اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Oct 13 2019

تماشاچیان زن و قیاس جنجالی کیهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: عکس و عنوان صفحه اول روزنامه کیهان که زنان تماشاچی فوتبال را “قربانیان آزادی” و راهپیمایان زن اربعین را “راهیان آزادگی” می‌خواند، موجی اعتراضی علیه دوقطبی‌سازی و نفرت پراکنی این روزنامه به راه انداخته است.

روز شنبه ۲۰ مهر، عکس اول روزنامه کیهان به دو گروه از زنان اختصاص داشت؛ آنها که عازم راهپیمایی اربعین هستند و آنها که به تماشای مسابقه ایران-کامبوج رفتند. کیهان دسته اول را “راهیان آزادگی” و گروه دوم را “قربانیان آزادی” نامیده است.

اهل رسانه و کاربران شبکه‌های اجتماعی، این نام‌گذاری و خط‌کشی بین مردم را تقبیح کرده و قیاس کیهان را “تفرقه‌افکنی”، “نفرت پراکنی” و تلاش برای قراردادن شهروندان در برابر یکدیگر خوانده‌اند.

محمد مهاجری، سردبیر “خبرآنلاین” و فعال رسانه‌ای اصولگرا در اعتراض به این مقایسه گفته است: «اینکه یک دوقطبی کاذب ایجاد کنند که هرکس را به ورزشگاه می‌رود، آدم بی‌دین و هرکس را که نمی‌رود متدین معرفی کنند، اولا ًواقعیت ندارد و ثانیا جز ایجاد نفاق و تفرقه در جامعه نتیجه‌ای به دنبال نخواهد داشت.»

مهاجری می‌گوید، حالا که نظام به طور کلی با ورزشگاه رفتن زن‌ها کنار آمده، عده‌ای هم به میدان آمده‌اند که نان‌شان در دعواهای سیاسی است. او چنین تیتری را یک کار لوس رسانه‌ای از سوی کسانی خوانده که می‌خواهند بگویند ما هم هستیم: «وگرنه این کار نه ارزش حرفه‌ای دارد و نه ارزش تولیدی.»

کاربری در توییتر می‌نویسد: «خب کیهان و آقای حسین شریعتمداری شما که اینقدر مرزبندی بلدید، بفرمایید من که پنجشنبه ورزشگاه رفتم و پیگیر سفر اربعین هستم در کدام دسته جای می‌گیرم.»

خب #کیهان و آقای #حسین_شریعتمداری!شما که اینقدر مرزبندی بلدید، بفرمایید من که ۵ شنبه ورزشگاه رفتم و پیگیر سفر اربعین هستم، در کدام دسته جای می‌گیرم؟ pic.twitter.com/XMqi1GvaMz

— Leila Sharif (@leilaasharif) October 12, 2019

شهروند دیگری هم پیشنهاد کرده که هر دو گروهی که کیهان از عکس‌هایشان استفاده کرده، علیه این روزنامه شکایت کنند تا بداند مردم به “مردم علیه مردم” نه می‌گویند.

کاربر دیگری توییت کرده است: «با این تیتر دوقطبی سازی کیهان دیگه حتی به درد شیشه پاک کردن هم نمیخوره…»

هادی سروش، استاد حوزه علمیه قم در اینستاگرام می‌نویسد: «این مسئله کوچکی نیست و باید ریشه آن را در ایدئولوژی سازی جدید برای نظام دید و اینجاست که نمی‌شود منکر تاثیر آن پدر معنوی پایدارچی‌ها و شاگردان سخنورش بود.»

وبسایت “عصرایران” نیز یادداشتی به قلم سروش بامداد با عنوان “راز خشم کیهان” نوشته که در آن آمده است، باز شدن درهای استادیوم اساسا مطلوب آنها نیست، چرا که نه دوست دارند اراده جامعه مدنی چربیده باشد، نه دوست دارند یک نهاد بین‌المللی نظر خود را تحمیل کرده باشد و نه آن چنان که دولتی‌ها مدعی‌هستند، حاصل کار آنها باشد.

نویسنده یادداشت عصر ایران، کیهان را مهم‌ترین تریبون اصولگرایان رادیکال می‌نامد و می‌گوید: «دیر و دور نیست که حضور زن‌ها در ورزشگاه به بازی‌های باشگاهی هم تسری یابد و هر بار نمی‌توانند به مقایسه‌هایی از این دست، دست بزنند.»

روزنامه کیهان در حالی به این مقایسه جنجالی دست زده که خبرگزاری‌های وابسته به اصولگرایان، از حضور تماشاگران زن در بازی ایران و کامبوج با بی‌اعتنایی و سکوت گذشتند. خبرگزاری مهر چیزی در این باره ننوشت، خبرگزاری تسنیم تنها حرف‌های سخنگوی دولت را درج کرد. خبرگزاری فارس نیز برخورد با تماشاچیانی را که در صدد گرامیداشت یاد سحر خدایاری بودند برجسته ساخت و خبر را با تیتر “تلاش ناکام برای فتنه‌گری” پوشش داد.

No responses yet

Oct 11 2019

«هاچ‌بک قرمز»؛ رسول اف، سینماگر اجتماعی و نقد اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر


رادیوفردا: محمد رسول اف نمونه سینماگری اجتماعی است که انتقاد اجتماعی‌اش -با چاشنی انتقاد سیاسی- از درون فیلم‌هایش بیرون آمده و شخصیت سینماگری را شکل داده که به رغم تجربه زندان، ممنوع‌الخروجی، ممنوع‌الکاری و حکم قضایی برای زندان طولانی‌مدت، از پا ننشسته و به طور مداوم به اشکال مختلف به کارش ادامه می‌دهد.
حال که رسول اف امکان کارگردانی در ایران را ندارد (همین‌طور امکان خروج از کشور را ندارد)، در مقام تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس مشترک، انتقاد اجتماعی‌اش را در فیلم «هاچ‌بک قرمز» (و البته «پسر-مادر» با فیلمنامه ای از او) ادامه می‌دهد.
این فیلم به کارگردانی اشکان نجفی، به تازگی در جشنواره ‌هامبورگ نمایش داده شد؛ فیلمی که چه در ساختار و فضاسازی، و چه در داستان و روایت، شباهت‌هایی به آخرین فیلم رسول اف، «لرد»، دارد.
این جا هم همان مایه اصلی روبه‌رو هستیم: یکی در برابر جمع. روایت شخصیتی که شباهتی به دیگران ندارد و نمی‌خواهد همرنگ جماعت شود.
عصاره فیلم در سکانس‌های نزدیک به انتها گنجانده شده، جایی که این آبدارچی شرکت، پیشنهاد معامله رئیس احتمالاً دزدش را نمی پذیرد و ترجیح می‌دهد «شریف» بماند و احتمالاً به زندان برود.
از این رو فیلم روایت احوال شخصی فیلمسازی هم هست که می‌خواهد تن به خواسته‌های ناصواب یک سیستم ندهد و از تیزی انتقادش نکاهد؛ انتقادی که در فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» به طور مستقیم متوجه نیروهای امنیتی و قتل‌های زنجیره ای بود؛ بدعتی تازه و جسورانه در سینمای ایران.
«هاچ‌بک قرمز» داستان زندگی ساده این مرد را تصویر می‌کند؛ مردی که با پسرش زندگی می‌کند و به او قول داده تا یک اتوموبیل‌ هاچ‌بک قرمز برایش بخرد.

این قول، محور اصلی فیلم را شکل می‌دهد و پیش می‌برد؛ جایی که نوسانات اقتصادی و گران شدن دلار و سکه طلا -الهام‌گرفته از مناقشات سیاسی که به طور مستقیم در پس‌زمینه جریان دارد و ما با صدای اخبار تلویزیون در جریان آن هستیم- مانع از به ثمر رسیدن این قول می‌شود و تلاش یک تنه این مرد برای عملی کردن قولش، ناخواسته مشکلات متعدد دیگری را پیش می‌آورد که پایان تلخی را رقم می‌زند.
فیلم در کنار یک سیم‌خاردار آغاز می‌شود. پدر و پسر در کنار آن قرار دارند. جایی که این سویش -وطن- پر از اتوموبیل است (با آروزی یک ‌هاچ‌بک قرمز) و سوی دیگرش هواپیماها در حال رفت و آمدند با وسوسه رفتن (به یک معنی روی زمین ماندن یا روی هوا رفتن). فیلم یک چرخه تلخ را روایت می‌کند تا باز به همین نقطه می‌رسد در کنار همان سیم‌خاردارهایی که به بخشی از این سرنوشت بدل می‌شوند.
اما فیلمساز با فاصله می‌ایستد و نمی‌خواهد تماشاگر را در صحنه‌های احساسی شریک کند. حاصل تلاش او روایت سردی است از جامعه که در آن فیلمساز می‌خواهد تنها به عنوان ناظر عمل کند. اما این نوع فاصله‌گذاری گاه به فیلم آسیب می‌زند و فضای سرد آن -با بازی‌هایی عمدتاً عاری از احساس- مهم‌ترین مشکل فیلم را رقم می‌زند.
جز این مساله دزدی به عنوان گره فیلم، بسیار دیر اتفاق می‌افتد. در واقع شروع این ماجرا -که سرنوشت شخصیت‌ها را دگرگون می‌کند- در چهل دقیقه پایانی است و پیش از آن (حدود یک ساعت و ده دقیقه)، در شکل فعلی طولانی به نظر می‌رسد. هرچند بخش اول را نباید تنها یک مقدمه برای فصل دوم تلقی کرد، اما خواه‌ناخواه، مساله دزدی، فیلم را به سمت و سوی دیگری می‌برد که به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود.
بچه اما به نمادی از نسلی بدل می‌شود که با حسرت و آرزو رشد می‌کند و پدر و مادری که یا به دلیلی غایب هستند (مادر) یا در حسرت زندگی بهتر برای فرزندشان هستند. حسرتی که تصمیم نهایی را شکل می‌دهد بی آن‌که فیلم به ما می‌گوید اساساً آینده بهتری در انتظار اوست؛ آینده ای مبهم، پرخطر و احتمالاً توام با تنهایی.

No responses yet

Oct 10 2019

«مستاجران تهرانی در معرض حذف از شهر هستند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,فقر

استان‌وایر: ۴۲ درصد تهرانی‌ها مستاجر هستند و با افزایش قیمت رهن و اجاره مسکن و تورم، این گروه در «معرض حذف از این شهر» هستند.

محمدحسین بوچانی، رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران این مطلب را در نشست «واکاوی نقش شهرداری در مسکن استیجاری» بیان کرده است.

بوچانی گفته که «یکی از مهمترین مسائلی که پایتخت با آن روبروست مهاجرت درون شهری به علت خانه به دوشی ساکنان آن است.»

به گفته وی «با افزایش قیمت رهن و اجاره و تورم؛ مستاجران تهرانی در معرض جدی حذف از شهر قرار دارند در حالی که حق سکونت در شهر را دارند.»

بوچانی اضافه کرده «شهرداری در مقابل اقشاری که در معرض آسیب از حیث تامین مسکن‌اند مسئولیت اجتماعی دارد.»

افزایش رهن و اجاره خانه در کلان‌شهر‌ها منجر به کوچ قابل توجه جمعیت شهری به حاشیه‌ها و روستاها شده است.

در برخی شهر‌های هم اعلام شده که گروهی از مستاجران رو به کانکس‌نشینی آورده‌اند.

رهن و اجاره خانه طی یک سال اخیر در سراسر ایران افزایش بی‌سابقه‌ای داشته و بسیاری از مستاجران را با مشکلات فراوانی دست به گریبان کرده است.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Oct 09 2019

استقبال کم تماشاگران از بازی ایران – کامبوج/ ۳۵۰۰ زن و ۲۵۰۰ مرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: در حالی که تیم ملی ایران عصر پنج‌شنبه در ورزشگاه آزادی به مصاف تیم کامبوج خواهد رفت، تا صبح روز چهارشنبه بانوان بیش‌تر از مردان بلیت خریده‌اند.

به گزارش ایسنا، در حالی که تیم ملی ایران فردا (پنج‌شنبه) از ساعت ۱۷ در مرحله گروهی مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر در ورزشگاه آزادی از تیم ملی کامبوج پذیرایی می‌کند، تا این لحظه از مجموع حدود ۷۵ هزار صندلی آزادی، تنها ۲۵۰۰ بلیت الکترونیکی توسط تماشاگران مرد خریداری شده است.

بلیت فروشی الکترونیکی از پنج‌شنبه هفته گذشته ۱۱ مهر از ساعت ۱۰ شب آغاز شد که از همان لحظه آغاز بلیت فروشی الکترونیکی تا صبح روز جمعه بانوان، ۳۵۰۰ بلیت ارائه شده را خریده‌اند.

خرید ۳۵۰۰ بلیت توسط بانوان علاقمند برای دیدار دو تیم ایران و کامبوج در حالی بود که تا امروز بعد از گذشت یک هفته از شروع به کار سامانه بلیت فروشی الکترونیکی تنها ۲۵۰۰ بلیت توسط تماشاگران مرد برای این دیدار خریداری شده و این یعنی تاکنون در مجموع حضور ۶ هزار تماشاگر بازی ایران و کامبوج را از نزدیک تماشا خواهند کرد.

No responses yet

Oct 09 2019

آمار وزارت کار نشان می‌دهد: ۳۰ درصد جوانان ایرانی نه کار می‌کنند، نه درس می‌خوانند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایلنا: ۳۰ درصد جوانان بین ۱۵ تا ۲۴ سال در ایران نه درس می‌خوانند و نه کار می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نتیجه ارزیابی شاخص NEET را منتشر کرد.

شاخص NEET بیانگر سهم جوانان ۱۵-۲۴ ساله‌ای غیرشاغلی است که نه در حال تحصیل هستند و نه به کسب مهارت مشغولند.

بیکاران، جوانانی که مسئولیت خانوادگی مثل نگهداری از سالمندان یا کودکان، آنها را از ورود به بازار کار و تحصیل بازداشته است، جوانان بیمار، افرادی که فاقد مشکل مالی هستند، اما در دنبال شغلی خاص می‌گردند،NEET های داوطلب و بی‌قید و بند‌ها افرادی هستند که در زمره جوانان بیکاری که درس هم نمی‌خوانند طبقه‌بندی می‌شوند.

گزارش حاضر با توجه به نتایج طرح نیروی کار مرکز آمار ایران به محاسبه شاخص NEET برای جوانان در گروه سنی ۱۵-۲۴ ساله طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ پرداخته است و محاسبات بدون در نظر گرفتن آمار جمعیت مهارت آموزان است. بررسی‌ها حاکی از آن است که طی سال‌های مورد بررسی حدود ۳۰ درصد جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال کشور، شاغل نبوده و در حال تحصیل یا کسب مهارت هم نیستند.

این گزارش می‌افزاید: نرخ NEET برای جوانان ۲۴-۱۵ ساله طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ از ثبات نسبی برخوردار بوده و نوسان شدیدی ندارد، به طوری که نرخ مذکور در سال ۱۳۹۳ حدود ۳۱.۶ درصد بوده که در سال ۱۳۹۷ به ۲۹.۷ درصد کاهش یافته است. طی سال‌های مورد بررسی این شاخص در مردان و زنان به ترتیب ۰.۴و ۳.۴ درصد کاهش داشته است. هچنین می‌توان گفت سهم زنان غیرشاغل که در حال تحصیل و مهارت‌آموزی هستنداز سهم کل و سهم مردان بیشتر است.

No responses yet

Oct 05 2019

عکس خبرساز آیت الله خامنه ای در استادیوم آزادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: رسانه های متعدد این تصویر را با تیتر مشابه “عکسی کمتر دیده شده از حضور رهبر انقلاب در ورزشگاه آزادی” منتشر کرده‌اند، در حالی که همین عکس، پارسال در سایت رسمی آقای خامنه ای و سپس رسانه های دیگر منتشر شده بود

دیروز و همزمان با فروش اینترنتی چهار هزار بلیت‌ بازی فوتبال ۱۸ مهر استادیوم آزادی به زنان، صفحه اینستاگرامی آیت الله خامنه ای عکسی از او را در این استادیوم منتشر کرد که در سطح رسانه های ایران، بازتاب گسترده یافت.

این عکس، مربوط به گردهم آیی ۱۲ مهر ۱۳۹۷ بسیجیان در استادیوم آزادی بود که مشخصا، در سالگرد برگزاری این گردهم آیی منتشر می شد. با وجود این، همزمانی انتشار عکس آقای خامنه در ورزشگاه آزادی با فروش بلیت های بازی ۱۸ مهر -میان ایران و کامبوج- منجر به گمانه زنی هایی در سطح افکار عمومی در مورد پیام احتمالی این تصویر شد.

آنچه به طرح چنین ابهامی دامن زد، اقدام تعدادی دو رقمی از وبسایت‌های ایرانی در انتشار تصویر اینستاگرام آیت الله خامنه ای به عنوان “خبر” بود. این رسانه ها، البته از گمانه زنی در مورد تصویرِ منتشرشده پرهیز کردند، ولی انتشار تصویر در روزی که “استادیوم آزادی” خبرساز بود، از سوی طیفی از مخاطبان معنی دار تلقی شد. به ویژه آنکه اغلب وبسایت های منتشرکننده، عبارتی کاملا یکسان یعنی “عکسی کمتر دیده شده از حضور رهبر انقلاب در ورزشگاه آزادی” را به عنوان تیتر تصویر آقای خامنه ای برگزیدند.

توصیف “کمتر دیده شده”، در حالی برای تصویر رهبر به کار می‌رفت که دقیقا همین تصویر -البته با حاشیه ای کمی بزرگتر- سال پیش در وبسایت آیت الله خامنه ای منتشر شده بود. توصیف به کار رفته اما، طبیعتا این تلقی را تقویت می‌کرد که انتشار تصویر، ممکن است با مسابقه ۱۸ مهر، که قرار بود برای اولین بار با حضور چهار هزار تماشاچی زن برگزار شود- ارتباط داشته باشد.

مشابه این تصورات، پیشتر نیز با انتشار تصاویر نمادین از رهبر جمهوری اسلامی ایران در مقاطع خاص ایجاد شده بود. مثلا در آستانه نهایی شدن توافق برجام در ۲۳ تیر ۱۳۹۴، انتشار تصویر دست آقای خامنه ای -که ظاهرا در حال امضای یک متن بود- در اینستاگرام عباس عراقچی از مذاکره کنندگان ارشد هسته ای ایران، توجه زیادی را در داخل و خارج ایران جلب کرده بود.

در کنار آن تصویر، البته تصریح مشخصی در مورد ارتباط برجام با رهبر وجود نداشت، اما تلویحا این پیام را به مخاطب انتقال می داد که تاییدکننده نهایی توافق هسته ای آیت الله خامنه ای است. هرچند در مقابل، وجود نداشتن تصریح مشخص در مورد رهبر جمهوری اسلامی باعث می شد تا در صورت لزوم، بعدها مشکلی برای انکار مسئولیت او در توافق هسته ای ایجاد نشود.

اینستاگرام آیت الله خامنه ای
تصویری نمادین که همزمان با نهایی شدن برجام، در اینستاگرام عباس عراقچی از مذاکره کنندگان نزدیک به رهبر منتشر شد

در خصوص موضع رهبر نسبت به حضور زنان در استادیوم‌های فوتبال، جدیدترین “سند” در دسترس، متن نامه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۵ آیت الله خامنه ای به محمود احمدی نژاد، با موضوع توصیه به دولت وقت برای عمل به “نظر مراجع” (مراجع مخالف حضور) است که چندی پیش منتشر شد. در این نامه، آقای خامنه ای برداشت رئیس جمهور وقت مبنی بر موافقت رهبر با تصمیم دولت برای حضور خانم ها در استادیوم‌ها را رد می کرد؛ با این توضیح پیچیده که رهبر با چنین حضوری مخالف بوده اما صلاح ندانسته دخالت کند: “اینجانب عدم رضایت خود را صریحا به شما گوشزد کردم، لیکن چون این بعد از اقدام شما بود لذا صلاح ندانستم دخالت کنم.”

در ماجرای متاخر فروش چهارهزار بلیت استادیوم آزادی به تماشاگران زن، البته برداشت رایج این است که آنچه زمینه ساز این اقدام بعد از سال ها مبارزه مدنی برای ورود برابر به استادیوم ها شده، خودسوزی اعتراضی و به شدت خبرسازِ سحر خدایاری بوده که با حساس کردن فیفا در ابعادی بی سابقه، ظاهرا باعث عقب نشینی تهران در موضوع حضور زنان در استادیوم ها شده.

مشخص نیست که آیا در آینده، آقای خامنه ای در این مورد اظهارنظر مشخصی خواهد کرد یا نه. ولی واضح است که او -حداقل تا این لحظه- ترجیح داده مسئولیت شفاف موافقت یا مخالفت با ورود زنان به استادیوم ها را نپذیرد.

بدین ترتیب، در صورتی که پرونده حضور زنان در استادیوم ها مجددا -و به هر علت- بسته شود، غیرمنتظره نخواهد بود اگر رهبر جمهوری اسلامی یا منتسبانش درآینده تاکید کنند که او “از ابتدا” موافق این کار نبوده. در صورتی که ورود زن ها به استادیوم ها تثبیت شود نیز، تعجب نباید کرد اگر موضوعاتی از جنس تصویر خبرساز دیروز آیت الله خانه ای در استادیوم آزادی، بعدها به عنوان مستندات نقش او در این فرایند، مورد استناد برخی رسانه های رسمی و غیررسمی قرار بگیرند.

No responses yet

Oct 05 2019

ادامه اعتراض‌ها در لردگان: دفتر امام جمعه به آتش کشیده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیو فردا: در ادامه اعتراض به «شیوع اچ‌آی‌وی» در روستای چنار محمودی استان چهارمحال و بختیاری،‌ روز شنبه ۱۳ مهرماه تعدادی از معترضان در شهرستان لردگان به فرمانداری این شهر حمله کرده و شبکه بهداشت را نیز به آتش کشیدند.

همچنین ساعتی بعد فیلم‌هایی از حمله معترضان به دفتر امام جمعه لردگان و به آتش کشیده شدن این دفتر منتشر شد.

بر اساس گزارش‌ها، نیروهای امنیتی به سمت معترضان گاز اشک‌آور شلیک کرده‌اند و چند نفر مجروح شده‌اند.

#مردم در لردگان، دفتر امام جمعه این شهر را آتش زدند
شایع شده که حدود 300تفنگ چی از شهر ایذه به طرف #لردگان در حرکتند
شایع شده که یه نفر سرباز هم فوت شده .نیروی اطلاعات زیادی درهمه جا مستقر شده
نیروی بسیج هم در آماده باش کامل و تازه وارد خیابونا شدن pic.twitter.com/5AOIp3zGeF

— اعتراض مدنی بازار (@EterazB) October 5, 2019

در همین حال مهدی محمودی چالبطلان، نماینده چهار محال و بختیاری در شورای عالی استان‌ها، به وب‌سایت رویداد ۲۴ گفت که تجمع معترضان ادامه دارد و اوضاع شهر متشنج است.

وی اعلام کرد که به سمت معترضان گاز اشک آور و گلوله هوایی شلیک شده است.

با این حال جعفر مردانی، معاون سیاسی استاندار چهارمحال و بختیاری، گفت که «امنیت در لردگان به صورت کامل برقرار است.»

بر اساس آن‌چه در ویدئوهای این اعتراضات شینده می‌شود، معترضان شعارهایی از قبیل «غیرت بختیاری، حرف و حدیث ندارد؛ نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران؛ ننگ ما ننگ ما، صداوسیمای ما و…» سر داده‌اند.

Footage from when the protesters started attacking the regime building.

#لردگان pic.twitter.com/x473OmTOLG

— Denz (@DenzDejawon) October 5, 2019

به گفته معترضان، مسئول خانه بهداشت این روستا برای انجام آزمایش قند خون اهالی این روستا از سرنگ آلوده و مشترک استفاده کرده و باعث ابتلای «جمع کثیری» از آنها به ویروس اچ‌آی‌وی (عامل بیماری ایدز) شده است.

وزارت بهداشت ایران این ادعا را تکذیب کرده است.

حمله وحوش سرکوبگر جمهوری اسلامی به تظاهرات مردم چنار محمود #لردگان، امروز شنبه ۱۳مهر pic.twitter.com/1AfpXqz7Z9

— amirafshar (@amirafshar881) October 5, 2019

در همین حال خبرگزاری مهر خبر داد که برخی از ساکنان این روستا روز شنبه با تجمع در مقابل فرمانداری لردگان خواستار مشخص شدن این موضوع و «پیگیری قضایی» شدند.

در حالی که فیلم‌هایی از حمله معترضان به فرمانداری متتشر شده، خبرگزاری مهر نوشت که «تعداد محدودی از افراد فرصت‌طلب» قصد داشتند «با تعرض به فرمانداری اغتشاش ایجاد کنند».

درگیری شدید مردم روستای چنار محمودی #لردگان با نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی.
اعتراضات همچنان ادامه دارد، صدای لردگان باشیم و نگذاریم تنها بمانند. pic.twitter.com/kmEA7mXHJo

— محمد مظفری (@mohmd_mozafari) October 5, 2019

بهروز بنیادی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، نیز روز شنبه خبر داد که یک هیئت از اعضای این کمیسیون و چند نماینده دیگر مجلس هفته آینده برای بررسی این موضوع به لردگان سفر می‌کنند.

اعتراض‌ها در لردگان از هفته گذشته آغاز شد. معترضان می‌گویند ویروس «اچ‌آی‌وی» از طریق سرنگ استفاده شده توسط بهورز خانه بهداشت منتقل شده است.

به آتش کشیده شدن و به زیر کشیدن تابلوی خانه بهداشت
در تجمع در اعتراض به آلوده کرده اهالی به ویروس اچ آی وی (ایدز )توسط خانه بهداشت
۱۳ مهر #لردگان pic.twitter.com/buAVydGsHC

— Siavash Hesami☭ (@Siavash_Hesami) October 5, 2019

در مقابل روابط وزارت بهداشت اعلام کرد که فعالیت بهورز صرفا تنها جهت غربالگری و شناسایی موارد آلودگی به این ویروس به صورت محرمانه بوده و «بررسی‌ها نشان می دهد که سابقه آلودگی‌ها به سال‌های گذشته بازمی‌گردد.»

تجمع مردم در #لردگان ادامە دارد، تیر اندازی ماموران بە ساکنین روستای چنار محمود مقابل فرمانداری pic.twitter.com/UTsEYxL8Me

— اعتراض مدنی بازار (@EterazB) October 5, 2019

وزیر بهداشت ایران نیز در نامه‌اش به وزیر دادگستری گفته است که شناسایی این موضوع «چندی قبل» صورت گرفت و «جهت حفظ شئونات مردم منطقه» این ماجرا «به نحو کاملا محرمانه» پیگیری شد و کانون آلودگی نیز «معتادان تزریقی و افرادی با روابط نامطلوب» تشخیص داده شد.
منابع: شبکه‌های اجتماعی، خبرگزاری مهر، رادیوفردا/

No responses yet

Oct 04 2019

روحانیون شیعه در عراق ‘دختران نوجوان را برای مردان صیغه می‌کنند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: تحقیقاتی که توسط بی‌بی‌سی صورت گرفته حاکی از رواج غیرقانونی متعه دختران نوجوان در میان شیعیان عراق است.

این تحقیقات نشان داده است که برخی روحانیون شیعه عراق در برابر دریافت پول به اجرای مراسم ازدواج موقت – متعه یا صیغه – مبادرت می‌ورزند که در مواردی مربوط به صیغه دختران نوجوان است. قوانین عراق متعه را منع کرده اما این رسم مورد تایید شیعیان است و در میان برخی از آنان رواج دارد.

در این نوع ازدواج – که گاه از آن با عنوان ازدواج برای عیاشی هم یاد می‌شود – زن با دریافت مبلغی پول برای مدتی معین، گاه حتی چند ساعت، در اختیار مرد قرار می‌گیرد. تحقیقات صورت گرفته نشان می‌دهد که برخی از روحانیون شیعه به همین شیوه دختران خردسال را هم برای مردها صیغه می‌کنند که خلاف تعهدات دولت عراق در چارچوب کنوانسیون جهانی حقوق کودک و طبق قوانین این کشور جرم است.

براساس شواهدی که در این تحقیقات به دست آمده، در مواردی حتی دختران ۹ ساله نیز برای مردان صیغه شده و مورد بهره‌برداری جنسی قرار گرفته‌اند.

یکی از پرسش‌شوندگان در این تحقیقات گفته است که پس از مرگ شوهرش، برای دریافت کمک به یک روحانی شیعه مراجعه کرد اما توصیه این روحانی این بود که صیغه شود.

در طول این تحقیقات، پژوهشگران با تظاهر به اینکه متقاضی یا داوطلب متعه هستند با ده روحانی شیعه در کاظمین تماس گرفتند و هشت تن از آنان گفتند که آماده اجرای مراسم متعه یا “ازدواج برای عیاشی” هستند.

یکی از زنانی که در این تحقیقات با او مصاحبه شد گفته است که بار اول بدون اینکه آگاه باشد که متعه دارای مدت معینی است و پس از آن، متارکه به طور خودکار صورت می‌گیرد، با یک مرد ازدواج کرد اما شوهرش پس از انقضای مدت متعه،ناپدید شد. او گفته است که پس از آن برای گذران زندگی، بارها صیغه شده است.

مدافعان ازدواج موقت معتقدند که این نوع ازدواج مانع از “فساد” ناشی از ارتباط جنسی غیرشرعی بین زن و مرد می‌شود اما منتقدان اعتقاد دارند که موقتی بودن این نوع ازدواج زمینه ساز سوء‌استفاده و بهره‌برداری جنسی است. به گفته آنان، به خصوص دختران خانواده‌های کم درآمد و زنانی که در تامین معیشت با دشواری مواجه هستند در معرض خطر بیشتری قرار دارند و بدون حمایت قانونی لازم، وسیله شهوترانی مردان قرار می‌گیرند.

در زمان صدام حسین متعه جرم محسوب می‌شد و برای آن مجازات‌هایی شامل جریمه نقدی و حبس پیش‌بینی شده بود اما با سقوط حکومت او و قدرت گرفتن گروه‌های مذهبی شیعه در عراق، این رسم رو به گسترش گذاشت. هنوز هم قوانین عراق متعه را مجاز نمی‌داند.

پس از صدام حسین، برخی گروه‌های شیعه دولت را برای تغییر قوانین ازدواج به خصوص در مورد اجازه ازدواج دختران خردسال تحت فشار قرار دادند که در مواردی با اعتراض شدید بین‌المللی هم مواجه شد.

خبرهای بیشتر را در کانال تلگرام بی‌‌بی‌سی فارسی دنبال کنید

No responses yet

Sep 29 2019

گره کور «بی‌حجابی» در دست‌های نمایندگان مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: محکومیت یک زن در استان البرز به اتهام «کشف حجاب» در دادگاه عمومی این استان، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به دنبال داشته است.

پنجشنبه هفته گذشته ماموران راهنمایی و رانندگی برای خودرویی که راننده آن به ادعای آن‌ها مرتکب «بدحجابی» شده بود، دستور توقیف صادر کردند. صاحب خودرو در اعتراض به این دستور از خودروی خود بالا رفت و روی سقف آن، روسری‌اش را به نشانه اعتراض به ماموران نیروی انتظامی، از سر درآورد. واکنش این شهروند، او را به دادگاه کشاند.

در حکم قاضی «رسول احمدزاده»، دو رفتار این شهروند یعنی «تمرد از ماموران حین انجام‌وظیفه» و «انجام عمل حرام»، جرم شناخته‌شده است. این در حالی است که بسیاری از قضات، بی‌حجابی زنان را جرمی علیه امنیت کشور محسوب نمی‌کنند و حجاب را صرفا «یک رویکرد فرهنگی» برای «امنیت زن در جامعه» ارزیابی کرده‌اند.

بر اساس حکم صادرشده، ازآنجاکه متهم پزشک متخصص است، قاضی به‌جای صدور حکم حبس، مجازات او را با «هزار و ۸۰ ساعت خدمات رایگان ویزیت و مشاوره پزشکی در شهر چهارباغ به مدت یک روز در هفته (چهار ساعت)، انجام عمل پزشکی زایمان رایگان (دو بار در ماه) با اولویت افراد فاقد بضاعت مالی و مقید بودن به حجاب شرعی کامل مورد تایید از سوی کارگروه مشترک کمیته امداد امام خمینی» جایگزین کرد.

چطور پیگیری کنیم؟

«موسی برزین خلیفه‌لو»، حقوق و مشاور «ایران‌وایر»، در مورد جایگاه حقوقی صدور این حکم برای این شهروند می‌گوید: «در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات، گفته‌شده زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا جریمه نقدی از پنجاه‌هزار تا پانصد هزار تومان محکوم می‌شوند.»

این حقوق‌دان مشکل اصلی در صدور مجازات برای زنان مخالف حجاب اجباری را ابهام در این قانون می‌داند: «هرچند به‌طورکلی وارد کردن مباحث شرعی در قانون درست نیست اما ازیک‌طرف، قانون‌گذار بی‌حجابی را جرم انگاری کرده ولی از طرف دیگر، همین قانون دقیقا مشخص نکرده منظور از حجاب شرعی و حدود آن چیست. هرچند تابه‌حال بسیاری از فقها در این موردنظر داده‌اند اما کسانی هم بوده‌اند که برداشتن روسری را بی‌حجابی ندانسته‌اند.»

اما قاضی شعبه چهارم دادگاه عمومی استان البرز نظر فقها در مورد حجاب شرعی را این‌طور تعریف کرده است: «در گزاره‌های شرعی بر اساس همه نظریه‌های ناظر به فتوای معیار در تشخیص فتاوای معتبر برای نمایان ساختن بیش از وجه و کفین زن حکم به حرمت داده شده است و در موضوع پرونده به این رفتار حرام از طریق تاباندن روسری و بالا رفتن بر روی خودروی پلیس راهور وصف تظاهر نیز افزوده‌شده است.»

بااین‌حال، موسی برزین با غیرمنطقی خواندن محدود کردن حجاب شرعی در قانون مجازات اسلامی به وجود روسری روی سر زنان معتقد است: «گذشته از آن‌که برای برخورد با این امور غیرشرعی -به قول قوه قضاییه- یک حرکت غیرشرعی دیگر یعنی نگاه مردان نامحرم مامور پلیس به زنان اتفاق می‌افتد، به نظر من هم منطقی نیست که نفس برداشتن روسری را به بی‌حجابی تفسیر کنیم. چون وقتی یک روسری مقداری از سر یک زن عقب‌تر رفت ازنظر ماموران بی‌حجابی تلقی نمی‌شود؛ اما به‌محض این‌که روسری چند سانتی‌متر عقب‌تر رفت و از سر زن افتاد، یک‌باره آن زن را بی‌حجاب می‌خوانند.»

موسی برزین ادامه می‌دهد: «از این گذشته هرچند ازنظر اصول حقوق بشری مجازات زنان به خاطر انتخاب پوشش خودشان زیر سوال بردن آزادی‌های مشروع به‌حساب می‌آید اما اصل قانونی بودن جرم و مجازات ایجاب می‌کند که قانون‌گذار جرم را کاملا شفاف برای مردم توضیح دهد. تعبیر حجاب شرعی کاملا مبهم است و برای ضابطان قضایی این فرصت را ایجاد می‌کند که بر اساس نظر شخصی خود زنان را مورد آزار قرار دهند.»

به اعتقاد این وکیل و حقوق‌دان «متاسفانه رویه‌ای که قوه قضاییه تا امروز طی کرده این بوده که همین برداشتن روسری را بی‌حجابی تعبیر کرده است.» باوجود اعتراض‌های زیاد به تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مبنی بر جرم انگاری بی‌حجابی و ابهام‌های موجود در آن، چرا تا امروز این قانون تغییر نکرده است؟

این سوال را از موسی برزین خلیفه‌لو پرسیدیم. او پاسخ می‌دهد: «تا امروز هم علی‌رغم نیاز مبرم به شفاف کردن این تبصره قانون مجازات اسلامی، نمایندگان مجلس هیچ تلاشی برای این کار نکرده‌اند. تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی یک قانون کاملا عادی است که نمایندگان می‌توانند آن را اصلاح کنند. تا امروز هم بقیه مواد قانون مجازات اسلامی در مجلس اصلاح شده است.»

موسی برزین به جزییات این قانون اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر به متن تبصره هم دقت کنید می‌بینید که حبس از ده روز تا دو ماه، امروز در قانون جایی ندارد و این‌که برای فرد بی‌حجاب از پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی هم در نظر گرفته‌شده نشان می‌دهد برای قانون‌گذار، بی‌حجابی تخلفی در حد یک تخلف راهنمایی و رانندگی است.»

از سوی دیگر، این حقوق‌دان مدعی می‌شود که جمهوری اسلامی بی‌حجابی را در عمل جرمی بزرگ می‌داند که برای شهروندان به خاطر آن به‌صورت غیرقانونی حبس‌های چندین ساله صادر می‌شود: «اگر قبول کنیم که این زنان جرمی مرتکب شده‌اند، پس باید تکلیف تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی که برای بی‌حجابی، حبس از ده روز تا دو ماه یا پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی تعیین‌شده را هم روشن کرد.»

بنابراین تماس با نمایندگان مجلس و درخواست از آن‌ها برای تغییر در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی به شیوه‌ای که هم ابهام در مورد تعریف حجاب شرعی برطرف شود و هم با آزادی‌های مشروع شهروندان منطبق باشد، می‌تواند به حل این معضل کمک کند.

شماره تلفن شماری از نمایندگان عضو فراکسیون زنان مجلس ازجمله خانم «فریده اولادقباد» به شماره تلفن ۰۹۱۹۳۷۹۹۹۷۹، خانم «فاطمه ذوالقدر» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۳۹۴۲۰۱، خانم «فاطمه سعیدی» به شماره تلفن ۰۹۱۲۵۳۷۲۹۷۴، خانم «ناهید میرتاج‌الدین» به شماره تلفن ۰۹۱۳۲۲۹۲۶۰۵ و خانم «فاطمه سلحشور» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۷۱۶۵۸۸ است.

لطفا پاسخ دریافتی از نمایندگان مجلس را با ما در میان بگذارید تا با انتشار آن‌ها به پیگیری مجدد این موضوع بپردازیم.

No responses yet

Sep 26 2019

اولین کافه افغانستانی‌ها در تهران؛ گرم، دنج و سبز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,خاورمیانه,سیاسی

ایران وایر: خیابان ایرانشهر جنوبی را که به سمت میدان فردوسی حرکت میکنی سمت راست ساختمانی را میبینی که در طبقهٔ زیر همکف پسران و دخترانی با چشم‌های کشیده و نگاهی خندان رو به روی هم نشسته‌اند. این‌جا کافه تلما است. اولین کافه‌ای که به همت افغانستانی‌ها در ایران راه افتاده است و توسط چند جوان افغانستانی اداره میشوند. جوان‌هایی خوش پوش و تحصیل کرده که ایران متولد شده‌‌اند یا بیشتر عمرشان را ایران زندگی کرده‌اند اما به سختی توانسته‌اند مجوز دایرکردن یک کافه را بگیرند.

ایده راه‌اندازی و مدیریت کافه تلما برای دو جوان افغانستانی به نام‌های “فاطمه جعفری” و “حامد آذر” است اما محمد و عزیز هم از اول همراهشان بوده‌اند و به نوعی اولین کارمندهای کافه «تلما» هستند. عزیز میگوید: «هر جایی که غریب باشی بالاخره مشکلاتی دارد اما واقعا زندگی در ایران برای ما مشکل خاصی ندارد در افغانستان نه کار هست و نه امنیت خیلی هم مهم نیست چقدر درس خواندی و تخصص داری تقریبا اکثر جمعیت در شهرهای کوچک و بزرگ برای معاش روزمره شان دچار مشکل هستند. ما در ایران هم کار داریم و هم امنیت حتی برای گرفتن مجوز این کافه هم درست است که خیلی تلاش کردند ولی بالاخره انجام شد و خدا رو شکر الان ناراضی نیستند.»

محمد صحبت‌های عزیز را ادامه میدهد و می‌گوید: «کافه داری خیلی سخت است اما اینکه ایرانی‌ها هم از کافه ما استقبال میکنند و هر روز کارمان رو به پیشرفت است به شدت همه‌مان را دلگرم و امیدوار می‌کند. من هم واقعا از زندگی در ایران خرسندم و اینجا را کشور دوم خودم میدانم.»

منوی کافه رستوران مثل منوی سایر کافه‌های شهر است و وقتی از آنها دربارهٔ نوشیدنی و غذاهای محلی افغانستان میپرسیم میگویند ما حدود دو ماه است که این کافه را باز کرده‌ایم و فعلا تنها غذای افغانستانی ما قابلی پلو است. معروف‌ترین غذای مردم افغانستان که معمولا در مهمانی‌ها و مراسم جشن درست میشود و ترکیبی از برنج و گوشت قرمز و هویج وکشمش است.

کافع «تلما» سبز است . کنار دیوار یک ردیف بامبو قرار گرفته و روی تمامی میزهای کافه گیاه پیچک قرار دارد عزیز در این باره میگوید: «این گیاه خیلی ضعیف است اما سمبل مقاومت است و معمولا خودش را با محیط تطبیق میدهد ما این گیاه را به عنوان تزیین میزهای کافه استفاده کردیم تا هر بار چشممان به آن میخورد یادمان بیاید که ما مردم افغانستان به دلیل جغرافیا، حکومت، جنگ و هزار چیز دیگر باید خودمان را با هر شرایطی تطیق دهیم تا اینجا هم هرچیزی که به دست آوردیم در اثر تلاش و مقاومت بوده است.»

عزیزبه چند تابلوی نقاشی که روی دیوارهای کافه قرار دارند اشاره می‌کند. یکی ازآنها منظره‌‌ای است با عنوان بت بامیان که دو بت صلصال و شهمامه درآن قرار دارد : «مردم افغانستان آن را خیلی دوست داشتند و در سال ۲۰۰۱ طالبان تحت عنوان جلوگیری از بت پرستی این دو بت را با مواد انفجاری جاسازی شده در آنها منفجر کردند.» بعد سرش را با افسوس تکان می‌دهد.

تابلویی نقاشی از نقشه ایران و افغانستان روی کره زمین با طرح‌های منقش هم روی یکی از دیوارهای کافه نصب شده است. عزیز می‌گوید: «این تابلو دوستی ایران و افغانستان است که ان را در قلب کافه نصب کرده‌ایم.»

محمد کتابی را برای آشنایی بیشتر با افغانستان معرفی میکند به نام از افغانستان تا لندستان نوشتهٔ عمر الناصری (ابو امام المغربی). کتاب روی یکی از میزهای کافه قرار دا رد و پشت جلد آن نوشته شده: «عمر الناصری یک جوان اهل مغرب بوده که از کودکی در بلژیک بزرگ شده و بعد از یک زندگی پر فراز و نشیب، به شبکه‌های تکفیری داخل اروپا متصل میشود اما در همان زمان بنا به دلایلی دیگر، به عضویت دستگاه اطلاعات خارجی فرانسه نیز در میاید. او به عنوان جاسوس وارد حزب اسلامی افغانستان می‌شود، کسی که هم میخواسته « مجاهد» باشد وهم میخواسته با «تروریست‌ها» بجنگد. کسی که هم از دستگاه‌های اطلاعاتی غربی میترسید و هم برای نجات جان خود به آنها پناه برده بود.» محمد می‌گوید: «این کتاب محبوب‌ترین کتاب زندگی‌ام است، اگر توانستید حتما آن را بخوانید.»

میز کناری ما در کافه یک دختر و پسر افغانستانی خوش رو نشسته‌‌اند که حدودا سی سال دارند از لهجه‌شان مشخص است افغانستانی هستندوقتی در مورد شرایط زندگی در ایران صحبت می‌شود می‌گویند: « حالا که رفقایمان کافه باز کرده‌‌اند خیلی بهتر شده است. قاهرکه مسلط به زبان انگلیسی است در یک شرکت بازرگانی به عنوان مترجم مشغول به کار است و همسرش که خود را ثریا معرفی میکند منشی همان شرکت است. آن‌ها هفت سال پیش به دلیل مخالفت خانواده‌ها با ازدواجشان از افغانستان فرار کرده‌‌اند و روزهای پر فراز و نشیبی را گذرانده‌‌اند. اما این روزها وضعیت بهتری دارند قاهر می‌گوید: «در ایران زبان انگلیسی یاد گرفتم. بزرگترین مشکل ما در ایران غروب جمعه بود. ما هر دو، شش روز در هفته کار میکنیم و جمعه‌ها غروب می‌امدیم بیرون که تفریح بکنیم اما متاسفانه بعضی‌ها برخورد درستی نداشتند مثلا در برخی رستوران‌ها گارسون‌ها هم با ما بد برخورد می‌کردند. فکر می‌کردند ما اصلا نباید رستوران برویم یا تفریح کنیم. یک بار به شهربازی رفتیم و نزدیک به سه ربع در صف ایستادیم و وقتی نوبتمان شد متصدی اسباب بازی نگذاشت که سوار شویم و جلوی دیگران مرا هل داد و گفت برو شهر بازی کابل آن شب ثریا تا صبح گریه کرد و گفت دیگر به جز محل کارمان جایی نمی‌روم تا اینکه بچه‌ها این کافه را باز کردند و ما جمعه‌ها میاییم و همهٔ دوستان خود را میبینیم وحالمان خوب می‌شود.»

کافه تلما ساده و شیک و گرم است و یک میز را به عنوان میز وی‌‌ای پی قرار داده‌‌اند محمد میگوید: «تنها تفاوتش با سایر میزها این است که برای میز وی‌‌ای پی یک گیاه بونسای خریدیم.» و بعد می‌خندد.

موقع خداحافظی چشم‌ام به تخته سیاهی می‌افتد که با خط خوش رویش نوشته شده: کافه تلما، به عزیز می‌گویم: «ر استی تلما یعنی چه؟» لبخند می‌زند و می‌گوید:«یعنی امید و آرزو.» تلما اولین کافه افغانستانی‌ها در تهران است و چند جوان افغانستانی را به آرزویشان رسانده. آرزوی داشتن یک کافه دنج در گوشه‌ای از تهران.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .