اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

May 07 2016

مرگ «۱۳ نفر» از نیروهای سپاه مازندران در اطراف شهر حلب

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفردا: در حالی که وب‌سایت روزنامه جام جم از کشته و اسیر شدن تعدادی «قابل توجه» از نیروهای ایرانی در سوریه خبر داده و برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی تعداد کشته‌شدگان را ده‌ها نفر اعلام کرده‌اند، سپاه مازندران در اطلاعیه‌ای ضمن تائید مرگ تعدادی از نیروهای ایرانی از مردم خواست به این آمارها «اعتنا» نکنند.

خبرگزاری فارس به نقل از مسئول روابط عمومی سپاه کربلای مازندران تعداد کشته و مجروح از میان نیروهای ایرانی را ۳۴ نفر اعلام کرده است.

به گفته حسینعلی رضایی، مسئول روابط عمومی سپاه مازندران، از این میان ۱۳ نفر کشته و ۲۱ نفر مجروح و زخمی شده‌اند. این مقام از مجروحان به عنوان «جانباز» نام برده است.

اما سپاه مازندران در اطلاعیه‌ای که روز شنبه، ۱۸ اردیبهشت، در خبرگزاری ایسنا منتشر شد بدون اشاره به عدد مشخصی اعلام کرد که «در پی نقض آتش‌بس توسط عوامل تکفیری» در اطراف حلب سوریه و حملات آنها به شهرک خان‌طومان «تعدادی» از نیروهای ایرانی کشته شده‌اند.

سپاه پاسداران مازندران با این حال از رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی خواست که برای «حفظ آرامش در جامعه» اخبار منتشر شده درباره قربانیان ایرانی در حلب سوریه را بازنشر نکنند و اعلام کرد که «گروه های تکفیری» برای «دریافت اطلاعات تکمیلی» از نیروهای ایران، «اقدام به انتشار اطلاعات ناقص از آنها در شبکه‌های اجتماعی می‌کنند».

مقامات جمهوری اسلامی از همه گروه‌های مسلح مخالف بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، با عنوان گروه‌های «تکفیری» نام می‌برند.

وب‌سایت بهارنیوز به نقل از خبرگزاری فارس تعداد کشته‌شدگان و مجروحان در این حادثه اخیر را جمعا ۳۴ نفر اعلام کرده است: ۱۳ کشته از «مستشاران سپاه» و ۲۱ مجروح.

در همین حال وب‌سایت فردانیوز در گزارشی خبر داد که در این درگیری‌ها «نزدیک به ۸۰ نفر» کشته شده‌اند که اغلب آنان نیروهای لشکر فاطمیون و حزب‌الله لبنان بوده‌اند.

به گفته این وب‌سایت، «بر اساس آمار تایید نشده ۱۷ نفر» از نیروهای سپاه مازندران نیز کشته شده‌اند.

روز جمعه گزارش‌هایی از مرگ ده‌ها نفر از نیروهای سپاه مازندران در حلب سوریه و شهرک خان‌طومان در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان منتشر شد.

​​در همین حال وب‌سایت روزنامه جام جم، وابسته به صداوسیما، روز شنبه در گزارشی اعلام کرد که تعدادی «قابل توجه» از نیروهای ایرانی در حلب سوریه کشته و اسیر شده‌اند.

به گفته این وب‌سایت، «بخش اعظمی» از نیروهای کشته شده از «تیپ فاطمیون»، تیپ سپاه پاسداران متشکل از اتباع افغان ساکن ایران، و تعدادی نیز ساکن مازندران هستند.

با این حال سپاه استان مازندران با اشاره به منتشر شدن عکس تعدادی از نیروهای ایرانی کشته شده در سوریه از مخاطبان اطلاعیه خود خواست که به «عملیات روانی تکفیری‌ها» در شبکه‌های اجتماعی «بی‌اعتنا» باشند.

در این اطلاعیه تاکید شده است که «گروه‌های تکفیری برای تضعیف روحیه مقاومت و دریافت اطلاعات تکمیلی از… نیروهای مستشاری ایران، اقدام به انتشار اطلاعات ناقص از آنها در شبکه‌های اجتماعی می‌کنند».

این سپاه وعده داد که «اطلاعات دقیق و تکمیلی آن‌گاه که مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد و از سوی مراجع رسمی تایید» شود منتشر خواهد شد.

وزارت دفاع روسیه روز جمعه، ۱۷ اردیبهشت، از تمدید آتش‌بس در شهر حلب برای سه روز دیگر خبر داده و آمریکا نیز روز جمعه خبر تمدید آتش‌بس در حلب برای یک روز دیگر را تایید کرده است.

در حالی آتش‌بس در حلب برای سه روز دیگر تمدید شده است که این شهر شاهد دو هفته درگیری شدید بود.

در همین حال به رغم برقراری آتش‌بس بین نیروهای دولتی و مخالفان حکومت بشار اسد، درگیری بین نیروهای ارتش و پیکارجویان جبهه النصره وابسته به القاعده در جنوب حلب ادامه داشته است.

برچسب‌ها: تروریزم, جنگ, خاورمیانه, سپاه, سوریه, سیاسی, کشته

شما هم چیزی بگو

May 07 2016

فساد اخلاقی در تلویزیون ایران: ملاقات ۳۰ زن بازیگر با معاون صدا و سیما

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,هنر ::

رادیوزمانه: علی اصغر پورمحمدی با نمایندگان ۳۰ زن بازیگر سینما و تئاتر ایران دیدار و گفت‌و گو کرد. این زنان بازیگر ادعا کرده بودند که به دلیل آنکه متأهل هستند، تهیه‌کنندگان به آن‌ها پیشنهاد کار در تلویزیون جمهوری اسلامی را نمی‌دهند. آن‌ها در نامه سرگشاده‌ای که امضاءکنندگان آن مشخص نبودند از معاون صدا و سیما درخواست کرده بودند که به آن‌ها کار بدهد. پاسخ علی اصغر پورمحمدی به این ۳۰ بازیگر زن چنین بود: با بی‌اخلاقی‌ها و فساد در تلویزیون دولتی ایران برخورد می‌شود.
دیدار زنان بازیگر با علی اصغر پورمحمدی درباره فساد اخلاقی در پشت صحنه تلویزیون ایران

دیدار زنان بازیگر با علی اصغر پورمحمدی درباره فساد اخلاقی در پشت صحنه تلویزیون ایران

علی اصغر پورمحمدی، پسرعموی مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری دولت حسن روحانی‌ست.

معاون صدا و سیمای جمهوری اسلامی، ظهر دوشنبه ۱۳ اردیبهشت نمایندگان ۳۰ زن بازیگر سینمای ایران را که از بیکاری گلایه کرده بودند به حضور پذیرفت. او در دیدار با این بازیگران گفت به دلیل بحران مالی تلویزیون دولتی ایران تعداد مجموعه‌های تلویزیونی از ۲۰ سریال به چهار سریال کاهش پیدا کرده و تله‌تئاترها هم کاهش محسوسی داشته است.

۳۰ زن بازیگر که نام آن‌ها مشخص نیست در نامه سرگشاده‌ای که به کوشش فقیه سلطانی، بازیگر سینما و تئاتر، ۱۱ اردیبهشت در رسانه‌های داخلی منتشر شد، از رکود شغلی و رکود اقتصادی گلایه کرده بودند. آن‌ها این مدعا را در میان آورده بودند که به دلیل آنکه اشخاص «بی‌صلاحیت و شهوت‌پرست» در پشت صحنه اکثر پروژه‌های تلویزیونی حضور دارند، آن‌ها که متأهل‌اند از میدان به در شده‌اند. این بازیگران در نامه‌شان به علی اصغر پورمحمدی گفته بودند که شبکه‌های ماهواره‌ای به آن‌ها پیشنهاد همکاری داده‌اند، اما آن‌ها که «عاشق ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی» در ایران‌اند، مایل‌ نیستند ایران را ترک کنند.

معاون صدا و سیمای جمهوری اسلامی به این هنرمندان وعده داد که با فساد مقابله کند. او همچنین از طرح تشکیل خانه هنرمندان سیما خبر داد.

پیش از این امیر تاجیک، مدیرکل شبکه مستند تلویزیون دولتی ایران در نامه‌ای به عزت‌الله ضرغامی، رییس پیشین صدا و سیمای جمهوری اسلامی از فروش بخشی از آرشیو تلویزیون به برخی شبکه‌های خارج از کشور خبر داده بود.

چه کسی آرشیو تلویزیون را فروخت؛ به «من و تو» یا سپاه؟

الاهه نجفی
62

فساد اداری و غارت منابع مالی تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی. تسویه حساب رسانه‌ای با مخالفان دولت وارد مرحله تازه‌ای شد. این‌بار پای شبکه «من و تو» هم به میان آمد. دعوا اما بر سر دو مستند سپاه است که پیش از برجام در ضدیت با دولت روحانی به نمایش درآمد.

اداره آرشیو و کتابخانه‌های سازمان صدا و سیمااداره آرشیو و کتابخانه‌های سازمان صدا و سیما

پس از انتشار نامه افشاگرانه امیر تاجیک، مدیرکل شبکه مستند تلویزیون دولتی ایران در پاسخ به انتقادات عزت‌الله ضرغامی از حذف برخی شبکه‌های راه‌اندازی شده در زمان او و بازتاب گسترده این نامه در برخی رسانه‌های نزدیک به دولت حسن روحانی، گفته می‌شود که مدیرکل پیشین آرشیو سازمان صدا و سیما، بخشی از آرشیو تلویزیون دولتی ایران را به شبکه تلویزیونی «من و تو» فروخته است. این شخص معمم حجت‌الاسلام حسین محمدیان نام دارد.

یک حجت‌السلام بدنام

حسین محمدیان: «مدیر کل اسبق»حسین محمدیان: «مدیر کل اسبق»

«حجت‌الاسلام» محمدیان ابتدا مدیرعامل انتشارات سروش بود، در زمان احمدی‌نژاد ترقی کرد و به ریاست صدا و سیمای قزوین رسید، اما به زودی عزل شد و عزت‌الله ضرغامی، در مهر ۱۳۹۲ مدیریت آرشیوها و کتابخانه‌های صدا و سیما را به او سپرد. از مهر ۱۳۹۲ تا مرداد ۱۳۹۳ دو مستند در ضدیت با حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی ساخته شد: «من روحانی هستم» درباره تزلزل و فرصت‌طلبی حسن روحانی (گروه شفق، وابسته به سپاه) و «مصاف» (مرکز مستند سفیر، وابسته به سپاه). در این دو مستند از تصاویر آرشیوی طبقه‌بندی شده و محرمانه صدا و سیما استفاده شده است.

از سوی دیگر، هم‌زمان با این رویدادها دو سال پیش با پخش دو مستند «رضا شاه» و «انقلاب ۵۷» از شبکه تلویزیونی «من و تو» این پرسش در رسانه‌های داخلی به میان آمده بود که شبکه «من و تو» چگونه به تصاویر آرشیوی با کیفیت مطلوب برای ساخت این دو مستند دسترسی پیدا کرده است؟ این پرسش از این نظر اهمیت داشت که بسیاری از مستندسازان داخلی هم به چنین تصاویری در آرشیو تلویزیون دولتی ایران دسترسی نداشتند.

اکنون باید پرسید که هدف اصلی از انتشار نامه افشاگرانه امیر تاجیک و بازتاب حیرت‌انگیز آن در رسانه‌ها چیست؟ ضدیت با شبکه «من و تو»؟ افشای فساد و دزدی در زمان ریاست عزت‌الله ضرغامی؟ یا واکنش به دو مستند یاد شده در ضدیت با دولت حسن روحانی؟

یک نامه افشاگر

امیر تاجیک، نامه‌پراکنی با رئیس سابق درباره دزدی و فساد اداریامیر تاجیک، نامه‌پراکنی با رئیس سابق درباره دزدی و فساد اداری

امیر تاجیک در نامه‌اش به عزت‌الله ضرغامی، بدون آنکه از حسین محمدیان نام ببرد، زاویه تازه‌ای از فساد اداری در تشکیلات رهبری را آشکار کرده است.

او در این نامه از کمک بلاعوض یک میلیارد دلاری دولت محمود احمدی‌نژاد به صدا و سیما، سوءمدیریت‌ها، بدهی کلان «صدها میلیارد تومانی» و ورشکستگی مالی این سازمان و فروش «املاک و زمین‌های مرغوب» برای پرداخت دستمزدهای به تعویق‌افتاده در زمان ریاست عزت‌الله ضرغامی بر سازمان صدا و سیما خبر می‌دهد.

آنگاه تاجیک مثالی از سوءمدیریت‌ها و غارتگری‌های مالی می‌آورد: فروش تصاویر آرشیوی به شبکه «من و تو» که عزت‌الله ضرغامی پیشتر این احتمال را مردود دانسته بود.

مدیرکل شبکه مستند از ضرغامی می‌پرسد: « [اگر تصاویر آرشیوی به شبکه من و تو فروخته نشده] چرا مدیرکل اسبق آرشیو تا سرحد بازداشت پیش رفت و تنها به دلیل واسطه‌گری شما بازداشت نشد؟ و چرا دو تن از کارشناسان زیر مجموعه ایشان بازداشت شده، در دادگاه حضور یافتند و محکوم به حبس شدند؟»

عبارت «مدیرکل اسبق آرشیو» که مدام در رسانه‌های داخلی تکرار می‌شود، همان حجت‌الاسلام حسین محمدیان است.

«مدیرکل اسبق آرشیو»

حجت‌الاسلام حسین محمدیان ابتدا مدیر کل صدا و سیمای قزوین بود، اما با اقداماتی مانند ممنوع التصویر کردن تعدادی از مدیران اجرایی استان، فرماندهان نظامی و انتظامی و قطع همکاری با جمعی از روحانیون قزوین از این سمت برکنار شد و به عنوان مدیر کل آرشیو و کتابخانه‌های سازمان صدا و سیما منصوب شد. حسین محمدیان در۲۰ آذر ۱۳۹۳ به حکم محمد سرافراز رییس صدا و سیما برکنار شد و سعید انبارلویی بر مسند او تکیه داد.

مستند «من روحانی هستم»مستند «من روحانی هستم»

در دو مستند «من روحانی هستم» و «مصاف» از تصاویر آرشیوی صدا و سیما مربوط به سران نظام در سال‌های دهه ۱۳۶۰ و تصاویری از مذاکرات محمد جواد ظریف با محمد البرادعی در کاخ سعدآباد استفاده شده است. این تصاویر در طبقه‌بندی آرشیو صدا و سیما محرمانه است و دسترسی به آن به سادگی امکان‌پذیر نیست.

هویت سازندگان مستند «من روحانی هستم» پنهان بود و هویت سازنده آن «معصومه نبوی» نیز هرگز احراز نشد. در مستند «مصاف» اما سپاه خواست حسن روحانی را که گفته بود «با شناسنامه حرف بزنید» اجابت کرد و پنهان‌کاری را کنار گذاشت. محمد توکلی، تهیه‌کننده و همچنین محمد رضا تاجدین، نویسنده مستند «مصاف» در برخی گفت‌و‌گوهاشان با رسانه‌های داخلی به صراحت گفته بودند که برای تهیه مستند ضد دولت از تصاویر آرشیوی صدا و سیما استفاده کرده‌اند.

در زمان ریاست عزت‌الله ضرغامی بر سازمان صدا و سیما طرحی به اجرا درآمد که به موجب آن فیلم‌های مربوط به دوران سلطنت پهلوی، فیلم‌های روزهای اول انقلاب و فیلم‌هایی از سران انقلاب در سال‌های دهه ۶۰ فهرست‌بندی و تجدید سازمان شدند. امیر تاجیک، مدیر کل شبکه مستند به بهانه افشاگری از بحران مالی و فساد اداری در صدا و سیمای ضرغامی/رهبری، به بهانه دو مستندی که از شبکه «من و تو» پخش شد، این پرسش را می‌خواسته مطرح کند که مخالفان حسن روحانی در تشکیلات وابسته به سپاه و بیت رهبری چگونه به آرشیو تصویری و محرمانه صدا و سیما دسترسی پیدا کرده‌اند؟ و چرا هنگامی که مسبب این معامله، «حجت‌الاسلام» حسین محمدیان را می‌خواستند بازداشت کنند، ضرغامی پا در میانی کرد و او را از مخمصه رهایی داد؟

اختلاف بین دولت و صدا و سیما بعد از «برجام» بالا گرفت. در ماجرای برجام، محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس‌جمهور، تلویزیون دولتی را به تخریب ذهن مردم و آمارسازی متهم کرده بود. ناصر نقویان که در تلویزیون برنامه‌های اخلاقی دارد، صدا و سیما را به دروغگویی در انتشار خبرها متهم کرده بود و همچنین شجاعی کیاسری، نایب رئیس شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما گفته بود که رادیو و تلویزیون دولتی ایران در پوشش خبری برجام ادبیات نیش‌دار و توهین‌آمیزی انتخاب کرده است.

به این فهرست می‌توان شکایت نهاد ریاست جمهوری از صدا و سیما به خاطر نحوه پوشش خبری سفر حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی به مازندران و شکایت سازمان محیط زیست درباره نحوه پوشش خبری تحصن کارمندان این سازمان را افزود. اکنون پای تلویزیون «من و تو» را در این دعوای قدیمی به میان آورده‌اند.

برچسب‌ها: اجتماعی, حقوق بشر, صداوسیما, فساد اخلاقی, هنر

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

روحانی: اینکه چه تعداد زبان بیاموزیم به امکانات و خواست مردم مرتبط است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی: آقای روحانی در مراسمی برای بزرگداشت معلمان حضور کرده است

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با تاکید بر لزوم آموزش چندین زبان خارجی در ایران گفته است این که چه زبان‌هایی آموزش داده شوند به امکانات موجود و خواست مردم مرتبط است.

آقای روحانی گفته است که در شورای عالی انقلاب فرهنگی بحث آموزش زبان‌های خارجی مطرح شده و دولت در پی این است که جوانان ایرانی با چند زبان خارجی آشنا شوند.

رئیس جمهور ایران در عین حال گفته است: “البته اینکه کدام زبان و چه تعداد زبان خارجی بیاموزیم هم به امکانات ما و هم به تعداد معلمین آشنای ما به زبان‌های خارجی ارتباط دارد و البته هم به خواست مردم مرتبط است. مردم خودشان باید بخواهند و دانش‌آموز هم باید خودش بخواهد و باید بتواند انتخاب کند چند زبان می‌خواهد بیاموزد.”

“وقتی در یک مدرسه‌ای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند و ۲ درصد دیگر زبان دیگری را برگزیدند ما که نمی‌توانیم برای آن ۲ درصد معلم دیگری را به کار بگیریم.”

حسن روحانی این اظهارات را دو روز پس از آن بیان کرده که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، از “اصرار بر ترویج انحصاری زبان انگلیسی” انتقاد کرد. آقای خامنه‌ای گفت: “زبان علم فقط انگلیسی نیست… نمی‌گویم از فردا آموزش انگلیسی را تعطیل کنیم، اما بدانیم چه می کنیم.”

امروز، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت، آقای روحانی گفته است: “شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در فناوری اطلاعات چه کارهایی انجام داده‌اند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحت‌تر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.”

برچسب‌ها: آزادی بیان, درگیری جناحی, سانسور, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

شمار مبتلایان به ویروس ایدز در ایران افزایش یافته است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی ::

رادیوفردا: یک مقام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می‌گوید شمار مبتلایان به ویروس ایدز در ایران به حدود ۳۱ هزار تن رسیده است.

پروین افسرکازرونی، رئیس اداره کنترل ایدز، روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد که آمار مبتلایان به ایدز به سی‌هزار و هفتصد تن رسیده اما به گفته او، این آمار تنها مربوط به افراد شناسایی‌شده است و هفتاد درصد مبتلایان هنوز شناسایی نشده‌اند.

خانم کازرونی همچنین گفته است که ۸۵ درصد از مبتلایان به ایدز مرد، و ۱۵ درصد زن هستند.

بر اساس همین گزارش، عامل ابتلا به این بیماری در ۶۷ درصد افراد بر اثر اعتیاد تزریقی، و ۱۸ درصد از طریق آمیزش جنسی بوده است.

رئیس اداره کنترل ایدز تصریح کرده است که اقدامات گذشته «ناکافی» بوده و افزایش تعداد مبتلایان و همچنین کاهش سن ابتلا نشانگر این امر است.

برچسب‌ها: اجتماعی, ایدز, بهداشتی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

گشت ارشاد در آلمان: محاکمه گشت خودخوانده اسلامی در آلمان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب ::

عصرایران: این افراد به اتهام مخالفت با قوانین پوشیدن لباس های دارای پیام های سیاسی محاکمه می شوند.
اعضای یک گروه که در آلمان پلیس اجرای اسلامی راه انداخته بودند محاکمه شدند.

به گزارش عصرایران به نقل از آسوشیتدپرس، یک دادگاه آلمان اعلام کرد مجموعه ای از افراط گرایان اسلامی که گشت هایی اجرای قوانین اسلامی را در خیابان های شهر “فوبرتال” آلمان به راه انداخته بودند را محاکمه می کند.

این افراد با پوشیدن جلیقه های نارنجی رنگ که بر روی آنها نوشته شده بود ” پلیس شریعت” بارها از مردم درخواست می کردند مصرف نوشیدنی های الکلی را متوقف و از رفتن به کلوپ های شبانه خودداری کنند.

محاکمه گشت خودخوانده اسلامی در آلمان

این افراد به اتهام مخالفت با قوانین پوشیدن لباس های دارای پیام های سیاسی محاکمه می شوند.
این گروه 9 نفره در سال 2014 نیز مورد توجه مطبوعات آلمان قرار گرفت.

آنها با ایجاد گشت پلیس شریعت تلاش می کردند تفسیر افراط گرایانه از اسلام را اجرا کنند.

در ماه گذشته میلادی دادستانی کل آلمان یکی از افراد این گروه را به نام سفیان لاو را به ظن حمایت از گروه تروریستی خارجی متهم کرده بود.

برچسب‌ها: آلمان, اسلام و مسلمین, تروریزم, سیاسی, گشت ارشاد, مذهب

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

یک باستان شناس: تهاجم دولت احمدی‌نژاد(نظر آقا به ایشون نزدیک ترِ) به ایران بدتر از تهاجم مغول بود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی ::

سحام: یک باستان‌شناس پیشکسوت درباره کتاب‌هایی که در یکی از دوران مدیریت دولت قبل در سازمان میراث فرهنگی از بین رفت، می‌گوید: ایران چهار بار مورد تهاجم نظامی قرار گرفت که آخرین تهاجم از سوی نسل فعلی، بدتر از تهاجم‌های گذشته است.

خسرو پوربخشنده در گفت‌وگو با ایسنا، بیان می‌کند: در این‌باره نامه مفصلی به آقای ملک‌زاده (آخرین رییس سازمان میراث فرهنگی در دولت دهم) جانشین آقای بقایی نوشتم که ایران چهار بار مورد تهاجم نظامی قرار گرفته بود، نخستین بار اسکندر حمله کرد که متأسفانه ما در کتاب‌های درسی از آن به عنوان اسکندر کبیر یاد می‌کنیم، در حالی که او نمی‌تواند برای ایرانی‌ها کبیر باشد. همچنین پس از حمله مغول، آخرین تهاجم از سوی نسل فعلی در دوره‌ی آقای بقایی صورت گرفت که بدتر از تهاجم‌های گذشته است؛ چون برخی از اسناد گم شده‌ دست‌نویس بوده‌اند و ما دیگر به آن‌ها دسترسی نخواهیم داشت.

این باستان شناس ادامه می‌دهد: در دوره ریاست بقایی در میراث فرهنگی نامه‌ای نوشتم که هیچ‌کس چون شما بی‌خبر از درون سازمان نبوده است، این موضوع برایش خیلی عجیب بود و پاسخی هم به نامه‌ام نداد.

پوربخشنده بیان می‌کند: تخریب فرهنگ یک ملت از سوی بیگانگان آن‌چنان دردناک نخواهد بود، اما اگر یک ایرانی این کار را انجام دهد، خطرناک و دردش بیشتر است. اگر به چین توجه کنید عده‌ی بسیاری را بعد از انقلاب به محاکمه کشیدند، اما در کشور ما سرانی که به فرهنگ یک ملت آسیب رساندند آزادانه می‌گردند و کسی آن‌ها را محاکمه فرهنگی نمی‌کند. چرا چنین تهاجم فرهنگی انجام شد؟ نوع آرایش و پوششی که از غرب وارد می‌شود یک نمونه از تهاجم فرهنگی است. تهاجم فرهنگی از داخل صد مرتبه بدتر از تهاجم فرهنگی است که از خارج وارد می‌شود.

او می‌افزاید: در سال ۸۷ مأموریتی در ایستگاه شماره ۷ آتش‌نشانی بازار تهران به من محول کردند. آتش‌نشانی تصمیم گرفته بود ساختمان قدیمی‌اش را تخریب کند، زیرا به امکاناتی از جمله حمام، توالت و فضای بیشتر نیاز داشتند. هنگامی که قسمتی از ساختمان قدیم را تخریب کردند، سازمان میراث فرهنگی خواست که از نظر باستان‌شناسی در زمین آتش‌نشانی تحقیقاتی صورت بگیرد، در عین حال میراث فرهنگی مدعی بود که ضوابط فرهنگی هم در این محدوده باید حفظ شود، مثلا باید سردر آتش‌نشانی با معماری بازار همخوانی داشته باشد.

این باستان شناس اضافه می‌کند: یکی از کارشناسان میراث فرهنگی گفته بود، دیوار آجری مربوط به فاضلاب و جان‌پناه سیمانی در ساختمان آتش نشانی که روی آن را با آجر پوشانده بودند، باستانی است. هر چه مسئول آتش‌نشانی توضیح داده بود که این دیوار سیمانی را خودمان روی جان‌پناهی که در زمان جنگ ساخته شده بود کشیدیم، اما کارشناس مربوط به عقیده خودش پافشاری کرده بود که باید در ساختمان آتش‌نشانی کاوش صورت بگیرد. مدیر میراث فرهنگی وقت به من مأموریت داد که این موضوع را بررسی کنم. هنگامی که من از بنا بازدید کردم، شواهدی باستانی در این ساختمان ندیدم و برای اطمینان خاطر ترانشه‌ای ایجاد کردم، اما باز هم شواهدی به دست نیاوردم. من هم با مسئولیت خودم نوشتم ساخت و ساز در این مکان از نظر باستان شناسی بلامانع است.

این باستان‌شناس اذعان می‌کند: من به استناد معرفی مدیر وقت میراث فرهنگی با آتش‌نشانی قرارداد بستم، بگذریم برای آنکه بتوانم حقم را بگیرم چه پیشنهاداتی به من شد. همزمان با این موضوع نرسیده به ساختمان آتش‌نشانی پاساژی در حال ساخت بود. در آن زمان که خاکبرداری انجام می‌شد، متوجه دیواری آجری در عمق بیش از ۳ متر از سطح زمین، به طول بیش از ۳ متر و ارتفاع ۲ متر که در دو جهت شرق به غرب کشیده شده بود، شدم و سفال‌هایی از دوره تیموری تا قاجار به شکل پراکنده در آنجا پیدا کردم. هنگامی که از شخص حاضر در محل پرسیدم آیا میراث فرهنگی از ساخت و ساز در این محدوده مطلع است؟ جواب داد ما فلان قدر هزینه کرده‌ایم تا کسی این سوال را از ما نپرسد.

پوربخشنده می‌گوید: در آن زمان هر واحدی که در زیرزمین این پاساژ وجود داشت را متری ۶ میلیون تومان می‌فروختند. من سفال‌های دوره تیموری را که در آنجا وجود داشت، جمع کردم و به معاون پژوهشی وقت استان تهران تحویل دادم و گفتم باید یک ناظر در این محل بگذارید. اما اصلا مشخص نشد سفال‌ها چه شد؟! بعد از آن روز متوجه شدم که دیگر دیواری وجود ندارد. اشتباه بزرگ من این بود که از آنجا عکسی نگرفتم. هنوز هم ساختمان قدیم ایستگاه شماره ۷ آتش‌نشانی پابرجاست و برای آن حریم ضوابط منظری در نظر گرفتند، در حالی که آنجا کاوش شد و با کندن آسفالت و حفاری به هیچ چیز نرسیدیم. اما برای پاساژی که در حال ساخت بود ضوابط منظری و دستور کاوش اعلام نشد! این سوال را باید از مسئولان پرسید، چطور می‌شود که یک پاساژ در دل بازار بدون ضوابط منظری با سه طبقه در زیرزمین و چند طبقه روی آن بالا می‌رود اما ایستگاه آتش نشانی در دل قطب اقتصادی تهران دستش به جایی بند نمی‌شود.

برچسب‌ها: باستان‌شناس, حمله مغول, سیاسی, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

دیوان‌عالی ایتالیا: دزدیدن مقدار کم غذا برای رفع گرسنگی جرم نیست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: دیوان‌عالی ایتالیا رای داده که دزدیدن مقدار کمی غذا برای رفع گرسنگی جرم نیست.

قضات این دیوان رای صادر شده علیه رومان اوستریاکوف را که از یک مغازه پنیر و سوسیس به ارزش چهار یورو دزدیده بود، نقض کردند.

آقای اوستریاکوف، یک مرد بی‌خانمان اوکراینی است.

دیوان‌عالی ایتالیا در رای خود گفته است که آقای اوستریاکوف “نیاز فوری و ضروری به غذا” داشت و از این رو کارش جرم محسوب نمی‌شود.

یک مشتری مغازه در شهر جنوا ایتالیا در سال ۲۰۱۱، به نگهبان این مغازه خبر داد که آقای اوستریاکوف نان و دو تکه پنیر و یک بسته سوسیس برداشته اما فقط پول نان را داده است.

آقای اوستریاکوف در سال ۲۰۱۵ به خاطر دزدی به شش ماه زندان و پرداخت ۱۰۰ یورو جریمه محکوم شد.

پس از آن که گفته شد آقای اوستریاکوف هنوز مغازه را ترک نکرده بود، پرونده او به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شد. همچنین اعلام شد که اتهام متوجه آقای اوستریاکوف باید از ارتکاب به جرم سرقت به “شروع به جرم” تقلیل یابد.

دیوان‌عالی ایتالیا روز دوشنبه در حکمی که نهایی است گفت دزدیدن مقدار کمی غذا برای تامین نیازهای ضروری، جرم محسوب نمی‌شود.

برچسب‌ها: اجتماعی, ایتالیا, حقوق بشر, دزدی, سیاسی, فقر

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

پاسدار محمد باقرزاده: فلسفه وجودی دانشگاه تلاش برای تقویت حاکمیت دینی است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دانشجویی,سیاسی ::

دیگربان: محمد باقرزاده٬ فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح گفته «برخی دانشگاه‌ها با برخی از انحرافات به تهدیداتی برای جامعه تبدیل شده‌اند.»

آقای باقرزاده افزوده «فلسفه وجودی دانشگاه تلاش برای تقویت حاکمیت دینی است٬ اما برخی از آن‌ها تاکنون به رسالت انقلابی خود عمل نکرده‌اند.»

به گفته وی «کاستی‌های دانشگاه به دلیل نبود آموزه‌های حوزوی در این مجموعه‌هاست و جامعه‌ای که فاطمی نشود، حسینی نمی‌شود.»

باقرزاده همچنین اضافه کرده «ایران نزدیک به ۲۳۰ هزار شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده٬ اما برخی با وجود این ستاره‌ها از دشمن فریب خورده و در امور خود راه‌های دیگری را دنبال می‌کنند.»

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, دانشگاه, سیاسی, مذهب

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

به روحانی پیغام داده‌اند که انصراف بدهد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

اعتدال: علی تاجرنیا
علی تاجرنیا می‌گوید: «از گوشه و کنار شنیده می‌شود برخی به صورت مستقیم و غیرمستقیم برای آقای روحانی پیغام می‌فرستند که وی را از ادامه ریاست‌جمهوری خود در مرحله دوم منصرف کنند. این پیغام‌ها عمدتا توسط افراد پرنفوذی که در ساختار قدرت نقش دارند برای آقای روحانی فرستاده شده است».

به گزارش اعتدال، روزنامه «آرمان» با انتشار گفت‌وگویی تفصیلی با علی تاجرنیا نماینده مجلس ششم، آورده است: تاجرنیا در مجلس ششم جوان‌ترین نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود و در زمان انتخاب به نمایندگی تنها 30 سال سن داشت.

وی می‌گوید: «فقدان چهره‌های شناخته‌شده هر دو جریان سیاسی در مجلس دهم سبب زورآزمایی جدی در بین نمایندگان جوان مجلس خواهد شد. مجلس دهم نسبت به مجالس گذشته نسبت به تحقق مطالبات مدنی و سیاسی جامعه پیشرو‌تر خواهد بود اما به شکلی نخواهد بود که بتوان آن را با مجلس ششم مقایسه کرد. نکته دیگر اینکه جوان بودن نمایندگان مجلس نوعی تهدید نیز به شمار می‌رود. ممکن است نمایندگان جوان مجلس دهم درگیر مسائل کوچک کشور و منطقه‌ای شوند و از قدرت بالانس زیادی در جهت تاثیرگذاری عمیق بر فضای کلی جامعه برخوردار نباشند».

در ادامه متن گفت‌وگو با دکتر علی تاجرنیا را از نظر می‌گذرانید:

مهم‌ترین دلایل پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان در دور دوم انتخابات چه بود؟ چرا مردم با توجه به اینکه تعداد کاندیداهای اصلاح‌طلب در سراسر کشور از اصولگرایان کمتر بود اقبال بیشتری نسبت به اصلاح‌طلبان نشان دادند؟

شرایط اصلاح‌طلبان برای ورود به انتخابات مجلس دهم نسبت به 9 دوره قبلی انتخابات نامناسب‌تر بود. اصلاح‌طلبان در آستانه انتخابات از یک سو با ردصلاحیت‌ها روبه رو شدند و از سوی دیگر با نابرابری در فرصت‌ها و امکانات تبلیغات انتخاباتی مواجه بودند. با این وجود اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم دستاوردهای مهم‌تری نسبت به دوره‌های قبل به دست آوردند. مهم‌ترین دلیل این مساله نیز غلبه عقلانیت و تدبیر بر احزاب و طیف‌های مختلف اصلاح‌طلب و همچنین غلبه عقلانیت و اعتدال بر فضای جامعه و افکار عمومی بود. در انتخابات اخیر تحلیل یکسان و همسانی بین نخبگان سیاسی و مردم به وجود آمده بود.

مردم و نخبگان سیاسی از گذشته درس گرفته بودند و با زمان‌شناسی به این نتیجه رسیده بودند که اگر مانند برخی مقاطع گذشته در انتخابات مشارکت نداشته باشند ممکن است کشور با آسیب‌های جدی مواجه شود. در انتخابات مجلس دهم میزان مشارکت مردم مانند گذشته بود اما ترکیب رای‌دهندگان تغییر کرده بود. مردم از مشارکت خود در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 و 88 نتیجه عکس گرفته بودند و متوجه شده بودند شعارهایی که دولت های نهم و دهم در جهت بهبود اوضاع معیشت و عزت ملت ایران می‌داد در نهایت به وضعیت ناگواری منجر شد که باعث آسیب‌ها و خسارت‌های جدی به کشور شد.

در نتیجه در هفتم اسفند طبقه متوسط که در انتخابات گذشته حضور کمرنگی داشت احساس کرد باید در صحنه انتخابات حضور فعال‌تری داشته باشد. در شرایط کنونی افکار عمومی از نظر روانی اصلاح‌طلبان را پیروز انتخابات مجلس دهم قلمداد می‌کند. نتایج انتخابات تهران به عنوان قلب تپنده سیاسی کشور و همچنین مراکز استان‌ها نشان‌دهنده اقبال بیشتر مردم نسبت به جریان اصلاحات است. به نظر من اگر کاندیداهای جریان اصلاحات در شهرهای کوچک‌تر نیز با کمبود امکانات روبه رو نبودند ما شاهد پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم بودیم. با این وجود اصلاح‌طلبان نباید به مطالبات و توقعات جامعه دامن بزنند. در شرایط کنونی اصلاح‌طلبان و حامیان دولت موفق شده‌اند اکثریت نسبی مجلس را به دست بگیرند که این مساله می‌تواند فضای کلی مجلس را تغییر بدهد. اصلاح‌طلبان نباید گمان کنند با پتانسیل موجود در مجلس می‌توانند هر اقدامی که تمایل داشتند انجام دهند.

در شرایط کنونی هرگونه دامن زدن بیجا به مطالبات مردم ممکن است با ناتوانی و کمبود فرصت مواجه شود که در نهایت سبب سرخوردگی مردم می‌شود. نکته دیگر اینکه شرایط انتخابات مجلس دهم به شکلی بود که اصلاح‌طلبان مجبور شدند از چهره‌های معتدل اصولگرایی نیز حمایت کنند و آنها را در لیست خود قرار بدهند. در نتیجه در فضای کلی مجلس نیروهای معتدل اصولگرایی در کنار اصلاح‌طلبان در فراکسیون امید قرار خواهند گرفت. بدون شک اینگونه چینش سیاسی مستلزم سازو کار سیاسی جدیدی است که جریان اصلاحات باید به آن توجه کند و برنامه‌های خود را بر اساس چنین شرایطی ترسیم کند. ترکیب مجلس دهم به صورت مطلق به سود یک جریان نیست و هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا از وزن سیاسی یکسانی برخوردارند. به همین دلیل چهره‌های مستقل نقش بسیار مهمی در مجلس دهم ایفا خواهند کرد.

اصولگرایان با وجود اینکه در دور اول انتخابات مجلس لیست انتخاباتی خود را با سر و صدای زیادی ارئه کردند اما در دور دوم بدون ارائه لیست وارد انتخابات شدند و تلاش کردند چراغ خاموش حرکت کنند. آیا عدم ارائه لیست توسط اصولگرایان در دور دوم انتخابات به منزله پذیرفتن شکست انتخاباتی بود؟

اصولگرایان پیش از آنکه در نتایج انتخابات بازنده شوند درتصمیم‌گیری‌های درون تشکیلاتی بازنده شده بودند. اصلاح‌طلبان با وجود اینکه با ردصلاحیت‌های گسترده مواجه شدند اما در ارائه لیست انتخاباتی خود بسیار هماهنگ و معتدل رفتار کردند و در نهایت نیز نتیجه عقلانیت و تدبیر خود را در روز انتخابات مشاهده کردند. اصلاح‌طلبان به هیچ عنوان به دنبال ارائه دو یا چند لیست انتخاباتی نبودند. این در حالی است که جریان اصلاحات در درون خود با طیف‌های فکری گسترده‌تری مواجه است. از سوی دیگر اصولگرایان در ارائه لیست انتخاباتی خود موفق عمل نکردند و نتوانستند با یک لیست منسجم و جامع وارد صحنه انتخابات شود. به نظر من دلیل اصلی این مساله نیز تسلیم شدن جریان اصولگرا در مقابل تندروها بود. غلبه تندروها بر فضای فکری جریان اصولگرایی اتفاق ناگواری است که این جریان سیاسی را به‌شدت تهدید می‌کند و ممکن است عواقب غیرقابل جبرانی برای اصولگرایان داشته باشد.

فضای تصمیم‌گیری اصولگرایان در آستانه انتخابات به شکلی بود که چهره‌های معتدل و متعهد تحت تاثیر تندروهای سیاسی قرار گرفته بودند و به همین دلیل اصولگرایان نتوانستند با عقلانیت و تدبیر در انتخابات حاضر شوند. نکته دیگر اینکه اصلاح‌طلبان با نگاهی فراجناحی و مبتنی بر منافع ملی لیست انتخاباتی خود را ارائه کردند، در حالی که نگاه اصولگرایان صرفا به منافع حزبی و گروهی خود بود. مردم نیز این وضعیت را درک کردند و از جریانی حمایت کردند که منافع ملی را بیشتر در نظر گرفته است. وضعیت اصولگرایان به شکلی بود که هر کدام از طیف‌های اصولگرایی تلاش می‌کرد به جای دیگران تصمیم بگیرد و هیچ گونه خرد جمعی در اردوگاه اصولگرایی به چشم نمی‌خورد. به نظر من اصولگرایان قبل از انتخابات و از درون خود شکست خورده بودند. وضعیت برخی اصولگرایان در فضای انتخابات به شکلی شده بود که هویت خود را انکار می‌کردند و خود را «میانه‌رو» و «تحول‌خواه» و فارغ از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی معرفی می‌کردند.

این مساله نشان می‌دهد اصولگرایان پس از اینکه دو دوره ریاست‌جمهوری و سه دوره مجلس را در اختیار داشتند نتوانستند کارنامه قابل قبولی از خود برجای بگذارند و مردم نیز به این نکته پی بردند. کتمان هویت اصولگرایی از دور اول انتخابات آغاز شد. با این وجود بسیاری از اصولگرایان در دور دوم انتخابات به این نتیجه رسیدند که اگر از مارک اصولگرایی استفاده کنند نه تنها به نتیجه مثبتی دست پیدا نمی‌کنند و بلکه با ریزش آرا نیز مواجه خواهند شد. بسیاری از کاندیداهای اصولگرا در دور دوم انتخابات به این نتیجه رسیده بودند که اگر خود را وارد مناسبات منطقه‌ای و بومی کنند ممکن است به نتیجه بهتری دست پیدا کنند تا اینکه از مارک اصولگرایی استفاده کنند.

مهم‌ترین چالش مجلس دهم ناشناخته بودند مواضع سیاسی چهره‌های مستقل و شفاف نبودن رویکرد این افراد در مجلس باشد. به نظر می‌رسد چهره‌های مستقل بیش از آنکه در قالب گروه‌بندی سیاسی قرار بگیرند به دنبال این هستند که کدام جریان سیاسی بیشتر منافع آنها را تامین می‌کند. در نتیجه ممکن است در تصمیم‌گیری‌های مجلس آینده نوسان و چند دستگی به وجود بیاید. ارزیابی شما از این مساله چپیست؟

ورود چهره‌های مستقل در مجلس به معنای ناامید شدن مردم از جریان‌های سیاسی نیست. در انتخابات هفتم اسفند اغلب مردم تمایل داشتند از کاندیداهای جریان اصلاحات حمایت کنند. با این وجود هنگامی که چهره‌های اصلاح‌طلب ردصلاحیت شدند مردم مجبور شدند از چهره‌های مستقل حمایت کنند. به همین دلیل تعداد نمایندگان مستقل در مجلس دهم بیشتر از مجالس قبلی شده است. بنده حضور چهره‌های مستقل در ساخت قدرت را در راستای تحول خواهی ارزیابی نمی‌کنم. به صورت طبیعی چهره‌هایی که دارای مواضع روشن سیاسی نیستند از نظر رفتارشناسی سیاسی قابل پیش بینی نیستند. این در حالی است که غیرقابل پیش بینی بودن در فضای سیاسی مساله‌ای مطلوب نیست و سبب سردرگمی و بی‌برنامگی می‌شود. با این وجود در شرایط کنونی چهره‌های مستقل به صورت بالقوه تحول خواه هستند و مواضع آنها با جریان تحول خواه نزدیک‌تر است.

از سوی دیگر اصولگرایان از تمام توانایی‌ها و امکانات خود استفاده خواهند کرد که چهره‌های مستقل را به سمت خود بکشانند و آنها را در اردوگاه خود تعریف کنند. نکته دیگر اینکه تاثیرگذاری چهره‌های مستقل در مجلس دهم به عملکرد جریان اصلاحات و همچنین جریان اصولگرا بستگی دارد. به نظر من در مقاطعی که مسائل اقتصادی و معیشتی در مجلس مطرح شود همراهی چهره‌های مستقل با جریان اصلاحات و حامیان دولت آقای روحانی بیشتر خواهد شد. با این وجود هنگامی که مسائل چالش برانگیز سیاسی، فرهنگی و مدنی در مجلس مطرح شود چهره‌های مستقل حاضر نخواهند بود هزینه زیادی برای این مسائل بپردازند و از همراهی با اصلاح‌طلبان خودداری خواهند کرد.

نکته دیگر اینکه چهره‌های مستقل هنگامی که احساس کنند فضای مجلس در اختیار اصلاح‌طلبان است تلاش می‌کنند با اصلاح‌طلبان همراهی کنند، اما زمانی که فضای مجلس در اختیار اصولگرایان قرار دارند در اختیار اصولگرایان قرار می‌گیرند و از هرگونه مخالفت با سیاست‌های اصولگرایان خودداری می‌کنند. در نتیجه با توجه به پتانسیل موجود نمی‌توان از مجلس دهم توقع داشت به صورت جدی به مسائل مهم مدنی وسیاسی ورود کند و بیشتر وقت و انرژی خود را صرف مسائل معیشتی و رفاهی مردم خواهد کرد.

ناشناخته بودن و جوان بودن نمایندگان مجلس دهم سبب مبهم بودن آینده مجلس دهم شده است. وضعیت به شکلی است که نمی‌توان از هم‌اکنون رویکرد مجلس آینده را ترسیم کرد که به چه سمتی حرکت خواهد کرد. آیا این توانایی و پتانسیل در مجلس دهم وجود دارد که به سمت تحقق مطالبات مدنی جدی مردم و تصویب لوایح تاثیرگذار سیاسی و اجتماعی حرکت کند؟

در شرایط کنونی فضای کلی جریان اصلاحات به سمت عقلانیت و اعتدال حرکت می‌کند و تمایلی برای انجام اقدامات رادیکال وجود ندارد. شرایط عمومی جامعه نیز خواستار عقلانیت و تدبیر است و به همین دلیل جریان اعتدالگرا تلاش می‌کند با درایت و دوراندیشی عقلانیت را بر فضای سیاسی کشور حاکم کند تا کشوربه یک آرامش سیاسی دست پیدا کند. در شرایط کنونی حتی اگر اصلاح‌طلبان اکثریت قاطع مجلس را نیز به دست آورده بودند به مصلحت نبود به سراغ تصویب لوایح پرحاشیه و دردسر‌ساز بروند. با این وجود همواره در مجالس گذشته تک چهره‌هایی وجود داشته‌اند که رویکرد آزادی‌خواهانه در پیش گرفته‌اند و حاضر شده‌اند هزینه‌های زیادی برای مطالبات خود یا جریان متبوع خود بپردازند.

به نظر من رویکرد مجلس دهم در سال اول فعالیت خود محافظه‌کارانه خواهد بود و نمی‌توان توقع اقدامات بلندپروازانه از نمایندگان مجلس داشت. البته ممکن است در سال‌های آینده این محافظه‌کاری کمتر شود اما به اندازه‌ای نخواهد بود که توانایی تحقق برخی مطالبات جدی مدنی وسیاسی جامعه را پیدا کند. نکته دیگر اینکه فقدان چهره‌های شناخته‌شده هر دو جریان سیاسی در مجلس دهم سبب زورآزمایی جدی در بین نمایندگان جوان مجلس خواهد شد. در شرایط فعلی جریان اصولگرایی از لحاظ داشتن چهره‌های شاخص وضعیت بهتری نسبت به اصلاح‌طلبان دارند.

مجلس دهم نسبت به مجالس گذشته نسبت به تحقق مطالبات مدنی و سیاسی جامعه پیشرو‌تر خواهد بود اما به شکلی نخواهد بود که بتوان آن را با مجلس ششم مقایسه کرد. نکته دیگر اینکه جوان بودن نمایندگان مجلس نوعی تهدید نیز به شمار می‌رود. ممکن است نمایندگان جوان مجلس دهم درگیر مسائل کوچک کشور و منطقه‌ای شوند و از قدرت بالانس زیادی در جهت تاثیرگذاری عمیق بر فضای کلی جامعه برخوردارنباشند.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین فراکسیون مجلس دهم فراکسیون امید خواهد بود. این در حالی است که فراکسیون رهروان ولایت در مجلس نهم به لیدری علی لاریجانی و افرادی مانند کاظم جلالی هزینه‌های زیادی برای مشی اعتدالی خود پرداخت کرد تا به بقای خود ادامه بدهند. آیا در مجلس دهم فراکسیون رهروان ولایت یا فراکسیونی با کارکرد مشابه در موازات فراکسیون امید تشکیل خواهد شد؟در چنین شرایطی مناسبات قدرت بین این دو فراکسیون چه تاثیری بر فضای کلی مجلس خواهد گذاشت؟

بدون شک اصولگرایان برای هویت یابی خود در مجلس دهم فراکسیون مستقل تشکیل خواهند داد. به همین دلیل در مجلس آینده سه فراکسیون امید، اصولگرایان و مستقلین تشکیل خواهد شد. با این وجود فراکسیون مستقلین بیشتر سبب بالانس بین دو جریان سیاسی خواهد شد و به تنهایی نمی‌تواند در تصمیم‌گیری‌های مجلس تاثیرگذار باشد. برخی از اصولگرایان مانند علی لاریجانی و کاظم جلالی به دلیل رفتارهای متفاوتی که از خود نشان دادند به راحتی نمی‌توانند به فراکسیون اصولگرایان ملحق شوند یا اگر این اتفاق صورت بگیرد جنبه عمیق ندارد و بیشتر صوری است. به نظر می‌رسد فراکسیون اصولگرایان با محوریت افرادی مانند علاءالدین بروجردی در مجلس دهم تشکیل خواهد شد که اعضای جبهه پایداری را نیز در درون خود جای خواهد داد. در نتیجه این فراکسیون به دلیل حضور تندروهای سیاسی در نهایت به سمت رفتارهای افراطی گرایش پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر فراکسیون امید با محوریت آقای عارف و اصلاح‌طلبان تشکیل خواهد شد که مهم‌ترین تاثیرگذاری را در تصمیم‌گیری‌های مجلس برعهده خواهد داشت.

در چنین شرایطی افرادی مانند علی لاریجانی و کاظم جلالی تلاش می‌کنند چهره‌ای «فرا فراکسیونی» از خود نشان بدهند و نقشی بینابینی بین فراکسیون‌های مجلس ایفا کنند. این افراد از خاستگاه خود به سمت تحول خواهی عدول کرده و به همین دلیل در یک مرحله گذار قرار دارند که ممکن است از سوی خاستگاه اصلی آنها پذیرفته نشوند. به همین دلیل اصلاح‌طلبان نباید زیاد روی رقابت آقای لاریجانی و آقای عارف تاکید کنند تا فاصله اصلاح‌طلبان با جریان اعتدالگرا عمیق نشود.

توصیه من این است که تکلیف ریاست مجلس قبل از تشکیل مجلس دهم بین طیف‌های مختلف جریان اعتدالگرا مشخص شود تا صحنه مجلس درگیر چالش‌های درونی جریان اعتدالگرا قرار نگیرد. رقابت فشرده و نزدیک آقای عارف و آقای لاریجانی بر سر ریاست مجلس در نهایت باعث ریزش آرای فراکسیون امید و چند دستگی در بین جریان اعتدالگرا خواهد شد.

در مجلس دهم تعداد نمایندگان زن نسبت به تمام ادوار مجلس بیشتر است و زنان با به دست آوردن 17 کرسی رکورد حضور را در مجلس به دست آورده‌اند. این رکوردزنی چه پیامدهایی برای زنان جامعه و همچنین مجلس دهم به همراه خواهد داشت؟

در این اتفاق نقش زنان اصلاح‌طلب بسیار بااهمیت بوده و این مساله از چند ماه قبل از انتخابات نیز به خوبی مشهود بود. فعالان زن اصلاح‌طلب در طول برگزاری انتخابات تلاش زیادی از خود نشان دادند که تعداد کاندیداهای زن افزایش پیدا کند و در نهایت نیز این اتفاق رخ داد. رویکرد فعالانه و خلاقانه زنان اصلاح‌طلب در نهایت بر فضای فکری جریان اصولگرا نیز تاثیر گذاشت و اصولگرایان نیز از زنان بیشتری در لیست‌های خود در سراسر کشور استفاده کردند. از سوی دیگر رویکرد بانوان جامعه به مساله تصمیم‌گیری سیاسی تغییر کرده و ما شاهد بودیم که زنان در انتخابات مجلس مشارکت بسیار زیادی در زمینه ترغیب خانواده‌های خود در مساله رای‌گیری داشتند. در مجلس دهم اغلب نمایندگان زن به جریان اصلاحات تعلق دارند و به همین دلیل قانونی برخلاف مصالح زنان و خانواده در مجلس تصویب نخواهد شد که همین مساله یک قدم به جلو خواهد بود. نکته دیگر اینکه حضور پررنگ زنان در مجلس دهم با محوریت اصلاح‌طلبی نقطه آغازی بر فعالیت بیشتر زنان در عرصه تصمیم‌گیری کشور خواهد بود. بدون شک تاثیر حضور پررنگ زنان در مجلس دهم در انتخابات شورای شهر و همچنین کابینه دوم آقای روحانی بیشتر مشهود خواهد بود.

استراتژی اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 چیست؟ گزینه‌های احتمالی اصولگرایان برای رقابت با آقای روحانی چه افرادی هستند؟ آیا اصولگرایان با علم به این مسأله که رؤسای جمهور در ایران به صورت سنتی در دور دوم نیز توسط مردم انتخاب می‌شوند به صورت منفعلانه وارد رقابت‌های انتخاباتی می‌شوند یا اینکه از تمام امکانات و ابزارهای خود استفاده می‌کنند که برای آقای روحانی در فضای انتخاباتی مشکل‌سازشوند؟

مهم‌ترین استراتژی اصولگرایان این است که آقای روحانی را از ادامه ریاست‌جمهوری خود خسته و منصرف کنند. به همین دلیل تلاش می‌کنند از همه پتانسیل و امکانات خود برای فشار آوردن به دولت آقای روحانی استفاده کنند. از گوشه و کنار شنیده می‌شود برخی به صورت مستقیم و غیرمستقیم برای آقای روحانی پیام می‌فرستند که وی را از ادامه ریاست‌جمهوری خود در مرحله دوم منصرف کنند. این پیام‌ها عمدتا توسط افراد پرنفوذی که در ساختار قدرت نقش دارند برای آقای روحانی فرستاده شده است. استراتژی دوم اصولگرایان برای شکست آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آلترناتیو‌سازی و ظهور پدیده‌های جدید از درون جریان اصلاحات برای رقابت با آقای روحانی است. اصولگرایان به دنبال این مساله خواهند بود که بین اصلاح‌طلبان و آقای روحانی شکاف ایجاد کنند و جریان اصلاحات را بزرگ‌تر و محبوب‌تر از آقای روحانی نشان بدهند. سپس با این بهانه تلاش کنند یک شخصیت اصلاح‌طلب را به نمایندگی از جریان اصلاحات در مقابل آقای روحانی که خاستگاه اصولگرایی دارد قرار بدهند. در سال‌های گذشته اصولگرایان این حربه را برای ایجاد شکاف در دفتر تحکیم وحدت به کار بردند و با قرار دادن طیف «شیراز» در مقابل طیف «علامه» تلاش کردند بین دفتر تحکیم وحدت انشقاق و چند دستگی ایجاد کنند.

اصولگرایان در صورتی که موفق نشوند از این دو استراتژی استفاده کنند تلاش خواهند کرد از طیف تخریب‌گر خود در انتخابات ریاست‌جمهوری علیه آقای روحانی استفاده کنند. مهم‌ترین ابزار این تخریب نیز می‌تواند شخصی مانند محمود احمدی‌نژاد یا فردی شبیه به رویکرد وی باشد. اصولگرایان در شرایطی که موفق نشوند هیچ کدام از استراتژی‌های خود را عملی کنند به سراغ تخریب آقای روحانی خواهند رفت و تلاش خواهند کرد فضای انتخابات ریاست‌جمهوری را علیه آقای روحانی مسموم کنند. در نتیجه فضای سیاسی کشور در ماه‌های آینده و درآستانه انتخابات ریاست‌جمهوری برای آقای روحانی بسیار تنگ‌تر و بسته‌تر خواهد شد. در این مقطع زمانی مهم‌ترین دغدغه آقای روحانی مساله معیشت مردم خواهد بود. به همین دلیل اصولگرایان تلاش خواهند کرد با ناکارآمد جلوه دادن سیستم خدمات‌رسانی دولت تدبیر و امید در مسائل اقتصادی و معیشتی برگ برنده آقای روحانی را از وی بگیرند و اقشار مختلف جامعه و بویژه اقشار ضعیف‌تر جامعه را به سمت کاندیداهای خود متمایل کنند. اصولگرایان با استفاده از این حربه‌ها تلاش خواهند کرد هویت از دست رفته خود را دوباره به دست بیاورند و از سوی دیگر محبوبیت آقای روحانی را در سطح افکار عمومی مخدوش کنند.

برچسب‌ها: انتخاباتی, حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

May 04 2016

«کودتای سپاه اشکالی ندارد، جای دوری نمی‌رود»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی ::

رادیوفردا: توسط اکبر گنجی

محسن رضایی از سپاه بیرون آمد تا از طریق فعالیت سیاسی رئیس جمهور شود. منتها هر بار که نامزد ریاست جمهوری یا مجلس شد، مردم با رأی خود او را پس زدند. این فرد متوهم وقتی با چنین واقعیت سختی مواجه شد، دوباره به سپاه بازگشت تا شاید از این راه به مدارج بالای قدرت دست یابد. درباره توهمات و مجیزگویی های او پیش از این مقاله هایی منتشر کرده ایم( به عنوان نمونه رجوع شود به مقاله های “عمله خامنه‌ای“، “جنگ: کودتای سپاه، زدن برجک آیت‌الله منتظری و رهبران فتنه“، “کودتای فرماندهان متوهم سپاه” ، “محسن رضایی؛ نماد نظام مجیزگویی فقیه سالار“).

او تاکنون حداقل دوبار خاطره مهمی نقل کرده که مطابق آن، آیت الله منتظری به آیت الله خمینی خطر کودتای سپاه را گوشزد کرده است. محسن رضایی در  ۲۳ تیر ۱۳۸۹ به مسئولان واحد اطلاعات سپاه در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ گفته است :

“آقای منتظری خدمت امام رفته و به امام گفته بود شما این‌همه از سپاه حمایت نکنید. امام فرموده بود: چرا شما این حرف را می‌زنید؟ آقای منتظری گفته بود: اینها ممکن است کودتا کنند…آقای منتظری چنین حرفی به امام می زند که این‌همه شما دارید از سپاه حمایت می‌کنید، فردا ممکن است کودتا کنند. امام به آقای منتظری گفته بود: خوب چه اشکال دارد؟ اینها بچه‌های خودمان هستند، جای دوری نمی‌روند! احمد آقا چند روز بعد برای من که تازه از جبهه برگشته بودم، تعریف کرد. در حقیقت، احمد آقا می‌خواست بگوید که امام چقدر شماها را قبول دارد و چقدر دوستتان دارد. به من گفت: دیروز آقای منتظری آمد و چنین حرفی زد. امام هم این‌طوری با وی برخورد کرد”.

محسن رضایی در مهر ماه  ۱۳۹۳ در سیمای جمهوری اسلامی گفت :

“سال ۱۳۶۳، بعد از عملیات خیبر، انتهای ۶۲ و آغاز ۶۳، یکی از دوستان ما پیش یکی از ائمه جمعه کشور می‌رود، ایشون در می‌یاد به ایشون می‌گه که شما فکر می‌کنید ما نمی‌دانیم شما دنبال چی هستید؟ حالا وسط درگیری و جنگ و زد و خورد، می‌گوید حاج آقا مگر ما دنبال چی هستیم؟ می‌گوید خوب شما دنبال این هستید که محسن رضایی را رئیس جمهور کنید، مگر از روی خون ما رد بشوید. آقای منتظری رفته خدمت حضرت امام، به امام گفته بودند که شما چرا این قدر از فرماندهان سپاه دفاع می‌کنید؟ امام گفته بود برای چی دفاع نکنم؟ آقای منتظری گفته بود آخه اینها ممکن است کودتا بکنند. امام یه کمی بهش نگاه کرده بود، [سپس] گفته بود: حالا چون اینها بچه‌های خودمان هستند، جای دوری نمی‌رود. زده بود تو برجک آقای منتظری“.

محسن رضایی سخنان خصوصی سال ۱۳۸۹ در منزلش  را در ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ در وبسایتش تحت عنوان “ماجرای واگذاری اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات چه بود؟ تحویل آش با جاش!” منتشر کرد. سایت راست افراطی رجانیوز در 9 ارديبهشت 1395 همان را تحت عنوان “آش را با جاش تحویل دادیم!/ آقای منتظری در سال 60 می گفت ممکن است سپاه کودتا کند” باز نشر داد، که قابل تأمل بسیار است.

تکرار بیان این خاطره و عدم واکنش نسبت به آن، از منظرهای گوناگون قابل نقد و تحلیل است:

یکم- دروغ گویی محسن رضایی: مدعای اشکال نداشتن کودتای نظامی سپاه با وصیت نامه آیت الله خمینی تعارض بنیادین دارد. آیت الله خمینی در پایان وصیت نامه اش در ۲۶ بهمن ۱۳۶۱ می نویسد:

“اکنون که من حاضرم، بعض نسبتهاى بی واقعیت به من داده می ‏شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می ‏شود مورد تصدیق نیست، مگر آن که صداى من یا خط و امضاى من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیماى جمهورى اسلامى چیزى گفته باشم“.

مدعای کاذب محسن رضایی با هیچ یک از این مصادیق انطباق ندارد. دروغ خود را به احمد خمینی نسبت می دهد که او هم در قید حیات نیست.

دوم- مخالفت شدید آیت الله خمینی با دخالت سپاه در امور سیاسی: آیت الله خمینی مخالف فعالیت سیاسی نظامیان و دخالت آنان در امور سیاسی بود. این نکته را بارها اعلام کرد و حتی در وصیت نامه اش نوشت :

“وصیت اکید من به قواى مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروه ها و جبهه ‏ها است به آن عمل نمایند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازی هاى سیاسى دور نگه دارند. در این صورت می ‏توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همۀ ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفۀ شرعى و میهنى آنان است که اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که ـ بى‏اشکال به تباهى کشیده مى‏شوند ـ و یا در بازی هاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است که با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا کشور از آسیب در امان باشد”.

آیت الله خمینی به صراحت می گفت سپاه باید از مناقشات سیاسی، جهات سیاسی، امور سیاسی و…به دور باشد. به صراحت می گفت انتخابات و مجلس ربطی به شما ندارد. به سه نمونه زیر بنگرید:

“همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسی کنار باشد آنها یک چیزی می فهمند که می گویند این را؛ ما که می خواهیم که سپاه و ارتش جند الله باشند و دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند برای این که اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم” (صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۱۱).

“به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهی ها باز صحبت هست، خوب انتخابات در محل خودش دارد می شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا بکنند، برای سپاه جایز نیست این، برای ارتش جایز نیست این” (صحیفه امام، جلد ۱۹، ص ۱۲).

“باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود،که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود، جهات نظامی آن از بین می رود”(صحیفه امام، جلد ۱۸، ص ۴۵).

آیا چنین فردی با چنین افکاری، کودتای نظامی سپاه را تأیید می کرد و استدالش این بود که بچه های خودمانند و جای دوری نمی رود؟ روشن است که محسن رضایی دروغ می گوید.

سوم- شکست سیاسی مردمی: محسن رضایی از سپاه بیرون آمد و وارد فعالیت سیاسی شد تا رئیس جمهور شود. بعد از این شکست های انتخاباتی، دوباره لباس سرلشکری بر تن کرده و به سپاه بازگشته است. گویی به کلی از کسب رأی از طریق انتخابات نا آمید شده و به دنبال آزمایش راه های دیگری است. البته شخصاً بازگشت به سپاه را معلول نگرانی نسبت به “حفظ اقتدار نظام و امنیت ملی” قلمداد می کند.

او اینک با لباس نظامی فعالیت سیاسی را دنبال می کند و به تهدید گروه ها سیاسی و رقبا می پردازد. در ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ در مراسم بزرگداشت سالروز عملیات بازی دراز از ضرورت حضور سپاه در کلیه عرصه ها دفاع کرد و گفت :

“در هر بعدی که دستاوردهای انقلاب تهدید شود، باید وارد عمل بشویم. سپاه و بسیج در برابر جناحی و فردی که بی قانونی کند و وارد نادرستی شود و موجب ناامنی شود ، سکوت نمی کند و اجازه نمی دهد که کسی و یا جناحی چه ازجناح چپ باشد و چه از جناح راست از رقابت های سیاسی عبور کند و وارد فاز براندازی نظام شود. ما پاسداران جناحی نیستیم ،انقلابی هستیم وخود را پاسدار انقلاب می دانیم . هرکه و هرجناحی که وارد براندازی نظام شود و یا وارد فعالیتهای ضدانقلابی شود پاسداران و بسیجیان جلوی آنها را خواهند گرفت…گروه ها وشخصیتها و سیاسیون  از هم انتقاد کنند و در چارچوب قانون یکدیگر را نقد کنند ولی وارد محدوده بر اندازی نظام نشوند.  هر فردی و هر جناجی باید رعایت کنند. اگر عده ای در مساله امنیت یا اقتصاد بخواهند نفوذ کنند و پای استعمار و آمریکا را باز کنند، پاسداران انقلاب سکوت نمی کنند”.

این سخنان تهدید آمیز از زبان یک فرمانده نظامی خارج می شود. این گونه سخنان تهدید آمیز همه روزه توسط سپاهیان بیان می شود. به عنوان مثال به دو نمونه زیر بنگرید:

حمیدرضا مقدم فر- مشاور رسانه ای فرمانده سپاه- در  ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ گفت : “افرادی که در جریان فتنه ۸۸ جزء ارکان فتنه بودند امروز در بعضی از تصمیم گیری ها و مسئولیت های کلان کشور حضور دارند و این به معنای نفوذ سیاسی است”. او دانش آموختگان دانشگاه های غربی را هم نفوذیانی به شمار آورد که شالکه فکری شان در غرب شکل گرفته است.

علی سعیدی- نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران- در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵گفت : “امروز برخی عده ای از عمامه به سرهای ما فکر می کنند برخی مشکلات را می توان با توسل به سکولاریسم غربی حل کرد…چه دلیلی دارد در عصر ولی فقیه ما شاهد کج فهمی افراد نسبت به دین باشیم؟ کج فهمی که در سه حلقه کارگزاران، اصلاح طلبان و کیان و حلقه نیاوران بروز و ظهور پیدا کرده است”.

چهارم- انتقام شکست های پیاپی و عادی سازی کودتای سپاه: حرکتی که با انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری در سال ۹۲ آغاز شد و با توافق هسته ای تداوم یافت، با رأی اعتراضی مردم و حذف “مثلث جیم” در انتخابات مجلس خبرگان رهبری و تشکیل مجلسی “میانه رو” از طریق حذف محافظه کاران افراطی دنبال شد.

آیت الله خامنه ای نشان داده است که همیشه به شکست ها از راه انتقام و مقابله واکنش نشان می دهد. او به صراحت گفته است که هنوز نتوانسته ایم دولت اسلامی تشکیل دهیم و اینک وقت تشکیل دولت اسلامی است(رجوع شود به مقاله “خامنه‌ای و سودای ناممکن اسلامی کردن دولت و جامعه و تمدن“).

آیت الله خامنه ای با مسائل عدیده ای پیش رو دارد. تعیین هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در چهارم خرداد، تعیین جانشین خود در شرایطی که قوه مجریه و مقننه، قوه مجریه و مقننه در دست محافظه کاران افراطی نیستند، طرح برجامیزه کردن داخل توسط روحانی/اعتدالیون/اصلاح طلبان، مطالبه رفع حصر، مطالبه برقراری رابطه با آمریکا و بهبود روابط با کشورهای منطقه، و…

آیت الله خامنه ای برای حل این مسائل و دیگر مسائل بزرگ، به شدت نیازمند سپاه و بسیج است. نظامیان اینک نیز حضوری گسترده در قلمرو سیاست و اقتصاد دارند، حضور ناروایی که با انقلاب و جنگ آغاز شد(رجوع شود به مقاله “جنگ ایران و عراق: ابزار قدرت و ثروت“). اما احتمالاً در شرایط غیر قابل  پیش بینی آینده به دخالت بیشتر آنان نیاز باشد.

طرح مدعای دروغ بلا اشکال بودن کودتای نظامی سپاه با این توجیه مضحک که راه دوری نمی رود ، چون بچه های خودمان هستند، توسط سر لشگر محسن رضایی در رسانه هایی چون سیمای جمهوری اسلامی و دیگر رسانه ها، برای عادی سازی اذهان عمومی است. به مردم و نیروهای سیاسی گفته می شود که “امام خمینی فرموده اند” اگر سپاه کودتا کند نه تنها بد نیست، بلکه خوب هم هست. بچه های خودمانند.

مگر آنها “برادران قاچاقچی خودمان” نیستند که به طور سازمان یافته در قاچاق ها و فسادهای بزرگ دست دارند؟ اگر هم کودتای نظامی کنند، می شوند “برادران کودتاگر خودمان“. سکوت  نیروهای سیاسی در برابر این دروغ سازی های بزرگ محسن رضایی غیر قابل فهم و ناموجه است. این دروغ، دروغ کوچکی نبوده و نیست که بتوان در برابر آن سکوت کرد. خطر، خطر بزرگی است، حتی اگر احتمال آن ضعیف باشد، چه رسد به این که سپاهیان همه روزه در حال تهدید و بگیر و ببند بوده و هستند.

انسان عاقل در برابر خطرات بزرگ و مهلک سکوت نمی کند. وقتی خطرهای مهلک براساس دروغ های بزرگ در حال ساخته شدن هستند، دموکراسی خواهان و مدافعان حقوق بشر نباید سکوت کنند. نظامیان باید به کلی عرصه سیاست و اقتصاد را ترک کرده و به وظایف حرفه ای خود که حفاظت از مرزهای ملی کشور است بپردازند، نه این که با دروغ بافی برای کودتا زمینه سازی ذهنی کنند. این دروغ را جدی گرفته و با آن باید مقابله کرد.

…………………………………………………………………………………………………..

نظر نویسنده بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

برچسب‌ها: سپاه, سیاسی, کودتا, محسن رضایی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .