Oct 20 2015
میخواهند کاخ سفید را «حسینیه» کنند!

خودنویس: بنر نصبشده در «شهر جدید اندیشه»؛ تهران (البته بهجای عکس کاخ سفید عکس کنگره آمریکا را گذاشتهاند)؛ منبع: شبکههای اجتماعی
Oct 20 2015

خودنویس: بنر نصبشده در «شهر جدید اندیشه»؛ تهران (البته بهجای عکس کاخ سفید عکس کنگره آمریکا را گذاشتهاند)؛ منبع: شبکههای اجتماعی
Oct 14 2015
دویچهوله: کاخ سفید و وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کردند موضوع آزمایش موشکی ایران را به شورای امنیت میبرند. جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید، گفت واشنگتن آماده همکاری با همپیمانان منطقهای خود در مقابله با برنامه موشکی ایران است.
وزارت امور خارجه آمریکا روز سهشنبه (۱۳ اکتبر/ ۲۱ مهر) گفت آزمایش موشکی اخیر ایران نقض احتمالی قطعنامه سازمان ملل است و واشنگتن این موضوع را در سازمان ملل به بحث خواهد کشید.
به گزارش خبرگزاری رویترز مارک تونر٬ سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا٬ گفت: «ما مسلما همانطور که پیش از این در موقعیتهای مشابه چنین اقدامی کردهایم، این بار نیز این موضوع را در شورای امنیت سازمان ملل مطرح خواهیم کرد.»
او اشاره کرد که آزمایش موشکی ایران میتواند نقض قطعنامه ۱۹۲۹ سازمان ملل باشد که تصریح کرده است ایران نمیتواند در فعالیتهای مربوط به موشکهای بالستیک درگیر شود.
بیشتر بخوانید: “آزمایش موشکی ایران احتمالا ناقض قطعنامه سازمان ملل است”
ایران همچنین بر اساس قطعنامه اخیرا تصویبشدهی شورای امنیت سازمان ملل علیه این کشور (قطعنامه ۲۲۳۱ که برای اجرای توافق هستهای صادر شده است) مجاز به انجام فعالیتهای مربوط به آندسته از موشکهای بالستیک که توانایی حمل کلاهک هستهای دارند، نیست. این قطعنامه هنوز لازمالاجرا نشده است. به محض اجرا ممنوعیت گفته شده تا سقف هشت سال اعمال خواهد شد.
با اینهمه مرضیه افخم٬ سخنگوی وزارت امور خارجه ایران٬ روز دوشنبه٬ با اشاره به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت گفته بود: «قطعنامه ۲۲۳۱ موشکهایی را که برای حمل کلاهک هستهای طراحی شدهاند مد نظر دارد که موشکهای بالستیک ایران اصولا با این هدف طراحی نشده و بنابراین خارج از حیطه یا صلاحیت قطعنامه شورای امنیت و پیوستهای آن قرار دارند.»
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) روز یکشنبه (۱۹ مهر/ ۱۱ اکتبر) به نقل از حسین دهقان، وزیر دفاع ایران٬ از آزمایش موفقیتآمیز موشک دوربرد “عماد” خبر داده بود.
بیشتر بخوانید: ایران از “آزمایش نخستین موشک دوربرد هدایتپذیر” خبر داد
او طراحی، ساخت و آزمایش موفقیتآمیز موشک عماد را “جهشی فناورانه و عملیاتی در حوزه راهبردی” برشمرده و افزوده بود: «برای افزایش قدرت دفاعی و توان موشکی خود از هیچکس اجازه نمیگیریم و برنامههای دفاعی خود را به ویژه در حوزه موشکی با قاطعیت دنبال میکنیم که موشک عماد یکی از مصادیق برجسته آن محسوب میشود.» وزیر دفاع ایران اشارهای به اینکه آزمایش این موشک کجا و در چه زمانی انجام شده، نکرده بود.
«کشورهای دیگر میتوانند ارسال تکنولوژی موشکی به ایران را متوقف کنند»
جاش ارنست٬ سخنگوی کاخ سفید٬ نیز روز سهشنبه به طور جداگانه٬ درباره آزمایش موشکی ایران صحبت کرد. او در اظهارات خود تلاش کرد تا روشن کند کشورهای دیگر میتوانند برای متوقف کردن ارسال تکنولوژی ساخت موشکهای بالستیک به ایران اقدامات موثری انجام دهند.
بر اساس قطعنامه هنوز به اجرا درنیامدهی ۲۲۳۱ سازمان ملل٬ با اجرای مفاد توافق هستهای٬ کشورها تنها مورد به مورد و با تایید شورای امنیت سازمان ملل مجاز به صدور تکنولوژی موشکی به ایران خواهند بود.
جاش ارنست گفت واشنگتن آماده است تا با همپیمانان منطقهای خود برای مقابله با برنامه موشک بالستیک ایران همکاری کند. با اینهمه او نیز همانند سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد که آزمایش موشکی ایران نقض توافق انجام شده بین ایران و شش قدرت جهانی بر سر پرونده اتمی تهران نیست.
البته آمریکا در طول مذاکرات منتهی به توافق هستهای اصرار داشت تا موضوع موشکهای دوربرد ایران در مذاکرات گنجانده شود. ایران همواره این موضوع را مربوط به صنایع دفاعی دانسته و اعلام کرده است درباره برنامه موشکی خود حاضر به هیچ مذاکرهای نیست.
بیشتر بخوانید: مخالفت نظامیان ایران با محدودیت فعالیتهای موشکی
آمریکا و متحدانش در خاورمیانه میگویند که موشکهای دوربرد ایران توانایی حمل کلاهکهای هستهای را دارند و از همین رو خطری برای کشورهای منطقه به شمار میروند.
Oct 07 2015
بیبیسی: آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد: “مذاکره با آمریکا ممنوع است به خاطر ضررهای بیشماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد.”
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران چهارشنبه ۱۵ مهر در جمع فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران، گفت که در جریان مذاکرات هستهای، آمریکایی ها “هرجا فرصت پیدا کردند یک نفوذی کردند”، هرچند “الحمدلله طرف ایرانی حواسش جمع بوده است”.
آیت الله خامنه ای گفت که در جریان مذاکرات هستهای، آمریکایی ها ‘هرجا فرصت پیدا کردند یک نفوذی کردند’، هرچند ‘الحمدلله طرف ایرانی حواسش جمع بوده است’
رهبر جمهوری اسلامی ایران در دو سال اخیر در مناسبت های گوناگون تاکید کرده که اجازه گفتگو با آمریکا بر سر موضوع هسته ای را می دهد ولی این مذاکرات، به معنی عادی شدن مذاکره یا از سرگیری روابط میان دو کشور نیست.
آیت الله خامنه ای در جریان سخنرانی امروز خود گفت: “عدهای درقضیه مذاکره سهلانگاری و سهلاندیشی میکنند و عمق مسائل را نمیفهمند.”
وی افزود: “میگویند چرا با مذاکره با آمریکا مخالفت میکنید در حالی که امیرالمومنین با زبیر و امام حسین با عمرسعد مذاکره کرد. امیرالمومنین و امام حسین در حرف زدن با زبیر و ابنسعد به آنها نهیب زدند و آنها را نصیحت کردند.”
در هفته گذشته، به دنبال دست دادن محمد جواد ظریف با وزیر امور خارجه ایران، گروهی از اصولگرایان وزیر امور خارجه ایران را هدف انتقادهای شدید قرار دادند. در مقابل، برخی مدافعان آقای ظریف با اشاره به نمونه هایی تاریخی مانند “مذاکره” امام حسین با عمر سعد، فرمانده لشکر خلیفه اموی در واقعه کربلا، گفتگو با مخالفان یا حتی دشمنان را مطابق آموزه های اسلامی دانستند.
آقای خامنه ای در بخش دیگری از سخنرانی خود در جمع فرماندهان و اعضای نیروی دریایی سپاه گفت: “مذاکره با آمریکا یعنی راه را باز کردن که اینها بتوانند در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور نفوذ کنند.”
رهبر جمهوری اسلامی ایران مشکل ایران در شرایط فعلی را وجود “آدمهای بعضاً بیخیال و یا بعضاً سهلاندیشی” دانست که “این واقعیات را نمیفمهند”.
میگویند چرا با مذاکره با آمریکا مخالفت میکنید در حالی که امیرالمومنین با زبیر و امام حسین با عمرسعد مذاکره کرد. امیرالمومنین و امام حسین در حرف زدن با زبیر و ابنسعد به آنها نهیب زدند و آنها را نصیحت کردند
رهبر جمهوری اسلامی ایران
آیت الله خامنه ای سه هفته پیش نیز، در نخستین سخنرانی خود در جمع فرماندهان سپاه پاسداران پس از توافق جامع اتمی ایران و گروه ۱+۵، راجع به “نفوذ دشمن” در فضای بعد از توافق هشدار داده بود.
وی گفته بود: “دشمن برای نفوذ فرهنگی سعی میکند باورهایی که جامعه را سرپا نگه داشته دگرگون، مخدوش و در آنها رخنه ایجاد کند… برای نفوذ سیاسی سعی میکنند در مراکز تصمیمگیری و اگر نشد در مراکز تصمیمسازی نفوذ کنند.”
وی همچنین در مورد “نفوذ اقتصادی و امنیتی” هشدار داده و افزوده بود: “البته مسئولان گوناگون از جمله سپاه جلوی نفوذ امنیتی را با کمال قدرت میگیرند و چشمان بینای مسئولان اقتصادی [نیز] باید در مقابل نفوذ اقتصادی باز باشد.”
Oct 06 2015
کلمه: تاج زاده در یادداشتی نوشت: آیا ادعای اوباما مبنی بر این که با تصویب توافق وین در کنگره، میانه روها در جمهوری اسلامی تقویت می شوند نشانه بند و بست پنهانی حامیان ایرانی برجام با دولت آمریکاست؟ چنین اظهاراتی آیا دخالت کاخ سفید در امور داخلی ما محسوب می شود؟ آیا پیروزی موافقان توافق در انتخابات اسفندماه بر نفوذ سیاسی دشمن در مراکز تصمیم گیری ایران دلالت دارد؟
کلمه – سیدمصطفی تاج زاده:
آیا ادعای اوباما مبنی بر این که با تصویب توافق وین در کنگره، میانه روها در جمهوری اسلامی تقویت می شوند نشانه بند و بست پنهانی حامیان ایرانی برجام با دولت آمریکاست؟
چنین اظهاراتی آیا دخالت کاخ سفید در امور داخلی ما محسوب می شود؟ آیا پیروزی موافقان توافق در انتخابات اسفندماه بر نفوذ سیاسی دشمن در مراکز تصمیم گیری ایران دلالت دارد؟ پاسخ به این پرسش ها مستلزم بررسی مسئله از جهات گوناگون است:
یکم)
۱ – اگر از هم میهنان بپرسیم که
الف: در هنگام بررسی برجام در کنگره خواهان تصویب توافق بودند یا رد آن؟
ب: اکنون که مخالفان برجام به حد نصاب آرای لازم برای رد آن دست نیافتند خوشنودند یا ناراحت؟
ج: در انتخابات آتی آمریکا پیروزی کدام جناح و نامزدی را به سود جمهوری اسلامی و یا کمتر به زیان آن می دانند: جمهوری خواهانی که می گویند به محض ورود به کاخ سفید سند برجام را پاره خواهند کرد یا دموکرات هایی که خود را به اجرای آن متعهد می خوانند؟ آیا اکثریت بسیار قوی ایرانیانی که از برجام حمایت می کنند پیروزی موافقان توافق را در انتخابات ایالات متحده ترجیح نمی دهند؟
۲- جواب مردم کشورهای دیگر به سوال های فوق چیست؟ آیا طبق نظرسنجی های موجود اکثر قریب به اتفاق ملل دنیا وحتی تقریبا تمام دولت ها از برجام استقبال نکردند؟ و پیروزی موافقان توافق را در انتخابات آتی آمریکا به سود صلح و امنیت جهانی ارزیابی نمی کنند؟
۳- دلواپسان وطنی برخلاف اقبال ملی و جهانی به برجام برای رد آن در کنگره لحظه شماری می کردند و پس از ناکامی سناتورهای جمهوری خواه عزا گرفتند و سپس همه نیروهای خود را برای رد موافقت نامه بسیج کردند. در حالی که می دانستند چنین تلاشی در صورت موفقیت به سود جنگ طلبان آمریکایی تمام می شود و راه را برای ورود نامزد آنان به کاخ سفید هموار می کنند. به عبارت روشن مسیر را برای به قدرت رسیدن جناحی آماده می سازد که معتقد است با تداوم تحریم ها می تواند کار جمهوری اسلامی را ظرف دو سه سال آینده یکسره کند.
۴- در آمریکا نیز اوضاع کمابیش شبیه ایران است. جناح جنگ افروز برای رد برجام با تمام توان به میدان آمد ولی ناکام ماند. با وجود این هنوز ناامید نشده و در انتظار انتخابات ریاست جمهوری در میهن خود است تا برجام را با استفاده از اختیارات رئیس جمهور ملغی کند.
۵- هم جنگ سالاران آمریکایی و هم دلواپسان ایرانی اختلاف نظر جناح های سیاسی «دشمن» را جنگ زرگری می خوانند و دولت مردانشان را سر و ته یک کرباس می نامند. با این استدلال که همه آن ها هدف واحدی را دنبال می کنند. گروهی با زبان تهدید و تحریم و دسته ای با حربه دیپلماسی و گفتگو. تندروها در هر دو کشور «خصم خنده رو» را بدتر از «دشمن عبوس» معرفی و از منطق نتانیاهو پیروی می کنند؛ روحانی (سمبل به اصطلاح میانه روها) گرک در لباس میش است. پس از رادیکال های ظاهر و باطن گرگ (مانند احمدی نژاد) خطرناک تر است و مقابله با او دشوارتر. خانم لیونی وزیر خارجه پیشین اسرائیل دلیل فاجعه بودن دیپلماسی دکتر روحانی و توافق هسته ای را برای کشور خود چنین توضیح می دهد: «ایران در حال اخذ مشروعیت است در حالی که اسرائیل آن را از دست می دهد. اروپا تحریم ها را علیه ایران لغو کرده علیه اسرائیل اعمال می کند. تجارت با ایران افزایش خواهد یافت و از مراوده با اسرائیل کاسته خواهد شد.» (رسالت ۲۶/۶/۱۳۹۴)
۶- هم موافقان برجام و هم مخالفان آن در ایران و آمریکا از پیروزی جناح و نامزدی در انتخابات کشور دیگر استقبال می کنند که در مورد توافق هسته ای مانند خود ایشان می اندیشند. این گرایش طبیعی و انکار آن فریب کاری است. تنها تفاوت در این است که موافقان توافق علاقه خود را به زبان می آورند اما مخالفان برجام به علت آن که مشروعیتی برای نظام سیاسی مقابل قائل نیستند و اختلاف جناح هایشان را صوری و نمایشی می خوانند و هم چنین به علت ترس از افکار عمومی از بیان علنی ترجیح خویش خودداری می ورزند. به هر روی اگر پیروزی حامیان انتخاباتی مخالفان توافق نیز تحقق منویات اوباما در میهن ما محسوب شود، پیروزی انتخاباتی مخالفان توافق نیز تحقق منویات خانواده بوش در ایران به شمار می رود.
۷- راز رضایت جهانیان از برجام آن است که انتخاب هر ملت بزرگی در عصر ارتباطات و جهانی شدن، تأثیر انکار ناپذیر – مثبت یا منفی- در امنیت و منافع و حتی انتخاب های دیگر ملل دارد و معضلات بین المللی را کاهش یا افزایش می دهد. به همین دلیل افکار عمومی دنیا به ورود فردی به کاخ سفید روی خوش نشان خواهند داد که جنگ نخستین گزینه او نباشد. سیاست خارجی خود را در چارچوب مقررات و ساز و کارهای سازمان ملل پیش برد و از یک جانبه گرایی بپرهیزد. به این ترتیب شانس و امکان این که جهان امن تر شود یا دست کم ناامنی آن افزایش نیابد بالا می رود. پشتیبانی ملل مختلف از برجام نیز بر همین اساس استوار است. چرا که می دانند گزینه دیگر تشدید تحریم ها و بیشتر شدن احتمال رویارویی نظامی ایران و غرب است و در هر حال به آشفتگی و نزاع در خاورمیانه آشوب زده دامن می زند. در ایران نیز پیروزی جناحی در انتخابات با اقبال عمومی در دنیا مواجه می شود که به اجرای برجام متعهد باشد. بر گفتگو و نفی خشونت تأکید کند و به دیپلماسی درمقابل نظامی گری اولویت دهد و راه را بر حل مسالمت آمیز بحران های منطقه بگشاید. از یاد نباید برد که برجام محصول رأی هوشمندانه اکثریت در ایران و آمریکاست. با دوگانه بوش – احمدی نژاد چالش هسته ای براساس راهبرد دوسر برد سامان نمی یافت. هم چنین معلوم نبود که تغییر یک طرف این معادله به برجام بینجامد.
دوم)
۱- پس از آن که رهبر نسبت به نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن هشدار داد و آن را از نفوذ اقتصادی و امنیتی آن خطرناک تر خواند، انسدادگرایانی که سال هاست به بهانه تحریم ها و تهدیدها فضای پلیسی بر جامعه حاکم کرده اند درصدد برآمده اند که به نام جلوگیری از «نفوذ » آمریکا موج جدیدی از بگیر وببند راه بیندازند. اینان که مسابقه سلاخی بیش از یکصد نشریه را به اسم مقابله سیاسی با «تهاجم فرهنگی غرب» در کارنامه خود دارند، اولین گام را با تذکر دادن ۱۲ عضو فراکسیون جبهه پایداری در مجلس برداشتند. آقایان کوچک زاده، آقاتهرانی، سردار کریمی قدوسی و … خواستار مقابله جدی وزارت اطلاعات با «شبکه چند صد نفره نفوذی سرویس های جاسوسی غرب (نروژ، هلند، انگلیس و …) در سایت ها و روزنامه های زنجیره ای» شدند. (جراید ۳۱/۶/۱۳۹۴) عجیب آن که تنها چند ساعت پس از تذکر کتبی فوق، سایت مشرق، وابسته به امپراتوری رسانه ای سپاه، خبر از بازداشت ۱۲ نفر از مدیران و دبیران و خبرنگاران رسانه های زنجیره ای به اتهام جاسوسی داد که البته پس از مدت کوتاهی آن را حذف کرد. (شرق ۱/۷/۱۳۹۴)
۲- سپاه برای ایجاد مانع در مسیر نفوذ سیاسی دشمن پیشنهاد کرد که همگان «در مقابل ایده تعمیم دادن مذاکرات هسته ای و توافق وین به عنوان یک الگو به سایر موضوعات و از جمله مسائل منطقه ای هوشیار باشند و دچار فریب نشوند.» (جوان ۳۱/۶/۱۳۹۴) به بیان روشن جمهوری اسلامی برای بستن راه نفوذ سیاسی خصم، باید براساس مدل برد-باخت و در حقیقت از طریق جنگ به حل بحران های منطقه بپردازد. این در حالی است که استراتژی نظام حل چالش های خاورمیانه از طریق سیاسی و دیپلماتیک یعنی با مذاکره و تعامل و برد-برد است و جنگ را خواست آمریکا و به سود رژیم صهیونیستی ارزیابی می کند یعنی عکس آن چه نتانیاهو می گوید: «به نفع اسرائیل است که جنگ در کشورهای عربی ادامه داشته باشد.» (ایران ۷/۷/۱۳۹۴)
۳- نقد امام جمعه موقت تهران به اظهارات دکتر روحانی در باب برجام بسیار تأمل برانگیز است: «برخی معتقدند توافق هسته ای موجب جلوگیری از جنگ شده است. مگر هشت سال جنگ نبود که ما را ساخت و جوانان ما را پیش امام حسین (ع) برد و خانواده های آنان را سرافراز کرد.» (ایران ۳۰/۶/۱۳۹۴) آقای صدیقی پیش از این نیز تحریم ها را «نعمت» نامیده رفع آن ها را «غیرسازنده» قلمداد کرده بود با این استدلال که «لغو تحریم ها موجب افزایش اسراف و اشرافی گری و ورود اجناس و کالاهای لوکس به داخل کشور می شود.» (ایران ۲۵/۳/۱۳۹۴) وی هم چنین برجام را به نفع آمریکا خواند چرا که پس از تأکید کنگره «رقص برپا کردند و خود را پیروز میدان خواندند.» (ایران ۳۰/۶/۱۳۹۴) با منطق آقای صدیقی «زنده باد جنگ – پاینده باد تحریم» بهترین شعار برای مقابله با نفوذ سیاسی غرب است که باید عملی شود.
۴- آقای منصور ارضی با «جام زهر» خواندن برجام و «سازش با دشمن» تلقی کردن آن، به نمایندگان مجلس هشدار داد که «اگر آن را قبول کنند خیلی مشکلات پیش می آید.» (شرق ۴/۷/۱۳۹۴) از نظر وی برای خنثی سازی نفوذ سیاسی بیگانگان باید برجام را رد کرد. آقای حسین شریعتمداری نیز «توافق وین را برای اصول و مبانی انقلاب فاجعه آفرین» ارزیابی نمود و «راه برطرف کردن دغدغه رهبری را دادن پاسخ «نه» به حکمیت برجام و رد کامل آن» دانست. (کیهان ۲۴/۶/۱۳۹۴) روزنامه سپاه نیز به ریس جمهور دلداری داد که «اگر مجلس برجام را رد کند، تبعاتی از اجرا نشدن بندهای برجام در فضای بین المللی ایجاد نخواهد شد و دولت تحت فشار قرار نخواهد گرفت.» (جوان ۱۵/۶/۱۳۹۴) به ادعای این روزنامه با رد برجام در مجلس، هم نگرانی رهبر برطرف می شود و هم به دولت فشار نمی آید!
۵- سردار نقدی با طرح پرسشی دو هدف را با یک تیر می زند: «کدام سرمایه دار غربی عاقل حاضر است در حالی که هر لحظه ممکن است تحریم ها برگردد، سرمایه گذاری کند؟» (قانون ۱۹/۵/۱۳۹۴) وقتی سرمایه گذاری غربی ها منتفی شود، هم خطر نفوذ سیاسی دشمن دفع می گردد و هم رقیب قدرتمندی برای فعالیت های اقتصادی سپاه به میدان نمی آید. او هم چنین تأکید کرد که شعار مرگ بر آمریکا بسیار به اقتصاد ایران کمک کرده است.(شرق ۹/۷/۱۳۹۴)
۶- در این میان راه حل پیشنهادی امام جمعه مشهد غوغاست: «راه نفوذ سیاسی دشمن راه باز دموکراسی در این مملکت است.» (سیاست روز ۲۸/۶/۱۳۹۴) آقای علم الهدی قبلا نیز در ضرورت نفی برجام گفته بود: «مردم سالاری انتخاباتی عرصه ای است که دشمن از آن وارد می شود چرا که نمی تواند از دیوار بلند ولایت بالا بیاید.» (شهروند ۷/۶/۱۳۹۴) وی هم چنین «ترافیک اروپایی ها را به ایران به قدری خطرناک خواند که انسان را دچار اضطراب می کند.» (ایران ۲۱/۶/۱۳۹۴) افزون بر موارد فوق آقای علم الهدی اذعان می کرد که: «دربررسی برجام این که بر سر توانمندی هسته ای چه بلایی بیاید خیلی مسأله نیست. مسأله این است که در برجام دیده می شود مهار کشور در سوی آمریکاست تا ملت و کشور را از مدیریت رهبری بیرون بکشند.» (شهروند ۷/۶/۱۳۹۴) به باور امام جمعه مشهد اگر جمهوری اسلامی برجام را رد کند، راه باز دموکراسی را ببندد و به بن بست استبداد پناه برد و به هیأت های اقتصادی اروپایی اجازه ورود به ایران ندهد، نفوذ سیاسی دشمن در میهن منتفی می شود وآرامش جایگزین اضطراب در دل های مؤمنان می گردد.
۷- معاون اول قوه قضائیه با بازتعریف جاسوس راه را برای بازداشت و مجازات منتقدان باز کرد: «جاسوس تنها کسی نیست که مستمری بگیر ودریافت کننده حقوق از دشمن باشد.» بلکه هم چنین فردی است که «می آید و زمینه و بستر را برای ورود دشمن فراهم می کند و می گوید آمریکا دیگر دشمن نیست و سر عقل آمده، چرا اجازه نمی دهیم با اوباما دست داده شود؟» (رسالت ۷/۷/۱۳۹۴) به تصریح آقای محسنی اژه ای «جاسوس دوم کسی است که برای به وجود آمدن مشکلات و ارائه راه حل برای آن آدرس غلط می دهد.» (اطلاعات ۷/۷/۱۳۹۴) بنابر این اگر شهروندی تحلیلی متفاوت از مقامات قضائی از معضلات دارد یا راه حل های پیشنهادی او مخالف دیدگاه آقای اژه ای باشد، جاسوس از نوع دوم محسوب می شود و اگر از دست دادن با اوباما دفاع کند، محکومیت او ردخور نخواهد داشت.
جمع بندی:
“حق با رهبر است که با گسترش روابط ایران با جهانیان، خطر نفوذ سیاسی و فرهنگی افزایش می یابد اما منصوبان رهبری حق ندارند به اسم جلوگیری از این نفوذ، به مبارزه با آزادی های قانونی ایرانیان بپردازند، دموکراسی را نفی کنند و به مهندسی انتخابات بپردازند و مانع همکاری های ایران با جهان شوند. نباید اجازه داد تجربه شکست خورده مبارزه غلط با تهاجم فرهنگی تکرار شود که حاصلی جز لطمه زدن به اعتبار میهن و مردم، تضعیف کردن مبانی و فعالیت های اصیل فرهنگی، تجاوز به حقوق شهروندی هم وطنان و گرایش روزافزون خیل جوانان به غرب به ویژه آمریکا نداشت.”
Sep 30 2015
بیبیسی: غلامحسین محسنی اژهای، سخنگوی قوه قضاییه ایران، دست دادن با باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا را با “جاسوسی” مقایسه کرده است.
آقای اژهای گفته است: “جاسوس تنها کسی که مستمری بگیر و دریافت کننده حقوق از دشمن باشد نیست، بلکه او میآید و زمینه و بستر را برای ورود دشمن فراهم میکند. یعنی دشمنی دشمن را کمتر میکند و میگوید ‘آمریکا دیگر دشمن نیست و سر عقل آمده، چرا اجازه نمیدهیم با اوباما دست داده شود، چه اشکالی دارد آدمی با آدمها بنشیند و گپی بزند’.”
معاون اول قوه قضاییه ایران این سخنان را دو روز پس از آن بیان میکند که محمدجواد ظریف و باراک اوباما با هم دست دادند. گفته شده است که وزیر خارجه ایران و رئیس جمهور آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل به طور اتفاقی همدیگر را در راهرو دیده و با هم صحبت کوتاهی کردهاند.
دست دادن آقای ظریف با رئیس جمهور آمریکا واکنش منفی محافظهکاران را در ایران به دنبال داشته است.
غلامحسین محسنی اژهای که در جلسه “بسیجیان قوه قضاییه” صحبت میکرده، گفته است: “جاسوس کسی است که زمینه ورود دشمن را فراهم میکند و آدرس غلط میدهد. بنابراین نیروهای امنیتی مراقب نفوذیها و جاسوسها باشند چون کارهای آنها ناپیدا است.”
آقای اژهای هشدار داده است: “کسی که امروز برای آمریکا، شیطان بزرگ بخواهد جاسوسی کند و با آن کشور همکاری کند مجرم، خائن و قابل مجازات است.”
غلامحسین محسنی اژهای بدون نام بردن از وزیر خارجه ایران گفته: “آیا مشکلات ما با سازش و کوتاه آمدن و دست دادن حل میشود و یا با مقاومت کردن و ایستادن؟”
کمتر از یک سال پیش هم قدم زدن محمدجواد ظریف و جان کری، که در ژنو و در حاشیه مذاکرات هستهای انجام گرفت، موج انتقادهای محافظهکاران ایران را به دنبال داشت.
در کنار انتقادهای محافظهکاران از آقای ظریف، برخی چون صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران، از او دفاع کردهاند. علی مطهری، نماینده مجلس هم گفته است: “این همه حساسیت برای یک موضوع غیرمهم و کوچک کار درستی نیست و اینکه یکی از مقامات کشور با اوباما دست داده است نمیتواند اهمیت داشته باشد.”
امروز در جلسه علنی مجلس بهرام بیرانوند، یکی از نمایندگان، با لحن تندی از آقای ظریف انتقاد کرده است. علی مطهری در واکنش به انتقادات او گفته: “باید از نمایندهای که بیاحترامی کرد پرسید که چرا فردی را که رهبری مورد اعتماد و متدین میداند بیغیرت خطاب میکند؟ ضمن آنکه دست دادن با اوباما نیز دلیل نفوذ آمریکا در ایران نیست.”
Sep 30 2015
خبرآنلاین: یک منبع مطلع نزدیک به هیات ایرانی در پاسخ به سوال خبرنگاران در خصوص دیدار دکتر ظریف و رئیس جمهور امریکا گفت: نقل قولها در مورد دیدار از قبل تعیین شده بهیچوجه درست نیست.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یک منبع مطلع نزدیک به هیات ایرانی در پاسخ به سوال خبرنگاران در خصوص دیدار دکتر ظریف و رئیس جمهور امریکا گفت: نقل قولها در مورد دیدار از قبل تعیین شده بهیچوجه درست نیست.
روز گذشته (دوشنبه) پس از پایان سخنرانی دکتر روحانی رئیس جمهور کشورمان در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، دکتر ظریف وزیر امور خارجه در حال خروج از سالن مجمع عمومی بود که به طور کاملا اتفاقی با باراک اوباما رئیس جمهور و جان کری وزیر امور خارجه آمریکا روبرو شد، طرفها سلام و احوالپرسی کردند و دست دادند.
Sep 29 2015
دویچهوله: دست دادن وزیر خارجه ایران با رئیس جمهور آمریکا، با واکنش تند برخی از محافظهکاران در ایران مواجه شده است. یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته ظریف از “خط قرمز نظام عبور کرده است و مجلس ساکت نخواهد نشست”.
دستدادن باراک اوباما و محمدجواد ظریف روز دوشنبه (۲۸ سپتامبر / ۶ مهر) در نیویورک و در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل روی داد و در ۳۶ سالی که در پی اشغال سفارت آمریکا در تهران رابطه دو کشور قطع بوده، اقدامی بیسابقه تلقی میشود. این اقدام گرچه ظاهرا برنامهریزی نشده بوده، ولی باز هم نشانه دیگری از کاهش تنش میان دو کشور در پی توافق هستهای وین تلقی میشود.
در اولین واکنش محافظهکاران در ایران به دستدادن اوباما و ظریف، منصور حقیقتپور نماینده مردم اردبیل و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی “ابراز امیدوای” کرد که “این خبر تائید نشود چرا که در صورتی که آقای ظریف چنین کاری کرده باشد، قطعا خطوط قرمز نظام را نادیده گرفته است”.
بیشتر بخوانید: فرمانده سپاه پاسداران: گفتوگو با اوباما اشتباه تاکتیکی بود
منصور حقیقتپور: مجلس ساکت نخواهد نشست
منصور حقیقتپور: مجلس ساکت نخواهد نشست
حقیقتپور که با خبرگزاری نسیم، وابسته به سپاه پاسداران گفتوگو کرده، علت خشم از اقدام ظریف را این گونه توجیه کرده است: « شرایط برای دست دادن با رئیسجمهور آمریکا فراهم نیست و آمریکاییها هنوز به حقوق ملت ایران احترام نمیگذارند، تا وقتی آمریکا از تروریستها حمایت میکند و به حقوق مردم ما احترام نمیگذارد نباید از دست دادن با مقامات آمریکا سخن گفت.»
“خط قرمزی” که از آن عبور شده است
در دو دهه گذشته نوع تعامل و رفتار مقامهای ارشد ایرانی با مقامهای آمریکایی همواره برای محافظهکاران ایران حساسیتبرانگیز بوده و خشم آنها را برانگیخته است. از نظر بسیاری از کارشناسان، نگرانی محافظهکاران این است که آبشدن یخها در رفتار مقامهای دو کشور فشار بیشتری را برای حرکت در جهت بهبود رابطه با آمریکا ایجاد کند و شعار و شاخصه “استکبارستیزی” و “آمریکاستیزی” آنها را کمرنگتر و بیمعنیتر کند؛ شعاری که به پرچم آنها در دفاع از منافع اقتصادی و سیاسیاشان و نیز به حربهای برای مقابله با مخالفان بدل شده است.
پیادهروی جان کری و محمدجواد ظریف هم خشم محافظهکاران را برانگیخت
پیادهروی جان کری و محمدجواد ظریف هم خشم محافظهکاران را برانگیخت
محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران از جمله زیر فشار همین حساسیتها در جریان حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۳۷۹خود را پنهان کرد تا با بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا که او هم در مقر سازمان ملل بود رو در رو نشود و سلام و گفتوگویی با او نداشته باشد.
دو سال پیش که حسن روحانی به نیویورک رفت ابتکار اوباما برای گفتوگوی تلفنی را رد نکرد و ۳۵ سال پس از قطع رابطه دو کشور ۵ دقیقه با او به گفتوگو پرداخت. این اقدام در داخل کشور موجی از خشم در میان محافظهکاران برانگیخت و آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی هم گفت که با “برخی اقدامات انجام شده در نیویورک” موافق نبوده است.
سال گذشته نیز پیادهروی محمدجواد ظریف و جان کری، وزرای خارجه ایران و آمریکا در ژنو در حاشیه مذاکرات هستهای دوباره خشم و سروصدای محافظهکاران را برانگیخت.
بیشتر بخوانید: سئوال ۲۱ نماینده مجلس درباره پیادهروی ظریف و کری
بخشهای تندروتر محافظهکاران همچنان در حال نقد و نفی توافق هستهای و متهمکردن دولت به “تندادن به زیادهخواهیدشمن” هستند. اظهارات نماینده مجلس میتواند نشانه آن باشد که آنها دیدار ظریف و اوباما را هم به حربهای در مناقشات سیاسی خود و تهاجم تبلیغاتی علیه دولت بدل کنند.
Sep 22 2015
گویانیوز: وبسایت خبری «دیلی بیست» با انتشار مقالهای “حلقه رابط پنهان بین جمهوری اسلامی و گروه شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) که به لابی گری برای جمهوری اسلامی متهم است” را افشا کرده
خبرگزاری ایرانشهر – در این مقاله که زیر عنوان «خانوادهای در سایه، پشت پرده لابی ایران در آمریکا» به رشته تحریر در آمدهاست، نویسنده کوشیده است تا از اطلاعات و مدارک در اختیار خود برای اثبات نقش خانواده «نمازی» در احیای قدرت لابیگری برای مقامات جمهوری اسلامی در پایتخت آمریکا و کوشش برای آنچه نویسنده مقاله فشار بر دولت آمریکا برای برقراری ارتباط حسنه با تهران می خواند پرده بردارد.

نویسنده با توصیف خانواده نمازی به افرادی که تمایلی به حضور در صحنه رسانهها ندارند، آنها را نمادی از قدرت سیاسی در تهران توصیف کرده و میگوید: «کسانی که به نمازیها نزدیکند میگویند که آنها کارگزاران مالی زیرک و کارآمدی هستند که بیشتر ترجیح میدهند به جای مردانی ایدئولوژیک، خود را بازرگانانی مشتاق به تجارت به دنیای غرب و بهرهمند از آزادیهای رایج آن جلوه دهند.»
اشاره نویسنده این مقاله به خانواده نمازی مشخصا انگشت اتهام را به سوی «سیامک نمازی» پسر ارشد محمدباقر نمازی به عنوان مغز متفکر و فعالترین عضو این خانواده نشانهرفته است. کسی که خانواده نمازی را در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در ایران، میزبان بزرگترین شرکتهای نفتی جهان کرد. شرکتهای وابسته به این خانواده از جمله آتیه بهار در بزرگترین قراردادهای نفتی سه دهه گذشته به انحای مختلف نقش ایفا کرده و در پرونده کرسنت از شرکای لاینفک مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی بودهاند که به دلیل اخذ رشوه در پرونده استات اویل هم اکنون در زندان اوین به سر می برد.
موسسه «آتیه بهار» یک مجموعه دلالی نفت در سطح بینالمللی است که در بررسی مدیران سابق و فعلی آن به اسامی قابل توجه زیادی بر میخوریم. علیرضا امیدوار، قائممقام شل در ایران سالها با باقر نمازی، بزرگخاندان نمازیها در مجموعه آتیهگروپ و تشکیلات سازمانهای مردمنهاد غیردولتی (NGO) مشغول به کار بودهاست. علی قزلباش که از مدیران برجسته شرکت نفت و گاز هیدرو استاتاویل نروژ به شمار میرفت، پیش از این در سالهای 2006- 2003 مدیر آتیه بهار بوده است. محمد منظر پور سردبیر فعلی صدای امریکا نیز از کارگزاران این مجموعه بوده است و حتی تریتا پارسی، مدیر تشکیلات دلالی روابط ایران و آمریکا که توسط شورای روابط خارجی آمریکا با پول مجموعهای از شرکتهای نفتی و غیرنفتی ناراضی از تحریم فعالیت میکند، پیش از این در آتیه بهار سابقه فعالیت داشته است. در واقع آقای پارسی، نایاک را نیز با تلاش برادرانه سیامک نمازی و همفکران او راه اندازی کرده است.

بخشهایی از مقاله دیلی بیست به روند فعالیت خانواده نمازی در سیاست پنهان و اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی پرداخته و از روابط این خانواده با نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و گروهی از اطرافیان محمود احمدی نژاد در برهههای زمانی مختلف پرده برداشته است.
نویسنده مقاله دیلی بیست و با افشای روابط خانواده نمازی با مقامات تهران از یک سو و تقارن این مناسبات با عملکرد نایاک و نیز توضیح جایگاه و اقدامات این گروه که لابی غیر رسمی جمهوری اسلامی در واشنگتن شناخته میشود، از سوی دیگر کوشیده است تا نشان دهد دوستی و همکاری تریتا پارسی و سیامک نمازی چیزی بیشتر از دوستی به سبک خانوادگی است و اهداف خاصی را دنبال کرده است. به همین روی چندین پاراگراف از این مقاله با ارائه اسناد و اطلاعات دست اول، میکوشد تا ابعاد این روابط را بهتر از پیش افشا سازد.
از این بین اشاره به اسامی برخی افراد شناخته شده، مانند هادی قائمی(عضو سابق هیئت مدیره نایاک و سخنگوی فعلی کمپین حقوق بشر برای ایران) ، سحر نوروززاده (عضو سابق هیئت مدیره نایاک و عضو مشاور شورای امنیت ملی کاخ سفید)، بیژن خواجه پور(کارگزار ارشد اقتصادی نزدیک به اصلاح طلبان و داما خانواده نمازی)، محمد منظرپور (سردبیر فعلی صدای آمریکا و کارمند پیشین گروه آتیه بهار) و… در این مقاله، متضمن به کارگیری از همه توانایی و نیروی کارکنان و مدیران سابق گروه آتیه بهار، برای به کارگماری در پستهای حساس است، به گونهای که نایاک و دیگر کریدورهای ارتباطی تهران بتوانند از آن در کنترل رفتار دولتمردان آمریکا درباره تصمیمات مهم در خصوص جمهوری اسلامی به نفع خود استفاده کنند.
این افشاگری وقتی به نقطه حساس خود میرسد که هویت پدر خانواده نمازی فاش میگردد. محمدباقر نمازی دولتمرد پیشین ایران که قبل از انقلاب استاندار خوزستان و معاون عمرانی وزارت کشور ایران بوده است. فردی که واقعه تلخ آتش سوزی سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357 خورشیدی در زمان استانداری او در خوزستان روی داد. او در حالی تا سال 1362 خورشیدی(1983 میلادی) به عنوان یک مدیر عالی رتبه نظام شاهنشاهی در ایران به راحتی به زندگی ادامه داد که بسیاری از مدیران و کارکنان دون رتبه رژیم پیش در دادگاههای انقلاب به مرگ محکوم شدند. برخی گروههای حقوق بشری با ارائه اسنادی معتقدند که آن آتش سوزی از سوی رهبران انقلابی و با اطلاع روح الله خمینی و برخی نزدیکان وی رخ داده است. این افراد دستگیری، محاکمه و اعدام تنی چند از شهروندان آبادان پس از انقلاب به جرم آتش زدن سینما رکس را نمایشی و پرده پوشانه تلقی میکنند.
لازم به یادآوری است محمد باقر نمازی در سال 1983 به آمریکا مهاجرت کرد و تنها چند سال بعد در دوران ریاست جمهوری اکبرهاشمی رفسنجانی به ایران بازگشته و زمینه تشکیل گروه اقتصادی آتیه بهار، آتیه گروپ، سازمان غیر دولتی همیاران و .. را به سکانداری یکی از دو پسر خود «سیامک نمازی» طرح ریزی کرد.
مقاله یاد شده که با اسم مستعار «الکس شیرازی» در «دیلی بیست» منتشر شدهاست، از نگاه کارشناسان رسانه به قلم فردی بسیار نزدیک به سیستم کاری آتیه بهار، نایاک و خانواده نمازی به رشته تحریر درآمده است. کسی که از مناسبات پشت پرده بین خانواده نمازی و کارکنان آتیه بهار که حالا پستهای کلیدی برای اعمال فشار به دولتمردان آمریکایی را به عهده دارند، آگاهی کافی دارد. دیلی بیست در توضیحی کوتاه درباره نویسنده مقاله، واهمه از شناسایی و آسیب به نویسنده و یا خانواده او در ایران را از دلایل مخفی نگه داشتن نام وی عنوان کردهاست.
همین نویسنده پیش از این در مقالهای دیگر که در «دیلی بیست» منتشر شده بود، برخی حامیان مالی هیلاری کلینتون را به ارتباط تجاری پنهانی با جمهوری اسلامی و نقض تحریمها برای فروش تجهیزات صنایع هواپیمایی به ایران متهم کرده بود، رابطهای که حالا پس از اعلام توافق هستهای دیگر سری قلمداد نمیشود.
وب سایت خبری دیلی بیست که یکی از لیبرالترین خروجیهای خبر در ایالات متحده آمریکا شناخته میشود، از ششم اکتبر 2008 و با سرمایه «تینا براون» سردبیر پیشین نشریه نیویورکر کار خود را آغاز کرد و هم اکنون در مالکیت یک بنگاه مهم اینترنتی به اسم IAC قرار دارد. کارشناسان اهمیت دیلی بیست را به اندازه نیوزویک در دوران اوج خود محاسبه میکنند.
Sep 20 2015
خودنویس: نایاک با دریافت بودجه از سوی «شرکا» در ایران، مشکلی نداشت و موسسهی همیاران هم از بودجههای دولت آمریکا بهرهمند میشد، اما…
در سال ۲۰۰۹، سناتور مارک کرک نایاک را «همدل با جمهوری اسلامی [2]» خواند و گفت که «آنها به کنگره آمدند تا بودجههای مربوط به برنامههای [ایجاد و توسعه] دموکراسی در ایران قطع شود.» نایاک به دنبال پایان دادن به «بودجههای ایجاد دموکراسی» دولت بوش در مورد ایران بود، چرا که این بودجهها را ابزاری برای کمک به براندازی جمهوری اسلامی میدید. نایاک در پاسخ [3] به حرفهای سناتور کرک، این بودجهها را ساخته و پرداختهی دولت بوش و سیاست شکستخوردهی این دولت در خاورمیانه خواند که میخواست با تامین [بودجه] موسسات غیر دولتی ایرانی نهایتا دولت ایران را براندازد.
نایاک با همه موسسات غیر دولتی ایرانی مشکلی ندارد، از جمله با همیاران که مدیر آن، محمد باقر نمازی بود و یکی از اعضای هیات مدیرهاش، حسین ملک افضلی اردکانی، از نزدیکان رئیس جمهوری اسبق ایران به حساب میآید. نایاک این موسسه را کاملا مستقل اما با مجوزهایی ویژه از دولت[جمهوری اسلامی] ارزیابی و معرفی کرده بود.
همیاران، مانند نایاک از بودجه بنیاد ملی دموکراسی یا NED بهرهمند [4] شد (حدود ۲۰۰ هزار دلار)، آن هم در سالهای ۲۰۰۲، ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ (دوران حکومت بوش). نایاک، همیاران را به عنوان شریک اصلی خود در ایران به بنیاد ملی دموکراسی معرفی کرده بود. … نایاک و همیاران کارگاه آموزشیای تحت عنوان کارگاه تولید فیلم دیجیتالی [5] جهت آموزش فعالان ایرانی برای استفاده از ابزارهای دیجیتالی بر پا کردند؛ گروههای انتخاب شده برای این کارگاه، یا با دولت[جمهوری اسلامی] قرارداد و یا ارتباط کاری زیادی داشتند.
کارل گرشمن، رئیس بنیاد ملی دموکراسی در بارهی نایاک به دیلی بیست گفت: «ما الان از نایاک حمایت نمیکنیم و هیچ ارتباطی هم با آنها نداریم».
گرشمن میافزاید: «آن زمان، کسانی بودند که میگفتند “تلاش کنید وارد ایران شوید” و ما فکر میکردیم این راهش است…ما زمان اعطای این بودجهها، نمیدانستیم که نایاک دارد خودش را به عنوان لابی مطرح میکند. هدف ما کار با فضای رو به رشد در ایران بود. داشتیم تلاش میکردیم کاری کنیم که به نفع مردم داخل باشد. بعدا نایاک خود را به عنوان یک نهاد لابیگر عرضه کرد، پس ما دیگر کاری به کارش نداریم. همهی بودجهها به آنجا فکر میکردهاید منتج نمیشوند.» دیلی بیست از گرشمن میپرسد که آیا منظورش این است که از کار با نایاک پشیمان است، و گرشمن در پاسخ میگوید: «بله، فکر میکنیم همینطور باشد.»
همان زمانی که نایاک از مالیات شهروندان آمریکایی بهرهمند میشد، به دنبال پایان دادن بودجههای نهادهای غیر دولتیای بود که مخالف جمهوری اسلامی ایران بودند. در بهار ۱۳۸۶ ، نایاک یک جلسهی کاربردی با حضور گروههای بینالمللی مدافع حقوق بشر از جمله عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشربرگزار کرد. نمایندهی دیدهبان حقوق بشر، عضو سابق هیات مدیره نایاک، هادی قائمی بود که قبلا برای نایاک در ایران کار [6] کرده بود. قائمی در سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷، عضو دیدهبان حقوق بشر بود. بر اساس یک ایمیل ارسال شده بهوسیلهی تریتا پارسی، قائمی در این جلسه گفته بود که گروههای مشخصی که از وزارت خارجه کمک مالی دریافت میکنند به دنبال براندازی نظام ایران هستند و از این بودجهها به عنوان پوشاندن فعالیت خود استفاده میکنند. قائمی همچنین تاکید کرده بود که باید مراقب این گروهها بود و خیلی از گروهها که خود را تلاشگر برای بهبود حقوق بشر و دموکراسی در ایران میخوانند، [کارکرد]خود را درست معرفی نکردهاند. قائمی البته نگفت کدام گروهها مد نظرش بوده است. وقتی دیلی بیست با هادی قائمی از طریق ایمیل تماس گرفت، او گفت نمیتواند وجود جلسه مورد نظر را تایید کند. اما پس از اینکه دیلی بیست ایمیل تریتا پارسی را برایش فرستاد، او دیگر در دسترس نبود.
ادامه دارد
Sep 18 2015
تسنیم: بهگزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، وقایع پس از انتخابات سال 1388 گرچه در نوع خود به ایجاد بحران امنیتی در کشورمان به دلایل واهی انجامید اما در این میان برخی از رابطین و سرشاخههای بعضا ایرانی که با طرف غربی همپیمان شدهاند را نیز رسوا کرد. در این میان البته برخی از افراد با حماقتهایی که انجام دادند بازیچه دشمن شدند اما بعد از آنکه آبها از آسیاب افتاد و آتش فتنه فروکش کرد خود را مفلس و شکست خورده در این روند یافتند. برخی نیز در این میان با قصد و غرضهای قبلی همه چیز خود را به طرف غربی فروختند و هماکنون نیز به عنوان مزدوران غرب در قالبهای امنیتی و رسانهای در حال فعالیت هستند که کم کم بعد از مدتی با رو شدن اسناد و مدارک نام آنها نیز در لیست سیاه منافقین و خائنین به ایران قرار میگیرد.
اخیرا «مایکل لدین» از حامیان کودتای مخملی و مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و عضو برجسته مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» و دستیار ویژه «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا از نامه اوباما به سران جنبش سبز در سال 88 خبر داده است و در یادداشتی در نشریه «فوربس» نوشت: سناتور «چاک شامر» نقش مستقیمی در نامه نگاری محرمانه بین دولت اوباما و سران آشوب علیه دولت ایران در سال 1388 و در پی انتخابات ریاست جمهوری داشته است. [1]
لدین در یادداشت افشاگرانه خود نامی از رابط بین فتنه گران و سازمان سیا نبرده است اما بیان داشته که سناتور چاک شامر از طریق دوستی در وال استریت ژورنال با فتنهگران ایران رابطه داشته و نامه رد و بدل کرده است.
اگر به لیست خبرنگاران و روزنامهنگاران این روزنامه آمریکایی بیندازیم به نام زنی ایرانی بر میخوریم که اتفاقا فعالیت ویژهای در فتنه سال 88 و تهیه گزارش علیه کشورمان داشته است. « فرناز فصیحی» فردی است که دامنه فعالیتهای ضدایرانیاش بسیار گسترده است و صدها مقاله و گزارش علیه کشورمان در این روزنامه منتشر ساخته است.
کارنامه سیاه زن ایرانیتبار در جعل نام خلیج فارس تا گزارش فتنه گرانه از ایران/رابط نامه غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

وی در گزارشی درباره بازداشت برخی از فعالان سیاسی اصلاحطلب در بحبوحه فتنه سال 88 دادگاه انقلاب را غیرقانونی اعلام کرد و مطرح کرد که این دادگاه برای تحقیر فتنهگران انجام شده است و آنان را با سر و وضعی ژولیده و شلخته به دادگاه کشانده و نشانههایی از اعترافگیری اجباری از این افراد در این دادگاه دیده میشود.
فصیحی در مقاله دیگری نیز با پرداختن به فعالیتهای یکی از فتنهگران فراری خارج نشین با قلم خود به حمایت از فعالیتهای ضد ایرانی و همچنین فعالین « جنبش سبز» پرداخت.
وی همچنین در گزارشی در بحبوحه فتنه سال 88 در روزنامه وال استریت ژورنال به موضوع دانشجویان ستارهدار پرداخت و فضای کشورمان را به صحنه جنگ داخلی توصیف کرد و مدعی شد که مامورمان حکومتی به طور آرام علیه تعدادی از بهترین دانشجویان این کشور جنگی را، بوسیله ی لغو موقعیت تحصیلی و شغلی آنها، آغاز کرده است.
فعالیتهای اینچنینی او سبب شد تا انواع و اقسام جوایز رسانهای آمریکا به وی تعلق گیرد. فصیحی که معاون خبر بخش خاورمیانه روزنامه وال استریت ژورنال است به دلیل فعالیت رسانه ای علیه جمهوری اسلامی در جریان حوادث سال 88 موفق به دریافت جایزه “رابرت کندی در گرایشهای جهانی حقوق بشر و عدالت” شد. وی پس از دریافت این جایزه به رادیو زمانه گفت: «بسیار خوشحالم که توانستهام تاثیرات مسایل اخیر روی مردم ایران را به بقیه دنیا نشان دهم. این جایزه نشانگر آن است که کار ما توانسته تاثیر خودش را بگذارد.» فصیحی همچنین یکی از جوایزش را از دست شیرین عبادی دریافت کرده است.
کارنامه سیاه زن ایرانیتبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنهگرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

در سوابقاین عنصر رسانهای غربتحریف نام خلیج فارس نیز به چشم می خورد. استفاده این روزنامه نگار ایرانیتبار از عناوین مجعول در گزارش هایش، حتی ایرانیان خارج از کشور را به راه اندازی کمپین اعتراضی در شبکه اجتماعی فیسبوک و درخواست از وال استریت ژورنال برای جبران اشتباه خود واداشته است. در یکی از کمپین های اعتراضی به فرناز فصیحی آمده است: «دوستان و هم میهنان. اگر بیگانه تحریفی در نام خلیج فارس انجام دهد آنان یا نآگاهند و یا مغرض، ولی اگر یک ایرانی آن را تحریف کند، یک خائن است و هیچ حقی از دفاع برای اشتباه خود ندارد! روزنامه وال استریت جورنال در دهه گذشته تنها یکبار از نام ساختگی استفاده کرد که پس از دوساعت شکایت آن را زدود و هرگز نیز تکرار نکرده است، همچنین هرگز از واژه “خلیج” بدون “فارس” استفاده نکرده بود تا اینکه امروز که یک ایرانی بنام “فرناز فصیحی” که از روزنامه نگاران سرشناس و شناخته شده ایرانی در آمریکاست نام خلیج فارس را دوباره تحریف کرد و واژه “فارس” را آن زدود!»

کارنامه سیاه زن ایرانیتبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنهگرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویرجالب اینجاست که مایکل لدین هم خود پای ثابت روزنامه والاستریت ژورنال علیه کشورما است و اغلب مقالات ضدایرانی وی در این روزنامه منتشر شده است. به نظر میرسد با این اوصاف روزنامه والاستریت ژورنال به پایگاه رسانهای جنگ نرمی علیه ایران تبدیل شده است که در زمان فتنه سال 88 فعالیت ستادی و ویژهای بر عهده داشته و حتی در این زمینه به تبادل نامه و نظرات طرفین برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با پوشش رسانهای اقدام کرده است.
فعالیتهای ضد ایرانی غرب با پوشش رسانهای علیه کشورمان البته به همین موارد ختم نمی شود و دایره بسیار گستردهای دارد اما این موضوع به خوبی مشخص مینمایند که رسانههای خارجی و خبرنگاران آنان تنها برای کار اطلاعرسانی و تهیه گزارش به کشورمان سفر نمیکنند و بعضا به عنوان جاسوس و مامور برای کودتا علیه کشورمان ماموریتهایی مانند ماموریتی که به احتمال زیاد فرزانه فصیحی در بحبوحه فتنه سال 88 انجام داده، را در دستور کار دارند که با لحن و نوع قلم دشمنانهای که در نوشتار این افراد علیه کشورمان دیده می شود چنین کاری بعید و دور از ذهن نیست.
[1] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/451387
[2] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/452015
[3] http://www.wsj.com/articles/SB124925705086800229#articleTabs%3Darticle
[4] http://www.wsj.com/articles/SB125980542530173987
[5] http://www.rahesabz.net/story/6955/
[6] http://www.wsj.com/articles/SB10001424052702303657404576357323069853958
[7] http://www.radiofarda.com/content/f3_islamicrepublic_cracks_in_regime/2136371.html
منبع:مشرق
انتهای پیام/
خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانههای داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای بازنشر میشود.