No responses yet

Sep 17 2019

استناد پوتین به آیه قرآن در حضور روحانی و اردوغان

نوشته: در بخش: امنیتی,خاورمیانه,روسیه,سیاسی

ارونیوز: ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه روز دوشنبه در کنفرانس خبری که با حضور رئیسان جمهوری ترکیه و ایران برگزار شد به یک آیه قرآنی اشاره کرد.

او که در کنار حسن روحانی، رییس‌جمهوری ایران و رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه نشسته بود به پرسشی درباره حمله اخیر به تاسیسات نفتی عربستان سعودی به آیه‌ای از قرآن استناد کرد که در آن مخالفت با خشونت‌ورزی مگر در شرایط حمایت از قوم و خویش مورد اشاره شده است.
«ما حاضریم به عربستان کمک کنیم»

آقای پوتین همچنین افزود: « قرآن کریم به غیرقابل قبول بودن هرگونه خشونتی اشاره دارد مگر زمانی که پای حمایت از خویشاوندان شما در میان باشد.»

او در ادامه تاکید کرد: «ما حاضریم به عربستان سعودی برای حمایت از قوم و خویش یا همان ملتش هرگونه کمکی ارایه کنیم.»

رییس‌جمهوری روسیه در ادامه نکته‌ای را خطاب به رهبران سیاسی عربستان سعودی مطرح کرد.
«عربستان همان کاری را کند که ایران و ترکیه کردند»

به گفته آقای پوتین «کافی است رهبران عربستان سعودی تصمیم خردمندانه‌ای اتخاذ کنند، همانطور که رهبری ایران با خرید سامانه موشکی اس‌۳۰۰ انجام داد و همان مسیری که رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه با خرید آخرین مدل سامانه دفاعی اس‌۴۰۰ طی کرد.»

زمانی که رئیس جمهوری روسیه در حال توضیح این نکات بود دوربین روی چهره برخی سیاستمداران ایرانی تمرکز کرده بود که با خنده به سخنان وی گوش می‌دادند، افرادی چون محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، محمود واعظی، رئیس دفتر حسن روحانی و امیر حاتمی، وزیر دفاع ایران.

No responses yet

Aug 16 2018

گفتگو با امیر طاهری در رابطه با رژیم حقوقی دریای خزر

نوشته: در بخش: خیانت,روابط بین‌المللی,روسیه,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

Aug 16 2018

امیرطاهری: روسیه می‌خواهد دریای مازندران را دریای پوتین کند

نوشته: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: پس از دو دهه مذاکرات پیچیده و ناتمام، کنوانسیون رژیم حقوقی خزر چالشی تازه در ایران آفرید. رسانه‌ها از “ترکمانچای” دوم یاد می‌کنند و افکار عمومی از بندگی تهران در برابر مسکو. آیا قرار است خزر “حیاط خلوت” روسیه شود؟

امیر طاهری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی در گفت‌وگو با دویچه‌ وله فارسی، توضیح می‌دهد که چرا کنوانسیون رژیم حقوقی خزر، نامعتبر، نالازم و نافی منافع ملی است. به نظر او پوتین می‌خواهد از موقعیت ضعیف ایران سود ببرد تا حاکمیت روسیه بر خزر را قانونی کند؛ همانطور که کریمه را با توسل به رفراندوم به روسیه منضم کرد. طاهری ابراز امیدواری و پیش‌بینی می‌کند که کمیسیون امنیت ملی مجلس به این کنوانسیون رای ندهد.

● دویچه ‌وله: کنوانسیون از چه جهاتی با قرارداد ترکمانچای قابل مقایسه است؟ ایران که می‌گوید بحث سهم و حق ایران از دریای خزر مفتوح مانده و بعدا مذاکره می‌شود.

امیر طاهری: اولا این کنوانسیون قرارداد نیست و باید با چهار پنجم آرا در مجلس تصویب شود تا به قرارداد تبدیل شود. اما سه دلیل عمده برای مخالفت با آن هست: نخست این که در مبحث حقوق بین‌المللی چیز عجیبی است که ابتدا استفاده کلی از منابع و منطقه‌ای را اعلام کنند و بگویند بعدا بحث می‌کنیم که جزییات چیست. ماده اول این کنوانسیون حتی حاضر نیست روشن کند که خزر دریاست یا دریاچه. در حالی که از نظر قوانین بین‌المللی، دریا و دریاچه هر کدام قوانین خودشان و رژیم بین‌الملی خاص خود را دارند.

مصاحبه با امیر طاهری

تنها نکته روشن که در شش بند آمده این است که به هیچ کشور خارجی غیر از پنج کشور ساحلی اجازه حضور نظامی در خزر داده نشده است.

این چیزی است که روسیه مدت‌ها دنبال آن بود، زیرا آذربایجان و ترکمنستان و قزاقستان در زمان ریاست جمهوری جرج بوش مشغول مذاکره بودند تا به عنوان عضو وابسته وارد پیمان ناتو بشوند و روسیه همیشه مخالف بود.

سایت تابناک، امروز آشکارا نوشته که هدف این است که دریای خزر به حیاط خلوت نیروهای نظامی ایران و روسیه تبدیل شود.

دلیل سوم این که پیش از این کنوانسیون، طبق چهار قرارداد بین ایران و روسیه تزاری و اتحاد شوروی، دریای مازندران یک دریای مشاع بوده و این دو کشور بر آن حاکمیت داشته‌اند، اما بعد از فروپاشی شوروی این مشاعیت تقسیم شده بین پنج کشور و همگی‌شان از نصف حاکمیت خزر بیش‌تر گیرشان نمی‌آید. بحث بر سر مسئله مالکیت نیست که چقدر نفت و ماهی سهم دارند، بلکه بحث حاکمیت بعنوان یک اصل بین‌المللی حقوقی است با این تاکید که “اگر وضع وجود عوض نشود.” حالا وضع موجود عوض شده ولی صورت مسئله ماستمالی شده است.

● این که به صورت یک دستاورد نتیجه دیدار آکتائو را اعلام کردند، به خاطر همان موضوع نظامی در وضعیت موجود نیست؟

فراموش نکنید که ایران چندان موقعیت اقتصادی و نظامی ندارد که در خزر به صورت یک نیروی جدی ظاهر شود. اما روسیه دومین قدرت نظامی دنیاست و بزرگترین ناوگان‌ها را دارد. حتی برخلاف قراردادهایی که با ایران دارد از خزر استفاده نظامی کرده به سوریه موشک‌پرانی کرده است. روسیه هر کاری خواسته در خزر کرده و حالا پوتین می‌خواهد بگوید که مسئله را به طور قانونی حل کرده است. همانطور که کریمه را با توسل به رفراندوم به روسیه ضمیمه کرد، حالا هم می‌خواهد با یک کنوانسیون قانونی، دریای مازندران را دریاچه پوتین کند.

در عین حال ظاهرا جمهوری اسلامی می‌خواهد به روسیه امتیازاتی بدهد تا اگر روزی اوضاع شبیه سوریه شد، مسکو همان اندازه که به کمک اسد رفت به کمک تهران هم بیاید. این توافق آن قدر بد است که حتی رسانه‌های داخلی هم می‌نویسند چرا رفته‌اید با آذربایجان و ترکمنستان و قزاقستان که زیر حکومت گروه‌های مافیایی هستند چیزی امضا کرده‌اید.

● آیا به همان نسبت که گفته می‌شود پوتین این کنوانسیون را دیکته کرده، ایران هم باج داده؟

کل طرح در وزارت دفاع روسیه به صورت یک نقشه نظامی تهیه شده و روسیه با هیچ کدام این کشورها قبلا صحبت نکرده است. قبلا هم مشابه این طرح را داده بودند. در دوران ریاست جمهوری خاتمی، در کنفرانس سران کشورهای حاشیه خزر درعشق‌آباد، او وسط کنفرانس بلند شد و گفت کمرم درد می‌کند. بهانه آورد که زیربار نرود. رفسنجانی‌هم رد کرده بود، احمدی‌نژاد هم نپذیرفته بود، حالا روحانی قبول کرده است. نمی‌دانیم چرا. آیا کسی از او خواسته یا شخصا تصمیم گرفته روشن نیست.

● ۲۱ سال بوده که اعضا به توافق نمی‌رسیدند و حتی می‌گفتند کنوانسیون دیگر مرده است. چرا الان زیربار چنین توافقی رفتند؟

برای این که ایران خیلی ضعیف شده است. روس‌ها ما را ضعیف گیر آورده‌اند. آن سه کشور دیگر یک چیزهایی گیرشان آمده، اما تنها بازنده ایران است. زمان رفسنجانی و خاتمی و احمدی‌نژاد ما هنوز از نظر داخلی و خارجی ثبات داشتیم ولی ایران در ۴۰ سال گذشته از همیشه ضعیف‌تر است و ضعیف‌تر هم خواهد شد. ما را ضعیف گیر آورده‌اند چون به وتوی روسیه بیشتر از همیشه احتیاج داریم.

آن سه کشور دیگر، قراردادهای دوجانبه امضا کرده‌اند با روسیه و شرکت‌های بزرگ نفتی خارجی مثل شل و توتال و بریتیش پترولیوم. تنها کشوری که قرارداد دیگری امضا نکرده ایران است. ما در واقع یک چک سفید امضا کرده‌ایم چون ضعیف شده‌ایم. یادمان نرود که چند سال قبل جمهوری اسلامی دکل‌های بی‌پی در آب‌های آذربایجان را کند و گفت بدون توافق بوده است. ما از آنجا به اینجا رسیدیم.

● شما توئیت کرده‌اید که پوتین در بلند مدت می‌بازد و احساسات همه کشورها را علیه روسیه تحریک می‌کند. چطور؟

از نظر گردن کلفتی، الان وضع به نفع پوتین شده اما از نظر کلی برای روسیه، گران تمام می‌شود. احساسات ضد روسی در آذربایجان بخاطر موضوع قره‌باغ خیلی بالاست. در قزاقستان روسیه به خاطر آن که زباله‌های اتمی بازمانده از دوران شوروی را حاضر نیست با هزینه خودش پاک کند، منفور است. در ترکمنستان هم روسیه مانع نزدیکی این کشور به اروپا و آمریکاست.

● روحانی چطور می‌تواند در مجلس از این توافق دفاع کند؟ در این دو روزه همه از چپ و راست و میانه دارند مخالفت می‌کنند.

راستش حتی خود ظریف و روحانی با شور و حرارت از این کنوانسیون دفاع نکرده‌اند و کمی فاصله گرفته‌اند. ظریف حتی گفته که ما تعهدی نکرده‌ایم اما باید بیایند توضیح دهند.

امیدوارم مجلس جلسه علنی بگذارد و بگوید که باید در زمان قوی بودن ایران در این زمینه بحث شود. الان ایران در خزر، نه اکتشافات نفتی دارد، نه عبور و مرور دریایی. کار خاصی انجام نمی‌دهد که کنوانسیون به آن کمک کند.

● ممنوعیت حضور نظامی بیگانه در خزر و بار تبلیغاتی آن چه بردی دارد؟

موضوع نظامی هم دستاوردی نیست، چون جمهوری اسلامی تنها ۷ قایق گشتی در خزر دارد که جنبه نظامی ندارند و برای مبارزه با قاچاق یا ماهیگیری غیرمجاز هستند. یک پایگاه نظامی کوچک با ۱۱ سرباز بسیجی داریم در جزیره آبسکون یا آشوراده یک پایگاه مرزی هم داریم در گمیشان در مرز ترکمستان و یک پایگاه مرزی دیگر در آستارا. اما روس‌ها ۲۲ بریگاد و تیپ در این مناطق دارند و در دریا هم خودشان گفته‌اند ۳۰ رزمناو داریم برای مانور و موشک‌پرانی.

فرض کنید نیروی نظامی هم درست کنیم. ما در خزر با که می‌خواهیم روبرو شویم. آذربایجان و ترکمنستان و قزاقستان که نیروی دریایی ندارند. آیا با روس‌ها می‌خواهیم بجنگیم؟ آنها که رفقای خودمان هستند. پس این بحث بیخودی است. تالیران سیاستمدار معروف فرانسوی می‌گفت در سیاست اشتباه کردن عیبی ندارد کار بیخودی کردن عیب دارد.

● با این کار بیخود و چک سفیدی که داده‌اند، ایران چانه‌ای هم می‌تواند برای سهم ۲۰درصدی بزند؟

کنوانسیون روی همه چیز صحه گذاشته است. عروسی تمام شده و این که بگوییم از این به بعد، این بعدا هیچ وقت نمی‌آید. باید بگوییم توافقی وجود ندارد و تمام قرارهای دوجانبه باید دومرتبه بررسی و مذاکره شوند.

● برگردیم به سوال اول. ترکمانچای و کنوانسیون چه مشابهتی با هم دارند؟ مقایسه‌شان درست است؟

از نظر حقوقی درست نیست، اما از نظر عاطفی و فرهنگی درست است. برای ایرانی‌ها ترکمانچای نشانه تحقیر ایران بود و این که در مقابل نیروهای گردن کلفت تسلیم شد. در ترکمانچای ملاها و روحانی‌ها شرکت داشتند و فتحعلی شاه را در هچل انداختند. این جنبه‌ها مشابه هستند. خاطرات مشترکی هست بین مردم که باعث پیوند می‌شود؛ از مسابقه فوتبال گرفته تا جنگ… این کنوانسیون بسیار تحقیرآمیز و تحریک‌کننده است.

● اگر مجلس رد کرد، روحانی باید چه کند؟

راهش ماستمالی کردن است. مجلس در موارد دیگر هم این کار را کرده است. مثلا روسیه مدت‌هاست به جمهوری اسلامی فشار می‌آورد که جدایی آبخاز و اوستیای جنوبی از گرجستان را بپذیرد اما کمیسیون مربوطه در مجلس آن را رد کرده است. روس‌ها می‌گویند آقا پس چه شد، دولت می‌گوید در مجلس است و عقب می‌اندازد. همین کار را قوام السلطنه سر جریان نفت شمال کرد. به استالین گفت باشد امضا می‌کنم اما بعد مسئله رفت مجلس و رد شد. کمیسیون امنیت مجلس می‌تواند ایرادهای زیادی بگیرد و کنوانسیون را نپذیرد.

متن فارسی و انگلیسی با هم فرق دارند و متن روسی هم دست‌کم در چهار اصطلاح مهم حقوقی با هم فرق دارند. اینها را باید توجه کرد. در عرف دیپلماتیک به این می‌گویند توضیحات بیشتر. وزارت‌ خارجه نامه می‌نویسد و آنها باید جواب دهند برای کشورهای دیگر بفرستند.

● ماستمالی کنند یعنی این پا و آن پا کنند تا مسئله معلق بماند؟

یک دولت خوب تعدادی کار کم را با آهستگی کافی انجام می‌دهد. این‌گونه تصمیم‌گیری‌ها را نباید با عجله انجام داد. فرق زندگی فردی با مسئولیت اجتماعی این است که شما اجازه ندارید با هیجان و احساسات تصمیم بگیرید. هیچ فوریتی برای موضوع وجود ندارد و منافع ملی این را اقتضا می‌کند.

No responses yet

Jul 11 2018

نمایش جدید نرمش قهرمانانه در راه است: سفر همزمان نتانیاهو و ولایتی به مسکو

نوشته: در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: بر اساس گزارش‌ها در دو روز آینده مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی و نخست وزیر اسرائیل، به صورت جداگانه با رئیس جمهور روسیه دیدار خواهند کرد.

هدف از سفر مشاور آیت الله خامنه‌ای تحویل پیام‌های رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهور ایران و هدف از سفر نخست وزیر اسرائیل مذاکره درباره خروج نیروهای ایرانی از سوریه اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین الملل، روز چهارشنبه، ۲۰ تیر، به مسکو سفر می‌کند.

براساس این گزارش، آقای ولایتی روز پنج شنبه،۲۱ تیر، با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، دیدار و پیام رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهور ایران را به او تحویل خواهد داد.

روز چهارشنبه همچنین بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، به مسکو سفر می‌کند.

آقای نتانیاهو روز یکشنبه، ۱۷ تیر، در نشست کابینه‌اش گفته بود که به مسکو می‌رود تا درخواست قاطع خود درباره خروج نیروهای ایرانی از سوریه را دوباره به اطلاع روسیه برساند.

وی تأکید کرده بود که کشورش حضور نظامی ایران در هیچ بخشی از سوریه را تحمل نمی‌کند؛ «چه در نزدیکی مرز با اسرائیل، چه در جای دورتری در سوریه».

در همان روز پایگاه «تی ۴» یا «التیاس»، واقع در حومه شهر پالمیرا در استان حمص هدف چند موشک قرار گرفت.

در حالی که حکومت سوریه می‌گوید این حمله را «دفع کرده است»، دیدبان حقوق بشر سوریه اعلام کرد که در جریان «حمله اسرائیل» به این پایگاه هوایی، «نیروهای ایرانی و شبه‌نظامیان»متحدش هدف قرار گرفته‌اند.

اما آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، روز دوشنبه با ابراز «بی‌اطلاعی» از این حمله گفته بود که گزارش آن را در روزنامه‌ها خوانده است.

وزیر دفاع اسرائیل روز سه شنبه گفت که ارتش کشورش «هر لحظه که حضور نظامی یک ایرانی را در سوریه تشخیص بدهد، اقدام می‌کند».

اسرائیل پس از حملات راکتی جمهوری اسلامی به بلندی‌های جولان، «سنگین‌ترین حملات به سوریه» پس از جنگ سال ۱۹۷۳ را علیه «هدف‌های ایرانی» در نقاط مختلف سوریه انجام داد و به گفته آویگدور لیبرمن، «تقریباً همه آنها را نابود کرد».

سفر روز چهارشنبه بنیامین نتانیاهو به روسیه دهمین مذاکراه او در دوره اخیر با ولادیمیر پوتین درباره ایران است.

در همین حال جان بولتون، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری آمریکا، در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «سی‌بی‌اس» گفته که در دیدار روسای جمهوری ایالات متحده و روسیه در روز ۲۵ تیر، احتمالا موضوع خروج نیروهای ایران از سوریه هم مطرح خواهد شد.

در ماه‌های اخیر مقام‌های روسیه نیز گفته‌اند که نیروهای خارجی در سوریه، از جمله نیروهای ایران و حزب‌الله لبنان، باید این کشور را ترک کنند.

سفر نخست وزیر اسرائیل و مشاور رهبر جمهوری اسلامی به روسیه همچنین در حالی انجام می‌شود که ایران در مذاکره با روسیه، چین و کشورهایی اروپایی به دنبال حفظ برجام پس از خروج آمریکا از این توافق است.

با استفاده از گزارش‌های خبرگزاری تسنیم، وای‌نت، جروزالم پست و رادیو فردا، توئیتر / ا.م / س.ن

No responses yet

Feb 14 2017

مایکل فلین،‌ مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ استعفا کرد

نوشته: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,روسیه,سیاسی


رادیوفردا: در پی انتشار گزارش‌ها در مورد «تماس» مایکل فلین، مشاور امنیت ملی رئیس‌ جمهوری آمریکا با سفیر روسیه و «گفت‌وگو در مورد تحریم‌های اعمال‌شده»، او روز دوشنبه استعفا کرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، مایکل فلین در نامه کناره‌گیری خود اذعان کرده است که در فاصله بین دوره انتقالی دولت ترامپ با دولت گذشته، تماس‌های متعددی با سفیر روسیه در آمریکا داشته و به مایک پنس، معاون اول رئیس جمهوری اطلاعات «ناقصی» در خصوص محتوای این تماس‌ها ارائه کرده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، ژنرال بازنشسته کیت کلاگ را به عنوان جانشین آقای فلین در سمت مشاور امنیت ملی، معرفی کرده‌است تا در نهایت مشاور امنیت ملی تازه خود را انتخاب کند.
کاخ سفید پیش از کناره‌گیری مایکل فلین اعلام کرده بود که «در حال ارزیابی » موضوع تماس‌های او با سفیر روسیه است.
یک مقام کاخ سفید پیشتر به آسوشیتدپرس گفته بود، فلین، خصوصی از مایک پنس، معاون رئیس‌جمهوری، عذرخواهی کرده‌است.
موضوع این عذرخواهی برمی‌گردد به گفته‌های آقای فلین به آقای پنس، در این مورد که او در ارتباط با تحریم‌های دولت ایالات متحده علیه مسکو، با سفیر روسیه در واشینگتن «گفت‌وگویی نکرده‌است». معاون آقای ترامپ هم بر پایه همین گفته‌ها، به‌طور علنی گفت‌وگوها را رد کرده بود. پس از این اما فلین به کاخ سفید گفته بود که موضوع تحریم‌ها شاید مطرح شده بود.
شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید به خبرنگاران گفته‌ بود، ترامپ در مورد صحبت‌های ردوبدل‌شده بین پنس و فلین، با معاون خود گفت‌وگو کرده بود و در مورد مذاکره فلین و سفیر روسیه «به هیچ‌وجه» اطلاعی نداشته است.
بر پایه گزارش‌های مختلف، گفته می‌شود آقای فلین با سرگئی کیسلیاک، سفیر روسیه، در تماس بوده و این تماس‌ها، با تحریم‌های اعمال‌شده از سوی اوباما، «همزمان بوده‌است».
موضوع تحریم‌ها، به هفته‌های پایان ریاست‌جمهوری باراک اوباما باز می‌گردد که دولت ایالات متحده، بر پایه اتهام‌های مطرح‌شده از سوی نهادهای اطلاعاتی خود علیه دخالت‌های سایبری روسیه در انتخابات آمریکا، تصمیم به اعمال تحریم‌هایی علیه مسکو گرفت؛ از جمله شماری از دیپلمات‌های روسیه را اخراج کرد.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری فعلی ایالات متحده پیش از این با پذیرفتن اتهام‌های وارد شده به مسکو، قول داده بود که در آغاز دوره ریاست‌جمهوری خود دست به انتشار گزارشی در مورد دخالت‌های سایبری خواهد زد. آقای ترامپ در عین حال از اینکه روسیه دست به اقدام متقابل در مقابل اقدام دولت اوباما نزده، از ولادیمیر پوتین تمجید کرده بود.
ترامپ خود در دی ماه گذشته در مصاحبه‌ای با روزنامه وال‌استریت‌جورنال گفته بود تحریم‌ها علیه روسیه برای مدتی باقی خواهد ماند. او در عین حال افزوده بود «اگر شما با هم کنار بیایید، و اگر واقعا روسیه به ما کمک کند، دیگر چرا کسی باید تحریم شود، اگر کسی دارد کارهای بزرگ انجام می‌دهد». در آن زمان خبرگزاری‌ها، از جمله رویترز، گفته بودند اشاره تلویحی آقای ترامپ به کمک احتمالی روسیه در مسائلی مانند با نبرد تروریسم و دیگر اهداف واشینگتن است.
رئیس‌جمهوری ایالات متحده، اخیرا در گفت‌وگویی با رئیس‌جمهوری اوکراین، نیز گفته است «با همکاری اوکراین، روسیه و دیگر طرف‌های دخیل، کمک خواهیم کرد تا صلح در مرزهای (اوکراین و روسیه) برقرار شود».
در موقیعت‌های دیگری نیز رئیس‌جمهوری آمریکا گفته است «علاقه پوتین برای داشتن روابط حسنه با دولت آینده [آمریکا] یک سرمایه ارزشمند در سیاست خارجی محسوب می‌شود». او با این‌حال اضافه کرده است که به رغم امیدواری به آینده روابط، مطمئن نیست که با پوتین روابط نزدیکی خواهد داشت.
در واکنش به گزارش‌های منتشرشده اخیر در مورد آقای فلین، شماری از نمایندگان هر دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات به انتقاد از مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ پرداخته‌اند. نانسی پلوسی، رهبر اقلیت دمکرات در مجلس نمایندگان خواستار کنار گذاشتن آقای فلین شده بود چرا که «نمی‌شود اطمینان داشت او [مصالح] پوتین را بر آمریکا ترجیح ندهد». سناتور جمهوری‌خوان سوزان کالینز، نیز گفته بود نمی‌تواند تصور کند که مایک پنس، پس از وقایع اخیر، به مایکل فلین اعتماد داشته باشد.
کلیان کانوی، از مشاوران ارشد آقای ترامپ، روز دوشنبه گفته بود، رئیس‌جمهوری به معاون خود «اطمینان کامل» دارد. آقای فلین در جریان کنفرانس خبری ترامپ و نخست‌وزیر کانادا، پیش از انتشار خبر درخواست کناره‌گیری‌اش، در ردیف اول حضور داشت.

No responses yet

Jan 05 2017

ترامپ و پوتین ؛ همکاری یا مقابله با ایران؟

نوشته: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی

عصرایران: به نظر می رسد ترامپ برای تشدید فشار علیه جمهوری اسلامی ایران باید با دادن امتیازاتی همکاری روسیه را جلب کند.
عصر ایران – مازیار آقازاده ؛ از زمان پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا این سوال بیش از پیش از سوی ناظران و تحلیلگران به میان آمده است که : آینده روابط دولت آتی آمریکا با روسیه و ایران با توجه به دیدگاه های مثبت ترامپ درباره پوتین و دیدگاه به غایت منفی او درباره جمهوری اسلامی ایران چگونه قابل جمع خواهد بود؟

بسیاری از ناظران با توجه به متناقض بودن و نامشخص بودن برخی رویکردهای دولت آتی آمریکا درباره این دو موضوع، هنوز منتظرند تا زمان استقرار رییس جمهور منتخب آمریکا در کاخ سفید صبر کنند.

اما برخی دیگر از ناظران از شعارها و مواضع ترامپ در زمان انتخابات و سپس انتخاب های او برای پست های حساس کابینه اش ، گمانه زنی کرده اند.

از نظر این دسته ترامپ به احتمال زیاد رویکردی مثبت در قبال روسیه در پیش خواهد گرفت و در مقابل تلاش خواهد کرد جمهوری اسلامی ایران را در فشار قرار دهد.

اما سوال اصلی اینجاست که : ترامپ چگونه این استراتژی خود را پیش خواهد برد؟

دولت های ایران و روسیه هم اینک دیدگاه های به ظاهر مشترکی را در مسایل مربوط به بحران های منطقه ای و بین المللی در پیش گرفته اند و بحران سوریه را آوردگاه اجرای این دیدگاه خود قرار داده اند.

تهران و مسکو با یکجانبه گرایی و جهان تک قطبی – به رهبری آمریکا – سر ناسازگاری دارند و هر دو کشور با دموکراسی لیبرال غربی که ایالات متحده آمریکا مدعی رهبری آن است، سر سازش ندارند.

از سوی دیگر به نظر می رسد تهران و مسکو در حال مبارزه با تروریسم افراط گرای اسلامی – گروه های تکفیری- سنی – در خاورمیانه هستند و هر دو کشور این گروه ها را خطری برای منافع و امنیت ملی خود تلقی می کنند.

اگر ترامپ بخواهد در عین جلب همکاری روسیه ، ایران را مهار کند به نظر می رسد راهی جز دور کردن مسکو از تهران و ایجاد جدایی و شکاف بین این دو کشور نداشته باشد.

اما چگونه رییس جمهور آتی آمریکا می تواند موفق به انجام چنین کاری شود؟

ترامپ و پوتین ؛ همکاری یا مقابله با ایران؟
پرواضح است که چنین دستور کاری آسان نخواهد بود ، به ویژه اینکه دیدگاه های اصولی حاکمان ایران و روسیه دستکم بیش از دو دهه گذشته – پس از سقوط شوروی – درباره سیاست های آمریکا و ضرورت مقابله با جهان تک قطبی ، مشترک بوده است.

اما ترامپ شاید یک راه در پیش رو داشته باشد و آن جلب نظر روسیه برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی ایران باشد. در این صورت به نظر می رسد باید “مایکل فلین” مشاور امنیت ملی کابینه ترامپ نقش محوری را بر عهده بگیرد.

از نظر ” فلین” تهدیدهای ناشی از تروریسم افراط گرای اسلامی علیه آمریکا و روسیه می تواند دغدغه ای مشترک باشد.

فلین که همچون ترامپ دیدگاهی منفی درباره روسیه و حاکمان آن ندارد؛ در کتابی که سال گذشته میلادی تحت عنوان ” صحنه جنگ – چگونه می توان در جنگ جهانی علیه اسلام رادیکال و متحدانش پیروز شد ” به نگارش درآورده، رویکرد خود درباره خطرات ناشی از تروریسم رادیکال اسلامی را علیه منافع آمریکا تشریح کرده است.

این دیدگاه فلین کاملا با رویکرد دولت باراک اوباما متفاوت است. از نظر دولت اوباما تفاوت معناداری بین جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دولت مشروع با گروه های افراط گرای تکفیری و سلفی وجود دارد.

اوباما در سال های گذشته به همین خاطر رویکردی مداراجویانه و میاندارانه بین ایران شیعی و اعراب سنی منطقه خاورمیانه و خلیج فارس در پیش گرفت ؛ رویکردی که سبب شد جمهوری اسلامی ایران به یکی از محوری ترین دولت های منطقه برای مبارزه با تروریسم افراط گرا در عراق وسوریه بدل شود؛ تا جایی که حتی صدای بسیاری از رهبران کشورهای عربی منطقه به ویژه حاکمان سعودی را در آورد؛ اما پاسخ اوباما به رهبران سعودی بسیار دلسرد کننده بود. او سال گذشته در مصاحبه ای با مجله آمریکایی “آتلانتیک ” به حاکمان عربستان سعودی توصیه کرد : به سهم و نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه احترام گذاشته و تلاش کنند به نوعی با جمهوری اسلامی ایران کنار بیایند.” (نقل به مضمون)

از نظر دولت اوباما ایران شیعی و غالب گروه های تحت حمایت این کشور نه تنها در تداوم زنجیره گروه های افراط گرای تکفیری نیستند بلکه گروه های تکفیری خطری جدی برای منافع و ایران شیعی هم محسوب می شوند و می توان از ظرفیت ضدیت این گروه ها برای ایجاد تعادل و موازنه بهره گرفت.

اما در دیدگاه “مایکل فلین ” هسته اصلی گروه های تروریستی اسلامی که منافع و امنیت آمریکا را تهدید می کنند نه گروه هایی چون داعش و یا القاعده بلکه “دیدگاه ضد غربی و ضد آمریکایی غالب در جمهوری اسلامی ایران ” و گروه های تحت حمایت جمهوری اسلامی است. او حتی مدعی است جمهوری اسلامی ایران پیشتر در چارچوب دستور کار ضد آمریکایی مشترک از گروه هایی چون القاعده در عراق پشتیبانی کرده است.

فلین بر این باور است که تهدید اصلی از ناحیه اسلام گرایی افراطی از درون ذات و ماهیت حکومت جمهوری اسلامی ایران برمی خیزد. به باور این ژنرال بازنشسته آمریکایی که قرار است در 4 سال آتی خوراک فکری ترامپ را در زمینه مسایل مرتبط با امنیت ملی آمریکا تامین کند، این جمهوری اسلامی ایران است که در هسته مرکزی اسلام سیاسی و افراط گرایی اسلامی نشسته است- البته افرادی چون فلین هیچ گاه برای این سوال پاسخی ندارند که اگر چنین است چرا حتی یک تروریست ایرانی تبار را نمی توان در بین تروریست هایی که در سال های گذشته عملیات های ضد غربی را در سرتاسر جهان مرتکب شده اند ، یافت!-

در این دیدگاه شاید بتوان رویکرد مثبت نسبت به روسیه را همزمان با تلاش برای مهار ایران در پیش گرفت و آن همراه ساختن دولت روسیه و شخص ولادیمیر پوتین در این تعریف و این برداشت از اسلام گرایی افراطی است.

شکی نیست که دولت روسیه نیز تروریسم ناشی ازاسلام گرایی افراطی را یک تهدید جدی برای امنیت ملی خود تلقی می کند و هم اینک نیز صدها شهروند روس – از مناطقی چون داغستان و چچن و اینگوش و.. – به عضویت و استخدام گروه های تروریستی همچون داعش یا جبهه النصره و یا القاعده درآمده اند.

روس ها بارها به صراحت اعلام کرده اند که تروریسم افراط گرای اسلامی یک تهدید جدی علیه منافع آنهاست، اما آیا دولت آتی ترامپ قادر خواهد بود به تعریف مشترکی درباره این تهدید با ولادیمیر پوتین برسد ؟ وآیا کابینه آتی ترامپ قادر خواهد بود جمهوری اسلامی ایران را نیز یک تهدید جدی در قالب اسلام گرایی افراطی به باور مقام ارشد تصمیم گیر کرملین برساند؟

پاسخ دادن به این سوال بسیار دشوار است اما شاید یک راه دیگر دولت آتی آمریکا جلب نظر روسیه از طریق دادن امتیازاتی چون محدود کردن حضور نظامی آمریکا و ناتو در اروپای شرقی و مرکزی باشد.

روس ها حساسیت فوق العاده ای روی تهدیدات ناشی از فعالیت های ناتو در اروپای شرقی و مرکزی دارند و نشان داده اند در این زمینه اهل مسامحه نیستند. در صورتی که دولت آتی آمریکا – همان طور که پیشتر وعده و شعار آن را داده – علاقه چندانی به حمایت از متحدان ناتویی در شرق اروپا از خود نشان ندهد، شاید بتواند نظر دولت مسکو را درباره حل و فصل مرضی الطرفین مسایل و بحران های خاورمیانه جلب کند.

مخلص کلام اینکه به نظر می رسد دولت آتی آمریکا بدون جلب نظر و همکاری روسیه قادر به ایجاد فشار بیشتر روی جمهوری اسلامی ایران نباشد و این وضعیت موقعیتی ممتاز را در اختیار ولادیمیر پوتین قرار خواهد داد تا به عنوان یک واسطه در میان آمریکا و ایران امتیازات قابل توجهی را از دو طرف دریافت کند.

دو گزینه برای آینده روابط مثلت آمریکا – ایران – روسیه قابل تصور است:

1- همکاری هر سه ضلع مثلث در صورتی که روس ها بتوانند نظر ترامپ را درباره جلب همکاری با جمهوری اسلامی ایران برای حل بحران های منطقه ای جلب کنند.

2- تشدید تقابل بین آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در صورتی که ترامپ با دادن امتیازاتی نظر پوتین را درباره ضرورت مقابله و مهار جمهوری اسلامی ایران جلب کند.

در هر دو سناریوی در پیش رو “پوتین ” نقش مرکزی و تعیین کننده ای خواهد داشت.

البته سناریوی دیگری نیز محتمل است و آن تداوم وضعیت کنونی یعنی محوریت ایران و روسیه در منطقه خاورمیانه و بی علاقگی دولت آتی آمریکا به مداخله به منظور مهار ایران در منطقه است که با توجه به دیدگاه های به شدت منفی ترامپ وغالب اعضای کابینه او نسبت به جمهوری اسلامی ایران ، ادامه سیاست بی عملی و بی تحرکی دولت اوباما از سوی کابینه آتی آمریکا و عدم تغییر سیاست فعلی دولت آمریکا چندان محتمل به نظر نمی رسد.

No responses yet

Next »