اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سپاه' Category

May 25 2020

دستگیری عضو ارشد طالبان در هرات پس از پیاده شدن از خودروی سپاه پاسداران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سپاه,سیاسی

ایران وایر: دوم خرداد (۲۲ می) ریاست امنیت ملی استان «هرات» در غرب افغانستان با انتشار اعلامیه‌ای خبر داد که «قاری شفیع» مشهور به «حافظ عمری» مسئول نظامی و از اعضای ارشد گروه «طالبان» در این استان، پس از پیاده شدن از خودروهای سپاه پاسداران ایران دستگیر شده است. این اتفاق در شهرستان «کرخ» هرات رخ داد و بنا به اعلامیه ریاست امنیت ملی «هرات» این مقام طالبان می‌خواسته برای «حملات تروریستی» وارد شهرستان «شیندند» شود.

در اعلامیه ریاست امنیت ملی آمده است: «مولوی شفیع زمانی که از قرارگاه تپه سیاه از موترهای [خودروهای] سپاه پاسداران ایران پایین می‌شد [پیاده می‌شد] و می‌خواست برای تشدید بخشیدن عملیات تروریستی بالای بند آب‌گردان [سد] پاشدان و ناامن ساختن شاهراه‌های هرات وارد ولسوالی [شهرستان] شیندند شود، دستگیر شد.»

بنا به اعلام ریاست امنیت ملی استان هرات «حافظ عمری» طی عملیات ویژه‌ نیروهای خاص ریاست عمومی امنیت ملی، پیش از رسیدن به اهداف خود یعنی «تشدید عملیات تروریستی در بند آب‌گردان [سد] پاشدان و ناامن ساختن شاهراه‌های هرات وارد ولسوالی [شهرستان] شیندند» بازداشت شده است.

طبق این اعلامیه، «حافظ عمری» یک سال و نیم است که مسئولیت سازمان‌دهی حمله‌های «تروریستی» را در استان «هرات» هم‌مرز با ایران برعهده دارد و پیش از آن نیز مسئول «ناامن‌سازی شاه‌راه‌ها و طراحی حملات بر بندهای [سدها] مهم و حیاتی افغانستان» بوده است.

در بخشی دیگر از این اعلامیه آمده است: «او اکثر جنگ‌ها و ناامنی‌ها را در ولسوالی‌های [شهرستان‌ها] شیندند، پشتون‌زرغون و کرخ سازمان‌دهی کرده است. همچنین نامبرده رهبری حملات تروریستی و ترورهای هدفمند در داخل شهر هرات، حمله بالای تاسیسات عام‌المنفعه و بندهای آب‌گردان را برعهده داشت.»

البته در این اعلامیه اشاره‌ای به بازداشت افراد وابسته به سپاه پاسداران ایران در این عملیات و همچنین جزییات و هویت همراهان «حافظ عمری» نشده است. درعین‌حال، گفته نشده است که چند خودرو همراه خودروی سپاه پاسداران که حامل این عضو ارشد گروه «طالبان» بوده است.

باوجودی که جمهوری اسلامی بارها متهم شده است که از گروه «طالبان» حمایت می‌کند اما این نخستین‌ بار است که ریاست امنیت ملی افغانستان به‌صراحت به نقش جمهوری اسلامی در ناامنی‌های افغانستان اشاره می‌کند. پیش‌تر، «عبدالصبور خدمت» نماینده مردم ولایت [استان] «فراه» در مجلس نمایندگان افغانستان در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» تاکید کرده بود که وقتی گروه «طالبان» تحت‌فشار دولت افغانستان قرار می‌گیرد، به ایران پناه می‌برد. بنا به اظهارات او، گروه «طالبان» در استان مرزی «فراه» از سوی جمهوری اسلامی حمایت می‌شود.

به گفته او گروه «طالبان»‌ با سلاح‌ها و مهمات جنگی جمهوری اسلامی تجهیز و برای جنگ به دیگر استان‌های افغانستان فرستاده می‌شوند: «واضح است که ایران همراه طالبان دست دارد. ما می‌بینیم که در ساحه ما، طالبان از طرف ایران حمایت می‌شوند.»

در سال ۱۳۹۷ «برایان هوک» نماینده ویژه وزارت امور خارجه آمریکا در امور ایران، سلاح‌ها و تجهیزاتی را به خبرنگاران نشان داده و گفته بود که جمهوری اسلامی در افغانستان به «طالبان» و «گروه‌های تندرو مسلح در شرق میانه» کمک می‌کند. او تصاویر راکت‎های «فجر» و یک سیستم جدید هوایی بدون خلبان موسوم به «شهید ۱، ۲ ، ۳» را به خبرنگاران نشان داد که پس از سقوط به دست نیرو‌های ائتلاف در افغانستان افتاده بود.

همچنین، «اجمل بلوچ‌زاده» معاون پیشین تجزیه‌وتحلیل ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» یادآور شده بود که نیروهایی از ایران به افغانستان آمده و به «طالبان» مین‌گذاری یاد می‌دهند. به گفته او جمهوری اسلامی سال‌ها با گروه «طالبان» در تماس است و این گروه مورد حمایت‌های آموزشی و تسلیحاتی تهران قرار دارند.

درحالی‌که نزدیک به سه ماه از امضای توافق‌نامه صلح میان آمریکا و گروه «طالبان» در قطر می‌گذرد اما در این مدت نه‌تنها حملات «طالبان» در افغانستان کاهش نیافته بلکه بیشتر نیز شده است. به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی با حمایت از «طالبان» در حال سنگ‌اندازی در برنامه «صلح» افغانستان است.

تاکنون جمهوری اسلامی و گروه «طالبان» نسبت به اعلامیه ریاست امنیت ملی افغانستان مبنی بر دستگیری مسئول نظامی طالبان موضعی نگرفته‌اند.

No responses yet

May 20 2020

نیروی دریایی آمریکا هشدار داد: در خاورمیانه به شناورهایی که از ۱۰۰ متر نزدیکتر شوند پاسخ دفاعی داده خواهد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سپاه,سیاسی


صدای آمریکا: نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که علیه شناورهایی که به فاصله ۱۰۰ متری کشتی های جنگی آمریکایی در خاورمیانه نزدیک شوند، اقدام قانونی دفاعی انجام خواهد داد.

به گزارش آسوشیتدپرس، نیروی دریایی آمریکا عصر سه شنبه ۳۰ اردیبهشت با اعلام این خبر به دستورالعملی اشاره کرد که بعد از رویارویی با شناورهای ایرانی در خلیج فارس ارائه شده است.

اقدام دفاعی معمولا شامل به صدا درآوردن آژیر، شلیک منور و سرانجام شلیک هشدار برای مجبور کردن شناورها به دور شدن از کشتی می‌شود، ولی تعیین فاصله مشخص یک مورد جدید در نیروی دریایی آمریکا است.

ربکا ریبریچ، یک سخنگوی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا مستقر در بحرین، گفت: کشتی های ما در جایی که قوانین بین‌المللی اجازه داده است در آب‌های بین‌المللی عملیات روزمره و معمول انجام می دهند و در پی درگیری نیستند، اما اگر ضروری باشد، حق دفاع برای فرماندهان ما محفوظ است.

پیشتر ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا ۲۷ فروردین اعلام کرد ۱۱ شناور نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی «به طور مکرر اقدام به نزدیک شدن خطرناک و آزار دهنده» به ناوهای آمریکایی پولر، پال همیلتون، فایربولت، سیروکو، رنگل، و یو اس سی جی سی مائوی در آب‌های بین‌المللی کرده‌اند و از جمله وارد محدوده ۱۰ یاردی – حدود ۹ متری – کشتی «مائوی» شدند.

این قایق ها پس از یک ساعت که به دور کشتی های آمریکایی چرخیدند با هشدار کشتی ها دور شدند.

در پی این رویداد، مایک پمپئو اقدام قایق های سپاه پاسداران را مغایر با قوانین بین المللی دانست. در هفته های گذشته نیز دفتر سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با انتشار یک گزاره‌برگ، ضمن بررسی پیشینه اقدامات تحریک‌آمیز، خطرناک، و تنش‌زای جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران در آب‌های منطقه، بر عزم ایالات متحده بر پاسداری از امنیت کشتیرانی در جهان و تحمل نکردن سیاست خارجی مبتنی بر خشونت و تهدید ایران، تاکید کرد.​

No responses yet

May 11 2020

شلیک به شناور کنارک؛ ۱۹ کشته و ۱۵ مجروح

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: روابط عمومی نیروی دریایی ارتش با انتشار اطلاعیه‌ای، شمار کشته شدگان شناور کنارک را ۱۹ نفر اعلام کرد و از مناسب بودن حال ۱۵ مجروح واقعه خبر داد. این شناور ظرفیت ۴۰ سرنشین را دارد. با این حساب نیمی از خدمه آن کشته شده‌اند.

روابط عمومی نیروی دریایی ارتش با انتشار اطلاعیه‌ای در باره شلیک موشک به شناور کنارک خواستار پرهیز از هر گونه گمانه‌زنی در خصوص ماجرا تا بررسی دقیق تیم‌های کارشناسی شده و می‌گوید شناور برای بررسی‌های فنی به محل اسکله دریایی منطقه منتقل شده است.

اخبار غیررسمی شلیک اشتباهی موشک از ناو جماران به شناور کنارک، روز یکشنبه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود. عصر یکشنبه و در نخستین بیانیه رسمی، ارتش ایران، اعلام کرد که شناور کنارک حین تمرین دریایی دچار حادثه شده است.

جزییات امر هنوز مشخص نیست. خبرنگار سیاسی “تسنیم” در توییتی نوشته که یک فروند موشک کروز سبب این حادثه شد. روابط عمومی نیروی دریایی ارتش با انتشار اطلاعیه‌ای، شمار کشته شدگان شناور کنارک را ۱۹ نفر اعلام کرد.

گزارش‌های متعددی درباره شلیک موشک ناو “جماران” به ناوچه “کنارک” در رسانه‌های داخل ایران منتشر شده بود. در برخی از این گزارش‌ها از کشته شدن چند نفر نیز سخن رفته بود. این در حالی بود که ارتش جمهوری اسلامی ایران در نخستین واکنش رسمی خود از کشته شدن یک نفر و مجروح شدن عده‌ای در اثر این “حمله اشتباهی” خبر داده بود.

روابط عمومی منطقه یکم دریایی نیز خبر شلیک موشک را پیشتر تأیید کرده بود. در بیانیه کوتاه این مرکز چنین آمده است: «بعدازظهر روز گذشته (یکشنبه ۲۱ اردیبهشت / ۱۰ مه) در حین تمرین دریایی تعدادی از شناورهای نیروی دریایی ارتش، شناور پشتیبانی سبک کنارک دچار حادثه شد که تا کنون شهادت یک نفر محرز بوده و تعدادی نیز مجروح شده‌اند. ابعاد حادثه در دست بررسی دقیق کارشناسان فنی است».

شلیک موشک کروز

در برخی از گزارش‌های منتشرشده آمده که ناو “جماران” به سوی ناوچه یادشده یک موشک کروز شلیک کرده است؛ رویدادی که در رسانه‌های ایران تحت عنوان “حادثه” و “سانحه” مطرح شده است.

در رسانه‌های ایران علت شلیک موشک به ناوچه کنارک “اشتباه محاسباتی” در حین تمرین دریایی اعلام شده است. سایت “همشهری‌آنلاین” چند عکس و همچنین اطلاعاتی درباره ناوچه کنارک منتشر کرده است.

بر اساس این اطلاعات، شماره بدنه این ناوچه “۱۴۰۳” بوده است. این ناوچه در شمار شناورهای پشتیبانی “کلاس هندیجان” است که در زمان حکومت پهلوی از کشور هلند خریداری شده بود.

ناوچه کنارک مجهز به یک توپ ۲۰ میلی‌متری و همچنین چهار لانچر موشک کروز ضدکشتی بوده و از آن برای گشت دریایی و شناسایی استفاده می‌شده است. این ناوچه ۴۷ متر طول و هشت و نیم متر عرض داشته است.

No responses yet

May 05 2020

پرواز در غبار؛ هواپیمایی ماهان متعلق به کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی


بی‌بی‌سی: نام شرکت‌های هواپیمایی به طور معمول با حادثه و سوانح هوایی یا رقابت‌های شرکتی بر سر خدمات بهتر است که بر سر زبان‌ها می‌افتد.

اما این رویه معمول ایرلاین‌های جهان برای شرکت هواپیمایی ماهان ایر چندان صادق نیست، ماهان ایر بدون آنکه حادثه یا سانحه‌ای هوایی را تجربه کند هر از گاهی نامش نه فقط در اخبار ایران که به اخبار رسانه‌های جهان راه می‌یابد.

تازه‌ترینش اظهار نظر مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده درباره این خط هوایی است که در سخنانش ماهان را “یک شرکت تروریستی” نامید که به گفته وزیر خارجه آمریکا “ایران از آن برای جابه جایی نیرو و سلاح استفاده می‌کند.”

مایک پمپئو برای مستند کردن حرف‌هایش درباره ماهان ایر به “جابه‌جایی محموله‌های نامعلومی در روزهای اخیر به کشور ونزوئلا” اشاره کرد که این شرکت انجام داده و آن طور که وزیر خارجه آمریکا گفته است محموله‌هایی “برای حمایت از حکومت مادورو است.”

این مقام آمریکایی همچنین از کشورهای جهان خواسته تا حریم هوایی خود را بر روی پروازهای ماهان ایر ببندند. اما چرا ماهان تحریم و خبرساز شده است؟

چرا ماهان با شرکت‌های هوایی دیگر تفاوت دارد؟

هواپیمایی ماهان،‌ در سال‌های اخیر تصمیماتی گرفته که از نظر اقتصادی با ایمنی سرنشینان، با معیارهای معمول شرکت‌های هوایی جهان همخوانی ندارد. سه نمونه را ببینید:

پرواز به مقصد بی‌صرفه

ماهان از سال‌ها قبل، از زمان دولت محمود احمدی‌نژاد و روابط نزدیکی که او با هوگو چاوز، رییس‌جمهوری پیشین ونزوئلا داشت، مسیر پرواز تهران – کاراکاس را راه‌اندازی کرد. همان زمان تردیدهایی درباره اقتصادی نبودن این مسیر پروازی مطرح بود، اما در توجیه این اقدام به سرمایه‌گذاری‌های ایران در ونزوئلا و همچنین رفت و آمد متخصصین و تکنسین‌های ایرانی به آن کشور اشاره می‌شد.

اما چرا یک خط هوایی باید تن به برقراری برنامه‌ای دهد که مبنای اقتصادی و سوددهی آن با تردید روبروست؟

اتهام ”واردات کرونا”

البته این نخستین بار نیست که نام ماهان با اخباری از این دست به رسانه‌ها راه می‌یابد، ماهان به واردکردن ویروس کرونا به ایران متهم است، از آن رو که با شیوع ویورس کرونا در چین، به پروازهای خود ادامه داد و حتی به رغم تاکید مقام‌های بهداشتی ایران مبنی بر ممنوعیت و توقف پرواز به ووهان چین، این خط هوایی همچنان پروازهای خود به شهرهای مختلف چین را ادامه داد.

اما انتقادها و ملامت‌های منتقدان به ادامه پروازهای ماهان به چین نه تنها چاره ساز نشد که حتی چانگ‌هووا، سفیر چین در تهران با انتشار عکس یادگاری در کنار حمید عرب‌نژاد، مدیرعامل شرکت هواپیمایی ماهان، از “تمایل ادامه همکاری این خط هوایی با چین” خبرداد.

رعایت اصول بهداشتی و مراقبت از پروتکل‌های بهداشتی و درمانی و دوری جستن از خطر، اصل پذیرفته شده ایرلاین‌های غیرنظامی است، چرا ماهان نباید حتی به رغم تاکید وزیر بهداشت و اعلام ممنوعیت و محدودیت‌های رسمی همچنان همکاری با چین را در دستور کار خود داشته باشد؟

نشست و برخاست زیر رگبار

مقام‌های آمریکایی در سال‌های متمادی درگیری و جنگ در سوریه به تناوب ماهان ایر را متهم کرده‌اند که در پوشش پرواز هواپیمای مسافری و غیرنظامی، نیروهای نظامی و حتی تسلیحات و ادوات نظامی به سوریه منتقل می کند.

نصرت‌الله حسینی‌پور، که خبرگزاری مهر او را سردار سپاه معرفی می‌کرد در آبان‌ماه ۹۸، در مراسم بزرگداشت یکی از کشته‌شدگان جنگ سوریه در لامرد استان فارس اذعان کرد که “بر ظالم می‌تازیم و از مظلوم دفاع می‌کنیم و این را بدانید که در جابجایی نیروها به سوریه فقط با هواپیمای غول پیکر ماهان بود که به داد ما می‌رسید، زیرا زیر رگبار دشمن وارد فرودگاه دمشق می‌شد و نیروها را پیاده می‌کردند.”

این را بدانید که در جابجایی نیروها به سوریه فقط هواپیمای غول پیکر ماهان بود که به داد ما می‌رسید، زیرا زیر رگبار دشمن وارد فرودگاه دمشق می‌شد و نیروها را پیاده می‌کردند.

اما چرا باید یک خط هوایی مسافربری غیرنظامی تن به چنین ریسک عظیمی بدهد؟

وصیت‌نامه به جای کارت پرواز

نام ماهان ایر در بهار سال ۹۴ با تصاویری تکان‌دهنده از لحظه تلاش یک هواپیمای این خط هوایی برای به زمین نشستن در فرودگاه صنعا، بر سر زبان‌ها افتاد. ایرباس ۳۱۰ ماهان در حالی‌که قصد کرده بود در فرودگاه صنعای یمن به زمین بنشیند با تهدید دو جنگنده عربستان روبرو می‌شود، پیش از این برج مراقبت عربستان از خلبان خواسته بودند راه آمده را بازگردد، اما هواپیما به مسیر خود ادامه داده بود. دو جنگنده سعودی باند فرودگاه صنعا را زدند طوریکه امکان فرود برای ایرباس ماهان میسر نشد و در حالیکه چرخ‌های هواپیما برای نشستن باز شده بود، کاپیتان بهزاد صداقت‌نیا، تصمیم می‌گیرد تا از فرود منصرف شده و بازگردد.

خلبان آن پرواز بهزاد صداقت‌نیا، به خبرگزاری تسنیم می‌گوید بار هواپیمایش “مواد دارویی و تجهیزات پزشکی” مورد نیاز برای مردم یمن بود.


یک هواپیمای شرکت ماهان بعد از فرود در فرودگاه صنعا در یمن

یکی از سرنشینان آن پرواز توضیح می‌دهد: “…ما به این جمع‌بندی رسیدیم که برای رساندن کمک‌های پزشکی به مردم یمن به این سفر برویم، حتی به‌قیمت اینکه در این راه شهید شویم … با جمعی آماده پرواز شدیم و همه وصیت‌نامه‌های خودمان را نوشتیم.” اما چرا و چگونه صاحبان یک خط هواپیمایی مسافربری حاضر شده‌اند هواپیما و خدمه پرواز خود را در معرض چنین تهدید عظیمی قرار دهند؟

تاسیس در پانزده دقیقه با طلب شاه از مصر

اخباری از این دست و پرسش‌هایی از این جنس درباره ماهان ایر بسیار است، ماهان ایر چگونه شرکتی است که رفتاری این‌گونه دارد؟ آمریکا از سال ۲۰۱۱ یعنی ۹ سال قبل ماهان را به ظن همکاری با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.

حتی ماهان خط هواپیمایی متعلق به سپاه پاسداران نامیده شده است که دست‌کم روی کاغذ و بر مبنای اسناد و مدارک این ادعا با تردیدهایی جدی روبروست.

مالک شرکت هواپیمایی ماهان ایر، “موسسه خیریه مولی‌الموحدین علی ابن ابیطالب استان کرمان” است، شرکتی که در سال ۱۳۷۱ تاسیس شد و آن طور که حسین مرعشی استاندار وقت استان کرمان و از اعضای حزب کارگزاران سازندگی می‌گوید: “تاسیس ماهان یک ربع بیشتر طول نکشید.”


حسین مرعشی استاندار سابق کرمان و از اعضای حزب کارگزاران سازندگی

حسین مرعشی که پسرعموی همسر اکبر هاشمی رفسنجانی است در سال ۱۳۶۶ همراه با شماری از مقام‌های استانی در استان کرمان از جمله یحیی جعفری، امام جمعه کرمان، موسسه خیریه مولی الموحدین را به ثبت رساند و تا سال‌ها استانداران کرمان و امامان جمعه این شهر در این موسسه نقش‌آفرین بودند.

این موسسه امروز یک امپراتوری مالی واقعی است و شرکت‌های پرشماری را زیر مجموعه خود دارد، که تنها یکی از آنها “شرکت هواپیمایی ماهان” است.

حسین مرعشی در گفت وگویی با نشریه “کرمان ما” در بیان خاطرات تاسیس ماهان می‌گوید: “یک روز در دفتر کار خودم نشسته بودم که یکی از دوستان از دبی تماس گرفت و گفت یک آقای مصری به نام ابراهیم کامل چهار هواپیما دارد و می‌خواهد در ایران شرکت هواپیمایی تأسیس کند و سؤال کرد آیا شما آمادگی دارید این کار را در کرمان انجام دهید و من هم بدون درنگ و تأمل موافقت خودم را اعلام کردم.”

قرار بر این می‌شود که شرکتی با سرمایه گذاری پنجاه پنجاه با طرف مصری تشکیل شود به این شرط که طرف مصری سهم طرف ایرانی را هم تامین کند و طلبکار بماند تا از محل سود شرکت این نیمه سرمایه‌گذاری تسویه شود.

مرعشی می‌گوید در حین کار باخبر می‌شود که ایران از بابت وام‌هایی که در زمان محمدرضا شاه پهلوی به مصر اعطا شده بود، از این کشور طلب دارد، ” … آقای کامل به ما گفتند اگر شما بتوانید موافقت طرف ایران را بگیرید من هم موافقت طرف مصر را می‌گیرم تا این هواپیماها را به جای طلب به ایران بدهیم.”

یکی از دوستان از دبی تماس گرفت و گفت یک آقای مصری چهار هواپیما دارد و می‌خواهد در ایران شرکت هواپیمایی تأسیس کند و سؤال کرد آیا شما آمادگی دارید این کار را در کرمان انجام دهید؟

تماس حسین مرعشی، استاندار وقت کرمان با مقام‌های وزارت اقتصاد از جمله محسن نوربخش وزیر اقتصاد وقت و مهدی نواب، معاون او منجر به اخذ موافقت آنها می‌شود و با اطلاع به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت، کار از سر گرفته می‌شود.

آقای مرعشی می‌گوید، ما به ازای ریالی آن طلب ارزی ایران از مصر را موسسه مولی الموحدین به دولت می‌پردازد تا کار ماهان با چهار هواپیما آغاز شود. حالا ماهان در مجموع ۳۹ فروند هواپیما در ناوگان خود دارد و مدیرعاملی آن بر عهده حمید عرب‌نژاد خانوکی است.

خیریه همه کاره؛ کلاف پیچیده شرکت در شرکت

حمید عرب‌نژاد در عین حال نایب رئیس هیئت مدیره شرکت هواپیمایی ماهان هم هست، احمد مراد علیزاده به نمایندگی از “شرکت گروه توسعه و عمران علوی کرمان” ریاست بر هیئت مدیره ماهان ایر را برعهده دارد و شهریار ذوالعلی به نمایندگی از موسسه خیریه مولی الموحدین علی ابن ابیطالب استان کرمان عضو دیگر هیئت مدیره ماهان است.


حمید عرب‌نژاد (سمت چپ) نایب رئیس هیئت مدیره شرکت هواپیمایی ماهان

حمید عرب‌نژاد پیش از مدیریت عاملی شرکت هواپیمایی ماهان، دست کم در هیئت مدیره یازده موسسه و شرکت دیگر نیز با عناوین مختلفی حضور داشته و دارد که شماری از آنها زیرمجموعه ساختار مالی موسسه مولی‌الموحدین هستند:

  • شرکت مهندسی تعمیرات اساسی هواپیمایی فارس کوه
  • شرکت توسعه پردیس لالیم
  • پردیس پرهام کیش
  • عمران مهر شهداد
  • خدمات هوایی گروه ماهان

از جمله شرکت‌های زیر مجموعه ماهان هستند تا ماهان نه فقط یک شرکت که مجموعه‌ای از شرکت‌ها در ساختار موسسه به حساب آید.

در هیئت مدیره شرکت گروه خدمات هوایی گروه ماهان، افرادی به نمایندگی از “موسسه خیریه مولی الموحدین”، “سازمان عمران کرمان”، ” گروه صنایع خودروسازی کرمان”، “شرکت اشکو پارس” و “شرکت بازرگانان خیر کرمان” حضور دارند که بخش‌هایی از زنجیره شرکت‌ها و افراد فعال و حاضر در این ساختار مالی قدرتمند را به نمایش می‌گذارد.

یک امپراتوری سیاسی – کرمانی؛ با نام‌های تکراری

جست وجو در ساختار مدیریتی و ارکان شرکت‌های زیر مجموعه موسسه خیریه مولی الموحدین نشان می‌دهد که دایره افراد حاضر در این امپراتوری، دایره چندان وسیعی نیست، آنها یا در مرام سیاسی و در اصالت کرمانی مشترک هستند یا اینکه دست کم در دوره‌هایی در کرمان مسوولیت‌های دولتی داشته‌اند.

محمد علی کریمی، استاندار کرمان در دولت محمد خاتمی و نماینده کرمان در مجلس هشتم از جمله این افراد است، او در هیئت مدیره “شرکت پتروشیمی هامون” به نمایندگی از شرکت “گروه توسعه و عمران علوی کرمان” حضور دارد.

آقای کریمی در برخی شرکت‌های مجموعه نیز به نمایندگی از شرکت سازمان عمران کرمان عضو هیئت مدیره است.


محمد علی کریمی؛ استاندار کرمان در دولت محمد خاتمی

صنایع خودروسازی کرمان، خدماتی بازرگانی خیر کرمان، عمران ارگ، گروه توسعه و عمران علوی کرمان، توسعه عمران دل عالم و شرکت احداث نگهداری و بهره برداری آزادراه بندرعباس کرمان از جمله شرکت‌هایی است که محمد علی کریمی در ساختار مالی موسسه مولی الموحدین در آنها سمت داشته یا دارد.

گفته می‌شود، موسسه خیریه مولی الموحدین ۳۰ هلدینگ و شرکت را در زیر مجموعه خود جای داده است که شرکت هواپیمایی ماهان، گروه صنایع خودروسازی کرمان، عمران ارگ، عمران علوی ماهان وخدماتی بازرگانی هزار کرمان در کنار نام‌های قبلی معدودی از شرکت‌ها یا مجموعه‌های این موسسه را تشکیل می‌دهند.

عضویت متقابل شرکت‌ها و نمایندگانشان در هیئت مدیره‌ها یا سمت‌های ضربدری در ساختار مدیریتی شرکت‌های مجموعه، از جمله ویژگی‌های نظام این ساختار مالی است. انتخاب راهکار تو در تو بودن شرکت‌های متعدد به جای تجمیع فعالیت آنها ذیل یک شرکت در این مجموعه اقتصادی، انتخابی آگاهانه بوده است.

محمدرضا یزدان‌پناه فدایی، محمد جواد فدایی فتح‌آبادی، علی مصطفوی، علی پهلوانزاده، علی غضنفری، محمدرضا شه‌بخش، محمد فرشاد، جمشید انصاری، ولی‌الله افخمی و محمود خاقانی از جمله افرادی هستند که در این امپراتوری مالی به طور ثابت یا گردشی مسوولیت داشته‌اند، همچنین شماری از آنها در دوره‌هایی مسوولیت‌های دولتی داشته یا دارند.

خیریه برای گزارش ندادن؛ با امضای قاسم سلیمانی

حسین مرعشی از بنیانگذاران موسسه مولی الموحدین، در سال ۱۳۹۳ در گفت وگو با تسنیم، درباره تکلیف فعالیت‌های اقتصادی شرکت‌های زیر مجموعه موسسه گفته بود: “… ماهان سود سهام نمی‌دهد و هر چقدر پول در آورد، هواپیمای جدید می‌خرد، کرمان خودرو سود سهام نمی‌دهد و هر چقدر در می‌آورد، کارخانه در بم می‌سازد. یک برنامه‌هایی را برای توسعه در کرمان در قالب یک مؤسسه غیرانتفاعی طراحی کردیم و آن را جلو می‌بریم.”

قانون گفته به چه کسی باید گزارش بدهیم؟

اما محمدرضا پورابراهیمی، نماینده اصولگرای کرمان که او را باید رقیب سیاسی اصلاح‌طلبان حاضر در مجموعه مولی الموحدین به حساب آورد در طول سال‌ها به انتقاد از ابهام و شفاف نبودن عملکرد موسسه گلایه کرده است، پورابراهیمی در سال ۱۳۹۱ از شفاف نبودن صورت‌های مالی و کارنامه اقتصادی مجموعه مولی الموحدین و شرکت‌های پرشمار زیرمجموعه‌اش انتقادهایی دامنه دار مطرح کرد.

او در گفت وگو با تسنیم می گوید با اینکه اعضای موثر در هیئت امنا و مدیریت موسسه بنا به صفت شخصیت حقوقی‌شان در خیریه مولی الموحدین مسوولیت می گرفتند اما در سال ۱۳۸۴ و با پیروزی محمود احمدی نژاد و تغییر فضای سیاسی ایران، اساسنامه موسسه تغییر یافت تا به جای افراد حقوقی، افرادی حقیقی اداره این موسسه را در اختیار داشته باشند.

رسانه‌های اصولگرا از این تغییر با عنوان “موروثی کردن” در موسسه نام می‌برند.

ماهیت خیریه بودن موسسه سبب شده است تا مسوولان این موسسه از گزارش‌دهی درباره فعالیت‌های خود سر باز زنند.


حسین مرعشی و قاسم سلیمانی (سمت چپ)

حسین مرعشی، در آبان ماه ۹۸ در گفت‌وگویی با اعتماد آنلاین، آنجا که از او درباره گزارش دهی از فعالیت‌های موسسه پرسش می شود، می‌گوید: “قانون گفته به چه کسی باید گزارش بدهیم؟”

مرعشی در ادامه برای آنکه بر درستی و صحت عملکرد این ساختار مالی عظیم تاکید کند، از شریک کردن رقبای سیاسی خود در اداره فعالیت‌های موسسه سخن گفته و ادامه می‌دهد: “اجازه دهید یک چیزی را بگویم. به یک نقطه‌ای رسیدیم که من آمدم صورتجلسه کردیم. من آقای [محمدرضا] باهنر را عضو هیات امنا آوردم. گفتم امضا کن، ایشان امضا نمی‌کرد. خواهش کردیم ایشان امضا کرد. امضای قاسم سلیمانی را گرفتیم. عضو هیات امنا بود. خودمان هم امضا کردیم.”

اگر از این جمله چنین برداشت کنیم که حتی قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس عضو هیئت امنای موسسه مولی الموحدین به عنوان مالک اصلی ماهان ایر بوده است، شاید گره فهم رفتار هواپیمایی ماهان در خطرپذیری و ریسک کردن‌ها باز شود و دلیل حساسیت آمریکایی‌ها بر عملکرد این شرکت هواپیمایی، قابل درک باشد.

No responses yet

May 04 2020

رقص در عروسی دختر گوهر خیراندیش سریال ماه رمضان را به توقف کشاند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سپاه,سیاسی,هنر


رادیوزمانه: گوهر خیراندیش در کنار ابی. دو هنرمند ایرانی در دو جغرافیای متفاوت اما با یک تاریخ مشترک
تناقض‌ها در دم و دستگاه ولی فقیه که تلویزیون جمهوری اسلامی هم بخش مهمی از آن است، بسیار پیش‌پاافتاده اما در همان حال هزینه‌ساز است و اگر اعتمادی هم باقی مانده باشد که باقی نمانده، همان ته‌مانده را هم از بین می‌برد. این‌بار ماجرا از این قرار است: گوهر خیراندیش در یک سریال تاریخی برای ماه رمضان بازی کرده، در وقت فراغتش در جشن عروسی دخترش در کتار ابی حضور داشته. حالا نمی‌دانند با آن سریال پرهزینه چه کنند. اگر نمایش دهند، ناقض پیام تبلیغی سریال است. اگر صحنه‌‌های گوهر خیراندیش را سانسور کنند، چیزی از سریال باقی نمی‌ماند و اگر نمایش ندهند، سر مردم را که از گرانی و تحریم و بی‌درایتی و همه‌گیری ویروس کرونا به ستوه آمده‌اند چگونه گرم کنند؟

سریال زیر خاکی به کارگردانی جلیل سامان مرداد سال گذشته جلوی دوربین رفت. از مدتی قبل رسانه‌های حکومتی با آب و تاب فراوان این سریال را به عنوان سریال ماه رمضان شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی تبلیغ می‌کردند. داستان پیش پاافتاده و بر گرته «اسرار گنج دره جنی» ابراهیم گلستان است: مردی در پی یک گنج زیر خاکی است. داستان این تلاش و زندگی او در قبل و بعد از انقلاب را می‌بینیم با این هدف که به نفی دوره پهلوی و به اثبات دوران کنونی برسیم. هادی حجازی‌فر، پژمان جمشیدی، ژاله صامتی، گوهر خیراندیش، ایرج سنجری، نادر فلاح، اصغر نقی زاده و رایان سرلک در این مجموعه تلویزیونی بازی کرده‌اند.

از میان این هنرمندان، گوهرخیراندیش در وقت فراغتش و بعد از پایان فیلم‌برداری‌ها، به تازگی در جشن عروسی دخترش در آمریکا حضور داشته. فیلمی از آن مجلس در شبکه‌های اجتماعی پخش شده. در یک محیط صمیمی، ابی، خواننده نام‌آشنا و عده‌ای به سبک و سیاق مجالس ایرانی می‌رقصند. گوهر خیراندیش در تصویری، روسری مختصری به سر دارد . مثل هر مادر دیگری در این جشن عکسی هم به یادگار گرفته است.
تسنیم، خبرگزاری نزدیک به سپاه از «توقف» (و فعلاً توقیف نه!) این سریال دقیقاً به دلیل رقص در مجلس عروسی دختر گوهر خیراندیش خبر داده است. جایگزینی هم برای این سریال وجود ندارد. حذف تصاویر خیراندیش هم سریال را از کار می‌اندازد. اکنون چه باید کرد؟ تسنیم این پرسش را با پرسش دیگری پاسخ می‌دهد:
«به نظر می‌رسد آنطور که خبردار شدیم تلویزیون در حال تصمیم‌گیری است اما چند سؤال درباره حاشیه‌های “زیرخاکی” به ذهن می‌رسد. آیا تلویزیون پیش‌بینی برای جلوگیری از رفتارهای ناهنجار بازیگران سریال‌ها داشته است؟»
سیمافیلم معمولاً از بازیگران تعهد می‌گیرد که در وقت فراغت و حتی در زندگی خصوصی‌شان به نقش خود ادامه دهند. آیا گوهر خیراندیش خلاف این تعهد عمل کرده؟ هنوز معلوم نیست. تسنیم بن‌بست کنونی را به این شکل شرح می‌دهد:
«آیا کاری که هزینه چند میلیاردی با کارگردان و بازیگران صاحب‌نام ساخته شده و مربوط به انقلاب اسلامی است باید به تاوانِ، رفتار غیراصولی و غیرحرفه‌ای بازیگرش پخش نشود؟ سریالی که غیرمستقیم و زیرپوستی حکومت پهلوی و ماهیت آن را افشا کرده است. کاری که با این هدف‌گیری درست آمده آیا تصمیم منطقی است که با این هزینه میلیاردی که از بیت‌المال شده، سریال به راحتی کنار گذاشته شود. یا بهتر است که از این سرمایه کشور و تلویزیون در شرایطی که به علت کرونا حادث شده مردم از دیدن یک اثر هنری، با پیام ارزشمند محروم شوند.»
باید توجه داشت که میلیون‌ها یارانه‌بگیر ایرانی در انتظار وام یک میلیون تومانی مرحمتی دولت در شرایطی که همه‌گیری ویروس کرونا کسب و کارها را تعطیل کرده بود به سر می‌برند. هزینه میلیاردی؟ رقص گوهر خیراندیش در کنار ابی؟ توقف؟
گوهر خیراندیش پیش از این در سال  ۱۳۸۲ به خاطر بوسیدن شاگردش در جشنواره حقیقت یزد به دو سال حبس تعلیقی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود. او سال ها بعد گفت:
«قاضی به من گفت دیگر هیچ وقت اقدام به این کار نکن از دور بگو روی ماه‌تان را می‌بوسم.»
سریال بسیار پربیینده پایتخت هم با انتقادهایی مواجه شده بود. کار بدانجا رسید که رئیس سابق سازمان بسیج احتمال نفوذ به دم و دستگاه تلویزیون جمهوری اسلامی را مطرح کرد که سخنگوی سپاه به یاری عبدالعلی علی عسگری، رئیس سازمان صداوسیما شتافت.

No responses yet

Apr 28 2020

استیصال فیفا از جدیدترین فساد فدراسیون مهدی تاج؛ شرکت ابدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

ایران وایر: «حامد اسماعیلیون»، نویسنده و دندان‌پزشک ایرانی که همسر و دخترش را در سقوط هواپیمای اوکراینی از دست داد در مصاحبه بهمن‌ماه خود با شبکه بی‌بی‌سی فارسی گفت: «جمهوری اسلامی واژه‌ها را به فساد کشیده است.»

«محسن صفایی‌فراهانی»، رییس اسبق فدراسیون فوتبال و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در پایان دولت «محمود احمدی‌نژاد» گفت: «آنچه در هشت سال اتفاق افتاد، غارت بود، نه فساد اقتصادی.»

حالا این دو را که کنار هم بگذاریم و در سطور بعد قدم بزنیم، درک می‌کنیم که چگونه «مهدی تاج»، رییس مستعفی فدراسیون فوتبال ایران و بازنشسته سپاه پاسداران، واژه «غارت» را هم به «فساد» کشید.

این یک مقدمه نیست؛ فقط تلاشی است برای فهم بهتر آنچه طی چهار سال اخیر در فدراسیون فوتبال ایران اتفاق افتاد. چنگ زدن به دو جمله بازمانده از دو چهره تاثیرگذار اقتصادی و مدنی ایران.

شرکت موازی

وب‌سایت خبری «تابناک» خبر داده است که فدراسیون فوتبال ایران در مهر ۱۳۹۸ و تنها چند ماه مانده به پایان ریاست مهدی تاج، اقدام به تاسیس و ثبت شرکتی خصوصی با عنوان «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال»، البته خارج از تشکیلات این فدراسیون کرده بود. تابناک این شرکت را محصولی از ترکیب شدن مدیران داخل و خارج از فدراسیون فوتبال نامید، اما اشاره‌ای به جزییات نکرد.

پیش از هر چیز، این شرکت را بشناسیم. «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال» روز هفدهم مهرماه سال گذشته به ثبت رسیده است. ساختمانی که از آن به ثبت رسیده را تقریبا می‌شناسیم؛ محله آرارات، خیابان ماهتاب، کوچه آفتاب، پلاک ده. جایی که سال‌های ابتدایی و میانی دهه هشتاد خورشیدی، برخی از جلسات خصوصی مدیران باشگاهی فوتبال ایران در آن برگزار می‌شد.

در سند ثبت این شرکت، از نام «اولین مدیران» به جای «موسسین» یا «مدیران» استفاده شده است. «صادق درودگر» رییس کنونی سازمان اقتصادی لیگ فوتبال ایران، «محمود اسلامیان» عضو هیات‌رییسه فدراسیون فوتبال و مشاور ارشد رییس سابق این فدراسیون و از همه جالب‌تر «اسماعیل خلیل‌زاده کلنگستانی» عضو و رییس هیات مدیره باشگاه استقلال به‌عنوان نخستین مدیران این سازمان معرفی شده‌اند.

شرح وظایفش، دربرگیرنده تمامی تخلفات ممکن برای فدراسیون فوتبال ایران است. شرکت «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال» با شرح وظایفی که برای خود در زمان تاسیس و ثبت رسمی آن تعریف کرده، تمامی دارایی‌های فوتبال ایران را به‌صورت کامل و انحصاری می‌بلعد. دقت کنید؛

«انجام کلیه خدمات امور مربوط به عقد قرارداد‌های مربوط به حامی مالی و برندینگ، فعالیت‌های محیطی در ورزشگاه‌های محل برگزاری فوتبال، تولید محتوا، شبکه‌های ارزش‌افزوده تخفیف و اعتباری فروشگاه‌های فیزیکی و مجازی (اقلام هواداری و مصرفی، رفاهی و تفریحی، پزشکی و خدماتی) باشگاه هواداران وفادار و هواداری فوتبال، اپلیکیشن‌ها در حوزه فوتبال و کمک‌های هواداری، اسپانسری توپ، البسه و تجهیزات مربوط به حوزه فوتبال، چمن طبیعی و مصنوعی، فعالیت‌های محیطی محوطه و پیرامون دور زمین فوتبال در قالب مقررات فدراسیون و سازمان لیگ، تولید محصولات با برند فدراسیون، کالا‌ها یا نماد فوتبال و بالون محصولات مجاز طبق قوانین و مقررات، بهره‌برداری از عناوین خاص حامی، حامی رسمی و ویژه لیگ به‌منظور جذب اسپانسر، قرار دادن استند معرفی حامی مالی در محوطه ورودی ساختمان لیگ فوتبال، کلیه فضا‌های فعالیت‌های محیطی مربوط به جایگاه و مراسم و برنامه اهدا کاپ قهرمانی لیگ برتر و جام حذفی و سوپر لیگ‌ها، سامانه پیامکی و باشگاه وفاداری هواداران سازمان لیگ فوتبال و یا حمایت از لیگ فوتبال باشگاهی کشور، برگزاری مراسم‌ها، همایش‌ها و کارگاه‌های آموزشی سازمان لیگ، حضور چهره‌های فوتبالی بین‌المللی و تیم‌های صاحب‌نام خارجی برای حضور و برگزاری مسابقات، انتخاب برترین‌های هر هفته مسابقات لیگ برتر و دسته اول باشگاه‌های کشور و اهدای جوایز به آن‌ها از سوی اسپانسر‌ها، انتخاب برترین تماشاگران با پیشنهادهای فرهنگی و انتخاب برترین تماشاگران با شرکت در مسابقات گفت‌وشنود هواداری در سایت سازمان.»

در حقیقت فدراسیونی که مهدی تاج ریاست آن را برعهده داشت، حتی یک راه‌آب باریک برای از دست دادن یک ریال از درآمدهای ممکن در فوتبال ایران باقی نگذاشت.

به‌صورت نمونه، حتی پیامکی که شما به‌عنوان هوادار استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی یا سپاهان برای تیم‌های محبوب خود ارسال می‌کنید، زیر چتر این شرکت «هم» قرار خواهد گرفت. درصدی از آن در جیب مدیرانی می‌رود که این شرکت را به‌صورت غیرقانونی ثبت کرده‌اند.

پیش‌زمینه‌های مدیریت تاج

برای آن‌که کمی مدیریت استعماری مهدی تاج در فدراسیون فوتبال ایران را بهتر بشناسیم، باید دو تخلف ویژه او در قراردادهای حق پخش فوتبال ایران را مرور کنیم. اول، بخشیدن حق پخش تلویزیونی فوتبال ایران به سازمان صداوسیما و دوم، قرارداد غیرقانونی فدراسیون فوتبال با «موسسه فرهنگی دیجیتال رسانه گستر فراکاو» در آبان‌ ۱۳۹۸.

دومین قرارداد به این لحاظ غیرقانونی بود که فدراسیون فوتبال، بدون فراخوان و اعلام مناقصه، اقدام به واگذاری حق پخش مجازی رقابت‌های فوتبال ایران را شرکتی کرد که یکی از زیرمجموعه‌هایش سایت «ورزش سه» است. همان زمان سایت «ورزش سه» به‌عنوان مهم‌ترین حامی رسانه‌ای مهدی تاج، با تیتر «گام بزرگ به سمت استانداردهای فیفا» به استقبال این قرارداد رفت و مدعی شد که این عقودت، خطری را متوجه ممنوعیت صداوسیما برای حق پخش تلویزیونی نخواهد کرد. مسلما این عقودت که رقم آن حتی در برگه قرارداد هم ذکر نشده بود، مهدی تاج و فدراسیونش را بیش از قبل زیر سایه حمایت دو رسانه صداوسیما و این سایت قرار داد.

هیچ نهاد نظارتی یا قضایی هم به این اتفاق ورود نکرد. فدراسیون فوتبال ایران پیش‌ و پس از چنین قراردادهایی و در ناپدید کردن قریب به ۷۰ میلیارد از درآمدهای خود از فیفا، از هرگونه حسابرسی در امان بود.

تضادهای قانونی با تمام قوانین و اساسنامه‌ها

گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال از دو عضو کنونی فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ و یک مدیر بالارتبه باشگاهی ایران تشکیل شده است. قوانین فدراسیون جهانی فوتبال هرگونه «تداخل منافع» مدیران، مربیان، کارگزاران و بازیکنان فوتبال باهم در فضایی خارج از چارچوب‌های فوتبال را به‌شدت ممنوع می‌کند.

دلیلش، تلاش برای جلوگیری از «مچ ‌فیکسینگ» یا به عبارتی جلوگیری از تبانی‌های احتمالی است. شراکت‌های اقتصادی مدیرانی که باهم تضارب منافع دارند در فدراسیون جهانی فوتبال ممنوع شده تا از «پول‌شویی»، «تبانی» و «ایجاد باندهای شرط‌بندی» جلوگیری شود.

به‌صورت نمونه، «هربرت هاینر» مدیر باشگاه بایرن‌مونیخ با «فریتز کلر» رییس فدراسیون فوتبال این کشور، نمی‌توانند در یک شرکت اقتصادی و موازی با فدراسیون فوتبال آلمان سهیم باشند. در صورتی اثبات چنین شراکتی، به‌صورت قطع با دولت آلمان با هر دو مدیر برخورد قضایی و فدراسیون جهانی فوتبال نیز فوتبال آلمان را در آستانه محرومیت‌های جدی قرار خواهد داد.

یعنی حضور اسماعیل خلیل‌‌زاده به‌عنوان ارشدترین مقام ماه‌های اخیر باشگاه استقلال در کنار دو مدیر بالارتبه فدراسیون فوتبال غیرقانونی است.

اما صادق درودگر و محمود اسلامیان هم برای راه‌اندازی این شرکت منع قانونی دارند. مدیرانی که در فدراسیون فوتبال یا سازمان لیگ یک کشور فعالیت می‌کنند، اجازه ایجاد بنگاه‌های تجاری مستقل که به‌صورت موازی با فدراسیون‌ همکاری می‌کند را ندارند. همچنین این مدیران از هرگونه فعالیت‌ با بنگاه‌های شرط‌بندی هم منع شده‌اند. همکاری اقتصادی با شرکت‌های تجاری و اسپانسرهای فدراسیون‌های عضو فیفا به‌صورت مستقل ممنوع شده است. دلیلش بازهم به احتمال تبانی در قراردادها برمی‌گردد.

اما مهم‌ترین سوال اینجاست که وقتی هم فدراسیون فوتبال و هم سازمان لیگ فوتبال ایران، در چارت اداری خود «کمیته اقتصادی» را تعریف کرده‌اند چرا باید یک شرکت «موازی» به درآمد بیش از ۳۰ میلیارد تومان در ماه این فدراسیون ورود پیدا کند؟

در اساسنامه فدراسیون فوتبال، هیچ امکانی برای تشکیل سازمان‌هایی با این عناوین وجود ندارد. فعالیت تیم‌های ملی طبق ماده ۴۳ اساسنامه باید زیر نظر کمیته فنی انجام شود و فعالیت‌های اقتصادی فدراسیون نیز مطابق ماده ۵۳ این اساسنامه به‌صورت کامل در اختیار کمیته بازاریابی است.

برای درک بهتر، سراغ فدراسیون جهانی فوتبال رفتیم. برای فیفا نوشتیم که «فدراسیون فوتبال ایران طی ۱۰ سال گذشته چنین نهادهای خصوصی موازی را برای اداره لیگ برتر ایران، فوتسال و تیم‌های ملی راه‌اندازی کرده است. حالا هم به نظر می‌رسد جدیدترین نهاد خصوصی وظیفه هماهنگی و همکاری مستقیم با «سازمان اقتصادی» را برعهده دارد؛ یعنی وظیفه تامین بودجه و تامین اسپانسرهای مالی. کاری که پیش‌ازاین توسط اداره بازاریابی و کمیته خود فدراسیون انجام می‌شد. همین‌طور باید تاکید کنم که اعضای این شرکت خصوصی، اشخاصی حقیقی با مسئولیت‌های موازی اعضای هیات مدیره فدراسیون هستند. همه آن‌ها نزدیکان رئیس پیشین فدراسیون فوتبال یعنی مهدی تاج به‌حساب می‌آیند.»

از فیفا خواستیم به ما بگوید که آیا این شرکت به‌صورت قانونی ثبت‌شده و آیا اعضای آن حق فعالیت هم‌زمان موازی در فدراسیون و باشگاه‌ها را هم دارند؟

پاسخی که فدراسیون جهانی فوتبال داد کوتاه بود. آن‌ها از ما خواستند «اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال» را مرور کنیم.

مرور نسخه جدید اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال و پیدا کردن فکت‌های جدید، یک روز زمان برد و «ایران‌وایر» به یک پاسخ روشن رسید. آنچه به دست آوردیم و برای فدراسیون جهانی فوتبال نوشتیم برای شما، پاسخ نهایی خواهد بود.

استیصال فدراسیون جهانی فوتبال

دوست عزیز.

شما از من خواسته بودید برای اطلاعات بیشتر در مورد تعهدات فدراسیون‌های عضو، به اساسنامه فیفا مراجعه کنم. من در حقیقت اساسنامه‌ فیفا را پیش از نگارش نخستین ایمیل، مطالعه کرده بودم. نکته ویژه برای من، ماده «۱۵.i» بود که در آن به‌وضوح یکی از تعهداتی فدراسیون‌های عضو را شرح می‌داد. ماده‌ای که تیتر آن «برای جلوگیری از تضاد منافع در تصمیم‌گیری» است.

این مورد (ماده ۱۵.i) یکی از موارد بسیار جدی بود که فدراسیون ایران طی سال‌های گذشته آن را نقض کرده است.

سوال من ساده بود و حالا ساده‌تر می‌پرسم که آیا ثبت یک شرکت موازی، با حضور اعضای فدراسیون فوتبال و یک کارگزار از باشگاه‌های فوتبال ایران، می‌تواند نقص کننده این بند از اساسنامه شما باشد؟

درعین‌حال لازم است به موارد زیر اشاره کنم؛

اول این‌که من می‌توانم از پاسخ شما این‌گونه فرض كنم كه تأسیس یك سازمان اقتصادی موازی فدراسیون فوتبال ایران، كه سهامداران آن مدیران خود فدراسیون هستند، مطابق ماده «۱۵.i» اساسنامه فیفا، مصداق بارز نقض «تضاد منافع» است.

دوم این‌که اگر فرض من اشتباه باشد، لطفا در اولین فرصت به من اطلاع دهید؛ زیرا من در حال نوشتن گزارشی هستم و مسلما گزارش خود را براساس این فرض مهم پایه‌گذاری می‌کنم. یعنی به وجود آمدن شکافی در تضاد منافع.

سوم این‌که اگر من پاسخی از فدراسیون جهانی دریافت نکنم، می‌توانم این فرضیه را برای خودم متصور شوم که اقدام فدراسیون با ماده موردنظر اساسنامه فیفا در تضاد کامل است.

چهارم این‌که اگر من را مجددا به اساسنامه فیفا ارجاع دهید، برای من روشن خواهد شد که شما تایید می‌کنید که دستاوردهای من از تحقیق مجدد روی اساسنامه فیفا دقیق بوده و فدراسیون عضو شما، دچار تخلف از بند موردنظر شده است.

لازم است یادآوری کنم که پیش‌ازاین هم در سال ۲۰۱۱ شرکتی موازی با همین مختصات ولی با حدود ۵ عضو راه‌اندازی شده بود. می‌توانم به‌صورت روشن به اعتراض «علی کریمی» بهترین بازیکن سال ۲۰۰۴ آسیا در یک برنامه تلویزیونی در فوریه سال ۲۰۱۸ اشاره کنم که به ناپدید شدن پول‌های فدراسیون فوتبال ایران توسط این شرکت‌ها اعتراض داشت.

من مشتاقانه منتظر دریافت پاسخ شما هستم.

ساعاتی بعد، پاسخی از فدراسیون جهانی فوتبال رسید؛ «دوست عزیز؛ ما با مهربانی و احترام، شما را به همان پاسخ قبل ارجاع می‌دهیم.»

این یعنی تایید بند چهارم پیام ما برای فدراسیون جهانی فوتبال؛ فدراسیون فوتبال و مهدی تاج، به‌صورت کاملا غیرقانونی، شرکتی را برای مصادره درآمدهای فدراسیون فوتبال ایران تاسیس کرده‌اند. فیفا به دلیل معذوریت‌های مشخص، قادر به تایید قطعی این مورد نیست. اگر تاییدش کند، باید بلافاصله با مهدی تاج و فدراسیون فوتبال به‌عنوان دو عضو زیرمجموعه‌ خود وارد چالش شود. اگر تاییدش نکند، اساسنامه خود را به‌صورت کامل نادیده گرفته است.

شرکت چرا ثبت شد؟

مهدی تاج هر آنچه در فوتبال ایران بود را به‌صورت یکجا و البته نامحدود می‌خواست. او دو بار با نامه‌نگاری‌های محرمانه‌اش با فیفا، ایران را در آستانه تعلیق قرار داد.­ اولی به دلیل دستور منع به‌کارگیری بازنشسته‌ها و دومی پس از استعفایش از ریاست فدراسیون فوتبال.

شرکت موردنظر و ابدی، تمامی درآمدهای قطعی فوتبال ایران چه در زمینه ملی و چه در بعد باشگاهی را در انحصار خودش درمی‌آورد. پس با جدایی تاج از فدراسیون، او بازهم صاحب درآمدهای اصلی فوتبال ایران خواهد بود. از پیامکی که شما به سامانه‌های هواداری می‌زنید تا فروش البسه و آگهی‌های محیطی و حق پخش تلویزیونی، همگی در ید قدرتش خواهد بود. رییس بعدی فدراسیون فوتبال هرکه باشد، پولی در بساط نخواهد داشت.

No responses yet

Apr 28 2020

شیخ مافیایی و ۱۰ میلیون دلاری «محور مقاومت»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: دو هفته پیش آمریکا جایزه‌ای را برای ارائه «هرگونه اطلاعات از فعالیت‌ها، شبکه‌ها و همکاران» یکی از مقام‌های بلندپایه گروه شبه‌نظامی حزب‌الله لبنان تعیین کرد؛ مقامی که در هماهنگی کامل با ایران، پروژه تسلط بر «هلال شیعی» را که جمهوری اسلامی آن را «محور مقاومت» می‌خواند، با فعالیت‌های فراقانونی در سوریه و عراق دنبال می‌کند.

او کسی نیست جز شیخ محمد کوثرانی که این روزها، به ویژه پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، نقشی اساسی در پیشبرد فشارهای سیاسی و همچنین برنامه‌ریزی‌های نظامی حزب‌الله لبنان در عراق دارد.

حتی زمانی که خبر کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق منتشر شد، همزمان شایع شد که کوثرانی نیز همراه سلیمانی کشته شده است. این شایعه با این در فاصله کوتاهی تکذیب شد، اما بیانگر نزدیکی این دو چهره و همچنین دانستن آن از سوی افکار عمومی عراق و منطقه است.

در واقع، محمد کوثرانی، با اینکه یک مقام نظامی نیست، اما مسئولیت هماهنگ‌کنندگی سیاسی گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت ایران را برعهده دارد که از دوران سلیمان به میراث مانده است. پیشتر بخش اعظم این کار را خود فرمانده پیشین سپاه قدس انجام می‌داد و اکنون با وجود فرماندهی اسماعیل قاآنی بر این نیرو و ارتباط کوثرانی با او، مسئولیت و فعالیت کوثرانی، این چهره کمتر رسانه‌ای، بیشتر شده است.

ضمن آنکه به نظر می‌رسد قدرت و نفوذ قاآنی در عراق به میزان قدرت و نفوذ سلیمانی نیست و قوت گرفتن فعالیت‌های کوثرانی در راستای جبران و بازسازی رهبری شبه‌نظامیان شیعه در منطقه است.

تصویری که مشرق‌نیوز از محمد کوثرانی در کنار اسماعیل قاآنی فرمانده کنونی نیروی قدس سپله منتشر کرده است

تصویری که مشرق‌نیوز از محمد کوثرانی در کنار اسماعیل قاآنی فرمانده کنونی نیروی قدس سپله منتشر کرده است

یک «تروریست» باسابقه

شیخ محمد کوثرانی، سال ۲۰۱۳ نیز به دلیل فعالیت‌های تروریستی‌اش در فهرست تحریمی آمریکا قرار گرفته بود. پیشتر گزارش‌هایی منتشر شده بود که نشان می‌داد کوثرانی مسئول مستقیم و برنامه‌ریز اصلی حمله یک مرکز فرمانداری کربلا در ژانویه ۲۰۰۷ بوده که منجر به مرگ پنج نفر شد.

او همچنین در آن زمان، علاوه بر فعالیت در عراق، در انتقال نیروهای شبه‌نظامی شیعی به سوریه برای کمک به بشار اسد در جنگ خانمان‌سوز و داخلی سوریه که منجر به کشته شدن صدها هزار نفر و آواره شدن میلیون‌ها نفر دیگر شده، نقش داشته است.

تصویری از محمد کوثرانی در سال ۲۰۱۸

تصویری از محمد کوثرانی در سال ۲۰۱۸

از دیگر اقدامات غیرقانونی کوثرانی، فعالیت‌های او در زمینه پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم است.

اما اینکه دوباره فعالیت‌های این عضو بلندپایه حزب‌الله لبنان توجه و حساسیت آمریکا را به خود جلب کرده، به دلیل تحولات ماه‌های اخیر است.

در ماه‌های اخیر، نیروهای شبه‌نظامی عراقی از یک سو، به صورت گسترده حملات خود را علیه نیروهای ائتلاف به ویژه نیروهای آمریکایی و مراکز دیپلماتیک این کشور در عراق شدت بخشیدند، و از سوی دیگر، به سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرات مردمی و ضددولتی عراق پرداختند.

همچنین این نیروها با رهبری شخص قاسم سلیمانی و بعداً اسماعیل قاآنی به مداخله‌های مستقیم در امور سیاست داخلی عراق مبادرت کردند و موانع بسیاری را بر سر تغییرات سیاسی مورد نظر مردم معترض و همچنین تشکیل یک دولت مستقل در عراق قرار دادند.

گرچه اکنون انتخاب مصطفی الکاظمی، رئیس پیشین سازمان اطلاعات ملی عراق، به عنوان نخست‌وزیر این کشور، تاحدودی چشم‌انداز ثبات در عراق را تقویت کرده و شرایط بحرانی کنونی شیوع ویروس کرونا و کمی قبل از آن، ضربه کشته شدن قاسم سلیمانی بر بدنه سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی، به میزان قابل توجهی از سرعت و شدت سیاست تهاجمی تهران در عراق کاسته است.

اما ساده‌انگاری است که تصور شود جمهوری اسلامی ذره‌ای از بلندپروازی‌های منطقه‌ای خود به ویژه در عراق عقب خواهد نشست. جمهوری اسلامی دائماً بخت خود را در این قمار خطرناک آزمایش می‌کند و در این شرایط، وجود و نقش کسانی مثل شیخ کوثرانی، در گرم و زنده نگاه داشتن آتش تنش‌های منطقه زیر خاکستر، مؤثر است.

در واقع گروه‌های شبه‌نظامی که ایران در منطقه ایجاد کرده، فقط برای جنگ نظامی نیستند، بلکه شبه‌دولت‌هایی خارج از دولت قانونی‌اند که در امر تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجرای قوانین دولتی در کشورهای محل ایجاد خود، اخلال ایجاد می‌کنند؛ دقیقا همان وضعیت و مدلی که در داخل ایران از سوی رهبری جمهوری اسلامی با ایجاد سپاه و بسیج، برای کنترل دولت و همچنین نیروهای مخالف در داخل کشور طراحی شده است.

صرف‌نظر از ایدئولوژی شیعی که موتور محرک، و سلاح نظامی که ابزار دست این گروه‌هاست، ساز و کار آنها چه در ایران، چه در عراق، چه در لبنان، چه در یمن، چه در بحرین یا جاهای دیگر، بر مخالفت با هرگونه انتخاب مردمی، دولت مشروع و نهاد قانونی بنا شده است. به همین دلیل، این گروه‌ها برای فعالیت بهتر خود، علاوه بر قدرت نظامی، به «لابی‌گر» حرفه‌ای که کار فشار سیاسی پشت پرده را به پیش ببرد، نیز نیاز دارند.

خود وزارت امورخارجه آمریکا نیز هنگام تعیین جایزه برای محمد کوثرانی تأکید کرده بود که شیخ کوثرانی، علاوه بر تامین مالی، حمایت‌های لجستیکی و آموزش گروه‌های شبه‌نظامی شیعه، مهارت ویژه‌ای در رفع اختلافات میان این گروه‌ها دارد. این تأکید نشان می‌دهد که مبارزه با گروه‌های شبه‌نظامی شیعه بدون دانستن از فعالیت‌های کسی مثل کوثرانی کامل نخواهد شد.

همچنین تعیین جایزه برای کوثرانی در راستای تحریم‌های اخیری است که وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه شرکت‌ها و افراد مرتبط با سپاه پاسداران در زمینه حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی شیعی عراق وضع کرده است.

کارآمدی سیاست تعیین جایزه

اما در حالی که مدت زمان زیادی از وضع جایزه وسوسه‌انگیز برای ردگیری فعالیت‌های شیخ کوثرانی نمی‌گذرد، این اقدام نتایج مثبتی را به دنبال داشته و اساسی‌ترین تأثیر آن، ایجاد حساسیت در افکار عمومی جهان و به ویژه رسانه‌های منطقه در زمینه فعالیت این چهره مافیایی بوده است.

در این دو هفته، چندین رسانه عراقی اعلام کردند که «به طور اختصاصی» به اطلاعاتی درباره حضور کوثرانی در مذاکرات سیاسی دست یافته‌اند. این حساسیت و پیگیری رسانه‌ها، کار را برای کسانی که در عراق قصد دارند با کوثرانی ملاقات کنند، بسیار دشوار کرده است.

تصویری بدون تاریخ از محمد کوثرانی

تصویری بدون تاریخ از محمد کوثرانی

همچنین مقام‌های دولتی و مطلع بیشتری در زمینه اطلاع‌رسانی درباره فعالیت‌های کوثرانی با رسانه‌ها همکاری می‌کنند.

به عنوان نمونه، به تازگی یک مقام دولتی عراقی که نامش فاش نشده، به خبرگزاری فرانسه گفت که کوثرانی از نظر شیوه کار، «کپی برابر اصل سلیمانی» است، به این معنی که در منطقه فوق حفاظت‌شده سبز عراق، او از جلسه‌ای به جلسه‌ای دیگر می‌رود و با نشست و برخاست با مقامات در تلاش برای پیشبرد اهداف خود است.

این مقام آگاه به سقوط صدام و آغاز تلاش‌ گروه‌های شیعی برای قبضه قدرت در عراق اشاره کرد و ادامه داد: «او از سال ۲۰۰۳ مسئول پرونده عراق است و مستقیماً به حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان گزارش می‌دهد».

یکی از اعضای کادر حزب‌الله لبنان هم گفته که «به غیر از سلیمانی که کشته شده» کوثرانی، «تنها فرد خارجی است که به خوبی جزئیات صحنه سیاسی عراق را می‌شناسد».

شیخ محمد کوثرانی، که نزدیکانش او را با نام «جعفر» هم می‌خوانند، درست است که به عنوان یک لبنانی، عضو کمیته سیاسی حزب‌الله لبنان است، اما تابعیت عراقی نیز دارد.

او که اکنون حدود ۵۰ ساله است، از پدر و مادری لبنانی در شهر نجف، واقع در ۲۰۰ کیلومتری جنوب بغداد، به دنیا آمده است. هر چند که بعداً پدر و مادرش به لبنان بازگشتند، اما شیخ کوثرانی ارتباطش را با عراق حفظ کرد و با یک زن عراقی نیز ازدواج کرد. او دارای چهار فرزند است. به همین دلیل، شیخ محمد کوثرانی به راحتی به لهجه عربی عراقی که با لهجه عربی لبنانی متفاوت است، حرف می‌زند.

هشام الهاشمی، مورخ و تحلیلگر مسائل سیاسی عراق، معتقد است که شیخ کوثرانی در عراق «بیشتر از یک نقش» ایفا می‌کند: «اوست که نخ‌ها و رشته‌ها را در اردوگاه شیعیان وفادار به تهران به یکدیگر می‌بافد. همچنین از سال ۲۰۱۴، او در تلاش است که نیروهای در قدرت شیعی در بغداد را با نیروهای سنی که دشمنشان به شمار می‌روند، آشتی دهد».

با این حال، شیخ کوثرانی از روابط و تجربه‌اش در عراق برای اهداف خود و گروهش در لبنان نیز بهره‌برداری می‌کند. به گفته یکی از مقام‌های دولت عراق، کوثرانی به تازگی و همزمان با شرایط وخیم اقتصادی در لبنان، از دولت بغداد درخواست میلیاردها دلار کمک کرده است.

تا به امروز کوثرانی قدرت خود را از مخفی‌کاری‌ها و لابی‌گری‌های پنهان خود به دست آورده است. دقیقاً همان مسیری که یک دوره‌ای قاسم سلیمانی در اوایل فعالیت منطقه‌ای‌اش رفته بود. حتی وقتی به ایران می‌رود و با مقام‌های جمهوری اسلامی ملاقات می‌کند، خبری از این سفرها و ملاقات‌ها در رسانه‌ها منتشر نمی‌شود. حتی مقام‌های سپاه پاسداران نیز در اظهارنظرهایشان درباره او و نقش او سکوت می‌کنند.

اما توجه رسانه‌ها و میلیون‌ها دلاری که آمریکا مخصوص او (همین جایزه) کنار گذاشته، می‌تواند بازی را به احتمال زیاد به ضرر او تغییر دهد و حتی برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند که قرار دادن این جایزه می‌تواند منجر به دستگیری احتمالی او در آینده شود.

No responses yet

Apr 23 2020

واکنش ایران به دستور شلیک ترامپ: هر اقدامی را پاسخ می‌دهیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: یک روز پس از آن که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، اعلام کرد به نیروهای نظامی کشورش دستور داده “در صورت مزاحمت” قایق‌های نظامی ایران به آنها شلیک کنند، فرمانده سپاه و وزارت خارجه ایران گفته‌اند به چنین اقدامی پاسخ متناسب می‌دهند.

سرلشکر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، با تاکید بر “پاسخ قاطع، موثر و سریع” به اقدام احتمالی آمریکا گفته متقابلا دستور مشابهی به نیروهای ایرانی داده شده که در صورت “مخاطره” از طرف شناورهای نظامی آمریکا به آنها شلیک کنند.

عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران هم از احضار سفیر سوئیس، به عنوان حافظ منافع آمریکا خبر داده و گفته ایران “تهدیدات و اقدامات غیرقانونی و متعرضانه” واکنش نشان خواهد داد.

هفته گذشته چند قایق تندروی سپاه در نزدیکی یک ناوگروه آمریکایی مستقر در خلیج فارس حرکت کردند.

چنین مواجهه‌هایی در گذشته هم در مقاطعی شدت گرفته و دو طرف یکدیگر را به اقدامات “غیرحرفه‌‎ای” یا “‌تحریک‌آمیز” متهم کرده‌اند.

سخنگوی وزارت خارجه ایران حضور ناوگان آمریکا در خلیج فارس را “بی‌ثبات‌ساز” خوانده و گفته بهتر است رئیس جمهور آمریکا “به جای ماجراجویی و فرافکنی” از نیروهای نظامی آمریکا برای مهار کرونا کمک بگیرد.

در هفته‌های منتهی به مواجهه اخیر قایق‌های سپاه و ناوگان آمریکا جنگ لفظی میان مقام‌های ایرانی و آمریکایی به ویژه در خصوص چند راکت‌پرانی به سمت اهداف آمریکایی در عراق و تحولات آن کشور تشدید شد.

حسین سلامی در جریان بازدید از نیروهای سپاه در نزدیکی تنگه هرمز مسئولیت مواجهه هفته گذشته را متوجه نیروهای آمریکایی دانسته است.

برخی رسانه‌های نزدیک به سپاه عبور یک قایق ایرانی از نزدیکی ناو آمریکایی را با عنوان ‘تحقیر’ آمریکا توصیف کرده‌اند

آقای سلامی گفته: “شناورهای آمریکا در هفته گذشته به دلیل رفتارهای غیرحرفه ای و خطرآفرین مزاحمتی را برای کشتی لجستیکی ما ایجاد کردند و وقتی که شناورهای ما در دریا مشغول گشت‌زنی بودند آنها هراسناک شدند.”

او نیروی دریایی آمریکا را دچار “آشفتگی و بی انضباطی” و دارای رفتار “غیرحرفه‌ای و خطرآفرین” توصیف کرده و گمانه‌زنی کرده است که “احتمالا به دلیل درگیر بودن آمریکایی‌ها در مسئله بیماری کرونا در داخل، نوع فرماندهی و کنترل آنها بر واحدهای نظامی‌شان ضعیف شده است.”

بعد از شیوع کرونا در یکی از ناوهای هواپیمابر آمریکا، فرمانده این ناو که ماجرا را علنی کرد برکنار شد.

در داخل آمریکا، که بیشترین شمار رسمی قربانیان ویروس جدید کرونا را در جهان دارد، انتقادهای زیادی از آقای ترامپ شده که در واکنش به این همه‌گیری سرعت عمل به خرج نداد و آن را بازی سیاسی رقبایش دانست.

نیروهای نظامی آمریکا در مهار شیوع کرونا به کار گرفته شده و از جمله در ساختن بیمارستان‌های صحرایی مشارکت داشته‌اند.

در ایران هم نیروهای نظامی برای ساخت بیمارستان‌های صحرایی و ضدعفونی مکان‌های عمومی به کار گرفته شده‌اند.

یکی از اقدامات سپاه در خصوص کرونا نمایش وسیله‌ای با عنوان دستگاه تشخیص از راه دور و فوری کرونا است. این دستگاه به تایید هیچ مرجع علمی نرسیده و انجمن فیزیک ایران آن را “داستان علمی-تخیلی” خوانده است.

No responses yet

Apr 22 2020

ترامپ: دستور داده‌ام که قایق‌های ایرانی در صورت ایجاد مزاحمت، منهدم شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: رئیس‌جمهوری آمریکا می‌گوید به نیروی دریایی این کشور دستور داده است که اگر قایق‌های ایرانی برای کشتی‌های ایالات متحده ایجاد مزاحمت کردند، آنها را هدف قرار داده و منهدم کنند.

دونالد ترامپ روز چهارشنبه سوم اردیبهشت با انتشار توئیتی، نوشت: «من به نیروی دریایی ایالات متحده دستور داده‌ام تا هرگونه و تمام قایق‌های مسلح ایرانی را در صورت ایجاد مزاحمت برای کشتی‌های ما در دریا، هدف قرار داده و منهدم کند».

این اظهارات چند روز بعد از آن صورت می‌گیرد که نیروی دریایی آمریکا از تهدید ناوگان نظامی این کشور در خلیج فارس توسط قایق‌های تندرو سپاه پاسداران خبر داد.

آمریکا روز ۲۷ فروردین​ اعلام کرد که ۱۱ قایق سپاه پاسداران برای ناوهای این کشور در شمال خلیج فارس مزاحمت ایجاد کردند.

ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا مستقر در بحرین این حرکت قایق‌های تندرو سپاه را «غیرحرفه‌ای» و «ناایمن» توصیف کرده است.

سپاه پاسداران نیز روز ۳۱ فروردین در اطلاعیه‌ای گزارش نیروی دریایی آمریکا درباره ایجاد مزاحمت برای یک ناو این کشور را روایتی «جعلی» و «هالیوودی» خواند و در عین حال تایید کرد که نیروهایش در دو هفته گذشته سه بار با ناوهای آمریکایی مواجه شده‌اند.

مایک پومپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، روز ۲۸ فروردین در واکنش به «مزاحمت» قایق‌های سپاه برای ناوهای آمریکایی در خلیج فارس، گفته بود که واشینگتن در حال بررسی پاسخ مناسب به این اقدام ایران است.

اردیبهشت و خرداد ۹۸ به شش کشتی، از جمله چهار نفتکش در آب‌های امارات و عمان حمله شد که آمریکا و عربستان، ایران را مسئول این حملات معرفی کردند.

پس از این حملات، ایالات متحده برای تامین امنیت تردد کشتی‌ها و نفتکش‌ها در آب‌های جنوبی ایران ائتلافی تشکیل داد. کشورهایی مانند عربستان، امارات، کویت، بحرین، قطر، بریتانیا، آلبانی و استرالیا در این ائتلاف حضور دارند.

تنش میان ایران و آمریکا از زمان کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران، توسط پهپادهای آمریکایی در بغداد در دی‌ماه پارسال افزایش یافته است.

ایران بعد از این حادثه، پایگاه عین الاسد را در عراق که مقر نیروهای آمریکایی است هدف قرار داد و اگرچه هیچ تلفات انسانی گزارش نشد، اما بیش از ۱۰۰ نیروی آمریکایی با آسیب سطحی مغزی مواجه شدند.

توئیت روز چهارشنبه ترامپ با ادعای سپاه پاسداران درباره پرتاب یک موشک به فضا همزمان شده است.

خبرگزاری‌های فارس و تسنیم نام این ماهواره را «نور» معرفی کرده و آن را «نخستین ماهواره نظامی جمهوری اسلامی ایران» توصیف کرده‌اند.

در خبر این دو رسانه که به نظر می‌رسد بر اساس بیانیه سپاه پاسداران نوشته شده باشد آمده است: «صبح امروز (چهارشنبه ۳ اردیبهشت‌ماه) از ماهواره‌بر دو مرحله‌ای قاصد از کویر مرکزی ایران توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موفقیت پرتاب و در مدار ۴۲۵ کیلومتری زمین قرار گرفت.»

هنوز هیچ مرجع بین‌المللی در عرصه فضانوردی و نظامی و منبع دیگری این خبر را تایید نکرده است.
منابع: شبکه‌های اجتماعی، خبرگزاری فارس و تسنیم، رادیو فردا/ ف.ق/ ک.ر

No responses yet

Apr 19 2020

رضا منصوری، فیزیکدان سرشناس ایرانی درباره کرونایاب سپاه: احتیاج نیست تقیّه کنیم، جهان به ما می‌خندد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رضا منصوری: وظیفهء ما: گفتن واقعیت به اهل قدرت[1]!
دور-ویروس‌یاب، طرح جامع انرژی کشور، و جرم صداقت علمی — در علم کشور چه خبر است؟

جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹

این روزها یادداشت‌های سال ۱۳۹۳ خودم را می‌‌خواندم از طرح رصدخانهء ملی ایران. اعتبارات ما در سال به ۲ میلیارد تومان نمی‌رسید؛ به مدیران عالی کشور می‌گفتم حتی اگر سالی ۷ میلیارد تومان هم به ما بدهند ۱۰ سال طول خواهد کشید تا طرح تمام شود و نورگیری تلسکوپ انجام شود. همان موقع در مصاحبه‌ها گفته شد سال دیگر نورگیری خواهیم کرد! چرا؟ تحلیل جامعه‌شناسان ما چیست؟ دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی این رفتار سیاسی را چگونه تحلیل می‌کنند؟ در مقابل باید تقیّه کرد؟ مصالح اجتماعی در کار است؟ در جامعه باید اخبار خوش پراکند؟ دروغ مصلحتی؟ وای برما از این رفتار! آموزش عالی ساکت است. علم هم که‌ نداریم.

در یادداشت قبلی هم نوشتم چگونه صداقت علمی در کشور منجر به دو حکم قضایی وحشتناک شده است: یک مورد ۸۰ ضربه شلاق، و یک مورد ۹ ماه زندان؛ به جرم صداقت؟ باز هم تقیّه؟ وقاحت تا این حد؟ دانشگاه باز هم ساکت است؟ دانشگاه از این وقاحت دفاع می‌کند که آبرویش نرود؟

یادم هم نمی‌رود، چندین دههء پیش، هنگامی را که معاون رییس‌جمهورِ وقت لقب «دانشمند سال» جهان را با چند صد دلار خرید و شبکهء یک سیما در اخبار ساعت ۲۱ خود با آب و تاب آن را گزارش داد. هنگامی هم که در رسانه‌ها توضیح دادم این عنوان چگونه خریداری می‌شود، همان خریدارِ مقامْ در هیئت دولت به شکایت از من برخاست که فلانی کفار را به دور خود جمع کرده است. آن وقت بودند کسانی در دولت که خندیدند و باعث شدند به من آسیبی نرسد. عریانیِ وقاحت را همهء دانشگاهیان دیدند. باز هم تقیّه کردند. جامعه‌شناسان ما کجا هستند که این وقاحت مدنی را تحلیل کنند؟ مدافعان علوم اسلامی هم که لابد کیف می‌کردند از این مقام‌های بین‌المللی برای ایرانیان در جمهوری اسلامیِ ناسوتی. حماقت تا کجا؟ خدایا شهیدان انقلاب از دست ما چه می‌کشند؟ چه نازنینانی را برای توسعهء کشور، و برای آزادی از جهل و حماقت و وقاحت و پلیدی، از دست دادیم.

دیشب اما اوج همهء اینها بود. تقیّه لازم شدم؟ اخبار ساعت ۲۱ شبکهء یک سیما سران بزرگترین قدرت نظامی خاورمیانه، ابر قدرت منطقه، و مدافعان راستین کشورمان را نشان داد. دیگر می‌ترسم حرفی بزنم. حرمت نیروهای نظامی ما کجا رفته؟ بسیج علمی دانشگاه شریف کجاست که به دادِ علم برسد؟ می‌ترسم! این همه بی‌تدبیری در عالی‌ترین سطح قدرت؟ دلمان را پس به‌چه خوش کنیم؟ حاج قاسم کجایی که در آن دنیا تنت می‌لرزد: ویروس دو قطبی؟ از فاصلهء صد متری؟ در ۵ ثانیه؟ چه حکمتی در این ۵ ثانیه است؟ خارق‌العاده است؟ بله تقیّه می‌کنم، تقیه‌ای خارق‌العاده! می‌ترسم. نگران ایرانم!

قبل از عید به بسیج دانشگاه خودمان در یک مصاحبه گفتم بسیج یعنی این که مدافع مردم باشد نه مدافع قدرت و مقابل مردم. حالا بسیج دانشگاهی کجا است تا از منِ مردم در مقابل شیادی و حماقت علمی و وهن انقلاب و علم ایران، و آبروریزی در جهان، حمایت کند؟ اگر بسیج دانشگاه شریف، به دانشگاه‌های دیگر کاری ندارم، در مقابل این وهن علم و دانشگاه و انقلاب و اسلام سکوت کند، آن هم در این دورهء کرونایی که مردم حمایت همه جانبه می‌خواهند، باید خجالت کشید از این عنوان شریف!

بله! آموزش عالی می‌ترسد. دانشگاهی می‌ترسد. دانشگاهی مانند اهل علمِ حوزوی تقیّه می‌کند. دانشگر هم که نداریم تا مانند دانشگران جهانی اجازه ندهد کسی شیادی علمی بکند. و چه راحت شیادان در دنیا و ایران کلاه بر سر قدرت‌مداران ما گذاشته‌اند. بسیار! کلاه تتلو بر سر روحانیت یک جور و کلاه شیادان علم و فناوری بر سر اهل قدرت جور دیگر. من که خوب یادم هست در تمام دوران انقلاب چه کسانی چه کلاه‌ها بر سر اهل مذهب و اهل قدرت گذاشته‌اند! وظیفهء اصلی ما به عنوان دانشگر یادمان نرود که گفتن واقعیت است به اهل قدرت! می‌ماند مدعیان بسیج علمی. کجایند؟

اما خیالتان را راحت بکنم. کرونا بسیار جنبه‌های مثبت برای تحولات اجتماعی ایران داشت. این فقط نوع‌دوستی مردم ما نبود که دوباره مانند دورهء جنگ ظاهر شد. این مصادرهء احمقانهء همین حس نوع‌دوستی توسط قدرت‌مداران هم لازم بود ظاهر شود. نترسید! تحولات عمیق و بنیادی در ایران در حال رخ دادن است. احتیاج هم نیست تقیّه کنیم. بخندیم. همه می‌خندند، و جهان به ما می‌خندد. آن کس که نفهمیده همان مدعی است! دورهء پساکرونا موتور آموزش عالیِ راکد ما را در جهت علم واقعی به‌حرکت در خواهد آورد. بسیج اساتید هم اگر بسیج باشد در این جهت گام بر می‌دارد و گرنه آب راکد است. اما من می‌ترسم.

اما در همین قیل و قال کرونا و دور-کرونایابِ نظامی، دولت طرح جامع انرژی کشور را تصویب کرد. من شک ندارم هیچ کس در دولت آن را به قصدِ نقد نخوانده است، مگر کارشناسان یا قدرت‌هایی که آنها هم به این منظور که ببینند کجا چقدر دلار برای آنها تَهَش می‌ماند؛ که از الان به فکر «وثوقانهء» خودشان باشند. حتی ده در صد از ۵۰۰ میلیارد دلاری که قرار است هزینه شود لقمهء چربی است، چه رسد به کل مبلغ. دریغ از کمی دوراندیشی. دریغ از مسئولیت برای نسل‌های آینده. متن نوشتهء همکار متخصص‌مان را در دانشگاه شریف پیوست می‌کنم بخوانید!

نکند این قیل و قال این روزهای انواع و اقسام کشفیات ضد کرونایی برای رد گم کردن باشد تا به راحتی بشود غنیمتی را به‌موقع تقسیم کرد؟ غنیمتی که پشت عنوان فخیم طرح جامع انرژی مخفی است! ما را سرِ کار گذاشته‌اند؟

خداوندا نسل بعد را از این بی‌تدبیری‌ها و وقاحت‌ها برحذر بدار؛

وای برما!

شرمندهء نسل بعدم. شرمنده!

امروز طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد[2]

یدالله سبوحی

دانشکده انرژی- دانشگاه صنعتی شریف

۲۴/۱/۱۳۹۹

جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیم‌گیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب می‌کند.

گزارش طرح انرژی را وزیر نفت در اسفند ۹۷ به سازمان برنامه و بودجه ارسال کرد و نوشت سناریوی بهینه‌سازی گزارش مورد تائید وزارت نفت است. در سناریوی بهینه‌سازی سرمایه‌گذاری لازم برای بخش انرژی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار و برای بهینه‌سازی ۱.۳ تریلیون دلار در ۲۰ سال آینده برآورد شده‌است.

حال اگر یک فرض خیالی و خیلی خوش‌بینانه داشته باشیم که درآمد صادرات نفت ایران ۵۰ دلار برای یک بشکه باشد و صادرات نفت ۲/۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰ سال آینده فرض گردد، کل درآمد صادرات نفت در ۲۰ سال برابر ۸۰۰ میلیارد خواهد بود که تنها سرمایه‌گذاری جدید در بخش انرژی ۶۵٪ این مبلغ درآمد را لازم دارد و بر اساس اطلاعات گزارش دیگر منابعی برای بهینه‌سازی باقی نخواهد ماند.

اگر واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم قیمت نفت ایران کمتر از ۳۰ دلار برای یک بشکه نفت خواهد بود و بسیار بعید است صادرات نفت ایران به سهولت به ۲ میلیون بشکه نفت در روز برسد. در این حالت کل درآمد صادراتی نفت در ۲۰ سال آینده کمتر از ۴۲۰ میلیارد دلار خواهد بود که حتی برای تامین سرمایه لازم برای بخش عرضه انرژی در سناریوی بهینه‌سازی (یعنی مصرف کمتر انرژی) نیز کفایت نمی‌کند.

حتی تهیه‌کنندکان گزارش توان یا علاقه این را نداشته‌اند که امکان‌پذیری این سناریو را بررسی کنند و راهکار مناسب را شناسائی نمایند. بنابراین اجرای این تصمیم غیرممکن خواهد بود و تنها یک شعار تبلیغاتی!

در این گزارش توضیح داده نمی‌شود که این سناریو چگونه اجرا خواهد شد! سناریوئی که سازوکار اجرائی آن مشخص نباشد یک گزارش حرفه‌ای و راهگشا نخواهد بود.

در این گزارش به سرمایهء لازم برای بخش نفت تاکید می‌شود. به نظر می‌آید وزارت نفت با این مصوبه در صدد آن است نیاز به سرمایه‌گذاری را مورد تاکید قرار دهد و بر اساس این مصوبه در نظر دارد بعد در جذب منابع از سازمان برنامه و دولت برای طرح‌های داخلی خود اقدام نماید. به نظر وزارت نفت اگر بهینه‌سازی هم صورت نگیرد اشکالی ندارد. این همان رفتاری است که وزارت نفت در مورد مادهء ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر مصوب سال ۱۳۹۴ انجام داد.

این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشم‌انداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد! در طرح جامع وزارت نفت معلوم نیست انرژی ایران در بازارهای منطقه‌ای و جهان چه جایگاهی خواهد داشت. چرا ۶ برنامه توسعهء کشور هرگز مطابق برنامه به انجام نرسید؟ چرا کاهش شدت انرژی در سال ۹۹ به ٪۵۰ سال ۹۰ صورت نپذیرفت؟ (مصوب قانون اصلاح الگوی مصرف در سال ۱۳۸۹). چرا قانون اصلاح الگوی مصرف و هدفمندسازی یارانه‌ها تا کنون بعد از گذشت ۱۰ سال از تصویب آنها اجرا نشده است؟ حالا که قیمت بنزین در داخل بیشتر از قیمت صادراتی شده است دولت دیگر چه ابزار و توجیهی برای اصلاح بازار انرژی دارد؟

همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیم‌گیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد. بدون تغییر ساختار در بازار انرژی هرگونه تغییر در قیمت‌ها و تصمیم‌ها تحولی در بخش انرژی ایجاد نخواهد کرد.

آیا می‌توان بدون ایجاد محیط رقابتی و توانمندسازی بخش خصوصی واقعی (نه شرکت‌های دولت ساخته با هدف استفاده از قانون تجارت برای حذف هر گونه نظارت) انتظار داشت که تحولی در بخش انرژی روی دهد؟ آیا می‌توان بیان ایده‌آل‌های عامه‌پسند در گزارشی در مورد جزئی از اقتصاد را راه‌حل دانست؟ آیا می‌توان بخش انرژی را بر اساس طرح جامع صوری و خارج از تعادل عمومی اقتصاد سامان داد؟ آیا می‌توان تغییر در یک بخش را بدون توجه به تعادل عمومی اقتصاد و بردار تعادلی قیمت‌ها ایجاد کرد؟ آیا اقتصاد ایران می‌تواند در ۲۰ سال آینده ۵۲۰ میلیارد دلار به بخش عرضه انرژی و حدود ۱.۲ تریلیون دلار فقط به صرفه‌جوئی انرژی اختصاص دهد؟

چرا وزارت نفت در هنگام ارسال گزارش به هیات دولت به این تناقض‌ها نمی‌پردازد؟ مگر نه اینکه وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه باید تقش حاکمیتی داشته باشند!

چرا کارشناسان این کشور همواره می‌خواهند توجیه‌گر تصمیم‌گیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیم‌گیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟ چرا در کارها و بررسی‌ها امکان‌پذیری و تدوین راه‌کارهای واقعی برای ایجاد تغییر ساختاری منظور نمی‌شود؟

استفاده از اعداد مجازی یا غیرواقعی و ارائه نتایج امکان‌ناپذیر در یک تز کارشناسی شاید مجاز باشد چون آموزش روش‌شناسی آنجا هدف است. ولی آیا این کار می‌تواند در یک گزارش فنی برای تصمیم‌سازی مجاز باشد؟ سیستم آموزش عالی ما در شکل‌گیری این وضعیت کارشناسی چقدر نقش داشته است؟ سیستم آموزش عالی و دانشگاه ما چقدر در ایجاد زیرساخت‌های واقعی مطالعاتی و تحقیقاتی نقش داشته است؟ حذف مراکز تحقیقاتی و توسعهء شرکت‌ها در دانشگاه و حذف نهادهای تحقیقاتی دانشگاه یا جایگزینی مراکز پژوهشی با شرکت‌ها تحت عنوان مراکز فناوری چه اندازه در تضعیف علم و توان کارشناسی و فنی جامعه نقش دارد؟ مسئولیت دانشگاه ما در این مورد چقدر است؟ اجاره دادن ساختمان یک نهاد پژوهشی به شرکت‌های خصوصی و از کار انداختن یک نهاد پژوهش انرژی چه تاثیری بر آیندهء دانشگاه خواهد داشت؟ تخریب تجهیزات آزمایشگاهی یک پژوهشکده که ده‌ها میلیارد تومان ارزش آنها است و بلااستفاده کردن آنها بر آینده دانشگاه چگونه تاثیر خواهد گذاشت؟

آیا نباید کارشناس و متخصص مسئولیت اجتماعی خود در رابطه با بیان واقعیت و ارائه راه‌کارهایی که به تحول ساختاری برای توسعهء پایدار منجر شود اقدام نماید؟ آیا نیروی متخصص و حرفه‌ای جامعه باید از این مسائل و از این تصمیم‌ها بی‌تفاوت عبور کند؟

فقط اگر به یک نکته مشخص توجه کنیم اختلاف دانشگاه‌ها، سیستم آموزش عالی و تصمیم‌گیری کشور ما با دنیا خیلی روشن می‌شود. در اتحادیه اروپا دولت‌ها هزینهء کلانی را در رابطه با کرونا متحمل شده‌اند. ولی توجه کنید که این دولت‌ها چگونه از کاهش قیمت نفت بهره‌برداری می‌کنند. درآمد مالیاتی آنها از نفت و فرآورده‌های نفتی به‌طور وسیع افزایش یافته و بخشی از هزینه‌های دولت‌ها در مورد کرونا را می‌خواهند از این منبع بازیافت کنند و همزمان اجازه نمی‌دهند راهبردهای آنها در بخش انرژی به مخاطره بیفتد و سیاست‌های راهبردی قبلی را با قدرت بیشتری پیش می‌برند.

واقعیت آن است که در کشوری مثل آلمان هرگز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را به شرکت تبدیل یا از دانشگاه حذف نکردند. آنها شرکت‌ها را در پارک‌های علم و فناوری و از طریق بنیادها و صنایع مورد حمایت قرار دادند.

در دانشگاه فنی برلین در انستیتو انرژی ۱۰ نفر پروفسور و دکتری، تعداد زیادی پسادکتری و حدود ۱۵۰ نفر دانشجوی دکتری در زمینه سیستم‌های انرژی کار می‌کنند و همهء اینها نهادهای پژوهشی هستند نه به اصطلاح مراکز فناوری و شرکت‌ها! همین تعداد محقق در پوتسدام، در دانشگاه فنی برلین، دانشگاه مونیخ، در انستیتو ووپرتال، در دانشگاه درسدن، در انستیتو اقتصاد آلمان، در دانشگاه لایپزیک، در دانشگاه اشتوتگارت، دانشگاه فرایبورگ، در انستیتو ماکس پلانگ و غیره فعالیت می‌کنند. هیچ‌کدام از آنها شرکت یا مرکز فناوری نیستند، هیچ‌کدام از آنها تابعی از نظرات و سیاست‌های پول‌دهنده نیستند بلکه آنها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی سازمان‌یافته و نهادهای علمی هستند.

به این ترتیب است که گذر از بحران‌ها در جوامع مختلف متفاوت می‌شود.

[1] ر.ک. مصاحبه‌ام به عنوانی مشابه چاپ‌شده در مجلهء نگاه نو، شمارهء ۹۶، زمستان ۱۳۹۱.

[2] این متن به ایمیل استادان دانشگاه شریف ارسال شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .