اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Sep 25 2018

علی علیزاده، منوتو، سپاه و رضا پهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سپاه,سیاسی

دماوند: کیوان مشیری
آنچه علی علیزاده در شبکه پرمخاطب «من و تو» گفت و سپس خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه پاسداران) با پخش بخش هایی دستچین شده و یکطرفه از آن بهره برداری تبلیغاتی کرد، دارای سه نکته برجسته بود.

۱- پرهیز از بر زبان آوردن اسم سپاه و بر عکس آن سعی بر نام بردن از ارتش و اعطای نقشی تازه به آن

علیزاده، اگر بخواهیم به زبان عامیانه بگوییم، در درجه نخست برای «رد گم کنی» و سپس برای «هندوانه گذاشتن زیر بغل ارتشیان» از ارتش سخن گفت. جمهوری اسلامی با اعدام امیران ارتش در اول انقلاب و پس از آن پاکسازی ارتش از نیروهای آموزش دیده و همچنین بازنشسته کردن پیش از موعد آنان کوشش بسیاری در تهی کردن ارتش از نیروهایی داشت که پیش از انقلاب در این نیرو به کار گرفته شده بودند. جنگ ایران و عراق جلوی برخی از این اقدامات را گرفت و بسیاری از ارتشیان قدیمی کماکان ماندند تا در برابر نیروی تجاوزگر بایستند.

ارتشیان، البته، هیچ گاه نتوانستند سازمان عقیدتی-سیاسی ارتش و آن نگاه سنگین و بی روح این سازمان به کار حرفه ایشان را هضم کنند. بی توجهی رسانه «ملی» به جانفشانی هایشان و احساس «بچه یتیم بودن» در برابر «عزیز دردانه ها» و «برادران» سپاهی هم همیشه در هشت سال جنگ وجود داشت. این دلخوری ها پس از آن که یک سال پس از پایان جنگ علی شمخانی، از سپاه پاسداران و بدون دانش و تجربه کافی، به فرماندهی نیروی دریایی ارتش رسید بیشتر هم شد که نه تنها در ادامه همان نگاه عقیدتی-سیاسی حاکم بود که ارتشیان آن را به منزله تحقیر و ناسپاسی از هشت سال فداکاری هایشان قلمداد کردند.

پس از جنگ هم برای آن که دخل ارتشیان به خرجشان برسد، از خلبان بازنشسته نیروی هوایی گرفته تا درجه دارش، به جای دست گذاشتن در جیب ملت و نشستن بر سر سفره نظام، به کارهایی مانند مسافرکشی هم روی آوردند. کما آن که امروز حقوق مستمری بازنشستگان ارتش کمتر از خط فقر است. ارتش، بی شباهت با سپاه که در برابر مردم ایران لشکرکشی های خیابانی کرد، به یاری زلزله زدگان کرمانشاه شتافت، با داغدیدگان گریست و با هر انسانی که از زیر آوار زنده بیرون کشید، خندید. ارتش، برخلاف سپاه، تبدیل شد به نیرویی برای مردم و از جنس مردم. نه پول ها گرفتند تا تازیانه ها زنند و نه زمین خواری ها کردند تا آدم ها کشند. ارتشیان «برادر» نشدند تا اکنون سرفرازانه برچسب «قاچاقچی» به آنها نچسبد. خیر! سربازان ارتش ایران نه سودای به دندان گرفتن آن نان آلوده را بر سر دارند که بوی خونابه می دهد و نه آنقدر خامند که مست چرب زبانی این روبهان شوند. ملت پناه ارتش؛ ارتش برای ملت.

۲- کوشش در پررنگ نشان دادن نقش عربستان در محاصره اقتصادی ایران

علیزاده به درستی بر یکی از عوامل اصلی انزوای نظام دست گذاشته است. بی شک عربستان رهبری جهان عرب در شکایت بردن به ترامپ، رییس جمهور تنها ابرقدرت کنونی جهان را بر عهده دارد. منتها بسیاری از مخالفان تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی نکته ای را عمدی (علیزاده و ظریف و دیگر مدافعان جمهوری اسلامی) و یا سهوی (مخالفان نظام) نادیده می گیرند. استدلال مشترک آنها هم این است که تحریم ها به مردم عادی آسیب می زنند؛ که سخنی درست است.

آنچه آنها در نظر نمی گیرند آن است که برای عربستان و دیگر کشورهای عربی – و البته اسرائیل و ایالات متحده – فقیرتر شدن مردم ایران در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. برای اعراب آنچه مهم است ناتوان سازی ماشین آدم کشی جمهوری اسلامیست تا مبادا سوریه ای دیگر تکرار شود با چندسد هزار کشته و چند ملیون آواره عرب دیگر. هر چند به همان نسبت هم اسرائیل نخست نگران جان شهروندان خودش است و نه بی پولتر شدن ایرانیان. آمریکا هم به همین منوال به رضایت متحدانش راضی خواهد شد و البته برای آمریکا راحتتر و بی دردسرتر خواهد بود که به این مهم بدون اقدام به سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابد.

در حمله تروریستی اخیر اهواز، با توجه به بدسابقه بودن نظام، خود حکومت هم علاوه بر تجزیه طلبان و داعش در مظان اتهام است. محمدجواد ظریف کشورهاى منطقه و آمریکا را پشت این حرکت مى داند. حتی اگر هم این گفته درست باشد، باید جمهوری اسلامی را مسئول اصلی آن دانست که با دشمن تراشی در منطقه این چنین جان شهروندان ایرانی را به خطر انداخته است. ایران دوستان بارها گفته اند که تا جمهوری اسلامی هست، خطر جنگ و درگیری نظامی هم هست. این تنها مردم ایرانند که چون گوشت قربانی میان حاکمانی نابخرد و همسایگانی به تنگ آمده گیرافتاده اند. همسایگانی که شاید نتوانند به اندازه ایرانیان برای به ثمر رسیدن اصلاحات صبور باشند! که این درنگ ممکن است به قیمت جان چندسد هزار تن دیگر از آنان تمام شود.

۳- تخریب چهره رضا پهلوی

واهمه علیزاده و سپاه از توانایی رضا پهلوی در جریان سازی و هماهنگی نیروهای مخالف نظام در این مصاحبه آشکار بود. نظام به خوبی می داند که رضا پهلوی نه تنها برای بسیاری از عموم مردم و بلکه برای بسیاری از نخبگان سرنگونی خواه محبوبیت پیدا کرده است. یکی از دلایل آن هم مقبولیتیست که او در این چند سال و به خاطر کنش سیاسی کم خطایی که داشته کسب کرده است. درست است که رضا پهلوی مخالف نظام است ولی علیرغم موافقت با همدلی دنیا و فشارهای جهانی بارها مخالفت خود را با حمله به ایران بیان کرده است. رضا پهلوی حتی پیشترها گفته بود که در زمان جنگ هشت ساله درخواست بازگشت به کشور به منظور عضو شدن در ارتش در قالب خلبان نیروی هوایی داده بود که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفته بود.

وی نه تنها خشونت از بیرون بر ایران را برنمی تابد که در درون کشور هم همیشه بر مبارزات مسالمت آمیز مدنی تاکید داشته است. همان مبارزه نجیبانه ای که اکنون کردستان ایران آغاز کرده و این پتانسیل را دارد که با یکپارچگی و هماهنگی گروه های گوناگون سیاسی و همدلی و یکرنگی ایرانیان به تمامی کشور سرایت کند و در آن صورت می شود گفت راه سرنگونی نظام هموار شده است.

No responses yet

Sep 21 2018

شبکه های اجتماعی: “نوک کوه یخ” خشم از حکومت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرض کنیم بسیاری از شهروندانی که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می‌لرزند” پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟بعید است خیلی از ما، تصاویر یا ویدیوهای متعدد شهروندانی در ایران را که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می لرزند” ندیده باشیم. مثلا زنی که در خیابان به بهانه وضعیت پوشش خود مورد بی‌احترامی قرار گرفته و امکان شکایت هم ندارد، یا مال‌باخته ای که حاصل زندگی خود را، با اعتماد به یک موسسه پشت‌گرم به قدرت از دست داده است.

فرض کنیم چنین شهروندانی پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟

فضای تند شبکه های اجتماعی، مدت‌هاست که از زوایای مختلف، مورد توجه ناظران قرار گرفته. نگرانی از بابت لحن گفتگو در این شبکه ها، البته قابل فهم است.

اما دغدغه های معتبر در مورد فضای شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند باعث نادیده گرفتن “خشمی واقعی” شود که در لایه های مختلف جامعه ایران، در حال گسترش است. خشمی که حتی تضمینی وجود ندارد فضای شبکه های اجتماعی، نشان دهنده “تمام” آن باشد.

این احساس، علی‌القاعده پدیده جدیدی نیست؛ هرچند احتمالا به خاطر تشدید مشکلات اقتصادی و به ویژه گسترش فضای ناامیدی نسبت به آینده، بروز و ظهور غیرمنتظره ای یافته است. به همان ترتیب که که بروز اعتراضات شدید خیابانی در تعدادی سه رقمی از شهرهای ایران در دی ماه گذشته هم، پدیده غیرمنتظره ای بود. پدیده ای که با وجود بازتاب های رسانه ای فراوان، حتی پیش‌بینی وقوعش در چنین تعداد عجیبی از شهرهای ایران برای تحلیلگران داخل و خارج ممکن نبود، چه برسد به اینکه کسانی یا گروه‌هایی آن را هدایت کرده باشند.

نمی توان این احتمال را منتفی دانست که در شرایط فعلی هم، با پدیده ای از جنس اعتراضات دی ماه مواجه باشیم. یعنی، پتانسیل عظیمی از خشم اجتماعی که با شدتی بیش از آنچه قابل تصور بوده، به عرصه های گوناگون، از خیابان‌ها گرفته تا شبکه های مجازی سرریز شده است.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد علاوه بر فشارهای مستقیم معیشتی، ناامیدی بخش های وسیعی از جامعه که به بهبود شرایط بعد از توافق هسته ای شدیدا امیدوار و سپس به‌شدت نامید شده اند، در توسعه این خشم عمومی نقش تعیین کننده‌ای داشته است.

حاملان این خشم به طبقه و گروه اجتماعی خاصی تعلق ندارند. از جوانانی که به خاطر ظاهر خود هدف برخوردهای رسمی یا غیررسمی قرار می‌گیرند تا کارگرانی که حقوقشان پرداخت نمی‌شود، و از اقلیت‎ هایی که خود را شهروندان درجه دو می‌بینند تا شهروندانی که کمبود آب امانشان را بریده، همه و همه خود را در معرض فشار و تحقیری احساس می‌کنند که مسئولیت آن را متوجه حکومت می‌دانند.

حاملان این خشم، به گرایش و تفکر سیاسی واحدی هم وابسته نیستند. در میان آنها، افراد “برانداز”، افرادی که با براندازی مشکلی ندارند اما خود را برانداز نمی‌دانند، کسانی که حکومت را اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و در عین حال نگران پس از براندازی هستند، افراد مطلقا غیرسیاسی، و حتی مدافعان کلی -اما شدیدا منتقد- حکومت هم وجود دارند.

بسیاری از این شهروندان خشمگین، کسانی هستند که در گذشته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان رای ‌داده اند. با وجود این، حتی آنها را هم نمی توان حامیان جریان های سیاسی مشخص تلقی کرد.

مطابق نتایج یک نظرسنجی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ انجام شد، حدود ۴۰ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی و ۳۶ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی حتی نمی‌توانستند بگویند که باید آنها را عضو کدام یک از سه طبقه بندی “اصلاح طلب‌” “اصول‌گرا” یا “میانه‌رو/اعتدال‌گرا” تلقی کنند. به علاوه، تنها ۵۲ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی او را “اصلاح طلب” یا “اعتدال‌گرا/میانه‌رو” معرفی کرده و تنها ۳۳ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی او را “اصول‌گرا” دانسته بودند.

می توان تصور کرد بسیاری از کسانی که در انتخابات گذشته به کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان رای داده اند، برای ایجاد تغییراتی بوده که از تحقق آنها ناامید شده اند، یا به امید مهار جریانی بوده که به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک تر است و فارغ از نتایج هر انتخابات،‌ همچنان اهرم های اصلی قدرت را در اختیار دارد. تعجبی ندارد اگر بخشی قابل توجه از چنین رای دهندگانی، به مخالفان کل حکومت تبدیل شده باشند.

حتی بسیاری از کسانی که در گذشته به کاندیداهای اصولگرا رای داده اند هم، ممکن است به دلایلی متفاوت یا مشابه تغییر جهت داده باشند. نمونه مشخص آنها، طیفی از طرفداران محمود احمدی نژاد هستند که قابل انکار نیست به منتقدان رهبر و مخالفان مجموعه حکومت تبدیل شده اند.

نتیجه وضعیت حاضر، ایجاد ملغمه ای پیچیده از شهروندان سرخورده و ناراضی است که، علی‌رغم تفاوت های خود با یکدیگر، به دلایل مختلف از حکومت خشمگین هستند و آستانه تحمل‌شان در مقابل وضعیت موجود و هرآنچه تلاش برای توجیه این وضعیت تلقی کنند، به پایین ترین حد رسیده.

این شهروندان برخلاف گذشته هایی نه چندان دور، به رسانه هایی دسترسی یافته اند که می توانند از طریق آنها، به هر صورت که بخواهند، علیه هر که بخواهند، به هر شیوه که بخواهند واکنش نشان دهند؛ و در فضای جدید، تحمل “تعیین تکلیف” برای نحوه استفاده خود از رسانه های مجازی را نیز ندارند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، فارغ از سهم فعالیت های سازمان یافته در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از فضای تندی که در این شبکه ها وجود دارد را نمی توان جز در قالب “فوران خشم علیه وضع موجود” تحلیل کرد.

واقعیتی که در صورت به رسمیت شناختن آن، فضای کلامی شبکه های اجتماعی، “نوک کوه یخی” خواهد بود که از لایه های عمیق تر جامعه ایران بیرون زده است.

No responses yet

Sep 18 2018

مصاحبه با امام حسین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

تویتر ملاحسنی: ۱_مصاحبه با امام حسین(ع) مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلله. امام حسین :وعلیکم السلام. مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

۲_امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه! مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعا آب نخورد؟ امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد. مجری : وقتی ابوالفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد، خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان

۳_حسین تشنه هستند و آب نخورد.ابوالفضل که کشته شدپس چه کسی فکر اورا خوانده است؟! امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند،به قاتل خودگفت که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند… مجری : شما عید غدیر امسال چکار کردید؟

۴_امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟ مجری : روزی است که پیامبر پدر شما را بعنوان جانشین خود معرفی کرده است. امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود!! فرضا که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟ امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ۵ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود.

مگرسد فرات راشکسته بودندکه تا رکاب اسبمان بالابیاید؟! مجری:همه می‌گویند شماحتی آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورانوره (واجبی)کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟ امام:ما فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است وهر آبی به معده‌اش نمی‌سازد!

مجری : چرا شهربانو میان اسیران شام نبود؟ امام حسین :شهربانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب ما را به ساسانیان برسانند تاشما ایرانیان خوشتان بیاید! مجری :علی شریعتی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود… مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.
مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری…
#محرم_ماه_خرافه_پرور
#محرم

No responses yet

Sep 17 2018

فحاشي به مثابه سياست‌ورزي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

«اعتماد» از افزايش بي‌سابقه هتاكي‌ها در شبكه‌هاي اجتماعي عليه اصلاح‌طلبان گزارش مي‌دهد

مجيد انصاري: مدتي است اتهام زني و فحاشي عليه جريان اصلاحات به صورت سازمان يافته و پرحجم از سوي عوامل ضدانقلاب و برانداز كه بعضا دست‌شان به خون مردم بي‌گناه اين كشور آلوده است، افزايش يافته است

احمد زيدآبادي: به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، تجربه كرده‌ايم

و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص، چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم

 عليرضا كيانپور

«ماله‌كش»، «استمرارطلب»، «اصرارطلب» و «منفعت‌طلب» صرفا آن دسته از فحش‌هاي سياسي طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي عليه مخالفان‌شان است كه امكان بازنشرش در يك روزنامه رسمي موجود است. هرچند اگر قرار بود تمام اين الفاظ ركيك را اينجا فهرست كنيم، علاوه بر مشكلات ناشي از غيرقابل‌انتشار بودن بخش اعظم اين الفاظ، باتوجه به فراواني قابل‌توجه اين ناسزاها، به‌لحاظ محدوديت كلمات در اين مطبوعه كاغذي نيز به مشكلي ديگر برمي‌خورديم.

اما حالا چندماهي است اين ادبيات سخيف و اين الفاظ ركيك، بخش قابل‌توجهي از محتواي فضاي مجازي، به‌خصوص توييترفارسي را تشكيل داده و بيراه نيست اگر بگوييم، اغلب كاربرانِ آن ادبيات و آن الفاظ، طيفي خاص از كاربرانِ سياسيِ فضاي مجازي هستند كه ازسر لجاجت و با نوعي پيش‌دستي نسبت به اتهامات احتمالي حاكميت، خود را «برانداز» خوانده و به‌دلايل و با تحليلي نسبتا پيچيده، جناح چپ يا همان اصلاح‌طلبان را مخاطب اين فحاشي سياسي قرار داده‌اند. به اين تصور كه براي نيل به هدف‌شان -كه البته هنوز چندان روشن نيست و در شفاف‌ترين حالت گويا زمين‌گير كردن نظام حاكم است- بايد جناح اصلاح‌طلب را به عنوان آخرين سنگر، ناكار كنند تا بعد به‌تصورشان حكومت ساقط شود. هرچند اغراق نيست اگر بگوييم توصيف و تشريح اهداف سياسي اين طيف خاص از سياست‌ورزان توييتري تا همين مرحله نيز بيشتر برپايه حدسيات و گمان‌زني است تا تحليل و تدقيق در گفتار و كردار «براندازان.»

به هر تفسير، باتوجه به اين نوع خاص از كينه‌توزي براندازان نسبت به جريان اصلاحات و اصلاح‌طلبان و نيز، با دقت در الفاظ خاصي همچون «استمرارطلب» و «ماله‌كش» كه در بيان اين كينه احتمالا كهن به‌كار مي‌رود، مي‌توان حدس زد كه چرا اين مجاهدان فضاي مجازي تصور مي‌كنند براي براندازي حكومت و اسقاط نظام بايد به اصلاحات و اصلاح‌طلبان بتازند. اينكه لابد مسيري كه اصلاح‌طلبان براي اعمال اصلاحات لازم در حكومت پيش گرفته‌اند را طولاني‌تر ازآن مي‌دانند كه به اتفاقي ملموس بينجامد و درنتيجه حركت اصلاحات، به زعم‌شان در بهترين حالت استمرار وضع موجود است و در شرايطي كه عمدتا بيشتر به آن نظر دارند، نوعي لاپوشاني مشكلات.

البته اين نخستين‌بار نيست كه يك رسانه سياسي جريان اصلي به اوضاع و احوال سياسي فضاي مجازي و نيز مشخصا «براندازان» به عنوان طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي مي‌پردازد. هم خودمان پيش از اين به اين مهم ورود داشته‌ايم و هم بسياري از همكاران‌مان در ديگر مطبوعات. حتي اين اولين‌بار نيست كه بحث درباره نحوه بيان مطالبات براندازان و نوع انتقادشان عليه اصلاح‌طلبان، محور بحث ادبيات رسمي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد. سعيد حجاريان تئوريسين اصلاح‌طلب نيز چندي پيش به اين رويداد نسبتا نوي سياسي پرداخته بود و اتفاقا آنچه تحت عنوان علل و عواملِ اتخاذ اين رويكرد سياسي و اين نوع سياست‌ورزي ازسوي براندازان گفتيم، تاحدودي مشابه تحليلي است كه حجاريان از اين اوضاع به دست داده بود. حجاريان در مصاحبه‌اي كه تيرماه امسال با «اعتماد» داشت، بحث از «براندازان» و نسبت اين سياست‌ورزان با اصلاح‌طلبان را از منظر خود به عنوان يك اصلاح‌طلب (نه از موضعي كه براندازان بر آن تكيه زده‌اند) ديده و ضمن تاكيد بر اينكه «در شرايط كنوني رقيب اصلاح‌طلبان، نه جناح راست؛ بلكه براندازان هستند»، راهكار خود براي برون‌رفت از وضعيت نه چندان مساعد اين روزهاي اصلاحات تشريح كرده و از ايده‌اي تحت عنوان «هسته سخت اصلاحات» سخن گفته بود.

در اين چند ماهه پس از طرح ايده حجاريان البته شاهد اقدام مشخصي جهت عملياتي كردن «هسته سخت اصلاحات» نبوديم اما در تمام اين مدت، هجمه‌هاي براندازان عليه اصلاحات به‌قوت خود ادامه داشته و از آنجا كه اين امور از قوانين كلي حاكم بر فضاي مجازي تبعيت مي‌كند، مقاطعي در واكنش به يك رويداد خبري اوج گرفته و مقاطعي نسبتا فرونشسته است. با اين همه، آنچه انگيزه اصلي ورود مجدد به اين بحث شد، هجمه‌هاي جديد براندازان فضاي مجازي عليه چند چهره ديگر اصلاح‌طلب در روزهاي گذشته و مهم‌تر از آن، واكنش يكي از اين افراد به آن فحاشي‌ها بود. در اين مدت، دايره فحاشي براندازان چنان گسترده شد كه حتي دامنِ كساني شبيه به ضيا نبوي فعال و زنداني سابق سياسي و اين اواخر، احمد زيدآبادي روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب كه همچون نبوي پس از حوادث بعد از انتخابات 88 را در زندان گذرانده، گرفت. كساني كه نه هيچگاه سمت و مسووليتي اجرايي و دولتي داشتند كه بخواهند مقصر فلان ناكارآمدي و كمبود باشند يا مثلا از رانتي بهره برده باشند و نه هرگز جز از حرف و خواست مردم، چيزي به زبان آورده و تحرير كرده‌اند. اينكه حتي كساني همچون ضيا نبوي كه تا همين اواخر در همين فضاي مجازي، نمادي بود از ايستادگي و آزادگي يا زيدآبادي كه به‌واسطه سال‌ها روشنگري به‌مدد سياه كردن صفحات روزنامه‌ها و چند كتاب، «شرف اهل قلم» لقب گرفته بود، بسيار متفاوت بود از اينكه فلان نماينده مجلس اصلاح‌طلب يا بهمان وزير اعتدالي از جماعت برانداز فحش بخورد و ناسزا بشنود. شايد همين اتفاق عجيب بود كه زيدآبادي را بر آن داشت دست به قلم برده و لااقل حدسيات و گمانه‌زني‌هايش درباره علل وقوع اين اوضاع را تشريح كند.

زيدآبادي كه اين چند روز ابتدا به‌خاطر يادداشتي با عنوان «حسين در قتلگاه تاريخ»، هدف فحاشي مجازي قرار گرفته بود، در ادامه در يادداشتي ديگر، براندازان را ظرفيتي «نجات‌بخش» براي اصلاح‌طلبان توصيف و استدلال كرد كه اين «لشكر سايبري برانداز كه تا جان در بدن دارد، فحش و ناسزا مي‌دهد»، از قضا به همين دليل، ديگر محل اتكا و مورد اعتماد نيست و درنتيجه «تعريف و تمجيد و ستايش اين عده، مايه ننگ و بدنامي و دشنام‌شان سبب افتخار و سربلندي خواهد بود؛ يعني دقيقا همان منطقي كه در مورد كيهان شريعتمداري جاري و ساري است!»

البته همانطور كه انتظار مي‌رفت اين يادداشت تازه براندازان را سرحال آورد و آتشِ فحاشي و ركيك‌گويي «لشكر سايبري برانداز» دوچندان شد. هرچند زيدآبادي نيز ميدان را خالي نكرد و وقتي بار ديگر و به‌مراتب بيشتر از بار اول، حرف ناحساب مجازي شنيد، در آخرين يادداشتش با عنوان «چهار احتمال و ختم كلام…» كه در «نگاه متفاوت»، كانال تلگرامي شخصي‌اش منتشر كرد، نوشت:«من در دنياي توييتر حضور ندارم؛ اما همان مقداري كه برخي دوستان، عكس صفحاتي از آن را برايم ارسال مي‌كنند؛ به نظرم تعبير هانا آرنت درمورد «عادي شدن شرارت» مصداق تمام و كمالش را در آنجا پيدا مي‌كند.» او ادامه داد: «تخريب و بددهني و هتاكي و اتهام‌پراكني البته در بين محافل سياسي معاصر ايران كم و بيش رايج بوده است؛ اما ابتذال كلامي در سال‌هاي اخير را تا آنجا كه من به‌خاطر دارم؛ سايت بالاترين بنا نهاد و رواج داد. از حق نبايد گذشت كه برخي اعضاي اين سايت كوشيدند تا مانع اين كار شوند؛ اما در عمل كاري از پيش نبردند. كار اين سايت امروزه به‌جايي رسيده كه حتي مطلبي در دفاع از يزيد در قتل‌عام خاندان حسين، بدون راي منفي داغ مي‌شود و بالا مي‌رود! توييتر اما ظاهرا داستان ديگري است. كارش از چاله‌ميدان گذشته و به ديوانه‌خانه رسيده است. بسياري از افراد با گرايش‌هاي مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هيچكس در آنجا احساس امنيت نمي‌كند و خود را هر لحظه از تهاجمي بي‌دليل و ناگهاني در امان نمي‌بيند.»

زيدآبادي در ادامه به 4 علت احتمالي اين مساله پرداخت و در تشريح فرضياتش نوشت: «1-هرزه‌درايي و خشونت كلامي در توئيتر براي بخشي از ايرانيان، نوعي تفنن و سرگرمي و بازي و تفريح است. گويي در پشت اين همه خشم و خشونت، نوعي خونسردي و انبساط خاطر است كه مردماني بي‌نصيب، شب خود را با آن به روز مي‌رسانند و از اين طريق تفريح مي‌كنند. اين شايد تا اندازه‌اي براي جامعه‌اي تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفريح از طريق آزارگري و بازي با حيثيت و آبرو و اعصاب ديگران؛ از يك انسان طبيعي برنمي‌آيد!

2- نوعي تخليه رواني از سوي افراد سرخورده و افسرده و ناديده گرفته شده است كه قدرت تأثيرگذاري عملي بر محيط اطراف خود را ندارند و از اين رو، با پرخاش و ياوه‌گويي، ناكامي خود را در اين زمينه جبران مي‌كنند. با اين رفتار هم مي‌توان قدري همدلي نشان داد؛ اما اي‌كاش اين افراد كينه خود را بر سر افراد معدودي چون من خالي مي‌كردند! به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، بي‌واسطه تجربه كرده‌ايم و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص كه خدا مي‌داند از كدام نقطه دنيا آن هم در دنياي مجازي به سوي‌مان روانه مي‌شود؛ چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم. در اين ميان اما دوستاني به‌خصوص با سن و سال كمتر، از اين هتاكي‌ها به جد دل شكسته و اندوهگين مي‌شوند. از اين رو، تخليه رواني به قيمت آزار و اذيت همنوع و هموطني كه تنها گناهش نظر متفاوتي است؛ جاي هيچ‌گونه توجيه ندارد.

3- برخي گمان مي‌كنند كه با هتك و حرمت‌شكني هركس كه دم دست‌شان برسد، واقعا درحال براندازي حكومت‌اند و به همين علت نيز آن را پيگيرانه در دستوركار خود قرارداده‌‍‌اند! اين دسته افراد بايد بدانند كه هيچ حكومتي درجهان تاكنون از راه فحش و هتاكي، چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر كار براندازي و سرنگوني به اين راحتي بود كه تمام حكومت‌ها در سطح جهان يك شب هم دوام نمي‌آوردند!

4- گفته مي‌شود كه دستِ پنهاني پشت اين غوغاي زشت و نفرت‌انگيز است. هركس به فراخور حال خود از جايي اسم مي‌برد. برخي سازمان مجاهدين خلق را، برخي شماري از هواخواهان رضا پهلوي را، برخي حزب كمونيست كارگري را، برخي موساد را و برخي نيز بعضي افراد و جريان‌هاي تنگ‌نظر و افراطي داخل را به عنوان مدير و سازمان‌دهنده اين رسوايي كلامي معرفي مي‌كنند. من چون در اين زمينه اطلاعي ندارم، طبعا داوري هم نمي‌كنم. اما اگر رشته كار به دست هريك از آنها باشد؛ اين وضع ادامه مي‌يابد مگر آنكه كاربران حقيقي در حركتي دسته‌جمعي، تغيير رويه دهند يا آنجا را ترك كنند.»

يادداشت زيدآبادي اتفاقا يكي از موضوعات بحث توييتري‌ها در ساعات اخير بوده و بسياري از كاربران، برانداز و غيربرانداز درباره جمله‌جمله و جزءبه‌جزء آن اظهارنظر كرده‌اند. البته در اين ميان، مطابق انتظار، سهم براندازان و فحاشي ركيك‌گويي‌شان بسيار چشم‌گير بود و هيچ بعيد نيست همين حالا، همزمان با نگارش اين آخرين جمله از اين به اصطلاح گزارش مطبوعاتي از اين فضاي مجازي، يكي از اين كاربران برانداز با هويتي ناشناس، فحش و ناسزايي تازه نثار زيدآبادي، اين «شرف اهل قلم» نكرده باشد و مثلا او را «شرف اهل دغل» يا چيزي ركيك‌تر از آن، خطاب قرار نداده باشد.

No responses yet

Sep 15 2018

زلزله‌زدگانی که حاضرند برای مرمت خانه کلیه خود را بفروشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: رییس شورای شهر سرپل ذهاب گفته است که عذاب زلزله‌ در این منطقه ادامه دارد. مردم نه پول دارند، نه سرپناه، نه بهداشت. از کمکهای وعده داده شده به آنها خبری نیست. بعضی‌ها حاضرند کلیه خود را بفروشند تا خانه‌‌شان را بالا ببرند.

خبرگزاری ایلنا روز جمعه ۲۳ شهریور به نقل از مجتبی جاسمی، رییس شورای شهر سرپل ذهاب از وضعیت اسفبار زلزله‌زدگان کرمانشاه خبر داد. رییس شورای شهر سرپل ذهاب به این خبرگزاری گفته است که مردم این منطقه وضع روحی و روانی ناشایست و بسیار نامساعدی دارند.

چرا؟ دلایل یکی دوتا نیستند. وقتی رییس شورای شهر سرپل ذهاب مصایب را کنار هم ردیف می‌کند، تصویری فاجعه‌بار به دست می‌دهد؛ زلزله مدام تکرار می‌شود، مصالح گران است و خیلی‌ها فقط توانسته‌اند اسکلت خانه و کاشانه خود را بالا ببرند. ستادهایی که قرار بوده به مردم کمک کنند، آنها را تنها گذاشته‌اند. قرار بود به مردم آهن بدهند، که نداده‌اند. تعهداتی که نهادهای مسئول داده‌اند، محقق نشده است.

اکثر روستاهای سرپل ذهاب آب آشامیدنی ندارند. ۸۰ درصد زیرساخت‌های شهری تخریب شده یا آسیب دیده است. تا اول مهر شاید چند مدرسه به شکل نمادین افتتاح شود. بقیه باید در کانکس دایر شوند. وضع بهداشت اصلا مناسب نیست.

شهرداری پولی برای ارائه خدمات نمی‌دهد. امکانات شهرداری ناچیز و فرسوده است. مردم به هزینه خود آواربرداری کرده‌اند و اجاره دو میلیون تومانی برای بیل مکانیکی پرداخته‌اند. بنیاد مسکن باید این کار را انجام می‌داده که اعلام کرده نمی‌تواند. تنها ۲۰ درصد مردم در خانه‌های خود زندگی می‌کنند. همان ۲۰ درصد هم به خاطر تکرار زلزله ترجیح می‌دهند در کانکس زندگی کنند.

اعتراض زلزله زدگان کرمانشاه به عدم رسیدگی مسئولان (تصور آرشیوی)

بهای خانه به شدت پایین آمده و خیلی‌ها مسکن خود را به قیمتی نازل فروخته‌اند و با پولش در کرمانشاه سرپناهی رهن کرده‌اند. بسیاری از مستاجران که قرار بوده، زمین تحویل بگیرند همچنان بدون زمین هستند. به این همه مشکلات بیکاری جوانان در شهرستان سرپل ذهاب را هم باید اضافه کرد. یکی از محروم‌ترین نقاط ایران.

این سطور خلاصه‌ایست از آنچه رییس شورای شهر سرپل ذهاب به خبرگزاری ایلنا گفته است.

اما وضع نابسامان مردم را به ویژه از یک جمله رییس شورای شهر سرپل ذهاب می‌توان دریافت. او به خبرگزاری ایلنا گفته است: «مردمی هستند که حاضرند کلیه خود را بفروشند تا کار ساخت و ساز را انجام دهند؛ این درد است.»

“آهن‌لرزه کرمانشاه”

به گفته فرهاد تجری، نماینده کرمانشاه اساسا روند بازسازی در مناطق زلزله‌زده متوقف شده است. او به ایلنا گفته است: «کرمانشاه علاوه بر این‌که زمین لرزه دارد آهنلرزه هم دارد» او از عدم توجه مسئولان وزرات صنعت، معدن و تجارت و بنیاد مسکن در تامین آهن‌آلات شکوه کرده و گفته: «خروجی تقریبا صفر است» و به دلیل نبود آهنآلات در منطقه «روند بازسازی با رکود مواجه و متوقف شده است.»

به گفته نماینده کرمانشاه: «مسئولین بنیاد مسکن و وزراتخانه‌ها خصوصا صنعت، معدن و تجارت از نجابت مردم درحال سوءاستفاده هستند.» او می‌افزاید: «امروز اکثریت مردم به جهت نبود آهن‌آلات برای بازسازی خانه‌های خود سرگردان هستند و روند بازسازی کاملا متوقف شده است.»

صبر مردم تا کی؟

روز ۲۱ آبان سال گذشته زلزله‌ای با شدت ۳ / ۷ ریشتر سرپل ذهاب، قصر شیرین و کرمانشاه را لرزاند. صدها نفر کشته شدند، نزدیک به ۸۰۰۰ نفر زخمی. خانه‌های زیادی ویران گشتند، حتی آنها که نوساز بودند و ماحصل پروژه “مسکن مهر”. زلزله به بحرانی سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. مردم نومید و بی‌اعتماد به نهادهای دولتی خود برای کمک به زلزله‌زدگان به سوی غرب کشور به راه افتادند. کمک‌های بسیاری جمع شد، بدون سازماندهی درست و به موقع.

در کوران این وضعیت خبرنگار خبرگزاری دانشجویی ایسنا در شرح مشاهدات مستقیم خود از وضعیت شهر، حال مردم را در سه واژه “غم، بهت و نگرانی” خلاصه کرد و نوشت: «مردم این شهر نگران و وحشت‌زده و به شدت نیازمند اقلام اولیه به خصوص آب هستند. در چمن مجموعه ورزشی احرا دائما بالگردهای ارتش و هلال احمر و اورژانس فرود می‌آیند و زمانی که برخی از مردم متوجه می‌شوند در این بالگردها اقلامی به خصوص آب وجود دارد سریعا به سمت آن می‌روند… با وجود تلاش‌ها اما مردم حجم و سرعت خدمات ارائه شده را ناکافی می‌دانند و نگران سرنوشت خود و خانواده‌شان هستند در شرایطی که در آستانه فصل سرما سقف بالای سرشان ویران شده و همه زندگی‌شان زیر صدها تن خاک دفن شده است.»

بسیاری از کسانی که به سوی مناطق زلزلهزده شتافته‌ بودند، پس از مدتی آنجا را ترک کردند. زلزلهزدگان تنها ماندند. تنها چیزی که هنوز هم سایه خود را بر منطقه گسترده، خود زلزله است. زلزله‌ای که مدام تکرار می‌شود و روح و روان مردم را دائم می‌لرزاند. دست‌اندرکاران آنگونه که از سطور بالا برمی‌آید نه دغدغه مردم را دارند، نه توان و شایستگی رسیدگی به مشکلات بیشمار آنها را.

حالا باز فصل سرما نزدیک می‌شود و مردم مناطق زلزله زده غرب ایران همچنان ناچارند سختی‌ها و کاستی‌ها را تحمل کنند. اما نماینده کرمانشاه می‌گوید: «این کاسه صبر مردم یک حدی دارد».

No responses yet

Sep 13 2018

رئیس اتاق بازرگانی تهران: اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,فقر

اقتصاد نیوز: رئیس اتاق بازرگانی تهران از رسوب ۱۳۹ هزار کانتینر در بنادر رسوب کرده است، گفت: اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت.

به گزارش اقتصاد نیوز به نقل از مهر؛ مسعود خوانساری در جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران با اشاره به وضعیت کنونی اقتصاد ایران گفت: از ۲۱ فروردین تا ۲۲ مردادماه سال جاری، بیش از ۳۳ بخشنامه از سوی دولت در خصوص مسائل ارزی صادر شده که به تبع آن، گمرک مجبور به صدور دستورالعمل‌هایی شد که تعداد آنها ۱۵۰ تا ۱۶۰ دستورالعمل بوده است. همین امر باعث شده تا تولیدکنندگان، واردکنندگان و صادرکنندگان دچار سردرگمی بوده و عدم قطعیت و بی‌اعتمادی، کلاف سردرگمی را برای تولیدکننده و مصرف کننده ایجاد کرده است.

رئیس اتاق بازرگانی تهران افزود: سه شنبه هفته گذشته بیش از ۲۰۰ فعال اقتصادی به اتاق بازرگانی تهران مراجعه کردند که عمده اعتراض آنها در رابطه با بخشنامه ۱۶ مردادماه سال جاری است که پرداخت مابه التفاوت نرخ ارز را برای واردکنندگان تکلیف کرده است، این در حالی است که همین امر باعث بروز مشکلات جدی شده است، بنابراین این تصمیم از سوی دولت جوانمردانه نبود. در حالیکه فروردین ماه دولت قاطعانه ارز ۴۲۰۰ تومانی را اعلام کرد و همه گشایش اعتبار کردند، بنابراین دریافت مابه التفاوت مشکلات زیادی ایجاد کرده است.

وی تصریح کرد: توجیه سرمایه گذاری بسیار مهم است و قیمت ریالی و ارزی حائز اهمیت به شمار می‌رود، این در حالی است که برخی مواد اولیه خود را پیش فروش کرده‌اند و اکنون با الزام برای پرداخت مابه التفاوت، دچار مشکلات بسیار شده‌اند، در حالیکه ارایه مابه التفاوت با توجه به مشکلات نقدینگی بنگاههای اقتصادی، کار ساده‌ای نیست.

خوانساری ادامه داد: تعدادی از اقلامی که در گمرک باقی مانده، در سال گذشته ثبت سفارش شده و امسال به دلیل اینکه بخشی از کالا ممنوع شده، برخی دچار مشکل شده‌اند و بنابراین باید گفت که ۱۳۹ هزار کانتینر در بنادر کشور رسوب کرده که شامل ۷ میلیون تن کالا و ۲.۵ میلیون تن کالای اساسی است. هزینه دموراژ، انبارداری و برخی مواردی که ناشی از تغییرات دستورالعمل های دولتی است، تولیدکنندگان را دچار مشکل کرده و کارخانه‌ها یکی پس از دیگری در حال تعطیلی است یا تعدیل نیرو دارد.

وی با اشاره به رتبه‌بندی اتاق‌های بازرگانی از سوی اتاق بازرگانی ایران گفت: اتاق تهران توانست در این رتبه‌بندی در گروه A قرار گیرد که بر این اساس تنها اتاقی است که با فاصله بسیار زیاد در این گروه قرار گرفته است.

No responses yet

Sep 13 2018

گزارش میدانی: کارگران پایتخت ناهار چه می‌خورند؟ نانِ خالی، قوُتِ غالب…

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فقر

کیهان لندن: – حسن روحانی می‎گوید «والله دچار بحران نیستیم»، رییس اتاق بازرگانی می‎گوید سه ماه دیگر قحطی می‏‎آید.
– هزاران نفر از کارگران در تهران مجبورند برای سیر نگه‎داشتن شکم فقط نان خالی بخورند.
– کیهان لندن پای صحبت چند کارگر در پایتخت نشسته و از آنها پرسیده ناهار چه می‏‌خورند؟

حسن روحانی، ششم شهریور ۹۷، در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت «پشت تریبون‌ها نگوییم که ما دچار بحران‌ شده‌ایم؛ والله ما دچار بحران نیستیم؛ ما در مرحله آسیب قرار داریم و گاهی موارد در لبِ تهدید هستیم»!
چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ برابر با ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۸
او این ادعا را در جریان جلسه سوال نمایندگان از رییس جمهور مطرح کرد و ضمن رد هرگونه بحران در کشور گفت که نباید مردم را نگران کرد. اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی نیز معتقد است شرایط دشوار است اما بن‌بست نیست.

عکس: کیهان لندن، حوالی میدان بهارستان تهران (زمستان ۱۳۹۳)

این ادعاها در حالیست که روز سه‎شنبه ۱۳ شهریور، پروانه سلحشوری نماینده تهران و عضو فراکسیون امید در جلسه علنی مجلس در نطقی جنجالی عنوان کرد «می‌خواستم از فقر، گرانی، بیکاری و درد مردم بگویم، اما دیدم چه بگویم که آنقدر دولت آشکار و پنهان وجود دارد که نمی‌دانیم چه کسی مسئول اقتصاد است و دغدغه برخی روحانیون بجای اینکه فقر، فساد و دین‌گریزی جوانان و اختلاس از بیت‌المال باشد، درگیر تار موی زنان و دوچرخه‌سواری آنها است.»

بین آنچه دولتمردان در مورد اقتصاد کشور می‎گویند و گرفتاری‎هایی که شهروندان شبانه‌روز با آنها دست و پنجه نرم می‎کنند و وضعیت بغرنج معیشتی که روزمره با آن سر و کار دارند اختلاف از زمین تا آسمان است.

مسعود خوانساری رییس اتاق بازرگانی تهران در جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی بدون تعارف گفته «اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت.»

خط فقر در تهران پنج میلیون تومان شده است و وضعیت در شهرهای بزرگ دیگر نیر چندان تفاوتی با پایتخت ندارد. گزارش‎های میدانی حاکی از آن است که طبقه کارگر در ایران به ویژه در شهرهای بزرگ باید ۷۰ درصد درآمد خود را صرف تهیه غذا و خوراک فقط برای زنده ماندن کند.

کیهان لندن در گزارشی میدانی از تهران به وضعیت غذای کارگری و طبقه متوسط رو به پایین پرداخته و از آنها پرسیده چه می‎خورند.

۱۹ شهریور ۹۷، ظهر موقع ناهار میدان «ولیعصر» (میدان ولیعهد)؛ محمد که در یک پیک موتوری کار می‎کند و ۳۳ سال دارد حساب کرده با حقوق ماهانه‎اش و مخارجی که دارد برای ناهار روزانه نباید بیشتر از ۴۵۰۰ تومان خرج کند. او می‎گوید «با این پول چی میشه خورد؟ یک بسته پفک شده ۳ هزار تومان شده، چیزی نمی‎مونه، من باید نان خالی و پنیر بخورم.»

رضا، دور میدان ایستاده و منتظر وانت یا ماشینی است که او را برای نظافت یا بنایی و یا حمل بار و اسباب‎کشی صدا بزند. در پاسخ به این پرسش که کارگرهایی مثل تو که روز مزد هستند چه غذایی می‎خورند گفت: «فلافل، ارزون‎ترین غذا بود؛ با یک ساندویچ سیر می‎شیم.»

چند متر جلوتر در مسیر بلوار کشاورز (بلوار الیزابت) سر ظهر بازار فلافل‌فروشی‎های بلوار قرار دارد که معمولاً شلوغ‌اند و اغلب مشتریان آن کارگران فصلی و موتوری‎ها هستند.

در فلافل‌فروشی پشت سینما استقلال (سینما امپایر) خبر زیادی نیست. یکی دو نفر داخل مغازه مشغول گاز زدن به ساندویچ هستند. بیرون تقریباً خلوت است. تا همین چند وقت پیش هر روز حوالی ظهر مشتریان در برابر همین مغازه برای ناهار صف می‎کشیدند.

امیر صاحب مغازه که پشت دَخل نشسته می‎گوید: «دو ماه است فروش ما خیلی کم شده، همیشه این موقع اینجا صف می‌بستند. حالا ببینید چطور است، بخصوص از موقع شلوغی‌های بازار خیلی کار ما کساد شد؛ البته وضعیت مردم را هم باید در نظر گرفت، قدرت خریدشان کم شده. همین الان بازار را نگاه کنید، می‌بینید کسی زیاد خرید نمی‌کند. اصلاً جمعیت با قبل، قابل مقایسه نیست. قبلاً کسی نمی‌آمد سؤال کند فلافل چند است. الان می‌آیند و می‌پرسند و راهشان را می‌کشند و می‌روند. همه این افراد کارگر هم نیستند. بین آنها کارمند هم هست.»

امیر ادامه می‌دهد: «پنج نفر در مغازه کار می‎کنند با خودم می‎شویم شش نفر، کاسبی یعنی سود، سر انگشتی حساب کنم پول کارگر و آب و برق و مالیات و خرید مواد هم از این دخل در نمی‎آید، سود پیشکش!»

مرد میانسالی با لباسی شیک شنونده حرف‎های صاحب مغازه است، دنباله حرف او را می‎گیرد و می‎گوید: «فلافل غذای ارزانی است. کمترین قیمتی که از آن یادم می‌آید، ۴۰ تومان بود. من به دلیل شغلی که دارم مشتری ثابت اغذیه فروشی‎ها هستم. یادم هست که کباب لقمه و سوسیس ۲۵ تومان بود، کنارش هم یک نوشابه می‌دادند. کباب لقمه‌اش هم گوشت حسابی بود. فلافل هم از آن موقع که باب شد، خیلی طرفدار پیدا کرد. یک دلیل هم همین ارزانی‌اش بود. کلاً غذای کارگری بود الان وضعیت همینطور پیش برود می‎شود غذای لاکچری!» (خنده)

وقتی بازار فلافل فروش‌ها و کوکوفروش‎ها کساد است و ساندویچ سیب‌زمینی و تخم مرغ گرانتر شده یعنی یک عده حتماً برای سیر کردن شکم مجبورند فقط نان خالی بخورند

جواد صاحب یکی از چند فلافل‌فروشی  پیچ شمیران است. مشتریان او مدتی است کم شده‌اند. وی در این‎باره می‌گوید: «در یک‌ماه گذشته که همه چیز گران شد ما گران نکردیم، چون مشتری توان ندارد، اما هر روز داریم مواد اولیه‌ را گرانتر می‌خریم. روغن ۱۶ کیلویی را که ۷۰ هزار تومان می‌خریدیم الان شده ۹۷ هزار تومان. تازه صاحب مغازه‎ای که از او روغن می‎خریم منت می‎گذارد و می‌گوید اگر مشتری چندساله‎ام نبودی اصلاً روغن به تو نمی‎فروختم چون باز هم قرار است گران شود. او هم مجبور است نفروشد چون گران می‎شود.»

جواد ادامه می‎دهد: «خیارشور و ترشی و مخلّفات دیگر هم این روزها قیمت ثابتی ندارند. هر کس هر چی خواست می‎فروشد و هیچ نظارتی هم نیست. قیمت ادویه هم بالا رفته، نوشابه را می‌فروختم هزار تومان، شد ۱۲۰۰ تومان، آب معدنی هم که هر هفته ۲۰۰ تومان گرانتر می‎شود. می‎گویند بطری آب معدنی هم وارد می‎کردند الان تحریم شده، یعنی در این چهل سال یک بطری هم نتوانسته‎اند تولید کنند!»

شرمنده مشتری‎ها هستم؛ کارگرمان قرار بود عقد کند!

۲۰ شهریور ۹۷، موقع ناهار، اغذیه‌فروشی؛ حوالی میدان «امام حسین» (میدان فوزیه)

آنهایی که تهران را می‎شناسد می‎دانند اقشاری که اطراف میدان «امام حسین» زندگی می‎کنند اغلب از کارگران هستند و همچنین دانشجویان کم درآمد. از قدیم ساکنان این منطقه بیشتر از طبقات متوسط پایین و تنگدست بودند و پس از انقلاب چند برابر شده‌اند. اینجا هر چه هم که گران بود اما غذا ارزان‎ بود.

فلافل ۴۵۰۰ تومان: یکی از اغذیه‌فروش‎های این میدان قدیمی که ۲۰ سال کاسب محل است می‎گوید: «کاهو، گوجه، نان و خیارشور و کلاً همه چیز گران شده، مجبورم ساندویج‎ها را گران کنم. باور کن دلم نمی‌خواهد مشتری‌ها گران بخرند، می‎دانم ندارند، خبر دارم از جیب‎شان، کاسب از جیب مشتری‌هایش خبر دارد، شرمنده‌شان می‌شوم. اما چه کار کنم؟ نان را دانه‌ای ۵۰۰ تومان می‌خرم. نخود و کاهو و خیارشور و گوجه و ترشی هم هست. همه را هم باید روزانه بخریم، اصلاً نمی‎صرفد، هیچوقت اینقدر کساد نبود، بی‌رودربایستی بگویم، همین چهارشنبه پیش گفتم تعطیل کنم. با کارگرهای مغازه نشستیم و حرف زدیم. به خاطر آنها بود که تعطیل نکردم. اینجا شش نفر نان می‎خورند، همه‌شان هم زن و بچه دارند، بیکار می‌شوند.»

او به یکی از کارگرها اشاره می‎کند، جوانی با صورت آفتاب‎خورده، می‎گوید: «این آرمان قرار بود آخر ماه عقد کند با این اوضاع…»

ساندویچ کوکوسبزی ۷۰۰۰ تومان: در مغازه‎ای قدیمی در خیابان ایرانشهر بالای میدان فردوسی؛ صاحب‎اش می‌گوید: «قیمت‎های مغازه من کف قیمت بازار است. سود چندانی نمی‌کنم، غذا را کم می‌آورم که زود تمام شود. من خودم هم کارگر بودم؛ ۱۰ سال است با همسرم اینجا را باز کرده‎ام اما الان به این روز افتاده‎ام که می‎بینید؛ دیگر صرفه ندارد. کاسبی دیگر مثل قبل نیست.»

«وقتی وضعیت ساندویچی‌ها اینطور است وضعیت رستوران‎ها بهتر از این نیست» این را کارمندی می‎گوید که ادعا می‎کند تا همین یک سال قبل معمولاً هفته‎ای یکی دو بار غذا را به همراه خانواده در رستوران می‎خورده است. او می‎گوید کارمند سازمان تربیت بدنی است: «… هفته قبل به رستورانی که مشتری ثابت آن بودم رفتم؛ صاحب مغازه که از دوستان قدیمی است تعریف می‌کرد اینجا را بفروشم و پولش را ملک بخرم سال دیگر چندین برابر سود می‎کنم. تازه پول آب و برق و کارگر و مالیات تجاری هم نمی‎دهم!»

مُزد که باشد غذا هم هست

اطراف میدان تجریش چند نفری  کنار یک چرخ‌دستی نشسته‌اند. باربرانی نسبتاً جوان با چهره‎های خسته؛ آنها از سیستان و بلوچستان برای کار به پایتخت آمده‎اند. حال و حوصله‎ی حرف زدن هم ندارند. نزدیک که می‎شوم اولش فکر می‎کنند برای دادن کار به آنها نزدیک شده‌ام، اما وقتی از آنها می‌پرسم ناهار خورده‌اید، همدیگر را نگاه می‌کنند. «ناهار؟!» می‌پرسم ناهار چی می‌خورید؟ یکی از آنها که به نظر باسابقه‎تر از بقیه است جواب می‌دهد: «هر چی، بستگی به مُزد روزمان دارد.» یکی دیگر از آنها با خنده می‌گوید: «مثل امروز که هزارتومان هم کار نکردیم و ناهارمان می‎شود یک تکه نان!» می‌گویند «اوضاع باربری هم کساد است، هیچ خبری نیست.»

کمی آنطرفتر، کودکی تا کمر وسط سطل زباله شیرجه زده؛ ته‌مانده چیزی شبیه غذا را پیدا می‎کند، با خوشحالی دختربچه‌ای را صدا می‎زند: «زهرااااا…» (با خنده)

No responses yet

Sep 11 2018

تصویر و ویدئو: فساد پسر فرماندە نیروی انتظامی تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

گویانیوز: آواتودی – امین خانچرلی پسر محسن خانچرلی فرماندە نیروی انتظامی تهران غرب یکی از عوامل کارچاق کن در تهران با استفادە از نفوذ و مقام پدرش توانستە بە بیش از پانصد میلیارد تومان پول نقد دست یابد.

امین خانچرلی ٥ سال پیش کافە تهران در خیابان فرشتە را کە یکی از گرانترین محلەهای تهران محسوب میشود را با رانت و پادرمیانی پدرش گرفت. این آقازادە پیشتر از طریق بردیا گلزار برادر محمدرضا گلزار بازیگر سینما در کافە انار جردن همکاری میکردند.

2565456.jpgامین خانچرلی از طریق باجگیری از مواد فروشهای عمدە غرب تهران و گرفتن مصونیت او نیروی انتظامی برای فعالیت بدون هراس از دستگیری قاچاقچی های تهران، ماشین لاندکروز مشکی و بی ام و ٥٢٨ و سە دستگاه خودرو لوکس دیگر گرفتە است.

امین خانچرلی یار و دوست امین قاچاقچیهای مواد مخدر در تصویری کە آواتودی بدست آوردە و در زیر میبینید در حال گفتگوی زندە در بین دایرە دوستان خلافکار با ایمان بشیری قاچاقچی معروفی است کە در سالهای ٩١ تا ٩٣ بە جرم فروش مواد مخدر از نوع شیشە بە حکم اعدام محکوم شدە بود، ولی با واسطە پدر این آقازادە تبرئە شد. دولتی پسر رئیس پلیس با قاچاقچی معروف پایتخت نتیجەاش نا امنی اجتماعی برای شهروندان و امنیت برای قاچاقچیهای مواد مخدر و خلافکارهای دانە درشت تهران شدە است.

No responses yet

Sep 09 2018

آب از افغانستان برای نجات سیستان، قیمت چند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: فرزانه بذرپور پژوهشگر در دانشگاه تروندهیم نروژ

فرزانه بذرپور؛ پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران با نگاهی به تعرفه های بین المللی و موافقتنامه های خرید و فروش آب در آسیا، قیمت آب قابل مذاکره بین ایران و افغانستان را برآورد کرده و در یک ارزیابی اقتصادی بین خرید آب با گزینه های دیگر ایران برای تامین آب، هزینه و فایده ها را بررسی کرده است.

آیا قیمت گذاری آب راه حل مسئله هیرمند است؟ بسیاری از افغان ها باور دارند که آب هم مثل نفت ذی قیمت است ولی نمیدانند چقدر می ارزد. اختلافات آبی بر سر رودخانه ی هیرمند و تشنگی هامون، امروز در صدر موضوعات سیاست خارجی ایران و افغانستان است و به رغم جلسات متعدد و تفاهمنامه مشترک، همچنان آبی به سیستان نمیرسد.

مدیریت جامع منابع آب، یکی از راههای همگرایی و مشارکت پایدار اقتصادی در یک حوضه ی آبخیز را، قیمت گذاری آب تعریف می کند. تجربه های خرید و فروش آب در سطح بین الملل اگرچه انگشت شمار است اما می تواند ما را در یافتن قیمت پایه راهنمایی کند. گاهی در افکار عمومی افغانستان از ۱.۵ دلار در هر متر مکعب به عنوان تعرفه ی بین المللی آب یاد می شود، اما این قیمت گذاری در مورد آبهای افغانستان درست نیست.

یونسکو در سال ۱۹۸۵ هزینه های انتقال آبِ تصفیه شده با تانکر را بین ۱.۵ دلار تا ۳.۵۰ دلار براساس فاصله و حجم تانکر ارزش گذاری کرد. ترکیه درسالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در قراردادهای جداگانه به قبرس شمالی و اسرائیل آب می فروخت. قیمت آب به اضافه ی هزینه ی انتقال با تانکر در بعد مسافت برای قبرس شمالی ۰.۷۹ دلار و برای اسرائیل ۰.۵۰ دلار در هر متر مکعب محاسبه و مذاکره شد. موسسه واشنگتن نیز سال ۲۰۰۳ در ارزیابی خود قیمت صادراتِ آب از ترکیه به کشورهای پیرامونی را ۰.۸۵ دلارتخمین زده است.

اما خرید آب هیرمند یا هریرود با الگوی ترکیه محاسبه نمی شود. الگوهای مناسب و کاربردی، قراردادهای بین مالزی و سنگاپور بر سر رودخانه های “تبرو اسکودای” و “جوهور” یا قراردادهای بین چین و هنگ کنگ و خرید آب رودخانه “جیانگ دانگ” می تواند باشد.
تجربه های خرید و فروش آب در شرق آسیا

سنگاپور از سال ۱۹۶۱ از مالزی آب می خرد. براساس این توافق، سنگاپور حق برداشت روزانه ۸۶ میلیون گالن آب معادل ۳۹۰ هزار متر مکعب از رودخانه “تبرواسکودای” را دارد. سنگاپور آب را به قیمت ۰.۵۰ دلار به ازای هر ۱۰۰۰ گالن پرداخت می کند. یعنی ۲۲ سنت در هر مترمکعب. دولت مالزی اگرچه در بازنگری های جدید همچنان به فروش آب ادامه داده است ولی اخیرا خواهان افزایش قیمت شده و ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالزی، خردادماه، قیمت پایین صادرات آب را به ضرر منافع ملی کشورش دانسته است.

بیشتر بخوانید:

قیمت پیشنهادی مالزی ۶۰ سنت به ازای هر ۱۰۰۰ گالن است، یعنی ۲۷ سنت در هر مترمکعب. مالایی ها در مذاکرات به قرارداد چین با هنک کنگ استناد میکنند اما مقامات سنگاپور این مقایسه را غیرکاربردی می دانند زیرا چین علاوه بر تامین آب، هزینه های نگهداری و مخزن را پرداخته است. این درحالی ست که در موضوع سنگاپور-مالزی، سنگاپور علاوه بر هزینه ی تاسیسات و عملیات اجرایی، همه ی هزینه های نگهداری و تجهیزات را هم می پردازد. بنابراین قیمت تعیین شده در قرارداد سنگاپور- مالزی نمی تواند با قرارداد هنگ کنگ-چین یکسان در نظر گرفته شود.
شریان حیات هنک کنگ در دستان سرزمین مادری

هنک کنگ از سال ۱۹۶۵ حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از نیاز آبی اش را از رودخانه شرقی یا “دانگ جیانگ” چین و از فاصله ی هشتاد کیلومتری تامین میکند. در اقدام جالبی برداشت آب از رودخانه، متناسب با وضعیت بارندگی به صورت ماهانه تنظیم شده تا از تهیه مازاد آب برای شهر در ماههای پربارش جلوگیری شود. حداکثر برداشت آب ۸۲۰ میلیون متر مکعب است و باوجود تمام مراقبتها و تنظیمات، سال گذشته این شهر ۲۵ میلیون متر مکعب هدررفت آب داشته است.

سال ۲۰۰۷ قیمت آب واراداتی ۴۲ سنت تعیین شده بود ولی در بازنگری سال ۲۰۱۶ ، رقم خرید آب به ۰.۸۶ دلار افزایش یافت. نیاز آبی هنک کنگ در سال گذشته ۹۸۷ میلیون متر مکعب بوده و با توجه به افزایش قیمت آب، دولت ترجیح داد نیاز اضافی آب را از طریق شیرین سازی تامین کند.

برخی منتقدان میگویند قدرت چانه زنی هنک کنگ در مذاکرات با چین، به دلیل وابستگی شدید آبی، بسیار ضعیف و شکننده است ولی مقامات هنک کنگ صراحتا می گویند انتظار برای خودکفایی در هنک کنگ، یک رویکرد غیرواقع بینانه است. هنک کنگ با ارزیابی هزینه- فایده گزینه های دیگر تامین آب، همچنان اولویت را به واردات آب از چین می دهد. قیمت شیرین سازی آب در هنک کنگ حداقل ۲ دلار است.
قیمت قابل مذاکره آب بین ایران و افغانستان چه می تواند باشد؟

براساس الگوی آسیای شرقی، می توان قیمتی بین ۰.۲۵ تا ۰.۵۰ دلار را به عنوان بهای تقریبی قابل مذاکره به بحث گذاشت. با توجه به اینکه ایران خود هزینه تاسیسات و نگهداری را متقبل می شود توافق بر سر قیمتی بالاتر از ۰.۵۰ دلار بسیار بعید به نظر می رسد. از آنجا که قرارداد ۱۳۵۱ هیرمند، ورود ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب را تضمین میکند و دو کشور همواره خود را متعهد به اجرای کامل قرارداد هیرمند اعلام کردند، مذاکرات درباره خرید آب شامل نیاز اضافی آب منطقه است. اگر نیاز آبی منطقه سیستان را یک میلیارد و چهارصد میلیون متر مکعب در نظر بگیریم، خرید سالانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب می تواند موضوع مذاکرات باشد. اگر حداکثر قیمت یعنی ۵۰ سنت را برای هر متر مکعب فرض کنیم، افغانستان سالانه ۳۰۰ میلیون دلار عایدی از فروش آب به ایران خواهد داشت. با فرض قیمت گذاری آب همچنین میتوان از طریق تهاتر انرژی مبادلات آبی-نفتی داشت.
حق نشر عکس Mehr
Image caption سیستان و بلوچستان در بحرانی انسانی و زیست محیطی رو به نابودی است. خشکیدگی شریان هیرمند نه تنها امنیت آب بلکه معیشت، سلامت و حیات استان را دستخوش نگرانی کرده است
آیا خرید آب برای ایران صرفه اقتصادی دارد؟

سیستان و بلوچستان در بحرانی انسانی و زیست محیطی رو به نابودی است. خشکیدگی شریان هیرمند نه تنها امنیت آب بلکه معیشت، سلامت و حیات استان را دستخوش نگرانی کرده است. در چنین شرایطی که تهیه آب اولویت نخست است، دو گزینه پیش روی سیاستمداران است: ۱) شیرین سازی آب و انتقال از دریای عمان به سیستان و خراسان، ۲) استخراج آب ژرف.

مجلس ایران ماه گذشته کلیات طرح انتقال آب از دریای عمان به سیستان را به رغمِ ابهامات کارشناسی تصویب کرد. جزئیات روشنی درباره هزینه تمام شده شیرین سازی و انتقال آب دریا توسط مقامات ایرانی منتشر نشده است. اما در این یادداشت سعی شده با مقایسه الگوهای اجرا شده و انجام فرضیاتی، قیمت تمام شده آب در هر مترمکعب را برآورد کرد.

هزینه های شیرین سازی شامل هزینه های تکنولوژی و دستگاه های شیرین سازی به علاوه هزینه انرژی، نگهداری، هزینه های توزیع و اثرات جانبی محیط زیستی ست. عمان در سال ۲۰۱۴ با بهره مندی از پیشرفت های تکنولوژیک و قیمت پایین تر انرژی، توانست هزینه شیرین سازی آب و انتقال آن تا مسیر ۱۰۰ کیلومتری را به ۰.۶۰$ در هر مترمکعب کاهش دهد.

در ایران پیش بینی میشود که هزینه شیرین سازی هر مترمکعب آب به ازای هر ۱۰۰ کیلومتر انتقال آب معادل ۵۰۰۰ تومان می باشد که با دلار ۴۲۰۰ میشود ۱.۱۹ دلار .

فاصله تقریبی زاهدان با دریای عمان بیش از ۴۵۰ کیلومتر است، زابل که در شمال زاهدان است با این شهر حدود ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد. هزینه انتقال آب جدا از شیرین سازی هزینه قابل توجه ای ست چراکه بنابر میزان اختلاف سطح، انرژی بیشتری برای پمپاژ آب مورد نیاز است. مثلا در منطقه سیستان گفته میشود هزینه شیرین سازی و انتقال ۷ هزار تومان در هر مترمکعب است. یعنی ۱.۶۶ دلار.

این قیمت در خراسان جنوبی ۹ هزار تومان (۲.۱۴$ ) و در مشهد ۱۲ هزار تومان (۲.۸۵$) برآورد شده است.

ایران اعلام کرده که ۱.۵ میلیارد دلار در پروژه های انتقال آب از دریای عمان به مناطق خشک جنوب و مرکز کشور هزینه خواهد کرد. در پروژه انتقال آب دریای عمان به استان کرمان سرمایه گذاری به مبلغ ۸۰۰ میلیون دلار انجام شده و از سال ۹۲ تا کنون در دست اجراست. به گفته مسئولان پروژه، فاز صفر پروژه شیرین سازی با حجم سرمایه گذاری ۲ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان برای ۶۰۰ هزار مترمکعب در نظر گرفته شده است. خط انتقالی در حدود ۷۰۰ کیلومتر و پمپاژ حداقل سه هزار متر برای عبور از ارتفاعات زاگرس نیاز دارد.

در استان کرمان گفته شده هزینه ی تمام شده شیرین سازی در هر متر مکعب معادل ۱۹۵۰۰ تومان در دستور کار قرار گرفته است. اگر ۱۹۵۰۰ تومان را با دلار ۴۲۰۰ دولتی محاسبه کنیم یعنی قیمت هر مترمکعب آب شیرین سازی و انتقال آن تا مسافت ۷۰۰ کیلومتری معادل ۴.۶۴ دلار خواهد بود. این قیمت گران فقط در مصرف صنعتی قابل توجیه است.

مسئولان گفته اند در حال حاضر نیاز آبی سیستان برای مصرف شرب ۷۵ میلیون متر مکعب و به همین میزان برای خراسان جنوبی و نیاز آبی خراسان رضوی بالغ بر ۱۱۵ میلیون مترمکعب است.

اگر برای تامین آب مورد نیاز اقدام به خرید آب از افغانستان با قیمت حداکثری ۵۰ سنت کنیم. برای تامین ۲۶۵ میلیون متر مکعب حداکثر ۱۳۲ میلیون دلار به افغاستان خواهیم پرداخت. این هزینه را مقایسه کنید با هزینه میلیارد دلاری پروژه های شیرین سازی و انتقال آب یا استخراج آب ژرف در کشور، فارغ از مدت زمان طولانی اجرای این پروژه ها، قیمت نهایی نیز صرفه ی اقتصادی برای ایران ندارد.
قیمت آب ژرف در مقایسه با خرید آب

برای استخراج آب های ژرف، ایران ۲۵۰ میلیون دلار از روسیه قرض گرفته است. فارغ از اینکه آب های ژرف، آبهای فسیلی و تجدیدناپذیر هستند و استخراج آنها میتواند اثرات جبران ناپذیری بر محیط زیست وارد کند. کارشناسان قیمت استخراج هر مترمکعب آب ژرف را ۲۰ هزار تومان تخمین زده اند که با دلار ۴۲۰۰ میشود به عبارتی ۴.۷۶ دلار. رضا مکنون، معاون مرکز مطالعات علم و فناوری و عضو هیات علمی دانشگاه امیرکبیر چنین برآوردی را کرده و معتقد است این هزینه کلان انجام می شود بی اینکه مطمئن باشیم چقدر آب به دست خواهیم آورد. مسئولین پروژه استخراج آب ژرف اما استدلال میکنند استخراج آب ژرف به مراتب ارزان تر از شیرین سازی آب دریای عمان برای فواصل طولانی مثلا طبس است.

مدیریت جامع منابع آب به ما میگوید باید آلترناتیوهای متنوع تولید و تامین آب را در نظر گرفت و براساس برآورد هزینه-فایده اقتصادی و اجتماعی به مورد اجرا گذاشت. مسلما شیرین سازی آب دریا برای جزایر ساحل جنوب و چابهار بهترین گزینه ست درحالیکه برای نیاز آشامیدنی شهرهای زابل یا زاهدان، خرید آب شاید به صرفه تر می نماید. استخراج آب های ژرف همواره میتواند به عنوان گزینه در دسترس باشد ولی با توجه به تغییر اقلیم معلوم نیست در آینده افغانستان همچنان فروشنده آب بماند.

خرید آب از افغانستان امکان نظارت بهتر و جدی تر بر اجرای کامل معاهده هیرمند را فراهم می کند. ضمن اینکه رفاه و توسعه افغانستان به امنیت و ثبات بیشتر این کشور می انجامد که وضعیت مطلوب ایران نیز محسوب میشود.

هر چه هست، تخمین قیمت ها و گزاره های مطرح شده در این نوشتار، دقیق و بر پایه مطالعات میدانی نیست اما می تواند محلی برای بحث و آغازی برای رویکرد اقتصادی به موضوع آب و تعیین قیمتهای منصفانه و به صرفه دو کشور ایران و افغانستان باشد.

No responses yet

Sep 06 2018

معاون دادستان عمومی مشهد: پوشش ظاهری کودکان عامل تحریک کودک آزاران است!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب


‘پیک ایران: معاون دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان رضوی گفت: در بخش زیادی از پرونده های کودک آزاری، لباس ها و پوشش و ظاهر شیک بچه ها عامل محرک برای کودک آزارها است.

به گزارش ایرنا، نیره عابدین زاده روز پنجشنبه در چهارمین همایش سلامت مادر و فرزند در مشهد افزود: به عنوان نمونه در پرونده کودک آزاری و قتل دختر هفت ساله افغانستانی که هفتم فروردین گذشته در شهرک شهید رجایی مشهد رخ داد قاتل موهای زیبای این دختر را عامل محرکی برای انجام کودک آزاری بیان کرده بود.

وی ادامه داد: مبتنی بر پرونده های موجود کودک آزاری فقدان آموزش کودک نسبت به حفظ حریم خصوصی، تنها گذاشتن کودک با افراد ناآشنا، کلاس های خصوصی و ارتباط کودکان در فضای مجازی از مهمترین بسترهای ایجاد کودک آزاری هستند.

معاون دادستان مرکز خراسان رضوی گفت: بازی های رایانه ای نیز از عوامل تحریک برای بچه ها هستند بنابراین والدین باید بر همه ارتباطات فرزندانشان در فضای مجازی نظارت داشته باشد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .