اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'تاریخی'

Aug 02 2025

شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و دوران دموکراسی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,اجتماعی,تاریخی,سیاسی

تویتر سوسیال دموکراسی: بر اساس شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را می‌توان دموکراتیک‌ترین سالها در تمام طول تاریخ ایران دانست. این دوره با سقوط رضاشاه و تبعید او آغاز، و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق پایان یافت. در ادامه، ویژگی‌های این دوره را بر اساس اسناد معتبر تحلیل می‌کنیم:

پس از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و تبعید رضاشاه، ساختار دیکتاتوری او فروپاشید. محمدرضا پهلوی که جوان و فاقد اقتدار پدر بود، نتوانست کنترل کامل را اعمال کند. این خلأ، فضایی برای فعالیت نیروهای سیاسی مستقل ایجاد کرد. بسیاری از نخبگانِ تحصیل کرده، رجال سیاسی و روشنفکران ایرانی که در دوران رضاشاه تبعید یا منزوی شده بودند (مانند محمد مصدق، حسین فاطمی و اللهیار صالح)، به عرصه سیاست بازگشتند. حضور چهره‌ها، گفتمان دموکراسی‌خواهی و قانون‌گرایی را تقویت کرد.

از همان ابتدا نشانه‌های دموکراسی نوپا پدیدار گشت. آزادی مطبوعات و بیان رسمیت یافت. در این ۱۲ سال، ۵۸۸ نشریه فارسی و ۴۳ نشریه غیرفارسی در ایران منتشر شدند. مطبوعات اجازه داشتند به نقد دولت و دربار بپردازند و حتی احزاب مخالف، روزنامه‌های خود را داشتند. برای مثال، حزب توده روزنامه “راه آینده” را منتشر می‌کرد که به شدت به سیاست‌های حکومت حمله می‌کرد. تنوع احزاب سیاسی چشمگیر بود، حداقل ۳۰ حزب و گروه سیاسی‌ فعال شدند. برخلاف دوره رضاشاه، انتخابات مجلس با رقابت حزبی برگزار می‌شد. هرچند تقلب‌ انتخاباتی در دوره مجلس هفدهم (اردیبهشت ۱۳۳۱) که مخالفان مصدق (با دخالت دربار و انگلیس) برنده شدند گزارش شد، اما رقابت سیاسی واقعی بود. دولت‌ها از طریق مجلس مشروعیت می‌یافتند و مصدق دو بار با رای مجلس به نخست‌وزیری رسید. حتی انحلال مجلس در مرداد ۱۳۳۲ با رفراندوم عمومی انجام شد.

دستاوردهای دموکراتیک در این دوره ملموس و نمادین بود؛ ملی شدن نفت (۱۳۲۹) برجسته‌تربن آن بشمار می‌رود؛ این جنبش بزرگ‌ترین پیروزی مردمی علیه استعمار بود که با رهبری مصدق و حمایت مجلسین محقق شد. مهندسان ایرانی ثابت کردند می‌توانند پالایشگاه آبادان را بدون حضور انگلیسی‌ها اداره کنند.

جامعه مدنی تقویت شد، فهم و آگاهی سیاسی، در حال رشد بود و مشارکت اجتماعی معنا یافت. تشکل‌های صنفی، اتحادیه‌های کارگری، انجمن‌های دانشجویی و سازمانهای زنان فعال شدند. اتحادیه مرکزی کارگران و کشاورزان ایران (امکا) و کنگره کارگران نقش پررنگی در تحولات اجتماعی داشتند. فضای فکری جامعه تن به دگرگونی داده بود. فعالیت احزاب گوناگون موجب رشد بی‌سابقه آگاهی سیاسی شد. مردم با مفاهیمی مانند «استعمارستیزی»، «حاکمیت ملی» و «دموکراسی» آشنا شدند.

بی‌ثباتی سیاسی نسبی در این دوره را نمی‌توان نادیده گرفت؛ در این ۱۲ سال، ۱۹ کابینه توسط ۱۲ نخست‌وزیر تشکیل شد (میانگین عمر هر دولت: ۷.۵ ماه). بخشی از این بی‌ثباتی نتیجه روند و تحول ارگانیکِ دموکراتیزه شدن جامعه بود اما بخشی دیگر ناشی از کارشکنی دربار و مداخلات خارجی بود. شاه و دربار با حمایت بریتانیا، دائماً علیه دولت‌های مستقل (به‌ویژه مصدق) توطئه می‌کردند. برای مثال، در جریان قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، شاه با پشتیبانی بریتانیا احمد قوام را به نخست‌وزیری منصوب کرد که منجر به کشتار مردم شد. در ماه منتهی به کودتا اختلاف مصدق با آیت‌الله کاشانی و همکاری برخی روحانیون با کودتاچیان (مانند سید محمد بهبهانی)، ضربه مهلکی به جنبش مردمی زد.

پایان تراژیک:

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با طرح خارجی(سازمان‌های سیا/آمریکا و MI6 /بریتانیا) و اجرای داخلی(شاه، دربار، فضل‌الله زاهدی، برادران رشیدیان و بخشی از روحانیون) دولت مصدق را سرنگون کردند. این عملیات با نام‌های پروژه آژاکس (آمریکا) و عملیات چکمه (بریتانیا) اجرا شد که پیامدهای آن؛ بازگشت دیکتاتوری شاه با تشکیل ساواک (۱۳۳۵) و مجلس فرمایشی بود که فضای سرکوب را حاکم کرد؛ مطبوعات و احزاب تعطیل شدند. تنها احزاب فرمایشی مانند “مردم” و “ملیون” مجاز شدند. دستاوردهای مردمی از بین رفتند؛ قانون ملی‌شدن نفت عملاً بی‌اثر شد و کنسرسیوم نفتی غرب، جایگزین آن گردید.

دموکراسی ناکام، اما الهام‌بخش: این دوره اگرچه با کودتای ۲۸ مرداد نابود شد، اما به عنوان اولین تجربه مردمسالاری در ایران معاصر، نشان داد؛ جامعه ایران ظرفیت مشارکت سیاسی و نهادسازی دموکراتیک را دارد و گروهای سیاسی مختلف می‌توانند در برابر استبداد و استعمار متحد شوند. شکست این دوره نه به دلیل ناکارآمدی دموکراسی، بلکه به خاطر همدستی استعمار و استبداد داخلی بود. سال‌های ۱۳۲۰–۱۳۳۲، طلوعی کوتاه‌مدت اما درخشان از دموکراسی در ایران بود که با چیرگیِ کودتا، رو به تیرگی نهاد و محو شد، اما چراغ راه جنبش‌های بعدی برای آزادی و استقلال باقی ماند.

بررسی «وضعیت مردم ایران» در دوره ۱۳۲۰–۱۳۳۲ (پس از سقوط رضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد) در مقایسه با دوره پیشین (حکومت رضاشاه) نشان‌دهنده تحولات چشمگیر در دو حوزه فهم و آگاهی عمومی، و مشارکت اجتماعی-سیاسی است که در ادامه به مقایسه آنها می‌پردازیم:

دوره رضاشاه (۱۳۰۴–۱۳۲۰) جامعه تحت سیستم سرکوبگرانه قرار داشت. مطبوعات سانسور می‌شد، احزاب سیاسی غیرقانونی بودند، و آموزش‌ها مبتنی بر تبلیغ ملی‌گرایی دولتی بود. مردم عمدتاً از حق مشارکت سیاسی محروم و تحت القائات ایدئولوژی حکومتی قرار داشتند.

با تبعید رضاشاه، فضای فکری ایران دگرگون شد. بازگشت نخبگان تحصیل‌کرده از خارج، انتشار ۵۸۸ نشریه مستقل، و فعالیت احزاب گوناگون موجب رشد بی‌سابقه آگاهی سیاسی شد.

در دوره رضاشاه نهادهای مدنی و صنفی غیرفعال یا دولتی بودند. هرگونه تجمع یا اعتراض با سرکوب مواجه می‌شد (مانند کشتار معترضان در مسجد گوهرشاد). پس از تبعید رضاشاه اتحادیه‌های کارگری (مانند اتحادیه مرکزی کارگران)، انجمن‌های دانشجویی، و سازمان‌های زنان فعال شدند.

اعتراضات و تظاهرات‌هایی مانند قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ (در حمایت از مصدق) با حضور صدها هزار نفر، نشان‌دهنده سطح بی‌سابقه مشارکت توده‌ای بود. انتخابات نسبتاً آزاد مجلس، امکان نمایندگی مردم را فراهم کرد و دولت‌ها (از جمله مصدق) با رأی مجلس مشروعیت می‌یافتند.

در دوره رضاشاه تمرکز بر پروژه‌های نمایشی (مانند راه‌آهن شمال-جنوب) بدون توجه به معیشت مردم. فقر گسترده به‌ویژه در روستاها، مالیات‌های سنگین (مانند انحصار قند و شکر)، و وابستگی اقتصاد به درآمد نفت بود.

در دوره دوره ۱۳۲۰–۱۳۳۲ با چالش‌های اولیه قحطی ۱۳۲۱–۱۳۲۲ ناشی از اشغال ایران توسط متفقین و سوءمدیریت دولت مواجه شد. ملی‌شدن نفت (۱۳۲۹) امید به خودگردانی اقتصادی را افزایش داد. درآمد نفت صرف برنامه‌های توسعه روستایی و ساخت مدارس و بیمارستان‌ها شد. همچنین، صنایع کوچک محلی رونق یافتند. جنبش‌ها و اتحادیه‌های کارگری برای افزایش دستمزدها و بهبود شرایط کار مبارزه می‌کردند.

بر اساس شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را می‌توان دموکراتیک‌ترین سالها در تمام طول تاریخ ایران دانست. این دوره با سقوط رضاشاه و تبعید او آغاز، و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق پایان یافت. در ادامه، ویژگی‌های این دوره را بر اساس اسناد معتبر تحلیل می‌کنیم:

پس از اشغال ایران… pic.twitter.com/nGz3f9JYE6

— Parsa Biparva (@secular_d) August 1, 2025

No responses yet

May 16 2025

«خلیج فارس» از سینوس پرسیکوس تا امروز/ گویش‌های خلیج‌فارسی حفاظت شود +فایل چکیده مقالات

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تاریخی,خاورمیانه,سیاسی

انجمن ایرانشناسی: پژوهشگران ایرانی در همایش خلیج فارس، ابعاد تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی این آب‌راه بین‌المللی را از زمانی که در زبان یونانی، «سینوس پرسیکوس» نامیده می‌شد تا امروز، بررسی کردند.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی، همایش خلیج‌فارس در گذر زمان در دو بخش نام و پیشینه خلیج فارس و خلیج فارس در جهان معاصر به مناسبت روز ملی خلیج فارس (۱۰ اردیبهشت) و به همت انجمن ایرانشناسی و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

محمدرضا سحاب نقشه‌نگار برجسته ایرانی در این همایش اظهار داشت: خلیج فارس، نامی تاریخی و ریشه‌دار است و سرهنگ عبدالکریم قاسم دیکتاتور سابق عراق نخستین کسی بود که پس از کودتا در آن کشور، کوشید این نام تاریخی را تغییر دهد.

سحاب یادآور شد حتی جمال عبدالناصر رئیس جمهوری پیشین مصر و رهبر جنبش عربی نیز اوایل از نام صحیح این پهنه آبی استفاده می‌کرد؛ اما پس از شکست از اسرائیل، تصمیم گرفت پان عربیسم را به خاورمیانه بیاورد و از آن زمان بود که برای تغییر این نام هم تلاش کرد.

وی یادآور شد موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، ۲۵ هزار نقشه تاریخی و معاصر جهان را به زبان‌های مختلف از کتابخانه‌های سراسر جهان گردآوری کرده است که تقریبا در تمام آنها نام خلیج فارس به‌درستی درج شده است.

سحاب با نمایش ده‌ها نقشه بین‌المللی در دوره‌های گوناگون تاریخی، توضیح داد که یونانیان باستان، از جمله بطلمیوس، خلیج فارس را سینوس پرسیکوس (خلیج فارس) و دریای سرخ که میان شبه جزیره عرب و قاره آفریقا بود را سینوس عربیکوس (خلیج عربی) می‌نامیدند.

وی افزود در اوایل دوران اسلامی نیز نقشه‌نگاران مسلمان، آثار یونانیان، به‌ویژه بطلمیوس را ترجمه می‌کردند؛ تا آنکه خوارزمی، دانشمند ایرانی، نقشه‌ای از جهان که بسیار دقیق‌تر از نقشه بطلمیوس بود را ترسیم کرد.

نقشه‌نگار پیشکسوت کشورمان پس از مرور نقشه‌های دوره اسلامی که در آنها خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است، یادآور شد در اروپا نیز تا قرن هفدهم، از همان عبارت یونانی سینوس پرسیکوس استفاده می‌شد و از قرن‌های هفدهم و هجدهم، به‌تدریج، عبارت Persian Gulf جایگزین شد.

در ارمنستان، حتی یک نقشه با نامی غیر از خلیج فارس وجود ندارد

روبن گالیچیان پژوهشگر تاریخ در کشور ارمنستان که با ارسال ویدئویی در این همایش شرکت کرده بود، گفت: قدیمی‌ترین کتاب جغرافیا در ارمنستان، در قرن هفتم میلادی تالیف شده و در آن به‌روشنی از خلیج فارس که به اقیانوس هند راه دارد، نام برده شده است.

وی با مرور نقشه‌های تاریخی و معاصر ارمنستان، تاکید کرد در این کشور، هیچ نامی غیر از خلیج فارس برای خلیج جنوب ایران، به کار نرفته است و نخواهد رفت.

باید از گویش‌های خلیج فارسی حفاظت کرد

محمود جعفری دهقی استاد دانشگاه و رئیس انجمن ایران‌شناسی، موضوع مقاله خود در این همایش را به گویش‌های ایرانی در حاشیه خلیج فارس اختصاص داده بود.

وی با دسته‌بندی گویش‌های ایرانی نو در حاشیه خلیج فارس، از جمله گویش‌های کمزاری، بشکردی، لارستانی و… گزارشی از محدوده جغرافیایی آنها ارائه کرد و افزود: گویشورانِ اغلب این زبان‌ها کم‌تعداد شده‌اند و خوب است از این گویش‌ها به عنوان میراث فرهنگی منطقه حفاظت کنیم.

خلیج ایرانی، سیاست عصر ناصری

رضا شیرازیان پژوهشگر نقشه‌شناسی در این همایش با مرور نقشه‌های ترسیم‌شده توسط ایرانیان در دوره قاجار، توان نقشه‌نگاری ایرانیان در عهد محمدشاه را بسیار ضعیف ارزیابی کرد و گفت: نقشه‌های این دوره، اغلب پروژه‌ای و برای نمایش بخشی از کشور بودند. اما توانایی نقشه‌نگاران در عهد ناصرالدین‌شاه شکوفا شد و نقشه‌نگاری سرزمینی (کل ایران) مورد توجه قرار گرفت.

وی سپس با نمایش چندین نقشه عهد ناصری که در آنها نقشه‌نگاران ایرانی هنگام ترجمه نقشه‌های خارجی، از خلیج ایرانی برای معرفی خلیج فارس استفاده کرده بودند، این نظر را مطرح کرد که احتمالا سیاست دولت‌ ایران در این دوره، ایجاب می‌کرده است که از عبارت خلیج ایرانی استفاده شود.

خلیج فارس و شاعران روس

جان‌الله کریمی مطهر استاد ادبیات روس و عضو هیات‌مدیره انجمن ایرانشناسی در سخنرانی خود، به چند شعر معروف روسی اشاره کرد که در آنها از زیبایی‌های خلیج فارس سخن به میان آمده و بالا و پایین‌های زندگی به جذر و مد خلیج فارس تشبیه شده است.

وی همچنین به سفرنامه‌ای به نام گذر از سه دریا اشاره کرد که توسط نویسنده‌ای روس به نام آفاناسی نیکیتین در قرن ۱۵ میلادی نوشته شده است. این کتاب، حکایت سفر نویسنده است که از راه دریای خزر به ایران آمده و از طریق خلیج فارس به هند رفته بود.

کریمی مطهر نقشه‌های تاریخی روس‌زبان از منطقه خلیج فارس را به نمایش گذاشت و به شرح دو سند دولتی عربستان قبل از جنگ جهانی دوم پرداخت که در آنها از نام صحیح خلیج فارس استفاده شده است.

در پایان بخش نخست همایش، حسن خازنی سرودۀ خود دربارۀ خلیج فارس را خواند و اثر خوشنویسی و تذهیب خود از این غزل را به حاضران ارائه کرد.

کوچِ بُردارهاى توسعه از شمال به جنوب خليج فارس

بخش دوم این همایش با عنوان کلی «خلیج فارس در جهان امروز برگزار شد». نخستین سخنران این بخش، محمدتقی رهنمایی، عضو بازنشستۀ هیأت علمی دانشکدۀ جغرافیای دانشگاه تهران، در سخنان خود بیان داشت که منابع تاریخی نشان می­دهد سواحل و جزاير واقع در شمال خليج فارس، همچون سيراف، گمبرون، هورمز، حريره در كيش، خرمشهر، آبادان، بوشهر، لنگه و مقام اين دريا پيوسته جنب و جوش اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى گسترده­اى جريان داشته و برخلاف آن در سواحل جنوبى، ساکنان بصورت قبیله­های پراکنده در كنار چشمه­ها يا چاه­ها وجود داشتندكه اغلب با غارت چادرهاى هم امرار معاش مى­ كردند. در واقع بار عمدۀ توسعۀ منطق ه­اى در شمال خليج فارس مستقر بوده­است.

وی افزود از دهۀ ١٣٤٠خ دولت ايران در صدد برنامه ­ريزى براى توسعۀ سواحل و جزاير خليج فارس و آغاز سياست تركيبى غيروابسته به نفت در خليج فارس برآمد و در پی آن امنيت اين دريا از طريق تقويت نيروى دريايى، هوايى و زمينى تامین شده و توسعۀ گردشگرى در جزيرۀ كيش، بازسازى قلعۀ پرتغالي ها در هرمز، احداث تأسيسات نفتى در جزيرۀ لاوان و نظامى در ابوموسى، و همچنين تهيۀ طرح توسعۀ جزيرۀ قشم و بهبود تأسيسات زيربنايى انجام شد. اين روند با پيروزى انقلاب اسلامى و به­ دنبال آن جنگ ويرانگر عراق و ايران بر هم خورد و ركودى فراگير بر منطقه حاكم گشت. پالايشگاه ها، سكوهاى نفتى و تأسيسات بندرى به­ شدت آسيب ديدند؛ انبارهاى جزيرۀ كيش غارت شد، صيد مرواريد متوقف شد. در سالهاى بعد از جنگ، كوشش هاى پراكنده­اى براى باززنده ­سازى روند توسعۀ منطقه ­اى انجام گرفت كه تنها بخش نفت و گاز آن تا حدودى موفق بود. در اين دوره شيخ­ نشينهاى جنوبى خليج فارس از خواب تاريخى بيدار شدند و از فرصتى كه انقلاب اسلامى ايران برایشان فراهم كرده ­بود، نهايت استفاده را بردند. آنان به­ جاى استراتژى نظامى و امنيتى، استراتژى توسعۀ اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى را انتخاب كردند و با احداث و تجهیز بندرگاه ها و اسكله­ ها بستر سرمايه ­گذاری خارجى را فراهم نموده و در كمتر از سه دهه، از جوامع قبيله­ اى جوامع مدرنى ساختند. در پی آن ساکنان شمالی خليج زير به جنوب اين دريا كوچ كردند. اين كوچ تاريخى توسعه از شمال به جنوب خليج فارس، نقطۀ عطف مهمى در تاريخ ايران به شمار خواهد آمد و نبايد به­ سادگى از كنارش گذشت.

خلیج فارس و هویت ملی ایرانی؛ دیرینگی، ماندگاری، روزآمدی

در ادامه، محمدعلی عزت­ زاده، پژوهشگر ایران­شناسی و عضو هیأت مدیره و دبیر انجمن ایران­شناسی ایران، با اشاره به آنکه جغرافیا، تاریخ و زبان مشترک ارکان اصلی هویت ملتهاست؛ اظهار کرد که خلیج فارس با نام باستانی «دریای پارس»، از جملۀ مهمترینِ عناصر و نماد هویتی و فرهنگی ایران است و به حق برای ایرانیان جنبۀ حیثیتی به خود گرفته؛ زیرا هم به ­صورتی نمادین و هم به­شکلی کاملاً کارساز با هر سه رکن جغرافیا، تاریخ و زبان ملی ایران هویت ملی ایرانی پیوند نزدیک داشته، بر آنها اثرگذار بوده­ و از آنها تأثیر پذیرفته ­است.

وی در تبیین نظر خود چنین گفت که به لحاظ جغرافیایی، در همه ادوار گذشته، در نقشه ­های بجا مانده از یونانیان باستان تا دورۀ معاصر، خلیج فارس با عنوان سینوس پرسیکوس و بحر فارس به­ عنوان یک پدیدۀ جغرافیایی همواره جزئی از هویت ایرانیان بوده­است. به لحاظ تاریخی، از نخستین شاهنشاهی ایران، یعنی هخامنشیان، خلیج فارس در تاریخ ایران حضور و نقش داشته­است. در شاهنامۀ فردوسی نیز نام خلیج فارس عنوان شده و همچنین در حکومت های محلی ایرانی پس از اسلام، دورۀ ملوک­ طوایف، دورۀ صفوی و دوره ­های پس از آن همواره از رویدادهایی در رابطه با خلیج فارس، چه در گزارشهای مورخان و چه در کتیبه­ها، یاد شده­است. در همۀ دورانهای تاریخ، ایران بر خلیج فارس مسلط بوده و دیرینگی آن به ­اندازۀ دیرینگی ایران است. به­ لحاظ زبانی نیز از آنجا که فارس در ادبیات بیگانگان معنی ایران داشته، خلیج فارس هم نام ایران و از لحاظ زبانی با زبان فارسی عجین بوده­است. اما متأسفانه در دورۀ معاصر، ما ایرانیان نتوانسته ­ایم خلیج فارس و هویت فرهنگی و بهره ­وری از آن را روزآمد کنیم؛ همان­گونه در روزآمد ساختن هویت ایرانی ضعیف عمل کرده­ ایم.

نگاهی بر نام خلیج فارس در دو سند دولتی کشور عربی سعودی

سپس مجید کریمی یزدی، پژوهشگر اسناد، تاریخ و مطالعات ایران و قفقاز در مقدمۀ سخنانش چنین گفت که پس از جنگ جهانی دوم، زمزمه ­های ملی گرایی عربی بالا گرفت و آهسته آهسته و شوربختانه پیامدهای گوناگون آن به نامگذاری جغرافیایی تاریخی پهنۀ آبی خلیج فارس نیز رسید و دولت­های نوبرآمدۀ شیخ­ نشین نیز به پیروی از همان هیجان­ های ملی­ گرایانۀ عربی، کوشیدند تا نام تاریخی و جغرافیایی این پهنۀ آبی از کران عمان گرفته تا دهانۀ اروندرود را عربی کنند.

وی آنگاه به بررسی دو سند (نامه­نگاری) از اسناد ملی و رسمی کشور عربی سعودی پیش از  جنگ جهانی دوم و پیدایش کشورهای پادشاهی عربی در نوار جنوبی پهنۀ آبی خلیج فارس پرداخت و نشان داد ملک فیصل، پادشاه سعودی، به فرمانده و فرنشین دولت بریتانیا در خلیج فارس، با خط خود از این پهنۀ تاریخی با نام خلیج فارس یاد کرده­اند­؛ و هر دو نامه دارای مهر رسمی ملک فیصل و با درج تاریخ است. این دو سند گواه بر آن است که در مکاتبات عربی پیش از جنگ جهانی دوم تا اندکی پس از آن تا دهۀ 1960، همۀ نامه­ نگاری­ها با دیگر کشورها در این پهنه، چه از سوی شیوخ و حاکمان عرب و چه فرماندهان نیروی دریـایی و حاکم ­نشین بریتانیا در خلیج فارس، همواره از این آبراهۀ تاریخی به نام «فارس» یاد کرده­اند و تنها نوشته­ ها و نقشه­ های تاریخی ایرانی گواه بر نام این پهنۀ آبی نبوده ­است. نام خلیج فارس شناسنامه تاریخی و جغرافیایی این آبراهه است و نامی برساخته، خودساخته و نوساخته نیست.

میراث خلیج فارس در شرق آفریقا

مرتضی رضوانفر، عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و پژوهشگر کتیبه­های تاریخی فارسی در جهان، کتیبه­های تاریخی را از مهم­ترین و معتبرترین منابع پژوهشی برای تاریخ و فرهنگ شمرد؛ زیرا در مقایسه با اسناد و کتب، کمتر امکان تحریف در آنها وجود دارد. مطالعات میدانیِ کتیبه ­های فارسی در جهان در بخش­هایی از کشورهای چین، بنگلادش، هند، پاکستان، تاجیکستان، روسیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، تانزانیا، کنیا و…، نشانگر حضور و تأثیر فرهنگ ایرانی و فارسی از شرقی­ ترین قسمت آسیا یعنی بنادر شرقی چین(ماچین)، تا کشورهای تانزانیا و کنیا در آفریقاست و این خط سیر از خلیج فارس که در مسیر راه دریایی ابریشم بود، آغاز شده­است. جغرافی ­نگاران اسلامی چون اصطخری و ابن­حوقل، از خلیج فارس تا شرق چین را «بحر الفارسی» نامیده­اند؛ زیرا کُلُنی­ های ایرانی مانند «شیرازیها» در شرق آفریقا، «آفاقی­ها» یا «غربا» در جنوب و غرب هندوستان، و «هوی هوی» در بنادر شرقی چین؛ همه دارای آثاری از دورۀ اقتدار ایرانیان در کشتی­سازی، تجارت و دریانوردی در مسیر راه ابریشم دریایی هستند.

حرکت شیرازی­های ایران در قرن ۱۰ میلادی به شرق آفریقا، خط کشتیرانی از آفریقا به بنادر جنوبی ایران در خلیج فارس و از آنجا به بنادر شرقی چین و تجارت دریایی راه ابریشم توسط شیرازی­ها را پایه­گذاری کرد. شیرازی ­ها بدون جنگ توانستند به مدت 500 سال در شرق آفریقا شامل مناطقی از سومالی، کنیا، تانزانیا، موزامبیک و مادگاسکار، دولت­ شهرهایی تأسیس و حکومت کنند. شهر و جزیره کیلوا به­عنوان اولین دولت­شهری که توسط شیرازی­ ها تأسیس گردیده، با داشتن آثار ارزشمندی از جمله دو مسجد زیبا (مسجد جامع و مسجد کوچک) و دو قصر باشکوه، در سال 1981م در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

خلیج ‌فارس به‌مثابۀ مرز بهداشت و سلامت ایرانیان

پیام شمس‌الدینی، دانش­آموختۀ دکتری ایران‌شناسی از بنیاد ایران‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، در سخنرانی خود گفت از ابتدای قرن نوزدهم و فراگیر شدن بیماری‌های واگیردار، ایران کانون عفونی طاعون معرفی شد و توانایی حفظ و حراست از مرزهای بهداشتی ایران در مرزهای آبی جنوبی و خلیج فارس با چالشی روبه‌رو شد. تعیین بندر صحّی رسمی ایران، پرهیز از سلطۀ انگلیس و تعیین قرنطینه در خلیج فارس یکی از مسائلی بود که در اوایل قرن بیستم گریبان‌گیر دولت ایران بود. این مهم به­ همّت دکتر امیرخان امیراعلم در نخستین اجلاس صحّی بین‌المللی پاریس درسال 1280ش مرتفع شد.

وی افزود امیرخان امیراعلم همراه با نظر آقا امین‌السلطنه، وزیرمختار ایران در پاریس، به‌عنوان رئیس هیأت ایرانی و دکتر پیانوتی، پزشک مخصوص سفارت ایران در استانبول، در این اجلاس شرکت کردند. امیراعلم در نخستین نشست این اجلاس ضمن ایراد سخنرانی و ارائۀ اسناد و مدارک، ایـران را از خطر قیمومت پزشکی عثمانی و انگلیس رهانید و بندر بوشهر را به­عنوان بندر صحّی رسمی ایران معرفی کرد.

رازهای جزایر ایرانی خلیج فارس

عباس آذرخش، نویسنده و پژوهشگر اسناد تاریخی، در سخنرانی بعدی، کوشید از برخی میراثهای ملموس و ناملموس در خلیج فارس یاد کند که کمتر مورد توجه بوده­است.

وی چند نمونه از این میراثهای گرانقدر را که «مروارید غلطان خلیج فارس» می­نامید و پرداختن به آنان را جهت مطالعه و برنامه­ریزی کارآمد برای رونق بیشتر خلیج فارس در امر فرهنگی، گردشگری ضروری می­دانست، چنین یاد کرد:

  • شهید سرلشگر خلبان هاشم ­آقا که پس از شهادت، هواپیمای اف-14 او به قعر دریا فرو رفت و خلیج فارس هواپیمای او را چونان صدفی بزرگ و پیکر پاکش را چون مرواریدی غلطان در قلب خود جای داده­است.
  • معابدچهارگانه در جزیرۀ ایرانی خارگ: امامزاده پیر معبد، کلیسای نسطوریان، آتشکدۀ زرتشتیان و معبد نپتون الهۀ دریاها.
  • شعری از حافظ شیرازی در سفرش به جزیرۀ هرمز با نام بردن از دریا و موج و توفان دریا و گوهر(مروارید).
  • درخت «انجیر معابد»: سعدی شیرازی از سفرش به جزیرۀ کیش و صحبت با بازرگانی پول­پرست حکایتی آورده که در زیر آن درخت انجام شده­است. بنابراین می­توان دریافت که امروز بیش از هزار سال از عمر این درخت در جزیرۀ کیش گذشته و این درخت نمی­تواند پس از حضور پرتغالی­ها به سواحل و جزایر خلیج فارس راه پیدا کرده­باشد.
  • هجده نام بین ­المللی خلیج فارس به زبان­های زندۀ دنیا: گواه بر حضور این آبراه بین­ المللی ایرانی در تاریخ چندهزارسالۀ جهان.
  • کتیبۀ هخامنشی خارگ، کشف­شده در سال ۱۳۸۶ که متأسفانه قسمت عمدۀ آن به­دست افراد ناشناس تخریب شده­است. ترجمۀ فارسی باقی­ماندۀ این سندِ گویای چندهزارسالۀ خلیج فارس از دورۀ هخامنشیان: «این سرزمین خشک و بی‌آبی بود، شادی و آسایش [را به آن] آوردم.»

ثبت جهانی «مروارید خلیج فارس»

سید مهدی میرصالحی، مدیرکل پیشین دفتر مالکیت فکری وزارت صنعت، معدن و تجارت، سخنران پایانی همایش «خلیج فارس در گذر زمان» بود. وی از لزوم به­کارگیری راه حل عملی برای حل مناقشات بین ایران و کشورهای عربی برای تغییر نام خلیج فارس، سخن به میان آورد و گزارش داد که در اقدامی مبتکرانه، با ثبت «مروارید خلیج فارس» در سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو)، سندی رسمی و قانونی از سازمان ملل متحد دریافت نمود که رسما دربردارندۀ نام خلیج فارس است.

ثبت رسمی این محصول که با ثبت نشان جغرافیایی و حمایت از مبدأ و با تعیین حوزۀ جغرافیایی همراه بود، موجب شده­است که اگر هر کدام از کشورهای این حوزۀ جغرافیایی درصدد ثبت محصولی از خلیج فارس برآیند، ناچار باشند آن را به­نام «خلیج فارس» که پیشینۀ ثبتی در این سازمان جهانی دارد، ثبت کنند. برای مثال برای ثبت صدفِ کشور قطر، باید با این عنوان ثبت شود: «صدفِ خلیج فارسِ قطر».

No responses yet

Apr 21 2024

بخشی از زندگی سعدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,ادبیات,تاریخی

منبع تویتر شوذب: 1- از اون تاریخ به بعد سعدی با برادرزاده خلیفه دوست می‌شه هر روز به دیدنش می‌رفته تا دختره میگه می‌خوام فارسی یاد بگیرم و به پدرش میگه که سعدی رو به عنوان معلم برای من استخدام کن سعدی هم میشه معلمش و هم دوستش یکی دو سال می‌گذره تا در بغداد وبا شایع می‌شه خانواده نورالزمان شهر را
2- ترک کرده به آن طرف رودخانه دور از بیماری میرن اما هرچی اصرار می‌کنند سعدی نمیره میگه من هم از همین مردم عادی هستم شما که متولیان این مردم هستید چرا باید فرار کنید دیگران پس چیکار کنند وجدانش قبول نمی‌کنه در بغداد می‌مونه و از اونجا از نورالزمان و خانواده‌اش متنفر می‌شه و
3- قطع می‌کنه
یکی دو سال می‌گذره توی خیابان جلو حجره یکی از آشنایان نشسته که کاروانی رد میشه
یه گروه اسب سوار پیش قراول و گارد مخصوص و به دنبالش چند فیل با کجاوه پشتش که بسیار شاهانه آراسته شده و دنبالشم قطار شتران جهاز …
می‌پرسه چه خبره میگن دختر برادر خلیفه رو دادن
4- به شاهزاده ایرانی (پسر خوارزمشاه گویا)
و سعدی اونجا می‌بینه که عروس توی کجاوه نشسته و خدم و حشم میرن و یاد عشق قدیمی و…
تا سال‌ها طول می‌کشه غول حمله می‌کنه ایران میره زیر چکمه‌های مغول پادشاهی ایران از هم پاشیده دوباره سعدی بعد از یک دوران برگشته بغداد
ماجرای عجیبی میبینه

5 – ادامه ماجرای سعدی:
سعدی که از ۱۲ سالگی بی رو یاد می‌گیره و میره بغداد در نظامیه درس می‌خونه ۹ سال طول می‌کشه
البته اینم بگم تمام هزینه‌هاش رو ماهیانه سعد بن اتابک زنگی از طریق صرافی راش حواله می‌کرده یکی از دلایل رفتن سعد این بود که اتابک سعدی دید که جوان بسیار باهوش و
6- و زرنگی هست می‌تونه چشم گوش اتابک در بغداد باشه نه به عنوان جاسوس عادی بلکه کسی که در بین مردم آنجا زندگی کنه و جامعه شناسانه مسائل آنجا را تجزیه و تحلیل کرده به شیراز بفرسته .
خلاصه از اونجا راه میفته به مکه و زمانی بوده که صلاح الدین ایوبی با مسیحیا می‌جنگیده اینم اسیر میشه
7- مسیحی‌ها فکر می‌کردند سعدی یک فرمانده عالی رتبه مسلمان هست
بعد یه خواجه خسیس اونو به ده سکه طلا می‌خره میاره دخترش خیزران رو بهش میده و مدت‌ها به خاطر اون ۱۰ سکه ازش در حجره کار می‌کشه و بعد از دستش به زور رها میشه
برمی‌گرده شهرهای مختلف رو می‌بینه
میره شیراز دوباره
8- برمی‌گرده بغداد.
این در حالیست که هلاکوخان بغداد را گرفته و هرج و مرج و کشتار و غارت در شهر راه افتاده و سعدی هم به عنوان یک آدم معتمد لوح گذرنامه مخصوص هلاکوخان رو داره در بغداد با یک پیرزن ۶۵ ساله مفلوک و ژنده پوش روبرو میشه می‌فهمه که همون عشق قدیمی منیرالزمان هست
9- لطفی که در حقش می‌کنه از اختیاراتش استفاده کرده خود پیرزن با فرزندان و نوه‌هاش رو از دروازه بغداد رد می‌کنه
و اینم بگم که به دستور اتابک به نزد پادشاه خوارزم پیغامی برده بود مورد طمع ترکان خاتون قرار می‌گیره که فرار می‌کنه
آخرشم صفیه دختر همسایه‌ ، همبازی کودکیشو میگیره
تمام

No responses yet

Mar 21 2024

ایران یک قرنِ پیش از آسمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی

رادیوفردا: یک هواپیمای یونکرز بر فراز تهران که والتر میتلهولزر، هوانورد و عکاس سوئیسی، از آن عکسبرداری کرده است Photo: ETH Zurich/Walter Mittelholzer (Courtesy Image) در زمستان سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳ خورشیدی)، ساکنان روستای کوچکی در نزدیکی تهران در حال تماشای یک هواپیمای تمام‌فلزی بودند که چرخ‌های آن پس از فرود آمدن بر روی زمین شکست.

روستایی دارای حصار در ایران که میتلهولزر از هواپیما عکسبرداری کرده است

خلبان این هواپیما، والتر میتلهولزر، هوانورد سوئیسی بود که دولت ایران او را مأمور کرده بود یک هواپیمای یونکرز تحویل کشور دهد که نام آن در سال ۱۹۳۵ [۱۳۱۴] به «ایران» تغییر یافت.

والتر میتلهولزر (چپ)، هوانورد و عکاس سوئیسی، همراه با ارنست بیسه‌گر، مکانیک، قبل از عزیمت به ایران در سال ۱۹۲۴

کاسپار سوربر، روزنامه‌نگار سوئیسی که کتابی در مورد میتلهولزر نوشته است، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت این هوانورد به‌عنوان بخشی از «تبلیغ هوانوردی»، به‌واسطهٔ عکس‌هایی که قرار بود از آسمان بگیرد، برای سفر به ایران برگزیده شد.

میتلهولزر در زمان خود مشهور بود و نخستین کسی بود که با استفاده از هواپیما به‌طور کامل از کوه‌های سوئیس عکسبرداری کرد.

عکسبرداری از تهران از ارتفاع ۴۰۰ متری با کوه‌های پوشیده از برف البرز که در پس‌زمینه قابل مشاهده است

سوربر می‌گوید در دهه ۱۹۲۰، شرکت‌های آلمانی و بریتانیایی درگیر یک «رقابت» بودند تا خدمات هوایی را در ایران آغاز کنند و مهارت‌های عکاسی میتلهولزر یک مزیت تبلیغی کلیدی در این زمینه به شمار می‌رفت.

یک روزنامه سوئیسی در مورد این هوانورد نوشت: «مردم سوئیس می‌دانند چه انتظاری باید از آقای میتلهولزر خود داشته باشند که نه تنها می‌تواند یک هواپیما را در همه کشورهای ناشناخته هدایت کند بلکه همچنین می‌تواند در زمان پرواز، عکاسی کرده و فیلم بگیرد».

حرم شاه‌عبدالعظیم در جنوب تهران

میتلهولزر و ارنست بیسه‌گر، مکانیک، پس از فرود ناموفق در ۴۰ کیلومتری بیرون از تهران، و پیش از این‌که سرانجام از پایتخت ایران کمک برسد و هواپیمایشان تعمیر شود، رویارویی شدیدی با روستاییان داشتند.

افراد محلی در حال انتقال هواپیمای میتلهولزر به یک محل فرود

پرواز سه هزار کیلومتری میتلهولزر و بیسه‌گر از سوئیس به ایران از جمله شامل اختلاف‌هایی با مقامات ترکیه بود که باعث شد هواپیمای آن‌ها ضبط شود. دست‌وپنجه نرم کردن با کیفیت پایین بنزین خریداری‌شده در بغداد و خطاهای نقشه‌برداری که باعث فرود ناموفق آن‌ها و شکسته‌شدن چرخ‌های هواپیما شد، از دیگر مشکلات آن‌ها بود.

رودخانه‌ای در یک رشته‌کوه‌ نامعلوم در ایران

احساس اولیه میتلهولزر از سرزمین ایران از آسمان، «مناطق خالی از سکنه و برهوت بود و تا چشم کار می‌کرد برای ساعت‌ها هیچ جنبنده‌ای دیده نمی‌شد. جلگه‌های وسیع، کومه‌های ویران و دلتاهای شوره‌زار رودخانه‌ها مشخصه این کشور است». توضیح نگارنده: کومه یا کوخ به سرپناهی گفته می‌شود که از مصالح بومی ساخته می‌شود

دهکده‌ای در ایران

هنگام پرواز در آسمان ایران هرازچندگاهی آبادی‌های دورافتاده به چشم می‌خورد.

میتلهولزر می‌نویسد: «در گوشه‌وکنار سبزه‌زاری چشمک می‌زند. فضایی که در مرکز آن کلبه‌های گلی ساکنان در کوچه و پس‌کوچه‌های پر پیچ و خم نمایان است. نوارهای نقره‌ای، مشخص‌کننده کانال‌های آبیاری در کنار باغ‌ها هستند».

نمایی از شهر بوشهر از ارتفاع ۳۰۰ متری

میتلهولزر از این فرصت استفاده کرد تا به‌طور کامل از آسمان از ایران عکسبرداری کند که تصاویر گرفته‌شده توسط او هم‌اکنون در اختیار «کتابخانه ای‌تی‌اچ زوریخ» است.

بندر بوشهر

این هوانورد و عکاس سوئیسی همچنین از دوربین خود بر روی زمین برای عکسبرداری از کشوری استفاده کرد که در دوره رضاشاه در آستانه تغییرات داخلی بود. رضاشاه به عنوان «دیکتاتور نوسازی» ایران شناخته می‌شود.

یک هواپیمای یونکرز بر فراز تهران که میتلهولزر از آن عکسبرداری کرده است

در زمان سفر میتلهولزر به ایران، کشور فاقد شبکه‌های راه‌آهن و جاده‌ای بود و همچنان از کاروان‌های شتر برای تجارت خارجی استفاده می‌شد. حمل‌ونقل هوایی امکان وسوسه‌انگیزی در اختیار حاکمان کشور قرار داد.

نمایی از شهر اصفهان در سال ۱۹۲۴

در زمانی که صنعت هوانوردی ایران در آغاز راه خود بود، میتلهولزر و بیسه‌گر در حالی که به سمت شهرها پایین می‌رفتند تا تصاویری بگیرند که به زودی مخاطبان اروپایی را متحیر می‌کرد، تقریباً آسمان را در اختیار خود داشتند.

میتلهولزر پیش‌بینی می‌کرد که عکسبرداری هوایی نقشی مهم در تصویر مستند از آینده ایفاء خواهد کرد.

او در سال ۱۹۲۸ نوشت: «دنیای نادیده دیگری در برابر ما گشوده می‌شود. گویی زمین از این طریق چهره دیگری پیدا کرده است، و انسان یک چشم جدید و بدون نقص».

یک لنج ماهیگیری در دست ساخت در بوشهر

این دو هوانورد سوئیسی پس از سپری کردن چند هفته در داخل ایران، مسیر طولانی خود به مرکز اروپا را با ماشین طی کردند. میتلهولزر بعداً یکی از پایه‌گذاران شرکت سوئیس ایر، خطوط هواپیمایی ملی سوئیس، تا سال ۲۰۰۲ شد. او در سال ۱۹۳۷، در ۴۳ سالگی، در یک حادثه کوهنوردی جان باخت.

کاشان که امروزه بخشی از استان اصفهان است

دوستی در یادداشت سوگواری او نوشت مرگ میتلهولزر در کوهستان‌هایی که عاشق‌شان بود و حرفه فوق‌العاده او را رقم زد، یک شعر تراژیک مشخص را در خود نهفته دارد: «آن‌ها او را در آخرین سیاحت‌هایش در آغوش گرفته و او را از آن خود کردند و شاید آرزوی پایانی بهتر نداشت، اما افسوس که خیلی زود فرا رسید؛ کارهای بیشتری پیش روی او بود».

No responses yet

Jan 07 2024

چهل‌وپنجمین سال‌روز آغاز نخست وزیری بختیار: حکم نخست وزیری چرا یک هفته پنهان ماند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,تاریخی,سیاسی

رادیوفرانسه: بختیار: نعلین این آخوندها از چکمه نظامیان خطرناک‌تر است. من تردید ندارم که اگر آن‌ها به قدرت برسند، شما نخستین قربانیان آن‌ها خواهید بود. کمک کنید تا از طریق تنویر افکار عمومی، نگذاریم این اتفاق تلخ برای ایران بیافتد.

١٦‬ دی‌ماه برابر است با چهل و پنجمین سالگرد آغاز نخست وزیری دکتر شاپور بختیار در ایران. این رویداد با پایان اعتصاب ٦‬٤‬ روزه مطبوعات ایران همزمان بود. دکتر شاپور بختیار، یک شب پیش از اعلام رسمی نخست‌وزیری خود در روز ١٦‬ دی‌ماه سال ١٣‬٥٧ خورشیدی، با اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران ایران در خانه خود واقع در زعفرانیه تهران به رایزنی نشست. هدف بختیار، چنانکه خود در همانجا گفت، این بود که حکم نخست‌وزیری خود را از طریق رسانه‌هائی به آگاهی همگان برساند که برای نخستین‌بار با آزادی کامل انتشار می‌یابند. او به عنوان یکی از خوشنام‌ترین و پاکدست‌ترین سیاستمداران دوران خود، بی‌تردید به پشتیبانی مطبوعات کشور نیز امید بسته بود.

شاپور بختیار در آخر هفته منتهی به ۱۷ دی، کنفرانس مطبوعاتی که در منزلش در کامرانیه برگزار کرد، قصد خود را برای قبول نخست وزیری رسماً اعلام نمود. DR

توسط: جواد طالعی – برلن

در دیدار با آخرین نخست وزیر رژیم پادشاهی ایران، محمدعلی سفری دبیر، محمد خوانساری رئیس، جواد طالعی منشی، هرمز مالکی خزانه‌دار، جلیل خوشخو، عضو و سیروس علی‌نژاد، بازرس سندیکا حضور داشتند. گفت‌وگوها بیش از یک ساعت طول کشید.

بختیار در این نشست به نمایندگان جامعه مطبوعات ایران تضمین داد که آزادی مطبوعات در دوران نخست وزیری او، بدون کاستی، رعایت شود. او از جمله گفت: “از همین فردا، اگر به اعتصاب خود پایان دادید، هر مقام لشگری و کشوری را که برخلاف میل شما پا به تحریریه‌ها گذاشت، با مسئولیت من بیرون بیاندازید. من عمری آرزو داشتم روزنامه‌ای آزاد و با کیفیت مثل لوموند در ایران داشته باشیم و حالا که در این شرایط بحرانی مسئولیت نخست وزیری را پذیرفته‌ام، مایلم با کمک جامعه مطبوعات ایران این آرزو برآورده شود”.

بختیار خطاب به اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ایران اضافه کرد: “شما مختارید هرطور که لازم می دانید از من و دولت من انتقاد کنید. من متعهد می‌شوم که در هیچ موردی معترض نباشم. اما از شما خواهش می‌کنم تنها به منافع ملی کشور عنایت داشته باشید. من می‌دانم که شانس زیادی برای موفقیت ندارم، اما با این هدف نخست‌وزیری را پذیرفته‌ام که نگذارم مملکت به چنگ ملاها بیافتد”.

وی در توضیح دیدگاه خود نسبت به روحانیتی که می‌رفت با رهبری روح الله خمینی قدرت را در ایران قبضه کند، اضافه کرد:

نعلین این آخوندها از چکمه نظامیان خطرناک‌تر است. من تردید ندارم که اگر آن‌ها به قدرت برسند، شما نخستین قربانیان آن‌ها خواهید بود. کمک کنید تا از طریق تنویر افکار عمومی، نگذاریم این اتفاق تلخ برای ایران بیافتد.

بختیار حکم نخست وزیری را روز هشتم دی‌ماه از محمدرضاشاه پهلوی دریافت کرده بود، اما در دیدار با نمایندگان مطبوعات توضیح داد: “من این حکم را یک هفته در جیب خودم نگاه داشته‌ام تا مطبوعات آزاد در نخستین شماره خود آن را منتشر کنند. امیدوارم شما بر سر پایان دادن به اعتصاب خود با همکاران‌تان در تحریریه‌ها به توافق برسید و فردا این اتفاق بیافتد”.

توافق جمعی بر سر پایان اعتصاب

اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران در خانه بختیار تصمیم به پایان اعتصاب نگرفتند، اما پذیرفتند که این پیشنهاد را در نشستی که بلافاصله در دبیرخانه سندیکا در خیایان رامسر تهران برگزار می‌کنند، مورد بررسی قرار دهند.

در بازگشت به دبیرخانه، محمدعلی سفری، دبیر سندیکا با تحریریه‌های سه روزنامه بزرگ کیهان، اطلاعات و آیندگان تماس گرفت و جزئیات مذاکرات را با سردبیران آن‌ها در میان نهاد.

اکثریت قریب به اتفاق اعضای جامعه مطبوعات با پایان اعتصاب موافق بودند. آن‌ها در واقع به هدف محوری اعتصابی می‌رسیدند که بیش از دوماه بدون دریافت حقوق و مزایا به سختی ادامه داده بودند. این هدف چیزی جز تضمین آزادی مطبوعات و امنیت شغلی روزنامه نگاران از سوی دولت نبود. تصمینی که در شهریورماه دولت شریف امامی سپرده، اما با تعیین دولت نظامی ازهاری پایمال شده بود.

بختیار همانطور که آرزو کرده بود، خبر نخست وزیری خود را از طریق رسانه‌هائی به آگاهی همگانی رساند که در تاریخ مطبوعات کشور برای نخستین بار در آزادی کامل انتشار می یافتند.

اصلاحات عمیق در چند هفته

نخست وزیر منصوب شاه چند روز بعد با حضور در مجلس شورای ملی به قانون اساسی مشروطه سوگند یاد کرد و متعهد شد که تمام مواد آن را بدون چون و چرا رعایت کند. بختیار چنین نیز کرد. او ظرف چند هفته، ساواک را منحل و همه زندانیان سیاسی را آزاد کرد و حتی به احزاب و گروه‌هائی که مردم را علیه وی می‌شوراندند، اجازه تظاهرات آزاد داد، اما موفق به حفظ جایگاه خود نشد و در پی قدرت گرفتن نیروهای طرفدار خمینی ناگزیر به ترک ایران و ادامه مبارزات خود در پاریس شد.

آخرین نخست‌وزیر ملی‌گرای رژیم پادشاهی ایران پس از یک عملیات ترور ناکام در تابستان سال ١٣‬٥٩‬ سرانجام روز ١٥ مرداد ١٣‬٧٠ به وسیله تیم ترور اعزامی از سوی جمهوری اسلامی به طرزی فجیع در تبعیدگاه خود به قتل رسید.

یک پرسش محوری

با گذشت ٤‬٥ سال از آغاز نخست وزیری شاپور بختیار، هنوز این پرسش باقی است که چرا جامعه ایران به رغم اصلاحات سریع و بنیادی نخست‌وزیری آزادمنش و روشن‌بین از او پشتیبانی نکرد؟

نیروهای اجتماعی ایران برای این پرسش مهم تنها یک پاسخ مشترک دارند: “تصمیم محمدرضاشاه پهلوی برای انتقال قدرت اجرائی به بختیار بسیار دیر اتخاذ شد و ارتش شاهنشاهی نیز در حساس‌ترین لحظات تاریخ معاصر ایران با اعلام بی‌طرفی پشت او را خالی گذاشت.

اما آنچه در نخستین قدم، کنترل کشور را برای بختیار دشوار کرد، رویگردان شدن اکثریت چهره‌های شناخته شده و وجیه‌المله جبهه ملی از او بود. آن‌ها وعده‌های خمینی در پاریس را باور کردند و بر این گمان بودند که او راهی جز سپردن امور کشور به آن‌ها نخواهد داشت. خمینی در پاریس قول داده بود که روحانیون دخالتی در اداره کشور نخواهند داشت و کار به سیاستمداران مورد اعتماد مردم سپرده خواهد شد.

No responses yet

Oct 14 2023

اذعان علنی سی‌آی‌ای به «غیردمکراتیک» بودن کودتای ۲۸ مرداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

محمد مصدق در میان هوادارانش در آستانه سفر به نیویورک برای شرکت در نشست شورای امنیت/ ۴ مهر ۱۳۳۰

رادیوفردا: سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌ای، همزمان با انتشار جزئیات جدیدی در مورد یکی از مشهورترین عملیات این سازمان، خارج کردن شش کارمند دیپلماتیک آمریکا که از سفارت تسخیر‌شده آن کشور در تهران گریخته بودند، برای اولین بار به یک موضوع مهم دیگر در تاریخ معاصر ایران اعتراف کرد.

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را که از آن حمایت کرده بود و باعث سرنگونی دولت محمد مصدق و تثبیت حکومت محمدرضا پهلوی شد، علناً غیردمکراتیک توصیف کرد.

در دهه‌های اخیر تعدادی از مقامات ارشد دولت آمریکا از جمله مادلین آلبرایت، وزیر خارجه این کشور در سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ به طور مستقیم و یا غیرمستقیم غیردمکراتیک بودن کودتا و کمک آمریکا به تدارک و اجرای آن را پذیرفته‌اند.

سی‌آی‌ای در پادکست جدیدی در مورد تاریخچه فعالیت‌های این سازمان به غیردمکراتیک بودن کودتا اذعان کرد ولی با وجود گذشت هفت دهه بخش اعظم اسناد رسمی سی‌آی‌ای در مورد نقش آن در کودتای ۲۸ مرداد هنوز محرمانه است.

محرمانه بودن اسناد مربوط به دخالت آمریکا در این رویداد سیاسی مهم که هنوز هم بر سیاست ایران سایه انداخته، درک درست و دقیق‌تر از مناسبات دو کشور را دشوار کرده است. آن هم در شرایطی که به دلیل توسعه سریع فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، حمایت آن از گروه های شبه‌نظامی در سطح منطقه و سرکوب معترضان در داخل ایران، تنش در مناسبات تهران و واشنگتن افزایش یافته است.

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در پاسخ به سؤالات خبرگزاری آسوشیتدپرس در این زمینه گفت: «رهبری سی‌آی‌ای متعهد است که در حد امکان اطلاعات را در اختیار افکار عمومی قرار دهد. پادکست اخیر بخشی از این اقدامات است و ما می‌دانستیم که اگر قرار است این رویداد سیاسی مهم را بازگو کنیم باید در مورد بستر تاریخی آن و نقش سی‌آی‌ای شفاف باشیم.»

دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل در پاسخ به خبرگزاری آسوشیتدپرس کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را «نقطه آغاز دخالت‌های بی‌وقفه آمریکا در امور داخلی ایران» توصیف و اذعان آمریکا به نقش خود در این کودتا را بی اهمیت دانست.

دفتر نمایندگی ایران افزود: «اعتراف آمریکا به این موضوع هیچ‌گاه به اقدامات جبران‌کننده و تعهد واقعی به پرهیز از دخالت در امور ايران و یا تغییر سیاست براندازی حکومت جمهوری اسلامی ایران منجر نشده است».

دو قسمت جدید از پادکست سی‌آی‌ای با عنوان «پرونده‌های لنگلی» (که نامش اشاره‌ای به مقر مرکزی این سازمان در شهر لنگلی ایالت ویرجینیاست)، بر عملیات خارج کردن شش کارمند دیپلماتیک آمریکا از ایران پس از تسخیر سفارت آن کشور در تهران تمرکز دارد. این شش نفر که در منزل سفیر کانادا در تهران پنهان شده بودند توسط یک تیم دو نفره از مأموران سی‌آی‌ای به خارج از ایران منتقل شدند. جاسوسان سی‌آی‌ای در پوشش یک گروه فیلم‌سازی که قصد دارد یک فیلم علمی-تخیلی بسازد وارد ایران شده بودند.

فیلم« آرگو» به کارگردانی بن افلک که در اسکار سال ۲۰۱۲ سه جایزه از جمله جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد، روایت درام این ماجرا است. در این فیلم بن افلک نقش آنتونیو مندز مأمور سی‌آی‌ای را ایفا می‌کند که در ژانویه ۲۰۱۹ درگذشت.

سی‌آی‌ای در اين پادکست برای اولین بار مأمور دوم را با نام اد جانسون معرفی می کند که متخصص زبان‌شناسی و عملیات نفوذی بوده است. در گذشته از او فقط با اسم مستعار «خولیو» نام برده می‌شد.

اد جانسون در بخشی از مصاحبه خود با پادکست سی‌آی‌ای می‌گوید: «کار کردن با این شش نفر دشوار بود. آنها برای پنهان کردن اطلاعات و یا دروغ گفتن، فعالیت مخفیانه و گریز از دستگیری و شرایط خطرناک، آموزش ندیده بودند.»

بخش دیگری از این پادکست که حدود پنج هفته پیش پخش شد مصاحبه کوتاهی است که روی کودتای سال ۱۳۳۲ در ایران تمرکز دارد.

در این قسمت موضوع گفت‌وگوی والتر ترویسن، مجری پادکست، با سخنگوی سی‌آی‌ای، ادعای مورخان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکاست که می‌گويند اکثر عملیات‌ پنهانی این سازمان در کشورهای خارجی با هدف «تقویت» حکومت‌ها یا دولت‌های منتخب و مردمی بوده است.

مجری پادکست در چارچوب این بحث در مورد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران می‌گوید: «البته باید بپذیریم که این رویداد یک مورد استثنایی از قاعده کلی بوده است.»

برنت گیری، یکی از مورخان سی‌آی‌ای که در این بحث شرکت دارد گفته مجری را تأیید کرده و می‌افزايد: «این یکی از موردهای استثنا از آن قاعده است».

کودتای ۲۸ مرداد به رغم گذشت ۷۰ سال هنوز هم برای بخشی از جامعه ایران، مورخان و سیاست‌پیشگان و حکومت جمهوری اسلامی بحث داغ ‌و موضوع حساسی است.

صداوسیمای جمهوری اسلامی مرداد امسال همزمان با سالگرد کودتا ساعت‌ها برنامه ویژه به آن اختصاص داد. موضوع محوری گفتمان حکومت ایران این است که پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ که به حکومت سلطنتی پایان داد، در واقع ادامه همان روند تاريخی است که با کودتای ۲۸ مرداد شروع شد.

این رویدداد تاریخی هنوز هم یکی از توجیه‌های اصلی سیاست‌های ضد آمریکایی جمهوری اسلامی از جمله ارسال پهپادهای رزمی به روسیه برای استفاده در جنگ اوکراین و یا ادعای مربوط به نقش مستقیم واشینگتن در به راه انداختن اعتراضات گسترده اخیر با هدف سرنگون کردن حکومت است.

در سوی آمریکا، نقش سی‌آی‌ای در کودتای ۲۸ مرداد به عنوان یک عملیات جاسوسی موفق در بستر جنگ سرد به سرعت افشا شد، هر چند در سال‌های اخیر مورخان در مورد میزان تأثیر‌گذاری و دخالت سیا در این رویداد دیدگاه‌های گوناگونی مطرح کرده‌اند.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در عين حال نقطه آغاز عملیات پنهانی سی‌آی‌ای در کشورهای دیگر در سال‌های بعد بود. يکی از نمونه‌های آن عمليات پنهانی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا براندازی دولت دمکراتیک و منتخب گواتمالا در سال ۱۳۳۳ و روی کار آوردن یک دیکتاتوری نظامی بود که به یک جنگ داخلی ۴۰ ساله با ۲۴۵ هزار قربانی منجر شد.

عملیات سی‌آی‌ای در گواتمالا و کشورهای دیگر جهان در دهه‌های بعد نتایج خود را نشان داد و دولت آمریکا را وادار کرد در در اين سياست تجديد نظر کند.

در سال ۲۰۰۰ مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا، به «نقش مهم» این کشور در کودتای ۲۸ مرداد اذعان کرد. باراک اوباما، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، در سخنرانی سال ۲۰۰۹ در شهر قاهره گفت اقدامات سی‌آی‌ای به «سرنگونی یک حکومت دمکراتیک و منتخب مردم ایران» منجر شد.

به رغم تفاسیر گوناگون و گاه متناقض کارشناسان و مورخان از اسناد علنی و محرمانه، خود سی‌آی‌ای به ندرت در مورد این رویداد اظهارنظر می کرد. یکی از معدود نمونه‌ها مطلبی است که سال ۱۹۹۸ توسط گروهی از مورخان اين سازمان در بازبینی نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد با عنوان «زنده‌باد شاه» منتشر شد.

بخش قابل توجهی از اسناد محرمانه حکومت آمریکا مربوط به دوران جنگ سرد از جمله حجم زیادی از اسناد وزارت خارجه در سال ۲۰۱۷ از حالت محرمانه درآمده است. اما اسناد در مورد کودتای ۲۸ مرداد و بازبینی نقش خودش در اين رويداد به رغم تلاش‌های مستمر برای تحویل دادن آنها به بایگانی اسناد شورای امنیت ملی آمریکا در دانشگاه جورج واشینگتن، تاکنون به نتیجه نرسیده است.

این در حالی است که حداقل دو رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، رابرت گيتس در سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳، و جیمز وولسی در سال‌های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵، وعده داده بودند که اسناد مربوط به کودتا در ایران و سایر کودتاهایی را که سی‌آی‌ای در آنها دخالت داشته، از طبقه‌بندی محرمانه خارج خواهند کرد.

نکته دیگری که دسترسی به حقایق مندرج در این اسناد را پیچیده‌تر می‌کند این است که سی‌آی‌ای اذعان کرده که بخش عمده اسناد مربوط به کودتای ایران در دهه ۶۰ میلادی نابود شده است.

مالکون برن از بایگانی شورای امنیت ملی آمریکا می‌گوید: «این ادعا که اسناد مربوط به کودتا در ایران از حالت محرمانه درآمده‌اند کاملاً نادرست است. بخش اعظم این اسناد و اطلاعات هنوز محرمانه هستند که فقط به سردرگمی افکار عمومی در مورد این رویداد و تشویق افسانه‌سازی در مورد نقش آمریکا در آن منجر می‌شود».

No responses yet

Aug 20 2023

دیوید اوئن: بریتانیا باید به نقش تاثیرگذار خود در کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق اذعان کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: روابط بین‌المللی

رادیوفردا: وزیر خارجه بریتانیا در سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ می‌گوید کشورش سرانجام باید به نقش تاثیرگذار خود در کودتای سال ۱۳۳۲ علیه دولت محمد مصدق در ایران اذعان کند.

دیوید اوئن در مصاحبه با شماره روز سه‌شنبه ۲۴ مرداد روزنامه «گاردین» گفت که این پذیرش هم به نفع اعتبار بریتانیا است و هم جنبش اصلاحی ایران.

اظهارات این مقام پیشین بریتانیایی در آستانه هفتادمین سالگرد سرنگونی دولت محمد مصدق بیان می‌شود که بسته به گرایش جریان‌های سیاسی، برخی آن را «کودتا» می‌خوانند و گروهی نیز از آن به عنوان «قیام ملی» یاد می‌کنند و عزل مصدق را از اختیارات شاه می‌دانستند.

سازمان‌های جاسوسی بریتانیا و ایالات متحده متهم هستند که در اقدامی موسوم به «عملیات چکمه»، علیه دولت محمد مصدق دست به «کودتا» زده و در میان مخالفان او پول پخش کردند.

به نوشته گاردین، دولت ایالات متحده ده سال پیش با آزاد کردن بسیاری از اسناد محرمانه اطلاعاتی از بایگانی‌ها به‌طور رسمی بر نقش خود در این عملیات صحه گذاشت. با این حال، حکومت بریتانیا از اعلام موضع رسمی در این زمینه خودداری کرده است.

در حالی که دولت هری ترومن در آمریکا، محمد مصدق را سدی در برابر کمونیسم می‌دانست اما وینستون چرچیل نخست‌وزیر بریتانیا جانشین او، دوایت آیزنهاور، را متقاعد کرد تا علیه نخست‌وزیر وقت ایران دست به اقدام بزند.

دیوید اوئن در مصاحبه با روزنامه گاردین گفته است: «دلایل خوبی وجود دارد تا به نقش بریتانیا در همراهی با ایالات متحده در متوقف کردن تحولات دموکراتیک در سال ۱۹۵۳ اذعان کرد. با پذیرفتن این اشتباه و خساراتی که به مسیر منتهی به ایران دمکراتیک وارد آمد، احتمالا اصلاحات اکنون تا حدود زیادی ممکن خواهد شد».

آقای اوئن هنگام سرنگونی حکومت شاه در جریان انقلاب بهمن ۵۷ وزیر خارجه بریتانیا بود، و به نوشته گاردین، بسیاری از مورخان این انقلاب را پیامد با تاخیر مرگ دمکراسی ایرانی در مرداد ۱۳۳۲ ارزیابی می‌کنند.

وزیر خارجه سابق بریتانیا در این زمینه گفت: «من در پاییز سال ۱۳۵۷ به شکل خیلی علنی در تلویزیون هشدار دادم که به قدرت رسیدن ملاها ویرانگرتر از حکومت شاه در حوزه حقوق بشر و رضایت فردی خواهد بود».

او تصریح کرد: «متاسفانه ثابت شد که این نظر درست بوده است».

آقای اوئن افزود: «برای شاه روشن کردم که حکومت او باید راهی برای انجام اصلاحات دمکراتیک باز کند، اما کاش از بیماری جدی او خبر داشتم و زودتر از سال ۵۷ به او فشار می‌آوردم تا برای انجام امور درمانی در سوئیس بماند و اجازه دهد که یک حکومت دمکراتیک‌تر در ایران سر کار بیاید».

محمدرضا پهلوی در سال‌های آخر حکومت خود متوجه شد که به سرطان مبتلا شده است، اما فقط تعداد کمی از اطرافیان او از بیماری‌اش خبر داشتند.

به گفته وزیر خارجه سابق بریتانیا، «امروزه، بحث‌های قدرتمند زنان برای اصلاحات در ایران در حال شنیده شدن و مورد احترام است زیرا آنها با روح سیاسی ریشه‌دار در تاریخ ایران، سازگار هستند».

او افزود: «حکومت بریتانیا امروز باید به آنها در این هدف کمک و احتمال موفقیتش را تقویت کند».

بر اساس گزارش روزنامه گاردین و رادیوفردا/ک.ر

No responses yet

Jun 15 2023

«آرزومانیان»،طعم صد ساله سوسیس و کالباس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی

اقتصاد سرآمد: گروه شرکت ها- تهیه سوسیس و کالباس در ایران به صورت کارخانه‌ای درسال ۱۳۰۷ شروع شد. دراین تاریخ فردی روسی به نام «افونسا» دربندر انزلی برای تامین مایحتاج روزانه عده‌ای اتباع خارجی و عیسویان که درآن منطقه بودند با ماشین کوچکی دستی‌اش شروع به تولید این ماده غذایی کرد.
به گزارش اقتصادسرآمد، درسال ۱۳۰۹ لیشینسکی نماینده بازرگانی روسیه برای تولید روزانه ۴۰-۵۰ کیلوگرم کالباس، کارخانه کوچکی از آلمان به بندرانزلی آورده بود. در تهران نیز آرزومان آودنیسیان ازاهالی سلماس که پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه به ایران بازگشته بود از سال ۱۳۰۳ به همراه همسر و دو فرزندش و چهار کارگر از ارامنه ایران به تهیه فرآورده‌های گوشتی سوسیس و کالباس آشتغال داشتند. لیشینسکی در ۱۳۱۲ کارخانه‌اش را به تهران منتقل کرد و ضمن به کار گیری یک متخصص کالباس سازآلمانی، از آودنیسیان نیز دعوت به کمک کرد.زمانی که کارخانه لیشینیسکی در سال ۱۳۱۲از بندر انزلی به تهران منتقل شد با آرزومان آوانسیان که در روسیه در کارخانـه کالبـاس سازی کار کرده بود و به علت علاقه و اطﻼعاتی که در زمینه تهیه این فرآورده ها داشت و در ایران با همه مشکلات کمبــود،ســرمایه و امکانات به تولید اشتغال داشت،شریک شد و به این ترتیب در پایتخت،اولین کارخانه کالباس سازی بنا نهاده شد.دیری نگذشت که لیشینیسکی به روسیه بازگشت و کارخانه را به آرزومان واگذارکرد . در این موقع مصرف هفتگی گوشت گاو۵۰۰ – ۴۰۰کیلوگرم بود. در واقع کارخانه بزرگ آرزومان که در سال ۱۳۳۷در محل فعلی خــود در جنوب غربـی تهران،یافت آباد تأسیس شد و امروزه با نام گوشتیران بزرگترین کارخانه تولید فرآورده های گوشتی سوسـیس و کالبــاس اسـت.در ابتدا مصرف کالباس به دلیل استفاده از گوشت خوک درترکیب آن مختص اقلیتهای مذهبی بود. اما از دهه ۱۳۵۰ به بعد تولید کالباس بدون گوشت خوک نیز آغاز شد لذا بامصرف آن به طبقه متوسط جامعه ایران نیز نفوذ کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی تولید کالباس با گوشت خوک متوقف شد و آمورزه تنها شرکت «ساکو» دارای مجوز تولید کالباس با گوشت خوک برای مصرف هم وطنان ارمنی است.اولین محصول افوناسیو در همان كارگاه كوچك بندر انزلی در دوم آبان به مقدار ۲۷ كیلو گرم تولید و برای چند تن از بزرگان محلی به عنوان هدیه فرستاده شد. یکی از این افراد میرزا محتشم خان لمیرانی كد خدا بود ‌كه ابتدا در رابطه با موضوع گوشت مصرفی و چگونگی ذبح شرعی و یا غیر شرعی گوشت مصرفی در تولید سوسیس، با این فرآورده به شدت مخالفت می‌کند. افوناسیو از میرزا محتشم خان لمیرانی كدخدا و تعدادی از بزرگان محلی دعوت می‌كند تا از كارگاه كوچك وی كه فقط دو كارگر مسلمان محلی در آن مشغول به كار بودند بازدید نمایند و میرزا محتشم خان سرانجام از نحوه تولید و استفاده از گوشت ذبح شرعی گوساله ابراز رضایت كرده و اجازه می‌دهد كه افوناسیو در مقیاس محدود تولید خود را به بازار عرضه كند. تولید “سوسیس روسی” در اسفند ماه ۱۳۰۴ هجری شمسی به حدود ۴۵ كیلو گرم در روز می‌رسد كه بخش اعظم آن در بندر انزلی به مصرف می‌رسیده است. در اوایل سال ۱۳۰۶ “افوناسیو” تصمیم می‌گیرد كارگاه تولید خود را به تهران منتقل کرده و یا كارگاه كوچك دیگری برای تولید سوسیس در تهران ایجاد نماید. بنابراین در اردیبهشت سال ۱۳۰۶ او كارگاه دیگری را در تهران و در محل فعلی خیابان منوچهری تاسیس و اداره آن را به شخصی به نام “آرزومان ” واگذار می‌كند. ” آرزومان ” با گسترش شهر‌نشینی و توسعه تهران، در سال ۱۳۱۲ اولین كارخانه تولید فرآورده های گوشتی را در محل فعلی ” كارخانه گوشتیران ” تاسیس می‌نماید. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و پس از تاسیس كارخانه آرزومان در تهران (۱۳۱۲) كارخانجات معدود دیگری نیز در كشور تاسیس شدند كه از جمله می‌توان شركت میكائیلیان (۱۳۳۸)، كارخانه فرآورده‌های گوشتی گیلان در شهر رشت (۱۳۴۰)، كادور (۱۳۴۲) و لورك در اصفهان (۱۳۴۶) و مائده در قزوین (۱۳۵۴) را نام برد. در فاصله سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ چند كارخانه دیگر نیز در تهران و بعضی از شهرستان‌ها تاسیس شدند كه تعداد كل كارخانجات فرآورده‌های گوشتی در كشور را به ۱۱ كارخانه رساندند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خصوصا پس از پایان دوره جنگ تحمیلی (۱۳۵۹-۱۳۶۷) به یكباره تعداد شركت‌های تولید كننده فرآورده‌های گوشتی افزایش قابل توجهی یافت ضمن آن كه طیف وسیعی از محصولات گوشتی نیز به بازار عرضه می‌شد. ‌در سال ۱۳۸۵ تعداد شركت‌های تولیدكننده فرآورده‌ای گوشتی در كشور به مرز ۱۵۰ شركت رسید كه به تولید محصولات گوشتی سنتی شامل سوسیس،‌ كالباس،‌ همبرگر و انواع ژامبون‌ها می‌پرداختند. از مجموع شركت‌های فعال در زمینه تولید انواع محصولات و فرآورده‌های گوشتی (حدود ۱۵۰ شركت برآورد می‌گردند) ۱۰۹ شركت در حال حاضر عضو انجمن صنایع فرآورده‌های گوشتی ایران هستند كه تعدادی از آنها نظیر كاله (آمل) ،‌سولیكو (تهران)،‌ كامپوره خزر (رشت)،‌ دمس (شیراز) صاحب برند بین‌المللی و یا منطقه‌ای بوده و تعداد دیگری نظیر “گوشتیران” ،‌”آندره” و “رباط” برند ملی را در اختیار دارند.

No responses yet

Mar 02 2023

اسناد دولت اسرائیل؛ جزئیاتی از تماس‌های مخفیانه آمریکا با نزدیکان خمینی و وضعیت شاه چند ماه پیش از انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تاریخی,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: 1- «تماس نزدیک» سفیر آمریکا با هواداران خمینی و پیش‌بینی سرنوشت هویدا

اسناد محرمانه‌ای در آرشیو ملی اسرائیل که چهل سال پس از انقلاب اسلامی از حالت طبقه‌بندی سری خارج شده و در دسترس عموم قرار گرفته، نشان می‌دهد که پنج ماه پیش از بازگشت روح‌الله خمینی به ایران، سفیر آمریکا در تهران به همتای اسرائیلی خود اطلاع داده بود دولت آمریکا با روحانیون نزدیک به خمینی در تماس است.

بر اساس این اسناد، ویلیام سالیوان همچنین پیش‌بینی کرده بود که هویدا، وزیر وقت دربار، «هزینۀ بهایی‌ستیزی انقلابیون [مسلمان] را خواهد پرداخت».

در میان این اسناد، تلگرافی از ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در ایران، با مُهر «کاملاً محرمانه» و «فوری» به تاریخ ۵ سپتامبر ۱۹۷۸ (۱۴ شهریور ۱۳۵۷) دیده می‌شود که در آن اوری لوبرانی، رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران، را از تماس‌های آمریکا با «نزدیک‌ترین روحانیون» به روح‌الله خمینی آگاه کرده است.

بر اساس این سند، نمایندۀ اسرائیل در ایران همچنین از همتای آمریکایی خود خواسته بود این پیام را به مخالفان شاه برساند که اظهارنظرهای یهودستیزانۀ خود را متوقف کنند تا وجهه‌شان در دنیا آسیب نبیند.

دیدار لوبرانی و سالیوان در روز ۱۴ شهریور سپتامبر برای تعیین سیاست دولت وقت اسرائیل به نخست‌وزیری مناخم بگین حائز اهمیت بود، درحالی‌که هیچ‌کس آگاه نبود که سه روز بعد از این ملاقات نیز تظاهرات ضد شاه با رویداد میدان ژاله سمت‌وسویی تازه خواهد گرفت.

لوبرانی در گزارش خود به دولت اسرائیل ابتدا حال و روز شاه را به‌نقل از سالیوان، در پی دیدار هفتۀ قبل میان سفیر آمریکا با شاه، چنین توصیف کرده است: «عمیقاً سرخورده و مثل شوک‌زده‌ها و به‌زبانی سخن می‌گوید که گویی سرنوشتش محتوم است، کاملاً بدبین است و برنامه‌ای برای جلوگیری از وخیم‌شدن اوضاع ندارد.»
«سالیوان در پاسخ به سؤالات من تماس‌های میان نیروهای خود با آخوندها را تشریح کرد و گفت که این تماس‌ها از آغاز تابستان در جریان بوده و شاه را نیز از آن آگاه کرده که اگر خبر آن به گوشش رسید، جا نخورد. سالیوان افزود که این آخوندها خطرات ناشی از بی‌ثبات‌شدن جایگاه شاه را درک می‌کنند اما وقتی در ملأعام سخن می‌گویند، باز خواهان سقوط شاه می‌شوند.»

رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران افزود:
«سالیوان گزینۀ نظامی را به‌عنوان راه‌حلی برای وضع (ایران) رد می‌کند. برداشت من این بود که رد این احتمال از سوی او به این خاطر نیست که قابل عملی‌شدن نیست یا این‌که کارساز نباشد، بلکه به این خاطر است که برای دولت آمریکا روی‌آوردن به راهکار نظامی امروزه دیگر اقدامی مناسب نیست. از نظر سالیوان، تنها راهی که برای شاه جهت غلبه بر اوضاع باقی مانده، به‌دست‌گرفتن رهبری یک کارزار سیاسی در مسیر حرکت به‌سوی دموکراتیزه‌شدن است برای این‌که مخالفان خود را راضی کند و به سازش‌هایی در برابر روحانیون تن دهد.»

تصویری از یکی از برگ‌های سند مربوط به ۱۴ شهریور ۱۳۵۷

این سند همچنین نشان می‌دهد سفیر آمریکا سرنوشت امیرعباس هویدا، وزیر وقت دربار و نخست‌وزیر پیشین، را نیز به‌عنوان کسی که قربانی بهایی‌ستیزی هواداران خمینی خواهد شد، پیش‌بینی کرده بوده است.

خانوادۀ پدریِ هویدا بهایی بودند،‌ اما خود او به این آیین اعتقادی نداشت؛ آیینی که دخالت در امور سیاسی را برای پیروانش ممنوع کرده است. با این حال، بسیاری هویدا را به‌اشتباه بهایی تلقی می‌کردند.

رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران در تلگراف محرمانۀ خود چنین گزارش کرده است:
«سالیوان ملاقاتش با (امیرعباس) هویدا (وزیر وقت دربار و نخست‌وزیر پیشین) را که پنجشنبۀ گذشته (۹ شهریور ۱۳۵۷) انجام شده، برایم تعریف کرد… همچنین برایم گفت که در جنگ (هواداران خمینی) با بهایی‌ها، هویدا نامزد اصلی قربانی‌شدن است. او افزود که سفیر ایران در آمریکا (زاهدی) دیشب بازگشته و بر اساس شایعات، فرا خوانده شده تا جای هویدا را بگیرد. سالیوان خیلی برای هویدا و زیرکی سیاسی او ارج قائل است و اعتقاد دارد که اگر او کنار گذاشته شود، حال که (امیر اسدالله) علم هم فوت شده، شاه یکی از تواناترین مشاوران خود را از دست می‌دهد. سالیوان خیلی تعجب کرد وقتی برایش تعریف کردم در روز ملاقاتم با هویدا، که سه روز بعد از دیدار (خود) او با هویدا بوده، هویدا حال و روز متفاوتی داشت و طور دیگری حرف زد و بسیار بدبینانه نسبت به (وضعیت) شاه و اوضاع سخن گفت. سالیوان گفت دلیلش این واقعیت است که هویدا احساس می‌کند روزهایش در دربار به شماره افتاده است.»

دولت اسرائیل با دریافت این گزارش نمایندۀ خود در تهران از طریق تلگراف محرمانه، نشستی با ریاست مناخم بگین برگزار می‌کند که شرح آن در تلگراف «فوری» و «محرمانه»ای آمده است که همان روز، ۱۴ شهریور ۱۳۵۷، به سفارت اسرائیل در واشینگتن، ضمن دو دستور به این سفارت، ارسال می‌شود.

در متن این تلگراف چنین آمده است:
«…شاه در سخت‌ترین نبرد داخلی قرار گرفته است که یکی از دلایل آن سیاست لیبرالی اعمال‌شده در پی توقعات آمریکاست. ما از مقامات رسمی ایرانی شنیدیم ناخشنودند از این‌که با وجود سخنان دوستانۀ کارتر نسبت به شاه، کسی در آمریکا در این دوران سخت شاه از او حمایتی ابراز نمی‌کند…»

یک روز پس از آن، ۱۵ شهریور ۱۳۵۷، نیز دولت اسرائیل در یک تلگراف «کاملاً محرمانه» و «اضطراری» به دیپلمات‌هایش توصیه می‌کند از طریق ملاقات با چند تن از افراد نزدیک به شهبانو فرح پهلوی تلاش کنند اطلاعاتی دربارۀ حال‌وهوای دربار دریافت کنند. (شاید به این دلیل که صرفاً به اظهارات مقامات رسمی نزدیک به شاه اکتفا نشود.)

در این تلگراف همچنین توصیه می‌شود که فردی به نام «حییم هرالی» را به ملاقات شعبان جعفری بفرستند تا از او جویا شود که «در بازار تهران چه می‌گذرد».

با این حال، در اسناد پرونده‌های آن روزها، دست‌کم تا یک ماه بعد از آن تاریخ، نشانه‌ای از انجام‌گرفتن این دیدار دیده نمی‌شود.
۲- گزارشی از وضعیت خاندان پهلوی

در میان اسنادی که در آرشیو ملی اسرائیل از حالت طبقه‌بندی سری خارج شده است، سندی نیز وجود دارد که دیدار فردی به نام «دکتر زوننبرگ» با موشه گیلبواع، دیپلمات اسرائیلی در تهران، را گزارش می‌کند.

بر اساس این سند که مربوط به مهرماه ۱۳۵۷ است، به‌نقل از «دکتر زوننبرگ»، که ظاهراً به‌عنوان «مشاور هنری» با شهبانو فرح پهلوی دیدار داشته، گفته می‌شود که «شاه و همسرش آماده‌اند که نظام به پادشاهی مشروطه تغییر یابد» و محمدرضا شاه «به‌طور اصولی موافق است که اعضای خاندان سلطنتی وظایف و مشغولیات خود در عرصه‌های عمومی، اقتصادی و مالی را به‌تدریج ترک کنند».

در این دیدار که شامگاه ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۸ (یکم مهر ۱۳۵۷) در خانۀ موشه گیلبواع در تهران برگزار شد، «دکتر زوننبرگ» از حال و روز دربار سخن می‌گوید و دو روز پس از این دیدار نیز خود او به اسرائیل پرواز می‌کند تا در ملاقات با مقامات اسرائیلی در این باره بیشتر توضیح بدهد.

موشه گیلبواع در تلگراف روز دوم مهرماه ۱۳۵۷ با مُهر «کاملاً محرمانه» و «اضطراری» برای مسئولان وزارت خارجه اسرائیل چنین نوشته است:
«زوننبرگ خواست که موضوع لغو برگزاری نمایشگاه را که در دیدارش با شهبانو بیان شده، مسئله‌ای بین خودمان تلقی کنم. گفت که ملکه در این ماه به‌اندازه ۱۵ سال پیر شده… ملکه گفته که وضع در قیاس با سه هفتۀ قبل از زمین تا آسمان تغییر کرده… دولت جدید بر بودجه‌ها کنترل بیشتری دارد و شاه و شهبانو نمی‌توانند بودجه‌ای برای پروژه‌های بین‌المللی اختصاص بدهند… بنیاد شهبانو نیز منحل خواهد شد… شاه به‌طور اصولی موافق است که اعضای خاندان سلطنتی وظایف و مشغولیات خود در عرصه‌های عمومی، اقتصادی و مالی را به‌تدریج ترک کنند. مشاور از حرف‌های ملکه درک کرده که حتی ممکن است بخشی از اعضای خانواده به خارج بروند… شاه و همسرش آماده‌اند که نظام به پادشاهی مشروطه تغییر یابد…»
۳- خشم و نگرانی شاه در گفت‌وگو با سفیر اسرائیل

در میان اسنادی که به‌تازگی در آرشیو ملی اسرائیل از حالت طبقه‌بندی سری خارج شده، اسنادی هست که نشان می‌دهد محمدرضا شاه ضمن نگرانی از نقش «کمونیست‌ها» در ناآرامی‌ها از بی‌توجهی ایالات متحده ناراحت و گله‌مند بوده است.

تصویری از یکی از برگ‌های سند مربوط به ۶ مهر ۱۳۵۷

اوری لوبرانی، رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران، در تابستان پنجمین سال در این مقام برای گذراندن تعطیلات سالانه به کشور خود بازمی‌گردد، اما پس از چند هفته که به تهران می‌رسد، «ایران کاملاً متفاوتی» را در برابر خود می‌بیند. در هر حال، او از وزارت خارجه اسرائیل حکم گرفته که این مقام را ترک کند و جای خود را به سفیر دیگری بدهد. لوبرانی برای خداحافظی به دیدار شاه می‌رود.

او در تلگراف شمارۀ ۱۸ با مُهر «کاملاً محرمانه» و «فوق اضطراری» از تهران شرح ملاقات روز ۲۸ سپتامبر سال ۱۹۷۸ (۶ مهر ۱۳۵۷) با شاه را که «سه ربع ساعت طول کشیده»، این‌گونه آغاز کرده است:
«(شاه) حال روحی بد دارد و به‌سختی لبخندی بر لب می‌آورد. خشمگین و در افکار خود غوطه‌ور است… پرسیدم آیا به‌تازگی از حسین (پادشاه اردن) چیزی (در مورد ابتکار سیاسی انور سادات) شنیده است؟ جوابی داد که معلوم بود حسین حتی در دورۀ اخیر به او تلفن هم نکرده است.»

زمانی که لوبرانی از شاه می‌پرسد تحولات داخلی ایران را چگونه می‎بیند، پاسخ شاه صادقانه است: «شانه‌اش را بالا کشید و گفت اطلاع روشنی ندارد که چه خواهد شد. اکنون تنها مسئلۀ مهم این است که دولت به‌طرزی شایسته انجام وظیفه کند تا رضایت ملت را جلب کند… منظور، مردمِ بامسئولیتی هستند که نمی‌خواهند کشور به دست کمونیست‌ها بیفتد.»

در این دیدار، لوبرانی به شاه می‌گوید که مناخم بگین «برای توجیه واشینگتن و چند پایتخت دیگر» دربارۀ وضع ایران تلاش کرده است. اما شاه از لوبرانی پرسیده این‌ کارها الان چه کمکی می‌کند و اهمیت بسیار دارد که آمریکایی‌ها با درک درست از اوضاع به روس‌ها بگویند که دست از سر ایران بردارید». لوبرانی به شاه پاسخ داده «تا جایی که من اطلاع دارم، ما داریم این روزها همین کار را انجام می‌دهیم».

بر اساس تلگراف آن روز پاییزی سال ۱۳۵۷، رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران شاه را فردی توصیف می‌کند که «در افکار خود غرق می‌شود و در این اندیشه است که کدام‌یک از افرادش به او وفادار مانده است… مملو از هراس است، به آینده اطمینانی ندارد. ولی نگران‌کننده‌ترین موضوع این احساس است که گویا با سرنوشت خودش کنار آمده. البته شاید من او را در حالت روحی غمگینِ لحظه‌ای [موقتی] دیدم.»

No responses yet

Dec 26 2022

آمار بلدیه طهران بسال ۱۳۰۱ خورشیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی


منبع: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- نوشته جعفر شهری
جمعیت تهران در سال ۱۳۰۱ شمسی ۱۹۶ هزار و دویست و پنجاه و پنج نفر بود .
مشاغل مجاز یا قانونی که در این دوره به ثبت رسیده است از اینقرار است:
درویش و قلندر- سی و سه نفر
سقا و معرکه گیر و سائل(گدا) ۵۲۶ نفر
دلال عقد و نکاح- هفده نفر
بیکاره های خانه ها – ۱۵۹ نفر
دلال محبت – یکصد نفر
معروفه- ۱۳۱۷ نفر
دعا نویس – ۲۵ خانه
رمال- ۲۳ خانه
تریاک فروشی -۲۲ دکان
عالم مذهبی- ۱۰۸ نفر
پیشنماز- ۱۰۳ نفر
مدرس- هیجده نفر
طلبه- ۲۱۰ نفر
واعظ-۹۲ نفر
روضه خوان -۳۹۱نفر
مداح- ۱۰۷ نفر
نوحه خوان- ۸۵ نفر
قاری قرآن- ۹۲ نفر
متولی و خادم مساجد و امامزاده ها – ۱۸۰نفر
معرکه گیر و مسئله گو – ۲۸ نفر
شعبده باز – شش نفر
بندباز- سه نفر
شهر فرنگی- هفت نفر
خیمه شب بازی – سه نفر
میمون باز و خرس و بز رقصان- پنج نفر
مار گیر و معرکه گیر – چهار نفر
مطرب دوره گرد – ۱۴ نفر
گردویی و دوغی و شربتی- ۳۲ نفر
سیرابی فروش – ده نفر
لبویی و باقلا فروش- بیست نفر
طبق کش- ۳۲ نفر
آب زرشکی و آب آلویی- هشت نفر
گلاب شکری- ۱۶ نفر
ارخالق( کهنه خر)- بیست نفر
طواف(فروشنده دوره گرد)۱۵۲ نفر
شیره خانه دار – شش نفر
عزب خانه دار – چهار نفر
زالویی- سه نفر
دلال ازدواج زن -۲۵ نفر
دلال ازدواج مرد – دو نفر
فرفره ای و وق وق صاحابی-۱۵ نفر
آهن و نعل پاره خری-۱۵۲ نفر
و اما مشاغل غیر مجاز که بهر حال شغل حساب میشدند از اینقرار است :
دزد خانه بر پرونده دار – بیست و یک نفر
دزد جیب بر پرونده دار – یازده نفر
دزد کف رو پرونده دار – هشت نفر
دزد دخل زن پرونده دار – دو نفر
دزد کیف انداز – چهار نفر
بقچه گردان – دو نفر
قمار باز خال سیاه بند – ۶۵ نفر
قمار باز ساده- ۲۵۰ نفر
دزد چارپا و دام و پرنده- ۷۰ نفر
مال خر و مال فروش- دوازده نفر
پرده گردان – چهار نفر
کفن دزد – دو نفر
زن خود فروش- ۵/۵درصد
زن تک پران – دو در صد
پا انداز زن – ۳۰۵ نفر …..

منبع: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- نوشته جعفر شهری

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .