اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Oct 06 2013

خامنه‌ای: برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد بجا نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: رهبر جمهوری اسلامی در واکنش به سفر حسن روحانی به نیویورک گفت: «برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود.»

به گزارش ایسنا،‌ خامنه‌ای امروز در مراسم دانش‌آموختگی ارتش گفت: «ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می‌دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود حمایت می‌کنیم، البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود، لکن ما به هیات دیپلماسی دولت عزیزمان خوشبین هستیم، ولی به آمریکایی‌ها بدبینیم. دولت آمریکا غیرقابل اعتماد و خودبرتربین و عهدشکن است.»

وی اضافه کرد: «ما به آمریکایی‌ها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم، دولت آمریکا غیرقابل اعتماد و خودبرتربین و غیرمنطقی و عهدشکن است و دولتی در تصرف شبکه صهیونیسم بین المللی است که بخاطر صهیونیست‌ها مجبور است با رژیم غاصب مماشات کنند و نرمش نشان دهند.»

چند روز پیش محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران، گفت‌وگوی تلفنی صورت گرفته میان حسن روحانی و باراک اوباما را «اشتباه تاکتیکی در مسیر حرکت دولت» خواند و گفت که این اشتباه قابل تصحیح و جبران است.

گفت‌وگوی حسن روحانی با باراک اوباما در حالی صورت گرفت که چند روز پس از این گفت‌وگو، رییس جمهور آمریکا در دیدار نا نخست وزیر اسرائیل به نتانیاهو اطمینان داد که هیچ گزینه‌ای را از جمله گزینه نظامی کنار نگذاشته است، اما تاکید کرد که دیپلماسی با ایران را خواهد سنجید.

No responses yet

Oct 03 2013

در آستانه جشن بی عاطفه ها ؛ رهبر انقلاب به دانش آموزان محروم 250 میلیون ریال کمک کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: مقام مزخرف رهبری این پول رو از سر قبر باباشون آورده اند!؟
شیاف: حضرت آیت الله خامنه ای در آستانه برگزاری جشن عاطفه ها ، به دانش آموزان محروم مبلغ 250 میلیون ریال کمک کردند .
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری ، همزمان با برگزاری جشن عاطفه‌ها و جمع‌آوری كمك‌های ملت شریف ایران به دانش‌آموزان محروم، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با اهدای 250 میلیون ریال در این امر خیر شرکت كردند.

No responses yet

Oct 03 2013

آیا مکالمه روحانی و اوباما بدون مجوز رهبر ایران بوده؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی، حسین باستانی:
میزان دخالت آیت الله خامنه ای در اقداماتی که برای تنش زدایی با آمریکا انجام می شود ممکن است تا اطلاع ثانوی محل بحث و اختلاف نظر بازیگران سیاسی ایران باشد و – در صورت تمایل رهبر ایران به قبول نکردن مسئولیت در ابتکارهای مهم دیپلماتیک – دولت روحانی را در شرایط دشواری قرار دهد

همان طور که انتظار می رفت، توضیح در مورد مکالمه تلفنی با باراک اوباما، از جمله محورهای توضیحات امشب حسن روحانی در کلیک جلسه مشترک با نمایندگان مجلس بوده است.
در پی بازگشت حسن روحانی از سفر نیویورک، الگوی قابل تاملی بر مجموعه واکنش های محافظه کاران به این سفر حاکم بوده: در اغلب – و البته نه تمام – واکنش ها، از کلیت سفر روحانی تقدیر شده ولی مشخصا مکالمه او با باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده مورد کلیک انتقاد قرار گرفته است.

با توجه به نشانه های مهم حاکی از موافقت رهبر جمهوری اسلامی با تنش زدایی تیم آقای روحانی با جامعه بین المللی، و در راس آنها تجویز “کلیک نرمش قهرمانانه” در آستانه سفر نیویورک، انتقادات اخیر به مکالمه روسای جمهور ایران و آمریکا را چگونه باید تفسیر کرد؟

مشکل بتوان تصور کرد که منتقدان، که برخی از آنها منصوبان مستقیم رهبر ایران – در حد کلیک فرمانده کل سپاه پاسداران – هستند، با فرض اینکه مکالمه آقای روحانی با اطلاع مستقیم آیت الله خامنه ای صورت گرفته آن را مورد انتقاد قرار داده باشند.

در نتیجه، حمایت اغلب منتقدان از دستاوردهای کلی سفر حسن روحانی و انتقاد از مکالمه تلفنی با باراک اوباما، با توجه به مختصات سیاسی ایران دارای این معنی تلویحی است که منتقدان احتمالا متقاعد شده اند یا تصور می کنند که این مکالمه، با رهبر جمهوری اسلامی هماهنگ نشده – یا به اندازه کافی هماهنگ نشده است.

بر مبنای روایت هایی که تاکنون از وقایع منتهی به مکالمه خبر ساز نیویورک منتشر شده نمی توان با اطمینان قضاوت کرد که پیش از تماس باراک اوباما، در دولت ایران چه هماهنگی هایی صورت گرفته است. با این حال، روایت رسمی تیم همراه آقای روحانی در نیویورک در این زمینه که مدتی کوتاه قبل از برقرار تماس آقای اوباما از تصمیم وی برای تماس مطلع شده اند، این تصور را ایجاد می‌کند که گویی رئیس جمهور ایران ناچار بوده در مدت کلیک زمانی بسیار محدود برای قبول یا رد گفتگوی تلفنی تصمیم بگیرد.

آیا آن گروه از منتقدان مکالمه نیویورک که به رهبر ایران نزدیک هستند معتقدند که در این فاصله – احتمالا کوتاه – در حدی که لازم بوده از رهبر جمهوری اسلامی کسب تکلیف نشده است؟

هر چند پاسخ به سوال فوق منطقا باید به سادگی “بله” یا “خیر” باشد، اما مروری بر تاریخچه جمهوری اسلامی نشان می دهد که در مواردی بحث راجع به کلیک دیدگاه های رهبر حکومت ایران در زمینه موضوعات حساس، تا مدت ها به نتیجه نرسیده است.

نمونه هایی متاخر از این ابهام، در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به وقوع پیوست. مشخصا در دومین دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، در چند نوبت در بحبوحه درگیری مجلس و دولت بر سر موضوعات حساس، اختلاف در مورد نظر آیت الله خامنه ای راجع به اقداماتی که مجلس قصد انجامشان را داشت – مثلا احضار رئیس جمهور برای طرح سوال- چندین ماه به طول انجامید. اختلاف نظرهایی که حتی در مواردی با نقل روایت های متناقض از دیدگاه های رهبر همراه بود.

حتی در زمان آیت الله خمینی هم، چنین اختلاف برداشت هایی در مورد نظر رهبر وقت جمهوری اسلامی در موضوعات خاص، به درگیری های خبرساز در سطح حکومت انجامیده بود. یک نمونه آشنای این اختلاف روایت، در هنگام سفر مخفیانه رابرت مک فارلن به ایران به همراه محموله ای از اسلحه آمریکایی برای عادی سازی روابط دوجانبه به وقوع پیوست که رسانه ای شدن آن، هر دو دولت را در وضعیت بحرانی قرار داد.

اگرچه تردیدی وجود نداشت که آیت الله خمینی با اقدام مخفیانه برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا موافق است، اما رسانه ای شدن سفر مک فارلن بحث شدیدی را میان جناح های رقیب حکومت ایران ایجاد کرد که موضوع آن، اختلاف روایت راجع به “میزان اطلاع” آیت الله خمینی از اقداماتی بود که برای عادی سازی روابط کشور جریان داشت – از جمله هویت نمایندگان اعزامی یا حتی نفس اعزام آنها به ایران. اختلاف در مورد میزان دخالت یا اطلاع رهبر سابق ایران در این زمینه، هنوز هم کمابیش ادامه دارد.

به همین ترتیب در شرایط فعلی نیز، میزان دخالت آیت الله خامنه ای در اقداماتی که برای تنش زدایی با آمریکا انجام شده یا خواهد شد، ممکن است تا اطلاع ثانوی محل بحث و اختلاف نظر بازیگران سیاسی ایران باشد و – در صورت تمایل رهبر ایران به قبول نکردن مسئولیت در ابتکارهای مهم دیپلماتیک – دولت روحانی را در شرایط دشواری قرار دهد.

به طور کلی اگر قرار باشد تجربه تحولات قبل و بعد از سفر حسن روحانی به نیویورک را مبنای قضاوت قرار دهیم، به نظر می رسد که رهبر جمهوری اسلامی ایران و منصوبانش، نسبت به نرمش دولت ایران در مذاکرات هسته ای نظر – نسبتا – مثبت، و در خصوص نزدیکی به ایالات متحده دیدگاهی منفی دارند.

هرچند رسانه های داخلی و خارجی پیش از سفر نیویورک، فضایی را به وجود آوردند که تصور “هم سرنوشت بودن” پرونده هسته ای و پرونده رابطه ایران و آمریکا را ایجاد کرد، و حتی اگر مستقل تلقی کردن مذاکرات هسته ای و رابطه تهران با واشنگتن، از نظر بسیاری از ناظران غیرعملی باشد، اما احتمالا آیت الله خامنه ای این دو موضوع را در قالب دو پرونده جداگانه می بیند.

در چارچوب چنین دیدگاهی، اگر هم در مواردی مشخص تحولی در رابطه کشور ایجاد شود، باید همچون حضور مشترک وزرای امور خارجه دو کشور در کلیک نشست ۵+۱ در ارتباط مستقیم با پرونده هسته‌ای باشد و توسعه آن به کلیک و – اصطلاحا – “منتفی شدن قبح رابطه با آمریکا”، به سادگی تحمل نخواهد شد.

No responses yet

Oct 02 2013

یک مقام نهاد ریاست جمهوری ایران: شعار «مرگ بر آمریکا» باید ادامه یابد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بدون دسته بندی,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رضا اکرمی، رییس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری ایران می‌گوید که شعار «مرگ بر آمریکا» تا زمان رسیدن به توافق میان دو کشور باید ادامه پیدا کند.

آقای اکرمی روز چهارشنبه، ۱۰ مهر، به خبرگزاری مهر گفته است: «بنده معتقدم شعار [مرگ بر آمریکا] را باید بدهند و دولت‌مردان ما کار خود را دنبال می‌کنند.»

شعار علیه آمریکا، بریتانیا و اسرائیل در برنامه‌های وابسته به حکومت ایران امری عادی است، از جمله سخنرانی‌های مقامات کشور که حاضران در برنامه، این شعارها را تکرار می‌کنند.

اما به دنبال مکالمه تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا و دیدار وزرای خارجه دو کشور بحثی نیز در رسانه‌های اجتماعی درباره ادامه شعار علیه ایالات متحده شکل گرفته است.

با این حال رییس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری می‌گوید: «هنوز توافقی صورت نگرفته که بگوییم این شعار را بدهند یا ندهند.»

رضا اکرمی در نهایت اظهار داشت: «هر وقت توافقی بر اساس منافع و احترام متقابل میان ایران و آمریکا حاصل شد، ما هم در شعار مرگ بر آمریکا تجدید نظر خواهیم کرد.»

پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مخالفت خود را با شعار «مرگ بر آمریکا» اعلام کرده بود. اما به دنبال تحولات اخیر در روابط میان تهران و واشینگتن، پایگاه اطلاع‌رسانی آقای هاشمی رفسنجانی بار دیگر اظهارات او را در این‌باره منتشر کرده است.

آقای هاشمی رفسنجانی می‌گوید که حتی آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، موافق حذف این شعار بوده است. اما به رغم این اظهارات، شعار «مرگ بر آمریکا» تبدیل به یکی از شعارهای رسمی حکومت ایران شده است و در هر نمازجمعه از سوی نمازگزاران این شعار سر داده می‌شود.

با وجود این، هاشمی رفسنجانی تاکید می‌کند که او «با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالف است و آنها را مفید نمی‌داند».

در همین حال محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران نیز در مصاحبه‌ اخیر خود با شبکه‌ تلویزیونی «ای‌بی‌سی» آمریکا تلاش کرد تا درباره علت سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» در ایران توضیح دهد.

به گفته آقای ظریف، این شعار متوجه سیاست‌های دولت آمریکا به عنوان «عامل نابسامانی در منطقه» است و نه مردم این کشور که مردمی «خوب، صلح‌طلب و بخشنده» هستند و به دیگر ملت‌های جهان نیز یاری می‌رسانند.

اما یکی دیگر از چهره‌های نزدیک به حکومت ایران که به دنبال تحولات اخیر درباره شعار «مرگ بر آمریکا» اظهار نظر کرده، محمدتقی رهبر، امام جمعه اصفهان، است.

آقای رهبر در مصاحبه‌ای با روزنامه «قانون» نسبت به عدم تکرار این شعار در ایران ابراز خوشبینی کرده و گفته است: «ما مدتی شعار مرگ بر شوروی هم سر می‌دادیم و اگر رابطه ایران و آمریکا مثل روسیه شود و آمریکا حسن نیت نشان دهد، این مشکل نیز حل می‌شود.»

امام جمعه اصفهان در نهایت گفته است: «آیه قرآن نازل نشده که شعار مرگ بر آمریکا را همیشه سر دهیم و همان‌طور که آن روزها با روس‌ها برخورد کردیم و دیگر شعار ندادیم، با آمریکا نیز همان‌طور برخورد می‌کنیم.»

No responses yet

Oct 02 2013

دیپلماسی توییتری؛ مکالمه روحانی با بنیان‌گذار توییتر درباره فیلترینگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: مکالمه کوتاه جک دورسی٬ بنیان‌گذار توییتر با حسن روحانی درباره فیلترینگ اینترنت در ایران به یک بمب خبری تبدیل شده است. رئیس‌جمهور ایران بار دیگر تاکید کرد که استفاده از شبکه‌های اجتماعی٬ حق کاربران ایرانی است.

مکالمه‌ای کوتاه در توییتر که حالا خبری داغ در بسیاری از رسانه‌های جهانی است٬ با یک توییت کوتاه از سوی جک دورسی٬ بنیان‌گذار سرویس توییتر آغاز شد. جک دورسی٬ عصر سه‌شنبه (۹ مهر٬ ۱ اکتبر) در این توییت خطاب به حسن روحانی٬ رئیس‌جمهور ایران که اکانتی فعال در توییتر دارد٬ گفت: «عصر به‌خیر آقای رئیس‌جمهور. آیا شهروندان ایران قادر به خواندن توییت‌های شما هستند؟»

سوال بنیان‌گذار توییتر ساده بود٬ اما به دیوار بلند فیلترینگ در ایران اشاره داشت که امکان دسترسی آزادانه به بسیاری از سرویس‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی٬ از جمله توییتر را از کاربران ایرانی سلب کرده است. او می‌خواست بداند که چرا در شرایطی که رئیس‌جمهور ایران حضوری موثر و منسجم در توییتر دارد٬ کاربران ایرانی از دسترسی آزادانه به این سرویس محروم‌اند.

حسن روحانی پنج ساعت بعد در پاسخ به این سوال گفت: «عصر به‌خیر جک. همان‌طور که در گفت‌وگو با کریستین امان‌پور (از شبکه سی‌ان‌ان) گفتم٬ همه تلاش من این است که مردم ایران بتوانند از همه اطلاعات موجود در سطح جهانی استفاده کنند٬ چون این حق آنهاست.»

بیشتر بخوانید: پشت فرمان توییتر حسن روحانی چه کسی نشسته است؟

نکوهش تلویحی فیلترینگ و ستایش آشکار دسترسی آزادانه به اینترنت و سرویس‌های آنلاین٬ اقدامی بی‌سابقه از سوی رئیس‌جمهوری اسلامی ایران است که با واکنش مثبت و سیل توییت‌های عموما تحسین‌آمیز بسیاری از کاربران ایرانی و ناظران جهانی روبرو شده است. جک دورسی در واکنش به پاسخ روحانی از او تشکر کرد و گفت: «لطفا ما را در جریان بگذارید که چگونه می‌توانیم در جهت واقعیت بخشیدن به این موضوع یاری‌گرتان باشیم.»

امید کاربران به حل‌وفصل بحران فیلترینگ در ایران

بسیاری از کاربران ایرانی و ناظران جهانی این سخنان رئیس‌جمهور ایران را نشانه‌ای از احتمال بهبود وضعیت دسترسی به اینترنت در آینده نزدیک می‌دانند و به آن امید بسته‌اند. فیلترینگ اینترنت در ایران آن‌قدر گسترده و چندلایه است که بسیاری از کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی از اینترنت گره‌خورده با فیلترینگ ایران با عنوان «فیلترنت» یاد می‌کنند.

پیش‌تر حسن روحانی در سفر خود به نیویورک در گفت‌وگو با کریستین امان‌پور که از تلویزیون سی‌ان‌ان پخش شد٬ در پاسخ به سوالی پیرامون وضعیت سانسور آنلاین در ایران٬ به تصریح گفته بود که در چند ماه آینده تلاش خواهد کرد که به وعده‌های انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند٬ که دسترسی آزادانه به اطلاعات یکی از آنها است.

آقای روحانی در این مصاحبه همچنین با اشاره به استفاده حامیانش از شبکه‌های اجتماعی در جریان رقابت‌های انتخاباتی در ایران گفت: «امروز شبکه‌های اطلاعاتی و شبکه‌های اجتماعی بزرگی در سطح جهان وجود دارد که استفاده از آنها حق همه انسان‌ها و حق همه ملت‌ها است.»

حالا با توجه به آنچه روحانی در این مکالمه توییتری که در مجموع تنها ۲۵۲ کاراکتر (برای سه توییت) بوده بیان کرده٬ امیدها بیش از پیش تقویت شده است تا دولتی که خود را “دولت تدبیر و امید” می‌داند بتواند پس از سال‌ها گره کور فیلترینگ را در ایران باز کند.

دیپلماسی دیجیتال٬ منشا امید به آینده

دیپلماسی آنلاین دولت حسن روحانی به صورت قدرتمندانه‌ای رو به پیش‌روی است. این نخستین بار نیست که اکانت توییتر رئیس‌جمهور ایران چشم دنیا را خیره می‌کند. پس از گفت‌وگوی تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا که تابوی “مذاکره مستقیم” را شکست هم این توییتر روحانی بود که مشروح مکالمات را منتشر کرد و منبعی مطمئن برای بسیاری از رسانه‌ها شد.

در پی این رویدادهای تحول‌ساز٬ تعداد کسانی که اکانت‌های حسن روحانی در توییتر را دنبال می‌کنند٬ سیری صعودی در پیش گرفته است. دو اکانت توییتر او حالا بیش از ۱۰۰ هزار فالوئر از سراسر جهان دارد.

بهره‌گیری هوشمندانه تیم رسانه‌ای رئیس‌جمهور ایران از شبکه‌های اجتماعی و به‌خصوص توییتر٬ ستایش بسیاری را در سراسر جهان برانگیخته است. حسن روحانی با حمایت کامل از کسانی که حضور اجتماعی او در شبکه‌های اجتماعی را مدیریت می‌کنند٬ نشان داده است که مقتضیات زمان خود را می‌شناسد و به بهترین نحو از ظرفیت‌های آنلاین برای تحقق اهداف دولت‌اش بهره می‌گیرد.

به موازات حضور منسجم رئیس‌جمهور و برخی از وزرای دولت او در فضای وب٬ تلاش‌ها و رای‌زنی‌های حسن روحانی برای کند کردن تیغ فیلترینگ در پس پرده در جریان است و باید دید دولت او چه زمانی می‌تواند مطالبات کاربران ایرانی برای دسترسی آزادانه و پرسرعت به اینترنت را محقق سازد.

No responses yet

Sep 26 2013

تابستان ۱۳۶۷؛ گسستی بین دو نسل

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: قتل‌عام تابستان ۶۷ کودتایی بسیار وحشتناک‌تر از کودتای ۲۸ مرداد ٣٢ بود که از سال ۶۰ آغاز شده بود. این کودتا با قدرت گرفتن نیروهای راست در حاکمیت شکل گرفت البته با یاری عوامل اطلاعاتی غرب، بازماندگان و وابستگان به سلطنت و ساواک، به بهانه عملکرد نیروهای سیاسی تندرو و افراطی، همزمان با تجاوز نیروهای عراقی در تابستان ۵۹.

این نیروها گرچه از سال ۵۷ تا ۶۰ همه تلاش‌ها و راه‌ها را با ترورها و قتل‌های مخفیانه، کشتارها و جنگ‌های منطقه‌ای (۱) و کودتاهای نافرجام(۲) آزمودند، ولی چرخش واقعی اوضاع از سال ٦٠ با غیرقانونی کردن و سرکوب همه نیروهای سیاسی خارج از حکومت آغاز و در تابستان ٦٧ تکمیل شد. از آن به بعد است که همزمان با ترور  باقیمانده مخالفین برجسته در داخل وخارج و اغماض کامل غرب، سکوتِ مرگِ کودتایی بر جامعه حاکم شد؛ شکاف بین دو نسل همانند کودتای ٢٨ مرداد آغاز شد و بعدها اصلاح‌طلبان حکومتی تنها آلترناتیو شدند.

نسل جوان و دانشجویانی که با تمام وجود در انقلاب ۵۷ شرکت کردند خود قربانی نیروهایی مذهبی شدند که انحصارطلبانه حاکم شدند. آن نسل در حالی که به شدت تحت پیگرد و سرکوب حکومت شاه بودند، پس از انقلاب با نیرویی صدها مرتبه وحشیانه‌تر، بی‌رحمانه‌تر و جنایتکارانه‌تر سرکوب شدند؛ به زندان افکنده شدند؛ شکنجه شدند؛ از تحصیل و حقوق اجتماعی محروم شدند؛ به تبعید رفتند؛ و سرانجام فعال‌ترین‌شان در اعدام‌های دهه ۶۰ و قتل‌عام تابستان ۶۷ نابود شدند.

آنها حتی فرصت آن را نیافتند تا به نسل جوان امروز و فرزندان خویش بگویند که بر آنها چه گذشت و چگونه امید و آرزوهای آنان به مسلخ انحصارطلبی و تحکیم حکومتی دیکتاتوری-مذهبی برده شد؛ به طوری که بسیاری از جوانان امروز حتی پدران و مادران خویش را سرزنش می‌کنند که چرا انقلاب کردید که ما اسیر چنین حکومتی شویم. غافل از اینکه اگر جوانان امروز «اسیر»ند، این نتیجه مستقیم «قربانی شدن» پدر و مادرهایشان درهمین حکومت است.

در حکومت شاه، نسل جوان دیروز، همچون امروز، توسط کمیته‌های انظباطی از دانشگاه اخراج یا تا چند ترم از تحصیل محروم می‌شدند؛ در دانشگاه‌ها گارد ضد شورش همواره حضور داشت و به کوی دانشگاه هم حمله می‌شد؛ بسیاری از دانشجویان با حمله نیروهای امنیتی به اوین برده می‌شدند؛ دانشجویان برای اخطار به دفاتر ساواک فراخوانده می‌شدند؛ و دفاتر و واحدهای صنفی-دانشجویی غارت می‌شد.

آنها برعلیه دیکتاتوری فاسد دربار و شاه که دست نشانده کودتاگران ٢٨ مرداد بود انقلاب کردند. ولی خیلی زود، نیروهای راست مذهبی که در زمان شاه نسبتاً آزاد بودند، انتقامی بسیار وحشتناک از نیروهای جوان انقلابی گرفتند همان اعمال را تکرار کردند.

به دلیل پایگاه ناچیز حکومت در دانشگاه‌ها، چماقداران حزب‌اللهی در سال ۵۹ به دانشگاه حمله کردند. عده زیادی کشته و زخمی شدند. به ناچار دانشگاه‌ها برای بیش از دو سال تعطیل شد و شوراهای دانشگاهی متشکل از دانشجویان، استادان و کارمندان منحل شدند.

در این مدت تصفیه عظیمی صورت گرفت. مدتی پس از تعطیل دانشگاه‌ها زمینه‌سازی برای سرکوب همه نیروهای سیاسی آغاز شد. در مخالفت با صلح پس از بیرون راندن نیروهای عراقی در سال ۶۱، میلیون‌ها تن از جوانان به مسلخ جبهه‌های جنگ فرستاده شدند. تا پذیرش اجباری صلح در آستانه قتل‌عام، کشوری ویرانه با بیش از یک میلیون کشته و زخمی و میلیون‌ها آواره به جا ماند.

این شرایط فرصت مناسبی به دست نیروهای راست حاکمیت داد که به بهانه‌های مختلف با سوءاستفاده از خطاها، افراطی‌گری‌ها، انحصارطلبی‌ها و جدایی‌ها، گروه‌های سیاسی را یکی پس از دیگری سرکوب، غیرقانونی و نابود کنند.

زندان‌ها به مسلخ نسل جوانانِ دگراندیش، شکنجه‌گاه‌هایی قرون وسطایی و ماشین تواب‌سازی بدل شدند. زندانیان سیاسی زمان شاه، که برخی شان همچون نلسون ماندلاهای ایران ٣٠ سال سابقه زندان داشتند، هدف انتقام‌گیری وحشتناکی شدند که کمتر کسی از آن جانِ سالم به در برد.(۳)

طی دوسال قبل از پذیرش صلح، برای نابودی گروه‌های سیاسی دگراندیش برنامه‌ریزی می‌شد و فهرست سیاه چهار هزار و ۸۰۰ نفره‌ای برای قتل‌عام تهیه شده بود. در آستانه صلح، بهترین موقعیت برای ضربه آخر و برقراری حکومت مطلقه ولایت فقیه کنونی فراهم شد تا ایران در آینده به چیزی مشابه شیخ‌نشین‌ها البته از نوع شیعی آن تبدیل شود.

جهان هنوز در جنگِ سرد بین سوسیالیسم و سرمایه‌داری بود. قربانی کردن نیروهای چپِ مارکسیست، چپِ اسلامی و نیروهای ملی در کشوری نفت‌خیز به مثابه چراغِ سبز و پیشکشی بود برای مطمئن کردن غرب از تغییر جبهه حکومت.

قبول صلح جامعه جهانی را به شدت خرسند کرده بود به طوری که حتی سازمان‌های ملل، عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر هم صدایشان در نیامد که چنین قتل‌عامی رخ داده یا در جریان است. همه دعوت به سکوت می‌شدند تا از ایران برای پایان طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم استقبال شود.(۴)

در عرصه داخلی هم طبیعی بود که مردمی خسته، از پایان جنگی هشت ساله به شدت استقبال کنند و نفسی به راحتی بکشند. هیچ‌کس را یارایی و توانِ پرداختن به چنین قتل‌عامی نبود. شعر «زمستانِ» اخوان ثالث که پس از کودتای ٢٨ مرداد سروده شده بود زمزمه می‌شد:

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها درگریبان، دست‌ها پنهان
نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین

و شجریان «بر آستان جانان» حافظ را خواند که اشک‌هامان را جاری ساخت:

قد خمیده ما سهلت نماید اما
برچشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
درویش را نباشد برگِ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد

قربانیان، خانواده‌هایشان و جان به دربردگان می‌بایست این بار را به تنهایی بردوش می‌کشیدند. حتی تا سال‌ها نه در جامعه جهانی و نه در داخل کشور کسی حاضر نبود به چنین موضوعی بپردازد.(۵)

پس از آن، حکومت اسلامی سرمست از یکه تازی خویش، قانون اساسی را تغییر داد و ولایت فقیه را بسیار مطلقه‌تر از پیش کرد و بازگشت سرمایه‌داران و مالکان و خصوصی‌سازی را تسهیل و تضمین کرد. بازماندگان پراکنده نیروهای مخالف، این بار هدف ترورها و قتل‌های زنجیره‌ای در داخل و خارج از کشور واقع شدند.(۶)

با توجه به استقبال جامعه جهانی از پذیرش صلح، با دست بازتر و تحت پوشش دیپلماتیک، جنایتکاران عازمِ خارج از کشور شدند. در داخل نیز هیچ مانعی در برابرشان نبود. شبکه جنایتکاران در جهان گسترده شد؛ ضمن آنکه با غارت ثروت ملی به مافیایی ثروتمند بدل شده و سرمست از قدرت و بی‌قانونی دیگر مانعی در برابر خود نمی‌دید.

در چنین شرایطی بود که نسل جدید رشد کرد و حتی از پدران خویش بیگانه و بی‌خبر ماند. اصلاح‌طلبان حکومتی برروی دریای خون دیگر نیروهای سیاسی و دگراندیشان شدند ناخدای کشتی نجات. آنها شدند قبله آمال جوانان کشور در سایه بی‌خبری و بی‌اطلاعی؛ در حالی که گروه‌های سیاسی با انحصارطلبی مشغول انشعابات متعدد بودند و هیچیک دیگری را تحمل نمی‌کرد نه در جامعه، نه در زندان و نه حتی تا زیر طنابِ دارِ قتل عام.

درس بزرگی گرفتم زمانی که دیدم زندانیان سیاسی، نه فقط از گروه‌های مختلف بلکه از یک گروه هم، حتی حاضر نبودند با یکدیگر گفتگو کرده و روابط انسانی برقرار کنند، با یک طناب به دار آویخته شدند. متأسفانه این داستان هرچند کمتر ولی همچنان ادامه دارد. ما هنوز داریم می‌آموزیم که حقوق بشر فراگیر است، انسان نیازمند تجربه است، تغییر می‌کند و عقایدش نیز. به همه باید فرصت برابر داد و با همه باید انسانی رفتار کرد.

با کمال تأسف هنوز برای عده‌ای خون برخی از شهدا رنگین‌تر از دیگران است؛ برخی‌ها مراسم یادبود و سالگرد را گروهی و عرصه سوءاستفاده سیاسی می‌کنند نه فعالیت حقوق بشریِ فراگیر؛ برخی لبه تیز حمله‌شان را نه به سوی حکومت و جنایتکارانش بلکه به سوی گروه‌های سیاسی و قربانیانشان می‌گیرند؛ برخی‌ها نمی‌توانند در مراسم، خاطرات  و نوشته‌های خود و یا حتی در فعالیت‌های «حقوق بشری»شان از برخی قربانیان گروه‌های دیگر حتی نام ببرند؛ برخی‌ها در دادگاه ایران تریبونال لاهه فیلم شهادت دادن فردی با گذشته سیاسی متفاوت را هم از وبسایت خود و هم در پخش مستقیم به دلیل «مشکلات فنی» حذف می‌کنند.(۷) برخی اعدام‌های دهه ۶۰ را نسبت به قتل عام ۶۷ پررنگ می‌کنند تا قیام مسلحانه خود را برجسته کنند و گروه‌های سیاسی مخالفِ آن قیام مسلحانه را حذف و بی‌رنگ کنند و برخی هم به عکس.

تعجبی ندارد که جنایتکاران در حاکمیت رشد می‌کنند؛ مسئولین قتل‌عام می‌شوند وزیر «بیدادگستری»؛ سازمان‌دهنگان ترورهای خارج از کشور هم می‌شوند منجی و مصلحت‌گرا. تعجبی ندارد که مسئولین سپاه، امامان جمعه و وزیر اطلاعات به قتل‌عام اخیر در اردوگاه اشرف افتخار می‌کنند؛ و مراسم اعدام‌های خیابانی در شهرهای کشور همچنان گسترده و پررونق است.

اکنون نیروهای مخفی کودتا با نیروهای علنی آن در کارِ ایجاد ارتباط و توافق آشکار هستند البته پس از اطمینان از خنثی و متلاشی شدن هر نوع جنبش مردمی، تشکل‌های ملی-دمکراتیک و سازمان‌های غیردولتی (از جمله سرکوب جنبش اصلاحات و کودتای انتخاباتی ٨٨).

با متحد شدن سرمایه‌داری ایران با بخش جنایتکار، فاسد، مرتجع و مافیایی آن، -که قدرت فائقه را داراست و بزرگترین خدمات را به امریکا و غرب کرده (۸) – راه برای توافق، البته با تضمین امنیت متقابل، باز می‌شود. در این زمینه حاکمیت می‌باید به قانونمندی نظام سرمایه‌داری و به رسمیت شناختن حوزه‌های نفوذ، چه در داخل چه در خارج از کشور، گردن گذارد و به ماجراجویی‌ها پایان دهد.

امید است که با این پیوند آشکار شونده، کشور از جنگ، فروپاشی و فاجعه‌ای ملی و انسانی برهد. ولی همیشه خطر تبدیل شدن به لیبی، عراق و سوریه هم، علیرغم توافق اولیه، برجا می‌ماند. گرچه این اتحاد و قانونمند شدن سرمایه‌داری ایران در عرصه داخلی و خارجی در جهت تکامل آن است اما همواره نطفه غالبی از جنایت، فساد، روابط مافیایی و غارت ثروت ملی را در دل خود دارد و آن را در کشور و منطقه می‌پراکند. دور از انتظار نخواهد بود که طرح مسائل حقوق بشر از سوی امریکا و غرب نیز در پی این توافق متوقف شود. آنگاه عرصه برای فعالین ایرانی و بین‌المللی حقوق بشر دشوارتر خواهد شد.

پی‌نویس‌ها:
۱. در ترکمن صحرا و به خصوص در کردستان حکومت به سرکوب و کشتار وحشیانه و اعدام‌های صحرایی متوسل شد. در مورد کردستان جنگ‌های چریکی پس از سرکوب‌ها تداوم یافت.

۲. حمله نافرجام هوایی امریکا در اثر حادثه طبس که با عملیاتی کودتایی هماهنگ شده بود؛ کودتای نوژه؛ و تدارک کودتای قطب‌زاده-شریعتمداری که در سال ۶۱ فاش و خنثی شد.
۳. تعدادی از نظامیان که پس از کودتای ٢٨ مرداد اعدام نشدند تا پیروزی انقلاب ۵۷ به مدت ۲۵ سال در زندان بودند. آنها پس از دستگیری در سال ۶۱، پس از شش سال زندان اعدام شدند. حکومت اسلامی حساسیت ویژه‌ای نسبت به آنهایی که در زندان شاه بودند داشت که اکثراً پس از دستگیری اعدام شدند. لازم به ذکر است که زندانیانی که تجربه زندان شاه را داشتند، سختی آن را برابر چند روز شرایط زندان جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کردند و شرایط را قابل مقایسه نمی‌دانستند. بسیاری از ما آرزو می‌کردیم که در اسرائیل یا در کشور نژادپرست آفریقای جنوبی زندان بودیم.
۴. مراجعه کنید به مقاله خانم ورونیک میستیان در تورنتو استار که در پنجم سپتامبر ۲۰۰۵ منتشر شد.
۵. همان مقاله بنا بود در ساندی تایمز منتشر شود که شب قبل از انتشار از طرف سردبیر مانع شدند. همان نویسنده سال‌ها تلاش کرد که تحقیقاتش را از خانواده‌ها و بازماندگان در روزنامه‌های معتبری نظیر گاردین، ایندیپندنت و مجله اکونومیست منتشر کند که با شکست مواجه شد. اغلب موضوع را کهنه می‌دانستند و یا از موضع به ظاهر چپ نمی‌خواستند بهانه‌هایی برای گسترش جنگ پس از حملات به افغانستان و عراق فراهم کنند.
۶. مشهورترین شخصیت‌های ملی‌گرا که ترور شدند دکتر کاظم سامی، داریوش فروهر، پروانه اسکندری و عبدالرحمن برومند بودند. به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران، ترورهای برون‌مرزی، مراجعه کنید.
۷. درجریان شهادت دادنم در برابر دادگاه ایران تریبونال لاهه، پخش مستقیم به «دلیل مشکلات فنی» قطع می‌شود. در حالی که ده‌ها دوربین فیلم‌برداری مشغول ضبط بودند، حتی پس از رفع «اشکالات فنی» این بخش از فیلم ضبط شده نیز در وب‌سایت ایران تریبونال ظاهر نشد.
خوشبختانه بعداً رادیو کردانه این بخش را در یوتیوب منتشر کرد.
۸. به مقاله خدمات بی‌رقیب جمهوری اسلامی به امپریالیسم مراجعه کنید.
————————————————————————–
* درباره نویسنده به روایت خود او: از ۱۷ سالگی با ورود به دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۳ وارد فعالیت‌های صنفی- دانشجویی و تظاهرات ضد شاه شدم. توسط کمیته انظباطی از دانشگاه اخراج و به سربازی معرفی شدم ولی نرفتم. پس از انقلاب به دانشگاه بازگشته و وارد فعالیت‌های سیاسی شده و در اسفند سال ۶۲ دستگیر و در اوین به شدت شکنجه شدم. در دادگاهی چند دقیقه‌ای به ۱۰ سال زندان محکوم شدم. پس از قتل‌عام با تعلیق باقیمانده حکمم و سپردن وثیقه و ضامن شخصی از زندان آزاد شدم. پس از آزاد شدن وثیقه و ابطال ضمانت شخصی به خارج از کشور مهاجرت کردم.
از سال ١٣٨٢ با نام مستعار پیام آرماندوست در زمینه افشای قتل‌عام مقالاتی نوشته (۱) و (۲) و مصاحبه‌هایی نیز انجام دادم. در سال‌های اخیر با نام اصلی خود به کار دراین زمینه ادامه دادم. متن کامل اظهارنامه‌ام به زبان انگلیسی در مرکز اسناد حقوق بشر ایران موجود است.  در «داستان من و جلیل شهبازی» آنچه در جریان قتل عام بر ما گذشت را شرح داده‌ام.
** نظرات طرح شده در این نوشته، الزاماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Sep 26 2013

هشدار ! رسوایی جدید در جمهوری اسلامی، ازدواج با فرزند خوانده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: به نظرم برای همگانی کردن درخواست یک حکومت سکولار و برگشت نا پذیر کردن آن تا ابد، هیچ کار بهتر از این نیست که مدتی، کاری به حکومت اوباشان جمهوری اسلامی ، نداشته باشیم خودشان آنقدر رسوایی به بار می آورندکه متدین ترین افراد هم برای سرنگونی این حکومت تلاش خواهند کرد. شما را به خدا آیا ،کثیف ترین حیوان هم حاضر است به فکر کامجویی از کسی باشد که او را به عنوان فرزند بزرگ کرده است؟ آیا اراذل حاکم بر ایران ، ثمره این کار را میدانند؟ برای من به عنوان یک فرد مذهبی بسیار سخت است که خیلی از حرف ها را بگویم اما چه کنم که اگر نگویم دق خواهم کرد.

اوباشی که در رأس آنها ولی فقیه قرار دارد ظاهرا بعد از سالها آموزش کشور داری با تحمیل هزینه های کلان مالی و جانی به ایران،هنوز از درک روشن ترین مسائل ، عاجزند . پس می گویم و می گوییم شاید در میان سران نظام ، انسانی پیدا شود و علاج واقعه را قبل از وقوع بکند.
بر اساس اعلام یکی از گماشتگان مجلس شورای اسلامی ، بر اساس طرح جدیدی که در مجلس است کسانی که کودکی را به فرزند خواندگی قبول کرده اند بعداً با اجازه قاضی می توانند با همان فرزند ازدواج کنند. (توضیحات این عضو مجلس را در اینجا بخوانید )

می دانیم انسان نماهایی در ایران هستند که تنها اعتبار و امتیاز آنها، ثروتمندی است. این افراد در تمام سازمانها و ادارات ایران از جمله دستگاه قضایی ایران ، نفوذ گسترده دارند. یقین دارم با تصویب قانون جدید، بسیاری از آنها برای قبول فرزند خوانده با یکدیگر مسابقه خواهند گذاشت تا برای آینده خود وسیله عیش فراهم کنند. البته عده ای از آنها که قطره ای انسانیت در وجودشان باشد احتمالا ً تا رسیدن این طفل معصوم ها به سن قانونی و رشد جسمی، تأمل خواهند کرد . اما چه کنیم با کسانی که ازمیان همه احکام و فتاوای مراجع تقلید ، فقط فتوای زیر را آموخته اند: « کسی که زوجه ای کمتر از نه سال دارد وطی – سکس – برای او جایز نیست چه زوجه دائمی باشد چه منقطع، اما سایر کام گیری ها از قبیل لمس به شهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ* اشکال ندارد.»

پی نویس
————————-
شرمنده ام که نمی توانم تفخیذ را در اینجا توضیح دهم. البته مخاطبان این صفحه نیازی به این فتوا ندارند. کسانی هم که منتظر قانون جدید مجلس هستند خودشان معنی آن را چیدا خواهند کرد

No responses yet

Sep 26 2013

در ایران با «اعتدال» اعدام می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,جنایات رژیم,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: هم‌زمان با سخنان روحانی در سازمان ملل و دعوت از جهانیان برای روی آوردن به «اعتدال» و صلح، ده‌ها تن در ایران به دار مجازات آویخته شدند و تعداد دیگری نیز در صف اعدام به سر می‌برند. یکی دو روز مانده به سفر حسن روحانی به نیویورک، دستگاه قضایی تعدادی از زندانیان سیاسی از جمله نسرین ستوده را بی‌قید و شرط آزاد کرد و موجی از شادمانی را در جامعه و همین‌طور فضای مجازی باعث شد به موازات آن سخنان روحانی به تیتر یک برخی از نشریات تبدیل شد که گفته بود در برخورد با بدحجابان رعایت اعتدال صورت بگیرد

از سوی دیگر همزمان با حضور رییس جمهوری اعتدال‌گرا در نیویورک خبری منتشر شد که از آزادی پنجاه تن از محکومین حوادث ۸۸ حکایت داشت. این خبر نیز مزید بر علتی برای شادمانی آنانی شد که امید بسته بودند روحانی با شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل و رو به رو شدن با اوباما، یخ‌های رابطه با آمریکا را بشکند، پی آمد آن تحریم‌ها برداشته شوند، دلار ارزان شود و مملکت با وجود روحانی بشود …مملکت گل و بلبل

تعدادی از زندانی‌ها آزاد شدند، گمانه‌زنی‌ها در مورد اسامی آن پنجاه نفری که وعده آزادی‌شان داده شد آغاز شد، اما درست در زمانی که روحانی رودر روی کریستین امانپور نشسته بود و به زبان انگلیسی پیام صلح به مردم آمریکا می‌داد و در هنگامه‌ای که به عنوان سخنران در مجمع عمومی سازمان ملل جهانیان را به اعتدال و صلح و دوستی دعوت می‌کرد، در ایران طناب‌های دار در پشت دیوارهای زندان ها در شهر های مختلف آویزان بود و به دستور قضات جان انسانها گرفته می‌شد.

بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر در یک ماه گذشته در ایران بیش از پنجاه نفر به دار مجازات آویخته شده‌اند.
سازمان عفو بین الملل در همین ارتباط با انتشار بیانیه‌ای در خواست چندین‌باره‌ی خود مبنی بر توقف ماشین اعدام در جمهوری اسلامی را خواستار شده و از مسوولان دستگاه قضایی تقاضا کرده است که اجرای حکم شش زندانی دیگری که   در زندان کرج در انتظار اعدام به سر می برند را متوقف سازد

سازمان عفو بین الملل در بیانیه مذکور با نام بردن از این شش زندانی جرایم انتسابی آنان را محاربه و فساد فی الارض اعلام کرده است که در ارتباط به ترور یک روحانی در کردستان بازداشت شده اند

از سوی دیگر در نیویورک و جایی که حسن روحانی و دیگر دیپلمات‌های برجسته‌ای که ادعا می‌کنند با اختیار تام به سازمان ملل آمده‌اند نیز جمعی از ایرانیان با حمایت سازمان حقوق بشر ایران در مقابل ساختمان سازمان ملل با در دست داشتن پلاکادرهایی خواستار توقف اعدام‌ در ایران شدند؛ خواسته‌ای که تا به امروز با .بی‌اعتنایی از سوی مقامات جمهوری اسلامی مواجه بوده است

سازمان حقوق بشر ایران که آمار مربوط به موارد نقض حقوق بشر اعدام‌ها را به همراه مستندات آن منتشر می‌کند، از اعدام چهار نفر در ارومیه، یک نفر در مشهد، چهار نفر در کرمان، یک نوجوان هجده ساله در کازرون، هشت نفر از جمله سه زن در یزد و پنج نفر در قزوین خبر داده است و اعلام کرده علاوه بر موارد فوق تعدادی نیز در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برند.

No responses yet

Sep 26 2013

مصاحبه حسن روحانی با سی‌ ان ان وآشکارتر شدن یکی‌ از دروغ‌های قدیمی‌

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

سپیده دم: روحانی در پایان گفتگوی خود با شبکه سی‌ ان ان آنجا که کریستین امانپور از او خواست به زبان انگلیسی‌ پیامی برای مردم آمریکا بفرستد، با مشقت فراوان به زبان اینگلسی گفت: من به مردم آمریکا می گویم من می خواهم از جانب ایرانیان برای آمریکایی‌ها صلح ودوستی بیاورم.

بیژن فرهودی: در ۱۹۹۹ که ادعا شده ایشان مدرک دکترا گرفتند ( البته از سال ۱۳۵۸ نیز خود را دکتر معرفی‌ کرده بودند)، دبیر شورای عالی‌ امنیت ملی‌ بوده، رئیس هیات نمایندگی‌ در مذاکرات اتمی‌ با اروپا ییان، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و دره بسیار پر مشغله رو داشته، و به قول یک تحلیل اگر آقای روحانی باید یک انسان با قدرت‌های فوق العاده غیر طبیعی باشه که بتواند ضمن دبیری شورای عالی‌ امنیت ملی‌، تز‌ دکترای حقوق خودش را هم (به زبان انگلیسی) بنویسد.

آیا می‌توان باور نمود کسی‌ با این قدرت فوقالعاده ، ” یک جمله ساده انگلیسی ” را در مصاحبه با سی‌ ان ان به زحمت ادا کند؟ یا اینکه قدرت فوق العاده ایشان در بسیج رسانه‌ ها برای فریب افکار عمومی‌ نهفته است؟

دقیقا ۴ ماه پیش در تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۱۳ یک پیشنهاد برای برطرف شدن ” ابهامات بسیار جدی “ در مورد مدرک تحصیلی‌ حسن روحانی و ایجاد امید در مردم در صفحه فیسبوک سپیده دم مطرح کردیم.در آن تاریخ ضمن اشاره به این نکته که آقای روحانی در سال ۱۳۵۸ در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان کاندیدای حزب جمهوری اسلامی مدعی داشتن مدرک دکترا از بریتانیا شده است. در صورتی‌ که زمان دریافت مدرک دکترا از دانشگاه کلدونیان گلاسگو را ۱۹۹۸ میلادی (۱۳۷۶-۱۳۷۷) اعلام کرده، پیشنهاد زیر را مطرح نمودیم:

از آنجا که تحصیل در رشته‌های علوم انسانی‌ به خصوص رشته حقوق در کشور‌های اروپایی و آمریکایی مستلزم تسلط به زبان تخصصی در حد پیشرفته است، پیشنهاد می‌کنیم آقای دکتر حسن روحانی، برای رفع ابهامات در مورد مدرک تحصیلی‌ خود، در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور حداقل یک خبرنگار انگلیسی زبان به مدت چند دقیقه، بدون واسطه و مستقیم با مردم دنیا به زبان انگلیسی (یا یکی‌ دیگر از ۵ زبانی که ایشان به آن مسلط است) سخن بگویند و درباره تناقض‌های موجود در این زمینه توضیح دهند تا مردم ایران و جهان به حسن نیت ایشان پی‌ برده، و زمینه‌ای برای اعتماد بیشتر بین مردم و دولت، و همچنین جامعه جهانی‌ با دولت جمهوری اسلامی ایران فراهم شود. بی‌ تردید در تصویر بین المللی ایشان نیز بسیار موثر خواهد بود.

از حامیان «دکتر» روحانی نیز تقاضا کردیم تا به جای دست‌یازیدن به دفاع‌هایی که یادآور دفاع «دکتر» احمدی‌نژاد از «دکتر» کردان است، به سراغ کسی بروند که به او رای داده‌ و بالاترین مسئولیت اجرائی کشور را به او محول کردند. پیشنهاد کردیم بیاییم از همین امروز مسئولین را برای ساختن ایران مجبور به پاسخ گویی نماییم، که فردا بسیار دیر است. به هر حال ایشان قرار بود که ”حقوق‌دان” باشد و نه ”سرهنگ”. اگر می‌خواهید از او امتیازی بگیرید، و در موقعیت پاسخ‌گویی به خواسته‌هایتان قرارش دهید، یکی از فرصت‌ها همین الان است.

بررسی مدارک موجود در مجلس نشان می‌دهد که حسن روحانی از زمان ورود به قوه مقننه در مجلس اول، خود را دارای مدرک دکترا معرفی کرده است.

«دکتر» حسن روحانی یا «دکتر» حسن فریدون، فردی است که قرار است در مردادماه تنفیذ شود و حداقل به مدت ۴ سال ریاست قوه مجریه را بر عهده داشته باشد.

با وجود تاکید دانشگاه «کالدونین گلاسکو» بر پیروزی دانشجو سابقش در رقابت‌های انتخاباتی سال ۹۲، حرف و حدیث بسیاری باقی است، از جمله این‌که چگونه ممکن است کسی ۵ دوره نماینده مجلس شورای اسلامی از اول انقلاب تا سال ۱۳۷۹ باشد، دو دوره آخرش، نایب رئیس مجلس و از سال ۱۳۶۸ هم دبیر «شورای عالی امنیت ملی» بوده باشد و هم‌زمان در دانشگاهی درس بخواند که در سال ۱۹۹۳ تاسیس شده و قاعدتا بخش حقوق آن نیز نسبتا تازه تاسیس است.

رجوع به سایت مجلس شورای اسلامی این سوال را برمی‌انگیزد که اگر آقای حسن روحانی، که قاعدتا همان «حسن فریدون» معرفی شده از سوی دانشگاه کالدونین است، در سال ۱۹۹۹ دکترا گرفته، چگونه در سال ۱۳۵۹ و بر اساس مدارک موجود در مجلس شورای اسلامی، خود را «دکتر حسن روحانی» معرفی کرده است؟

بر اساس در سایت رسمی مجلس شورای اسلامی، حسن روحانی از ۵ دوره نمایندگی، در دوره سوم، خود را «فوق لیسانس حقوق» معرفی کرده و دو دوره قبل و دو دوره بعد، دارای دکترای حقوق بوده است.

اطلاعات بیشتر در این لینک .

افشا شدن «سرقت ادبی‌» در «خلاصه» تز حسن روحانی

انتشار خلاصه یک برگی رساله «حسن فریدون» از سوی دانشگاه کالدونین گلاسکو و شباهت «بی بدیل» چند خط به پاراگرافی از کتاب «محمد هاشم کمالی»، علامت‌های سوال بیشتری در باره حسن روحانی ایجاد کرده است.
یک کارشناس«مطالعات مذهبی و علوم بین الملل»، امروز با مقایسه متن خلاصه یک برگی رساله حسن روحانی با متون دیگر، به شباهت بی‌بدیل برخی جمله‌بندی‌ها با کتاب «محمد هاشم کمالی» دست یافت.

دکتر کمالی، این متن را در سال ۱۹۹۱ نگاشته است و بر اساس مدارک ارائه شده از سوی دانشگاه کالدونین، متن یک برگی منسوب به «حسن فریدون» در ماه ژوئیه ۱۹۹۸ ارائه شده است.

کتاب «اصول فقه اسلامی» دکتر محمد هاشم کمالی، نخستین بار در سال ۱۹۹۱ نوشته و بارها تجدید چاپ شده است. به عبارت دیگر، دکتر کمالی نمی‌توانسته ۷ سال پیش از نگاشته شدن رساله «حسن فریدون» جمله‌بندی‌ها را از روی دست این محقق ایرانی دانشگاه کالدونین کپی کرده باشد.

اطلاعات بیشتر در این لینک .

کسی که حمله به سفارت آمریکا را حمایت میکرد، آمده است!

این روزها شاهد فعال شدن لابی های جمهوری اسلامی و توجیه کنندگان رفتار و سخنان آقای حسن روحانی در خارج از کشور هستیم اما آنها نمیتوانند حافظه تاریخی مردم را پاک نمایند، فراموش نکردیم دفاع آقای حسن روحانی به عنوان حقوقدان از حمله به سفارت آمریکا و گروگان گرفتن دیپلمات هایی که میهمان مردم ما بودند که در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی ایران در ۱۹ اسفند سال ۱۳۵۸ که آن زمان آقای حسن روحانی کاندیدای حزب جمهوری اسلامی ایران از سمنان بود خطاب به افرادی که حمله به سفارت آمریکا را خلاف قوانین بین المللی میدانستند، گفته بود که :« فکر نمیکنم هرگز هیچ قانون بینالمللی با اینکه یک سرزمین که سالیان دراز مرکز ظلم و طراحی نقشه های شیطانی بوده (سفارت آمریکا) و اکنون این سرزمین تجاوز، اشغال شود منافاتی داشته باشد.»! و به عنوان حقوقدان، آزاد بودن دبپلمات ها را مشروط کرده و ادامه داده بود که: « امام خمینی به صراحت فرمودند اگر گروگانهای آمریکایی شاه را پس دهند و اموال مسروقه را به ایران بازگردانند بدون محاکمه آزاد خواهند شد. به نظر بنده نیز با قید این شرایط گروگانها حق دارند آزاد باشند.»!

اطلاعات بیشتر در این لینک .

هموطنان، تا تاریخ گذشته خود را ندانیم نمیتوانیم آینده ای موفق و باشکوه برای وطن و ملتمان بسازیم و مجبور به تکرار تاریخ خواهیم شد. از این روتوجه شما را به مقاله ” دو رهبر، دو دیدگاه “ نوشته محمد رستگار که حقایقی تکان دهنده در مورد کورش، خمینی و انقلاب ۵۷ را باز گو می‌کند، جلب می‌کنیم.
مصاحبه حسن روحانی با سی‌ ان ان وآشکارتر شدن یکی‌ از دروغ‌های قدیمی

No responses yet

Sep 25 2013

فالس نیوز: علت غیبت روحانی در مراسم ناهار: نبود شراب ناب محمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس: به گزارش فالس‌نیوز، با وجود اینکه شراب سر میزهای مسلمانان سرو نمی‌شد، اما حسن روحانی و هیات همراه به خاطر عدم سرو شدن «شراب ناب محمدی» به مراسم ناهار نرفتند و گرسنه ماندند.

به گزارش فالس‌نیوز: یک مقام سازمان ملل اعلام کرد که دستیار حسن روحانی بعد از امتحان شراب‌های منوی غذای مراسم ناهار، نسبت به اضافه نشدن «شراب ناب محمدی» به لیست ناهار اعتراض کرد.

همچنین، مشاور محمد جواد ظریف گفت که بر اساس فتوای آینده مقام معظم رهبری، خوک‌ها را می‌توان با «ختنه» حلال کرد، ولی مقام‌های رستوران سازمان ملل حاضر نشده بودند خوک‌ها را به راه مورد نظر هدایت کنند.

یک مقام ایرانی هیات همراه نیز هر گونه فشار از سوی مقام معظم رهبری برای حاضر نشدن در مراسم ناهار را شدیدا تکذیب نکرد!

به این ترتیب، تا این لحظه معلوم شده که آقای روحانی نه در مراسم شام حاضر خواهد بود و نه در مراسم شام. اما احتمال دارد امضا کنندگان نامه منتشر شده در رسانه اصلاح‌طلبان مقیم لندن (گاردین)، که به نیویورک آمده‌اند و همچنین گروه‌هایی که لابی جمهوری اسلامی نیستند، آقای روحانی فردا به کله‌پزی نزدیک به دانشگاه کلمبیا برود و با علاقه‌مندان خود سیرابی و شیردان میل کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .