیبهای اجتماعی در ایران گریه کرده و برای کاهش آسیبهای اجتماعی اولویتهایی را مشخص کرده است.
در همین زمینه عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، «مبارزه با مواد مخدر و رفع معضل اعتیاد»، «حاشیهنشینی»، «طلاق»، «مبارزه با بزهکاری» و «مسائل مربوط به موارد خاص و بحرانی» را از مهمترین اولویتهای رهبر جمهوری اسلامی به منظور کاهش آسیبهای اجتماعی اعلام کرده است.
Image copyright Jamaran.ir Image caption نفوذ خمینی به دلیل نفوذ سنتی است که از آن برآمده بود، اما به نظر میرسد که اهمیت او به دلیل “چرخش بنیانافکنی” است که از همین سنت کرد. رویاروییهای نمادین شریعتی-خمینی، شریعتمداری-خمینی و منتظری-خمینی هم در همین چارچوب قابل فهمتر است اهمیت خمینیآیتالله روحالله موسوی خمینی، شاید تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ معاصر ایران باشد. اهمیت او، نه تنها به دلیل نقشی است که در رهبری انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفا کرد و در نهایت به سرنگونی استبداد پیشین انجامید، بلکه از سوی دیگر بهدلیل راهی است که پس از آن طی کرد و مسیر شکست امیدهای برآمده از انقلاب را هموار کرد و در طی کمتر از یک دهه، حکومت استبدادی دیگر، بنیان گذاشت.
Image copyright Image caption به تعبیر میرزا محمدحسین نائینی، حکومت مشروطه همچنان حکومت عدل نبود و همچنان روسیاه بود، اما حداقل اینکه دستهایش را شسته بود و زمینه ظلم کمتر شده بود. و در زمانه عسرت، در عصر غیبت انسان کامل، بیش از این ممکن نیست و سهم ما از عدل، در همین اندازه است. طرحی از یک طرحبه نظر میرسد که باطنیگری، الهامبخش بسیاری از جریانها و کوششهای اعتراضی در قرن گذشته بوده است. از جنبش باب تا جنبش مشروطه و از ظهور شریعتی تا مجاهدین خلق و بالاخره جمهوری اسلامی، همه به نوعی از باطنیگری متاثر بودهاند. گرچه تفصیل این مدعا در یک گزارش کوتاه ممکن نیست، اما میبایست که خلاصهای از آن را ترسیم کرد:
Image copyright Image caption مشروطه ثمره باطنیگری با همه فرضهای سهگانهاش بود: فهم کامل کتاب ممکن نیست. تاسیس حکومت عدل ممکن نیست. انسان کامل غایب است و ظهور آن هماکنون ممکن نیست. پس: باید به عقل جمعی تن داد.به همین دلیل، هم سنتهای فقهی اصولی در برابر باطنیگرایی قرار میگرفت، هم حکومتهای شیعه از آلبویه تا فاطمیان و صفویان، در نهایت عدول از باطنیگری بودند و به “جور” منجر میشدند، و هم اینکه هرگونه ادعای ظهور (از حروفیه و نقطویه تا بابیه) خروج از پروژه باطنیگری محسوب میشد. از آنجا که پایبندی به همه فرضهای باطنیگری، نوعی بنبست را القا میکرد، هر جنبشی با عدول از یک یا چند فرض، میکوشید تا راهی جدید باز کند، اما هر بار، شکست از راه میرسید.
Image copyright IRNA Image caption جریانهای “سیاسی مذهبی” ناچار از تعیین تکلیف نهایی با خمینیاند. آنها یا همچنان از باطنیگری خروج میکنند تا راه برای استبداد مذهبی باز شود و یا با بازگشت به دامن باطنیگری، مسیر سیاست را از مسیر مذهب جدا خواهند کرد. تعیین تکلیف با خمینیمنتظری خبر داده است که نام خمینی در تاریخ به عنوان “خونریز، سفاک و فتاک” ثبت خواهد شد. او با تاسیس “حکومت جور” هم به سنت باطنیگری پشت کرد و هم ظلم را به دین پیوند داد. در میان ستایشگران خمینی، هنوز جریانهایی هستند که از سنت خمینی فاصله دارند، اما جسارت جدایی از این مسیر را نیافتهاند. طرح خمینی که عدول کامل از باطنیگری بود، به نظریه دینی کسب قدرت در معنای اسلامی سیاسی که به دنبال قبضه قدرت برای برقراری شریعت است، تبدیل شد و هنوز جریانهایی هستند که تصور میکنند از همین مسیر میتوان به سمت برقراری حکومت عادلانه حرکت کرد. آنها تصور میکنند که در این راه، مشکل از “شخص” بوده و اگر دیگری بر جای او میبود، راه دیگری طی میشد. اما به نظر میرسد که هرگونه کوشش برای کسب قدرت از طریق دین، نتیجه ای این جز این نخواهد داشت.