Jun 26 2018

سپاه به دستور خامنه ای در تدارک کودتا

نوشته: در بخش: اعتراضات,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران گلوبال: دستیار خامنه‌ای: به نظر می‌رسد اگر دولت نباشد کشور بهتر اداره می‌شود

مدتها پیش سپاه در تدارک کودتا تا آنجا پیش رفت که در برخی موارد با طرح شعار “مرگ بر روحانی “سعی کرد،سوار بر موج شود و کار را یکسره کند ولی شعار ها برگشت و امروز “شعار مرگ بر خامنه ای ” دارد عمومی می شود.سرلشکر یحیی رحیم صفوی مشاور و دستیار نظامی علی خامنه ای رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران با اشاره به وضعیت جاری در ایران گفته است “گاهی به نظر می‌رسد اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره می‌شود”.

سرلشکر صفوی فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او گفته که ایران در “دولت سازی مشکل دارد”.
آقای صفوی گفته است: “مردم به ادارات و سازمان‌ها و شهرداری‌ها مراجعه می‌کنند و مشکلاتشان برطرف نمی‌شود و همین مسائل ایجاد نارضایتی کرده و ضدانقلاب نیز بلافاصله سوءاستفاده می‌کند و مردم را ناراضی جلوه می‌دهد که بخشی از این نارضایتی‌ها به دلیل ناکارآمدی مسئولان است”.
در هفته های اخیر به دنبال بی ثباتی کم سابقه در بازار ارز و سکه، اعتراضات جدیدی در ایران شکل گرفته به طوری که بازار تهران شاهد تعطیلی مغازه‌ها و اعتراضات گسترده علنی بوده است.

رسانه‌های ایران می‌گویند آقای صفوی این اظهارات را در جمع “پیشکسوتان و رزمندگان دفاع مقدس استان فارس در حسینیه ثارالله” عنوان کرده است.
این مقام نظامی در اظهارات اخیر خود گفته “هم اکنون در اداره جامعه، اقتصاد و مسائل فرهنگی با برخی از مشکلات مواجه هستیم”.
سرلشکر پاسدار صفوی در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در مورد وضعیت توافق هسته ای و دیدگاه آیت‌الله خامنه ای، گفته است “مقام معظم رهبری از همان ابتدا به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نبودند و این مسئله را اعلام کردند، اما به دلیل همان پایبندی به قانون اساسی کشور به دولت اجازه دادند وارد مذاکرات برجام شوند؛ حالا اگر دولت راه‌ اشتباه رفته است گناه حضرت آقا چیست؟ خُب این دولت انتخاب مردم بوده است”.
مقام های دولتی در هفته های اخیر درباره امکان حفظ توافق هسته ای (برجام) که به رفع گسترده تحریم های بین المللی علیه برنامه اتمی ایران منجر شد، ابراز تردید کرده اند. این تردیدها پس از خروج آمریکا از این توافق پیش آمده است.
آیت‌ا‌لله خامنه‌ای هم برای باقی ماندن در این توافق شروطی گذشته که مقام های دولتی می گویند ممکن است این شروط محقق نشود و ایران مجبور به خروج از توافق شوند.
برخی از چهره های سیاسی و اقتصادی ایران طی هفته های اخیر درباه بحران های فزاینده ای که نظام جمهوری اسلامی با آن رو به است هشدار داده اند.
محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران دیروز در جلسه اتاق بازرگانی ایران حاضر شد و گفت “اکنون هدف دشمنان نه نظام، نه دولت روحانی، بلکه ایران است”.
وزیر خارجه ایران گفته خیال نکنید “اگر روحانی رفت، اصولگرا موفق می‌شود”.

No responses yet

Mar 18 2018

نماینده مجلس: معتقدم اگر یک نظامی رئیس‌جمهور شود کشور را نجات خواهد داد

نوشته: در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

الف: محمدعلی پورمختار که در مجلس نهم رئیس کمیسیون اصل 90 بود و در مجلس دهم با توصیه علی لاریجانی راهی کمیسیون حقوقی و قضایی شد ناگفته های زیادی از بررسی پرونده ها در کمیسیون اصل 90 داشت. او حتی از تهدیدهایی که شده بود سخن گفت و تعریف کرد که در جریان بررسی ها، برخی به او می گفتند مراقب باش زمانی با کامیون تصادف نکنی.

محمدعلی پورمختار در گفت‌وگو با خبرآنلاین از تهدیدها بر سر رسیدگی به پرونده‌های تخلف در کمیسیون اصل نوه روایت کرد. او همچنین علت مماشات با احمدی‌تژاد را تلاش نظام برای حفظ او معرفی کرد.

آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفت و گو است:

آقای پورمختار! شما در مجلس نهم که دور اول حضورتان در مجلس هم بود در راس یک کمیسیون حساس قرار گرفتید و به شدت هم عملکردتان حساسیت برانگیز بودید، کمیسیون اصل نود بخاطر ماهیت فعالیست کمیسیونی است که در هر صورت شما را در معرض یک سری فشارها و لابی های پشت پرده قرار می داد، حتی شما در این دوره هم گفتید که توصیه شده بودید برای حفظ جانتان دیگر به این کمیسیون نروید. شما باید خیلی خوب اینها را لمس کرده باشید. چقدر تحت فشار قرار می گرفتید یا پیشنهاد مالی یا سمت بالاتر به شما می دادند، درباره پرونده هایی که بسیاری شان با اسم چهره هایی از جمله رئیس جمهور سابق گره خورده بود؟

خوشبختانه هیچ گیری نداشتم و ندارم. چون خوشبختانه من این بداخلاقی ها را دیدم و می بینم و چه رقبای انتخاباتی و چه اشخاصی که باید پیگیری می کردیم در جهت مفاسدی که مرتکب شدند یا رفتارهای سیاسی غیرمنظم و خارج از سیاست های اصولی کشور و نظام داشتند، طبیعتا آنها هم برمی گردند به شما تنه می زنند و سعی می کنند شما را ساکت کنند یا از میدان به در ببرند، آن هم با رو کردن مثلا بعضی از رفتارهایی که غیرمنطقی بوده یا جامعه نمی پسندد یا خلاف بوده. خب من خوشبختانه در این حوزه خودداری و خویشتن داری کردم و گزکی در اختیار هیچ کس نیست که بخواهد چیزی را رو کند و الان هم همین است. گرچه در کمیسیون اصل نود نیستم ولی همان رفتارهای دوره گذشته را دارم، برهمین مبنا هیچ نگرانی ندارم، قاطعانه کار را دنبال می کنم و خیالم هم راحت است. در عین حال فشارها هم وجود دارد، آن دوره خیلی بیشتر بود، چون برآیند اقدامات کمیسیون هم به خود من برمی گشت، مضافا اینکه عمده کارهایی که در کمیسیون صورت می گرفت خودم پیشگام و پیگیر بودم، برهمین اساس تهدیدها، فشارهای مختلف، گزارش های نادرست علیه من به مراجع مختلف می دادند، امثال شورای نگهبان و مجلس و دستگاههای دیگر برای اینکه بتوانند ذهنیت منفی درست کنند.

مصداقی می گویید؟

نمی خواهم اسم ببرم.

مثلا در پرونده آقای احمدی نژاد چقدر تحت فشار بودید؟ چون پرونده در دوره شما به جایی رسید.

فی المجموع همه اینها بود و در بخش های مختلف هم مطرح و دنبال می شد و ادامه دار هم بود. مهمتر از همه اینها من که به هیچ وجه اهل ترس نیستم و این در وجود من است و فکر کنم ناشی از حضور من در سن 18سالگی در جبهه های جنگ است که از روزهای اول جنگ پیشگام بودم و تا آخرین روزها هم آنجا بودم و به همین مناسبت هیچوقت نترسیدم و همان هم روحیه این چنینی در این کسوت هم برای من ساخته. برای همین نگران نبودم که من را بزنند، بکشند، شهید کنند…

در این حد هم تهدید شده بودید؟

بالاخره خیلی ها به من غیرمستقیم می گفتند مواظب باش که در رفت و آمد یک باره یک کامیون از رویت رد نشود. چون من تا امروز هم، راننده نگرفتم و تنها رفتم و تنها آمدم و از این جهت هم نگران این موضوعات نیستم ولی رفتارهایی که وجود داشته و الان هم وجود دارد، موجب شده که نمایندگان هم یک مقدار نتوانند آزادانه وظیفه شان را انجام دهند، اینها یکی از دلایل کاهش کارایی مجلس به شمار می رود. غیر از آن بخشی که ممکن است نخواهند نظارت یا پیگیری و برخوردی کنند یا براساس رفاقت یا براساس نیاز، نه نیاز شخصی که نیاز منطقه.

متاسفانه مجموعه نمایندگان شهرستان ها دچار مصیبت و بلیه ای هستیم و آن اینکه باید در منطقه کار اجرایی کنیم از حل مشکلات شخصی تا مشکلات عمومی از آب و برق و گاز و آسفالت و بهسازی و ایجاد اشتغال و توقع اینکه کارخانه بسازیم یا پاساژ بسازیم و … فلذا مجبوریم با دستگاههای اجرایی تعامل داشته باشیم. این را به تجربه می گویم، الان هم شاهدش هستیم، هر جا که نقد، پیگیری، تحقیق و تفحص یا سوالی بوده از آن سو هم عکس العمل در محدودسازی این کار بوده. راه حل و راهکارش این است نمایندگان برای اینکه به وظایف اصلی و اصولی خودشان بپردازند و مخصوصا در حوزه نظارت که خیلی ضعیف الان عمل می کنند، این است که از قید و بندها خارج شوند و یک راهکار اصلی استانی شدن است. اگر استانی شود که امیدوارم ظرف یکی دو سال آیینده که انتخابات بعدی هست ما بتوانیم این کار را انجام بدهیم، بار عمده ای از این موضوع از دوش نمایندگان برداشته می شود،

مسوولان اجرایی خودشان باید پاسخ بدهند و پیگیر باشند و مجلس و نمایندگان بتوانند با تحقیق و پژوهش قوانین درست و کارآمدی را تصویب کنند و هم اینکه نظارت درستی داشته باشند که مشمول تحریم نشوند.

یعنی شما امیدوار هستید که به سمت انتخابات استانی پیش برویم. برخی معتقدند بهترین حالت این است که ما به سمت یک مجلس راهبردی پیش برویم چرا که الان مجلس آنقدر درگیر مسائل منطقه ای است نمی تواند به مسائل کلان برسد. یعنی به جای استانی شدن، چیزی شبیه مجلس سنای پیش از انقلاب ایجاد کنیم؟

دیدگاههای مختلفی وجود دارد. این دیدگاه را هم در نماینده ها می بینیم ولی من اعتقاد دارم می توانیم بدون اینکه نیاز به اصلاح قانون اساسی داشته باشیم که بخواهیم مجلس دومی را تاسیس کنیم، از ظرفیت شوراها باید استفاده کنیم. ما می توانیم شوراهای استان ها و شهرستان ها را به مجالس محلی تبدیل کنیم. آنها اختیارات بیشتری داشته باشند کما اینکه در قانون اساسی چنین اختیاری داده شده که مصوبات شوراها، باید توسط استاندار و فرماندار و مدیران اجرا شود. این ظرفیت بالایی است ولی شوراها به لحاظ اینکه مسائل حاشیه ای در این 4دوره بر آنها عارض شده و ضعف رفتاری که داشتند و ضعف تصمیم گیری ها، یک مقدار کنار زده شده اند و این ناخواسته اتفاق افتاده. کسی هدف نداشته آنها را کنار بگذارد ولی رفتارهای خودشان باعث شده اعتماد نسبت به شوراها کاهش پیدا کند. اگر ما شوراها را تقویت کنیم و تبدیل به مجالس محلی و استانی شود و کار قانونگذاری هم داشته باشند، منتهی نه قانون گذاری مصطلح، بلکه برای حل مشکلات استان و شهرستان، می تواند جایگزین کارهای ما نماینده ها شود که الان گرفتار آن هستیم. این نزدیک ترین راه است.

آقای پورمختار! سال 88 که خیلی از اصولگراها پشت آقای احمدی نژاد بودند شما جایی گفته اید که به ایشان رای ندادید، این یعنی به آقای رضایی خیلی اعتقاد داشتید یا اعتقادی به احمدی نژاد نداشتید؟

من به لحاظ شناختی که از محسن رضایی داشتم ایشان را یک آدم استراتژیست و دارای تفکر می دانم و برهمان مبنا اعتقاد دارم که اگر ایشان رئیس جمهور می شد نه به لحاظ تعصب نظامی گری و پاسداری، بلکه به خاطر شخصیت خودش، با همین نگاه به ایشان رای دادم و روی همین اساس ولی خب دیدگاهی که وجود دارد و بعضا هم رسانه ها این را تشدید می کنند و گسترش می دهند که نظامی ها نباید رئیس جمهور شوند، من اعتقاد دارم که اگر یک نظامی رئیس جمهور شود حتما می تواند کشور را از مشکلات نجات بدهد.

یعنی باید منتظر باشیم یک نظامی رئیس جمهور شود؟

انشالله.

واقعا احمدی نژاد چقدر برای نظام هزینه ساز شد؟

هزینه های احمدی نژاد بیشتر از دو سال دوم دوره آخر ریاست جمهوری اش شروع شد.

البته این توجیه برخی اصولگراهاست چون خیلی ها می گویند احمدی نژاد در استانداری و شهرداری هم همین بوده؟

من خودم تا زمانی که ایشان شهردار شد، شناختی از او نداشتم. رفتارهایش در شهرداری به اینکه با مردم و کنار مردم باشد، به جای اینکه در صف اول نماز جمعه تهران بنشیند در میان مردم بود، روحیه اش این بود و باعث شد مردم به او گرایش پیدا کنند ولی از لحاظ سیاسی و رفتاری در همین دو سال آخر ایشان به انحراف رفت و خیلی از اصولگراهایی که از او حمایت کرده بودند جدا شدند. کسانی که در کنارش ماندند با این نگاه بود که ایشان را حفظ کنند. با بعضی که صحبت می کردم می گفتند ما باید کنارش باشیم اجازه ندهیم منحرفین ایشان را از راه به در ببرند و بیشتر خرابش کنند.

نتیجه ای هم داشت؟

نه. آنها نتوانستند این کار را بکنند و احمدی نژاد الان یک راه کاملا انحرافی را طی می کند.

اینکه شما می گویید نه دور اول و نه دور دوم به او رای ندادید یعنی مطابق صحبت آقای فیروزآبادی به باطنش پی برده بودید؟

نه.

آقای فیروزآبادی می گویند ما بعدها به باطن ایشان پی بردیم.

ایشان هم درست گفته. ما همیشه به ظاهر، رفتارها، صحبت ها، اعمال نگاه می کنیم. ما که از باطن کسی خبر نداریم و مسوول نیستیم، برهمین اساس ظاهر افراد ما را به این سمت می برد که حمایت کنیم یا نکنیم.نه ایشان بلکه هر رئیس جمهوری. آقای روحانی هم خارج از این بحث نیست. ما که از باطن ایشان خبر نداریم. کسی که به او رای داده که خبر ندارد. شما از باطن من خبر ندارید ولی همین رفتار و حرف و صحبت من نشان دهنده بخشی از آن مکنونات قلبی من است ولی یک وقتی ظاهرسازی ممکن است بکنم. من معتقدم احمدی نژاد ظاهرسازی نداشت بلکه در همین دو سال آخر توسط بعضی از عواملی که در کنارش بودند اغوا شد و ایشان را منحرف کردند.

یعنی بقایی و مشایی منحرفش کردند؟

من اسم نمی آورم.

خب چرا نظام با احمدی نژادی که منحرف شده مماشات می کند؟

خیلی ها این سوال را می پرسند اگر سوال هم نکنند من در سخنرانی ها به آن اشاره می کنم. دیدگاه نظام، مخصوصا شخص مقام معظم رهبری جذب حداکثری است. بارها و بارها این را اعلام کردند و حفظ افراد و شخصیت ها در دایره نظام است و جلوگیری از سر خوردن آنها به سمت دشمنان. پس برداشت خود من این است که وقتی مقام معظم رهبری ایشان را عضو مجمع تشخیص می کند، می خواهد او را حفظ کند. یعنی این یک پیام به خود او هم هست که تو عضو مجمع هستی و در این چارچوب باید رفتارهایت را تنظیم کنی. وقتی فعلا با او برخورد نمی شود باز هم برای حفظ او است، کمااینکه با خیلی ها هم همین رفتار صورت گرفته.

یعنی نظام از احمدی نژاد نمی ترسد؟

احمدی نژاد چیزی نیست که کسی بخواهد از او بترسد.

آقای پورمختار! یکشنبه سیاه هر چقدر هم بگوییم آقای لاریجانی توانست خوب آن جلسه مجلس اداره کند ولی در نهایت یکشنبه سیاه و یک اتفاق خیلی بد در نظام بود. احمدی نژاد می تواند چنین مانورهایی دوباره در نظام بدهد؟

ممکن است نسبت به بعضی از افراد اطلاعاتی داشته باشد ولی این اطلاعات شما مطمئن باشید اگر هم افشا شود تاثیری در اصل نظام ندارد. ممکن است نسبت به بعضی افراد ذهنیت هایی را به وجود بیاورد. منتهی اساس و پایه نظام ما رهبری و ولایتش است که دوست و دشمن از او تعریف می کنند که کاملا سالم، ساده زیست و بدون هیچگونه نکته منفی یا نقطه ضعفی است. مردم هم رهبری را قبول دارند و هر وقت تقاضایی از مردم کرده و خواسته ای داشته مردم پای کار آمدند. حالا مثلا از من چیزی بگوید یا از فلان مسوول بگوید، مردم او را طرد می کنند به این سمت نمی روند که اصل نظام را تغییر دهند.

مردم می گویند شورای نگهبان در تایید صلاحیت او اشتباه کرده….

شورای نگهبان حکم به ظاهر کرده. رفتارهای ایشان در 6سال اول تحسین برانگیز بود. تقابل با دشمنان، مقاومت، روحیه خدمت، روحیه جهادی، حضور در استان ها، وزرایش را دیوانه کرده بود. بعضی ها با آن که دعوت شده بودند برای دور دوم نیامدند چون می گفتند ما نمی توانیم پا به پای ایشان کار کنیم. 4ساعت بیشترنمی خوابید، بارها و بارها به خاطر خستگی زیر سرم رفت تا حدی که خود مقام معظم رهبری به او تذکر می داد که بیشتر مراقبت کن. آن احمدی نژاد مورد تایید شورای نگهبان در 88 هم بود ولی احمدی نژاد به اعتقاد من از سال 90 منحرف شد.

خب این انحراف یک باره که به وجود نمی آید؟

چرا نیاید؟ اعتقاد کسی را کسی بدزدد، بعد بگوید من 24 میلیون رای دارم، با امام زمان ارتباط دارم و وقتی با امام زمان ارتباط دارم چه نیازی به ولایت فقیه و روحانیت دارم؟

توهم نماینده امام زمان بودن را بعضی از روحانیت اصولگرا در ایشان ایجاد کردند.

من بعید می دانم و نشنیدم که کسی چنین چیزی گفته باشد.

از تریبون نماز جمعه گفتند اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست.

درباره آقای هاشمی می گفتند.

آن که شعار مردم بود.

آنجا هم از تریبون نماز جمعه گفتند.

اینکه شما می گویید اغوا شد، شاید واقعا اینطور نبوده و آنقدر حامیانش او را بالا بردند که به آن درجه از خودشیفتگی و توهم سیاسی رسید.

همین شد دیگر. بالاخره یک تعدادی دور و اطراف آدم هستند که مدام در آتش این جهنمی که در درون انسان است که خودشیفتگی و نفس است می دمند. لذا انسان خودش باید هشیار باشد که ببیند واقعیت چیست.

پرونده های احمدی نژاد در اصل 90 چطور شروع شد و به کجا رسید؟

قبل از اینکه به این بپردازم مقایسه ای با بعضی دیگر بکنم، برادر آقای احمدی نژاد که فوت کردند رئیس بازرسی اش بود و بعدا از او جدا شد. روابط خانوادگی و برادری اش را به هم زد. شما برو در زندگیش ببین چه دارد؟ در این دو سال آخر زندگی اش داخل خانه افتاده بود و هیچ کس هم سراغش را نمی گرفت.

چه زمانی کمیسیون اصل 90 به پرونده های احمدی نژاد ورود کرد؟ شما خودتان پیشقدم بودید؟

بله.

یک سری پرونده های بقایی بود و یک سری هم برای خود احمدی نژاد.

اینها سه مورد بود.

از چه زمانی فکر کردید باید کمیسیون اصل 90 روی یک سری از رفتارهای احمدی نژاد و اطرافیانش زوم کنید؟

همان دو سال آخر گزارشاتی از بعضی از تخلفات می آمد. نه تخلفات خودش بلکه کسانی که دور و برش بودند و بر همان مبنا اینها را پیگیری می کردیم و به سازمان بازرسی ارجاع می دادیم، بخش هایی که تکمیل می شد به قوه قضاییه می فرستادیم. درباره خود ایشان هم این سه پرونده ای که مفتوح شد و به قوه قضاییه فرستادیم در همین دو سال آخر مسوولیت ایشان بود.

هنوز به سرانجامی هم نرسیده؟

نمی دانم چه شده. چند جلسه غیرعلنی هم در قوه قضاییه تشکیل شد ولی ایشان نیامد. گرچه نمایندگانی از مجلس شرکت می کردند ولی ما از سرانجامش خبر نداریم.

*در آن پرونده ها تحت فشار نبودید؟

می دانستند که من گوش به حرف کسی نمی دهم.

*مثلا آن زمانی که گفتند آقای رحیمی بین نماینده ها سکه یا کارت هدیه پخش کرد، چقدر به خاطر این موضوع پرونده ای از احمدی نژاد در کمیسیون اصل 90 بود؟ به خودتان درباره این قضیه پیشنهادی شد؟

نه در این قضایا هیچ پیشنهادی نبود که بخواهند و ما پیگیری نکنیم.

اخیرا آقای کدخدایی از واژه مهندسی انتخابات استفاده کردند و کنایه زدند که احمدی نژاد دنبال مهندسی انتخابات بوده است و …

مهندسی انتخابات این است که شما صفر تا صد کار را طرح و برنامه داشته باشی، قدم به قدم و مرحله به مرحله؛ بگویی این آقا باید نماینده مجلس یا رئیس جمهور شود. در صورتی که چنین چیزی نبود. اگر احمدی نژاد گفته شما زود تایید کنید که مهندسی انتخابات نیست.

احمدی نژاد معتقد است شورای نگهبان مهندسی انتخابات می کند. اگر در سال 88 دو نفر چنین حرفی زدند الان احمدی نژاد هم همان حرف ها را می گوید.

آنها گفتند در انتخابات تقلب شده و البته اعتراض به حقی هم درباره دخالت بعضی از اعضای شورای نگهبان و سخنرانی برای احمدی نژاد داشتند. از جمله آقای الهام که در مصلی برای احمدی نژاد سخنرانی کرد. این یک تخلف آشکار بود و نباید این کار را می کرد. چون بالاخره شورای نگهبان در مقام و مسوولیت قضاوت است لذا کسی که طرفدار باشد معلوم است که هر مساله ای که پیش بیاید نمی تواند خیلی قضاوت بی طرف داشته باشد بنابراین من اعتقاد ندارم که مهندسی می کند که چه کسی رای می آورد یا نمی آورد. روی همین مبنا اگر امروز احمدی نژاد می گوید که مهندسی شده که من نیایم این خیلی روشن است و نیاز به مهندسی ندارد. ایشان از حرف رهبری خارج شد. رهبری گفتند شرکت نکن، بعد نامه نوشت که من شرکت نمی کنم و بعد گفت نظر من امروز عوض شده، خب معلوم بود شورای نگهبان باید او را رد می کرد. اگر ایشان گوش می کرد در دوره بعد می توانست شرکت کند. مثل دیگری که اگر آن رفتارها را نمی کرد چه بسا الان رئیس جمهور بود به جای در حصر بودن.

احمدی نژاد به حصر نمی رسد؟

امام همیشه یک جمله می فرمود که ما با کسی عقد اخوت نبستیم. لذا کسی فکر نکند که رئیس جمهور بوده یا نزدیک رهبری بوده پس هر کاری می تواند انجام بدهد. احمدی نژاد هم باید به هوش باشد و توجه داشته باشد که این رفتارها نه مورد پسند و رضایت مقام معظم رهبری است و نه مردم رضایت دارند. البته یک تعدادی او را تشویق می کنند و دورش کف می زنند و االله اکبر می گویند. اینها همان چهل، پنجاه نفری هستند که هستند. ایشان باید توبه کند.

در برخی جلسات مجمع آقای احمدی نژاد غیبت داشتند الان یک احتمالی وجود دارد که می خواهند او را کنار بگذارند.

احمدی نژاد که می رود یا نمی رود بالاخره همینطوری است. روی همین اساس در دوره قبل زمان مرحوم آقای هاشمی چون با ایشان زاویه جدی داشت خیلی کم شرکت می کرد. اگر هم می آمد ساکت یک گوشه می نشست و حرفی هم نمی زد. الان شرایط فرق می کند و بیشتر شرکت می کند.

یعنی الان احساس نزدیکی به آیت الله هاشمی شاهرودی دارد؟

تقریبا. برای اینکه اعضای حقیقی مجمع را خود مقام معظم رهبری تعیین می کند پس کسی نمی تواند بگوید چه کسی صلاحیت دارد یا چه کسی باید کنار برود. اگر یک زمانی مصلحت ایجاب بکند و بحث توجه به عدم عقد اخوت حتما موجب این خواهد شد که یک تصمیم از سوی مقام معظم رهبری گرفته شود.

الان مجلس طرح اعاده اموال مسوولین بعد از 40 سال را مطرح می کند. شما خودتان حاضر هستید این کار را انجام دهید؟

بله.

خب همین الان لیست اموالتان را به ما بگویید.

بنا باشد بدهم می دهم هیچ مشکلی ندارم.

چقدر این امکان هست که برای مسوولان 40 سال اموال را بررسی کنند و مثلا یک مقداری را پس بگیرند؟

بالاخره این در طرح هست اینکه چقدر اجرایش ممکن باشد یا نباشد اما و اگر وجود دارد ولی من اعتقاد دارم این بیشتر به سال های اخیر می تواند برگردد نه 40 سال پیش. اینکه سی سال یا 25 سال پیش یک نفر وزیر یا نماینده بوده و بعد رفته پی کار اقتصادی…

No responses yet

Jul 19 2016

کودتای ترکیه؛ تئاتری که ژنرال‌ها خودکشی کردند: حبیب حسینی‌فرد کارشناس امور بین‌الملل

نوشته: در بخش: خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: هنوز هم در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی این حدس و گمان قوی است که کودتای ترکیه کار خود اردوغان و دولت او بوده تا بهانه و دست بازتری برای تصفیه ارتش و سایر نهادها از مخالفانش، به خصوص هوادران فتح‌الله گولن، پیدا کند و طرح خود برای تغییر ساختار سیاسی کشور را به اجرا بگذارد.

هواداران این فرضیه که اغلب در برخورد با پدیده‌ها و رویدادها قبل از هر چیز کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه می‌بینند این جمله اردوغان که «کودتا برای ما نعمت خدا بود» را هم تاییدی بر فرضیه خود می‌گیرند. یک فرضیه دیگر هم این است که کودتا واقعی بوده و دولت هیچ نقشی در آن نداشته است. فرضیه سومی هم می‌توان به آن اشاره کرد، که دولت در کودتا نقشی نداشته ولی کلا هم (به خصوص در ساعات آخر) از آن بی‌خبر نبوده.

هیچ دولتی به خصوص کشوری مثل ترکیه که در منطقه‌ای حساس واقع است و عضو ناتو هم هست به سختی حاضر است که این گونه وارد ریسک ‌شود که خانه خود را بسوزاند با این امید واهی که نه تنها نسوزد، بلکه از روز اولش هم بهتر شود و در عین حال عامدانه به تضعیف ارتش کشور هم کمر ببندد.
تئاتری که ژنرال‌ها خودکشی کردند

در واقع مطابق فرضیه اول، هزاران نفری که تا کنون از صفوف ارتش بازداشت شده‌اند قاعدتا باید ناآگاهانه ملعبه دست دولت شده باشند و سال‌ها در زندان بمانند تا دولت بتواند تئاتر خود را اجرا کند و به اهداف خود دست یابد.

یا شاید هم که ۶ ژنرال و ۲۸ افسر میان پایه و بلندپایه دیگری که در کودتا دخیل بوده‌اند همه آگاهانه با اردوغان روی هم ریخته بوده‌اند تا به سود او یک کودتای نمایشی برگزار کنند، به او قدرت بیشتری بخشند و بعد هم خود همگی به زندان بروند.

این نیز هست که هیچ دولتی به خصوص کشوری مثل ترکیه که در منطقه‌ای حساس واقع است و عضو ناتو هم هست به سختی حاضر است که این گونه وارد ریسک ‌شود که خانه خود را بسوزاند با این امید واهی که نه تنها نسوزد، بلکه از روز اولش هم بهتر شود و در عین حال عامدانه به تضعیف ارتش کشور هم کمر ببندد.

در رد فرضیه اول می‌توان به این واقعیت هم اشاره کرد که دستکم برخی از کودتاچیانی که دستگیر شده‌اند در مورد خط و ربطشان با جنبش گولن بحث‌هایی مطرح بوده است. از جمله رهبر کودتا، ژنرال آکین اوزترک، و دامادش که او هم از مقام‌های ارشد ارتش در استانبول بوده از سال پیش در ترکیه شایعاتی قوی در مورد گرایششان به فتح‌الله گولن بر سر زبان‌ها بوده است.

گسترش نفوذ و حضور هوادارن گولن در ارتش از سال ۱۹۷۰ به این سو کمتر مورد تردید است. این جنبش که در قدرت‌گیری اردوغان و حزب عدالت و توسعه نقش مهمی بازی کرد، تا تضعیف و تصفیه جناح سکولاریست‌های کمالیست که ارتش را در ۸۰ سال گذشته محور سیاست و اقتصاد در کشور کرده بودند، یعنی تا سال ۲۰۱۱ همچنان با اردوغان و سیاست‌های او همراه بود. از سال ۲۰۱۱ به دلایلی رابطه میان جنبش گولن و حزب حاکم ترکیه هم تیره شد و تصفیه هواداران این جنبش هم به دستور کار دولت بدل شد. از همین رو اسامی شماری از کودتاچیان هم در فهرستی بوده که قرار بوده در جلسه آتی شورای عالی نظامی در ماه اوت از کار برکنار یا حتی بازداشت شوند

برخی از رسانه‌های ترکیه در تحلیل‌های خود نوشته‌اند که دستگیری این نظامیان و شماری دیگر از نزدیکان به جنبش فتح‌الله گولن (بعضا مخالفانی که هیچ ارتباطی هم با گولن نداشته‌اند) قرار بوده حتی قبل از جلسه شورای عالی نظامی، یعنی در روز ۱۶ ژوئیه، یعنی یک روز بعد از روزی که کودتا شد، به جریان بیافتد و همین، کودتاگران را در انجام طرح خود به شتاب واداشته که کودتایی این چنین درهم‌ریخته و بی‌برنامه را به اجرا درآورند.

شاید آخرین امید کودتاچیان در ریسکی که به آن دست زدند تنها این بوده که مثل مورد پرتغال در سال ۱۹۷۴ که بخشی کوچک در ارتش دست به کودتا زد فورا حمایت و همراهی مردمان مخالف اردوغان را برانگیزند و با قدرت این مردم کودتا را به پیروزی برسانند، محاسبه‌ای که تحقق نیافت.
امید به تکرار تجربه کودتای میخک پرتغال؟

تجربه‌های کودتاهای سابق در ترکیه که برای کودتاگران غریب هم نبوده، حاکی از آن است که باید در ارتش، به خصوص نیروی زمینی را همراه خود داشته باشی و نسبت به حمایت متحدان ناتویی‌ خود هم کم و بیش مطمئن باشی. در دوران معاصر کنترل تمام و کمال همه رسانه‌های متعارف و نوین هم بخشی از اقدامات برای موفقیت کودتاست.

کودتاچیان ترکیه که عمدتا از سر نگرانی در مورد وضعیت خویش، نه لزوما بهره‌مندی از امتیازاتی که ارتش در کودتاهای سابق برای خود می‌دید (دولتی در دولت و تسلط نسبی بر بسیاری از اهرم‌های سیاسی و اقتصادی کشور) دست به کودتا زدند، هم به خاطر عدم پشتیبانی و داشتن نیروی لازم در ارتش و هم به سبب شتاب پیشدستانه‌ای که در اقدام خود داشتند تقریبا هیچ یک از مقدمات یادشده را تدارک ندیده بودند. شاید آخرین امید آنها در ریسکی که به آن دست زدند تنها این بوده که مثل مورد پرتغال در سال ۱۹۷۴ که بخشی کوچک در ارتش دست به کودتا زد فورا حمایت و همراهی مردمان مخالف اردوغان را برانگیزند و با قدرت این مردم کودتا را به پیروزی برسانند، محاسبه‌ای که تحقق نیافت.

این نیز هست که عصبیت و نگرانی در چهره و کلام اردوغان و نخست‌وزیر او به هنگام مصاحبه در گرماگرم کودتا هم حاکی از آن نیستند که آنها مشغول انجام یک بازی تئاتر بوده‌اند.

در فرضیه دوم اگر بخش اول یعنی عدم دخالت دولت را قبول کنیم، در مورد بخش دومش،عدم اطلاع آن، قطعیتی وجود ندارد. نشانه‌هایی که در این مورد موجودند ما را وارد بحث در مورد فرضیه سوم می‌کنند.

با توجه به این که بخشی از افسران دخیل در کودتا از نظر اردوغان و سازمان امنیت وفادار به او قابل اعتماد نبوده و برنامه حذف آنها در دستور کار بوده، طبیعی است که اعمالشان زیر نظر بوده باشد. اطلاع ولو ناقص از برنامه کودتا دستکم در همان روزی که شبش کودتا به جریان افتاد، به قدری بوده که دولت تدابیر شدیدتری در زمینه ترافیک در استانبول به اجرا گذاشت و اردوغان هم در هتل محل اقامتش نماند و درعین حال با ظاهری نسبتا آماده و آراسته در اسکایپ ظاهر شد.

کمتر کودتایی هم در وقتی از شب که خیابان‌ها هنوز شلوغند و تلویزیون‌ها هم در پربیینده‌ترین ساعات خود هستند به اجرا درآمده. وقت کودتا معمولا نیمه‌شب و در گرگ و میش صبح است تا با بازداشت‌ها و قرق‌ها فرصتی برای مخالفان برای بسیج و مقابله نباشد. کودتاگران ترکیه هم نباید از این نکات بی‌خبر بوده باشند، ولی همانطور که گفته شد در رقابت با دولت برای پیشدستی، افتاده‌اند و به سیم آخر زده‌اند.

سیاست‌های اردوغان و دولت او به خصوص در سه چهار سال اخیر بیش از پیش فضای اجتماعی کشور و از جمله ارتش را قطبی و پولاریزه کرده، به گونه‌ای که بخشی از این نهاد را حتی به اقدام ماجراجویانه و خودکشانه اخیر کشانده است.
در فاصله کودتا تا شش صبح

در بیانیه کودتاچیان که از تلویزیون خوانده شد، اعلام می‌شود که برای کودتایی که از ساعات اولیه شب شروع شده، ممنوعیت رفت و آمد از ساعت ۶ صبح روز بعد خواهد بود. در واقع کودتاچیان هم می‌خواسته‌اند به شکل متعارف کودتا را در ساعات نیمه‌شب به بعد شروع و در همان ساعات هم اردوغان و سایر مقام‌های کلیدی دولت را دستگیر کنند، ولی ظاهرا آگاه‌شدن دولت و لزوم سرعت عمل، کودتاچیان را در شرایطی قرار داده که کودتا را در ساعاتی زودتر شروع کرده‌اند، به گونه‌ای که حتی نتوانسته‌اند بیانیه خود را بازنویسی کنند و ساعت منع رفت‌وآمد را تغییر دهند.

اگر در روزهای آتی نشانه‌ها و علائم باز هم بیشتری دال بر درستی قطعی فرضیه سوم منتشر شود، باز هم نباید دو مورد را منتفی دانست.

در این تردیدی نیست که دمکراتیزه‌شدن نسبی فضای سیاسی و اجتماعی ترکیه، از جمله مهار فعال‌مایشایی ارتش که هیچ سنخیتی با دمکراتیزه‌شدن یک کشور ندارد جزء دستاوردهای دولت اردوغان در دو دوره اول زمامداری اوست که به ویژه در چارچوب طرح واردکردن ترکیه به اتحادیه اروپا امکان تحقق یافته است. از این تحول مثبت در کشور همه نیروهای لیبرال و چپ استقبال کرده‌اند و مخالفت آنها با کودتا در روزهای اخیر به رغم انتقادها و اعتراض‌هایی که به سیاست اردوغان دارند، از همین واقعیت نشات می‌گیرد.

با این همه، سیاست‌های اردوغان و دولت او به خصوص در سه چهار سال اخیر بیش از پیش فضای اجتماعی کشور و از جمله ارتش را قطبی و پولاریزه کرده، به گونه‌ای که بخشی از این نهاد را حتی به اقدام ماجراجویانه و خودکشانه اخیر کشانده است.

مورد دوم هم این که دولت حالا سعی خواهد کرد از کودتا برای رسیدن به مقاصد خود (تصفیه مخالفان، از جمله وابستگان به جنبش گولن در ارتش و دستگاه‌ قضائی و …) و تغییر سیستم پارلمانی به ریاستی به کام اردوغان، حداکثر استفاده را ببرد. گفته اردوغان که این کودتا یک نعمت الهی بود را باید در همین متن درک و فهم کرد.

رهبر وقت جمهوری اسلامی هم حمله ارتش صدام به ایران در سال ۱۳۵۹ را «نعمت الهی» توصیف کرد. و به راستی هم این جنگ اهرم‌ها و محمل‌های مناسبی در اختیار حکومت بعد از انقلاب گذاشت که طرح‌های خود برای حذف مخالفان و انحصاری‌سازی حکومت و تغلیظ مولفه‌های ایدئولوژیک در آن را به راحتی و سهولت بیشتری به اجرا بگذارد.
«نعمت الهی» مشروط

رهبر وقت جمهوری اسلامی هم حمله ارتش صدام به ایران در سال ۱۳۵۹ را «نعمت الهی» توصیف کرد. و به راستی هم این جنگ اهرم‌ها و محمل‌های مناسبی در اختیار حکومت بعد از انقلاب گذاشت که طرح‌های خود برای حذف مخالفان و انحصاری‌سازی حکومت و تغلیظ مولفه‌های ایدئولوژیک در آن را به راحتی و سهولت بیشتری به اجرا بگذارد.

در مورد ترکیه البته اردوغان به خصوص که اپوزیسیون موضعی درست و مسئولانه در محکومیت کودتا گرفت، در تضعیف و سرکوب بیشتر آن راه آسانی نخواهد داشت. جامعه مدنی ترکیه هم کم و بیش فعال است و همه این‌ها کمی که داغی فضا در روزهای پس از کودتا رفع شود، احتمالا با اعتماد به نفس و قدرت بیشتری وارد عمل خواهند شد. در عین حال ضعف و فترتی که حالا ارتش کشور به آن دچار شده هم شرایطی را ایجاب نمی‌کند که در حل مسائل داخلی و منطقه‌ای، از جمله در مورد کردها و مسئله سوریه زیاد به نیروی قهریه اتکا شود.

تعامل ترکیه با متحدان غربی خود در ناتو و اتحادیه اروپا هم به این یا آن میزان بر بحث‌ها و رویکردهای داخلی بی‌تاثیر نمی‌ماند و دست اردوغان و دولت او حتی پس از «نعمت الهی» هم به برای انجام مقاصد و طرح‌های خود تمام و کمال باز نخواهد بود. ترکیه پس از کودتا در مجموع وارد روندها و نوسان‌های پرابهام‌تری شده که کمتر در حال حاضر قابل پیش‌بینی‌‌اند.

ترکیه پس از کودتا در مجموع وارد روندها و نوسان‌های پرابهام‌تری شده که کمتر در حال حاضر قابل پیش‌بینی‌‌اند.

No responses yet

May 04 2016

«کودتای سپاه اشکالی ندارد، جای دوری نمی‌رود»

نوشته: در بخش: سیاسی

رادیوفردا: توسط اکبر گنجی

محسن رضایی از سپاه بیرون آمد تا از طریق فعالیت سیاسی رئیس جمهور شود. منتها هر بار که نامزد ریاست جمهوری یا مجلس شد، مردم با رأی خود او را پس زدند. این فرد متوهم وقتی با چنین واقعیت سختی مواجه شد، دوباره به سپاه بازگشت تا شاید از این راه به مدارج بالای قدرت دست یابد. درباره توهمات و مجیزگویی های او پیش از این مقاله هایی منتشر کرده ایم( به عنوان نمونه رجوع شود به مقاله های “عمله خامنه‌ای“، “جنگ: کودتای سپاه، زدن برجک آیت‌الله منتظری و رهبران فتنه“، “کودتای فرماندهان متوهم سپاه” ، “محسن رضایی؛ نماد نظام مجیزگویی فقیه سالار“).

او تاکنون حداقل دوبار خاطره مهمی نقل کرده که مطابق آن، آیت الله منتظری به آیت الله خمینی خطر کودتای سپاه را گوشزد کرده است. محسن رضایی در  ۲۳ تیر ۱۳۸۹ به مسئولان واحد اطلاعات سپاه در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ گفته است :

“آقای منتظری خدمت امام رفته و به امام گفته بود شما این‌همه از سپاه حمایت نکنید. امام فرموده بود: چرا شما این حرف را می‌زنید؟ آقای منتظری گفته بود: اینها ممکن است کودتا کنند…آقای منتظری چنین حرفی به امام می زند که این‌همه شما دارید از سپاه حمایت می‌کنید، فردا ممکن است کودتا کنند. امام به آقای منتظری گفته بود: خوب چه اشکال دارد؟ اینها بچه‌های خودمان هستند، جای دوری نمی‌روند! احمد آقا چند روز بعد برای من که تازه از جبهه برگشته بودم، تعریف کرد. در حقیقت، احمد آقا می‌خواست بگوید که امام چقدر شماها را قبول دارد و چقدر دوستتان دارد. به من گفت: دیروز آقای منتظری آمد و چنین حرفی زد. امام هم این‌طوری با وی برخورد کرد”.

محسن رضایی در مهر ماه  ۱۳۹۳ در سیمای جمهوری اسلامی گفت :

“سال ۱۳۶۳، بعد از عملیات خیبر، انتهای ۶۲ و آغاز ۶۳، یکی از دوستان ما پیش یکی از ائمه جمعه کشور می‌رود، ایشون در می‌یاد به ایشون می‌گه که شما فکر می‌کنید ما نمی‌دانیم شما دنبال چی هستید؟ حالا وسط درگیری و جنگ و زد و خورد، می‌گوید حاج آقا مگر ما دنبال چی هستیم؟ می‌گوید خوب شما دنبال این هستید که محسن رضایی را رئیس جمهور کنید، مگر از روی خون ما رد بشوید. آقای منتظری رفته خدمت حضرت امام، به امام گفته بودند که شما چرا این قدر از فرماندهان سپاه دفاع می‌کنید؟ امام گفته بود برای چی دفاع نکنم؟ آقای منتظری گفته بود آخه اینها ممکن است کودتا بکنند. امام یه کمی بهش نگاه کرده بود، [سپس] گفته بود: حالا چون اینها بچه‌های خودمان هستند، جای دوری نمی‌رود. زده بود تو برجک آقای منتظری“.

محسن رضایی سخنان خصوصی سال ۱۳۸۹ در منزلش  را در ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ در وبسایتش تحت عنوان “ماجرای واگذاری اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات چه بود؟ تحویل آش با جاش!” منتشر کرد. سایت راست افراطی رجانیوز در 9 ارديبهشت 1395 همان را تحت عنوان “آش را با جاش تحویل دادیم!/ آقای منتظری در سال 60 می گفت ممکن است سپاه کودتا کند” باز نشر داد، که قابل تأمل بسیار است.

تکرار بیان این خاطره و عدم واکنش نسبت به آن، از منظرهای گوناگون قابل نقد و تحلیل است:

یکم- دروغ گویی محسن رضایی: مدعای اشکال نداشتن کودتای نظامی سپاه با وصیت نامه آیت الله خمینی تعارض بنیادین دارد. آیت الله خمینی در پایان وصیت نامه اش در ۲۶ بهمن ۱۳۶۱ می نویسد:

“اکنون که من حاضرم، بعض نسبتهاى بی واقعیت به من داده می ‏شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می ‏شود مورد تصدیق نیست، مگر آن که صداى من یا خط و امضاى من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیماى جمهورى اسلامى چیزى گفته باشم“.

مدعای کاذب محسن رضایی با هیچ یک از این مصادیق انطباق ندارد. دروغ خود را به احمد خمینی نسبت می دهد که او هم در قید حیات نیست.

دوم- مخالفت شدید آیت الله خمینی با دخالت سپاه در امور سیاسی: آیت الله خمینی مخالف فعالیت سیاسی نظامیان و دخالت آنان در امور سیاسی بود. این نکته را بارها اعلام کرد و حتی در وصیت نامه اش نوشت :

“وصیت اکید من به قواى مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروه ها و جبهه ‏ها است به آن عمل نمایند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازی هاى سیاسى دور نگه دارند. در این صورت می ‏توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همۀ ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفۀ شرعى و میهنى آنان است که اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که ـ بى‏اشکال به تباهى کشیده مى‏شوند ـ و یا در بازی هاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است که با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا کشور از آسیب در امان باشد”.

آیت الله خمینی به صراحت می گفت سپاه باید از مناقشات سیاسی، جهات سیاسی، امور سیاسی و…به دور باشد. به صراحت می گفت انتخابات و مجلس ربطی به شما ندارد. به سه نمونه زیر بنگرید:

“همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسی کنار باشد آنها یک چیزی می فهمند که می گویند این را؛ ما که می خواهیم که سپاه و ارتش جند الله باشند و دسته بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند برای این که اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم” (صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۱۱).

به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهی ها باز صحبت هست، خوب انتخابات در محل خودش دارد می شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا بکنند، برای سپاه جایز نیست این، برای ارتش جایز نیست این” (صحیفه امام، جلد ۱۹، ص ۱۲).

“باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود،که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود، جهات نظامی آن از بین می رود”(صحیفه امام، جلد ۱۸، ص ۴۵).

آیا چنین فردی با چنین افکاری، کودتای نظامی سپاه را تأیید می کرد و استدالش این بود که بچه های خودمانند و جای دوری نمی رود؟ روشن است که محسن رضایی دروغ می گوید.

سوم- شکست سیاسی مردمی: محسن رضایی از سپاه بیرون آمد و وارد فعالیت سیاسی شد تا رئیس جمهور شود. بعد از این شکست های انتخاباتی، دوباره لباس سرلشکری بر تن کرده و به سپاه بازگشته است. گویی به کلی از کسب رأی از طریق انتخابات نا آمید شده و به دنبال آزمایش راه های دیگری است. البته شخصاً بازگشت به سپاه را معلول نگرانی نسبت به “حفظ اقتدار نظام و امنیت ملی” قلمداد می کند.

او اینک با لباس نظامی فعالیت سیاسی را دنبال می کند و به تهدید گروه ها سیاسی و رقبا می پردازد. در ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ در مراسم بزرگداشت سالروز عملیات بازی دراز از ضرورت حضور سپاه در کلیه عرصه ها دفاع کرد و گفت :

“در هر بعدی که دستاوردهای انقلاب تهدید شود، باید وارد عمل بشویم. سپاه و بسیج در برابر جناحی و فردی که بی قانونی کند و وارد نادرستی شود و موجب ناامنی شود ، سکوت نمی کند و اجازه نمی دهد که کسی و یا جناحی چه ازجناح چپ باشد و چه از جناح راست از رقابت های سیاسی عبور کند و وارد فاز براندازی نظام شود. ما پاسداران جناحی نیستیم ،انقلابی هستیم وخود را پاسدار انقلاب می دانیم . هرکه و هرجناحی که وارد براندازی نظام شود و یا وارد فعالیتهای ضدانقلابی شود پاسداران و بسیجیان جلوی آنها را خواهند گرفت…گروه ها وشخصیتها و سیاسیون  از هم انتقاد کنند و در چارچوب قانون یکدیگر را نقد کنند ولی وارد محدوده بر اندازی نظام نشوند.  هر فردی و هر جناجی باید رعایت کنند. اگر عده ای در مساله امنیت یا اقتصاد بخواهند نفوذ کنند و پای استعمار و آمریکا را باز کنند، پاسداران انقلاب سکوت نمی کنند”.

این سخنان تهدید آمیز از زبان یک فرمانده نظامی خارج می شود. این گونه سخنان تهدید آمیز همه روزه توسط سپاهیان بیان می شود. به عنوان مثال به دو نمونه زیر بنگرید:

حمیدرضا مقدم فر- مشاور رسانه ای فرمانده سپاه- در  ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ گفت : “افرادی که در جریان فتنه ۸۸ جزء ارکان فتنه بودند امروز در بعضی از تصمیم گیری ها و مسئولیت های کلان کشور حضور دارند و این به معنای نفوذ سیاسی است”. او دانش آموختگان دانشگاه های غربی را هم نفوذیانی به شمار آورد که شالکه فکری شان در غرب شکل گرفته است.

علی سعیدی- نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران- در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵گفت : “امروز برخی عده ای از عمامه به سرهای ما فکر می کنند برخی مشکلات را می توان با توسل به سکولاریسم غربی حل کرد…چه دلیلی دارد در عصر ولی فقیه ما شاهد کج فهمی افراد نسبت به دین باشیم؟ کج فهمی که در سه حلقه کارگزاران، اصلاح طلبان و کیان و حلقه نیاوران بروز و ظهور پیدا کرده است”.

چهارم- انتقام شکست های پیاپی و عادی سازی کودتای سپاه: حرکتی که با انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری در سال ۹۲ آغاز شد و با توافق هسته ای تداوم یافت، با رأی اعتراضی مردم و حذف “مثلث جیم” در انتخابات مجلس خبرگان رهبری و تشکیل مجلسی “میانه رو” از طریق حذف محافظه کاران افراطی دنبال شد.

آیت الله خامنه ای نشان داده است که همیشه به شکست ها از راه انتقام و مقابله واکنش نشان می دهد. او به صراحت گفته است که هنوز نتوانسته ایم دولت اسلامی تشکیل دهیم و اینک وقت تشکیل دولت اسلامی است(رجوع شود به مقاله “خامنه‌ای و سودای ناممکن اسلامی کردن دولت و جامعه و تمدن“).

آیت الله خامنه ای با مسائل عدیده ای پیش رو دارد. تعیین هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در چهارم خرداد، تعیین جانشین خود در شرایطی که قوه مجریه و مقننه، قوه مجریه و مقننه در دست محافظه کاران افراطی نیستند، طرح برجامیزه کردن داخل توسط روحانی/اعتدالیون/اصلاح طلبان، مطالبه رفع حصر، مطالبه برقراری رابطه با آمریکا و بهبود روابط با کشورهای منطقه، و…

آیت الله خامنه ای برای حل این مسائل و دیگر مسائل بزرگ، به شدت نیازمند سپاه و بسیج است. نظامیان اینک نیز حضوری گسترده در قلمرو سیاست و اقتصاد دارند، حضور ناروایی که با انقلاب و جنگ آغاز شد(رجوع شود به مقاله “جنگ ایران و عراق: ابزار قدرت و ثروت“). اما احتمالاً در شرایط غیر قابل  پیش بینی آینده به دخالت بیشتر آنان نیاز باشد.

طرح مدعای دروغ بلا اشکال بودن کودتای نظامی سپاه با این توجیه مضحک که راه دوری نمی رود ، چون بچه های خودمان هستند، توسط سر لشگر محسن رضایی در رسانه هایی چون سیمای جمهوری اسلامی و دیگر رسانه ها، برای عادی سازی اذهان عمومی است. به مردم و نیروهای سیاسی گفته می شود که “امام خمینی فرموده اند” اگر سپاه کودتا کند نه تنها بد نیست، بلکه خوب هم هست. بچه های خودمانند.

مگر آنها “برادران قاچاقچی خودمان” نیستند که به طور سازمان یافته در قاچاق ها و فسادهای بزرگ دست دارند؟ اگر هم کودتای نظامی کنند، می شوند “برادران کودتاگر خودمان“. سکوت  نیروهای سیاسی در برابر این دروغ سازی های بزرگ محسن رضایی غیر قابل فهم و ناموجه است. این دروغ، دروغ کوچکی نبوده و نیست که بتوان در برابر آن سکوت کرد. خطر، خطر بزرگی است، حتی اگر احتمال آن ضعیف باشد، چه رسد به این که سپاهیان همه روزه در حال تهدید و بگیر و ببند بوده و هستند.

انسان عاقل در برابر خطرات بزرگ و مهلک سکوت نمی کند. وقتی خطرهای مهلک براساس دروغ های بزرگ در حال ساخته شدن هستند، دموکراسی خواهان و مدافعان حقوق بشر نباید سکوت کنند. نظامیان باید به کلی عرصه سیاست و اقتصاد را ترک کرده و به وظایف حرفه ای خود که حفاظت از مرزهای ملی کشور است بپردازند، نه این که با دروغ بافی برای کودتا زمینه سازی ذهنی کنند. این دروغ را جدی گرفته و با آن باید مقابله کرد.

…………………………………………………………………………………………………..

نظر نویسنده بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Apr 22 2015

یک مقام ستاد کل نیروهای مسلح: سپاه پاسداران قصد کودتا ندارد

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: حسن رستگار پناه، جانشین مرکز مطالعات و امنیت پایدار ملی ستاد کل نیروهای مسلح گفته سپاه پاسداران قصد «کودتا» در جمهوری اسلامی را ندارد.

آقای رستگار‌ پناه اضافه کرده سپاه پاسداران دنبال «سهم‌خواهی» نیست و قصد کسب امتیاز از جریان‌های سیاسی و اقتصادی را هم ندارد.

وی افزوده سپاه قصد ندارد برای گرفتن سهم سیاسی از اسلحه استفاده کتد تا چند وزیر یا نماینده خاص داشته باشد.

رستگار پناه این مطالب را در پاسخ به پرسش‌هایی مبنی بر جدایی سپاه پاسداران از مردم و تلاش برای قبضه قدرت در ایران بیان کرده است.

این مقام نظامی گفته اخبار٬ گزارش‌ها و تحلیل‌هایی که علیه سپاه پاسداران منتشر می‌شود از سوی نیرو‌های «ضد انقلاب» و با هدف تخریب این نهاد نظامی است.

No responses yet

Jul 15 2014

کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا: باید نقشمان در کودتای ٢٨ مرداد را بپذیریم

نوشته: در بخش: تاریخی,روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا در گزارش مفصلی درباره روابط این کشور با ایران نوشته است که اگر ایران نقش خود در حمایت از تروریسم، حمله به سفارت بریتانیا در تهران و اقدامات گذشته خود را پذیرفت، بریتانیا هم باید آمادگی داشته باشد که گستردگی سختی‌هایی را که ایران در جنگ با عراق متحمل شد به رسمیت بشناسد و به هرگونه نقش بریتانیا در براندازی دولت محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ اذعان کند.

این گزارش می‌گوید که وزارت خارجه بریتانیا مرجع تصمیم‌گیری درباره موقعیت مناسب برای پذیرفتن رسمی نقش بریتانیا در کودتا است.

کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا از بازگشایی سفارت این کشور در تهران استقبال کرده است.

روابط ایران و بریتانیا به دنبال کلیک حمله‌ گروهی از بسیجی‌ها به سفارت بریتانیا در تهران تیره شده بود، اما به دنبال روی کار آمدن دولت حسن روحانی روابط تا حدودی بهبود یافته است.

ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا اخیرا اعلام کرد که زمان برای کلیک بازگشایی سفارت مناسب است.
‘روحانی قابل اعتماد است؟’

در بخش دیگری از گزارش کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا آمده است: “نمی‌توان لزوما گفت که [حسن] روحانی قلبا یک اصلاح‌طلب است، او عملگرایی است که می‌خواهد با برداشتن تحریم‌های غرب وضعیت زندگی ایرانیان را بهبود دهد و همزمان تا جای ممکن ظرفیت‌های هسته‌ای کشور را حفظ کند.”

با این وجود “او به دستیابی به یک توافق پایدار متعهد است و دست کم در مقطع کنونی باید به او اعتماد کرد. هرچند داوری درباره او باید بر مبنای کارهایش باشد و نه حرف‌هایش.”
مشکلات ویزا

گزارش کمیته روابط خارجی پارلمان بریتانیا به مشکلاتی که تعطیلی سفارت بریتانیا در تهران ایجاد کرده نیز اشاره کرده است.

مطابق این گزارش شمار دانشجویان ایرانی که برای تحصیل در بریتانیا ویزا گرفته‌اند از ۳۲۴۷ نفر در سال ٢٠١٠ به ۹۱۵ نفر در سال ٢٠١٣ کاهش یافته است.

در این گزارش آمده است که بریتانیا می‌توانسته تدابیری برای تسهیل صدور ویزا برای اتباع ایرانی داشته باشد. از جمله اینکه گذرنامه متقاضی ویزا را پیش از پایان روند صدور ویزا به متقاضی پس بدهد و یا اینکه طرف ثالثی را برای صدور ویزا در تهران تعیین کند.

No responses yet

Jun 02 2014

سخنان سرلشکر جعفری؛ اعتراف به کودتا؟

نوشته: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: فرمانده سپاه پاسداران گفته است که بازگشت دوم خردادی‌ها به قدرت “خط قرمز” نظام بود

فیلم کوتاه سخنرانی مهم سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران، سند مهمی است دال بر آن چیزی که سبزها در پنج سال گذشته «کودتای انتخاباتی» توصیف‌اش کرده‌اند.

فرمانده کل سپاه بدون هرگونه تعارف، از نقش نهادهای نظامی ـ امنیتی همسو با کانون مرکزی قدرت، پرده‌برداری دوباره می‌کند.

مهم‌ترین محورهای سخنان سردار جعفری اینهاست:

۱. تعریف «خط قرمز» توسط کانون مرکزی قدرت مبنی بر جلوگیری از «حضور دوباره اصلاح‌طلبان در حکومت».

۲. ممانعت از پیروزی موسوی و حتی دومرحله‌ای شدن انتخابات؛ امری که قطعی به نظر می‌رسید.

۳. مقابله با اعتراض و تظاهرات حتی «آرام»، و سرکوب گسترده نظامی، امنیتی و قضایی معترضان و حتی کنشگران.

اظهارات اخیر سردار جعفری، یادآور سخنان مهم سردار مشفق، جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران در سال ۱۳۸۹ است. اظهاراتی که میرحسین موسوی آن را «سندی برای اثبات تقلب و کودتای انتخاباتی» توصیف کرد.

سخنرانی آن مقام ارشد سپاه نیز تصویر ذهنی طراحان انتخابات ریاست جمهوری دهم، و نگاه آنان را به خطرات ناشی از شکست احمدی‌نژاد تبیین می‌کرد.

مشفق نیز به صراحت از نقش سازمان یافته سپاه پاسداران در کمک به پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات ۱۳۸۸، گفته بود. اظهاراتی که به شکایت هفت فعال سیاسی اصلاح‎طلب (محسن امین‌زاده، مصطفی تاج‌زاده، عبداله رمضان‌زاده، فیض‌الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهزاد نبوی) منتهی شد. اما این شکایت نتیجه‌ای جز تشدید فشار بر شاکیان به همراه نداشت.

سخنان سردار جعفری اما به‌دلیل جایگاه او در ساختار سیاسی قدرت، واجد اهمیتی متفاوت است. فرمانده کل سپاه پاسداران از سال ۱۳۸۴ ریاست مرکز تحقیقات راهبردی سپاه را به دستور و حکم رهبر جمهوری اسلامی عهده‌دار شده بود. او همچنین یکی از نزدیک‌ترین مقام‌های ارشد نظامی ـ امنیتی در جمهوری اسلامی به آیت‌الله خامنه‌ای محسوب می‌شود.

سردار جعفری آشکارا اعتراف و تصریح می‌کند که عزمی جدی وجود دارد که اصلاح‌طلبان بار دیگر در حکومت دست بالا پیدا نکنند. نیز این‌که «شیب» و روند انتخابات به گونه‌ای بوده که خروجی آن، احمدی‌نژاد نبوده است. و دست‌کم آن‌که انتخابات در سال ۱۳۸۸ به دور دوم کشیده می‌شد. امری که پیش‌بینی نتیجه‌اش (پیروزی موسوی) کار دشواری محسوب نمی‌شد. و افزون بر اینها، سرکوب گسترده و همه‌جانبه معترضان و منتقدان، که کسی از اتفاقات رخ داده شکایت نکند.

این مجموعه، و دخالت موثر و امنیتی کانون مرکزی قدرت در انتخابات، مجموعه اتفاقاتی را موجب شد که نه فقط دو نامزد معترض (موسوی و کروبی)، بلکه سیدمحمد خاتمی نیز آن‌را «کودتا» توصیف کرد. میلیون‌ها شهروند ایرانی دیگر هم به تقلب و دستبرد معنادار در انتخابات معتقد و بدان معترض شدند.

اظهارات بااهمیت جعفری، شاید روی دیگر آن چیز باشد که در آذر ۱۳۸۹ توسط میرحسین موسوی ابراز شد. نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم در اظهارنظری مهم تصریح کرده بود: «بعد از انتخابات دو ماه طول کشید که بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذائی نه برای از میدان بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است. بنده یکی و فقط یکی از این هدف‎ها و سنگ‌های سر راه بودم. جریان حاکم در آستانه انتخابات، بیست سال برای یکدست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود و ظاهرا قرار بوده که این انتخابات آخرین پرده این تلاش باشد. اقتدارگرایان به‌دنبال حذف کردن همه فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری.»

این ارزیابی مهم توسط کسی ابراز شده که برای سه دهه، یکی از شخصیت‌های مهم حکومت و از جمله افراد مطلع از آرایش نیروهای سیاسی در جمهوری اسلامی بوده است.

موسوی اینک افزون بر ۱۲۰۰ روز است که در حبس خانگی است؛ دولت احمدی‌نژاد ماه‌هاست پایان یافته و بسیاری از نزدیکان او به سوء استفاده‌های مالی نجومی متهم هستند و پیامدهای بحران‌خیز هشت سال مدیریت وی، دامن اکثریت ایرانیان و نیز نظام سیاسی را گرفته است.

در چنین وضعی، مشخص نیست که سردار جعفری و دیگر طراحان فرآیند انتخابات ۱۳۸۸ که نقشی مداخله‌جویانه و فراقانونی در آن ایفا کرده‌اند، چه توضیح و پاسخی در قبال تبعات اقدام سیاسی ـ امنیتی غیرقانونی خود دارند. و فراتر از آن، پرسش مهم این‌که آیا از آن دخالت، درس آموخته‌اند یا همچنان پروژه‌های خود را به روندهای دموکراتیک ترجیح می‌دهند و مصرند که به هر ابزار و حیله، تحمیل ‌کنند.

در سطحی دیگر، این نکته مهم که کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی با هرگونه اصلاحات معنادار در حکومت مقابله می‌کند و حتی از کودتای انتخاباتی نیز ابایی ندارد، راهبرد دموکراسی‌خواهان را در ایران از خود متأثر می‌کند.

No responses yet

Aug 24 2013

«راهبر رهروان فردا»؛ روایت دختر وکیل مصدق از ۲۸ مرداد

نوشته: در بخش: آمریکا,تاریخی,سیاسی

رادیوفردا: در شصت سالی که از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می‌گذرد، هر یک از ناظران این رخدادها روایت خود را از آنچه به سقوط دولت محمد مصدق گذشت، به قلم کشیده‌اند و در این زمینه صدها کتاب و مقاله انتشار یافته است.

فریبا امینی، روزنامه‌نگار مستقل ساکن آمریکا، و دختر نصرت‌الله امینی، وکیل دختر مصدق نیز، در یادداشتی، روایت خود از این رویداد را از جمله با تکیه بر خاطرات پدرش* به رشته تحریر درآورده است.

۲۸ مرداد شاید یکی از مهم‌ترین وقایع در تاریخ معاصر ایران باشد که عمق و اهمیت آن نه تنها در اذهان بسیاری زنده است، بلکه مورد بررسی و تحقیقات وسیع از جانب تاریخ‌نویسان، متفکران و روشنفکران ایرانی و خارجی قرار گرفته است.

پس از ۶۰ سال که از آن واقعه می‌گذرد، عده‌ای بر آن شده‌اند که این کودتا را زیر سؤال ببرند و در واقع با تحریف تاریخ در صدند که آن را نه یک کودتای نظامی، بلکه قیام ملی علیه حکومت دکتر مصدق جلوه دهند. اما اسناد و مدارک متعدد چه از طرف سازمان‌های جاسوسی امریکا و انگلیس، و چه اسناد وزارت خارجه‌های آن زمان به وضوح از تدارک و انجام کودتایی سخن می‌گویند که بالاخره در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲به سرانجام رسید.

ار جمله سفیر وقت فرانسه در تهران در تلگرافی به وزارت خارجه کشورش می‌نویسد که «اتفاقی که چند روز پیش در ایران رخ داد، بدون شک یک کودتای نظامی بود».

شاید بیش از هر کس دیگر، کسانی که خود شاهد عینی وقایع آن روز بودند بهترین گواه این موضوع باشند از جمله اعضای جبهه ملی و کسانی که در آن روزهای تاریخ‌ساز هر لحظه با دکتر محمد مصدق بودند.

​​در آن تابستان گرم و واقعه‌ساز، پدر و مادرم، با دو فرزند پسرشان محمد و مسعود، در نارون خارج از تهران خانه‌ای را کرایه کرده بودند که دور از گرمای تهران باشند. پدرم هر روز به سرکار خود در سازمان بیمه‌های اجتماعی در تهران می‌رفت.

دکتر مصدق به خاطر صداقت و درستکاری، پدرم را انتخاب کرده بود که این سازمان را که فساد در آن بی‌داد می‌کرد پاک‌سازی کند. در آن روز به خاطر بیماری یکی از پسران آنها تصمیم می‌گیرند که برای معالجه او به تهران بروند که در راه ماشین‌های ارتشی و سربازان زیادی را می‌بینند که به بازرسی ماشین‌ها مشغولند. آنها دنبال دکتر حسین فاطمی [وزیر خارجه دولت مصدق] می‌گشتند.

بالاخره مادر و پدرم به منزل خود در خیابان هدایت می‌رسند و متوجه می‌شوند که اراذل و اوباش درصدد حمله به منزل‌شان و غارت آن بوده‌اند اما اهالی با شرف محله جلوی آنها را گرفته بودند.

مادرم بارها و بارها مجبور شده بود که اسناد و عکس‌های دکتر مصدق و پدرم را پنهان کند و یا از بین ببرد و البته پس از کودتا و محاکمه ناعادلانه دکتر مصدق شاهد دستگیری پدرم و دیگر هواداران و اعضای جبهه ملی بود.

بدون شک این کودتا و براندازی حکومت دکتر مصدق از مدت‌ها پیش در اتاق‌های فکری و مراکز جاسوسی دولت انگلستان طرح‌ریزی شده بود که البته بعد آمریکایی‌ها نیز به آن پیوستند. ولی این فقط جاسوسان امریکایی انگلیسی و ایرانی نبودند که با دولت مصدق و شخص او غرض‌ورزی و دشمنی داشتند، بلکه این جمله آیت‌الله کاشانی در مصاحبه با مخبر روزنامه المصری نیز گواه بر این است که بسیاری نیز به خاطر منافع خویش و مقام و پول، مصدق را در آخرین لحظه‌های حساس رها کردند. آیت‌الله کاشانی در این مصاحبه گفته است که «خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشته نتیجه عدل خداوندی است».

شاید هم این حرف سفیر شوروی درست بود که یکسال قبل از وقوع کودتا به مصدق می‌گوید: «شما را چه می‌شود؟ با انگلستان رو به احتضار وارد جنگ شده‌اید تا از حمایت آمریکای قدرتمند برخوردار شوید؟ آمریکا شما را خواهد بلعید».

در خاطرات پدرم آمده است: «بنده در ۲۸ مرداد در سازمان بیمه‌های اجتماعی بودم و واقعاً این ۲۸ مرداد شوکی بود برای من و بسیاری دیگر از مردم وطن‌خواه». در همانجا در مصاحبه با مرحوم دکتر ضیا صدقی در مورد اینکه چرا دکتر مصدق در مقابل کودتا نایستاد می‌گوید که «عده‌ای از طرف سازمان نظامی [حزب توده] آمدند که به ما اسلحه بدهید تا ما در مقابل اینها ایستادگی کنیم. آقای دکتر مصدق گفتند من فدا بشوم بهتر از این است که مملکت فدا شود. دست آن نخست‌وزیری بریده باد که اسلحه ملت را به مخالفین ملت بدهد».

دکتر مصدق به قول پدرم به روس‌ها اعتماد نداشت و می‌گفت که «من دو دستی مملکت را تسلیم روس‌ها نمی‌کنم». پدرم در همان مصاحبه می‌گوید که مصدق به خاطر تسویه‌هایی که در ارتش شده بود به ارتش هم اطمینان نداشت و دکتر فاطمی به نقل از پدرم در حالی که با بدنی تب‌دار بر تخت بیمارستان و قبل از اعدام زمانی که آزموده و عده‌ای از افسران به اتاق او امده بودند می‌گوید که «آقایان افسران این موقعی است که دیگر جایی برای عوام‌فریبی نیست چون بین مرگ و حیات من دقایقی بیش نیست. ما بیست و چند ماه در این مملکت حکومت کردیم و قصدمان این بود که مردم را روشن کنیم که نوکر خودشان باشند ولی متأسفانه دربار نگذاشت».

آن طور که پدرم، نصرت‌الله امینی، در خاطرات خود آورده، دکتر مصدق نمی‌خواست که خون و خونریزی بشود برای اینکه او دولتش به هر قیمتی بمانند. برای او ماندن مملکت مهم‌تر از ماندن خودش بود…«بالاخره این مملکت ماندنی است».

در این خاطرات نصرت‌الله امینی آمده که شاه حتی به دکتر فاطمی پیشنهاد می‌کند که او نخست‌وزیر بشود. شاه دائماً به هرکسی می‌گفته که تو چه چیزی کمتر از مصدق داری؟ و دکتر فاطمی این موضوع را به مصدق اطلاع می‌دهد. مصدق به او می‌گوید که «فوری به مسافرت برو، اینها می‌خواهند تو را بکشند».

فاطمی به مسافرت می‌رود که البته بعد از ۲۸ مرداد این مرد با شهامت را دستگیر کرده و چاقوزده و بقیه‌اش داستانی است بسیار غم‌انگیز. آن طور که پدرم نقل می‌کند، «شاه گفته بود من خودم از داخل دکتر مصدق را ساقط می‌کنم. متأسفانه یکی از رل‌های شاه که خیلی‌ها را گول می‌زد این بود که یکی یکی افراد را می‌خواست و به این‌ها وعده می‌داد».

کودتای ۲۸ مرداد در تاریخ ایران و جهان برای همیشه ثبت شده است حتی امروز که ۶۰ سال از آن می‌گذرد. وزیر اقتصاد انگلیس لسلی رووان مدت‌ها قبل از کودتا می‌گوید که «مصدق که باعث شده سرمایه‌های انگلستان به خطر بیفتد باید داغان شده واز بین برود».

تمام شواهد اسناد و تحقیقات وسیع در مورد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گواه بر این است که این کودتا برای نابودی تنها حکومت مردمی و دموکراتیک در ایران انجام گرفت. ولی به قول شاعر آزاده و ملی نعمت آزرم: «اگرچه رهبر دیروزهای ما بودی/هنوز راهبر رهروان فردایی»

———————————————————————–
* نقل قول‌هایی که خانم امینی از پدرشان نصرت‌الله امینی، وکیل شخصی دکتر محمد مصدق و شهردارتهران در زمان صدارت او، در این یادداشت آورده بیشتر از گفت‌وگوی آقای امینی در مجموعه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد، روایت شده. این گفت‌وگو در ۱۱ مه ۱۹۸۳، در ویرجینای آمریکا صورت گرفته است.

No responses yet

Aug 21 2013

تلاش بریتانیا برای پنهان کردن نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد

نوشته: در بخش: سیاسی

دویچه‌وله: شصت سال از عملیات مشترک سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا علیه دولت ملی‌گرای دکتر محمد مصدق گذشته و همچنان بریتانیا از افشای جزئیات نقش این کشور در این تحول مهم تاریخی، می‌هراسد. هراس بریتانیا از چیست؟

در شصتمین سالگرد اجرای موفقیت‌آمیز عملیات موسوم به “آژاکس” که کودتایی نظامی علیه دولت محمد مصدق بود، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، با انتشار بخشی دیگر از اسناد مرتبط با این رویداد تحول‌ساز تاریخی، برای نخستین بار رسما نقش‌آفرینی آمریکا در طراحی و اجرای این کودتا را تایید کرد.

با این حال، اگرچه تا کنون بارها در اسناد و روایت‌های گوناگون اشاره شده که عملیات آژاکس محصول مشترک سیا و ام‌‌آی۶، سازمان اطلاعاتی بریتانیا بوده، این کشور همچنان مصرانه و سیستماتیک در تلاش است تا نقش خود در این ماجرا را پنهان کند و در تبلیغات رسانه‌ای خود هم عمدتا بر محوریت آمریکا در اجرای این عملیات تاکید می‌کند.

شصت سال پس از کودتا، برای نخستین بار آمریکا رسما نقش سیا در طرح‌ریزی آن را تایید کرد شصت سال پس از کودتا، برای نخستین بار آمریکا رسما نقش سیا در طرح‌ریزی آن را تایید کرد

پیش از تایید رسمی نقش سیا در طرح‌ریزی و اجرای عملیات آژاکس که در شصتمین سالگرد کودتا صورت گرفت، دو رئیس‌جمهور آمریکا (بیل کلینتون و باراک اوباما) با اشاره مستقیم به نقش‌آفرینی این کشور در کودتای ۲۸ مرداد، بابت اجرای آن از ملت ایران عذرخواهی کرده بودند. جک استراو، وزیر اسبق امور خارجه بریتانیا، تنها مقام رسمی این کشور بود که در طول این سال‌ها با اشاره‌ای گذرا به نقش این کشور در کودتای ۲۸ مرداد، آن را از موارد بارز مداخله بریتانیا در امور داخلی ایران خواند.

بیشتر بخوانید: تایید رسمی نقش سیا در هدایت کودتای ۲۸ مرداد، پس از شصت سال

آرشیو امنیت ملی آمریکا که روز دوشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ اسناد مرتبط با نقش‌آفرینی سیا در کودتای ۲۸ مرداد را بر اساس قانون آزادی اطلاعات در آمریکا (Freedom of Information Act) به دست آورده و منتشر کرده، گزارش داده که مقامات بریتانیا در سال‌های گذشته بارها در مکاتبات محرمانه و آمیخته به هشدار خود با مقامات آمریکایی، افشای این اسناد را “مایه شرمساری” خوانده و از آنها خواسته‌اند از انتشار آن دسته از اسنادی که مستقیما به نقش بریتانیا و سیستم اطلاعاتی این کشور اشاره دارند، خودداری کنند.

پنهان‌کاری “مقصر اصلی” درباره “آنچه همه می‌دانند”

مرور اسناد منتشرشده نشان می‌دهد که مقامات آمریکایی ملاحظات ویژه وزارت امور خارجه بریتانیا را در نظر گرفته‌اند، اما در کنار همه ناشناخته‌های دیگری که درباره کودتا علیه دولت نخست‌وزیر منتخب ملت ایران وجود دارد، آنچه هنوز مبهم است علل هراس بریتانیا از انتشار اطلاعاتی است که آن‌طور که معاون آرشیو امنیت ملی آمریکا می‌گوید “حالا دیگر بسیاری از کودکان دبستانی در ایران هم عمده واقعیت‌های مرتبط با آن را می‌دانند”.

اگرچه آرشیو امنیت ملی آمریکا، در حاشیه‌ای که بر انتشار اسناد کودتا نوشته، نتیجه گرفته که اصرارهای مقامات بریتانیایی علت اصلی خودداری آمریکا از خارج کردن کامل این اسناد از طبقه‌بندی محرمانه است، دکتر عباس میلانی در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید «در هر صورت بخش اعظم اطلاعات مهم پیرامون این ماجرا هرگز منتشر نخواهد شد.»

آقای میلانی، از پژوهشگران برجسته تاریخ معاصر و مدیر مرکز مطالعات ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد که تا کنون برای نگارش بیوگرافی‌های مهمی نظیر “معمای هویدا” و “نگاهی به شاه” هزاران صفحه از اسناد تاریخی را مطالعه و برای به دست آوردن اسناد محرمانه بر اساس قانون آزادی اطلاعات در آمریکا تلاش‌های بسیاری کرده، با تایید تلاش‌های گسترده بریتانیا برای پنهان کردن نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد، می‌گوید: «سازمان‌های اطلاعاتی هم در آمریکا و هم در بریتانیا، از انتشار “گزارش‌های عملیاتی” وقایع مهمی نظیر این کودتا خودداری می‌کنند.»

به گفته او، آنچه تا کنون منتشر شده، صرفا گزارش‌هایی است که نقش‌آفرینی این سرویس‌ها در طرح‌ریزی عملیات را تایید می‌کند، به همراه آنچه تاریخ‌نگاران این سازمان‌ها برای مصارف داخلی سازمان‌شان نگاشته‌اند.

با این حال عباس میلانی معتقد است «آمریکا از بزرگ‌نمایی نقش سیا و به حاشیه راندن نقش ام‌آی۶ در سازمان‌دهی این کودتا ناراضی نیست و حتی شاید آن را دست‌آوردی بزرگ بداند، اما واقعیت این است که بریتانیا اولین کشوری است که طرح کودتا در ایران و براندازی دولت مصدق را مطرح می‌کند و در اجرای طرح هم نقشی به مراتب پررنگ‌تر از آمریکا دارد.»

سانسور تاریخ و تداوم محرمانگی برای تامین “منافع ملی”

بریتانیا نخستین بار در سال ۱۳۵۶، یک سال پیش از انقلاب اسلامی در ایران، از وزارت خارجه آمریکا خواسته بود که مانع از انتشار اسناد مرتبط با کودتای ۲۸ مرداد شود. اما این نگرانی‌های مقامات بریتانیایی حتی تا امروز هم ادامه دارد. آنها معتقدند افشای همه جزئیات، منافع آنها در ایران و منطقه را در معرض تهدید قرار می‌دهد. آرشیو امنیت ملی آمریکا هشدار داده که تداوم محرمانگی این اسناد، پی‌آمدی جز “تحریف تاریخ” نخواهد داشت.

بریتانیا از سال ۱۳۵۶ بارها از مقامات آمریکایی خواسته که از اشاره به نقش این کشور در کودتا خودداری کند بریتانیا از سال ۱۳۵۶ بارها از مقامات آمریکایی خواسته که از اشاره به نقش این کشور در کودتا خودداری کند

معاون آرشیو امنیت ملی ایالات متحده از جامعه اطلاعاتی این کشور درخواست کرده که برای روشن شدن ابعاد این مساله‌ی محوری تاریخی، همه اسناد موجود پیرامون آن را از طبقه‌بندی محرمانه خارج کنند و در دسترس عموم قرار دهند، چون به اعتقاد او “دیگر دلیل قانع‌کننده‌ای برای محرمانه نگه داشتن این اسناد وجود ندارد”.

دکتر عباس میلانی می‌گوید به تجربه دریافته که رویکرد بریتانیایی‌ها متفاوت از آمریکایی‌ها است و آنها معتقدند هرچه اطلاعات کمتری درباره این حوادث تاثیرگذار تاریخی منتشر شود، منافع آنها بیشتر تامین خواهد شد و کمتر در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.

با این همه، او معتقد است شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، فرصت خوبی برای ایرانی‌ها است تا صرف‌نظر از بررسی نقش محرز آمریکا و بریتانیا در این کودتا، به بازنگری شکاف‌های داخلی ایران و تامل در عواملی بپردازند که در درون مرزهای ایران، بی‌اعتنا به منافع ملی و آینده سیاسی کشور، اجرای کودتای آژاکس را تسهیل و تسریع کردند؛ عملیاتی که اجرای موفقیت‌آمیز آن زلزله سیاسی قدرتمندی بود که پی‌آمدهای ویرانگری برای ایران داشت و ویرانی‌هایش را هنوز در سپهر سیاسی ایران می‌توان دید.

No responses yet

Next »