اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Mar 09 2015

مجله ملانصرالدین؛ پیشرو طنز سیاسی در جهان اسلام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اسلام و مسلمین,تاریخی,سانسور,سیاسی,طنز,مذهب

بی‌بی‌سی:

در این کاریکاتور می بینیم که حتی یک زندان هم پنجره دارد ولی بخش اندرونی خانه ها که زنان در آن زندگی می کنند پنجره ای ندارد

بیش از یک قرن پیش از آنکه مجله طنز شارلی ابدو به خاطر حمله مسلحانه مسلمانان تندرو و قتل گروهی از کارکنان آن در سراسر جهان به شهرت برسد، مجله دیگری با طنز سیاسی مشابه شارلی ابدو در افکار عمومی مسلمانان ساکن امپراطوری روسیه و ایران نقش مهمی ایفا می کرد.

طنزنامه هفتگی ملانصرالدین توزیع اولین نسخه هایش را از آذربایجان شروع کرد. این جریده که برای زمانه خود بسیار انقلابی بود، با شهامت و زبانی تند نه فقط مذهب و روحانیت و اقلیت صاحب قدرت، بلکه حتی تزار روسیه و شاه ایران را به سخره می گرفت.

مجله ملانصرالدین که در سال ۱۹۰۶ تاسیس شد، نه فقط در مورد مسائل ژئوپلیتیک مهم منطقه و زمانه بلکه در مورد موضوعات حساس اجتماعی مثل حقوق زنان و یا تجدد غرب گرایانه نظر می داد.


جلد اولین شماره مجله نصرالدین که در سال ۱۹۰۶ منتشر شد

جلیل محمدقلی‌زاده، سردبیر و مدیر مجله، معروف به میرزا جلیل، یک ادیب و داستان نویس سرشناس آذربایجانی بود. شخصت اصلی معروف ترین کتابش با عنوان “میّت” یک خداناباور مست است که به خاطر گفتن حقایق مربوط به عقب ماندگی جامعه دیوانه تلقی می شود، جامعه ای که شوهر دادن دختران نه ساله به مردان ۵۰ یا ۶۰ ساله امر پذیرفته و رایجی بود.

ملانصرالدین، نامی که برای این مجله انتخاب شده بود، شخصیت افسانه ای است که در ادبیات و فرهنگ عامه اکثر کشورهای خاورمیانه به عنوان یک ملای ظاهرا ساده لوح ولی با بصیرت معروف است.

مجله ملانصرالدین روی جلد اولین شماره خود “بیداری ملت های در خواب فرو رفته مشرق زمین” را نشان می دهد.

این مجله به مدت ۲۰ سال منتشر شد و سعی می کرد دنیای مدرن آن روزگار قالب کاریکاتور و طنز سیاسی به مردم نشان دهد.


این کاریکاتور نشان می دهد که با یک بچه، سگ ها و سایر جانوران مثل آشغال رفتار می شود در صورتیکه مردم قرآن را با احترام ویژه ای در دست گرفته اند

عبدالرحیم‌بای حق وردیف نویسنده سرشناس آذربایجانی در خاطرات خود می نویسد: “اولین شماره جریده ملانصرالدین مثل بمب صدا کرد. ملاها می گفتند نباید اجازه داد که این مجله وارد خانه مسلمین شود. اما اگر این مجله وارد خانه یک مسلمان شد باید آن را با انبر برداشت و توی خلا انداخت.”

مجله ملانصرالدین برخلاف سایر جراید آن زمان آذربایجان که به شدت تحت تاثیر زبان ترکی استانبولی، روسی و یا فارسی بودند، به زبانی صریح و مستقیم آذربایجانی های کم سواد و تحصیل نکرده را مورد خطاب قرار می داد.

زبانی که این مجله به کار می گرفت و درک کاریکتاتورهای آن بسیار ساده بود. هدف اصلی انتقادها و حملات این مجله روحانیونی بودند که از نظر نویسندگان مجله دشمنان اصلی آموزش و سکولاریسم تلقی می شدند.

میرزا جلیل می گفت که مجله او محصول دورانی بود که اکثریت مردم بی سواد بودند و تزارهای روسیه و شاهان ایران بر آنان حکومت می کردند و توسط روحانیون هدایت می شدند.

این مجله به زبان ترکی آذربایجانی چاپ می شد که هنوز به خط عربی بود و بعد با روی کار آمدن شوروی الفبای لاتین جای آن را گرفت. هر از چند گاهی به زبان روسی نیز منتشر می شد.

دو کاریکاتوری که در زیر می بینید لحن بسیار گزنده ای دارند و نتیجه تحصیل در مدارس دینی معمول در کشورهای آسیایی را با محسنات آموزش در مدارس سکولار اروپایی مقایسه می کند.


دانش آموزان وارد یک مدرسه سنتی می شوند و مثل خر از آن خارج می شوند


دانش آموزان وارد یک مدرسه مدرن می شوند و مثل بزرگسالان تحصیلکرده و مودب از آن خارج می شوند

مجله ملانصرالدین به حقوق و برابری زنان توجه ویژه ای داشت و همواره فریاد می زد که زنان نه تنها در جامعه بلکه در محیط خانواده نیز هیچ حقی ندارند و شوهران و مردان به اشکال مختلف حتی کتک زدن زنان به آنها اجحاف می کنند.

مجله ملانصرالدین به صراحت با دخالت مذهب در امور خصوصی و آزادی افراد در یک جامعه سکولار مخالف بود.

اما به طنز گرفتن روحانیون و دفاع از حقوق زنان بدون خطر نبود. روحانیون ایران علیه ملانصرالدین و برای قتل میرزا جلیل فتوا صادر کردند. او در شهر تفلیس پایتخت گرجستان جایی که مجله منتشر می شد، مورد حمله قرار گرفت و همواره به اشکال مختلف تهدید می شد.

در آن زمان شهر تفلیس مرکز فرهنگی قفقاز جنوبی بود.


در کاریکاتور بالایی تولد یک پسر مایه جشن و شادی است، در کاریکاتور پایینی تولد یک دختر به خصوص برای پدرش مثل عزاست

میرزا جلیل در جایی گفته بود: “اگر من این مجله را به جای تفلیس در باکو و یا ایروان (پایتخت ارمنستان امروزی که آن زمان اکثریت جمعیت آن را آذربایجانی ها تشکیل می دادند) منتشر می کردم حتما دفتر کار من را نابود و من را هم می کشتند.”

ملانصرالدین برای بسیاری از خوانندگان خود دریچه ای برای آشنایی با عالم سیاست هر چند در قالب طنز را گشود.

در کاریکاتور زیر می بینیم که سلطان وقت امپراطوری عثمانی که با شروع جنگ علیه یونان سعی دارد جزیره کرت را پس بگیرد، توسط “قدرت های جهانی” زیر دوش آب سرد برده شده تا آتش او را بخوابانند.


“ماجرای جزیره کرت: لازم نیست داغ کنید.”

میرزا جلیل زیر نفوذ ادبی نویسندگان روس مثل نیکلای گوگول و آنتوان چخوف بود.

تعدادی از کاریکاتوریست های زبردست از جمله اسکار شمرلینگ یک آلمانی ساکن تفلیس و عظیم عظیم زاده اهل آذربایجان و چند شاعر طنز پرداز از جمله میرزا علی اکبر صابر که در اشعار خود از حقوق زنان و توسعه آموزش و پرورش دفاع می کرد، با این مجله همکاری می کردند.

مجله ملانصرالدین در پایه گذاری جمهوری دمکراتیک آذربایجان که در سال ۱۹۱۸ پس از انقلاب روسیه و سقوط رژیم تزاری شکل گرفت، نقش مهمی ایفا کرد. عمر این جمهوری فقط دو سال طول کشید و در سال ۱۹۲۰ بلشوئیک ها آذربایجان را به جمهوری های سوسیالیستی شوروی افزودند.

زینال ممدلی، کارشناس مطبوعات در آذربایجان می گوید: “اکثر وزیران دولت جمهوری دمکراتیک آذربایجان خوانندگان دائمی مجله ملانصرالدین بودند.”

کارزار دائمی این مجله در دفاع از حقوق زنان در نهایت باعث شد که در سال ۱۹۱۹ جمهوری دمکراتیک آذربایجان تقریبا همزمان با کشورهایی مثل بریتانیا و یا آمریکا، به زنان کشور حق رای بدهد.

با ورق زدن صفحات مجله ملانصرالدین که در موزه ملی آذربایجان نگهداری می شود، به خوبی می توان دید که این مطالب طنز و کاریکاتورهای آن برای دوران خودش تا چه حد جسورانه بودند.


در این شماره مربوط به سال ۱۹۲۹ کنسول بریتانیا و همسرش در انگلستان (چپ) و در ایران (راست) به تصویر کشیده شده اند

به عنوان مثال در یکی از شماره های سال ۱۹۲۹ این مجله کاریکاتوری را از پبامبر اسلام ولی بدون کشیدن صورت او منتشر کرد. البته در آن سالها آذربایجان یکی از جمهوری های اتحاد شوروی بود و این مجله در شهر باکو پایتخت جمهوری چاپ می شد. اما هنوز هم اکثریت جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمانان معتقدی بودند.

در این کاریکاتور می بینیم که حضرت محمد با عیسی مسیح مشغول گفتگو است و به مناسبت جشن کریسمس عده ای مشغول میخواری هستند. کاملا مشخص است که ملانصرالدین مشروب خوردن مسلمانان با وجود حرام بودن این کار در آئین اسلام را مسخره کرده است.

اما کار مجله ملانصرالدین برای همیشه ادامه نیافت. در اوایل دهه سی میلادی مقامات جمهوری آذربایجان به میرزا جلیل گفتند که باید نام مجله را به الله سیز (بی خدا) تغییر دهد و از معیارها و اصول ایدئولوژیک حاکم بر اتحاد شوروی تبعیت کند.

میرزا جلیل حاضر نشد شروط آنها و سانسور مجله را بپذیرد و همکاری او با مجله به پایان رسید.

No responses yet

Mar 09 2015

سرپناه برای زنان کارتن‌خوابِ شهر؛ بنی‌اعتماد جایزه‌‌اش را حراج کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,هنر

رادیوفردا: رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سینمای ایران، آخرین جایزه بین‌المللی‌اش را که برای فیلم «قصه‌ها» دریافت کرده است، به منظور ساخت سرپناهی برای زنان بی‌پناه به حراج گذاشت.

به گزارش ایسنا، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره «آسیاپاسفیک» که چند ماه پیش به خانم بنی‌اعتماد تعلق گرفت،‌ در حراجی بین‌المللی به معرض فروش گذاشته خواهد شد تا هزینه ساخت «خانه مهر» توسط یک موسسه خیریه برای زنان کارتن خواب شهر تهران تامین شود.

این کارگردان سینمای ایران که پیشتر و به هنگام سپردن جایزه‌های خود به موزه سینما، اعلام کرده بود که بعد از حیات، تمامی جوایزش به منظور تاسیس بنیادی برای حمایت از زنان آسیب دیده تحت نظارت فرزندانش “تندیس” و “باران” به فروش برسند‌، آخرین جایزه فیلم «قصه‌ها» را به این موسسه خیریه اهدا کرد.

​​خانم بنی‌اعتماد دراین باره به خبرگزاری مهر گفت: «زمانی که جوایز سینمایی خود را به موزه سینما اهدا کردم، گفتم وصیت می‌کنم که این جوایز در یک حراج بین‌لمللی به فروش برسند تا بشود از این طریق بنیادی برای ایجاد سرپناه برای بی‌پناهان شکل بگیرد.»

کارگردان فیلم سینمایی «روسری آبی» همچنین اعلام کرد:« در تلاش هستیم تا مکانی را برای استقرار این جایزه آماده کنیم تا بتوانیم یک حراج مناسب در سطح بین‌المللی برگزار کنیم و امیدوارم که این جایزه توسط ایرانی‌های داخل یا خارج از کشور، خریداری شود.»

جایزه ویژه هیات داوران «آسیاپاسفیک» جدیدترین جایزه بین‌المللی فیلم سینمایی «قصه‌ها» است که به رخشان بنی اعتماد تقدیم شده است.

طی چند روز آینده این جایزه به مکان احداث «خانه مهر» منتقل خواهد شد تا در فروشی بین‌المللی به بالاترین قیمت پیشنهادی به فروش رسیده و هزینه ساخت «خانه مهر» برای زنان بی‌سرپناه تامین شود.

فیلم سینمایی «قصه‌ها» آخرین ساخته رخشان بنی‌اعتماد، با وجود داشتن پروانه نمایش،‌ امکان اکران عمومی در سینماهای ایران را پیدا نکرده است. این فیلم از جمله آثاری است که کمیسیون فرهنگی مجلس ایران، ‌در نامه‌ای به وزارت ارشاد، خواستار توقیف و به نمایش درنیامدن آن شده است.

No responses yet

Mar 09 2015

کاهش ۱۴ هزار هکتاری جنگل‌های ایران در ده سال گذشته

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: رئیس سازمان جنگل‌ها و مراتع ایران با اشاره به این‌که طی ۱۰ سال گذشته سطح جنگل‌های کشور ثابت نبوده و روند نزولی داشته است، اعلام کرد که وسعت جنگل‌های ایران با کاهشی ۱۴ هزار هکتاری مواجه شده است.

خداکرم جلالی، معاون وزیر جهاد کشاورزی، روز یکشنبه ۱۷ اسفند در گفت‌وگو با ایسنا، از بیلان منفی ۱۷۰ میلیون هکتاری جنگل‌های جهان طی دهه اخیر خبر داد و گفت: «این میزان در ایران بسیار کمتر بوده اما باید به اهمیت و ارزش بازاری و اکولوژیکی جنگل‌ها بیش از پیش توجه کرد، چراکه ایران سالی هزار میلیارد تومان بابت بیابانی شدن خسارت می‌بیند.»

آقای جلالی با اشاره به این‌که سطح جنگل‌های ایران حدود ۱۴ میلیون هکتار است، در مورد وضعیت جنگل‌داری در جهان اعلام کرد: « طی ۱۰ سال گذشته سطح جنگل‌های جهان ۲۵۰ میلیون هکتار کاهش یافته و در مقابل حدود ۸۰ میلیون هکتار جنگل کاری صورت گرفته است.»

رئیس سازمان جنگل‌های ایران در ادامه با بیان این‌که در سال ۲۰۱۴ موسسه‌ای بین‌المللی با استفاده از ۶۵۰ هزار تصویر دقیق ماهواره‌ای، جنگل‌های کشور‌های مختلف را مورد ارزیابی قرار داده است،‌ گفت: «از میان ۱۷۸ کشور، ایران در حفاظت از جنگل‌های با پوشش گیاهی بالای ۵۰ درصد، رتبه‌ شانزدهم را دریافت کرده و از ۱۰۰ نمره در نظر گرفته شده برای ارزیابی‌ کشور‌ها، ایران نمره ۸۴.۱۲ را دریافت کرده است.»

همچنین آقای جلالی با اعلام این‌که «منشأ ریزگرد‌های خوزستان داخلی بود»، افزود: ریزگردها در پی خشک‌شدن تالاب‌ها به وجود آمدند؛ وزش بادهای شدید سبب شد ریز‌گرد‌هایی که بین دو تا پنج میکرون بودند به هوا بلند شوند و تا ارتفاعات بالا و مسافت زیادی جابجا شوند.»

رئیس سازمان جنگل‌های ایران در پایان درباره خسارت سالانه ناشی از پدیده بیابانی شدنایران را حدود یک هزار میلیارد تومان ذکر کرد و گفت: «هفت میلیون هکتار کانون بحرانی در کشور شناسایی شده است ولی اعتبارات سازمان جنگل‌ها برای مقابله با کانون‌های بحرانی محدود و حدود ۳۰ میلیارد ریال در سال است.»

درخت‌کاری سیاست‌مدارن و چهره‌های معروف

برخی از چهره‌های سیاسی، هنری و ورزشی طی یکی دو روز گذشته و به مناسبت روز درخت‌کاری، به کاشت درخت و نهال پرداختند.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، روز پنجشنبه در محوطه سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی تهران به کاشت یک اصله نهال پرداخت.

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در قم و صادق آملی‌لاریجانی، رئیس قوه قضاییه هم طی یکی دو روز گذشته به مناسبت هفته درخت کاری به کاشت نهال اقدام کردند.

احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان هم به مناسبت هفته درخت‌کاری، به کاشت و آب‌یاری یک اصله نهال پرداخت.

​​از سوی دیگر برخی از هنرمندان سینما هم در حاشیه مراسم آغاز به‌کار مجدد جشنوراه بین المللی فیلم سبز که شنبه شب با حضور رئیس سازمان محیط زیست در موزه سینما برگزار شد،‌ به کاشت نهاد در حیاط این موزه پرداختند.

به گزارش خبرآنلاین، در این مراسم مرضیه برومند کارگردان سینما و تلویزیون،‌ با اشاره به حرکت‌های نمادینی که برای حفظ محیط زیست انجام می‌شود، گفت: «متاسفانه امروزه حرکت‌های نمادین برای محیط زیست مد شده است؛ همچنان که روز گذشته ما را برای مراسم درخت کاری به تپه‌های سوهانک بردند و آنقدر پوشش گیاهی آنجا را لگد مال کردند که تمام پوشش گیاهی آن نقطه را از بین بردند، چون می‌خواستند دو هزار درخت کاج بکارند.»

علی دایی و عادل فردوسی‌پور هم از دیگر چره‌هایی بودند که روز شنبه به سازمان جنگل‌ها و مراتع ایران رفتند و به مناسبت هفته منابع طبیعی و روز درختکاری نهال کاشتند.

روز جمعه ۱۵ اسفند در ایران به روز درخت‌کاری معروف است و هفته بعد از این روز نیز هفته «منابع طبیعی» نامیده می‌شود.

No responses yet

Mar 01 2015

گزارش یک گروگان‌گیری؛ هارون مونس در استرالیا دنبال چه بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: در گزارش دفتر رئیس دولت ایالت نیوساوث ولز درباره بحران گروگانگیری در کافه لینت سیدنی این نکته برجسته شده که گروگان‌گیر ایرانی استرالیایی که اکنون به نام هارون مونس شناخته می‌شود هرگز فعالیتی در آن حد نداشت که دستگاه‌های امنیتی نیازی به اعمال کنترل بیشتر بر رفتارهای او داشته باشند. سازمان امنیت داخلی استرالیا به تهیه‌کنندگان گزارش گفته است که هارون مونس “تنها یکی از چندهزار نفری بود که می‌توانست باعث ایجاد نگرانی امنیتی بشود.” اما همان یک نفر روز ۱۵ دسامبر سال گذشته برای ۱۷ ساعت استرالیا را در بهت و وحشت فرو برد.

گزارشی که جزئیات آن روز ۲۳ فوریه اعلام شد در سه بخش و دو ضمیمه است و تمام زوایای شخصیتی محمد حسن منطقی و بحران گروگانگیری را می‌کاود تا نشان دهد چگونه چنین حادثه‌ای شکل گرفته و آیا دستگاه‌های امنیتی قادر بودند از وقوع آن جلوگیری کنند یا نه. در پی انتشار این گزارش، نخست‌وزیر استرالیا از تغییر سیاست‌های مهاجرتی در این کشور خبر داد.
ورود با ویزای تجاری

هارون مونس در سال ۱۹۹۶ میلادی همسر و دو فرزند خود را در ایران جا می‌گذارد و با ویزای تجاری به استرالیا می‌آید. با قدم گذاشتن در خاک استرالیا بلافاصله تقاضای پناهندگی می‌کند و پس از ۸ سال تابعیت استرالیا را به دست می‌آورد. مونس در تمام سال‌های اقامت در استرالیا به جز دوره کوتاهی در سال ۲۰۰۰ که در ایالت استرالیای غربی زندگی می‌کرده، مابقی زندگی خود را در شهر سیدنی گذرانده است. در این شهر ۱۷ بار محل اقامت خود را تغییر داده و گاه تنها چهار یا پنج روز را در یک نشانی زندگی کرده بود.

در سال ۱۹۹۹ میلادی تشکیلاتی تحت عنوان دفتر آیت‌الله منطقی بروجردی برای آموزش و ترویج امور معنوی و فعالیت‌های خیریه دایر می‌کند اما دو سال بعد تشکیلات دیگری با هدف یاری رسانی به کودکان و زنان به ثبت می‌رساند. از جمله برنامه‌های تشکیلات جدید که به نام IISIO معرفی شده ارائه اطلاعات در زمینه توسعه فعالیت‌های فرهنگی، علمی، فنی، آموزشی، سیاسی و امنیتی بوده است. پس از IISIO شش بار دیگر نیز در سال‌های مختلف اقدام به راه‌اندازی انجمن‌های دیگر می‌کند ولی هر بار پس از دو یا سه سال به فعالیت آن‌ها پایان می‌دهد. از جمله آن‌ها تشکیلاتی‌ست به نام “حزب‌الله استرالیا” که آن را در سپتامبر ۲۰۰۹ راه می‌اندازد اما در دسامبر ۲۰۱۱ آن را تعطیل می‌کند.

محمدحسن منطقی از سال ۱۹۹۶ که به استرالیا می‌آید تا شش سال بعد با همین نام شناخته می‌شود و با همین نام تقاضای شهروندی استرالیا می‌کند اما دو سال مانده به دریافت تابعیت استرالیایی در سپتامبر سال ۲۰۰۲ نام جدیدی برای خود انتخاب می‌کند. نام جدید او “مایکل هیسون موروث” است. مایکل تا چهار سال بعد با همین نام باقی می‌ماند اما در نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی یکبار دیگر نام خود را تغییر می‌دهد. این بار “من هارون مونس”، نامی که گروگانگیر کافه لینت با آن شناخته می‌شود.

محمد حسن منطقی چند ماهی پس از آن که با نام مایکل هیسون موروث در شهر سیدنی زندگی می‌کرده با “نولین هیسون پال” آشنا می‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهد روابط مایکل و نولین دستخوش تلاطم‌های بسیاری بوده و در مرکز این درگیری‌ها موضوع حضانت فرزندان‌شان قرار داشته است.
حجت‌الاسلام یا عضو فرقه احمدیه؟

اما این همه داستان نیست. محمد حسن منطقی در زمان ورود به استرالیا خود را روحانی شیعه و حجت‌الاسلام معرفی می‌کند. وقتی تقاضای پناهندگی خود را می‌نویسد اظهار می‌کند که عضوی از فرقه احمدیه است؛ فرقه‌ای اسلامی که به دلیل ادعای مهدویت میرزا غلام احمد، بنیانگذار آن، در میان شیعیان و سنی‌ها به‌عنوان فرقه‌ای ارتدادی شناخته می‌شود. با این همه، وقتی نام خود را به مایکل هیسون موروث تغییر می‌دهد به سازمان امنیت داخلی استرالیا خبر می‌دهد که دیگر کسوت روحانیت را کنار گذاشته و از این به بعد به‌عنوان یک سکولار زندگی خواهد کرد.

زندگی سکولار مایکل دوام چندانی ندارد و چهار سال بعد وقتی نام مایکل به هارون مونس تغییر می‌کند، این‌بار عنوان شیخ را به نام هارون اضافه می‌کند تا حجت‌الاسلام سابق با نام تازه در جامعه مسلمانان استرالیا هوادارانی برای خود دست و پا کند. تغییرات متوقف نمی‌شود. این‌بار برای آخرین مرتبه شیخ هارون مذهب خود را از تشیع به تسنن عوض می‌کند و به منتقد جدی راه و رسم شیعیان تبدیل می‌شود.

گزارش دفتر سروزیر ایالتی جزئیات دیگری از زندگی هارون مونس را نیز در بر دارد. در بخشی از گزارش آمده که هارون مونس در ۱۴ سال از دوران ۱۸ ساله اقامتش در استرالیا هیچگاه سفری به خارج از این کشور نداشته اما در فاصله چهار ساله میان ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ میلادی شرایط تغییر می‌کند و ۲۱ بار به سفر می‌رود. ده سفر به مقصد بانکوک بوده، همگی کمتر از یک هفته و گاهی تنها یک روز. یک بار هم در کمتر از دو روز به لندن سفر می‌کند اما کسی نمی‌داند این سفرهای کوتاه به چه منظوری صورت گرفته‌ است. در همان دوره سفرهای پی در پی مکاتبات او نیز اوج می‌گیرند و به بسیاری از جمله ملکه بریتانیا، پاپ، سیاستمداران داخلی و خارجی و بلاخره خانواده‌های سربازان استرالیایی کشته شده در افغانستان نامه می‌نویسد. وقتی خانواده‌های سربازان استرالیایی از مکاتبات او به دادگاه شکایت می‌برند پای هارون مونس به دادگاه‌های سیدنی باز می‌شود.
اتهام ‘آزارهای جنسی’

همزمان با همین دادگاه‌ها در سال ۲۰۰۹ پلیس فدرال استرالیا نیز تحقیقات تازه‌ای درباره دست داشتن هارون در قتل نولین، همسر سابقش، و ارتکاب آزارهای جنسی متعدد آغاز می‌کند. دادگاه به اتهامات هارون مونس رسیدگی می‌کند و دو بار در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ او را گناهکار می‌شناسد. با این‌حال دادگاه به هارون امکان می‌دهد تا به قید وثیقه آزاد بماند.

در دوره‌ای که محمدحسن منطقی دیروز و هارون مونس وقت مرتب در دادگاه‌ها حضور پیدا می‌کند مشخص می‌شود دچار روان‌پریشی‌ست. همین اختلال روانی دو بار در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ او را به بیمارستان می‌کشاند و در آنجا بستری می‌شود. گزارش‌های پزشکی بعدی که به تایید روانپزشک ارشد دولت ایالتی رسیده‌، نشان می‌دهد گرچه هارون مونس از وضعیت روانی ناپایداری برخوردار است اما شرایط او تهدیدی برای زندگی خود و دیگران به بار نخواهد آورد. سازمان امنیت داخلی استرالیا نیز همین نظر را درباره هارون مونس دارد. اما حالا گزارش دفتر سروزیر ایالت می‌گوید در فاصله ده سال از ۱۱ می ۲۰۰۴ تا ۱۲ دسامبر ۲۰۱۴ دستگاه‌های امنیتی و پلیس استرالیا ۴۱ مورد تحقیق درباره فعالیت‌های هارون مونس داشته‌اند. شگفت‌انگیز این که تنها در فاصله سه روز از ۹ تا ۱۲ دسامبر سال گذشته دفاتر پلیس ایالتی ۱۸ مورد پیام تلفنی و ایمیل درباره فعالیت‌های مشکوک هارون دریافت کرده‌اند اما نظر پیشین درباره بی دردسر بودن هارون پابرجا می‌ماند. سه روز پس از آخرین پیام هارون مونس به کافه لینت می‌رود و کلید گروگانگیری در آنجا زده می‌شود.

ساعت هشت و ۳۳ دقیقه صبح روز ۱۵ دسامبر هارون با نشان دادن اسلحه از کارمندان و مشتریان کافه لینت می‌خواهد تا درها را قفل کنند و در داخل کافه باقی بمانند.
درخواست پلیس ایران برای استرداد

محمدحسن منطقی که در فاصله سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ به‌عنوان نگهبان آموزش دیده بود پس از دریافت مجوز حمل اسلحه می‌توانسته در زمان کار مسلح باشد اما در با تغییر قانون دریافت مجوز در سال ۲۰۱۲ از تمدید مجوز خود صرف‌نظر می‌کند. پلیس استرالیا می‌گوید اسلحه‌ای که هارون از آن برای گروگانگیری استفاده کرده، به‌طور قانونی متعلق به خود او نبوده ولی هارون آن را از بازار نیمه‌رسمی اسلحه تهیه کرده بوده است. تیری که از آن اسلحه شلیک شد توری جانسون مدیر کافه لینت را از پای درآورد.

در گزارش گفته شده که اگر هارون مونس همین امروز با شرایط اولیه خود وارد استرالیا می‌شد باز هم می‌توانست شهروندی استرالیا را کسب کند. سه دلیل مهمی که گزارش به آن توجه کرده عبارتند از سهل‌انگاری پلیس استرالیا، حمایت سازمان عفو بین‌الملل از محمدحسن منطقی، و بی‌توجهی سازمان امنیت داخلی استرالیا به پیام‌های هشداردهنده درباره هارون مونس.

در سال ۲۰۰۱، پنج سال پس از ورود محمدحسن منطقی به استرالیا، پلیس اینترپل به درخواست پلیس ایران تقاضای استرداد او را به پلیس استرالیا ارائه می‌دهد. پلیس ایران اعلام کرده بوده که محمدحسن منطقی به دلیل کلاهبرداری تحت تعقیب است. ۵ ماه بعد در سپتامبر ۲۰۰۱ وقتی درخواست‌های پلیس استرالیا برای دریافت اطلاعات بیشتر از پلیس ایران به نتیجه نمی‌رسد درخواست استرداد محمد حسن منطقی در استرالیا نادیده گرفته می‌شود. در عوض، نامه عفو بین‌الملل در حمایت از او به جریان می‌افتد و یک‌سال بعد در سپتامبر ۲۰۰۲ محمد حسن منطقی تابعیت استرالیا را به دست می‌آورد. گزارش می‌گوید اگر سازمان امنیت داخلی استرالیا به ۱۸ پیام هشدار دهنده‌ای که تا سه روز مانده به واقعه برای آن‌ها ارسال شده بود ترتیب اثر می‌دادند گروگانگیری روز ۱۵ دسامبر در کافه لینت اتفاق نمی‌افتاد.

محمدحسن منطقی، مایکل هیسون موروث و عاقبت من هارون مونس، مردی با سابقه روان‌پریشی ۱۷ ساعت زندگی در استرالیا را به گروگان خود درآورد و رسانه‌ها را به مرکز خرید مارتین سیدنی کشاند، جایی که هنوز دسته‌گل‌های مردم برای یادبود توری جانسون و کاترینا داوسون در کنار کافه لینت دیده می‌شود.

No responses yet

Feb 25 2015

مسیح علی‌نژاد برنده جایزه حقوق زنان تشکل ژنو شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: مسیح علی‌نژاد روزنامه‌نگار ایرانی و گرداننده صفحه فیس بوک “آزادی یواشکی زنان ایرانی” به عنوان برنده جایزه حقوق زنان “تشکل ژنو برای دموکراسی و حقوق بشر” در سال ۲۰۱۵ برگزیده شد.

خانم علی‌نژاد در سخنرانی پیش از اهدای این جایزه حقوق بشری گفت: “پنج سال روی مرگ و اعدام و کشته شدگان تمرکز کرده ام و گزارش تهیه کرده ام از کسانی که آنها هم صدایی نداشتند. حجاب هم مهم است چون زنان زیادی در ایران رسانه ای برای اعتراض به حجاب اجباری ندارند.”

صفحه فیس بوکی “آزادی یواشکی برای زنان ایرانی” از اردیبهشت ماه سال ۹۳ کار خود را آغاز کرد. این صفحه بیش از ۷۰۰ هزار نفر عضو دارد و تصاویر صدها زن ایرانی را که برای مخالفت با حجاب اجباری عکسهایشان را به این صفحه فرستاده‌اند، منتشر کرده است.

مسیح علی‌نژاد، روزنامه نگار ایرانی در سخنانش در این مراسم همچنین گفت: “شاید برای خیلی ها روسری فقط یک تکه پارچه باشد و بگویند که ما دغدغه های بزرگتری داریم ولی وقتی همین روسری در دست دولتمردانی قرار می گیرد که باوری به حق انتخاب ندارند، می تواند تبدیل شود به زنجیری که بیش از سی سال دور گردن زنان است و آنها را خفه می کند.”

“تشکل ژنو برای حقوق بشر و دموکراسی” متشکل از ۲۰ سازمان غیردولتی حقوق بشری است، بنیاد عبدالرحمن برومند و مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز از اعضای تشکل ژنو هستند.

این تشکل دلیل اهدای این جایزه به خانم علی‌نژاد را اینچنین توصیف کرده است: “تلاش مسیح علی‌نژاد برای انتشار صدای گروهی از افراد که صدایشان جایی شنیده نمی‌شود. این صفحه فیس‌بوکی از مبارزه‌ زنان ایرانی برای حقوق بشر، آزادی‌های اساسی و برابری حمایت می‌کند.”

No responses yet

Feb 23 2015

مقصر اصلي کيست؟! ماجراي خود ارضايي نوزاد 9 ماهه در ايران! + تکميلي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

شیعه آنلاین: بعد از تعدادي سوال و شنيدن پاسخ اين بانوي نگران، متوجه شدم که وي همواره براي سرگرم کردن نوزادش، او را مقابل تلويزيون مي گذاشت تا برنامه کودک يا ديگر برنامه هاي تلويزيوني اعم از سريال و غيره را مشاهده کند.
به گزارش شيعه آنلاين، خانم دکتر هاشم از پزشکان متخصص است. وي در تماسي با خبرنگار شيعه آنلاين، از ماجراي خود ارضايي نوزاد 9 ماهه اي خبر داد.

وي در اين باره گفت:‌ متأسفانه وضعيت فرهنگي جامعه به شدت بحراني است و روز به روز هم در حال بدتر شدن است. هر روز بيماراني به ما مراجعه مي کنند و اتفاقاتي را بيان مي کنند که بي سابقه و تکان دهنده است.

اين پزشک ايراني همچنين افزود: هفته گذشته يکي از بيماران، نوزاد 9 ماهه خود را نزد بنده آورد و گفت “فرزندم هر روز سه بار به خود مي پيچد و دقايقي بعد شروع مي کنند لبخند زدن. در همين حال شلوارش هم خيس مي شود. ابتدا فکر مي کردم ادرار کرده اما بعد از بررسي موضوع متوجه شدم خيسي بر اثر ادرار نيست لذا نگران شدم و نزد شما (پزشک) آمدم”.

دکتر هاشم ادامه داد: بعد از تعدادي سوال و شنيدن پاسخ اين بانوي نگران، متوجه شدم که وي همواره براي سرگرم کردن نوزادش، او را مقابل تلويزيون مي گذاشت تا برنامه کودک يا ديگر برنامه هاي تلويزيوني اعم از سريال و غيره را مشاهده کند.

او افزود: ابتدا بنده فکر کردم که اين خانواده در خانه شان ماهواره دارند، اما متأسفانه فهميدم حتي ماهواره هم ندارند بلکه اين کودک از طريق برنامه هاي بد آموزش رسانه ملي بخصوص سريال هايي که پخش مي شود،‌ تحريک مي شده و به اين شيوه خود ارضايي مي کرده است.

خانم دکتر هاشم در ادامه گفت: شايد در نگاه اول، والدين فکر کنند که برنامه هايي که پخش مي شود مشکلي ندارد اما بايد بدانند در بسياري از مواقع نوع پوشش و اتفاقاتي که در سريال رخ مي دهد اعم از آشنايي دختر و پسر، عاشق شدن، ازدواج، طلاق و غيره و نيز استفاده از برخي پوشش هاي رنگارنگ و مهيج، همه و همه به مرور زمان بر روان انسان ها و بخصوص کودکان تأثير منفي مي گذارد و در نهايت ما شاهد رخ دادن چنين اتفاقاتي مي شويم.

اين پزشک ايراني همچنين افزود: اين اولين نمونه از اتفاقات عجيبي نيست که به بنده مراجعه شده است. براي مثال پيش از اين هم مادري نزد من آمد و از رفتارهاي جنسي دو کودک زير پنج سال خود خبر داد و گفت “مشغول کار منزل بودم، متوجه سکوت دو فرزند دختر و پسرم شدم. رفتم ببينم که چه کار مي کنند؟! ديدم که همديگر را عريان کرده اند”.

وي در پايان گفت: بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد مشاهده تلويزيون براي کودکان زير دو سال مانع رشد ذهني و فکري آنان شده و آنها را کم هوش تر از ديگران بار مي آورد.

تکميلي: در پي انتشار اين خبر تکان دهنده در پايگاه خبري شيعه آنلاين، برخي از کاربران عزيز مدعي شدند که اين خبر صحت ندارد و ساختگي است. شيعه آنلاين اعلام مي دارد هر يک از کاربران که نسبت به حقيقت اين خبر شک و شبهه اي دارند، مي توانند از طريق بخش “تماس با ما” با شيعه آنلاين تماس گرفته تا اطلاعات دقيق پزشک و خانواده اين نوزاد را در اختيارشان قرار دهيم تا براي گرفتن تأييد خبر و پي بردن به صحت آن، تماس بگيرند.

متأسفانه اين کاربران عزيز، بجاي اينکه متوجه بخش مهم خبر يعني انحراف در برنامه هاي رسانه ملي باشند، به اتفاقي که براي نوزاد رخ داده توجه کرده اند و به دليل بي سابقه يا کم سابقه بودن چنين اتفاقي، از اصل منکر آن شده اند.

(ملاحظات: 1- تصوير آرشيويي است و مربوط به اين نوزاد نيست 2- از کاربران محترم بخاطر انتشار اين مطلب عذرخواهي مي کنيم اما هدف اطلاع رساني و هشدار دادن بوده است)

No responses yet

Feb 22 2015

دختر شناگری که رسانه‌های ایران و جهان را سر کار گذاشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

ایران وایر: الهام‌السادات اصغری پاییز 1387 به شهرت رسید. او مدعی شد رکورد جدیدی برای آب‌های آزاد به ثبت رسانده اما مسئولین از ثبت رکوردش خودداری می‌کنند. بیش از پنج سال طول کشید تا اثبات شود چنین ادعایی به دور از واقعیت بوده.

از آبزرور تا دیلی تلگراف، گاردین، تایمز و شبکه عربی بین‌اسپورت، طی این مدت گزارش‌هایی درباره رکورد او و مشکلاتی که در جمهوری اسلامی برای یک شناگر زن پیش آمده، منتشر کردند.

پتیشن حامیانش بیش از 150 هزار امضا داشت. فضای مجازی کاملاً همسو بود با ویدئوهای دختری که در اتومبیل یا استخر، با بغض درباره ظلمی صحبت می‌کند که به او روا شده.

گرچه وقتی این تب فرو نشست و واقعیت افشا شد، فقط خبرگزاری‌های داخلی درباره‌اش نوشتند!

ورزشی‌نویسان ایرانی از جمله نگارنده این گزارش، از یکسو با هیاهوی پر دامنه الهام و هواخواهانش مواجه بودیم و از سمت دیگر، سکوت مسئولین وزارت ورزش درباره ادعاهایی که به تدریج مشخص می‌شد کذب بوده.

اعمال محدودیت‌های حراستی توسط مرضیه اکبرآبادی معاونت ورزش بانوان در دولت احمدی‌نژاد، منتقدان فراوانی داشت و همین موضوع، بر میزان استقبال از الهام می‌افزود.

جسارت و فن بیان الهام‌السادات اصغری هم جالب بود و به سختی می‌شد نظراتش را تحسین نکرد: “وقتی ساعت‌ها شنا می‌کنم و تسلیم امواج نمی‌شوم، مقابل مسئولان نیز تسلیم نخواهم شد. در حال پیگیری حق قانونی خودم هستم تا رکورد قانونی من را به ثبت برسانند. پوشش من به اندازه لباس یک فضانورد بود. اگر لباسی با همان حجم را به تن حسین رضازاده کنید و از او بخواهید وزنه بزند، همان لحظه از این رشته خداحافظی خواهد کرد.”

الهام‌ می‌گفت 18 کیلومتر با پوشش کامل اسلامی شنا کرده و ناظران قانونی هم حضور داشتند، اما مسئولین رکوردش را ثبت نمی‌کنند. چرا؟ خودش به خبرگزاری ایسنا پاسخ داد: به نظر آنها ثبت این رکورد، از لحاظ شرعی مشکل دارد.

دقیقاً مشخص نبود که او 12 ساعت شنا کرده یا پنج ساعت، 12 کیلومتر یا 18 کیلومتر. هربار، زمان و مسافت تغییر می‌کرد. اول آبان 87 به روزنامه اعتماد گفت: “تقاضای شنای 10 تا 15 كيلومتر را به فدراسيون اعلام كردم. فدراسيون استقبال كرد اما با داشتن شرايط خاص شنا تا 10 كيلومتر موافقت كردند.”

با فرو نشستن هیاهو، مشخص شد اصلاً آب‌های آزاد رکوردگیری ندارد! از طرفی، ناظرانی هم در کار نبوده‌اند. نه از فدراسیون شنا و نه از هیچ ارگان رسمی دیگری. فقط مسئول پلاژ بانوان شهرداری نوشهر آنجا حضور داشته. در هیچ یک از رشته‌های ورزشی، رکوردگیری که با حضور فقط یک نفر انجام شده باشد، به صورت غیر رسمی هم قابل ثبت نیست.

جنجال داغ رسانه‌ای چنان شدتی یافت که وزیر ورزش دولت احمدی‌نژاد از معاون امور بانوان وزارتخانه خواست تا به ماجرا فیصله دهد. تیر92 خانم اکبرآبادی به الهام وعده داد که اگر ارتباطش را با رسانه‌ها قطع کند و صفحه یوتوب و فیس‌بوکش را ببندد رکوردش ثبت خواهد شد.

به نوشته روزنامه ایران ورزشی، اصغری در عین تعجب خبرنگاران، شرایط را پذیرفت. دیگر خبری نشد از ویدئوها و مصاحبه‌هایش درباره حمایت از حقوق دختران ورزشکار.

ایران ورزشی 15 تیر 93 از “رکورد پوشالی” نوشت و دختری که “به دنیا دروغ گفت تا به شهرت برسد.”

الهام که می‌گفت با هماهنگی و حضور ناظران وزارت شنا رکورد شکسته، اظهاراتش را تغییر داد و در بیانیه‌ای جدید نوشت: “رکورد من به دلیل اینکه جزو مهارت‌های فردی است، در فدراسیون ورزش‌های همگانی به لطف خدا با رعایت حفظ شئونات و پوشش کامل اسلامی ‌به ثبت رسید و مدرکش را به زودی ارائه خواهم داد. این‌گونه افتخارآفرینی‌ها در حوزه فعالیت فدراسیون شنا و دیگر فدراسیون‌ها نبوده و نیست.”

الهام در اوج شهرت، نامه‌ای هم به ضرغامی نوشت: “ویدئویی در یوتیوب منتشر کردم. در شرایطی که جهان درگیر اخبار تحولات مصر است، روزنامه‌های بین‌المللی به موضوع من پرداخته‌اند. اما حیرت‌آور است با آقای مطهری ترجیح دادید درباره شکیرا و خانم تماشاگر والیبال که پیراهن آستین کوتاه داشت، با یکدیگر شوخی کنید.”

در ادامه نامه آمده بود: تا وقتی شما رئیس سازمان صداوسیما باشید، این رسانه اجازه ندارد هیچ اسمی از من ببرد. روزی که رکورد شنای آزاد جهان را بشکنم، اگر در شبکه‌های صداوسیما حتی یک خبر از من منتشر شود، به مراجع قانونی شکایت می‌کنم.

«ناظران رسمی» که الهام می‌گفت شاهد ثبت رکوردش بوده‌اند، فقط یک نفر بود. خانم پریسا فریدونی. او تیر 93 به خبرگزاری ایسنا گفت: “الهام مسافتی را شنا کرد اما با لباس غواصی و کلاه، نه شنل و مقنعه‌ای که به رسانه‌ها نشان داد دروغ بودن ادعایش را به اطلاع اکبرآبادی رساندم اما وزارت ورزش این موضوع را پنهان کرد.”

نایب رییس بانوان فدراسیون شنا نیز ادعای الهام را تکذیب کرد. شهربانو ورنوس گفت در شنای آب‌های آزاد هیچ رکوردی قابل ثبت نیست و فقط نفرات اول تا سوم معرفی می‌شوند.

خانم ورنوس تاکید کرد: در مسابقات آب‌های آزاد، الهام بعد از سه کیلومتر از آب بیرون آمد و نتوانست به خط پایان برسد. جلسه‌ای در وزارت ورزش ترتیب دادیم و قرار گذاشتیم اگر ادعایی دارد، با شناگران به رقابت بپردازد اما او در جلسه دوم شرکت نکرد.

نایب رییس بانوان فدراسیون شنا یادآور شد اصغری نه قهرمان، نه شناگر و نه عضو تیم ملی است. فقط ادعاهایی دارد که نمی‌دانم با چه هدفی مطرح می‌شود.

سادات منصوری رییس کمیته آب‌های آزاد فدراسیون شنا هم گفت: الهام درخواست کرد در دریا شنا کند. او در محل طرح دریایی بانوان در محدوده 100 متر شنا کرد و همان محدوده را دور زد.

در پی تکذیب‌های مکرر کارشناسان شنا، بیانیه‌ای جدید از الهام منتشر شد: عده‌ای معدود با اهدافی خاص، دروغ‌های کوچک و بزرگ‌شان را منتشر می‌کنند و با پیامک‌های تهدیدآمیز، با این روش کثیف سعی در اخاذی دارند.

الهام پاسخی در رد ادعای مسئولین نداشت. پریسا فریدونی مسئول پلاژ بانوان شهرداری نوشهر هم گفت از فدراسیون به او گفتند که این ورزشکار می‌خواهد رکورد شخصی خود را ثبت کند. از ساعت شش صبح شروع کردند. الهام هم مسافت مورد نظرش را شنا کرده اما بعداً برای “ثبت رکورد ملی” به فدراسیون رفته. این اتفاق، باعث احضار پریسا فریدونی به دفتر اکبرآبادی می‌شود.

او به ایسنا گفته: “الهام برای معروف شدن کلیپی در استخر درست کرد و به رسانه‌های خارجی فرستاد. آمدم ثواب کنم کباب شدم، آخر چطور می‌شود یک نفر با چنین پوششی هشت ساعت در آب باشد. اما خانم اکبرآبادی گزارشی علیه من رد کرد که تا مجلس هم رسید. ترکش‌های ماجرا ادامه دارد و امسال از کار بیکار شدم. تربیت بدنی نوشهر هم توبیخم کرد. گناه من چیست. چرا باید کارم را از دست بدهم. در حالی که همچنان از الهام در برنامه‌های مختلف تجلیل می‌شود!”

تنها ناظر شنای الهام، شاید تمام ابعاد ماجرا را هم نمی‌گوید. آیا او در آن هشت ساعت، لحظه‌ای چشم از شناگر برنداشته و تمام امور پلاژ را رها کرده؟ چرا باید چنین کند در حالی که این برنامه، رسمیت هم نداشته. محاسبه مسافت 18 کیلومتری در محدوده 100 متری، منوط به دقت کامل است. از طرفی، چرا یکسال سکوت؟

الهام گفته بود رضوانی سرپرست فدراسیون شنا هم در محل ثبت رکوردش حضور داشته در حالی که رضوانی آن زمان در ایران نبوده. گفته بود رییس فدراسیون رکوردش را ثبت کرده در حالی که فقط پریسا بوده و یک کرنومتر.

فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو به عنوان مرجع قانونی این رشته، تیر 93 در بیانیه‌اش نوشت: مسابقات آب‌های آزاد در مسافت پنج، 10، 15 و 25 کیلومتر برگزار می‌شود. هرگونه مسابقه خارج از مسافت‌های فوق و هرگونه رکوردگیری بدون مجوز فدراسیون فاقد اعتبار است. اصلاً در آب‌های آزاد به دلیل شرایط متغیر دریاها، فقط تعیین مقام صورت می‌گیرد و هیچ رکوردی ثبت نمی‌شود.

ایسنا نوشت: “حضور یک بانوی ایرانی در آب‌های آزاد به تنهایی ارزشمند است اما چه دردناک می‌شود وقتی ورزشکار برای به چشم آمدن، ماجرا را غیر واقعی نشان داده و مسئولان هم سکوت می‌کنند تا آب از آسیاب بیافتد. غافل از آنکه عده‌ای از آن ورزشکار اسطوره می‌سازند. جامعه‌ای پر از قهرمانان حبابی.”

سرانجام اینکه هنوز خبرهای دیگری از الهام و فعالیت‌های ورزشی و اجتماعی‌اش منتشر می‌شود. اما دیگر از بازتاب رسانه‌ای برخوردار نیست. شناگری که واقعاً شناگر است و توانایی فنی هم دارد، اما نه آنگونه که خودش را به جهان معرفی کرد.

No responses yet

Feb 20 2015

حکم اعدام یک محیط‌ بان منطقه حفاظت شده دنا، توسط دیوان عالی کشور نقض شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: به گزارش وبسایت خبری دیدبان محیط زیست و حیات وحش ایران، حکم اعدام برای غلامحسین خالدی، محیط بان منطقه حفاظت شده دنا، که متهم به قتل یک شکارچی بود، بار دیگر توسط دیوان عالی کشور نقض شده و برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگری فرستاده شده است.

تا کنون سه بار این حکم نقض شده بود و پس از بررسی مجدد توسط شعبه یکم دادگاه کیفری استان کهگیلویه و بویراحمد ، بار دیگر این دادگاه حکم به اعدام داده بود.

وبسایت دیدبان محیط زیست و حیات وحش ایران با ضمیمه کردن نسخه ای از رای دیوان عالی کشور آورده است که بنا بر نظر این دیوان، متهم مامور دولت و در حال انجام وظیفه بوده است و از همین رو از حمایت قانونگذار برخوردار می شود. این رای می افزاید که استفاده از سلاح توسط متهم، با رعایت مقررات و موازین قانونی بوده است.

پیشتر گزارش شده بود که در جريان درگيری تيرماه سال ۸۹، که بين اين محيط‌ بان و چند شکارچی مسلح در ارتفاعات ۴۴۰۰ متری دنا روی داد، گلوله شليک‌شده از اسلحه او به قتل يکی از شکارچيان به نام محمد پايه‌گذار منجر شده است.

No responses yet

Feb 17 2015

دادستان اصفهان: فرار متهمان اسیدپاشی می‌تواند یک گمانه باشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: پنج ماه و نیم پس از اسیدپاشی به صورت چند زن در اصفهان هنوز عاملان این حادثه شناسایی و دستگیر نشده‌اند. دادستان اصفهان خبرهای منتشر شده درباره احتمال فرار متهمان از این شهر را “یک گمانه” می‌داند.
اعتراضات در اصفهان

اعتراضات در اصفهان

حسن رحیمی، دادستان اصفهان با بیان این که جلسات و پیگیری سرنخ‌ها درباره اسیدپاشی به صورت زنان در این شهر همچنان ادامه دارد ابراز اطمینان کرد: «قطعا به نتیجه می‌رسیم.»

وزیر کشور عبدالرضا رحمانی فضلی ماه گذشته گفته بود که معاون امنیتی این وزارت‌خانه تقریبا هر هفته با مسئولان استان اصفهان، نیروی انتظامی و دستگاه‌های اطلاعاتی جلسه دارد و دستگیری عاملان اسیدپاشی اصفهان را پیگیری می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، رحیمی روز یک‌شنبه، ۲۶ بهمن درباره این سخنان وزیر کشور و احتمال فرار متهمان این پرونده گفت: «نمی‌توان فرار متهمان اسیدپاشی اصفهان را قطعی عنوان کرد و این می‌تواند یک گمانه باشد.»

مسئولان همچنان سرگرم سرنخ‌ها

اظهارات دادستان اصفهان درباره “پیگیری سرنخ‌ها” در حالی ابراز شده که دادستانی این شهر پنج ماه پیش اعلام کرده بود: «سرنخ‌هایی خوبی در این زمینه به دست آمده، تمام نیروها بسیج شده‌اند و نظر این است که در آینده نزدیک نتایج خوبی به دست خواهد آمد.»

مرتضی میرباقری، رئیس مرکز امور اجتماعی وزارت کشور نیز در روزهای پایانی مهرماه در مصاحبه‌ای با خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: «موضوع اسیدپاشی توسط وزیر کشور پیگیری شد و استاندار اصفهان همه ابعاد مساله را با وزیر کشور بررسی کردند و در حال حاضر سه تا چهار نفر از مظنونان این حادثه دستگیر شده‌اند.»

اعتراضات در اصفهان

بازداشت چند مظنون چندی بعد تکذیب شد. مسئولان تا کنون چهار مورد اسیدپاشی به صورت زنان اصفهان در مهرماه امسال را تائید کرده‌اند. برخی از گزارش‌ها این موارد را دو تا سه برابر گزارش کرده‌اند.

شماری از شهروندان اصفهان تا کنون چند بار در اعتراض به سخنان ضد و نقیض مسئولان و عدم برخورد با عاملان حادثه اسیدپاشی دست به تظاهرات زده‌اند و تجمع‌های اعتراض برگزار کرده‌اند.

ایجاد وحشت در میان “بدحجابان”

گرچه تلاش مسئولان همچنان به نتیجه مشخصی نرسیده است و دادستان اصفهان احتمال فرار متهمان را به‌طور قطعی رد نکرده عباسعلی منصوری آرانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، پنج ماه پیش (۲۷ مهر) مدعی شده بود که “به طور حتم مجرمان اسید‌پاش از طریق سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و صهیونیستی یاری می‌شوند.”

فرار احتمالی متهمان و حتا خروج آنها از کشور چند روز پس از حادثه اسیدپاشی نیز مطرح شده است. حسین ذوالفقاری معاون امنیتی انتظامی ۲۲ مهر درباره حضور احتمالی متهم اصلی در خارج از کشور به “تسنیم” گفت: «ما نمی‌توانیم این را به صراحت بگوییم و اظهارنظر قطعی در این زمینه نمی‌توان کرد.»

برخی از مسئولان و مقام‌های محلی ادعا کرده‌اند که اسیدپاشی به صورت زنان با انگیزه شخصی انجام شده است. گزارش‌ها و شواهد فراوانی وجود دارد که انگیزه این عمل را ایجاد وحشت در میان کسانی که “بدحجاب” خوانده می‌شوند ارزیابی می‌کنند.

برخی از قربانیان و اعضای خانواده آنها در گفتگو با خبرگزاری ایسنا وجود هرگونه انگیزه شخصی و خانوادگی برای این حمله‌ها را به شدت تکذیب کرده‌اند.

No responses yet

Feb 15 2015

مصرف ۴۲ درصد از تریاک جهان در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: بر اساس یک تحقیق، ایرانی‌ها ۱۳ درصد از جمعیت مصرف‌کنندگان تریاک در جهان را تشکیل می‌دهند. بر این اساس روزانه ۷۰ نفر به جمع معتادان افزود می‌شود و ۸ نفر به علت مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند.

بررسی‌های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران نشان می‌دهد که طی پنج سال گذشته روزانه ۷۰ نفر به معتادان کشور اضافه شده است. به استناد این گزارش روزانه ۸ نفر بر اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند.

همچنین مرگ و میر زنان بر اثر سو مصرف در سال ۹۲ به نسبت سال پیش از آن ۱۵ درصد رشد داشته است.

روزبه کردونی، مدیرکل دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به خبر گزاری مهر می‌گوید که بر اساس بررسی‌های انجام شده، مصرف مواد مخدرصنعتی در ایران از نیم درصد در سال ۱۳۸۴ به ۲۶ درصد در سال ۱۳۹۲ رسیده است.

او همچنین به آمارهای جهانی مصرف تریاک اشاره کرد و افزود که مصرف این ماده در ایران ۴۵۰ تن، معادل ۴۲ درصد مصرف جهانی است و ۱۳ درصد از مصرف‌کنندگان جهانی تریاک در ایران هستند. مصرف سالانه این ماده در کشورهای اروپایی به جز ترکیه و روسیه ۹۵ تن است.

کردونی با بیان اینکه ۴۴ درصد از دستگیری‌های صورت گرفته در سه دهه گذشته به صورت مستقیم با مواد مخدر در ارتباط بوده افزود که ۱۹ درصد از این دستگیری‌ها نیز غیرمستقیم به مواد مخدر ارتباط داشته است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آمار رسمی، اعتیاد همچنین عامل ۵۰ درصد از طلاق‌ها و ۲۰ درصد از قتل‌ها است.

تغییر الگو و کاهش سن مصرف مواد مخدر

مدیر کل دفتر آسیب‌های اجتماعی وزرات تعادن، کار و رفاه اجتماعی از تغییر الگوی مصرف خبر می‌دهد و می‌افزاید: «آمار کشف کارگاه‌های تولید کننده شیشه نسبت به سال ۸۶، ۲۸۰ درصد رشد داشته است. همچنین براساس گزارش سازمان ملل ایران به عنوان یکی از ۵ کشور اول مصرف کننده مخدر صنعتی شیشه شناخته شده است.»

به گفته کردونی در سال‌های ۸۴ و ۸۵ بیش از ۹۸ درصد مواد مخدر صنعتی وارداتی بوده اما اکنون اکثر مواد مخدر صنعتی در کشور تولیدی است و توسط قاچاقچیان صادر می‌شود. بر اساس آمار نیز شیشه پس از تریاک دومین ماده مخدر پر مصرف در ایران است.

او همچنین از افزایش تعداد زنان معتاد به مواد مخدر خبر می‌دهد و می‌گوید که تعداد این افراد از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲، رشد ۷۳ درصدی را نشان می‌دهد. بیشترین زنان معتاد نیز در رده سنی ۲۰ تا ۳۶ سال قرار دارند.

متوسط سن شروع مصرف مواد مخدر نیز در سال‌های گذشته کاهش قابل توجهی داشته است. براساس تحقیقات انجام شده ، سن شروع مصرف مواد تا سال ۸۶ بین ۲۳ تا ۲۴ بود که طی مدت ۶ سال به ۲۱ سال رسیده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .