اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ایران'

Jun 05 2025

ترامپ سیاست ممنوعیت سفر را احیا کرد؛ ۱۲ کشور از جمله ایران در فهرست سیاه آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر سیاست شاخص دورهٔ اول ریاست‌جمهوری خود را احیا و اعلام کرد که شهروندان ۱۲ کشور از جمله ایران از سفر به ایالات متحده منع خواهند شد و شهروندان هفت کشور دیگر با محدودیت‌های شدیدی روبرو می‌شوند.

این ممنوعیت قرار است از ساعت ۱۲:۰۱ بامداد دوشنبه ۱۹ خرداد به اجرا در آید، تا از بروز هرج‌ومرج در فرودگاه‌های سراسر کشور جلوگیری شود.

آقای ترامپ که از زمان آغاز به کار دولت دوم خود در ماه ژانویه، برنامه‌هایی برای یک ممنوعیت جدید در زمینهٔ سفر به آمریکا اعلام کرده بود، به نظر می‌رسد این بار در موضع قوی‌تری قرار دارد، زیرا دیوان عالی ایالات متحده در این مسیر با او هم‌نظر است.

برخی از ۱۲ کشور ذکر شده در این فهرست، در دورهٔ اول دولت ترامپ نیز در فهرست کشورهای ممنوعه قرار داشتند، اما نه همه آن‌ها. بر اساس فرمان جدید رئیس‌جمهور ایالات متحده، شهروندان افغانستان، میانمار، چاد، جمهوری کنگو، گینهٔ استوایی، اریتره، هائیتی، ایران، لیبی، سومالی، سودان و یمن از ورود به خاک این کشور منع شده‌اند.

همچنین محدودیت‌های شدیدی برای سفر اتباع کشورهایی مانند بروندی، کوبا، لائوس، سیرالئون، توگو، ترکمنستان و ونزوئلا اعمال خواهد شد.

در ویدئویی که شامگاه چهارشنبه ۱۴ خرداد در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، آقای ترامپ این ممنوعیت جدید را به حملهٔ تروریستی روز یکشنبه در بولدر، کلرادو، مرتبط دانست و گفت این حمله نشان‌دهندهٔ خطراتی است که برخی از افرادی که بیش از مدت مجاز روادید خود در کشور اقامت می‌کنند، بوجود می‌آورند.

Donald J. Trump Truth Social 06.04.25 08:11 PM EST

We cannot have open migration from any country where we cannot safely and reliably vet and screen…. pic.twitter.com/b0EGsvjqnm

— Commentary Donald J. Trump Posts From Truth Social (@TrumpDailyPosts) June 5, 2025

این استناد در حالی است که متهم حملهٔ یاد شده تبعه مصر است، کشوری که در فهرست محدودیت‌های ترامپ قرار ندارد. وزارت امنیت داخلی آمریکا اعلام کرده که او بیش از زمان مجاز در روادید توریستی‌اش در کشور اقامت داشته است.

ترامپ گفت که برخی کشورها در زمینهٔ فرآیندهای بررسی و کنترل مهاجران دارای «نقص» هستند یا در گذشته از بازگرداندن شهروندان خود امتناع کرده‌اند.

او اظهار داشت: «ما از کشورهایی که با اطمینان و ایمنی، نتوانیم بررسی و ارزیابی افراد متقاضی ورود به ایالات متحده را انجام دهیم نمی‌توانیم مهاجرت آزاد داشته باشیم».

یافته‌های او به طور گسترده بر گزارش سالانهٔ وزارت امنیت داخلی آمریکا دربارهٔ اقامت بیش از حد افراد دارای روادید توریستی، تجاری و دانشجویی تکیه دارد که از راه‌های هوایی و دریایی وارد کشور می‌شوند.

ممنوعیت سفر به خاک آمریکا ناشی از فرمان اجرایی است که رئیس‌جمهور ایالات متحده ۲۰ ژانویه گذشته امضا کرد و از وزارت خارجه، وزارت امنیت داخلی و مدیر اطلاعات ملی خواست تا گزارشی دربارهٔ «نگرش‌های خصمانه» نسبت به ایالات متحده و این‌که آیا ورود شهروندان برخی کشورها تهدیدی برای امنیت ملی محسوب می‌شود یا نه، تهیه کنند.

گنجاندن نام افغانستان در این فهرست، خشم برخی حامیانی که به‌دنبال اسکان مجدد شهروندان این کشور بودند را برانگیخته است. این ممنوعیت، استثنائاتی برای افغان‌هایی که «روادید مهاجر ویژه» را دارند، در نظر گرفته است؛ افرادی که در طول جنگ بیست ساله در افغانستان، بیشترین همکاری را با دولت آمریکا داشتند.

افغانستان همچنین یکی از بزرگ‌ترین منابع پناهجویانی بوده که در طول یک‌سال، از سپتامبر ۲۰۲۴، حدود ۱۴ هزار نفر از آن‌ها وارد خاک آمریکا شدند. دونالد ترامپ در اولین روز کاری خود، روند اسکان مجدد پناهندگان را متوقف کرد.

ایران واکنش فوری به قرار گرفتن در این فهرست نشان نداده است. دولت ترامپ، حکومت جمهوری اسلامی را «حامی تروریسم دولتی» خوانده و ورود مسافران غیرمجاز، جز کسانی که قبلاً روادید داشتند یا اقلیت‌های تحت آزار و اذیت که روادید خاص آمریکا را دارند، ممنوع کرده است.

سایر کشورهای خاورمیانه که در این فهرست قرار دارند، یعنی لیبی، سودان و یمن، همگی درگیر جنگ داخلی هستند.

آقای ترامپ در دورهٔ اول ریاست‌جمهوری خود، ژانویه ۲۰۱۷، نیز یک فرمان اجرایی صادر کرد که سفر شهروندان هفت کشور عمدتاً مسلمان شامل عراق، سوریه، ایران، سودان، لیبی، سومالی و یمن به آمریکا را ممنوع می‌کرد.

جو بایدن، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، که در ژانویه ۲۰۲۰ جایگزین ترامپ شد، در سال ۲۰۲۱ این ممنوعیت را لغو کرده و آن را «ننگی بر وجدان ملی ما» خوانده بود.

No responses yet

Dec 08 2024

آیا جمهوری اسلامی سقوط بشار اسد را پذیرفته است؟  

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: در حالی‌که پیشروی‌ نیروهای شورشی در قلب سوریه ادامه دارد، رویکرد مقام‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران به عنوان اصلی‌ترین متحد بشار اسد از چشم‌انداز نامطمئن دولت کنونی سوریه خبر می‌دهد.

در طول جنگ داخلی سوریه که ابتدا با نارضایتی‌های داخلی آغاز و در ادامه به میدان نبرد گروه‌های مختلف ستیزه‌جو از القاعده و داعش تا ارتش آزاد و بعد تحریر الشام کشیده شد، تهران همراه با مسکو تمام قد پشت اسد ایستادند تا بعد از کشته شدن بیش از ۳۰۰ هزار نفر در آن درگیری‌ها، در نهایت رئيس‌جمهور سوریه بتواند همچنان در کاخ خود در دمشق سر بر بالین بگذارد.

این حمایت‌ها در طول سال‌های پس از آن هم ادامه داشت و نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در سوریه حضور پررنگی داشتند تا خط اتصال جریان موسوم به «محور مقاومت» از تهران تا مرز اسرائيل برقرار باقی بماند.

تضعیف حزب‌الله، سقوط بشار اسد

اما بلافاصله پس از توافق آتش‌بس میان حزب‌الله و اسرائيل، هجوم نیروهای ستیزه‌جو به رهبری گروه تحریر‌ الشام به قلب سوریه آغاز شد.

آمریکا در سال ۲۰۱۸ رسماً گروه یا «هیئت تحریر الشام» را به عنوان سازمانی تروریستی معرفی کرد؛ اتحادیه اروپا، بریتانیا، ترکیه و شمار دیگری از کشورها نیز این گروه را در فهرست تروریستی خود قرار داده‌اند.

از زمان آغاز این بحران، مقام‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی همچون گذشته تلاش کردند تا حمایت خود از بشار اسد را تزلزل‌ناپذیر نشان دهند. عباس عراقچی در سفر خود به سوریه با رئيس‌جمهور این کشور دیدار و پس از آن در صحبت‌هایی تأکید کرد که تهران همچون همیشه در کنار دولت دمشق می‌ایستد تا در مقابله با «تروریست‌ها» استوار عمل کند.

محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، هم در تماسی تلفنی با فرماندهان ارتش و وزرای دفاع کشورهای روسیه، عراق و سوریه تلاش کرد تا عزم ایران را برای مبارزه با هجوم تحریر الشام جزم نشان دهد. بعد از آن وزیر خارجه ایران گفت در صورتی که حکومت سوریه درخواستی برای اعزام نیروی نظامی داشته باشد تهران آن‌ را بررسی خواهد کرد. او حتی برای رایزنی‌های بیشتر به ترکیه و سپس به بغداد سفر کرد و نشست‌های مختلفی را با همتایان منطقه‌ای خود برگزار کرد.

اما خروجی تمام این دیدارها و گفتگوها، سقوط شهرهای سوریه یکی پس از دیگری بود. ضمن این‌که برخلاف موارد پیشین، دیگر خبری از رجزخوانی‌های رایج فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در قبال گروه‌های مختلف سوریه نبود. خبرگزاری‌های وابسته به سپاه پاسداران هم صرفاً به صورت محدود برخی اخبار مربوط به اتفاقات نظامی در سوریه را پوشش می‌دهند.

رویگردانی تهران و مسکو از اسد؟

تهران و مسکو یک بار اسد را از آستانه سقوط نجات داده و حکمرانی را به او بازگردانده بودند اما به نظر می‌رسد مجموعه تحولاتی باعث شده تا جمهوری اسلامی و روسیه سیاست متفاوتی را در پیش بگیرند.

روسیه از یک سو درگیر جنگ اوکراین است و دیگر مانند دور پیشین جنگ داخلی سوریه دستِ بازی برای نقش‌آفرینی در این بحران ندارد. ضمن این‌که پیچیده شدن اوضاع در مناقشه با اوکراین باعث می‌شود تا مسکو بیش از اسد به اردوغان نیاز داشته باشد و در شرایطی که رئيس‌جمهور ترکیه به صورت مستقیم از شورشیان تحریر الشام حمایت می‌کند قابل انتظار است که پوتین ترجیح بدهد خود را بیش از این وارد این درگیری نکند.

از سوی مقابل، مقام‌های ایرانی که همواره سوریه را قلب جریان موسوم به «محور مقاومت» می‌دانستند دیگر مانند دور پیشین جنگ داخلی در سوریه از امکانات مالی و نظامی گسترده برخوردار نیستند. انباشت چندین ساله تحریم‌های بین‌المللی، درگیر شدن ایران در نزاعی مستقیم با اسرائيل و مشکلات اقتصادی داخلی، همگی باعث شده تا گزینه‌های حکومت ایران برای نقش‌آفرینی در تحولات سوریه محدودتر از قبل شود.

حزب‌الله لبنان نیز که نقش غیرقابل انکاری در نگه داشتن اسد در قدرت ایفا کرده بود، نه تنها قدرت پیشین را ندارد که دبیرکل و چندین رده از فرماندهان ارشد نظامی خود را از دست داده و تسلیحات و تجهیزات نظامی‌اش هم توسط اسرائيل به شکل قابل توجهی تخریب شده است. ضمن این‌که ناکامی‌ها و ناکارآمدی‌های ارتش سوریه که یکی پس از دیگری از شهرها فرار می‌کنند و کنترل امور را دو دستی به دشمن خود تقدیم می‌کنند، کار دفاع از این رژیم در قدرت را برای هر بازیگر خارجی دشوار می‌سازد.

پایان «محور مقاومت»

مجموعه این اتفاقات می‌تواند اخبار اخیر در خصوص خروج نیروهای ایرانی از سوریه و همچنین تخلیه شهرهای این کشور از سربازان جمهوری اسلامی را توجیه‌ کند. هرچند مقام‌های جمهوری اسلامی به شکل قابل انتظاری این اخبار را تکذیب کرده‌اند اما سکوت معنادار فرماندهان سپاه پاسداران در قبال آنچه در سوریه می‌گذرد سیگنالی قابل تأمل در تشخیص راهبرد جمهوری اسلامی در سوریه به شمار می‌رود.

عباس عراقچی روز ۱۶ آذر در گفت‌وگویی درباره سرنوشت بشار اسد، با اشاره به این‌که «پیشگو نیست و نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند»، اظهار داشت: «هرآنچه مقدر خداوند باشد پیش خواهد آمد.»

همچنین شبکه خبر تلویزیون جمهوری اسلامی ایران جمعه‌شب در زیرنویس اخبار مربوط به اتفاقات سوریه درباره پیشروی شورشیان در این کشور از عبارت «گروه‌های مسلح» استفاده کرد و نوشت که آن‌ها هیچ‌یک از شیعیان ساکن حلب را مورد هدف قرار نداده‌اند.

این مجموعه‌ رویکردها می‌تواند از آماده کردن اذهان عمومی برای تغییر برداشت کلی حکومت نسبت به گروه‌هایی که تا دیروز «تروریست‌های تکفیری» نامیده می‌شدند، حکایت داشته باشد.

در چنین شرایطی برگزاری نشست وزرای خارجه ایران، ترکیه و روسیه در دوحه می‌تواند نشانی از تعیین نظم جدید برای آینده سوریه باشد. دیداری که در آن عباس عراقچی، سرگئی لاوروف و هاکان فیدان به عنوان اضلاع مختلفی از بازیگران در سوریه حضور دارند که از ابتدای بحران در بیش از یک دهه قبل در این کشور نیز در دو سوی مختلف ایستاده بودند. نمایندگان تهران و مسکو احتمالاً درباره سوریه پسااسد و چگونگی خروج نیروها و تسلیحات خارجی با حامی اصلی شورشیان و برنده فعلی این بحران یعنی ترکیه مذاکره خواهند کرد.

سیاست ایجاد گروه‌های نیابتی با هدف ایجاد بازدارندگی جمهوری اسلامی که در طول دهه‌های قبل با صرف میلیاردها دلار فربه شده بود، حالا فاصله چندانی تا فروپاشی ندارد و زنجیره اتصال گروه‌های موسوم به «محور مقاومت» یکی پس از دیگری در حال قطع شدن و نابودی هستند.

No responses yet

Nov 12 2024

افشای اطلاعات شخصی دانشمند هسته‌ای اسرائیل «توسط هکرهای اطلاعاتی ایران»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,خاورمیانه,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: جمهوری اسلامی ایران اطلاعات شخصی یک دانشمند هسته‌ای و مدیر کل پیشین وزارت دفاع اسرائیل را در اینترنت منتشر کرده است.

روزنامه هاآرتص روز دوشنبه ۲۱ آبان نوشت هکرهای مرتبط با تشکیلات اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران هویت شمار دیگری از دانشمندان هسته‌ای، تصاویر خصوصی و ای‌میل‌های چند مقام بلندپایه دیگر این کشور را در اینترنت منتشر کرده‌اند.

عکس‌هایی از سفیر کنونی اسرائیل در آمریکا، کاردار نظامی پیشین این کشور در سفارت در واشینگتن و اعضای خانواده شماری از مقامات ارشد اسرائیلی به دست هکرهایی که بازوان نهادهای اطلاعاتی ایران محسوب می‌شوند، افتاده است.

بر اساس این گزارش، دانشمند هسته‌ای که در کانون این ماجرا گرفته، در «مرکز تحقیقات هسته‌ای شُورِک» کار می‌کند. به دلیل نزدیکی این پژوهشگاه با شهر جنوبی دیمونا این مکان را معمولاً تأسیسات دیمونا می‌شناسند.

هکرهایی که اسرائیل از مدت‌ها پیش آن‌ها را بازوان نهادهای اطلاعاتی حکومت ایران تشخیص داده بود، هشت ماه پیش گفته بودند اطلاعاتی را از مرکز هسته‌ای دیمونا در اختیار گرفتند، که به نوشته هاآرتص، ظاهراً نتیجه هک سرورهای ای‌میل‌های دولتی بود که به «کمیته انرژی اتمی» اسرائیل نیز خدمات می‌داد.

هکرها مدعی دستیابی به‌شماری از تصاویر گرفته شده در «مرکز اتمی شورک» بودند. اما بررسی‌های اسرائیلی نشان داد که تصاویر از روی تلفن همراه یا حساب ای‌میل دانشمند هسته‌ای گرفته شده که با کار تخصصی این فرد در زمینه ایمنی تشعشعات ارتباط دارد. تصویری از گذرنامه این دانشمند نیز منتشر شده است.

به نوشته هاآرتص، هکرها تاریخ‌های مندرج در اسناد را سیاه کرده‌اند اما متوجه تاریخ عبری نشده و انتشار آن نشان می‌دهد که تصاویر مربوط به سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ میلادی است.

با این اوصاف، معلوم نیست که هکرها تنها به تصاویر دسترسی یافته‌اند یا محتواهای کار تخصصی دانشمند یادشده را نیز در اختیار گرفته‌اند.

شباک، سازمان امنیت داخلی اسرائیل، در این خصوص سکوت کرد و سامانه ملی سایبری اسرائیل روزنامه هاآرتص را برای اظهار نظر به دفتر نخست‌وزیری ارجاع داد.

دفتر نخست‌وزیری در بیانیه‌ای به نمایندگی از «کمیسیون انرژی اتمی» گفته است که «پس از بررسی کامل»، عکس‌ها و نقشه‌ها متعلق به مرکز اتمی نیست ولی این مرکز با تأیید تصاویر صفحه رایانه گفته است این‌ها مواد فنی مرتبط با پروژه برپایی شتاب‌دهنده ذرات در مرکز شورک هستند.

در دو ماه اخیر کیفرخواست‌هایی بر اساس بازجویی‌های صورت گرفته از سوی سازمان امنیت داخلی و پلیس اسرائیل علیه بیش از ۲۰ شهروند یهودی و فلسطینی به دادگاه‌های این کشور ارائه شد که تقریباً همه آن‌ها مأمور به تعقیب و کشتن یک دانشمند هسته‌ای شده بودند.

از جمله، تصاویری که اعضای باند مهاجران اهل جمهوری آذربایجانِ ساکن حیفا از تعقیب یک دانشمند هسته‌ای گرفته بودند، از سوی مأموران اطلاعاتی ایران برای یک باند فلسطینیان شرق بیت‌المقدس/اورشلیم ارسال شده و رئیس این باند برای کشتن فرد یادشده اسلحه تهیه کرده بود.

به گفته نهادهای امنیتی اسرائیلی، تقریباً تمامی افراد دستگیرشده در دوره اخیر از سوی یک مهره اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران که در جمهوری آذربایجان فعال است و احتمالاً خود ساکن ایران هم هست، به خدمت گرفته شده و برای مأموریت‌های مختلف به آن‌ها پول‌هایی به صورت رمزارز پرداخت شد اما همه کیفرخواست‌ها نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران در تقلای شدید برای کشتن یک دانشمند هسته‌ای اسرائیل است.

به نوشته هاآرتص، قتل یک دانشمند اتمی اسرائیلی، حتی دانشمندی که در زمینه هسته‌ای غیرنظامی کار می‌کند، می‌تواند برای جمهوری اسلامی ایران یک موفقیت باشد.

اسرائیل متهم به کشتن محسن فخری‌زاده، «پدر برنامه هسته‌ای ایران» است که در روز هفتم آذر سال ۱۳۹۹ در اطراف تهران کشته شد. به گفته مقامات امنیتی اسرائیلی، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران از تلاش برای تلافی ترور فخری‌زاده بازنایستاده است.

هویت و مطالب خصوصی چند مقام کنونی و پیشین اسرائیل و بستگان آن‌ها از سوی هکرهای ایرانی در یک کانال تلگرامی که برای این کار ایجاد شده، منتشر شده است.

چند تن از مظنونین به جاسوسی همچنین به تلاش برای کشتن مقاماتی در اسرائیل از جمله ژنرال موشه یعلون، وزیر اسبق دفاع از طریق تعقیب او هنگام انجام ورزش روزانه او در شهر تل‌آویو متهم شدند. اطلاعات مربوط به او نیز پیشتر در کانال تلگرامی مرتبط با هکرهای اطلاعاتی ایران منتشر شده بود. تعقیب و کشتن یک بانوی محقق مرکز مطالعات امنیتی نیز در فهرست مأموریت‌های محوله ایران به مظنونان به جاسوسی بوده است.

یک کارشناس ارشد در سامانه ملی سایبری به هاآرتص گفت هدف گروه هکرهای ایرانی در دوره اخیر با استفاده از روش‌های جنگ روانی، ایجاد هراس و بازدارندگی و اثرگذاری بر اقتصاد اسرائیل بوده است.

در ۱۴ ماه اخیر پس از حملات گروه افراطی حماس و حزب‌الله به اسرائیل که به جنگ ارتش اسرائیل در غزه و لبنان منجر شد، اسرائیل موج بی‌سابقه‌ای از حملات سایبری در سطوح مختلف را تجربه کرده است.

دو هفته پیش هاآرتص، از نفوذ هکرهای وابسته به تشکیلات اطلاعاتی ایران به ای‌میل ژنرال ذخیره یائیر گولان، رهبر جناح چپ اسرائیل و انتشار محتواهایی از آن در یک کانال تلگرامی خبر داد.

دفتر نخست‌وزیری در بیانیه‌ای به نمایندگی از «کمیسیون انرژی اتمی» گفته است که «پس از بررسی کامل»، عکس‌ها و نقشه‌ها متعلق به مرکز اتمی نیست ولی این مرکز با تأیید تصاویر صفحه رایانه گفته است این‌ها مواد فنی مرتبط با پروژه برپایی شتاب‌دهنده ذرات در مرکز شورک هستند.

در دو ماه اخیر کیفرخواست‌هایی بر اساس بازجویی‌های صورت گرفته از سوی سازمان امنیت داخلی و پلیس اسرائیل علیه بیش از ۲۰ شهروند یهودی و فلسطینی به دادگاه‌های این کشور ارائه شد که تقریباً همه آن‌ها مأمور به تعقیب و کشتن یک دانشمند هسته‌ای شده بودند.

از جمله، تصاویری که اعضای باند مهاجران اهل جمهوری آذربایجانِ ساکن حیفا از تعقیب یک دانشمند هسته‌ای گرفته بودند، از سوی مأموران اطلاعاتی ایران برای یک باند فلسطینیان شرق بیت‌المقدس/اورشلیم ارسال شده و رئیس این باند برای کشتن فرد یادشده اسلحه تهیه کرده بود.

به گفته نهادهای امنیتی اسرائیلی، تقریباً تمامی افراد دستگیرشده در دوره اخیر از سوی یک مهره اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران که در جمهوری آذربایجان فعال است و احتمالاً خود ساکن ایران هم هست، به خدمت گرفته شده و برای مأموریت‌های مختلف به آن‌ها پول‌هایی به صورت رمزارز پرداخت شد اما همه کیفرخواست‌ها نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران در تقلای شدید برای کشتن یک دانشمند هسته‌ای اسرائیل است.

به نوشته هاآرتص، قتل یک دانشمند اتمی اسرائیلی، حتی دانشمندی که در زمینه هسته‌ای غیرنظامی کار می‌کند، می‌تواند برای جمهوری اسلامی ایران یک موفقیت باشد.

اسرائیل متهم به کشتن محسن فخری‌زاده، «پدر برنامه هسته‌ای ایران» است که در روز هفتم آذر سال ۱۳۹۹ در اطراف تهران کشته شد. به گفته مقامات امنیتی اسرائیلی، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران از تلاش برای تلافی ترور فخری‌زاده بازنایستاده است.

هویت و مطالب خصوصی چند مقام کنونی و پیشین اسرائیل و بستگان آن‌ها از سوی هکرهای ایرانی در یک کانال تلگرامی که برای این کار ایجاد شده، منتشر شده است.

چند تن از مظنونین به جاسوسی همچنین به تلاش برای کشتن مقاماتی در اسرائیل از جمله ژنرال موشه یعلون، وزیر اسبق دفاع از طریق تعقیب او هنگام انجام ورزش روزانه او در شهر تل‌آویو متهم شدند. اطلاعات مربوط به او نیز پیشتر در کانال تلگرامی مرتبط با هکرهای اطلاعاتی ایران منتشر شده بود. تعقیب و کشتن یک بانوی محقق مرکز مطالعات امنیتی نیز در فهرست مأموریت‌های محوله ایران به مظنونان به جاسوسی بوده است.

یک کارشناس ارشد در سامانه ملی سایبری به هاآرتص گفت هدف گروه هکرهای ایرانی در دوره اخیر با استفاده از روش‌های جنگ روانی، ایجاد هراس و بازدارندگی و اثرگذاری بر اقتصاد اسرائیل بوده است.

در ۱۴ ماه اخیر پس از حملات گروه افراطی حماس و حزب‌الله به اسرائیل که به جنگ ارتش اسرائیل در غزه و لبنان منجر شد، اسرائیل موج بی‌سابقه‌ای از حملات سایبری در سطوح مختلف را تجربه کرده است.

دو هفته پیش هاآرتص، از نفوذ هکرهای وابسته به تشکیلات اطلاعاتی ایران به ای‌میل ژنرال ذخیره یائیر گولان، رهبر جناح چپ اسرائیل و انتشار محتواهایی از آن در یک کانال تلگرامی خبر داد.

No responses yet

May 22 2024

میدل‌ایست‌ آی: مذاکرات پنهان ایران و آمریکا بر سر غزه با مرگ رئیسی به خطر می‌افتد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: وبسایت «میدل‌ایست آی» روز سه‌شنبه در گزارشی به نقل از منابع مطلع، مدعی «مذاکرات پنهان» میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده در رابطه با تحولات غزه طی هفته‌های اخیر شد و نوشت که اما مرگ ناگهانی ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری ایران، این مذاکرات را «به خطر انداخته است».

این گزارش به نقل از سه منبع ایرانی مطلع از مذاکرات می‌گوید که برت مک‌گورگ، مشاور ارشد جو بایدن رئیس جمهوری ایالات متحده در امور خاورمیانه، اخیرا مذاکرات غیرمستقیمی با علی باقری کنی داشته و این مذاکرات با پیشرفت‌هایی همراه بوده است.

به نوشته «میدل‌ایست آی»، این مذاکرات طی ماه جاری میلادی در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شده که یک دهه پیش نیز میزبان نشست‌های پنهانی میان مقامات تهران و واشینگتن بود که در نهایت به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، انجامید.

پیش از این نشریه اکسیوس نیز از مذاکرات پنهان ایران و آمریکا در عمان خبر داده بود و اکنون «میدل‌ایست آی» فاش می‌کند که مذاکرات میان باقری کنی و مک‌گورک خوب پیش رفته بود و طرفین در آستانه نوعی توافق بودند.

علی باقری کنی در آن زمان معاون وزیر امور خارجه ایران بود اما در پی کشته شدن حسین امیرعبداللهیان به همراه ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط هلی‌کوپتر، به عنوان سرپرست موقت وزارت خارجه ایران منصوب شد.

بر اساس این گزارش، مذاکرات حول سه موضوع بود که عبارتند از تمایل مشترک طرفین به تغییر دولت در اسرائیل، پایان دادن جنگ غزه، و ممانعت از گسترش این جنگ در منطقه.

یک تحلیل‌گر نزدیک به حکومت ایران به «میدل‌ایست آی» گفته که این مذاکرات در عین حال به نظر می‌رسد که با هدف دستیابی به آتش‌بس میان ایالات متحده از یک سو و ایران و متحدانش در سوی دیگر نیز بوده است.

از آغاز جنگ غزه تاکنون، متحدان ایران از جمله شورشیان حوثی در یمن و گروه‌های شبه‌نظامی در عراق حملات متعددی را علیه منافع ایالات متحده در منطقه انجام داده‌اند.

این تحلیل‌گر نزدیک به حکومت ایران همچنین معتقد است که احتمال دارد مذاکراتی نیز بر سر برنامه هسته‌ای ایران و کاهش تحریم‌های نفتی این کشور صورت گرفته باشد.

به نوشته «میدل‌ایست آی»، مک‌گورک قبل از آغاز این مذاکرات دیداری با سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل متحد، داشته که او در این دیدار به نقل از جو بایدن گفته است: «من پیش از انتخابات ایالات متحده با ایران برای دستیابی به توافق هسته‌ای و جامع مذاکره نخواهم کرد، چرا که ایرانیان نمی‌توانند به قول خودشان پایبند بمانند.»

این گزارش می‌افزاید که مک‌گورک گفته جو بایدن پس از آن که ایران در سال ۲۰۲۲ حاضر به توافق بر سر احیای برجام نشد، با «فشار و تحقیر شدیدی» از جانب جمهوری‌خواهان مواجه شده است و بایدن به ایرانی‌ها پیام داده که از نگاه او برجام دیگر کاملا نابود شده و او پس از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده مذاکرات جامعی را با ایران شروع می‌کند که شامل مسائل منطقه‌ای نیز می‌شود.

«میدل‌ایست آی» در ادامه می‌گوید که اکنون دیگر انتظار نمی‌رود دور بعدی مذاکرات ایران و ایالات متحده به زودی انجام بگیرد و از آنجا که قرار است انتخابات زودرس در ایران برگزار شود و شرایط داخلی با ابهامات بسیاری مواجه است، بعید است که تصمیمات عمده‌ای در سیاست خارجی آن گرفته شود.

با استفاده از گزارش میدل‌ایست آی؛ س.ن/ک.ر

No responses yet

Aug 19 2023

ادامه تحرک نظامی نیروهای آمریکایی در عراق؛ هدف احتمالی سوریه و مسیر تدارکاتی ایران است

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

ایران اینترنشنال: برخی منابع خبری در عراق از ادامه تحرک نیروهای نظامی آمریکایی در مناطقی از این کشور خبر دادند که به نظر می‌رسد مربوط به عملیاتی در سوریه باشد. برخی رسانه‌ها هم تصاویری از حضور اسماعیل قاآنی، فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کربلا منتشر کردند.

گروه‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی در رسانه‌های خود، تصاویری از افزایش تحرکات نیروهای آمریکایی و جابه‌جایی نیرو در مرز عراق و سوریه منتشر کرده‌اند و گروه‌های شیعی مدعی‌اند از اجرای یک عملیات قریب‌الوقوع آگاه شده‌اند؛ گرچه از آنان خواسته شده است تا از «تشدید تنش» دوری کنند.

الشرق‌الاوسط روز شنبه ۲۸ مرداد به نقل از یک منبع آگاه دولتی، تحرکات ادعا شده را «محدود به مکان‌هایی خارج از مرز عراق» دانست.

این رسانه همچنین به بیانیه تلویزیونی اخیر یحیی رسول، سخنگوی فرماندهی کل قوا پرداخت که هر گونه تحرکات نظامی آمریکا را در داخل خاک این کشور تکذیب کرده بود.

همچنین سه شخصیت عراقی، از جمله یکی از رهبران گروه‌های مسلح مستقر در شمال غرب عراق، به الشرق‌الاوسط گفتند که آمریکا در حال جابه‌جایی نیروهای خود در منطقه است تا برای عملیات نظامی در «خارج از عراق» آماده شود و هدف استراتژیکشان هم «تغییر قوانین تعامل با روس‌ها در سوریه» است.

این منابع گفتند: «آمریکایی‌ها همچنین تلاش خواهند کرد تا مسیر تدارکاتی ایران به سمت سوریه و لبنان را از طریق خاک عراق قطع کنند …. این تنها چیزی است که تاکنون می‌دانیم.»

یک مقام نزدیک به جناح‌های مسلح این کشور نیز در همین زمینه اعلام کرد واشینگتن قصد دارد «منطقه مرزی بین عراق و سوریه را پاک‌سازی کند و حملاتی را علیه گروه‌های مسلح از ملیت‌های مختلف وفادار به ایران انجام دهد».

پیش‌تر هم گزارش‌هایی از احتمال هدف قرار دادن رهبر گروه النجباء منتشر شده بود.

میدل‌است‌آی نیز ماه گذشته در گزارشی از هشدار جو بایدن، ر‌ییس‌جمهوری آمریکا به محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، در رابطه با لزوم مهار شبه‌نظامیان در این کشور خبر داده بود.

هم‌زمان با انتشار این گزارش‌ها، برخی ناظران عراقی این تحرکات را «عادی» خوانده و آن را یادآور قرارداد استراتژیک بغداد – واشنگتن و حضور نیروهای ائتلاف بین‌الملل برای مبارزه با داعش دانستند.

No responses yet

Mar 27 2023

آمریکا گزارش‌ همکاری سایبری و نظامی ایران و روسیه را «نگران‌کننده» خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنایات رژیم,جنگ,خاورمیانه,روسیه,سپاه,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا، گفته است که اگر خبر همکاری تازه ایران و روسیه در زمینه تجهیزات سایبری و نظامی که روزنامه وال استریت ژورنال آن را گزارش کرده است درست باشد مایه نگرانی است.

آقای کربی همچنین گفت که آمریکا علیرغم حملات اخیر به نیروهای آمریکایی در سوریه از سوی شبه نظامیان تحت حمایت ایران، ماموریت سوریه را رها نخواهد کرد.

وال استریت ژورنال روز دوشنبه، ۲۷ مارس، در گزارشی به نقل از منابع آشنا با موضوع نوشت که روسیه درحال ارائه توانایی‌های دیجیتال تجسسی به ایران است.

این پس از آن است که ایران پهپادهای نظامی در اختیار روسیه گذاشته که به گفته مقام‌های غربی در جنگ اوکراین به کار گرفته می‌شود.

مقام‌های آمریکایی در ماه دسامبر به خبرگزاری‌ها گفتند که مسکو علاوه بر هواپیمای بدون سرنشین خواستار دریافت موشک‌های زمین به زمین از ایران است.

No responses yet

Aug 26 2022

آمریکا برای سومین روز متوالی مواضع شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در سوریه را بمباران کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: ارتش ایالات متحده در پاسخ به حملات راکتی به پایگاه محل استقرار نیروهای آمریکایی در سوریه، برای سومین روز متوالی مواضع شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در دیرالزور سوریه را بمباران کرد.

ارتش آمریکا می‌گوید هلی‌کوپترها در حالی مواضع شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در شهر میادین استان دیرالزور را هدف قرار دادند که آن‌ها دوباره در حال آماده شدن برای پرتاب موشک به پایگاه نیروهای مورد حمایت آمریکا بودند.

این بیانیه می‌گوید که در حملات روز پنج‌شنبه سوم شهریور، دست‌کم چهار شبه‌نظامی کشته شدند.

در این میان، دیدبان حقوق بشر سوریه، مستقر در بریتانیا، نیز گزارش داده که حملات هوایی آمریکا به مواضع نیروهای شبه‌نظامی فاطمیون صورت گرفته که ایران آن‌ها را از میان اتباع شیعه افغانستان بسیج کرده است.

به گزارش این نهاد، حمله یاد شده دستکم شش کشته برجای گذاشته است. برخی گزارش‌های دیگر حاکی از کشته شدن ۱۰ شبه‌نظامی است.

حمله به پایگاه فاطمیون در حالی است که سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران روز چهارشنبه ضمن «محکوم کردن» حمله آمریکا به مواضعی در خاک سوریه، هرگونه وابستگی شبه‌نظامیان این کشور به سپاه پاسداران را تکذیب کرد.

پایگاه نیروهای ائتلاف آمریکا شامگاه چهارشنبه نیز دوباره از طرف شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در سوریه هدف راکت قرار گرفته بود و یک سرباز آمریکایی زخمی شده بود.

همزمان پنتاگون روز پنج‌شنبه اعلام کرد که حملات انجام شده پیامی به ایران و شبه‌نظامیان مورد حمایت این کشور در سوریه است.

مایکل کوریلا رئیس ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا می‌گوید: «هیچ گروهی برای حمله به نیروهای آمریکایی مصونیت نخواهد داشت. ما از همه تدابیر برای حفاظت از شهروندان آمریکایی استفاده خواهیم کرد».

این بیانیه می‌گوید مواضع شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران با هلی‌کوپترهای آپاچی و حملات توپخانه‌ای هدف قرار گرفته و به غیر از کشته شدن شبه‌نظامیان، ادوات جنگی آن‌ها نیز منهدم شده است.

یک مقام آمریکایی نیز به رویترز گفته است شبه‌نظامیان قبل از اینکه بتوانند در روز پنج‌شنبه موشک‌اندازها را برای شلیک آماده کنند، مورد هدف قرار گرفتند.

دور جدید حملات آمریکا به مواضع نیروهای شبه‌نظامی ایران در سوریه بعد از حمله موشکی ۱۵ اوت، ۱۰ روز پیش، این نیروها علیه پایگاه نظامی التنف، میزبان نیروهای آمریکایی و متحدانش در سوریه، انجام می‌شود.

در آن حمله سه سرباز آمریکایی به‌صورت سطحی زخمی شدند.

کالین کال، معاون وزیر دفاع آمریکا در امور دفاعی، روز گذشته اعلام کرده بود که ما حملات شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران به نیروهای خود را در هیچ کجای جهان و از جمله در سوریه تحمل نمی‌کنیم و برای محافظت از نیروهایمان در برابر چنین حملاتی تردید نخواهیم کرد.

یک مقام ارشد دفاعی آمریکا هم به پولیتیکو گفته است که سپاه پاسداران مسئول و عامل هدایت این حملات است.
با استفاده از گزارش‌های رویترز، خبرگزاری فرانسه، رادیو فردا/د.خ/ک.ر

No responses yet

Apr 24 2022

پس از چین، هند نیز به‌جای ایران مسیر دیگری را برای صادرات انتخاب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری ایلنا گزارش داده است که بر خلاف انتظار مقام‌های دولت ایران که منتظر افزایش صادرات کالاهای هندی از طریق ایران به روسیه بوده‌اند، هند از طریق گرجستان اقدام به صادرات کالا کرده است.

یکی از دلایل مهم پیدا کردن مسیرهای جایگزین این است که ایران طی دو دهه گذشته خطوط آهن سراسری از چابهار به افغانستان و آسیای میانه تکمیل نکرده و بنادر آبی ایران و روسیه فاقد زیرساخت‌ها و کشتی‌های لازم برای پوشش تجارت دوجانبه هستند.

چین نیز از دسامبر ۲۰۲۰ ترانزیت کالا به قفقاز، ترکیه و اروپای شرقی را با دور زدن ایران، از مسیر ۹ هزار کیلومتری آسیای میانه – جمهوری آذربایجان – گرجستان – ترکیه به اروپای شرقی انجام داده بود.

یافتن این مسیرهای جایگزین در حالی رخ داده است که مسئولان حکومت ایران با امضای سند همکاری‌های ۲۵ ساله ایران و چین، توافق با هندی‌ها درباره توسعه بندر چابهار که از تحریم‌ها معاف است و موافقت با گسترش حضور چین در این منطقه، وعده گسترش همکاری‌های راهبردی با این کشورها داده بودند.

علاوه بر این دولت‌های هند و روسیه سال ۹۷ برای تسهیل و تسریع اجرای طرح ایجاد کریدور بین‌المللی شمال به جنوب از طریق ایران تفاهم‌نامه همکاری امضا کردند.

طبق این تفاهم که از سال ۷۹ بین کشورهای ایران، روسیه و هند در حال پیگیری بوده ولی تاکنون به نتیجه نرسیده است، کریدور بین‌المللی حمل و نقل شمال – جنوب‌‌، اقیانوس هند و خلیج ‌فارس را از مسیر ایران به دریای خزر سپس از روسیه به سن‌ پترزبورگ و شمال اروپا پیوند می‌دهد.

در ماه‌های اخیر و پس از تهاجم نظامی روسیه به اوکراین، بحث درباره این مسیر افزایش یافته بود و داود تفتی، مدیرعامل کشتیرانی دریای خزر، ۸ فروردین امسال در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا گفته بود «با توجه به ناامنی‌ها و مسائلی که در دریای سیاه پیش آمده، در حال حاضر بهترین مسیر برای ترانزیت کالا به روسیه مسیر ایران است».

با این حال او توضیح نداد که بر اساس کدام ظرفیت و زیرساخت‌ها، کشورهای خارجی باید مایل به ترانزیت کالاهایشان به روسیه از طریق ایران باشند.

علاوه بر این آمارهای رسمی گمرک ایران نشان می‌دهد که به دلیل فقدان زیرساخت‌ها در بنادر ایران و روسیه، حتی ۶۰ درصد تجارت ایران و روسیه بجای دریای خزر از طریق جمهوری آذربایجان انجام می‌شود.

هند طی سال‌های گذشته با توسعه بندر چابهار ایران سعی در ترانزیت کالا از طریق خاک ایران به افغانستان، آسیای مرکزی با دور زدن پاکستان، همچنین ترانزیت کالا به روسیه و شرق اروپا داشت.

مسیر ایران یک پنجم فاصله‌ای است که کشتی‌های هندی برای انتقال کالا به دریای سیاه و از آنجا به روسیه و اروپای شرقی طی می‌کنند.

انتظار ترانزیت کالاهای هندی از طریق ایران به روسیه در حالی است که ایران طی دو دهه گذشته علاوه بر عدم تکمیل خطوط آهن سراسری از چابهار به افغانستان و آسیای میانه، حتی خط آهن رشت‌-آستارا را نیز تکمیل نکرده است.

آمارهای گمرک هند نشان می‌دهد که سال گذشته حدود ۳.۳ میلیارد دلار صادرات و ۸.۴ میلیارد دلار واردات از روسیه داشته که به ترتیب ۳۵ درصد و ۴۱ درصد نسبت به سال ۲۰۲۰ افزایش داشته و این کالاهای نفتی و غیرنفتی از طریق مسیرهای دریایی انجام شده است.

رسانه‌های هند هفته گذشته خبر داده بودند که با تسهیل مبادلات مالی از طریق روبل و روپیه، این کشور محموله‌های برنج، میوه، چای، قهوه و مواد غذایی را از طریق گرجستان به روسیه صادر کرده است.

با استفاده از گزارش‌های ایلنا، تایمز هند، گمرک هند، گمرک ایران، رادیو فردا. د.خ

No responses yet

Dec 29 2020

فیگارو : سال ٢٠٢١ می‌تواند سال جانشینی رهبران تهران و ریاض و سازش ایران و بایدن بر سر لبنان و یمن باشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: “ژورژ مالبرنو” خبرنگار “فیگارو” در مقاله ای در شمارۀ امروز این نشریه، دوشنبه بیست و هشتم دسامبر، بعید ندانسته که اولین ماه های سال جدید میلادی شاهد کاهش تنش در مناسبات ایران و آمریکا و جانشینی قدرت در تهران و ریاض باشد.

در توضیح این پیش بینی، خبرنگار فیگارو نوشته است که به مدت اندکی پس از روی کار آمدن جو بایدن، انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می‌شود که طی آن جناح تُندرو و مخالف غرب در حکومت اسلامی جای حسن روحانی را خواهد گرفت، به ویژه اینکه کشورهای غربی قصد دارند در نتیجۀ فشارهای اسرائیل و کشورهای عرب منطقه مذاکرات جدید اتمی با ایران را به مسئلۀ موشک‌های بالستیکی این کشور و اقدام‌های بی ثبات‌کنندۀ آن در کشورهای همسایه تعمیم دهند. خبرنگار فیگارو تلویحاً از وقوع نوعی سازش میان حکومت اسلامی و رئیس جمهوری منتخب آمریکا بر سر مسائل کلیدی خاورمیانه خبر داده است.

خبرنگار “فیگارو” بعید نمی‌داند که سال جدید میلادی به کاهش تنش در مناسبات قطر از یک طرف و عربستان و امارات از طرف دیگر نیز منجر شود. او معتقد است که نشست پنجم ژانویه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که در ریاض برگزار خواهد شد به گشایش مهمی در مناسبات این کشورها کمک خواهد کرد بی آنکه البته به حل نهایی بحران مناسبات آنها منجر شود.

ژورژ مالبرنو، سپس پرسیده است که آیا جو بایدن خواهد توانست ولیعهد عربستان را متقاعد کند که به جنگ یمن، فقیرترین کشور عرب، خاتمه دهد؟ به گمان خبرنگار فیگارو ریاض خواستار ضمانت‌های امنیتی در مرزهای جنوبی خود با یمن است که در کنترل حوثی‌های تحت حمایت ایران است. تاکنون جمهوری اسلامی ایران گذاشته است که عربستان سعودی در باتلاق جنگ یمن فرو برود که از نظر تهران اهمیت راهبردی ندارد و گشایش در مناسبات آمریکا و ایران در سال جدید می تواند بر جنگ یمن نیز اثر بگذارد.

همین اصل به گمان مالبرونو در مورد لبنان صادق است که در ورطۀ ورشکستگی اقتصادی و مالی است به طوری که سال ٢٠٢١ می‌تواند سال فروپاشی کامل لبنان با نتایج وخیم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آنهم در کشوری باشد که گرفتار سم مُهلک فرقه گرایی است.

سال ٢٠٢١ به گمان مالبرونو می‌تواند در عین حال سال جانشینی علی خامنه‌ای در ایران و ملک سلمان پادشاه عربستان باشد. اگر نتایج جانشینی علی خامنه‌ای در ایران ناروشن است، در عوض ولیعهد عربستان، محمدبن سلمان، که خواستار عادی شدن مناسبات کشورش با اسرائیل است برای جانشینی پدرش، ملک سلمان، لحظه شماری می‌کند.

حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان، دیروز یکشنبه بیست و هفتم دسامبر در اظهاراتی غیرمترقبه تلویحاً از سازش احتمالی میان حکومت ایران و جو بایدن بر سر لبنان و حزب الله و دیگر مسائل خاورمیانه خبر داد و بدون مقدمه اسرائیل را به حملات موشکی تهدید کرد. او گفت : ” حکومت اسلامی ایران نه از سوی متحدانش و نه دربارۀ منازعات منطقه با رئیس جمهوری جدید آمریکا، جو بایدن، گفتگو نخواهد کرد.”

No responses yet

Dec 15 2020

تغییر ‘مقام اول’ حکومت؛ تفاوت سنّت واشنگتن و تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

بی‌بی‌سی: در “مقایسه”های سخنگویان حکومت میان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و ایران، واقعیتی بدیهی پنهان می‌شود: اینکه انتخابات آمریکا برای تعیین تکلیف”مقام اول” حکومت صورت می‌گیرد که در ایران، اساسا بلاموضوع است

نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در حالی رسمیت یافت که در هفته های منتهی به این تحول، سخنگویان حکومت ایران اظهارنظرهای متعددی را در “مقایسه” مستقیم و غیرمستقیم انتخابات در دو کشور انجام داده بودند.

این اظهارنظرها به شیوه‌های مختلف خبرساز شدند؛ اعم از تاکید حساب توییتری آیت‌‌الله خامنه‌ای که “اوضاع در ایالات متحده و آنچه آنها خود در مورد انتخابات خود می گویند یک نمایش است”، تا سخنرانی فرمانده سپاه محمدرسول‌الله تهران که -در آستانه انتصاب به این سِمت- ‌گفت: “با انتخابات آمریکا مشخص شد ایران بهترین نظام دموکراسی جهان را در اختیار دارد”. همزمان، بسیاری از حامیان رهبر ایران، انتخابات اخیر آمریکا را به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ ایران تشبیه کردند تا از آنجا، “مشروع” بودن رفتار نظام را در آن مقطع نتیجه بگیرند.

البته جنبه هایی مختلف از نظام انتخاباتی آمریکا -از سازوکار آرای الکترال گرفته تا دست به دست شدن قدرت در نظام دوحزبی- همواره با انتقادات فراوانی در داخل و خارج ایالات متحده مواجه بوده و مثلا به دنبال انتخابات اخیر، مورد انتقاد خیلی از رسانه های اروپایی قرار گرفته است. ولی علی رغم همه انتقادات موجود، ایرادات وارد بر این سیستم انتخاباتی اساسا از “جنسی” نیستند که مقایسه آن را با سیستم جاری در ایران معنی دار کنند.

بدیهی‌ترین واقعیتی که در چنین قیاسی مورد سانسور واقع می‌شود، آن است که انتخابات آمریکا برای برکناری یا ابقای “مقام اول” حکومت صورت می‌گیرد. این در حالی است که در ایران حتی سخن گفتن علنی از احتمال برکناری رهبر، می تواند گوینده را در معرض تبعات قضایی-امنیتی سنگین قرار دهد.

انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده، مسئولی را تعیین می کند که همچون رهبر جمهوری اسلامی سکان‌دار اصلی سیاست داخلی و خارجی و دارای اختیاراتی فراتر از مقام های سیاسی دیگر محسوب می‌شود، ولی کماکان حیطه اختیارات حقیقی و حقوقی او قابل قیاس با رهبر نیست.

از سوی دیگر اما، انتخابات ریاست جمهوری در ایران برای گزینش مسئولی صورت می گیرد که بعید است در میان موافقان، مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی، “هیچ کس” او را قدرتمندترین مقام حکومتی بداند.

بیشتر بخوانید:

تصور مخالفت پلیس با دستور رهبر

در هر دو کشور ایران و آمریکا، شخص اول حکومت فرمانده کل نیروهای مسلح محسوب می شود. ولی این اختیارات در ایالات متحده – کشوری که مردم آن حدود۴۰۰ میلیون قبضه اسلحه دارند- به‌شدت محدودتر از ایران است.

مثلا در آمریکا نیروی پلیسِ شهرها و ایالت‌های مختلف -و نه پلیس فدرال یا اف بی آی که به موضوعات فراتر از محدوده یک ایالت مشخص می پردازد- تحت امر شهرداری یا فرمانداری است که امکان دارد به حزب مخالف رئیس جمهور تعلق داشته باشند.

نتیجه آنکه مثلا در جریان جنبش موسوم به “جان سیاهان اهمیت دارد” در خرداد ۹۹، پس از طرفداری دونالد ترامپ از برخورد شدیدتر با اعتراضات، رئیس پلیس هیوستون “از جانب روسای پلیس کشور” به بالاترین مقام حکومت می‌گوید: “اگر چیز سازنده‌ای برای گفتن نداری، دهنت را ببند”.

این در شرایطی است که حتی نمی شد تخیل کرد که یک مسئول پلیس یا فرمانده کل نیروی انتظامی ایران -آن هم فرضا در بحبوحه اعتراضات ۸۸ یا ۹۸- با فرمان ها یا اظهارات رهبر در مورد برخورد با معترضان مخالفت علنی کند.

در جریان اعتراضات خردادماه آمریکا، همچنین وقتی آقای ترامپ پیگیر اعزام نیروهای نظامی به ایالت‌های مختلف برای مهار تجمعات است، با مخالفت علنی وزیر دفاع خود (مایک اسپر) مواجه می شود که تاکید دارد: “من از اجرای قانون مربوط به اختیارات رئیس جمهوری در گسیل داشتن ارتش به سراسر آمریکا حمایت نمی‌کنم.” وزیر دفاعی که البته با تشدید اختلافات خود با آقای ترامپ، نهایتا پنج ماه بعد و به دنبال انتخابات ریاست جمهوری از سمت خود برکنار می‌شود.

در مقام مقایسه، روایت مخالفت او با رئیس جمهور آمریکا شبیه این وضعیت تخیلی بود که آیت الله خامنه ای خواستار برخورد سپاه با اعتراضات ۸۸ یا ۹۸ می شد و وزیر دفاع، آشکارا به مخالفت با او می پرداخت.

گذشته از موضوعات مرتبط با نیروهای مسلح، دامنه قدرت روسای جمهور آمریکا در ارتباط با قوه مقننه (مجلس نمایندگان و سنا) هم اگرچه بسیار وسیع است، اما مطلقا شباهتی به ابعاد قدرت رهبر در ایران ندارد.

روسای جمهور ایالات متحده، البته در صورت مخالفت با یک مصوبه، تا ۱۰ روز وقت دارند که آن را وتو کنند. ولی مجلس نمایندگان و سنا قدرت دارند تا همین وتو را هم به رای بگذارند و در صورتی که دو-سوم اعضای آنها با وتوی رئیس جمهور مخالف باشند، می توانند با بی اثر کردن آن، فرد اول حکومت را وادار به اجرای قانونی مغایر با خواست خود وادارند.

نیاز به توضیح نیست که در ایران، قابل تصور نخواهد بود نمایندگان مصوبه ای را نهایی کنند که رهبر صراحتا با آن اعلام مخالفت کرده باشد -ولو آنکه این مخالفت، به شکل یک “حکم حکومتی” غیررسمی ابلاغ شود. حتی اگر زمانی این فرض محال به وقوع بپیوندد، مصوبه “نامطلوب” مجلس به راحتی در شورای نگهبانی رد خواهد شد که ۶ تن از اعضای آن مستقیما از سوی ولی فقیه نصب می‌شوند و ۶ تن دیگر منصوب غیرمستقیم رهبر هستند-نمایندگان مجلس آنها را از میان افراد معرفی شده توسط رئیس قوه قضاییه (منصوب رهبر) انتخاب می‌کند.

بر فرض محال تر، اگر زمانی نمایندگان مجلس پس از ناکام ماندن در مقابل شورای نگهبان، مجددا بر مصوبه ای که در تقابل با رهبر تصویب کرده اند پافشاری کنند، تکلیف نهایی را مجمع تشخیص مصلحت نظام مشخص خواهد کرد. نهادی که حدود سه-چهارم اعضای آن اشخاص حقیقی منصوب رهبر هستند، و میان یک چهارم باقی‌مانده هم، اشخاص حقوقی منصوب رهبر اکثریت قاطع را دارند (فقهای شورای نگهبان به علاوه روسای قوه قضاییه و ستاد کل نیروهای مسلح).

رهبری جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه

منبع تصویر، Leader.ir
توضیح تصویر،

حتی قابل تخیل نیست که مثلا آقای خامنه‌ای خواستار برخورد سپاه با اعتراضات خیابانی شود و وزیر دفاع -مانند آنچه در بحبوحه اعتراصات خردادماه در آمریکا به وقوع پیوست- به اعلام مخالفت با مقام اول حکومت بپردازد

تصور ابطال دستور رهبر به حکم یک قاضی محلی

در ارتباط با قوه قضاییه، تفاوت میان اختیارات رهبر ایران و روسای جمهور آمریکا باز هم برجسته تر می شود. شاید برای درک بهتر قدرت قضات در ایالات متحده، یادآوری سرنوشت دستور ۹ بهمن ۹۵ دونالد ترامپ (فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹) مفید باشد که به خاطر محدود کردن سفر اتباع ایران و چند کشور مسلمان دیگر به آمریکا بسیار معروف بوده.

این همان دستوری است که اجرای بخش های مهمی از آن به حکم یک قاضی فدرال در ایالت واشنگتن متوقف می‌شود، و وقتی دولت ترامپ با اقدام قضایی برای لغو حکم قاضی تلاش می کند دادگاه تجدیدنظر درخواست دولت را رد می‌کند. حتی پس از آنکه دونالد ترامپ (در ۱۶ اسفند ۹۵) فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹ را لغو و فرمان اجرایی ۱۳۷۸۰ را جایگزین آن می کند، فرمان جدید از سوی قضاتی دیگر به چالش کشیده می شود. تا اینکه در ۲ مهر ۹۶ رئیس جمهور تغییراتی در فرمان اجرایی خود اِعمال می‌کند تا اجرای آن به لحاظ قانونی ممکن شود و نهایتا در ۵ تیر ۹۷، فرمان جنجالی با رای دیوان عالی آمریکا -بالاترین دادگاه ایالات متحده- به اجرا در می آید.

باز در مقام مقایسه، شبیه سازی این ماجرا در ایران به مثابه آن است که رهبر دستوری را صادر کند ولی فرضا دادگاهی در یزد یا سمنان جلوی اجرای آن را بگیرد، تا نهایتا با یک سال و نیم کشمکش حقوقی و تغییر بخش هایی از دستور، اجرای آن ممکن شود.

در همین ارتباط، یادآوری جایگاه دادگاه عالی ایالات متحده هم اهمیت ویژه دارد که همواره، مورد علاقه خاص سخنگویان حکومت ایران بوده. چون هرچند این دادگاه جزئی از سیستم قضایی آمریکاست، اما اختیارات آن در برخی موارد -مثلا تعیین تکلیف نهایی مناقشه های انتخاباتی- به شورای نگهبان ایران شباهت دارد. ویژگی دیگری از دیوان عالی که معمولا چهره های حکومتی را مجذوب کرده، مسئولیت “مادام العمر” قضات آن است، که با انتخاب رئیس جمهور و تصویب سنا منصوب می شوند و تا وقتی به میل خود بازنشسته نشوند در این سمت باقی می‌مانند.

در استنادات مدافعان نظام به دادگاه عالی آمریکا، واقعیت‌های متنوعی پنهان می شوند و از جمله آنکه ۹ قاضی دیوان اگرچه خود مادام العمر هستند، اما از از سوی یک مقام مادام العمر منصوب نمی شوند. به عنوان نمونه از ترکیب فعلی دیوان عالی، ۱ نفر را جورج بوش (پدر)، ۱ نفر را بیل کلینتون، ۲ نفر را جورج بوش (پسر)، ۲ نفر را باراک اوباما و ۳ نفر را دونالد ترامپ انتخاب کرده است. به عبارت دیگر، اعضای آن را ۵ رئیس جمهور منتخب با دیدگاه های رقیب برگزیده‌اند که گزینش هر یک، بعدا به تصویب یک نهاد انتخابی دیگر یعنی سنا هم رسیده است.

در حالی که در ایران یک نفر -ولی فقیه- می تواند در هر دوره شش ساله نیمی از فقهای شورای نگهبان را بدون آنکه نیاز به تایید نهاد دیگری باشد تغییر دهد. حقوقدانان شورا را نیز مجلس، در فواصل شش ساله از میان افراد معرفی شده از سوی رئیس قوه قضاییه -منصوب رهبر- انتخاب می کند.

منبع تصویر، Khamenei.ir
توضیح تصویر،

مقاومت قضات ایالتی آمریکا در مقابل دستور مهاجرتی ترامپ به مثابه آن بود که در ایران، رهبر دستوری را صادر کند و فرضا دادگاهی در یزد یا سمنان جلوی اجرای آن را بگیرد

تصور ‘قطع’ سخنان رهبر در صداوسیما

در نهایت، احتمالا شگفت‌انگیز‌ترین تفاوت دو سیستم سیاسی ایران و آمریکا، نسبت موجود میان رسانه ها و مقام اول حکومت است.

از یاد نرفته که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا، چگونه شبکه های عظیم تلویزیونی مانند ام اس ان بی سی، ای بی سی ‌، سی بی اس، و ان بی سی، سخنرانی مقام اول کشور در مورد “پیروزی” در ایالات محل اختلاف را قطع کردند.

این رفتار اگرچه -از نظر میزان انطباق آن با آزادی بیان- بحث های گسترده ای را به دنبال داشت، ولی مشابه ایرانیش آن می شد که زمانی شبکه های مختلف صداوسیما، اظهارات آیت الله خامنه ای را دروغ تشخیص دهند و پخش آن را قطع کنند. سناریویی که حتی فکر کردن به آن در سیستمی که رئیس صداوسیما را رهبر منصوب می‌کند و تاسیس شبکه های تلویزیونی دیگر -حتی مثلا از جانب دولت یا مجلس- ممنوع است، طنزآلود به نظر می رسد.

در حقیقت وقتی پای موضوعات مرتبط با آزادی بیان در میان باشد، مشکل می توان تصور کرد که کسی در داخل ایران جرات داشته باشد ولو به “احتمال شبیه سازی” شرایط کشور با وضعیت آمریکا اشاره کند. کشوری که در آن، ناراضیان همواره در تجمعات خیابانی و رسانه های رسمی فحش های بی پرده -و بعضا جنسی- خود را نثار روسای جمهور کرده اند و مشکلی برایشان پیش نیامده.

البته باید اذعان کرد که در ایران نیز وقتی روسای جمهور به عدم همسویی با راس نظام متهم شده اند، منتسبان رهبر مشکلی نداشته اند که به هر صورت مایلند آنها را مورد حمله قرار دهند. ولی انجام رفتاری مشابه با خود رهبر، زندگی فرد “توهین کننده” را منهدم خواهد کرد.

رهبری مادام العمر که ادامه مسئولیت او هرگز به آرای عمومی گذاشته نمی‌شود. تنها مرجعی که قرار است اختیار “برکناری” یا “نظارت” بر عملکرد او را داشته باشد هم، مجلس خبرگانی است که نمایندگان آن، از سوی شورای نگهبان -که اعضایش منصوب مستقیم یا غیرمستقیم خود رهبر هستند- تایید صلاحیت شده اند.

تعجبی ندارد که نهایت نظارت‌ چنین خبرگانی بر رهبر، در حد تاکیدات بیانیه پایانی آخرین نشست خبرگان در ۳ مهر ۹۸ باشد که بدون کوچکترین ارزیابی‌ای از عملکرد او، از “رهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب” یاد کرده و خواستار پیروی از “تأکیدات مقام معظم رهبری” شده اند.

بیانه ای که ازجمله دغدغه‌های دیگر نویسندگانش، “تحقق ابعاد نورانی و راهبردهای هفت گانه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی” (بیانیه علی خامنه ای در ۲۲ بهمن ۹۷) و تشکر از “مقام معظم رهبری مدظله العالی در جهت راهبرد مقاومت فعال و منسجم در سطح منطقه و بین الملل” بوده است.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .