اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنایات رژیم'

Aug 05 2018

از حکم زندان و شلاق برای محمد نجفی تا تمدید بازداشت نسرین ستوده

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: محمد نجفی، وکیل دادگستری در اراک، به همراه ۱۰ فعال مدنی به دلیل شرکت در اعتراض‌های دی‌ماه ۹۶ به «اخلال در نظم عمومی» متهم و هر کدام به یک سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

این فعالان مدنی، علی باقری، عباس صفری، بهزاد علی‌بخشی، محمد یعقوبی، یوسف شیری‌لرد، ندا یوسفی، داوود رحیمی، مسعود عاجلو، محمد ترابی و کیان صادقی نام دارند.

علاوه بر این، محمد نجفی، علی باقری، عباس صفری و کیان صادقی به اتهام «نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» هرکدام به دو سال دیگر زندان هم محکوم شده‌اند.

محمد نجفی، دی‌ماه ۹۶ در پی اطلاع‌رسانی درباره وحید حیدری بازداشت شد. وحید حیدری ازمعترضان دی‌ماه بود که در بازداشتگاهی در اراک جان باخت.

همزمان قرار بازداشت نسرین ستوده نیز برای یک ماه دیگر تمدید شد. این وکیل دادگستری که ۲۳ خردادماه بازداشت شد به «اجتماع، تبانی و تبلیغ علیه نظام» و عضویت در کمپین لگام، کارزاری برای لغو گام به گام مجازات اعدام، متهم شده است.

بازداشت نسرین ستوده، موجی از انتقادهای جهانی را به دنبال داشت از جمله انجمن جهانی وکلا که خواستار آزادی فوری این وکیل سرشناس دادگستری شده است.

و در ادامه مجله دریچه این هفته:

صدور احکام هفت تا ۱۰ سال زندان برای سه درویش گنابادی دانشجو
طرح اتهام‌هایی جدید در پرونده سامان نسیم، شهروند اهل استان کردستان
و ادامه بازداشت و محکومیت فعالان مدنی در ایران
صوت

No responses yet

Jul 31 2018

سخنان یک جانباز دلاور: تو چه کردی جز خیانت به رزمندگان، جز بر باد دادن سرمایه ی ایرانیان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنگ,سپاه,سیاسی

No responses yet

Jul 31 2018

نماینده مجلس: ۲۰۰ خانواده سرنوشت ایران را به گروگان گرفته‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم

دویچه‌وله: به گفته یک نماینده مجلس، برخی ایرانیان برای تأمین زندگی‌شان اعضای بدن خود را می‌فروشند. هدایت‌الله خادمی با اشاره به استیصال مردم در برابر فقر افزود، ۴۰ سال است که ۲۰۰ خانواده سرنوشت کشور را به گروگان گرفته‌اند.

هدایت‌الله خادمی، نماینده مجلس، گفت: ۴۰ سال است که ۲۰۰ خانواده سرنوشت کشور را به گروگان گرفته‌اند

هدایت‌الله خادمی، نماینده مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه (۷ مرداد/ ۲۹ ژوئیه) در نطق میان‌دستور جلسه علنی پارلمان ایران با انتقاد شدید از اوضاع وخیم اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم، از جمله گفت: «بی‌لیاقتی، ناکارآمدی و سستی دولت‌ها در این سال‌ها مانند رنج‌نامه‌ای است که هر روز بر مشکلات مردم افزوده است. وضعیتی ایجاد شده که مردم این دوران توان تحلیل آن را ندارند. هر روز شاهد بیشتر شدن مشکلات هستیم، اما نه اراده‌ای برای حل آن وجود دارد و نه توانی».

خادمی با اشاره به اینکه “کشور دچار اختلاس و فساد شده”، پرسیده است: «چرا کشورهای دیگر فساد را کنترل کرده‌اند، اما ما نمی‌توانیم؟» او سپس اذعان کرده است که: «فساد اقتصادی مانند موریانه به تار و پود این کشور و مسئولین زده است. پذیرفته‌ایم که کشوری فاسد و ناکارآمد هستیم.»

“مردم را بدبخت کرده‌اید”

نماینده ایذه و باغ‌ملک در مجلس با حمله تند به سیاست‌های اقتصادی و عمرانی دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی، مسئولان دولتی را خطاب قرار داده و افزوده است: «مردم ایران را بدبخت کرده‌اید. احترام و اعتماد به نفس آنها را گرفته‌اید. از فقر و بیچارگی نمی‌دانند چه کنند. برای تامین هزینه زندگی به فروش اعضای بدن از جمله کلیه روی آورده‌اند. با کشوری که یک درصد جمعیت جهان و هشت درصد منابع جهان را دارد ببینید چه کرده‌اید».

این نماینده مجلس در ادامه با اشاره به سخنان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی که فساد اقتصادی را با یک “بیماری مسری” مقایسه کرده و گفته بود “اگر جلوی آن گرفته نشود گسترش پیدا می‌کند”، تصریح کرده است: «جلوی آن [فساد] را نگرفتیم و به همه زد.»

هدایت‌الله خادمی در بخش دیگری از اظهارات خود “اکثر دولتمردان ۳۰ سال گذشته” ایران را به “ظلم” به مردم، “خیانت” به اعتماد آنان و “نابود کردن جوانان” کشور متهم کرد و گفت که این دولتمردان “اگر ذره‌ای وجدان و غیرت داشتند، به دلیل این همه ناکارآمدی، ظلم و خیانت به جوانان خودشان را حلق‌آویز می‌کردند.”

خادمی سپس ضمن حمله به مسئولانی که به گفته او شعار “مرگ بر آمریکا سر می‌دهند”، اما فرزندان‌شان در آمریکا هستند، اتهامی سنگین را متوجه این دسته از مقام‌های جمهوری اسلامی کرد و گفت: «تاریخ گواه می‌دهد، شاید برخی دولتمردان ماموریت داشتند خلاف منافع ایران اقدام کنند.»

این نماینده مجلس با انتقاد از نحوه تشکیل دولت در ایران و تبدیل شدن مجلس به “حیات خلوت دولت”، تاریخ ۴۰ ساله دولت‌ها و مجلس‌های جمهوری اسلامی را زیر سؤال برد و گفت: «با این دولت و مجالسی که ساخته‌اید، هرگز توسعه و پیشرفت را نخواهید دید.»

خادمی ادامه داد: «در ۴۰ سال گذشته حدود ۲۰۰ خانواده سرنوشت این کشور را به گروگان گرفتند و از این وزارتخانه به آن وزارتخانه می‌روند.»

نماینده ایذه و باغ‌ملک در مجلس راه برون‌رفت از معضلات اقتصادی ایران را “پرده‌برداری” از فساد و اختلاس دانست و نتیجه گرفت: «۵۰ نفر از اختلاس‌گران و دزدان دولتی را محاکمه و به اشد مجازات برسانیم. دولتمردانی که ظرف ۳۰ سال گذشته این کشور را به این روز انداخته‌اند برکنار شوند و اموال آنها که از کشور برداشته‌اند به خزانه بازگردانده شود.»

هدایت‌الله خادمی در نهایت با اشاره به اینکه “فرمایشات رهبر معظم انقلاب مورد توجه همه مسئولین قرار گیرد”، مسئولان جمهوری اسلامی را فراخوانده است که: «وطن‌پرست باشیم، دروغ نگوییم، سخت کار کنیم و دزدی نکنیم.»

این نماینده مجلس در حالی همه مسئولان دولتی به جزعلی خامنه‌ای را مورد حمله شدید قرار داده که از نگاه منتقدان حکومت و حتی برخی کارشناسان مستقل داخلی، دست‌کم یکی از دلایل اصلی رانت‌خواری، فساد، نبود رقابت سالم اقتصادی و امتناع شرکت‌های خارجی از سرمایه‌گذاری در ایران، امتیازات ویژه و پاسخگو نبودن دستگاه عریض و طویل تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی به مجلس یا نهادهای دولتی است.

کاهش شدید قدرت خرید مردم

در شرایطی که افزایش نرخ رسمی دلار در روزهای اخیر نتوانسته بود از التهاب بازار ارز بکاهد، روز گذشته پنج‌رقمی شدن دلار به تیتر گزارش بسیاری از رسانه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی تبدیل شد؛ عنوانی در واکنش به افزایش لگام‌گسیخته بهای دلار در بازار ارز ایران.

افزایش سرسام‌آور قیمت ارز در هفته‌ها و ماه‌های گذشته، سقوط ارزش ریال و در پی آن کاهش شدید قدرت خرید مردم را به همراه داشته است. برخی سایت‌ها و خبرگزاری‌های ایران از فروش دلار به قیمت ۱۲ هزار تومان در بازار آزاد ایران خبر داده‌اند.

قربانیان اصلی سقوط پول ملی در درجه اول مزدبگیران، کارگران و قشرهای کم‌درآمد هستند. خبرگزاری ایلنا روز دوشنبه (۸ مرداد) گزارش داده است که حداقل دستمزد کارگران در ایران “دست‌کم دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان” کمتر از “سبد معیشت” یعنی رقمی است که برای گذران زندگی به آن نیاز دارند.

علی خدایی، عضو کارگری شورای عالی کار، چند روز پیش از “کاهش بیش از ۴۸ درصدی قدرت خرید دستمزد” خبر داده و گفته بود: «کارفرمایان و دولتی‌ها این واقعیت را پذیرفته‌اند، اما برای حل این مشکل، هیچ راهکاری در چنته ندارند.»

در روزهای اخیر قیمت‌ها در ایران رشدی جهشی داشته و برای نمونه قیمت لوازم خانگی ایرانی ۴۰ درصد و قیمت گوشت قرمز بیش از ۸۰ درصد افزایش یافته است. خبرهایی که ایلنا از آن به عنوان “رگبار مصیبت” برای مزدبگیران نام می‌برد: «مصیبت بی‌امان فقر و استیصال؛ آن‌هم در دولتی که وعده داده بود از معیشت مردم صیانت می‌کند.»

فرامرز توفیقی، رئیس کمیته مزد کانون عالی شوراها، درباره وضع معیشتی کارگران گفته است: «بقای طبقه کارگر در خطر است؛ اوضاع از “نامساعد” و حتی “وخیم” هم رد شده؛ برای توصیفش هیچ واژه‌ای پیدا نمی‌کنم.»

این نماینده کارگری با اشاره به “کاهش ۷۲ درصدی قدرت خرید کارگران” گفته است: «اعلام می‌کنند ۳۲ درصد لبنیات گران شده؛ ۸۵ درصد افزایش قیمت گوشت قرمز داشته‌ایم؛ بیش از ۵۰ درصد افزایش قیمت گوشت مرغ؛ بیش از صد در صد افزایش نرخِ گوشت سفید ماهی؛ بیش از ۳۰ درصد افزایش قیمت میوه؛ در بخش مسکن بیش از ۱۴۰ درصد افزایش هزینه داشته‌ایم؛ در ارتباطات ۵۳ درصد افزایش داشته‌ایم؛ شما سر این طناب را بگیرید و همینطور جلو بروید…»

بانک مرکزی ایران روز گذشته طی اطلاعیه‌ای تحولات اخیر مرتبط با بازار ارز و سکه را “غیرعادی” و بی‌تناسب با “واقعیات اقتصادی و توان ارزی کشور”خوانده و آن را ناشی از “توطئه دشمنان کشور و در راستای ایجاد التهاب در اقتصاد و سلب آرامش روانی از مردم” دانسته بود.

No responses yet

Jul 26 2018

«تخریب کامل گورهای جمعی اهواز توسط شهرداری»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: قبر دسته جمعی قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در اهواز، عکس آرشیوی است

وب‌سایت عدالت برای ایران در گزارشی از «تخریب کامل گورهای جمعی» قربانیان دهه ۶۰ و دیگر قبور زندانیان سیاسی اهواز از سوی شهرداری این شهر خبر داده است.

وب‌سایت «عدالت برای ایران»، چهارشنبه (سوم مرداد) با انتشار این خبر نوشته که «ماموران شهرداری اهواز در آخرین روزهای تیرماه تحت عنوان ساخت بلوار و فضای سبز، گور جمعی قربانیان کشتار ۶۷ و سایر مزارهای زندانیان سیاسی را کاملا تخریب کردند.»

بر اساس گزارش وب‌سایت عدالت برای ایران، اخبار، فیلم‌ها و عکس‌های این اقدام «شهرداری اهواز» از سوی وب‌سایت «عدالت برای ایران راستی‌آزمایی شده» است.

در این گزارش آمده «سراسر منطقه‌ای که قبلا گورهای جمعی و تکی زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ بود با استفاده از بیل مکانیکی با خاک یکسان شده» و این منطقه در حال حاضر «تحت نظارت شدید امنیتی قرار دارد.»

برخی «شاهدان عینی» نیز به «عدالت برای ایران» گفته‌اند که «کل عملیات از میان بردن تمامی آثار و سنگ‌هایی که به وسیله خانواده‌ها گذاشته شده بود، کمتر از ۲۴ ساعت طول کشیده‌ است.»

وب‌سایت «عدالت برای ایران» به نقل از شماری از خانواده‌های قربانیان دهه ۶۰ نوشته «در سال ۶۷ و در جریان کشتار زندانیان سیاسی، حداقل ۴۴ زندانی سیاسی مرد و زن در اهواز را در گورهای جمعی در منطقه پادادشهر دفن کردند.»

فردی به نام عیسی بازیار نیز به عنوان «شاهد عینی» به «عدالت برای ایران» گفته‌ که «اوایل مرداد ۶۷ شاهد بوده که اجسادی را هنگام شب درون گودال‌های تازه‌حفرشده می‌ریخته‌اند. خانواده‌ها معتقدند که مسئولان بلافاصله بعد از دفن اجساد بر روی آنها بتن ریخته‌اند تا آنها نتوانند زمین را بکنند و پیکر عزیزان‌شان را پیدا کنند.»

به گزارش عدالت برای ایران، این مزارها در طول سال‌های گذشته، «همواره دستخوش بی‌حرمتی و تلاش مقامات حکومتی برای پنهان‌کاری» بوده و «برای بیش از یک دهه، دور تا دور این منطقه را با زباله و نخاله‌های ساختمانی پوشانده بودند تا آن را از دید عموم محو، و دسترسی خانواده‌ها به آن را دشوار سازند.»

بر اساس این گزارش، با آنکه عملیات «شهرداری» در این منطقه در اوائل سال ۹۶ آغاز شده بود، «اما پس از اطلاع‌رسانی خانواده‌ها و هشدار سازمان‌های حقوق بشری و سازمان ملل درباره احتمال تخریب گورهای جمعی، متوقف شد.»

«عدالت برای ایران» و و سازمان عفو بین‌الملل در اردیبهشت‌ماه سال جاری با انتشار یک گزارش تحقیقی، نسبت به تخریب «گورهای جمعی به قصد از میان بردن مدارک جرم درباره کشتار ۶۷» هشدار داده بودند.

بر اساس گزارش این دو سازمان، مقام‌های جمهوری اسلامی قبرهای دسته جمعی قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را حداقل در هفت شهر ایران «عامدانه» تخریب کرده‌اند.

نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی همچنین طی سه دهه اخیر بارها گورستان خاوران در تهران را تخریب کرده‌اند.

مقام‌های جمهوری اسلامی به ندرت درباره اعدام دسته جمعی زندانیان در تابستان سال ۶۷ سخن گفته‌اند و همچنین محل دفن این زندانیان نیز هیچگاه به صورت رسمی اعلام نشده است.

اکثر زندانیان اعدام شده در آن سال را اعضای گروه‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران، حزب توده، فدائیان و دیگر گروه‌های چپگرا تشکیل می‌دادند که پیش از آن محاکمه شده و در حال گذراندن دوران زندان خود بودند.

به گفته آیت‌الله حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله روح‌الله خمینی شخصاً دستور اعدام کسانی را که به گفته او «در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند» صادر کرد.

بسیاری از آن اعدام‌شدگان در گورستان خاوران، به شکل گمنام و در قبرهای دسته جمعی به خاک سپرده شدند.


ویدئوی جدید سازمان «عدالت برای ایران» در مورد تخریب گورهای جمعی اهواز
منابع: عدالت برای ایران و رادیو فردا؛ ب.ب / پ.پ

No responses yet

Jul 25 2018

سیمای زنی در گردباد انقلاب ۵۷؛ یادی از سودابه سدیفی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوزمانه: سودابه سدیفی

روز افتتاح نخستین مجلس پس از انقلابِ ۱۳۵۷، مشاور ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهوری وقت، با بلوز و دامن و روسری در ساختمان مجلس ایران حاضر شد. در بحبوحه‌ تندروی‌های اوایل انقلاب، در مجلسی که ۸۵ کرسی آن را ائتلاف بزرگ (ائتلافی متشکل از گروه‌های اسلام‌گرا) تصاحب کرده‌بودند، «موها و پاهایش پوشیده نبود»؛ اما مجلسی که به قول احمد توکلی، یکی از نمایندگان آن ائتلاف بزرگ، «مجلس تند اول انقلاب بود» سودابه سدیفی را تحمل کرد.

سودابه سدیفی در روز ۱۳ اسفند ماه ۱۳۹۳ در سن ۶۷ سالگی، در اثر بیماری سرطان درگذشت. زنی جوان از اعضای کنفدراسیون دانشجویان مقیم فرانسه که در زمان ورود آیت‌الله خمینی به پاریس نخستین میزبان او بود.

سودابه سدیفی که در آن زمان به عنوان روزنامه‌نگار فعالیت می‌کرد، در دوران اقامت آیت‌الله خمینی در پاریس، وظیفه جمع‌آوری و ترجمه‌ اخبار مربوط به انقلاب ایران در مطبوعات فرانسه و انتقال آن‌ها به آیت‌الله خمینی را برعهده‌ داشت.

سدیفی قبل از آن در دانشگاه تهران، در قالب گروه‌های چپ‌گرا بر ضد رژیم پهلوی فعالیت سیاسی و اجتماعی می‌کرد. او پس از ورود به فرانسه در اوایل دهه پنجاه و پیش از ورود به حلقه بنی‌صدر فعالیت‌های خود را در قالب کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور ادامه داد. در این دوره حجم فعالیت سیاسی سودابه تا حدی بود که دولت فرانسه با خودداری از اعطای اقامت بلندمدت، تنها به صورت ماهانه به او اجازه اقامت می‌داد.

آیت‌الله خمینی در دوران تبعید و در بدو ورود به پاریس به منزل سودابه سدیفی و همسرسابقش احمد غضنفرپور، که از یاران و حلقه نزدیک به بنی‌صدر بودند، رفت. رهبر آینده انقلاب ایران تا آماده‌شدن «خانه نوفل‌لوشاتو» در این منزل اقامت‌ داشت.

در بهمن ۵۷، سودابه وهمسرش مسافر همان هواپیمای ایرفرانسی بودند که آیت‌الله خمینی را پس از سال‌ها تبعید به ایران بازگرداند، هواپیمایی که بنی‌صدر به صورت اختصاصی اجاره کرده بود و برای بالا بردن امنیت پرواز مسافران آن را چهره‌های سرشناس انقلاب و خبرنگاران تشکیل می‌دادند.

با پیروزی انقلاب سدیفی فعالیت خود را در فضای مطبوعاتی کشور آغاز کرد. پس از آن به دنبال انتخاب بنی‌صدر در مقام رئیس‌جمهوری، او هم به دفتر ریاست‌جمهوری راه یافت تا به دعوت بنی‌صدر به عنوان مشاور در «امور نهضت‌های آزادی‌بخش» مشغول به کار شود ــ پستی که پیشتر در زمان سرپرستی بنی‌صدر وسپس قطب‌زاده بر وزارت خارجه نیز عهده‌دار آن بود.

کاظم کردوانی دبیر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشوردر دهه پنجاه و از دوستان سودابه سدیفی می‌گوید که او در مقایسه با دیگر افراد مرتبط با رئیس‌جمهوری حساسیت بیشتری نسبت به حفظ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی داشت. به گفته کردوانی، او جزو آن دسته از افراد حلقه بنی‌صدر بود که پیشینه‌ای چپ داشتند و به نسبت رادیکال‌تر از دیگر اعضای این حلقه بودند که سابقه مذهبی داشتند.
اعترافات شب اول قبر

سدیفی بعد از جریانات خرداد ۶۰ و طرح عدم کفایت بنی‌صدر، در روز ۳۰ خرداد همراه با عذرا حسینی، همسر ابوالحسن بنی‌صدر، دستگیر شد. عذرا حسینی در این باره می‌گوید: «بعد از کودتای خرداد ۶۰، همراه من دستگیر شد. فردای آن روز مرا آزاد کردند، ولی او را نگه داشتند و سال‌های سال در زندان ماند و تحت انواع و اقسام شکنجه‌های سخت، و تن‌ و‌ روح‌فرسا، به‌خاطر جرم‌های نکرده قرار گرفت.»

دولت بنی‌صدر در فضایی غیر قابل پیش‌بینی و بعد از سخنرانی آیت‌الله خمینی بر علیه دولت سقوط کرد. چراغ سبزی که او به مجلس برای ارائه طرح عدم کفایت رییس‌جمهوری داد، در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به سقوط دولت بنی‌صدر منجر شد. سقوطی که داستان زندگی سودابه سدیفی را نیز یک شبه تغییر داد.

طی دوران زندان، سودابه سدیفی و همسر سابقش غضنفرپور را در دوره‌ بازجویی با شکنجه و اذیت و آزار به توبه کشاندند. چندی بعد این زوج سیاسی نزدیک به بنی صدر، دراعترافاتی که از تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی پخش شد، ظاهر شدند.

این اعترافات در برنامه‌ای با نام «شب اول قبر» در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۶۰ از تلویزیون ایران پخش شد و در مجموعه سمینار‌های تلویزیونی از آغاز مهر تا پایان آبان ۶۱ ادامه پیدا کرد. در برنامه‌ها شرکت‌کنندگان (که در ادبیات مقامات ایران تواب خوانده می‌شدند) از گذشته خود اعلام پشیمانی می‌کردند. این سمینارها به صورتی بود که شرکت‌کنندگان در آن بحث را ادامه می‌دادند و از حالت پرسش و پاسخ خارج می‌شد. در طی همین سمینار‌ها بود که سودابه سدیفی از ارتباط بین بنی‌صدر و مجاهدین و دستور بنی‌صدر مبنی بر حذف بعضی از مخالفین صحبت کرد.

اعترافات و توبه پخش‌شده در فضای انقلابی سال‌های ۶۰ اعتراضات و انتقادهای بسیاری را برای او به همراه آورد.

فشار‌های امنیتی پس از زندان از یک سو و انتقاد از «شکسته‌شدن» او در زندان و حضور در برنامه «شب اول قبر»، باعث شد که او تا پایان عمر از صحنه سیاسی ایران کناره‌گیری کند.

در دهه شصت در ایران، بنابر گفته بسیاری از زندانیان سیاسی آن دوران، رویه‌ای شکل گرفت که بازجویان می‌کوشیدند تا متهمان را به اعتراف‌های تلویزیونی علیه خود و گروه‌های متبوعشان وادار کنند. اسد‌الله لاجوردی، دادستان انقلاب تهران از جمله کسانی بود که این برنامه‌ها را در حسینیه زندان اوین اجرا می‌کرد. بسیاری از رهبران حزب‌توده ایران، چهره‌های مذهبی همچون آیت‌الله شریعتمداری، و رئیس پیشین صدا و سیمای ایران صادق قطب‌زاده در این اعترافات حضور یافتند.

به گفته‌ ابوالحسن بنی‌صدر در زمان بازرسی رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران از زندان‌های این کشور در زمستان ۱۳۶۸، سودابه هم در جمع آن دسته از زندانیانی بود که با گالیندوپل ملاقات کردند. بر این اساس، او نیز گزارشی کامل از شکنجه‌هایی که در زندان متحمل شده ‌بود، ارائه کرد.
حق نان و نمک: میزبانی از آیت‌الله خمینی

سدیفی فروردین‌ماه سال ۱۳۶۳ و پس از دستور مستقیم آیت‌الله خمینی از زندان آزاد شد. گفته می‌شود که دلیل این دستور، اقامت چند‌روزه آیت‌الله خمینی در منزل سودابه در بدو ورود به پاریس بوده است.

در ارتباط با دستور آیت‌الله خمینی در مورد آزادی او، سید حسین موسوی تبریزی، دادستان وقت کل کشور، در مصاحبه‌ای با سایت «مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی» می‌گوید: «امام به من گفت در رابطه با آقای بنی‌صدر سه نفر دستگیر شده‌اند: آقای غضنفرپور نماینده مجلس، پسر مرحوم آیت‌الله حاج آقا رضا موسوی زنجانی، که مسئول دفتر آقای بنی‌صدر بود و خانم سودابه سدیفی خبرنگاری که از فرانسه با امام آمد و بعد با بنی‌صدر کار می‌کرد. امام فرمود: “همان‌ها را هم بگویید آزاد کنند”.»

این گفته موسوی تبریزی اما به اسفند‌ماه ۱۳۶۲ می‌گردد و همزمان است با دستور رهبر وقت ایران در مورد آزادی داریوش فروهر. به همین خاطر، باید تأیید کرد که دیدار سدیفی با گالیندوپل بعد از آزادی و احتمالاً به عنوان زندانی سابق صورت گرفته است.

سودابه سدیفی بعد از آزادی، مدتی در زمان ریاست محمد خاتمی بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این وزارتخانه مشغول به کار شد. با این حال این دوره نیز چندان نپایید تا اینکه او به شمال ایران رفت و تا پایان عمر به کشاورزی پرداخت.
انقلاب مردان، مردان انقلاب

سودابه سدیفی هم‌نسل زنان فعالی بود که هر یک به نحوی از صحنه سیاست ایران پس از انقلاب کنارزده شده‌اند؛ خواه کسانی که همچون خود او به حبس و حصر دچار شدند یا دیگرانی همچون اعظم طالقانی و عاتقه صدیقی، همسر محمد علی رجایی که به‌تدریج به حاشیه رانده شدند.
صحنه‌ای از تظاهرات روز جهانی زن در اسفند ۱۳۵۷ در تهران

صحنه‌ای از تظاهرات روز جهانی زن در اسفند ۱۳۵۷ در تهران

او از معدود زنانی بود که در فضای مردانه سال‌های اول انقلاب فعالیت سیاسی خود را دنبال می‌کرد، دورانی که در دولت موقت بازرگان و سپس شورای انقلاب و دولت بنی‌صدر جایی برای فعالیت زنان نبود و جوی تک‌جنسیتی بر دایره حکمرانان غلبه مطلق داشت. علاوه‌ بر این، دهه نخست انقلاب ۵۷، دهه‌ای بود که گروه‌های سیاسی‌ که نقش زنان در آن‌ پررنگ‌تر بود، هر روز بیشتر به حاشیه رانده و یا سرکوب می‌شدند.

این دوره‌ با شروع حجاب اجباری اندکی پس از پیروزی انقلاب در اسفند ۵۷ آغاز شد. در برابر تحمیل حجاب مقاومت‌هایی صورت می‌گرفت، چنانچه در تجمعات روز ۱۷ اسفند همان سال که مصادف با ۸ مارس و روز جهانی زن بود شعار‌هایی علیه حجاب اجباری سر داده شد. این در حالی بود که شب قبل از آن در تلویزیون دولتی ایران که ریاست وقت آن را صادق قطب‌زاده بر عهده داشت از ۸ مارس به عنوان یک سنت غربی یاد شده بود و همان روز ۱۶ اسفند روزنامه کیهان از قول آیت‌الله خمینی نوشته بود «در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند.»

بنی‌صدر که خود در آن دوره برای مدتی ریاست دوره‌ای شورای انقلاب را عهده‌دار شد و سپس به ریاست‌جمهوری رسید، در برابر سیاست حجاب اجباری سکوت کرد و اگر مخالفتی هم داشت، ترجیح داد به صورت علنی در این مورد اظهار نظر نکند. دولت موقت هم به نوعی سکوت پیشه کرد.

شاید سودابه سدیفی هم در این زمان نوعی سیاست سازشکارانه‌ای در پیش گرفت و به عنوان زنی روزنامه‌نگار عکس‌العملی به سیاست تحمیل حجاب و آن گونه اظهارات آیت‌الله خمینی نشان نداد. اما نوع رفتار و پوششی که او حدود دو سال پس از اسفند ۵۷ در جریان افتتاح مجلس اول شورای اسلامی داشت و بعد از سال‌ها هنوز به عنوان عملی هنجارشکن در اذهان نمایندگان تندرو آن زمان باقی ماند، نشان از همان روحیه سرکش و بی‌قراری دارد که کاظم کردوانی از دوران فعالیت او در کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور سراغ دارد.

زنی «با بلوز و دامن و روسری، در حالی که پاها و موهایش پوشیده نبود» به صحن مجلسی قدم گذاشت که آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی از نمایندگان آن بودند.

No responses yet

Jul 21 2018

کمک مردم به یک دستفروش برای پس گرفتن بساطش

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

اینستاگرام: ماموران سد معبر حوالی مترو خمینی بساط یک دستفروش را گرفتند اما دستفروش برای پس گرفتن بساطش تلاش می‌کند و‌داد می‌زند آن بساط همه‌ی دار و ندار اوست. کار به درگیری می‌کشد ابتدا دو زن و سپس بقیه مردم هم برای دفاع از دستفروش وارد عمل می‌شوند تا بساطش را پس بگیرند. #دوربین_ما_اسلحه_ما

بی‌اعتمادی به حکومت، افزایش فقر و بیکاری، مشاهده‌ی تبعیض سیستماتیک، برخورد خشن عاملان حکومت (در اینجا ماموران سد معبر) و… از عوامل بروز و ظهور خشونت هستند.

فرد دستفروش خود را محق می‌داند، چون چاره‌ای ندارد، کشور در رکود است، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها تعطیل یا زیان‌ده، خیلی‌ کارها نیاز به سرمایه‌ی بسیار دارد، حکومت به جای ایجاد اشتغال سرگرم کمک به لبنان و سوریه و یا هزینه برای نهادهای مذهبی و … است!
مردم هم خسته هستند…

ENGLISH FOLLOWS: ماموران سد معبر حوالی مترو خمینی بساط یک دستفروش را گرفتند اما دستفروش برای پس گرفتن بساطش تلاش می‌کند و‌داد می‌زند آن بساط همه‌ی دار و ندار اوست. کار به درگیری می‌کشد ابتدا دو زن و سپس بقیه مردم هم برای دفاع از دستفروش وارد عمل می‌شوند تا بساطش را پس بگیرند. #دوربین_ما_اسلحه_ما بی‌اعتمادی به حکومت، افزایش فقر و بیکاری، مشاهده‌ی تبعیض سیستماتیک، برخورد خشن عاملان حکومت (در اینجا ماموران سد معبر) و… از عوامل بروز و ظهور خشونت هستند. فرد دستفروش خود را محق می‌داند، چون چاره‌ای ندارد، کشور در رکود است، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها تعطیل یا زیان‌ده، خیلی‌ کارها نیاز به سرمایه‌ی بسیار دارد، حکومت به جای ایجاد اشتغال سرگرم کمک به لبنان و سوریه و یا هزینه برای نهادهای مذهبی و … است! مردم هم خسته هستند… A painful footage of today's Iran. A poor street-seller trying to make ends meet. He gets attacked by municipal workers who attempt to damage his goods (all he has to feed his family). 2 female passers-by get involved in the brawl and help the street-seller #MyCameraIsMyWeapon

A post shared by Masih Alinejad (@masih.alinejad) on Jul 19, 2018 at 4:04am PDT

No responses yet

Jul 21 2018

تهدید و تطمیع قربانی آزار جنسی توسط رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس / فایل صدا

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: سلمان خدادادی نماینده شهر ملکان که اکنون ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است، این نماینده پیش تر مدتی را از این بابت در زندان به سر برده بود و حتی دو دوره صلاحیت او برای شرکت در انتخابات رد شده بود که با دخالت شورای نگهبان منتفی شد. علیرغم این موضوع و گذشت زمان هرانا اسنادی را دریافت کرده است که این نماینده مجلس به تازگی از سوی تعداد دیگری از دختران به تجاوز، آزار جنسی و سواستفاده از موقعیت متهم شده است. هرانا در گزارش قبلی خود در این رابطه از احتمال انتشار اسناد گزارش به تناسب شرایط و اقدامات آقای خدادادی خبر داده بود که ذیلا در قالب یک فایل صوتی اکنون به نشر عمومی برش هایی از آن مبادرت می کند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سلمان خدادادی مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان که اکنون نماینده مردم ملکان در مجلس شورای اسلامی است کارنامه ای قابل توجه در حوزه جرایم کیفری دارد. او که اکنون رئیس کمیسیون اجتماعی در مجلس شورای اسلامی است در سال‌های گذشته از بابت تجاوز به منشی خود و یکی از مراجعه کنندگانش متهم شده بود و مدتی را نیز در بازداشت به سر برده بود.

هرانا پبشتر گزارش کرده بود، با دریافت اسناد و مدارک و گفتگو با منابع موثق، مطلع شده است حداقل ۲ ادعای جدید دیگر از بابت تجاوز و آزار جنسی علیه آقای خدادادی در سال جاری شکل گرفته است.

قربانیان که این نماینده مجلس را به سواستفاده از موقعیت و تجاوز متهم می کنند پس از مدتی که مدعی هستند از ترس “جان، امنیت و آبرو” سکوت کرده بودند در مقام استیفای حقوق خود برآمدند.

هرانا نسخه ای از اسناد و مدارک این پرونده از جمله سخنان تهدید آمیز و تطمیع کننده این نماینده بدسابقه مجلس را در اختیار گرفته است و همان طور که در گزارش پیشین خود عنوان کرده با توجه به امنیت قربانیان و روند حقوقی که پیگیری این پرونده خواهد داشت نشر عمومی آنها را در نظر می‌گیرد.
فایلی که به زبان ترکی (زیرنویس فارسی) ذیلا خواهید شنید برش های مختلفی از چندین فایل مکالمه تلفنی بین سلمان خدادادی نماینده مجلس و قربانیان آزار و سوء استفاده جنسی است و زمان عمده این گفتگو ها مربوط به هفته آخر خردادماه تاکنون و موثر از انتشار گزارش پیشین هرانا بوده است.
بنابر اسناد موجود آقای خدادادی پس از رسانه ای شدن موضوع شکایت، با قربانیان تماس گرفته است، آنها را به “حذف” تهدید و با وعده های مختلفی تطمیع کرده است تا سخنان خود را تکذیب کنند.

بسیاری از الفاظ رکیک در فایل گفتگوی آقای خدادادی سانسور شده و برای حفظ امنیت قربانیان نیز صدا، اسم و مطالبی که مربوط به حریم خصوصی این اشخاص بود تقطیع شده است.
هرانا بر تضمین امنیت قربانیان و استیفای حقوق قانونی آنان تاکید دارد و چنانچه لازم شود در آینده نیز به تناسب شرایط، اسناد و شهادت‌های دیگری از قربانیان را در معرض قضاوت افکار عمومی خواهد گذاشت.

لازم به یادآوری است ز.ن دختری ۲۸ ساله، اهل شهرستان ملکان در استان آذربایجان شرقی می‌گوید “در چهار سال گذشته مورد آزار جنسی توسط این نماینده مجلس قرار گرفته‌ام.”

این دختر که ماجرایش شباهت زیادی به قربانی دیگر این پرونده دارد پس از چهار سال آزار و اذیت و بی‌توجهی مسئولان نسبت به طرح شکایت در حراست مجلس شورای اسلامی، سکوت خود را شکست و در گفت‌وگویی با هرانا به شرح ماجرا پرداخت، او گفت:

“آشنایی قبلی من و آقای سلمان خدادادی (نماینده مردم ملکان در مجلس) مربوط به سال‌های گذشته و زمانی بود که پدر مرحوم من در سپاه با ایشان همکار بود. پدر من چند سال پیش فوت کرد و من با وجود بیماری مادر و وضعیت نامساعد مالی خانواده‌ام، به دنبال شغلی مناسب جهت گذران زندگی بودم. یک روز تصمیم گرفتم به فرمانداری مراجعه کنم. پس از مراجعه و دیدن تجمع مردم متوجه شدم که قرار است آقای خدادادی به آنجا بیایند تا مردم مشکلات خود را به ایشان بگویند. پس از اینکه درخواست خود را طی نامه‌ای به ایشان دادم به من گفتند که برای گرفتن پاسخ دو روز دیگر با وی تماس بگیرم. دو روز بعد و زمانی که تماس گرفتم به من گفتند که من را در دیوان محاسبات تهران استخدام می‌کنند.
پس از چند روز مجددا خواستار پیگیری نتیجه قطعی شدم که که ایشان از من خواستند به دفترشان در تهران بروم تا مشکلم حل شود. من هم همراه با مادرم به تهران رفتیم و علیرغم وعده‌های ایشان مبنی بر پیگیری نتیجه‌ای نگرفتیم. پس از آن ایشان دوباره تماس گرفتند و گفتند به تهران بروم و این بار تاکید داشتند که نیاز نیست همراه با مادرت بیایی و او را این همه راه تا تهران بکشانی. به تهران که رسیدم با ایشان تماس گرفتم و گفتند مجلس نیستند و در دفتر مراجعات خود در تهران هستند و الان هم جلسه دارند. گفتند به آنجا بروم و منتظر بمانم تا جلسه‌شان تمام شود. زمانی که به دفتر ایشان در میدان ولیعصر رفتم و داخل دفتر شدم، بلافاصله در را روی من قفل کرد و پس از آزار و اذیت ،با اعمال زور به من تجاوز کرد و نهایتا با تهدید از من خواست تا به کسی چیزی نگویم. آن روز را هرگز از یاد نمی‌برم. دنیا روی سرم خراب شده بود. عضلاتم قفل کرده بودند و نمی‌توانستم از جایم تکان بخورم. به من گفت که قرار است چند نفر از همکارانش به آنجا بیایند و سریع‌تر از آنجا خارج شوم. گفتم فقط می‌خواستی این کار را بکنی و قصد کمک به من و خانواده‌ام نداشتی و در جوابم گفت که می‌خواهد کمکم کند و این کار را هم می‌کند. گفتم دیگر نمی‌خواهم و فهمیدم چه طور آدمی هستی. به زحمت از آنجا خارج شدم و به ایستگاه راه‌آهن رفتم و به شهرمان برگشتم. در راه به همه چیز فکر کردم. حتی به خودکشی و راحت کردن خودم از زندگی. اما به خاطر وضع خانواده‌ام مجبور شدم سکوت کنم و ادامه دهم.

پس از این حادثه، روزها، ماهها و سالهای بعد با من با عناوین و بهانه های مختلفی تماس گرفتند و حداقل یکبار دیگر به بهانه‌های واهی من را به منزل مسکونی خود در شهرک پرواز تبریز کشاندند و مجددا تجاوز کردند.”
این دختر که مدعی است قربانی سواستفاده این نماینده مجلس از جایگاهش شده می‌گوید پس از یک دوره طولانی تهدید و تطمیع این نماینده نهایتا “به او زنگ زدم و گفتم دیگر شغل نمی‌خواهم فقط دست از سرم بردارد وگرنه می‌روم شکایت می‌کنم. اما در جوابم گفت هیچ غلطی نمی‌توانی بکنی و تلفن را قطع کرد. مدتی گذشت اما باز هم تماس گرفت و این بار می‌گفت مرا دوست دارد و می‌خواهد با من صحبت کند. اما نپذیرفتم و نرفتم. حتی پیام‌های تهدیدآمیز برایم ارسال می‌کرد که اگر نروم بلایی سرم می‌آورد ولی نرفتم و از ترس جانم مدام محل سکونتم را تغییر می‌دادم.”

ز.ن مدعی است اقدامات این نماینده مجلس قربانیانی بیش از یک مورد دارد او یادآوری می‌کند “مدتی بعد بود در جمعی از دوستانم نشسته بودم و از یکی از دوستانم شنیدم که گفت خدادادی به او وعده کار داده و بعد هم به او تجاوز کرده و طی این مدت بارها خواسته دست به خودکشی بزند. آنجا بود که فهمیدم فقط پای من در میان نبوده است. مدتی پرس و جو کردیم و در نهایت متوجه شدیم چند نفر دیگر هم هستند که چنین بلایی سرشان آمده است. اما هیچ‌کدام از ترس جانشان حاضر نشدند جایی شکایت کنند.”

این دختر ۲۸ ساله که همزمان با قربانی دیگر شهادت خود را در اختیار هرانا قرار داده است، او در مورد پیگیری های صورت گرفته برای استیفای حقوق خود خاطرنشان کرد “مدتی صبر کردم تا دیگر اذیتم نکند ولی فایده نداشت. اواخر فروردین به او زنگ زدم و گفتم هر بلایی سرم آوردی چیزی نگفتم ولی خواهش می‌کنم تمامش کن وگرنه به همه می‌گویم با من چه کردی. گفت جایی چیزی بگویی دستور می‌دهم بی سر و صدا تو را بکشند و آب از آب هم تکان نخورد. واقعا ترسیده بودم. بعد از قطع کردن تلفن سریع به ایستگاه راه آهن رفتم تا از آنجا به تهران بروم. در راه فکر کردم که دیدن دوباره‌اش چقدر عذابم می‌دهد و اینکه می‌ترسیدم بلایی سرم بیاورد. به تهران که رسیدم تصمیم گرفتم بروم و شکایت کنم. به کجا؟ نمی‌دانستم. تا اینکه به ذهنم رسید بروم کمیسیون نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس شکایت کنم. راه دسترسی به کمیسیون را نمی‌دانستم! برای همین رفتم حراست مجلس و به آنها گفتم شکایت دارم. اولش به حرف‌هایم گوش نکردند تا اینکه گفتم اگر به حرف‌هایم توجه نکنید می‌روم شورای نگهبان شکایت می‌کنم! و با اصرار پذیرفتند. شرح ماجرا را به آنها گفتم. آنها هم گفتند باید برای اثبات مدرک داشته باشی و گفتم مدارک زیادی دارم. از صدایش که با من تماس گرفته و مرا تهدید کرده تا پیامک‌ها و …

پس از طرح شکایت در حراست مجلس که قرار شد به دست کمیسیون نظارت بر رفتار نمایندگان برسد، آقای خدادادی چند بار دیگر تماس گرفت و گفت اگر شکایتم را پس نگیرم می‌تواند هر بلایی سرم بیاورد. من هم گفتم به شکایتم رسیدگی می‌کنم و ادامه می‌دهم چون حق دارم. چند بار دیگر هم تماس گرفت و باز گفت به دیدنش بروم تا مشکل را حل کند و باز هم وعده شغل داد و گفت قول می‌دهد همه‌چیز را درست کند، فقط بروم شکایتم را پس بگیرم. اما باز نپذیرفتم.”

این دختر جوان در خصوص نتیجه پیگیری‌های خود از نماینده مورد اشاره به هرانا می‌گوید: “از تاریخ ۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷ که شکایت کردم تا به امروز چند بار با حراست مجلس تماس گرفته‌ام اما هر بار می‌گویند زمان لازم هست تا بررسی کنند و به شکایتم رسیدگی نمی‌کنند”.

سلمان خدادادی کیست؟
آنطور که “در صحن” نقل کرده است، سلمان خدادادی متولد ۱۳۴۱ است. دوره جوانی جذب دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی شد و در جریان اعدام های دهه شصت از عناصر اداره اطلاعات آذربایجان شرقی بود و پس از یک دهه فعالیت در اداره اطلاعات با حمایت جامعه روحانیت مبارز، برای انتخابات دوره چهارم مجلس از حوزه انتخابیه بناب و ملکان اعلام نامزدی کرد و پس از ناکامی در ورود به مجلس چهارم به عنوان مدیرکل اداره اطلاعات اردبیل و پس از آن به عنوان فرمانده سپاه ملکان به فعالیت‌های خود ادامه داد.

خدادادی پس از یک دوره ناکامی در ورود به مجلس در سال ۱۳۷۴ بار دیگر برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام کرد و این بار توانست به عنوان نماینده بناب و ملکان انتخاب شود؛ اما صحت انتخابات توسط مردم بناب زیر سوال رفت و اعتراضات مردم به درگیری مسلحانه و کشته شدن تعدادی از متعرضان منجر شد. مردم بناب معتقد بودند که به نامزدی از شهر ملکان رای نداده و نمی‌توانند صحت انتخابات را تایید کنند. در نهایت به عنوانی عضوی از بدنه وزارت اطلاعات علی فلاحیان وارد مجلس پنجم شد.

سلمان خدادادی در خردادماه ۱۳۸۷ همزمان با پایان عمر مجلس هفتم از سوی دادگاهی در تهران احضار و پس از بازپرسی به اتهام ‏فساد اخلاقی و ارتباط نامشروع بازداشت شد. قرار بازداشت او پس از مواجهه حضوری با دو زن که از او شکایت کرده بودند ‏صادر شد. اما در ۷ خرداد با وثیقه ۱۵۰ میلیونی آزاد و بلافاصله در مجلس حاضر شد و سوگند نمایندگی خورد و پرونده او بسته شد.

در مجلس اصلاح‌طلب ششم،‌ بدون داشتن سابقه‌ای در حوزه درمانی به کمیسیون بهداشت و درمان رفت و پس از آن برای بار سوم نیز وارد مجلس شد، اما در مجلس هفتم به اتهام تجاوز به منشی خود و یکی از دختران مراجعه کننده به دفتر نمایندگان بازداشت و راهی زندان اوین شد. خبری که از سوی مقام‌های آن زمان قوه قضاییه و رئیس مجلس هفتم تایید شد. وی در حالی راهی زندان شد که موفق شده بود آراء لازم برای ورود به مجلس هشتم را جلب کند؛ اما این بار با مساله رد اعتبارنامه‌اش توسط نمایندگان مجلس هشتم روبرو شد.

فاطمه آلیا و فاطمه رهبر دو تن از نمایندگان زن مجلس هشتم که در جریان فساد اخلاقی این نماینده مجلس بودند ابطال اعتبارنامه‌اش را خواستار شدند. سرانجام اعتبارنامه خدادادی در شعبه مربوطه رد شد ولی در جریان رسیدگی به پرونده‌اش در صحن مجلس،‌ به دستور علی لاریجانی،‌ جلسه مجلس غیر علنی شد و پس از جلسه غیر علنی، و در حالی که تعدادی از مردم ملکان در مقابل مجلس تجمع کرده و خواستار اخراج او از مجلس بودند، نمایندگان به اعتبارنامه خدادادی رای مثبت دادند.

خدادادی پیش از تایید اعتبارنامه‌اش با پیش‌بینی اینکه اعتبارنامه‌اش تایید می‌شود، گفته بود: “مراحل پرونده در شعبه بازپرسی به اتمام رسیده و منتظر تشکیل دادگاه هستم؛ لذا در مورد پرونده قضایی‌ام تا به حال سخنی نگفته‌ام و مصاحبه نخواهم کرد و معتقدم این مسائل باید در دستگاه قضایی پیگیری شود و اگر حرفی بزنم که برخی از انقلاب رنجیده خاطر شوند آب به آسیاب دشمن ریختن است و موجب خشنودی دشمنان و رادیوهای بیگانه می‌شود”.

در انتخابات مجلس نهم،‌ نام سلمان خدادادی در فهرست ردصلاحیت شدگان قرار گرفت و از ورود به مجلس نهم محروم شد؛ اما از آنجا که در مجلس پنجم در کمیسیون امنیت ملی حضور داشت و رابطه نزدیکی با حسن روحانی (رئیس‌جمهور فعلی ایران) و جمع دیگری از اعضای کابینه روحانی داشت و به دلیل حمایت از حسن روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۲، پس از انتخابابات به عنوان گزینه اصلی استانداری بوشهر مطرح شد، ولی به دلایل نامعلوم روحانی از این تصمیم منصرف شد تا خدادادی به عنوان مشاور ظریف “وزیر امور خارجه” منصوب شود.

دو سال بعد،‌ خدادادی مجددا برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام کرد و باز هم صلاحیت او برای انتخابات دهمین دوره مجلس توسط هیات نظارت رد شد ولی با لابی‌ای در شورای نگهبان تایید صلاحیت شد و موفق شد راهی مجلس دهم شود. او در این انتخابات از حمایت لیست امید نیز برخوردار بود و نهایتا ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس دهم را نیز از آن خود کند.

سلمان خدادادی که در مجلس پنجم دانشجوی مدیریت بود. در طول نمایندگی موفق شد در رشته علوم سیاسی فوق لیسانس و در رشته روابط بین‌الملل دکترایش را اخذ کند و علاوه بر نمایندگی مجلس در دانشگاه تدریس کند.

سوابق اجرایی و مدیریتی
▫نماینده ملکان و رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس دهم
▫مشاور وزیر امور خارجه دولت حسن روحانی
▫نایب رئیس کمیسیون شوراهای مجلس هشتم
▫عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هفتم
▫عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ششم
▫عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس پنجم
▫فرمانده سپاه ملکان
▫مدیرکل اطلاعات اردبیل
▫معاون مدیرکل اطلاعات آذربایجان شرقی

No responses yet

Jul 19 2018

تناقض‌گویی رئیس آگاهی البرز درباره قتل مریم فرجی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دماوندنیوز: جواد صفایی، رئیس پلیس آگاهی استان البرز، سخنان کاملا متناقضی درباره چگونگی کشف جسد مریم فرجی بیان کرده است.

او در گفتگو با ایسنا ابتدا گفته که جسد این دانشجو نخست در اطراف فردیس کرج کشف شد و سپس ماموران به خواستگار او مشکوک شده و وی را بازداشت کردند.

اما رئیس پلیس آگاهی استان البرز بلافاصله افزوده که متهم پس از اعتراف محل دفن جسد را اعلام کرده و پس از آن بود که «با حضور بازپرس ویژه، محل دفن، گودبرداری و سپس جسد کشف شده برای شناسایی خانواده مقتول به پلیس آگاهی فردیس منتقل شد.»

مریم فرجی، دانشجو و فعال مدنی بود که در جریان خیزش دی ماه مردم ایران بازداشت و در دادگاهی نمایشی به سه سال زندان و دو سال ممنوع‌الخروجی محکوم شد.

وکیل او چند روز پیش از ناپدید شدن و قتل او خبر داد تا اینکه جنازه سوخته او پیدا شد.

No responses yet

Jul 15 2018

خلبان افشاگر تخلفات شرکت‌های هواپیمایی ایران «بازداشت شد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


رادیوفردا: امین امیرصادقی روز شنبه در برنامه تلویزیونی «حالا خورشید» شرکت کرده بود

امین امیرصادقی، خلبانی که در برنامه‌ای تلویزیونی اقدام به افشاگری درباره نقص فنی برخی هواپیماها و چشم‌پوشی مدیران از این نقایص کرده بود از بازداشت خود خبر داد؛ سازمان هواپیمایی کشوری نیز اظهارات آقای امیرصادقی را «خلاف واقع» خوانده است.

برنامه تلویزیونی موسوم به «حالا خورشید» که آقای امیرصادقی در آن شرکت کرده بود صبح شنبه ۲۳ تیرماه پخش شد و این خلبان روز یکشنبه در صفحه اینستاگرام منسوب به او، در ویدئویی اعلام کرد که به خاطر صحبت‌هایش در آن برنامه بازداشت شده است.

آقای امیرصادقی در این ویدئو دستبند به دست دارد و می‌گوید که از سوی «کلانتری ۱۱۱ هفت‌چنار» بازداشت شده است. او همچنین از اینکه نگرانی‌اش «برای جان مردم» با چنین واکنشی روبه‌رو شده ابراز تأسف می‌کند.

مقام‌های قضایی ایران هنوز واکنشی به خبر بازداشت این خلبان نشان نداده‌اند.

این کمک‌خلبان پیش‌تر در برنامه تلویزیونی «حالا خورشید» گفته بود مدیران صنعت هوایی کشور با روش‌های مختلف و «بدون گذاشتن رد و سندی از تخلف خود»، خلبان‌ها را مجبور به پرواز با هواپیماهایی می‌کنند که دچار نقص فنی هستند.

او همچنین گفته بود که یکی از همکارانش با سابقه هزاران ساعت پرواز، به‌دلیل خودداری از پرواز با بوئینگ ۷۳۷ که «فاقد ترمز شماره سه بود» به کمیته انضباطی احضار و سپس اخراج شد.

این کمک خلبان همچنین مدعی شده بود که این تخلفات را به طور شفاهی نیز به علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری، اطلاع داده است.

خلبان #امین_امیرصادقی که در برنامه‌ #حالا_خورشید گفته بود با وجود نقص فنی برخی هواپیماها در ایران، مدیران همچنان خلبان‌ها را ناچار به پرواز می‌کنند، از بازداشت خود خبر داد. سازمان #هواپیمایی_کشوری در اطلاعیه‌ای اتهام مربوط به پرواز با هواپیماهای دارای نقص فنی را رد کرده است. pic.twitter.com/DUVZEOC0Co

— RadioFarda راديوفردا (@RadioFarda_) July 15, 2018

اما ساعاتی پس از پخش برنامه صبح «حالا خورشید»، سازمان هواپیمایی کشوری با انتشار اطلاعیه‌ای، اظهارات مطرح‌شده در این برنامه را «خلاف واقع» خواند و اعلام کرد که ضمن «نظارت مستمر» بر شركت‌های هواپيمایی، هر گونه گزارش تخلف از دستورالعمل‌های ايمنی را «بسیار جدی» می‌گیرد.

این سازمان همچنین با اشاره به اینکه شرکت‌کننده در برنامه تلویزیونی، پس از قطع همکاری‌اش با يكی از آموزشگاه‌های هوانوردی، از سوی سازمان هواپیمایی كشوری «وارد فرايند آموزش می‌شود تا … به مرحله كمک‌خلبانی ارتقا يابد» اما مربی خارجی «ايشان را دارای صلاحيت ارتقا … ندانسته و تمام فرايندهایی كه مطرح شده در همين مرحله آموزشی بوده است».

سازمان هواپیمایی کشوری در اطلاعیه خود هشدار داده بود که با این نوع اظهار نظرها «بهانه به دست آمریکا» ندهند؛ عبارتی که انتقاد مجری برنامه تلویزیونی در نوبت عصر «حالا خورشید» را نیز برانگیخت.

رضا رشیدپور، مجری برنامه تلویزیونی، پس از قرائت متن اطلاعیه گفت: پرسش نه درباره آمریکا بود، نه درباره تحریم. پرسش «درباره سیستم مدیریت و نظارت» بود.

ماه گذشته فرزانه شرف‌بافی، مدیرعامل شرکت هواپیمایی ایران‌ایر، با اشاره به تحریم‌های پیشین علیه ایران گفته بود که شرایط صنعت هوایی کشورهای همسایه بهتر از ایران است و ایران به دشواری می‌تواند قطعات هواپیما را تعویض کند.

خانم شرف‌بافی همچنین با اشاره به بازگشت تحریم‌های آمریکا پیش‌بینی کرده بود: «بزودی تحویل سوخت در پروازهای خارجی ما هم قطع شده و باید چمدان‌چمدان پول بفرستیم تا سوخت را تأمین کنیم».

در طول سال‌های اخیر، فرسودگی ناوگان هوایی ایران به سانحه‌های مرگبار بسیاری منجر شده است؛ از جمله برخورد یک هواپیمای متعلق به شرکت «آسمان» با کوه دنا در زمستان سال ۹۶ که به جان باختن تمامی ۶۵ سرنشین آن منجر شد.

پس از انتشار گزارش‌هایی در این باره که هواپیمای یادشده حتی پیش از سقوط نیز دچار «نقص فنی» بوده است، مدیر روابط عمومی شرکت «آسمان»، این گزارش‌ها را تکذیب کرد و گفت که «علت سانحه شرایط جوی و مکان نامناسب فرودگاه یاسوج بوده است».

با استفاده از گزارش‌های تلویزیون دولتی ایران، اینستاگرام، خبرآنلاین و رادیو فردا / ب.ب/ ج.

No responses yet

Jul 15 2018

پرونده مبهم قتل مریم فرجی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: «محمد حسین آقاسی»، وکیل پرونده مریم که در جریان تجدیدنظر پرونده، وارد پروسه وکالت او شده بود، به ایران وایر می گوید قتل او به هیچ وجه ارتباطی با دستگاه های امنیتی ندارد

پیکر سوخته ایی که به احتمال زیاد متعلق به «مریم فرجی» ، فعال مدنی است، در بیابان‌های اطراف شهرستان شهریار پیدا شده است. بر اساس گزارش های اولیه، ماشین و کلیه وسایل شخصی او و حتی شال و کارت های حسابش به شکل دست نخورده در ماشینی که با فاصله از پیکرش کشف شده، باقی مانده است.

مریم فرجی، دوازدهم دیماه ۹۶ و همزمان با ناآرامی های و اعتراض‌های مردمی که در سراسر کشور رخ داد، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و ده روز در بند۲۰۹ وزارت اطلاعات محبوس بود.

پرونده او سرانجام در شعبه بیست و هشت دادگاه انقلاب به ریاست قاضی احمدزاده رسیدگی شد و در دادگاه بدوی به سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوع الخروجی از کشور محکوم شد. همین مسئله نگرانی ها را بابت انگیزه این قتل افزایش داده است.

«محمد حسین آقاسی»، وکیل پرونده مریم که در جریان تجدیدنظر پرونده، وارد پروسه وکالت او شده بود، به ایران وایر می گوید قتل او به هیچ وجه ارتباطی با دستگاه های امنیتی ندارد و کاملا با انگیزه شخصی انجام شده است.

او با اشاره به اینکه هم یکنفر به عنوان متهم دستگیر شده و پرونده رسیدگی به قتل او در پروسه رسیدگی و تجسس است، می‌گوید: «من وکیل صریحی هستم و در صورتی که موضوع دیگری در جریان بود، بی تردید به منظور پایمال نشدن حقوق موکلم اظهار می کردم. اگر کسی از مقامات امنیتی تخلفی انجام داده بود، خودم را مکلف می دانستم برای دفاع از حقوق موکلم به افکار عمومی اعلام می کنم. انگیزه قاتل مالی بوده است.»

آقاسی از ارائه جزییات بیشتر خودداری می کند: «یک ماجرای بسیار پیش پا افتاده با انگیزه مالی بوده و چنین فاجعه ای را رقم زده است. اجازه بدهید بیش از این چیزی نگویم چون شاید هر گونه اظهار نظر من در جریان تحقیقات ایجاد اختلال کند. اما به زودی با روشن شدن وجوه تاریک ماجرا، همه آنچه را که لازم است به اطلاع افکار عمومی خواهم رساند.»

بر اساس آنچه خانواده مریم فرجی به ایران وایر می گویند، او روز چهاردهم تیرماه از منزل خارج شده و تا روز گذشته پیگیری خانواده اش برای دستیابی به هر نوع خبر و اطلاعی بی نتیجه بوده و در نهایت پیکر سوخته این فعال مدنی در بیابان های اطراف شهرستان شهریار پیدا شده است.

اداره آگاهی با استناد به پلاتینی که پیش از این در گردن مریم فرجی کار گذاشته شده بود، می گوید به احتمال بسیار زیاد جسد کشف شده متعلق به مریم است اما پاسخ قطعی را منوط به انجام شدن نتیجه آزمایش دی ان ای دانسته است.

مریم فرجی، دختری که خانواده اش او را ستون و همدل و یاری رسان خانواده هفت نفره شان می دانند، هیچ رابطه شخصی مشکوک و ناروشنی نداشته است. او یک ورزشکار بوده که سالها در رشته بدنسازی فعالیت می کرده و همچنین دانشجوی کارشناس ارشد مدیریت بین الملل بوده و به عنوان مدیر مالی یک شرکت در شهریار مشغول کار بوده است.

لیلا، خواهر مریم به ایران وایر می گوید: « ما بلافاصله به آگاهی شکایت و اعلام مفقودی کردیم. در این مدت به تمام دستگاه های مربوطه مراجعه کردیم اما هیچ خبر یا احتمالی از بازداشت مجدد او دیده نمی شد. مریم خواهر من نبود، تمام پشتگرمی خانواده ما بود. کمر خانواده ما شکست. ما هنوز جرات نکرده ایم خبر پیدا شدن پیکرش را به مادرم بدهیم.»

شیرین، از دوستان خانوادگی خانم فرجی که در تمام این دقایق دشوار کنار این خانواده بوده نیز به ایران وایر می گوید : « مریم متولد ۲۲فروردین سال۶۴ بود. او هنوز یک عالمه زندگی در راه داشت. مریم چون برادر نداشت، واقعا حکم فرمان ماشین زندگی خانواده اش را داشت. در مقابل پدر و مادرش بسیار متواضع بود. آنها ساکن منطقه اهری در فردیس کرج هستند. از همان شب اولی که به خانه برنگشت خانواده او به آگاهی کرج، دادسرا، اوین، حتی به سازمان زندان‌های تهران و دادگاهی که آخرین حکمش را صادر کرد، مراجعه کردند تا احتمال دستگیری او را بررسی کنند. اما متاسفانه به هیچ نتیجه ایی نرسیدند. »

بنا به گفته شیرین، اداره آگاهی درخواست کرده جریان را بدون هیجان و انتشار اخبار متفرقه در یک محیط آرام دنبال کند تا بتواند به نتایج نهایی برسد.

یکی از هم پرونده ایی های مریم در جریان اعتراض‌های دی‌ماه ۹۶ که مایل به ذکر نامش نیست، نسبت به کل جریان این پرونده اظهار تردید می کند.

او به ایران وایر می گوید: «مریم در زمینه ورزش های کششی و تیاریکس استاد بود. او قادر به دفاع شخصی بود . شاید در این جریان غافلگیر شده و فرصت دفاع نداشته است. با توجه به اینکه مریم یک زن ورزشکار و قوی بود به نظرم دور از ذهن می رسد که یک متهم به تنهایی قادر باشد او را به قتل برساند و بعد جسد او را به بیابان های اطراف شهریار ببرد و به آتش بکشد.»

او با تاکید براینکه موضوع مبهم است، می گوید: «اگر انگیزه سرقت بوده، چرا تمام دارایی های مریم و کارت های حساب مریم در ماشین او پیدا شده و هیچ چیزی به سرقت نرفته است؟ من احتمال وقوع قتل با انگیزه شخصی را رد نمی کنم اما تصور نمی کنم فرد متهم به قتل مریم، به تنهایی قادر به انجام چنین کاری بوده باشد و شاید از محلی یا منبعی ساپورت شده است. به نظرم جریان پیچیده تری در کار است. وقتی به بازجویی های خودمان فکر می کنم، احتمال اعتراف گیری از متهم به قتل مریم را نمی توانم نادیده بگیرم.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .