Feb 29 2024
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

Jan 18 2023

رادیوفردا: مصطفی خلجی: هفتهنامه طنز شارلی ابدو که این روزها به یکی از کانونهای تنش دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و فرانسه تبدیل شده، اکنون معروفترین و از اصلیترین نمونههای آزادی بیان در فرانسه است.
شارلی ابدو که بیش از پنج دهه از آغاز انتشارش میگذرد، این جایگاه مهم در عرصه مطبوعات و به طور کلی صحنه سیاسی و اجتماعی کشور را آسان و بدون هزینه به دست نیاورده است.
این جایگاه در وهله اول، مدیون ایمان عمیق بنیانگذاران شارلی ابدو به آزادی بیان و شکستن هر گونه تابو و پیشفرض است که به نسلهای بعدی مدیران و روزنامهنگاران نشریه نیز منقل شده است.
همچنین شجاعت و تلاش بیوقفه روزنامهنگاران و کاریکاتوریستهای شارلی ابدو برای تحقق آرمانهای نشریه بوده که موجب شده پرچم آزادیخواهی و مبارزه با سانسور از دست نشریه بر زمین نیفتد.
مسلماً اگر این ایمان عمیق، شجاعت و تلاشها نبود، نه تنها حملات تروریستی و تهدیدهای جانی علیه روزنامهنگاران شارلی ابدو این نشریه را متوقف میکرد، بلکه خیلی زودتر، یعنی از همان سال اول انتشار نشریه، ممکن بود حجم بالای شکایتهای سازمانها و افراد مختلف علیه شارلی ابدو، آن را از پا بیاندازد.
دام گفتارهای دشمنان شارلی ابدو
با این حال، در خارج از مرزهای فرانسه، برخی حکومتها تلاش میکنند با وارد کردن اتهامهایی، ماهیت و موجودیت شارلی ابدو را آن طور که مایلند، مشخص و معرفی کنند.
مهمترین اتهام در مورد این نشریه، که به ویژه در سالهای اخیر از سوی گروهها و دولتهای اسلامگرا از جمله جمهوری اسلامی مطرح شده، این است که پشت انتشار یا سیاستهای شارلی ابدو، دولت فرانسه یا به طور کلی سیاستگذاران غربی قرار دارند.
در واقع، اسلامگرایان کاریکاتورهای شارلی ابدو را بخشی از سیاست غرب در مورد خود میدانند، در صورتی که اساساً ماجرا به گونه دیگری است.
علی خامنهای دو سال پیش در پیامی به مناسبت انتشار کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در هفتهنامه طنز شارلی ابدو مدعی شده بود این کاریکاتورها نشاندهنده «عناد و کینه شرارتبار دستگاههای سیاسی و فرهنگی دنیای غرب با اسلام» است.
یا در نمونهای دیگر، حمیدرضا آصفی سفیر پیشین جمهوری اسلامی در فرانسه مدعی شده بود که کاریکاتورهای شارلی ابدو «در موضع ضعف و دفاع قراردادن کشورهای اسلامی، غفلت آنها از تشکیل دولت فلسطین و همچنین ایجاد نفاق، دودستگی و آشوب در میان کشورهای اسلامی» است.
این گونه اظهارات و اتهامها که بر پایه غرضورزیهای سیاسی و ایدئولوژی اسلامی است، تنها در صورتی قابل باور خواهد شد که مخاطب هیچ گونه شناخت و درکی از شارلی ابدو نداشته باشد.
دانستن چگونگی شکلگیری شارلی ابدو کمک میکند جایگاه این نشریه در فرانسه بهتر شناخته شود و حتی رابطه و موضعاش با دولت فرانسه یا دیگر دولتها، نهادهای مذهبی و بقیه نشریات بهتر سنجیده شود.
همچنین آگاهی هر چند کلی از سرگذشت شارلی ابدو، موجب میشود مخاطب در دام گفتارهای مغرضانه، سوءتفاهمها و اتهامهایی که به ویژه از سوی دشمنان این نشریه مطرح میشود، نیفتد.
شارلی ابدو؛ وارث انقلاب فرانسه، برآمده از مه ۶۸
کاریکاتور نه تنها یکی از بهترین نشانههای آزادی بیان، بلکه از مؤثرترین ابزارها برای آشکار کردن تنشهای اجتماعی و سیاسی و همچنین بیان مطالبات مردم است.
کاریکاتور در فرانسه با همین کارکرد سابقهای کهن دارد، اما کاریکاتور مطبوعاتی در این کشور به طور جدی پس از انقلاب فرانسه شکل گرفت و به نوعی میراث دموکراسیخواهی محسوب میشود.
همچنین از انقلاب فرانسه تاکنون، این کشور نشریات طنز متعدد و با گرایشهایهای گوناگونی داشته، که میتوان سیر تحولات سیاسی فرانسه را با مرور نشریات طنز آن به خوبی دنبال کرد.
مورخان، شارلی ابدو و سلفش، هاراکیری ابدو را زاده جنبش آزادیخواهانه مه ۱۹۶۸ میدانند. در واقع، هم نشریات به ویژه نشریات طنز بر این جنبش تأثیرگذار بودند و هم این جنبش بر ادامه کار مطبوعات از جمله مطبوعات طنز.
یکی از بانیان اصلی ماهنامه هاراکیری گفته است که «مه ۶۸ بدون هاراکیری اتفاق نمیافتاد». همچنین در جریان این جنبش، طنزپردازان شعار میدادند: «ممنوعیت ممنوع است».
بنابراین اگر انقلاب فرانسه، طنز را از پستو خارج کرد و موجب شکوفایی آن در مطبوعات شد، مه ۶۸ نیز به نسلی دیگر امکان داد تا طبقات حاکم را در همه عرصهها زیر سؤال ببرند.

فرانسه، مه ۱۹۶۸
شارلی ابدو (ابدو Hebdo در زبان فرانسه به معنی هفتگی است) در ابتدا زیرمجموعهای از نشریه ماهانه «شارلی» بود، اما پس از توقف انتشار این ماهنامه نیز به انتشار خود ادامه داد.
نشریه ماهانه شارلی که در فاصله سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۶ منتشر میشد یک نشریه طنز بود که عنوان فرعی «نشریهای پر از طنز و کمیک استریپ» را برای خود انتخاب کرده بود.
در واقع، ماهنامه شارلی با الهام از ماهنامه طنز ایتالیایی «لینوس» کار خود را آغاز کرد که چهار سال قبل از آن (۱۹۶۵) راهاندازی شده بود و امبرتو اکو در دهه ۱۹۷۰ مدتی یکی از مدیران آن بود.
ماهنامه شارلی هم مثل ماهنامه لینوس، عنوان خود را از نام یکی از شخصیتهای داستان کمیک استریپ «بادام زمینیها» به اسم «چارلی (که در فرانسه شارلی خوانده میشود) بروان» گرفت.
اما چه شد که ماهنامه شارلی، یک نشریه هفتگی یعنی شارلی ابدو را به راه انداخت؟ به قول خود بانیان شارلی ابدو، این نشریه زاده یک مورد «سانسور» در مطبوعات فرانسه بود.
انتشارات اسکوار فرانسه که ناشر آثار کمیک استریپ و مجلات طنز مثل ماهنامه شارلی بود، هفتهنامه دیگری را نیز با نام «هاراکیری ابدو» منتشر میکرد که در واقع ضمیمه و زیرمجموعه ماهنامه «هاراکیری» (۱۹۶۰ تا ۱۹۸۹) بود.
هاراکیری ابدو در صفحه اول خود برای اعلام خبر درگذشت شارل دوگل، تیتر زده بود: «مجلس رقص تراژیک در کلمبه (محل درگذشت شارل دوگل) – یک کشته». این تیتر خشم دولت فرانسه را برانگیخت، زیرا به یک خبر و ماجرای جنجالی دیگری اشاره داشت که کمی قبل از آن اتفاق افتاده بود.
چند روز قبل از آن، آتشسوزی در یک سالن رقص در فرانسه ۱۴۶ کشته برجای گذاشته بود، اما مطبوعات آن زمان فرانسه به جای نکوهش مقامات، به دلیل سهلانگاری فاحش و رعایت نشدن شرایط امنیتی، از این آتشسوزی صرفاً با عنوان «مجلس رقص تراژیک» نام میبردند.
در واقع تیتر هاراکیری ابدو برای خبر درگذشت شارل دوگل، یک نیش گزنده و محکومیت دولت فرانسه در ماجرای آن آتشسوزی بود که جان بسیاری از مردم را گرفته بود.
شوخی با شارل دوگل، رئیسجمهور پیشین فرانسه که به دلیل نقش برجستهاش طی جنگ جهانی دوم قهرمان ملی فرانسویهاست، بهانه خوبی برای دولت فرانسه بود تا هاراکیری ابدو را توقیف کند.
با این حال، قانونی که دولت فرانسه برای اعمال ممنوعیت علیه هاراکیری ابدو به آن استناد کرده بود یک قانون حمایت از کودکان بود، تا به نوعی عمل مشخص سانسور مطبوعات پنهان شود.
بر اساس این قانون، هاراکیری ابدو میتوانست منتشر شود اما از آنجا که برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع شده بود، توزیعکنندگان اجازه نداشتند آن را منتشر کنند، و عملا نشریه توقیف شده بود.
اما پس از اقدام دولت فرانسه علیه هاراکیری ابدو و توقف انتشار این هفتهنامه، انتشارات اسکوار این ممنوعیت را دور زد و تصمیم گرفت با انتشار یک هفتهنامه دیگر به نام شارلی ابدو، نبود هاراکیری ابدو را جبران کند.

شماره اول هفتهنامه شارلی ابدو
به این ترتیب، اولین شماره شماره شارلی ابدو در روز دوشنبه ۲۳ نوامبر۱۹۷۰ منتشر شد و با قیمت دو فرانک روی پیشخوان روزنامهفروشیها قرار گرفت.
شارلی ابدو روی جلد همان شماره اول خود، تیتر زد: «سانسور در فرانسه وجود ندارد». همچنین کاریکاتور مردی نابینا در شب کشیده شد که با خود میگفت: «آزادی مطبوعات؟ شنیدنش از ناشنوا بودن بهتر است.»
در آن زمان، انتخاب اسم شارلی ابدو هم معنادار شده بود و به نوعی تمسخر دولت بود.
درست است که این هفتهنامه نام خود را از نشریه مادر خود، یعنی ماهنامه شارلی گرفته بود، اما وجود کلمه «شارلی» در این هفتهنامه نوعی اشاره به اسم کوچک «شارل دوگل» تلقی شد که موجب شده بود هاراکیری ابدو سانسور شود.
بنابراین شارلی ابدو از همان آغاز انتشارش، برای دولت فرانسه شمشیر را از رو بسته بود.
انبوه شکایات قضایی و نقطه عطف انتشار کاریکاتورهای محمد
شارلی ابدو صرفنظر از بستر رسانهای فرانسه در دهه ۱۹۷۰، روابط پیچیدهای را با نخبگان زمان خود ایجاد کرد؛ این پیچیدگی ناشی از موضع به شدت انتقادی شارلی ابدو نسبت به طبقات مسلط جامعه بود؛ چه رهبران سیاسی، چه رهبران مذهبی و چه کارفرمایان.
به دلیل دیدگاه چپگرایانه روزنامهنگاران و کاریکاتوریستهای شارلی ابدو، وجود اصل لائیسیته در فرانسه و جرم نبودن آنچه «توهین به مقدسات» یا «کفرگویی» خوانده میشود (برخلاف کشورهای اسلامی)، راست افراطی و مذهبیون (مسیحی) بیشترین هدف این نشریه بودهاند.
مثلاً حتی در همین ویژهنامه اخیر شارلی ابدو درباره ایران و خامنهای، شارلی ابدو واتیکان را از کاریکاتورهای خود بینصیب نگذاشت و پاپ بندیکت شانزدهم که به تازگی درگذشت، در یکی از کاریکاتورهای خامنهای هم حضور دارد.
شارلی ابدو حتی به مطبوعات فرانسه و طبقه هنری این کشور هم نگاهی انتقادی دارد؛ مثلاً بارها روزنامه لوموند، معتبرترین روزنامه چاپ پاریس را تمسخر کرده است.
اما با وجود چپگرا بودن شارلی ابدو، دولتهای سوسیالیست فرانسه هم از مواضع این نشریه آسوده نبودهاند.
در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۱ فرانسه که در نهایت فرانسوا میتران سوسیالیست به پیروزی رسید، شارلی ابدو از کلوش، طنزپرداز فرانسوی حمایت کرده بود و در حالی که این طنزپرداز از رادیو و تلویزیون محروم شده بود، تقریبا به رسانه او تبدیل شد.
همچنین شارلی ابدو میانه خوبی با شرکتهای تجاری نداشته است. در سال ۱۹۹۴، مدیران این نشریه اعلام کردند که شارلی ابدو یک نشریه بدون آگهی است و فقط به درآمد حاصل از فروش خود تکیه میکند: «تبلیغات ما را به احمقها میدهد، ما را احمق میکند.»
این منش شارلی ابدو موجب شد که از همان سال اول انتشارش، آماج شکایات قضایی از سوی گروهها و سازمانهای مختلف شود؛ از مقامهای دولتی، وزارت کشور، پلیس و ارتش فرانسه گرفته تا سیاستمداران و احزاب راست افراطی، انجمنهای مسیحی و مسلمانان فرانسه.
شارلی ابدو در سال ۱۹۹۷ به مدت چند ماه فقط شکایاتی را که طی پنج سال گذشتهاش از این نشریه شده بود، منتشر کرد.
چند سال پیش، در گزارش روزنامه لوموند درباره میزان شکایات علیه شارلی ابدو آمده بود که به طور متوسط این نشریه هر شش ماه یک بار مورد محاکمه قرار گرفته است.
با این حال، به دلیل وجود قانون مطبوعات فرانسه که ضامن آزادی مطبوعات این کشور است، شارلی ابدو در اغلب دادگاههای خود تبرئه شده است.
اما بازنشر کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام در سال ۲۰۰۶، واکنش شدید و خشن انجمنهای اسلامی و مسلمانان را به دنبال داشت که با وجود شکایت این انجمنها، دیگر حل و فصل اعتراضها و شکایتها علیه شارلی ابدو در توان دادگاهها نبود.
در نوامبر سال ۲۰۱۱، دفتر مرکزی شارلی ابدو هدف یک آتشسوزی قرار گرفت و در هفتم ژانویه ۲۰۱۵ نیز حمله تروریستی به دفتر این نشریه، جان تعدادی از روزنامهنگاران و کاریکاتوریستهای آن را گرفت.

تعدادی از اعضای شارلی ابدو از جمله کاریکاتوریستهایی که هنگام حمله تروریستی به دفتر این نشریه کشته شدند. مارس ۲۰۰۶
شارلی ابدو که معتقد به «حق توهین به مقدسات» است، از مواضع خود هرگز کوتاه نیامد و در سال ۲۰۲۰ نیز در آستانه محاکمهای که برای حمله به این نشریه برگزار شد، بار دیگر کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام را به چاپ رساند.
اما در پی حملات اسلامگرایان تندرو علیه شارلی ابدو، هر چند که تعدادی از اعضای این نشریه از دست رفتند و بازماندگان نیز مجبور شدند تحت تدابیر امنیتی قرار بگیرند، اما موجی از همبستگی ملی و جهانی با شارلی ابدو را برانگیخت؛ از تظاهرات میلیون در پاریس در حمایت از شارلی ابدو تا افزایش تعداد مشترکان این نشریه و فروش آن.
این همبستگی ملی و جهانی گرچه به قیمت بسیار سنگینی برای نشریه تمام شده بود، اما جایگاه شارلی ابدو را در عرصه رسانهای فرانسه بیشتر تثبت کرد. مسئله شارلی ابدو دیگر فقط مسئله خود این نشریه نبود، بلکه اصل اساسی آزادی بیان در میان بود.
شارلی ابدو، فراتر از کاریکاتور
شارلی ابدو نیز در این سالها تلاش کرده، در شمارهها و ویژهنامهها خود، به موضوعات فراتر از کاریکاتورهایش بپردازد و با انتشار گزارشها و مصاحبهها درباره مسائل مطرح شده در کاریکاتورها، به این مسائل نگاهی تحقیقی و تحلیلی هم داشته باشد.

تصویر خمینی روی جلد ماهنامه فرانسوی هاراکیری، در زمان حضور خمینی در نوفل لوشاتو
به عنوان نمونه، در همین شمارهای که کاریکاتورهای خامنهای منتشر شد، مطالب و گزارشهای متنوعی نیز درباره وضعیت نویسندگان، زنان، اینترنت و دستگاه تبلیغاتی در ایران به چاپ رسید.
آن چه شارلی ابدو درباره مسئله اصلی اعتراضات سراسری ایران مطرح کرده، از نظر این نشریه، یک موضوع قدیمی است که از ابتدای انقلاب در این کشور مسئله بوده است؛ این که حکومت اسلامی برای مهار جامعه، پیش از هر چیز به مهار رفتار جنسی مردم اقدام کرد.
این نگاه جنسی حکومت اسلامی ایران به مردم این کشور را شارلی ابدو و سلفش هاراکیری، در همان بحبوحه روزهای انقلاب که بسیاری حتی روشنفکران در فرانسه مسحور انقلاب ایران شده بودند، درک کرده بودند.
همین شم قوی و نگاه تیزبینانه بود که موجب شد ماهنامه هاراکیری در ژانویه سال ۱۹۷۹، یعنی زمانی که هنوز خمینی در نوفل لوشاتو بود، تصویر او را در حال نوازش سینه یک عروسک بادی روی جلد خود با این تیتر منتشر کند: «زندگی جنسی آیتالله».
May 01 2020

گزارشگران بدون مرز: در حالی که اطلاعات موثق و با کیفیت در باره همهگیری کوید-۱۹ به شکل نظاممند در ایران سانسور میشوند، دو روزنامهنگار خبرگزاری ایلنا پس از انتشار ندانسته کاریکاتوری که توصیه به داروهای آسیبرسان برای درمان کووید-۱۹ را ریشخند میکرد، به بهانه « توهین به مقدسات اسلامی » و رهبر بازداشت شدند.
این کاریکاتور تنها برای لحظاتی شاید به شکل ندانسته در کانال تلگرامی خبرگزاری ایلنا منتشر شده بود، تصویرگر دو مدافع طب اسلامی است که در دو سوی یک بیمار مبتلا به کرونا هستند، یکی روغن بنفشه به او استعمال میکند و دیگری ادرار شتر به او مینوشاند. در بالای سر آن دو قاب عکسی از یک روحانی با لباس پزشکی قرار دارد که شبیه علی خامنهای است و با گذاشتن انگشت بر لب به سکوت دعوت میکند. این کاریکاتور ریشخند کردن برخی روحانیون است که به تازهگی داروهای ستنی «طب اسلامی» و از این میان مایهای ناشناس به نام « عطر پیامبر» و یا روغن بنفشه را برای استعمال به بیماران توصیه میکنند.
خبرگزاری ایلنا با انتشار اطلاعیهای در ۵ اردیبهشت انتشار این کاریکاتور را تکذیب کرده است. دو خبرنگار خبرگزاری کار ایران – ایلنا حمید حقجو ادمین کانال تلگرامی و مسعود حیدری مسوول خبرگزاری در همان شب برای توهین به رهبری بازداشت شدند. مسعود حیدری ساعاتی پس از بازداشت آزاد شد. اما حمید حقجپ همجنان در بازداشت بسر می برد.
رضا معینی مسوول دفتر ایران RSF در این باره میگوید :« ازتاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ که نخستین موارد مرگ بر اثر کووید -۱۹ رسانهای شد تا امروز دستکم ۱۸ روزنامهنگار و شهروندخبرنگار در سراسر کشور بازداشت شدهاند. در نظامی که هر کاری برای پنهان کردن حقایق در باره همهگیری کووید-۱۹ از این میان آمار واقعی در باره دچارشدگان به ویروس و کشتگان،انجام میدهد، ریشخند تجویز درمانهای خیالی و یا حتا آسیبرسان به سلامت انسان نیز به مانند آشکار کردن اطلاعات مستقل در باره بحران بهداشتی، کاری خطرناک است.
جمهوری اسلامی ایران با ازدست دادن سه رتبه درردهبندی جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۲۰ گزارشگران بدون مرز از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ۱۷۳ قرار دارد.
May 16 2019

استانوایر: مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) شاخص فلاکت در ۳۱ استان ایران را منتشر کرد.
این مرکز در توضیح این شاخص نوشته که «این شاخص ساده نشان میدهد که جامعه از جناح سطح بالای تورم و بیکاری، تا چه حد آسیب میبیند.»
به نوشته ایسپا «افزایش شاخص فلاکت میتواند نشان دهد که رفاه ملی در حال عقبگرد است، در نتیجه رفاه اقتصادی با این شاخص میتواند سنجیده شود.»
در گزارش این مرکز آمده که بهترین وضعیت (کمترین عدد شاخص فلاکت در ایران) متعلق به استان سمنان است.
رتبههای بعدی متعلق به استانهای اردبیل، کرمان، مازندران، قم، فارس و زنجان است.

این مرکز در ادامه نوشته «اما این استانها معادل چه کشورهایی در جهان میشوند؟ شاخص فلاکت در این سطح، در جهان همانند زیادی ندارد. وضعیت بهترین استانهای کشور همردیف کشورهایی چون کنگو و مصر قرار میگیرد که شاخص فلاکتی همسطح دارند.»
ایسپا ادامه داده «نکته اینجاست که وضعیت در بهترین استانهای کشور از کشورهایی مانند آنگولا، اتیوپی و هائیتی بدتر است، چرا که شاخص فلاکت در این کشورها در سال ۲۰۱۸ زیر ۳۰ واحد درصد بوده است.»
این شاخص در شرایطی منتشر شده که مرکز پژوهشهای مجلس گزارش کرده که در سالجاری ۵۷ میلیون نفر در ایران به زیر خط فقر مطلق خواهند رفت.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر میخواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com
Nov 21 2018

گویانیوز: برادران نیستانی را تقریبا همه ی ما می شناسیم: توکا و مانا.
هر دو به خاطر شرایط سیاسی ایران، به خارج مهاجرت کرده اند و در رسانه های اینترنتی مشغول کار ند.
کارهای مانا که برادر جوان تر توکا ست، به دلیل سبک های مختلف کار ش، بیشتر برای مراجعان اینترنت آشناست.
کارهای توکا اما از نظر سبک و اجرا، اثر خاص و ماندگارتری دارد.
آن چه تا به حال از این دو برادر هنرمند -و به واقع هنرمند- دیده ایم، نقد در تمام زمینه های سیاسی و اجتماعی بوده است. نظام اسلامی حاکم بر ایران از ضربات هنری این دو هنرمند هرگز در امان نبوده و هر بدکاری و تبهکاری که در ایران صورت داده، بلافاصله -و در مورد کارهای توکا، کمی با فاصله- به شکل کارتون و کاریکاتور نسبت به آن ها واکنش سنگین دیده است.
روزی که من در خیابان فردوسی، در راهپیمایی سکوت ۸۸ کارهایی از مانا نیستانی در دست چند نفر از تظاهر کنندگان دیدم، به قدرت و «رسانه ی واقعی» بودن اینترنت فارسی و همین طور هنر موثر کاریکاتوریست پی بردم.
کارِ کاریکاتوریست و طنز پرداز، انتقاد از همه چیز و همه کس است. نه این که در انتقاد تقدسی باشد و منتقد، بیهوده دست به انتقاد بزند، اما آن چه «به نظر» منتقدِ طرح پرداز و طنز پرداز غلط می آید و آن را به صورت طرح ارائه می کند، طبیعتا باید موردِ استقبال شخص مورد انتقاد قرار گیرد که ایراد احتمالی اش برای تصحیح آتی نشان داده شده است.
حال، توکا نیستانی بعد از صدها طرحی که در انتقاد از حکومت اسلامی و حاکمان اش کشیده، کاریکاتوری در نقد رضا پهلوی -آن هم به شکل خیلی ملایم- منتشر کرده، که متاسفانه باعث برخورد وحشتناک لفظی و قلمی «هواداران» ایشان با توکا نیستانی شده است.
این که می گوییم هواداران، همان طور که در مطلب دیگری نوشتم، معنی اش «الزاما» هواداران واقعی نیست، بلکه دشمنان رضا پهلوی، که تعدادشان هم کم نیست، خود را به عنوان هوادار و دوست جا می زنند، بعد با اعمال و گفتار زشت، موجب دلزدگی مردم از او و خانواده اش می شوند. ما قبلا در این باره به تمام سیاسیون هشدار داده ایم و از «هواداران» دروغین و آسیب های آن ها به گروه ها و شخصیت های سیاسی سخن گفته ایم.
اما رضا پهلوی می تواند همین مورد را به ضد دشمنان آزادی قلم و به نفع اسم و رسم خود به کار گیرد و چون این بار هنرمندان نامدار و محبوب جوانان، مورد حمله ی «هوادارنما»ها قرار گرفته اند، از آن برای تبری از دشمنان «دوست نما» یش استفاده کند.
پیشنهاد من این است که برای تار و مار کردن این نوع هواداران زشت گو و زشت خو، رضا پهلوی شخصا، با این دو هنرمند، در اروپا یا امریکا ملاقات و گفت و گو کند و نشان دهد که به هیچ وجه مخالف کارتونیست و طنز نویس و منتقد نیست و سعه ی صدر یک آزاد اندیش واقعی را دارد.
با این کار هم نقشه ی تخریب رضا پهلوی خنثی می شود، هم هواداران دروغین، بساط خود را دستکم برای مدتی از اینترنت جمع می کنند، هم خط مشی و طرز تفکر واقعی رضا پهلوی بیش از پیش آشکار می گردد.