اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Feb 12 2015

پلمب پیست شب شمشک به دلیل اتفاقات ‘خارج از عرف’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: پیست اسکی شب شمشک که ۱۶ بهمن‌ماه افتتاح شده بود، به دلیل عدم هماهنگی و اتفاقاتی که در مراسم افتتاحیه آن رخ داد، با دستور مراجع قضایی و انتظامی پلمب شد.

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با اعلام این خبر نوشت: “در مراسم افتتاح پیست شب شمشک که بدون انجام هماهنگی لازم با مراجع ذیصلاح از جمله فدارسیون اسکی برپا شد، اتفاقاتی خارج از عرف و نابهنجار رخ داد.”

گزارش‌ها حاکی است که فدراسیون اسکی با اعتراض به افتتاح این پیست بدون اطلاع مسئولان این فدراسیون خواهان “برخورد شدید” با برگزارکنندگان این افتتاحیه شده است.

براساس فیلم کوتاهی که از این مراسم در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، در مراسم افتتاحیه موسیقی پخش می‌شود و جوانان به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

No responses yet

Feb 12 2015

«دوران طلایی امام» در یک تصویر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


خودنویس: اگر به من بگویند دهه‌ی شصتِ ایران را در یک تصویر خلاصه کن بی‌درنگ تصویر بالا را پیش می‌کشم، چرا که تقریبا هرآنچه که مشخصه‌ی آن دوران است را در خود دارد.

خمینی بعد از اینکه در بهمن‌ماه ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و مدتی بین قم و تهران در رفت و آمد بود تا محلی برای سکنای دائمی بگزیند، در نهایت روستای خوش آب و هوای جماران در شمال تهران را انتخاب کرد، و هوادارانش در آنجا برای وی خانه‌ای محقر و حسینه‌ای کوچک ساختند که بلافاصله تبدیل به مرکزِ صدورِ اوامر و گرفتنِ تصمیماتِ مهمِ کشوری شد. از آنجایی که خمینی برای کسب و حفظِ قدرت در درجه اول به کاریزمای وحشتناکش – و نه به زرق و برقِ نظامی/اقتصادی – تکیه داشت، برایش چندان فرقی نمی‌کرد که کجا باشد، و هر جا که بود همانجا «مرکزیت» پیدا می‌کرد؛ و اصولا دهات‌نشینی‌اش – بگیرید «کوخ‌نشینی» – یکی از کارهایی بود که به کاریزمایش می‌افزود.

اینجا حسینیه جماران است، هنگامی که هنوز کامل ساخته نشده بود. دیوارها و سقف و سکو هنوز آجری هستند و روکشِ گچ‌کاری و رنگ و موزاییک‌کاری ندارند. بعدا هم که حسینیه تکمیل شد البته تفاوتِ چندانی با این تصویر نکرد، و اصولا همیشه شکلِ خانه‌خرابه بود. این هم قسمتی از «پرفورمانس» (performance) مستضعفانه‌ی خمینی بود که اعقابش با کاخ‌نشینی و تجمل‌پرستی آن را قدم به قدم در چشمِ خلق نقض کردند به طوری که امروز شعارهای مستضعف‌پرستانه‌ی جمهوری اسلامی هیچ محلی از اعراب ندارد و فقط برای خندیدنِ تلخ خوب است. در روزگاری که تلویزیون دو کانال بیشتر نداشت، و یک کانالش نصفِ‌روز بود و آن یکی هم فقط صبح و شب برنامه پخش می‌کرد، تصویرِ این حسینیه‌ی نمادین مدام از تلویزیون پخش می‌شد؛ و بدین ترتیب هر کجا که می‌رفتی این تصویر جلوی چشمت و توی کله‌ات بود:

پیرمردی هیبت‌مند و دُژَم با ریشِ سفیدِ بلند و ابروهای پهنِ ترسناک، پیچیده در عمامه‌ی مشکی و پوشیده در عبای شکلاتی، که بالای سکویی ساده با ریل‌گاردِ جوشکاری‌شده‌ی کوتاهی نشسته بود و با لهجه‌‌ی عجیب و غریبِ شبهِ‌دهاتی که دستورزبانِ «استاندارد» را به سُخره می‌گرفت – که این هم به نظرم قسمتی از بازیِ کاریزماتیک‌اش بود – مدام تحکم می‌کرد و به این و به آن بد و بیراه می‌گفت (تصویرِ کاملِ «پدرسالار»)؛ و پشتِ سرش همیشه عده‌ای از خواصِ ریش و پشم‌دار – با یک «استثنا»ی مهم – و عمدتا تیره‌پوش، مظلوم و دست‌به‌سینه، ایستاده یا نشسته بودند، که در عمل عواملِ فتنه بودند و آتش می‌سوزاندند (در این عکس فقط صادق قطب‌زاده‌ی شیش‌تیغ و کراواتی – که بعدا معدوم شد – پشت سرش نشسته. بعدا این افراد به مقتضای حال تغییر می‌کردند و کم و زیاد می‌شدند، اما «احمدِ گریان» – که او هم بلافاصله پس از مرگ خمینی به «یادگار امام» تبدیل شد – معمولا پای ثابت بود.)؛ و سپاهی‌های با ریشِ چرک و اصلاح‌نشده و خط نیفتاده و با لباسِ یشمی/زیتونیِ بدفرمی که معمولا به تن‌شان زار می‌زد و آن را از ناحیه‌ی کمر سفت با فانوسقه می‌بستند و آرمِ سپاه – مُشتی که کلاشینکف را فشرده و آیه‌ای از قرآن مبنی بر سرکوبِ مخالفان با زور شعارِ اصلی‌اش است – که روی سینه‌شان می‌چسباندند و از اول تا آخرِ سخنرانی دست‌به‌سینه سیخکی رو به جمعیت می‌ایستادند تا از یک طرف جان‌نثاری‌شان به امام را ثابت کنند و از طرف دیگر مراقبِ او باشند؛ و جماعتِ بی‌اختیاری که به هر کلامِ و حرکتِ رهبر با یکدستیِ بع‌بع‌مانندی پاسخ می‌گفتند، و معمولا هم فقط گریه می‌کردند (که باعث شد آخرش آن جوکِ معروف را برایش دربیاورند که «خَفَه! شاید این دَفَه خندَه‌دار باشَه!»).

آن وسط یک وزیر شعاری هم بود که چون در بین جماعت می‌نشست و ظاهرا «از مردم» بود معمولا پیدا نبود، ولی با همان ناپیدایی و کم‌پیدایی‌اش کارش خیلی مهم بود، چون مدام جماعت را به شعار دادن به نفعِ خمینی و بر ضدِ مخالفانش تحریک می‌کرد. آنچه ظاهرا در این تصویر «غایب» (absent) و در حقیقت مستتر بود البته سرکوب و کشتارِ تیپیکِ دهه شصت بود، که در کلامِ خمینی («با اینها با شدت رفتار کنند»؛ «اینها منافق هستند»؛ «معاندین را امان‌شان ندهید»؛ «شیطان بزرگ»؛ و…) نمود می‌یافت. و چنین بود «دوران طلایی امام»، که عده‌ای مدتهاست اصرار دارند برای بهبودِ وضعیتِ ایران باید به آن بازگشت. این دورانِ طلایی البته اگر برای خیلی‌ها آب نداشت برای بعضی‌ها نان داشت، و همانها هم هستند که امروز نمی‌گذارند ایران قدمِ بنیادین را به سوی دموکراسی بردارد، و با دودوزه‌بازی‌های زشت‌ و نابکارانه‌شان چوب لای چرخِ انقلاب و تغییرِ رژیم می‌گذارند. این در حالی است که برای نجاتِ ایران از نابودیِ محتوم باید از تمامیِ مراحلِ جمهوری اسلامی گذشت، و «دوران طلایی امام» بی‌شک یکی از فجیع‌ترین و ضدانسانی‌ترینِ این مراحل می‌باشد.

No responses yet

Feb 11 2015

مردم استان فارس با کوزه به دریاچه شوره‌زار شده بختگان آب می‌ریزند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفرانسه: دریاچه بختگان در بخش های وسیعی به شوره زار بدل شده است
مردم استان فارس در حرکتی نمادین، با ریختن آب به کویر باقی مانده از دریاچه بختگان، به نوعی نسبت به خشک شدن آن اعتراض کردند و همچنین به گفته رسانه ها “ابراز امیدواری کردند تا به زودی دوباره آب به این دریاچه بازگردد.”
در سال 1386 سد “سیوند”با تمامی مخالفت های مردمی و کارشناسان توسط دولت محمودی احمدی نژاد آب گیری شد. سدی در نزدیکی شهر شیراز و مناطق تاریخی تنگ بلاغی و پاسارگاد.

سه سال پس از آبگیری این سد، تقریبا تمامی پیشبینی های کارشناسان و مخالفان ساخت و آبگیری این سد که طرح های اولیه آن در سالهای 1340 تهیه و ساخت آن از سالهای دهه 70 آغاز شده بود به واقعیت پیوست.
آبی نهایتا در پشت سد سیوند جمع نشد، گل سنگ ها بر روی آثار تاریخی مانند پاسارگاد پدیدار شدند و دریاچه بختگان، دومین دریاچه داخلی ایران خشک و مبدل به یک فاجعه زیست محیطی در منطقه شد.
حالا مردم منطقه و نگهبانان پارک ملی بختگان که زندگی و طبیعتشان تحت تاثیر خشک شدن دریاچه بختگان قرار گرفته است در مراسمی نمادین، با کوزه قطراتی آب به تن خشکیده این دریاچه ریخته اند تا هم اعتراضی به وضعیت این دریاچه مهم مرکزی ایران کرده باشند و هم شاید نشانه از امید به روزی که دوباره آب به این دریاچه بازگردد.
البته تنها متهم خشک شدن دریاچه بختگان، سد سیوند نیست. کاهش بارش باران و سد “درودزن”که مسوول تامین آب شرب شیراز و اراضی پایین دست و دریاچه بختگان است نیز در این زمینه نقش موثری دارند.

سد درودزن برای تامین آب کشاورزی بیش از 130 هزار هکتار زمین کشاورزی که نیاز به آب دارند حق آبه دریاچه بختگان را رها نیمکند.
به گفته کارشناسان نحوه آبیاری قدیمی و غیر مسوولانه زمین های کشاورزی از عوامل مهم کمبود آب و در نتیجه عدم پرداخت حق آبه دریاچه بختگان است.
رئیس گروه محیط ‌زیست آب منطقه‌ای استان فارس در این باره گفته است:”در سال گذشته میزان بارندگی از حد متوسط پایین‌تر بوده به همین دلیل خشکسالی طی 6 سال آینده نیز تداوم دارد. در حال حاضر سد درودزن حدود 500 میلیون مترمکعب آب دارد در صورتی که ظرفیت آن از یک میلیارد مترمکعب بیشتر است. از این 500 میلیون مترمکعب، معادل 200 میلیون مترمکعب باید طی یک ماه آینده برای کشاورزی پایین‌دست دریاچه سد درودزن رها شود و فقط 300 میلیون متر مکعب برای پایداری آن باقی می‌ماند.
باید هر سال 10 الی 20 درصد از مصرف آب در حوزه کشاورزی کاسته شود. اگر در مصرف آب در حوزه کشاورزی تغییراتی حاصل نشود و آب در حوزه بالادست به میزان زیادی مصرف شود با چالش آبی روبه‌رو خواهیم بود. در کجا شاهد هستیم در یک استان بیابانی و نیمه‌خشک برنجکاری صورت گیرد؟”
نکته قابل توجه آنکه طی تحقیق یک موسسه بین المللی که طی سال های دهه 70 صورت گرفته با وجود سالم بودن زیست بوم دریاچه بختگان، از میزان خشک شدن دریاچه به علت عدم مدیریت آب، سد سازی و استفاده از آب های زیرزمینی برای کشاورزی ابراز نگرانی و میزان آن بین متوسط تا زیاد عنوان شده است.

دریاچه بختگان پیش از خشک شدن کامل

حالا با خشک شدن دریاچه بختگان، زندگی هزاران هزار انسان، حیوانات و گیاهان منطقه تحت تاثیر “کویر”باقی مانده به جای دریاچه قرار گرفته است.
با توقف آب ورودی و خشک شدن دریاچه بختگان، به گفته متخصصان محیط زیست، زمین های کشاورزی، چاه ها و باغ های اطراف منطقه خشک شدند.
هزاران هزار پرنده مهاجر و بومی در پی خشک شدن بختگان یا جان دادند و یا دیگر به آن منطقه نیامدند که خود آسیب بسیار بزرگی به زیست بوم منطقه وارد کرده است. به گفته فعالان محیط زیست محلی، تنها در یک مورد بیش از دو هزار جوجه فلامینگو مرده از این دریاچه جمع آوری شده است و هفت هزار فلامینگوی سرگردان توسط نگهبانان محیط زیست منطقه جمع آوری شده اند.

شوره زار به جا مانده از دریاچه بختگان

آسیب عمده دیگری که خشک شدن دریاچه بختگان به منطقه وارد کرده است ناشی از کاهش رطوبت هوا در منطقه است.
رطوبت ناشی حاصل از دریاچه بختگان و وجود کوه های مرتفع در منطقه باعث رشد و نمو درختانی مانند انجیر، بادام و زیتون شده بود که با از بین رفتن بختگان عملا این محصولات منطقه نیز از بین رفته است.
در دشت ها و دامنه های مجاور دریاچه، باغداری و کشاورزی رایج بود و باغ های فراوان انجیر، انار و انگور وجود داشت. علاوه بر این ها، انواع دیاتومه ها و جلبک ها، انواع گیاهان شور پسند گز و نی، تنگس، قیچ، آویشن، کاکوتی، باریم گل نرگس، کیکم، زیره و باریجه دیده می شدند که همگی از بین رفته اند.
شوره زار باقی مانده در کف دریاچه نیز همراه با باد به زمین های کشاورزی اطراف برده شد و به توانایی کشت و زرع زمین های اطراف آسیب جدی وارد شده است.

No responses yet

Feb 09 2015

علی جنتی: برای کاروکاسبی نصّاب‌ها دیش‌ها را جمع می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد می‌گوید جمع‌آوری دیش‌های ماهواره نتیجه‌بخش نیست و هر جا دیش‌های ماهواره جمع‌آوری می‌شود، دو روز بعد برمی‌گردند. او مخالفان اصولگرای دولت را به حاشیه‌سازی متهم کرد.

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت حسن روحانی شامگاه شنبه (۱۸ بهمن / ۷ فوریه) در سخنانی در گرمسار درباره “آسیب‌پذیری فرهنگی جوانان” گفت: «باید با مصون‌سازی، آسیب‌پذیری فرهنگی جوانان کشور را به حداقل برسانیم.»

او جمع‌آوی دیش‌های ماهواره‌ای از پشت‌بام خانه‌ها را که زیر نام “مبارزه تهاجم فرهنگی بیگانگان” انجام می‌گیرد، بی‌نتیجه خواند و گفت: «نه می‌توانیم تمام دیش‌های ماهواره را از روی بام‌ها جمع کنیم و نه می‌شود شبکه‌های اجتماعی را به طور کامل بست.»

علی جنتی افزود: «هر جا دیش‌های ماهواره را جمع کردیم، دو روز بعد دیش‌ها برگشت و انگار فقط برای کار و کاسبی نصّاب‌ها دیش‌ها را جمع می‌کنیم.»

وزیر ارشاد گفت: «امروز قدرت‌های جهانی برای تمام کشورها نقشه دارند و به بهانه جهانی شدن، می‌خواهند تمام ملت‌ها شبیه خودشان شوند، یعنی حتی زبان و نوع لباس پوشیدن کشورهای جهان سومی مثل آنها شود.» جنتی افزود: «چاره‌ای جز این نداریم که از نظر فرهنگی و دینی جوانان کشور را در برابر مسایل سوء فرهنگی واکسینه کنیم.»

قانون ممنوعیت به‌کارگیری “تجهیزات دریافت از ماهواره” ده سال پیش در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است. این قانون می‌گوید، ورود، توزیع و استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره ممنوع است و وزارت کشور موظف است با استفاده از نیروهای انتظامی و یا نیروی مقاومت بسیج در اسرع وقت نسبت به جمع‌آوری تجهیزات دریافت‌از ماهواره اقدام نماید.

در ده سال گذشته نیروی انتظامی در نوبت‌های مختلف با ورود به بام خانه‌ها دیش‌های ماهواره‌ای را جمع‌آوری کرده‌ است. در اواخر دولت محمود احمدی‌نژاد، این ماموریت به ماموران یگان ویژه نیروی انتظامی سپرده شد که علاوه بر پشت‌بام‌ها، با ورود به خانه‌های شهروندان از طریق “هلی‌برد”، دیش‌های ماهواره را از روی تراس و بالکن‌ها جمع‌آوری می‌کردند.

وزیر ارشاد دولت حسن روحانی اذعان می‌کند که هیچیک از این اقدام‌ها نتوانسته مانع از استفاده مردم از ماهواره و شبکه‌های تلویزیونی خارجی شود. علی جنتی سال گذشته در نخستین روزهای تصدی پست وزارت فرهنگ و ارشاد عنوان کرد که بیش از دوسوم تهرانی‌ها از ماهواره استفاده می‌کنند.

جنتی گفت: «در گذشته برخی اقدامات در کشور انجام می‌شد که امروز خنده‌دار به نظر می‌رسد. کاری نکنیم که پنج سال دیگر به کارهای خود بخندیم… ضریب استفاده از ماهواره ۷۱درصد مردم تهران را شامل می‌شود. رسیدگی به این موضوع ضرورت عرصه علم و فناوری روز است که باید ببینیم با آسیب‌های این شبکه‌ها چگونه مقابله کنیم.‌»

وزیر ارشاد هم‌چنین با اشاره به بی‌نتیجه‌بودن پارازیت‌اندازی روی شبکه‌های ماهواره‌ای گفت: «در آینده نزدیک، دو هزار شبکه ماهواره‌ای روی تلفن‌های همراه به آسانی توسط قابل دریافت خواهد بود… آیا برای مقابله با این پیشرفت‌ها هم از پارازیت استفاده خواهیم کرد یا راهکاری‌های دیگری داریم؟»

تشکیل اتاق عملیات برای مقابله با دولت

علی جنتی هم‌چنین در سخنرانی دیگری به آنچه “حاشیه‌سازی‌علیه دولت” خواند نیز واکنش نشان داد. در روزهای گذشته وزارت فرهنگ و ارشاد زیر فشار موجی از حملات رسانه‌های اصول‌گرا به دلیل انتشار آلبوم موسیقی “تو را‌ ای کهن بوم و بر دوست دارم” قرار داشت.

این آلبوم با آهنگ‌سازی “پیمان خازنی” در ژانر موسیقی ملی به تازگی تهیه و منتشر شده و در آن “محسن کرامتی” و “نوشین طافی” آوازخوانی می‌کنند.

نوری همدانی، مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، سه مرجع تقلید قم، در مورد صدور مجوز به این آلبوم توسط وزارت ارشاد اعتراض کردند. خبرگزاری فارس به نقل از آیت‌الله نوری همدانی نوشت: «خواندن زن و موسیقی زن در برابر مردان بر اساس قرآن کریم حرام است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حق ندارد چنین کاری کند و مردم ساکت نمی‌مانند.»

آیت‌الله جعفر سبحانی نیز از وزیر فرهنگ و ارشاد انتقاد کرد که چرا مجوز تک‌خوانی زنان را صادر کرده است. جعفر سبحانی حتی پا فراتر گذاشت و علی جنتی را به صدور فتوا درباره تک‌خوانی زنان متهم کرد. او گفت: «بنده بسیار گلایه‌مند هستم که فرزند یک روحانی فتوایی درباره تک‌خوانی بانوان می‌دهد؛ یعنی تمام مشکلات ما حل شده و تنها این مشکل باقی مانده است که دختری بیاید و تک خوانی بکند؟»

وزارت ارشاد اما می‌گوید این آلبوم تک‌خوانی زن نیست. جنتی روز جمعه گفت آلبوم “تو را‌ ای کهن بوم و بر دوست دارم” توسط محسن کرامتی و نوشین طافی همخوانی شده و در واقع تک‌خوانی نبوده است.

علی جنتی هم‌چنین درباره حاشیه‌سازی‌های مخالفان دولت گفت: «من در ۱۸ ماهی که در وزارت فرهنگ و ارشاد هستم احساس می‌کنم مجموعه‌هایی هستند که قاعدتا این دولت، دولت منتخب آنها نیست و آنان کاندیدای دیگری دارند که در انتخابات ریاست جمهوری پیروز نشده است. تمام تلاش آنان این است که با دولت در حوزه‌های مختلف فرهنگی، هنری، اقتصادی، سیاست خارجی مقابله کنند و حتی برای این منظور اتاق عملیاتی را تشکیل دادند و به دنبال آن هستند تا با دولت در زمینه هنری مقابله کنند.»

وزیر ارشاد افزود: «ما نظر مخالف و انتقاد را می‌پذیریم اما آنان به این بسنده نمی‌کنند و با جعل و تحریف اطلاع‌رسانی غلطی را به مجامع دینی، حوزه‌های علمیه و برخی شخصیت‌های مذهبی می‌کنند و متاسفانه گاهی این تبلیغات دروغ موثر واقع می‌شود.»

وب‌سایت “عصر ایران” در تحلیلی زیر عنوان “جریان دروغ؛ سمّ مهلک نظام، انقلاب و کشور” در واکنش به اظهارات چند مرجع تلقید نوشت، مراجع تقلید و نیروهای مذهبی در این ماجرا فریب خورده‌اند. به نوشته این وب‌سایت جریانی با “دروغ‌سازی” قصد دارد وزارت ارشاد و در نهایت دولت حسن روحانی را تضعیف کند. “عصر ایران” از مراجع تقلید خواست که خبرها را از “مبادی رسمی و قابل اعتماد” بررسی کنند تا از آسیب‌های “جریان دروغ” در امان بمانند.

No responses yet

Feb 03 2015

کبدم را چند می‌خری؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

روزنامه ایران: فروش کبد، از واقعیت تا دروغ
کبدم را چند می‌خری؟!

مریم طالشی در گزارش روزنامه ایران نوشته است: «یک کبد سالم چقدر می‌ارزد؟ ۱۰میلیون، ۵۰ میلیون یا ۱۰۰میلیون تومان؟! اصلاً می‌شود قیمت رویش گذاشت؟! زندگی سیری چند؟ راستی مگر آدم چند تا کبد دارد؟! کلیه نیست که طرف بگوید یکی‌اش را می‌فروشم و با آن یکی دیگرش هم می‌توانم زندگی کنم. کبد، همین یکی است. پس این آگهی‌ها چه می‌گویند؟! صبح اول وقت، زیر پل سیدخندان، روی صندوق صدقات، نوشته تایپ شده روی کاغذ A۴، می‌خورد توی چشم؛ نه می‌خورد توی سر آدم. کسی به خاطر نیاز مالی شدید، می‌خواهد کبدش را بفروشد. احتمالاً وقتی داشته عبارت «نیاز مالی شدید» را تایپ می‌کرده، اگر می‌توانسته، رویش تشدید می‌گذاشته. درد و فقر، وقتی تشدید می‌گیرد، چه‌ها که نمی‌کند با آدم. آنقدر که چوب حراج بزند به اعضای بدنش.»

گزارش نویس روزنامه ایران ضمن با انتشار بخشی از مکامله تلفنی خود با این داوطلب ۳۳ ساله فروش کبد از قول او نوشته است که حاضر است بخشی از کبدش را «۴۰ میلیون» اهدا کند، و در ادامه تاکید کرده است که «او فقط یکی از فروشندگان کبد است. یکی از همان‌هایی که قرار است یک تکه از کبدشان را بدهند به بیماری که درد امانش را بریده و لابد برای زندگی‌اش حاضر است هرچه می‌تواند هزینه کند. تعدادشان کم نیست.»

روزنامه ایران با اشاره به افزایش آگهی‌های فروش کبد آن را ناشی از ناآگاهی آگهی دهندگان توصیف کرده و از قول علی ملک‌حسینی، که وی را «پدر پیوند کبد در ایران» معرفی کرده نوشته است: «مسأله اصلاً به این آسانی که می‌گویند نیست. کبد چیزی نیست که قابل فروش باشد، عمل کبد به قدری سخت و مشکل است که چنین چیزی امکانپذیر نیست» و «پیوند کبد از فرد زنده، فقط از والدین به فرزند امکانپذیر است.»

حمید امیریان متخصص گوارش و کبد نیز به مریم طالشی گزارش نویس روزنامه ایران» گفته است: «اهدای کبد از فرد زنده، قابل انجام است اما شرایطی دارد. این عمل معمولاً در صورتی انجام می‌شود که بیمار، کودک باشد که در آن صورت هم از پدر یا مادرش می‌تواند کبد بگیرد و آن‌ها می‌توانند بخشی از کبدشان را به کودک خود اهدا کنند.»

این پزشک متخصص همچنین گفته است: «برای پیوند کبد از فرد زنده به ازای هر کیلو وزن هر فرد، ۱۰گرم کبد کافی است. مثلاً کسی که ۶۶ کیلوگرم وزن دارد، ۶۶۰ گرم کبد برای فعالیت بدنش کفایت می‌کند اما کبد هر فرد بزرگ‌تر از این ارقام است و زمانی که بخشی از آن برداشته می‌شود، کبد قادر است دوباره خودش را بازسازی کند که این عمل هم در بدن گیرنده و هم در بدن اهدا‌کننده صورت می‌گیرد. دقیقاً به همین دلیل هم هست که گیرنده کبد باید سن و وزن کمتری نسبت به اهدا‌کننده داشته باشد چرا که در غیر این صورت پزشکان مجبورند بخش زیادی از کبد اهدا‌کننده را بردارند که قطعاً اهدا‌کننده دچار مشکل می‌شود و ممکن است این کار حتی به مرگ او منجر شود.»

این روزنامه البته تاکید کرده است که حتماً هستند کسانی که از این ناآگاهی استفاده می‌کنند و دنبال استفاده مالی خودشان هستند. کار سختی نیست که با وعده و وعید، دل کسی را خوش کنی که یک تکه از کبدت را می‌فروشم و بعدش کبد دوباره ترمیم می‌شود و می‌روی دنبال زندگی‌ات و چندین میلیون تومان هم گیرت می‌آید و احتمالاً این وسط یک حق دلالی هم از اهدا‌کننده بیچاره می‌گیرد. خدا می‌داند.»

No responses yet

Feb 01 2015

تصویب بخش‌های دیگری از طرح حمایت از آمران به معروف

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در جلسه علنی روز یک‌شنبه، ۱۲ بهمن ماه مجلس، بخش‌هایی از طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که مورد ایراد شورای نگهبان واقع شده بود، از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی «اصلاح» شده و به تصویب رسید.

به گزارش خبرگزاری فارس، نمایندگان مجلس ایران در بررسی جدید خود ضمن اصلاح ماده ۷ این طرح، بار دیگر تاکید کردند که مجازات «اعمال مجرمانه» نسبت به «آمران به معروف و ناهیان از منکر قابل تخفیف و یا تعلیق نیست.»

نمایندگان مجلس در جلسه روز یک‌شنبه همچنین تصویب کردند که «در اجرای امر به معروف و نهی از منکر نمی‌توان متعرض حیثیت، جان، مال، مسکن، شغل و حریم خصوصی و حقوق اشخاص شد؛ مگر در مواردی که قانون تجویز کند.»

براساس مصوبات قبلی مجلس درباره این طرح، قسمت‌های مشترک آپارتمان‌ها، هتل‌ها، بیمارستان‌ها و وسایل نقلیه، حریم خصوصی محسوب نمی‌شوند.

نمایندگان مجلس در جلسه علنی روز چهارشنبه ۱۶ مهر، با وجود مخالفت دولت، کلیات طرح ۲۴ ماده‌ای «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» را تصویب کرده بودند.

شورای نگهبان ۱۴ ماده از این مصوبه ۲۴ ماده‌ای مجلس را دارای «ایراد و ابهام» دانسته‌است.

مباحث مربوط به «امر به معروف و نهی از منکر» پس از آن شدت گرفت که یک بسیجی به نام علی خلیلی، که ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ در یک درگیری خیابانی زخمی شده بود، روز چهارم فروردین درگذشت.

تعدادی از نیروهای بسیج و نیروهای موسوم به حزب‌الله، پس از درگذشت آقای خلیلی، گفتند مرگ او به دلیل جراحاتی بوده که در اثر درگیری سه سال پیش حین «امر به معروف و نهی از منکر» رخ داده بود.

«ضارب» آقای خلیلی در دادگاه اولیه به «قصاص نفس» محکوم شده‌است.

نمایندگان در جلسه روز یک‌شنبه مجلس «امر به معروف و نهی از منکر» را به «مراتب» قلبی، زبانی، نوشتاری و عملی تقسیم‌بندی کردند.

در صورت تصویب نهایی این مصوبه، «مراتب زبانی و نوشتاری امر به معروف و نهی از منکر» وظیفه مردم و دولت و «مرتبه عملی آن در موارد و حدودی که قوانین مقرر کرده، تنها وظیفه دولت است.»

این مصوبه نمایندگان مجلس در حالی است که در ماه‌های گذشته برخی از نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های منتقد حکومت ایران تصویب طرح «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» و همچنین گفته‌های برخی روحانیون سرشناس در این باره را زمینه‌ساز اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان و حمله به زنان در جهرم و ضرب و جرح آنها با چاقو، دانسته‌اند.

بیش از ۲۴۰ تن از فعالان مدنی ایران در آبان‌ماه با انتشار بیانیه‌ای به حملات اسیدپاشی در اصفهان و تصویب طرح «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» اعتراض کرده و این اقدامات را نشانه‌ای از افزایش خشونت علیه زنان و ایجاد حاشیه امن برای خشونت‌گران دانسته بودند.

محمدرضا خباز، از مدیران پارلمانی نهاد ریاست جمهوری نیز در جلسه علنی ۲۹ شهریور مجلس به عنوان نماینده دولت در مخالفت با طرح امر به معروف و نهی از منکر گفته بود: «متأسفانه در یکی از شهرها بحث اسیدپاشی شروع شده‌است، ما بدحجابی را تأیید نمی‌کنیم، ولی رفتار بازدارنده سبب درگیری می‌شود و مشکلاتی برای جامعه به وجود می‌آورد.»

۵۰ نماینده مجلس ایران روز سه‌شنبه ششم آبان در نامه‌ای به رئیس مجلس، نسبت به مرتبط دانسته شدن اسیدپاشی‌های اصفهان با تصویب طرح «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» در سخنان آقای خباز، اعتراض کردند.

همچنین پس از انتشار خبرهایی درباره حمله فردی به نام سعید بهشتی‌فر، به تعدادی از زنان در جهرم و ضرب و جرح آنها با چاقو، وب‌سایت سحام نیوز، نزدیک به مهدی کروبی، اعلام کرد که آقای بهشتی‌فر در بازجویی‌های اولیه خود اعتراف کرده که این اقدامات را با هدف «نهی از منکر» و پس از شنیدن صحبت‌های یکی از روحانیون سرشناس انجام داده که «ریختن خون بدحجاب را مباح شمرده‌است.»

این مسئله را محمدرضا رضایی کوچی، نماینده جهرم در مجلس، تکذیب کرده‌است.

No responses yet

Jan 29 2015

«ذهن‌ورزی، آرامش معنوی بدون نیاز به اعتقاد دینی است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,مذهب

رادیوفردا: سام هریس، نویسنده آمریکایی کتاب‌هایی چون «پایان ایمان»، «نامه‌ای به ملت مسیحی» است. کتاب آخر او با عنوان «بیدار شدن» درباره برخورداری از تجربه معنوی، بدون اعتقاد به ادیان است.

آقای هریس دانش‌آموخته فلسفه از دانشگاه «یو‌سی‌ال‌ای» است و کارشناسی ارشد خود را در علوم اعصاب گرفته است. او بنیادی با نام «خرد» را هدایت می‌کند که بر اصول زندگی سالم و اخلاقی در جامعه سکولار متمرکز است. دو کتاب از سام هریس در قالب یک جلد «دروغ/اراده آزاد» در ایران با ترجمه خشایار دیهیمی، منتشر شده است.

سام هریس در گفت‌وگویی اختصاصی با رادیو فردا، در خصوص مبحثی با عنوان «ذهن‌ورزی» یا که در کتاب آخر او «بیدار شدن» مطرح شده، می‌گوید.

***

می‌خواهم در خصوص ایده‌ای به نام «ذهن‌ورزی» – Mindfulness – که در کتاب آخر خود «بیدار شدن» به آن اشاره کردید، با شما صحبت کنم. آیا ذهن‌ورزی جایگزینی برای کسانی است که بخشی از ذهن خود را به ادیان اختصاص داده‌اند یا اینکه می‌تواند برای همه کاربردی باشد؟ در واقع چطور می‌توان آن گونه تسکینی که ادیان می‌دهند را با ذهن‌ورزی به دست آورد؟

ذهن‌ورزی به واقع به معنای توجه کردن است. توجه نزدیک و دقیق و شخصی شما به آن‌چه در خودآگاه‌تان می‌گذرد، است؛ اینکه از آنچه در خود‌آگاه شما روی می‌دهد، با خبر باشید و بتوانید آن را تربیت کنید و به طور دقیق از محتویات آن با خبر باشید.

جایگزین یا آنچه در مقابل ذهن‌ورزی قرار دارد، گم شدن در افکار است و اینکه فکر کنیم بدون اینکه بدانیم داریم فکر می‌کنیم، در واقع می‌شود گفت دشمن هر چیزی است که ربطی به تمرکز داشته باشد.

ذهن‌ورزی چیز عجیب و غریبی نیست. حتی این طور نیست که فقط به بودیسم ربط داشته باشد. به هیچ دیدگاه فلسفی مرتبط نیست، فقط توجه کردن است. چیزی که می‌توان گفت این است که بودایی‌ها ذهن‌ورزی را گرفته روی آن کار کرده و به یک سطح دیگر آن را برده‌اند و خیلی در مورد آن نوشته‌اند.

اما توجه به ذهن، باعث بروز حالاتی در ذهن می‌شود که بسیار مشابه چیزهایی است که در مرکز سنتی ادیان قرار دارد. مانند حس ارضای ذهنی شدید، پرواز روح، خلسه، حس مثبت شدید به روابط اجتماعی، عشق خالص و بدون پیش‌شرط، صبر و اشتیاق. ذهن‌ورزی، ورودی به چنین دنیایی است بدون این که نیازی باشد از دیدگاه هرگونه حکمت یا عقیده فرقه‌ای یا دسته‌ای به آن وارد شد.

ذهن‌ورزی چیز عجیب و غریبی نیست. حتی این طور نیست که فقط به بودیسم ربط داشته باشد و به هیچ دیدگاه فلسفی مرتبط نیست، فقط توجه کردن است

​​پس می‌شود گفت چیزی است که مردم می‌توانند بخواهند – یا باید از دین بخواهند – بدون این که نیازی به تعلقات ایمانی و یا افکار جداکننده و شکاف انداز بین بشر باشد.

برای کسانی که شاید با مباحث ذهن‌ورزی و تمرکز آشنایی نداشته و تازه با آن روبرو می‌شوند، بگویید که آیا این مبحث برای همه آسان است؟ آیا نیاز به پیش‌نیاز خاصی یا ورود به دسته یا گروه ویژه‌ای است؟ به زبان دیگر، این قدر راحت هست که هرکسی بتواند آن را انجام بدهد یا نیاز به یک پیشرو یا راهبر دارد؟

مثل هرچیز دیگری البته خوب است که برای ذهن‌ورزی دستور و راهنما داشت. این یک مهارت است و همه ممکن است در آغاز، در آن خیلی خوب نباشند. کمی تمرین می‌خواهد که لازم باشد بدانید چه کار می‌کنید و بتوانید آن را به سطحی برسانید که متوجه اثرات مثبت آن شده و سود آن را حس کنید. مثل شروع هر ورزش یا شروع نواختن ساز موسیقی است. نمی‌توان به محض شروع به سطح خیلی خوبی رسید و تمرین نیاز دارد.

ذهن‌ورزی هم همین‌گونه است. افرادی هستند که وقتی برای مثال به تنفس خود توجه می‌کنند – گفتنی است که این یکی از قدم‌های شروع رایج برای ذهن‌ورزی است و شما فقط به تنفس خود توجه می‌کنید – حواس‌شان به بینی و عمل دم و بازدم آن عضو است و یا توجه روی حرکت ریه و بالا و پایین رفتن قفسه سینه است.

ولی وقتی شروع به همین یک قدم کنید و برای مثال ۱۰ تا ۲۰ دقيقه بخواهید فقط روی تنفس کردن متمرکز شوید، بعد می‌بینید چقدر برای ذهن این کار سخت است و خیلی سریع می‌خواهد به یک جای دیگر پرتاب شده و شروع به کار کند و شما مرتب باید آن را به همین تمرکز ساده برگردانید. حتی می‌بینید صدها بار باید ذهن را برگردانید تا بتوانید همین حس خام نفس کشیدن را دنبال کنید.

بعد به تدریج وقتی توانستید این توجه ذهن را به نفس کشیدن معطوف کنید، به تدریج می‌توانید به مکانیسم‌های دیگر هم آن را منتقل کنید. برای مثال اگر تنفس نه، می‌توانید روی یک حرکت دیگر و یا حتی روی یک فکر متمرکز شوید. ولی با تمرین، می‌بینید چقدر راحت ممکن است ذهن گم شود و مدام از این شاخه به آن شاخه بپرد.

ممکن است برای کسانی که در شروع آن هستند طاقت‌فرسا یا خسته‌کننده باشد ولی همین طور باید آرامش را حفظ کرد و ذهن را به سمت آن چیزی که در موردش مراقبه می‌کنید، بازگرداند. تمرین ساده‌ای است اما کار راحتی نیست که بتوان در آن مهارت به دست آورد. ولی خوب شروع آن برای هرکسی ممکن است.

چه چیزی برای کسی که می‌خواهد شروع به ذهن‌ورزی کند، مهم است که در ذهن داشته باشد؟ اگر برای مثال کسی شروع بدی را تجربه کند شاید نتواند به بقیه هم مشاوره خوبی بدهد. یا این طور بپرسم، چه چیزهایی است که کسی که می‌خواهد ذهن‌ورزی کند، باید از آن پرهیز کند؟

مسئله مهم، آگاه نگه‌داشتن ذهن است. چیزهایی مثل دمای بدن، یا نفس کشیدن است که باید روی آن توجه داشت. حتی نیازی نیست برای ذهن‌ورزی شما به یک گوشه دنج بروید. هرچند خیلی‌ها ترجیح می‌دهند که گوشه خلوتی داشته باشند ولی شما حتی به تدریج و با تمرین می‌توانید در هر حالتی و هرجایی ذهن‌ورزی داشته باشید.

هستند کسانی که در آغاز کم‌طاقت هستند و خسته می‌شوند ولی فن خاصی ندارد. شما به محض این که دیدید ذهن شما از نقطه تمرکز خارج شد، باز از سر می‌گیرید و روی صدا یا تنفس تمرکز می‌کنید. حتی تلاش نمی‌کنید چیزی که آرامش‌بخش است را به ذهن بیاورید یا تلاش کنید چیزی که به نظرتان خوب نیست را از ذهن بیرون کنید. ذهن‌ورزی برای این است که آن چیزی که می‌خواهید آن لحظه تجربه کنید را حس و تجربه کنید و راهی است که بتوانید آگاهی خود را باز نگه دارید و ذات آگاهی خود را جست‌وجو کنید.

وقتی بتوانید آن را به طور مستمر انجام دهید، می‌بینید که چیزی به نام «ضمیر خودخواهی» در ذهن دیگر مانند یک جزیره جدا و یا یک چشم بالای سر نیست و دیگر تبدیل به یک تصویر ذهنی می‌شود. می‌توانید حتی از آن عبور کنید. می‌شود مثل آگاهی بدون داشتن مرکز. دیگر چیزی در مرکز نیست که همه چیز حول آن باشد. همه آگاهی و جهان در یک حوزه می‌آید و هر چیزی می‌آید و می‌رود و در هر لحظه تغییر می‌کند.

آیا ذهن‌ورزی نقطه منفی هم دارد؟ آیا عواقب و یا پیامدهای بدی هم در پی دارد؟

فکر کنم برای برخی از افراد که آسیب خاص روانی دارند مناسب نیست و می‌تواند پیامد داشته باشد. هرچند فکر می‌کنم بد نیست افراد به دامنه ذهنی خود آگاه باشند. باید بگویم من روانشناس بالینی یا روانپزشک نیستم ولی حدس می‌زنم برخی از حالات روانی باشد که مراقبه در سکوت برای آن خوب نباشد یا حس بدی ایجاد کند.

ذهن‌ورزی، مهارتی برای پایین آوردن اضطراب و حس‌نارضایتی و نگرانی است. چرا که حتی به چنین موارد روانی و روحی هم اگر نگاه کنید، این گونه فشارها در پی تفکرما هستند که روی می‌دهند. ما در این تفکرات غرق می‌شویم و خود را گم می‌کنیم و بیشتر مواقع تفکرات ناپسند و ناخوشایند به ذهن ما می‌آید

​​خیلی از مردم از ذهن‌ورزی و مراقبه به عنوان تجربه‌ای قدرتمند و مثبت یاد می‌کنند و هستند کسانی که برای پیشرفت در آن، گاهی اوقات از کار و زندگی کناره گرفته و در سکوت آن را جدی‌تر دنبال می‌کنند. باز هم می‌گویم در کل خیلی مثبت و خوب است ولی شاید حالاتی برای افرادی که به اسکیزوفرنی (شیروفرنی) یا «اختلال وسواس فکری عملی» دچار هستند، سخت باشد و مطمئن نیستم برای چنین افرادی تجربه تمرکز ثابت چگونه است. با این حال باید این را اضافه کنم که ذهن‌ورزی، مهارتی برای پایین آوردن اضطراب و حس‌نارضایتی و نگرانی است. چرا که حتی به چنین موارد روانی و روحی هم اگر نگاه کنید، این گونه فشارها در پی تفکر ما روی می‌دهند. ما در این تفکرات غرق می‌شویم و خود را گم می‌کنیم و بیشتر مواقع تفکرات ناپسند و ناخوشایند به ذهن ما می‌آید.

تمام چیزهایی که از آن ترس و هراس داریم، و تمام چیزهایی که از دست داده‌ایم و چیزهایی که امیدوارم کاش جور دیگری بودند به ذهن ما می‌آید و ما از چگونگی تفکرات خود در این حوزه‌ها بی‌خبر هستیم. ذهن‌ورزی به ما اجازه می‌دهد از آن با خبر بوده و خود را آرام کنیم. برای خیلی از افراد، روشی مستقیم برای کاهش دادن و کم کردن ناخوشایندی ذهنی است و برای درد کشیدن یا زجرکشیدن استفاده نمی‌شود.

من البته خیلی از ذهن‌ورزی استفاده نکرده‌ام ولی یک سوال پیش می‌آید. وقتی ما ذهن را این طور آرام کرده و با واقعیت آشنا و روبرو شویم، آیا جهان پیرامون و زندگی ما تلخ و سرد و بی‌روح نمی‌شود؟

با ذکر «واقعیت» از واژه خوبی استفاده کردید. ذهن‌ورزی به شما دانش فهم دنیای پیرامون را می‌دهد. برای مثال شما به کسی هدیه داده و از این که او خوشحال شود، خیلی حس رضایت می‌کنید. ولی وقتی ذهن‌ورزی داشته باشید، می‌فهمید انگیزه‌های دیگری پشت این کار شما هست و از آن با خبر می‌شوید. بعد می‌بینید که نه، از قضا به این خاطر هدیه داده‌اید که چیزی در مقابل آن از طرف می‌خواهید.

این شخص را که می‌خواهید راضی نگه دارید ممکن است در آینده شغلی شما نقش داشته باشد یا هر احتمال دیگری. برای همین وقتی شما ذهن‌ورزی کرده و به آن توجه کنید، می‌بینید انگیزه‌های دیگری پشت کارتان هست که شاید خودتان را پیش از این قانع کرده‌اید که وجود ندارد و این طور نیست. ولی حالا چون به افکار و رفتار خود توجه کرده و بر روی آن تمرکز دارید، می‌فهمید چرا دارید این کار را می‌کنید. البته ممکن است ناراحت کننده باشد ولی خب، از سوی دیگر، آزادی‌بخش هم هست چرا که به شما نشان می‌دهد چه آدمی هستید و انگیزه‌هایی که می‌خواهید شما را تحریک کند یا راهی که می‌خواهید بروید، چیست؟

ضمن این که داشتن ذهن آماده و آگاه و متمرکز، بسیار حس خوشایند و خوبی دارد. با لذت خاصی شما را در زندگی هدایت می‌کند. ذهن‌ورزی به طور مستقیم پراکندگی‌های ذهنی را کنار گذاشته و باعث می‌شود حس بهتری داشته باشید.

بگذارید یک مثال بزنم. شما در ابتدای یکی از سخنرانی‌هایتان، فکر می‌کنم در گردهمایی سالانه خداناباوران در استرالیا بود، مثالی زدید از این که شما یک آی‌پد نو و تازه را باز می‌کنید و از آن خیلی خوشحال هستید. تفکر دینی به شما می‌گوید به جای نگاه به اینکه کارگران در چین چه شرایط نامناسبی داشته‌اند تا این دستگاه را بسازند، به خود بگویید خدا خواسته و تقدیر بوده که شما خوش شانس باشید و بعضی افراد بدشانس، و در شرایط بد و به جای فکر کردن به شرایط بد آن کارگران، از آی‌پد نوی خود خوشحال باشید.

​​​حالا با این حرفی که در خصوص حس شادی و رهایی از ذهن‌ورزی می‌زنید، آیا فکر نمی‌کنید این تلخی که به آن اشاره کردید، باز هم برای فرد آزارنده باشد؟ فکر نمی‌کنید با ذهن‌پروری و داشتن واقعیت از جهان خارج، شخص باز هم درد و تلخی مستمر را تجربه کند؟

این جا بحث این می‌شود که چقدر درد نیاز است و چقدر درد می‌تواند مفید باشد. به عبارت دیگر، چقدر باید دردمند باشید تا بخواهید به دیگر افراد کمک کرده و دست آن‌ها را بگیرید. یا اینکه چه مقدار درد کافی است تا برای شما انگیزه برای حرکت باشد. یا اینکه چقدر واکنش حسی داشتن نسبت به درد و رنج دیگران، می‌تواند برای شما بهینگی داشته باشد.

مردمی هستند که خیلی حساسیت‌شان بالاست و حتی نمی‌خواهند از هیچ درد و رنج و خبر بدی در دنیا مطلع باشند و حتی از شنیدن و اخبار بدبختی دیگران، فرار می‌کنند. برخی هستند که می‌گویند به من نگویید کارگری که آی‌پد را ساخته چقدر سختی کشیده چون دیگر نمی‌توانم از آی‌پد خودم لذت ببرم.

ما باید متانت و انصاف در کنار اشتیاق به دیگران داشته باشیم. باید بتوانیم جهان را آن‌طور که هست بشناسیم و در هر موقعیتی که هست واقعیت را پذیرفته و بعد به سمت بهبود اوضاع برای دیگران هم حرکت کنیم.

برای کسانی که تازه خواننده شما می‌شوند و هیچ چیز از «سام هریس» و نگرش و تفکر او نمی‌دانند و تازه با کتاب «بیدار شدن» ممکن است شما را بشناسند، آیا توصیه‌ای دارید که پیش از این کتاب یکی از کارهای شما را بخوانند و با جهان‌بینی شما آشنا شوند؟ یا فکر می‌کنید هرکسی می‌تواند «بیدار شدن» را خوانده و با آن ارتباط برقرار کند؟

کتاب «بیدار شدن» برای هرکسی مناسب است و هیچ پیش‌شرطی ندارد که کسی حتما یکی از کارهای قبلی من را خوانده باشد، و به نظرم خود اثر مستقلی است.

ولی برای شما هر کتاب‌تان با یک مرحله فکری خودتان جلو آمده، این طور نیست؟

برای من بله، تکمیلی بر تفکراتی است که پیشتر داشته‌ام. از شروع مشکلات دین در شکل عام آن و بعد چشم‌انداز دینی و چشم‌انداز علمی و تفاوت‌های آن و بعد پرداختن به چیزهایی که مردم فکر می‌کنند فقط از دین می‌توان گرفت.

یکی از نگرانی‌های افراد دین‌دار و مذهبی این نیست که عقاید آن‌ها درست است یا نه – که البته حتما نگران آن هم هستند – ولی فکر می‌کنند اگر آن‌ها یا جامعه تفکر دینی را کنار بگذارد، پس دیگر ما تا حدی زیادی اخلاقیات و تا حدی تجربه معنوی را از دست می‌دهیم

​​یکی از نگرانی‌های افراد دین‌دار و مذهبی این نیست که عقاید آن‌ها درست است یا نه – که البته حتما نگران آن هم هستند – ولی فکر می‌کنند اگر آن‌ها یا جامعه تفکر دینی را کنار بگذارد، پس دیگر ما تا حدی زیادی اخلاقیات و تا حدی تجربه معنوی را از دست می‌دهیم. من در کتاب‌هایم به تک تک این موارد پرداخته‌ام. جدالی میان دین و دانش هست و الزامی ندارد که برای حفظ اخلاق، به خدا عقیده داشت. در این کتاب آخرم – «بیدار شدن» – به مسئله آرامش معنوی پرداخته‌ام.

پس بله، هر کتاب من تکمیل و نهادن یک گام است ولی هرکدام هم به طور مستقل به همان دیدگاه و نظر من می‌رسد که ما می‌توانیم زندگی اخلاقی و پرباری داشته باشیم بدون اینکه نیاز باشد به چیزی معتقد باشیم به ویژه که آن چیز، شاهد و سند و مدرک کافی برای آن وجود ندارد.

به عنوان پرسش آخر، شما چند بار در سخنرانی‌هایتان از حضار خواسته‌اید که برای دقایقی ذهن‌ورزی کرده و به نوعی آن را با شما تجربه کنند. ولی برای کسی که تا به حال این کار را نکرده، آیا منبع خاصی هست که به آن مراجعه کند؟ آیا هرکسی با توجه به شناختی که از خود دارد باید آن را به کار ببرد؟ بهترین راهنمای آغازین که می‌توان به کسی ارائه کرد، چیست؟

در همین کتاب «بیدار شدن» چند مثال آورده‌ام. در وبلاگ خودم، مطلبی نوشته‌ام با این عنوان که «چطور می‌توان مراقبه کرد» و در آن چند منبع معرفی شده و چند لینک به دیگر کتاب‌ها و وبسایت‌ها آمده و حتی چند اشاره به «راهنمای مراقبه» از من هست که آن‌جا آمده، چرا که برخی مواقع خوب است یک راهنمای صوتی داشت که برای ۱۰ دقیقه به شما کمک کند تمرکز را دنبال کرده و آن را تمرین کنید. برای شروع، این نوشته وبلاگ من راهنمای خوبی است.

No responses yet

Jan 28 2015

نایب‌رئیس مجلس آلمان: در ایران ترس و کنترل شدید حاکم بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,حقوق بشر

دویچه‌وله: نایب‌رئیس پارلمان آلمان می​گوید با رئیس مجلس ایران و رهبران اقلیت​های دینی دیدار کرده است. وی پس از بازگشت از ایران در گفت و گوی اختصاصی به پرسش​های دویچه وله فارسی درباره این سفر و حاشیه​های آن پاسخ داد.

دویچه وله: خانم کلاودیا روت شما در سفر ۵ روزه به ایران با چه کسانی ملاقات داشتید و حول چه محورهایی صحبت کردید؟

کلاودیا روت: ایده و انگیزه سفر ۵ روزه ما این بود که تصوری از وضعیت سیاسی داخل ایران آن هم درست یکسال پیش از انتخابات مجلس بدست بیاوریم. همچنین می‌خواستیم با وضعیت اصلاح​طلبان، اصول​گرایان و جامعه مدنی آشنا شویم. موضوع سیاست خارجی هم برای ما مهم بود، چون دنیا بی​ثبات شده و ایران هم به عنوان یک قدرت منطقه​ای مهم در منطقه​ای واقع شده که ثبات ندارد. درسوریه و عراق میلیون​ها نفر آواره شده‌اند، خشونت و کشتار اوج گرفته. این انسان​ها هم از سوی “دولت اسلامی” و هم از طرف رژیم بشار اسد مورد تهدید و کشتار قرار گرفته​اند. ما در ضمن از دریاچه ارومیه بازدید و این فاجعه زیست‌محیطی را از نزدیک مشاهده کردیم.

با چه کسانی ملاقات کردید؟

کلاودیا روت: در این سفر برای ما بسیار اهمیت داشت که علاوه بر مقامات رسمی ایران با نمایندگان جامعه مدنی کشور هم ملاقات کنیم. با نمایندگان کلیمیان و رئیس جامعه یهودیان در تهران صحبت کردیم و از کنیسه و بیمارستان یهودیان بازدید کردیم. همچنین با نمایندگان اقلیت​های دینی ارمنی، آشوری و زرتشتیان که در ایران به رسمیت شناخته شده​اند نیز دیدار داشتیم. گرچه ما با نمایندگان بهایی​ نتوانستیم ملاقات کنیم، اما موضوع بهائی​ها را هم عنوان کردیم چون آن‌ها به شدت تحت فشار قرار گرفته​ و تحقیر می​ش

Comments Off on نایب‌رئیس مجلس آلمان: در ایران ترس و کنترل شدید حاکم بود

Jan 27 2015

ادامه انتقادها از دخالت ‌نهادهای غیرمسئول در عرصه موسیقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: انتقادها از روند حذف زنان در عرصه موسیقی همچنان ادامه دارد. در تازه‌ترین واکنش‌ها مدیرعامل خانه موسیقی از لغو کنسرت‌ها، مشکلات پیش آمده برای بانوان نوازنده و ادامه تعطیلی کلاس‌های موسیقی فرهنگسرا‌ها گلایه کرده است.

علاوه بر انتقادهای مطرح شده از سوی مدیرعامل خانه موسیقی، سایت تابناک نیز پس از منتشر شدن مصاحبه سالار عقیلی در دویچه‌وله دست بر روی نکته دیگری در این رابطه گذاشته است.

سالار عقیلی، خواننده موسیقی سنتی ایران (۲۹ دی / ۱۹ ژانویه) به دنبال حذف همسرش که در اجرای کنسرت شهر مشهد او را همراهی می‌کرد، در مصاحبه‌ای با دویچه‌وله اعلام کرده بود: «چندی پیش نامه‌‌ای از سوی اداره اماکن منتشر شد که در آن ۳۰ تن از خواننده‌های موسیقی سنتی و پاپ، از جمله خود من ممنوع‌الکار اعلام شده بودند، اما وزارت ارشاد به آن اعتراض کرد و مسئله حل شد. در مورد زنان هنرمندان اما این روند گویا همچنان ادامه دارد و باعث تاسف است.»

هر نهادی به خود اجازه دخالت می‌دهد

سایت تابناک پس از منتشر شدن این مصاحبه با دست گذاشتن بر همین نکته، آورده است: «گفته‌های اخیر سالار عقیلی با یکی از رسانه‌های خارجی درباره لیست سیاه خوانندگان و نوازندگان سنتی و پاپ ایران، این پرسش را پیش آورد که عامل چنین نامه‌نگاری‌ چه بوده و چگونه در سکوت جمعی از خوانندگان مطرح موسیقی ممنوع‌الکار شده بودند؟»
سالار عقیلی: به احترام مردم کنسرت مشهد را لغو نکردم

تابناک با اعلام اینکه نامه‌ای که سالار عقیلی علنی کرد، تا پیش از این رسانه‌ای نشده بود، می‌نویسد: «ماجرا فرا‌تر از لغو ۲۰ کنسرت است. گاهی دخالت‌ها در حوزه موسیقی به نقطه‌های ‌بازگشت ناپذیر می‌رسد.»

سایت تابناک با انتقاد از این‌که در حال حاضر هر نهادی به خود اجازه می‌دهد با نامه‌نگاری، گروهی وسیع از خوانندگان و نوازندگان شناخته شده از ممنوعیت باز دارد، می‌نویسد: «به خاطر فقدان قوانین شفاف و چندمتولی‌گری در حوزه فرهنگ، هر نهادی خود را صاحب اختیار می‌داند.»

موضوع ممنوع‌ شدن کار ۳۰ خواننده موسیقی سنتی و پاپ ایران اگر چه لغو شد، اما سایت تابناک درباره علت پدید آمدن چنین نامه‌ای می‌نویسد: «در لیستی که یکی از نهاد‌ها به وزارت فرهنگ و ارشاد ارسال کرده بود، این طور استدلال شده که صدای این ۳۰ خواننده از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش شده است و به همین خاطر باید ممنوع‌الکار شوند.»

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از منتشر شدن این نامه با اعلام این‌که پخش آهنگ‌های خوانندگان در شبکه‌های ماهواره‌ای لزوما به معنای رضایت و همکاری این افراد با این شبکه‌ها نیست، مقابل این حرکت ایستاد و منع کار این خوانندگان منتفی شد.

وظیفه مسئولان فرهنگی چیست؟

وضعیت نابه‌سامان موسیقی در کشور گلایه‌های حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی را نیز به دنبال داشت.

حمیدرضا نوربخش در نشست ماهانه اعضای خانه موسیقی اعلام کرد: «لازم می‌دانم چند نکته را به اهالی خانه موسیقی و به مسئولین بگویم. با وجود ارادتی که به دولت محترم، ریاست جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد دارم، متاسفانه باید بگویم به وعده‌هایشان در حوزه موسیقی عمل نشده است.»

مدیرعامل خانه موسیقی با انتقاد از این‌که دامنه لغو کنسرت‌ها از شهرستان‌ها به پایتخت هم کشیده شده، گفته است: «هر روز باید خبر ناگواری بشنویم از این‌که کنسرتی دچار مشکل و برنامه‌ای لغو شده است. مردمی که بلیت خریده‌اند تا دقیقه نود تکلیف‌شان مشخص نیست. نهاد‌هایی که مسأله موسیقی از نظر قانونی هیچ ربطی به آن‌ها ندارد، دخالت می‌کنند. ما می‌خواهیم بدانیم وظیفه مسئولان فرهنگی چیست؟»

حذف زنان از عرصه موسیقی دلهره آور است

نوربخش در نشست ماهانه اعضای خانه موسیقی به مسائلی که اخیرا برای بانوان نوازنده پیش آمده هم اشاره کرد و گفت: «تا امروز چالش با صدای بانوان بود که می‌گفتند خانم‌ها حق ندارند بخوانند. الان می‌گویند خانم‌ها حق ندارند ساز بزنند. نیمی از جمعیت جامعه هنرمندان، زنان با صلاحیتی هستند که در برخی از رشته‌ها جایگزین آن‌ها را نداریم. چطور می‌توانیم این بخش مهم و عظیم موسیقی را حذف کنیم؟ با چه دیدگاهی این ضوابط اعمال می‌شود و این نظرات داده می‌شود؟ ما مستقیما دستگاه فرهنگی کشور را مسئول می‌دانیم.»

مدیرعامل خانه موسیقی با اعلام این‌که حذف این چنینی زنان هنرمند برای اهالی موسیقی دلهره آور است، اعلام کرد: «ما انسان‌های قانونمندی هستیم. تمام ضوابط را قبول داریم و به قانون مملکت احترام می‌گذاریم، ولی فرا‌تر از قانون را قبول نداریم.»

وضعیت بد موسیقی در ایران

روند حذف نوازندگان یا همسرایان زن در برنامه‌های موسیقی از حدود یک ماه پیش در شهرهای مختلف ایران آغاز شده است. در کنسرت سالار عقیلی در مشهد، همسر وی که نوازنده دف بود، پس از اجرای یک قطعه موسیقی از سن پایین آورده شد.

در کنسرت ارکستر سازهای بادی تهران به خوانندگی “عالیم قاسم‌اف” خواننده معروف جمهوری آذربایجان هم اتفاق مشابهی رخ داد و دختر وی که به عنوان همسرا حضور داشت، از برنامه حذف شد.

این روند خودسرانه حذف زنان از عرصه موسیقی، ممنوع کردن فعالیت برخی از خوانندگان، لغو کنسرت‌های مختلف و تعطیلی برخی از کلاس‌های آموزش موسیقی تاکنون واکنش‌های بسیاری را به‌دنبال داشته است.

No responses yet

Jan 22 2015

«درگیری شدید در بورس تهران»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

خودنویس: یکی از مجریان شبکه تلویزیونی تهران در صفحه اینستاگرام خود، از «درگیری شدید، شکسته شدن شیشه‌ها و میزها و جو متشنج در بورس تهران» خبر داده است

سوسن حسنی‌دخت، مجری شبکه تلویزیونی تهران، در صفحه اینستاگرام [2] خود، با انتشار دو عکس از تالار بورس تهران، نوشت:

«خبر فوری
درگیری شدید در بورس تهران
شیشه‌ها و میزها شکست
درهای بورس بسته شد
جو تالار معاملات بسیار بد، معامله‌گران در حال خروج از تالارن، اما حراست جلوگیری میکنه، محل مشتریان هم داره خالی میشه، در کل جو متشنج شده تو تالار
احتمالا علت درگیری سقوط شاخص در ماهها و روزهای اخیر و متضرر شدن سهامداران از اصل سرمایه است.»

برخی منابع غیررسمی و گزارش‌های تاییدنشده نیز از حضور نیروهای انتظامی در خیابان‌های حافظ و جمهوری و فضای امنیتی و حالت غیرعادی در خیابان‌های اطراف بورس تهران خبر می‌دهند.

تحلیل‌گران، شرایط اقتصادی ایران را با توجه به افت شدید قیمت نفت، رکود تورمی، فساد اقتصادی گسترده، سوء مدیریت‌ها و تدوام تحریم‌ها، بحرانی و در آستانه فروپاشی ارزیابی می‌کنند.

لازم به توضیح است که صفحه اینستاگرام سوسن حسنی‌دخت [3]، تاییدشده است و در وبلاگ رسمی [4] این مجری صداوسیما نیز معرفی شده؛ همچنین وب‌سایت داخلی «آخرین نیوز» [5] خبر او از درگیری در بورس تهران را پوشش داده است.

یکی از کاربران اینستاگرام، زیر این پست نوشته است: «دستشون درد نکنه آقایون تدبیر و امید» و کاربر دیگری هم نوشته است:

«وقتی اصلی‌ترین خواسته مردم رو اقتصاد جار میزنن و به مردم تلقین میکنن رفاه از همه چیز مهمتره نتیجه همین میشه. میز مذاکره که خط مقدم مبارزه است جای ارزشها و آرمانها نباشه و منافع مهم باشه دیگه نباید انتظار داشته باشن این مردم به خاطر منافع دولت و حزب خاصی صبوری و تحمل کنن. وقتی قهرمان و ارزش کمرنگ میشه دعوا تو تالار بورس چیز عجیبی نیست.»

گزارش تکمیلی: خبر، رسما تایید شد

خبرگزاری کار ایران، ایلنا، در گزارشی با عنوان «تشنج در بازار بورس» [6] نوشت:

ساعاتی پیش بازار بورس تهران در پی سقوط شاخص دقایقی ملتهب شد. به گزارش خبرنگار ایلنا در حالی که امروز هم برای چندمین روز متوالی شاخص بورس قرمز بود، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران خرد بورس که بیشتر از مردم عادی بودند، تحمل خود را از دست دادند و برای دقایقی برخی از آنها شروع به اعتراض کردند و خواستار رسیدگی مسولین به وضع بازار شدند، در حالی که این اعتراض‌ها دیگر به فریاد تبدیل شده بود، معترضان اقدام به ترک تالار کردند.

حامد قاسمی کارشناس بورس در گفتگو با ایلنا علت این امر را تداوم ریزش بازار می‌داند و می‌گوید الان به مدت چند هفته است که شاخص بازار بورس افت می‌کند به طوری که امروز این شاخص به ۶۵۰۰ رسید که ۳۷۸ واحد افت داشت

وی مهم‌ترین علت این ریزش روزانه را شایعات جدیدی در مورد وضعیت اقتصادی و تصمیمات اقتصادی دولت می‌داند که  مهترین آنها بستن بودجه بر روی نفت ۴۰ دلاری و معلوم نبودن وضعیت مذاکرات هسته‌ای می‌داند.

قاسمی گفت بازار به مذاکرات و نتیجه آن خوش‌بین نیست و بر همین اساس، هر روز این شاخص پایین می‌آید، مضاف بر اینکه نحوه بودجه‌نویسی دولت و عدم تعامل مجلس با دولت در هنگام بررسی بودجه در آینده بازار را به این نتیجه رسانده که احتمال آشفتگی پولی در سال آینده محتمل است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .